حدیث و حکایت
حدیث و حکایت
![]()
علی ـ علیه السّلام ـ و ابن عباس می گویند: مراد از این آیه منافقین هستند، آنهایی که امید ثواب ندارند اگر نماز خواندند و اگر هم نخواندند ترس عقاب ندارند، پس ایشانند که از نماز غافلند تا وقت آن بگذرد، آنها هرگاه با مؤمنین باشند از روی ریا و تظاهر می خوانند و اگر تنها و با غیر مؤمنین باشند نمی خوانند و این قول خدا است «الذین هم یراؤن».
ـ عیاشی به استادش از یونس به عمّار از حضرت ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ روایت نموده، گوید: از آن حضرت پرسیدم از قول خدا (الذین هم عن صلوتهم ساهون) آیا آن وسوسه شیطان است؟ فرمود: نه هر کس این حالت را پیدا می کند و لیکن ساهون فرادی هستند که غفلت از آن می کنند و آن را در اوّل وقت انجام نمی دهند.
و از ابن اسامه زید شحام روایت کرده که گفت از حضرت ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ از قول خدا (الذین هم عن صلوتهم ساهون) پرسیدم؟ فرمود: آن شرک نماز و سستی و تکاهل در نماز است.[1]
ـ علاّمه مجلسی در بحار از جامع الاخبار از حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین روایت می کند که فرمود: نماز عمود دین است کسی که عمداً نماز را ترک کند دینش را خراب نموده و کسی که نماز را در وقت خود بجا نیاورد داخل می گردد در ویل و ویل یک وادی است در جهنّم چنانچه فرمود (ویل للمصلین الذینهم عن صلوتهم ساهون) و روز قیامت اوّل چیزی که از بنده سؤال می شود نماز است اگر نماز تمام آورده باشد که هیچ و گرنه می اندازند وی را در جهنّم.[2]
پی نوشت ها:
[1] . مجمع البیان، ج 10، ص 833 و 834.
[2] . مخزن العرفان، ج 15، ص 303.
ادامه مطلب
آب دادن اسب، در حال نماز
آب دادن اسب، در حال نماز
ابوحامدغزالى، از دانشمندان بزرگ اسلامى در قرن پنجم و ششم هجرى است . به سال 450هجرى در توس زاده شد و پنجاه و پنج سال بعد (505 هجرى ) در همان جا درگذشت. زندگانى شخصى و علمى امام محمد غزالى، پر از حوادث و مسافرتها و نزاعهاى علمى است . وى برادرى داشت که به عرفان و اخلاق شهره بود و در شهرهاى ایران مىگشت و مردم را پند و اندرز مىداد . نام او احمد بود و چندسالى از محمد، کوچکتر . محمد و احمد، هر دو در علم و عرفان به مقامات بلندى رسیدند؛ اما محمد بیشتر در علم و احمد در عرفان.
محمد غزالى بر اثر نبوغ و دانش بسیارى که داشت، از سوى خواجه نظام الملک طوسى، وزیر ملکشاه سلجوقى و مؤسس دانشگاههاى نظامیه، به ریاست بزرگترین دانشگاه اسلامى آن روزگار، یعنى نظامیه بغداد، منصوب شد . وى در همان جا، نماز جماعت اقامه مىکرد و عالمان و طالبان علم به او اقتدا مىکردند. روزى به برادر کوچکتر خود، احمد، گفت: مردم از دور و نزدیک به این جا مىآیند تا در نماز به من اقتدا کنند و نماز خود را به امامت من بگزارند؛ اما تو که درکنار من و برادر منى، نماز خود را با من نمىگزارى . احمد، رو به برادر بزرگتر خود کرد و گفت: پس از این در نماز شما شرکت خواهم کردم و نمازم را با شما خواهم خواند.
مؤذن،صداى خود را که گواهى به یکتایى خداوند و رسالت محمد (ص) بود، بلند کرد و همه را به مسجد فرا خواند. محمد غزالى، عالم بزرگ آن روزگار، پیش رفت و تکبیر گفت . احمد به برادر اقتدا کرد و به نماز ایستاد؛ اما هنوز در نیمه نماز بودند که احمد نماز خود را کوتاه کرد و از مسجد بیرون آمد و در جایى دیگر نماز خواند. محمد غزالى از نماز فارغ شد و همان دم پى برد که برادر، نماز خود را از جماعت به فرادا برگردانده است . او را یافت و خشمگینانه از او پرسید: این چه کارى بود که کردى؟
- برادر، محمد!آیا تو مىپسندى که من از جاده شرع خارج شوم و به وظایف دینى خود عمل نکنم؟
- نه نمىپسندم .
