شهداودفاع مقدس
مامدیون شهداوایثارگران هستیم
موضوعات
دیگر امکانات
تماس با ما


  

 

 12 اردیبهشت، سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری (1298 - 1358) و به همین مناسبت روز معلم است. تاکنون کتاب‌های مهم و متعددی درباره شهدای معلم منتشر شده‌است.
 مهم‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون درباره زندگی‌نامه و خاطرات شهدای معلم منتشر شده‌اند، عبارتند از:

كتابشناسی شهدای معلم

12 اردیبهشت، سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری (1298 - 1358) و به همین مناسبت روز معلم است. تاکنون کتاب‌های مهم و متعددی درباره شهدای معلم منتشر شده‌است.
 مهم‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون درباره زندگی‌نامه و خاطرات شهدای معلم منتشر شده‌اند، عبارتند از:

ـ صحیفه خون (جلد 1) / وزارت آموزش و پرورش / اداره کل آموزش و پرورش (یزد) / 1362.
ـ بر شهد شهادت‏ / شاگردان شهید / خانواده شهید / 1363.
ـ صحیفه خون (جلد 2) / وزارت آموزش و پرورش / اداره کل آموزش و پرورش (یزد) / 1364.
ـ لاله‏های عشق‏آموز / هیئت تحریریه رشد معلم‏ / وزارت آموزش و پروش، سازمان پژوهش و برنامه‏ریزی آموزشی / 1365.
ـ تا مرز دیدار / محمد شکوهی/ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، معاونت تبلیغات ستاد مرکزی، تبلیغات جبهه و جنگ‏ / 1367.
ـ شمع شبستان وفا (دفتر 4) / حمید قلندری (بردسیری) / مؤسسه فرهنگی آفرینه‏ / 1376.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 2:45 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  هشتم اردیبهشت، سالروز شهادت خلبان علی‌اکبر قربان‌شیرودی (1334 ـ 1360) است./
 علی‌اکبر قربان‌شیرودی دی‌ماه سال 1334 در قریه «بالا شیرود» واقع در حومه تنكابن به‌دنیا آمد.
شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و پس از طی دوره مقدماتی خلبانی و دوره خلبانی بالگرد كبرا، با درجه ستوانیاری فارغ‌التحصیل شد.
وی در كرمانشاه و در زمان بازگشت امام خمینی(ره) به میهن نقش مهمی ایفا كرد و سرپرستی گروه گشت و حفاظت شهر كرمانشاه را بر عهده گرفت.
شیرودی پس از انقلاب از بنیان‌گذاران كمیته انقلاب اسلامی در كرمانشاه بود.
وی با شروع جنگ تحمیلی ساعتی از جبهه فاصله نگرفت و بارها بالگردش مورد اصابت گلوله‌های ارتش متجاوز صدام قرار گرفت.
علی‌اکبر قربان‌شیرودی با دارابودن بالاترین ساعت پرواز جنگی در جهان، ارتفاعات غرب كشور را جولانگاه خویش قرار داده بود و سرسختانه می‌جنگید.
خلبان شیرودی هشتم اردیبهشت سال 1360 در قره‌بلاغ دشت‌ذهاب پس از انهدام چندین تانك ارتش متجاوز صدام، مورد اصابت قرار گرفت و به شهادت رسید.

مهم‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون درباره شهید علی‌اکبر قربان‌شیرودی منتشر شده‌اند، عبارتند از:
ـ پرواز به عرش اعلی / جهاددانشگاهی، دانشگاه مازندران‏.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 2:43 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ششم اردیبهشت و همزمان با سالروز شهادت حجت‌الاسلام مهدی شا‌ه‌آبادی، سالروز گرامیداشت شهدای روحانی نامگذاری شده است./
 مهم‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون درباره شهدای روحانیت در دوران دفاع مقدس منتشر شده‌اند، عبارتند از:

 

کتابشناسی شهدای روحانی

ششم اردیبهشت و همزمان با سالروز شهادت حجت‌الاسلام مهدی شا‌ه‌آبادی، سالروز گرامیداشت شهدای روحانی نامگذاری شده است./
 مهم‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون درباره شهدای روحانیت در دوران دفاع مقدس منتشر شده‌اند، عبارتند از:

