سيماي حضرت علي(ع) در قرآن
سعيد عطاريان
سيصد آيه از قرآن درباره علي(ع) و مدح او نازل شده است؛ ما در اين مجموعه فقط به حدود سي آيه اشاره كردهايم و بنابراين بوده كه آيات روشنتر را گزينش نموده و به شأن نزول آنها اشاره كنيم.
مقدمه
در مختصر تاريخ دمشق از ابن عباس نقل ميكند: "ما نَزَل القرآن "يا أيُّها الّذينَ آمَنوا" إلاّ عليٌّ سيّدها و شريفُها و اميرُها و ما أحدٌ من أصحاب رسول اللّه الاّ قد عاتَبَهُ اللّهُ في القرآن ما خَلا عليّ بن أبيطالب فإنَّه لميُعاتِبهُ بَشَيء... ما نَزَلَ في أحدٍ من كتابِ اللّه ما نَزَلَ في عليّ... نَزَلَت في عليٍّ ثلاثُمِأةِ آيَةً." در قرآن مجيد، خطاب "يا أيُّها الّذينَ آمَنوا" در هيچ آيهاي نازل نشده، مگر اينكه علي(ع) سيّد و شريف و امير (و مصداق اتم و اكمل) آن است. و احدي از اصحاب رسول خدا(ص) نبود، مگر اينكه خداوند در قرآن به او عتاب كرده، جز علي بن ابي طالب كه خدا هرگز در چيزي به او عتاب نكرد... در كتاب خدا (قرآن مجيد) آنچه درباره علي نازل شده (از فضايل و مدايح) درباره هيچ كس نازل نشده است... سي صد آيه قرآن مجيد، درباره علي نازل شده است."1
امام علي بن ابي طالب (ع) كه در اين مجموعه به دنبال شناخت او از منظر قرآنيم، خود از قرآن چنين ياد ميكند:
"اِنَّ اللّهَ تعالي أنزَلَ كتابا هاديا، بيَّنَ فيه الخيرَ والشرِّ فخُذوا نَهجَ الخَيرِ تَهتَدوا و اصدِفوا عَن سَمتِ الشرِّ تقصِدوا؛2 همانا خداوند متعال كتابي هدايتگر فرو فرستاده كه مرزهاي خير و شرّ به روشني در آن بيان شده است، پس سمت و راه خير را پيش بگيريد تا هدايت يابيد و از سمت شرّ روي برتابيد تا در خط مستقيم و تعادل قرار يابيد."3
و نيز ميفرمايد:
"واعلموا أنّ هذا القرآنَ هُوَ الناصِحُ الّذي لايَغُشُّ والهاديُّ الذي لايُضِلُّ و المُحَدّثُ الّذي لايَكذِبُ...؛4 و بدانيد كه شما چراغي چونان قرآن فرا راه داريد كه تنها ناصحي است كه نصيحت خويش را به خيانت نميآلايد و تنها هدايتگري است كه هرگز به گمراهي نميكشاند و تنها سخنگويي است كه هيچگاه سخن به دروغ نميگويد."5
اين بيان بلند از امير تواناي بيان، امام علي بن ابيطالب(ع) در وصف قرآن است.
تبيين "ثقل اكبر" توسط "ثقل اصغر" و معرفي "ثقل اصغر" به وسيله "ثقل اكبر" را ميتوان مصداقي از وصيت پيامبر بزرگ اسلام(ص) در جدا نشدن اين دو امانت بزرگ و جاودان از همديگر دانست؛ از آنجا كه اين دو ميراث ارزشمند رسول خدا(ص) در كلام او در كنار همديگر قرار گرفتند و آن دو با همميزان هدايت قلمداد شدند و پيامبر از آن دو به "ثقلين" تعبير فرمود، پس ميتوان وصف يكي را در حق ديگري به كار برد. پس هنگامي كه درباره قرآن ـ ثقل اكبر ـ در قرآن ميخوانيم: "لايَمَسُّهُ الاّ المُطَهَّرون"6 بجز پاكيزگان كسي حق نزديك شدن و شناخت قرآن را ندارد، ميتوان به كارگيري اين وصف را در حق اهل بيت (يا ثقل اصغر) شايسته دانست و گفت كه جز پاكيزگان كسي حق و توان شناخت آنها را ندارد!
حال كه راهي براي شناخت آن بزرگواران جز قرآن وجود ندارد، براي شناخت آنان دست به آستان بلند قرآن دراز كرده وبراي شناخت اوّلين آنان امام علي بن ابيطالب(ع)، از آن كتاب بزرگ آسماني مدد ميجوييم.
در سال اميرالمؤمنين(ع)، گفتگو از علي(ع) و شناخت آن حضرت از زبان قرآن، بيشك حال و هوا و شور و صفاي ديگري دارد.
اگر چه به دلايل خاصي نام علي(ع) به صراحت در قرآن نيامده است،7 ولي به اقرار و اعتراف برخي از بزرگان اهل سنّت، آيات بسياري در منزلت، شأن و جايگاه رفيع علي(ع) يا اهل بيت(ع) نازل شده است و جاي هيچ ترديدي نيست كه اين آيات درباره ديگران نازل نشده است. در اين آيات به حوادث و بياحترامي به نماز
مَنْ لَمْ يَأْخُذْ اُهْبَةُ الصَّلوةِ قَبْلَ وَقْتِها فَما وَ قَرَّها
كسي كه قبل از نماز خود را براي اقامه نماز آماده نكند، به نماز بياحترامي نموده است.
(شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج20،باب768، ص329)
رخدادهايي اشاره شده است كه كسي جز علي(ع) يا اهل بيت(ع) مصداق ديگري ندارند، اگرچه نبايد از اين نكته غفلت نمود كه ممكن است در برخي موارد، معناي آيه معنايي عام باشد و ظاهر آيه، ديگران را نيز شامل شود، ولي به هر صورت، مصداق اكمل و اتم آن اهل بيت(ع) يا شخص علي بن ابيطالب(ع) است.
پيش از اين گفته شد كه به نقل ابن عباس، سي صد آيه از قرآن درباره علي(ع) و مدح او نازل شده است؛ ما در اين مجموعه فقط به حدود سي آيه اشاره كردهايم و بنا بر اين بوده كه آيات روشنتر را گزينش نموده و به شأن نزول آنها اشاره كنيم.
اتفاقا بخش عظيمي از شأن نزولها را نيز با توجه به منابع معتبر اهل سنّت بيان كردهايم، زيرا بر اين باوريم كه:
خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران گفته آيد در حديثِ ديگران
1 ـ آيه تبليغ
"يا ايُّها الرّسولُ بَلّغ ما اُنزِل اليكَ من ربّكَ و إن لمتفعَل فَما بَلّغتَ رسالَته واللّهُ يعصِمُكَ مِن النّاس انّ اللّهَ لايَهدِي القومَ الكافِرين؛ اي پيامبر، آنچه را از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن كه اگر نكني پيامش را نرساندهاي و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه ميدارد؛ آري، خدا گروه كافران را هدايت نميكند."8
به تصريح همه علماي شيعه در كتابهاي تفسير و حديث و تاريخ، و نيز بسياري از علماي اهل سنّت،9 اين آيه در شأن علي بن ابيطالب(ع) نازل شده است.
شأن نزول
اين آيه مربوط به داستان غدير است؛ علاّمه اميني(ره) در "الغدير"، حديث غدير را از 110 نفر از صحابه و ياران پيامبر(ص) با اسناد و مدارك معتبر نقل ميكند كه شأن نزول آن بطور مختصر به اين شرح است:
در آخرين سال عمر پيامبر(ص)، مراسم حجةالوداع باشكوه هرچه تمامتر در حضور پيامبر(ص) به پايان رسيد، نزديكيهاي ظهر و در ميان بيابانهاي خشك و سوزان، "غدير خم" از دور نمايان شد.
آن روز درست هشت روز از عيد قربان ميگذشت. ناگهان دستور توقف از طرف پيامبر(ص) به همراهان داده شد. آناني كه پيشاپيش حركت ميكردند به عقب فراخوانده شدند و منتظر رسيدن كساني شدند كه از كاروان عقب افتاده بودند.
مردم نماز را با رسول خدا(ص) اقامه كردند. در آن گرماي سوزان، سايباني براي پيامبر(ص) درست كردند و پيامبر(ص) به آنها اطلاع داد كه همه بايد براي شنيدن يك پيام تازه الهي خود را آماده كنند. چون مردماني كه در نقاط دورتري بودند، چهره مبارك رسول خدا(ص) را نميديدند، براي پيامبر(ص) منبري از جهاز شتران ترتيب داده شد و پيامبر بر فراز آن قرار گرفت.
پيامبر(ص) پس از حمد و سپاس پروردگار، مردم را مخاطب ساخت و چنين فرمود: "من به همين زودي دعوت خدا را اجابت كرده و از ميان شما ميروم، من مسؤولم و شما هم مسؤوليد! شما درباره من چگونه شهادت
ميدهيد؟ مردم صدا بلند كردند و گفتند: "نَشهَدُ انّكَ قَد بلّغتَ و نَصَحتَ و حَمَدتَ فجزاكَ اللّهُ؛ ما گواهي ميدهيم كه تو وظيفه رسالت را به انجام رسانيدي و شرط خيرخواهي را به جا آوردي و آخرين تلاش و كوشش خود را در راه هدايت ما نمودي! خداوند تو را جزاي خير دهد!"
سپس پيامبر(ص) از آنان اقرار به يگانگي خدا و رسالت خويش و حقّانيت رستاخيز و برانگيخته شدن مردگان گرفت و فرمود: خداوندا گواه باش! و خطاب به آنان فرمود:
"اكنون بنگريد با اين دو چيز گرانمايه و گرانقدر كه در ميان شما به يادگار ميگذارم چه خواهيد كرد: اول ثقل اكبر، كتاب خدا و دومين آنها خاندان من!؟ خداوند لطيف به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نميشوند تا در بهشت به من بپوندند. از اين دو پيشي نگيريد كه هلاك ميشويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد!
ناگهان مردم ديدند كه پيامبر(ص) با نگاه كردن به اطراف گويي در جستجوي كسي است؛ همين كه چشمش به علي(ع) افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند كرد، آن چنانكه سفيدي زير بغل هر دو نمايان شد و همه مردم ايشان را ديدند. در اينجا پيامبر(ص) فرمود: "ايُّها النّاس مَن اولَي النّاسِ بالمؤمنينَ من انفسِهم؛ چه كسي از همه مردم نسبت به مؤمنين از خود آنها سزاوارتر است؟" گفتند: خدا و پيامبر(ص) داناترند! پيامبر(ص) فرمودند: خدا، مولا و رهبر من است و من مولا و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم! سپس فرمود: "فَمَن كُنتُ مولاهُ فَعَليٌ مولاهُ" و سر به آسمان بلند كرد و عرض كرد: "اللهمّ والِ مَن والاهُ و عادِ من عاداهُ و احِبَّ من أحَبَّهُ و ابغض مَن ابغَضَهُ وانصُر مَن نَصَرَهُ واخذُل مَن خَذَلَهُ و أدر الحَقَّ مَعَه حَيثُ دارَ؛ خداوندا، دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار! محبوب بدار آن كسي كه او را محبوب دارد و دشمن بدار آن كس كه او را دشمن دارد. يارانش را ياري كن و آنها را كه ترك يارياش كنند، از ياري خويش محروم ساز و حق را هر جا كه اوست قرار بده!".
و در پايان تأكيد فرمودند كه حاضران به كساني كه حضور نداشتند اين مطلب را برسانند. پس از اين، مردم (از جمله ابوبكر و عمر) خطاب به اميرالمؤمنين(ع) ميگفتند: آفرين بر تو باد! آفرين بر تو باد اي فرزند ابوطالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ايمان شدي.10
2ـ آيه ولايت
"إنّما وليُّكُم اللّه و رَسولُهُ والّذينَ آمَنوا الّذينَ يُقيمونَ الصلاةَ و يؤتونَ الزّكاةَ و هُمْ راكِعون؛ وليّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كساني كه ايمان آوردهاند؛ همان كساني كه نماز برپا ميدارند و در حال ركوع زكات ميدهند."11
در كتاب شريف "الغدير" علاّمه اميني(ره) نام بخشي از بزرگان اهل سنّت را كه شأن نزول اين آيه را درباره علي بن ابيطالب(ع) دانستهاند ذكر كرده است.12 و همه علماي شيعه، شأن نزول اين آيه را درباره علي بن ابيطالب(ع) ميدانند.
شأن نزول
سيوطي در "الدرّ المنثور" در ذيل اين آيه از ابن عباس نقل ميكند كه علي در ركوع نماز بود كه سائلي تقاضاي كمك كرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد. پيامبر(ص) از او پرسيد: چه كسي اين انگشتر را به تو صدقه داد؟ اشاره به علي(ع) كرد و گفت: آن مرد كه در حال ركوع است! در اين هنگام آيه "انّما وليّكُمُ اللّه و رسولُهُ..." نازل شد.13
3 ـ آيه أولي الأمر
"يا أيُّها الّذين آمَنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرّسول و اولِي الأمرِ مِنْكُم؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد، اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الامر (اوصياي پيامبر) را.
شأن نزول
مفسّر معروف "حاكم حسكاني حنفي نيشابوري"، ذيل اين آيه، پنج حديث نقل كرده است كه در همه آنها عنوان "اولي الامر" بر علي(ع) تطبيق شده است. در نخستين حديث، از خود آن حضرت نقل ميكند كه وقتي پيامبر(ص) فرمود: شركاي من كساني هستند كه خداوند آنها را قرين خود و من ساخته و درباره آنها آيه "يا أيُّها الّذين آمَنوا أطيعوا اللّه" را نازل كرده است، از آن حضرت پرسيدم: "يا نبيَّ اللّه مَن هُم؛ اي پيامبر خدا، أوليالأمر كيانند؟" "قال: أنتَ أوّلُهُم؛ فرمود: تو نخستين آنها هستي."14
در بعضي از روايات اهل سنّت، نام ائمّه دوازدهگانه اهل بيت(ع) يك به يك آمده است.15
4 ـ آيه صادقين
"يا ايُّها الَّذينَ آمَنوا اتَّقوا اللّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقينَ؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و با صادقان باشيد."16
شأن نزول
مفسّر معروف، سيوطي در "درالمنثور" از ابن عباس نقل ميكند كه در تفسير آيه "اتَّقوا اللّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقينَ" گفت: "مع عليّ بنِ ابي طالبٍ؛ با علي بن ابيطالب باشيد".17
در بيان شأن نزول اين آيه احاديث ديگري هست كه در كتب هر دو مكتب (اهل بيت و اهل سنّت) آمده است.18
نكته حايز اهميت در اينجا اين است كه دستور خداوند به اينكه مؤمنان همواره بايد با صادقان باشند، دستوري است مطلق وبدون هيچ گونه قيد و شرطي، اين معنا جز در مورد معصومين(ع) امكانپذير نيست؛ زيرا غير معصوم ممكن است خطاكند و در آن حال بايد از او جدا شد. كسي كه در همه حال ميتوان در كنار او و پيرو او بود، جز انسان معصوم كسي نخواهد بود. بنابراين منظور از صادقين در اين آيه، هر فرد راستگويي نيست، بلكه صادقاني است كه سخن خلاف ـ نه عمدا و نه از روي سهو ـ در گفتار آنها راه ندارد.
