زماني که نياز داريد تا کامپيوتر را تميز کنيد بستگي به محيطي دارد که کامپيوتر در آن کار مي کند مثلا کامپيوترهايي که در اماکن عمومي کار مي کنند بايد هر ماه تميز شوند. اما کامپيوترهايي که در منزل مورد مصرف قرار مي گيرد شايد در يک فاصله زماني 6 ماهه نياز به تميزکاري داشته باشند. اگر هنگام کار با کامپيوتر سيگار مي کشيد يا محيط کار کامپيوتر، پرگرد و خاک است بايد هر ...
دو ماه يکبار آنرا تميز کنيد. اما بطور معمول توصيه مي کنم تا هر 6 ماه يکبار کار تميزکاري داخل کامپيوتر انجام شود. هنگام تميزکاري داخل کامپيوتر شديدا توصيه مي کنم که از جاروبرقي براي تميزکردن قطعات داخلي کامپيوتر استفاده نکنيد چون جاروبرقي توليد الکتريسيته ساکن مي کند که براي قطعات الکترونيکي داخل کامپيوتر فوق العاده خطرناک است و احتمال خرابي کامپيوتر را بشدت بالا مي برد.
جاروهاي باطري دار کوچکي مخصوص تميزکردن داخل کامپيوتر وجود دارد که در صورت نياز مي توانيد از آنها استفاده کنيد. توصيه من بهره گيري از اسپري هواي فشرده است که مي توانيد از فروشگاه هاي قطعات الکترونيکي تهيه کنيد. اما قسمت بيروني بدنه کامپيوتر مي تواند بوسيله جاروبرقي تميز شود. يادتان باشد که هيچوقت مايع تميز کننده را مستقيما به قطعات داخلي اسپري نکنيد و اگر لازم است که از مايع استفاده کنيد ابتدا آنرا روي پارچه بريزيد و پارچه را روي آن بخش بکشيد.
هنگام تميز کردن کامپيوتر بايد حتما دستگاه را خاموش کرده و کابل برق را از پريز جدا کنيد. هيچوقت داخل کامپيوتر را با آب، خيس نکنيد. براي تميز کردن کامپيوتر نياز به پارچه، آب، الکل سفيد، مايع ظرفشويي، جاروي برقي براي تميزکردن بيرون کامپيوتر، گوش پاک کن، اسفنج، قلم مو، جارو باطري دار مخصوص و البته دست بند ضد الکتريسته ساکن داريد. در اولين قدم کامپيوتر را خاموش کرده و آنرا از برق بيرون بکشيد.
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:13 AM
نظرات(0)
رشد و توسعهي رايانهها در چند دههي اخير، عليرغم پارهاي پيشرفتها، تأثيرات مخربي بر زيستگاههاي بشري و محيط زيست وارد نموده كه بيش از همه، به دوري مردم از طبيعت منجر گرديده است. فلسفهي انسانمحور غربي كه عامل تخريب گستردهي محيط زيست به ويژه در قرن بيستم بوده است، از رايانهها در جهت توجيه فرهنگ مادي انسانمحور و سودجويي خويش بهره ميبرد و از اين وسيله براي تحكيم مباني سلطهي خود سود ميجويد؛ در حالي كه احترام به طبيعت و حفظ محيط زيست، سرلوحهي مفاهيم و تعليمات همهي فرهنگها و آيينهاي غيرغبي بوده است. گزارشهاي اخير در مورد تغييرات ايجاد شده در اكوسيستمهاي حياتي ما نظير گزارش سالانه جهان مؤسسه «وردواچ» (Worldwatch) و ويژهنامه مجله معتبر «ساينتيفيك آمريكن» با عنوان «مديريت سياره زمين» از اين تفكر پيروي ميكند كه رايانهها يكي از مهمترين فنآوريهاي در دسترس ما هستند كه ميتوانند به درك گستردگي بحران و مراحل متوقف نمودن آن كمك كنند. همچنين با پردازش دادههاي علمي و مدل سازي چگونگي عكسالعمل سيستمهاي طبيعي، ميتوان در برابر تغييرات به وجود آمده توسط فعاليتهاي انساني، واكنش نشان داد و اين اقدامات ميتواند رايانهها را به عنوان وسيلهاي ضروري در جهت رويكردهاي دادهمحور كه منجر به درك طبيعت پويا و منسجم محيط زيست ميگردند، معرفي نمايد. با پذيرش نقش رايانهها در كنترل و شناخت بحرانهاي زيست محيطي، من معتقدم كه رايانهها با كمك جوامع غربي، تخريب زيستگاههاي بشري را تسهيل نمودهاند. امروزه، استفاده از فنآوريهاي رايانهاي، علاوه بر ايجاد رويكرد مخرب در ويراني محيط زيست ما، به فاصله گرفتن انسان از دنياي طبيعت منجر گرديده است. تأثيرات اين تفكر دكارتي را ميتوان در جهتدهي مقالات نشريه ساينتيفيك آمريكن مشاهده نمود كه همة اين بحرانهاي زيست محيطي را تنها مشكلي عقلايي در مديريت سياره زمين ميداند. به عنوان مثال، ويليام سي كلارك در مقاله خود چنين مينويسد: «مديريت سياره زمين نيازمند پاسخ به اين دو پرسش است: «ما به چه سيارهاي نيازمنديم؟ و به چه نوع سيارهاي ميتوانيم دست پيدا كنيم؟» اين نوع تفكر، ريشه در انسانمحوري موجود در فلسفه غرب دارد كه انسان را در مركز عالم قرار داده و او مجاز است كه زيست بوم دنيا را به عنوان منبعي در جهت دستيابي به اهدافش به كار گيرد. به هر ترتيب، در مقالات نشريه ساينتيفيك آمريكن و گزارش سالانه مؤسسه ورد واچ، ميتوان علايم اين انديشه را مشاهده نمود و چگونگي تأثيرات مخرب رايانهها را در بحرانهاي زيست محيطي كره خاكي درك كرد. البته اگر چه اين دو گزارش، منبع ارزشمند و پرباري از اطلاعات مختلف را در اين حيطه ارائه مينمايد، اما به دليل رويكرد خاص اين دو مؤسسه، آنها به صورت كامل، اين مطلب را كه فرهنگ كنوني ما، عامل اساسي در تخريب گسترده محيط زيست كره زمين است، ناديده ميگيرند.