- وقتى در نماز شدى، من به تو اقتدا کردم؛ ولى تا وقتى به نماز خود، پشت سر تو ادامه دادم که تو در نماز بودى .
- آیا من از نماز خارج شدم؟
- آرى؛ تو در اثناى نماز، از آن بیرون آمدى و پى کارى دیگر رفتى .
- اما من نمازم را به پایان بردم.
-نه برادر در اثناى نماز، به یاد اسب خود افتادى و یادت آمد که او را آب ندادهاند . پس در همان حال، در این اندیشه فرو رفتى که اسب را آب دهى و اورا از تشنگى برهانى. وقتى دیدم که قلب و فکر تو از خدا به اسب مشغول شده است، وظیفه خود دیدم که نمازم را با کسى دیگر بخوانم؛ زیرا در آن هنگام، تودیگر در نماز نبودى و نمازگزار باید به کسى اقتدا کند که او در حال خواندننماز است .
محمد غزالى، از خشم پیشین به شرم فرو رفت و دانست که برادر،از احوال قلب او آگاه است . آن گاه روى به اطرافیان خود کرد و گفت: برادرم، احمد، راست مىگوید . دراثنای نماز به یادم آمد که اسبم را آب ندادهاند و کسى باید او را سیراب کند
پی نوشتها:
1- برگرفته از: همایى، جلال الدین، غزالى نامه، ص 403، به نقل از کمال الدین حسین خوارزمى، شرح مثنوى
منبع: کتاب حکایت پارسایان
ادامه مطلب
سفارش به نماز اول وقت
اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.
یکی از شاگردان آیت الله قاضی نقل می کند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که آقا او را راهنمایی کند و دستش را بگیرد. مرحوم قاضی فرمودند:
« به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »
مرحوم قاضی درباره نماز می فرمودند: نماز را بازاری نکنید،اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع.
اگر نماز تحفظ و مراقبت کردید همه چیزتان محفوظ می ماند.
مرحوم قاضی استاد عرفان بسیاری از عرفا و بزرگان دین بوده است و عمده سفارشایشان برای رسیدن به کمالات معنوی اهمیت دادن به نماز اول وقت همراه با خضوع و خشوع بودن است.
ادامه مطلب
نماز تحیت مسجد
نماز تحیت مسجد
![]()
پس از داخل شدن به مسجد، مقتضای رعایت ادب و احترام نسبت به خانه خداوند آن است که انسان مؤمن در آغاز ورود و قبل از نشستن، دو رکعت نماز به عنوان «نماز تحیت» بجا آورد. همانگونه که مرحوم شهید ثانی (ره) و بسیاری دیگر از فقیهان فرموده اند: «مقصود از نماز تحیت آن است که حرمت مسجد به واسطه نشستن بدون نماز هتک نشود».(عاملى (شهید ثانى)، زین الدین بن على، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، شارح: سلطان العلماء، حسن بن محمد، ج ۱، ص ۶۴.)
البته لازم نیست نماز تحیت مسجد، نماز مسقلی باشد، بلکه همینقدر که انسان پس از ورود به مسجد و قبل از نشستن، نمازی را بخواند چه واجب باشد چه مستحب، کافی است.(طباطبایى یزدى، سید محمد کاظم، العروة الوثقى فیما تعم به البلوى، ج ۱، ص ۶۰۰٫)
بنابراین کسی که به قصد بجا آوردن نماز واجب یا نماز مستحب در مسجد حاضر میشود، همین قدر که بعد از ورود به مسجد و قبل از آنکه بر زمین بنشیند، نمازی را شروع کند، در واقع نماز تحیت مسجد را نیز بجای آورده است، اگر چه قرار دادن نماز مستقلی به عنوان نماز تحیت مسجد، افضل است. جناب ابوذر (ره) می گوید: «روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در مسجد ملاقات نمودم، ایشان فرمودند: ای ابوذر! مسجد تحیتی مخصوص به خود دارد. عرض کردم: تحیت مسجد چیست؟ فرمودند: اینکه دو رکعت نماز بجا آوری».
میتوان گفت نماز تحیت در حقیقت به منزله سلام مؤمن به مسجد است و این امر از جهتی نهایت تکریم و تعظیم خانه خداوند به حساب میآید. گویا نمازگزار با این عمل نشان میدهد که مسجد موجودی دارای ادراک و احساس است و مانند سایر مکان های معمولی نیست که انسان بتواند به طور عادی در آن رفت و آمد کند.
منبع:http://www.samtekhoda.ir
ادامه مطلب
