عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">

اساس هدایت اسلام تعلیماتی است که دین اسلام برای انسان آورده است تا صراط مستقیم را به او شناسانده و او را به پیمودن آن موفق سازد. این تعلیمات در دو رکن پیوسته به هم گرد آمده است:
قرآن و حدیث. دو رکنی که طلب هدایت از هر یک از آن دو، بدون رجوع به دیگری امکان پذیر نیست.
تصور این که با قرآن کریم بدون مراجعه به عترت و احادیث و تعالیم آن، می توان به «هدایت فعلیه» رسید، درست نیست و برخلاف خود قرآن کریم و وصیت های مکرر و موکد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، چنان که تعلیمات عترت نیز بدون عرضه تعلیمات آنان بر قران کریم درست نیست و برخلاف تعلیمات خود عترت است، بلکه دو صورت یاد شده اصلاً تمسک (چنگ زدن و پیروی کردن) نیست، نه تمسک به قرآن و نه تمسک به عترت.
این موضوع بسیار مهم، در حدیث نبوی مسلم الصدور؛ یعنی «حدیث ثقلین» به روشنی تبیین شده است.

انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی – احدهما اعظم من الاخر کتاب الله حبلٌ ممدود من السماء الی الارض، و عترتی اهل بیتی، و لن یفترقا حتی یردوا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما.
من در بین شما دو چیز گران قدر را می گذارم که تا وقتی به آن دو تمسک جویید، بعد از من گمراه نمی شوید یکی از آن دو از دیگری بزرگتر است: کتاب خدا که طناب کشیده شده از آسمان به زمین است و عترت من خاندان من و از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. پس بنگرید که در نبود من (به جای من) چگونه با آنان رفتار می کنید.

حدیث ثقلین از پرآوازه ترین احادیث گنجینه های حدیث مسلمان است و بزرگان مذاهب اسلامی در کتاب هایشان، اعم از صحاح و سنن و مسانید و تفاسیر و سیره ها و تواریخ و لغت و غیر این ها، از این حدیث یاد کرده اند. شیعیان این حدیث صحیح و متواتر را یکی از دلائل امامت و وصایت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می دانند و آن را به هشتاد و دو طرق، با عباراتی متفاوت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کرده اند. اهل سنت نیز این حدیث را بهتر دانسته و آن را از ده ها طریق و از بیست و اندی صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرده اند. از آن جمله می توان به این احادیث اشاره کنیم:
ـ امام احمد حنبل، از طریق ابی سعید خدری از رسول خدا  صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود:
انی تارک فیکم الثقلین احد هما اکبر من الاخر، کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یرد علی الحوض ـ حاکم نیشابوری نیز از طریق زید بن ارقم از رسول خدا  صلی الله علیه و آله نقل می کند:
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یرد اعلی الحوض
ـ ترفدی در سنن خود از طریق زیدبن ارقم نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا ابعدی، احدهما اعظم من الآخر، کتاب الله جمل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اصل بیتی. و لن یتفرتا حتی یردا علی الحوض فانظرو ا کیف تخلفونی فیما.
ـ عبدا الملک خرگوشی در کتاب خود به نام «شرف النبوه» نقل کرده است:
انی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی. فإن تمسکتم بهما لن تضلوا من بعدی همچنین کسانی مانند خطیب تبریزی، شمس الدین سخاوی شافعی، عامر بن لیلی الغفاری. محب الدین طبری و … نیز این حدیث را نقل کرده اند.
در این راستا می توان درس هایی را از حدیث ثقلین آموخت و بر دلالت این حدیث بر امامت اهل البیت ـ علیهم السلام ـ متذکر شد:
1ـ از حدیث وجوب پیروی فهمیده می شود.
2ـ پیروی از اهل البیت علیهم السلام بر امت واجب است.
3ـ پیروی از اهل البیت علیهم السلام همچون پیروی از قران است
4ـ لفظ «ثقلین» دلیل بر وجوب پیروی است.
5ـ امر به اعتصام دلیل بر وجوب پیروی است.
6ـ لفظ«اخذ»در حدیث دلیل بر وجوب پیروی است.
7ـ جدا نشدن قرآن و عترت از یكدیگر، دلیل بر وجوب پیروی است.
8ـ قرآن و اهل البیت علیهم السلام توام و با یكدیگر می باشند.
9ـ دلالت حدیث بر عصمت امامان از اهل البیت علیهم السلام
10ـ دلالت حدیث بر اعلمیت و افضلیت اهل البیت علیهم السلام و سایر موارد …

پس از این که بر روایت بزرگان علم حدیث نسبت به حدیث ثقلین آگاه شدیم، به ناچار می بایست بر گفتار بعضی از متعصبین گذشته اهل سنت در ایراد و اشكال بر این حدیث متذکر شویم و به بیان سستی و بی اعتباری سخن آنان پرداخت که به دلیل گستردگی بحث و لزوم پاسخگویی به تک تک تعارضات می بایست به کتاب کبیر عبقات الانوار تألیف علامه میرحامد حسین نیشابوری هندی رجوع کرد.

