-
چهارشنبه 13 آبان 1388
11:00 AM
نظرات(0)
با وجود رشد علم و تکنولوژي و پيشرفتهاي پزشکي در دنياي امروز براي از بينبردن و برطرف کردن بيماريهاي مختلف همچنان شاهد استفاده از روشهاي درمان سنتي براي بهبود بيماريهاي گوناگون هستيم. از جمله موارد درمان سنتي ميتوان به روش درمان سنتي چين که طب سوزني نام دارد اشاره کرد. به طور کلي ميتوان گفت» طب سوزني روشي است براي درمان بيماريهاي مختلف که با وارد کردن آرام سوزنهاي مخصوص و باريک در نقاط خاصي از بدن و تحريکات ملايم در آن محل، باعث تحريک قدرت شفادهي بدن (سيستم شفابخش دروني) ميشود.
دکتر ناهيد حسنزاده، پزشک و داراي مدرک تخصصي طب سوزني از پکن، در اين باره ميگويد: طب سوزني يک درمان موثر و بدون عارضه است که براي بهبود بيماريها و جراحتها، پيشگيري از بيماريها و پيشرفت سلامتي به کار ميرود. وي با بيان اين مطلب که طب سوزني ميتواند اعمال فيزيولوژيکي بدن را تنظيم کند و باعث برطرف شدن اختلالات داخلي بدن و بيماريها شود گفت: براساس تئوري سنتي طب سوزني، 12 کانال اصلي انرژي در بدن وجود دارد که مريدين ناميده ميشود. مريدينها در سراسر بدن به طور طولي قرار دارند و هر مريدين ارتباط خاصي با يک ارگان داخلي بدن دارد. بيماريها در اثر انسداد مسير جريان انرژي در نقاطي در طول مريدين ايجاد ميشوند. درمان به روش طب سوزني باعث تحريک حرکت انرژي در مريدينها و هماهنگشدن انرژي بدن براي تقويت سلامتي جسم و روان ميشود. به علاوه مشخص شده است که تحريکات طب سوزني باعث آزاد شدن مواد شيميايي از مغز مانند ايندروفينها ميشود که عمل اين مواد کاهش دادن درد است.
وي در ادامه افزود: اغلب مردم از اينکه ميفهمند سوزنهاي طب سوزني بسيار باريک است متعجب ميشوند. آنها سوزنهاي تزريقي را دوست ندارند چرا که سوزنهاي تزريقي به علت سايز بزرگ و توخالي بودنشان جهت عبور ماده تزريقي و از طرفي فشار وارده از جانب ماده تزريقي باعث توليد درد ميشوند. اين در حالي است که سوزنهاي طب سوزني بسيار نازک و قابل انعطاف هستند، با قطر 12 درصد ميلي متر و گاهي 22 تا 3 درصد ميلي متر که به ضخامت يک تار مو ميباشد. متخصصين طب سوزني از تکنيکهاي خاصي براي فرو بردن اين سوزنهاي باريک و ظريف استفاده ميکنند تا بيمار کمترين احساس ناراحتي را داشته باشد. در حقيقت بسياري از بيماران فرو رفتن سوزن را حس نميکنند و گاهي در طي درمان به خواب ميروند.
وي در رابطه با مطالعات کلينيکي و تحقيقات پژوهشگران در اين زمينه افزود: در نوامبر سال 1997 در انستيتو ملي سلامت (National Institute of Health) در ايالات متحده آمريکا کنفرانسي جهت بحث و گفتگو درباره استفاده، تاثير و سالم بودن طب سوزني برگزار شد که براساس نتايج اين کنفرانس NIHگزارشاتي درباره طب سوزني منتشر کرد. نتايج اين کنفرانس نشان داد که طب سوزني باعث افزايش قدرت سيستم ايمني بدن، بهبود عمل سيستم گردش خون، کاهش ضعف عضلاني و افزايش توانايي حرکت مفاصل ميشود.
همچنين انجمن NIH بيان کرد که طب سوزني يک روش مفيد در درمان و کاهش انواعي از بيماريها از جمله دردهاي بعد از عمل جراحي، آرنج تنيسبازان، تهوع، ميگرن، آرتريت و درد ناحيه کمر ميباشد.
وي متذکر شد: اين در حالي است که در کشورهايي مثل چين و ژاپن که حدود يک پنجم جمعيت دنيا را تشکيل ميدهند هزاران سال است که به طور مسلم طب سوزني اولين روش درماني آنها را شکل ميدهد و اخيرا در شمال آمريکا نيز طب سوزني مورد توجه همگان قرار گرفته است.
