در زیارت آن حضرت در شب قدر مى خوانیم:
«اشهد انّک قد اقمت الصلوة ... و تلوت الکتاب حق تلاوته;( ) شهادت مى دهم که تو ]اى حسین بن على[ نماز را به پا داشتى... و قرآن را بدان گونه که شایستگى تلاوت داشت تلاوت فرمودى.»
و در بعضى از زیارت هاى آن سیّد ابرار و امام احرار و آزادگان ـ مانند همان زیارت عید فطر و قربان ـ مى خوانیم:
«السلام علیک یا شریک القرآن;( ) سلام بر تو ]اى حسین[ اى که شریک و همتاى قرآنى.»
آن بزرگوار، شریک قرآن بود; شریک از جهات مختلف:
1. هر دو حجّت الهى بودند;
2. هر دو از عالَم بالا به اهل زمین داده شده بودند;
3. هر یک از آن دو، ودیعه و یادگار پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بودند;
4. هر یک، نور خدایند که در ظلمات ارض و عالم ناسوت نورافشانى مى کنند;
5. هر یک، هادى جوامع به راه خیر و صلاح و سوق دهنده ملّت ها به صراط مستقیم حق و عدالت جویى و آزادگى و عزّت و شرف انسانى اند;
6 . هر یک، ذکر و ورد روز و شب اهل ایمان و آزادمردان جهانند;
7. هر دو براى ابد، تازه و خرّم و جدیدند و گرد کهنگى بر سیماى زیباى درخشان هیچ یک از آن دو نور الهى نخواهد نشست;
8 . از تکرار قرائت آیات قرآن خستگى ایجاد نمى شود و هر مرتبه که انسان قرائت مى کند، گویا نخستین بار است که قرائت مى کند; زیرا هر روز طراوت و تازگى مخصوص به خود دارد.
ذکر نام امام حسین(علیه السلام) و فضایل و مناقب بى شمار او و سیادت و آقایى و مکتب آسمانى و سخنان دلنشین و جذّاب آن بزرگوار و هر یک از ابعاد شخصیّت درخشان وى نیز هر چه تکرار شود (چنان که مى شود) اندکى از بها و نورانیت و جلوه هاى خیره کننده آن کاسته نمى شود.
9. هر یک از این دو، در جهان تحوّلى به وجود آوردند که براى ابد در عرصه زندگى جلوه نموده، به پیش مى روند، و انسان ها را تربیت مى کنند و به نقطه اوج شرف، مجد، عزت و افتخار، عروج مى دهند.
10. هر دو، نویدِ رحمت و مبشّر عنایت و لطف خدایند; از این رو دل ها هنگام قرائت یا شنیدن آیه هاى قرآن کریم به پرواز درمى آید. از سخنان امام حسین و ذکر زندگانى او نیز جان ها نوازش یافته و دوست مى دارند که به سوى بهشت خدا پر کشند.
11. هر دو، صاعقه عذاب بر سر دشمنان دین و بشر و ستمگران خیره سر بودند و به همین دلیل، مورد هجوم وحشیانه جنایتکاران قرار گرفتند.
آیت الله کریمی جهرمی - پايگاه پرسمان قرآن
ادامه مطلب
وادی امام حسین (ع) وادی پیجیده ای است

و خدا (جل جلاله) در همه حال با امام حسین(ع) است
حسین (ع) جان تو چه کردی ؟
امام حسین (ع) قیام کرد
امام حسین (ع) قرآن خواند
امام حسین (ع) نماز خواند
امام حسین (ع) صبر کرد
امام حسین (ع) آزمایش شد
امام حسین (ع) شهید شد
و به خدا رسید
خدا (جل جلاله) از حسین بن علی (ع) تمامی اینها را قبول کرد
و از وی تشکر کرد
حسین(ع) را نزد خود جای داد
و دشمنانش را لعن کرد
از هر سو که به امام حسین (ع) بنگری جلوه ای از جمال حضرت حق (جل جلاله) نمایان است.
حسین بن علی(ع) به منتهای کمال بشریت رسید
لایق شد تا همه هستی به او سجده کنند ...
وادی امام حسین (ع) وادی پیچیده ای است .
سوره بقره آیات 149 تا 159
اَعُوذُ باللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم
آیه 149 : وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۖ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
ترجمه آیه 149 : و ( ای پیامبر ) از هر جا (كه به قصد سفر) خارج شدى، (به هنگام نماز) روى خود را به جانب مسجدالحرام بگردان، اين دستور حقّى است از طرف پروردگارت، و خداوند از آنچه انجام مىدهيد غافل نيست.
