یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
پیامبر اسلام و چالش منافقان
پیامبر اسلام و چالش منافقان


 

نويسنده: محسن کریمی
منبع : اختصاصی راسخون



 

چکیده :
یکی از جریانات مهم که اقدامات وفعالیتهایش در صدر اسلام بسیارمشهود بود ،جریان نفاق بود.بخش بزرگی از گرفتاری های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در صدر اسلام از ناحیه این جریان بود؛زیرا این جریان در عرصه های گوناگون علیه جامعه نوپای اسلامی دست به ایجاد توطئه ودسیسه می زد.در نتیجه بیشترین اوقات رسول گرامی اسلام،صرف خنثی سازی این دسیسه ها وتوطئه ها می شد.اگرچه پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه این جریان،دارای تشکل وانسجام بیشتری گردیده وبه توطئه گری،دسیسه سازی وکار شکنی علیه اسلام ،پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ومسلمانان پرداختند.اماردپای آن رادر دوران مکی نیز می توان یافت وشواهد معتبر ،وجود نفاق در مکه را تأئید می نماید.از طرفی جریان نفاق،پدیده ایست که اختصاص به عصر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ندارد.در این نوشتار ،پس از تعریف نفاق به بررسی زمان شکل گیری جریان نفاق ،فعالیتهای منافقان در برخی از غزوات ونحوه برخورد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با آنان می پردازیم.
مقدمه :
مسأله منافقان از ورود پيامبرصلی الله علیه و اله به مدينه شكل گسترده تری به خودگرفت . ورود پيامبر صلی الله علیه و اله به اين شهر با اقبال مردم روبرو شد و بنابراين برخي از افراد مخالفت آشكار را به صلاح خود نديدند و راه نفاق و دورويي پيشه كردند . اينان با نفوذ در صفوف مسلمانان به كارشكني و اخلال مي پرداختند و به هر نحو ممكن سعي در تضعيف جبهه مسلمانان داشتند . در اين ميان عواملي چند به حفظ نظام نوپاي اسلامي كمك كرد . نقش اساسي پيامبر صلی الله علیه و اله و فداكاري و اطاعت اصحاب ايشان در مقابله با چالش منافقان فصلي قابل تأمل در تاريخ اسلام است . در اين مقاله سعي شده با شرح واقعه ، كارشكني و اهمال كاري منافقان را به تصوير كشيم و در پي آن تصميمات و اقدامات پيامبر صلی الله علیه و اله و نيز عملكرد مسلمانان در خنثي كردن توطئه ايشان را بررسي كنيم . منابع اصلي اين تحقيق ، مغازی اثر محمد بن عمر واقدي ، سيرة ابن هشام و طبقات ابن سعد مي باشد. نيز آياتي از قرآن مجيد در شرح وقايع آورده شده است .
فصل اول: نفاق
تعریف نفاق:معنای لغوی نفاق:نفاق به معنای پنهان کردن کفر وتظاهر به اسلام وایمان یک واژه اسلامی است که برای اولین بار به این معنا در قرآن کریم واحادیث به کار رفته است.معنای اصطلاحی نفاق:در تعاریف اصطلاحی نفاق نیز گفته شده است که نفاق،تظاهر به ایمان است در حالی که در باطن ایمان نداشته باشد(1)بنابر این منافق کسی است که در دل خدا را قبول ندارد اما متظاهر به خدا پرستی است،قرآن وپیامبر صلی الله علیه و اله را قبول ندارد اما متظاهر به احترام به قرآن وپیامبر صلی الله علیه و اله است(2)


خاستگاه وزمان شکل گیری:
 

