نتيجه آنکه:
1) خداوند، به مؤمنان فعال و پرتلاش، پاداش بزرگ ميدهد که مؤمنان غيرفعال از دريافت چنين پاداشي، محروم ميباشند.
2) خداوند، مؤمنان فعال و پرتلاش را به مراتب و درجاتي ارتقاء ميدهد که دست مؤمنان غيرفعال از رسيدن به آن مراتب و درجات کوتاه ميباشد.
3) تغفير که نوع خاص از عمليهي ميکروبزدائي ميباشد، روي مؤمنان فعال و پرتلاش، اجرا ميگردد، در حاليکه مؤمنان غيرفعال از برخورداري از اجراي چنين برنامهاي، بيبهره ميباشند.
4) خداوند، رحمت خاص خويش را شامل حال مؤمنان فعال و پرتلاش مينمايد، در حاليکه مؤمنان غيرفعال از دريافت چنين رحمتي محروماند.
آوردن آيه فوق با توضيح بدان مناسبت است که در اصطلاح اداري برادران افغانی، عنواني بنام « تقاعد » وجود دارد، « تقاعد » عنوانيست که بر يک فرد مأمور، دولتي، زماني اتلاق ميشود که وي از وظيفه سبکدوش گشته، غيرفعال گردد، زماني که مأموري، غيرفعال شده، اداره را ترک ميگويد، به وي عنوان «متقاعد» داده ميشود و در فارسي، به وي « بازنشسته » ميگويند. بنابراين واژههاي « قعود»، «تقاعد» در ذات وجود خويش، مفهوم يک معني است و آن غيرفعال بودن موصوف، در حوزه و يا حوزههاي خاص، ميباشد. کسانيکه در حوزهي حاکميت بخشيدن پندار نيک، کردار نيک، گفتار نيک و رفتار نيک در مملکت وجود خويش و جامعهي خود « فعال » نيستند و نميتپند، متصف به صفت « قاعد» و « متقاعد » ميشوند و کسانيکه در آن حوزهها و به آن منظور ميتپند، و « فعال » ميباشند، متصف به صفت « مجاهد » ميشوند. پس بنابراين « جهاد في سبيل الله » نه يک حادثهي گذرا و مقطعي، بلکه گونهاي از زيستن و يک روند و جريان مستمر است.
مردههاي زنده نما:
در آموزشهاي ديني، از کسانيکه جهت حاکميت پندار نيک، کردار نيک و گفتار نيک، فعاليت ندارند و در آن زمينه غيرفعال ميباشند تعريف ويژه و عبرت آموزي بعمل آمده است و بر آن گونه انسانها، عنوان « ميت الاحياء» يعني « مردهي زنده نما » نهاده شده است.
گزارش شده است که روزي، علي «ع» بر فراز منبري به سخنراني مشغول بود که مردي از ميان جمعيت برخاست و گفت : يا علي ! در مورد مردهي زنده نما، براي ما سخن بگو و مارا در بارهي آن آگاه ساز.
قال علی«ع»: نعم ان الله بعث النبيين مبشرين و منذرين فصدقهم مصدقون و کذبهم مکذبون فيقاتلون من کذبهم بمن صدقهم فيظهرهم الله ثم يموت الرسل فتخلف خلوف
امام علی «ع» در پاسخ آن مرد فرمودند: بلي، خداوند، پيامبران اخطاردهنده و بشارتدهنده را در بين مردم فرستاد. تعدادی از مردم به تصديق پيامبران برخاستند و عدهاي هم تکذيبشان نمودند. پيامبران، به همکاري و معاضدت مصدقان، با تکذيب کنندهها جنگيدند و خداوند، پيروزي را نصيبشان فرمود. بعد از اين مرحله پيامبران فوت کردند و مؤمنان به جاي آنها ماندند ( و در رابطه با جهاد به منظور حاکميت قانون، به چند دسته تقسيم شدند: )
فمنهم منکر للمنکر بلسانه و قلبه، فذلک استکمل خصال الخير.
دستهاي از آنها با تخلفات قانوني، با دست، زبان و قلب خويش به مبارزه برخاستند. اين دسته، رفتار نيکو را تکميل کردند.
و منهم منکر للمنکر بلسانه و قلبه تارک له بيده فذلک خصلتان من خصال الخير تمسک بهما وضيع خصلة واحدة و هي اشرفها
و دستهي ديگري از بازماندهها، با زبان و قلب خويش، با تخلفات مبارزه کردند. آنها با اين کار خويش، به دو خصلت از خصلتهاي خير تمسک نمودند و يک خصلت مهم را ضايع نمودند.
و منهم منکر للمنکر بقلبه، تارک له بيده و لسانه فذلک ضيع شرف الخصلتين من الثلاث و تمسک بواحده
دستهي ديگر، در قلب خويش از تخلفات قانوني، ناراضي بودند اما عملا و زباناً با آن مخالفت نکردند و اين دسته، دو خصلت از سه خصلت خير را از دست دادند و به يک خصلت تمسک جستند.
