شهداودفاع مقدس
مامدیون شهداوایثارگران هستیم
موضوعات
دیگر امکانات
تماس با ما


استيفاي حقوق بانوان معظم ، توجه مسئولين و مقامات ميهن به جايگاه رفيع زنان و مقام و منزلت الهي آنان و توجه ويژه به مساله ي اشتغال اين جلوه هاي جمال خداوند ،از جمله مباحثي است كه در اين نوشتار به طور اجمال به آن پرداخته شده است ؛ بانوان نبايد به خاطر كار در خارج از منزل ، از ايفاي وظايف مادري و همسري غفلت بورزند. حضرت امام خيمني (ره) بنيان گذار جمهوري اسلامي ضمن تأكيد بر اين كه شغل مناسب ، براي زن هيج ممانعتي ندارد ، مي فرمايد: «در طول سلطنت پهلوي كوشش كردند كه مادران را از بچه ها جدا كنند و به آنها تلقين كردند كه بچه داري چيزي نيست ، شما به ادارات بيابيد ، كه اين مبدا بسياري از مفاسد است.» متوليان اين امر بايد در نظر داشته باشند كه در زمينه اشتغال بانوان نگرش جامعه اسلامي ما با نگرش جوامع غربي متفاوت است. در جوامع غربي همه زنان بايد همچون مردان اشتغال به كار داشته باشند ولي در ايران اسلامي بنابر فرهنگ سنتي و بافت خانوداگي و بنابر حكم شارع مقدس در امر نفقه و نهادن آن بر دوش مرد ، اشتغال زنان امري ضروري و حتمي نيست. زن به دليل مسئوليت خطير مادري و پرورش انسان ،بستر حركت جامعه به سوي كمال است و مرد مسئول تهيه و پرداخت نفقه ي خانواده به ويژه مسئول تأمين هزينه زندگي زن مي باشد. نكته ي شايان ذكر ديگر اين كه مقتضيات شغلي مثل مرخصي زايمان براي زنان باردار ، تهميدات كاري و معافيت مالي استفاده از مرخصي يك سوم ساعت كار روزانه و محروميت زنان از برخي از شغلها كه عملي روا و مطلوب به نظر مي آيد ، از ديدگاه غربيان ، تبعيض محسوب مي شود. ضمناًبايد خاطر نشان ساخت كه علي رغم تلاش هاي انجام گرفته در جاي جاي دنيا و نيز در كشور ما هنوز زنان از جايگاه خاص خود برخوردار نمي باشند. با اين حال مي بينيم كه نوعاًدر كليه كشورها نوعي تقسيم شغل براي مردان و زنان وجود دارد ولي تمركز زنان در شغل هاي كشاورزي و دامداري و دفتر داري و شغل هايي از اين قبيل به خاطر اين است كه از آموزش هاي آسان تري برخوردار است و در مواردي ريشه هاي تقسيم مشاغل مبتني بر آداب و رسوم اجتماعي مي باشد. نوعاًمشاغل مالي و پست هاي بالاي مديريت ، بيشتر در اختيار مردان قرار دارد و به جز چند مورد استثنايي در كشورها تبعيض شغلي به چشم مي خورد. در برخي از كشورها مانند اتريش زنان از شركت در جنگ و حضور در مشاغلي همچون آن مستثني هستند ولي در بسياري از كشورها ممنوعيت زنان در اين امر برداشته شده است. در گذشته در فرانسه مرد مي توانست مانع انتخاب شغل يك زن باشد اما در سال 1385 اين نيز لغو شد. در كشور ما بانوان پس از وقوع انقلاب اسلامي در مشاغل بهداشتي ، فرهنگي ، آموزشي ، پژوهشي ، خدماتي و بعضاً قضايي و حتي در نيروي انتظامي مشغول به كار شدند. با اين حال بايد تدابيري انديشيد كه زنان بتوانند توانمنديهاي خود را كاملاًبه منصه ي ظهور بگذراند. علاوه بر آن كه اسلام بر استقلال مادي زن و نيز حضور وي در جامعه نيز تأكيد مي ورزد.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:38 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

در ابتداي مقاله اجازه مي خواهم سبك و شيوه اهل لغت را پيش روي گذاشته و از لغت و ريشه بگويم، شايد در لغت رموزي نهفته باشد كه چراغ هدايت شود، براي نسلي كه از فرهنگ غرب سيلي مي خورد و در برزخ بي هويتي سرگردان مي شود.چرا كه اصل هر چيزي به ريشه آن برمي گردد. به قول معروف اصل پدر نيكو نگردد چونكه بنيادش بد است ايثار مصدر باب افعال است (ابواب ثلاثي مزيد ) از سه حرف اصلي (همزه،ث،ر )تشكيل شده است. نثر وقتي به باب مي رود دو همزه كنار هم قرار مي گيرد. همزه اول مكسور (همزه باب افعال است) همزه دوم (از حروف اصلي فعال) به جهت كسره ماقبل قلب به ياء و به ايثار تبديل مي شود. (ايثار به معناي ديگري بر خود مقدم داشتن) (يا معناي برتري جستن) راستي در كلمه ايثار چه مي بينيد، شما مفهوم ايثار را به تمام معني در كلمه ايثار در مي يابيد و با تمام وجود از خود گذشتگي را حس مي كنيد. ملاحظه مي كنيد كه ايثار، حركت همزه باب افعال را بر خود مقدم داشت و حرف اصلي تبديل به ياء شد به جهت كسره ما قبل. آري، اينجاست كه ايثار فداي ايثار مي شود. و به بيان فلسفي، ايثار ايثار است به حمل شايع صناعي. آري بياييم از مقوله لفظ و لغت جامعه بر گيريم و بر سر سفره مفهوم بنشينيم. و به اين بيانديشيم كه واژه فرهنگ و مفهوم ايثار چه زماني متولد شد، پدر و مادر ايثار چه كساني هستند؟ از خود سوال كنيم آيا مفهوم ايثار و از خود گذشتگي با انقلاب شكوهمند اسلامي متولد شد يا عقبه تاريخي مفهوم ايثار به زمان ائمه اطهار برمي گردد؟ يا خير، بلكه به عقب تر از آن به زمان پيامبران برمي گردد؟ گمشده ما چيست؟ در قرون و تاريخ ........؟ شايد زيبنده باشد قبل از اين كه شناسنامه ايثار را بررسي كنيم به يك تقسيم بندي اجمالي اشاره اي داشته باشيم. تعريف مفاهيم: فرهنگ: عبارت است از كليه روش هاي زندگي كه به وسيله انسان در جامعه به وجود مي آيد. ايثارگري: اصطلاح ايثارگري را مي توان در دو معني عام و خاص تعريف كرد. تعريف عام ايثارگري مربوط به همه ملت هاست و به عبارتي در همه فرهنگ ها وجود دارد. مفهوم عام ايثارگري در سطح ملي و انساني قابل دسته بندي است كه مفهوم انساني از مفهوم ملي عام تر است.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:37 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

