شهداودفاع مقدس
مامدیون شهداوایثارگران هستیم
موضوعات
دیگر امکانات
تماس با ما


نیامدى، باز نیامدى. بازنگاهم نتوانست چشمان همیشه سربه زیر تو را اسیر خود کند. اما صدایت مثل همیشه واضح و شفاف از فرسنگها فاصله به من رسیده و چقدر هم به موقع!... گفتى( با اینکه سالها گذشته، اما انگار همین لحظه است که من تندوشتابان خود را به تلفن رساندم و گوشى را بدست گرفتم اما قبل از حرف زدن- چون مى دانستم. آن سوى خط، توهستى- نفس عمیقى کشیدم).
گفتى: سلام... مادرجان! ( و این مادر جانت سالهاست که طنین اش در جسم و روحم به شادى تکرار مى شود).
بگذار همانطور که دوست دارى، تو را بجاى سیروس، عمار صدا کنم. ( مى دانم که بچه هاى جبهه این اسم را روى تو گذاشته اند).
عمارجان، گفتى: آماده باش بیایم و با هم به مشهد مقدس برویم. همان لحظه- قبل از پاسخ به تو- سلامى به آقا کردم. چه مى دانستم که سرانجام حضرتش ما را طلبیده. آرزویى که گمان مى کردم آن را به دل خاک خواهم برد.
تو دیگر چیزى نگفتى و من هم حرفى نزدم. خدا حافظى کردى و من مات زده و غوطه ور در رویا، همان جا کنار تلفن آرام گرفتم.
چقدر گذشت، یادم نیست. اما لحظه اى باشنیدن صداى پرنده اى سر بر آوردم و دیدم پرده مقابل پنجره باوزش نسیم کنار رفت. و بعد صداى اذان در اتاق همراه نسیم به چهره ام نشست. چقدر خنک بود!
سر به آسمان بلند کردم و روبه حرم آقا لبهایم تکان خورد:
السلام علیک یا معین الضعفا و الفقراء...
* همراه اذان صبح پابه خانه گذاشتى.
 

ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:51 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

بگذارید برگردم به عقب و همه چیز را از اول بنویسم. قبل از عملیات والفجر هشت برگشتم به گردان مالک و گروهان بهشتى. دو-سه ماهى که نبودم نیروهاى جدیدى آمده بودند که هیچ کدامشان را نمى شناختم. از جمله دو نفرى که توى دسته یک همه اش با هم بودند.
یکى دیلاق و لنگ دراز که بعدها فهمیدم نامش محمد جواد محبى است و دیگرى مهدى زاده که قدش کوتاه بود و تو پر و خجالتى. عملیات که رفتیم این زوج نوجوان حتى لحظه اى از هم جدا نمى شدند. با هم تیر اندازى مى کردند و حتى آب خوردنشان هم با هم بود. این دو در گروهان بهشتى ماندنى شدند. باز هم باهم. على بیگلرى هم شده بود فرمانده دسته یک. این على هم اعجوبه اى بود.
درست یادم است که گفته بودند مدت زمان آمادگى براى عملیات یک ماه است ولى یکباره خبر آمد که تنها پنج روز وقت دارید.
همان شب توى چادر دسته یک خوابیده بودم که دیدم یکى دودستى مى کوبد به سرم. پریدم هوا. زیر نور فانوس على بیگلرى را دیدم که دست به کمر زده و بالا سرم ایستاده است. هاج و واج مانده بودم که گفت: بدبخت پا شو که کارمان درآمد. عملیات جلو افتاده. بلند شو برویم این سه چهار شب آخرى نماز شب بخوانیم که فردا خدا سر پل خر بگیرى جلویمان را نگیرد. نباید بهانه دستش بدهیم.
 

ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:48 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

