خبرگزاري فارس: امام سجاد (ع) در صحيفه گرانقدر خويش از اندوه وام و رنج آن به خدا پناه ميبرد و ميفرمايد: «بار پروردگارا! از خواري قرض در طول زندگي به تو پناه ميآورم... روزيام را از تباه شدن مصون بدار و با بركت دادن به داراييام آن را وفور بخش.»

به گزارش خبرنگار آيين و انديشه فارس، كتاب ارزشمند صحيفه سجاديه، مجموعهاي از ادعيه و نجواهاي امام چهارم شيعيان، حضرت عليبن الحسين (ع) را شامل ميشود.
اين كتاب به «انجيل اهل بيت» و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن» معروف است و آيتالله مرعشي نجفي آن را دومين كتاب بزرگ شيعيان ميداند. صحيفه سجاديه در قالب دعا و نيايش، مفاهيم عميق و حقايق بسياري از علوم و معارف اسلامي و عرفاني، قوانين و حدود شرعي و حتي مسايل سياسي، اجتماعي، تربيتي و اخلاقي را در خود جاي داده است.
سيدالساجدين در دعاهاي نوراني خويش همواره توفيق جهاد اكبر و رهايي از خواستههاي نفساني را طلب ميكند و در قدم بعدي؛ به اهل اسلام توجه دارد و تقويت مواضع و پيروزي آنان برابر دشمنان را خواستار ميشود.
اين امام بزرگوار نسبت به رفاه مسلمانان نيز بيتوجه نيست و در كنار توصيه به پرهيز از اسراف و زهد و بيرغبتي به دنيا، همواره بركت در مال و دارايي را از خداوند خواستار است.
با توجه به نامگذاري سال جديد به عنوان «جهاد اقتصادي» از سوي مقام معظم رهبري، مؤلفههاي امور جهادي و اقتصادي در صحيفه سجاديه را كه از زبان معصوم عليهالسلام بيان شده است، با ترجمه علي شيرواني بررسي ميكنيم.
*** خواستههاي نفس و جهاد اكبر
قطعه هفتم از دعاي سوم:
والذين لا تدخلهم سمة من دوب، و لا اعياء من لغوب و لا فتور، و لا تشغلهم عن تسبيحك الشهوات، و لا يقطعهم عن تعظيمك سهو الغفلات
و فرشتگاني كه از كار و تلاش خسته نميشوند و هيچ سستي و واماندگي در اثر خستگي ندارند و اميال و شهوتها آنان را از تسبيح تو باز نميدارد و سهو برآمده از غفلتها ايشان را از گرامي داشت تو جدا نميسازد.
قطعه دوم از دعاي هشتم:
اللهم اني اعوذ بك متعابعة الهوي، و مخالفة الهدي، و سنة الغفلة، و تعاطي الكفلة، و ايثار الباطل علي الحق، و الاصرار علي المأثم، و استصغار المعصية، و استكبار الطاعة.
(بار خدايا، به تو پناه ميآورم، از) پيروي از هواي نفس، مخالفت با هدايت، خواب غفلت و بيخبري، تلاش بيش از نياز، ترجيح باطل بر حق، اصرار بر گناه، كوچك شمردن معصيت و بزرگ شمردن طاعت.
قطعه 14 از دعاي هفدهم:
اللهم اجعلنا ي نظم اعدائه، واعزلنا عن عداد اوليائه، لا نطيع له (للشيطان) اذا استهوانا، و لا نستجيب له اذا دعانا، ندمر بمناواته، من اطاع امرنا، و نعظ عن متعابعته من اتبع زجرنا.
بار خدايا، ما را در صف دشمنانش در آر، و از شمار دوستانش دور ساز، تا وقتي قصد فريب ما كرد، فرمان او نبريم، و آنگاه كه ما را فرا خواند پاسخش نگوييم، هر كه از ما فرمان برد به خصومت با او فرمان دهيم، و هر كه پيروي از ممانعت ما نمايد از دنباله روي شيطان باز داريم.
قطعه هفتم از دعاي 25:
ان هممنا بفاحشة شجعنا عليها، و ان هممنا بعمل صالح ثبطنا عنه، يتعرض (الشيطان) لنا بالشهوات، و ينصب لنا بالشبهات، ان وعدنا كذبنا، و ان منانا اخلفنا، و الا تصرف عنا كيده يضلنا، و الا تقنا خباله يستزلنا.