مقدمه: بعد از ظهر سي و يكم شهريور ماه 1359 آنگاه كه سربازان عراقي، ميلههاي مرزي شلمچه را با هدف اشغال 3 روزه خوزستان پشت سر گذاشتند، تصرف سهل و بيدردسر خرمشهر را به عنوان اولين گام در دستور برنامههاي خود داشتند. شرايط سياسي حاكم بر منطقه و عدم انسجام نيروهاي مسلح ايران، متأثر از انقلاب نوپاي اسلامي، اشغال خرمشهر را براي آنان بسيار آسان جلوه ميداد. براي همين، نيرويي به استعداد تنها يك گردان مأمور اشغال خرمشهر شد. اما خرمشهر با دستهاي خالي و تنها با تكيه بر ارادههاي پولادين جمعي معدود، 34 روز مقاومت كرد و در پايان نه با يك گردان، بلكه با هجوم يك لشكر به اسارت درآمد. همين وقفه 34 روزه بود كه فرماندهان عراقي را در ادامه گامهاي بعدي دچار ترديد نمود. اين ترديد آنگاه جديتر شد كه دريافتند تمام اين كابوس 34 روزه را گروه معدودي زن و مرد رقم زدهاند كه قريب به اتفاق آنان غير نظامي بوده و كمترين آشنايي با كاربرد سلاحهاي سبك نيز نداشتهاند. اينكه در آن 34 روز در خرمشهر چه گذشت و كوچه پسكوچههاي شهر شاهد خلق چه صحنههايي بود، متأسفانه آنگونه كه بايد منعكس نشده است. شايد هم درخشش تاريخي سوم خرداد و حماسهآزادسازي خرمشهر باعث شده است تا مقاومت اسطورهاي اين شهر در آغازين روزهاي دفاع مقدس كمتر مورد توجه قرار گيرد. باز در اين ميان نقش مؤثر و شورانگيز زنان مسلمان در شكلگيري حماسه مقاومت بيشتر مورد غفلت واقع شده است. وقتي تاريخ مقاومت خرمشهر را ورق ميزنيم و رفتار زنان مدافع را در آن ميبينيم، بهت و حيرت تمام وجودمان را ميگيرد. آري اينان زنان و دختران خرمشهرند. شهري كه نظام شاهنشاهي سالها كوشيد تا بافت مذهبي آن را از هم بپاشد. خرمشهر بهبهانه بزرگترين بندر تجاري ايران، محل آمد و شد اتباع خارجي بود و همه تلاش رژيم اين بود كه فرهنگ بومي از منطقه رخت بربندد و تمدن بزرگ جايگزين آن گردد و در اين بين زنان بيشتر از همه در معرض آسيب بودند. اما اكنون بعد از 2 سال، خرمشهر نشان ميدهد دختران و زناني دارد كه ميتوانند خالق حماسههايي باشند كه نه تنها زن مسلمان بلكه هر انساني بر آن ببالد. زناني كه غالب آنها جوان و كمتر از 20 سال سن داشتند اما با تأسي بهحضرت فاطمه(س) و زينب كبري(س) در صحنه ماندند تا مردان همچنان مرهون شجاعتهاي آنان باقي بمانند. در اين مقاله سعي داريم ضمن مرور تاريخ مقاومت زنان در دفاع 34 روزه خرمشهر، اسوههايي قابل پيروي را پيش چشم نسل حيرتزده امروز قرار دهيم


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:35 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

مقدمه: حضرت زهرا در همه زمينهها، حتي در شهادت خود براي همهي زنان و مردان مسلمان الگو ميباشد. اين مقاله درصدد است الگوپذيري زنان و مردان را از شهادت يگانه بانوي عالم در صحنههاي انقلاب و دفاع مقدس بررسي نمايد. به اين منظور ابتدا به طور خلاصه حضور حضرت فاطمه زهرا را در صحنه مبارزه و شهادت بررسي مينماييم و سپس الگوپذيري رزمندگان و بانوان را از ابعاد مختلف شهادت ايشان به طور جداگانه بيان ميكنيم. فصل اول حضرت فاطمه زهرا در ميدان جهاد و شهادت فاطمه زهرا همانگونه كه در ابعاد مختلف علمي،عبادي، پرورشي و ساير فضايل انساني و سجاياي اخلاقي پيشگام بود، در مسائل سياسي و در صحنه جنگ نيز يك انسان ممتاز و فعال به شمار ميآمد! در اين فصل ابتدا به مواردي از حضور حضرت زهرا در صحنه جنگ و سياست اشاره مينماييم: 1. ابلاغ پيام شهدا با زيارت قبور آنان: اين كار زهرا در واقع به گونهاي ترويج و فرهنگ شهادت و تكريم مقام شهدا است. 2. فاطمه و مداواي مجروحين جنگ: حضرت فاطمه در جنگ احد حضور يافت، در تاريخ آمده است: «زناني كه از مدينه آمده بودند، چهارده نفر بودند كه فاطمه يكي از آنان بود. آنان نان و آب با خود حمل ميكردند و به رزمندگان ميدادند و جراحاتشان را مداوا مينمودند. ملاحظه ميكنيم كه حضرت فاطمه ضمن حفظ قداست و تقوي، به هنگام لزوم، در كنار رزمندگان از كيان اسلام و مسلمين دفاع نموده است، هر چند اين دفاع در حد پرستاري از مجروحان جنگي و مداواي آنان بوده است. 3. مبارزه تا شهادت (فاطمه در ميدان سياست). بعد از وفات پيغمبر دشمنان علي و فاطمه توانستند علي را از حق خود محروم كنند. در اين هنگام حضرت زهرا با تمام توان وارد صحنه سياست شد و با انواع راهها عليه حكومت غاصب قيام كرد، تا به شهادت رسيد. از جمله آن روشها عبارتند از: الف: مخالفت درخواست بيعت براي حضرت علي، پيوسته تا چهل روز بعد از وفات پيامبر. ب: گريه سلاح مبارزاتي زهرا به صورت شبانهروزي ج: قطع رابطه با خليفه اول و دوم، به دنبال ظلم حكومت وقت به حضرت علي و زهرا. د: وصيت زهرا به دفن شبانه او، مبارزهاي منفي عليه غاصبان حكومت. همه موارد فوق، در واقع، مبارزهاي سياسي و اجتماعي است كه حضرت زهرا در برابر حركت ظالمانه حكومت وقت نسبت به اميرالمؤمنين و پيامبر انجام داد. ﻫ: مناظره با خليفه در مسجد رسول خدا به دليل غصب فدك حجاب كامل در ميدان مبارزه حضرت فاطمه نمونهي كامل يك زن مسلمان است، اگر چه در مواضع حساس سياسي و اجتماعي قرار ميگيرد، اما اين مهم، او را از حجاب و عفاف دور نميسازد. او در ولايت اميرالمؤمنين و به يغما رفتن فدك با خليفه غاصب و اطرافيانش به مبارزه و مناظره پرداخت ولي در عين حال از پرده حجاب و عفاف لازم بيرون نرفت. از مطالب گذشته روشن ميشود كه: زهراي اطهر هرگونه حضور را با ايمان و تقوي آميخته ميساخت و در راه ايمان خود نيز به شهادت رسيد. شهادت، سرانجام زيباي مبارزه حضرت زهرا در حريان بيعت رفتن براي خليفه، به سختي مجروح گرديد و شهادت يافت


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:33 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