ـ شهدای روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر (جلد 1) / علی ربانی خلخالی / پیام اسلام‏ / 1361.
ـ شهدای روحانیت‏ (جلد 2) / حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی / 1362.
ـ شهدای روحانیت‏ (جلد 3) / حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی / 1362.
ـ شهدای روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر (جلد 2) / علی ربانی خلخالی / 1362.
ـ روحانیون شهید شیراز/بنیاد شهید انقلاب اسلامی،واحد فرهنگی/ 1362.
ـ شهدای روحانیت‏ (جلد 4) / حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی / 1364.
ـ شهدای روحانیت‏ (جلد 5) / حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی / 1364.
ـ محو جمال دوست‏ / گروهی از طلاب رزمنده زرند کرمان‏ / سازمان مدارک فرهنگی


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 2:41 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

علی مؤذنی  چاپ سوم دو رمان‌ علی مؤذنی با نام‌های "ظهور" توسط انتشارات نیستان و "نه آبی نه خاكی" توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد.
علی مؤذنی  درباره آثار برگزیده خودگفت: كتاب"ملاقات در شب آفتابی" سال 1376 اثر برگزیده شد و در سال 1385به چاپ ششم رسید.
 كتاب"ملاقات در شب آفتابی" درباره خاطرات جانبازی است كه در میان نوشته‌های خود، از دو جانباز دیگر كه از همسنگرانش بودند،‌ یاد می‌كند.
 مؤذنی همچنین درباره كتاب"قاصدك" گفت: این كتاب در قالب داستان كوتاه نوشته شده و در سال 1373 مورد تجلیل واقع شد.
مؤذنی، آثار برگزیده دیگری هم دارد. وی درباره انگیزه خود از نوشتن داستان دفاع مقدس گفت: در دهه 70 احساس خاصی نسبت به رزمنده‌ها، شهدا، جانبازان و خانواده‌های آنها داشتم. پس دست به قلم شدم تا درباره كسانی كه به خاطر آرمان‌هایشان به جبهه‌ رفتند بنویسم و از آنها قدردانی كنم.
 در حال حاضر مشغول نوشتن دو فیلمنامه "ملیكا" و "روایت انجیل برنابا از مسیح" هستم كه خارج از موضوع دفاع مقدس است. 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 2:40 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ای خوشا اندیشه ای همچون شهیدان داشتن
جان رها کردن به در همواره جانان داشتن
923
گر چه شد گلگون ز خون قد رسایت ای شهید
گر چه شد افسرده دلها از برایت ای شهید
گر چه دست از جان بشستی در ره احقاق حق
عمر جاویدان گرفتی از خدایت ای شهید

925
ترا جانا سر سودای ما نیست
و یا از حسن خود پروای ما نیست
اگررفتند یارانم از این خاک
بدان اینجا از این پس جای ما نیست

930
ای خوشا اندیشه ای همچون شهیدان داشتن
جان رها کردن به در همواره جانان داشتن
تن به سازش در ندادن با خدانشناس
حس نفرت تا ابد با خط شیطان داشتن
 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 8:06 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

هر چند بیشتر این فیلم سازان از عرصه دفاع مقدس خداحافظی کرده و یا حداقل تمرکز گذشته را بر این گونه سینمایی ندارند اما این نکته غیر قابل انکار است که بخش عمده امیدواری‌ها به احیا سینمای دفاع مقدس، به واسطه تجدید خاطره این فیلم‌ها و نزدیک شدن به حسی نوستالژیک است که مخاطب قصد تکرار آن را دارد.

 

مقدمه

 

مرور فهرست فیلم سازان برجسته سینمای دفاع مقدس که آثاری ماندگار در این حیطه دارند این وجه را برجسته می‌کند که بیشتر آنها امروز به تجربه در دیگر گونه‌های سینمایی روی آورده‌اند.

 

سینمای دفاع مقدس در دورانی که پاسخی روشن برای چرایی به حاشیه رفتن و مهجور واقع شدن آن وجود ندارد، همچنان مقطع طلایی و قله‌های ماندگار خود را مدیون فیلمسازانی است که با ساخت آثاری شاخص هنوز یاد این دوران را در ذهن تماشاگران زنده نگه داشته‌اند.

 

هر چند بیشتر این فیلم سازان از عرصه دفاع مقدس خداحافظی کرده و یا حداقل تمرکز گذشته را بر این گونه سینمایی ندارند اما این نکته غیر قابل انکار است که بخش عمده امیدواری‌ها به احیا سینمای دفاع مقدس، به واسطه تجدید خاطره این فیلم‌ها و نزدیک شدن به حسی نوستالژیک است که مخاطب قصد تکرار آن را دارد.