اگر به رفتاري زشت همت گماريم ما را بر انجام آن دلير گرداند، و اگر به عملي صالح رو آوريم ما را زا آن باز ميدارد، (شيطان) اميال نفساني را بر ما عرضه ميدارد، و در راه ما دام شبهه مي گسترد. اگر به ما وعده دهد دروغ ميگويد، و اگر آرزويي در دلمان بكارد، آن را بر نياورد، و اگر بر نيرنگش را از ما نگرداني گمراهمان ميسازد، و اگر از تباهي او ما را حفظ نفرمايي ما را ميلغزاند.
قطعه 99 از دعاي 47:
(اللهم) و حل بيني و بين عدو يضلني، و هوي يوبقني، و منقصة ترهقني.
(بار خدايا)، تو خود ميان من و دشمني كه گمراهم ميسازد، و هواي نفسي كه هلاكم ميكند، و عيبي كه سراسر وجودم را فرا گيرد حائل شو.
قطعه 104 از دعاي 47:
(الهي) و لا ترم بي رمي من سقط من عين رعايتك، و من اشتتمل عليه الخزي من عندك، بل خذ بيدي من سقطة المتردين، و وهلة المتعسفين، و زلة المغرورين، و ورطة الهالكين.
(معبود من)، همچون دور انداختن كسي كه از چشم تو افتاده است، و رسوايي از جانب تو او را در بر گرفته است، بلكه دستم را بگير و از سقوط فرو افتادگان، هراس گمراهان، لغزش فريب خوردگان و ورطه هلاك شدگان نجاتم ده.
قطعه هفتم از دعاي 52:
اللهم اني اصبح و امسي مستقلا لعملي، معترفا بذنبي، مقرا بخطاياي، انا باسرافي علي نفسي ذليل، عملي اهلكني، و هواي ارداني، و شهواتي حرمتني
بار خدايا، در حالي شبم را به روز و روزم را به شب ميآورم كه عمل خود را ناچيز ميشمارم، به گناه خويش معترفم، و به خطاهايم اقرار دارم، من به سبب اسراف بر خودم خوارم، عملم مرا به هلاكت افكند، هواي نفس نابودم كرد و شهوتهايم محرومم ساخت.
قطعه نهم از دعاي 52:
اسالك يا مولاي سوال من قد غلب عليه الامل، و فتنه الهوي، واستمكنت منه الدنيا، و اظله الاجل، سوال من استكثر ذنوبه، واعترف بخطيئته، سوال من لا رب له غيرك، و لا ولي له دونك، و لا منقذله منك، و لا ملجاله منك، الا اليك.
(اي مولاي من از تو تقاض ميكنم) تقاضاي كسي كه آرزو بر او چيره شده، و خواستههاي نفس گرفتارش نموده، و دنيا بر او مسلط گشته، و مرگ بر سرش سايه افكنده، درخواست كسي كه گناهانش را بسيار شمرده، و به خطايش اعتراف نموده، خواهش كسي كه پرودگاري جز تو، و سرپرستي غير تو، و نجات دهندهاي غير تو ندارد، و او را پناهگاهي از تو نيست مگر به سوي تو.
*** دعوت به جهاد
قطعه سوم از دعاي چهارم:
- اللهم و اصحاب محمد خاصة الذين احسنوا الصحابة و الذين ابلوا البلاء الحسن في نصره، . كانفوه، و اسرعوآ الي وفادته، و سابقوا الي دعوته، و استجابوا له حيث اسمعهم حجة رسالاته.
با خدايا، به ويژه ياران و همراهان محمد، آنان كه حق مصاحبت را به جاي آوردند، و كساني كه در ياري كردن او تلاشي شايسته از خود نشان دادند، و ياور او بودند، و براي رسيدن به حضورش شتاب نمودند، و در پذيرش دعوتش از يكديگر پيشي جستند و هر كجا كه حجت رسالتهايش را شنيدند، اجابت كردند، درود فرست.