اشاره: انسان بر مبناي فطرت «كمال جوي » خود همواره در جست و جوي الگوهاي عيني در دسترس است. از اين رو هر كس را داراي «كمالات» ببيند مي كوشد كمالات او را در خود نيز بنا كند. اما آنچه مهم است اين است كه فرد چه چيزهايي را كمال و چه كسي را الگو مي داند. به يقين كسي كه رفتار شيطاني دارد اگر چه ممكن است براي افرادي به عنوان الگو قرار گيرد اما طبيعتا پيروان خود را به سوي همان رفتار قهقرايي مي برد. از سوي درگر «اسوه هاي حسنه اي» كه « حيات رباني» دارند مي توانند پيروان خود را به سوي كمال واقعي هدايت كنند. الگوي مناسب مرحوم دكتر محمد معين الگو را «نمونه» معنا مي كند و درباره اسوه كه مترادف عربي الگوست آن را پيشوا و مقتدا معنا مي كند. قرآن كريم در موارد متعددي پيامبران خداوند را الگو و اسوه مي نامد و از مردم مي خواهد از اين الگوها پيروي كنند. از جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد: قد كانت لكم اسوه حسنه في ابراهيم والذين معه... ( ممتحنه/4)؛ براي شما مومنان بسيار پسنديده است كه از ابراهيم و اصحابش پيروي كنيد. لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه ( احزاب/21): البته در رسول خدا براي شما اسوه اي نيكو است... الگوي برتر به مثابه يك مكتب از آنجايي كه تلاش براي انتخاب يك الگوي بهتر و برتر يك امر فطري است در همه جاي جهان مي توان اين تكاپو و تلاش را مشاهده كرد. محسن كلهري دانشجوي دوره دكتراي منابع انساني دانشگاه تهران در همين خصوص مي گويد: «انديشه الگوي برتر گزيني در عرب موجب ايجاد يك مكتب در عرصه مديريت علمي شده است. اين مكتب كه در دهه هفتاد قرن بيستم ميلادي شكل گرفت بر ان الگو استوار بود كه شركت ها و سازمان ها به جاي بررسي عملكرد سالانه خود بر اساس تطبيق با سال پيش، عملكرد خود را در برابر عملكرد سرسخت ترين رقباي خويش بررسي مي كردند. اين رويكرد ابتدا در شركت زيراكس در اواخر دهه هفتاد بروز كرد.» كلهري يادآوري مي كند: «بر اساس اعلام نظر مركز آمريكايي كيفيت بهره وري «الگوي برتر گزيني» طرحي است مبتني بر متواضع بودن به طوري كه بپذيريم فرد ديگر در عرصه اي بهتر از ماست. اين طرح همچنين مبتني است بر عاقل بودن در حدي كه رسيدن و حتي پشت سر گذاشتن فرد برتر را ياد بگيريم». الگوهاي اجتماعي وجود انسان هايي كه در جست و جوي كمالات الهي توفيق يافته اند جامعه را به سوي اين كمالات سوق مي دهد و امكان بروز آسيب هايي كه در بستر تهاجم فرهنگي و وسوسه هاي شيطاني شكل مي گيرند را كاهش مي دها. خانه هاي زنان و مردان اسوه، كانون صفا و صميميت است. سودابه حقاني از اساتيد حوزه علميه بنت الهدي صدر در اين باره مي گويد: «خانواده اي كه روابط دروني آن قانونمند و بر اساس عروج انسان به سوي كمالات زيست مي كند به پايگاهي براي رشد و صعود انسان به قله هاي كمال تبديل مي شود». به نظر وي در چنين خانه هايي همسويي طبيعت و شريعت به اوج مي رسد تا جايي كه ملائك بال هاي خود را به نشانه خشوع زير پاي اعضاي آن مي گسترانند. ضرورت هاي الگو بودن چگونه يك فرد مي تواند در مسير بندگي خداوند گام بردارد و ديگران را نيز با خود به اين راه ببرد؟ پاسخ به اين پرسش را مي توان در گفتار و كردار نيك ائمه معصومين(ع) و اولياي خدا برشمرد. آنچه همواره مورد تاكيد اولياي خداست اين است كه رفتار بيش از گفتار در مخاطب موثر است؛«دو صد گفته چون نيم كردار نيست» از ائمه معصوم نقل شده است كه « كونوا دعاه الناس بغير السنتكم». دكتر فريبا شايگان درباره ضرورت هاي الگو بودن در رفتار مي گويد: «مظاهر فرد اولين چيزي است كه توجه مخاطب را به خود جلب مي كند، نظريات روانشناسان اجتماعي بيانگر اين نكته است كه براي تاثير گذراندن بر ديگران ابتدا بايد توجه آنها را جلب كرد، اگر مخاطب توجه نكند نمي توان به او پيام رساند.» دكتر شايگان دومين ضرورت الگو بودن را داشتن اخلاق و منش شايسته دانسته و مي افزايد،«با عمل به دستورات اسلامي در خصوص اخلاق و رفتار مناسب با ديگران مانند پيشگامي در سلام، اخوالپرسي و ... با احترام و مهرباني سخن گفتن، استفاده از الفاظ خوشايند و ... مي تواند بر ديگران تاثير بگذارد.» وي مي افزايد: «بايد در برخورد با ديگران متواضع بود و نبايد امتيازات خود را به رخ ديگران بكشيم و اجر هر اقدامي رااز خدا - و نه مخاطب - بخواهيم.» دكتر شايگان ضرورت چهارم را صبر و بردباري مي داند


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:31 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

عوامل معنوي ؛ نخست تعدادي از عوامل معنوي را نام برده ، درباره ي برخي از آن ها توضيح مي دهيم. 1- تقوا و پرهيز از گناه 2- اخلاص 3- اخلاص 4- رازداري 5- تواضع 6- توكل 7- ذكر خدا 8- عزت نفس 9- سخاوت 10- اخلاق حسنه 1- تقوا و پرهيز از گناه : تقوا ، پرهيز از محرمات و حفظ و مراعات حدود و فرمان الهي ، از با ارزش ترين خصلت هاست كه به آدمي كرامت و بزرگي مي بخشد و او را نزد خداي متعال عزيز و گرامي مي دارد. (( ان اكرمكم عند الله اتقيكم )). بنابراين ، ميزان ارزش افراد به اندازه ي تقواي آنان بستگي دارد. 2- راز داري : كتمان سر و رازداري از ويژگي هاي ارزنده ايي است كه به انسانيت انسان بها مي بخشد و پيامدي ارزشمند دارد. امام موسي كاظم (ع) فرمودند : (( سه كس روز قيامت در سايه ي عرش الهي ، كه تنها سايه در آن روز است ،به سر مي برند :كسي كه مقدمات ازدواج برادر مسلمان خويش را فراهم آورد ، يا به او خدمت كند و يا راز او را بپوشاند)) (1) 3- اخلاص : از آن جا كه در جهان بيني اسلامي بايد همه ي تلاش ها و فعاليت هاي انسان مسلمان و مؤمن ، بر محور توحيد استوار باشد و اعمال او جهت و هدف الهي داشته باشد ، اخلاص را به منزله ي روح عمل شمرده اند. همچنان كه در جسم بي روح هيچ حركت و پويايي و تكاملي نيست و فاسد است و به نيستي مي گرايد ، عملي هم كه عاري از اخلاص و خالي از جهت خدايي باشد ، رو به زوال خواهد داشت. از اين جاست كه امام مخلصان ، علي (ع) فرمود : (( العمل كله هباء الا ما اخلص فيه )) ؛همه ي اعمال بسان غبار (پوچ ، باطل و بي حاصل) است ، مگر عملي كه در آن اخلاص باشد.(2) 4- تواضع : آن جا كه خداوند ، خفض جناح و گستردن بال هاي تواضع براي مؤمنان را پيامبرش فرمان مي دهد ، سخن از ارزش و مرتبه ي بلند فروتني است :« واخفض جناحك للمؤمنين )) (3) بندگي خداوند با سركشي و تكبر ، خود بزرگ بيني و فخرفروشي در برابر مؤمنان كارساز نيست ، كه روح عبادت و بندگي خدا با تواضع و فروتني در برابر دوستان خدا و اهل ايمان سرشته شده است. اين است كه علي (ع) مي فرمايد : ((عليكم بالتواضع ، فانه من اعظم العباده)) ؛ بر تو باد به تواضع و فروتني ، كه بزرگ ترين عبادت و بندگي خداست. (4) تأثير عوامل معنوي ؛ آن گوشه ، در خانه ي عشق و ايثار ، سجاده يي سبز بر آسمان لاجوردي قالي مي درخشد ، فرشته يي سر به سجده بندگي و عبوديت نهاده و تسبيح گو ، ذكر آن يگانه معبود را بر لب دارد و دست نياز بر آستان آن بي نياز بلند كرده ، از او مدد مي جويد ((اياك نعبد و اياك نستعين))، او بانويي است با تمام عواطف و لطايف زنانه ، جواني است با آرزوها و اميال تمام جوانان ، اما غيوري كرده ، در صحنه ي روزگار ، ((شير زن)) نام گرفته ، بر خلاف جوانان ، مسيري دشوار را همراه با آرزوهاي آسماني و والا ، براي زندگاني خويش برگزيده است. مرد رؤياهاي او شاهزاده يي سوار بر اسب سفيد ، كه از آن سوي كوه ها و دشت ها آمده ، نيست. او دلاوري است كه در راه عشقي سبز ، اعضاي بدنش را هديه نموده ، او ديدگانش را بسته ، تا بعد از ديدن تصاوير زيبا و شكوه عشق و ايثار هيچ چيز را نظاره گر نباشد. او با دستانش شاخه هاي درخت طوبا را لمس كرده ، ديگر ماديات با دستاني سازگار نيست ، اوست كه با گام هايي ستودني كنار حوض كوثر ايستاده ، پس سزاوار نيست جايي غير از عرش آسمان بايستد. آري ، اين دلاور ، همان مرد رؤياهاي بانوي غير ايراني است. اين زن همان زني است كه حضرت امام فرمودند ((دختر جواني كه با يك پاسدار عزيز كه از دو چشم و دو دست جانباز بود ، ازدواج كرده ، مي گويد :حال كه نمي توانم به جبهه بروم ، مي خواهم با اين ازدواج ، دين خود را به انقلاب ادا كرده باشم.)) (5) به طور كلي مكاتب الهي ، ارزش والا و جايگاه مقدسي براي پيوند زناشويي قائلند ، به گونه يي كه با وقوع انقلاب هاي عظيم الهي توسط پيام آوران قسط و عدل و بنيانگذاران مكاتب وحي


