یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
پیامبر اسلام و چالش منافقان
پیامبر اسلام و چالش منافقان


 

نويسنده: محسن کریمی
منبع : اختصاصی راسخون




 

چکیده :
یکی از جریانات مهم که اقدامات وفعالیتهایش در صدر اسلام بسیارمشهود بود ،جریان نفاق بود.بخش بزرگی از گرفتاری های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در صدر اسلام از ناحیه این جریان بود؛زیرا این جریان در عرصه های گوناگون علیه جامعه نوپای اسلامی دست به ایجاد توطئه ودسیسه می زد.در نتیجه بیشترین اوقات رسول گرامی اسلام،صرف خنثی سازی این دسیسه ها وتوطئه ها می شد.اگرچه پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه این جریان،دارای تشکل وانسجام بیشتری گردیده وبه توطئه گری،دسیسه سازی وکار شکنی علیه اسلام ،پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ومسلمانان پرداختند.اماردپای آن رادر دوران مکی نیز می توان یافت وشواهد معتبر ،وجود نفاق در مکه را تأئید می نماید.از طرفی جریان نفاق،پدیده ایست که اختصاص به عصر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ندارد.در این نوشتار ،پس از تعریف نفاق به بررسی زمان شکل گیری جریان نفاق ،فعالیتهای منافقان در برخی از غزوات ونحوه برخورد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با آنان می پردازیم.
مقدمه :
مسأله منافقان از ورود پيامبرصلی الله علیه و اله به مدينه شكل گسترده تری به خودگرفت . ورود پيامبر صلی الله علیه و اله به اين شهر با اقبال مردم روبرو شد و بنابراين برخي از افراد مخالفت آشكار را به صلاح خود نديدند و راه نفاق و دورويي پيشه كردند . اينان با نفوذ در صفوف مسلمانان به كارشكني و اخلال مي پرداختند و به هر نحو ممكن سعي در تضعيف جبهه مسلمانان داشتند . در اين ميان عواملي چند به حفظ نظام نوپاي اسلامي كمك كرد . نقش اساسي پيامبر صلی الله علیه و اله و فداكاري و اطاعت اصحاب ايشان در مقابله با چالش منافقان فصلي قابل تأمل در تاريخ اسلام است . در اين مقاله سعي شده با شرح واقعه ، كارشكني و اهمال كاري منافقان را به تصوير كشيم و در پي آن تصميمات و اقدامات پيامبر صلی الله علیه و اله و نيز عملكرد مسلمانان در خنثي كردن توطئه ايشان را بررسي كنيم . منابع اصلي اين تحقيق ، مغازی اثر محمد بن عمر واقدي ، سيرة ابن هشام و طبقات ابن سعد مي باشد. نيز آياتي از قرآن مجيد در شرح وقايع آورده شده است .
فصل اول: نفاق
تعریف نفاق:معنای لغوی نفاق:نفاق به معنای پنهان کردن کفر وتظاهر به اسلام وایمان یک واژه اسلامی است که برای اولین بار به این معنا در قرآن کریم واحادیث به کار رفته است.معنای اصطلاحی نفاق:در تعاریف اصطلاحی نفاق نیز گفته شده است که نفاق،تظاهر به ایمان است در حالی که در باطن ایمان نداشته باشد(1)بنابر این منافق کسی است که در دل خدا را قبول ندارد اما متظاهر به خدا پرستی است،قرآن وپیامبر صلی الله علیه و اله را قبول ندارد اما متظاهر به احترام به قرآن وپیامبر صلی الله علیه و اله است(2)


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 بهمن 1393  ] [ 8:28 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
اخلاق سياسی در رفتار پيامبر(صلوات الله علیه و آله)
اخلاق سياسی در رفتار پيامبر(صلوات الله علیه و آله)


 

نویسنده: حجت‌الاسلام و المسلمین دكتر محمدهادی*




 

چكيده
 


اخلاق سياسی و شيوه حكومت‌داری پيامبراكرم صلی الله عليه و آله، گونه‌ای متفاوت با آنچه ساير زمامداران در پيش گرفته‌اند، است. در اين نوشتار، پس از بيان مباحثی درباره اخلاق، به اخلاق مبارزاتی و سياست خارجی پيامبر پرداخته شده و ابعاد مختلف آن كاويده شده است.
كليد واژه‌ها: پيامبراسلام صلی الله عليه و آله، جلوه‌های رفتاری، اخلاق مبارزاتی، اخلاق سياسی، سياست خارجی، اخلاق اسلامی.