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:13 AM
نظرات(0)
اگر بعد از فشردن دكمه power، كامپيوتر روشن نشد بررسي كنيد آيا سيم برق متصل است؟ آيا سر ديگر سيم برق متصل شده است؟ سوييچي كه در پشت كامپيوترتان وجود دارد چك كنيد. از اتصال صحيح منبع تغذيه به مادربرد اطمينان حاصل كنيد. كابل برق فلاپي را چك كنيد. اگر هيچ يك از اين كارها نتيجه نداد در مرحله بعد هر چيزي را كه به مادربرد متصل است به غير از كابل برق، سيم دكمه power، كارت گرافيك، حافظه RAM و CPU را جدا كنيد. اگر باز هم سيستم بالا نمي آيد يك يا دو قطعه از سيستم شما معيوب است. در اين مورد به احتمال زياد مادربرد يا منبع تغذيه Case شما اشكال دارد.
اگر سيستم بالا مي آيد ولي مشكلاتي را مشاهده مي كنيد در اين جا دو مشكل عمده ذكر مي شود. كامپيوتر شما در هنگام نصب سيستم عامل بارها از حركت باز مي ايستد علت آن مي تواند گرماي CPU باشد بخصوص CPU هاي شركت AMD يا CPU هاي قديمي تر شركت INTEL. چك كنيد آيا فن CPUبخوبي عمل مي كند و چك كنيد آيا هيت سينك (قطعه آلومينيومي كه روي CPU نصب شده و معمولا رنگ سياه دارد) بخوبي نصب شده است و با سطح CPU كاملا موازي است. مطمئن شويد از هيت سينكي استفاده مي كنيد كه ساخت سازنده CPU شماست. هيت سينك اگر درست نصب شود بيش از آنچه نياز است خنك كاري انجام مي دهد. مشكلات زيادي در سيستم عامل همراه با صفحات آبي كه ظاهر مي شود داريد خطاهايي كه در هنگام كپي كردن فايل هاي Set up بوجود مي آيند بخصوص در ويندوز ۲۰۰۰ و XP، به احتمال زياد نشانه وجود مشكل در حافظه RAM شماست. اين امكان هم وجود دارد كه مشكل از هارد ديسك شما باشد اگر خطاها همراه با صفحات آبي است كه در آنها Page Fault ديده مي شود يقينا مشكل از حافظه RAM شماست.
اگر سيستم روشن مي شود ولي بوق نمي زند يا بالا نمي آيد ابتدا همه اتصالات را چك كنيد و دوباره امتحان كنيد. در صورتي كه اين عمل مطثر نبود، بهترين كار اين است كه مانند بالا همه چيز را به غير از سيم دكمه power، كارت گرافيك، حافظه RAM و CPU را از مادربرد جدا كرده و دوباره امتحان كنيد. اگر كامپيوتر به خوبي شروع به كار كرد كامپيوتر را خاموش كنيد و هر بار يك قطعه را متصل كرده و سپس كامپيوتر را روشن كنيد تا جايي كه مشكل را پيدا كنيد ولي اگر كامپيوتر اصلا روشن نشد احتمالا يك يا چند قطعه معيوب داريد(CPU ,RAM، مادربرد و منبع تغذيه). كامپيوتر روشن مي شود و متناوبا بوق مي زند، بالا مي آيد ببينيد آيا حافظه RAM شما بدرستي نصب شده است اگر لازم است آن را بيرون آوريد و دوباره جا بزنيد.
سيستم روشن مي شود يك سري بوق هاي سريع مي زند، بالا نمي آيد ببينيد آيا كارت گرافيك به درستي روي اسلات AGP نشسته است يا خير. اگر مقدار كمي از كارت گرافيك خارج از اسلات AGP باشد سيستم بالا نمي آيد. چند مشكل ديگر هم وجود دارد كه بوسيله اين بوق ها شناسايي مي شود اما دو مورد بالا معمول ترين موارد هستند.
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:12 AM
نظرات(0)
اگر از کاربران رايانه باشيد، احتمالا اسمهايي از قبيل مانيتور فلت و LCD ها را شنيده ايد. لغت هايي که امروزه به قدري باب شده اند که حتي کودکان ۵ ۶ساله هم که گاهي آنها را به زبان مي آورند.
آيا صفحه هاي فلت، LCDو پلاسمايي يکي هستند يا معاني جدايي دارند و ما از روي ناآگاهي آنها را به جاي هم به کار مي بريم؟
واقعيت اين است که اينها معاني متفاوتي هستند که برحسب اشتباه از آنها به صورت جايگزين استفاده مي کيم. احتمالا هر روزه از وسايل متفاوتي استفاده مي کنيم که شامل LCDها هستند.
رايانه هاي لپ تاپ، برخي مانتيورها، ساعتهاي ديجيتالي، اجاقهاي مايکروويو، دستگاه پخش سي دي و دستگاه هاي الکترونيکي فراوان ديگر شامل LCD ها هستند. براي تشخيص LCD بودن يک صفحه کافي است ، براي چند ثانيه انگشت خود را روي آن صفحه قرار دهيد و حرکت امواج را در ناحيه اطراف دستتان مشاهده کنيد.
البته اين کار به هيچ عنوان توصيه نمي شود. چرا که در درازمدت به مانيتور شما آسيب مي رساند. LCD يا Liquid Crystal Display به دليل مزيت هايي از قبيل نازک بودن ، وضوح بيشتر و مصرف برق کمتر متداول شده اند.
LCDها يا کريستال هاي مايع اولين بار در سال ۱۹۸۸از سوي يک گياه شناس اتريشي به نام فردريک رينيتز کشف شد. او مشاهده کرد زماني که يک ماده شبيه کلستريل را ذوب مي کند، اين مايع که در ابتدا تيره بوده و با بالا رفتن حرارت ، رنگ آن روشن مي شود پس از خنک کردن ، مايع قبل از تبلور نهايي به رنگ آبي تبديل مي شود.