دكل ديده بانى
 
وقتى به منطقه رسیدیم فرمانده رو به من کرد و گفت: حالا که براى آخرین بار اینجا هستید به بالاى دکل دیده بانى برو. من هم بلافاصله و بدون سید با یک قایقران به سمت دکل دیده بانى حرکت کردم دکل ۳۰ دقیقه با مقر فاصله داشت بعد از عبور از آبراه هاى پر پیچ و خم بین نیزارها به دکل رسیدیم.
دکل دیده بانى در دید مستقیم دشمن قرار داشت. من در طبقه دوم دکل مستقر شدم و در کنار من ۴ نفر دیگر از گردان توپخانه و سایر گردان ها حضور داشتند.
آنچه که برایم خیلى غیر عادى بود این بود که علاوه بر سکوت منطقه، هیچ گلوله اى شلیک نمى شد جابه جایى نیروهاى عراقى نسبت به روزهاى قبل بسیار محدود شده بود.
سکوتى سنگین فضاى منطقه را پر کرده بود و تنها حرکت قابل لمس رفت و آمد بادهاى جست و جو گرى بود در این لحظه ها با توجه به دغدغه اى که داشتم به سایر بچه ها گفتم که بیایید و شما هم با دوربین نگاه کنید آنها هم با دقت نظر تمام وضعیت منطقه را مشکوک دیدند و با من هم راى شدند.
همین طور که با دوربین به موضع عراقى ها نگاه مى کردم متوجه استقرار یک قبضه توپ ۱۰۶ شدم که بعد از نشانه روى ناگهان شلیک کرد و به طور مرتب به یک دکل خالى دیده بانى که در سمت راست ما قرار داشت تیراندازى مى نمود.
با دیدن این وضعیت از دیده بان توپخانه خواستیم تا در صورت امکان گرا و مکان قبضه ۱۰۶ را به توپخانه اعلام کند آنها هم گراى لازم را به توپخانه دادند و خودم با دوربین همه چیز را زیر نظر داشتم و مى دیدم وقتى که گلوله هاى خودى در اطراف توپ ۱۰۶ منفجر مى شدند عراقى ها با ترس و سر درگمى فرار کرده به سنگرها مى روند و دوباره بر مى گردند و به شلیک خود ادامه مى دهند.
دکل ما از سرو صداى بچه ها پر شده بود آنها مى گفتند: زود باشید بزنیدش تا سراغ ما نیامده بزنیدش. در لابلاى سر و صداى بچه ها گلوله ۱۰۶ عراقى ها به دکل سمت راست ما اصابت کرد و آن را منهدم نمود. تانک ها و سایر ادوات زرهى نیز در آنجا مستقر شده اند و دارند به سمت ما نشانه روى مى کنند اولین گلوله که شلیک شد با سرعت هر چه تمام تر از بین میله هاى دکل دید ه بانى ما عبور کرد.
فضاى دکل را اضطراب فرا گرفت علاوه بر انفجار گلوله هاى توپ زمانى در بالاى سر ما گلوله هاى خمپاره و توپخانه نیز در پایین دکل اصابت مى کرد گلوله ها از کنار ما عبور مى کرد و هیچ راه فرارى نبود چرا که در زیر پاى ما آب و نیزار بود.
حجم آتش عراقى ها آن چنان بود که در دلمان فقط خدا را مى خواندیم و چاره اى جز ماندن نداشتیم. در این هنگام یکى از پایه هاى دکل مورد اصابت قرار گرفت و مرتب به این سمت و آن سمت مى رفت و به شدت تکان مى خورد.
زمان مى گذشت و بچه ها همچنان مشغول مناجات بودند که قسمت بالاى دکل به وسیله گلوله توپ دشمن مورد هدف قرار گرفت عده اى از بچه ها شهید و زخمى شدند. نمى دانستیم زخمى ها را کجا ببریم در همین فکرها بودیم که انفجارى دیگر پایین دکل را لرزاند صداى الله اکبر و شهادتین بچه هایى که به شدت زخمى شده بودند حال و هواى غریبى را به وجود آورده بود. بچه هایى که زنده مانده بودند، زخمى ها را با چفیه به کمر مى بستند و در میان آتش مداوم دشمن از دکل پایین مى رفتند.
به لطف خدا قایقى که از کنار ما مى گذشت ایستاد و زخمى ها و سایر بچه هارا سوار کرد و همگى از معرکه خارج شدند. حالا من بودم و تنهایى و دکلى در حال انهدام که نزدیک بود هر لحظه نقش بر زمین شود در نهایت با آنکه زخمى شده بودم به آرامى از دکل پایین آمدم و مدتى را در زیر آتش سنگین عراقى ها به انتظار نشستم تا اینکه قایق دیگرى آمد و من نیز به مقرمان بازگشتم.
تنظیم: وحید صابرى

ویژه نامه سروقامتان

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:44 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