حدیث ثقلین بر هر مسلمانی محبت قطعی است. پیام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این حدیث این است: من در میان شما امت، دو یادگار گرانقدار باقی می گذارم که تا هنگامی که به آن دو تمسک جویید، گمراه نخواهید شد. یکی کتاب خدا (قرآن) و دیگری عترت من.

حدیث ثقلین همانگونه که دلالت می کند بر امامت دوازده امام از اهل البیت  علیهم السلام و امامت و خلافت بلافصل علی علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله همچنین دلالت می کند بر وجود امام دوازدهم حجه الله المنتظر و بقای وجود شریف آن حضرت ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ زیرا این حدیث دلالت می-کند بر عدم جدایی کتاب و عترت تا روز قیامت و تا لحظه ورود بر حوض ـ پس همانگونه که قرآن مجید تا روز قیامت باقی است، همچنین واجب است که کسی از اهل البیت وجود داشته باشد که شایسته برای تمسک و و اقتدا به او باشد و امام زمان خود باشد و حجت وقت از عترت طاهره تا روز قیامت.

برگرفته از کتاب: خلاصه عبقات الانوار حدیث ثقلین تالیف: میرحامد حسین هندی
ترجمه دکتر سید حسن افتخارزاده.


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:12 AM]  [عروس ایام]

غدیر؛ برترین عید
روز غدیر در واقع عید آل محمد علیهم السلام و روز جشن اهل بیت است، و به همین جهت تأكید خاصى از سوى ائمه علیهم السلام بر جشن گرفتن و اظهار سرور و شادى در این روز وارد شده است.
شخصى یهودى كه در مجلس عمر حاضر بود گفت: اگر آیه ى 'الْیَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ...' "كه در روز غدیر نازل شده" در امت ما نازل شده بود ما روز نزول آن را عید مى گرفتیم! [ الغدیر: ج 1 ص 283. عوالم: ج 3:15 ص 115 و 303. ]

امام صادق علیه السلام مى فرماید: انبیاء بنى اسرائیل روزى را كه جانشینِ بعد از خود را تعیین مى كردند عید قرار مى دادند. 'عید غدیر' هم روزى است كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله على علیه السلام را براى مردم منصوب فرمود.... [ بحارالأنوار: ج 37 ص 170. ]

بدون شك عید گرفتن غدیر به معناى زنده نگه داشتن آن روز تاریخى در دل هاى شیعیان و احیاى محتواى آن در مقابل دشمنان است، و به عنوان علامتى بزرگ بر صفحه ى تاریخ تشیع نقش بسته و نشان دائمى ولایت است.

عید غدیر در لسان پیامبر و امامان:
ذیلاً احادیثى كه در فضیلت عید غدیر و اهمیت خاص آن در مقایسه با سایر اعیاد از لسان معصومین علیهم السلام وارد شده ذكر مى شود:
 

>>>>>>


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:12 AM]  [عروس ایام]

الف) احتجاج امام على‏ علیه السلام
امام على ‏علیه السلام بعد از وفات پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در هر زمانى كه شرایط مناسب بود حقانیت خود را از هر راه ممكن به اثبات مى ‏رساند كه از آن جمله تذكر به حدیث غدیر مى ‏باشد. اینك به مواردى اشاره مى‏ شود.
1- روز شورا:
در مناقب خوارزمى و فرائد السمطین از ابى الطفیل عامربن واثله نقل شده كه گفته: من در روز شورا كنار على‏ علیه السلام بودم و شنیدم كه حضرت به اعضاى آن شورا مى ‏گفت: هر آینه به چیزى احتجاج خواهم كرد كه هیچ كدام از شما نمى ‏تواند آن را منكر شود. سپس فرمود: شما را به خدا سوگند آیا در میان شما كسى هست كه رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم در حق او فرموده باشد: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال... گفتند به خدا هرگز

2- ایام خلافت عثمان:
در فرائد السمطین از سلیم‏بن قیس هلالى نقل شده كه على‏ علیه السلام را در عصر خلافت عثمان در مسجد پیامبر مشاهده كردم در حالى كه جماعتى در مسجد مشغول ذكر فضیلت و سوابق قریش بودند. جماعت از حضرت پرسیدند كه چرا ایشان سخن نمى ‏گوید و حضرت طى بیانى به این جا رسیدند كه پیامبر در خطبه ‏اى مرا در غدیر خم منسوب به خلافت كردند و فرمودند: هر كس من مولاى اویم على مولاى او است...
3-  در اجتماع كوفه (روز رحبه):
زمانى كه به حضرت خبر رسید كه مردم وى را در ادعاى حقانیت خود بر خلافت متهم مى‏سازند در میدان كوفه حاضر شده و به حدیث غدیر استشهاد كردند. این استشهاد به حدى شایع و علنى بوده كه بسیارى از تابعین آن را نقل كرده و علما نیز با سندهاى مختلف آن را آورده ‏اند.