از ساخت آزمايشي اولين LCDدر سال ۱۹۸۶، مدت ۱۸سال مي گذرد. از آن هنگام سازندگان LCDها آن را به لحاظ تکنولوژيکي توسعه دادند و LCDها را از لحاظ تکنيکي به سطح بالايي رساندند و روند رو به رشد فناوري ساخت اين وسيله همچنان رو به فزوني است.
کريستال هاي مايع بسته به چگونگي تحريک و نحوه آرايش مولکول ها به گروه هاي مختلفي تقسيم مي شوند. اين نوع کريستال ها نسبت به تغيير دما و در بعضي موارد فشار واکنش نشان مي دهند و جهت گيري مولکولها در آنها از الگوي خاصي پيروي مي کند که اغلب يک منشا خارجي جهت دهنده دارد.
از شواهد برمي آيد که کريستال هاي مايع به حالت مايع نزديک تر هستند تا جامد. آنها مقادير متوسطي از گرما را دريافت مي کنند تا يک ماده مناسب را از يک حالت جامد به کريستال مايع تبديل کنند و فقط مقدار بيشتري گرما را براي تبديل همان کريستال مايع به حالت مايع واقعي دريافت مي کنند..
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:12 AM
نظرات(0)
ابزار متاکیس نوعی نرمافزار کاربردی است که امکان استفاده بیش از یک metodic یا نماد گذاری در طول فرآیند توسعه نرمافزار را فراهم میسازد.
● مرور کلّی بر ابزارهای کیس
ساختن نرمافزار کاربردی در مقیاس بزرگ، فرآیندی بسیار پیچیده است و به آسانی نمیتوان آن را کنترل کرد. شرکتهای نرمافزاری باید سیستم مناسبی برای همکاری تیمهای توسعه داشته باشند و این امر مستلزم نظم کاری بالاست.
● تفاوتهای بین ابزارهای متاکیس و کیس
اغلب ابزارهای کیس مدل سازی شی گرا به شدّت بر پایه روش UML استوار هستند. همچنین یک متد توابع دیگر ابزار کیس را دیکته میکند؛ مثلا اینکه مدلها چگونه ساخته، تست و تحلیل میشوند و چگونه کد میتواند تولید شود. به عنوان نمونه، یک ابزار تنها در صورتی میتواند تعاریف زبان معرّف واسط CORBA را تولید کند که زبان مدل سازی بتواند به اندازه کافی واسطهای مورد قبول CORBA را تعیین و تحلیل کند. در صورتی که ابزار (و متد) آنها را تولید نکند، پشتیبانی برای کار کردن برروی پیاده سازی و طرّاحی واسط (آن هم اگر داشته باشد) خیلی کم است.
● چگونه متاکیس کار میکند ؟
ابزارهای کیس سنّتی بر پایه یک معماری دو سطحی هستند: طرّاحیهای سیستم در یک مخزن ذخیره شدهاند که مدل آنها در ابزار کیس برنامه نویسی و کامپایل میشوند.این بخش hard-coded نوع مدلهای ساخته شده و چگونگی تحلیل آنها را تعریف میکند. مهمتر اینکه،تنها فروشنده ابزار میتواند متد را تغییر دهد زیرا آن در کد ثابت شده است.تکنولوژی متاکیس، این محدودیّت را با به کار گیری متدهای قابل انعطاف از بین برده است.
● ابزارهای متاکیس
فهرستی از ابزارهای متاکیس در دسترس عبارتند از: - Alfabet ▪ OpenSoul Metamodeler ▪ پروژه OSM توسّط تیم کوچکی از دانشجویان و اساتید ساختمان IT دانشگاه Economy پراگ ساخته شده است. OSM به زبان جاوا ایجاد شد و مبتی بر MOF، استانداردهای OMG، JMI، مخزن متاداده Netbeans، مؤلّفههای JGraph و استانداردهای W۳C است. آن با برخی ابزارهای کیس و متاکیس موجود مانند MetaEdit+، DOME، ArgoUML و Poseidon برای UML و شبیه ساز ریاضی خطوط راهنمای سیاست مالی شرکت القا شده بود. ▪ Metamill
● پروژههای تحقیقاتی متاکیس
MetaCASE در دانشگاه ساندرلند،بریتانیا.
● فواید واقعی استفاده از ابزارهای متاکیس
جکسون تفاوت اساسی بین یک دامنه کاربرد و کد آن را اینگونه تشخیص میدهد : دو دنیای متفاوت، هر کدام با زبان، متخصّصان و روشهای تفکّر خودشان .... یک برنامه کاربردی تمام شده، اشتراک بین این دو جهان را تشکیل میدهد. وظیفه دشوار مهندس نرمافزار، ساخت پلی بین این دو جهان در ضمن حلّ مسائل در هر دو جهان است. نويسنده:محمد معصومی شهربابک منبع :
تعریف دیگر – ابزار متاکیس، ابزارهای نرمافزاری هستند که طرّاحی و تولید ابزار CASE را پشتیبانی میکنند. به طور کلّی ابزارهای متاکیس باید مؤلّفههای عمومی ابزار کیس را فراهم کنند تا آنها بتوانند سفارشی شده و نیز در ابزارهای کیس ویژه معرّفی شوند. هدف ابزارهای متاکیس، تسخیر خصوصیّات ابزار مورد نیاز و سپس تولید ابزار از خصوصیّات است.
با این وجود، استفاده از ابزارهای کیس برای بالا بردن سرعت توسعه نرمافزار و اطمینان از طرّاحی سطوح بالاتر برنامههای کاربردی، روشی نوین است. به هرحال پیامدهای دیگری هم وجود دارد که باید به خاطر سپرد. اوّل اینکه همه کاربرد این ابزارها، نتایج خوب را تضمین نمیکند چون آنها معمولا بزرگ، پیچیده و برای تولید شدن و پذیرش خیلی پر هزینه هستند.
ابزارهای کیس بسته به فاز عملیّات توسعه نرمافزاری که قرار است آن را پشتیبانی کنند، به دو دسته تقسیم میشوند : ابزارهای نرمافزار نهایی (Front-end) یا ابزارهای پشتیبان (Back-end). به عنوان مثال، ابزارهای تحلیل و طرّاحی نرمافزار نهایی در مقابل ابزارهای پیاده سازی پشتیبانی قرار دارند. وقتی مهندسان نرمافزار برروی یک پروژه کاربردی به خصوص کار میکنند، انتخاب ابزار کیس اصولا تحت تأثیر عواملی از قبیل اندازه پروژه، متدولوژی مورد استفاده، قابلیّت دسترسی ابزارها، بودجه پروژه و تعداد افراد درگیر تعیین میشود. برای برخی موارد کاربرد، یک ابزار مناسب ممکن است در دسترس نباشد یا اینکه پروژه خیلی کوچک باشد و سود چندانی نداشته باشد.
