شهداودفاع مقدس
مامدیون شهداوایثارگران هستیم
موضوعات
دیگر امکانات
تماس با ما


‌‌با من سخن بگو دوکوهه (قسمت اول)


‌‌آخرین روز اسفند ١٣٦٧، اندیمشک‌
‌‌اگر بپرسی دوکوهه کجاست، چه جوابی بدهیم؟ بگوییم دوکوهه پادگانی است در نزدیکی اندیمشک که بسیجی‌ها را در خود جای می‌داد و بعد سکوت کنیم؟ پس کاش نمی‌پرسیدی که دوکوهه کجاست، چرا که جواب گفتن به این سؤ‌ال بدین سادگی‌ها ممکن نیست. کاش تو خود در دوکوهه زیسته بودی که دیگر نیازی به این سؤ‌ال نبود. اگر آنچنان بود، شاید تو هم امروز با ما به دوکوهه می‌آمدی؛ ماه‌ها بعد از ختم جنگ، روز تحویل سال.

گفته‌اند: شرف المکان بالمکین _ اعتبار مکان‌ها به انسان‌هایی است که در آنها زیسته‌اند _ و چه خوب گفته‌اند. دوکوهه پادگانی است در نزدیکی اندیمشک که سال‌های سال با شهدا زیسته است، با بسیجی‌ها، و همه‌ی سر مطلب در همین‌جاست.

اگر شهدا نبودند و بسیجی‌ها، آنچه می‌ماند پادگانی بود درندشت، با زمین‌هایی آسفالته، خشک و کم دار و درخت، ساختمان‌هایی معمولی، کوتاه و بلند، و تیرک‌هایی که بر آن پرچم نصب کرده‌اند. اما دوکوهه سال‌ها با شهدا زیسته است، با بسیجی‌ها، و از آنها روح گرفته است؛ روحی جاودانه. دوکوهه مغموم است، اما اشتباه نکنید! او جنگ را دوست ندارد، جمع باصفای بسیجی‌ها را دوست دارد، جمع شهدا را؛ آرزومند آن عرصه‌ای است که در آن کرامات باطنی انسان‌ها بروز می‌یابند.

‌‌داخل پادگان خالی دوکوهه‌
 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 10:06 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

یک لشگر را یک جوان بیست و چهارـ پنج ساله اداره می کنددر حالی که در هیچ جای دنیا افسری به این جوانی پیدا نمی شود که یک لشگر را اداره کند . چند صد نفر یا چند هزار تا انسان را این رهبری می کند ، در کجا؟ نه در مسافرت به سوی فلان زیارتگاه یا فلان ییلاق ،‌در میدان جنگ ، زیر آتش ،‌در مقابله با تانکهای دشمن با وجود آن همه مانع یک جوان بیست و چند ساله، چند هزار آدم را شما می بینید دارد هدایت می کند؛


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 9:47 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 
آقا امام زمان (عج)، شهدای دفاع مقدس، داستان هایی از شهیدان
در اولین روزهای پس از فتح خرمشهر پیکر ۲۵ تن از شهدای عملیات آزادسازی خرمشهر را به شیراز آورده بودند. پس از اینکه جمعیت حزب الله بر اجساد مطهر این شهیدان نماز خواندند، علمای شهر مسئولیت تلقین شهدا را بر عهده گرفتند. هنگامیک ه من به درون قبر یکی از این عزیزان رفتم و شروع به خواندن تلقین نمودم با صحنه ای بس عجیب و تکان دهنده مواجه شدم، تا جائیکه تلقین را نیمه کاره رها کردم و از قبر بیرون آمدم. ماجرا از این قرار بود که هنگام قرائت نام مبارکه ائمه (ع) در تلقین، به محض اینکه به نام مبارک حضرت صاحب الزمان (عج) رسیدم، دیدم که شهید انگار زنده است، چشمانش باز شد و لبخندی زد.

