قرآن كريم در آيات متعدد و تحت عناوين مختلف همچون توصيه به رعايت حقوق ارحام ، احسان به والدين خصوصا مادر و دورى گزيدن از آزار آنها، انفاق به ذوى القربى ، تقدم حق ايشان بر ديگر مؤ منان ، سلسله مراتبى بودن موقعيت ارحام در مساءله ارث ، لزوم سرپيچى از متابعت ايشان در معصيت حق ، اجتناب از قطع رحم و بى توجهى به حقوق خويشان و... به تشريح مساءله صله رحم و تبيين برخى احكام و آثار آن پرداخته كه مجموعا معرف گويايى از اهميت و موقعيت برجسته اين عمل عبادى - اجتماعى در نظام ارزشى و هنجارى مكتب اسلام و نقش و تاءثير بى بديل آن در ايجاد و تحكيم همبستگى و پيوند مشترك ميان اعضاى يك جامعه عموما و شبكه خويشاوندان خصوصا به حساب مى آيد.
حال به ذكر آياتى از قرآن كريم كه به نوعى با مساءله صله و قطع رحم ارتباط مى يابد مى پردازيم :
الذين ينقضون عهدالله من بعد ميثاقه و يقطعون ما اءمر الله به اءن يوصل و يفسدون فى الاءرض اءوليك هم الخاسرون (1)؛
كسانى كه پيمان خداوند را پس از بستن مى شكنند و آنچه خداوند به پيوستن آن فرمان داده است مى گسلند و در زمين فساد مى كنند، اينان زيانكارند.
و اذ اءخذنا ميثاق بنى اسرائيل لاتعبدون الا الله و بالوالدين احسانا و ذى القربى و...(2)؛
(و ياد كنيد) زمانى كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند را نپرسيد و به پدر و مادر و خويشاوندان و... نيكى كنيد.
ليس البر اءن تولوا و جوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من آمن بالله و اليوم الآخر و الملائكة و الكتاب و النبيين و آتى المال على حبه ذوى القربى و...(3)؛
نيكى آن نيست كه رويتان را به سوى مشرق و مغرب آوريد، بلكه نيكى آن است كه كسى به خداوند و روز باز پسين و فرشتگان و كتاب هاى آسمانى و پيامبران ايمان داشته باشد و مال را با وجود دوست داشتن به خويشاوندان و... ببخشد.
كتب عليكم اذا حضر اءحدكم الموت ان ترك خيرا الوصية للوالدين و الاءقربين بالمعروف حقا على المتقين (4)؛
بر شما مقرر گرديده است كه چون مرگ يكى از شما فرا رسد و مالى باقى گذارد، براى پدر و مادر و خويشاوندان به نيكى وصيت كند و اين بر پرهيزكاران مقرر است .
يسئلونك ماذا ينفقون قل ما اءنفقتم من خير فللوالدين و الاءقربين ...(5)؛
از تو مى پرسند چه ببخشند، بگو هر مالى كه مى بخشيد (بهتر است ) به پدر و مادر و خويشاوندان و... ببخشيد.
يا اءيها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا و نساء واتقوا الله الذى تساءلون به و الاءرحام ان الله كان عليكم رقيبا(6)؛
اى مردم از پروردگارتان پروا كنيد، همو كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را از او پديد آورد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكند و از خدايى كه به نام او پيمان مى بنديد يا سوگند مى دهيد، همچنين از گسستن پيوند خويشاوندان پروا كنيد، چرا كه خداوند (ناظر و) نگاهبان شماست و اذا حضر القسمة اءولوا القربى و اليتامى و المساكين فارزقوهم منه و قولوا لهم قولا معروفا(7)؛
و چون خويشاوندان (غير از ورثه ) و يتيمان و بينوايان بر سر تقسيم (تركه ) حضور يابند، از آن به چيزى ، ايشان را بهره مند سازيد و با ايشان به زبان خوش سخن بگوييد.