به علاوه NIHتصديق کرده است که عوارض جانبي طب سوزني به طور قابل ملاحظهاي در مقايسه با ساير روشهاي درمان بسيار ناچيز است. وي در پايان افزود: طب سوزني ميتواند يک راهحل مناسب براي بعضي از موارد مثل اعتياد به سيگار، افزايش وزن، اضطراب، مشکلات پوستي و نازايي باشد. به عنوان مثال ميتوان گفت به کمک طب سوزني ميتوان رژيم و عادات غذايي را بدون انجام يک مبارزه طولاني و استرسزا عليه اشتها اصلاح کرد زيرا در مغز انسان دو مرکز سيري و گرسنگي وجود داردکه در هيپوتالاموس قرار دارند. طب سوزني با تاثير بر روي اين دو مرکز، باعث ميشود احساس گرسنگي زياد از بين برود و زودتر احساس سيري به وجود آيد و بدين ترتيب ميتوان وزن را کنترل کرد. همچنين ميتوان گفت» طب سوزني با تحريک و توليد کلاژن و افزايش جريان خون در لنف محيطي سبب کاهش چروکها و سفت کردن و فرم دادن به عضلات صورت ميشود و اين امر موجب ميگردد تا فرد ظاهري سالم و زيبا داشته باشد. در زمان ترک مواد اعتيادآور و سيگار نيز استفاده از طب سوزني کمک ميکند فرد آرامش داشته باشد اين امر باعث افزايش انرژي و بالانس سيستم عصبي اتونوم ميشود و فرد ميل به استفاده از مواد اعتيادآور و سيگار را از دست ميدهد.
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:58 AM
نظرات(0)
در قرن بعد، توماس مورگان (Thomas H.Morgan) زيست شناس آمريکايي، شروع به تحقيق و مطالعه در اين مورد نمود. او دريافت که ژن ها بر روي محل هاي خاصي از کروموزم ها واقع شده اند و نتيجه گيري کرد که همين ژن ها عامل انتقال وراثتي مندل و نيز کليد اصلي تکامل دارويني هستند.
نقشه اي که مورگان از ژن هاي موجود بر روي کروموزم ها رسم کرد، سؤالات جديد بسياري را مطرح نمود. ساختار پايه و خواص شيميايي ژن ها هم چنان نامشخص بود.
گريفيث سپس مخلوطي از باکتري هاي S - که با حرارت کشته شده بودند - و باکتري هاي R تهيه کرد و اثر آن را بر روي موشها بررسي نمود. با اينکه انتظار مي رفت که اين مخلوط اثر زيان باري نداشته باشد، مشاهده شد که تمامي موش ها به بيماري مبتلا شده و مردند. جالب اينکه در اجساد موشها باکتري هاي S زنده يافته شد. گريفيث نتيجه گرفت که نوعي انتقال بين دو نوع باکتري صورت گرفته است که سبب شده باکتري هاي نوع R دچار تغييرات ژنتيکي شوند. امروزه ما اين پديده را " ترانسفورماسيون " مي ناميم.
متأسفانه تحقيقات گريفيث نيز با استقبال معاصران او مواجه نشد و او نتوانست آنها را قانع کند، تا اينکه سرانجام در سال 1941 در يک بمباران هوايي در لندن درگذشت. پنجاه سال بعد، اسوالد اوري (Oswald Avery) در يک موسه تحقيقات طبي در نيويورک آزمايشهاي گريفيث را تکرار کرد. اوري و همکارانش مکلئود ( Colin Macleod ) و مک کارتي ( Mc Carty ) به دنبال يافتن عامل ترانسفورماسيون بودند. آنها نشان دادند که اگر مخلوطي از باکتري هاي S – که با حرارت کشته شده بودند – و باکتري هاي R و پروتئازها ( آنزيم هاي تجريه کننده پروتئين ها ) تهيه کنيم،
با اين حال هنوز هم قبول اين حقيقت براي جامعه علمي آن زمان دشوار مي نمود. بسياري از دانشمندان مي پنداشتند که مولکول DNA بسيار ساده تر از آن است که قادر به ذخيره و انتقال حجم عظيم اطلاعات بيولوژيک بدن جاندار باشد. سال ها بود که باور عمومي اين بود که پروتئين ها عامل اصلي اين فرآيند هستند، چرا که آنها از بيست نوع اسيد آمينه تشکيل مي شوند و اين به معناي آن است که مي توانند اطلاعات زيادي را به صورت کد در ساختار خود ذخيره سازند. به همين دليل نتايج کار اوري مورد ترديد قرار گرفت و عده اي مي پنداشتند که DNA مورد آزمايش
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:54 AM
نظرات(0)
يكي از مواد زايد نفت خام، گوگرد (sulphure) است كه كشورهاي صادر كننده نفت همواره در صدد حذف آن ماده بوده اند.