با الهام از اين آيه و تفسير آن به همراهي با علي و فرزندان معصوم او، "دكتر محمد نماز وداع
اِذا قامَ اَحَدُكُمْ اِلَي الصَّلوةِ فَلْيُصَلِّ صَلوةَ مُوَدّعٍ
هر گاه يكي از شما به نماز ايستد، بايد مانند كسي كه با نماز وداع ميكند، نماز بخواند (احتمال
دهد كه اين آخرين نمازي است كه ميخواند، پس به بهترين وجه و توجّه كامل انجام دهد)
(غرر الحكم، ص129)
تيجاني" نام يكي از كتابهاي خود را "لاكونَ مع الصادقين" هدفم اين است كه با صادقان باشم! گذارده كه تأثير عجيبي در بسياري از مسلمين كرده است.
5 ـ آيه قُربي
"قُلْ لا اَسْئَلُكُم عَلَيْهِ اَجْرَا اِلاّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُربي؛ بگو: من هيچ پاداشي از شما براي رسالتم درخواست نميكنم، جز دوست داشتن نزديكانم (اهل بيتم)."19
در ذيل اين آيه، روايات فراواني، در منابع اهل سنّت و شيعه نقل شده است كه در تفسير و تبيين مفهوم آيه شريفه ميتوان از آنها كمك گرفت.
شأن نزول
"حاكم حسكاني" كه از دانشمندان معروف قرن پنجم هجري است، در شواهد التنزيل از "سعيد بن جبير" از ابن عباس چنين نقل ميكند:
"لَمّا نَزَلَت قُل لا اسئَلُكُم عَلَيه اَجْرَا اِلاّ المَوَدَّةَ في الْقُربي قالُوا يا رَسُول اللّهِ مَنْ هولاءِ الَّذينَ اَمَرَنا اللّهُ بِمَودَّتِهِم! قال: عَليٌّ وَ فاطِمَةُ وَ وُلْدُهُما؛ هنگامي كه اين آيه نازل شد اصحاب عرض كردند: اي رسول خدا، اينها كيستند كه خداوند ما را به محبّت آنها امر كرده است؟ فرمود: علي و فاطمه و فرزندان آن دو ميباشند."20
نكته:
قرآن در سوره شعرا به نقل از پنج نفر از پيامبران الهي (نوح، هود، صالح، لوط و شعيب) ميفرمايد: "وَ ما اَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ اَجْرٍ اِن أَجرِيَ اِلاّ عَلي رَبِّ الْعالَمين" و از سوي ديگر در مورد شخص پيامبر ميفرمايد: من از شما پاداشي تقاضا نميكنم، مگر دوستي خويشاوندانم را!
از طرفي، در آيه 57 سوره فرقان باز در مورد پيامبر ميخوانيم: "قُلْ ما اَسْئَلُكُم عَلَيْه مِن اَجْرٍ اِلاّ مَنْ شاءَ اَنْ يَتَّخِذَ اِلي رَبِّه سَبيلاً؛ بگو من در برابر ابلاغ رسالت هيچ گونه پاداشي از شما مطالبه نميكنم، مگر كساني كه بخواهند راهي به سوي پروردگارشان برگزينند". و باز در سوره سباء آيه 47 در مورد پيامبر اسلام آمده است: "قُل ما سَئَلتُكُم مِن اجرٍ فَهُوَ لَكُم اِن اجرِيَ الاّ عَلَي اللّهِ".
سؤال اين است كه جمع كردن اين آيات چهارگانه چگونه ممكن است؟
آيا بين آيات مربوط به پيامبر اسلام و آيه مربوط به پيامبران پنجگانه تعارض و تنافيي وجود دارد يا نه؟
در جواب بايد گفت: از ضميمه كردن اين آيات به يكديگر، به خوبي ميتوان نتيجه گرفت كه پيامبر اسلام نيز مانند ساير پيامبران الهي، اجر و پاداشي براي شخص خود از مردم نخواسته است؛ بلكه مودّت ذوي القرباي او راهي به سوي خداست و چيزي است صد در صد به نفع مردم؛ چرا كه اين مودّت، دريچهاي به سوي مسأله امامت و خلافت و جانشيني پيامبر اسلام(ص) است. و در حقيقت ادامه خط رسول الله(ص) در امّت و هدايت مردم در پرتو آن محسوب ميگردد.
6 ـ آيه تطهير
"اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيتِ وَ يُطَهّركُمْ تَطْهيرا؛ خداوند ميخواهد هرگونه پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد."21
آيه تطهير چون ستارهاي بر تارك آيات فضايل اهل بيت ميدرخشد. و مطالب بلند
ونكتههاي پر از فائدهاي در آن هست كه توجّه هر انديشمند عميقي را به سوي خود جلب مينمايد و در اينجا به ذكر قطرهاي از آنها اكتفا ميكنيم.
شأن نزول
علاّمه طباطبايي(ره) در الميزان ميفرمايد: بيش از هفتاد روايت دلالت دارند بر اينكه اين آيه مربوط به پيامبر(ص) و علي(ع) و فاطمه(س) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) است وغير اينها را شامل نميشود؛ اين روايات از طريق اهل سنت (به طريق مختلف) و اماميّه (به طرق گوناگون) نقل شدهاند و آنچه از طرق اهل سنت در اين زمينه نقل شده، بيش از آن است كه از طريق شيعه وارد شده است!22
"دكتر تيجاني" در كتاب "فسئلوا أهلَ الذِّكرِ"، سي منبع از منابع معتبر اهل سنّت (از تفسير و حديث و تاريخ) را ذكر ميكند كه نزول آيه تطهير را درباره اهل بيت پيامبر، يعني شخص پيامبر(ص)، علي بن ابيطالب(ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) ميدانند، و در پايان اضافه ميكند كه علماي اهل سنّت كه اين آيه را درباره اهل بيت پيامبر ميدانند زيادند و ما به همين مقدار اكتفا ميكنيم.23
آلوسي، عالم سنّي متعصبي كه هر جا آيهاي را در شأن و فضايل علي و اهلبيت(ع) ديده به لطايف الحيلي آن را كم رنگ كرده است، در اين باره ميگويد:
"اينكه مراد از اهل بيت در اين آيه كساني بودند كه پيامبر آنها را زير كساء قرار داد و درباره آنها فرمود: "اللهمَّ هؤلاءِ أهلُ بَيتي فاجعَل صَلَواتِكَ و بركاتك علي آلِ محمّدٍ كما جَعَلَتها علي آل ابراهيمَ انَّكَ حميدٌ مجيدٌ؛ بار خدايا! اينان اهل بيت منند، پس درودها و بركاتت را همانگونه كه بر خاندان ابراهيم نازل فرمودي، بر خاندان محمّد هم نازل فرما كه تو خداوند ستوده و بلند مرتبه هستي، خارج از حدّ شمارش است."24
رواياتي كه در اين باره در كتب حديث و تفسير نقل شدهاند، به چهار دسته تقسيم ميشوند:
1ـ رواياتي كه برخي از همسران پيامبر نقل كردهاند و مفاد آن اين است كه پيامبر آنان را از شمول آيه تطهير خارج كرده است.25
2ـ رواياتي كه مربوط به حديث كساء است.26
3ـ رواياتي كه ميگويند پيامبر تا مدتي (شش ماه يا بيشتر) پس از نزول آيه تطهير، به در خانه علي و فاطمه و فرزندانش ميرفت و ميفرمود: "الصلوة! يا اهلَ البَيتِ! انّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُم الرّجْسَ اَهلَ الْبَيتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا؛ هنگام نماز است اي اهل بيت! خداوند تنها ميخواهد پليدي را از شما اهل بيت دور سازد و شما را پاك كند!".27
4ـ رواياتي كه از ابوسعيد خدري رسيده است كه ميگويد، اين آيه درباره رسول خدا و علي و فاطمه و حسن و حسين(ع) نازل شده است: "نَزَلَت في خَمْسَةٍ: في رسولِ اللّهِ و عليٍّ و فاطمةَ والحسنِ والحسينِ(ع)."28
در اينجا با ذكر يك جمله از عايشه ـ به نقل از ثعلبي در تفسيرش ـ سخن را به پايان ميبريم:
ثعلبي ميگويد: هنگامي كه از عايشه درباره جنگ جمل و دخالتش در آن جنگ ويرانگر سؤال كردند، (با تأسف) گفت: اين يك تقدير الهي بود! و هنگامي كه درباره علي(ع) سؤال كردند، چنين گفت:
"تسألني عَن احبِّ الناس كانِ الي رسولِ اللهِ و زَوجِ احبّ الناس كانَ الي رسولِ اللّه، لقد رأيتُ عليّا و فاطمةَ و حَسنا و حُسينا و جَمَعَ رسولُ اللّهِ بثَوبٍ عليهم. ثمّ قال: اللهمّ هؤلاءِ أهلُ بَيتي و حامَتي فأذهِب عَنهُم الرِجسَ و طهّرهُم تطهيرا. قالَت: فَقُلتُ: يا رسولَ اللّهِ أنا مِن أهلِكَ؟ فقالَ: تَنَحّي فانّكِ إلي خَيرٍ؛ آيا از من درباره كسي سؤال ميكني كه محبوبترين مردم نزد پيامبر(ص) بود و از كسي ميپرسي كه همسر محبوبترين مردم نزد رسول خدا(ص) بود. من با چشم خود ديدم علي و فاطمه و حسن و حسين(ع) را كه پيامبر(ص) آنها را در زير پارچهاي جمع كرده بود و فرمود: خداوندا! اينها خاندان منند و حاميان من، رجس و پليدي را از آنها ببر و از آلودگيها پاكشان فرما! من گفتم: اي رسول خدا آيا من نيز از آنها هستم؟ فرمود: دور باش! تو بر خير و نيكي هستي (اما جزء اين جمع نميباشي)."29
7ـ آيه مباهله
"فَمَنْ حاجَّكَ فيه مِنْ بَعْدِ ما جائكَ من العلمِ فقُل تعالَوا ندعُ ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفُسَنا و انفسَكُم ثمَّ نَبْتَهِل فَنَجعَل لعنَةَ اللّهِ علي الكاذِبينَ؛ هرگاه بعد از علم و دانشي كه (درباره مسيح) به تو رسيده، (باز) كساني با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: "بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم."30
"ابتهال" در لغت به معناي واگذاري فرد يا حيوان به خودش است و در اصطلاح به معناي نفرين كردن؛ مباهله به معني نفرين كردن دو نفر بر همديگر است، به اين ترتيب كه وقتي استدلالات منطقي سودي نبخشيد، افرادي كه با هم درباره يك مسأله مهم ديني گفتگو دارند، در يكجا جمع ميشوند و به درگاه خدا تضرّع ميكنند و از او ميخواهند كه دروغگو را رسوا سازد و مجازات كند.31
شأن نزول
در روايات اسلامي كه مفسران و محدّثان نقل كردهاند آمده است: "هنگامي كه آيه مورد بحث نازل شد، پيامبر به مسيحيان نجران پيشنهاد مباهله داد. بزرگان مسيحي از پيامبر يك روز مهلت خواستند تا در اين باره به شور بنشينند. اسقف به آنها گفت: نگاه كنيد! اگر فردا محمد(ص) با فرزند و خانوادهاش براي مباهله آمد، از مباهله با او بپرهيزيد و اگر اصحاب و يارانش را همراه آورد، با او مباهله كنيد كه او پايه و اساسي ندارد!
فردا كه شد پيامبر آمد در حالي كه دست علي(ع) را گرفته و حسن وحسين پيش روي او حركت ميكردند و فاطمه پشت سر او بود، مسيحيان و در پيشاپيش آنها اسقف اعظم آنان نيز بيرون آمدند. هنگامي كه او پيامبر را با همراهانش مشاهده كرد، پرسيد: اينها كيانند؟ گفتند: اين يكي پسر عمو و داماد او و اين دو دختر زادههاي او و اين بانو دختر اوست كه از همه نزد او گراميتر است. اسقف نگاهي كرد و گفت: من مردي را ميبينم كه مصمّم و با جرأت در مباهله است و ميترسم او راستگو باشد و اگر راستگو باشد، بلاي عظيمي بر ما وارد خواهد شد. سپس گفت: اي اباالقاسم، ما با تو مباهله نخواهيم كرد! بيا با هم صلح كنيم و در بعضي روايات آمده است كه اسقف اعظم گفت: من صورتهايي را مينگرم كه اگر از خدا بخواهند كوه را از جا بركند چنين خواهد شد؛ پس مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد!32
در صحيح مسلم چنين آمده است: معاويه از سعد بن ابي وقاص سؤال كرد: چرا تو لعن و سبّ علي بن ابيطالب نميكني؟ در جواب گفت: به خاطر سه امر: حديث منزلت در جنگ تبوك، داستان پرچم در جنگ خيبر و داستان مباهله؛ وقتي كه آيه "قُل تَعالوا ندعُ ابنائنا و ابنائكم" نازل شد، پيامبر(ص) علي، فاطمه، حسن و حسين(ع) را فراخواند و گفت: بارخدايا، اينها اهل منند (اهل بيت من هستند).33
8ـ آيه خير البريّه
"انّ الذينَ آمَنُوا وَ عَمِلوا الصالِحاتِ اولئِكَ هُمْ خَيْرُ البَريَّة * جزائُهُم عِندَ ربِّهم جَنّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الاَنْهار خالِدينَ فيها اَبدا رَضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضوا عَنْه ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ؛ كساني كه ايمان آوردند و اعمال نيك انجام دادند، بهترين مخلوقات خدايند، پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهاي بهشت جاويدان است كه لعن خدا بر تارك الصّلوة
اَللّهُمَّ الْعَنْ مَنْ تَرَكَ الصَّلوةَ مُتَعَمِّدا
خدايا لعنت كن كسي را كه عمدا نماز را ترك كند.
(جامع احاديث شيعه، ج 4، ص 76)
نهرها از زير درختانش جاري است هميشه در آن ميمانند. (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند و اين (مقام والا) براي كسي است كه از پروردگارش بترسد."34
در اين آيه درست است كه آيه، مفهوم وسيع و گستردهاي دارد و منحصر به شخص يا اشخاص معيني نميباشد، ولي در روايات متعدد اسلامي كه در منابع حديث اهل سنّت و شيعه آمده است، انگشت بر روي مصاديق و اشخاصي گذارده شده كه در صف اول از صفوف "خيرالبريه" و در صدر بهترين مخلوقات خدا قرار دارند.