قطعه 18 از دعاي ششم:
- اللهم صل علي محمد واله، و وفقنا في يومنا هذا و ليلتنا هذه و في جميع ايامنا لاستعمال الخير، و هجران الشر، و شكر النعم، و اتباع السنن، و مجانبة البدع، و الامر بالمعروف، و النهي عن المنكر، و حياطة الاسلام، و انتقاص الباطل و اذلاله، و نصرة الحق و اعزازه، و ارشاد الضال، و معاوية الضعيف، و ادراك اللهيف.
بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست، و توفيقمان ده تا در اين روز و در اين شب و در همه ايام به كار خير پردازيم، از بدي دوري گزينيم، و نعمتهايت را سپاس گزاريم، و از سنتهايت پيروي و از بدعتها بپرهيزيم، به معروف فرا خوانده و از منكر بازداريم، اسلام را پاس داشته و باطل را ناقص بدانيم و خوار سازيم، و حق را ياري كرده و گرامي داريم، و گمراه را راه نماييم، و ناتوان را ياري رسانيم و ستمديده را دريابيم.
قطعه دوم از دعاي 27:
ـ اللهم صل علي محمد واله، وكثرعدتهم، واشحذ اسلحتهم، واحرس حوزتهم، وامنع حومتهم، والف جمعهم، ودبرامرهم، وواتر بين ميرهم، وتوحد بكفاية مونهم، واعضدهم بالنصر، واعنهم بالصبر، والطف لهم فيالمكر. اللهم صلي علي محمد و اله، و عرفهم مايجهلون، و علمهم مالا يعلمون، و بصرهم ما لايبصرون.
بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست، و بر شمار مرزبانان بيفزا، و سلاحشان را بران ساز، و حوزه نگاهبانيشان را حراست نما، و نقاط حساس جبهشان را نفوذپناير گردان، جمعشان را صميمي و كارشان را تدبير فرما، و آذوقه و خوراكشان را پيدر پي برسان، و مؤونه و مايحتاجشان را خود به تنهايي فراهم ساز، به نصرت خودت ياريشان ده، و به شكيبايي مددشان كن، و در نقشهها دقت و ظرافت عطايشان فرما.
قطعه چهارم از دعاي 27:
اللهم صلي علي محمد واله، وانسهم عند لقائهم العدو ذكر دنياهم الخداعة الغرور، وامح عن قلوبهم خطرات المال الفتون، واجعل الجنة نصب اعينهم، و لوح منها لابصارهم مآ اعددت فيها من مساكن الخلد و منازل الكرامة و الحور الحسان و الانهار المصردة بانواع الاشربة و الاشجار المتدلية بصنوف الثمر حتي لا يهم احد منهم بالادبار، و لايحدث نفسه عن قرنه بفرار.
بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست، و به وقت رويارويي با دشمن دنياي دلفريب و نيرنگ باز را از خاطر شان پاك كن، و وسوسه هاي مال فتنهانگيز را از دلهاشان محوساز، و بهشت را همواره نصب العين آنان قرار ده، و نعمتهايي را كه در بهشت برايشان فراهم ساختهاي به آنان بنما، يعني مساكن جاودان منازل كرامت، حوريان زيبا رو، نهرهاي سرشار از اشاميدنيهاي رنگارنگ، و درختاني كه از كثرت ميوههاي گوناگون شاخههايشان خميده شده، تا احدي از آنان آهنگ پشت كردن به دشمن نكندف و انديشه فرار از رويارويي با همتاي خود را بر خاطرش نگذرد.
قطعه هفتم از دعاي 27:
اللهم وقو بذلك محال اهل الاسلام، و حصن به ديارهم، و ثمر به اموالهم، و فرغهم عن محاربتهم لعبادتك، و عن منابذتهم للخلوة بك حتي لايعبد في بقاع الارض غيرك، ولاتعفر لاحد منهم جبهه دونك. اللهم اغز بكل ناحية من المسلمين علي من بازآئهم من المشركين، وامددهم بملائكة من عندك مردفين حتي يكشفوهم الي منقطع التراب قتلا في ارصك واسراً، او يقروا بانك انتالله الذي لااله الا انت وحدك لاشريك لك.
بار خدايا، بدين وسيله اسلاميان را تقويت نما، و شهر و ديارشان را مستحكم بدار، بر اموالشان بيفزاي، دل و ذهنشان را از نبرد با دشمن براي عبادت خود، و از جنگ با آنان براي خلوت و نيايش با خودت فارغ و آسوده گردان، چنان كه در گسترده زمين جز تو پرستيده نشود، و احدي از آنان بر آستان جز تو سر نسايد.
