ارتباط سوره حمد با درهای بهشت در سخن صدر المتألهین
ارتباط سوره حمد با درهای بهشت در سخن صدر المتألهین
آیت الله جوادی آملی در بخشی دیگر از تفسیر قرآن به ارتباط سوره حمد با درهای بهشت در سخن صدر المتألهین
اشاره كرده و می گوید: این سوره مباركه فاتحه با آن مقدمهای كه انسان در هنگام قرائت یا هنگام نماز انجام میدهد، شامل 8 بخش از درهای هشتگانه بهشت است. از این جهت كه بهشت دارای ابواب ثمانیه است، دارای هشت در است، اگر كسی سوره مباركه حمد را در نماز با آن آداب معینی كه گفتهاند قرائت كند، از هر دری از این درهای هشتگانه وارد بهشت می شود.
منبع: خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه.
ادامه مطلب
سوره حمد در بردارنده اصول سه گانه دین
منبع: خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه.
ادامه مطلب
راهکارهایی برای قضانشدن نماز صبح
راهکارهایی برای قضانشدن نماز صبح
![]()
لذا درخواست پیامبران و اولیای الهی از خداوند این بود که ما را توفیق ده تا در زمره نمازگزاران باشیم. قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم خلیل(ع) چنین نقل میکند: «رَبِّ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ»؛[2] پروردگارا، مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا دعاى مرا بپذیر.
این مسئله آنقدر برای ابراهیم(ع) اهمیت دارد که بعد از درخواست از خدا، دوباره میفرماید این درخواست مرا اجابت کن.
2. علاوه بر شوق و اشتیاقی که انسان را وادار میکند تا وی برای مناجات و سخن گفتن با معشوقش هیچ فرصتی را از دست ندهد، برخی کارهای طبیعی؛ مانند دیر نخوابیدن، تنظیم ساعت هشدار و ... نیز میتواند انسان نمازگزار را در این مهم به کمک نمایند.
3. راهکارها و دستور العملهایی نیز در ضمن روایات از سوی پیامبر(ص) و ائمه(ع) به ما رسیده است که آنها نیز بهترین راهکار برای به موقع بیدار شدن جهت اقامه نماز صبح خواهند بود.
امام صادق(ع) از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل میکند: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ النَّبِیُّ (ص) مَنْ أَرَادَ شَیْئاً مِنْ قِیَامِ اللَّیْلِ وَ أَخَذَ مَضْجَعَهُ فَلْیَقُلْ- بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ لَا تُؤْمِنِّی مَکْرَکَ وَ لَا تُنْسِنِی ذِکْرَکَ وَ لَا تَجْعَلْنِی مِنَ الْغَافِلِینَ أَقُومُ سَاعَةَ کَذَا وَ کَذَا إِلَّا وَکَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مَلَکاً یُنَبِّهُهُ تِلْکَ السَّاعَةَ»؛[3] هر کس که بخواهد شب برای عبادت برخیزد؛ چون در بستر خود خوابید بگوید: (بسم اللَّه) بار خدایا مرا از مکرِ خود آسوده مدار، یاد خودت را از خاطرم مبر و مرا در گروه غافلان قرار مده، من در فلان ساعت برخیزم. محققاً خدای متعال برای او فرشتهاى میگمارد که او را همان ساعت بیدار کند.
همچنین امام صادق(ع) خود در این زمینه میفرماید: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: مَا مِنْ أَحَدٍ یَقْرَأُ آخِرَ الْکَهْفِ عِنْدَ النَّوْمِ إِلَّا تَیَقَّظَ فِی السَّاعَةِ الَّتِی یُرِید»؛[4] هیچ کس نیست که (آیه) آخر سوره کهف[5] را هنگام خوابیدن بخواند، مگر اینکه در هر ساعتى که بخواهد از خواب بیدار شود.
________________________________________
[1]. «إِنَّنی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنی وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری»؛ من «اللَّه» هستم؛ معبودى جز من نیست! مرا بپرست، و نماز را براى یاد من بپادار. طه، 14.
[2]. ابراهیم، 40.
[3]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج 2، ص 540، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
[4]. همان.
[5]. آخرین آیه سوره کهف این آیه است: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا».
منبع :اسلام کوئیست
ادامه مطلب
چرا نماز قضاى مادر خوانده نمی شود؟

در برخى كتابهاى روايى شيعه و اهل سنّت نقل است: «مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آمد و گفت: به چه كسى نيكى كنم؟ فرمود: مادرت، باز پرسيد به چه شخصى نيكى كنم؟ فرمود: مادرت، براى سومين بار اين پرسش را تكرار كرد آن حضرت نيز فرمود: مادرت، آن شخص براى چهارمين بار پرسيد به چه كسى نيكى كنم؟ پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم اين بار فرمود: پدرت[2].
و امّا درباره اين كه آيا شرعاً نماز قضاهاى مادر بر فرزند بزرگتر يا ديگر فرزندان او واجب است يا خير؟ مىتوان گفت: نظريّات فقهاى اسلام در اينباره مختلف است و دليل قطعى و معتبرى بر اثبات آن وجود ندارد و ارزندگى شأن و مقام مادر، در فرهنگ اسلامى كسى را مجاز نمىكند بىدليل فتوا بدهد نماز قضاهاى او را بايد فرزند بزرگتر يا ديگر فرزندانش بخوانند زيرا اهلسنّت، بر اين باورند كه احكام شرعى، بايد از منابع استنباط شود.
پاورقي
[1] سوره اسراء، (17) آيه 23.
[2] شيخ كلينى، اصول كافى، ج 2، ص 159، ح 9، و جامع الاصول، ج 1، ص 397، چاپ بيروت
ادامه مطلب