و اعبدوا الله و لاتشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا و بذى القربى و اليتامى و المساكين و الجار ذى القربى و الجار الجنب و الصاحب بالجنب و...(8)؛
و خداوند را بپرستيد و چيزى را براى او شريك نياوريد و به پدر و مادر و به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين خود و... نيكى كنيد.
يا اءيها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله ولو على اءنفسكم اءو الوالدين و الاءقربين ان يكن غنيا اءو فقيرا فالله اءولى بهما فلاتتبعوا الهوى ...(9)؛
اى مؤ منان به عدل و داد برخيزيد و در راه رضاى خدا شاهد باشيد (و شهادت بدهيد) ولو آن كه به زيان خودتان يا پدر و مادر و خويشاوندانتان (خواهان گواهى ) چه توانگر و چه تهيدست باشد، خداوند بر آنان مهربان تر است ، پس از هواى نفس پيروى مكنيد.
قل تعالوا اءتل ما حرم ربكم عليكم اءلا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا...(10)؛
بگو بياييد تا آنچه پروردگارتان بر شما حرام كرده است بر شما بخوانم (نخست اين است كه ) چيزى را شريك خداوند نياوريد و در حق پدر و مادر نيكى كنيد... .
... و اذا قلتم فاعدلوا ولو كان ذاقربى و بعهدالله اءوفوا ذلكم وصيكم به لعلكم تذكرون (11)؛
... و چون (به داورى يا شهادت ) سخن گوييد به عدالت عمل كنيد ولو او (اصحاب دعوى ) خويشاوند (شما) باشد و به عهد الهى وفا كنيد. اين چنين به شما سفارش كرده است ، باشد كه پند گيريد.
... و اءولوا الاءرحام بعضهم اءولى ببعض فى كتاب الله ...(12)؛
... و در حكم الهى خويشاوندان به يكديگر (براى ارث بردن ) سزاوارترند.
والذين يصلون ما اءمرالله به اءن يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب (13)؛
و كسانى كه هر چند خداوند به پيوند كردن آن فرمان داده است مى پيوندند و از پروردگارشان مى ترسند و از حساب سخت و سنگين مى هراسند.
والذين ينقضون عهدالله من بعد ميثاقه و يقطعون ما اءمرالله به ان يوصل و يفسدون فى الاءرض اءوليك لهم اللعنة و لهم سوء الدار(14)؛
و كسانى كه عهد الهى را پس از بستن مى شكنند و هر چه خداوند به پيوند كردن آن فرمان داده است ، مى گسلند و در زمين فتنه و فساد مى كنند، اينانند كه لغت و بد فرجامى دارند.
ربنا اغفر لى ولو الذى و للمؤ منين يوم يقوم الحساب (15)؛
پروردگارا در روزى كه حساب بر پا شود، مرا و پدر و مادرم و مؤ منان را بيامرز.
ان الله ياءمر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذى القربى وينهى عن الفحشاء و المنكر...(16)؛
به راستى خداوند به عدل و احسان و اداى حق خويشاوندان فرمان مى دهد و از ناشايستگى و كار ناپسند و سركشى باز مى دارد.
و قضى ربك تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر اءحدهما اءو كلاهما فلاتقل لهما اءف ولاتنهرهما و قل لهما قولا كريما، واخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل لهما رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا(17)؛
و پروردگارت امر كرده است كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد و اگر يكى از آنها، يا هر دوى آنها در نزد تو به سن پيرى برسند، به آنان حتى اف مگو و آنان را مران و با ايشان به نرمى (و احترام ) سخن بگو.
و آت ذاالقربى حقه ... (18)؛
و به خويشاوند حقش را ببخش .