 

 

مرحوم رسول ملاقلی‌پور

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 7:53 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

جانباز شیمیایی آزاده، دکتر ضرغام صادقی آب گرم مکان، در دی ماه سال 1344 در روستای «مراسخوان علیا» در استان فارس به دنیا آمد.

او با آغاز جنگ تحمیلی، به سوی جبهه­های نبرد شتافت و در سال 1364 در عملیات قدس 3 در منطقه عملیاتی دهلران با استنشاق گاز سارین و اعصاب؛مجروح شیمیایی شد و به اسارت نیروهای بعث صدام درآمد.

پس از رهایی از بند اسارت در سال 1369 ادامه تحصیل داد و یک سال بعد موفق به اخذ دیپلم تجربی شد و پس از آن با قبولی در آزمون سراسری در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز مشغول به تحصیل شد و در سال 1378 دانش آموخته گردید.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:49 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

در سال 1348، در روستای خانقاه در حومه شهرستان رشت، مرکز استان گیلان دیده به جهان گشود.

 

او در خانواده ای مذهبی و روحانی پرورش یافت. در سن 7 سالگی در زادگاهش به مدرسه رفت و تا پایان دوره ابتدایی به ادامه تحصیل داد.

وی در حال تحصیل و در حالی که تنها 14 سال داشت، با هدف حراست از میهن اسلامی عازم جبهه شد و تا پایان جنگ به طور متناوب در مناطق مختلف عملیاتی حضور داشت.

علی در سالهای 1364،1365و 1366 در مناطق عملیاتی سلیمانیه و شلمچه و در عملیات قادر، نصر8 و کربلای 4و 5 از نواحی دست و پا و گوش مجروح و همچنین دچار موج گرفتگی شد.

اما بیشترین عامل مجروحیت او به خاطر بمباران شیمیایی دشمن بعثی در منطقه شلمچه در سال 1366 و  استنشاق گاز خردل بود.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:42 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 گذر جنگ از ذهنیت نویسنده
در میان نویسندگان جهان چهره‌ای را نمی‌توان یافت كه حد اقل یك كار بلند یا كوتاه در زمینه جنگ نداشته باشد،هم اكنون بیش از 60 سال از پایان جنگ جهانی دوم می‌گذرد و ادبیات بسیاری از كشورهای درگیر با آن خاطرات تلخ همچنان از فضای خشونت بارحاكم بر جامعه آن روزها می گوید. ادبیات جنگ گونه‌ای ازادبیات ماندگار جهانی است كه سعی می‌كند جنگ و پس زمینه‌های آن را به شكلی ملموس ارائه دهد،گونه‌ای كه چه به شكل مستقیم و چه غیرمستقیم ذهنیت بسیاری از نویسندگان را در‌گیر كرده و باعث نوشته شدن كارهای بزرگی شده كه امروزه بر بلندای ادبیات داستانی جهان می‌درخشند. جرقه‌های اولیه اینگونه نوشتن با حضور چند نفر از نویسندگان در جنگ آغاز شد،نویسندگانی كه با دید موشكافانه خود به شكلی مستقیم با این مشكل بزرگ انسانی روبه‌رو بودند و طبیعی است كه نظر آنها در این باره نظر مثبتی نبود و بر همین اساس نمی‌توان رگه‌های ضدجنگ رادر كارهایشان نادیده گرفت. به جرات می‌توان گفت اغلب كارهایی كه در چارچوب ادبیات جنگ می‌گنجند كارهایی ضد جنگند حتی اگر هدف نویسنده اثبات این نظریه نبوده باشد،منظور آن است كه اگر نویسنده‌ای به‌طور مثال قصد تعریف و تمجید از یك فرمانده را داشته باز هم او را به عنوان یك محكوم محیط معرفی كرده و دیدی ترحم انگیز به او دارد.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:24 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