ایزارهای کیس تعداد مشخّصی از متدولوژیها را پشتیبانی میکنند ولی سازمانهای توسعه نرمافزار به صورت پویا متدولوژیهای پذیرفته شده خود را تغییر میدهند.
توسعه دهندگان در هنگام استفاده از متدها اغلب با مشکلات مشابهی مواجه میشوند. آنها نمیتوانند دامنه کاربرد و سیستم تحت توسعه را به طور مناسب مشخّص کنند زیرا آن متد نمیتواند مفاهیم کلّی یا نشانه گذاریهای را نزدیک به وظیفه فراهم کنند. خواندن و درک مدلها ممکن است برای کاربران نهایی دشوار باشد چون که آنها با مفاهیم مدل سازی آشنا نیستند. معمولا برای آنها فهم نگاشت مفاهیم و معناهای به کار رفته در مدلها به دامنه کاربردشان نیز دشوار است. پس از ساختن مدلها، در صورت مشخّص نشدن دامنه کاربرد به اندازه کافی، ابزار نه گزارشهای مورد نیاز را فراهم کرده و نه کد مورد استفاده را تولید میکند.
آنگاه آنچه مورد نیاز است همان توانایی تسخیر مشخّصات هر متد به آسانی و همچنین تولید ابزارهای کیس به صورت خودکار از این مشخّصات است. بعدا موقعی که وضعیّت دامنه کاربرد و همچنین محیط توسعه تغییر کرد، شما میتوانید به صورت فزایندهای، متد پشتیبانی در ابزار کیستان را به روز کنید. اصولا این همان چیزی است که تکنولوژی متاکیس ارائه میدهد.
این امر با اضافه کردن یک سطح بالای سطح متد انجام پذیر است.
ابزارهای متاکیس، یک معماری سه سطحی دارند.
۱) پایینترین، سطح مدل، شبیه سطح مدل در ابزارهای CASE میباشد. آن شامل مدلها و طرحهای سیستم است.
۲) سطح میانی، دربرگیرنده یک مدل از متد میباشد؛ یعنی یک متامدل. یک متامدل شامل مفاهیم، قوانین و نماد گذاریهای رسم نمودار متد فرضی است. به عنوان مثال، یک متامدل ممکن است در مورد مفاهیمی همچون کلاس و ارث بری تصریح کند که آنها چگونه با یکدیگر رابطه دارند و یا چگونه نمایش داده میشوند. به هر حال، به جای اینکه کد در ابزار قرار بگیرد، در یک ابزار كیس مشخّص، متد به عنوان داده در مخزن ذخیره میشود. اخیرا کاربرد متامدلها عمومیتر شده است. بسیاری از کتب متد امروزه شامل متامدلهای متدشان و چندین نوآوری مهم هستند؛ از قبیل XMI که مبتنی بر متامدل هستند. برخلاف یک ابزار کیس، یک ابزار متاکیس به کاربر این امکان را میدهد تا متامدل را اصلاح کند. از این رو، متاکیس به قابلیّت انعطاف مشخّصههای متد بستگی دارد.
۳) این امر با داشتن لایه سوم و بالاتر به دست میآید که شامل زبان مدل سازی متا برای مشخّص کردن متدها میباشد. این سطح همان بخش hard-coded نرمافزار متاکیس میباشد.
تمامی این سطوح به شدّت باهم در ارتباطند: یک مدل مبتنی بر یک متامدل است و به نوبه خود به یک زبان متامدل سازی وابسته است. واضح است که هیچ مدل سازی بدون تعدادی از انواع متامدل ممکن نیست. این ساختار وابستگی شبیه وابستگی بین اشیا، کلاسها و متاکلاسها در برخی زبانهای برنامه نویسی شیگرا میباشد.
- ArgoUML
- ConceptBase
- Coral
- GME
- IPSYS TOOLBUILDER
- MetaEdit+ (دنیای نرمافزار هدایت مدل سازی با دامنه خاص)
- Metamill
- MetaView
- OpenSoul Metamodeler
- Paradigm Plus تولید شده توسّط شرکای کامپیوتری.
OpenSoul Metamodeler یک MOF است که مبتنی بر ابزار کیس متامدل سازی است. آن برروی MDR (مخزن متاداده Netbeans) و JGraph ساخته شده است و بخش از پروژه OpenSoul است که قصد دارد تا یک framework برای به اشتراک گذاری مدلها بین اعضای انجمن متامدل سازی باشد.
Metamill، یک ابزار مهندسی round-trip (زمانی بین ارسال یک بسته اطلاعاتی از مبدأ به مقصد و برگشت آن را round-trip نامند) است. مهندسی میتواند مدلها را با تولید کد C++، Java، C#، C و VB.NET با کمک نشانگرهای کد ارسال کند تا تغییرات شما حفظ بماند.
سیستم متامدل مبتنی بر استاندارد UML ۲.۱ است. فایلهای مدل، فایلهای XML هستند که بر پایه استاندارد XMI ۲.۱ استوارند.
Metamill به خاطر نیاز به کاهش هزینه، ابزار مدلسازی سریع و پیشرفته UML ایجاد شد. ایده محرّک آن، پشتیبانی از مدل سازی ویژوال ابداعی است که تنها جنبههای مورد نیاز را پیشنهاد میکند.
همانگونه که طرّاحان شخصی برای مهندسی و مدل سازی UML به یک ابزار پیشرفته و در عین حال از نظر هزینه قابل کنترل نیازمندند، Metamill نیز برای گروههای مهندسی نرمافزار مناسب است.
Method Engineering در دانشگاه Twente کشور هلند.