قطعه 13 از دعاي 27:
اللهم و ايما غار غزاهم من اهل ملتك، او مجاهد جاهدهم من اتباع سنتك ليكون دينك الاعلي وحزبك الاقوي و حظلك الاوفي فلقه اليسر، وهي له الامر، وتوله بالنجح، و تخير له الاحصاب، واستقو له، الظهر، واسبغ عليه في النفقة، و متعه بالنشاط، واطف عنه حرارة الشوق، و اجره من غم الوحشة، و انسه ذكر الاهل والولد.
بار خدايا، هر جنگاوري از گروندگان به دين تو كه با آنان به كارزار خيزد، و هر مجاهد از پيروان سنت تو كه با آنان جهاد نمايد، تا آيين تو برتري جويد، و حزب تو توانمندتر گردد، و بهره تو فزونتر شود، آساني نصيبش نما، و كار را برايش سهل گردان، و او را رستگارساز، و يارانش را نيكو برگزين، و پشتش را نيرومند گردان و درآمدش را سرشار نما، و از شادابي بهرهمندش بدار، و آتش اشتياقبه خانه و كاشانه را در دلش فرو نشان، و از اندوه تنهايي پناهش ده، و خاطره همسر و فرزندان را از يادش بزدا.
*** معاف شدگان از جهاد
قطعه 17 از دعاي 27:
اللهم و ايما مسلم اهمه امر الاسلام، و احزنه تحزب اهل الشرك عليهم فنوي غزوي، او هم بجهاد فقعد به ضعف، او ابطات به فاقة، او اخره عنه حادث، او عرض له دون ارادته مانع فاكتب اسمه في العابدين، و اوجب له ثواب المجاهدين، واجعله في نظام الشهداء و الصالحين
بارخدايا، هر مسلماني را كه به كار اسلام همت گمارد و از همدستي مشركان بر ضد مسلمانان اندوهگين شود، تا آنجا كه آهنگ نبرد كند، يا قصد جهاد نمايد، ولي ناتواني او را خانهنشين كند، يا تهيدستي كار او را كند سازد، يا رويدادي تصميم او را وا پس اندازد، يا در برابر خواستهاش مانعي پيش آيد، نام او را در شمار عبادتكنندگان بنويس، و پاداش جهادگران را برايش واجب گردان، و او را در سلك شهيدان و صالحان قرار ده.
*** زهد و بيرغبتي به دنيا
قطعات 15 و 16 از دعاي چهارم:
و تبعثهم بها علي اعتقاد حسن الرجاء لك، و الطمع فيما عندك و ترك التهمة فيما تحويه ايدي العباد (16) لتردهم الي الرغبة اليك و الرهببة منك، و تزدهدهم في سعة العاجل، و تحبب اليهم العمل للاجل، و الاستعداد لما بعد الموت.
(بار خدايا، بر تابعان (ياران محمد-ص) درود فرست) و با آن درود اين اعتقاد را در آنان برانگيز كه به تو اميد نيك داشته باشند، و به آنچه نزد توست چشم طمع بدوزند، و از خوش باوري نسبت به آنچه در دست بندگان است، بپرهيزند (16) و ايشان را به گونهاي سازي كه اميدشان به تو و بيم آنها نيز از تو باشد، و از گشايش دنياي فاني بيميلشان گرداني، و عمل براي جهان آخرت و آمادگي براي حوادث پس از مرگ را محبوبشان سازي.
قطعه 27 از دعاي بيستم:
اللهم صل علي محمد و آله، وارزقني صحة في عبادة، و فراغا في زهادة،و علما في استعمال، و ورعا في اجمال.
خداوندا، بر محمد و خاندان او درود فرست، و سلامتي در پرستش، و آسودگي در پارسايي، و علم قرين با عمل، و پرهيزگاري توأم با ميانه روي عطايم فرما.
