کبـوتران حریمـت بلند مرتبه اند

کبـوتران حریمـت بلند مرتبه اند

بلنـد مرتبـه تر از پرنـده قـقنـوس

کنار گنبد زردت نگاه کن خورشید

چه سر بزیر نشسته شبیه یک فانوس

منـم مسافر خسته مهاجـری تنها

که با هوای ضریح تو گشته ام مانوس

کنار ساحل امنت گرفته ام  پهلـو

شکسته قایق من ناخدای اقیانوس

شنیده ام که سگی دلشکسته آمده است

به آسـتان تو بهـر زیـارت و پـابـــوس

کریم زاده ای آقا مجال صحبت نیست

نمی رود کسی از بارگاه تو مایوس

صدای زنگ حرم اعتبار می بخشد

به ساز و ارگِ کلیسا و نغمه ناقوس


ادامه مطلب
[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 8:33 PM ] [ مهدی گلشنی ]

آقا چه قدر دلم گرفتار شماست

آقا چه قدر دلم گرفتار شماست

صد بار شكسته، باز بيمار شماست

انگار تمام شهر فهميده دلـم

همسايه ديوار به ديوار شماست!



***



تغييـر نمـوده اسـت آواز دلـم

شور است كه مي تراود از ساز دلم

اين حال چه حالي ست؟ گمانم امشب

بوشهر به مشهد است پرواز دلم


ادامه مطلب
[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 8:32 PM ] [ مهدی گلشنی ]

چه الفتی به دل از حضرت رضا دارم


چه الفتی به دل از حضرت رضا دارم

همیشه حسرت آن گتبد طلا دارم

صدای طبل ونقّاره چون به گوش آید

هزار نغمه ز شور و ابو عطا دارم

به کودکی ز رضا مهر در دلم افتاد

که فخر بر همه عالم وما سوا دارم

کنار مر قد پر نور حضرتم امشب

شب تولد آقا رضا رضا دارم

اگر زکنج قفس پا نهم گهی بیرون

رهی به غیر حرم در نظر کجا دارم

کبوتران حرم صف به صف به پروازند

دو صد هما به سرم جای یک هما دارم

تو حج ما فقرایی به سردوم سویت

بس افنخار ازین حج بی ریا دارم

غریو شادی و شور است در حرم امشب

"رها"دلی زشعف پر، زغم رها دارم


ادامه مطلب
[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 8:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ای قبله‌ی دل ! قبله به لبخند تو مایل

 
ای قبله‌ی دل ! قبله به لبخند تو مایل
سالار کراماتی و سلطان فضایل
 
احمد شدی از مَنظر و بَه بَه به تشرّف
حیدر شدی از هیبت و وَه وَه به شمایل
 
برخاستی و چرخ فلک شد متلاطم
بنشستی و شد چرخه‌ی هستی متعادل
 
شوریده‌ی آرامش آغوش تو دریا
توفانی پیچ و خم گیسوی تو ساحل
 
گِرد قمرِ روی تو پروانه معانی
دورِ حرمِ زلف تو سرگشته مسائل
 
در دار شفای تو اطبّا همه مبهوت
در صحن و سرای تو بزرگان همه سائل
 
هم مُنکریان سخت به تکریم تو مُلزم
هم مدّعیان سخت به اعجاز تو قائل
 
اسرار تو شد «سلسله‌ي» سرّ مجالس
اقوال تو شد زمزمه‌ی ذکر محافل
 
رفته‌ست به دستور تو حِکمت به فراسو
گشته‌ست به امر تو محبّت متداول
 
هست از برکات تو تبسّم سر لب‌ها
شد با نفحات تو ترحّم متقابل
 
لطف تو غزل ریخته بر تاج قصائد
شور تو سخن ساخته با دل متعامل
 
اظهار شهودی، چه لزومی به تجلّی
اثبات وجودی، چه نیازی به دلائل
 
زانو زده در محضر تو قاضی و غازی
چرخیده به دور حَرَمت عامی و فاضل
 
محظوظ کلام تو حکیمان و طبیبان
مشغول ثنای تو ادیبان و افاضل
 
رفتند به حُکمت فقها در پی فتوی
کردند به عشقت عرفا طی مراحل
 
منشور ولایت شده با مُهر تو ممهور
اسماء مقدّس شده با اسم تو کامل
٭٭٭
از کوچه گذر کردی و دیوار به پا خاست
در سنگ نظر کردی و شد آینه حاصل
 