يا يحيى خذ الكتاب بقوة و آتيناه الحكم صبيا و حنانا من لدنا و زكوة و كان تقيا و برا بوالديه ولم يكن جبارا عصيا(19)؛
(گفتيم ) اى يحيى كتاب آسمانى را به جد و جهد بگير و به او در عهد صباوت نبوت بخشيدم و از سوى خويش بر او رحمت آورديم و پاكيزه اش داشتيم و او پرهيزكار بود.
... و اءوصانى بالصلوة و الزكوة مادمت حيا و برا بوالدتى و لم يجعلنى جبارا شقيا(20)؛
... و مرا مادام كه زنده باشم به نماز و زكات سفارش فرموده است و نيز مرا در حق مادرم نيكو كار گردانده و مرا زورگوى سخت دل ، نگردانده است .
ولاياءتل اءولو الفضل منكم والسعة اءن يؤ توا اءولى القربى و...(21)؛
و متمكنان و توانگران شما نبايد سوگند بخورند كه به خويشاوندان و... در راه خدا بخشش نكنند... .
و هو الذى خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا و كان ربك قديرا(22)؛
و او كسى است كه از آب انسانى آفريد و او را داراى پيوند نسبى و سببى گردانيد و پروردگار تو تواناست .
و اءنذر عشيرتك الاءقربين (23)؛
و خاندان خويشاوندت را هشدار ده .
و وصينا الانسان بوالديه حسنا و ان جاهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما...(24)؛
و انسان را سفارش كرده ايم كه به پدر و مادر نيكى كند و (مى گوييم ) اگر تو را وا داشتند كه چيزى را كه بدان علم ندارى ، شريك من گردانى ، پس از آن دو اطاعت مكن ... .
و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته اءمه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلثون شهرا حتى اذا بلغ اءشده و بلغ اءربعين سنة قال رب اءوزعنى اءن اءشكر نعمتك التى اءنعمت على و على والدى و اءن اءعمل صالحا ترضيه و اءصلح لى فى ذريتى انى تبت اليك و انى من المسلمين (25)؛
و به انسان سفارش كرده ايم كه در حق پدر و مادرش نيكى كند (چرا كه ) مادرش به دشوارى او را آبستن بوده و به دشوارى او را زاده است و (دوران ) بار گرفتن و از شير گرفتن او سى ماه است ، تا آن كه به كمال رشدش برسد و به چهل سالگى برسد. گويد: پروردگارا مرا توفيق ده كه نعمتى را كه به من و بر پدر و مادرم ارزانى داشتى سپاس بگزارم و كارهاى شايسته اى كنم كه آن را بپسندى و زاد و رود مرا نيز به صلاح آور. من به درگاه تو توبه كرده ام و من از مسلمانانم .
والذين آمنوا و اتبعهم ذريتهم بايمان اءلحقنابهم ذريتهم و ما اءلتناهم من عملهم من شى ء كل امرى بما كسب رهين (26)؛
و كسانى كه ايمان آورده اند و زاد و رودشان در ايمان از ايشان پيروى كرده اند، زاد و رودشان را به ايشان ملحق سازيم و چيزى از (جزاى ) عملشان نكاهيم ؛ هر انسانى در گرو كار و كردار خويش است .
و يمددكم باموال و بنين ... (27)؛
و شما را با بخشيدن اموال و پسران مدد رساند... .
رب اغفرلى ولوالدى و لمن دخل بيتى مؤ منا و للمؤ منين و المؤ منات و...(28)؛
پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر كس كه مؤ من به خانه من در آيد و نيز مردان مؤ من و زنان مؤ من را بيامرز و... .
فآت ذالقربى حقه و المسكين و ابن السبيل ذلك خير للذين يريدون وجه الله و اءولئك هم المفلحون (29)؛
پس به خويشاوند حقش را بده و نيز به بينوا و در راه مانده . اين براى كسانى كه در طلب خشنودى الهى هستند بهتر است و اينانند كه رستگارانند.