قطعه نهم از دعاي 21:
اللهم صل علي محمد و آله، واجعل ثنائي عليك، و مدحي اياك، و حمدي لك في كل حالاتي حتي لا افرح بما اتيتني من الدنيا، و لا احزن علي ما منعتني فيها، و اشعر قلبي تقواك، و استعمل بدني فيما تقبله مني، و اشغل بطاعتك نفسي عن كل ما يرد علي حتي لا احب شيئا من سخطك، و لا اسخط شيئا من رضاك
بار الها، بر محمد و آل او درود فرست، چنانم گردان كه ثناگوي تو باشم، مدح تو كنم، و سپاس تو گويم در تمام احوالم، آن چنان كه به عطاياي دنيويت شادمان نگردم، و در اثر محروميت از مواهب دنيوي محزون نشوم. تقواي خودت را در دلم الهام فرما، بدنم را به كاري بدار كه تو پذيرا هستي، و به طاعت خويش مرا از آنچه خلاف است دور ساز تا به آنچه خشم تو را برانگيزد، دل خوش ندارم، و از آنچه تو را خشنود سازد، روي بر نتابم.
قطعه هشتم از دعاي 22:
اللهم صل علي محمد و آله، وارزقني الرغبة في العمل لك لاخرتي حتي اعرف صدق ذلك من قلبي، و حتي يكون الغالب علي الزهد في دنياي، و حتي اعمل الحسنات شوقا، و امن من السيئات فرقا و خوفا، و هب لي نورا امشي به في الناس، و اهتدي به في الظلمات و استضيي به من الشك و الشبهات.
بار الها، بر محمد و آل او درود فرست، و ميل و رغبت عمل براي آخرت را روزيم گردان، آن سان كه صدق اين رغبت را در دلم بيايم، و چنانكه بيميلي نسبت به دنيايم بر من غالب آيد، و از روي اشتياق به انجام نيكيها بپردازم، و از سر بيم و ترس از بديها ايمن گردم. نوري به من عنايت كن كه در شعاع آن ميان مردم راه روم، و در پرتو نورش در تاريكيها هدايت يابم، و به فروغ آن هر گونه شك و شبههاي را برطرف سازم.
*** اسراف
قطعه هفتم از دعاي هشتم:
(اللهم) و نعوذ بك من تناول الاسراف، و من فقدان الكفاف
(بارخدايا) به تو پناه ميآورم از اسراف كردن و نداشتن معاش به مقدار نياز.
قطعه 18 از دعاي بيستم:
اللهم صل علي محمد و اله و متعني بالاقتصاد، و اجعلني من اهل السداد، و من ادله الرشاد، و من صالح العباد، و ارزقني فوز المعاد، و سلامة المرصاد.
خداوندا، بر محمد و خاندان او درود فرست، و مرا از (نعمت) ميانه روي بهرهمند ساز، و از دستاندركاران و راهنمايان راه است و بندگان شايسته قرارم ده، و رستگاري در رستاخيز و سلامت از كمينگاه را روزيم كن.
قطعه 23 از دعاي بيستم:
اللهم صل علي محمد و اله و امنعني من السرف...
خداوندا، بر محمد و خاندان او درود فرست، و مرا از زيادهروي بازدار...
قطعه 23 از دعاي ششم:
(اللهم) واعذني و ذريتي من الشيطان الرجيم، و من شر السامة و الهامة و العامة و الامة، و من شر كل شيطان مريد، و من شر كل سلطان عنيد، و من شر كل مترف حفيد، و من شر كل ضعيف و شديد، و من شر كل شريف و وضيع، و من شر كل صغير و كبير، و من شر كل قريب و بعيد، و من شر كل من نصب لرسولك و لاهل بيته حربا من الجن و الانس، و من شر كل دابة انت اخذ بناصيتها، انك علي صراط مستقمي.
(بارخدايا) مرا و فرزندانم را از شيطان رانده شده و از شر حيوانات زهرناك و داراي زهر كشنده و ديگر حيوانات و چشم زخم، و از شر هر شيطان طاغي، و از شر هر حاكم ستم پيشه و از گزند هر خوشگذران سركش، و از آسيب هر ناتوان و توانا، و از شر هر صاحب مقام و فرومايه، و از شر هر كوچك و بزرگ، و از شر هر نزديك و دور، و از شر جن و انس كه جنگ با پيامبرت و اهل بيتش را برافراشته و از شر هر جنبندهاي كه زمام امرش به دست توست، در پناه خود بدار، به راستي كه تو بر راهي مستقيم حكم ميراني.