آیه 150 :وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ۚ وَ حَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
ترجمه آیه 150 : و (اى پيامبر!) از هر جا خارج شدى پس (به هنگام نماز) روى خود را به سوى
ادامه مطلب
سوره اختصاصی امام حسین (ْع ) در قرآن
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «سوره فجر را در نمازهای واجب و نیز نماز مستحب خود بخوانید؛ چرا كه این سوره، سوره حسین بن علی است.»
پس از این كلام امام صادق و تحریض و تشویق مخاطبین به خواندن سوره فجر در نمازهایشان با این كلام زیبا و دلنشین و همراه با دعای «وارغبوا فیها رحمكم الله»؛ از سرشوق و رغبت به این امر اقدام نمایید. خداوند شما را مورد رحمت و لطف قرار دهد، یكی از اشخاص حاضر در مجلس سؤالی مینماید ـ كه چه بسا سؤال بسیاری از ماها نیز باشد؛ سؤال میكند:
امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه میفرماید: این آیه درباره حسین بن علی ـ علیهما السّلام ـ است؛ چرا كه آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن بزرگوار از خاندان محمد(صلی الله علیه وآله) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آنها راضی بود، و این سوره فقط درباره حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد(صلی الله علیه وآله) میباشد.
چگونه این سوره، سوره اختصاصی حسین بن علی شد؟
امام صادق(علیه السلام) فرمود: شما مگر این بخش از آیه و كلام خداوند را نشنیدهاید كه میفرماید: «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی»انما یعنی الحسین بن علی ـ علیهما السّلام ـ فهو ذو النفس المطمئنه الراضیه المرضیه و اصحابه من آل محمد ـ صلوات الله علیهم ـ الرضوان عن الله یوم القیامه و هو راض عنهم، و هذه السوره فی الحسین بن علی و شیعته و شیعه آل محمد خاصه، امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه میفرماید: این آیه درباره حسین بن علی ـ علیهماالسّلام ـ است؛ چرا كه آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن بزرگوار از خاندان محمد(صلی الله علیه و آله) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آنها راضی بود، و این سوره فقط درباره حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد(صلی الله علیه وآله) میباشد.
و در پایان روایت، امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: من ادمن قراءه الفجر كان مع الحسین فی درجته فی الجنه، ان الله عزیز حكیم، هر كس در خواندن سوره فجر مداومت داشته باشد، با امام حسین در درجهاش در بهشت خواهد بود، به درستی كه خداوند بر هر چیز توانا و
ادامه مطلب
عاشوراي قرآني
در مسیر کربلا
وقتی از مدینه به سمت مکه حرکت کرد فرمود: «رَبِّ نَجِّنِى مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین»(1)
و آنگاه كه به مكه رسید فرمود:(وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْیَنَ قَالَ عَسَى رَبِّى أَن یَهْدِیَنِى سَوَاءَ السَّبِیل)(2) در مکه همگان را به سوی کتاب خداوند دعوت کرد و فرمود «وَ اَنا ادعوكم اِلى كتابِ اللَّه و سُنة نبیّهِ»(3)
شیخ مفید از شخصى به نام ضحّاک بن عبدالله نقل کرده که سپاهى از ابن سعد بر ما عبور کرد و آن سپاه ما را تحت نظر داشت و حراست و مواظبت مى نمود. در حال عبور آن ها امام حسین(علیه السلام) این آیه ها را قرائت مى کردند:
(وَلاَیَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَیْرٌ لاَِّنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ: کسانى که راه کفر را پیش گرفتند، گمان نکنند که اگر به آنان مهلت مى دهیم به سود آن هاست; نه، ما به آنان مهلت مى دهیم فقط براى این که بر گناهان خود بیفزایند و براى آنان عذابى خوارکننده خواهد بود )(4)
بعد از شهادت
پس از شهادت امام و یارانش هنوز میتوانیم این پیوند ناگسستنی بین عاشورا و قرآن را مشاهده کنیم آنجا که در روایت های مختلف نقل شده است که سر مبارک اباعبدالله قران میخواند :آنجا که از زید بن ارقم روایت شده است كه میگوید من شنیدم كه سر امام حسین این آیه را تلاوت میكرد.(5):(أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِیمِ كانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً»(6)
و یا آنجا که آن مرد یهودی میگوید شنیدم که سر اباعبدالله این گونه می گفت:«وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»(7)
---------------------------------
منابع:
1)قصص/ 21
2)قصص/ 22
3)تاریخ طبرى، ج 3، ص 28
4)178 آل عمران
5)بحار الانوار ج 45، ص 121.