شأن نزول
سيوطي از مفسرين معروف اهل سنّت در "الدر المنثور" و حاكم حسكاني عالم بزرگ حنفي در كتاب معروف ومعتبر "شواهد التنزيل" احاديثي نقل كردهاند كه مصداق بارز و اتم "خير البرية" را علي بن ابي طالب دانستهاند:
الف) سيوطي از ابن عساكر از جابر بن عبدالله نقل ميكند كه ما خدمت پيامبر بوديم كه علي(ع) به سوي ما آمد. هنگامي كه چشم پيامبر(ص) به او افتاد فرمود: "وَالّذي نَفسي بِيَدِهِ انَّ هذا و شيعتَهُ لَهُم الفائِزونَ يَومَ الْقيامَةِ" و جابر ميافزايد: "نَزَلَت انّ الَّذين آمَنُوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ اولئكَ هُم خَيرُ البَريّةِ. فَكانَ أصحابُ النَّبي(ص) اِذا أقبَلَ عَليُّ(ع) قالُوا جاءَ خَيْرُ الْبَريَّةِ؛ پيامبر فرمود: قسم به كسي كه جان من به دست اوست، اين مرد و شيعيان او رستگاران روز قيامتند؛ جابر ميافزايد: در اين هنگام آيه "انّ الذين آمنوا و عملوا الصّالحات اولئكَ هم خيرُ البريّة" نازل شد. از اين رو اصحاب پيامبر(ص) هنگامي كه علي(ع) ميآمد ميگفتند: خيرالبريّة آمد.35
ب) حاكم حسكاني علاوه بر حديث فوق، حديث ديگري را به نقل از ابن عباس نقل ميكند؛ ابنعباس ميگويد: هنگامي كه آيه "انّ الّذينَ آمَنوا و عَمِلُوا الصّالحاتِ اولئكَ هُمْ خَيْرُ الْبَريّةِ" نازل شد، پيامبراكرم(ص) به علي(ع) فرمود: "هُوَ انتَ و شيعتُك، تأتي أنتَ و شيعَتُكَ يومَ القيامة راضينَ مرضيّينَ و يأتي عدوُّكَ غضبانا مقمِحينَ؛ تو و شيعيانت در روز قيامت خيرالبريّة هستيد؛ هم خدا از شما راضي است و هم شما از خدا راضي هستيد؛ ولي دشمن تو خشمگين و در زحمت (و عذاب) است."36
نكته:
نامگذاري پيروان علي به "شيعه" امري است كه در زمان پيامبر اكرم(ص) اتفاق افتاده و اين نامگذاري اولين بار توسّط شخص پيامبر اسلام(ص) صورت گرفته است و ريشه در كلام پيامبر دارد و شكلگيري گروهي به نام "شيعيان علي(ع)" بيشك پس از اين اشاره و كلمه نغز رسول خدا روي داده است. لذا تلاش كساني كه سعي در تراشيدن و خلق و جعل بنيانگذاراني براي شيعه هستند، خواب و خيالي بيش نيست و البته، دشمني با اين عنوان و شر پنداشتن آن، دشمني و عناد و شر دانستن پيامبر و نامگذاري اوست! با توجه به اينكه پيامبر اسلام (ص) در قرآن توسط خداوند توصيف به "و ما يَنطِقُ عَن الهوي إن هو إلاّ وَحْيٌ يُوحي" شده است و به قول مولوي:
زانك ما يَنْطِق رسولٌ بِالْهَوي كي هوا زايد ز معصوم خدا37
بي شك نامگذاري پيروان علي(ع) به "شيعه" امري است كه از جانب خداوند صورت گرفته است و صرفا خواسته شخصي پيامبر نيست.
9ـ آيه ليلة المبيت
"وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ
مَرضاتِ اللّه وَاللّهُ رَؤفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضي از مردم جان خود را به خاطر خشنودي خدا ميفروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است."38
در شأن نزول اين آيه، روايات زيادي در منابع معروف اسلامي آمده است؛ از جمله ثعلبي در تفسيرش و حاكم حسكاني در شواهد التنزيل از دو طريق (ابو سعيد خدري و ابن عباس) حديثي را نقل ميكنند كه ما كلام ثعلبي را به خاطر كامل بودن آن نقل ميكنيم.39
شأن نزول
ثعلبي ميگويد: پيامبر اكرم(ص) هنگامي كه تصميم به هجرت به سوي مدينه گرفت، علي بن ابيطالب(ع) را در مكه براي أداي ديون و امانتهاي مردم كه نزد او بود گذارد و آن شب كه به سوي غار حركت ميكرد، در حالي كه مشركين اطراف خانه او را گرفته بودند، دستور داد علي(ع) در بستر او بخوابد و به او فرمود: پارچه سبز رنگي كه من دارم (و به هنگام خواب روي خود ميكشم)، به روي خود بينداز و در بستر من بخواب! ان شاء الله هيچ مكروهي به تو نميرسد!
علي(ع) اين كار را انجام داد؛ در اين موقع خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحي فرستاد كه من در ميان شما پيمان برادري ايجاد كردم و عمر يكي را طولانيتر از ديگري قرار دادم. كدام يك از شما زندگي ديگري را بر خود مقدّم ميشمريد؟ هر يك از آن دو، حيات خويش را برگزيدند. در اين هنگام خداوند به آنها وحي فرستاد: چرا شما همانند علي بن ابي طالب(ع) نبوديد؟ من ميان او و محمد برادري برقرار ساختم و او در بستر پيامبر خوابيد و جان او را بر جان خويش مقدم شمرد! به زمين فرود آييد و او را از دشمنان حفظ كنيد. آنها فرود آمدند، جبرئيل بالاي سرش و ميكائيل پايين پايش بود و جبرئيل صدا ميزد: آفرين، آفرين! چه كسي همانند تو است اي علي؟! خداوند به تو نزد فرشتگان مباهات كرد.
در اين هنگام كه پيامبر(ص) به سوي مدينه در حركت بود، اين آيه در شأن علي(ع) نازل شد: "و من الّناس من يشري..."40
ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه از ابوجعفر اسكافي نقل ميكند: "حديثُ الْفِراشِ قَدْ ثَبَتَ بِالتَواتُرِ فَلايَجحَدُهُ اِلاّ مَجنونٌ أَوْ ... وَ قَدْ رَوي المُفَسِّرون كُلُّهُم، اِنَّ قولَ اللّه تَعالي: و مِنَ النّاسِ مَنْ يَشري الآية نَزَلَت في عَليّ لَيْلَةَ الْمَبيتِ عَلَي الْفِراشِ؛ داستان خوابيدن علي در رختخواب پيامبر به تواتر اثبات شده است، لذا كسي جز ديوانه يا... منكر آن نيست و تمام مفسران نقل كردهاند كه آيه "من يشري..." در شأن علي بن ابيطالب، در شبي كه در رختخواب پيامبر خوابيد، نازل شده است."41
حاكم نيشابوري در كتاب "مستدرك الصحيحين"، داستان ليلة المبيت را به نقل از ابن عباس نقل ميكند و تصريح ميكند كه "هذا حديث صحيح الاسناد و لَمْ يُخْرِجاهُ؛ اين حديث معتبري است، هرچند بخاري و مسلم در كتاب خود آن را نياوردهاند."42
10 ـ آيات برائت
"بَراءةٌ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ اِلَي الَّذينَ عاهَدْتُم مِنَ الْمُشْرِكينَ...؛ (اين، اعلام) بيزاري از سوي خدا و پيامبر او، به كساني از مشركان كه با آنها عهد بستهايد!"43
مورّخان و مفسّران و محدّثان بسياري از عامه و تمامي خاصّه تصريح نمودهاند كه پيامبر(ص) ابتدا وظيفه ابلاغ آيات ابتدايي سوره برائت را به ابوبكر داد، ولي بعدا علي(ع) را به دنبال او فرستاد تا آيات را از او گرفته و خودش به مكه رفته و آنها را ابلاغ كند. در اين باره به نقل احمد بن حنبل در مُسند (از كتب معروف حديثي اهل سنت) اكتفا ميشود.
شأن نزول
احمد حنبل در مسند ميگويد: پيامبر اكرم(ص) سوره برائت را با ابوبكر به سوي اهل مكه فرستاد تا اعلام كند كه بعد از آن سال، هيچ مشركي حق حج خانه خدا را ندارد و هيچ كس نبايد به صورت عريان و برهنه خانه را طواف كند. سپس پيامبر(ص) به علي(ع) فرمود: خود را به ابوبكر (در وسط راه مكه و مدينه) برسان، ابوبكر را به سوي من بازگردان و خود سوره برائت را ابلاغ كن! علي(ع) چنين كرد. در آخر حديث هنگامي كه ابوبكر سؤال ميكند: آيا چيزي بر ضد من نازل شده كه من نبايد سوره را ابلاغ كنم؟ پيامبر ميفرمايد: "امرتُ ان لايُبَلّغَهُ الاّ أنا أو رَجُلٌ منّي؛ من مأمور شدهام كه اين سوره را مگر من يا مردي كه از من است ابلاغ نكند."44
ترمذي در سنن معروف خود (كه از منابع اصلي حديث اهل سنّت محسوب ميشود) همين حديث را به تعبير ديگري از "انس بن مالك" نقل ميكند كه پيامبر(ص) سوره برائت را با ابوبكر فرستاد، سپس او را خواند و فرمود: "لايَنْبَغي لاَحدٍ أن يُبَلّغ هذا اِلاّ رَجُلٌ مِنْ أَهْلي فَدَعا عَليّا فأعطاهُ إيّاهُ؛ سزاوار نيست براي احدي كه اين سوره را ابلاغ كند. مگر مردي از خاندانم! سپس علي را فرا خواند و سوره را به او داد."45
11 ـ آيه سقاية الحاج
"أَجَعَلْتُم سِقايَةَ الْحاجّ وَ عِمارَةَ الْمَسجِدِ الْحَرامِ كَمَن آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ وَ جاهَدَ في سَبيلِ اللّهِ لايَستَوونَ عِنْدَ اللّهِ وَ اللّهُ لايَهْدِي القومَ الظّالِمينَ؛ آيا سيراب كردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را همانند (عملِ) كسي قرار داديد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد كرده است؟! (اين دو) نزد خدا مساوي نيستند و خداوند گروه ظالمان را هدايت نميكند!"46
حاكم حسكاني يكي از كساني است كه شأن نزول اين آيه را درباره علي ميداند. او خود در شواهد التنزيل در ذيل اين آيه بيش از ده روايت از طرق مختلف آورده است كه اين مطلب را به خوبي اثبات مينمايد.
شأن نزول
حاكم در يكي از روايات از انس بن مالك نقل ميكند كه عباس بن عبدالمطلب و شيبه ـ كليد دار خانه خدا ـ بر يكديگر تفاخر ميكردند كه علي(ع) فرا رسيد؛ عباس عرض كرد: فرزند برادر! توقف كن سخني با تو دارم! علي(ع) ايستاد. عباس گفت: شيبه بر من افتخار ميكند و گمان ميكند از من شريفتر و برتر است! علي(ع) فرمود: اي عمو، تو در جواب او چه گفتي؟ عرض كرد گفتم: من عموي رسول خدايم و وصي پدر او وسيراب كننده حاجيان ميباشم. من از تو شريفترم! علي(ع) به شيبه گفت: تو در برابر او چه گفتي؟ عرض كرد: من گفتم از تو شريفترم، من امين خدا نسبت به خانه او هستم و كليددار او ميباشم. چرا تو را امين خود نشمرده، آن گونه كه مرا امين شمرده است؟! علي(ع) فرمود: افتخار من اين است كه من نخستين كسي از مردان اين امّتم كه به پيامبر خدا(ص) ايمان آورده و هجرت و جهاد نموده است! سپس هر سه نفر نزد پيامبر آمده و هر كدام سخن خود را گفت: پيامبر(ص) چيزي نفرمود. بعد از چند روز وحي درباره آنها نازل شد. پيامبر(ص) به سراغ هر سه فرستاد، خدمتش آمدند و آيه "أجَعَلتُم سِقايَةَ الْحاجّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرام" و ما بعد آن را بر آنها تلاوت فرمود.47 همين مضمون با اختلاف اندكي در روايات ديگري آمده است.
12 ـ آيه و كفي اللّه المؤمنين القتالَ
"و رَدَّ اللّهُ الَّذينَ كَفَرُوا بِغَيظِهم لَمْ يَنالوا خَيرا وَ كَفي اللّه المؤمنينَ القِتالَ وَ كانَ اللّهُ قَويَّا عَزيزا؛ و خدا كافران را با دلي پر از خشم بازگرداند، بيآنكه نتيجهاي از كار خود گرفته باشند و خداوند (در اين ميدان) مؤمنان را از جنگ بي نياز ساخت (و پيروزي را نصيبشان كرد) و خدا قوي و شكستناپذير است."48
بسياري از محدّثين و مفسّرين گفتهاند كه: "و كَفي اللّهُ الْمؤمنينَ القِتالَ" اشاره به علي(ع) و ضربه بسيار مؤثري است كه بر پيكر "عمرو بن عبدود" زد و مسلمانان را از جنگ با كفار بينياز نمود.
حاكم حسكاني چندين حديث به چند طريق نقل كرده است كه ما نقل او از "حذيفه" سجده مايه تقرّب
اقربُ ما يكونُ العَبْدُ مِنَ اللّهِ اِذا سَجَدَ
نزديكترين چيزي كه بنده را به خدا نزديك ميكند، سجده است.
(بحارالانوار، ج82، ص233)
ـ صحابي بزرگ و معروف ـ را ذكر ميكنيم:
شأن نزول
حذيفه حديث مفصّلي درباره پيكار علي(ع) با عمرو بن عبدود و كشتن او نقل كرده است. او ميگويد، پيامبر(ص) فرمود: "ابشر يا عَليُّ! فَلَو وُزِنَ اليَومَ عَمَلُكَ بِعَمَلِ أُمَّةِ مُحَمّدٍ(ص) لَرَجَحَ عَمَلُكَ بِعَمَلِهِم وَ ذلكَ أنَّهُ لَمْيَبقِ بَيْتٌ مِنْ بُيُوتِ الْمُسْلِمينِ اِلاّ وَ قَدْ دَخَلَه عِزٌّ بِقَتلِ عَمروٍ؛ بشارت باد بر تو اي علي! اگر اين كار تو را با عمل امّت محمّد(ص) مقايسه كنند، عمل تو بر اعمال آنها برتري خواهد داشت؛ زيرا خانهاي از خانههاي مسلمانان نبود، مگر اينكه به خاطر قتل عمرو بن عبدود عزّتي در آن وارد شد."49
13ـ آيه صديقون
"والّذينَ آمَنوا بِاللّه و رُسُلِه اولئكَ هُم الصّديقونَ والشُّهداءُ عِنْدَ رَبّهِمْ لَهُم اَجْرُهُم وَ نورُهُم والذينَ كَفَروا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا اولئِكَ اَصحابُ الْجَحيمِ؛ كساني كه به خدا و رسولانش ايمان آوردند، آنها صديقين و شهدا نزد پروردگارشانند، براي آنان است پاداش (اعمال) شان و نور (ايمان)شان و كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند، آنها دوزخيانند."50
حاكم در شواهد التنزيل، پنج حديث به طرق مختلف در ذيل اين آيه نقل ميكند كه به نقل او از "ابن ابي ليلي" اكتفا ميشود:
شأن نزول
از ابن ابي ليلي از پدرش: "قالَ رسولُ اللّه: الصدّيقونَ ثَلاثَةٌ حَبيبُ النجارِ مؤمنُ آلِ ياسينَ و حِزبيلُ (حزقيل) مؤمنُ آلِ فِرعونَ و عليُّ بنُ ابي طالبٍ الثالِثُ و هُوَ افضلُهُم."51
14 ـ آيه نور
"يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقوا اللّهَ و آمِنوا بِرَسُولِهِ يُؤتِكُمْ كِفْلَينِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَل لَكُمْ نُورا تَمْشونَ بِهِ وَ يَغْفِر لَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ؛ اي كساني كه ايمان آورديد، تقواي الهي پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براي شما نوري قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگي خود) راه برويد وگناهان شما را ببخشد. و خداوند آمرزنده مهربان است."52
شأن نزول
شواهد التنزيل از ابن عباس نقل ميكند كه مراد از جمله "يؤتِكُم كِفلَينِ مِن رَحمتِهِ" حسن و حسين(ع) است و منظور از "يجعل لكم نورا تمشون" علي بن ابي طالب(ع) است.53
در حديث ديگري در همان كتاب، با سند خود از جابر بن عبداللّه از پيامبر نقل كرده كه در تفسير "يؤتِكُمْ كِفْلَينِ مِنْ رَحْمَتِهِ" فرمود: منظور حسن و حسين است و در تفسير "وَ يَجْعَل لَكُم نُورَا..." فرمود: منظور علي بن ابيطالب است. و حاكم در همان كتاب از امام باقر(ع) در تفسير همين آيه نقل ميكند كه فرمود: "من تَمَسَّك بِوِلايَةِ عَليٍّ فَلَهُ نُورٌ؛ براي كسي كه به ولايت علي بن ابيطالب تمسّك جويد، نوري وجود دارد!"54
15ـ آيه انفاق
"اَلَّذينَ يُنْفِقُون اَموالَهُم بِالليلِ وَالنَّهارِ سِرّا وَ علانيَةً فَلَهُم اَجْرُهُم عِندَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ آنها كه اموال خود را شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق كنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسي بر آنهاست و نه غمگين ميشوند."55
بيشك مفهوم اين آيه، كلي و جامع است و مفهوم آن تشويق به انفاق در راه خدا در اَشكال مختلف است. آشكارا و پنهان، در شب و روز؛ اين آيه به كساني كه انفاق ميكنند بشارت
عظيمي ميدهد، ولي از روايات اسلامي استفاده ميشود كه مصداق شاخص اين آيه علي(ع) است.
