خاطره ی ازنوجوانی شهید محمد معماریان

 

 

 

 

خیلی از کارهای خانه را که بلد بود، خودش انجام می داد. وقتی هم مانع می شدیم، می گفت: کجای اسلام آمده که همه کارهای منزل را باید مادر انجام بده؟! چند ماهی رفت کلاس خیاطی؛ زود یاد گرفت. باباشم براش یه چرخ خیاطی گرفت؛ لباس های مردانه می دوخت. کم کم مشتری هم پیدا کرده بود. درآمد هم داشت. پولش رو با مشورت و حساب شده خرج می کرد. 
نوجوانی شهید محمد معماریان
منبع : کتاب دوران طلایی به نقل از ماهنامه امتداد
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 فروردین 1396  ] [ 2:42 PM ] [ ]

کلامی ازشهید مدافع حرم مسلم نصر

 

 

 

در این مقطع زمانی که همگی استکبار و گردن کشان ستمگر کمر به همت تضعیف و تسلیم ساختن انقلاب و نظام اسلامی با تمامی شیوه های فرهنگی، تبلیغی، جنگ نرم و تسخیر کردن فکر و ذهن جوان ما دارند، همگی ما باید در فتنه ها از مسیر حق منحرف نشویم و چشم به چراغ بان و روشنای راه این مسیر، مقام عظمای ولایت باشیم.

 شهید مدافع حرم مسلم نصر

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 فروردین 1396  ] [ 12:32 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهیدحجت الاسلام سيد علي اكبر ابو ترابي

سرباز های عراقی دوطرف راهرو ایستاده بودند وبچه ها را هنگام رد شدن با کابل می زدند، حاج آقا ابوترابی هم بودند و موقع رد شدن از بین عراقی ها خودش را سپر بقیه می کرد.
برای همین بیشتر کابل ها به او می خورد.
همان وقت کابل یکی از سربازها از دستش افتاد حاج آقا ایستاد، خم شد کابل را برداشت و به سرباز داد.
سرباز عراقی چند لحظه حاج آقا را نگاه کرد، بعد کابل را زمین انداخت و رفت.
بعد از آن هیچ وقت با کابل به اردوگاه نیامد.

  شهیدحجت الاسلام سيد علي اكبر ابو ترابي
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 فروردین 1396  ] [ 12:31 PM ] [ ]

کلامی از شهید مدافع حرم سید امین حسینی



مردم این زمانه مرا سرکوب میکنند که کجا می روید و برای چه کسی می جنگید ؟اما اینان غافلند که ما خود نمی رویم ، گویی ما را صدا می زنند .قلبمان پایمان را به حرکت وا می دارد .جز اینکه دختر علیه السلام و سه ساله حسین علیه السلام بر روی اسم ما مهر شهادت زده اند؟من جوابی جز این ندارم که خون ما رنگین تر از قاسم و اکبر حسین علیه السلام نیست .
 شهید مدافع حرم سید امین حسینی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 فروردین 1396  ] [ 12:30 PM ] [ ]

خاطره ی ازسردارشهید سید محمد جهان آرا


ما در مجموع دو سال و دو ماه باهم زندگی کردیم. در این مدت هر لحظه اش برایم خاطره ای است و یادی که در ذهنم جای عمیقی دارد. یکی از یادهای ماندگار که به خصوصیات ایشان مربوط می شود، هدیه دادن محمد به من بود، شاید خیلی از آقایان یادشان برود که روزهای ازدواج، عقد، تولد و عید چه روزهایی است. اما محمد تمام این روزها را به خاطر داشت. و امکان نداشت آنها را فراموش کند، حتی اگر من در تهران بودم. این یادکردها همیشه با هدیه مادی همراه نبود. هربار نامه ای می نوشت و از این روزها یاد می کرد. در این نامه ها مسئولیت من و خودش را می نوشت. نامه ای نبود که بنویسد و از امام (ره) یادی نکند. او با همین شیوه روزهای خاص زندگی مان را یاد آور می شد و همه نامه ها را دارم و هنوز برایم عزیز هستند. هربار که آنها را می خوانم می بینم چطور این جوان بیست و پنج ساله دارای روحیه لطیف و عمیقی بوده است. روحیه ای که در محیط خشن جنگ همچنان پایدار مانده. 
سردارشهید سید محمد جهان آرا
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 فروردین 1396  ] [ 12:29 PM ] [ ]