قطعه سوم از دعاي سيام:
اللهم صل علي محمد و اله، و احجبني عن السرف والازدياد، و قومني بالبذل و الاقتصاد، و علمني حسن التقدير، و اقبضني بلطفك عن التبذير، و اجر من اسباب الحلال ارزاقي، و وجه في ابواب البرانفاقي، و ازوعني من المال ما يحدث لي مخيلة او تاديا الي بغي او ما اتعقب منه طغيانا.
بارخدايا، بر محمد و آل او درود فرست، و مرا از اسراف در مصرف و زيادهروي بازدار، و به جود و ميانهروي در امور زندگي سامان بخش، بياموزم كه به نيكي امورم را تنظيم كنم، و به لطفت از ولخرجي بازمدار، و روزيم را از راههاي حلال روان ساز، وخرج كردنم را در كارهاي خير قرار ده، و ثروتي كه در من خودبيني و كبر پديد آورد، يا مرا به ستم بكشاند و يا طغيان و سركشي به دنبال آورد، از من دور ساز.
قطعه 91 از دعاي 47:
(اللهم) و نبهني من رقدة الغافلين، و سنة المسرفين و نعسة المخذولين.
بارخدايا مرا از خواب بيخبران، خواب آلودگي مسرفان، و چرت به خود وانهادگان بيدار فرما.
*** امور اقتصادي
قطعه بيستم از دعاي نخست:
والحمدلله الذي ... متعنا بارواح الحيوة، واثبت فينا جوارح الاعمال، و غذانا بطيبات الرزق، و اغنانا بفصله، و اقنانا بمنه.
سپاس خداي را كه ... ما را از نيسمهاي زندگيبخش برخوردار ساخت. و اعضايي را براي انجام كار در كالبد ما نهاد، ما را با روزيهاي پاك پرورد، و با فضل خود بينيازمان كرد، و به عطاي خويش ما را سرمايه داد.
قطعه ششم از دعاي ششم:
و خلق لهم النهار مبصرا ليبتغوا فيه من فضله، و ليتسببوآ الي رزقه، و يسر حوا في ارضه، طلباً لما فيه نيل العاجل من دنياهم، و درك الاجل في اخريهم.
روز را براي آنها بيناييبخش آفريد تا در آن به تلاش براي طلب فضل الهي برخيزند، و راهي براي كسب روزي جويند، و براي دستيافتن به منابع دنيا و سعادت آخرت با آسودگي به تلاش و كوشش پردازند.
قطعه 16 از دعاي 23:
فمن اجهل مني، يا الهي، برشده؟ و من اغفل مني عن حظه؟ و من ابعد مني من استصلاح نفسه حين انفق مأ اجريت عليّ من رزقك فيما نهيتني عنه من معصيتك؟
خداي من، نادانتر از من به مصلحت خويش كيست؟ و غافلتر از من به حظ و بهره خود كيست؟ كيست آن كه از اصلاح خود دورتر از من باشد آن هنگام كه روزهايي را كه به من عطا كردهاي در انجام گناهاني كه مرا از آن نهي كردهاي، خرج ميكنم؟
قطعه سوم از دعاي 20:
اللهم صل علي محمد و اله، و اكفني ما يشغلني الاهتمام به، و استعملني بما تسالني غداً عنه، و استفرغ ايامي فيما خلقتني له، واغنني و اوسع علي في رزقك، و الا تفتني بالنظر، و اعزني و لاتبتليني بالكبر، و عبدني لك و لا تفسد عبادتي بالعجب، و اجر للناس علي يدي الخير و لا تمحقه بالمن، وهب لي معالي الاخلاق، واعصمني من الفجر.
خداوندا، بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا از اهتمام به آنچه از تو بازم ميدارد بينياز ساز، و مرا به كاري گير كه فردا مورد سؤال قرار ميدهي. و روزگارم را در آنچه مرا براي آن آفريدهاي مصروف بدار، و [از غير خودت] بينيازم ساز. و روزيت را بر من بگستران، و به نگاه [و چشمداشت به اموال ديگران] گرفتارم مساز، و عزيزم ساز، و به كبر مرا امتحان مكن، و بنده خود ساز، و پرستشم را با عجب تباه مساز، و خير مردم را بر دستم جاري فرما و اين احسان را با منت باطل مكن، و خلق والا عطايم كن، و از فخرفروشي بازم دار.