از عطر جهان، یاس به زلف تو معطّر
از خاک جهان، طوس به پابوس تو نائل
 
ایران به وِلا مرکز بیداری دل‌هاست
دل‌ها شده حولِ تو به ایران متمایل
 
رد می‌شوی از جاده‌ی ابریشم جان‌ها
با قافله‌ای قافیه همپای قوافل
 
از شوق رُخَت چشم خراسان شده گريان
در شان لبت سوره‌ي باران شده نازل
 
دلداده‌ی نعلین تو از فرش خدا؛ خاک
دیوانه‌ی لبخند تو از عرش خدا؛ دل
 
مِهر تو دلِ خون شده بخشیده به شاعر
عشق تو سلیمانی جم داده به سائل
 
از مشهد تو تا شب خاموش مدینه
بین‌الحرمین است و دلِ سوخته حائل


ادامه مطلب
[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 8:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

همین که با خودم گذشته را مرور می کنم

شعر مدح امام رضا (ع) _ حسین قربانچه

همین که با خودم گذشته را مرور می کنم 

از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم

اگر  چه غرق آتشم ولی به درد می خورم 

برای مشعل حرم شراره جور می کنم

راه درازی آمدم به سینه دست رد نزن

از این به بعد به جز تو را ز سینه دور می کنم

بال پریدنی بده سپس ببین که هر سحر 

کبوترانه از دل حرم عبور می کنم

طلعت بی کران تویی ، ظلمت بی کران منم

کنارت این خرابه را محفل نور می کنم

به روی من نزد کسی چه کاره ام چه کرده ام

کنار تو شبیه انبیا ظهور می کنم

تو آروزی خلوت قبر منی و شب به شب

به خاطر تو خویش را زنده به گور می کنم

سنگدلم ولی به لطف چشم تو نشسته ام 

خشت به خشت صحن را سنگ صبور می کنم

شبی به صید من بیا دام بیافکن و ببین 

چگونه مثل آهوان میل به تور می کنم

کنج حرم که می روم یاد حسین می کنم 

مصیبت سر به نیزه را مرور می کنم 

نان غذای حضرت تو را که میل می کنم

یاد مصیبت سر و کنج تنور می کنم


ادامه مطلب
[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 8:29 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ای کاش برای ما دعا بنویسند

ای کاش برای ما دعا بنویسند
یک تذکره ی کرببلا بنویسند
ما حج که نرفته ایم اما کافی است
یک مرتبه حج فقرا بنویسند
آقا به ملازمان بگو نامم را
یک گوشه ی ایوان طلا بنویسند
ما شیعه که نه ...ولی شما راضی شو
ما را ز محبان شما بنویسند
راضی نشوی که خادمان نامم را
از دفتر نوکران جدا بنویسند
گفتم که پس از مردن من جای دعا
روی کفنم رضا ...رضا ...بنویسند

شاعر : رضا حامی آرانی


ادامه مطلب
[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 8:28 PM ] [ مهدی گلشنی ]

یک روز، صبح زود، ازل بود یا ابد

یک روز، صبح زود، ازل بود یا ابد

فرقی نمی کند، سر این راه نا بلد

پا کردم عقل را و بسی راه، دور شد

نزدیک بود گم کندم کفش بی خرد

یک روز، صبح زود رسیدم که : اَلسلام

یک روز، صبح، جای صنم گفتم : الصمد

عیسی که نیستی پدر تو امام بود

این بار چندم است که گهواره حرف زد؟

ای آب نونهال که یک قطره ی شما

کافیست در شکستن اندام پیر سد

تو آن ستاره ای که تمام منجمان

حتی نکرده اند شبی هم تو را رصد

نام تو چیست؟ کودک موسی؟ نه؟ گــُل ؟ نه ؟ سیب؟

جایت کجاست؟ باغچه ؟ گهواره ؟ یا سبد؟

دریا کنار مرقد تو موج می زند

ماهی و پادشاهی تو حکم جزر و مـَدّ

از یک شروع می شوی و هفت مرتبه

در جلوه می روی بشوی هشتمین عدد

هر کس که می دهد به تو از دور یک سلام

وقت جواب، مضربی از هشت می شود

اینجا فقط توئی و توئی این "توئی " چه خوب!

آنجا منم، منم، منم و این "منم " چه بد!

من قصد کرده ام بروم مشهد الرضا

من قصد کرده ام بروم یا علی مدد

 

حجت الاسلام رضا جعفری


ادامه مطلب
[ جمعه 18 تیر 1395  ] [ 8:27 PM ] [ مهدی گلشنی ]