اِستَبرَق: ديباي سبز
لَبُوس: پوشش ، زره
کَسوَة: پوشيدني ( لباس )
ثِياب ( جمع کنان ): پوشش
نَعلَين: کفش
حَرير: پَرنيان
جَلابيب ( جمع جلباب ): پيراهن ، روسري
سُندُوس: ديبا
دِف: پوشش گرم
قميص: پيراهن
عَبقَرّي: لباس گران بها ، فرش
منبع: دانستني هاي قرآن ، ص 121.

نوع دستورهایى كه اسلام به زن و مرد مىدهد، در عین حال كه یك راه مشتركى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمىدارد، وقتى احترام به پدر و مادر را بازگو مىكند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و بالاستقلال طرح مىكند. قرآن كریم مىفرماید:
(اِمّا یَبلُغَنّ عِندك الكِبَر احَدُهُما او كِلاهما فلا تَقُل لهما اُفٍ و لا تَنهَرهُما و قُل لَهُما قولاٌ كریماٌ) (1)
"اگر یكى از آن دو یا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف» مگو و به آنها پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى." و در جایی دیگر مىفرماید:
ما سفارش كردیم به انسان كه احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نكند: (و وصّینا الانسانَ بِوالدیهِ احساناٌ) (2)
و انسان را نسبتبه پدر ومادرش به احسان سفارش كردیم. (وقَضى ربُّك الاّ تعبُدوا الا ایاهُ و بالوالدَینِ احسانا (3)
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان كنید. و در جاى دیگر احسان به پدر ومادر را در كنار عبادت حق یاد مىكند:
آیات قرآن كه در مورد حق شناسى از والدین آمده است بر دو قسم است: یك قسم حق شناسى مشترك پدر ومادر را بیان مىكند وقسم دیگر، آیاتى است كه مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن كریم اگر درباره پدر حكم خاصى بیان مىكند فقط براى بیان وظیفه است،
(انِ اشكُر لی و لِوالدیكَ) (4) شكرگزار من و پدر و مادرت باش.
اما با همه این تجلیلهاى مشترك، وقتى مىخواهد از زحمات پدر و مادر یاد كند، از زحمت مادر سخن مىگوید، نه از زحمت پدر، آنجا كه مىفرماید:
(و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه كرهاٌ و وضَعته كرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا) (5)
زحمات سى ماهه مادر را مىشمارد، كه: دوران باردارى، زایمان، و دوران شیرخوارگى براى مادر دشوار است. و همه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذكر مىكند. قرآن كریم به هنگام یادآورى زحمات حتى اشارهاى هم به این موضوع ندارد كه: پدر زحمت كشیده است.
بنابراین، آیات قرآن كه در مورد حق شناسى از والدین آمده است بر دو قسم است: یك قسم حق شناسى مشترك پدر و مادر را بیان مىكند و قسم دیگر، آیاتى است كه مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن كریم اگر درباره پدر حكم خاصى بیان مىكند فقط براى بیان وظیفه است، نظیر:
(وعلى المولودِ له رزقُهُنَّ و كِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف) (6)
خوراك و پوشاك مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.
ولیكن هنگامى كه سخن از تجلیل و بیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذكر مىكند.
پىنوشتها:
1- اسراء، 23.
2- احقاف، 15.
3- اسراء، 23.
4- لقمان، 14.
5- احقاف، 15.
6- بقره، 233.
منبع:
جوادى آملى ، عبدالله، زن در آینه جلال و جمال، ص 177
کشوري بي نقطه در قرآن کريم: مصر
قومي که در قرآن بي نقطه است: قوم « عاد ».
اصول دين که نقطه ندارد: « عدل » و « معاد ».
نام بت بي نقطه: « لات » در سورۀ نجم آيۀ 19.
پرنده اي بي نقطه: هدهد ، سورۀ نمل آيۀ 20.
رنگ بي نقطه در قرآن: « اسود » ( رنگ سياه ).
خوراکي اي بي نقطه: عدس در سورۀ بقره آيۀ 61.
حيواني بي نقطه: حمار به معني الاغ در سورۀ جمعه.
عضوي در بدن که در قرآن نقطه ندارد: « رأس » به معناي سر.
