کلامی از شهيد عباس کریمی قهرودی



شهادت در اسلام نه مرگي است كه دشمن به مجاهد تحميل مي‌كند بلكه انتخابي است كه وي با تمام آگاهي و شعور و شناختش به آن دست مي‌يازد.
 شهيد عباس کریمی قهرودی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 12 فروردین 1396  ] [ 9:34 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید حسين خرازي

در منطقة عملیاتی فاو، كنار اروند، با یك نفر در حال نگهبانی بودیم. حاج حسین خرازی به تنهایی به طرف ما می‌آمد. به شخص همراه خود گفتم: ایشان فرماندة لشكر است. قبول نكرد و گفت: فرماندة لشكر این طور تنها و عادی بین نیروها حركت نمی‌كند.
چند لحظه بعد حاج حسین آمد و به درون سنگر رفت. هنگام ظهر، برادرها از حاج حسین خواستند جلو بایستید. حاجی نپذیرفت و گفت: اگر هر كدام از شما برادران بسیجی جلو بایستید، پشت سرتان اقتدا می‌كنم. همین كار را هم كرد.

 شهید حسين خرازي
منبع : راوي: ‌‌رضا معيني،‌ ر.ك: دژ آفرينان، ص‌‌47
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 12 فروردین 1396  ] [ 9:33 PM ] [ ]

کلامی از شهيد محمد تقي شرعي



در هجوم فرهنگی‌ای که غرب و شرق برای ما ترسیم کرده، ما می‌خواهیم با ابزار فرهنگی دشمن کار بکنیم و ابزار فرهنگی دشمن را استفاده کردن به معنی این است که دشمن دارد ما را دور می‌زند.ابزار فرهنگی مثل ابزار نظامی نیست که مثلا بگوییم ما یک تانک از آنها گرفتیم و دقیقا یک ساعت قبل این در دست دشمن بوده و الان که دست ماست از آن علیه دشمن استفاده می‌کنیم. ابزار فرهنگی پیام خاص خود را هم دنبال خودش می‌آورد. مساله اینکه سوژه های هنری سینمایی چطور شکل می‌گیرد، چرا هنوز حل نشده؟ ما هنوز نتوانسته ایم مساله استفاده ابزاری از زن در فیلم را که برای بالا بردن جذابیت است، حل کنیم؟ و از آن طرف هم نتوانسته ایم کارهای گیرا و جذابی را بدون اینکه ابزارهای آنها را به کار ببریم، ارائه کنیم و اگر هم شده بسیار کم رنگ است چون ما با ملاک ها و معیارهای آنها می خواهیم هنر اسلامی خلق کنیم. اصلا آن معیارها برای اینجا ساخته نشده است. مثل اینکه ما دماسنج را برداریم و بخواهیم طول را با آن اندازه بگیریم!
 شهيد محمد تقي شرعي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 12 فروردین 1396  ] [ 9:31 PM ] [ ]

خاطره ی ازشهید احمد كاظمی

در عملیات آزادسازی خرمشهر، هنگامی كه عراق، دفاع پرحجم و سختی تشكیل داد، بسیاری از رزمندگان ما شهید و یا مجروح شدند. در یكی از خاكریزها فردی را دیدم كه آرپی‌چی به دست بود و مرتب جای خود را تغییر می‌داد و به سمت دشمن شلیك می‌كرد. همین امر باعث شد اندك نیروهای باقی مانده، با روحیة بالا فعالیت كنند.
اگر خاكریز، قبل از رسیدن نیروهای كمكی سقوط می‌كرد، وضعیت خط بحرانی می‌شد. در دل خود، آن آرپی‌چی زن را تحسین می‌كردم. وقتی پشت خاكریز رسیدم، آرپی‌جی‌زن را دیدم. او كسی جز احمد كاظمی نبود كه یك تنه ایستاد تا نیروهای كمكی از راه برسند و خط سقوط نكند.

 شهید احمد كاظمي
منبع : راوي: سيد ناصر حسيني، ر.ك: فاتحان خرمشهر، شهيد كاظمي، ص 55
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 12 فروردین 1396  ] [ 9:30 PM ] [ ]

کلامی از شهید مختار دهباشی

 

 

 


هميشه به ياد خدا باشيد و گمان كنيد كه هر ساعت و دقيقه، لحظه آخر عمرت است و همان‌طوري‌كه در اين آيه داريم: «اَلَمْ يعْلَمْ بِاَنَّ اللهَ يَري »

 شهید مختار دهباشی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 12 فروردین 1396  ] [ 9:28 PM ] [ ]

کلامی از شهید ایرج بائوج لاهوتی


 بارالها، مرگ مرا زندگی برای دیگران ساز، برای ملتم! دینم، برای آن سیاه دربند! برای آن ضعیف بی‌چیز! برای آن فقیر غمین! برای آنان که جز اشک،‌ سلاحی و جز ذکر تو دوایی ندارند.
شهید ایرج بائوج لاهوتی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ شنبه 12 فروردین 1396  ] [ 9:27 PM ] [ ]

خاطره ی از آزاده برادر مظاهرى


در عملیات والفجر 2 وقتى مى‏خواستیم به موضع رهایى برویم، با مشكل میدان مین روبه‏رو شدیم. در آن بین، نوجوان 14 - 15 ساله‏اى من را به گوشه‏اى كشید و گفت: «حاجى! به من یاد بده وقتى به مواضع دشمن رسیدیم، چه‏طور خود را روى میدان مین بیندازم تا تعداد بیش‏ترى از مینها خنثى شود.‌»
من دستى به سرش كشیده، گفتم: «نه برادر. ان‏شاء اللّه نیازى به این كار نیست. تیم تخریب، الآن مى‏رسد و مینها را خنثى مى‏كند و به راحتى از معبر مى‏گذرید.‌»
در پى پاسخ من، او با رضایت خاطر رفت؛ اما نمى‏دانستم دوستان او فرداى آن روز، همان كارى را كه او مى‏خواست، انجام مى‏دهند. هنوز صحنه اجساد مطهرشان به روى سیمهاى خاردار در ذهنم باقى است و به آن همه عشق و ایمان و ایثار و شجاعت غبطه مى‏خورم.

 
منبع : راوى: برادر مظاهرى، ر. ك: ده متري چشمان كمين، پاورقى ص 312
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 11 فروردین 1396  ] [ 4:42 PM ] [ ]

خاطره ی ازپاسدار شهيد

یكی از پاسدارانی كه در بیمارستان شهید كلانتری اندیمشك بستری بود، از ناحیه چشم جراحت برداشته و هر دو دستش قطع شده بود. با چنین وضعی كه برای او در عملیات پیش آمده بود، شروع به راز و نیاز و نماز كرد و با وجود قطع دست، بازوانش را هنگام قنوت بلند می‌كرد. این برادر پاسدار چند روز بعد شاهد شهادت را در آغوش كشید و آسمانی شد
 پاسدار شهيد
منبع : راوی: آمنه داغری؛ ر. ك: هم پای مردان خطر، ص 101
شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ جمعه 11 فروردین 1396  ] [ 4:40 PM ] [ ]

کلامی از شهيد رضا خان محمد



یاریم کن تا با نفس سرکشم درافتم. یاریم کن که بنده تو باشم و سر به خاک پاک تو نهم و برای تو زندگی کنم و برای تو بمیرم.
 شهيد رضا خان محمد

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 10 فروردین 1396  ] [ 5:57 PM ] [ ]