4-  در جنگ جمل:
 حضرت على‏ علیه السلام در روز جمل كسى را به دنبال طلحه فرستاده و به او گفتند: به خدا قسم نشنیدى كه پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: من كنت مولاه...؟ گفت: آرى. حضرت فرمود: پس چرا با ما جنگ مى ‏كنى؟

5- احتجاج در روز صفین:
سلیم ‏بن قیس هلالى در كتاب خود نقل مى‏ كند كه امیرالمؤمنین ‏علیه السلام در صفین در ذكر مناقب خود به حدیث غدیر متذكر شدند.
 
ب) احتجاج اهل بیت به حدیث غدیر:
اهل بیت هر زمانى كه شرایط را مناسب مى‏ دیدند به این حدیث احتجاج مى‏ كردند.
احتجاج حضرت زهرا علیها السلام به حدیث غدیر
شمس الدین جزرى دمشقى به سند خود از ام كلثوم دختر فاطمه‏ علیها السلام و او از فاطمه زهراعلیها السلام نقل كرده كه حضرت فرمودند: آیا فراموش كردید گفتار رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم را در روز غدیر خم كه فرمودند: هر كس من مولاى اویم پس على مولاى او است و گفتارش كه فرمودند: تو نزد من همانند هارون نزد موسى هستى
احتجاج امام حسن‏ علیه السلام به حدیث غدیر
احتجاج امام حسین‏ علیه السلام به حدیث غدیر
 
ج) احتجاج دیگران به حدیث غدیر:
غیر از اهل بیت‏ علیهم السلام نیز در مواردى خاص به حدیث غدیر احتجاج و تمسك كرده ‏اند و این دلالت دارد كه این حدیث نزد عموم مسلمانان از جایگاه ویژه ‏اى برخوردار است.
ابن مغازلى، المناقب، ص 112، ح 155؛ ابن حجر هیثمى، الصواعق المحرقه، ص 126؛ ذهبى،
میزان الاعتدال، ج 1، ص 441، رقم 1643.

منابع:
1- جوینى، فرائد السمطین، ص 312، ح 250.
2- ابن ابى الحدید، شرح نهج‏ البلاغه، ج 4، ص 74؛ ابن الاثیر، اسد الغابه، ج 3، ص 307؛ ابن حنبل، المسند، ج 1، ص 135، ح 642؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107 و...؛ ابن كثیر، السیرة النبویة، ج 4، ص 419؛ ابن عساكر، ترجمة الامام على ‏بن ابى‏طالب، ج 2، ص 1.
3-  نیشابورى، المستدرك، ج 3، ص 371؛ خوارزمى، المناقب، ص 182، ح 221؛ هیثمى، ابابكر، مجمع الزوائد، ج 9، ص 107.
4- سلیم، كتاب سلیم، ص 422.
5- الامینى، الغدیر، ج 1، ص 127، به نقل از: جزرى، اسنى المطالب.
6- قندوزى، ینابیع الموده، ج 3، ص 369.
7- سلیم، كتاب سلیم، ص 321.
8- خوارزمى، المناقب، ص 199، ح 240؛ ابن ابى الحدید، شرح نهج‏ البلاغه، ج 2، ص 206؛ ابویعلى موصلى، المسند، ج 11، ص 307، ح 6423؛ هیثمى، مجمع الزوائد، ج 9، ص 105.


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:12 AM]  [عروس ایام]

غدیر واقعه ای است لایق لقب قرآنی! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پی در پی قرآن، تار و پود خطابه اش آمیخته با آیات قران، و خاتمه آن با حضور قرآن، که این همه واقعه ای در سایه سار قرآن را برای ما ترسیم می کند.
کجای تاریخ اسلام را سراغ دارید که در یک ماه بیش از دویست آیه قرآن در فراز و نشیب یک ماجرا نازل شده باشد یا مورد استناد قرار گرفته باشد؛ و یا کدام خطابه را سراغ دارید که بیش از صد آیه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد.
کدام برنامه اسلام را می شناسید که دو آیه بسیار مهم قرآن مستقیما و صریحا معرف آن باشد: یک دستور به ابلاغ آن با: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس که با ضمانت الهی به استقبال مبلغ اعظم غدیر می آید؛ و دیگر نتیجه ابلاغ آن با الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا که امضای خالق جهان را براین ابلاغ عظیم اعلام می نماید.
اکنون ماجرای سفر یک ماهه ای پیش روی شماست که در مرحله به مرحله آن آیات قرآن نازل شده یا مورد استناد واقع شده است. آیاتی برای آماده سازی فکری مردم در راستای پذیرش و درک مسئله ولایت، آیاتی به عنوان اوامر مستقیم اعلام ولایت در غدیر، آیه هایی از قزآن خبر از توطئه های پشت پرده منافقین و شیاطین و یا به عنوان مقابله در برابر فتنه انگیزی های علنی آنان، و آیاتی به عنوان پاسخ به سوالات مردم درباره غدیر است.
سراسر خطبه یک ساعته پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر آمیخته با آیات قرآن است. چند سوره به طور کامل در متن قرآن قرائت شده و مورد استناد و تفسیر قرار گرفته است. آیاتی نیز به صراحت یا به صورت ضمنی در خطابه غدیر آمده که اشاره آن به آیات قرآن واضح است.
در کنار این حضور قرآن در غدیر، بیا نات مفصلی در باره عظمت قرآن و تفسیر آن و صاحبان چنین مقامی در خطبه غدیر به چشم می خورد.