شأن نزول
از جمله كساني كه اين آيه را در شأن علي(ع) دانستهاند سيوطي است. او از ابن عباس نقل ميكند كه گفت: اين آيه درباره علي بن ابيطالب نازل شده؛ به اين صورت كه چهار درهم داشت، درهمي را در شب و درهمي را در روز، درهمي را پنهاني و درهمي را آشكار انفاق كرد؛ آنگاه اين آيه نازل شد.56
ابن ابي الحديد به هنگام برشمردن صفات والاي علي(ع)، هنگامي كه به مسأله جود و سخاوت ميرسد، بعد از اشاره به آيات سوره "هل أتي" ميگويد:
"روي المُفسّرونَ انّهُ لم يَملِك الاّ أربعة دَراهِم، فَتَصَدَّقَ بِدِرهَمٍ لَيْلاً وَ بِدِرهَمٍ نَهارَا و بدرهمٍ سِرّا و بِدرهَمٍ عَلانيةً. فانْزَلَ فيه الَّذينَ يُنْفِقُونَ اموالَهُمْ".
مفسران نقل كردهاند كه علي(ع) فقط چهار درهم داشت، درهمي را شب و درهمي را در روز، درهمي را پنهاني و درهمي را آشكارا انفاق كرد و خداوند اين آيه را درباره او نازل فرمود.57
از نقل ابن ابي الحديد، اين گونه برداشت ميشود كه اين مسأله در ميان مفسّران مورد اتفاق يا لااقل مشهور است.
16 ـ آيه محبّت
"يا ايّها الذينَ آمَنوا من يَرْتَدَّ مِنْكُم عَن دينِه فَسوفَ يَأتي اللّهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَه...؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد، هر كس از شما از آيين خود بازگردد (به خدا زياني نميرساند)، خداوند گروهي را ميآورد كه آنها را دوست دارد وآنان (نيز) او را دوست دارند."58
اين آيه بروشني ميفرمايد كه پشت كردن گروهي از تازه مسلمانان به اسلام، لطمهاي بر اساس آن وارد نميكند. خداوند به گروهي از اهل ايمان كه داراي چند ويژگي هستند، مأموريت دفاع از آيين مقدّس را سپرده است؛ كساني كه هم خدا را دوست ميدارند و هم خدا آنها را دوست ميدارد. جمع شدن صفات مذكور در آيه، در يك فرد يا بعض افراد يك فضل الهي است كه هر كس شايسته آن نيست.
مفهوم اين آيه مانند بسياري از آيات گذشته وسيع و گسترده است، ولي از روايات اسلامي كه از طرق شيعه و اهل سنّت نقل شده است به خوبي استفاده ميشود كه علي(ع) برترين و بالاترين مصداق اين آيه است.
شأن نزول
"فخر رازي" هنگامي كه به تفسير اين آيه ميرسد، اقوالي از مفسّران در مورد تطبيق اين آيه نقل ميكند و در پايان بحث ميگويد: جماعتي گفتهاند كه اين آيه درباره علي(ع) نازل شده است. سپس به دو دليل براي تقويت اين قول استدلال ميكند: نخست اينكه هنگامي كه پيامبر(ص) در روز خيبر پرچم را به دست علي(ع) داد، فرمود:
"لاُدفَعَنَّ الرايَةَ غَدا إلي رَجُلٍ يُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّه اللّهُ وَ رَسُولُهُ؛ من فردا پرچم را به دست مردي ميدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نيز او را دوست دارند."
سپس ميگويد: اين همان صفتي است كه در آيه بالا به آن اشاره شد.
و دليل ديگر اينكه بعد از آن آيه، آيه "إنَّما وَليُّكُم اللّهُ وَ رَسُولُهُ" است كه در حق علي(ع) نازل شده است؛ بنابراين سزاوارتر اين است كه بگوييم آيه ماقبل نيز در حق اوست.59
17 ـ آيه مسؤولون
"وَقِفُوهُم اِنَّهُمْ مَسؤولونَ؛ آنها را نگهداريد كه بايد بازپرسي شوند."60
شأن نزول
در روايات متعدد وارد شده است كه منظور، سؤال از ولايت علي بن ابيطالب است. شماري از علماي بزرگ اهل سنّت منظور از سؤال را سؤال از ولايت علي بن ابيطالب دانستهاند؛ از جمله آنها حاكم حسكاني است كه در "شواهد التنزيل" از ابوسعيد خدري به دو طريق نقل ميكند كه پيغمبر اكرم(ص) در تفسير اين آيه فرمود: "عَنْ ولايةِ عَليّ بنِ اَبيطالب" منظور سؤال از ولايت علي بن ابي طالب است.
او حديث ديگري از سعيد بن جبير، از ابن عباس نقل ميكند كه پيغمبر اكرم(ص) فرمود: "إذا كان يومَ القيامةِ أوقَفُ أنَا وَ عليٌّ عَلي الصِّراطِ فَما يَمُرُّ بِنا اَحَدٌ اِلاّ سَئَلْناهُ عَنْ وِلايةِ عَليٍّ، فَمَنْ كانَتْ مَعَهُ وِ اِلاّ اَلْقَيْناهُ في النّارِ وَ ذلِكَ قولُهُ: "وَقِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسْؤولون"؛ هنگامي كه روز قيامت ميشود، من و علي بر صراط متوقف ميشويم؛ هر كس از كنار ما ميگذرد از ولايت علي از او سؤال ميكنيم؛ هر كس كه داراي اين ولايت باشد، [از صراط ميگذرد] و الاّ او را در آتش ميافكنيم و اين است معني آيه "وقفوهم انّهم مسؤولون"."61
نكته جالب اينكه "آلوسي" كه به عداوت و بغض نسبت به اهل بيت(ع) معروف است، و هر آيهاي را كه درباره فضايل علي(ع) و اهل بيت(ع) باشد به هر صورت ممكن كم رنگ مينمايد، با ناديده گرفتن منابع اهل سنّت ميگويد: بعضي از اماميه اين آيه را در شأن علي بن ابي طالب ميدانند. او در آخر، از پيش خود ولايت ساير خلفا را نيز اضافه ميكند!62
سخن آخر
خيرالختام اين مجموعه را حديثي از رسول خدا كه فريقين آن را به طرق مختلف نقل كردهاند قرار ميدهيم.
رسول خدا(ص) آن برترين بنده خدا فرمودند، "عَليُّ مَعَ الْقُرآنِ وَالقُرآنُ معَ عليٍّ؛ علي با قرآن است و قرآن با علي است."
شايد در روزگاري كه رسول خدا(ص) اين كلام نوراني را فرمودند، كمتر كسي يافت ميشد كه به كُنه اين كلام نغز بار يابد، ولي امروز فهم و هضم اين كلمه نغز، آسانتر و امكانپذيرتر گشته است؛ اگر در اين كلام بلند، غرض رسول خدا(ص) صرفا بيان معيّت و همراهي با علي با قرآن بود، اين هدف به وسيله بخش نخست حديث افاده شده بود و نيازي به اضافه كردن بخش دوم نبود؛ آنچه كه درك آن، حكمت و دقّت ميطلبد، اين است كه پيامبر(ص) در بخش دوم ميفرمايد: "والقرآنُ مع عليّ" افاده تأكيد در اين كلام قطعي و مسلّم است، ولي آن نكته باريكتر زموي، معيّت تنها نيست؛ بلكه همرديفي علي(ع) با قرآن است، چرا كه علي(ع)، قرآن مجسّم و به تعبيري وجود عيني قرآن است. قرآن و علي يك وجودند، قرآن وجود قطعي و علي(ع) وجود عيني همان قرآن است. قضاوت در اين باره را بر عهده صاحبان فهم و نكته دانان و آشنايان با حكمت الهي ميگذاريم!
پاورقيها:
4 . سوره واقعه، آيه79.
6 . نهج البلاغه، خطبه3.
19 . همان، ص371 ـ 372.
2 . مفاتيح الجنان، زيارت جامعه.
10 . آل عمران، آيه 61.
14 . نهج البلاغه، خطبه 37.
16 . همان، خطبه 131.
21 . همان، خطبه192، بند 121.
8 . نهج البلاغه، حكمت117.
12 . همان.
13 . شعراء، آيه194.
17 . شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج6، ص346.
18 . همان، ص370.
1 . اصول كافي، ج1، ص207، ح3.
12 . الدر المنثور، ج2، ص293.
1 . اصول كافي، ج1، ص207، ح3. 2 . مفاتيح الجنان، زيارت جامعه.
17 . الميزان، ج9، ص408 به نقل از درالمنثور.
13 . نساء، آيه59.
10 . مائده، آيه55.
11 . الغدير، علامه اميني، ج2، ص53 و 52؛ مع الصادقين، تيجاني، ص47 ـ 46.
19 . شوري، آيه23.
11 . نهج البلاغه، خطبه192 (قاصعه).
14 . شواهد التنزيل، ج1، ص148. لازم به ذكر است كه تفسير شواهد التنزيل بسيار كاملتر از تفاسير ديگر، روايات و شأن نزولها را ذكر كرده است، و بدين جهت از منابع اصلي در اين مجموعه به حساب ميآيد.
1 . مختصر تاريخ دمشق، ج18، ص11.
15 . تفسير برهان، ج1، ص381 تا 387.
16 . توبه، آيه 119.
15 . همان، خطبه71.
18 . براي آگاهي بيشتر ر.ك به احقاق الحق، ج14، ص274 و 275؛ و الغدير، ج2، ص277.
2 . نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه167.
23 . روح المعاني، ج22، ص14 و 15.
22 . همان، خطبه87.
24 . شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج2، ص199.
25 . نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).
27 . همان، خطبه5.
21 . الميزان، ج16، ص311.
27 . شواهد التنزيل، ج2، از ص24 تا ص27.
22 . فسئلوا اهل الذِّكر، ص71.
26 . شواهد التنزيل، ج2، از ص11 تا 15 و ص92 كه به طرق مختلف نقل ميكند.
28 . مجمع البيان، ج 7 و 8 ص 559 .
20 . احزاب، آيه33.
25 . صحيح مسلم، ج4، ص1883.
24 . مجمع البيان، ج 7 و 8 ص 559 و شواهد التنزيل، ج2، ص56.
29 . آل عمران، آيه61.
28 . همان، خطبه55.
23 . همان، خطبه192.
26 . نهج البلاغه، نامه 62.
20 . نهج البلاغه، خطبه179.
29 . همان، خطبه27.
34 . همان، خطبه 176.
35 . همان، حكمت 31.
36 . همان، نامه 31.
32 . همان، خطبه 113.
33 . همان، خطبه 127.
30 . همان، خطبه 192 (قاصعه).
31 . نهج البلاغه، حكمت 252.
30 . تلخيص از مطالب پيام قرآن، ج9، ص242.
31 . مجمع البيان، ج 1 و 2 ص452 با اندكي تلخيص.
36 . نجم، آيه 3 و 4.
34 . الدّر المنثور، ج6، ص379؛ والغدير، ج2، ص58.
32 . صحيح مسلم، ج4، ص1871.
37 . مثنوي معنوي، دفتر ششم، بيت 1602.
34 . الدّر المنثور، ج6، ص379؛ والغدير، ج2، ص58.
3 . اثبات الهداة، ج1، ص735.
35 . شواهد التنزيل، ج2، ص357 و صواعق، ص96.
34 . الدّر المنثور، ج6، ص379؛ والغدير، ج2، ص58.
37 . جامع الاسرار، ص500.
38 . بقره، آيه 207.
33 . بيّنه، آيه 7 و 8.
3 . نهج البلاغه، سيد جعفر شهيدي، خطبه167.
39 . نقل حاكم حسكاني از طريق ابوسعيد خدري با اندك اختلافي مانند نقل ثعلبي در تفسير است.
45 . سنن ترمذي، ج5، ص275.
48 . احزاب، آيه25.
40 . الغدير، ج2، ص48.
4 . همان، خطبه176.
46 . توبه، آيه19.
41 . شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج3، ص270 و الغدير، ج2، ص47 و ص48.
42. مستدرك الصحيحين، ج3، ص4.
43 . توبه، آيه1 به بعد.
47 . شواهد التنزيل، ج1، ص249.
49 . شواهد التنزيل، ج2، ص7.
44 . مسند احمد، ج1، ص3.
50 . حديد، آيه19.
5 . سوره اعراف، آيه198.
53 . شواهد التنزيل، ج2، ص227.
57 . شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج1، ص21.
52 . حديد، آيه28.
5 . واقعه، آيه79.
55 . بقره، آيه274.
54 . همان، ج2، ص228.
59 . تفسير كبير، ج12، ص20.
56 . الدر المنثور، ج1، ص363.
58 . مائده، آيه54.
51 . شواهد التنزيل، ج2، ص223.
60 . صافات، آيه24.