در باره خاستگاه وزمان شکل گیری جریان نفاق به طور کلی دو نظریه ابراز شده است:الف .عده ای خاستگاه جریان نفاق را مدینه دانسته وآغاز شکل گیری آن را پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه و اله به مدینه وتشکیل حکومت اسلامی در آنجا می دانند .آنان برای اثبات مدعایشان استدلال می کنند که ریشه نفاق ورزیدن دو عامل ترس از اظهار هویت وطمع به مال اندوزی است،بنابراین از آنجا که مسلمانان پیش از هجرت یک گروه اقلیت ،محکوم وتحت سلطه مشرکین قریش در مکه بودندوقدرت نظامی ویا مالی کافی نداشتند تا کسی از آنان بترسد یا به اموال انان چشم طمع بدوزد،از این رو برای مبارزه با آنان ،نیاز به نفاق ورزیدن وپنهان کاری نبود.اما پس ا آنکه پیامبر صلی الله علیه و اله به مدینه هجرت کرد ومسلمانان قدرت یافتند،عده ای که هنوز نور اسلام در قلبهایشان نتابیده بود ،یا از ترس اسلام ویا از روی طمع به مال ومنال دنیا به نفاق روی آوردند.ب.نظر دیگر آنست که جریان نفاق،ابتدا در مکه شکل گرفته است.علامه طباطبایی وگروهی دیگر از محققین از طرفداران این نظریه محسوب می شوند؛آنان معتقدند که علت اصلی نفاق ورزیدن،همیشه ترس از قدرت حاکم ویا طمع رسیدن به مال ومنال دنیایی نیست تا نتیجه بگیریم که از آنجایی که مسلمانان در مکه قدرت ویا مال کافی نداشتند، از این رو انگیزه ای برای نفاق ورزیدن هم وجود نداشت. علامه طباطبایی با رد این نظریه که تنها ترس وطمع ،منشأنفاق باشد،رسیدن به قدرت را نیز یکی از علل وانگیزه های روی آوردن به نفاق دانسته واظهار می دارد:(بسیاری از منافقین را می بینیم که در مجتمعات بشری دنبال هر دعوتی می روند ودور هر صدایی را می گیرند،بدون اینکه از مخالف خود هر قدر نیرومند باشد ،پروایی بکنند ونیز اشخاصی را می بینیم که در مقام مخالفت با مخالفین خود بر می آیند وعمری را با خطر سپری می کنند وبه امید رسیدن به هدف بر مخالفت خود اصرار هم می ورزند تا شاید هدف خود را که رسیدن به حکومت است به دست آورده،نظام جامعه را در دست بگیرند ومستقل در اداره آن باشند ودر زمین غلو کنندورسول خدا صلی الله علیه و اله هم از همان اوایل دعوت فرموده بود که اگر به خدا ودعوت اسلام ایمان بیاورید،ملوک وسلاطین زمین خواهید شد.با مسلم بودن این دو مطلب،چرا عقلا جایز نباشد که احتمال دهیم بعضی از مسلمانان ،قبل از هجرت به همین منظور ،مسلمان شده باشند،یعنی به ظاهر اظهار اسلام کرده باشندتاروزی به آرزوی خود که همان ریاست واستعلاء است،برسند...ونیز ممکن است بعضی در ایتدا بدون هدف شیطانی مسلمان شده باشند اما در اثر پیش آمدهایی ،در باره حقانیت دین اسلام به شک افتاده ومرتد شده باشند،اما این اعتدال خود را از دیگران پنهان بدارند(3)این نظریه با دقت در اوضاع وشرایط حاکم در صدر اسلام نزدیکتر به واقعیت به نظر می رسد؛زیرا با پیشگویی هایی که در مورد آینده اسلام صورت می گرفت،کسانی را که آرزوی رسیدن به قدرت داشتند،وادار نموده باشد تا به ظاهر به اسلام بگروند تا در آینده با در دست گرفتن رهبری جهان اسلام به آرزوی خویش دست یابند،در مورد منافقان مکه احتمال وجود این عامل بسیار زیاد است.بنابراین می توان ادعا کرد که پیدایش نفاق در مکه بوده است،اگر چه پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه و اله به مدینه بود که به صورت یک جریان متشکل در آمده ودست به اقدامات وفعالیتهای خطر ناک وتخریبی علیه اسلام وپیامبر صلی الله علیه و اله زدند.
فصل دوم: بررسی برخی از غزوات
غزوۀ‌ بني قينقاع (624 م– 2 ق) :در غزوۀ‌ بني قينقاع مسلمانان قلعه ايشان را پانزده روز محاصره كردند تا سرانجام بني قينقاع تسليم فرمان پيامبر صلی الله علیه و اله شدند . پيامبر صلی الله علیه و اله دستور داد تا آنها را ببندند . عبدالله ابن ابي كه هم پيمان بني قينقاع بود شتابان به نزد پيامبر صلی الله علیه و اله آمد و گريبان پيامبر صلی الله علیه و اله را گرفت و گفت :« اي محمد ، نسبت به دوستان من نيكي كن» . پيامبر صلی الله علیه و اله با چهره اي بر افروخته و خشمگين به او فرمود :« واي بر تو رهايم كن(4)»گفت :«رهايت نمي كنم تا نسبت به دوستانم دستور به نيكي دهي(5)» .ابن اُبي خود به يهوديان بني قينقاع گفته بود كه در قلعه حصاري شوند و وعدۀ ياري داده بود(6) ولي هيچ كمكي از او به يهوديان نرسيد . به هر حال پيامبر صلی الله علیه و اله به واسطۀ‌ اصرار عبدالله ابن اُبي از كشتن يهوديان بني قينقاع صرف نظر كرده به آنها سه روز مهلت داد تا مدينه را ترك كنند(7). در اين واقعه مي بينيم كه پيامبر صلی الله علیه و اله علي رغم پيروزي و قدرت بر خيانتكاران سخت نگرفته و نه تنها از رفتار بعضي از منافقان همچون ابن اُبي چشم پوشيد بلكه به خواسته گستاخانه آنها پاسخ مثبت داده مايه دلگرمي آنان شد . هر چند حوادث بعدي گواه آنست كه آنها قدر اين مهرباني و بزرگواري را ندانستند .
غزوۀ احد (625 م - 3ق):