منبع: کتاب حدیث عشق
راوی: آیت الله حائری شیرازی
 

bavelayat.persiangig.com


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:56 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

خلاصه داستان :
يك سرگرد خلبان به نام «ناصر خرسندي» پسر فلج خود، «حميد» را همراه همسرش «اكرم»، براي معالجه به فرانسه مي فرستد. آن ها در خانه ي‌ «مجيد»، برادر «اكرم» ‌ساكن مي شوند. يك گروه تروريستي آن ها و زن مسن صاحب خانه را در داخل آپارتمان به گروگان مي گيرند و با ارسال نوار ضبط شده اي براي «ناصر» از او مي خواهند كه براي نجات گروگان ها هواپيماي خود را در خاك عراق فرود آورد. از طرف ديگر شوهر زن صاحب خانه كه از غيبت همسرش نگران شده ماجرا را به پليس اطلاع مي دهد و در طي عملياتي براي نجات دادن گروگان ها افراد مهاجم و «مجيد» كشته مي شوند. «ناصر» كه هواپيماي خود را به پرواز در آورده، بدون اطلاع از اين موضوع، پايگاه دشمن را بمباران مي كند.

 
ليست كامل عوامل فيلم آخرين پرواز (1368)
گروه كارگرداني
۱- احمدرضا درويش
....
كارگردان
گروه فيلمنامه
۱- احمدرضا درويش
....
نويسنده
گروه بازيگران
۱- فرامرز صديقي
....
 
۲- سرور رجايي
....
 

ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:47 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   علی الله سلیمی:دوست دارد در دفاع ازمملکت و شهر خود شركت داشته باشد. پدرش برای دفاع رفته است و از سرنوشت او خبر ندارند، مادر نیز در اوایل حمله عراق تیر خورده و كشته شده است. همچنین باید مراقب خواهر بزرگ‌تر خود نیز باشد. شهر نیز از سكنه خالی شده است و در ضمن باید رزمنده هم باشد. رمان این فضاها را به ما می‌دهد و می‌گوید كه این نوجوان این همه مسوولیت نیز دارد. اما در طول رمان خواننده با فضای جنگ آشنا نمی‌شود.گویی فضای داستان حاکی از یك درگیری شهری است كه انگار به‌زودی خاتمه می‌یابد. انگیزه یا بهانه حمله از طرف عراق ناپیداست. با اینكه جنگ هنوز در خرمشهر است اطلاعات دقیقی از نكات جنگ و مكان‌های دقیق نداریم. با توجه به زاویه دید كه دانای كل است اطلاعات عمومی كم است. شهر خالی از شور و هیجان جنگ است. دفاع یك دفاع سطحی و كمرنگ است. در طول شهر فقط سیما و مریم هستند كه رفت و آمد می‌كنند، این دو نفر باید به همه كارها رسیدگی كنند. كمك در تقسیم مهمات، نام‌نویسی از متقاضیان، ‌جمع كردن كمك‌های اولیه،‌ حضور در بیمارستان،‌ خلاصه جنگ فراگیر نشان داده نمی‌شود. گویا جنگ قبیله‌ای است. فضای كلی رمان بدین‌گونه است خالی از اشاره‌ای كوتاه كه در این فضا گم می‌شود. جنگ اگر خانمانسوز است تحمیلی است و احیاناً حوادث جنبی دارد باید به شكلی پرداخت شود كه خواننده بیگانه فضای آن را درك كند و بپذیرد. توجیه جنگ به‌خصوص به شهر خاص باید توجیهی بیگانه‌پسند داشته باشد.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:43 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