6 . در اين باره در شواهد التنزيل حديثي ذكر شده است كه بيانگر دليل عدم ذكر نام علي و ائمه هدي(ع) در قرآن است: ابوبصير نقل ميكند كه از امام باقر(ع) درباره آيه "أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم" سؤال كردم، امام(ع) فرمودند: درباره علي بن ابيطالب نازل شده است. گفتم: مردم ميگويند كه چه مانعي از نام بردن صريح بوده است كه خداوند نام علي و اهل بيت او را در قرآن نياورده است؟ امام باقر(ع) فرمودند: خداوند پيامبر را در قرآن به نماز امر فرمود، ولي تعداد ركعات را ذكر نكرد و هم چنين مسلمانان موانع حضور قلب
61 . شواهد التنزيل، ج2، ص106 و 107.
62 . روح المعاني، ج23، ص74.
7 . سوره حِجر، آيه9.
7 . مائده، آيه67.
8 . بيش از بيست منبع از منابع معتبر اهل سنّت اين آيه را در شأن علي بن ابيطالب و منصوب شدن او به عنوان خليفه پيامبر ميدانند؛ از جمله آنها: حاكم در شواهد التنزيل، سيوطي در الدرالمنثور، فخر رازي در تفسير كبير و رشيد رضا در المنار و... ميباشند در اين باره رجوع شود به الغدير، ج1، ص223 ـ 214 و لاكون مع الصّادقين، تيجاني، ص51 و 52.
9 . با تلخيص و برگرفته از پيام قرآن، ج9، ص187 ـ 184.
9 . همان، 469.
9 . همان، 469.
منابع:
1 . مختصر تاريخ دمشق، ج18، ص11.
2 . نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه167.
3 . نهج البلاغه، سيد جعفر شهيدي، خطبه167.
5 . واقعه، آيه79.
9 . با تلخيص و برگرفته از پيام قرآن، ج9، ص187 ـ 184.
10 . مائده، آيه55.
11 . الغدير، علامه اميني، ج2، ص53 و 52؛ مع الصادقين، تيجاني، ص47 ـ 46.
11 . الغدير، علامه اميني، ج2، ص53 و 52؛ مع الصادقين، تيجاني، ص47 ـ 46.
12 . الدر المنثور، ج2، ص293.
13 . نساء، آيه59.
14 . شواهد التنزيل، ج1، ص148. لازم به ذكر است كه تفسير شواهد التنزيل بسيار كاملتر از تفاسير ديگر، روايات و شأن نزولها را ذكر كرده است، و بدين جهت از منابع اصلي در اين مجموعه به حساب ميآيد.
15 . تفسير برهان، ج1، ص381 تا 387.
16 . توبه، آيه 119.
17 . الميزان، ج9، ص408 به نقل از درالمنثور.
18 . براي آگاهي بيشتر ر.ك به احقاق الحق، ج14، ص274 و 275؛ و الغدير، ج2، ص277.
19 . شوري، آيه23.
20 . احزاب، آيه33.
21 . الميزان، ج16، ص311.
22 . فسئلوا اهل الذِّكر، ص71.
23 . روح المعاني، ج22، ص14 و 15.
24 . مجمع البيان، ج 7 و 8 ص 559 و شواهد التنزيل، ج2، ص56.
25 . صحيح مسلم، ج4، ص1883.
26 . شواهد التنزيل، ج2، از ص11 تا 15 و ص92 كه به طرق مختلف نقل ميكند.
27 . شواهد التنزيل، ج2، از ص24 تا ص27.
28 . مجمع البيان، ج 7 و 8 ص 559 .
29 . آل عمران، آيه61.
30 . تلخيص از مطالب پيام قرآن، ج9، ص242.
31 . مجمع البيان، ج 1 و 2 ص452 با اندكي تلخيص.
32 . صحيح مسلم، ج4، ص1871.
33 . بيّنه، آيه 7 و 8.
34 . الدّر المنثور، ج6، ص379؛ والغدير، ج2، ص58.
35 . شواهد التنزيل، ج2، ص357 و صواعق، ص96.
36 . نجم، آيه 3 و 4.
37 . مثنوي معنوي، دفتر ششم، بيت 1602.
38 . بقره، آيه 207.
40 . الغدير، ج2، ص48.
41 . شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج3، ص270 و الغدير، ج2، ص47 و ص48.
42. مستدرك الصحيحين، ج3، ص4.
43 . توبه، آيه1 به بعد.
44 . مسند احمد، ج1، ص3.
45 . سنن ترمذي، ج5، ص275.
46 . توبه، آيه19.
47 . شواهد التنزيل، ج1، ص249.
48 . احزاب، آيه25.
49 . شواهد التنزيل، ج2، ص7.
50 . حديد، آيه19.
51 . شواهد التنزيل، ج2، ص223.
52 . حديد، آيه28.
53 . شواهد التنزيل، ج2، ص227.
50. 55 . بقره، آيه274.
56 . الدر المنثور، ج1، ص363.
57 . شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج1، ص21.
58 . مائده، آيه54.
59 . تفسير كبير، ج12، ص20.
60 . صافات، آيه24.
61 . شواهد التنزيل، ج2، ص106 و 107.
62 . روح المعاني، ج23، ص74.
1 . اصول كافي، ج1، ص207، ح3.
2 . مفاتيح الجنان، زيارت جامعه.
3 . اثبات الهداة، ج1، ص735.
4 . سوره واقعه، آيه79.
5 . سوره اعراف، آيه198.
6 . نهج البلاغه، خطبه3.
7 . سوره حِجر، آيه9.
8 . نهج البلاغه، حكمت117.
10 . آل عمران، آيه 61.
11 . نهج البلاغه، خطبه192 (قاصعه).
13 . شعراء، آيه194.
14 . نهج البلاغه، خطبه 37.
17 . شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج6، ص346.
20 . نهج البلاغه، خطبه179.
24 . شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج2، ص199.
25 . نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).
26 . نهج البلاغه، نامه 62.
31 . نهج البلاغه، حكمت 252.

سر آغاز
پرداختن به مبحث مناقب و فضایل امیرالمؤمنین علی علیه السلام از این رو اهمیت دارد كه آدمی را به پیروی و اطاعت از چنین شخصیت والا و ممتازی برمی انگیزاند، چرا كه هر فطرت پاكی خواهان فضیلت و دوستدار حقیقت است. كسی را كه دارای فضیلت و كمال باشد، بر هر كس دیگری كه از فضیلت تهی است، ترجیح می دهد. اگر فردی را همواره بر مدار حق ببیند و حق را نیز بر مدار او بیابد، سر به آستانش می ساید و دل و دین به او می سپارد و پیروی او را بر می گزیند تا رنگی و نشانی از او گیرد. خداوند در قرآن می فرماید:
... أفَمَنْ یهْدی اِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ اَنْ یتَّبَعَ اَمَّنْ لایهِدّی اِلا اَنْ یهْدی فَما لَكُمْ كَیفَ تَحْكُموُنَ.(1)
آیا آن كسی كه به سوی حق هدایت می كند سزاوارتر است پیروی شود، یا آنكه خود راه یافته نیست و راه را نمی یابد مگر آنكه راهنمایی و هدایت گردد؟ پس شما را چه
می شود؟ (كه حقیقتی به این روشنی را در نمی یابید)، چگونه داوری می كنید؟
مسلماً فردی كه راه یافته و هدایت شده است، برای پیروی و اطاعت سزاوارتر و شایسته تر از كسی است كه بهره ای از كمال ندارد و خود نیازمند هدایت و راهنمایی است.
امّا راه یافتگان و هدایت شدگان را چگونه می توان شناخت؟ كسی كه خود ناقص است و نیازمند هدایت، چگونه می تواند انسان كاملی را كه راه یافته وراهبر است، بشناسد و به دیگران معرفی نماید؟ ایا شایسته نیست كه معرّفی او از سوی فرد آگاه و خبیر دیگری كه به كمال او نیز واقفیم، انجام گردد؟ مسلّماً چنین است. بنابراین سزاوار است كه شخصیت برجسته و ممتاز امیرالمؤمنین علیه السّلام از سوی مقامی معرفی گردد كه خود برتر وكاملترین باشد و بر او احاطه كامل دارد، و آن نیست مگر خداوند كه آفریدگار اوست و یا رسول اللّه صلّی اللّه علیه وآله كه پرونده اوست و بر تمام ویژگیها و كمالات وی آگاه است.
وَإِذَا لَقُوا الَّذِینَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَیاطِینِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ
و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات میکنند، و میگویند: «ما ایمان آوردهایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت میکنند، میگویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره میکنیم!»
«البقرة/14»
اللَّهُ یسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَیمُدُّهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یعْمَهُونَ
خداوند آنان را استهزا میکند؛ و آنها را در طغیانشان نگه میدارد، تا سرگردان شوند.
«البقرة/15»
وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
به کسانی که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام دادهاند، بشارت ده که باغهایی از بهشت برای آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوهای از آن، به آنان داده شود، میگویند: «این همان است که قبلا به ما روزی داده شده بود.(ولی اینها چقدر از آنها بهتر و عالیتر است.)» و میوههایی که برای آنها آورده میشود، همه (از نظر خوبی و زیبایی) یکسانند. و برای آنان همسرانی پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.
«البقرة/25»
وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِینَ
و نماز را بپا دارید، و زکات را بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید (و نماز را با جماعت بگزارید)!
«البقرة/43»
الَّذِینَ یظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیهِ رَاجِعُونَ
آنها کسانی هستند که میدانند دیدارکننده پروردگار خویشند، و به سوی او بازمیگردند.
«البقرة/46»
وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
و آنها که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام دادهاند، آنان اهل بهشتند؛ و همیشه در آن خواهند ماند.
«البقرة/82»
وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ
و هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم که خون هم را نریزید؛ و یکدیگر را از سرزمین خود، بیرون نکنید. سپس شما اقرار کردید؛ (و بر این پیمان) گواه بودید.
«البقرة/84»
ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقًا مِنْكُمْ مِنْ دِیارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ یأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ یفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْی فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیوْمَ الْقِیامَةِ یرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
اما این شما هستید که یکدیگر را میکشید و جمعی از خودتان را از سرزمینشان بیرون میکنید؛ و در این گناه و تجاوز، به یکدیگر کمک مینمایید؛ (و اینها همه نقض پیمانی است که با خدا بستهاید) در حالی که اگر بعضی از آنها به صورت اسیران نزد شما آیند، فدیه میدهید و آنان را آزاد میسازید! با اینکه بیرون ساختن آنان بر شما حرام بود. آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان میآورید، و به بعضی کافر میشوید؟! برای کسی از شما که این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهی) را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار میشوند. و خداوند از آنچه انجام میدهید غافل نیست.
«البقرة/85»
لَیسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) روی خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز ، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقهای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق میکند؛ نماز را برپا میدارد و زکات را میپردازد؛ و (همچنین) کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا میکنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج میدهند؛ اینها کسانی هستند که راست میگویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران!
«البقرة/177»
یسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِی مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَیسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُیوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
در باره «هلالهای ماه» از تو سؤال میکنند؛ بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعی) برای (نظام زندگی) مردم و (تعیین وقت) حج است». و (آن چنان که در جاهلیت مرسوم بود که به هنگام حج، که جامه احرام میپوشیدند، از در خانه وارد نمیشدند، و از نقب پشت خانه وارد میشدند، نکنید!) کار نیک، آن نیست که از پشت خانهها وارد شوید؛ بلکه نیکی این است که پرهیزگار باشید! و از در خانهها وارد شوید و تقوا پیشه کنید، تا رستگار گردید!
«البقرة/189»
وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (ع) در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا میفروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.
«البقرة/207»
یسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَیسْأَلُونَكَ مَاذَا ینْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ یبَینُ اللَّهُ لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ
در باره شراب و قمار از تو سؤال میکنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو میپرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از مازاد نیازمندی خود.» اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن میسازد، شاید اندیشه کنید!
«البقرة/219»
وَمَثَلُ الَّذِینَ ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَینِ فَإِنْ لَمْ یصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ
و (کار) کسانی که اموال خود را برای خشنودی خدا، و تثبیت (ملکات انسانی در) روح خود، انفاق میکنند، همچون باغی است که در نقطه بلندی باشد، و بارانهای درشت به آن برسد، (و از هوای آزاد و نور آفتاب، به حد کافی بهره گیرد،) و میوه خود را دو چندان دهد (که همیشه شاداب و با طراوت است.) و خداوند به آنچه انجام میدهید، بیناست.
«البقرة/265»
لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ یحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ
(انفاق شما، مخصوصا باید) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفتهاند؛ (و توجه به آیین خدا، آنها را از وطنهای خویش آواره ساخته؛ و شرکت در میدان جهاد، به آنها اجازه نمیدهد تا برای تأمین هزینه زندگی، دست به کسب و تجارتی بزنند؛) نمیتوانند مسافرتی کنند (و سرمایهای به دست آورند؛) و از شدت خویشتنداری، افراد ناآگاه آنها را بینیاز میپندارند؛ اما آنها را از چهرههایشان میشناسی؛ و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمیخواهند. (این است مشخصات آنها!) و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.
«البقرة/273»
الَّذِینَ ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّیلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِیةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ
آنها که اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق میکنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین میشوند.
«البقرة/274»
قُلْ لِلَّذِینَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ
به آنها که کافر شدند بگو: «(از پیروزی موقت خود در جنگ احد، شاد نباشید!) بزودی مغلوب خواهید شد؛ (و سپس در رستاخیز) به سوی جهنم، محشور خواهید شد. و چه بد جایگاهی است!
«آل عمران/12»
قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَیرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ
بگو: «آیا شما را از چیزی آگاه کنم که از این (سرمایههای مادی)، بهتر است؟» برای کسانی که پرهیزگاری پیشه کردهاند، (و از این سرمایهها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده میکنند،) در نزد پروردگارشان (در جهان دیگر)، باغهایی است که نهرها از پای درختانش میگذرد؛ همیشه در آن خواهند بود؛ و همسرانی پاکیزه، و خشنودی خداوند (نصیب آنهاست). و خدا به (امور) بندگان، بیناست.
«آل عمران/15»
الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِینَ
اینها حقیقتی است از جانب پروردگار تو؛ بنابر این، از تردید کنندگان مباش!
«آل عمران/60»
فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ
هرگاه بعد از علم و دانشی که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
«آل عمران/61»
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ
این همان سرگذشت واقعی (مسیح) است. (و ادعاهایی همچون الوهیت او، یا فرزند خدا بودنش، بیاساس است.) و هیچ معبودی، جز خداوند یگانه نیست؛ و خداوند توانا و حکیم است.
«آل عمران/62»
إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِیهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْیتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
(و نیز به یاد آور) زمانی را که دو طایفه از شما تصمیم گرفتند سستی نشان دهند (و از وسط راه بازگردند)؛ و خداوند پشتیبان آنها بود (و به آنها کمک کرد که از این فکر بازگردند)؛ و افراد باایمان، باید تنها بر خدا توکل کنند!
«آل عمران/122»
وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَیتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ
و شما مرگ (و شهادت در راه خدا) را، پیش از آنکه با آن روبهرو شوید، آرزو میکردید؛ سپس آن را با چشم خود دیدید، در حالی که به آن نگاه میکردید (و حاضر نبودید به آن تن دردهید! چقدر میان گفتار و کردار شما فاصله است؟!)