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 بهمن 1393  ] [ 12:43 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
سیره نظامی پیامبر اکرم (ص)
سیره نظامی پیامبر اکرم (ص)


 

نویسنده : مریم مشتاقی (1)
منبع : اختصاصی راسخون



 

چکیده
پیامبران از طرف خداوند مأمور به هدایت مردمند و برای این که مردم را به سوی خداوند متعال هدایت کنند نیازمند به تشکیل حکومت در جامعه هستند. زیرا با تشکیل حکومت قدرت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به دست آنها می‌افتد و در سایه این قدرت به آسانی می‌توانند این وظیفه الهی را انجام دهند.
پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز در ابتدا مأمور بود که این هدایت را بدون جنگ و خون ریزی انجام دهد اما چون مشرکان دست از لجاجت خود بر نداشتند و تصمیم گرفتند با پیامبر بجنگند، وی نیز در مقابل آنان به دفاع پرداخت. پس جنگ از طرف پیامبر دفاعی است نه تهاجمی.
رسول خدا (ص) در این جنگ‌ها از شیوه‌هایی استفاده کردند که در زمان خود بی نظیر بود. این اصول هم اکنون نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این مقاله برآنیم که ویژگی‌های برجسته این فرمانده بی نظیر و هم چنین تاکتیک‌هایی که در نبردها بکار می‌بردند را بیان کنیم.
به این امید که سیره نظامی پیامبر خدا (ص) سر مشق مدافعین و پاسداران اسلام قرار گیرد.
واژگان کلیدی : سیره، نظامی، شیوه، مدیریت. روش، دفاع.
مقدمه.
محمد بن عبدالله (ص) يك پيامبر بود و مأموريّت هدايت انسانها به سوى خداوند متعال را بر عهده داشت. وی بسيار علاقه‏ داشت كه مردم از گمراهى رهايى یابند و به راه راست درآيند و در اين راه رنج بسیار برد و مشقت‌های زیادی را تحمل کرد. پيامبر رحمة للعالمین، آمده بود كه مردم را با شيوه‏اى منطقى وعقل پسند متقاعد كند كه دست از بت پرستی و شرک بردارند و به خداوند يگانه ايمان بياورند. او با هيچ كس دشمنى نداشت، دنبال مقام نبود، قصد تصرف سرزمينى را نداشت و از قبيله، مردم يا نژادى خاص طرفدارى نمى‏كرد بلكه آمده بود همگان را متوجه خداوند كند و مشعل خاموش دين را روشن کند. با اين حال دعوت صميمانه رسول خدا (ص) در آغاز بى‏جواب ماند، سران قريش به مخالفت برخاستند. وابستگى شديد مردم به بت‌ها سدّ راه توحيد شد. دانشمندان يهود و نصارا از راه حسادت وارد شدند و نتيجه آن شد كه پیامبر خدا (ص) ناخواسته وادار به جنگ گرديد. وقتى مخالفان، زبانى جز زبان زور و اجبار نمى‏دانستند، پیامبر نيز دست به شمشير برد، اما نه شمشير برای جهانگشايى. آن حضرت زمانى به اقدام نظامى و خشونت‏آميز دست مى‏زد كه كار با خرد و منطق پيش نمى‏رفت. او براى مداواى درد جهل، ابتدا داروى پند و موعظه، بشارت و انذار را مى‏آزمود و زمانی كه هيچ كدام مؤثر نبود، درمان را با جراحی و داغ به پايان مى‏برد.
هر چند رسول گرامی خدا (ص) پيامبر و با وحى در ارتباط بود، اما نبردهای وى رنگ بشرى داشت. او با شیوه‌ی معمول روزگار خويش مى‏جنگيد، هر تدبيرى كه لازمه‌ی جنگ بود مى‏انديشيد و از ابزار و ادوات جنگى استفاده مى‏كرد، زمانی در جنگ پيروزمى‏شد و گاهی شكست مى‏خورد. چون بنا نبود كه كار رسالت از راه وحی (غير عادى) پيش برود. بناى خداوند این بود كه مسلمانان در اين جنگ‌ها شركت كنند تا شجاع از ترسو و پایدار از فراری و مجاهد از منافق بازشناخته شود. خداوند مى‏خواست پيروان پيامبراسلام را همانند پيروان اديان گذشته آزمایش کند و به هر كسى هر آنچه را كه لیاقت آن است بدهد.


سیره در لغت و اصطلاح.
 