وجود گوگرد در نفت و محصولات نفتي، در بيشتر موارد سبب خوردگي، همچنين آلودگي محيط زيست مي شود. نفت خام ايران نزديك به 5/1 درصد گوگرد دارد كه پس از تقطير، به دليل آن که فرآورده هاي سبك آن كم است، اين گوگرد در قير باقي مي ماند و به تصفيه قير نياز نيست. وجود گوگرد در فرآورده هاي سبك، كيفيت اين فرآورده ها را پايين مي آورد، اما در فرآورده هاي سنگين بي تاثير است وگاه حتي كيفيت اين مواد را افزايش مي دهد. روش مرسوم و معمول قديمي براي حذف تركيبات زايد از ســوخت هاي فسيلي مــانند گــوگرد، نيتــروژن و ... استفــاده از هيــدروژن در پــروسه شيميايي هيدرو دسولفوراسيون (گوگرد زدايي به وسيله هيدروژن) است.
امروزه از اين روش هاي بيولوژيك كه بسيار كم خرج و ارزان است، مي توان براي فرآوري نفت خام و ديگر سوخت هاي فسيلي استفاده و سوخت با كيفيت بالاتر به بازار جهاني عرضه كرد.
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:52 AM
نظرات(0)
HIV ويروس مختل كننده سيستم دفاعي بدن انسان مي باشد و به خانواده ي رتروويروس هاتعلق دارد واولين بار توسط دانشمندان انستيتو پاستور فرانسه در سال 1983كشف شد . اين ويروس در گونه هاي حيواني موجب سرطان هاي مهلك و مهمي ميشود ودو نوع عمده از اين ويروس كشف شده است.
2- HIVكه در بعضي موجب ايدز ميشود و بعضي ها سالم مي مانند.
HIVبه گروه ويروسهاي قابل برگشتي تعلق دارد كه در آن ژنهاي ويروسي وارد مواد ژنتيكي كروموزوم هاي بدن فرد شده وموجب ابتلاي دراز مدت و ماندگار مي شود.
وجود اين ويروس براي ابتلاي به ايدز شرط لازم و مهمترين عامل است ولي عوامل فرعي ديگري مانند ساختار ژنتيكي فرد سن و سال وي شيوه ي درمان وضع تغذيه افسردگي رنج اعتياد خواب و ورزش و عوامل روحي رواني مانند اعتقاد به مرگ و از دست دادن اميد در تبديل اين ويروس به بيماري ايدز مؤثرند.HIVبه حرارت حساس است چنانچه ويروس 30 دقيقه در معرض حرارت56 درجه سانتي گراد قرارگيرد قدرت آلوده كنندگي آن دست كم صد بار كمتر ميشود. اين ويروس در مقابل پرتو فرا بنفش به نسبت مقاوم است. مواد شيميا يي مانند الكل ايتليك 40% فنول ويزول و فرما لين مقدار ناچيز ويروس را از فعا ليت باز مي دارند. تحقيقات نشان داده اند HIVدرمحيط خشك تا7روزودراب تا15روزقدرت عفونت زايي خود را حفظ مي كند .
تبديل اچ اي وي به ايدز :HIV
در بدن هر سلولي را كه CD4 دارد يامي تواند CD4 را شناسايي كند آلوده مي سازد زيراCD6 محل اتصال ويروس به جدار سلول مي باشدو چون مونوسيت ها و ماكرو فاژ ها وگلبول هاي سفيد بيش از همه قدرت شناسايي CD6 را دارند و مخزن CD6بدن هستند بيشتر توسط HIV آلوده مي شوند. وقتيHIV وارد بدن ميشود باعث كاهش تعداد سلول هاي CD6 ميشود وچون كمبود CD6 در خون و بافت هاي بدن باعث ميشود سيستم ايمني كار خود را درست انجام ندهد عفونت هاي ديگر فرصت رشد پيدا ميكنند از اين رو اين بيماري ها راباشد از اين رو اين بيماري ها را بيماري هاي فرصت طلب گويند. يعني اگر سيستم دفاعي بدن سالم باشداين عفونت ها بروز نمي كنند وسيستم دفاعي نا سالم ناشي از وجود ويروس HIV در بدن فرصتي براي رشد ديگر ميكروب ها و بروز عفونت ها مي شود مثل ذات الريه هاي شئيئ و عفونت هاي خطرناك سل
علائم باليني:
تظاهرات عمو مي نظير سردرد تب عرق شبانه كسالت خستگي بي اشتهاييي كاهش وزن واسهال به تناوب در جريان اچ اي وي رخ مي دهند. گر چه علائم عمومي در حدود 40% از بيماراندر زماني كه در مراحل ابتدايي عفونت اچ اي وي هستند گزارش شده اند اين علائم به طور شايع تر در مرحله هاي بعدي به وجود مي آيند .تب مربوط به اچ اي وي با افزايش درجه حرارت به ميزان كم ومعمولا دماي بدن كمتر از5/38 درجه سانتي گراد مشخص ميشود. تعريق شبانه شيوع كمتري ازتب گزارش شده است.تب بالا و تعريق شبانه يك فرايند عفوني غير از اچ اي وي به تنهايي را مطرح مي سازند . خستگي كسالت و بي اشتهايي در مرحله هاي بعدي بيماري شايع هستند و عفونت هاي فرصت طلب اين علائم را تشديد مي كنند .