    «حرمان هور» دستنوشته های شهید احمدرضا احدی، به اهتمام علیرضا كمری، تولید دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری ، توسط انتشارات سوره مهر به چاپ ششم رسید.
 این كتاب حاوی دستنوشته ها و خاطرات شهید احمدرضا احدی در دوران جنگ ایران و عراق است كه اولین بار در سال67 منتشر شده اند.
احمد رضا احدی در آبان ماه سال 1345 خورشیدی در شهرستان اهواز در خانواده ای مذهبی و سنتی زاده شد. وی با شروع جنگ تحمیلی همراه خانواده به زادگاه پدر و مادر خویش(ملایر) بازگشت. سال 64 در رشته پزشكی وارد دانشگاه شد. وی همزمان در این دوران در جبهه های جنگ حضور داشت و در تمامی نبردها از نفرات فعال گردانها و دسته ها بود. در مدت 4 سال حضور در جبهه بارها مجروح شد و سرانجام در عملیات كربلای5 در اسفند ماه سال 65 به شهادت رسید .
گفتنی است تمامی یادداشت های این اثر در نوبت های متوالی در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است.
یادداشت های شهید احدی انعكاس دهنده وقایعی در جبهه های جنگ ایران و عراق است كه در نوع خود بدیع و دست نخورده است. یاددشت هایی از عملیات های مختلف، شهادت همرزمان ، خاطرات شخصی و ...
لازم به ذكر است این كتاب در232 صفحه رقعی و با قیمت2000 تومان به چاپ رسیده است .


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:37 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 زندگی، منشور دوّاری است كه هر لحظه جلوه‌های نوین و بس بدیعی را در منظر درك و احساس ما می‌نشاند. هنرمند كسی است كه با كمند خلاقیت خویش، جلوه‌ای از این جلوه‌های بی‌نهایت را فراچنگ آورده و لایه‌های حقیقت را در فرآیندی هنرمندانه آشكار می‌سازد. موضوعات، شخصیت‌ها و حوادث در نسبتی معقول بین محتوا و ساختار، در تكوینی توأم با خلاقیت، هستی و حیات تازه‌ای می‌یابند و به صورت جریانی معنوی و شورانگیز در روح و جان مخاطب سیلان یافته و حقیقت زندگی، با انگیزشی از احساس و شعور، پرده‌ای از پرده‌های راز از خویش برمی‌گیرند.
داستان و رمان متعهد، بر بستری از خلاقیت و خمیرمایه‌ای از زیبایی، تفسیرگرِ حقیقت زندگی در باور و اعتقاد مخاطبان خویش است، و چون از حقیقت زندگی می‌گوید، به حدّ‌ عمقی كه یافته، پیچیدگی‌های روح و جان آدمی و لاجرم زندگی و حیات را می‌گشاید، و در فراسوی برانگیختگی احساس، همنشین رازهای سر به مُهر آفرینش می‌شود.
برخی از رمان‌های جنگ، تصویرگر حوادثی هستند كه در متن جنگ رخ داده‌اند، و برخی دیگر نیز به بازی‌های اجتماعی، فردی، احساسی، ‌عاطفی و اعتقادی آن پرداخته‌اند. چه بسا كه نوع اخیر این رمان‌ها، بتوانند فضایی ملموس‌تر و احساس برانگیزتر از رمان‌های نوع نخست در باب هویت تاریخی یك جنگ و تاثیرگذاری آن بر لایه‌ها و زوایای پنهان روح و احساس آحاد یك جامعه، ارائه دهند.
به هر حال این حقیقت قابل كتمان نیست كه آدمی در هر حال، هر زمان و در هر مكان نیازمند قصه و داستان و قصه‌گویی است، و هر دوره‌ای از زندگی ما آدمیان، قصه و داستان خود را دارد و انسان امروز، ‌نیازمند داستان و رمان امروزین است.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:30 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   «خورشید شلمچه» عنوان مجموعه خاطرات جمع آوری شده توسط سید علی بنی لوحی از فرمانده حسینی مسلک لشکر امام حسین (ع) است. از فرماندهان بزرگ هشت سال دفاع مقدس، که در این مجموعه خاطراتی از رفتار و مسلک او جمع آوری شده است.
در این مجموعه خاطرات به صورت پراکنده و فارغ از سیر زمانی به بیان خاطرات می پردازد ولی در انتهای آنها از حالات و فرامین او در لحظات قبل از وصال سخن می گوید. ساعات و روز هایی که در نظر اطرافیان وی به یاد ماندنی تر جلوه می کند زیرا هر چه به آن لحظه نزدیک تر می شدند بیشتر در دلها می نشستند. پس از آن بخشی با عنوان کلام نور، پیام آیت الله خامنه ای به مناسبت شهادت این سردار، گنجانده شده است. سپس کلام یاران او را در مورد او با نام جام لحظه ها دیده می شود و در انتها تعدادی از تصاویر ایشان را مشاهده می کنیم
چهره این فرمانده توسط همرزمانش به گونه ای ترسیم شده است که یادآور انسانی است که بسیار پایدار و محکم و در عین حال نرم و محبوب است. آن چنان که گویی حساب و کتاب جداگانه ای با خدای خود دارد آنقدر که خستگی ها را از یاد می برد و برای هدفش خستگی نمی شناسد.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:28 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   درونمایه اصلی این مجموعه داستان‌های كوتاه، معرفی نقش و حضور مثبت زنان ایران در سال‌های داع مقدس است‌‌. كتاب از 11 داستان با این عناوین تشكیل شده است‌: "این‌ جا جبهه است‌"، "بالاتر از عشق‌"، "این خاك بوی عشق می‌دهد"، "پلاك و بازوبند"، "خاطرات سبز"، "یك دنیا عشق‌"، "آرزوی چهارم‌"، "نامه‌‌ای به پدر"، "زبیده‌"، "انتظار"و "هنوز تو را جستجو می‌كنم‌".
داستان "پلاك و بازوبند" از زبان زنی به نام "مریم‌" روایت می‌شود كه با "احمد" مجروح شیمیایی ازدواج می‌كند‌. احمد چند روز پس از مراسم ازدواج، عازم جبهه می‌شود‌. مریم هنگام خداحافظی، پلاك احمد را از او می‌گیرد و بازوبند "یازهرا" را بر بازویش می‌بندد‌. چند روز پس از رفتن احمد، ناگهان خبر ناگواری به مریم می‌رسد‌.‌