ConceptBase از Rheinisch-Westfälische Hoschule در آخن (آلمان) که در واقع به طور قیاسی اشیا را برای پایگاههای داده متا مدیریّت میکند.آن Teloها را به همراه یک زبان مدل سازی ادراکی با خصوصیّات شیگرایی و قیاسی پیاده سازی میکند.
GOODSTEP از دانشگاه دورتموند (آلمان) یک پایگاه داده شیگرا برای فرآیندهای نرمافزاری است. در بالای پایگاه داده دو مولّد ابزار و یک سیستم مدل سازی و تصویب کننده فرآیند نرمافزاری ایجاد شده است.
Hardy از مؤسّسه کاربردهای هوش مصنوعی در ادینبورو (اسکاتلند)، یک ابزار ترسیم دیاگرام مبتنی بر فرامتن (hypertext) است. آن برروی سیستمهای Sun و همچنین PCها قابل اجراست.
HotDraw از ساختمان علوم کامپیوتر واقع در دانشگاه Illinois در Urbana-Champaign (ایالات متّحده امریکا)، یک framework گرافیکی برای ویرایشگرهای ترسیم ساخت یافته با انیمیشن هستند. آن برای ایجاد بسیاری از ابزارهای گوناگون CASE به کار میرود.
مطالعات تجربی به طور توافقی نشان دادهاند که تنها در نیمه نخست تمام پروژههای توسعه، متدها به کار گرفته میشوند. ضمن به کار گیری متدها، بیش از %۵۰ اصلاح متدها منجر به تطبیق بهتر آنها با نیازها یا حتّی توسعه متد خودشان شده است.
در یک ابزار کیس استاندارد، متد پشتیبانی شده توسّط ابزار، مشخّص و ثابت است : آن نمیتواند تغییر کند. در یک ابزار متاکیس، برای تغییر متد، یا حتّی ایجاد یک متد کاملا جدید، آزادی کامل وجود دارد. مدلها و متامدلها، هر دو (توصیفات متد) به عنوان عناصر درجه اوّل در مخزن محسوب میشوند. پس برای یک سازمان این امکان به وجود میآید که متدی را ایجاد کنند که با نیازها و موقعیّتشان سازگار باشد و همچنین بتوانند آن آگاهی و دانش را به تمامی توسعه دهندگان انتشار دهند. آنگاه ابزار و متدی که توسعه دهندگان را هدایت میکند، یک framework مشترک برای کار کردن آنها به وجود میآورد و کار را برای کلّ گروه یکپارچه میکند.
نمونههای اوّلیّه تحقیق و حتّی ابزارهای متاکیس تجاری، سالهای زیادی وجود داشته است ولی تنها اخیرا ابزارهایی به وجود آمده است که کامل شدهاند و برای توسعه دهنده متد و نیز کاربر متد user-friendly و پایدار شدهاند. یکی از شناخته شدهترین و پرکاربردترین ابزارهای متاکیس، MetaEdit+ میباشد.
فهرست ذیل انواع مختلفی از روشهایی که این ابزارها میتوانند در طول توسعه نرمافزار به کار گرفته شوند را نشان میدهد :
- کاهش زمان و هزینه برای ایجاد یک محیط به کمک کامپیوتر
- پشتیبانی از متدهای توسعه رسمی نرمافزار
- پشتیبانی از تطبیق محیطهای توسعه
- میتوانند به عنوان یک ابزار مدلسازی اطّلاعاتی سیستمها به کار گرفته شوند
- پشتیبانی از متدهای ساختار یافته
- پشتیبانی از طرّاحی و تحلیل شیگرا
- میتوانند به عنوان یک ابزار مدل سازی منطقی استفاده شوند
- پشتیبانی از طیف وسیعی از متدها
- کمک به آموزش CASE
این ابزارها همچنین بایستی مشخّصههای ذیل را دارا باشند :
- ایجاد امکان برای کاربران تا بتوانند متدی را ایجاد کنند که متدهای مهندسی نرمافزار خودشان را با منحنی آموزشی کم، پشتیبانی کنند
- استفاده آسان از ابزار گرافیکی CASE برای پشتیبانی از تعاملهای ساده و کارای کاربر
- توانایی بررسی پایداری مدل حتّی در زمان اجرا
- داشتن امکان تولید گزارش استاندارد
- داشتن قابلیّت تبدیل از یک متد به متد دیگر
- داشتن قابلیّت تزریق معیار متری CASE
- داشتن ابزار مدیریّت پیچیدگی برای ایجاد دیدهای محدود و نمایشهای ریز مدل
- داشتن ورودی محاورهای پیچیده و مصنوعی برای ایجاد و اصلاح دادههای مدل
- پشتیبانی از متدهای چندگانه و قابل سفارشی شدن
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:10 AM
نظرات(0)
Spam
Spam یا هرزنامه ایمیلی ناخواسته است که بطور اتوماتیک برای اشخاص مختلف فرستاده می شود و اغلب اوقات یک محصول، سرویس و یا وب سایتی را تبلیغ می کند. Spam ها مانند نامه های تبلیغاتی هستند که توسط پست به شرکت ها یا منازل فرستاه می شوند. در این مورد مقالات زیادی در تالار گفتگوی سایت میکرو رایانه و نیز در بین مقالات داخل سایت وجود دارد. بعضی از Spam ها شامل مطالب فریبننده می باشند مانند این جمله شما برنده خوش شانس ما هستید، برای ارسال جایزه کافیست اطلاعات زیر را برای مار ارسال کنید. بعضی دیگر شامل تصاویر و عکس های غیر اخلاقی می باشند.
Worm
Worm ها یا کرم ها نوعی ویروس هستند که اکثراً قابلیت تخریب به شکلی که فایلی را از بین ببرند، ندارند. نحوه کار Worm اغلب به این شکل است که در حافظه اصلی کامپیوتر (RAM) مستقر می شوند و شروع به تکثیر خودشان می کنند که این عمل موجب کند شدن سیستم و کم شدن تدریجی فضای RAM می گردد. کرم ها این قابلیت را نیز دارند که برای آلوده کردن کامپیوترهای دیگر از ایمیل یا برنامه های چت نیز استفاده کنند.
