شهداودفاع مقدس
مامدیون شهداوایثارگران هستیم
موضوعات
دیگر امکانات
تماس با ما


"بچه تهرون" عنوان کتابی است که موسسه شهید آوینی با مشارکت نشر دانشجو در پاییز 1384 به چاپ رسانیده است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات کامران فهیمی که به همت علیرضا اشتری نگارش شده است.
در این کتاب خاطرات اعزام به منطقه، روزهای اول حضور در جبهه، شب های عملیات و رفتار رزمنده ها به خوبی توصیف و تبیین شده است.
کامران فهیم رزمنده ای است که در سنین نوجوانی عازم جبهه می شود و محیط جبهه تاثیرات شدیدی بر او می گذارد و او هم می خواهد بهترین دوران خود را برای نسل آینده و کسانی که از آن صحنه و انگیزه های الهی دور بوده اند، به تصویر بکشد.
او بازگو می کند صحنه شهادت یکی از همرزمانش را که برای اولین بار شاهد این لحظات بوده است. حرکات و نگاههایش را تصویر می کند و آن شهادت هنوز در خاطرش زنده است و با یاد آن هر بار منقلب می شود.
او از نوجوانی سخن می گوید که در همان ابتدای ورود به گردان به دنبال قبر و نیایش و شب زنده داری است. روحیات و رفتار این نوجوان برایش جلب توجه می کند. نوجوانی با نام حسین که نماز شبش ترک نمی شود و عاقبتش همچون همه شیفتگان به شهادت ختم می شود.
در جای دیگر از سختی ها و خطرات جبهه سخن به میان می آورد. از حجم آتش دشمن و مسائلی را که در شناسایی برایشان اتفاق افتاده بازگو می کند.
عنوان کتاب یعنی "بچه تهرون" از آخرین خاطره این کتاب الهام گرفته شده است که جریان تحول و شهادت شخصی است معروف به بچه تهرون؛ که گذشته خوبی ندارد و از خلاف کارها بوده است و در این خاطره از اولین برخورد او تا سخنان قبل از شهادت به زیبایی به نگارش درآمده است.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:21 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   درباره این شهید كتاب هایی به رشته تحریر درآمده است. این سردار شهید از فرماندهان به نام سال‌های آغازین دفاع مقدس است.

مهم‌ترین کتاب‌هایی که در باره شهید غلامحسین افشردی( حسن باقری) به چاپ رسیده‌ است عبارتند از:
-سیرت سرداران‏ (جلد 1) / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / 1366
-سقای بسیج‏/ حسن بنی‌عامری / بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس/1374
-پیراهن‏سفید/ سمیرا اصلان‏پور؛ تصویرگر عباس‏پور/ کنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران‏/ 1376
-چشم بیدار حماسه‏ / محمد خسروی / کنگره‏ بزرگداشت‏ سرداران ‏شهید سپاه ‏و 36 هزار شهید استان ‏تهران/ 1376
-چشم جبهه‏ها /سمیرا اصلان‌پور / کنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران‏ /1376
-هفت بند التهاب‏ / عباس مشفق کاشانی / کنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران‏/ 1376
-تا ماه کامل شود / سمیرا اصلان‌پور / کنگره بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران‏ /1377
-یادگاران‏ (جلد 4) / به‌کوشش فرزانه مردی / روایت فتح‏ / 1381
-مسافر / داود بختیاری دانشور /دفتر ادبیات و هنر مقاومت‏/ 1381
-خانه کوچک، زندگی بزرگ‏/ مرتضی سرهنگی / کمان‏/ 1382
-لوطی و آتش‏ / رحیم مخدومی شربیانی / نشر صریر/ 1384
-شهید حسن باقری/ غلامعلی رشید/ شکیب‏/ 1384

 

  لوطی و آتش "زندگی نامه ی سردار شهید حسن باقری"


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:19 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