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:29 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تحقيقات نشان مي دهند كه جوان ترها، زنان، مجردها، جدا شده ها و طلاق گرفته ها ت مايل دارند كه استرس هاي زندگي را نسبت به گروه هاي ديگر با حساسيت بيشتري مورد ارزيابي قرار دهند. به دلائلي كه هنوز روشن نيست، درصد بيشتري از زنان دچار افسردگي مي شوند و نسبت زنان به مردان در كشورهاي صنعتي دو بر يك است (براون و هريس 1978) نظر به اينكه بانوان جانباز نقش بسيار مؤثري در ساختار خانواده و تربيت فرزندان خود دارند و با توجه به اينكه زنان بيشتر از مردان در معرض استرس قرار دارند و ممكن است به دليل جانبازي تغييري در وضعيت روانيش بوجود آيد و دچار ناراحتي هاي اعصاب و روان قرار گيرد و عوارض منفي آن گريبانگير فرزندان، شوهر، خانواده، اجتماع و ... گردد سؤالي كه مطرح است اين است كه زنان جانباز در چه مرحله اي از مشكلات روان شناختي قرار دارند و در جهت پيشگيري از بوجود آمدن عواقب بعدي چه راهكارهايي وجود دارد. ضرورت طرح: با توجه به اينكه زنان نقش بسيار مؤثري در كانون خانواده و همچنين اجتماع به عهده دارند و مشكلات رواني آنان مي تواند باعث ايجاد مشكلات متعدد عاطفي در فرزندان شود و اختلافات زناشويي را باعث گردد از سوي ديگر معلوليت و جانبازي زنان مي تواند در تشكيل خانواده مشكل ساز باشد به همين دليل لازمت طي تحقيق به بررسي مشكلات اينگونه زنان پرداخته شود و اينكه جامعه مي تواند چه نقشي در تخفيف مسائل رواني اين قشر بعهده گيرد. در حالي كه چنين تحقيقي تاكنون در سطح بنياد انجام نشده است ضرورت آن بيش آشكار مي گردد تا در جهت پيشگيري، آموزش و درمان راهگشا باشد. 3- بررسي مختصر متون: جنگ تحميلي عراق و ايران تعداد زيادي معلول جسمي و رواني برجاي گذاشته است. در مورد تأثير جنگ در ايجاد اختلال رواني تاكنون تحقيقات بسيار زيادي انجام گرفته است. خصوصاً بعد از جنگ جهاني اول و دوم، جنگ ويتنام، كره و جنگ اعراب و اسرائيل تحقيقات وسيع و دامنه دار در كشورهاي مختلف بر روي سربازان و افسران ارتش انجام گرفته است كه همگي نشان دهنده تأثيرات مختلف جنگ و جبهه در واكنشهاي رفتاري و رواني افراد مي باشند. بطور خلاصه مي توان گفت كه پديده جنگ بر همه افراد به يك ميزان تأثير نگاشته است كما اينكه در جنگهاي فوق الذكر تنها 10% از افراد دچار اختلالات شديد رواني رفتاري و عاطفي شده اند. بر اساس مطالعات انجام گرفته، اثرات رواني جنگ به سه صورت مشاهده مي شود: نخست تأثيرات كوتاه مدت بر اساس ترس، بي خوابي، افسردگي، احساس تنش و ... دوم تأثيرات دراز مدت كه تحقيقات جنگ نشان داده اند كه عوارض رواني جنگ گاهي اوقات تا چهل سال پس از جنگ نيز دوام داشته است. براي مثال تحقيقات لپك وراتريز (1981-1982) نشان مي دهند كه سربازان سالها پس از جنگ از لحاظ ايجاد روابط اجتماعي روابط دوستانه و صميمي و نيز بيان احساسات و اعتماد به ديگران و كنترل تكانشهاي عصبي تفاوتهاي معني دار با جمعيت عادي از خود نشان داده اند و سوم تأثيرات تأخير يافته كه گاهي علائم رواني و استرس، سالها پس از جنگ به علت مواجه شدن با يك محرك كه يادآور جنگي است تشديد مي گردد. بر اساس مطالب ذكر شده جانبازان جنگ تحميلي به دو علت با مشكلات عديده اي روبرو هستند اين عزيزان از يك سو با مشكلات ويژه قشر خود دست به گريبان مي باشند كه مي تواند در روابط جانباز در خانواده و اجتماع تأثير منفي داشته باشد از سوي ديگر مانند جمعيت عمومي با مشكلات روزمره زندگي و معضلات اجتماعي و فقر اقتصادي قشر طبقاتي و .... روبرو مي باشند. بدون شك تا ملات درون خانواده يكي از مهمترين عوامل تأمين كننده سلامت دروني فرد محسوب مي گردد. رابطه درون خانواده، چنانچه به نحوي باشد كه منتج به اضطراب براي اعضاء خانواده گردد، اينست دروني افراد را به خطر مي اندازد و اين خود مي تواند سر منشأ بسياري از مشكلات رواني، رفتاري و شخصيتي براي آنها بشود. تحقيقات نشان داده اند


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:26 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

