- دعای امام سجاد (ع) در مورد نماز
قال علی بن الحسین - علیه السلام - فی دعائه
اللهمصل علی محمد و اله وفقنا فیه علی مواقیت الصلوات الخمس، بحدودها التی حددت، و فروضها التی فرضت، و وطائفها، التی وظفت و اوقاتها التی وقت، و انزلنا فیها منزلة المصیبین لمنازلها الحافظین لارکانها، المؤدین، لها فی اوقاتها علی ما سنة عبدک و رسولک - صلواتک علیه و اله - فی رکوعها و سجودهاو جمیع فواضلها علی اتم الطهور و اسبغه و ابین الخشوع و ابلغه؛
پروردگارا! به روان مقدس محمد و آل محمد (ص) درود فرست و ما را یاری کن تا نماز پنج گانه خویش را در وقت فاضل و شریفی که مقرر داشتهای بگذاریم، و وظایف خویش به حد کفاف و کمال ادا کنیم، و در سایه طاعت و عبادت از مردمی شمرده شویم که راه حق شناختهاند، و سعادت خویش را دریافتهاند و ارکان و جوانب آن را نگاه میدارند و آن را در اوقات خود به همان طریقی که بنده و فرستاده تو - که درودهایت بر او و بر آل او باد - رکوع و سجود، و قیام و قعود مقرر ساخت و با منتهای خشوع و حضور قلب و کاملترین طهارت به درگاه توبرپای ایستادهاند.
(صحیفه سجادیه، دعای 44)
ادامه مطلب
عبادت امام سجاد(ع)
عبادت امام سجاد(ع)
![]()
قال الباقر - علیه السلام -:
و لقد دخل ابو جعفر ابنه علیه فاذا هو قد بلغ من العبادة ما لم یبلغه احد. فراه و قد اصفر لونهمن الشهر، و رمضت عنیاه من البکاء، و دبرت جبهته و انخرم انفه من السجود وقد رمت و ساقاه و قدماه من القیام فی الصلاة؛
امام باقر علیه السلام میفرماید: وارد شدم، دیدم پدرم پایش (به دلیل عبادت زیاد) ورم کرده و رنگ صورتش متغیر و از شدت گریه چشمانش سرخ و پیشانیاش بر اثر سجده مجروح شده است.
(بحارالانوار، ج 46، ص 75)
ادامه مطلب
عمر جوانی در حال عبادت
قال رسول الله- صلی الله علیه و آله -:
ان الله یحب اشاب الذی یفنی شبابه فی طاعة الله؛
خداوند جوانی را که عمر خود را در عبادت خدا به سر میبرد، دوست دارد.
(کنزالعمال، ج 43060)
ادامه مطلب
حضور کودکان در صفوف نماز جماعت
عن جابر عن ابی جعفر - علیه السلام - قال
سالته عن الصبیان اذا صفوا فی الصلوة المکتوبة قال: لا تؤخروهم عن الصلاة فرقوا بینهم؛
جابر میگوید: از امام باقر - علیه السلام - در مورد کودکانی که در نماز جماعت شرکت میکنند سؤال کردم، امام باقر، (ع) فرمودند: آنان را از صفهای جلو به قسمت عقب صف نماز جماعت نفرستید، بلکه آنان را (در میان بزرگسالان) پراکنده سازید.
(تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج 2 ص 380)
ادامه مطلب