و وصينا الانسان بوالديه حملته اءمه وهنا على وهن و فصاله فى عامين اءن اشكرلى و لوالديك الى المصير و ان جاهداك على اءن تشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما و صاحبهما فى الدنيا معروفا و اتبع سبيل من اءناب الى ثم الى مرجعكم فاءنبئكم بما كنتم تعملون (30)؛
و انسان را در حق پدر و مادرش سفارش كرديم كه مادرش او را با ضعف روزافزون ، آبستن بوده است (و شير دادن ) و از شير گرفتن او دو سال به طول انجاميده . براى من و پدر و مادرت سپاس بگزار كه سير و سرانجام به سوى من است . و اگر تو را وادارند چيزى را كه بدان علم ندارى شريك من گردانى ، از آنان فرمان مبر و با آنان در دنيا به نيكى همنشينى كن و به راه كسى برو كه به سوى من باز گشته است ، سپس باز گشت شما به سوى من است ، آن گاه از (حقيقت و نتيجه ) كارتان آگاهتان مى سازيم .
فهل عسيتم ان توليتم اءن تفسدوا فى الاءرض و تقطعوا اءرحامكم اءولئك الذين لعنهم الله فاءصمهم و اءعمى اءبصارهم (31)؛
چه بسا چون دست يابيد در اين سرزمين فتنه و فساد كنيد و پيوند خويشاوندانتان را بگسليد. اينان كسانى هستند كه خداوند لعنتشان كرده و (از شنيدن و ديدن حق ) ناشنوا و نابينايان ساخته است .
لاتجد قوما يؤ منون بالله و اليوم الآخر يوادون من حادالله و رسوله ولو كانوا آباءهم اءو اءبناءهم اءو اخوانهم اءو عشيرتهم اءولئك كتب فى قلوبهم الايمان و اءيدهم بروح منه و يدخلهم جنات تجرى من تحت الاءنهار خالدين فيها رضى الله عنهم و رضوا عنه اءولئك حزب الله اءلا حزب الله هم المفلحون (32)؛
قومى نيابى كه به خداوند و روز باز پسين ايمان داشته باشند و با كسانى كه با خداوند و پيامبر او مخالفت مى ورزند، دوستى كنند، ولو آن كه پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا خاندانشان باشند. اينانند كه (خداوند) در دل هايشان (نقش ) ايمان نگاشته است و به فيضى از جانب خويش استوارشان داشته است و (ايشان را) به بوستان هايى در آورد كه جويباران از فردوست آن جارى است ، جاودانه درآنند؛ خداوند از آنان خشنود است و آنان هم از او خشنودند؛ اينان خداخواهانند، بدانيد كه خدا خواهان رستگارانند.
پی نوشت:
1- بقره (2) آيه 27.
2- بقره (2) آيه 83.
3- بقره (2) آيه 177.
4- بقره (2) آيه 180.
5- بقره (2) آيه 215.
6- نساء (4) آيه 1.
7- نساء (4) آيه 8.
8- نساء (4) آيه 36.
9- نساء (4) آيه 135.
10- انعام (6) آيه 151.
11- انعام (6) آيه 152.
12- انفال (8) آيه 75.
13- رعد (13) آيه 21.
14- رعد (13) آيه 25.
15- ابراهيم (14) آيه 41.
16- نحل (16) آيه 90.
17- اسراء (17) آيه 23.
17- اسراء (17) آيه 26.
19- مريم (19) آيه 12 - 14.
20- مريم (19) آيه 31 و 32.
21- نور (24) آيه 22.
22- فرقان (25) آيه 54.
23- شعراء (26) آيه 214.
24- عنكبوت (29) آيه 8.
25- احقاف (46) آيه 15.
26- طور (52) آيه 21.
27- نوح (71) آيه 12.
28- نوح (71) آيه 28.
29- روم (30) آيه 38.
30- لقمان (31) آيه 14 و 15.
31- محمد (47) آيه 22 و 23.
32- مجادله (58) آيه 22.