از عوامل زمينه ساز مشاركت بانوان در دفاعمقدس، پيروزي انقلاب اسلامي، تأكيد موازين شرعي به دفاع بانوان از ارزشهاي الهي، تأثيرپذيري از اسوهةاي ايثار صدر اسلام و تربيت در مكتب عاشورا ميباشد. در اين بخش تجليلهاي اين ايثارها و شهامتها را از نظر خوانندگان ميگذرانيم: شهامت بانوان در خرمشهر: يكي از مظلومانهترين جلوههاي جنگ نقشي است كه زنان قهرمان در شهرهاي جنگي به دوش گرفتند، مناظر دردناكي آفريده شد، مادران جواني كه فرزند در آغوش، پذيراي بمب و موشك شدند و در ملكوتيترين حالات به سوي پروردگار خويش شتافتند، در حالي كه مردانشان در دفاع از حريم ميهن اسلامي در جبههها حضور داشتند. در آن روزهايي كه دشمن پشت ديوار خرمشهر منتظر ورود بود و شهر به تدريج از ساكنان خود خالي ميشد، خواهران بسيج و سپاه خرمشهر از جمله بانواني بودند كه ضمن جلوگيري از مهاجرت خانوادههايشان، خود به محافظت از انبار مهمات و رساندن آنها به رزمندگان اسلام پرداختند، محل استقرار عدهاي ديگر از اين زنان شجاع، مسجد جامع خرمشهر بود كه از انجا براي حفر سنگر به نقاط حساس شهر اعزام ميشدند. با اينكه تعداد آنها اغلب زياد نبود، ولي دلهايشان چون دريا وسيع و چون كوه محكم و استوار بود و اين شجاعت و رشادت به رزمندگان دلگرمي ميداد. برخي زنان تا آخرين روز در خرمشهر باقي ماندند تا جايي كه برادران با اصرار فراوان آنان را از شهر خارج كردند. آنان نه تنها با حفر سنگر و تهيه غذا براي رزمندگان و حفاظت از مهمات، ايشان را ياري ميدادند بلكه گاهي با اينكه تعليمات نظامي را در سطح ابتدايي گذرانده بودند ساعتها در خط مقدم جبهه در برابر دشمن بعثي ميجنگيدند. شهامت بانوان در آبادان: با شروع تهاجم به شهر مقاوم آبادان به منظور مقابله و دفاع از اين ديار و دفع تجاوز دشمن، از همان ابتدا خواهران متعهد و شجاع داوطلبانه به ياري سپاهيان و نيروهاي مردمي و نظامي و انتظامي شتافته و در اموري چون احداث سنگر و تهيه مواد آتشزا و تدارك وسايل و مايحتاج رزمندگان و امداد و درمان و معالجه مجروحين مستقيماً حضوري فعال و مؤثر داشتهاند و اوج حضور حماسي و شجاعانه بانوان آباداني پس از محاصره شهر و در تنگنا قرار دادن مردم باقيمانده در شهر، نمود چشمگيرتري دارد به نحوي كه اكثري قريب به اتفاق همسران و خواهران، مادران و دختران سپاهيان و نيروهاي مردمي و رزمنده، حاضر به ترك خانه و كاشانه خود و تنها گذاشتن همسر، برادران و مبارزان شهر نشده و با تقبل رنج و مشقات زندگي طاقتفرسا در شهري جنگزده، تحمل همه نوع مصايب را نموده و تا پاي مجروح شدن و به شهادت رسيدن، دلاورانه مقاومت كردند و هر روز شاهد به خون خفتن عزيزاني بودند كه زينبگونه آنان را تشييع و دفن نموده و به درمان و معالجه مجروحان در بيمارستانها همت گمارده بودند، در امر تدارك، تهيه خوراك و غذاي رزمندگان فعال بودند و در كنار همه امور و پشتيبانيهاي محورهاي خطوط دفاعي در نمازهاي پرصلابت و دشمنشكن شهر كه تحت هيچ شرايط سخت و حاد ترك نگرديد، شركت و با حضور شكوهمند خويش روحيه سلحشوران را تقويت ميكردند كه آمار بالاي جانبازان و شهداي زن آبادان خود مؤيدي روشن بر اين ادعاست. اين حضور و مشاركت تا پايان جنگ بطور مستمر ادامه داشت مگر در مواردي كه به دستور فرماندهان نظامي دستور تخليه شهر داده ميشد. اسارت تعدادي از زنان خود حكايتي گويا و روشن از حضور زنان متعهد در سنگرهاي پشتيباني، امداد و درمان است كه حتي حاضر به رها نمودن مجروحين نشدند. تداركات و پشتيباني رزمندگان: خواهران بسيجي علاوه بر آنكه در ستادهاي پشتيباني و مجروحين ايفا نمودند. بانوان درخصوص پتوشويي، لباسشويي رزمندگان، رفوي لباس و ملحفه و تعمير پوتين در مناطق جنگي حضور دلگرمكنندهاي براي حماسهآفرينان داشتند. بانوان در كانونهايي چون انجمن اسلامي. سنگرنشينان را حمايت كردند، همچنين حداقل معيشت و دارايي زينتي خويش را به رزمندگان اختصاص دادند و با برپايي جلسات روضهخواني، برگزاري دعا و نيايش از حمايت معنوي نيز دريغ نورزيدند. مادران در هنگام شهادت فرزندان برومندشان زيباترين شعارها و مرثيههاي مبارزهطلبانه را بر زبان جاري ميساختند و هر بار با رويي گشادهتر آمادگي بيشتر خود را براي تقديم ديگر فرزندانشان به پيشگاه اسلام اعلام ميكردند. در پشت جبهه سنگينترين وظيفه در بيمارستانهاي صحرايي و در شهرها به مجروحين و مصدومين جنگ تعلق داشت كه اين مسئوليت برعهده زنان فداكار بهيار و پرستار و پزشك بود. حضور فعال خواهران بسيجي در بخش توليد لباسهاي ضدشيميايي رزمندگان از ديگر جلوههاي ايثار اين فداكاران است. اين خواهران در مراكزي كه مواد خنثيكننده مواد شيميايي بستهبندي ميشد و نيز در مراكزي كه لباسهاي ضدشيميايي رزمندگان چسبزني ميگرديد و خود اين چسبها از تركيبهاي شيميايي عارضهدار بود، مشغول خدمت به اسلام بودند. بسيج خواهران براي مقابله با فعاليتهاي ضدانقلاب و منافقين درخصوص اطلاعات و عمليات، حضور پرتحرك و چشمگيري داشتند. خواهران دانشآموز علاوه بر كمكهاي به ظاهر اندك اما ارزشمند با نامههاي تكاندهنده و لبريز از احساسات مذهبي و علايق دروني به مبارزان، از راه دور رزمندگان اسلام را تهييج و براي پيروزي آنان عليه كفر و ستم دعا ميكردند. نقشهاي تربيتي و عاطفي: بانوان ضمن محدود نگاه داشتن سطح توقعات خود در غياب مردان تمامي مسئوليتهاي پرورشي و اقتصادي خانواده را عهدهدار شدند و مشكلات ناشي از جنگ از جمله خاموشيهاي بيوقفه، كمآبي، كمبود موادغذايي و گراني را تحمل كردند و با آگاهي از شرايط، سادهزيستي و قناعت را بيش از پيش نصبالعين خود قرار داده و حال و هواي روحاني و ملكوتي جبههها را به زيباترين شكل در خانهها به نمايش گذاشتند. به رغم فضاي تبليغاتي مسموم بوقهاي وابسته به استكبار و نفاق، زنان به جهانيان نشان دادند


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:23 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

مقاله حاضر كوششي است در بررسي وتحليل چهره زن در ادبيات داستاني دفاع مقدس، به همين منظور ابتدا مختصري درباره جايگاه زن در ادبيات پايداري جهان وايران مطرح شده سپس بابررسي برخي از داستان هاي مربوط به دفاع مقدس شخصيت زن مورد تجزيه وتحليل قرار گرفته است.
در ادبيات دفاع مقدس كه شرح احوال برون و درون انسان هايي است كه براي حفظ شرف و حيثيت و فضايل انساني در مقابل تجاوزگران به كرامت هاي انساني به پا خاسته اند زن نقش برجسته اي دارد. در مقاله، چهار وجه گوناگون از شخصيت زن در ادبيات دفاع مقدس مطرح شده است. آنچه در ادبيات دفاع مقدس چهره زن را از نظاير آن در ادبيات پايداري جهان متمايز مي كند پيروي او از حضرت زينب(س) در وقايع كربلاست. دراين راستا ايمان، ظلم ستيزي، ايثارگري وصبوري زن به نحو بسيار شايسته اي در ادبيات دفاع مقدس به نمايش گذاشته شده است. در بخش پاياني مقاله، سخن كوتاهي از آسيب شناسي ادبيات داستاني دفاع مقدس در پيوند باشخصيت زن به ميان آنده است كه عبارت است از نگاه اسطوره اي به زن وآسيب پذيري زن درجنگ.