«سیره» در لغت بر وزن فِعله به معنای نوع و کیفیت رفتن است. (2) اما سیره در اصطلاح مورخان صدر اسلام به معنای احوال و تاریخ زندگی پیامبر بوده است. (3) استاد مطهری در معنای سیره چنین توضیح می‌دهد: سیره‏ی پیغمبر، یعنی سبک پیغمبر، روشی که پیغمبر در عمل و روش برای مقاصد خودش به کار می‌برد ...(4).

ویژگی‌های برجسته فرماندهی پیامبر اکرم (ص).
 

1. شجاعت‏
پیامبر اسلام فردى شجاع بود و شجاعت در تمام صحنه‌های زندگى او ديده مى‏شود. زمانى كه مشركان مكه رسول خدا (ص) را پيوسته تهديد مى‏كردند و آزار مى‏دادند، يك تنه در مقابل همه‌ی آنان ايستاد. وقتى هم به مدينه آمد و حكومت اسلامى تشكيل داد، مخالفان خود را با ديده تحقير نگاه کرد و در انجام كارهاى نظامى براى گسترش و تثبیت حكومت لحظه‏اى درنگ نكرد. از نشانه‏هاى شجاعت آن حضرت رو در رو شدن با دشمن با نیروی اندک بود. به گواه تاريخ تقريباً در تمام جنگ‌ها تعداد نیروهای اسلام از سپاه دشمن كمتر بود، در عين حال در بيشتر جنگ‌ها پيروزى با مسلمانان بوده است.
شجاعت رسول خدا (ص) را كسى مثل حضرت على (ع) تأييد مى‏كند كه خود سلحشورترين و شجاع‌ترین رزمنده اسلام‏است. آن‏حضرت در سخنى فرموده‏است: «كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنا به رسول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه، فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ»؛ (5) هنگامى كه نبرد سخت مى‏شد، به رسول خدا (ص) پناه مى‏برديم و هيچ كس از او به دشمن نزديكتر نبود.
در جنگ احزاب بر اثر زيادى دشمن و فشار جنگ دل‌ها به شدت لرزيد، ترس و هراس بر همه‏ جا سايه افكند و بيشتر مردم نگران بودند، به ويژه زمانى كه خيانت و پيمان‏شكنى يهوديان بنى‏قريظه آشكار شد، ترس و نگرانى مردم افزايش يافت. با اين حال، رسول خدا (ص) هرگز نگران نشد و ترس به او راه نيافت. ايشان پيوسته در فعاليت بود و شب و روز براى پيشبرد جنگ مى‏كوشيد. نظارت بر يك جبهه گسترده با امكانات بسیار اندک كار بسيار دشوارى بود و رسول خدا (ص) با شجاعت بى‏ نظیرش اين کار مهم را به انجام رسانيد و دشمن را فرارى و سرافكنده ساخت.
2. بنيّه نيرومند.
پیامبر خدا (ص) بسيار قوى و تندرست بود. با آنكه شب‌ها پيوسته در حال عبادت بود و اندكى مى‏خوابيد، روزها با نشاط كامل فعاليت مى‏كرد راه‌های طولانی را همانند افراد زير فرمانش مى‏پيمود، با آنكه وظيفه حساس و خطير فرماندهى را به عهده داشت، در انجام كارهاى دشوار شركت مى‏کرد، گاهى در جنگ‌ها زخم‌های عميق برمى‏داشت، با اين وجود سپاه اسلام را هدايت مى‏كرد بى‏آنكه سستى و رخوتی در او ديده شود. (6).
3 . شخصيت و نفوذ.
رسول خدا (ص) شخصيتى برجسته داشت. يارانش احترام فوق العاده‏اى براى او قائل بودند و از معنويت آن حضرت تأثیر می‌گرفتند. كافران قريش در واقعه حديبيه عروة بن مسعود را فرستادند تا با آن حضرت گفتگو كند. او كه فرد دنیا ديده‏اى بود، از شخصيت و نفوذ معنوى پیامبر خدا (ص) به شگفت آمد، از اين رو وقتى پيش قريش آمد چنين گفت: من نزد قيصر و كسرى، امپراتوران روم و ايران و همچنين پادشاه حبشه رفته‏ام، اما هيچ پادشاهى را نديده‏ام كه به اندازه محمّد در پيروانش نفوذ داشته باشد. آب وضويش را نمى‏گذارند بر زمين بريزد و براى تبرك هر قطره آن را مى‏برند. اگر تار موئى از سر و صورت او بيفتد فورا آن را از زمين برداشته حفظ می‌کنند و اينان هرگز او را با چيزى عوض نخواهند كرد. (7).