یادی از ترانه های ماندگار دفاع مقدس

پوستر دفاع مقدس

خاطره ترانه های ماندگار دفاع مقدس که شنیدن قطعاتی از آن همچنان ما را به فضای روحانی و سرشار از یکدلی و همراهی مردمان این سرزمین در طول ۸ سال جنگ تحمیلی هدایت می کند ریشه در فرهنگ و روایات دینی ما دارد.
سروده ها و اشعاری که شاید بتوان آن را یکی از عوامل مهم در پیروزی و ترغیب رزمندگان به صحنه های نبرد دانست. چنانکه از دوران باستان نیز افرادی در میان لشکریان هر دو گروه متخاصم بودند که با هدف تشویق سربازان خود به رجز خوانی و بیان سوابق و توانمندیهای مبارزین لشکر خودی می پرداختند. شرح رجز خوانی رزم آوران در هنگامه نبرد و جنگ آوریهای لشکریان در ابیات شاهنامه به عنوان یکی از منابع ادبی و تاریخی ایران باستان کاملا مشهود است.
علاوه بر روایات و داستانهای نقل شده از غزوات پیامبر اسلام به خصوص جنگ خندق و خیبر، نشانه هایی از این سنت را می توان در سیره ائمه معصومین(ع) دید. بنا بر روایات، حضرت فاطمه(س) در هنگام خواب نمودن فرزندان خویش پس از حمد و سپاس الهی، خلق نیک و شجاعتهای حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) در هنگامه نبرد را در قالب ابیاتی زیبا در گوش آنان زمزمه می فرمود.
حتی زمانی که پیامبراسلام به جنگ با کفار رهسپار می شدند زنانی را برای پرستاری و بستن جراحات مجروحان به همراه خویش می بردند و آنان با رجزخوانی در هنگامه نبرد ضمن تضعیف روحیه دشمن، موجب تشویق سپاهیان اسلام در رویارویی با سپاه کفار می شدند.
موسیقی حماسی از دیرباز در اقوام مختلف ایرانی به ویژه در جنگاوریها و سلحشوری دلیران ایرانی نقش به سزایی داشته است و به مرور زمان، این نوع موسیقی جایگاه خود را در پرده خوانی، تعزیه و حتی ورزش باستانی در قالب ضرب و زنگ در زورخانه ها پیدا کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران که پیدایش ترانه سرودهای به یادماندنی را با خود به همراه داشت وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در ۳۱ شهریور ۵۹ نیز به شکوفایی استعدادهای نهفته بسیاری از شاعران و جوانان در سرودن شعرها و ساخت قطعات موسیقی حماسی انجامید.
خاطره ترانه های ماندگار دفاع مقدس که شنیدن قطعاتی از آن همچنان ما را به فضای روحانی و سرشار از یکدلی و همراهی مردمان این سرزمین در طول ۸ سال جنگ تحمیلی هدایت می کند ریشه در فرهنگ و روایات دینی ما دارد.
با وجود آثار ارزشمندی که در سالهای دوران دفاع مقدس(از سال ۵۹ تا ۶۷ ) در حوزه سرودها و ترانه های حماسی ساخته شد اما هنوز پس از گذشت ۲۰ سال از پایان جنگ، اقدام جدی در زمینه گردآوری، شناسایی منابع و به طور کلی تهیه شناسنامه آثار دیده نمی شود.
هوشنگ جاوید از پژوهشگران حوزه موسیقی در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: در آن زمان تنها دو نوع موسیقی سنتی و  نوعی از موسیقی پاپ تولید می شد که گاهی این نوع موسیقی ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت تولید می شد و خیلی هم فکر شده نبود.
وی در مورد ویژگیهای موسیقی آن دوره خاطرنشان کرد: بیشتر کلام بود تا آهنگسازی. حتی بعضی از این آهنگها توسط تدوینگران تصویری صدا و سیما به عنوان موسیقی دفاع مقدس در بین عموم مردم جا افتاد. یعنی یک موسیقی که برای  یک موقعیت دیگری اجرا شده بود را بر روی تصاویر جنگی پیاده کردند و به موسیقی جنگ معروف شد مثل تصنیف “اندک اندک جمع مستان می رسند” ساخته آقای ذوالفنون به خوانندگی آقای ناظری که با یک کار تدوینی زیرکانه در صدا و سیما به عنوان موسیقی جنگ جا افتاد.