ارتباط عمیق این آیات با اصل واقعه غدیر قابل قابل توجه است.در حالی که محور سخن در غدیر ولایت اهل بیت علیهم السلام است، اوامر خاص مربوط به آن، معرفی دوستان و دشمنان ولایت، نشان دادن مرزهای ولایت و برائت، شناخت مقام والای عصمت، همه در سایه قرآن بیان شده، و به گونه ای منسجم غدیر را از متن قرآن استخراج کرده و قرآن را در متن غدیر جای داده است.
در این نوشتار با انگیزه نشان دادن قرآنی بودن غدیر در پی اثبات این ادعا هستیم که غدیر یک ماجرای آمیخته با قرآن است و این قابل اثبات در همه فراز نشیب های ماجراست.

در بخش های مختلف این نوشتار، که از مدینه آغاز می شود و تا مکه می رود و از آن جا با مراسم حج همراه می شود. با پایان حج حرکت به سوی غدیر آغاز می شود و با رسیدن به سرزمین خم پیامبر سخنرانی مفصل خود را برگزار می کنند و سپس مراسم سه روزه غدیر آغاز می شود. وقایع متعددی در ارتباط با غدیر در این ایام رخ می دهد تا هنگام خروج از غدیر فرا می رسد. از غدیر تا مدینه وقایعی اتفاق می افتد و با وصول به مدینه هنوز ماجرا پایان نمی یابد، بلکه تا روز رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز غدیر در جریان است و آیات قرآن را پشتیبانی می کند.

اگر نتیجه این نوشتار این باشد که غدیر و قرآن با هم و در کنار یکدیگر مطرح شده اند. و باید هر یک را پشتیبان و مفسر یکدیگر بدانیم، تا ابد افتخار خواهیم کرد که قرآنِ عزیز در آغوش غدیریان است و غدیرِ عزیز با اهل قرآن است. اکنون هنگام آن است که از تفسیر قرآن به حقایق غدیر نهراسیم و در برابر حقیقتی که در این باره در متن تاریخ دیده می شود سر تسلیم فرود آوریم و تا ابد افتخار کنیم که قرآنِ ما با غدیر و غدیرِ ما با قرآن است.


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:01 AM]  [عروس ایام]

مساله غدیر در نزد اهل سنت از متواترات است و بسیاری از علمای اهل سنت به این تواتر اعتراف کرده و در مورد آن رساله ها نوشته اند .

***میرزا محمد بدخشی در ” نزل الابرار ” ص ۵۴ چنین می گوید :

” حدیث صحیح مشهور ولم یتکلّم فی صحّته إلا متعصّب جاحد لا اعتبار بقوله “

( حدیث غدیر ، حدیث مشهوری است که در صحت آن هیچکس اشکال نمی کند مگر متعصب مخالف حق که به کلام وی اعتباری نیست )

*** غزالی در ” احیاء علوم الدین ” ص ۱۸ چنین می گوید :

” واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » “

( از خطبه هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) خطبه آن حضرت به اتفاق همه مسلمانان در روز عید غدیر خم است که در آن فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است)

سر العالمین وکشف ما فی الدارین ، اسم المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالی الوفاة: ۵۰۵هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة – بیروت / لبنان – ۱۴۲۴هـ ۲۰۰۳م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی

*** ذهبی در ” تذکره الحفاظ ” ج ۳ ص ۱۰۴۳ چنین می گوید :

” واما حدیث من کنت مولاه فله طرق جیدة وقد أفردت ذلک أیضا “

( و اما حدیث من کنت مولاه ، پس برای آن طرق روایی خوبی وجود دارد که در مورد آن نیز رساله ای نگاشته ام)

تذکرة الحفاظ ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدین محمد الذهبی الوفاة: ۷۴۸ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة – بیروت ، الطبعة : الأولى

*** ذهبی در ” تاریخ الاسلام ” ج ۱۴ ص ۳۳۸ در رد تشیّع شافعی چنین می گوید :

” قال أحمد بن عبد الله العجلی فی الشافعی : کان یتشیع ، وهو ثقة .

قلت : ومعنى هذا التشیع حب علی وبغض النواصب ، وأن یتخذه مولى ، عملاً بما تواتر عن نبینا (ص) : من کنت مولاه فعلی مولاه . “

( عجلی در مورد شافعی می گوید : ثقه است ولی به تشیع تمایل داشته.