Trojan
اسب های تروا یا همان Trojan، ویروس نیستند، به دلیل آنکه بر اساس تعریف ویروس، قابلیت تکثیر ندارند. اما این قدرت را دارند که فایل های سیستم را پاک کنند، در نحوه کار نرم افزارها اخلال بوجود آورند و یا سیستم را از کار بیاندازند. یک اسب تروا در حقیقت یک برنامه مخرب است که خود را به شکل یک برنامه بی خطر و معمولی نمایش می دهد.
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:09 AM
نظرات(0)
هواپیما نیز خود اقتباسی از پرنده هاست. در این میان رایانه ها به نظر می رسد از روی کارکرد مغز انسان و قدرت محاسبه گری آن ساخته شده باشند. پس طبیعی است اگر سؤال کنیم که آیا رایانه ها در سایر جهات نیز شبیه انسان عمل می کنند و مثلا بپرسیم که آیا کامپیوترها می توانند فکر کنند؟
وقتی به نتایج و عملکرد کامپیوترها نگاه می کنیم و این مسأله را هم در نظر می گیریم که رایانه های آینده بسیار پیچیده تر و پیشرفته تر از رایانه های امروزی خواهند بود، به نظر می رسد نتوان هیچ تفاوتی بین مغز انسان با کامپیوترها قائل شد. ربات های آدم نمای امروزی راه می روند و در اتاق را می گشایند و حتی حرکات نمایشی انجام می دهند. بسیاری از ساخته هایی که نوآوری محسوب می شوند، مشباهتی درطبیعت یا ساخته های قبلی بشر دارند. مثلاً موشک فضایی که قرن بیستم را در دهه هایی به نام آن می شناختند، گرچه از فناوری جدیدی برخوردار است چندان هم نوآوری به نظر نمی رسد و به راحتی می توان آنرا با هواپیما مقایسه کنیم.
هواپیما نیز خود اقتباسی از پرنده هاست. در این میان رایانه ها به نظر می رسد از روی کارکرد مغز انسان و قدرت محاسبه گری آن ساخته شده باشند. پس طبیعی است اگر سؤال کنیم که آیا رایانه ها در سایر جهات نیز شبیه انسان عمل می کنند و مثلا بپرسیم که آیا کامپیوترها می توانند فکر کنند؟ آیا فرقی بین ادراک موجودات زنده با داد و ستد اطلاعات توسط رایانه ها و مغزهای الکترونیک وجود دارد؟ و آیا عملکرد کامپیوترها حاکی از این است که مغز انسان صرفاً یک ماشین پیچیده است؟ وقتی به نتایج و عملکرد کامپیوترها نگاه می کنیم و این مسأله را هم در نظر می گیریم که رایانه های آینده بسیار پیچیده تر و پیشرفته تر از رایانه های امروزی خواهند بود، به نظر می رسد نتوان هیچ تفاوتی بین مغز انسان با کامپیوترها قائل شد. ربات های آدم نمای امروزی راه می روند و درب اتاق را می گشایند و حتی حرکات نمایشی انجام می دهند.
هرچند که حرکات اینگونه ماشین ها هنوز با حرکات انسانی فاصله بسیاری دارد؛ اما چه بسا در سال ها و دهه های آینده ربات هایی ساخته شوند که راه رفتن و حرکاتشان دیگر هیچ فرقی با انسان ها نداشته باشد. به هرحال باید این را نیز درنظر داشت که تکنولوژی رایانه ها، یک علم بسیار جوان است و رشد آن بسیار فوق العاده می باشد، پس چه دلیلی وجود دارد تا این تصور به ذهنمان نیاید که شاید در آینده ای نه چندان دور و چه بسا تا چند سال آینده، پیشرفت تکنولوژی رایانه ای و ربات ها به جایی برسد که ربات ها کاملاً مثل یک انسان عمل کنند؛ حرف بزنند و در کارخانه ها کار کنند و در جنگ ها به جای سربازان شرکت کنند و یا به عنوان پیش خدمت کارهای خانه را انجام دهند.
اگر چنین اتفاقی که البته در فیلم های تخیلی بارها به تصویر کشیده شده رخ دهد و چنین ماشین هایی ساخته شوند، آیا این مطلب ثابت نمی شوند که مغز و ذهن انسان چیزی جز یک ماشین محاسبه پیچیده نیست؟! البته نباید از جهت دیگر مطلب غافل بود. تحقیقات جدید خصوصاً پس از تصمیم دانشمندان برای نوشتن برنامه هایی رایانه ای که حرکت و سخن گفتن انسان را تقلید کند، نشان داد که کارکرد ذهن انسان و نیز حیوانات بسیار پیچیده تر از آن است که تصور می شد. حجم اطلاعات اندوخته شده در حافظه یک کودک به قدری زیاد است که حتی قوی ترین و بزرگترین رایانه های امروزی نیز حجم کافی برای ذخیره آنرا ندارند. اطلاعاتی که برای راه رفتن لازم است در مقابل اطلاعاتی که انسان برای سخن گفتن به کار می برد بسیار ناچیز است و دانشمندان راهی طولانی برای نوشتن برنامه ای رایانه ای در پیش دارند که کار صحبت کردن را انجام دهد. در واقع ابداع رایانه ها و ربات ها و تصمیم بر تقلید از حرکات معمول انسان، ابعاد پیچیدگی و عظمت و شگفت انگیزی خلقت انسان و سایر موجودات زنده را بسیار ملموس تر و آشکارتر ساخت.
اما سختی کار یا طولانی شدن آن ارتباطی به فلسفه ندارد. فیلسوفان می توانند فرض کنند که چنین امری تحقق یافته و ماشین های انسان نمایی ساخته شده است که کاملاً حرکات انسان ها را انجام می دهد بدون اینکه هیچ تفاوتی با راه رفتن و صحبت کردن و خندیدن یک انسان معمولی داشته باشد. ماشین ها نوعی تأمل و تدبیر از خود نشان می دهند که اگر در انسان یا حیوان ظاهر شود علامت هوش شمرده می شود..