چاپ اول یادداشت‌های برگزیده "مرتضی سرهنگی" با عنوان "حرف ما" در نمایشگاه کتاب عرضه می شود.
 «حرف ما» مجموعه یادداشتهای مرتضی سرهنگی در دوهفته نامه "کمان" است که در کنار یادداشت‌های "هدایت الله بهبودی" با عنوان "ستون اول" منتشر می‌شد.
مرتضی سرهنگی مسئول دفتر مرکز ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری در این باره گفت: «نوشته‌ای که بخواهد شان و منزلت یک عنوان کتاب را داشته باشد، آسان به دست نمی‌آید. حتی برای چاپ کتاب "حرف ما" تردید داشتم و به همین خاطر از 100 یادداشت، 30 یادداشت را انتخاب کردم به این امید که شاید بعضی‌هایش به درد دیگران بخورد.»
30 یادداشت برگزیده این کتاب با موضوعات داستان کوتاه، سینما، خرمشهر، قدرت ارتش عراق و... است که پیوندی محکم و ناگسستنی با جنگ دارد.

"حرف ما" یادداشت‌های کمان در قامت یک کتاب 
 
چاپ اول یادداشت‌های برگزیده "مرتضی سرهنگی" با عنوان "حرف ما" در نمایشگاه کتاب عرضه می شود.
 «حرف ما» مجموعه یادداشتهای مرتضی سرهنگی در دوهفته نامه "کمان" است که در کنار یادداشت‌های "هدایت الله بهبودی" با عنوان "ستون اول" منتشر می‌شد.
مرتضی سرهنگی مسئول دفتر مرکز ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری در این باره گفت: «نوشته‌ای که بخواهد شان و منزلت یک عنوان کتاب را داشته باشد، آسان به دست نمی‌آید. حتی برای چاپ کتاب "حرف ما" تردید داشتم و به همین خاطر از 100 یادداشت، 30 یادداشت را انتخاب کردم به این امید که شاید بعضی‌هایش به درد دیگران بخورد.»
30 یادداشت برگزیده این کتاب با موضوعات داستان کوتاه، سینما، خرمشهر، قدرت ارتش


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:17 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

بیست و یكم فروردین، نهمین سالگرد شهادت شهید سپهبد علی صیاد شیرازی (1323 ـ 1378) است._
به گزارش خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا) علی صیاد شیرازی، سال 1323 در شهرستان درگز از توابع استان خراسان متولد شد.
وی پس از اخذ مدرک دیپلم وارد دانشکده افسری شد و در مهرماه سال 1346 با درجه ستوان دومی (در رسته توپخانه) به ارتش راه یافت.
صیادشیرازی در سال 1353 برای آموزش نیروهای نظامی به اصفهان رفت. او در اصفهان با تشکیل کلاس‌های مذهبی و شرکت در جلسات بحث‌های دینی، ساواک را نسبت به خویش حساس كرد و با اوج‌گیری انقلاب انزجار خویش را از نظام پهلوی علنی کرد. به همین علت در 19 بهمن ماه دستگیر و زندانی شد.
وی با پیروزی انقلاب از زندان رهایی یافت و به همراه سردار رحیم صفوی و حجت الاسلام سالک از پادگان اصفهان محافظت كرد.
علی صیاد شیرازی با درجه سرگردی به غرب ایران رفت و با یاری دیگر دوستان و همرزمان خود، ‌سنندج را از دست گروهك‌ها آزاد کردند. مدتی بعد با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب شد. اما ابوالحسن بنی‌صدر ـ رئیس جمهور وقت ـ او را از کار برکنار كرد. با حضور شهید رجائی در سمت ریاست جمهوری صیادشیرازی بار دیگر به ارتش بازگشت و قرارگاه حمزه سید‌الشهدا را تأسیس کرد.

كتابشناسی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

بیست و یكم فروردین، نهمین سالگرد شهادت شهید سپهبد علی صیاد شیرازی (1323 ـ 1378) است._
به گزارش خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا) علی صیاد شیرازی، سال 1323 در شهرستان درگز از توابع استان خراسان متولد شد.
وی پس از اخذ مدرک دیپلم وارد دانشکده افسری شد و در مهرماه سال 1346 با درجه ستوان دومی (در رسته توپخانه) به ارتش راه یافت.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:15 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