خاطرات شهید محمدحسن نظرنژاد از فرماندهان جنگ
شهید محمد حسن نظر نژاد ،  بیش از 140 ماه در میدان‌های نبرد  حضور داشته اند . در عملیات آزاد سازی سوسنگرد یک چشم خور را ازدست می دهند و مجروح می شوند.بعد از مداوا در عملیات دیگری یک گوش خود را از دست می دهند و مجروح می شوند. بعد از مداوا در یک عملیات دیگر کمر ایشان می شکند و مجروح می شوند .در عملیات های دیگر ترکش به سر ، سینه ، شکم ، دست ، پای ایشان برخورد می کند و مجروح می شوند . بعد از مداوا در عملیات های دیگر یک دست و یک پای ایشان می شکند و مجروح می شوند . ایشان جانباز 90 % بوده اند که بعد از جنگ ، در یک ارتفاع کوهستانی تنگی نفس می گیرند و به درجه رفیع شهادت نائل می شوند.
 این كتاب، حاصل گفت‌وگوی 36 ساعته سید حسین بیضایی با شهید نظرنژاد در سال 1374 و اوایل 1375 است كه به شكل ویدیویی ضبط شده و اكنون از سرنوشت آن فیلم‌ها خبری در دست نیست، اما كلمه‌ها و جمله‌های آن مصاحبه‌ها پس از ضبط، روی كاغذهای سفید آمده و ماندگار شده‌اند.
برای تدوین خاطرات اولیه از قلم مصطفی رحیمی سود جسته شده و همه پانوشت‌های كتاب هم از متن خاطرات به پایین صفحه‌ها آمده كه گفته‌های خود شهید بابانظر است.
شكل روایت كتاب از ابتدا تا انتها به صورت اول شخص مفرد و از زبان شهید محمدحسن نظرنژاد است كه به صورت خطی، از زمان تولد آن شهید در سال 1325 در یكی از روستاهای اطراف مشهد شروع و به ابتدای سال 1375 (چند ماه قبل از شهادتش) ختم می‌شود.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:19 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  چاپ هشتم رمان «سفر به گرای 270 درجه» نوشته احمد دهقان  در 264 صفحه و قطع رقعی، از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار كتاب شد.
 رمان «سفر به گرای 270 درجه» حکایت ناصر، رزمنده‌ای جوان است که مشق و درس را رها می‌کند و به همراه دوستش علی روانه منطقه جنگی جنوب می‌شود. ناصر در آنجا ضمن دیدار مجدد با دوستان سابقش، برای یک عملیات مهم آماده می‌شود. در حین عملیات بسیاری از دوستانش شهید و مجروح می‌شوند و خود او نیز که جراحتی سطحی برداشته است، به پشت خط می‌آید و بعد از چند روز به شهر خود بازمی‌گردد و زندگی عادی را از سر می‌گیرد. اما با دریافت تلگراف رسول (دوست نوجوان رزمنده‌اش که خبر از عملیات قریب‌الوقوع می‌دهد) خود را آماده بازگشت به منطقه می‌کند.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:17 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