ومنهم تارک له بلسانه و قلبه ويده فهوميت بين الاحياء (ميزان الحکمه ج 6 ص 276 )
دستهي ديگر، مخالفت زباني، قلبي و عملي را با تخلفات، ازدست دادند، اينگونه افراد مردهاند اما شکل و شمايل زندهها را دارند.
اين توضيح امام(ع) براين مطلب تأکيد دارد که حيات انساني بر سه پايه استوار است:
1) جهاد عملي.
2) جهاد زباني.
3) جهاد قلبي.
فرد و جمعی که مشغول جهاد سه گانه و يا يکي از آنها نميباشند، از حيات انساني بينصيب مي-باشند.
عرصههاي جهاد:
بنابر آموزشهاي، ديني، جهاد، دو عرصه دارد:
الف- وجود هر فرد از افراد انسان
ب- جامعهي انساني
هر فرد انساني، از زمانی که به اين عالم خاکي پا ميگذارد، مستعد پذيراي خصلتهاي شيطاني و شکوفانمودن آن در وجود خويش ميباشد، هم چناني که از استعداد پرورش دادن خصلتهاي متعالي انساني در وجود خويش، بهره-مند است. مطابق ادبيات ديني جان آدمي زاد عرصهي نزاع و کشمکش دو نيروي «عقل» و «جهل» است. هريک از «عقل » و «جهل» سپاهياني دارد که با استفاده از آن سربازان، ميکوشد، عرصهي وجود آدمي زاد را فرا چنگ آورده، بر آن حکم روايي نموده قواي مخالف را از مملکت وجود آدمي زاد، بيرون براند و يا بسيار ضعيف سازد.
در تسلط و شکوفايي هريک از «عقل» و «جهل» در وجود آدمي زاد، تصميم و تلاش وي به نفع هريک از آن دو نيرو بسيار حياتي ميباشد و آدمي زاد، به نفع هريک از دو نيرو تصميم گرفته عمل مينمايد، درحقيقت سرنوشت خويش را رقم ميزند و جايگاه خويش را در هنگام بازگشت به زمين، تعيين و فراهم ميآورد.
ازجانب ديگر،حيات آدمي زاده در کره خاکي، شکل و حالت جمعي دارد و با تشريک مساعي جمعي، زندگي جمعي شکل گرفته امکان دوام مييابد. از جانب سوم، سيما و کيفيت حيات تابع قرارداد و مقرراتي ميباشد که به هر اندازه که اين مقررات عاقلانه و کمال جويانه تنظيم شود، به تامين نيازمنديهاي فرد و جمع، مفيدتر واقع ميشود. تخلف از مقررات معقول و کمال جويانه در ذات خويش مقابله با حاکميت «عقل» و ضررش برجان و جامعه انساني است بدين جهت، آدمي زادگان موظفاند تا در برنامه حاکميت «عقل» برجان و جامعه خويش، با عوامل مخالف، تلاش جدي و پيگيري بنمايد.
تجاوز بر جامعه و سلب آزادي از افرادش و تسلط بر دست آوردهايش، يک پديده شناخته شده در حيات جوامع انساني ميباشد. تلاش براي حفظ آزادي و دست آوردهاي خويش درکيفيت رقم خوردن سرنوشت آدمي زاد، در هنگام بازگشت به زمين، بسيار مؤثر و تعيين کننده ميباشد.
اقسام جهاد:
با توجه به عرصههاي که عمليهي جهاد در آنها صورت ميگيرد، جهاد اقسامي دارد که به شکل زير دسته بندي و تبيين ميشود:
1) جهاد اکبر: مراد از اين عنوان تلاش جدي است جهت به حاکميت رساندن «عقل» و نيروهايش بر وجود آدمي زاد.
2) جهاد اصغر: منظور از اين عنوان تلاش جدي آدمي زاد است در جهت دفاع از موجوديت، آزادي و دست آوردهاي جامعه، در برابر عوامل تهديدکننده از نوع انسان.
3) جهاد برتر: اين عنوان شامل آن نوع تلاش جدي آدمي زاد ميشود که جهت اجراي مقررات اجتماعي ممانعت از قانون شکني، صورت ميگيرد. نام ديگر اين جهاد«امربه معروف و نهي از منکر»است.
ويژگيهاي امر جهاد چيست؟
جهاد به معناي کوشش تمام و همه جانبه براي رسيدن به هدف است و در منطق اسلامي به کار بردن نهايت جهد و کوشش در راه خدا براي نجات خلق خدا از ظلمها و اسارتها و استقرار خداپرستي و تسلط نظام عادل اجتماعي بر زندگي انسانهاست که در بسياري از موارد با فداکاري و جانبازي همراه است. از آنجايي که هرگونه مبارزه اي با دشمن نياز به هزينههايي دارد که بايد از سوي مسلمانان تأمين گردد، لذا بخشي از جهاد در اسلام جهاد با اموال است.