«آل عمران/143»
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ ینْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیهِ فَلَنْ یضُرَّ اللَّهَ شَیئًا وَسَیجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرِینَ
محمد (ص) فقط فرستاده خداست؛ و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمیگردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضرری نمیزند؛ و خداوند بزودی شاکران (و استقامتکنندگان) را پاداش خواهد داد.
«آل عمران/144»
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ یرِدْ ثَوَابَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ یرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِی الشَّاكِرِینَ
هیچکس، جز به فرمان خدا، نمیمیرد؛ سرنوشتی است تعیین شده؛ (بنابر این، مرگ پیامبر یا دیگران، یک سنت الهی است.) هر کس پاداش دنیا را بخواهد (و در زندگی خود، در این راه گام بردارد،) چیزی از آن به او خواهیم داد؛ و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او میدهیم؛ و بزودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.
«آل عمران/145»
وَكَأَینْ مِنْ نَبِی قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیونَ كَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ یحِبُّ الصَّابِرِینَ
چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچگاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان میرسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)؛ و خداوند استقامتکنندگان را دوست دارد.
«آل عمران/146»
ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا یغْشَى طَائِفَةً مِنْكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِیةِ یقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ یخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ مَا لَا یبْدُونَ لَكَ یقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَیءٌ مَا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِی بُیوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ كُتِبَ عَلَیهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِیبْتَلِی اللَّهُ مَا فِی صُدُورِكُمْ وَلِیمَحِّصَ مَا فِی قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند؛ و میگفتند: «آیا چیزی از پیروزی نصیب ما میشود؟!» بگو: «همه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چیزی را پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیسازند؛ میگویند: «اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمیشدیم!» بگو: «اگر هم در خانههای خود بودید، آنهایی که کشتهشدن بر آنها مقرر شده بود، قطعا به سوی آرامگاههای خود، بیرون میآمدند (و آنها را به قتل میرساندند). و اینها برای این است که خداوند، آنچه در سینههایتان پنهان دارید، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سینههاست، با خبر است.
«آل عمران/154»
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ
آیا هنگامی که مصیبتی (در میدان جنک احد) به شما رسید، در حالی که دو برابر آن را (در میدان جنگ بدر بر دشمن) وارد ساخته بودید، گفتید: «این مصیبت از کجاست؟!» بگو: «از ناحیه خود شماست (که در میدان جنگ احد، با دستور پیامبر مخالفت کردید)! خداوند بر هر چیزی قادر است. (و چنانچه روش خود را اصلاح کنید، در آینده شما را پیروز میکند.)»
«آل عمران/165»
الَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ
آنها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند؛ (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان «حمرار الاسد» حرکت نمودند؛) برای کسانی از آنها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است.
«آل عمران/172»
الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِیلُ
اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن ] برای (حمله به) شما اجتماع کردهاند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»
«آل عمران/173»
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ
به همین جهت، آنها (از این میدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند؛ در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید؛ و از رضای خدا، پیروی کردند؛ و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.
«آل عمران/174»
لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِیرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
به یقین (همه شما) در اموال و جانهای خود، آزمایش میشوید! و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده [= یهود]، و (همچنین) از مشرکان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهید شنید! و اگر استقامت کنید و تقوا پیشه سازید، (شایستهتر است؛ زیرا) این از کارهای مهم و قابل اطمینان است.
«آل عمران/186»
فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لَا أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَأُوذُوا فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ
خداوند، درخواست آنها را پذیرفت؛ (و فرمود:) من عمل هیچ عملکنندهای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد؛ شما همنوعید، و از جنس یکدیگر! آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانههای خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، بیقین گناهانشان را میبخشم؛ و آنها را در باغهای بهشتی، که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد میکنم. این پاداشی است از طرف خداوند؛ و بهترین پاداشها نزد پروردگار است.
«آل عمران/195»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! (در برابر مشکلات و هوسها،) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!
«آل عمران/200»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَیكُمْ رَقِیبًا
ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید؛ و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید؛ و) هنگامی که چیزی از یکدیگر میخواهید، نام او را میبرید! (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز کنید! زیرا خداوند، مراقب شماست.
«النساء/1»
وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَیئًا وَبِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَكَتْ أَیمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا
و خدا را بپرستید! و هیچچیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانی که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز میزند،) دوست نمیدارد.
«النساء/36»
أَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَینَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَینَاهُمْ مُلْكًا عَظِیمًا
یا اینکه نسبت به مردم [= پیامبر و خاندانش]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد میورزند؟ ما به آل ابراهیم، (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم؛ و حکومت عظیمی در اختیار آنها [= پیامبران بنی اسرائیل] قرار دادیم.
«النساء/54»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.
«النساء/59»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَینُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَیكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِیرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیكُمْ فَتَبَینُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که در راه خدا گام میزنید (و به سفری برای جهاد میروید)، تحقیق کنید! و بخاطر اینکه سرمایه ناپایدار دنیا (و غنایمی) به دست آورید، به کسی که اظهار صلح و اسلام میکند نگویید: «مسلمان نیستی» زیرا غنیمتهای فراوانی (برای شما) نزد خداست. شما قبلا چنین بودید؛ و خداوند بر شما منت نهاد (و هدایت شدید). پس، (بشکرانه این نعمت بزرگ،) تحقیق کنید! خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است.
«النساء/94»
إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِیمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِیرًا
کسانی که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالی بودید؟ (و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صف کفار جای داشتید؟!)» گفتند: «ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.» آنها [= فرشتگان] گفتند: «مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!» آنها (عذری نداشتند، و) جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدی دارند.
«النساء/97»
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا یسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَلَا یهْتَدُونَ سَبِیلًا
مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که براستی تحت فشار قرار گرفتهاند (و حقیقتا مستضعفند)؛ نه چارهای دارند، و نه راهی (برای نجات از آن محیط آلوده) مییابند.
«النساء/98»
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَمْ یكُنِ اللَّهُ لِیغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِیهْدِیهُمْ سَبِیلًا
کسانی که ایمان آوردند، سپس کافر شدند، باز هم ایمان آوردند، و دیگربار کافر شدند، سپس بر کفر خود افزودند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید، و آنها را به راه (راست) هدایت نخواهد کرد.
«النساء/137»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِیمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا یتْلَى عَلَیكُمْ غَیرَ مُحِلِّی الصَّیدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ یحْكُمُ مَا یرِیدُ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! به پیمانها (و قراردادها) وفا کنید! چهارپایان (و جنین آنها) برای شما حلال شده است؛ مگر آنچه بر شما خوانده میشود (و استثنا خواهد شد). و به هنگام احرام، صید را حلال نشمرید! خداوند هر چه بخواهد (و مصلحت باشد) حکم میکند.
«المائدة/1»
حُرِّمَتْ عَلَیكُمُ الْمَیتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّیتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ دِینِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ
گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفهشده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرتشدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح میشوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبههای تیر مخصوص بخت آزمایی؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما،مأیوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- اما آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.
«المائدة/3»
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ
خداوند، به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، وعده آمرزش و پاداش عظیمی داده است.
«المائدة/9»
وَالَّذِینَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآیاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ
و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخند.
«المائدة/10»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یبْسُطُوا إِلَیكُمْ أَیدِیهُمْ فَكَفَّ أَیدِیهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! نعمتی را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید؛ آن زمان که جمعی (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهیزید! و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند!
«المائدة/11»
إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ ینْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْی فِی الدُّنْیا وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ
کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمیخیزند، و اقدام به فساد در روی زمین میکنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله میبرند،) فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند.
«المائدة/33»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمیرساند؛ خداوند جمعیتی را میآورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد میکنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) میدهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.
«المائدة/54»
إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آوردهاند؛ همانها که نماز را برپا میدارند، و در حال رکوع، زکات میدهند.
«المائدة/55»
وَمَنْ یتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است.
«المائدة/56»
یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ
ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه میدارد؛ و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمیکند.
«المائدة/67»
وَحَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَصَمُّوا ثُمَّ تَابَ اللَّهُ عَلَیهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِیرٌ مِنْهُمْ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا یعْمَلُونَ
گمان کردند مجازاتی در کار نخواهد بود! از اینرو (از دیدن حقایق و شنیدن سخنان حق،) نابینا و کر شدند؛ سپس (بیدار گشتند، و) خداوند توبه آنها را پذیرفت، دیگربار (در خواب غفلت فرو رفتند، و) بسیاری از آنها کور و کر شدند؛ و خداوند، به آنچه انجام میدهند، بیناست.
«المائدة/71»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَیبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حد، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد.
«المائدة/87»
وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَیبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ
و از نعمتهای حلال و پاکیزهای که خداوند به شما روزی داده است، بخورید! و از (مخالفت) خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید!
«المائدة/88»
لَا یؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیمَانِكُمْ وَلَكِنْ یؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَیمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یجِدْ فَصِیامُ ثَلَاثَةِ أَیامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَیمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَیمَانَكُمْ كَذَلِكَ یبَینُ اللَّهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده،) مؤاخذه نمیکند؛ ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کردهاید، مؤاخذه مینماید. کفاره اینگونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود میدهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه میگیرد؛ این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد میکنید (و مخالفت مینمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان میکند، شاید شکر او را بجا آورید!
«المائدة/89»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! شراب و قمار و بتها و ازلام [= نوعی بختآزمایی ]، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید!
«المائدة/90»
وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِآیاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَیكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ
هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده؛ هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نماید، (مشمول رحمت خدا میشود چرا که) او آمرزنده مهربان است.»
«الأنعام/54»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا یحْییكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیهِ تُحْشَرُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل میشود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری میشوید!
«الأنفال/24»
وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ
و از فتنهای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمیرسد؛ (بلکه همه را فرا خواهد گرفت؛ چرا که دیگران سکوت اختیار کردند.) و بدانید خداوند کیفر شدید دارد!
«الأنفال/25»
وَإِذْ یمْكُرُ بِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِیثْبِتُوكَ أَوْ یقْتُلُوكَ أَوْ یخْرِجُوكَ وَیمْكُرُونَ وَیمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیرُ الْمَاكِرِینَ
(به خاطر بیاور) هنگامی را که کافران نقشه میکشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند، و یا (از مکه) خارج سازند؛ آنها چاره میاندیشیدند (و نقشه میکشیدند)، و خداوند هم تدبیر میکرد؛ و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است!
«الأنفال/30»
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یوْمَ الْفُرْقَانِ یوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ
بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذیالقربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بیایمان) [= روز جنگ بدر] نازل کردیم، ایمان آوردهاید؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست!
«الأنفال/41»
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیانَةً فَانْبِذْ إِلَیهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْخَائِنِینَ
و هرگاه (با ظهور نشانههایی،) از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، بطور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است؛ زیرا خداوند، خائنان را دوست نمیدارد!
«الأنفال/58»
وَإِنْ یرِیدُوا أَنْ یخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی أَیدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ
و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است؛ او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد...
«الأنفال/62»
یا أَیهَا النَّبِی حَسْبُكَ اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ
ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی میکنند، برای حمایت تو کافی است (؛فقط بر آنها تکیه کن)!
«الأنفال/64»
یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِمَنْ فِی أَیدِیكُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ یعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِكُمْ خَیرًا یؤْتِكُمْ خَیرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَیغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ
ای پیامبر! به اسیرانی که در دست شما هستند بگو: «اگر خداوند، خیری در دلهای شما بداند، (و نیات پاکی داشته باشید،) بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما میدهد؛ و شما را میبخشد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است!»
«الأنفال/70»
بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِینَ
(این، اعلام) بیزاری از سوی خدا و پیامبر او، به کسانی از مشرکان است که با آنها عهد بستهاید!
«التوبة/1»
فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَیرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَأَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْكَافِرِینَ
با این حال، چهار ماه (مهلت دارید که آزادانه) در زمین سیر کنید (و هر جا میخواهید بروید، و بیندیشید)! و بدانید شما نمیتوانید خدا را ناتوان سازید، (و از قدرت او فرار کنید! و بدانید) خداوند خوارکننده کافران است!
«التوبة/2»
أَجَعَلْتُمْ سِقَایةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟!(این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمیکند!
«التوبة/19»
الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ
آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!
«التوبة/20»
یبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُقِیمٌ
پروردگارشان آنها را به رحمتی از ناحیه خود، و رضایت (خویش)، و باغهایی از بهشت بشارت میدهد که در آن، نعمتهای جاودانه دارند؛
«التوبة/21»
خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ
همواره و تا ابد در این باغها (و در میان این نعمتها) خواهند بود؛ زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است!
«التوبة/22»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِیمَانِ وَمَنْ یتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هرگاه پدران و برادران شما، کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنها را ولی (و یار و یاور و تکیهگاه) خود قرار ندهید! و کسانی از شما که آنان را ولی خود قرار دهند، ستمگرند!
«التوبة/23»
قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یأْتِی اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ
بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالی که به دست آوردهاید، و تجارتی که از کساد شدنش میترسید، و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمیکند!
«التوبة/24»
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِی مَوَاطِنَ كَثِیرَةٍ وَیوْمَ حُنَینٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَیئًا وَضَاقَتْ عَلَیكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیتُمْ مُدْبِرِینَ
خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید)؛ و در روز حنین (نیز یاری نمود)؛ در آن هنگام که فزونی جمعیتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید!
«التوبة/25»
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِینَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِینَ
سپس خداوند «سکینه» خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد؛ و لشکرهایی فرستاد که شما نمیدیدید؛ و کافران را مجازات کرد؛ و این است جزای کافران!
«التوبة/26»
ثُمَّ یتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ
سپس خداوند -بعد از آن- توبه هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، میپذیرد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است.
«التوبة/27»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا یقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَیلَةً فَسَوْفَ یغْنِیكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ حَكِیمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! مشرکان ناپاکند؛ پس نباید بعد از امسال، نزدیک مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر میترسید، خداوند هرگاه بخواهد، شما را به کرمش بینیاز میسازد؛ (و از راه دیگر جبران میکند؛) خداوند دانا و حکیم است.
«التوبة/28»
یحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ ینَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ یتُوبُوا یكُ خَیرًا لَهُمْ وَإِنْ یتَوَلَّوْا یعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِیمًا فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِی الْأَرْضِ مِنْ وَلِی وَلَا نَصِیرٍ
به خدا سوگند میخورند که (در غیاب پیامبر، سخنان نادرست) نگفتهاند؛ در حالی که قطعا سخنان کفرآمیز گفتهاند؛ و پس از اسلامآوردنشان، کافر شدهاند؛ و تصمیم (به کار خطرناکی) گرفتند، که به آن نرسیدند. آنها فقط از این انتقام میگیرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بینیاز ساختند! (با این حال،) اگر توبه کنند، برای آنها بهتر است؛ و اگر روی گردانند، خداوند آنها را در دنیا و آخرت، به مجازات دردناکی کیفر خواهد داد؛ و در سراسر زمین، نه ولی و حامی دارند، و نه یاوری!
«التوبة/74»
فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِی قُلُوبِهِمْ إِلَى یوْمِ یلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا یكْذِبُونَ
این عمل، (روح) نفاق را، تا روزی که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این بخاطر آن است که از پیمان الهی تخلف جستند؛ و بخاطر آن است که دروغ میگفتند.