جاوید با برشمردن برخی از آثار مثبتی که در اذهان مردم ایران ماندگار شد، افزود: برخی از این قطعات با اینکه کار چند ساعته بود، ماندگار شد اما خیلی از آنها در خاطر حتی افراد میانسال باقی نماند و به دلیل عجله در ساخت آنطور که باید و شاید از نظر هنری زمان فکر کردن وجود نداشت و بیشتر کلام در ماندگاری این آثار مؤثر بود و خود آثار به آن شکل از لحاظ ساخت موسیقی ماندگار نشدند. حتی قطعه ای به عنوان موسیقی جنگ ساخته نشد و بیشتر ترانه ساخته و در قالب سرود عنوان شد.
وی در خصوص ترانه ماندگار “دایه دایه وقت جنگه” گفت: این ترانه یک ترانه بختیاری و بومی است و یک گروه محلی آن را اجرا کردند. سابقه این ترانه هم به نبردهای طایفه ای و جنگ جهانی اول و دوم برمی گردد. تا زمانی که این گروه این ترانه را اجرا نکرده بودند هیچ  جا و هیچ رسانه ای به این نوع موسیقی نگاه نداشت. این گروه برای اولین بار بعد از انقلاب -قبل از انقلاب آقای سقایی این ترانه را خوانده بود- این ترانه را با اجرای جدید و تغییراتی که به آن داد با خوانندگی آقای میرزاوندی اجرا کرد که باعث شد عرق نگاه مسؤلین به موسیقی بومی در شاخه حماسی قویتر شود و بعد از سالهای جنگ دستگاههای دولتی حمایت کردند که حوزه هنری توانست جشنواره موسیقی حماسی ایران را در سال ۷۶ برگزار کند.
موسیقی حماسی از دیرباز در اقوام مختلف ایرانی به ویژه در جنگاوریها و سلحشوری دلیران ایرانی نقش به سزایی داشته است و به مرور زمان، این نوع موسیقی جایگاه خود را در پرده خوانی، تعزیه و حتی ورزش باستانی در قالب ضرب و زنگ در زورخانه ها پیدا کرد.
هوشنگ جاوید اکثر آهنگ های دوره دفاع مقدس را در شاخه ترانه دانست و گفت: از آنجا که خیلیها در آن دوره از واژه ترانه اکراه داشتند این آهنگها به سرود معروف شد و به عنوان سرود حماسی جا افتاد و نه ترانه حماسی. سرود برای خود تعریفی خاص در موسیقی دارد چرا که حتما باید گروهی خوانده شود و شعر فاخر و سنگینی داشته باشد که می توان شعر “همپای جلودار” به خوانندگی آقای سراج را یکی از سرودهای ماندگار در کل جنگ نامید.
این پژوهشگر موسیقی از نوحه خوانی های آهنگران، کویتی پور و فخری به عنوان زیباترین نغمه های حماسی در جبهه ها یاد کرد و افزود: تأثیر این نوحه ها به گونه ای بود که ایرانیان مقیم خارج از کشور متقاضی این نوارها بودند و صد تا صد تا سفارش خرید می دادند تا ببینند در ایران چه چیزی اجرا می شود.
وی از بی مهری مسؤلین فرهنگی نسبت به برخی از افراد تأثیرگذار در حوزه موسیقی دفاع مقدس اظهار تأسف کرد و گفت: در زمان جنگ برخی گروههای موسیقی در پشت خط مقدم جبهه هم برنامه اجرا می کردند. مثل آقای رشید وطن دوست و تعدادی از خواننده ها که فیلمهای آن موجود است که با وجود بمباران هوایی منطقه گروه در حال نوازندگی و خوانندگی است و در لحظه آخر کار را رها می کنند.
هوشنگ جاوید بداهه خوانی های رزمندگان را در جبهه به نغمه های آوازی تعبیر کرد و گفت: نغمه های آوازی نظیر”کربلا کربلا ما داریم می آییم” کار بزرگ یکی از بچه های شیراز بود که خودش از جانبازان جنگ و برادر شهید است و کارهای خوبی انجام دادند یا در شیراز ما فردی را داریم که معروف به “شهید بی سر” است که از نوحه خوانان جبهه و جنگ بود.
 