کلامی از شهید مدافع حرم سید محمد مصطفوی



دوستان عزیز شما را قسم به خدا که راه امام حسین (ع) را که راه عاقبت به خیری و مهمترین کار است را ادامه دهید. حسین گونه زندگی کنید که تمام عاقبت به خیری را در همین راه است و همیشه یاد و خاطره شهدا را زنده نگه دارید چون شهدا همیشه زنده اند و من وجود آنها را در زندگی خود همیشه احساس می کردم .
 شهید مدافع حرم سید محمد مصطفوی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 فروردین 1396  ] [ 12:28 PM ] [ ]

کلامی از شهيد محمد علي جهان آرا



خداوندا تو خود شاهد بودى كه من تعهد این آزادى را با گذران تمام وقت هستى خویش ارج نهادم و با تمام دردها و رنجهایى كه بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شكیبایى كردم ولى این را میدانم كه این سران تازه به دوران رسیده نعمت آزادى را درك نكرده‌اند
من براى كسى وصیتى ندارم ولى یك مشت درد و رنج دارم كه بر این صفحه كاغذ مى‌خواهم همچون تیغى و یا تیرى بر قلب سیاه دلانى كه این آزادى را حس نكرده‌اند بر سر اموال این دنیا ملت را، امتى را و جهانى را به نیستى و نابودى مى‌كشانند، فرود آورم

 شهيد محمد علي جهان آرا

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 23 فروردین 1396  ] [ 12:26 PM ] [ ]

خاطره ی ازنوجوانی شهید محمود پایدار

هم خوب درس می خواند و هم کار می کرد. خیلی از هم سن و سالهایش، بدون توجه به اوضاع مالی خانواده شان، خرج می کردند؛ درس هم نمی خواندند. طوری بود که بچه های سال دوم - سوم راهنمایی هم می آمدند مشکلات ریاضیشان را پیش محمود حل می کردند. از هر فرصتی هم برای کمک به اوضاع مالی خانواده، استفاده می کرد. روزی قرار بود دیوار سنگی برای دبیرستان امیر کبیر بگذارند؛ رفته بود خودش را برای آوردن سنگ معرفی کرده بود تا به این وسیله، پولی به دست بیاورد و کمک خرج ما باشد.
 نوجوانی شهید محمود پایدار
منبع : کتاب دوران طلایی به نقل از گردان نیلوفر
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 فروردین 1396  ] [ 12:55 PM ] [ ]

کلامی از شهيد منصور اعتمادي فر



وای بر حالمان که بر حالمان نمی نگریم و بر حال دیگران خرده می گیریم .چه سخت است نشستن و محاسبه نمودن ،محاسبه نفس نمودن،به حساب اعمال رسیدن و کردار و گفتار را نگریستن . این نفس چه عجیب است که در حال همه می نگرد ولی در حال خود نه.
 شهيد منصور اعتمادي فر

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 فروردین 1396  ] [ 12:53 PM ] [ ]

خاطره ی از شهیدصیاد شیرازی

در خانه با بچه‌ها مثل پدر رفتار مي‌كرد. به همه مي‌گفت: لباس‌هايتان را خودتان بشوييد و اتو كنيد تا مادر فقط برايتان غذا درست كند. او مسئول انجام كارهاي شما نيست‌. خسته مي‌شود. در درس دادن و كمك علمي در خانه هم زبانزد بود. برادر دومش ‌وقتي كه تا كلاس ششم خواند، ديگر نمي‌خواست ادامه تحصيل دهد و پدرش او را به مكانيكي ‌فرستاد. يك روز كه با لباس روغني به خانه آمد، گفت ‌كه دوستانش با او سرسنگين هستند و ناراحت شد و تصميم گرفت دوباره به مدرسه برگردد. وقتي علي متوجه اين موضوع شد، به برادرش دلداري داد كه ناراحت نباشد. آن زمان خودش در حال ورود به دانشكده افسري بود و سه ماه از ثبت نام كلاس‌هاي دبيرستان گذشته بود، ولي او به برادرش قول داد كه برادرش را براي امتحان ورودي آماده كند. 
شهیدصیاد شیرازی
منبع : شاهد یاران / روایت مادرش
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ سه شنبه 22 فروردین 1396  ] [ 12:46 PM ] [ ]