1- مقدمه
قلم ها شرح رشادت وايثارگري وظلم ستيزي دلاوراني را كه براي حفظ كرامت هاي انساني در برابر تجاوزگران و زورگويان به پا خاسته اند، براي پاسخ گويي به آيندگان كه برزمين هاي پر لاله مي خرامند و از سرخي زمين مي پرسند، به دو صورت ثبت مي كنند؛ شكل اول همان ثبت تاريخي وقايع است كه علم تاريخ آن را به عهده مي گيرد. شكل دوم ثبت هنري وقايع است كه بار آن را هنرمندان اعم از شاعران ونويسندگان ونقاشان ونمايشنامه نويسان و ... به دوش مي كشند. بخشي را كه قلم شاعران ونويسندگان برعهده مي گيرند، ادبيات پايداري مي نامند. بنابراين ادبيات پايداري، محدوده اي از آثار منظوم ومنثور را در بر مي گيرد كه بيانگر عاطفي و زيباشناختي مقاومت ها وايثارگري هاي انساني و قومي فرد يا گروهي است كه براي دفاع از حريم مادي ومعنوي خود در برابر تجاوز فرد يا گروه ديگر به پا خاسته اند.
بااين كه در هر دو مكتب تاريخ وهنر موضوع واحدي، يعني وقايع جنگ توصيف مي شود، ديدگاه پيروان دو مكتب از نظر ارزشگذاري برموضوعي كه به شكل مكتوب در مي آورند فرق مي كند. تاريخ از ديدگاه وقايع نگاري به جنگ مي نگرد. در مكتب تاريخ نگاري، جنگ از هر نوعي كه باشد تاريخ وظيفه خود مي داند كه كليه اتفاقات مربوط به آن را ثبت كند. مورخين بدون آن كه عواطف خود را در نگارش مسائل دخالت دهند مطابق اسناد موجود واخباري كه از افراد معتمد مي شنوند ماجراها را همانگونه كه رخ داده است ثبت مي كنند. تنها احساسي كه ممكن است به تاريخ نويس دهد مربوط به جنبه پيروزي جنگ است كه تاريخ نويسان هر دو طرف جنگ، با آب و تاب تمام از آن ياد مي كنند.
اما از آنجا كه زبان شاعرانه وهنرمندانه، زبان هنري و زيباشناختي وآميخته به عواطف است وقايعي نيز كه به وسيله شاعران و نويسندگان مكتوب مي شود عاطفي وهنري است. براي هنرمند، تلاش و كوشش هر دو طرف جنگ ارزش يكساني ندارد. شاعر يا نويسنده ازسخن گفتن درباره كساني كه برپا كننده جنگ هستند نفرت دارد حتي اگر وابسته به جناحي باشند كه هنرمند متعلق به آن است. تاريخ نويس به نوشتن و سخن گفتن درباره تعداد كشته شدگان خودي چندان تمايلي نشان نمي دهد گرچه در راه دفاع كشته شده باشند، اما چون نگاه شاعرو نويسنده نگاه عاطفي به جنگ است وقتي از كشته شدگان در راه آزادي و دفاع سخن مي گويد و مي نويسد باافتخار وسربلندي به گونه اي آن ها را به تصوير مي كشد كه خواننده را متحول مي كند.
 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 11 آذر 1389 12:19 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

آیت‌الله خامنه‌ای از ابتدای برعهده گرفتن مسئولیت رهبری جمهوری اسلامی تاكنون، در تداوم خط مشی معمار كبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره)، پیوسته راهبرد استكبارستیزی را سرلوحه‌ی كارها قرار داده‌اند و ابرقدرت جهانی یعنی آمریكا را به عنوان اصلی‌ترین آماج این راهبرد معرفی كرده‌اند. به عبارت دیگر ایشان همچون امام راحل یك رابطه‌ی غیریّتِ شدید میان انقلاب اسلامی و دولت آمریكا تعریف نموده و علی‌رغم وجود برخی صداهایی كه گه‌گاه در داخل در حمایت از نزدیكی به آمریكا بلند می‌شود، در جایگاه ترسیم‌كننده‌ی جهت‌گیری‌های كلان سیاست خارجی كشور ضمن اتخاذ مواضع صریح و روشن، همواره ترك مخاصمه و دوستی با ابرقدرت نظام بین‌الملل را در صورت تداوم خوی استكباری آن ناممكن ارزیابی كرده‌اند. برای مثال در اول فروردین‌ماه 1388 در حرم مقدس رضوی عنوان كردند: «تا وقتی دولت آمریكا روش خود را، عمل خود را، جهت‌گیری خود را، سیاست‌های خود را مثل این سی سال علیه ما ادامه دهد، ما همان آدم سی سال قبل، همان ملت این سی سال هستیم.»

اكنون این پرسش به ذهن متبادر می‌شود كه ریشه‌ی راهبرد آمریكاستیزی رهبران انقلاب اسلامی چیست؟ آیا چنین راهبردی معلول نوعی خصومت شخصی و سلیقه‌ایِ آنان با حكومت آمریكا است و آیا اگر كشور دیگری به جز آمریكا بر اریكه‌ی ابرقدرتی جهان تكیه می‌زد، همه‌ی مشكلات فی‌مابین مرتفع می‌گردید یا اینكه باید فلسفه‌ی این خصومت دیرپا و آشتی‌ناپذیر را در بستر گسترده‌تر و در ژرفای ایدئولوژی اسلامی ریشه‌یابی نمود؟ بررسی بیانات رهبر انقلاب طی سال‌های گذشته نشان می‌دهد كه آمریكاستیزی به خودی خود در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اصالت ندارد بلكه نتیجه‌ی رویكرد استكبارستیزی محسوب می‌شود. استكبارستیزی نیز رویكردی سلیقه‌ای و خودساخته نبوده بلكه از اعماق آموزه‌های قرآنی ریشه می‌گیرد. در ادامه از طریق انطباق سخنان رهبر انقلاب با آیات قرآن كریم، پشتوانه‌ی اعتقادیِ جهت‌گیری‌های استكبارستیزانه‌ی ایشان و به طور كلی نظام اسلامی را شناسایی نماییم.

استكبار: مفهوم؛ آمریكا: مصداق

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 آذر 1389 11:08 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

افتخارم این است که بسیجى‏ام

عشق و علاقه وافر امام به رزمندگان اسلام خصوصا بسیجى‏ها تا بدان حد بود که در یکى از پیام‏هایشان فرمودند در دنیا افتخارم این است که خود بسیجى‏ام و به مناسبت دیگرى فرمودند : امیدوارم خداوند مرا در کنار شهداى جنگ تحمیلى بپذیرد. (1)

 

شبهاى حمله تا سحر دعا مى‏کردند

از مواردى که من خود شاهد بودم این بود که امام در شبهاى حمله رزمندگان تا سحر براى برادران رزمنده دعا مى‏کردند. (2)

 

ما افتخار مى‏کنیم

تازه عملیات غرور آفرین فتح المبین آغاز شده بود که با بیت امام تماس گرفتیم و اعلام کردیم وقت ملاقاتى را براى فرزندان بسیجى امام که براى اسلام و امت اسلامى با این فتح عظیم افتخار بزرگى را آفریده‏اند اختصاص دهند. بلافاصله موافقت شد. قطارى آماده شد و رزمندگان را با همان سر و وضع و لباس و کلاه و پیشانى بندهایى که داشتند از منطقه عملیاتى به حسینیه جماران رساندیم. قبل از ملاقات برادر محسن رضایى فرمانده کل سپاه با اظهار تشکر از عنایت امام این پیروزى بزرگ را به ایشان از قول تمامى رزمندگان اسلام تبریک گفته؛ بعد امام شروع به صحبت کردند. ابتداى صحبت ایشان به دلیل گریه شوق و اشتیاق بچه‏ها مرتب قطع مى‏شد جو ملکوتى و عرفانى خاصى فضاى حسینیه جماران را فراگرفته بود، امام هم ساکت مانده بودند و به شور و حال فرزندان رزمنده خود مى‏نگریستند. بعد از چند دقیقه صحبتشان را ادامه داده و فرمودند: ما افتخار مى‏کنیم که از هوائى استنشاق مى‏کنیم که شما از آن هوا استنشاق مى‏کنید... بچه‏ها به محض شنیدن این جملات که علامت تواضع آن بزرگمرد به رزمندگان اسلام بود گریه‏هاى بلندى سر دادند. واقعیت این بود که امام و رزمندگان همدیگر را خوب مى‏شناختند و به هم عشق مى‏ورزیدند. (3)


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 آذر 1389 10:59 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