6)کهف9
7)شعراء227
ادامه مطلب
امام حسين ( ع ) شريك قرآن
در زیارت آن حضرت در شب قدر مى خوانیم:
«اشهد انّک قد اقمت الصلوة ... و تلوت الکتاب حق تلاوته;( ) شهادت مى دهم که تو ]اى حسین بن على[ نماز را به پا داشتى... و قرآن را بدان گونه که شایستگى تلاوت داشت تلاوت فرمودى.»
و در بعضى از زیارت هاى آن سیّد ابرار و امام احرار و آزادگان ـ مانند همان زیارت عید فطر و قربان ـ مى خوانیم:
«السلام علیک یا شریک القرآن;( ) سلام بر تو ]اى حسین[ اى که شریک و همتاى قرآنى.»
آن بزرگوار، شریک قرآن بود; شریک از جهات مختلف:
1. هر دو حجّت الهى بودند;
2. هر دو از عالَم بالا به اهل زمین داده شده بودند;
3. هر یک از آن دو، ودیعه و یادگار پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بودند;
4. هر یک، نور خدایند که در ظلمات ارض و عالم ناسوت نورافشانى مى کنند;
5. هر یک، هادى جوامع به راه خیر و صلاح و سوق دهنده ملّت ها به صراط مستقیم حق و عدالت جویى و آزادگى و عزّت و شرف انسانى اند;
6 . هر یک، ذکر و ورد روز و شب اهل ایمان و آزادمردان جهانند;
7. هر دو براى ابد، تازه و خرّم و جدیدند و گرد کهنگى بر سیماى زیباى درخشان هیچ یک از آن دو نور الهى نخواهد نشست;
8 . از تکرار قرائت آیات قرآن خستگى ایجاد نمى شود و هر مرتبه که انسان قرائت مى کند، گویا نخستین بار است که قرائت مى کند; زیرا هر روز طراوت و تازگى مخصوص به خود دارد.
ذکر نام امام حسین(علیه السلام) و فضایل و مناقب بى شمار او و سیادت و آقایى و مکتب آسمانى و سخنان دلنشین و جذّاب آن بزرگوار و هر یک از ابعاد شخصیّت درخشان وى نیز هر چه تکرار شود (چنان که مى شود) اندکى از بها و نورانیت و جلوه هاى خیره کننده آن کاسته نمى شود.
9. هر یک از این دو، در جهان تحوّلى به وجود آوردند که براى ابد در عرصه زندگى جلوه نموده، به پیش مى روند، و انسان ها را تربیت مى کنند و به نقطه اوج شرف، مجد، عزت و افتخار، عروج مى دهند.
10. هر دو، نویدِ رحمت و مبشّر عنایت و لطف خدایند; از این رو دل ها هنگام قرائت یا شنیدن آیه هاى قرآن کریم به پرواز درمى آید. از سخنان امام حسین و ذکر زندگانى او نیز جان ها نوازش یافته و دوست مى دارند که به سوى بهشت خدا پر کشند.
11. هر دو، صاعقه عذاب بر سر دشمنان دین و بشر و ستمگران خیره سر بودند و به همین دلیل، مورد هجوم وحشیانه جنایتکاران قرار گرفتند.