«التوبة/77»
فَلْیضْحَكُوا قَلِیلًا وَلْیبْكُوا كَثِیرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا یكْسِبُونَ
از اینرو آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند! (چرا که آتش جهنم در انتظارشان است) این، جزای کارهایی است که انجام میدادند!
«التوبة/82»
وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ
هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان! و بر کنار قبرش، (برای دعا و طلب آمرزش،) نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند؛ و در حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند!
«التوبة/84»
وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند؛ و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این است پیروزی بزرگ!
«التوبة/100»
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیبِ وَالشَّهَادَةِ فَینَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را میبینند! و بزودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده میشوید؛ و شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهد!»
«التوبة/105»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!
«التوبة/119»
قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ یهْدِی لِلْحَقِّ أَفَمَنْ یهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لَا یهِدِّی إِلَّا أَنْ یهْدَى فَمَا لَكُمْ كَیفَ تَحْكُمُونَ
بگو: «آیا هیچ یک از معبودهای شما، به سوی حق هدایت میکند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدایت میکند! آیا کسی که هدایت به سوی حق میکند برای پیروی شایستهتر است، یا آن کس که خود هدایت نمیشود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه میشود، چگونه داوری میکنید؟!»
«یونس/35»
فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا یوحَى إِلَیكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ یقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِیرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ وَكِیلٌ
شاید (ابلاغ) بعض آیاتی را که به تو وحی میشود، (بخاطر عدم پذیرش آنها) ترک کنی (و به تأخیر اندازی)؛ و سینهات از این جهت تنگ (و ناراحت) شود که میگویند: «چرا گنجی بر او نازل نشده؟! و یا چرا فرشتهای همراه او نیامده است؟!» (ابلاغ کن، و نگران و ناراحت مباش! چرا که) تو فقط بیم دهندهای؛ و خداوند، نگاهبان و ناظر بر همه چیز است (؛و به حساب آنان میرسد)!
«هود/12»
أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَینَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَیتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً أُولَئِكَ یؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ یكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلَا تَكُ فِی مِرْیةٍ مِنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یؤْمِنُونَ
آیا آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد، و بدنبال آن، شاهدی از سوی او میباشد، و پیش از آن، کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (گواهی بر آن میدهد، همچون کسی است که چنین نباشد)؟! آنها [= حقطلبان و حقیقتجویان] به او (که دارای این ویژگیهاست،) ایمان میآورند! و هر کس از گروههای مختلف به او کافر شود، آتش وعدهگاه اوست! پس، تردیدی در آن نداشته باش که آن حق است از پروردگارت! ولی بیشتر مردم ایمان نمیآورند!
«هود/17»
قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِینَ
بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم! منزه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
«یوسف/108»
وَیقُولُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَیهِ آیةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ
کسانی که کافر شدند میگویند: «چرا آیه (و معجزهای) از پروردگارش بر او نازل نشده؟!» تو فقط بیم دهندهای! و برای هر گروهی هدایت کنندهای است (؛و اینها همه بهانه است، نه برای جستجوی حقیقت)!
«الرعد/7»
وَیقُولُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَینِی وَبَینَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ
آنها که کافر شدند میگویند: «تو پیامبر نیستی!» بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!»
«الرعد/43»
وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِینَ
هر گونه غل [= حسد و کینه و دشمنی] را از سینه آنها برمیکنیم (و روحشان را پاک میسازیم)؛ در حالی که همه برابرند، و بر تختها روبهروی یکدیگر قرار دارند.
«الحجر/47»
فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ
آنچه را مأموریت داری، آشکارا بیان کن! و از مشرکان روی گردان (و به آنها اعتنا نکن)!
«الحجر/94»
إِنَّا كَفَینَاكَ الْمُسْتَهْزِئِینَ
ما شر استهزاکنندگان را از تو دفع خواهیم کرد؛
«الحجر/95»
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیمَانِهِمْ لَا یبْعَثُ اللَّهُ مَنْ یمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَیهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یعْلَمُونَ
آنها سوگندهای شدید به خدا یاد کردند که: «هرگز خداوند کسی را که میمیرد، برنمیانگیزد!» آری، این وعده قطعی خداست (که همه مردگان را برای جزا بازمیگرداند)؛ ولی بیشتر مردم نمیدانند!
«النحل/38»
وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَیمَانَ بَعْدَ تَوْكِیدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیكُمْ كَفِیلًا إِنَّ اللَّهَ یعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ
و هنگامی که با خدا عهد بستید، به عهد او وفا کنید! و سوگندها را بعد از محکم ساختن نشکنید، در حالی که خدا را کفیل و ضامن بر (سوگند) خود قرار دادهاید، به یقین خداوند از آنچه انجام میدهید، آگاه است!
«النحل/91»
وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَیمَانَكُمْ دَخَلًا بَینَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِی أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا یبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ وَلَیبَینَنَّ لَكُمْ یوْمَ الْقِیامَةِ مَا كُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ
همانند آن زن (سبک مغز) نباشید که پشمهای تابیده خود را، پس از استحکام،وامیتابید! در حالی که (سوگند و پیمان) خود را وسیله خیانت و فساد قرار میدهید؛ بخاطر اینکه گروهی، جمعیتشان از گروه دیگر بیشتر است (و کثرت دشمن را بهانهای برای شکستن بیعت با پیامبر میشمرید)! خدا فقط شما را با این وسیله آزمایش میکند؛ و به یقین روز قیامت، آنچه را در آن اختلاف داشتید، برای شما روشن میسازد!
«النحل/92»
إِنَّ عِبَادِی لَیسَ لَكَ عَلَیهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِیلًا
(اما بدان) تو هرگز سلطهای بر بندگان من، نخواهی یافت (و آنها هیچگاه به دام تو گرفتار نمیشوند)! همین قدر کافی است که پروردگارت حافظ آنها باشد.»
«الإسراء/65»
وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقینا باطل نابود شدنی است!»
«الإسراء/81»
وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیا
و از رحمت خود به آنان عطا کردیم؛ و برای آنها نام نیک و مقام برجستهای (در میان همه امتها) قرار دادیم!
«مریم/50»
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا
مسلما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند رحمان محبتی برای آنان در دلها قرار میدهد!
«مریم/96»
فَإِنَّمَا یسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِینَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا
و ما فقط آن [= قرآن] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بوسیله آن بشارت دهی، و دشمنان سرسخت را با آنان انذار کنی.
«مریم/97»
وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا
پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ اما او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم!
«طه/115»
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى
خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شکیبا باش! از تو روزی نمیخواهیم؛ (بلکه) ما به تو روزی میدهیم؛ و عاقبت نیک برای تقواست!
«طه/132»
إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ
(اما) کسانی که از قبل، وعده نیک از سوی ما به آنها داده شده [= مؤمنان صالح] از آن دور نگاهداشته میشوند.
«الأنبیاء/101»
لَا یحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا یوْمُكُمُ الَّذِی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ
وحشت بزرگ، آنها را اندوهگین نمیکند؛ و فرشتگان به استقبالشان میآیند، (و میگویند:) این همان روزی است که به شما وعده داده میشد!
«الأنبیاء/103»
هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ فَالَّذِینَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نَارٍ یصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِیمُ
اینان دو گروهند که درباره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند؛ کسانی که کافر شدند، لباسهایی از آتش برای آنها بریده شده، و مایع سوزان و جوشان بر سرشان ریخته میشود؛
«الحج/19»
یصْهَرُ بِهِ مَا فِی بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ
آنچنان که هم درونشان با آن آب میشود، و هم پوستهایشان.
«الحج/20»
وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِیدٍ
و برای آنان گرزهایی از آهن (سوزان) است.
«الحج/21»
كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ یخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ
هر گاه بخواهند از غم و اندوههای دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمیگردانند؛ و (به آنان گفته میشود:) بچشید عذاب سوزان را!
«الحج/22»
إِنَّ اللَّهَ یدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِیهَا حَرِیرٌ
خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند، در باغهایی از بهشت وارد میکند که از زیر درختانش نهرها جاری است؛ آنان با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت میشوند؛ و در آنجا لباسهایشان از حریر است.
«الحج/23»
وَهُدُوا إِلَى الطَّیبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِیدِ
و بسوی سخنان پاکیزه هدایت میشوند، و به راه خداوند شایسته ستایش، راهنمایی میگردند.
«الحج/24»
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِیذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ
برای هر امتی قربانگاهی قرار دادیم، تا نام خدا را (به هنگام قربانی) بر چهارپایانی که به آنان روزی دادهایم ببرند، و خدای شما معبود واحدی است؛ در برابر (فرمان) او تسلیم شوید و بشارت ده متواضعان و تسلیمشوندگان را.
«الحج/34»
الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یذْكَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِیرًا وَلَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزِیزٌ
همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه میگفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعهها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده میشود، ویران میگردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری میکند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.
«الحج/40»
قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِینِّی مَا یوعَدُونَ
بگو: «پروردگار من! اگر عذابهایی را که به آنان وعده داده میشود به من نشان دهی (و در زندگیم آن را ببینم)...
«المؤمنون/93»
رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ
پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!»
«المؤمنون/94»
وَإِنَّا عَلَى أَنْ نُرِیكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ
و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده میدهیم به تو نشان دهیم!
«المؤمنون/95»
إِنَّ الَّذِینَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَیرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِی تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ
مسلما کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی (متشکل و توطئهگر) از شما بودند؛ اما گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است، بلکه خیر شما در آن است؛ آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند؛ و از آنان کسی که بخش مهم آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست!
«النور/11»
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِینٌ
چرا هنگامی که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسی که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغی بزرگ و آشکار است؟!
«النور/12»
لَوْلَا جَاءُوا عَلَیهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ یأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ
چرا چهار شاهد برای آن نیاوردند؟! اکنون که این گواهان را نیاوردند، آنان در پیشگاه خدا دروغگویانند!
«النور/13»
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِی مَا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ
و اگر فضل و رحمت الهی در دنیا و آخرت شامل شما نمیشد، بخاطر این گناهی که کردید عذاب سختی به شما میرسید!
«النور/14»
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَیسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَینًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمٌ
به خاطر بیاورید زمانی را که این شایعه را از زبان یکدیگر میگرفتید، و با دهان خود سخنی میگفتید که به آن یقین نداشتید؛ و آن را کوچک میپنداشتید در حالی که نزد خدا بزرگ است!
«النور/15»
وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا یكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ
چرا هنگامی که آن را شنیدید نگفتید: «ما حق نداریم که به این سخن تکلم کنیم؛ خداوندا منزهی تو، این بهتان بزرگی است»؟!
«النور/16»
رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءِ الزَّكَاةِ یخَافُونَ یوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ
مردانی که نه تجارت و نه معاملهای آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و ادای زکات غافل نمیکند؛ آنها از روزی میترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو میشود.
«النور/37»
لَقَدْ أَنْزَلْنَا آیاتٍ مُبَینَاتٍ وَاللَّهُ یهْدِی مَنْ یشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ
ما آیات روشنگری نازل کردیم؛ و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت میکند!
«النور/46»
وَیقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ یتَوَلَّى فَرِیقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِینَ
آنها میگویند: «به خدا و پیامبر ایمان داریم و اطاعت میکنیم!» ولی بعد از این ادعا، گروهی از آنان رویگردان میشوند؛ آنها (در حقیقت) مؤمن نیستند!
«النور/47»
وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیحْكُمَ بَینَهُمْ إِذَا فَرِیقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ
و هنگامی که از آنان دعوت شود که بسوی خدا و پیامبرش بیایند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان رویگردان میشوند!
«النور/48»
وَإِنْ یكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ یأْتُوا إِلَیهِ مُذْعِنِینَ
ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او میآیند!
«النور/49»
أَفِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ یخَافُونَ أَنْ یحِیفَ اللَّهُ عَلَیهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شک و تردید دارند، یا میترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند!
«النور/50»
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیحْكُمَ بَینَهُمْ أَنْ یقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
سخن مؤمنان، هنگامی که بسوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند، تنها این است که میگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعی هستند.
«النور/51»
وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیخْشَ اللَّهَ وَیتَّقْهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ
و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهیزد، چنین کسانی همان پیروزمندان واقعی هستند!
«النور/52»
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَیخْرُجُنَّ قُلْ لَا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
آنها با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که اگر به آنان فرمان دهی، (از خانه و اموال خود) بیرون میروند (و جان را در طبق اخلاص گذارده تقدیم میکنند)؛ بگو: «سوگند یاد نکنید؛ شما طاعت خالصانه نشان دهید که خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است!»
«النور/53»
قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ
بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! اما اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست!»
«النور/54»
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یعْبُدُونَنِی لَا یشْرِكُونَ بِی شَیئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل میکند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.
«النور/55»
وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
و نماز را برپا دارید، و زکات را بدهید، و رسول (خدا) را اطاعت کنید تا مشمول رحمت (او) شوید.
«النور/56»
لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا مُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِیرُ
گمان مبر کافران میتوانند از چنگال مجازات الهی در زمین فرار کنند! جایگاه آنان آتش است، و چه بد جایگاهی است!
«النور/57»
وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِیرًا
او کسی است که از آب، انسانی را آفرید؛ سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد)؛ و پروردگار تو همواره توانا بوده است.
«الفرقان/54»
قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِیكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیبْلُوَنِی أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا یشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِی كَرِیمٌ
(اما) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت: «پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا میآورم یا کفران میکنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر میکند؛ و هر کس کفران نماید (بزیان خویش نموده است، که) پروردگار من، غنی و کریم است!»
«النمل/40»
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِیكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا یصِلُونَ إِلَیكُمَا بِآیاتِنَا أَنْتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ
فرمود: «بزودی بازوان تو را بوسیله برادرت محکم (و نیرومند) میکنیم، و برای شما سلطه و برتری قرارمیدهیم؛ و به برکت آیات ما، بر شما دست نمییابند؛ شما و پیروانتان پیروزید!»
«القصص/35»
أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِیهِ كَمَنْ مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا ثُمَّ هُوَ یوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِینَ
آیا کسی که به او وعده نیکو دادهایم و به آن خواهد رسید، همانند کسی است که متاع زندگی دنیا به او دادهایم سپس روز قیامت (برای حساب و جزا) از احضارشدگان خواهد بود؟!
«القصص/61»
أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یعْمَلُونَ السَّیئَاتِ أَنْ یسْبِقُونَا سَاءَ مَا یحْكُمُونَ
آیا کسانی که اعمال بد انجام میدهند گمان کردند بر قدرت ما چیره خواهند شد؟! چه بد داوری میکنند!
«العنکبوت/4»
مَنْ كَانَ یرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامیرسد؛ و او شنوا و داناست!
«العنکبوت/5»
وَمَنْ جَاهَدَ فَإِنَّمَا یجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِی عَنِ الْعَالَمِینَ
کسی که جهاد و تلاش کند، برای خود جهاد میکند؛ چرا که خداوند از همه جهانیان بی نیاز است.