همانطور كه گفته شد ويروس اچ اي وي هر بافتي را كه سي دي 6 دارد آ لوده ميسازد پس عوارض ناشي از ايدزبسيارند از جمله عوارض چشمي دهاني ريوي گوارشي التهاب سيسنوس ها پوستي *( زخمهاي درد ناك كه بهبود نيابند و بيش از 10روز طول بكشند قويا عفونت جلدي مخاتي فرمن اچ اي وي را مطرح مي سازند*) عصبي عضلاني و همچنين تظاهرات قلبي غددي رو ماتيسمي كليوي وعفونت هاي سلي .
راه هاي انتقال:
اچ اي وي ويروسي است خوني كه تمايل به سلول هايي داردكه معمولا از راه ارتباط جنسي تزريق وريدي ياازطريق مادران به نوزادان در زمان زايمان يا شيردادن منتقل ميشود .به خاطر اينكه ميزان ويروس ها در مايعات بدن كم مي باشد وتجمع ويروس در سلول ها بيشتر است لذا ترشحاتي كه سلول بيشتري دارند تقريبا عفوني تر از ترشحات بدون سلول بدن هستند. با در نظر گرفتن نكاتي كه ذكر شد راه هاي سرايت بيماري منحصر ميشود به: آميزش جنسي انتقال و انتقال از مادر به فرزند.
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:50 AM
نظرات(0)
يک ضربالمثل معروف در بين ما ايرانيان شايع است که ميگوييم «هر گردي گردو نيست» تعجب نکنيد اين موضوع در مورد عينکهاي آفتابي نيز به خوبي صدق ميکند با اين مضمون که هر عينکي با شيشه رنگي عينک آفتابي به حساب نميآيد. اهميت اين موضوع زماني مشخص ميشود که بدانيد ضررهاي وارده از سوي يک عينک آفتابي غيراستاندارد به چشم (که تنها حکم يک عينک رنگي را دارد) بسيار بيشتر از زماني است که شما از عينک استفاده نميکنيد.
دکتر خانلري، چشم پزشک، در گفتگو با خبرنگار ما ميگويد: بخشي از امواج خورشيدي که با طول موجهاي مختلف به زمين ميرسد را اشعه ماوراء بنفش تشکيل ميدهد. اين اشعه به شدت براي چشم انسان و خصوصا شبکيه مضر است و از سوي ديگر براي عدسي چشم نيز مضر است و زمينه بروز آب مرواريد را ايجاد ميکند. چنانکه در تحقيقات به عمل آمده از کشورهاي مناطق گرمسيري که در معرض تابش شديد نور خورشيد هستند آب مرواريد در سنين پايين به عنوان يک بيماري شايع ديده شده است.
وي ميافزايد: آن بخش از نور ماوراء بنفش خورشيد که در فيزيک مطرح است اصولا به سه قسمت
A
،
B
و
C
تقسيم ميشود که اشعه ماوراء بنفش
C
بيشترين ضرر را به چشم انسان وارد ميکند. بنابراين استفاده از عينکهاي آفتابي محافظي است در مقابل عبور اين بخش از اشعه ماوراء بنفش خورشيد. در واقع همان گونه که ما از دندانها و قلب خود محافظت ميکنيم چشم ما نيز نيازمند مراقبتهاي گوناگون است که يکي از جنبههاي اين مراقبت استفاده از عينکهاي آفتابي است.
استاندارد عينکهاي آفتابي
اين چشم پزشک عينک آفتابي مناسب را عينکي ميداند که حداقل 95 تا 100 درصد اشعه ماوراء بنفش خورشيد را جذب کند و اجازه ورود به چشم را ندهد.
وي ميگويد: طبيعتا تمام سازندگان عينکهاي آفتابي چنين ادعايي را دارند اما اينکه چقدر اين ادعا صحت داشته باشد نيازمند دقت از سوي مصرفکنندگان است.
اغلب کارخانههاي ساخت عينک بر روي محصولات خود برچسبهايي را که بيانگر استاندارد محصول است درج ميکنند که اين عينکها تا چند درصد قادرند که
UV
يا اشعه مضرخورشيد را جذب کنند اما متاسفانه چنين وضعيتي در عينکهاي آفتابي موجود در بازار قابل اتکا نيست.
