کلامی از شهيد سيد مرتضي آويني
آن آزادی که غرب می گوید « رهایی از هر تقید و تعهد » است و این آزادی که ما می گوییم نیز «رهایی از هر تعلقی » است.
شهيد سيد مرتضي آويني
شادی روح شهدا صلوات
ادامه مطلب
آن آزادی که غرب می گوید « رهایی از هر تقید و تعهد » است و این آزادی که ما می گوییم نیز «رهایی از هر تعلقی » است.
شهيد سيد مرتضي آويني
شادی روح شهدا صلوات
«آقا مرتضى، مصطفى را نديدى؟ فرستادمش دنبال چرم. هنوز برنگشته!»
چرم را انداخته بود توى آب، نشسته بود لب حوض كتاب مى خواند. يك دستش كتاب بود، يك دستش توى حوض.
اوستا به مرتضى گفت «حيفِ اين بچه نيست مى آريش سر كار؟ ببين با چه عشقى درس ميخونه. برادر بزرگش هستى. بايد حواست به اين چيزها باشه.»
مرتضى گفت «خودش اصرار مى كنه. دلش مى خواد كمك خرج مادر باشه. درسش رو هم مى خونه. كارنامه اش رو ديدم. نمره هاش بد نيست.»
شهیدمصطفي رداني پور
منبع : برگرفته از مجموعه كتب يادگاران | انتشارات روایت فتح | نفيسه ثبات
شادی روح شهدا صلوات
شکر خدای را که بر ملت ما منت گذارد و ملت غیور و دلاور ما را به ناجی و یاری دهنده دین مبین اسلام برگزید و خواست که دین مبینش را به دست مسلمانان با ایمان و دلیر و ملت قهرمان ما گسترش داده و سرافراز نماید.
شهيد محمد محمدي
شادی روح شهدا صلوات
ماشين، جلوى سنگر فرمان دهى ايستاد. آقا مهدى در ماشين را باز كرد. ته ايفا يك افسر عراقى نشسته بود. پياده اش كردند. ترسيده بود. تا تكان مى خورديم، سرش را با دست هايش مى گرفت.
آقا مهدى باهاش دست داد و دستش را ول نكرد. پنج شش متر آن طرف تر. گفت برايش كمپوت ببريم. چهار زانو نشسته بودند روى زمين و عربى حرف مى زدند.
تمام كه شد گفت «ببريد تحويلش بديد.»
بى چاره گيج شده بود. باورش نمى شد اين فرمان ده لشكر باشد تا ايفا از مقر برود بيرون، يك سره به مهدى نگاه مى كرد.
شهید مهدی زین الدین
منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی
شادی روح شهدا صلوات
ضعف مسلمين از آن روزي شروع شد كه فقط به ظواهر دين چسبيدند و از واقعيات آن صرف نظر نمودند.
شهيد دكتر مفتح
شادی روح شهدا صلوات
سه ماه تعطیلات که می شد می گفت خوشم نمی آید برم تو کوچه با این بچه ها وقت صرف کنم. می خوام برم شاگردی. می گفتیم آخه زشته برای ما، تو بری شاگردی. اما اون گوش نمی کرد و می رفت شاگرد یک میوه فروش می شد. اینقدر این بچه زحمت می کشید تو کارش که وقتی خونه میامد دیگه نفس نداشت. می گفتم: ننه، کی میگه تو با خودت اینطور بکنی؟ می گفت: باشه، زحمت کشی یک نوع عبادت است، طوری نیست، حضرت علی چقدر زحمت می کشید، نخلستان ها را آب می داد، مگه ما به دنیا اومدیم که بخوریم و بخوابیم.
سردارشهید محمد ابراهیم همت
منبع : کتاب همت
شادی روح شهدا صلوات
اگر می خواهید در روز قیامت روسفید باشید نگذارید دلاوریها و رشادتهای شهیدان به فراموشی سپرده شود.
شهید بیوک آقا صوابی
شادی روح شهدا صلوات
طبق معمول موقع عملیات کفش هایش را در آورده بود و با پای برهنه توی منطقه راه می رفت. ازش پرسیدم: چرا با پای برهنه راه می ری سید ...؟ گفت: برای پس گرفتن این زمین خون داده شده. این زمین احترام داره و خون بچه ها روش ریخته شده، آدم باید با پای برهنه روش راه بره.
سردار شهید سید حمید میرافضلی
منبع : کتاب سید پا برهنه
شادی روح شهدا صلوات
در هیاهوی زندگی متوجه شدم که چه دویدنهایی که فقط پاهایم را از من گرفت درحالیکه گویی ایستاده بودم ، چه غصههایی که فقط باعث سپیدی مویم شد اما دریافتم که کسی هست که اگر بخواهد میشود وگرنه ، نمیشود . کاش نمیدویدم ، نه غصه میخوردم ، فقط او را میخواندم
شهيد مدافع حرم امير لطفي
شادی روح شهدا صلوات
با وجود مشغله فراوان چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، هیچگاه ایشان مسجد را رها نکردند و معتقد بودند ارتباط مستقیم و چهره به چهره با مردم را تحت هر شرایطی باید حفظ کرد. در مسجد پای صحبت و درد دل مردم مینشستند و اگر احساس میکردند میتوانند از مشکلی گره گشایی کنند، از هیچ تلاشی دریغ نمیکردند. حتی اگر صحبت طولانی میشد و وقتشان اقتضا نمیکرد، آدرس منزل را به افراد میدادند و میگفتند برای ادامه صحبت و طرح مسایل و مشکلات به منزل بیایند.نهایت اهمیت را برای رفع مشکلات و دغدغههای مردم قائل بودند. یادم نمیرود یک روز ایشان آمدند و گفتند: سقف منزل یک پیرزن دچار مشکل شده اما متاسفانه من الان امکان حل مشکل او را ندارم. شما هدیهای برای او بخرید که او بداند من به فکر او هستم .
شهيد مهدي شاه آبادي
شادی روح شهدا صلوات