آیت الله کریمی جهرمی - پايگاه پرسمان قرآن
ادامه مطلب
قرآن و امام حسين (ع)
اگر قرآن سيدالكلام است، (1) امام حسين سيد الشهداست. (2)
اگر در صحيفهي سجاديه دربارهي قرآن ميخوانيم: ‹‹و ميزان القسط›› امام حسين (ع) ميفرمايد: ‹‹امرت بالقسط›› (3)
اگر قرآن موعظهي پروردگار است؛ (موعظه من ربكم) (4)، امام حسين (ع) در عاشورا فرمود: عجله نكنيد تا شما را به حق موعظه كنم. ‹‹ لا تعجلوا حتي اعظكم بالحق›› (5)
اگر قرآن مردم را به رشد هدايت ميكند؛ (يهدي الي الرشد) (6)، امام حسين (ع) نيز ميفرمايد: من شما را به دو راه رشاد دعوت ميكنم ‹‹ادعوكم الي سبيل ارشاد›› (7)
اگر قرآن عظيم است؛ (والقرآن العظيم) (8) امام حسين (ع) نيز سوابق عظيمي دارد. ‹‹عظيمالسوابق›› (9)
اگر قرآن حق و يقيني است؛ (وانه لحق اليقين) (10) در زيارت امام حسين (ع) نيز ميخوانيم: آنقدر صادقانه و خالصانه عبارت كردي كه به درجهي يقين رسيدي. ‹‹حتي اتاك اليقين›› (11)
اگر قرآن مقام شفاعت دارد؛ ‹‹نعم الشفيع القرآن›› (12) امام حسين (ع) نيز مقام شفاعت دارد. ‹‹وارزقني شفاعه` الحسين›› (13)
اگر در دعاي چهل و دوم صحيفه سجاديه دربارهي قرآن ميخوانيم كه پرچم نجات است؛ ‹‹علم نجاه`›› در زيارت امام حسين (ع) نيز ميخوانيم او نيز پرچم هدايت است، ‹‹انه رايه` الهدي››(14)
اگر قرآن شفادهنده است؛ (و ننزل من القرآن ما هو شفاء) (15) خاك قبر امام حسين (ع) نيز شفاست. ‹‹طين قبر الحسين شفاء›› (16)
اگر قرآن منار حكمت است، (17) امام حسين نيز باب حكمت الهي است. ‹‹السلام عليك يا باب حكمه` رب العالمين›› (18)
اگر قرآن امر به معروف و نهي از منكر ميكند؛ ‹‹فالقرآن آمر و زاجر››(19) امام حسين نيز فرمود: هدف من از رفتن به كربلا امر به معروف و نهي از منكر است. ‹‹اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر››(20)
اگر قرآن نور است؛ (نوراً مبينا) (21)، امام حسين نيز نور است. ‹‹كنت نوراً في الاصلاب الشامخه`››(22)
اگر قرآن براي تاريخ و همهي مردم است؛ ‹‹لم يجعل القرآن لزمان دون زمان و لاللناس دون الناس›› (23)، درباره امام حسين (ع) نيز ميخوانيم كه آثار كربلا از تاريخ محو نخواهد شد. ‹‹لا يدرس اثره و لايمحي اسمه›› (24)
اگر قرآن كتاب مباركي است؛ (كتاب انزلناه اليك مبارك) (25)، شهادت امام حسين (ع) نيز براي اسلام سبب بركت و رشد است ‹‹اللهم فبارك لي في قتله›› (26)
اگر در قرآن هيچ انحرافي نيست؛ (غير ذي عوج) (27) دربارهي امام حسين (ع) نيز ميخوانيم: لحظهاي از حق به باطل گرايش پيدا نكرد. ‹‹لم تمل من حق الي الباطل›› (28)
اگر قرآن، كريم است؛ (انه القرآن كريم (29)، امام حسين نيز داراي اخلاق كريم است. ‹‹و كريم الخلائق›› (30)
اگر قرآن عزيز است؛ (انه لكتاب عزيز) (31)، امام حسين فرمود: هرگز زير بار ذلت نميروم ‹‹هيهات مناالذله`›› (32)
اگر قرآن ريسمان محكم است؛ ‹‹ان هذا القرآن... العروه` الوثقي›› (33)، امام حسين نيز كشتي نجات و ريسمان محكم است. ‹‹ان الحسين سفينه`النجاه` و العروه`الوثقي›› (34)
اگر قرآن بينه و دليل آشكار است؛ (جائكم بينه` من ربكم) (35)، امام حسين نيز اينگونه است ‹‹اشهد انك علي بينه` من ربك›› (36)
اگر قرآن را بايد آرام و با تاني تلاوت كرد؛ (و رتل القرآن ترتيلا)(37) زيارت قبر امام حسين را نيز بايد با گامهاي آهسته انجام داد. ‹‹و امش بمشي العبيد الذليل›› (38)
اگر تلاوت قرآن بايد با حزن باشد؛ ‹‹فاقروه و بالحزن›› (39) زيارت امام حسين (ع) نيز بايد با حزن باشد. ‹‹و زره و انت كئيب شعث›› (40)
آري، حسين (ع) قرآن ناطق و سيمايي از كلام الهي است.
پينوشتها:
1- مجمع البيان، ج 2، ص 361.
2- كامل الزيارات.
3- جامع الاحاديث شيعه، ج 12 ص 481.