با آنكه پيامبر (ص) متواضع و مهربان بود و يارانش را خیلی دوست داشت، كسى را ياراى آن نبود كه زياد به چهره مباركش نگاه کند، با ايشان بلند سخن بگويد يا او را در اجراى تصمیم‌هایش به ترديد بیندازد. با آنكه در جاهاى لازم با ياران خويش به مشورت مى‏پرداخت ولى آنان هرگز به اين فكر نيفتادند كه در اراده پیامبر تأثير بگذارند، بلكه با كمال ادب و فروتنى پيشنهاد خود را مطرح مى‏كردند كه در صورت درست بودن مورد پذيرش حضرت قرار مى‏گرفت و کسی روی نظر خود اصرار نمی‌کرد.
4 . فرمان‌های صريح و روشن‏
از ویژگی‌های برجسته‌ی فرمانده آن است كه در شرايط مختلف جنگ سریع تصميم بگيرد و در عين حال فرمان‌هایی كه صادر مى‏كند معقول، روشن و دور از هر ابهامى باشد. اين امر باعث مى‏شود كه رزمندگان به درستى دستورها اعتماد كنند و در اجرايش به خود ترديدى راه ندهند. طبيعى است كه فر مان هاى بى‏موقع و بي جا يا مبهم و نادرست، نیروها را دچار سردرگمى مى‏كند و اوضاع ميدان جنگ را به هم مى‏زند.
ابلاغ دستورهاى درست و روشن نياز به دو عامل دارد: اول نيروى عقل و تدبير، دوم اطلاعات درست از چگونگى ميدان جنگ و وضعيت دشمن. در قوت عقل و نيروى تدبير پیامبر خدا (ص) كسى ترديد ندارد و حضرت اين موهبت خدايى را به حد كمال دارا بود. اطلاع از وضع دشمن نيز امرى بود كه از همان روزهاى اوّل رويارويى با نيروهاى قريش مورد توجه رسول خدا (ص) بود. آن حضرت پيوسته تلاش مى‏كرد كه آخرين اطلاعات از وضعيت نيروهاى دشمن را در اختيار داشته باشد و در تمام نبردها قبل از هر كارى به كسب خبر و اطلاعات مى‏پرداخت.
هنگام رويارويى با دشمن مثل نبردهاى بدر، احد، خندق و ديگر نبردها نخستين گام حضرت اين بود كه اطلاعات مورد نياز را از دشمن كسب كند. اين دو عامل يعنى نيروى عقل و آگاهى از وضع دشمن براى پيامبر (ص) اين امكان رافراهم مى‏آورد كه فرمان‌های نظامى را به موقع و در نهايت روشنى صادر كند. وقتى گفت و گوى آن حضرت را در جنگ احد با تيراندازانى كه حفاظت از جبهه پشت رزمندگان اسلام را به عهده داشتند، بررسی مى‏كنيم به آسانى می‌فهمیم كه آن حضرت چقدر به اهميت نظامى آن نقطه آگاه بود چقدر به رزمندگان تأكيد كرد كه محل مأموريت خود را ترك نكنند، گويا حضرت به روشنى مى‏ديد كه آنان با مشاهده شكست اوليه دشمن، محل را ترك خواهند كرد. از اين رو تأكيد ورزيد كه حتى اگر دشمن را در حال شكست و فرار هم ديديد، سنگرها را ترك نكنيد. (8).
5 . آرامش‏
لياقت و شايستگى يك فرمانده نظامى در هنگام حوادث ترسناك بروز مى‏كند. کسی كه از سختى جنگ به هراس نمى‏افتد و بر اعصابش تسلط دارد، موج حوادث را نيز از سر مى‏گذراند و كسی كه در وقت ترس وبيم، آرامش خود را از دست مى‏دهد، دستخوش امواج شده، راه به ساحل پيروزى نخواهد برد.
پیامبر گرامی اسلام (ص) آرامش بى‏مانندی داشت و در سخت‏ترين شرايط جنگ بر اعصابش مسلط بود. هرگز كسى ايشان را سراسيمه و آشفته نديد يا فرمانى را از روى بى‏حوصلگى صادر نكرد. وقتى در جنگ خندق خيانت يهود آشكار شد، حضرت با كمال آرامش و خونسردى رفتار كرد. ابتدا كار احزاب را يكسره ساخت و بعد به سراغ بنى‏قريظه در مدينه رفت. در جنگ احد در حالى كه چندين زخم كارى به تن داشت و صورتش خون آلود بود، ابوسفيان پيشنهاد كرد كه وعده‏گاه سال آينده جنگ، محل بدر باشد، پيامبر (ص) با نهايت آرامش آمادگى خود را اعلام كرد و زمانى كه دشمن شعارهاى شرك‏آميز مى‏داد، حضرت دستور فرمود: با شعارهاى توحيدى به آن‌ها پاسخ دهند تا به آنان بفهماند كه اين ناكامى اندك، تزلزلى در اراده حضرت ايجاد نكرده است. (9).


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 بهمن 1393  ] [ 12:43 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]

پیامبر مهربانی

پیامبر مهربانی

 

مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی اقدام به تولید نرم افزار پرسش و پاسخ با عنوان «پیامبر مهربانی» نمود.
 