قطعه 22 از دعاي بيستم:
اللهم صل علي محمد و اله، و توجني بالكفاية، و سمني حسن الولاية، و هب لي صدق الهداية، ولا تفتني بالسعة، و امنحني حسن الدّعة، ولا تجعل عيشي كداً كداً، و لا ترد دعآئي علي رداً، فاني لا اجعل للك ضداً، و لا ادعو معك نداً.
خداوندا، بر محمد و خاندان او دورد فرست، و تاج بينيازي بر تاركم نه، و به حسن تدبير، بلند آوازهام كن، و درستي هدايت عطايم نما، و با فراخي معاش نيازما، و از آسايش نيكو بهرهمندم ساز، و زندگاني را بر من دشوار مگردان، و دعايم را به خودم باز مگردان، زيرا كه من همتا و حريفي براي تو قرار نميدهم. و به همراه تو همانندي را نميخواهنم.
قطعه 23 از دعاي بيستم:
اللهم صل علي محمد و اله ... و حصن رزقي من التلف، و وفر ملكتي بالبركة فيه، و اصب بي سبيل الهداية للبرّ فيما انفقُ منه.
خداوندا، بر محمد و خاندان او درود فرست... و روزيم را از تباه شدن مصون بدار، و با بركت دادن به داراييم آن را وفور بخش، و مرا به سبب نيكي در آنچه از آن انفاق ميكنم به راه هدايت واصل نما.
قطعه پنجم از دعاي 21:
اللهم انك ان صرفت عي وجهك الكريم او منعتني فضلك الجسيم او حظرت علي رزقك او قطعت عني سببك لم اجد السبيل الي شيء من املي غيرك، ولم اقدر علي ما عندك بمعونة سواك، فاني عبدك و في قبضتك، ناصيتي بيدك.
بار خدايا، اگر تو روي بزرگوارت را از من بگرداني، يا فضل بزرگت را از من باز داري، يا روزيت را از من دريغ داري، يا ارتباطت را از من قطع نمايي، باز هم جز تو راهي به سوي هيچ يك از آرزوهايم نخواهم يافت، و با ياري ديگران به آنچه نزد توست نتوانتم دست يافت، چرا كه من بنده تو و در قبضه قدرت تودم، زمام كارم به دست توست.
قطعه هشتم از دعاي 21:
اللهم صل علي محمد و اله،ولا تجعلني ناسياً لذكرك فيما اوليتني، ولا غافلا لاحسانك فيما ابليتني، ولا ايسا من اجابتك لي و ان ابطات عني، في سراء كنت او ضراء او شدة او رخاء، او عافية او بلاء، او بؤسٍ [كنت] او نعماء، او جدة او لاوآء، او فقر او غني.
بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست، و نگذار در آنچه به من بخشيدهاي ياد تو را فراموش كنم، و در آنچه از احسانت به من تفضل كردهاي دچار غفلت شوم، مرا از اجابت دعايم نااميد مگردان هرچند به طول انجامد، در خوشي باشم يا در ناخوشي، در گرفتاري باشم يا در آسايش، در عافيت باشم يا در مصيبت، در نهايت نيازمندي باشم يا غرق در نعمت، در دارايي باشم يا نداري، در تهيدستي باشم يا توانگري.
قطعه 25 از دعاي يازدهم:
[اللهم واجلعني من] المعودين بالتعوذ بك، الرابحين في التجارة عليك، المجارين بعزك، الموسع عليهم الرزق الحلال من فضلك، الواسع بجودك و كرمك، المعزين من الذل بك، و المجارين من الظلم بعدلك، و المعافين من البلاء برحمتك، والمغنين من الفقر بغناك، والمعصومين من الذنوب والزلل و الخطاء بتقواك، والموفقين للخير و الرشد و الصواب بطاعتك، و المحال بينهم و بين الذنوب بقدرتك، التاركين لكل معصيتك، الساكنين في جوارك.