4- يونس، 57.
5- لواعج الاشجان، ص 26.
6- جن، 1.
7- لواعج الاشجان، ص 128.
8- حجر، 87.
9- بحار، ج 98، ص 239.
10- الحاقه، 51.
11- كامل الزيارات، ص 202.
12- نهجالفصاحه، جمله 662.
13- زيارت عاشورا.
14- كامل الزيارات، ص 70.
15- اسراء، 82.
16- من لا يحضر، ج 2، ص 446.
17- الحياه`، ج 2، ص 140.
18- مفاتيحالجنان.
19- نهجالبلاغه، خطبه 182.
20- مقتل خوارزمي، ج 1، ص 188.
21- نساء، 174.
22- كامل الزيارات، ص 200.
23- سفينه`البحار، ج 2، ص 413.
24- مقتل مقرم.
25- مقتل خوارزمي، (اين سخن از رسول خدا (ص) است)
27- زمر، 28.
28- فروع كافي، ج 4، ص 561.
29- واقعه، 77.
30- نفسالمهموم، 7.
31- فصلت، 41.
32- لهو، 54.
33- بحار، ج 92، ص 31.
34- پرتوي از عظمت حسين، 6.
35- انعام، 157.
36- فروع كافي، ج 4، ص 565.
37- مزمل، 4.
38- كامل الزيارات.
39- وسائل، ج 4، ص 857.
40- كامل الزيارات.
هفته نامه گلستان قرآن / سال چهارم / شماره پياپي 156 / دوره جديد / شماره 112 / دوشنبه 27 اسفند ماه 1380 محسن قرائتي
ادامه مطلب
آيه تطهير - تفسير نور

اَعُوذُ باللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم
وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُوْلَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِيْنَ الزَكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
صدق الله العلی العظیم
سوره 33. احزاب آيه 33
ترجمه:
و در خانه هاى خود قرار گيريد و همچون دوران جاهليّتِ نخستين، با خودآرايى ظاهر نشويد (و زينتهاى خود را آشكار نكنيد)، و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد، و از خدا و رسولش اطاعت كنيد؛ همانا خداوند اراده كرده است كه پليدى (گناه) را از شما اهل بيت (پيامبر) دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.
نكته ها:
«قَرْنَ» از «وقار» يا «قرار» است، و نتيجهى هر دو معنا يكى است. يعنى براى خودنمايى از خانه هاى خود خارج نشويد.
«تبّرج» از «بُرج» به معناى خودنمايى است، همان گونه كه برج در ميان ساختمانهاى ديگر جلوهى خاصّى دارد.
جاهليّتِ اُولى نشان دهنده ى ظهور جاهليّت اُخرى است كه ما امروز
ادامه مطلب
آیه اطعام - تفسیر نور
علی علیه السلام و خانواده اش در زمان حیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به عنوان ادای نذر سه روز روزه به جای آوردند. هنگام افطار در هر سه روز نیازمندی به آنها مراجعه کرد و از آنها درخواست غذا کرد که هر سه بار مورد اجابت علی علیه السلام و خانواده اش قرار گرفت. هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از ضعف و زردیِ رنگ ایشان پرسید، این آیه نازل شد: «یُطعمونَ الطَّعامَ علی حبُّه مسکینا و یتیما و اسیرا؛ این بزرگواران در راه رضای حق تبارک و تعالی مسکین و یتیم و اسیر را اطعام می کنند». و بدین سان خداوند علی، فاطمه حسن و حسین علیهماالسلام را می ستاید که چگونه با وجود نیاز به غذا، آن را در راه رضای خالق خود به بندگان دیگر او هدیه می کنند.
سوره 76. انسان آيه 7-10
اَعُوذُ باللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْماً كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَآءً وَلَا شُكُوراً
إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً
صدق الله العلی العظیم
ترجمه :
آنان به نذر وفا مىكنند و از روزى كه شرش فراگير است مىترسند.
و غذاى خود را با آن كه دوستش دارند، به بينوا و يتيم و اسير مىدهند.