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:09 AM
نظرات(0)
استفاده از شبکه هاي کامپيوتري در چندين سال اخير رشد و به موازات آن سازمان ها و موسسات متعددي اقدام به برپاسازي شبکه نموده اند. هر شبکه کامپيوتري مي بايست با توجه به شرايط و سياست هاي هر سازمان، طراحي و در ادامه پياده سازي گردد. شبکه هاي کامپيوتري زيرساخت لازم براي استفاده از منابع فيزيکي و منطقي را در يک سازمان فراهم مي نمايند. بديهي است در صورتي که زيرساخت فوق به درستي طراحي نگردد، در زمان استفاده از شبکه با مشکلات متفاوتي برخورد نموده و مي بايست هزينه هاي زيادي به منظور نگهداري و تطبيق آن با خواسته هاي مورد نظر (جديد)، صرف گردد (اگر خوش شانس باشيم و مجبور نشويم که از اول همه چيز را مجددا شروع نمائيم!). يکي از علل اصلي در بروز اينچنين مشکلاتي، به طراحي شبکه پس از پياده سازي آن برمي گردد. (در ابتدا شبکه را پياده سازي مي نمائيم و بعد سراغ طراحي مي رويم!). مقدمه قبل از طراحي فيزيکي شبکه، مي بايست در ابتدا و بر اساس يک فرآيند مشخص، خواسته ها شناسائي و آناليز گردند. چرا قصد ايجاد شبکه را داريم و اين شبکه مي بايست چه سرويس ها و خدماتي را ارائه نمايد؟ به چه منابعي نيار مي باشد؟ براي تامين سرويس ها و خدمات مورد نظر اکثريت کاربران، چه اقداماتي مي بايست انجام داد؟ در ادامه مي بايست به مواردي همچون پروتکل مورد نظر براي استفاده در شبکه، سرعت شبکه و از همه مهم تر، مسائل امنيتي شبکه پرداخته گردد. هر يک از مسائل فوق، تاثير خاص خود را در طراحي منطقي يک شبکه به دنبال خواهند داشت. يکي ديگر از پارامترهائي که معمولا از طرف مديريت سازمان دنبال و به آن اهميت داده مي شود، هزينه نهائي برپاسازي شبکه است. بنابراين لازم است در زمان طراحي منطقي شبکه به بودجه در نظر گرفته شده نيز توجه نمود.
برپا سازي هر شبکه کامپيوتري تابع مجموعه سياست هائي است که با استناد به آنان در ابتدا طراحي منطقي شبکه و در ادامه طراحي فيزيکي، انجام خواهد شد. پس از اتمام مراحل طراحي، امکان پياده سازي شبکه با توجه به استراتژي تدوين شده، فراهم مي گردد.
در زمان طراحي يک شبکه، سوالات متعددي مطرح مي گردد:
• براي طراحي يک شبکه از کجا مي بايست شروع کرد؟
• چه پارامترهائي را مي بايست در نظر گرفت؟
• هدف از برپاسازي يک شبکه چيست؟
• انتطار کاربران از يک شبکه چيست؟
• آيا شبکه موجود ارتقاء مي يابد و يا يک شبکه از ابتدا طراحي مي گردد؟
• چه سرويس ها و خدماتي بر روي شبکه، ارائه خواهد شد؟
• و...
سوالات فوق، صرفا نمونه هائي در اين زمينه بوده که مي بايست پاسخ آنان متناسب با واقعيت هاي موجود در هر سازمان، مشخص گردد. (يکي از اشکالات ما استفاده از پاسخ هاي ايستا در مواجهه با مسائل پويا است !).
در اين مقاله قصد داريم به بررسي پارامترهاي لازم در خصوص تدوين يک استراتژي مشخص به منظور طراحي شبکه پرداخته تا از اين طريق امکان طراحي منطقي، طراحي فيزيکي و در نهايت پياده سازي مطلوب يک شبکه کامپيوتري، فراهم گردد.
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:07 AM
نظرات(0)
در صورتیکه زیاد در Windows XP اصطلاحا پرسه می زنید احتمالا با پوشه ای به نام System Volume Information مواجه شده اید و این سوال برای شما بوجود امده که این پوشه چیست و چه فایده ای دارد؟
پوشه سیستم والیوم اینفورمیشن در واقع بخشی از System Restore، ابزاری برای برگرداندن وضعیت سیستم به حالتی قبل، است .
System Volume Information مکانی است که ویندوز اکس پی مراحل تغییرات سیستم برای بازگردانی (System Restore) و همچنین فایلهای مربوط به این اعمال را در این پوشه نگهداری می کند .
درصورتیکه سرویس System Restore در کامپیوتر شما فعال است اما با این وجود پوشه System Volume Information را در درایوهای خود نمی بینید بایستی "نمایش فایلهای مخفی و سیستمی" را فعال کنید .
برای این منظور در My Computer به منوی [Tools=>Folder Options=>View]رفته و گزینه Show Hidden Files and Folders را فعال کنید . همچنین بایستی گزینه Hide protected operating system files را از حالت تیکدار خارج نمایید (غیرفعال کنید) . در صورت مشاهده پنجره تایید، OKرا کلیک کنید .
ممکن است پوشه های زیادی به نام System Volume Information در سیستم شما وجود داشته باشد و این موضوع بستگی به تنظیمات System Restoire دارد .
در مواقعی که زیاد اقدام به حذف و نصب نرم افزار در کامپیوتر می کنید این پوشه ها دارای حجم زیادی می باشد و حتی به چندین گیگابیات می رسند .
نکته: بسیاری از ویروس های کامپیوتری خود را در این پوشه مخفی می کنند و در صورتیکه شما سیستم خود را با استفاده از System Restore به مرحله ای فبل برگردانید این ویروس ها مجددا باز می گردند . این یکی از دلایلی است که بعضی از کاربران گمان می کنند فولدر System Volume Information ، ویروس است و یا یا توسط ویروس ها ایجاد شده است !