می گویم : معنای این تشیع یعنی داشتن حب علی و بغض نواصب . و اگر شافعی ، علی علیه السلام را بعنوان مولا قبول داشته عملا بر اساس روایت متواتری است که از پیامبر ما رسیده است : من کنت مولاه فعلی مولاه )

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی الوفاة: ۷۴۸هـ ، دار النشر : دار الکتاب العربی – لبنان/ بیروت – ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى

*** ابن حجر عسقلانی در ” فتح الباری ج ۷ ص ۷۴ چنین می گوید :

” واما حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه فقد أخرجه الترمذی والنسائی وهو کثیر الطرق جدا وقد استوعبها بن عقدة فی کتاب مفرد وکثیر من اسانیدها صحاح وحسان “

( و اما حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه ، ترمذی و نسایی این روایت را بیان کرده و طرق این روایت واقعا زیاد است و ابن عقده آنها را در کتابی جداگانه جمع آوری کرده است که بسیاری از اسناد آنها صحیح و حسن می باشد )
فتح الباری شرح صحیح البخاری ، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: ۸۵۲ ، دار النشر : دار المعرفة – بیروت ، تحقیق : محب الدین الخطیب
*** ملا علی قاری در ” مرقاة المفاتیح ” ج ۱۱ ص ۲۴۸ چنین می گوید :

” والحاصل أن هذا حدیث صحیح لا مریة فیه ، بل بعض الحفاظ عده متواترا “

( نتیجه چنین است که این حدیث ( حدیث غدیر ) صحیح است و در آن شکی نیست . بلکه برخی از حفاظ حدیث نیز این روایت را در زمره روایات متواتر قرار داده اند )
مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح ، اسم المؤلف: علی بن سلطان محمد القاری الوفاة: ۱۰۱۴هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة – لبنان/ بیروت – ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : جمال عیتانی
*** ضیاء الدین مقبلی در ” الابحاث المسدده فی الفنون المتعدده ” این روایت را احادیث متواتری که سبب افاده علم می گردد ، قرار داده است .
وی در تعلیق ” هدایه العقول الی غایه السئول ” ج ۲ ص ۳۰ چنین می گوید :

” فان لم یکن هذا معلوما فما فی الدین معلوم “

( اگر صحت این روایت معلوم نباشد پس در دین صحت هیچ چیز معلوم نیست )

*** ابن عبدالبر در ” الاستیعاب ” ج ۳ ص ۱۰۹۹ بعد از نقل حدیث غدیر و حدیث رایت چنین می گوید :

” و هذه کلها آثار ثابته “

( تمامی این روایات ثابت شده می باشند )

الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، اسم المؤلف: یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: ۴۶۳ ، دار النشر : دار الجیل – بیروت – ۱۴۱۲ ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : علی محمد البجاوی

*** محمد بن جعفر کتانی در ” نظم المتناثر من الحدیث المتواتر ” حدیث غدیر را در کتاب خود که مخصوص احادیث متواتر می باشد ، آورده است . ( ص ۱۹۴ – ۱۹۵ )

نظم المتناثر من الحدیث المتواتر ، اسم المؤلف: محمد بن جعفر الکتانی أبو عبد الله الوفاة: ۱۳۴۵ هـ ، دار النشر : دار الکتب السلفیة – مصر ، تحقیق : شرف حجازی

کتانی در کتاب دیگرش به نام ” الرساله المستطرفه ” ص ۱۱۲ چنین می گوید :

” وطرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه لأبی العباس أحمد بن محمد بن سعید الکوفی مولى بنی هاشم المعروف بابن عقدة الحافظ الجامع المصنف المتوفى سنة اثنین وثلاثین وثلاثمائة وکذا جمع طرقه الذهبی “

( و طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه را ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید الکوفی مولی بنی هاشم معروف به ابن عقده ، حافظ و جامع و مصنف متوفی سال ۳۳۲ ه.ق را جمع کرده است . همچنان که ذهبی طرق این روایت را جمع آوری کرده است . )

الرسالة المستطرفة لبیان مشهور کتب السنة المصنفة ، اسم المؤلف: محمد بن جعفر الکتانی الوفاة: ۱۳۴۵ ، دار النشر : دار البشائر الإسلامیة – بیروت – ۱۴۰۶ – ۱۹۸۶ ، الطبعة : الرابعة ، تحقیق : محمد المنتصر محمد الزمزمی الکتانی

*** آلوسی در ” روح المعانی ” ج ۶ ص ۱۹۵ چنین می گوید :

” وعن الذهبى أن من کنت مولاه فعلى مولاه متواتر یتقین أن رسول الله ( صلى الله علیه و سلم ) قاله “

( ذهبی گفته است : روایت من کنت مولاه فعلی مولاه آنچنان متواتر است که یقین پیدا می شود رسول الله صلی الله علیه – و آله – وسلم آن را فرموده است)
روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی الوفاة: ۱۲۷۰هـ ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت
وی در مورد این روایت ، سخنان دیگری نیز دارد .