(و مىگويند:) ما براى رضاى خدا به شما طعام مىدهيم و از
ادامه مطلب
آیه مودت - تفسیر نور
آیه «ذوی القربی»
خداوند متعال در قرآن کریم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم چنین دستور می دهد: «به مردم بگو در امر رسالت مزد و اجری از شما نمی خواهم، جز این که به ذوی القربی مودّت و محبّت داشته باشید». مفسران در تفسیر «ذوی القربی» می نویسند: منظور از «ذوی القربی» علی و فاطمه علیه السلام و فرزندان آن دو هستند. حتی از بسیاری از علمای اهل سنت نقل شده که منظور پیامبر از «قُربی»، علی علیه السلام و فاطمه علیه السلام و دو پسر آن دو است و پیامبر این عبارت را برای آن که کاملاً در اذهان بماند سه مرتبه تکرار نمودند.
سوره 76. انسان آيه 7-10
اَعُوذُ باللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم
ذَلِكَ الَّذِى يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ قُلْ لَّا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى وَمَن يَفْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ
صدق الله العلی العظیم
ترجمه :
اين (فضل بزرگ) چيزى است كه خداوند به بندگانش، آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند بشارت مىدهد. (اى پيامبر! به مردم) بگو: من از شما بر اين (رسالت خود) هيچ مزدى جز مودّت نزديكانم را نمى خواهم و هركس كار نيكى انجام دهد، براى او در نيكويى آن می افزاييم. همانا خداوند بسيار آمرزنده و قدردان است.
نکات تفسیری :
در آيه قبل خوانديم كه پاداش مؤمنان نيكوكار، باغ هاى بهشتى و رسيدن به تمام خواسته ها و فضل بزرگ پروردگار است. در اين آيه سخن از پاداش كسى است كه با هدايت خود صدها ميليون نفر را به اين باغ ها و خواسته ها رسانده است، يعنى پيامبر اسلام.
اگر هديه يك شاخه گل تشكّر و پاداش لازم دارد، نجات بشريّت چه پاداشى
ادامه مطلب
آيه تطهير - تفسير الميزان

سوره احزاب آیايه 33
اعوذ بالله من الشیطان رجیم
وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبرَّجْنَ تَبرُّجَ الْجَهِلِيَّةِ الأُوليوَ أَقِمْنَ الصلَوةَ وَ ءَاتِينَ الزَّكوةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسولَهُإِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِب عَنكمُ الرِّجْس أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطهِّرَكمْ تَطهِيراً(33)
صدق الله العلی العظیم
ترجمه آيه :
و در خانه هاي خود بنشينيد ، و چون زنان جاهليت نخست خود نمايي نكنيد ، و نماز بپا داريد ، و زكات دهيد ، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد ، خدا جز اين منظور ندارد كه پليدي را از شما اهل بيت ببرد ، و آن طور كه خود ميداند پاكتان كند ( 33) .
بيان آيه :
و قرن في بيوتكن و لا تبرجن تبرج الجاهلية الاولي ... و اطعن الله و رسوله كلمه قرن امر از ماده قر است ، كه به معناي پا بر جا شدن است ، و اصل اين كلمه اقررن بوده ، كه يكي از دو تا راء آن حذف شده است ، ممكن هم هست از ماده قار ، يقار به معناي اجتماع ، و كنايه از ثابت ماندن در خانه ها باشد ، و مراد اين باشد كه اي زنان پيغمبر ! از خانه هاي خود بيرون نياييد .
و كلمه تبرج به معناي ظاهر شدن در برابر مردم است ، همان طور كه برج قلعه براي همه هويدا است ، و كلمه جاهلية اولي به معناي جاهليت قبل از بعثت است ، پس در نتيجه مراد از آن ، جاهليت قديم است ، و اينكه بعضي گفتهاند مراد از آن دوران هشتصدساله ما بين آدم و نوح است ، و يا گفته اند : زمان داوود و سليمان است ، و يا گفتار آنانكه گفته اند زمان ولادت ابراهيم است ، و يا گفتار آنانكه گفته اند زمان فترت بين عيسي و محمد ( صلوات الله عليهما ) است ، اقوالي است بدون دليل .
ادامه مطلب
آيه تطهير - تفسير نور

اَعُوذُ باللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم
وَقَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُوْلَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِيْنَ الزَكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
صدق الله العلی العظیم
سوره 33. احزاب آيه 33
ترجمه:
و در خانه هاى خود قرار گيريد و همچون دوران جاهليّتِ نخستين، با خودآرايى ظاهر نشويد (و زينتهاى خود را آشكار نكنيد)، و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد، و از خدا و رسولش اطاعت كنيد؛ همانا خداوند اراده كرده است كه پليدى (گناه) را از شما اهل بيت (پيامبر) دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.