«العنکبوت/6»
وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی كَانُوا یعْمَلُونَ
و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، گناهان آنان را میپوشانیم (و میبخشیم) و آنان را به بهترین اعمالی که انجام میدادند پاداش میدهیم.
«العنکبوت/7»
أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا یسْتَوُونَ
آیا کسی که باایمان باشد همچون کسی است که فاسق است؟! نه، هرگز این دو برابر نیستند.
«السجده/18»
أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلًا بِمَا كَانُوا یعْمَلُونَ
اما کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، باغهای بهشت جاویدان از آن آنها خواهد بود، این وسیله پذیرایی (خداوند) از آنهاست به پاداش آنچه انجام میدادند.
«السجده/19»
وَأَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ یخْرُجُوا مِنْهَا أُعِیدُوا فِیهَا وَقِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ
و اما کسانی که فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند)، جایگاه همیشگی آنها آتش است؛ هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمیگردانند و به آنان گفته میشود: «بچشید عذاب آتشی را که انکار میکردید!»
«السجده/20»
وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآیاتِنَا یوقِنُونَ
و از آنان امامان (و پیشوایانی) قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت میکردند؛ چون شکیبایی نمودند، و به آیات ما یقین داشتند.
«السجده/24»
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.
«الأحزاب/23»
وَقَرْنَ فِی بُیوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا
و در خانههای خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
«الأحزاب/33»
إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا
آنها که خدا و پیامبرش را آزار میدهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و برای آنها عذاب خوارکنندهای آماده کرده است.
«الأحزاب/57»
وَالَّذِینَ یؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا
و آنان که مردان و زنان باایمان را به خاطر کاری که انجام ندادهاند آزار میدهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیدهاند.
«الأحزاب/58»
وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ
و از پیروان او ابراهیم بود؛
«الصافات/83»
أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّارِ
آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند همچون مفسدان در زمین قرار میدهیم، یا پرهیزگاران را همچون فاجران؟!
«ص/28»
أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیلٌ لِلْقَاسِیةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ
آیا کسی که خدا سینهاش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!) وای بر آنان که قلبهایی سخت در برابر ذکر خدا دارند! آنها در گمراهی آشکاری هستند!
«الزمر/22»
ذَلِكَ الَّذِی یبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَنْ یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ
این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به آن نوید میدهد! بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمیکنم جز دوستداشتن نزدیکانم [= اهل بیتم]؛ و هر کس کار نیکی انجام دهد ، بر نیکیاش میافزاییم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.
«شوری/23»
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ
و هرگاه تو را از میان آنها ببریم، حتما از آنان انتقام خواهیم گرفت؛
«الزخرف/41»
وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ
و این مایه یادآوری (و عظمت) تو و قوم تو است و بزودی سؤال خواهید شد.
«الزخرف/44»
وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ یصِدُّونَ
و هنگامی که درباره فرزند مریم مثلی زده شد، ناگهان قوم تو بخاطر آن داد و فریاد راه انداختند.
«الزخرف/57»
وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَیرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ
و گفتند: «آیا خدایان ما بهترند یا او [= مسیح]؟! (اگر معبودان ما در دوزخند، مسیح نیز در دوزخ است، چرا که معبود واقع شده)!» ولی آنها این مثل را جز از طریق جدال (و لجاج) برای تو نزدند؛ آنان گروهی کینهتوز و پرخاشگرند!
«الزخرف/58»
إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَیهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِبَنِی إِسْرَائِیلَ
مسیح فقط بندهای بود که ما نعمت به او بخشیدیم و او را نمونه و الگوئی برای بنی اسرائیل قرار دادیم.
«الزخرف/59»
أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْیاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا یحْكُمُونَ
آیا کسانی که مرتکب بدیها و گناهان شدند گمان کردند که ما آنها را همچون کسانی قرارمیدهیم که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند که حیات و مرگشان یکسان باشد؟! چه بد داوری میکنند!
«الجاثیة/21»
أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَینَةٍ مِنْ رَبِّهِ كَمَنْ زُینَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ
آیا کسی که دلیل روشنی از سوی پروردگارش دارد، همانند کسی است که زشتی اعمالش در نظرش آراسته شده و از هوای نفسشان پیروی میکنند؟!
«محمد/14»
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا یبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغِیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا
محمد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتی که جوانههای خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامیدارد؛ این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است.
«الفتح/29»
إِنَّ فِی ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ
در این تذکری است برای آن کس که عقل دارد، یا گوش دل فرادهد در حالی که حاضر باشد!
«ق/37»
كَانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیلِ مَا یهْجَعُونَ
آنها کمی از شب را میخوابیدند،
«الذاریات/17»
وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یسْتَغْفِرُونَ
و در سحرگاهان استغفار میکردند،
«الذاریات/18»
إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَعِیمٍ
ولی پرهیزگاران در میان باغهای بهشت و نعمتهای فراوان جای دارند،
«الطور/17»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى
سوگند به ستاره هنگامی که افول میکند،
«النجم/1»
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى
که هرگز دوست شما [= محمد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است،
«النجم/2»
وَمَا ینْطِقُ عَنِ الْهَوَى
و هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید!
«النجم/3»
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَى
آنچه میگوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست!
«النجم/4»
عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى
آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین] او را تعلیم داده است؛
«النجم/5»
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى
همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او سلطه یافت...
«النجم/6»
وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى
در حالی که در افق اعلی قرار داشت!
«النجم/7»
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ
و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند،
«الواقعة/10»
أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
آنها مقربانند!
«الواقعة/11»
وَأَصْحَابُ الْیمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیمِینِ
و اصحاب یمین و خجستگان، چه اصحاب یمین و خجستگانی!
«الواقعة/27»
وَالَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِینَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآیاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ
کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آنها صدیقین و شهدا نزد پروردگارشانند؛ برای آنان است پاداش (اعمال)شان و نور (ایمان)شان؛ و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها دوزخیانند.
«الحدید/19»
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَیرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که میخواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشی بگویید)، قبل از آن صدقهای (در راه خدا) بدهید؛ این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر توانایی نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است!
«المجادلة/12»
أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیكُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوا خودداری کردید؟! اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت، نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و (بدانید) خداوند از آنچه انجام میدهید با خبر است!
«المجادلة/13»
لَا تَجِدُ قَوْمًا یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ یوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَیدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمییابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد میکند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، جاودانه در آن میمانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب الله»اند؛ بدانید «حزب الله» پیروزان و رستگارانند.
«المجادلة/22»
وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیهِمْ وَلَا یجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَیؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
و برای کسانی است که در این سرا [= سرزمین مدینه] و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست میدارند، و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمیکنند و آنها را بر خود مقدم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند؛ کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شدهاند رستگارانند!
«الحشر/9»
إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الَّذِینَ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ
خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او پیکار میکنند گوئی بنایی آهنیناند!
«الصف/4»
إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَیهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِیرٌ
اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضد او دست به دست هم دهید، (کاری از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.
«التحریم/4»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ
ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند،
«القلم/1»
مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی،
«القلم/2»
وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَیرَ مَمْنُونٍ
و برای تو پاداشی عظیم و همیشگی است!
«القلم/3»
وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ
و تو اخلاق عظیم و برجستهای داری!
«القلم/4»
فَسَتُبْصِرُ وَیبْصِرُونَ
و بزودی تو میبینی و آنان نیز میبینند،
«القلم/5»
بِأَییكُمُ الْمَفْتُونُ
که کدام یک از شما مجنونند!
«القلم/6»
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ
پروردگارت بهتر از هر کس میداند چه کسی از راه او گمراه شده، و هدایتیافتگان را نیز بهتر میشناسد!
«القلم/7»
لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِیهَا أُذُنٌ وَاعِیةٌ
تا آن را وسیله تذکری برای شما قرار دهیم و گوشهای شنوا آن را دریابد و بفهمد.
«الحاقة/12»
لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ
زبانت را بخاطر عجله برای خواندن آن [= قرآن] حرکت مده،
«القیامة/16»
فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى
(در آن روز گفته میشود:) او هرگز ایمان نیاورد و نماز نخواند،
«القیامة/31»
وَلَكِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى
بلکه تکذیب کرد و رویگردان شد،
«القیامة/32»
ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ یتَمَطَّى
سپس بسوی خانواده خود بازگشت در حالی که متکبرانه قدم برمیداشت!
«القیامة/33»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یكُنْ شَیئًا مَذْكُورًا
آیا زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟!
«الإنسان/1»
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا
ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را میآزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!
«الإنسان/2»
إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!
«الإنسان/3»
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِینَ سَلَاسِلَ وَأَغْلَالًا وَسَعِیرًا
ما برای کافران، زنجیرها و غلها و شعلههای سوزان آتش آماده کردهایم!
«الإنسان/4»
إِنَّ الْأَبْرَارَ یشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا
به یقین ابرار (و نیکان) از جامی مینوشند که با عطر خوشی آمیخته است،
«الإنسان/5»
عَینًا یشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ یفَجِّرُونَهَا تَفْجِیرًا
از چشمهای که بندگان خاص خدا از آن مینوشند، و از هر جا بخواهند آن را جاری میسازند!
«الإنسان/6»
یوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیخَافُونَ یوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا
آنها به نذر خود وفا میکنند، و از روزی که شر و عذابش گسترده است میترسند،
«الإنسان/7»
وَیطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیتِیمًا وَأَسِیرًا
و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» میدهند!
«الإنسان/8»
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا
(و میگویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام میکنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم!
«الإنسان/9»
إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا یوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا
ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزی که عبوس و سخت است!
«الإنسان/10»
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْیوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا
(بخاطر این عقیده و عمل) خداوند آنان را از شر آن روز نگه میدارد و آنها را میپذیرد در حالی که غرق شادی و سرورند!
«الإنسان/11»
وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِیرًا
و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهای حریر بهشتی را به آنها پاداش میدهد!
«الإنسان/12»
مُتَّكِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا یرَوْنَ فِیهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِیرًا
این در حالی است که در بهشت بر تختهای زیبا تکیه کردهاند، نه آفتاب را در آنجا میبینند و نه سرما را!
«الإنسان/13»
وَدَانِیةً عَلَیهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِیلًا
و در حالی است که سایههای درختان بهشتی بر آنها فرو افتاده و چیدن میوههایش بسیار آسان است!
«الإنسان/14»
وَیطَافُ عَلَیهِمْ بِآنِیةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِیرَا
و در گرداگرد آنها ظرفهایی سیمین و قدحهایی بلورین میگردانند (پر از بهترین غذاها و نوشیدنیها)،
«الإنسان/15»
قَوَارِیرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِیرًا
ظرفهای بلورینی از نقره، که آنها را به اندازه مناسب آماده کردهاند!
«الإنسان/16»
وَیسْقَوْنَ فِیهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِیلًا
و در آنجا از جامهایی سیراب میشوند که لبریز از شراب طهوری آمیخته با زنجبیل است،
«الإنسان/17»
عَینًا فِیهَا تُسَمَّى سَلْسَبِیلًا
از چشمهای در بهشت که نامش سلسبیل است!
«الإنسان/18»
وَیطُوفُ عَلَیهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَیتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا
و بر گردشان (برای پذیرایی) نوجوانانی جاودانی میگردند که هرگاه آنها را ببینی گمان میکنی مروارید پراکندهاند!
«الإنسان/19»
وَإِذَا رَأَیتَ ثَمَّ رَأَیتَ نَعِیمًا وَمُلْكًا كَبِیرًا
و هنگامی که آنجا را ببینی نعمتها و ملک عظیمی را میبینی!
«الإنسان/20»
عَالِیهُمْ ثِیابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا
بر اندام آنها [= بهشتیان] لباسهایی است از حریر نازک سبزرنگ، و از دیبای ضخیم، و با دستبندهایی از نقره آراستهاند، و پروردگارشان شراب طهور به آنان مینوشاند!
«الإنسان/21»
إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْیكُمْ مَشْكُورًا
این پاداش شماست، و سعی و تلاش شما مورد قدردانی است!
«الإنسان/22»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ عَمَّ یتَسَاءَلُونَ
آنها از چه چیز از یکدیگر سؤال میکنند؟!
«النبأ/1»
عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ
از خبر بزرگ و پراهمیت (رستاخیز)!
«النبأ/2»
الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ
همان خبری که پیوسته در آن اختلاف دارند!
«النبأ/3»
كَلَّا سَیعْلَمُونَ
چنین نیست که آنها فکر میکنند، و بزودی میفهمند!
«النبأ/4»
ثُمَّ كَلَّا سَیعْلَمُونَ
باز هم چنین نیست که آنها میپندارند، و بزودی میفهمند (که قیامت حق است)!
«النبأ/5»
إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یضْحَكُونَ
بدکاران (در دنیا) پیوسته به مؤمنان میخندیدند،
«المطففین/29»
وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ یتَغَامَزُونَ
و هنگامی که از کنارشان میگذشتند آنان را با اشاره تمسخر میکردند،
«المطففین/30»
وَإِذَا انْقَلَبُوا إِلَى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِینَ
و چون به سوی خانواده خود بازمیگشتند مسرور و خندان بودند،
«المطففین/31»
وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاءِ لَضَالُّونَ
و هنگامی که آنها را میدیدند میگفتند: «اینها گمراهانند!»
«المطففین/32»
وَمَا أُرْسِلُوا عَلَیهِمْ حَافِظِینَ
در حالی که هرگز مأمور مراقبت و متکفل آنان [= مؤمنان] نبودند!
«المطففین/33»
فَالْیوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ یضْحَكُونَ
ولی امروز مؤمنان به کفار میخندند،
«المطففین/34»
عَلَى الْأَرَائِكِ ینْظُرُونَ
در حالی که بر تختهای آراسته بهشتی نشسته و (به سرنوشت شوم آنها) مینگرند!
«المطففین/35»
یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
تو ای روح آرامیافته!
«الفجر/27»
ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیةً مَرْضِیةً
به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است،
«الفجر/28»
فَادْخُلِی فِی عِبَادِی
پس در سلک بندگانم درآی،
«الفجر/29»
وَادْخُلِی جَنَّتِی
و در بهشتم وارد شو!
«الفجر/30»
وَسَیجَنَّبُهَا الْأَتْقَى
و بزودی با تقواترین مردم از آن دور داشته میشود،
«اللیل/17»
الَّذِی یؤْتِی مَالَهُ یتَزَكَّى
همان کس که مال خود را (در راه خدا) میبخشد تا پاک شود.
«اللیل/18»
وَلَسَوْفَ یعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى
و بزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی!
«الضحی/5»
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ
(اما) کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات (خدا)یند!
«البینة/7»
جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِی رَبَّهُ
پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهای بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ همیشه در آن میمانند! (هم) خدا از آنها خشنود است و (هم) آنها از خدا خشنودند؛ و این (مقام والا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد!
«البینة/8»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالْعَادِیاتِ ضَبْحًا
سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفسزنان به پیش میرفتند،
«العادیات/1»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَالْعَادِیاتِ ضَبْحًا
سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالی که نفسزنان به پیش میرفتند،
«العادیات/1»