شهادت یک بسیجی از زبان فرمانده عراقی من دو یا سه ساعت دیگر به شهادت می رسم پسرم گفت: من را یک جوان بسیجی و خوش سیما به اسارت گرفت و او با اصرار از من خواست که کارت و پلاکم را به او بدهم. حتی حاضر شد پول آنها را بدهد، وقتی آنها را به او سپردم اصرار می کرد که حتماً باید راضی باشم. از روزی که شنیده بود یکی از فرماندهان سپاه برای زیارت به کربلا آمده، در پوست خود نمی گنجید، می خواست خاطره ای که سال ها بر دل و روح او نقش بسته بود، به صاحبانش بسپارد. با این فکر خود را به کربلا رسانده و درخواست ملاقات با آن فرمانده را کرد. لحظات در انتظار اجازه ملاقات به سختی می گذشت. او که یکی از نیروهای نظامی ارتش عراق در سال های جنگ بوده، ابتدا نتوانست اجازه ملاقات بیابد. سرانجام وقتی به حضور فرمانده رسید؛ از او پرسید: "مرا می شناسی؟ " فرمانده پاسخ داد: "بله شما ابوریاض از نظامیان سابق رژیم عراق و اکنون نیز جزء مردان سیاسی این کشور هستید. به همین خاطر ملاقات با شما برای من سخت بود. " ابوریاض گفت: "اما من حرف سیاسی با شما ندارم. سال هاست که خاطره ای را در سینه دارم و انتظار چنین روزی را می کشیدم تا با گفتن آن دین خویش را ادا نمایم. "و او این گونه خاطره اش را آغاز کرد: "در جبهه های جنگ جنوب دقیقاً در مقابل شما در حال جنگ بودم که با خبری از پشت جبهه مرا به دژبانی جبهه فراخواندند. وقتی با نگرانی در جلو فرمانده خود حاضر شدم؛ او خبر کشته شدن پسرم را در جنگ به من دادند بسیار ناراحت شدم. من امید داشتم که پسرم را در لباس دامادی ببینم. اما در نبردی بی فایده و اجباری جگر گوشه ام را از دست داده بودم. وقتی در سرد خانه حاضر شدم، کارت و پلاک فرزندم را به دستم دادند. آنها دقیقاً مربوط به پسرم بود. اما وقتی کفن را کنار زدم با تعجب توأم با خوشحالی گفتم: اشتباه شده این فرزند من نیست.افسر ارشدی که مأمور تحویل جسد فرزندم بود، به جای تعجب یا خوشحالی، با عصبانیت گفت: این چه حرفی است که می زنی، کارت و پلاک قبلاً چک شده و صحت آنها بررسی شده است. وقتی بیشتر مقاومت کردم برخورد آنها نگران کننده تر شد. آنها مرا مجبور کردند


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 آذر 1389 10:38 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

خبرگزاری فارس: عکاس مشهور آمریکایی حضور مردم ایران را در مناطق جنگی حرکتی بسیار بزرگ و عجیب توصیف کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس از مناطق عملیاتی خوزستان، مارک ادوارد هریس صبح امروز در دیدار از مناطق عملیاتی خوزستان اظهار داشت: ایرانی‌ها همچنان یاد شهیدان خود را گرامی‌ و زنده نگه داشته‌اند و این برای من بسیار عجیب است.
وی ادامه داد: ملت ایران مردمی بسیار بزرگوار و با فرهنگ هستند و این حضور گسترده مردم در مناطق عملیاتی برایم بسیار عجیب و شگفت‌آور است.
وی با اشاره به نحوه حضور مردم در مناطق جنگی تاکید کرد: ایرانیان همچنان مناطق جنگی خود را دست نخورده نگه داشته‌اند و مشتاقانه از آن بازدید می‌کنند و یاد شهیدان خود را گرامی میدارند و این برایم بسیار جالب و تعجب‌برانگیز است.
این عکاس آمریکایی خاطرنشان کرد: ایرانیان مشتاقانه و با همان ذهنیت‌های رزمندگان خود به زیارت قتلگاه شهدای خود می‌روند و تعجب از آن است که مردم ایران هنوز این جنگ را به یاد دارند و نمی‌خواهند آن را فراموش کنند.
وی بیان داشت: ملت ایران به دلیل دفاع از خاک خود این جنگ را فراموش نکرده‌اند و آن را یک مسئله واقعی و همیشه آن را از مبانی سیاسی خود دانسته‌اند.
وی با اشاره به تصاویر جنایات صدام در جنگ با ایران خاطر‌نشان کرد: عراق اصلی‌ترین عامل جنگ سال 1980 بوده است که با پشتیبانی آمریکا و سایر کشورهای هم‌پیمان دست به جنایات گسترده و ضد بشری دست زده است.
این عکاس آمریکایی گفت: دلیل حضور مردم در این سرزمین‌ها گرامی کردن از تلاش‌ها و شجاعت‌هایی است که منجر به توقف ماشین جنگی عراق شد.
 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 آذر 1389 10:28 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

خداوند تیر را پرتاب کرد

اولین موشک دوربرد ایران در جنگ چگونه شلیک شد


زمان شلیک فرا رسید، شمارش معکوس شروع شد. ما هم سعى کردیم در خاکریزها و تپه‏ها خود را مستقر کنیم. به چوپان‏ها گفتیم که خود و گوسفندها را حفظ کنند. هیچ بعید نبود، موشک در جا منفجر شود.

امروز که جمهوری اسلامی ایران به قدرت موشکی اول منطقه تبدیل شده است، جزئیات اولین عملیات موشکی ایران در سال های دفاع مقدس که حیرت جهانیان را بر انگیخت از زبان یکی از شاهدان عینی خواندنی خواهد بود. این شاهد امروز از اساتید برجسته دانشگاه شهید بهشتی است.

اول وقت، جلسه مدیران دانشگاه بهشتی بود.ساعت هفت صبح جلسه شروع شد. کارها مورد مشورت قرار گرفت. دستورهاى لازم داده شد. طبق برنامه باید یک هفته در تهران مى‏ماندم و بعد دو هفته به منطقه مى‏رفتم، ولى منشى چند پیام از خلبان رستمى به من داد. مى‏خواستم به منزل بروم. ناگهان شنیدم یک ماشین از نیروى هوایى اجازه ورود به دانشگاه را دارد و با من کار دارند. فهمیدم خلبان رستمى است. خبر داد: دشمن تصمیم دارد تمام شهرها را بمباران کند. حتى هواپیماى دشمن به شهر مشهد رسیده است. ما هم دیگر هواپیماى مناسب براى جنگنده‏هاى جدید دشمن نداریم. ضدهوایى‏ها هم برد مناسب را نداشتند. بچه‏هاى جبهه به هواپیماى دشمن مى‏گفتند "ایران‏پیما" و به هواپیماهاى خودى مى‏گفتند "میهن‏تور" به این ترتیب تقریبا آسمان ایران بى‏دفاع بود.

از همه بدتر، پدیده جدید موشک باران تهران بود. مردم، خودجوش، شعار مى‏دادند: "موشک جواب موشک". این خواست فطرى مردم بود. خلبان رستمى آمده بود که گروهى آماده کند که من هم جزو آن بودم تا به یک سایت موشکى برویم که براى نمونه از قبل از انقلاب چند موشک خودکشش، "اسکاد B" در آن بود. این موشک‏ها براى نمونه از طرف روس‏ها به ایران داده شده بود. و براى اینکه آمریکا از بى‏خطر بودن آن براى اسرائیل باخبر شود، چند نمونه هم به ایران دادند، آن هم از طریق معاهده نظامى "سنتو" تا آمریکا تحریک نشود. روس‏ها و آمریکایى‏ها به کشورهاى اقمارى خود، متعادل اسلحه مى‏فروختند و براى اینکه تعادل پیمان "ورشو" و "سنتو" به هم نخورد نمونه‏اى از سلاح‏هاى راهبردى را که به کشورهاى اقمارى مى‏دادند به طرف مقابل هم مى‏دادند که اربابان از وضع یکدیگر و نوکرانشان آگاه باشند.

حالا چند فروند موشک در یک سایت بود که على‏القاعده قابل استفاده نبود خلبان رستمى آمده بود که امشب مرا با خود برد. دو روز از خلبان رستمى فرصت خواستم که کارهاى خود را در تهران رفع و رجوع کنم و خود را آماده کردم که به مأموریت نامعلومى بروم و آن اولین پرتاب موشک به طرف دشمن (عراق) بود.