نكته ها:
«قَرْنَ» از «وقار» يا «قرار» است، و نتيجهى هر دو معنا يكى است. يعنى براى خودنمايى از خانه هاى خود خارج نشويد.
«تبّرج» از «بُرج» به معناى خودنمايى است، همان گونه كه برج در ميان ساختمانهاى ديگر جلوهى خاصّى دارد.
جاهليّتِ اُولى نشان دهنده ى ظهور جاهليّت اُخرى است كه ما امروز
ادامه مطلب
آيه مباهله و امام حسین ( ع ) - تفسير نور
سوره 3. آلعمران آيه 61
اَعُوذُ باللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم
فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَذِبِينَ
صدق الله العلی العظیم
ترجمه آيه :
پس هر كه با تو، بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده است، درباره او (عيسى) به ستيز و محاجّه برخيزد (و از قبول حقّ شانه خالى كند) بگو: بيائيد پسرانمان وپسرانتان وزنانمان وزنانتان وخودمان را (كسى كه به منزله خودمان است) وخودتان را بخوانيم، سپس (به درگاه خدا) مباهله و زارى كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
نكته ها :
واژهى «نَبتَهل» از ريشهى «اِبتهال» به معناى بازكردن دستها و آرنجها براى دعا، به سوى آسمان است واين آيه به دليل اين واژه، به آيهى مباهله معروف گشته است. مباهله، يعنى توجّه و تضرّع دو گروه مخالف يكديگر، به درگاه خدا و تقاضاى لعنت و هلاكت براى طرف مقابل كه از نظر او اهل باطل است.[60]
در تفاسير شيعه و سنى و برخى كتب حديث و تاريخ مىخوانيم كه در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا صلى الله عليه وآله مأمور تبليغ اسلام در منطقه نجران از بلاد يمن شدند. مسيحيانِ نجران نيز هيئتى را به نمايندگى از سوى خود براى گفتگو با پيامبر اسلام صلى الله
ادامه مطلب

ساغر محبت (جذبهء عشق)
نوافل و مقام ولايت
امانت های خداوند در دست زينب
ودیعه ای دیگر
بزرگی هر كس را می توان از بزرگی مسؤوليت هايش شناخت و آن مسؤوليتی كه به عهدهء عقيلهء هاشمين بود؛ نسخه ی بدل رسالت و پيام آوری بود. تمام شامات دين ورزی خود را مديون زينب اند. همچنان كه روح مودّت آل رسول و رواج مكتب تشيع در آن بلاد بر اساس روشنگری های اوست.
اين مسؤوليت سنگين ويژگی های فوق العاده ای می طلبد كه همه آن ها به تمام معنا در اقاليم وجود زينب كبری حضور دارند. بدون اين خصايص به دوش گرفتن رسالت و پيام آوری كه فقراتی به صلابت كوه می طلبد، امكان پذير نيست.
ساغر محبت (جذبهء عشق)
اولين و مهم ترين اين صفات محبت و عشقي وافر و بی كرانه به ذات احديت حق است كه بتواند همه كس و همه چيز را در محضر او ذوب كند و حتی خويشتن خويش را هم نبيند تا در مقام نفوذ و خرج ساختن خود سخاوت بی حدی نشان دهد. اين مقام كه در قديسين عالم و واصلين؛ همان مقام فنای فی الله است، آن توانمندی است كه در همه ی لحظات ايشان را مهيای فداكاری و ايثار می نمايد.
بديهی است كه اين مقام يعنی محبت به حق جز از طريق معرفت و شناخت شهودی نسبت به خداوند سبحان ميسر نيست. رؤيت جمال حق است كه اين شيدايی را با جان آنان در می آميزد و سبويشان را لبريز از شوق می كند، اما در مكتب رسولان الهی اين محبت علايمی دارد كه مهم ترين آن ها اطاعت از فرامين الله است؛ - قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني- (1)
مسلمانی و اظهار ايمان كه پس از اعتقاد قلبی و اقرار به زبان در اعضا و جوارح خود را نشان می دهد، موجب تقرب است. به عبارت ديگر؛ شريعت دينی را چراغ گفتار و رفتار خود نموده و تن به واجبات الهی و ترك حرام می دهد. در اين ميان كسانی اهل نافله اند يعنی آنچه را كه برايشان فرض و واجب نيست، با اعمالشان در هم آميخته و انگيزه ی الهی مضاعفی آنان را به راه های زيباتر تقرب می خواند.
