نماز و عبادت حضرت زکریا علیه السلام
فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ [۱]
پس درحالى كه زكريّا در محراب به نماز ايستاده بود، فرشتگان او را ندا دادند كه خداوند تو را به (فرزندى به نام) يحيى بشارت مى دهد كه تصديق كنندهى (حقّانيت) كلمة اللّه (حضرت مسيح) است و سيّد و سرور، و خويشتندار (از زنان) و پيامبرى از صالحان است.
نكته ها:
حضرت يحيى، شش ماه از حضرت عيسى بزرگتر بود و چون در ميان مردم به زهد و پارسايى معروف بود، ايمان او به پسرخالهاش حضرت عيسى، اثر عميقى در توجّه مردم به مسيح گذاشت. جالب آنكه معناى «عيسى» و «يحيى» يكى و هر دو به معناى «زنده ماندن» است.
بعضى «حَصور» را به معناى ترك ازدواج يحيى به خاطر مسافرت هاى زياد دانستهاند، ولى امام باقر عليه السلام مى فرمايد: «عفّت يحيى باعث شد تا ازدواج نكند و از زنان كناره بگيرد». [۲]
پيامها: [۳]
۱- دعاى خالصانه از قلب پاك مستجاب مى شود. «دَعا زَكَرِيَّا ... فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ»
۲- نماز، در اديان پيشين نيز بوده است. «يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ»
۳- مِحراب و جايگاه عبادت، از قداست خاصّى برخوردار است. محل نزول مائده آسمانى؛ «وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً» استجابت دعا. «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ ... فِي الْمِحْرابِ»
۴- نماز، زمينه ى نزول فرشتگان است. «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ»
۵- ارادهى خداوند بر هر چيزى غلبه دارد. پيرىِ و ناتوانى پدر و عقيمىِ و نازايى مادر، مانع فرزنددار شدن نيست. «أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى»
۶- گاهى نامگذارى افراد از طرف خداست. «يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى»
۷- انبيا يكديگر را تصديق مى كنند. «مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ»
۸- حضرت عيسى نشانهاى از قدرت خداست، نه فرزند خدا. «بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ»
۹- خداوند از آينده هر كس خبر دارد. «سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا»
۱۰- عفّت و كنترل تمايلات جنسى، مورد ستايش خداوند است. «حَصُوراً»
______________________________________________________________
[۱] - آل عمران/ ۳۹
[۲] - تفسير مجمع البيان.
[۳] - تفسير نور(۱۰جلدى)، ج۱، ص: ۵۰۸
ادامه مطلب
ذكر یك مصداقش نماز است
علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
یاد خدا بودن باعث سرور و شادی هر پرهیزگار و لذت بردن هر شخص درستكاری است.[10]
در حدیث میخوانیم كه از وصایایی كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السّلام ـ فرمود این بود: ای علی سه كار است كه این امت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نیست) مواسات با برادران دینی در مال 2ـ و حق مردم را از خویشتن دادن،3ـ و یاد خدا در هر حال ولی یاد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اكبر نیست بلكه یاد خدا آن است كه هنگامی كه انسان در برابر حرامی قرار میگیرد از خدا بترسد و آن را ترك گوید.
در حدیث دیگری میخوانیم علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
ذكر دو گونه است یاد خدا كردن به هنگام مصیبت (و شكیبائی و استقامت ورزیدن) و از آن برتر آن است كه خدا را در برابر محرمات یاد كند و میان او و حرام سدی ایجاد نماید.[11]
[10] - غرر الحكم، ص 405.
[11] - تفسیر نمونه ج 10، ص 216.
ادامه مطلب
بهترین حالات در سجده
بهترین حالات در سجده
![]()
كَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ . [1]
چنان نیست (كه آن طغیانگر میپندارد) هرگز او را اطاعت مكن، و سجده نما و (به خدا) تقرب جوی.
سجده كن و تقرّب جوی؟
به دنبال بحثی كه در آیات گذشته پیرامون طغیانگران كافر و مزاحمت آنها نسبت به پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و نماز گزاران آمده بود، در این آیات آنها را زیر رگبار شدیدترین تهدیدها گرفته میفرماید:
چنان نیست كه او میپندارد (گمان میكند میتوان پا بر گردن پیغمبر به هنگام سجده بگذارد و او را از این برنامه الهی باز دارد).
ـ در روایتی از ابن عباس آمده است كه روزی ابو جهل نزد رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمد در حالی كه حضرت نزدیك مقام ابراهیم مشغول نماز بود، صدا زد مگر من تو را از این كار نهی نكردم؟ حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر او بانگ زد و او را از خود راند.
ابو جهل گفت: ای محمّد! بر من بانگ میزنی، و مرا میرانی؟ تو نمیدانی قوم و عشیره من در این سرزمین از همه بیشتر است.
در آخرین آیه این سوره كه آیه سجده است میفرماید:(چنان نیست كه او میپندارد و اصرار بر ترك سجده تو دارد).
ـ (هرگز او را اطاعت مكن و به درگاه پروردگارت سجده كن و به او تقرب جوی: لا تطعه و اسجد و اقترب).
ابو جهلها كوچكتر از آنند كه بتوانند مانع سجده تو شوند، و یا در راه پیشرفت آئینت سنگ بیندازند و مانع ایجاد كنند، تو با توكّل بر پروردگار و نیایش و عبادت و سجده، در این مسیر گام بردار و هر روز به خدای خود نزدیك و نزدیكتر شو.