یک نقشه از "سایت" یا محوطه نظامى مورد نظر به من دادند. دیگر چیزى از مأموریت خود نمى‏دانستم. آن روز غروب باید با یک گروه به طرف "سایت" موشکى حرکت مى‏کردیم. تنها توانستم از پدرم در کوچه خداحافظى کنم و زودتر از وقت مقرر، قبل از افطار به قرارگاه مورد نظر برسم.

تقریبا تمام افراد گروه آمدند. افطارى خوردیم و نماز خواندیم. یک معارفه کلى شد خلبان رستمى مسؤول گروه بود. خیلى منظم و مرتب همه سوار اتوبوس شدیم. بیست نفر بودیم، و باید در اتوبوس توجیه مى‏شدیم. تقریبا نیمه‏هاى شب به همان قرارگاه خودمان رسیدیم. یک ضرب به اتاق جنگ رفتیم. در اتاق جنگ ماکت منطقه جنگى قرار داشت و همه دور آن جمع شدیم تا بفهمیم چه کار باید کرد. منطقه مأموریت ما خطوط شمالى جبهه بود، ولى نمى‏دانم چرا به محور میانه آمدیم. شاید بعضى از مهندسان در محور بودند که باید با هم آشنا مى‏شدیم.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 آذر 1389 10:16 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]
رهبر انقلاب

ضرورت دشمن شناسی  :

بی شک دشمن شناسی از محوری ترین مباحث در موضوع دفع تهدیدها و دفاع از یک ملت به شمار می آید. چه بسا انهایی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهی و بصیرت لازم سیاسی و اجتماعی در شناخت توطئه های بیگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحیح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیده اند.

امیر مؤمنان علی(ع) در کلام خود دراین باره می فرمایند: (کسی که در برابر دشمنش به خواب رود (از او غافل بماند) حیله های (غافلگیرانه دشمن) او را از خواب بیدار می کند)

در همین رابطه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: « نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آنها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم. »

همچنین رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اولین روز سال 86 در مشهد مقدس در این باره می فرمایند: «یک ملت باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز کند. »

اقسام دشمنان :

در یک تقسیم بندی کلی دشمنان ملت بزرگ و انقلابی ایران را در شرایط کنونی می توان به دو بخش دشمنان درونی و بیرونی تقسیم نمود «ما دو دشمن داریم؛ یک دشمن، دشمن درونی است، یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی خطرناک تر است.

تشریح ابعاد مختلف دشمن درونی :

ازجمله عوامل عقب ماندگی ملت ها که زمینه تسلط بیگانگان را بر منابع مادی و معنوی یک کشور فراهم می سازد، پدیده شوم تنبلی اجتماعی و عدم خودباوری و اعتماد به نفس در یک ملت می باشد که رهبر معظم انقلاب با نگاه نافذ خود از آن بعنوان دشمن درونی ملت بزرگ ایران یاد نموده و می فرمایند: «اگر ملتی این بیماری ها را داشته باشد، این ملت پیشرفتش ممکن نیست، اگر ملتی مردمش تنبل باشند، ناامید باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همدیگر پیوند نداشته باشند، به همدیگر بدبین باشند، از آینده ناامید باشند، چنین ملتی پیش نخواهد رفت، اینهامثل موریانه ای که در درون پایه بنا بیفتد، بنا را ویران می کند.»

تشریح ابعاد مختلف دشمن بیرونی و برنامه های آن :

رهبر معظم انقلاب دشمن بیرونی ملت ایران را نظام سلطه بین المللی دانسته و جنگ روانی، جنگ اقتصادی و همچنین مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی کشور را ازجمله محورهای مهم برنامه های دشمن بیرونی ارزیابی نمودند «دشمن بیرونی عبارتست از نظام سلطه بین المللی، یعنی همان چیزی که به آن استکبار جهانی می گوییم... امروز مظهر این دشمن عبارتست از شبکه صهیونیسم جهانی و دولت کنونی ایالات متحده آمریکا. »

«امروز دشمنان بیرونی ما هم برای ملت ایران نقشه دارند. ما سیاست های پنج ساله خودمان را تعریف می کنیم، افق چشم انداز بیست ساله را تعریف می کنیم، برای اینکه راه را مشخص کنیم، دشمن ما هم همین طور، او هم برای ما برنامه دارد، او هم سیاستی دارد، باید سیاست او را بشناسیم. من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم: «اول جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. »

تشریح ابعاد مختلف جنگ روانی دشمن :

یکی از مهمترین ابعاد جنگ دشمنان بیرونی، بهره گیری از جنگ روانی می باشد که در آن تلاش بر این است که با طراحی قبلی و حتی المقدور بدون بکارگیری از ابزار نظامی به نتایج موفقیت آمیز یک جنگ تمام عیار در عرصه دیپلماسی، سیاسی فرهنگی اجتماعی دست یافت در تعریف جنگ روانی آمده است: «عملیات روانی شامل اقداماتی از پیش تعیین شده برای انتقال اطلاعات و شواهد معین به مخاطبین با هدف تأثیرگذاری بر احساسات، انگیزه ها، اهداف و نیز تأثیر بر رفتار دولت ها، سازمان ها، گروهها و افراد می باشد. »

آنچه می توان از آن بعنوان مهمترین محورهای عملیات روانی دشمن در کلام رهبر معظم انقلاب نام برد عبارتند از:

رهبر

1- مرعوب کردن مسئولین، شخصیتهای سیاسی و نخبگان کشور

2- تضعیف اراده عمومی مردم

3- تغییر درک صحیح مردم از واقعیت های موجود جامعه

4- سلب اعتماد ملت از مسئولین کشور

5- ترویج شایعه تحریم و فشار اقتصادی بر کشور

6- ترویج شایعه بکارگیری ابزار خشونت بر علیه ملت ایران

7- عوض کردن جای متهم و مدعی با ابزار تبلیغاتی و رسانه ای

8- ترساندن ملت های منطقه از ملت ایران و انقلاب اسلامی

9- دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی، جناحی، سیاسی و رقابت های صنفی

یکی از ابزارهای مهم دشمن در جنگ روانی ایجاد اختلاف و تشتت آراء در بین یک ملت با بهره گیری از گروهها، شخصیت ها و جریانات سیاسی وابسته به خود می باشد که رهبر معظم انقلاب در کلام خود این دسته از عناصر سیاسی را نصیحت دوستانه نموده و فرمودند: «من به همین مناسبت به عناصر سیاسی داخلی هم دوستانه نصیحت می کنم، مراقب باشند، طوری حرف نزنند، طوری موضعگیری نکنند که به مقاصد دشمن در این جنگ روانی کمک شود. »

به همین مناسبت مقام معظم رهبری در موضوع فناوری هسته ای نیز به عده ای که در داخل کشور همان حرف های دشمن را تکرار می کنند نصیحت کرده و فرمودند: «عده ای می نشینند همان حرف دشمن را تکرار می کنند که: آقا! چه لزومی دارد؟... همانهایی که ملی شدن نفت را که به وسیله دکتر مصدق و مرحوم آیت الله کاشانی انجام گرفت، امروز تمجید می کنند- که آن کار، نسبت به این کار کوچک بود؛ این از او بزرگتر است- همانها امروز نسبت به انرژی هسته ای همان حرفی را می زنند که مخالفین مصدق و کاشانی آن روز می گفتند.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 آذر 1389 10:08 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 16 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
درباره وبلاگ

یادمان8سال مقاومت وپایداری رامدیون شهدای گرانقدرجنگ تحمیلی هستیم دراین وبلاگ به خاطرات وسلحشوری های شهیدحسین پیرامی می پردازیم وخاطرات این شهیدعالی قدرودیگرشهیدان میهن اسلامیمان راپاس می داریم
آمار و بازدید ها
کل بازدید:247984
تعداد کل مطالب : 371
تعداد کل نظرات : 17
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 31 شهریور 1392 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 2 مهر 1389