
از جنگ بدر بياموزيم
نويسنده:
روز جمعه هفدهم ماه مبارك رمضان سال دوم هجرت1 نقطه عطفي در تاريخ اسلام به شمار ميرود. در اين روز يكي از مهمترين جنگهاي سرنوشت ساز در تاريخ اسلام به وقوع پيوست و دستاوردهاي مهمي را براي دولت نوپاي پيامبر صلياللهعليهوآله به همراه داشت. مشاهده امدادهاي غيبي، ذلّت سران كفر، نتيجه توكل بر خداوند متعال، دفاع از كيان اسلام در پرتو ايمان، جلوه حقيقي پايداري در راه انديشه، آشكار شدن برخي از فضائل و مناقب پيامبر صلياللهعليهوآله و علي عليهالسلام ، تبلور وحدت و همدلي در ميان مسلمانان، و به نمايش درآمدن شكوه و عظمت اسلام، بخشي از آثار مفيد اين مبارزه بين حق و باطل ميباشد.
در آن روز تاريخي نيروي ايمان، آن چنان در سيماي رزمندگان مسلمان موج ميزد كه حتي افراد دشمن را تحت تأثير قرار داده بود. ابن هشام در سيره خود مينويسد: «نيروهاي مشركين مكه بعد از اينكه در نقطه «عُدوة القصوي» در صحراي بدر مستقر شدند، به يكي از زبدهترين نيروهاي اطلاعاتي خود، به نام عُميربن وهب جُمَحي مأموريت دادند تا اطلاعات دقيقي از لشكر اسلام به دست آورد. او با اسب چابك خود در اطراف اردوگاه مسلمانان به گشت زني پرداخت و بعد از بررسي اوضاع به فرماندهان خود چنين گزارش داد: آنان در حدود سيصد نفر هستند و در چهرهها و حركاتشان ايمان و اراده و استقامت متبلور است. آنان جز شمشيرهايشان پناهگاهي ندارند. با شترانشان مرگ را براي شما به ارمغان آوردهاند و تا زماني كه هر يك از آنان يك نفر از شما را به قتل نرساند، كشته نخواهد شد و اگر از شما به اندازه آنان كشته شود، زندگي براي شما چه ارزشي خواهد داشت. با اين وضعيت بيانديشيد و تصميم بگيريد.»2
جنگ بدر در آيينه قرآن
آنچه از آيات قرآن در مورد حادثه مهم بدر بر ميآيد، نكات قابل توجه و آموزندهاي است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
الف. تحقق وعدههاي الهي
مسلمانان پس از خروج از مدينه دوست داشتند كه كاروان تجارتي قريش را كه به سرپرستي ابوسفيان از شام عازم مكه بود، تصرف كنند و به همراه كالاهاي غنيمتي به مدينه برگردند و هيچ گونه علاقه به جنگ و خونريزي نداشتند، اما خداوند متعال اراده كرده بود كه مسلمانان به مقابله و جنگ با مشركين بپردازند و در نتيجه با پيروزي حق بر باطل دين اسلام تثبيت شود و با شكست باطل، مخالفين پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله ، خوار و ذليل گردند. خداوند متعال با اشاره به اين نكته ميفرمايد: «وَ اِذْ يَعِدُكُمُ اللّهُ اِحْدَي الطّائِفَتَيْنِ اَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ اَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُريدُ اللّهُ اَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَالْكافِرينَ، لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ»3؛ «و هنگامي كه خداوند به شما وعده داد كه يكي از دو گروه [كاروان تجاري قريش، يا نيروهاي مسلح آنان مغلوب و] نصيب شما خواهد بود و شما علاقه داشتيد كه كاروان غير مسلح نصيب شما شود، ولي خداوند اراده كرد كه حق را با كلمات خود تقويت و ريشه كافران را نابود سازد تا حق را تثبيت كرده، باطل را از ميان بردارد، هرچند مجرمان نخواهند.»
از آنجايي كه خواست و اراده خداوند بالاتر از اراده مسلمانان بود، بر آن غلبه نمود و مبارزه تاريخي بين حق و باطل انجام شد. وعدههاي خداوند تحقق يافت و پيروزي نهايي از آنِ مسلمانان و انسانهاي حقيقت جو گرديد و مشركينِ ماجراجو و معاند در همان جنگ ريشه كن شدند.