حجت الاسلام و المسلمین علی مخدوم، رئیس مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با تاکید بر رسالت متولیان دینی در پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی، این رسالت را یکی از سنت های ماندگار رسول گرامی اسلام(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دانسته که شایسته است بیشتر مورد توجه عالمان و مبلغان دینی قرار گیرد.
 
وی گفت: رویکرد این مرکز تولید مجموعه های تخصصی از موضوعات و دغدغه های موجود در جامعه و آشنایی محققان و مبلغان دینی با سوالات و شبهات پیرامون زندگی رسول گرامی اسلام می باشد.
این مجموعه به دلیل تلاش برخی در ارائه تصویر ناصحیح از زندگانی و سیره رسول خدا(ص) در صدد تبیین روشنی از زندگانی فردی، اجتماعی و دینی آن حضرت در قالب پاسخ به پرسش هایی است که توسط مخاطبان برای این مرکز ارسال شده است.
ایشان در ادامه افزود: این نرم افزار مشتمل بر ۴۲۷ پرسش و پاسخ در موضوعاتی چون زندگانی پیامبر، سیره و سنت، ویژگی و فضایل، معجزات، همسران و فرزندان، اصحاب و یاران و حوادث بعد از رحلت، توسط کارشناسان این مرکز تهیه شده است.
منبع:مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی

 

لینک های دانلود

حجم فایل

رمز فایل

پرسش و پاسخ

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 بهمن 1393  ] [ 8:24 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پيامبرِ مدارا و قاطعيت(1)
پيامبرِ مدارا و قاطعيت(1)


 

نويسنده : سيدغلامحسين حسيني




 

اشاره:
 

مقاله، از مدارا و صلابت - و هر يك در جايگاه خود - دفاع ميكند، و پس از ذكر نمونههائي از امر به مدارا و تسامح اسلامي در قرآن كريم، احاديث پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهلبيت(علیهم السلام) ، به نمونههائي از موضعگيريهاي قاطع و صلابت اسلامي در قرآن و سنت، اشاره ميكند.
« مدارا » و « صلابت » ، هر دو از سيرة پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تعاليم قرآن كريم به شمار آمده و در حيات سياسي و اجتماعي پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چه در فقدان قدرت و حكومت، و چه پس از تشكيل حكومت و كسب اقتدار، در گفتار و رفتار ايشان استمرار داشتهاند.1 «مُدارا» در لغت، به معني نرمش و ملاطفت و رفق با مردم و چشم پوشي از خطاي آنان است و در روايات اسلامي نيز به همين معنا بكار رفته است.
در بررسي قرآن كريم و روايات و سيره پيشوايان دين به دست ميآيد كه « مدارا و نرمش» و « رأفت و رحمت»، اصل جاري اسلامي و ارزش مسلم قرآني و از عوامل گسترش اسلام در شبه جزيره عربستان و جهان بوده است. ابتدا بايد بررسي كرد كه ظرف جريان مُدارا و نرمش بعنوان اصل ارزشي اسلام كجاست؟ آيا يك اصل مطلق است؟ و آيا همه جا حتي در اصول و قوانين ديني جاري است؟ اين اصل، بيشك نميتواند مطلق باشد و حتماً حدودي دارد كه اجراي آن فراتر از اين حدود، آن را تبديل به يك پديدة ضدارزشي يعني مداهنه و مصانعه و سازشكاري در حق ميگرداند. همانگونه كه ترك اين اصل در مرز خويش نيز به ناهنجاري «خشونت» ميانجامد. از آيات و روايات به دست ميآيد كه مُدارا در مسائل شخصي و نيز مسائل اجتماعي كه در تقابل با حقوق ديگران نيست و در كيفيت ترويج اسلام و ارزشهاي ديني، توصيه شده اما در مسائل اصولي دين و اجراي حدود و احكام ديني، نرمش كاملاً مذموم و ناروا است و سهلانگاري در اينگونه مسائل، به پديدهاي مذموم بنام «ادهان و مُداهنه» منجر ميشود كه مورد نهي شديد اسلام است و اگر به تضييع حقوق ديگران [حقالناس] بيانجامد نيز «معاونت در ظلم» بشمار ميرود.
اينك به نمونهاي مختصر از آيات و روايات و سيرة اوليأ ديني در خصوص مدارا و نيز قاطعيت و صلابت، اشاره ميكنيم:

قرآن و مُدارا :
 