صیّاد ماشین را از پاركینگ درآورد. دنده را خلاص كرد. مهدی گفت: «من در را می‌بندم.»
به طرف در پاركینگ خانه رفت. چند متر آن طرف‌تر رفتگری نارنجی‌پوش جاروی دسته‌بلندش را به زمین می‌كشید و نرمه‌ای خاك بلند می‌كرد. مهدی در را بست. سر كوچه موتورسواری را دید كه سیگار می‌كشد و منتظر است. فكری شد آن شخص كیست این وقت صبح سیگار دود می‌كند؟ رفتگر به طرف ماشین آمد. مهدی سوار ماشین شد و در را بست. صیّاد گفت: «برویم!»
مهدی گفت: «خودم می‌توانم بروم؛ دیرتان می‌شود.»
ـ تعارف می‌كنی؟ خُب دبیرستانت سر راهم است!
رفتگر به ماشین رسید و سلام كرد. صیّاد شیشه را پایین داد و گفت: «علیك‌سلام، بفرمایید.»
مهدی به رفتگر نگاه كرد. جوانی سی‌ودوـ سه ساله بود با ته ریش مشكی و موهای مجعد.
ـ یك نامه داشتم. مشكلی پیش آمده كه به دست شما...
مهدی به آینة ماشین نگاه كرد و دستی به موهایش كشید. ناگهان صدای چند شلیك بلند شد و مایعی گرم شتك زد روی پیراهن سفید مهدی. گیج و منگ به پدر نگاه كرد. خون از سر و سینة صیّاد می‌جوشید. مهدی از ماشین بیرون پرید. رفتگر پرشتاب به طرف موتورسوار دوید. پرید ترك موتور و موتورسوار گاز داد و دور شد. مهدی دوید و درِ خانه‌ها را مشت‌باران كرد. زبانش بند آمده بود. یكی از همسایه‌ها بیرون آمد و وحشت‌زده پرسید: «چی شده آقا مهدی!؟»


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:13 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 مجموعه سربالایی جنگ سه داستان کوتاه را در خود جای داده و می کوشد تا جنگ و مبارزه را پسوند همیشگی زندگی انسانهای آزاده بداند و حکایت کند از سربالایی سختی که در زندگی ما حضور دارد ... خانم صاحبخانه داد می زند : "وصیت هات تموم شده ؟ اومدی ؟ " « پروین خانم ! نمون اینجا . برو لواسون خونه پدر شوهرت خطرناکه گور پدر خونه !» آقای صاحبخانه بر می گردد و به او چشم غره می رود . می روند . در را می بندم و گوش می دهم چند لحظه بعد ، صدای گوش خراش ماشین آمریکایی شان می آید با رفتن آن ها محله ها قرق می شود ... من می مانم و کوچه و ... 
 سربالایی جنگ  نویسنده: قائمی، پروین 
تاریخ انتشار:   تیر 1386

www.iricap.com


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:12 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   
كتاب حاضر، مجموعه طنز داستانی روایی است كه در شصت سكانس داستانی آورده شده است. كتاب با معرفی نویسنده آغاز می‌شود و آرام وارد صحنه‌‌های داستانی طنزآلود امیریان می‌شود كه آن را در 216 صفحه گرد آورده است. محتوای داستانها طنزهای جنگ و جبهه است كه در كنار جنگ، خون و بوی باروت، صحنه‌های خنده‌داری نیز وجود داشته كه از گرمای بیشتر از حد جنگ و سرمای كرخت بی‌خبری جز نشانه رفتن دشمن در سنگر، می‌كاسته است. امیریان با شم طنزی كه داشته این صحنه‌ها را به خوبی شكار كرده است و آن را اكنون كه سالها از پایان جنگ می‌گذرد، هنوز زیبا می‌توان یافت. دست انداختن سربازان به هم، شوخی بی‌موقع فرمانده با رزمنده، دلتنگیها و دلخوریها. از جان‌مایة اصلی طنزهای امیریان است. داوود امیریان در پنجم فروردین 1349 در كرمان به دنیا آمد. به تهران كوچید، سپس راهی جبهه‌ها شد. او در عملیات مختلفی همچون كربلای 1، كربلای 5، بیت‌المقدس 4 و مرصاد شركت كرد و با پایان جنگ به ادامة تحصیل پرداخت. سپس به خدمت سربازی رفت. كتاب حاضر، خاطره‌های طنزآلودی است از این روزها و دورانها، این كتاب مجموعه از «كتابهای طلایی» است كه در جشنواره‌ها یا مسابقات مختلف جوایزی را از آن خود كرده است. این كتاب رتبه اول بخش خاطره در پنجمین دوره جشنواره انتخاب بهترین كتاب دفاع مقدس (1379) دیپلم افتخار، رتبه اول بخش تألیف و تقدیر در نخستین ادب پایداری را به دست آورده است


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:10 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

    مجموعه 8 خاطره كوتاه از 5 نفر «رزمنده بسیجى» كه درسنین نوجوانى داوطلبانه در میدان‏هاى جنگ ایران و عراق حضوریافته‏اند. اسامى این رزمندگان عبارتست از: سید عبدالجواد موسوى،سیدمرتضى شكوفه، حمید قاسمى، حسین بهزاد،محتواى این‏خاطرات ترفندهاى پنهان‏كردن سن كم جهت اعزام به جبهه،دوره‏هاى آموزشى، حكایتى از دوقلوى رزمنده، خاطره‏اى از عملیات‏كربلاى 5، مقاومت مردم خرمشهر، اجراى مراسم نوروز در جبهه‏هاو... مواردى از این قبیل است.
این کتاب توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت تدوین وبا جلدشمیز منتشر شده است.
 مین نخودى! نویسنده: داوود امیریان .
تعداد صفحات: 85 نوبت چاپ: چاپ اول: 1375


www.iricap.com


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:05 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

     پرویز بیگی حبیب آبادی متولد ۱۳۳۳ اردستان است. وی درسال ۱۳۵۲ به نیروی هوایی ایران پیوست و در ۱۳۸۲ با درجه سرهنگی بازنشسته شد. نسل انقلاب و جنگ او را با شعر مشهوری می شناسند كه نمادی از سال های جنگ است: «یاران چه غریبانه، رفتند از این خانه، هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه». وی در حوزه سرایش ترانه و تصنیف نیز فعال است و آثارش را در كاست های سفر، ماه غریبستان و تو می آیی شنیده ایم. از آثار تحقیقی او می توان به آئینه در غبار [تأملی در چهار تذكره شعر فارسی: نصرآبادی، روز روشن، تحفه سامی، مجمع الخوص] اشاره كرد و از مجموعه شعرهایش به «غریبانه»، «آن همیشه سبز» [مثنوی بلند برای شهید همت] و ...
    او هم اكنون در شورای شعر و ترانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فعالیت های فرهنگی خود در حوزه ادبیات ادامه می دهد. شعر وی ساده و صمیمی است و با خواننده به راحتی ارتباط برقرار می كند. او در شعر آئینی دارای آثار ارجمندی است.

 

وبلاگ پرویز بیگی حبیب آبادی

       پرویز بیگی حبیب آبادی متولد ۱۳۳۳ اردستان است. وی درسال ۱۳۵۲ به نیروی هوایی ایران پیوست و در ۱۳۸۲ با درجه سرهنگی بازنشسته شد. نسل انقلاب و جنگ او را با شعر مشهوری می شناسند كه نمادی از سال های جنگ است: «یاران چه غریبانه، رفتند از این خانه، هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه». وی در حوزه سرایش ترانه و تصنیف نیز فعال است و آثارش را در كاست های سفر، ماه غریبستان و تو می آیی شنیده ایم. از آثار تحقیقی او می توان به آئینه در غبار [تأملی در چهار تذكره شعر فارسی: نصرآبادی، روز روشن، تحفه سامی، مجمع الخوص] اشاره كرد و از مجموعه شعرهایش به «غریبانه»، «آن همیشه سبز» [مثنوی بلند برای شهید همت] و ...
    او هم اكنون در شورای شعر و ترانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فعالیت های فرهنگی خود در حوزه ادبیات ادامه می دهد. شعر وی ساده و صمیمی است و با خواننده به راحتی ارتباط برقرار می كند. او در شعر آئینی دارای آثار ارجمندی است.

 

 سه شعر از پرویز بیگی حبیب آبادی
    * فدای چشمت
    برای حضرت موعود(عج)
    سبوسبو «می» فدای چشمت
    پیاله از پی فدای چشمت
    همه بخارا همه سمرقند
    تمامی ری فدای چشمت
    قصیده لطفی اگر ندارد
    غزل پیاپی فدای چشمت
    هزار دیوان هزار دفتر
    دو مثنوی نی فدای چشمت
    دو تیسفون و دو تخت جمشید
    امارت «كی» فدای چشمت
    به پای بسته اگر جهان را
    اگر كنم طی فدای چشمت
    شكسته حالم مپرس از من
    چقدر تا كی فدای چشمت
    اگر منِ من جسارتی كرد
    ببخش بر وی فدای چشمت


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:03 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

"داوود بختیاری دانشور" سال 1346 در تهران متولد شد. وی با لیسانس مدیریت صنعتی و به عنوان كارشناس ادبی و داستان نویس در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری مشغول به كار بود. بختیاری در كمتر از یك دهه توانست جایگاه قابل توجهی را در عرصه ادبیات داستانی برای خود رقم زند. "داوود بختیاری" به خاطر عشق و علاقه خاصی كه به مادر مرحومش داشت، نام خانوادگی وی را كه "دانشور" است به نام خود اضافه كرده بود. در بررسی آثار داستانی توسط معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1380 رمان "می توان تنها رفت" او رتبه دوم را به دست آورد. در یازدهمین جشنواره كتاب سال دفاع مقدس نیز كتاب "خانه ابدی" "داوود بختیاری دانشور" رتبه دوم را به دست آورد. همین كتاب در هفتمین دوره از جایزه ادبی شهید حبیب غنی پور اثر برتر شناخته شد.

كتابشناسی زنده یاد داوود بختیاری دانشور
 كوچ بهاره و ناباورانه داستان نویس جنگ "داوود بختیاری دانشور" همه كسانی كه او را از دور و نزدیك می شناختند، در بهت و حیرت فرو برد. پنجم فروردین و در نخستین روز كاری سال 1387 همكاران "داوود بختیاری دانشور" در حوزه هنری با خبر درگذشت او، رو به رو شدند. همكاران این نویسنده كم و بیش خبر داشتند كه وی مدت هاست از بیماری كبد رنج می برد، اما باورشان نمی شد كه به این زودی شاهد درگذشت او باشند.
"داوود بختیاری دانشور" در آخربن روز سال 1386 (29 اسفند) زندگی را وداع می گوید و با توجه به آغاز تعطیلات سال نو، در بی خبری به خاك سپرده می شود.
 "داوود بختیاری دانشور" سال 1346 در تهران متولد شد. وی با لیسانس مدیریت صنعتی و به عنوان كارشناس ادبی و داستان نویس در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری مشغول به كار بود. بختیاری در كمتر از یك دهه توانست جایگاه قابل توجهی را در عرصه ادبیات داستانی برای خود رقم زند. "داوود بختیاری" به خاطر عشق و علاقه خاصی كه به مادر مرحومش داشت، نام خانوادگی وی را كه "دانشور" است به نام خود اضافه كرده بود. در بررسی آثار داستانی توسط معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1380 رمان "می توان تنها رفت" او رتبه دوم را به دست آورد. در یازدهمین جشنواره كتاب سال دفاع مقدس نیز كتاب "خانه ابدی" "داوود بختیاری دانشور" رتبه دوم را به دست آورد. همین كتاب در هفتمین دوره از جایزه ادبی شهید حبیب غنی پور اثر برتر شناخته شد.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:01 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

متن این تقریظ بدین شرح است: «این یک کتاب منبع، بسیار غنی و ارزشمند است که از آن می‌توان ده‌ها کتاب و فیلم‌نامه و زندگی‌نامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافت‌های حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد.
این مردان بزرگی که نام آن‌ها بسی آسان بر زبان و دل غافل ما می‌گذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هیجائند که سید شهیدان سلام‌الله‌علیه آن‌ها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد.
در روز و شب‌هایی از آبان و آذر 86 صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.»

تقریظ رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بر کتاب همپای صاعقه

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای:
  این کتاب [همپای صاعقه] منبع بسیار غنی و ارزشمند است
تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بر کتاب همپای صاعقه، كارنامه عملیاتی لشكر 27 محمد رسول الله از دی 1360 تا تیرماه 1361 نوشته حسین بهزاد و گل‌علی بابایی، اثر برگزیده ششمین دوره جشنواره انتخاب و كتاب سال دفاع مقدس در رشته پژوهش به تازگی در  پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری منتشر شده است.
متن این تقریظ بدین شرح است: «این یک کتاب منبع، بسیار غنی و ارزشمند است که از آن می‌توان ده‌ها کتاب و فیلم‌نامه و زندگی‌نامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافت‌های حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد.
این مردان بزرگی که نام آن‌ها بسی آسان بر زبان و دل غافل ما می‌گذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هیجائند که سید شهیدان سلام‌الله‌علیه آن‌ها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد.
در روز و شب‌هایی از آبان و آذر 86 صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.»


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 10:00 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

كتاب "خیابان پیر و 19 داستان كوتاه"، شامل 20 داستان كوتاه با موضوع زندگی بازماندگان جنگ است. بسیاری از این داستان‌ها براساس واقعیت نوشته شده و به توصیف حالات روحی خانواده‌های شهدا پرداخته است.
 اكبر صحرایی متولد سال 1339 شهر شیراز است. او فارغ‌التحصیل رشته مدیریت دولتی و از سال 65 مشغول به داستان‌نویسی جنگ است. از جمله آثار او می‌توان به: كانال مهتاب، پرونده 312، آنا هنوز هم می‌خندد و كاش كمی بزرگتر بودم، اشاره كرد. درحال‌حاضر كتاب "شمشاد و آرزوی چهارم" او در دست چاپ است.
وی در ادامه از وضعیت انتشار كتاب‌های دفاع مقدس افزود: سیاست‌گذاری‌های ناشران دولتی، حمایت از انتشار كتب مرتبط با دفاع مقدس است اما برای توسعه كتابخوانی باید ناشران خصوصی هم وارد این حوزه شوند.
این نویسنده جنگ درباره مخاطبان كتاب‌های دفاع مقدس اظهار داشت: تجربه ثابت كرده كه زبان طنز ،نوجوانان را جذب می‌كند. در واقع پیدا كردن زبان مورد علاقه نوجوانان، اشتیاق آنان را برای مطالعه كتاب زیاد می‌كند.
صحرایی، دانشگاه‌ را به كارخانه تولید نویسنده توصیف كرد و گفت: تا زمانی كه دانشجویان بیرون از دانشگاه و از کلاس های آموزش عملی داستان‌نویسی فارغ‌التحصیل می شوند، خروجی دانشگاه‌ها چیزی جز نویسندگان متوسط نویس نیست.
وی در پایان پیشنهاد راه‌اندازی "پژوهشكده ادبیات و داستان‌نویسی" را  مطرح كرد وایجاد تحول و نوآوری در ادبیات دفاع مقدس را وابسته به جسارت نویسندگان دانست.

 (ایبنا)

گفت‌‌و گو با اكبر صحرایی نویسندة داستان‌‌های جنگی   
پرهیز از شعار دادن
اكبرصحرایی، روانی قلم و نوشته‌‌هایش را در پیچ و تاب‌‌های فراوان زندگی‌‌اش یافته است. از دوران نوجوانی و جوانی و علاقه‌‌اش به فوتبال و خواندن و داستان‌‌های كلاسیك. با غائلة كردستان از اردوی تیم فوتبال به اردوی جنگ نقل‌‌مكان می‌‌كند. در همان روزگار است كه در دهلاویه شهادت شهید چمران را به چشم می‌‌بیند. سی وپنج ماه حضور در جبهه‌‌های نبرد و حضور در شش عملیات جنگی را از افتخارات خود می‌‌داند و به آن می‌‌بالد. او كه زادة شهر شعر و ادب شیراز است در سال 1339 به دنیا آمده است. "‌‌آنا هنوز می‌‌خندد"،" پروندة 312" و " مجموعة داستان كانال و مهتاب" از آثار اوست. به همین بهانه گفت‌‌و‌‌گویی با او ترتیب دادیم كه می‌‌خوانید:
چرا پس از جنگ به داستان‌‌‌‌‌‌‌‌نویسی روی آوردید؟