ضمناً از این آیه به خوبی استفاده میشود كه (سجده) باعث قرب انسان در درگاه است، و لذا در حدیثی از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ میخوانیم كه فرمود: (اقرب ما یكون العبد من الله اذا كان ساجدا) نزدیكترین حالت بنده به خداوند زمانی است كه در سجده باشد.
البته میدانیم طبق روایات اهل بیت عصمت ـ علیهم السّلام ـ چهار سجده واجب در قرآن داریم (الم سجده) و (فصلت)و (النجم) و در اینجا (سوره علق) و بقیه سجدههای قرآن مستحب است.[2]
در المیزان آمده:
امام رضا ـ علیه السّلام ـ فرمود: نزدیكترین حال بنده به خدا حالت سجده او است.
(اقترب) امر از مصدر اقتراب است، كه به معنای تقرّب به خدای تعالی است.[3]
پيامها: [4]
1- اول برائت، بعد عبادت. «لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ» (از ابوجهل هائى كه از نماز نهى مى كنند پيروى نكن و به عبادت و سجده بپرداز.)
2- سجده بهترين وسيله قرب به خداست. «وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»
[1] - علق / 19
[2] - تفسیر نمونه، ج 27، سوره علق، آیه 19، ص 170 ـ 174.
[3] - تفسیر المیزان، ج 20، ص 790.
[4] - تفسير نور(10جلدى)، ج10، ص: 541
ادامه مطلب
غفلت از ذكر خداوند
غفلت از ذكر خداوند
![]()
وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ [۱]
همنشین شیاطین!
از آنجا كه در آیات پیشین سخن از دنیا پرستانی بود كه همه چیز را بر معیارهای مادی ارزیابی میكنند، در آیات مورد بحث یكی از آثار مرگبار دلبستگی به دنیا كه بیگانگی از خدا است سخن میگوید.
میفرماید: هر كس از یاد خدا رویگردان شود شیطانی را به سراغ او میفرستیم، و همواره با او قرین خواهد بود!
« وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ »
آری غفلت از ذكر خدا و غرق شدن در لذات دنیا، و دلباختگی به زرق و برق آن، موجب میشود كه شیطانی بر انسان مسلط گردد و همواره قرین او باشد، و رشتهای در گردنش افكنده، (میبرد هر جا كه خاطر خواه او است).
بدیهی است جای این ندارد كه كسی تصور جبر از این آیه كند، چرا كه این نتیجه اعمالی است كه خود آنها انجام دادهاند بارها گفتهایم اعمال انسان مخصوصاً غرق شدن در لذات دنیا و آلوده شدن به انواع گناهان، نخستین تأثیرش این است كه پرده بر قلب و چشم و گوش انسان میافتد او را از خدا بیگانه میكند و شیاطین را بر او مسلط میسازد و تا آنجا ادامه مییابد كه گاهی راه بازگشت به روی او بسته میشود چرا كه شیاطین و افكار شیطانی از هر سو او را احاطه میكنند و این نتیجه عمل خود انسان است هر چند نسبت آن به خداوند نیز به عنوان (سبب الاسباب) بودن صحیح میباشد این همان چیزی است كه درآیات دیگر قرآن به عنوان (تزیین شیطان) (َ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُم) [۲] یا ولایت شیطان (فهو ولیهم الیوم) [۳] تعبیر شده است.
قابل توجه این كه كلمه (نقیض) با توجه به مفهوم لغوی آن هم دلالت بر استیلاء شیاطین دارد و هم قرین بودن آنها، در عین حال جمله (هوله قرین) بعد از آن آمده تا این معنی را تأكید كند كه شیاطین از این گونه افراد هرگز جدا نمیشوند.
تعبیر به (رحمان) اشاره لطیفی است به این كه آنها چگونه از خدایی كه رحمت عامش همگان را فرا گرفته روی گردان میشوند، و از یاد او غافل میگردند؟
آیا چنین كسانی جز این سرنوشتی میتوانند داشته باشند كه همنشین شیاطین، و محكوم فرمان آنها گردند.
بعضی از مفسران احتمال دادهاند كه (شیاطین) در اینجا معنی وسیعی دارد كه حتی شیاطین انس را شامل میشود و آن را اشاره به (رؤسا و سردمداران ضلالت) دانستهاند كه مستولی و مسلط بر غافلان از یاد خدا میشوند و با آنها قرین هستند و این توسعه بعید نیست.[۴]
پيامها: [۵]
۱ سلطه شيطان در اثر اعمال خود ماست. «وَ مَنْ يَعْشُ ... نُقَيِّضْ»
۲ دل يا جاى رحمن است يا شيطان. «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً»
۳ كيفر روى گردانى از سرچشمه رحمت، بندگى شيطان سلطه گر است. «فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ»
۴ تلاش شيطان براى بازداشتن انسان از راه حقّ جدّى است. «إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ»
۵ بدتر از انحراف عملى، انحراف فكرى است. «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ
_________________________________
[۱] - زخرف / ۳۶
[۲] - نحل / ۶۳.
[۳] - نحل / ۶۳.
[۴] - نمونه، ج ۲۱، ص ۶۴ ـ ۶۵.
[۵] - تفسير نور، ج۱۰، ص: ۴۵۵
ادامه مطلب