” نعم ثبت عندنا أنه صلى الله علیه وسلم قال فی حق الأمیر کرم الله تعالى وجهه هناک : من کنت مولاه فعلى مولاه وأنت تعلم أن ذلک القول منه علیه الصلاة والسلام فی أمیر المؤمنین کرم الله تعالى وجهه کان فی غدیر خم “

( آری ! در نزد ما – اهل سنت – ثابت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه – و آله – وسلم در حق علی – علیه السلام – فرموده است : من کنت مولاه فعلی مولاه. و می دانی که این قول رسول الله صلی الله علیه – و آله – وسلم در حق امیرالمومنین – علیه السلام – در غدیر خم بوده است )
*** محمد بن اسماعیل امیر صنعانی در ” اجابه السائل شرح بغیه الامل ” ص ۹۸ در توضیح خبر متواتر چنین می گوید :

” ومن ذلک حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه فإن له مائة وخمسین طریقا قال العلامة المقبلی بعد سرد بعض طرق هذا الحدیث ما لفظه فإن لم یکن هذا معلوما فما فی الدنیا معلوم وجعل هذا الحدیث فی الفصول من المتواتر لفظا “

( و از این گروه ( اخبار متواتر ) حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه می باشد که برای آن ۱۵۰ طریق روایی وجود دارد . علامه مقبلی بعد از بیان برخی از طرق این روایت چنین می گوید : اگر صحت این روایت معلوم نباشد پس در دنیا هیچ چیز معلوم نیست و این روایت را در کتاب الفصول ، جزء روایات متواتر لفظی قرار می دهد )
أصول الفقه المسمى إجابة السائل شرح بغیة الآمل ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل الأمیر الصنعانی الوفاة: ۱۱۸۲ ، دار النشر : مؤسسةالرسالة – بیروت – ۱۹۸۶ ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : القاضی حسین بن أحمدالسیاغی و الدکتور حسن محمد مقبولی الأهدل
امیر صنعانی در ” توضیح الافکار ” ج ۱ ص ۲۴۳ چنین می گوید:

” و قد عده ائمه من المتواتر “

( علمای دین ، این روایت را از متواترات قرار داده اند )

توضیح الأفکار لمعانی تنقیح الأنظار ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل الأمیر الحسنی الصنعانی الوفاة: ۱۱۸۲هـ ، دار النشر : المکتبة السلفیة – المدینة المنورة ، تحقیق : محمد محی الدین عبد الحمید
*** ابن حجر مکی در ” الصواعق المحرقه ” ج ۱ ص ۱۰۶ و ۱۰۷ چنین می گوید :

” أنه حدیث صحیح لا مریة فیه وقد أخرجه جماعة کالترمذی والنسائی وأحمد و طرقه کثیرة جدا … و لا التفات لمن قدح فی صحته “

( حدیث غدیر ، حدیث صحیحی می باشد که در آن شکی نیست و گروهی از علما همانند ترمذی و نسایی و احمد بن حنبل آن را روایت کرده و طرق روایی آن واقعا زیاد است …. و به نظر کسانی که در صحت این روایت اشکال می کنند اصلا التفاتی نیست )

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی الوفاة: ۹۷۳هـ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة – لبنان – ۱۴۱۷هـ – ۱۹۹۷م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی – کامل محمد الخراط

*** عجلونی در ” کشف الخفاء ” ج ۲ ص ۳۶۱ چنین می گوید :

” فالحدیث متواتر او مشهور “

( حدیث غدیر از روایات متواتر یا مشهور می باشد )

کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس ، اسم المؤلف: إسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی الوفاة: ۱۱۶۲ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة – بیروت – ۱۴۰۵ ، الطبعة : الرابعة ، تحقیق : أحمد القلاش

*** ابن حمزه حرانی حسینی در ” البیان و التعریف ” ج ۲ ص ۲۳۰ چنین می گوید :

” أخرجه الإمام أحمد ومسلم عن البراء بن عازب رضی الله عنه وأخرجه أحمد أیضا عن بریدة بن الحصیب رضی الله عنه وأخرجه الترمذی والنسائی والضیاء المقدسی عن زید بن رقم رضی الله عنه قال الهیثمی رجال أحمد ثقات وقال فی موضع آخر رجاله رجال الصحیح وقال السیوطی حدیث متواتر “

( حدیث غدیر را امام احمد و مسلم از براء بن عازب و همچنین احمد از برید بن خصیب و ترمذی و نسایی و ضیاء الذین مقدسی از زید بن ارقم روایت کرده اند . هیثمی در مورد این روایت می گوید : رجال روایت احمد همگی ثقه می باشند و در جای دیگر می گوید : رجال او از رجال صحیح می باشد و سیوطی می گوید : این حدیث متواتر است )

البیان والتعریف فی أسباب ورود الحدیث الشریف ، اسم المؤلف: إبراهیم بن محمد الحسینی الوفاة: ۱۱۲۰ ، دار النشر : دار الکتاب العربی – بیروت – ۱۴۰۱ ، تحقیق : سیف الدین الکاتب

اینها گوشه ای است اندک از منابع اهل سنت در تصحیح حدیث غدیر بلکه در اثبات تواتر آن …


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:00 AM]  [عروس ایام]

اکثر مسلمانان بعد از وفات رسول خدا(ص) از نص غدیر اعراض نموده و آن را انکار کرده یا به فراموشى سپردند در حالى که قرآن مردم را به متابعت از آن دعوت کرده بود، و در نتیجه گرفتار مشکلات و مصیبت‏هاى فراوانى شدند.

