چرا در نماز به طرف قبله می ایستیم؟
چرا در نماز به طرف قبله می ایستیم؟

یکی از سوالات مطرح در خصوص فلسفه احکام اینکه مگر خدا همه جا نیست پس چرا در موقع نماز خواندن باید حتما رو به قبله بایستیم؟
جواب:
نماز خواندن به طرف قبله، به این دلیل نیست که خداوند مکان یا جهت معیّنى دارد بلکه علتش این است که انسان به حکم این که جسم است هنگام نماز ناچار است به یک طرف بایستد، ولى اسلام خواسته از این موضوع حدّاکثر استفاده را براى تکمیل این عبادت (نماز) بنماید، زیرا همه مى دانیم که خانه کعبه قدیمى ترین مرکز توحید است. خانه اى است که به دست قهرمان توحید، ابراهیم خلیل (علیه السلام) تجدید بنا شده و مورد توجّه تمام راهنمایان توحید و پیغمبران خدا بوده است.
توجّه به این مرکز توحید، توجّه به خداست. درست است که خداوند مکانى ندارد، امّا کسى که مقابل چنین مرکزى بایستد از لحاظ روحی اتصال معنوی بیشتری می تواند به خدا داشته باشد و گویا خود را در پیشگاه او حاضر مى بیند.
علاوه بر آن، توجّه عموم مسلمانان جهان در هر شبانه روز پنج مرتبه به این مرکز مقدّس، روح وحدت و یگانگى را در دل و جان آنها پرورش مى دهد و به وحدت اسلامى و هماهنگى مسلمین جهان کمک مى کند و اجتماعات مختلف اسلامى را از شرق و غرب عالم به هم مربوط مى سازد و شوکت و عظمت آنها را ظاهر مى نماید. (1)
(1) برگرفته از کتاب: پاسخ به پرسشهای مذهبی، ناصر مکارم شیرازی و جعفر سبحانی
ادامه مطلب
آیا نماز عصر را بلافاصله بعد از نماز ظهر خواندن خلاف سنت پیامبر(ص) نیست؟
این که شیعیان نماز عصر را بلافاصله بعد از نماز ظهر می خوانند بر خلاف سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و نوعی دروغ نیست؟!
برای پاسخ به این شبهه باید به این نکات دقت کرد:
1.باید دانست که زمان برگزاری نماز ظهر و عصر از اذان ظهر تا غروب آفتاب (یا مغرب) است و کسی که تا هنگام عصر نماز نخوانده باشد، ابتدا باید نماز ظهر بخواند و سپس نماز عصر را بخواند چون وقت نماز ظهر نگذشته است و فقط وقت فضیلت آن گذشته است.
2.همچنین به نقل شیعه و اهل سنت، جمع بین نماز ظهر و عصر (و مغرب و عشاء) در سیره پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بوده است.
امام صادق(ع) فرمودند: «پيامبر خدا بدون اين كه عذرى در كار باشد، ظهر و عصر را در يك جا خواندند. عمر به آن حضرت گفت: آيا در نماز چيز تازهاى پيدا شده؟ پيامبر اكرم(ص) گفت: نه چيز تازهاى درباره نماز نيامده ولى خواستم بر امت خودم گشايشى بدهم»
ابن عباس مى گويد: پيامبر اسلام در مدينه، بين ظهر و عصر و بين مغرب و عشاء را جمع مىكرد، بدون اين كه عذرى در كار باشد»
3.فقهای شیعه به پیروی از این احادیث که از عمل پیامبر حکایت می کند و به پیروی از ظواهر آیات قرآن می فرمایند: فاصله انداختن میان نمازها و اقامه هر نمازی در وقت فضیلت خود مستحب و افضل است و در عین حال می توان آن را ترک نمود و نمازها را جمع خواند و معنای مستحب همین است که انسان در فعل و ترک آن مختار باشد. حکمت جواز جمع بین نمازها به خاطر آسایش مسلمین و سخت نگرفتن به آنان بوده است.
4.هر چند اخبار و روايات بسيارى در باب جمع دو نماز، از اهل تسنن نقل شده و همين كه بابى به نام «جمع بين الصلاتين» اختصاص يافته و احاديث در اين باب نقل گرديده، محكمترين دليل و برهان بر جواز جمع خواندن نماز است. زيرا اگر غير از اين مىبود بايد باب مخصوصى به نام «جمع بين الصلاتين فى السفر» يا «جمع بين الصلاتين فى الحضر» اختصاص مىدادند تا احاديث مربوطه را تفكيك نمايند.
از طرفى ديگر، بخارى همين احاديث را در صحيح خود آورده، ليكن به دلايل نامعلومى و با زبردستى آنها را از محل «جمع بين الصلاتين» به محل ديگرى مثل «باب تأخير الظهر إلى العصر من كتاب مواقيت الصلاة» و «باب ذكر العشاء والعتمة» و «باب وقت المغرب» انتقال داده است.