نام سوره هايي که نقطه ندارد: حمد ، رعد ، طور ، روم ، مسد.
زماني در قرآن کريم که نقطه ندارد: « عصر » در سورۀ والعصر.
فرشته اي بي نقطه: « مالک » است که در سورۀ زخرف آيۀ 77 است.
فروع دين در قرآن که نقطه ندارد: « صوم » به معناي « روزه ».
آيۀ بي نقطه ( غير از حروف مقطعه ): « الله الصمد » در سورۀ توحيد
عددي که در قرآن بي نقطه است: « احد » يعني « يکي » در سورۀ توحيد.
عضو بدن انسان و حيوان بي نقطه: گوشت لحم که در سورۀ حجرات به آن اشاره شد.
شي اي که در قرآن نقطه ندارد: « دلو » که با آن آب از چاه مي کشند ( سورۀ يوسف ).
پوشيدني اي در قرآن که نقطه ندارد: لباس حرير که از جمله در سورۀ انسان از آن ياد شده.
ذکري در قرآن کريم که اساسي ترين ذکرهاست و لب هنگام گفتن اين ذکر به هم نمي خورد و بي نقطه است « لا اله الا الله ».
اسامي پيامبران بي نقطه: حضرت محمد « صل الله عليه و آله » ، هود « عليه السلام » ، موسي « عليه السلام » ، آدم « عليه السلام » ،.....
«...اللّهم اغفرلي ما تقرّبت به إليک بلساني ، ثمّ خالفه قلبي....» « خدايا! ببخشاي آنچه را که با زبان به تو نزديک شدم ، ولي با قلب آن را ترک کردم» (نهج البلاغه ، خطبه ي 78)
منبع:
-----------------------
دانستني ها و معماهاي قرآني ، حسين خاکساري هرندي ، انتشارات مهاد ، چاپ اول ، بهار 1388 ، اصفهان.
نام گياه
معني
سوره
اُثل
شوره ي گز درخت خارگزيده و تلخ
( سبأ / 17 )
اُعجاز ( جمع عجز )
ريشه هاي درختان
(قمر – حاقّه / 21 و 8 )
اعناب ( جمع عِنَب )
انواع انگور
( يقره / 267 )
اُكمام ( جمع كم )
غلاف شكوفه
(فصّلت و الرّحمن / 11 و 48 )
بَصَل
پياز
( بقره / 62 )
بَقَل (جمع آن بقولات )
ميوه هاي زيرزميني
( بقره / 62 )
ثمرات ( جمع ثمره )
ميوه ها
( بقره / 23 )
جَذَع ( جمع آن جذوع )
تنه ي درخت
( مريم و طه / 55 و 26 )
جَنَي
ميوه چيدن از درخت
( مريم و الرّحمن / 55 و 26 )
حَب
دانه هاي گياهي
(انعام / 96 )
حبّه
يك دانه حبوبات
( بقره / 262 )
حَرَث
كشت زار ، كشت كردن
( بقره / 72 )
خَب
چوب خشك درختان
( منافقون / 5 )
خضه
مخضود ، سدر پاك و نرم خسار و خس از درخت زدن
(واقعه / 29 )
خمط
درخت اُراك ترش مزه
( سبأ / 17 )
رطب
خرماي تر و تازه
( مريم / 25 )
رُمّان
انار
( انعام / 41- 100- 69 )
زَقّوم
درخت تلخ و خاردار
( صافّات – دخان – واقعه ) (63-44-52 )
زنجبيل
ساقه ي ريشه ي گياه دارويي
( دهر / 18 )
سنابل ( جمع سنبل )
خوشه هاي گندم
( يوسف / 44 و 6 )
شَجَره
درخت ميوه دار
( بقره / 35 )
ضريع
خار خشك سمّي
( غاشيه / 7 )
طلح
درخت مَز
( واقعه / 30 )
طلع
شكوفه ي خرما
( ق / 10 )
عدس عرجون
دانه هاي گياهاي غذايي – چوب خشك و خوشه ي خرما
( بقره / 62 )
عصف
برگ كشت زار خشك
( احقلف / 40 )
عنب
انگور
( الرّحمن / 13 )
فاكهه
نوعي ميوه
( بني اسرائيل – عبس / 91 – 29 )
فواكه ( جمع فاكهه )
ميوه ها
( يس / 58 )
فوم
ميوه ها
( مؤمنون – نمل –مرسلات / 20 – 43 – 43 )
سوره يوسف آيه 110
حَتّي إذَا اسْتَيْاَس الرُّسُلُ وَظَنَّوا أنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جاءَ هُمْ نَصْرُنا
تا آنجا که رسولان مايوس شدند و گمان کردند (حتي افراد اندک مومن نيز ) به آنان دروغ گفته اند، در آن حال ياري ما به سراغشان آمد.