درآمد
 

از جمله مباحثی كه در انديشه نظريه‌پردازان علم سياست مورد توجه و چالش است و در عمل سياسی حاكمان نمودی مستقيم دارد، آن است كه تا چه حد بايد عمل حاكم تحت اصول اخلاق انسانی بگنجد و چه محدوديت‌های اخلاقی بر روش حكومتی زمامدار سيطره دارد؟ اين مبحث ـ كه آن را تحت عناوين اخلاق قدرت، اخلاق زمامداری، يا همان اخلاق سياسی مورد بررسی قرار می‌دهند ـ از مسائل كليدی نظريه قدرت است. نظريه قدرت تا پاسخ اين سؤال را نداده باشد، نمی‌توان آن را نظريه كاملی به حساب آورد. به عبارت ديگر، در كنار بحث از اين كه «چرا بايد حكومت كرد؟» و «چه كسی بايد حكومت كند؟» و... بايد اين مطلب را نيز تنقيح نمود كه يك زمامدار «چگونه بايد حكومت كند؟». «كارل ريموند پوپر»[1] به اين بحث، به صورت جدی‌تری نگاه می‌كند. او در باب نظريه سياسی افلاطون، و اين‌كه مسأله بنيادين سياست در پاسخ به اين پرسش نهفته است كه: «چه كسی بايد بر كشور فرمان براند؟» و «خواست چه كسی بايد برترين خواست باشد؟»، آن را موجب بروز آشوبی ماندگار در فلسفه سياسی دانسته و می‌گويد: اگر از زاوية ديگری به نظريه سياسی راه يابيم، می‌بينيم كه مسائل بنيادينی را نگشوده‌‌ايم، چرا كه انگاشته‌ايم پرسش «كی فرمان براند؟» پرسشی بنيادين است؛ زيرا حتی آنان كه در اين انگاشت با افلاطون انبازند[2]، به راست، می‌دانند كه فرمانروايان سياسی هميشه به اندازه كافی «نيك» يا «دانا» نيستند، و به هيچ رو، آسان نيست كه بر حكومتی دست يابيم كه به نيكی و دانايی آن بتوان بی چون و چرا اعتماد كرد.[3] اين متفكر بر سخنان خويش اين مقدمه را نيز می‌افزايد كه برای بيان يك نظريه سياسی واقع‌بين و كارآمد بايد «برای بدترين رهبران آماده شويم و برای بهترينشان اميدوار باشيم». او سپس از اين همه نتيجه می‌گيرد: [ناگزيريم] به جای پرسش «كی بايد فرمان براند؟» پرسش تازه‌ای را بنشانيم: چگونه می‌توانيم نهادهای سياسی را چنان سازمان دهيم كه فرمانروايان بد يا ناكاردان را از رساندن گزندِ بسيار بازداريم؟[4]


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 بهمن 1393  ] [ 8:28 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اسوه کائنات
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اسوه کائنات

 

هنگامى كه پیامبر صلّى اللّه عليه و آله متولّد شد ، بتهاى خانه كعبه به رو در افتادند و چون شب فرا رسيد فريادى از آسمان شنيده شد كه: حق آمد و باطل برفت ، همانا باطل رفتنى است.
همانا كه شكيبايى بس زيباست جز در مرگ تو و بيتابى بس زشت است مگر بر رحلت تو ، اندوهى كه از دورى تو بر دل نشسته بس سنگين است و غمهاى پيش از در گذشت و پس از وفات تو بسيار آسان و سبك.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 دی 1393  ] [ 8:06 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
عدالت قضايي در سيره نبوي(صلی الله علیه و آله و سلم)
عدالت قضايي در سيره نبوي(صلی الله علیه و آله و سلم)


 

نويسنده: علي اكبر ذاكري




 