5.بنابراین، جمع کردن بین نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشاء ریشه در سیره پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) دارد و متهم ساختن شیعه به این که خلاف سنت پیامبر عمل می کنند، کار دشمنان اسلام و مسلمین است.
سرویس دینی جام نیـوز؛
ادامه مطلب
فلسفه پاکی بدن در نمازچیست؟
فلسفه پاکی بدن در نمازچیست؟
![]()
در اسلام یک خصوصیتی هست و آن این است که با این که روح عبادت ارتباط و پیوند بنده با خدا و شکستن دیوار غفلت و توجه به خداست اما نکته جالب این است که اسلام به عبادت شکل داده و به شکل هم نهایت اهمیت را داده و در آن شکل نیز یک سلسله برنامه های تربیتی را در لباس عبادت وارد کرده است. مثلا از نظر این که قلب انسان می خواهد متوجه خدا باشد این چه اثری دارد که بدن انسان پاک باشد یا نباشد؟ اِنَّ اللهَ یَنظُرُ الی قُلوبِکُم وَ لا یَنظُرُ اِلی صُورِکُم۱.
ما که با بدن نمی خواهیم پیش خدا برویم، حالا بدنمان پاک باشد یا نباشد، ما با دل می خواهیم پیش خدا برویم، دلمان باید پاک باشد. ولی اسلام وقتی که عبادت را تشریع می کند، چون می خواهد مخصوصا عبادت هم یک اثر خاصی از نظر تربیتی داشته باشد، چیزی را که به عبادت ربط زیادی ندارد ولی در تعلیم و تربیت مؤثر است، در لباس عبادت - اعم از واجب و مستحب - پیاده می کند و در ضمن آن می گنجاند، مثل مسأله غسل، مسأله وضو، دائم الوضو بودن، دائم الطّهاره بودن - که یکی از سنتهای اسلامی است - و غسل های مستحبی به عناوین مختلف. به هر حال اسلام می گوید به نماز که می ایستید بدن و جامه تان پاک باشد. این خود یک برنامه نظافت است در ضن عبادت.۲
اسلام آخرت را در متن دنیا و دنیا در متن آخرت قرار داده است. مثلا به نماز نظر بکنیم، جنبه اخروی خالصش همین است که انسان به یاد خدا باشد، خوف خدا داشته باشد. برای حضور قلب و توجه به خدا که این همه آداب ضرورت ندارد، برو وضو بگیر، شستشو بکن، خودت را پاکیزه بکن، مگر برای نزد خدا رفتن شستشوکردن هم تأثیر دارد؟ از نظر پیش خدا رفتن تأثیر ندارد که صورت انسان شسته باشد یا نه، ولی خداوند می گوید وقتی می خواهی نماز بخوانی «اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلوةِ فَاغسِلُوا وُجُوهَکُم وَ اَیدِیَکُم اِلَی المَرافِق» ۳ وقتی که می خواهی به نماز بایستی اول وضو بگیر، صورتت را بشوی، دستهایت را بشوی، بعد مشغول نماز شو.
ما می بینیم نظافت را با عبادت توأم کرده است. «وَ اِن کُنتُم جُنُباً فَاطَّهَّروا»! اگر جنب هستی باید تمام بدنت را شستشو دهی، اینجا نظافت مقرون به عبادت است. ۴
پی نوشت:
۱. الجامع الصغیر، ج۱، ص۷۴.
۲. تعلیم و تربیت، ص۱۸۶-۱۸۷.
۳. سوره مائده، آیه ۶.
۴. گفتارهای معنوی، ص۶۸.
۵. طهارت روح، ص۲۰۰-۲۰۱.
ادامه مطلب
چرا خداوند متعال به جاي شستن سر و پا مسح آنها را واجب كرد؟
چرا خداوند متعال به جاي شستن سر و پا مسح آنها را واجب كرد؟

امام رضا (سلام الله عليه) در پاسخ به اين سوال برخی علت ها را بیان فرمودند:
1ـ عبادت عبارتست از ركوع و سجود و اين دو با صورت و دو دست صورت مى گيرد نه با سر و پاها لذا صورت و دو دست لازم است شسته شوند و بدين وسيله طهارت و نظافت بيشترى پيدا مى كنند.
2ـ شستن سر و پاها در تمام اوقات نماز از طاقتِ مردم خارج بوده و تكليف به آن در همه حالات سرما و گرما، سفر و حَضَر، مرض و صحّت و شب و روز تكليف شاقّى است و شستن صورت و دست ها از شستن سر و پاها راحت تر است و حال آنكه عبادات واجب بر اساس طاقت ضعيفترين افراد سالم، واجب گرديده و سپس عموميت داده شده و اشخاص قوى را نيز شامل گرديده است.
3ـ سر و پاها در تمام اوقات همچون صورت و دستها منكشف و ظاهر نبوده بلكه با عمامه و كلاه و كفش يا چيزهاي ديگر (همچون كلاه و جوراب) پوشيده هستند (كه قهرا از آلودگى مصونتر و محفوظتر مى باشند لذا شستن آنها چندان لزومى ندارد).
ادامه مطلب