نوافل و مقام ولايت
ادامه مطلب

روز تـاريـخـى دهـم محرم الحرام سال 61 هجرى كه مطابق با دهم اكتبر 680 ميلادى بود، سـپـرى شد. با گذشت شب ، آفتاب روز شنبه ، يازدهم محرم از جانب مشرق هويدا گرديد. پـسـر سـعـد، اجـسـاد كـشـتـگان خود را كفن كرده و پس از خواندن نماز بر آنان ، همه را در گـودالى بـه خـاك سـپرد، ولى بدن پاره پاره شهدا را همچنان در زير آفتاب رها كرد و به همراه سپاهيان خود و اسرا، به سوى كوفه روان شد، همينكه به دروازه كوفه رسيد، قاصدى از طرف ((ابن زياد)) به وى گفت : امروز اسرا را بيرون شهر نگهدار .
هدف ((عبيداللّه )) از اين كار اين بود كه
زمينه را جهت ورود آنان آماده كند؛ زيرا مردم كوفه از خـواب غـفـلت بيدار شده بودند و از جنايتى كه در صحراى كربلا به وقوع پيوسته بود،بى نهايت خشمگين شده و مستعد انقلاب و قيام بودند.
بـالا خـره روز دوازدهم محرم در حالى كه 72 سر بر بالاى نيزه جلوه گرى مى كرد و در پـيـشـاپـيـش كـاروان اسـيـران حـركـت داده مـى شـد، اسـراى اهل بيت طهارت را، وارد كوفه كردند.
شـمر بن ذى الجوشن غرق در سرور و شادمانى ، پيشاپيش همه ، اسب تازان پيش مى رفت و پيوسته به اطرافيان خود دستور مى داد كه مواظب نظم مردم باشند. گروه زيادى از زن و مـرد و كـودك ، اطـراف مـسير اسرا جهت تماشا ايستاده بودند، عدّه اى كه از جريان اطـلاع داشـتـنـد، گـاه گـاهى با همراه خود چيزى مى گفتند، يكى زمزمه مى كرد اينان قبلاً گـفـتـه بـودنـد يـك نـفـر خـارجـى بـر يـزيـد قـيـام كـرده كـه او را كـشـتـه و اهـل بـيـت او را اسـيـر كـرده انـد، مـگـر آن سـر كـه بـر بـالاى نيزه است سر حسين بن على عـليـهـمـاالسـّلام يـسـت ، آن ديـگـرى ((حـبيب )) است و آن هم مسلم بن عوسجه آن ديگرى و آن ديگرى و... همه آشنا هستند. مگر اين اسرا همه از خاندان پيغمبر و دوستان آنان نيستند؟ آيا آل رسول ، خارجى هستند؟
ابن زياد چرا چنين جنايت بزرگى را مرتكب شد؟ راستى مگر خود مردم كوفه ، حسين عليه السّلام را به قيام بر عليه يزيد دعوت نكردند؟ پس چرا برخلاف عهد و پيمان خويش ، شـمـشـير بر وى كشيدند و چنين كار زشتى را انجام دادند و سپس زن و فرزندش را اسير كـردنـد؟ مـگـر آن زن كـه بر پشت آن شتر بى جهاز قرار گرفته ، ((زينب كبرى )) دختر عـلى عـليـه السـّلام آن ديـگـرى كه بر روى آن شتر بى جهاز ديگر است ، زينب صغرى ، ((كلثوم )) نيست .
ادامه مطلب

نمى توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى بدیل حضرت زینب علیها السلام كامل مى شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى گوید:
"رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى شود. این رسالت بر دوشهاى ظریف یك زن، «زینب» - زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگینتر از رسالت برادرش. آنهایى كه گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب بزرگ دست زدهاند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مىمانند، دشوار است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پىاش، و صفهاى دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر مىشود، از صحنه بر مىگردد. آن باغهاى سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوى گلهاى سرخ به مشام مىرسد. وارد شهر جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز، سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد مى زند: «سپاس خداوند را كه این همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...» اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ باز نگوید، كربلا در تاریخ مى ماند."(1)
بدون شك حضور حضرت زینب علیهاالسلام در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى ترین عنصر در ماندگارى «حماسه حسینى» است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى ماند و حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى شد. حضرت زینب علیها السلام خود سرود حماسه اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در همه زمانها سارى و جارى ساخت.
پی نوشت ها:
1. حسین وارث آدم ، ص 206
ادامه مطلب