-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:07 AM
نظرات(0)
استراس تروپ کار روي زبان «c با کلاس» را در سال ۱۹۷۹ آغاز کرد.ايده ساخت اين زبان جديد در زمان کار بر روي تز دکتراي خود به ذهن استراس تروپ خطور نمود. او متوجه شد که سيمولا داراي ويژگي هاي مناسب براي ساخت برنامه هاي بسيار بزرگ است اما براي استفاده عملي بسيار کند است اما BCPL با وجود سرعت بسيار زياد براي ساخت برنامه هاي بزرگ بسيار سطح پايين است. زماني که استراس تروپ کار خود را در آزمايشگاه هاي بل (Bell Labs) آغاز نمود با مشکل تحليل هسته unix با توجه به محاسبات توزيع شده روبرو شده بود. ● استاندارد زبان بعد از سال ها کار کميته مشترک ANSIISO در سال ۱۹۹۸ ++ C را استاندارد نمودند (ISO/IEC۱۴۸۸۲:۱۹۹۸). به مدت چند سال پس از انتشار استاندارد اين کميته گزارشات معايب را مورد بررسي قرار داده نسخه اصلاح شده استاندارد ++ C منتشر شد. در سال ۲۰۰۵ گزارشي فني بنام «گزارش فني کتابخانه ۱» (که معمولاً بصورت اختصار TR۱ خوانده مي شود) انتشار يافت. با وجود اين که گزارش بخشي رسمي از استاندارد نيست ولي بخش هايي را به آن اضافه نموده که انتظار مي رود در نسخه هاي بعدي استاندارد در نظر گرفته شود. پشتيباني از اين گزارش در حال افزايش بين تمام کامپايلرهاي فعلي است. در حالي که ++ C به هيچ مؤسسه اي وابسته نيست اين مستندات بصورت آزادانه در دسترس نيستند. ● نام ++ C اين نام منسوب به ريک ماسکيتي (اواسط ۱۹۸۳) است و براي اولين بار در دسامبر سال ۱۹۸۳ به کار برده شد. در طول مدت تحقيق اين زبان بنام «C جديد» و بعدها «C با کلاس» خوانده شد. در علوم کامپيوتر هنوز هم ++ C به عنوان ابرساختار C شناخته مي شود. آخرين نام از عملگر ++ در زبان C (که براي افزايش مقدار متغير به اندازه يک واحد بکار مي رود) و يک عرف معمول براي نشان دادن افزايش قابليت ها توسط + ناشي گشته است. با توجه به نقل قولي از استراس تروپ: «اين نام ويژگي ها تکاملي زبان در C را نشان مي دهد.»+ C نام زباني غير مرتبط به اين زبان است. استراس تروپ مبدا اين نام را در فصل اول کتاب خود «زبان برنامه نويسي ++ C » اشاره مي نمايد که معني ديگر ++ C را مي توان در ضمائم کتاب جرج ارول بنام ۱۹۸۴ يافت. در سه قسمت از زبان تخيلي Newspeak «کلمات C» براي اشاره به لغات فني و حرفه اي بکار مي رود. «دو علامت +» براي ايجاد صفات عالي از صفات Newspeak به کار مي رفت بنابراين ++ C به معناي زباني با بيشترين شباهت به C است. وقتي که به صورت خصوصي از ريک ماسکيتي در مورد اين اسم سؤال شد او در جواب گفت که اين اسم بصورت خودماني در بين آنها به کار مي رفته است و تصور نمي کردند که اين نام بصورت نام رسمي اين زبان درآيد. ● توسعه آينده ++ C همچنان در حال تکامل است تا نيازهاي آينده را پاسخگو باشد. نسخه جديد استاندارد ++ C در حال بررسي است و تحت عنوان C++۰x است که انتظار مي رود در سال ۲۰۱۰ منتشر گردد. تغييرات کنوني نشان مي دهد که که همچنان به صورت چندمدلي++ C تأکيد مي گردد. توسعه هاي مهم پشتيباني از چندرشته اي و مفاهيمي براي راحت نمودن کار با قالب هاست. اضافه نمودن ويژگي جمع آوري زباله به آن به شدت مورد بحث است. Boost.org گروهي براي بيشترين استفاده از ويژگي هاي فعلي ++ C مي باشد. آنها ويژگي هاي تابعي و فرابرنامه نويسي آن را گسترش مي دهند و در مورد ++ C به کميته استاندارد نصيحت هايي نموده است که کدام ويژگي ها خوب عمل نمي کنند و کدام ها نياز به توسعه دارند.
با يادآوري تجربيات خود در دوران دکترا، او زبان C را با استفاده از ويژگي هاي سيمولا گسترش داد. C به اين دليل انتخاب شد که C يک زبان عمومي، سريع، قابل حمل و بصورت گسترده در حال استفاده بود. علاوه بر C و سيمولا زبان هاي ديگري مانند۶۸ ALGOL ، ADA، CLU، ML نيز بر ساختار اين زبان جديد اثر گذاشت. در ابتدا ويژگي هاي کلاس، کلاس هاي مشتق شده، کنترل نوع قوي، توابع درون خطي و آرگومان پيش فرض از طريق Cfront به C اضافه شد. اولين نسخه تجاري در سال ۱۹۸۵ ارائه شد. در سال ۱۹۸۳ نام زبان از «C با کلاس» به++ C تغيير يافت. ويژگي هاي ديگر شامل توابع مجازي، سربارگزاري عملگر و نام تابع، ارجاعات، ثوابت، کنترل حافظه توسط کاربر بصورت آزاد، کنترل نوع بهتر، و توضيحات يک خطي به صورت BCPL با استفاده از «//» نيز به آن اضافه شد. در سال ۱۹۸۵ اولين نسخه زبان برنامه نويسي ++ C انتشار يافت و مرجع مهمي براي اين زبان فراهم شد در حالي که هيچ استاندارد رسمي وجود نداشت. در سال ۱۹۸۹ ويرايش ۲/۰ از زبان ++ C ارائه شد.
ويژگي هاي جديدي مانند ارث بري چندگانه، کلاس هاي انتزاعي، اعضاي ايستاي توايع، اعضاي ثابت تابع، و اعضاي حفاظت شده به آن اضافه شد. در سال ۱۹۹۰ «راهنماي مرجع ++ C» منتشر شد. اين کار بنيان استانداردهاي بعدي شد. آخرين ويژگي هاي اضافه شده شامل موارد زير بودند: قالب توابع، استثناها، فضاهاي نام، تبديلات جديد، و يک نوع داده منطقي. در حين تکامل++ C کتابخانه استاندارد نيز بوجود آمد. اولين نسخه کتاب استاندارد شامل کتابخانه جريانات I/O بود که جايگزين printf و scanf شد. در ادامه مهم ترين ويژگي اضافه شده Standard Template Library بوده است.

-
چهارشنبه 11 فروردین 1389
7:04 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