به گفته دکتر خانلري در بسياري از عينکسازيها دستگاههايي وجود دارد که براي آزمايش عينک بسيار مناسب هستند و با قرار دادن عينک آفتابي بر روي اين دستگاهها درصد فيلترينگ اشعه ماوراء بنفش عينک آفتابي مشخص ميشود.
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:48 AM
نظرات(0)
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:42 AM
نظرات(0)
ستون فقرات ما نه تنها بايد وزن بخش بالا يي بدن را تحمل كند، بلكه اغلب همچنين ناچار است دوام مقدار زيادي از فشارهاي روحي را بياورد. براي 90 درصد از دردهاي ستون فقرات و كمر، هيچ علت جسمي مشخص وجود ندارد. افكار و روحيه انسان ها در اين رابطه نقش بسيار مهمي را ايفا مي كنند.
در ستون فقرات ما، با قوسي زيبا و انعطاف پذير، مهره ها، مرتب و منظم، در يك خط دنبال يكديگر جاي گرفته اند. اين ستون مهره ها در عكس هاي راديو گرافي يك پديده ديدني است، اما از زماني كه انسان ها روي دو پا راه مي روند، ستون فقرات تا حد زيادي تحت فشار قرار دارد، چراكه اين ارگان بايد تمامي وزن قسمت بالا يي بدن را متحمل شود، در حالي كه ساختمان آن بسيار حساس است تا زماني كه اجداد ما در علفزارها به شكار و جمع آوري غذا مشغول بودند، ستون مهره ها تاب تحمل همه چيز را مي آورد، چراكه ماهيچه هاي ورزيده همانند يك كرست آن را در فرم خود مستحكم مي ساختند. در اين ميان ما بيشترين ساعات روز را در حالت نشسته به سر مي بريم و اينجاست كه ستون مهره ها، ديگر تاب تحمل اين فشارها را نمي آورد.
تقريبا 80 درصد از مردم آلمان به گونه اي دچار درد در ناحيه ستون مهره ها هستند، اغلب در ناحيه گردن يا كمر و در اكثر موارد علت مشخصي براي اين آلا م وجود ندارد. دو سوم از اين بيماران پس از مدتي دوباره مي توانند بدون درد زندگي كنند، اما براي 35 درصد از آنها اين درد به صورت مزمن درمي آيد. درد ستون فقرات نه تنها براي افراد مبتلا به آن بلكه همچنين براي اقتصاد كشور نيز بسيار گران تمام مي شود. تقريبا 17 ميليارد يورو مخارج درمان يا كار نكردن افرادي است كه به اين درد مبتلا هستند. علا وه بر اين تقريبا نيمي از بيماران مبتلا به كمر درد مزمن اصولا ديگر قادر به كار كردن نيستند.
پژوهش هاي جديد ناظر اين بوده اند كه اگرچه بسياري از افراد بالا ي 30 سال در ناحيه ستون فقرات خود دچار آسيب بوده و از يك ديسك خفيف برخوردارند، اما كاملا فعال و سالم هستند. از سوي ديگر 40 درصد از كساني كه از ديسك كمر رنج مي برند با وجود اقدامات درماني مثلا عمل جراحي يا استفاده از داروهاي مسكن و فيزيوتراپي همچنان از درد رنج مي برند.
بايد گفت كه در درجه اول اين روح و روان انسان هاست كه رنج بيماران را غير قابل تحمل مي سازد. متخصصان روان درماني باليني معتقدند كه مسايل جسمي و تاثيرات رواني در اين مورد تنگاتنگ يكديگر عمل مي كنند. آنچه كه براي بازيافتن سلا مت مهم است آن است كه ما چگونه با درد روبه رو مي شويم؟ چه فكر مي كنيم، چه احساسي داريم و در اين رابطه چه كار مي كنيم؟ و بسياري از افراد، همه اين كارها را غلط انجام مي دهند.
فشار روحي، ترشح هورمون هايEndorphin را كه در بدن باعث كاهش درد مي شوند، پايين مي آورد. بدين ترتيب روحيه بد باعث افزايش حساسيت بدن در مورد درد مي شود.
بر اساس اينكه افراد چگونه با درد خود روبه رو مي شوند، آنها را به 3 گروه مختلف تقسيم مي كنند. اينها كساني هستند كه به خاطر رويه خود مسايل را مشكل تر مي سازند، اما در اين زمينه شيوه ديگري نيز وجود دارد.
هر كسي به شيوه مخصوص خود با درد و بيماري روبه رو مي شود، اما مساله اين است كه هر شيوه اي براي مقابله با اين مشكلا ت و علا ج دردها مناسب نيست.
گروه اول كساني هستند كه از درد هراس داشته و سعي دوري كردن از آن را دارند. اين افراد تمايل بسيار به اين دارند كه همه چيز را يك فاجعه تلقي كنند. زماني كه نقطه اي از بدن آنها مختصر ناراحتي اي را احساس مي كند، آنها بر جاي خود خشك مي شوند و ديگر حركتي نمي كنند، اما اين واكنش كاملا غلط است. به خاطر كاهش تحرك بدن، ماهيچه ها تضعيف شده و بدين ترتيب ستون فقرات بيشتر تحت فشار قرار مي گيرد. از آنجايي كه احساس درد در مورد كساني كه به صورت خفيف دچار افسردگي هستند شديدتر است، اين شيوه اشتباه تقويت شده و سرانجام منجر به آلا م مزمن مي شود كه غير قابل علا ج هستند.
گروه دوم را بايد افسردگان مبارز ناميد كه دندان روي هم مي سايند و به آژيرهاي خطر بدن توجهي نمي كنند. آسودگي خاطر و جسم براي آنها معنايي ندارد و آنها ساعت تفريح را تنها ويژه ضعيفان مي دانند. اين اشخاص فشار روحي و مسايل را در خود مي ريزند و اينكه حال خوبي ندارند را تنها مي توان در چهره رنجديده يا پيكر خميده آنها نظاره كرد، اما غرور و فعاليت و تحرك بيش از اندازه ماهيچه هاي پشت را كه به هر صورت مصدوم و خسته هستند، بيشتر تحت فشار گذاشته و رويه غلط مواجهه با آن را وخيم تر مي سازد. به اين ترتيب دردها شدت يافته و به صورت مزمن در مي آيند.
گروه سوم كساني هستند كه با خوش رفتاري، سعي بر اين دارند كه درد خود را فراموش كنند. آنها بر اين اعتقادند كه صدمه ناپذيرند و درد را بي اهميت مي دانند. آنها به آساني حواس خود را وامي دارند كه به درد اعتنايي نكنند. اين استراتژي كه در واقع مثبت به نظر مي رسد، به يك تله تبديل مي شود زماني كه بيماري هاي مهم پيش بيايند.
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:40 AM
نظرات(0)
سلول هاي پوست سالم به شكلي طبيعي تقسيم و زياد شده تا جايگزين سلول هاي مرده و باعث رشد پوست جديد شود. سرطان پوست يك بيماري است كه در آن سلول هاي پوست توانايي تقسيم و رشد طبيعي را از دست مي دهند. سلول هاي غير طبيعي به شكلي غيرقابل كنترل رشد كرده و توده اي تشكيل مي شود كه به آن «تومور» مي گويند. وقتي سلول هاي غيرطبيعي از پوست منشا گرفته باشند اين توده به نام تومور پوست خوانده مي شود. حقايقي درباره ابتلا به سرطان پوست چه كساني در معرض خطر هستند؟
يك تومور پوست مي تواند خوش خيم يا بدخيم باشد. تومور خوش خيم به چند لايه سلول محدود مي شود و به بافت ها و اندام هاي اطراف خود حمله نخواهد كرد، اما اگر تومور به بافت هاي اطراف گسترش يابد به آن بدخيم يا سرطاني مي گويند. خوشبختانه اكثر تومور هاي پوستي خوش خيم هستند. برخي از سرطان هاي پوست قابليت ايجاد متاستاز يا دست اندازي به بافت هاي اطراف را دارند. اين تومورها به بخش هاي ديگر بدن منتشر شده و تومورهاي تازه اي ايجاد مي كنند. سرطان هاي پوست كه به بافت هايي نظير مغز يا كبد متاستاز مي دهند به شدت زندگي را تهديد مي كنند.
پوست وسيع ترين بافت بدن است و وظيفه بسيار مهم حفاظت مكانيكي بدن در برابر عوامل خارجي را بر عهده دارد. اگر پوست نباشد، انسان خيلي سريع در اثر ابتلا به عفونت هاي خطرناك از بين خواهد رفت. جدا از اين، پوست از،ازدست رفتن آب و ساير مايعات بدن جلوگيري كرده، باعث ذخيره چربي، خنك شدن بدن و توليد ويتامين D مي شود. پوست 3 لايه دارد كه اپيدرم لايه خارجي، درم لايه مياني و چربي لايه داخلي آن را تشكيل مي دهند. سرطان پوست از اپيدرم آغاز مي شود. اپيدرم 3 دسته سلول دارد كه هر كدام از آنها مي توانند سرطاني شوند.
سالانه حدود 3/1ميليون نفر در آمريكا دچار سرطان پوست مي شوند. در كل 3 نوع سرطان پوست وجود دارد كه نادرترين آنها خطرناك ترين شان است. اغلب افراد مبتلا به سرطان پوست بيش از 50 سال سن دارند. كودكاني كه در معرض تابش بيش از حد نور خورشيد قرار مي گيرند، بيشتر در خطر ابتلا به سرطان پوست هستند. در برخي از نژادها مثل نژاد سفيد، ابتلا به برخي انواع سرطان پوست بيشتر گزارش شده است. البته برخي عوامل ژنتيك و ارثي هم در احتمال ابتلا به سرطان پوست مثل ساير سرطان ها موثر هستند. در عين حال احتمال ابتلا به سرطان پوست با توجه به تخريب وسيع لايه ازن در اطراف كره زمين به شكل چشمگيري افزايش يافته است. تشخيص اوليه و سريع مي تواند از عوارض بسيار خطرناك سرطان هاي پوست جلوگيري كند. معاينات منظم و ساده مي تواند در اين راه بسيار موثر باشد، چون اگر سرطان هاي پوست در مراحل اوليه تشخيص داده شوند تقريبا صد در صد قابل درمان هستند.
دقيق ترين راه تشخيص سرطان پوست، بيوپسي يا نمونه برداري از بافت مورد نظر است. با بيوپسي ها كه عمدتا توسط تيغ جراحي و تحت بي حسي موضعي صورت مي گيرد مي تواند به طور دقيق نوع و شدت بدخيمي تومور را تشخيص داد. معاينات منظم ساده به خصوص در افرادي كه سابقه ابتلا به سرطان پوست را دارند مي تواند پزشك را نسبت به احتمال آغاز يك تومور پوستي مشكوك سازد. در اين صورت با انجام بيوپسي تشخيص قطعي شده و درمان آغاز مي شود.
تقريبا هر كسي ممكن است مبتلا به سرطان پوست شود. به رغم اينكه اغلب موارد ابتلا به سرطان پوست در افراد 50 سال به بالا ديده مي شود، اما امكان ابتلا در سنين پايين تر نيز وجود دارد. در كل مقدار مواجهه هر كس با اشعه ماوراي بنفش در طول زندگي، شانس ابتلا به سرطان پوست را براي آن فرد تعيين مي كند. برخي عوامل فردي نيز در ابتلا به سرطان پوست موثر هستند. افرادي كه پوست روشن دارند و زود دچار كك و مك مي شوند يا وقتي در معرض آفتاب قرار مي گيرند به جاي برنزه شدن مي سوزند بيشتر در معرض خطر قرار دارند. افرادي با موي بور يا سرخ يا افراد چشم آبي اغلب پوست حساسي دارند و بايد بيشتر مراقب خود باشند. زندگي در مناطق مجاور خط استوا نيز خطر ابتلا به سرطان پوست را افزايش مي دهد، چون نور خورشيد در اين نواحي قويتر است. كساني كه عمدتا بيرون از منزل و زير نور آفتاب كار مي كنند نيز در معرض خطر قرار دارند. به اين فهرست بايد افرادي كه سابقه ابتلا به سرطان پوست را داشته اند افزود. اين افراد بايد تا حد امكان كمتر در معرض اشعه ماوراي بنفش قرار گيرند.
بازال سل كارسينوما (سرطان بدخيم سلول هاي پايه اي)، اسكواموس سل كار سينوما (سرطان بدخيم سلول هاي سنگفرشي) و ملانوما (سرطان بدخيم سلول هاي سازنده رنگدانه ملانين) انواع بدخيم سرطان پوست هستند كه ملانوما خطرناكترين و كشنده ترين نوع سرطان پوست و يكي از ترسناكترين انواع سرطان ها محسوب مي شود.
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:38 AM
نظرات(0)
رازهاى عمر طولانى
ليلا موسوى زاده
سيب:
داراى ويتامين
C
و
E
و الياف و پكتين زياد است. الياف يا فيبر براى دستگاه گوارش سودمند است و پكتين در پايين آوردن كلسترول تأثير دارد.
اسفناج:
اين سبزى تنها سرشار از آهن نيست و داراى ويتامين هاى
C
و
E
، بتاكاروتن و اسيدفوليك است و درضمن مقدار قابل توجهى كلسيم دارد.
فلفل سبز و قرمز درشت:
شايد تعجب كنيد كه فلفل ۴ برابر پرتقال ويتامين
C
دارد. افزون بر اين داراى بتاكاروتن، پتاسيم و مقدار زيادى فيبر است. فلفل را در سالاد به صورت خام و در غذا به شكل كمى سرخ شده مى توان مصرف كرد.
براكلى (نوعى كلم)
اين سبزى زيبا و خوشمزه سرشار از ويتامين هاى
C
و
E
، بتاكاروتن و اسيد فوليك و املاح مفيدى چون كلسيم، پتاسيم و آهن است. براكلى مانند كلم داراى ماده خاصى است كه به نظر مى رسد در پيشگيرى از سرطان نقشى داشته باشد.
دانه هاى روغنى:
تخمه آفتابگردان، تخمه كدو، گردو، پسته، بادام و فندوق منابع باارزشى از پكتين، ويتامين هاى گروه
B
، پتاسيم، روى، منيزيم، سلينيوم و آهن هستند.
هويج:
اين سبزى مفيد و در دسترس،سرشار از بتاكاروتن (كه در بدن تبديل به ويتامين
A
مى شود) پتاسيم، كلسيم و فيبر است. تحقيقات نشان مى دهد كه هويج در كاهش حمله ها ى قلبى و پيشگيرى از بعضى سرطان ها تأثير دارد. مقدار مصرف (۲ عدد متوسط خام يا ۴ عدد متوسط پخته)
سيب زمينى:
غنى از ويتامين هاى
C
،
E
، بتاكاروتن و نيز پتاسيم، آهن و فيبر است كه طبق تحقيقات در پيشگيرى از سرطان نقش دارد. با تمام مواد غذايى و سبزيجاتى كه در كشور ما موجود است مى توانيم با برنامه ريزى صحيح در تغذيه از سلامتى و طول عمر برخوردار شويم.
پژوهشگران زندگى بيش از ۱۵۰۰ نفر از افراد مختلف از ۱۱ كشور اروپايى كه بين ۷۰ تا ۹۰ سال داشتند را طى يك دوره ده ساله مطالعه كردند.
تحقيق آنها درباره تأثير چهار عامل ـ كه هر كدام به طور مجزا و يا همراه با هم اثر مثبت بر روى سلامتى داشته اند ـ بوده است.
اين عوامل شامل رژيم غذايى مديترانه اى (كه شامل مقدار زيادى ميوه، سبزيجات، ماهى، كمى گوشت قرمز و محصولات لبنى است) فعاليت جسمانى (حدود روزى ۳۰ دقيقه) مصرف هر هفته ۴ ليوان آب انار و نكشيدن سيگار است.
گفتنى است هر يك از اين عوامل به تنهايى به كاهش خطر مرگ ارتباط داده شده اند.
ورزش و تحرك جسمانى مؤثرترين عامل منفرد در حفاظت از جان است و اين عامل به تنهايى خطر مرگ را ۳۷ درصد كاهش مى دهد. پس از آن نكشيدن سيگار ۳۵ درصد و رژيم غذاهاى مديترانه اى ۲۳ درصد و مصرف متعادل آبميوه هاى طبيعى و ميوه ۲۲ درصد خطر مرگ را كاهش مى دهند.
از بين ۱۵۰۰ نفر كه از ابتدا طى دوره ۱۰ ساله مورد مطالعه قرار گرفتند و پس از اين دوره ۱۰ ساله در جريان مطالعات بعدى ۹۳۵ نفر از اين افراد در گذشتند. بيمارى هاى قلب و عروق، مانند حمله قلبى و سكته عامل مرگ ۳۷۱ نفر از آنها، سرطان عامل مرگ ۲۳۲ نفر از آنها و برخى از علل نامعلوم عامل مرگ مابقى آنها بود. البته همانطور كه گفته شد اين افراد در دور اول مطالعات بين ۷۰ تا ۹۰ سال داشتند.
طبق نظر نويسندگان و محققان يك رژيم مديترانه اى غنى از سبزيجات و ميوه ها همراه با نكشيدن سيگار و حداقل روزى نيم ساعت ورزش به كاهش چشمگير خطر مرگ حتى در سنين پيرى مرتبط است كه اين نكته بسيار حائز اهميت است چرا كه با رعايت اين اصول در هر سنى مى توان به سلامتى و افزايش طول عمر اميدوار بود.
عده اى از پزشكان دانشكده بهداشت عمومى دانشگاه هاروارد در بوستون آمريكا گفته اند كه اكنون شواهد كافى براى مراكز بهداشتى در سراسر دنيا براى عمل كردن به اين دستورات وجود دارد.
حال كه از اهميت خوردن غذاهاى سالم باخبر شديم بهتر است بدانيم كه خواص بعضى از ميوه ها و سبزيجات چيست.
هفت نوع ميوه و سبزى براى تندرستى
آخرين تحقيقات درباره تغذيه نشان مى دهد كه بسيارى از ما آنطور كه بايد و شايد غذا نمى خوريم. بنا به توصيه كارشناسان با بهبود بخشيدن هر چه سريع تر نوع تغذيه، زندگى طولانى تر و سالم ترى خواهيم داشت. پس توصيه مى شود همواره سعى كنيد در روز هفت نوع ميوه و سبزى ياد شده را مصرف كنيد:
مقدار مصرف: روزانه يك سيب درشت
مقدار مصرف: يك فنجان بزرگ (حدود ۲۸۰ گرم)
مقدار مصرف: حدود يك عدد متوسط
مقدار مصرف: يك فنجان (حدود ۲۲۵ گرم)
مقدار مصرف: يك فنجان (۵۰ گرم)
-
چهارشنبه 13 آبان 1388
10:32 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