عدالت" از مقدس ترين ارزشهاي بشري است كه در مقايسه با مقوله هايي چون آزادي، دموكراسي و مساوات، برتر و مقدس تر است، زيرا "عدل" تأمين كننده همه آنها به شمار مي رود. عدل همواره در گذر تاريخ، مورد توجه مردم و انديشمندان بوده است. حاكمان عادل و قاضيان عدل گستر، خاطره هاي زيبايي در اذهان مردم بر جاي گذاشته و معياري براي سنجش رفتار ديگران قرار مي گيرند.
قرآن كريم افراد را به برپايي عدالت دعوت مي نمايد. در سوره حديد، يكي از اهداف رسالت پيامبران، برپايي عدالت در جامعه ذكر شده است (ليقوم الناس بالقسط).... خداوند متعال در كتاب آسماني اش، با صراحت مردم را به عدل و احسان دعوت مي نمايد (ان ا... يامر بالعدل و الاحسان) و درباره قضاوت نيز مي فرمايد: "هر گاه بين مردم داوري مي كنيد، به عدل حكم نماييد". (نساء آيه 58)، از گواهان در محكمه هم خواسته شده اقامه قسط نموده و به عدل گواهي دهند (مائده آيه 8). براي خدا گواهي دهند، اگر چه به ضرر آنها يا به زيان پدر و مادر و خويشان آنان باشد (نساء آيه35).
بنابراين، هم قاضي و داور لازم است به عدل داوري كنند و هم افراد جامعه كه گاه نياز به آنهاست از مسير حق و عدل منحرف نشوند. تنها در اين صورت است كه عدل و داد در جامعه گسترش مي يابد.
مي توان گفت كه بناي قضاوت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بر گواهي گواهان و سوگند استوار بوده و هرگز بنا نبود كه ايشان از امور غيرعادي و غيبي بهره ببرند. امام صادق(علیه السلام) نقل كرده كه پيامبرگرامي اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "گاهي برخي از شما اصرار بيشتري بر دليل خود نسبت به ديگري دارد و ممكن است نتيجه قضاوت به نفع او باشد. مالي كه از اين راه به دست آورد، قطعه اي از آتش است."(1)


ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 دی 1393  ] [ 8:06 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 1 ]
تاريخ تحليلي زندگي پيامبر اسلام
تاريخ تحليلي زندگي پيامبر اسلام


 





 

بسم الله الرحمن الرحيم
روح آدمي كه وديعه اي الهي ، در كالبد خاكي او است پيوسته طالب رجوع بمبدء فياص و خواستار بازگشت بمركزيست كه از آن برخاسته ، اين طريق طولاني را پيموده و در اواسط راه ، بدين پيكر تعلق گرفته تا همراه و ياوري داشته باشد و در اين مسير ممتد از كمك معين و امداد مددكاري ، برخوردار گردد .
بر طبق مفاد كلام الهي ، در سورة بقره ، آيه 156 : (( انا الله و انا اليه راجعون : ما از خدائيم و قطعا بسوي او بازميگرديم ))‌اين بازگشت فرخنده بحر حال دست ميدهد و مفارقت و مهجوريت از ميان نيرود ، فرع باصل ميرسد ، سفر پايان مي پذيرد و مسافر عوالم هستي بمنتهاي مقصد واصل ميگردد .
اين مهم امكان پذير نيست مگر آنكه انسان ، در همين نشاة دنيوي به پيروي از انبياء و اوصياء ايشان عليهم السلام ، با تطهير ظاهر و تهذيب باطن مجال چنان بازگشت مقرون بسعادتي را ، براي خويشتن فراهم نمايد .
روشن است كه در اين مقام ، هر چند آدمي به تكميل و تهذيب خويش بيفزايد ، در منازل بين راه سرانجام در پايان طريق و در وقت وصول بقرب الهي خود از آن بهره ور مي شود .
براي وصول با اين مقصود شريف ، جز متابعت از خالصان خدا ، كه پيامبران عظام و ائمه كرام ميباشند ، راهي نيست ، زيرا راه خدا را تنها بياري خدا و با راهنمائي خدا توان رفت و اين ياري و راهنمائي ، در تبليغ و ارشاد و تربيت و تعليم انبياء و اوصياء ايشان نهفته است .
بهمين جهت عقلا بر انسان عاقل طالب كمال ، فرض است كه براي تكميل خويشتن و رجوع بحق از پيامبران حق تبعيت كند ، دل بحكم ايشان نهد و احكام و اوامر آنانرا ، خالصانه در عمل آورد تا اميد نجات و فلاح يابد .
رسول خدا ( ص ) از عشيرة بني هاشم و قبيلة قريش است . در شبه جزيره العرب 360 قبيله مي زيست كه مشهورترن و شرافتمندترين آنها (( قريش )) بود .

عبدالمطلب
 

(( قصي بن كلاب )) جد چهارم پيامبر ( ص ) و چهرة برجستة قريش ‏‏، امرتوليت و كليد داري كعبه را از چنگ قبيله اي ديگر درآورد و افراد قبيله خود را در نقاط مختلف حرم جاي داد و توليت كعبه را به عهده گرفت .


ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 دی 1393  ] [ 12:34 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         16   17   18   19   20   21   22   23   24   25  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50289 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب