وارث: ثقة الاسلام آقاى شیخ رضاى فاضل که یکى از ثقات اهل منبر و نزیل تهران است در جمعى که متعلق به آقایان اهل منبر بود مى گفت: روزى در یکى ازخیابان هاشمى که ارامنه مسکن دارند میگذشتم در این حال زنى لچک به سر روسرى که در درب خانه خود ایستاده بود بر من سلام کرد و بدنبال آن گفت آقا شما روضه مى خوانید؟ گفتم بله گفت بفرمائید، من بدرون خانه رفتم او مرا باطاقى راهنمائى کرد و صندلى گذاشت و اظهار داشت که متوسل به حضرت ابوالفضل ع شوید. روضه را خواندم هنگام خدا حافظى براى چهار روز متوالیا دعوتم کرد و در تمام روزها متوسل بحضرت ابوالفضل ع بود روز پنچم پاکتى بعنوان حق القدم بما داد وقتى که بخانه آمدم و محتوى پاکت را شمردم جمعا چهار صدوهشتاد وشش ریال بود. از اینکه او چهار صدوپنچاه و یا پانصد ریال نداده بود تعجب کردم فکر مى کردم این پول خورد چرا؟
روزى دیگر از همانجا گذشتم همان زن را در همانجا ایستاده دیدم مى خواستم از چگونگى آن پول بپرسم اما در عین حال انفعال مانع من بود ولى او از روحیه ام متوجه شد که با او حرفى دارم نزدیک آمد بعد از سلام گفت آقا پول شما کم بود؟ گفتم نه ولى از شما مى خواستم بپرسم چرا چهارصد و هشاد و شش ریال دادید و چهار صدو پنجاه یا پانصد ریال ندادید، گفت ما ارمنى هستیم شوهرم کاسب است براى اینکه شکستى بکار ما وارد نیاید به حضرت ابوالفضل ع متوسل شدیم و در منفعت کسب و کار با او شرکت داریم و هر سالى یک مرتبه حساب میکنیم آنچه سهمیه حضرت ابوالفضل ع شده براى او پنج روز روضه خوانى مى کنیم حساب امسال حضرت ابوالفضل (ع ) همان بود که تقدیم شد.
اى حرمت قبله حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما
تاج شهیدان همه عالمى
دست على ماه بنى هاشمى
همقدم قافله سالار عشق
ساقى عشاق و علمدار عشق
سرور وسالار سپاه حسین
داده سرودست براه حسین
غم امام واخ و ابن امام
حضرت عباس ع
اى علم کفر نگون ساخته اى
پرچم اسلام برافراخته اى
مکتب تو مکتب عشق و وفاست
درس الفباى تو صدق و صفاست
شمع شده آب شده سوخته
روح ادب را ادب آموخته
منبع: روضه نیوز