ب. تأثير راز و نياز
يكي ديگر از نكاتي كه در مورد جنگ بدر از آيات الهي استفاده ميشود تأثير دعا و نيايشهاي صادقانه در سرنوشت انسان ميباشد. قرآن كريم با اشاره به تأثير دعا و نتايج سودمند آن در جنگ بدر ميفرمايد: «اِذْ تَسْتَغيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ اَنّي مُمِدُّكُمْ بِاَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفينَ وَ ما جَعَلَهُ اللّهُ اِلاّ بُشْري وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَ مَاالنَّصْرُ اِلاّ مِنْ عِنْدِاللّهِ اِنَّ اللّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ»4؛ «[به ياد آوريد [آن زماني را كه [از شدت ترس و ناراحتي در صحراي بدر[ به پروردگارتان استغاثه ميكرديد و او دعاي شما را پذيرفت [و اعلان كرد كه [من شما را با يك هزار تن از فرشتگان كه به رديف فرود ميآيند، ياري خواهم كرد. اين كار فقط براي خوشحالي و اطمينان قلب شما بود و نصرت و ياري نيست جز از طرف خداوند و مطمئنا پروردگار متعال عزيز و حكيم است.»
مناجات و راز و نياز پيامبر صلياللهعليهوآله در ميان مسلمانان از درخشندگي خاصي برخوردار بود، آن حضرت در آن لحظات سرنوشت ساز چنين دعا ميكرد: «اَللّهُمَّ انْجِزْلي ماوَعَدْتَني اَللّهُمَّ اِنْ تُهْلَكْ هذِهِ الْعِصابَةُ لاتُعْبَدُ في الْاَرْضِ؛ پروردگارا! وعدهاي را كه به من دادهاي محقق كن، معبودا! اگر اين گروه[مسلمانان]هلاك شوند، در روي زمين عبادت نميشوي [و عبادت تو از روي زمين برچيده ميشود].»
رسول اكرم صلياللهعليهوآله همچنان دستهاي خود را باز كرد و به مناجات و استغاثه به درگاه خداوند متعال ادامه داد تا اينكه عبا از دوشش افتاد.5
ج. خواب آرام بخش
در آن شب بحراني، يكي ديگر از نعمتهاي خداوند متعال به اهل ايمان نعمت خواب آرام بخش بود: «اِذْ يُغَشّيكُمُ النُّعاسَ اَمَنَةً مِنْهُ»6؛ «[به ياد آوريد] آن زماني كه خواب راحتي از سوي خدا شما را فرا گرفت كه موجب [آرامش و] امنيت شما گرديد.»
همچنان كه ميدانيم تمام موجودات زنده براي بازيابي آرامش خود و تجديد قواي مادي به خواب و استراحت نياز دارند و اگر انسان بر اثر عواملي، مثل: تغيير و تحول در محيط اطراف خود نتواند خواب راحتي داشته باشد، مطمئنا از قواي بدني او كاسته ميشود، قدرت تفكر تضعيف ميشود، نشاط دروني و طراوت بروني از دست ميرود و انسان در مقابل حوادث ناتوان و شكننده ميگردد. بنابراين، خداوند متعال خواب آرام بخش را در شب بدر بر مسلمانان ارزاني داشت و اين در حالي بود كه دشمنان اسلام در آن شب از شدّت خوف، هراس، دلهره و اضطراب، خواب راحتي نداشتند.
د. ايجاد رعب در دل كافران
يكي ديگر از الطاف خداوند متعال بر اهل ايمان، ايجاد رعب و وحشت در دل كافران بود. خودباختگي، تحيّر و تزلزل روحيه دشمنان اسلام، از آثار همين لطف خداوند بود. آنان چنان خود را باخته بودند كه با آن همه نيروهاي مسلّح و مجهّز، از رويارويي و درگيري با مسلمانان سخت وحشت داشتند. اين عامل نيرومند الهي، در پيروزي لشكر رسول الله صلياللهعليهوآله نقش به سزايي داشت.
خداوند متعال با اشاره به اين لطف خويش به مسلمانان فرمان داد كه از فرصت به دست آمده استفاده كرده، با قاطعيت تمام ضربات اساسي بر دشمن وارد كنند: «سَاُلْقي في قُلُوبِ الَّذينَ كَفَروُا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْاَعْناقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ»7؛ «به زودي در دلهاي كافران ترس و وحشت ميافكنم، پس ضربات خود را بر سرهاي دشمن فرود آريد و همه انگشتانشان [و دستهايشان] را قطع كنيد.»
اين دستورات راهگشا و اميدآفرين موجب شد كه مسلمانان با كمال شجاعت و شهامت به نيروهاي دشمن هجوم برده، سرنوشت جنگ را با كشته شدن قواي دلاور دشمن و اسارت عدهاي ديگر و در نتيجه با شكست و ناكامي آنان به پايان ببرند. خداوند متعال علت شكست دشمن را به خاطر فاصله گرفتن از خداوند و رسول او ميداند: «ذلِكَ بِاَنَّهُمْ شاقُّوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ»8؛ «اين [ذلت و خواري كفّار] به اين خاطر بود كه آنها با خدا و پيامبرش دشمني كردند.»
ادامه مطلب