-----------------------------
از مفضل بن عمر از ابو عبدالله امام صادق عليه السلام نقل شده که فرمودند: مردي به محضر اميرالمومنين عليه السلام شرفياب شد و از طولاني شدن دولت جور و ستم به آن جناب شکايت کرد. اميرالمومنين عليه السلام به او فرمودند: به خدا سوگند آنچه آرزويش را داريد نخواهد شد تا اينکه باطل جويان هلاک شوند و جاهلان از ميان بروند و متقيان ( که اندک هستند ) در امان گردند، تا جائيکه احدي از شما جاي پاي براي خودش نخواهد يافت و تا آنجا که شما در نظر مردم از مردار در چشم صاحبش نيز بي ارزش تر خواهيد شد و همانطور که شما در آن حال هستيد ناگهان ياري خداوند و پيروزي بيايد و اين است ( معني ) فرموده پروردگار عزوجل من در کتابش:
تا آنجا که رسولان مايوس شدند و گمان کردند (حتي افراد اندک مومن نيز ) به آنان دروغ گفته اند، در آن حال ياري ما به سراغشان آمد.
سوره بقره آيه 156
وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأمْوالِ وَ الْأنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرينَ
و هر آينه شما را به وسيله ي ترس و گرسنگي و نقص در مالها و جانها و ميوه ها مي آزماييم، و صبر کنندگان را بشارت ده.
-----------------------------
محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام روايت مي کند که پيش از قيام مهدي ما سلام الله عليه مردم به انواع بلاها مبتلا مي شوند و موفقيت با صابران است.
به طور خلاصه علائم و نشانه هاي قبل از ظهور در اين روايات عبارت است از:
1- وحشت و اضطرابي که در حال حاضر در ميان مردم بعضي از کشورهاي اسلامي ديده مي شود.
2- گرسنگي و قحطي که در بعضي کشورهاي جهان مشهود است و به طور متوسط روزانه چند صد هزار تن از گرسنگي مي ميرند ( مانند بعضي از قسمتهاي افريقا و هندوستان ).
3- فساد در تجارت و بازرگاني و کمبود درآمد بعضي از اقشار جامعه که به ويژه در ايران ما مشهود است.
4- تلفات جاني مانند تلفات در جنگ ايران و عراق و نقصان زراعت و ميوه جات ناشي از آفات و کمي برکت آنها.
اکنون به اصل روايت که از امام صادق عليه السلام نقل کرده اند، توجه فرماييد:
محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام نقل کرده است که امام فرمودند: پيش از قيام قائم نشانه هايي است جهت آزمايش از جانب خداوند نسبت به بندگان مومنش. عرض کردم: آن نشانه هاي چيست؟ فرمود: آن، گفتار خداوند عزّوجل است که فرموده: « ولنبلونک بشيء » . فرمود: « لنبلونکم » يعني هر آيينه بيازماييم شما مومنان را « بشي ء من الخوف » به مقداري و چيزي از ترس از ملوک بني فلان ( بني عباس ) در پايان زمامداريشان و « الجوع » و گرسنگي به خاطر بالا بودن قيمتها « و نقص من الاموال » و کاستي از مالها ( يعني ) فساد تجارتها « و الا نفس » و جانها ( يعني ) مرگ سريع « والتمرات » و محصولات ( يعني ) کم شدن کشاورزي و کمبود برکت محصولات « و بشر الصابرين » ( يعني ) بشارت ده صابران را در چنين وقت به خروج قائم عليه السلام . سپس به من فرمود: اي محمد! اين است تأويل قول خداوند عزوجل که ميفرمايد: « و ما يعلم تاويله » ( يعني ) نمي داند تأويل قرآن را جز خداوند و پايداران در دانش.