زندگینامه: داوود امیریان متولد ۱۳۴۹ كرمان است و تا كنون ۲۶ عنوان كتاب منتشر شده در كارنامه اش دارد كه جوایز متعددى را هم نصیب نویسنده اش كرده است.
امیریان فعالیت نویسندگى خود را از سال ۶۹ با نوشتن خاطراتش از جبهه آغاز كرد و در حال حاضر در چند حوزه خاطره نویسى، ادبیات كودك و نوجوان، رمان ، طنز ، زندگینامه داستانى شهدا و فیلمنامه نویسى قلم مى زند. از جمله فیلم هایى كه نوشته و به مرحله تولید رسیده و بر پرده سینما ها به نمایش درآمده، فیلم سینمایى «آخرین نبرد» به كارگردانى حمید بهمنى و «بهشت منتظر مى ماند» به كارگردانى محمدرضا آهنج است.
«فرزندان ایرانیم»، «رفاقت به سبك تانك» و «دوستان خدا حافظى نمى كنند»، «داستان بهنام »، «داستان مریم»، «تولد یك پروانه» و «جام جهانى در جوادیه» از جمله معروف ترین آثار داستانى این نویسنده است كه تاكنون چهار دوره جایزه كتاب سال، ادبیات دفاع مقدس ، كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان و ده ها جایزه دیگر را نصیب نویسنده اش كرده است .
از دیگر آثار امیریان می‌توان به «آخرین گلوله صیاد» زندگینامه داستانی شهید صیاد شیرازی و «داستان مریم» زندگینامه داستانی شهید مریم فرهانیان اشاره كرد.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:16 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   رمان «بوومه شین» نوشتة محمدعلی قاسمی در شمارگان 5000 نسخه توسط نشرصریر به قیمت 20000 ریال و در 227 صفحه درسال 1385 منتشرگردید.
«طنین تازه ای می وزید انگار. شبیه همان صدایی كه از دهانة«دوزلة» ایلیاتی قومی كهنسال به گوش می رسد. نرمه بادی می وزید و با خود بازتاب صدای سیال موسیقی بومی ای را به همراه داشت كه از آن سوی هزاره ها به این سوی زمان وزیدن گرفته بود. باد انگار، نامه رسانی بود كه اسب وحشی خود را هی می كرد و به تاخت می آمد. نامه ای بود با باد كه «ویر» گذشته را نشان می داد: نه! كاك«ناصر» عزیز این طور نبود! حداقل این طورها كه می گویند نبود! حالا كه من، یا بهتر بگویم كه ما نیستیم و داستان رنج و آوارگی مان را به گوش تو رسانده اند، می خواهم گوشه ای از واقعیت ها را بگویم. می خواهم نامه ای برایت بنویسم، نامه ای بر پوست آسمان و با قلم ابر. كاغذ نامه ام برای آن از جنس آسمان است كه ما هیچ وقت آسمانی آبی و یكرنگ كه مال همه باشد، نداشته ایم. قلمی از جنس ابركه كلمات در آن بر پوست آسمان سر می خورند، برای آن است كه گریه های ناتمام ما را برتو بگریند. نمی دانم ازكجا باید شروع كنم؟ ما چند نفربودیم كاك«ناصر» ! چندنفركه شكل لباس هامان مثل هم بود، اما زمان ورود به آنكارا همه شان را عوض كردیم. آنجا از رنگ وشكل لباس ها واهمه داشتند، یا شاید ما می ترسیدیم….» و رمان این گونه پایان می یابد: «آه كاك«ناصر» عزیز! اینجا، كناراین قایق واژگون شده، و برفراز این دریای درد، همه با آن نگاه های اشكبار و چهره های غرق درخون وخستگی، تنهایی خود را به مویه نشسته اند.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:13 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  مرزی بین خیال و واقعیت: رمان «عقرب روی پله های راه آهن اندیمشك یا از این قطار خون می چكد قربان!» نوشتة حسین مرتضائیان آبكنار در سال 1385  توسط نشرنی به تیراژ2200 نسخه و در83  صفحه منتشرگردید.
 شخصیت اصلی داستان(مرتضی) در مسیر جبهه تا اندیمشك با سفری غیر واقعی و مناظری ذهنی رو به روست. مرتضی كه به تازگی خدمت سربازی اش را تمام كرده است، هنوز درتوهم دوران خدمت سربازی به سر می برد و اتفاقاتی كه در آنجا برایش افتاده است. درواقع راوی داستان(یعنی مرتضی)یك رزمنده ترخیص شده موجی است كه تصاویر برای او درهم ریخته است و او گاه درك درستی از واقعیت و توهم ندارد. به طوری كه حتی به نظرش با فرماندهان شهید جنگ رو به رو می شود، انگار مرتضی در برزخ زندگی و شهادت گیركرده است. از دیگر سو، او بعد از شهادت دوست صمیمی اش سیاوش ـ كه دچار لكنت زبان است ـ با او احساس همذات پنداری دارد و گاه احساس می كند كه سیاوش همراه اوست وگاه حتی با شخصیت او درهم می آمیزد؛ چنانكه درپایان داستان شاهد این ماجرا هستیم:«چشم باز كرد و دژبانی را دید كه باتوم به دست بالای سرش ایستاده .
ـ مال كدوم گروهانی؟
دژبان سر باتوم را آهسته می زد به ستونی كه او بهش تكیه داده بود.
ـ م م من … ش ش ش شهید ش شده ام!»


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:11 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 16 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
درباره وبلاگ

یادمان8سال مقاومت وپایداری رامدیون شهدای گرانقدرجنگ تحمیلی هستیم دراین وبلاگ به خاطرات وسلحشوری های شهیدحسین پیرامی می پردازیم وخاطرات این شهیدعالی قدرودیگرشهیدان میهن اسلامیمان راپاس می داریم
آمار و بازدید ها
کل بازدید:247969
تعداد کل مطالب : 371
تعداد کل نظرات : 17
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 31 شهریور 1392 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 2 مهر 1389