[بار خدايا، مرا از كساني قرار ده] به پناه آوردن به تو خو نمودند، از سوداي با تو سود بردند، در پناه عزتت آرميدند، به جود و كرمت از خوان گسترده فضل و احسان تو روزي خوردند، و به لطف تو از ذلت به عزت رسيدند، و از ستم به عدل تو پناه آوردند، و به رحمتت از مصيبت رهيدند، به بينيازي تو از تهيدستي به توانگري رسيدند، در سايه حفظ و نگهداري تو از گناهان و لغزشها مصون ماندند، و در پي فرمانبرداري از تو به كارهاي خير و رشد و درست توفيق يافتند، و به قدرت تو ميان آنان و گناهان سدي حايل گشت، هر گونه گناهي را وانهادند، و در جوار رحمت تو سكنا گزيدند، مقرر فرما.
قطعه ششم از دعاي 28:
فكم قدر ايت ـ يا الهي ـ من اناس طلبو العز بغيرك فذلوا، و راموا الثروة من سواك فافتقروا، و حاولو الارتفاع فاتضعوا.
خداوندا، چه فراوان مردماني را ديدهام كه از غير تو عزت طلبيدند و خوار گشتند، و از غير تو ثروت خواستند و فقير شدند، و به تلاش براي بلندپايگي و مقام برخاستند و پست گرديدند.
قطعه دوم از دعاي سيام:
[اللهم] واعوذ بك، يا ربّ، من هم الدين و فكره. و شغل الدين و سهره، فصل علي محمد و اله، و اعدني منه، و استجير بك، يا ربّ، من زلته في الحيوة، و من تبعته بعد الوفاة، فصل علي محمد و اله، واجرني منه بوسع فاضل اوكفاف واصل. [3] اللهم صل علي محمد و اله، واحجبني عن السرف و الازدياد، و قو مني بالبذل و الاقتصاد، و علمني حسن التقدير، و قبضني بلطفك عن التبذير، و اجر من اسباب الحلال ارزاقي، و وجه في ابواب البرّ انفاقي، و ازو عني من المال ما يحدث لي مخيلة او تاديا الي بغي او ما اتعقب منه طغيانا.
[بار خدايا]، بار پروردگارا، به تو پناه ميآورم از اندوه وام و انديشه آن، و از دلمشغولي به قرض و بيخوابي به خاطر آن. پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا از رنج وام به خود پناه ده. بار پروردگارا، از خواري قرض در طول زندگي و از پيامدهايش پس از مرگ به تو پناه ميآورم. پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا با فراواني مال، يا زندگاني همراه با كفاف، از آن در امان دار.
قطعه چهارم از دعاي 48:
اللهم اليك تعمدت بحاجتي، و بك انزلت اليوم فقري و فاقتي و مسكنتي، و اني بمغفرتك و رحمتك اوسع من ذنوبي، فصل علي محمد و ال محمد، و تول قضا كل حاجة هي لي بقدرتك عليها، و تيسير ذلك عليك، و بقري اليك، و غناك عني، فاني لم اصب خيرا قط الا منك، و لم يصرف عني سوء قط احد غيرك، و ل ا ارجولامر اخرتي و دنياي سواك.
بارخدايا، حاجتم را به پيشگاه تو آوردم، فقر و تهيدستي و نداريم را بر آستان تو فرود آوردهام، اعتماد من بيشتر بر آمرزش و رحمت توست تا عملم، و آمرزش و رحمت تو گستردهتر از گناهان من است، پس بر محمد و آل او درود فرست، تو خود بر آوردن همه حاجاتم را برعهدهگير زيرا كه بر انجام آن قادري و اين كار بر تو آسان است و من به تو نيازمند و تو از من بينياز هستي، چه من هرگز خيري به دست نياوردم مگر از سوي تو، و هيچگاه كسي غير تو شري را از من دور نساخت، و براي آخرت و دنيايم چشم اميد به كسي جز تو ندارم.
قطعه هشتم از دعاي 52:
فاسالك يا مولاي سؤال من نفسه لاهية لطول امله، و بدنه غافل لسكون عروقه، و قلبه مفتون بكئرة النعم عليه، و فكره قليل لما هو صائر اليه.
پس از تو تقاضا دارم، تقاضاي كسي كه در اثر آرزوهاي دراز خود را سرگرم ساخته، و به سبب تنپروري بدنش از عمل صالح بيخبر مانده، و دلش به خاطر زيادي نعمت فريفته شده، و انديشهاش درباره فرجام كارش اندك است.