۱ – خداوند متعال مى‏فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ»؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى مى‏خواند که شما را حیات مى‏بخشد.»( سوره انفال، آیه ۲۴)

۲ – و نیز مى‏فرماید: «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً»؛ «هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بداند، اختیارى [در برابر فرمان خدا] داشته باشد، و هر کس نافرمانى خدا و رسولش را کند به گمراهى آشکار گرفتار شده است.»( سوره احزاب، آیه ۳۶)

۳ – و نیز مى‏فرماید: «وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ»؛ «پروردگار تو هر چه مى‏خواهد مى‏آفریند، و هرچه بخواهد برمى گزیند، آنان [در برابر او] اختیارى ندارند.»( سوره قصص، آیه ۶۸)

>>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:49 PM]  [عروس ایام]

نه تنها اهل لغت تصریح کرده‌اند که کلمه «مولی» به معنای «أولی» می‌آید ؛ بلکه اکثر دانشمندان و بزرگانی که در تشریح و تفسیر آیات کتاب مقدس ما مسلمانان قرآن کریم قلم فرسائی کرده و زحماتی ارزشمند متحمل شده‌اند نیز بر این مطلب تصریح کرده‌اند

که نام پانزده تن از آنان را مشاهده می‌کنید :

۱ . محمد بن اسماعیل بخاری (متوفای ۲۵۶هـ) :

وی در تفسیر سوره حدید می‌نویسد :

باب تفسیر سُورَةُ الْحَدِیدِ قال مُجَاهِدٌ … «مَوْلَاکُمْ» أَوْلَى بِکُمْ .

مجاهد گفته است : (مولاکم) به معنای (اولی) و برتر به شما است .

البخاری الجعفی ، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ) ، صحیح البخاری ، ج ۴ ص ۱۳۵۸ ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا ، ناشر : دار ابن کثیر ، الیمامة – بیروت ، الطبعة : الثالثة ، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷ .

ابن حجر عسقلانی در شرح این مطلب می‌نویسد :

قوله مولاکم أولى بکم قال الفراء فی قوله تعالى «مأواکم النار هی مولاکم» یعنی أولى بکم وکذا قال أبو عبیدة وفی بعض نسخ البخاری هو أولی بکم وکذا هو فی کلام أبی عبیدة .

فراء در توضیح آیه شریفه : (ماواکم النار هی مولاکم) گفته است : مولی به معنای اولی و برتر به شما است ، ابوعبیده نیز چنین گفته است و در بعضی از نسخه‌های بخاری به معنای «او اولی به شما است» آمده است ، و همچنین است در سخن ابوعبیده .

العسقلانی الشافعی ، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ) ، فتح الباری شرح صحیح البخاری ، ج ۸ ، ص ۶۲۸ ، تحقیق : محب الدین الخطیب ، ناشر : دار المعرفة – بیروت .

>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:49 PM]  [عروس ایام]

آیا درست است که، حضرت على(علیه السلام)در یکى از روزهاى خلافتش، مردم را در یک جائى وسیع گرد آورد و از روى منبر فریاد برآورد: «من شما را به خدا قسم مى دهم هر مسلمانى که روز غدیر خم، سخن پیامبر(صلى الله علیه وآله)را شنید که فرمود: (من کنت مولاه فعلى مولاه) «هر که من مولاى اویم، على مولاى او است»، اکنون بلند شود و آنچه را که با دو گوش خود از پیامبر(صلى الله علیه وآله)، شنیده است، گواهى دهد، پس تنها سى نفر از اصحاب که شانزده نفرشان اهل بدر بودند، برخاستند و شهادت دادند که پیامبر(صلى الله علیه وآله)دست على را بلند کرد و به مردم فرمود: «آیا مى دانید که من از مؤمنین نسبت به خودشان هم اولاتر و سزاوارتر هستم؟» عرض کردند: آرى، سپس فرمود: «هر که من مولاى اویم، پس این (على) مولاى اوست، خداوندا! آن کس که ولایتش را پذیرفت دوست بدار و آن کس که با او دشمنى ورزید، دشمن بدار….»

ولى برخى از اصحاب گرچه در روز غدیر حاضر بودند، با این حال در اثر حسد یا کینه نسبت به امام، براى شهادت برنخاستند و از جمله آنها انس بن مالک بود که حضرت علّى پس از پائین آمدن از منبر، به او فرمود: اى انس بن مالک! چرا همراه با دیگر اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله)بلند نشدى و آنگونه که آنها شهادت دادند، شهادت ندادى به آنچه که در آن روز شنیده بودى؟

گفت: یا امیرالمؤمنین! من پیر و سالخورده شدم و فراموشى به من دست داده است!! حضرت فرمود: اگر دروغ مى گویى، امید وارم خدا ترا به چنان مرضى مبتلا کند که عمامه او را نپوشاند.

راوى مى گوید: او از جایش بلند نشد مگر آنکه پیسى تمام صورتش را فراگرفته بود، و لذا پیوسته پس از این حادثه مى گریست و مى گفت: نفرین بنده شایسته خدا مرا گرفت زیرا براى او شهادت ندادم.