قرآن كريم در توصيه به مدارا در مواردي كه به تضييع حقوق و حدود شرعي نينجامد ، از جمله فرموده است:
1) فبما رحمةٍ من الله لِنتَ لهم و لو كنتَ فظاً غليظ القلبِ لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فيالامر فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين.2
(به رحمت الهي، با آنان نرمخو و پرمهر شدي. اگر تندخو و سختدل بودي بيشك از پيرامون تو پراكنده ميشدند، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با آنان مشورت كن و چون تصميم نهائي را گرفتي بر خدا توكل كن كه خداوند، توكلكنندگان را دوست ميدارد.)
در اين آيه به يك صفت لازم در رهبري اسلامي يعني گذشت و نرمش و انعطاف در برابر كساني كه تخلفي از آنها سر زده و بعد پشيمان شدهاند اشاره شده است.3
2) لقدجأكم رسولٌ من أنفسكم عزيزُ عليه ما عنتم حريصٌ عليكم بالمؤمنين رؤفٌ رحيمٌ.4
(بيشك براي شما پيامبري از خودتان آمد كه بر او دشوار است اگر شما در رنج بيفتيد، به سعادت شما حريص و نسبت به مؤمنان ، دلسوز و مهربان است.)
3) فلعلك باخعٌ نفسك علي آثار هم اًن لم تُؤمنوا بهذا الحديث أسَفاً.5
(بسا اگر ايمان نياورند ، تو جان خود را از اندوه در پيگيري مصالح مردم، تباه كني.)
4)... فلا تذهب نفسك عليهم حسراتٍ انالله عليمٌ بما يصنعون.6
(مبادبا حسرتيكه براي مردم ميخوري جانت را بدهي و خداوند به آنچه ميكنند دانا است.)6
اين قبيل آيات بيانگر يكي ديگر از شرايط رهبري و حاكمان اسلامي يعني « دلسوزي و رأفت نسبت به امت» است. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) براي هدايت بشريت عشق ميورزيد و براي اجراي اين هدف ، شب و روز مجاهدت ميكرد و در نهان و آشكار ، در اجتماع و انفراد ، تبليغ دين ميكرد و از هدايت نشدن گروههائي از مردم، رنج ميبرد و اين عاليترين درجه رأفت و مهرباني نسبت به امت است.
5) و ما ارسلناك الارحمةً للعالمين.7
(و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم).


ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 بهمن 1393  ] [ 8:24 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پيامبرِ‌ مدارا و قاطعيت‌(2)
پيامبرِ‌ مدارا و قاطعيت‌(2)


 

ن نويسنده : سيدغلامحسين‌ حسيني‌




 

‌قاطعيت‌ و عدم‌ مُداهنه‌ در روايات‌
 

در جوامع‌ روايي‌ نيز احاديث‌ فراواني‌ در زمينه‌ قاطعيت‌ و عدم‌ مُداهنه‌ و ابراز خشم‌ و اعمال‌ خشونت‌ نسبت‌ به‌ دشمنان‌ و بزهكاران‌ وارد شده‌ كه‌ برخي‌ از اين‌ احاديث‌ به‌ دلالت‌ مطابقي‌ و به‌ صراحت‌ لفظي، دال‌ بر اين‌ مطلب‌ است‌ و برخي‌ ديگر به‌ دلالت‌ التزامي‌ و تضمني، و ما تنها به‌ نمونه‌اي‌ از اين‌ احاديث‌ اشاره‌ مي‌كنيم:
- در باب‌ «الحُب‌ في‌الله‌ والبغض‌ في‌الله»30، احاديثي‌ آمده‌ دال‌ بر اينكه‌ «بغض‌ و خشم، در مواردي، لازم‌ و ضروري‌ است. البته‌ نه‌ خشم‌ و كينه‌توزي‌ ماد‌ي‌ بلكه‌ خشم‌ و قاطعيتي‌ كه‌ در راه‌ خدا و براي‌ اجراي‌ احكام‌ الهي‌ و احقاق‌ حقوق‌ شرعي‌ مردم‌ باشد.
- در باب‌ «الأ‌مربالمعروف‌ و النهي‌ عن‌ المنكر نيز امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر، مراحلي‌ دارد كه‌ مآلأ‌به‌ برخورد فيزيكي‌ و ضرب‌ و جرح‌ و حتي‌ قتل‌ مي‌انجامد. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ مرحلة‌ از امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر به‌ دستور حاكم‌ شرع‌ اسلامي‌ بايد باشد و بدون‌ اذن‌ و فرمان‌ ديني‌ نمي‌شود. خشونت‌ در شرع‌ مقدس، روي‌ مصالح‌ و عللي‌ تجويز شده‌ و تعيين‌ حدود و ثغور آن‌ يك‌ بحث‌ فقهي‌ است.31
- در باب‌ «الغيرة‌ والحمية»32 نيز رواياتي‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ فرد مسلمان‌ در مسائل‌ ديني‌ و... بايد غيرت‌ و خشم‌ بورزد و واكنشهاي‌ صريح‌ و شديد و البته‌ عادلانه‌ نشان‌ دهد.