منبع : مهر


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:43 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]
مجموعه ای به تعداد173ازصداهای راوی فتح
 
ردیف نام اجرا

حجم
(KB)

1 گریه تجلی آن اشتیاق بی انتهایی است که ... (جدید) 413
2 شیطان حکومت خویش را بر ضعف های ما بنا کرده است (جدید) 329
3 عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است - 2 (جدید) 320
4 بسیجی عاشق کربلاست، کربلا را تو مپندار که شهریست

60
5 بـرخیز ای چاووش شهر عشق 54
6 غروب نزدیک می شود و تو گویی 80
7 و اینک آنان آمده اند ، با سادگی و تواضع 79
8 این نخلستان ها مرکز جهان است و 150
9 در اینجا دل ها آنچنان صفایی می گیرند که 82
10 در میان نخلستان های حاشیه اروند عید فرارسیده است 32
11 بعضی از بچه ها گوشه ی خلوتی یافته اند و ... 50
12 آفتاب باز هم پایینتر آمده است و دل ها می خواهند 20
13 انتظار سایه ای از اشتیاق بر همه چیز کشانده است 88
14 این نخلستان ها مرکز زمین است و شاید مرکز جهان 27
15 ایا می خواهی سربازان لشکر رسول خدا را بشناسی 56
16 امشب شب عاشورا است و 44
17 بیا و بعثت دوباره انسان راتماشا کن 103
18 سلاح مومن در جهاد اکبر اشک و آه و ناه است 42
19 اینها بچه های قرن 15 هجری هستند و 109
20 گوید تجلی آن اشتیاق بی انتهایی 105
21 این جوانان نسل تازه ای هستند که در زمین 74
22 بچه ها تکبیرزنان به قلب دشمن می زنند و 40
23 بگذار آمریکا با مانورهای دریایی و جنگ ستاره 88
24 طلبه ها مظهر پیمانی هستند که با پروردگار 77
25 به راستی چه کسی ما را در اینجا گرد آورده 26
26 در دل این نخلستان ها تاریخ اینده جهان 21
27 اگر بپرسی دوکوهه کجاست چه جوابی بدهیم 51
28 اعتبار مکان ها به انسان هایی است که 34
29 دو کوهه سال هاست که با شهدا زیسته است 72
30 قطارها دوکوهه را فراموش کرده اند
 
منبع سایت شهیدآوینی

ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:34 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 شهید ابراهیم همّت 157 0:01:04
2 شهید حسن باقری 1 297 0:02:02
3 شهید حسن باقری 2 718 0:06:06
4 شهید مصطفی چمران 995 0:07:34
5 شهید حسین خرازی 85 0:00:34
6 شهید مهدی زین الدین 154 0:01:03
7 شهید مهدی باکری 153 0:01:02
8 شهید کاوه 132 0:00:54

برای دانلود کردن صدای فرماندهان، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید

http://www.aviny.com


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:31 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


کلمات کلیدی: مرحوم سپهر ، اشعار سپهر
اشعار مرحوم ابوالفضل سپهر
ردیف

عنوان

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 چشم چشم دو تا چشم    خمار و نافذ و مست 318 0:04:48
2 اتل متل یه بابا    دلیر و زار و بیمار 297 0:04:28
3 اتل متل یه مادر    نحیف و زار و خسته 567 0:08:39
4 اتل متل یه جعبه    پر از مداد رنگی 779 0:11:56
5 آی دونه دونه دونه    نون و پنیر و پونه 594 0:09:04
6 آی قصه قصه قصه    نون و پنیر و پسته 742 0:11:22
7 اتل متل یه بابا     که اومده از سفر 1,31 0:05:45

برای دانلود کردن صداهای بسیجی مرحوم سپهر، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

 ttp://www.aviny.com/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:27 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 
   
ذخیره
کاش می شد همره باد صباپر کشم تا..(شعر خوانی مرحوم محمد رضا آقاسی)
 

http://www.rasekhoon.net/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:26 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 
   
ذخیره
به خدا دلم تنگه دیگه(شعر خوانی مرحوم محمد رضا آقاسی)
 

http://www.rasekhoon.net/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:25 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 
   
ذخیره
مرگ اگر اسب مرا زین کند(شعر خوانی مرحوم محمد رضا آقاسی)
 

http://www.rasekhoon.net/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:23 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 
   
ذخیره
 
شب بود و غم و سنگینی(شعر خوانی مرحوم محمد رضا آقاسی)
 

http://www.rasekhoon.net/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:21 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 
ذخیره
کوچه ما بوی مجنون می دهد(فیلم شعر خوانی مرحوم محمد رضا آقاسی)
 

http://www.rasekhoon.net/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:20 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   
ذخیره
 
رهاوردتان چیست؟ چرا مات و مبهوتیت(شعر خوانی مرحوم محمد رضا آقاسی)
 

http://www.rasekhoon.net/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:19 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 
ذخیره
من ماندم و گوشه دلی تنگ، با دفتر خاطراتی از جنگ(شعر خوانی مرحوم محمد رضا آقاسی)
 

http://www.rasekhoon.net/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:17 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 
ذخیره
همان که سخت می تازد، که تا کفر و نفاق را بر اندازد(شعر خوانی مرحوم محمد رضا آقاسی)
 

http://www.rasekhoon.net/


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 12 آذر 1389 11:16 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 16 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
درباره وبلاگ

یادمان8سال مقاومت وپایداری رامدیون شهدای گرانقدرجنگ تحمیلی هستیم دراین وبلاگ به خاطرات وسلحشوری های شهیدحسین پیرامی می پردازیم وخاطرات این شهیدعالی قدرودیگرشهیدان میهن اسلامیمان راپاس می داریم
آمار و بازدید ها
کل بازدید:247856
تعداد کل مطالب : 371
تعداد کل نظرات : 17
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 31 شهریور 1392 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 2 مهر 1389