عنوان: پلاک و بازوبندنویسنده: امیر حسین انبارداران
ناشر: موسسه کیهان نوبت چاپ: 1 چاپ اول: 1378
شمارگان:3300  تعداد صفحات:96 قطع كتاب: رقعی

www.iricap.com
 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:26 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

این، مجموعه داستان، برای كودكان و نوجوانان سال‌های آخر دبستان و اوایل راهنمایی تالیف و از 4 داستان كوتاه تشكیل شده است، كه هر كدام به نحوی به موضوع جنگ می‌پردازند‌. استورایوبی، روزه، یخ در بهشت و آژیر قرمز، نام‌های این داستان‌هاست و مضامینی چون بچه‌ها و جنگ‌، بمباران هوایی و انقلاب، از جمله موضوعات این كتاب است‌‌. در زیر بخشی از داستان آژیر قرمز انتخاب شده ‌است‌:
"سرم آن چنان درد می‌كرد كه به درد دست و پایم توجهی نكردم‌‌. نمی‌دانم چطور از پله‌های پناهگاه پایین رفتم‌‌. چراغ‌های داخل پناهگاه روشن بود‌. بچه‌ها به یكدیگر چسبیده بودند‌. بعضی‌ها دست‌هایشان را روی سر و گوش‌هایشان گذاشته بودند‌. دیگر از آژیر قرمز نمی‌ترسیدم‌‌.
عنوان: آژیر قرمز نویسنده: ابراهیم حسن بیگی
ناشر: پیام آزادی نوبت چاپ: 3 چاپ اول: 1376
شمارگان:5500 تعداد صفحات:63 قطع كتاب: وزیری

www.iricap.com
 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:24 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