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 9:58 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   حق اقتباس رمان «پرونده 312» نوشته اكبر صحرایی، توسط شورای اقتباس رمان مركز سیما فیلم خریداری شد.
«پرونده 312» پس از نخستین چاپ آن، مورد استقبال مخاطب قرار گرفت، به طوری كه در سال 1384 به چاپ چهارم رسید.
«پرونده 312» داستان شخصی به نام نادر را روایت می كند. وی قبل از انقلاب یكی از نیروهای مذهبی و مرید آیت الله دستغیب است. ساواك از نادر دعوت به همكاری می كند و او را مأمور پرونده اطلاعاتی 312 یعنی پرونده آیت الله دستغیب می كند. نادر شنیده ها و اطلاعات خودش از آیت الله دستغیب را با اطلاعات موجود در پرونده ساواك مقایسه می كند و در نهایت... .
 اكبر صحرایی، نویسنده رمان «پرونده 312»، متولد سال 1339 شیراز است. این نویسنده مجموعه داستان های «كانال مهتاب»،«هزار و نه»،«خمپاره خواب آلود»،«كاش كمی بزرگتر بود» و... را به چاپ رسانده است.

این رمان 19 فصل دارد و محور آن شهید آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب است.
در بخشی از كتاب می‌خوانیم: «... بوی نا و مرگ توی فضا پیچیده بود. سخت نفس كشید. پتوی سربازی، خونابه‌های سر را تا ته مكیده بود. نگاهش ابتدا رفت به موهای سیاه و كوتاه دختر، كه هفده، هجده سالی نداشت و بعد رفت به ته گردن كه گوشت سوخته، ریش ریش می‌شد. صورتش، سفید و سالم مانده بود،به قاتل نمی‌بره، ممكنه رهگذری، چیزی بود؟ كی باور می‌كند قاتل دستغیب و سیزده نفر یه دختر باشه!»
«پرونده 312»، اولین تجربه رمان «صحرایی» است كه برای نخستین بار از موضوعی غیر از جنگ می‌نویسد. وی متولد شیراز به سال 1329 می‌باشد.
این كتاب با قیمت 1400 تومان به رشته تحریر درآمده است.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 9:56 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  نا هنوز مى خندد كتابى است از اكبر صحرایى كه انتشارات سوره مهر آن را به شمارگان ۲۲۰۰ نسخه روانه بازار كرده است. آنا هنوز مى خندد، ۴۴ داستان كوتاه از افرادى است كه به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق گردان فجر با جنگ ارتباط داشته اند.
در هر یك از داستان هاى این كتاب با سرگذشت مقطعى تعدادى از اعضاى گردان فجر یا خانواده آنان در زمان جنگ و پس از آن آشنا مى شویم. داستان ها به تنهایى شروع و انجام روشنى داشته و خواننده با پایان هر بخش آن را در ذهن
مى بندد، اما در صورتى كه داستان هاى كتاب به طور منظم مطالعه شوند كم كم شاخصه هایى متصل به هم در ذهن شكل مى گیرند و طرح یك داستان كلى تر پایه ریزى مى شود. همین امر سبب مى شود مخاطب به تعمق بیشترى بر روى شخصیت ها و حوادث داستان ترغیب شده و با كنار هم نهادن بخش هاى مختلف به طرح یك معما اقدام كند. نویسنده روایت هاى خود را به تكه هاى پازل تشبیه مى كند و در ابتداى كتاب اشاره دارد: شاید با چیدن داستان ها كنار هم به لذت دومى هم دست پیدا كنید!
در میان شخصیت هاى مجموعه آنا هنوز هم مى خندد حضور بارعلى كه پیش از این در مجموعه داستانى طنز آلود خمپاره خواب آلود مطرح شده بود بسیار پررنگ است به علاوه فضاى طنزآلودى در برخى از داستانك هاى این كتاب به چشم مى خورد.

نگاهى به كتاب آنا هنوز مى خندد نوشته اكبر صحرایى
روزگارى كه هنوز آنا را مى خنداند/مریم مسعود
آنا هنوز مى خندد كتابى است از اكبر صحرایى كه انتشارات سوره مهر آن را به شمارگان ۲۲۰۰ نسخه روانه بازار كرده است. آنا هنوز مى خندد، ۴۴ داستان كوتاه از افرادى است كه به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق گردان فجر با جنگ ارتباط داشته اند.
در هر یك از داستان هاى این كتاب با سرگذشت مقطعى تعدادى از اعضاى گردان فجر یا خانواده آنان در زمان جنگ و پس از آن آشنا مى شویم. داستان ها به تنهایى شروع و انجام روشنى داشته و خواننده با پایان هر بخش آن را در ذهن
مى بندد، اما در صورتى كه داستان هاى كتاب به طور منظم مطالعه شوند كم كم شاخصه هایى متصل به هم در ذهن شكل مى گیرند و طرح یك داستان كلى تر پایه ریزى مى شود. همین امر سبب مى شود مخاطب به تعمق بیشترى بر روى شخصیت ها و حوادث داستان ترغیب شده و با كنار هم نهادن بخش هاى مختلف به طرح یك معما اقدام كند. نویسنده روایت هاى خود را به تكه هاى پازل تشبیه مى كند و در ابتداى كتاب اشاره دارد: شاید با چیدن داستان ها كنار هم به لذت دومى هم دست پیدا كنید!
در میان شخصیت هاى مجموعه آنا هنوز هم مى خندد حضور بارعلى كه پیش از این در مجموعه داستانى طنز آلود خمپاره خواب آلود مطرح شده بود بسیار پررنگ است به علاوه فضاى طنزآلودى در برخى از داستانك هاى این كتاب به چشم مى خورد.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 9:54 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

کاش کمی بزرگتر بودم ) رمان تازه ی اکبر صحرائی که از 112 صفحه در 27 فصل در انتشارت علمی فرهنگی به چاپ رسید. سهراب نوجوان سیزده ساله ایی که از خانه فرار می کند تا به جبهه های جنگ برود. سهراب در جبهه با پیرمرد آبرسانی به نام بابا رستم آشنا می شود و  با اتفاق هایی مواجه می شود که برای او غیر قابل تصور است. رمان درست در سوم خرداد روز آزاد سازی خرمشهر در اوج خود به پایان می رسد.
نویسنده: اکبر صحرائی تصویرگر: بهمن زارعیان
انتشارات علمی فرهنگی چاپ نخست: پاییز 86
شمارگان: 3000 نسخه قیمت شمیز: 25000 ریال


کاش کمی بزرگتر بودم
(کاش کمی بزرگتر بودم ) رمان تازه ی اکبر صحرائی که از 112 صفحه در 27 فصل در انتشارت علمی فرهنگی به چاپ رسید. سهراب نوجوان سیزده ساله ایی که از خانه فرار می کند تا به جبهه های جنگ برود. سهراب در جبهه با پیرمرد آبرسانی به نام بابا رستم آشنا می شود و  با اتفاق هایی مواجه می شود که برای او غیر قابل تصور است. رمان درست در سوم خرداد روز آزاد سازی خرمشهر در اوج خود به پایان می رسد.
نویسنده: اکبر صحرائی تصویرگر: بهمن زارعیان
انتشارات علمی فرهنگی چاپ نخست: پاییز 86
شمارگان: 3000 نسخه قیمت شمیز: 25000 ریال
ـ‌ بابا رستم!
     ـ بله باباـ
دیشب خیلی ترسیدم، وقتی اون انفجار رو دیدم.
    ـ‌ترس همیشه چیز بدی نیس.
    ـ‌ ولی من خیلی ترسیدم.
     ـ ترس قسمتی از وجود آدمه.
     دستانم را جلو آوردم و بلندتر گفتم:


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ جمعه 5 آذر 1389 9:52 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 16 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
درباره وبلاگ

یادمان8سال مقاومت وپایداری رامدیون شهدای گرانقدرجنگ تحمیلی هستیم دراین وبلاگ به خاطرات وسلحشوری های شهیدحسین پیرامی می پردازیم وخاطرات این شهیدعالی قدرودیگرشهیدان میهن اسلامیمان راپاس می داریم
آمار و بازدید ها
کل بازدید:248003
تعداد کل مطالب : 371
تعداد کل نظرات : 17
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 31 شهریور 1392 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 2 مهر 1389