لازم به ذکر است که جهاد به معني جنگ و نبرد مسلحانه نيست بلکه هر نوع تلاش و کوشش در پيشبرد اهداف مقدس الهي را شامل ميگردد. به اين ترتيب علاوه بر نبردهاي دفاعي و گاهي تهاجمي، مبارزات علمي، منطقي، اقتصادي و فرهنگي و سياسي را نيز شامل ميگردد.
به طور کلي اسلام در سه مورد توسل به قدرت نظامي را جايز ميشمارد:
- محو آثار شرک و بت پرستي، چرا که بت پرستي از نظر اسلام يک دين و آيين نيست بلکه يک انحراف و بيماري و اصولاً خرافه است.
- جهاد در برابر کساني که نقشه نابودي و حمله بر مسلمانان را مي کشند و يا قصد هجوم به بلاد آنان را دارند. که در اين صورت دستور جهاد دفاعي داده شده و آنگونه که در رسالههاي عمليه حکم آن ذکر گرديده بر عموم مسلمانان واجب ميباشد.
- براي کسب آزادي در تبليغ دين، زيرا هر آيين بر حقي بايد بطور آزاد و به صورت منطقي خود را معرفي کند و اگر کساني مانع گردند، با توسل به زور بايد اين حق را بدست آورد. از اين جهاد به جهاد ابتدايي و آزادي بخش نيز تعبير ميگردد.
جهاد با همه اهميتي که در اسلام دارد مشروط به شروطي است:
شرط اول ـ جهادي که به منظور گسترش پيام و دعوت اسلامي در بين ملل غيرمسلمان صورت ميگيرد، مشروط به اين است که ولي امر مسلمين (پيامبر يا امام معصوم) بدان امر کند و تا زماني که چنين رهبري وجود نداشته باشد، واجب نيست.
شرط دوم ـ احتمال تأثير و دستيابي به نتيجه مطلوب هر چند در دراز مدت وجود داشته باشد در غير اين صورت واجب نخواهد بود.
نکته قابل توجه اينکه در جهاد دفاعي چنين شروطي وجود ندارد و هر زمان که لازم بود بايد انجام گيرد. و حکم آن در فقه اسلامي چنين بيان گرديده است: اگر دشمن بر بلاد مسلمين و سرحدات آنان هجوم آورد و با اجانب نقشه تسلط بر بلاد مسلمين را چه به واسطه عمال خود از خارج و يا داخل و يا بدون واسطه داشته باشند، بر مسلمانان واجب است که به هر وسيله که امکان دارد (بذل جان و مال) از ممالک اسلامي دفاع کنند و اين امر نياز به اذن حاکم شرع ندارد.
اموري که بايد نصبالعين مجاهدان قرار گيرد عبارتند از:
روشنگري و دعوت به حق سپاهيان دشمن قبل از پيکار و نبرد ـ ذکر و ياد فراوان خدا ـ ثبات قدم و استقامت در ميدان نبرد ـ توجه به مسأله رهبري و اطاعت از دستورات او ـ پرهيز از پراکندگي و نزاع ـ پرهيز از هر گونه اعمال ابلهانه ـ پرهيز از ظلم و تعدي به ضعفاي دشمن مانند زنان و کودکان و پيران ـ تحريم فرار ـ وجود مجازات براي فراريان ـ پرهيز از قطع درختان و کشتن حيوانات و سوزاندن زراعتها و نيز سمي کردن آبها و خارج نشدن از موازين حق و عدالت ـ در صورت وجوب جهاد برهمگان، هيچ معافيتي براي فردي وجود ندارد، حتي بيماران و نابينايان. هر کس به اندازه توانش به هر طريق که ميتواند در اين امر مقدس شرکت کند.
علي "ع" ميفرمايد: "جهاد دري است از درهاي بهشت که خداوند براي دوستان ويژهاش گشوده... هر کس آن را کنار گذارد خداوند جامة ذلت را بر او پوشاند و دچار انسانهاي فرومايه گردد...
مجاهد اقتصادی کيست؟
کارآفرينان با شرايط گفته شده در جامعه امروزی ما میتوانند به عنوان پرچمدار اين جهاد اقتصادی باشند و بايد برای قبل از پيکار و نبرد اقتصادی امور فوق را نصبالعين کنند.
منابع و مآخذ:
1. شناخت اسلام، شهيد بهشتي، ص440، مبحث حکومت ـ جهاد
2. تفسير نمونه، ج21، ص494
3. تفسير نمونه، ج4، ص82
4. سوره مبارکه بقره/آيه190/ تفسير نمونه، ج2، ص207
5. رساله امام خميني، مسأله 2826 و 2827، مسائل دفاع
6. تفسير نمونه، ج2، ص207
7. تاريخ غيبت کبري، محمدصدر. ص396-391
9. رساله امام خميني، مسأله 2826و2827
10. کافي، ج5، ص36
11. تفسير نمونه، ج7، ص196-194
12. وسايل الشيعه طبع سنگي، ج2، ص469، بنقل از تاريخ غيبت کبري، سيد محمد صدر، ص393