اثر مذكور، یادداشت‌های روزانه شهید غلامعباس قنادان، از رزمندگان دزفولی می‌باشد. شهید قنادان نگارش وقایع جنگ را از تاریخ 25/7/59، یعنی ماه‌های نخستین جنگ شروع و رویدادهای هر روز را با ذكر تاریخ و ساعت ثبت كرده است‌‌. این یادگار ارزشمند در تاریخ 3/1/61 در بیمارستان ذوب آهن اصفهان ناتمام رها شده است.
ایشان در این یادداشت‌ها، وضعیت شهرهای خرمشهر و آبادان و حضور نیروهای مردمی‌ در جهت مقابله با حملات عراقی ها به خرمشهر را توصیف كرده است. همچنین وی با نگارش یادداشت‌هایی از جبهه فیاضیه و كمبود ادوات جنگی‌، از تلاش‌های بنی صدر برای تضعیف دولت انقلابی و روحانیت، و تظاهرات مردمی علیه بنی صدر و سخنان امام در این رابطه‌، مطالبی را عنوان كرده است.
در انتها، گزارشی از حمله به بستان و جبهه كرخه و عملكرد یگان‌های نظامی در جبهه حق علیه باطل ذكر شده است‌
عنوان:آتش در باران نویسنده: غلامعباس قنادان
چاپ اول: 1374 ناشر: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
شمارگان:5500 تعداد صفحات:62 قطع كتاب:رقعی


www.iricap.com


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:22 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

"بچه تهرون" عنوان کتابی است که موسسه شهید آوینی با مشارکت نشر دانشجو در پاییز 1384 به چاپ رسانیده است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات کامران فهیمی که به همت علیرضا اشتری نگارش شده است.
در این کتاب خاطرات اعزام به منطقه، روزهای اول حضور در جبهه، شب های عملیات و رفتار رزمنده ها به خوبی توصیف و تبیین شده است.
کامران فهیم رزمنده ای است که در سنین نوجوانی عازم جبهه می شود و محیط جبهه تاثیرات شدیدی بر او می گذارد و او هم می خواهد بهترین دوران خود را برای نسل آینده و کسانی که از آن صحنه و انگیزه های الهی دور بوده اند، به تصویر بکشد.
او بازگو می کند صحنه شهادت یکی از همرزمانش را که برای اولین بار شاهد این لحظات بوده است. حرکات و نگاههایش را تصویر می کند و آن شهادت هنوز در خاطرش زنده است و با یاد آن هر بار منقلب می شود.
او از نوجوانی سخن می گوید که در همان ابتدای ورود به گردان به دنبال قبر و نیایش و شب زنده داری است. روحیات و رفتار این نوجوان برایش جلب توجه می کند. نوجوانی با نام حسین که نماز شبش ترک نمی شود و عاقبتش همچون همه شیفتگان به شهادت ختم می شود.
در جای دیگر از سختی ها و خطرات جبهه سخن به میان می آورد. از حجم آتش دشمن و مسائلی را که در شناسایی برایشان اتفاق افتاده بازگو می کند.
عنوان کتاب یعنی "بچه تهرون" از آخرین خاطره این کتاب الهام گرفته شده است که جریان تحول و شهادت شخصی است معروف به بچه تهرون؛ که گذشته خوبی ندارد و از خلاف کارها بوده است و در این خاطره از اولین برخورد او تا سخنان قبل از شهادت به زیبایی به نگارش درآمده است.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:21 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   درباره این شهید كتاب هایی به رشته تحریر درآمده است. این سردار شهید از فرماندهان به نام سال‌های آغازین دفاع مقدس است.

مهم‌ترین کتاب‌هایی که در باره شهید غلامحسین افشردی( حسن باقری) به چاپ رسیده‌ است عبارتند از:
-سیرت سرداران‏ (جلد 1) / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / 1366
-سقای بسیج‏/ حسن بنی‌عامری / بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس/1374
-پیراهن‏سفید/ سمیرا اصلان‏پور؛ تصویرگر عباس‏پور/ کنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران‏/ 1376
-چشم بیدار حماسه‏ / محمد خسروی / کنگره‏ بزرگداشت‏ سرداران ‏شهید سپاه ‏و 36 هزار شهید استان ‏تهران/ 1376
-چشم جبهه‏ها /سمیرا اصلان‌پور / کنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران‏ /1376
-هفت بند التهاب‏ / عباس مشفق کاشانی / کنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران‏/ 1376
-تا ماه کامل شود / سمیرا اصلان‌پور / کنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران‏ /1377
-یادگاران‏ (جلد 4) / به‌کوشش فرزانه مردی / روایت فتح‏ / 1381
-مسافر / داود بختیاری دانشور /دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏/ 1381
-خانه کوچک، زندگی بزرگ‏/ مرتضی سرهنگی / کمان‏/ 1382
-لوطی و آتش‏ / رحیم مخدومی شربیانی / نشر صریر/ 1384
-شهید حسن باقری/ غلامعلی رشید/ شکیب‏/ 1384

 


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:19 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

چاپ اول یادداشت‌های برگزیده "مرتضی سرهنگی" با عنوان "حرف ما" در نمایشگاه کتاب عرضه می شود.
 «حرف ما» مجموعه یادداشتهای مرتضی سرهنگی در دوهفته نامه "کمان" است که در کنار یادداشت‌های "هدایت الله بهبودی" با عنوان "ستون اول" منتشر می‌شد.
مرتضی سرهنگی مسئول دفتر مرکز ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری در این باره گفت: «نوشته‌ای که بخواهد شان و منزلت یک عنوان کتاب را داشته باشد، آسان به دست نمی‌آید. حتی برای چاپ کتاب "حرف ما" تردید داشتم و به همین خاطر از 100 یادداشت، 30 یادداشت را انتخاب کردم به این امید که شاید بعضی‌هایش به درد دیگران بخورد.»
30 یادداشت برگزیده این کتاب با موضوعات داستان کوتاه، سینما، خرمشهر، قدرت ارتش عراق و... است که پیوندی محکم و ناگسستنی با جنگ دارد.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:17 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

بیست و یكم فروردین، نهمین سالگرد شهادت شهید سپهبد علی صیاد شیرازی (1323 ـ 1378) است._
به گزارش خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا) علی صیاد شیرازی، سال 1323 در شهرستان درگز از توابع استان خراسان متولد شد.
وی پس از اخذ مدرک دیپلم وارد دانشکده افسری شد و در مهرماه سال 1346 با درجه ستوان دومی (در رسته توپخانه) به ارتش راه یافت.
صیادشیرازی در سال 1353 برای آموزش نیروهای نظامی به اصفهان رفت. او در اصفهان با تشکیل کلاس‌های مذهبی و شرکت در جلسات بحث‌های دینی، ساواک را نسبت به خویش حساس كرد و با اوج‌گیری انقلاب انزجار خویش را از نظام پهلوی علنی کرد. به همین علت در 19 بهمن ماه دستگیر و زندانی شد.
وی با پیروزی انقلاب از زندان رهایی یافت و به همراه سردار رحیم صفوی و حجت الاسلام سالک از پادگان اصفهان محافظت كرد.
علی صیاد شیرازی با درجه سرگردی به غرب ایران رفت و با یاری دیگر دوستان و همرزمان خود، ‌سنندج را از دست گروهك‌ها آزاد کردند. مدتی بعد با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب شد. اما ابوالحسن بنی‌صدر ـ رئیس جمهور وقت ـ او را از کار برکنار كرد. با حضور شهید رجائی در سمت ریاست جمهوری صیادشیرازی بار دیگر به ارتش بازگشت و قرارگاه حمزه سید‌الشهدا را تأسیس کرد.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ یک شنبه 7 آذر 1389 7:15 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 16 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
درباره وبلاگ

یادمان8سال مقاومت وپایداری رامدیون شهدای گرانقدرجنگ تحمیلی هستیم دراین وبلاگ به خاطرات وسلحشوری های شهیدحسین پیرامی می پردازیم وخاطرات این شهیدعالی قدرودیگرشهیدان میهن اسلامیمان راپاس می داریم
آمار و بازدید ها
کل بازدید:247895
تعداد کل مطالب : 371
تعداد کل نظرات : 17
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 31 شهریور 1392 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 2 مهر 1389