و این داستان معروف و مشهور است و ابن قتیبه در کتاب «المعارف» آن را نقل کرده که انس را جزء بیماران مبتلا به برص و پیسى شمرده است(۱) و همچنین امام احمد بن حنبل در مسندش این داستان را آورده و در آخر گفته است: همه شهادت دادند جز سه نفر که نفرین امام آنها را گرفت.(۲) و این سه نفر به روایت بلاذرى(۳) عبارت بودند از: انس بن مالک و براء بن عازب و جریر بن عبد اللّه بجلى، آنگاه حضرت على(علیه السلام)بار دیگر مردم را به شهادت طلبید ولى هیچ یک از آن سه نفر پاسخش را ندادند، سپس فرمود: خداوندا! هر کس با علم به قضیه، این شهادت را کتمان کند، او را از دنیا نبر تا اینکه علامتى در او ایجاد کنى که به آن شناخته شود.

راوى گوید: و بدینسان انس بن مالک به مرض پیسى گرفتار شد و براء بن عازب کور و نابینا شد و جریر به حالت اعراب بازگشت در حالى که هجرت کرده بود و در خانه مادرش درگذشت.

این داستان بسیار مشهور است و گروه بسیارى از تاریخ نگاران آن را نقل کرده اند.(۴)

 پی نوشت:

۱-المعارف ابن قتیبه دینورى، ص ۵۸۰٫

۲-مسند امام احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۱۱۹٫

۳-انساب الاشراف بلاذرى، ج ۲، ص ۱۵۶٫

۴-تاریخ ابن عساکر، ج ۲، ص ۷، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج ۱۹، ص ۲۱۷، عبقات الانوار، ج ۲، ص ۳۰۹، مناقب ابن مغازلى شافعى، ص ۲۳، سیرة الحلبیه، ج ۳، ص ۲۷۴


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:49 PM]  [عروس ایام]

در روز غدیر محمد ( مصطفى ) نص خلافت على را ابلاغ نمود و فرمود : اى مردم بدانید که : – فرمان الهى بر من نازل شده است تا رسالت خود را ابلاغ نمایم و اکنون براى تبلیغ آن سخن می گویم.  در این مجمل سعی بر آن شده است که برخی از اسناد حدیث شریف غدیر را ذکر نماییم. و در انتها اقرار برخی از علمای اهل سنت به معنای ((مولی)) در روایت بسنده خواهیم کرد.

الف: حدیث غدیر در آینه روایات و کتب شیعه

حدیث غدیر در کتب شیعه هزاران بار آمده است و در این مجمل مجال ان نیست که تمام منابع انرا بیان کنیم. از همین رو فقط به چند سند شیعه بسنده می نماییم.

>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:49 PM]  [عروس ایام]

با مطالعه خطبه‌ها ، سخنان و نامه‌های مردم عصر رسول خدا صلی الله علیه وآله و قرون نخستین اسلامی ، درمی‌یابیم که آن‌ها همواره از واژه «ولی» استفاده و از آن امامت ، خلافت ، سرپرستی و أولویت را اراده و استنباط می‌کرده‌اند . خلیفه اول و دوم در خطبه‌های متعددی که داشته‌اند ، خود را «ولی امر مسلمین» ، «ولی رسول خدا» و … می‌دانسته‌اند . و نیز وقتی جانشین خود را انتخاب و یا شخصی را به حکومت یک منطقه‌ای نصب می‌کردند‌ ، به او عنوان «والی» داده و در حکم او از کلمه «ولی» استفاده می‌کردند .

۱٫ ابوبکر و عمر خود را «ولی رسول خدا» می‌دانستند :

مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیحش به نقل از خلیفه دوم می‌نویسد :

فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- قَالَ أَبُو بَکْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِیرَاثَکَ مِنَ ابْنِ أَخِیکَ وَیَطْلُبُ هَذَا مِیرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِیهَا فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَکْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَکْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِى کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا .

پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ابوبکر گفت : من جانشین رسول خدا هستم ،‌ شما دو نفر (عباس و علی ) آمدید و تو ای عباس میراث برادر زاده‌ات را درخواست کردی و تو ای علی میراث فاطمه دختر پیامبر را .

ابوبکر گفت : رسول خدا فرموده است : ما چیزی به ارث نمی‌گذاریم ، آن‌چه می‌ماند صدقه است و شما او را دروغگو ، گناه‌کار ، حیله‌گر و خیانت‌کار معرفی کردید و حال آن که خدا می داند که ابوبکر راستگو ،‌ دین دار و پیرو حق بود .

پس از مرگ ابوبکر ،‌ من جانشین پیامبر و ابوبکر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن ، دروغگو حیله گر و گناهکار خواندید .

النیسابوری ، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ) ، صحیح مسلم ، ج ۳ ، ص ۱۳۷۸ ، ح ۱۷۵۷ ، کِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّیَرِ، بَاب حُکْمِ الْفَیْءِ ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت .

در این روایت خلیفه دوم تصریح می‌کند که ابوبکر خود را ولی = خلیفه رسول خدا می‌دانست ؛ ولی شما دو نفر او را تکذیب کرده و وی را خیانت کار و … می‌دانستید ، من نیز خودم را ولی = خلیفه رسول خدا می‌دانم و شما دو نفر مرا دروغگو خیانت کار و … می‌دانید.

>>>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:49 PM]  [عروس ایام]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3