بعنوان‌ نمونه‌ علي‌ عليه‌السلام‌ فرمود:
 

«لا ترخصوا لانفسكم‌ فتد هنوا و تذهب‌ بكم‌ الرخص‌ مذاهب‌ الظلمة‌ فتهلكو ولاتداهنو في‌الحق‌ اذا ورد عليكم‌ و عرفتموه‌ فتخسروا خسراناً‌ مبيناً.33
(بندگان‌ خدا! به‌ خويشتن، اجازه‌ مداهنه‌ و لاابالي‌گري‌ ندهيد كه‌ شما را به‌ ستم‌ مي‌كشاند. آن‌ گاه‌ كه‌ حق‌ را شناختيد و حق‌ به‌ شما روي‌ آورد و نياز به‌ ياري‌ شما دارد، هرگز مداهنه‌ و سستي‌ نكنيد.)
و نيز فرمود: لايقيم‌ امرالله‌ سبحانه‌ الامن‌ لايصانع‌ و لايضارع‌ ولايتبع‌المطامع.34
(فرمان‌ خدا را برپاي‌ نمي‌دارد مگر كسي‌ كه‌ در حق، مدارا نكند و سازش‌ نكند و در پي‌ طمعها نتازد.)
قاطعيت‌ و صلابت‌ در سيرة‌ پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)
نقل‌ شده‌ است‌ كه: كان‌ النبي(صلی الله علیه و آله و سلم) اذا غضب‌ احمر وجهه‌
و در روايت‌ ديگر است‌ كه: حنف‌ لونه‌ و اسود.35
يعني‌ پيامبر ، وقتي‌ براي‌ خدا و عدالت، غضب‌ مي‌فرمود رنگ‌ چهره‌اش‌ تغيير مي‌يافت‌ و عكس‌العمل‌ شديد مي‌ورزيد.
اينك‌ به‌ چند نمونه‌ از رفتار قاطع‌ و پرصلابت‌ پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در برخورد با متخلفان‌ و عاصيان‌ توجه‌ كنيم:
هنگامي‌ كه‌ پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) براي‌ جنگ‌ با روميان‌ به‌ تبوك‌ مي‌رفتند، سه‌ نفر از مسلمانان‌ به‌ نامهاي‌ از شركت‌ در جنگ‌ و از روي‌ تنبلي‌ و سُستي‌ و دنياطلبي‌ سر باز زدند اما به‌ هنگام‌ بازگشت‌ پيامبر از جنگ‌ تبوك، جهت‌ عذرخواهي‌ خدمت‌ آن‌ حضرت‌ رسيدند اما برخلاف‌ انتظار، مورد غضب‌ و بي‌مهري‌ پيامبر قرار گرفتند و پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حتي‌ يك‌ كلمه‌ با آنان‌ سخن‌ نگفت‌ و به‌ مسلمانان‌ دستور فرمود كه‌ هيچ‌ كس‌ با آنان‌ سخن‌ نگويد بگونه‌اي‌ كه‌ حتي‌ زنان‌ و فرزندان‌ آنان‌ به‌ محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند و اجازة‌ جدايي‌ از آنها را خواستار شدند. متخلفان‌ در محاصره‌ شديد اجتماعي، قرار گرفته‌ بودند و فضاي‌ شهر مدينه‌ با آن‌ وسعت‌ براي‌ آنان‌ تنگ‌ شده‌ بود بگونه‌اي‌ كه‌ مجبور شدند براي‌ نجات‌ از اين‌ خواري‌ و رسوايي، مدينه‌ را ترك‌ گويند و به‌ كوههاي‌ اطراف‌ پناه‌ برند و مدتي‌ طولاني‌ در كوهها به‌ سر بردند و به‌ دعا و نيايش‌ و توبه‌ به‌ درگاه‌ خدا روي‌ آوردند تا اينكه‌ سرانجام‌ آيه‌ شريفه: «وعلي‌الث‌لاثة‌ الذين‌ خلفوا حتي‌ ضاقت‌ عليهم‌ الارض‌ بما رحبت‌ و ضاقت‌ عليهم‌ انفسهم‌ وظنوا ان‌ لاملجأَ‌ من‌ الله‌ الا‌ اليه‌ ثم‌ تاب‌ عليهم‌ ليتوبوا ان‌الله‌ التواب‌ الرحيم» نازل‌ شد و توبه‌ آنان‌ را پذيرفت. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در مقابل‌ متخلفان، هيچ‌ نرمشي‌ نشان‌ نداد و با كمال‌ قاطعيت‌ با آنان‌ برخورد نمود. يعني‌ چنان‌ بر آن‌ سه‌ تن‌ تنگ‌ گرفتند كه‌ تمام‌ زمين‌ با همة‌ وسعتش، جائي‌ براي‌ آنان‌ نداشت‌ و جان‌شان‌ به‌ لب‌ رسيد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 بهمن 1393  ] [ 8:24 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         16   17   18   19   20   21   22   23   24   25  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50291 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب