مشاهیر ایران و جهان

راسخون راسخون راسخون
انجمن ها انجمن ها انجمن ها
گالری تصاویر گالری تصاویر گالری تصاویر
وبلاگ وبلاگ وبلاگ
چندرسانه ای چندرسانه ای چندرسانه ای

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

ميرزا مهدي آشتياني در سال 1306 قمري به دنيا آمد. از همان اوان كودكي آثار هوش و استعداد در وي آشكار بود، طوري كه درسن پنج سالگي به تلاوت كامل قرآن مجيد موفق گرديد.ميرزا مهدي علوم ادبي مانند صرف، نحو، معاني، بياي، بديع و همچنين منطق و مقدمات فلسفه را نزد پدر دانشمند خود فرا گرفت و سپس به درس اساتيد تهران در علوم و معارف مختلف حاضر شد. گروه : علوم انساني رشته : تاريخ و فلسفه والدين و انساب : از پدر و مادري پرهيزگار در ذيقعده سال 1306 قمري ميرزا مهدي پا به عرصه وجود گذاشته شد. پدر و نياكان ميرزا مهدي همه از علماي بزرگ اسلام بوده‏اند. در رأس اين خاندان آيت‏اللّه العظمي حاج ميرزا حسن آشتياني (ره) معروف به ميرزاي آشتياني است. ميرزاي آشتياني به عنوان رئيس علماي تهران در جنبش شكوهمند تحريم تنباكو نقش فوق العاده‏اي را ايفا مي‏كرد. ايشان كه نماينده ميرزاي بزرگ شيرزاي نيز بود در انجام رساندن هدف قيام و رهبري مردم دخالت مستقيم داشت. آن بزرگوار در سال 1319 قمري درگذشت. از شاگردان مبرّز ميرزاي آشتياني، برادرزاده‏اش، مرحوم آيت‏اللّه حاج ميرزا جعفر آشتياني است كه افتخار دامادي استاد را نيز داشته است. او پدر فيلسوف عالي مقام ميرزا مهدي آشتياني مي‏باشد. تحصيلات رسمي و حرفه اي : از همان اوان كودكي آثار هوش و استعداد در وي آشكار بود، طوري كه درسن پنج سالگي به تلاوت كامل قرآن مجيد موفق گرديد.ميرزا مهدي علوم ادبي مانند صرف، نحو، معاني، بياي، بديع و همچنين منطق و مقدمات فلسفه را نزد پدر دانشمند خود فرا گرفت و سپس به درس اساتيد تهران در علوم و معارف مختلف حاضر شد.آشتياني براي آموختن فقه و اصول، نزد بزرگاني همچون آقا شيخ مسيح طالقاني، آخوند ملا عبدالرسول مازندراني، آقا سيد عبدالكريم لاهيجي و شهيد حاج شيخ فضل اللّه نوري زانو زد و نيز رياضي را نزد آقا شيخ عبدالحسين سيبويه، ميرز اغفار خان نجم الدوله، ميرزا جهانبخش منجم بروجردي و آقا شيخ محمد حسين رياضي فرا گرفت. ايشان همچنين طب قديم را از محضر ميرزا محمد حسين حكيم و آقا ميرزا ابوالقاسم نائيني و طب جديد را از ميرزا علي اكبر خان ناظم الاطبا و ميرزا ابوالحسن خان رئيس الاطبا آموخت.ميرزا مهدي با جديت تمام همه علوم و معارف فوق را نزد دانشمندان و بزرگان عصر آموخت و از بسياري اساتيد خود به اخذ اجازه و گواهي‏نامه علمي نائل شد.ايشان اگرچه در فقه و اصول و رياضي و طب صاحب‏نظر و داراي مقامي ارجمند بود، ولي آنچه بيشتر براي او جاذبه داشت گام نهادن در وادي علوم عقلي و فلسفي بود.ميرزا مهدي آشتياني طي سال‏ها تلاش مستمر و كوشش مداوم در حوزه سالخورده نجف و در جوار آستان قدس علوي، مضجع حضرت اميرالمؤمنين (ع) موفق به اخذ اجازه اجتهاد از همه اساتيد خود شد. استادان و مربيان : ميرزا مهدي آشتياني براي آموختن فقه و اصول، نزد بزرگاني همچون آقا شيخ مسيح طالقاني، آخوند ملا عبدالرسول مازندراني، آقا سيد عبدالكريم لاهيجي و شهيد حاج شيخ فضل اللّه نوري زانو زد و نيز رياضي را نزد آقا شيخ عبدالحسين سيبويه، ميرز اغفار خان نجم الدوله، ميرزا جهانبخش منجم بروجردي و آقا شيخ محمد حسين رياضي فرا گرفت. ايشان همچنين طب قديم را از محضر ميرزا محمد حسين حكيم و آقا ميرزا ابوالقاسم نائيني و طب جديد را از ميرزا علي اكبر خان ناظم الاطبا و ميرزا ابوالحسن خان رئيس الاطبا آموخت. از اساتيد وي در مباحث فلسفه مي توان به موارد زير اشاره كرد: سيدالحكمائ آقا ميرزا ابوالحسن جلوه مرحوم آقا ميرزا حسن كرمانشاهي آقا مير شهاب نيريزي ميرزا هاشم اشكوري نام برد. از اساتيد وي در نجف اشرف عبارتند از: آيت الله آخوند خراساني آيت الله سيد محمد كاظم يزدي آيت الله سيد محمد فيروز آبادي آيت الله ميرزا حسن نائيني آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني همسر و فرزندان : همچنين از يادگارهاي ميرزا مهدي آشتياني فرزند دانشمندش، مهندس جلال الدين آشتياني مي‏باشد كه از اساتيد و نويسندگان تواناي كشورمان به شمار مي‏رود. فرزند ديگر ايشان، آقاي ميرزا جعفر آشتياني است. وقايع ميانسالي : در ماه ذيحجه سال 1368 ه . ق در منزل مرحوم آيت‏اللّه حجت (ره) بودم و مرحوم ميرزا مهدي آشتياني در آنجا وارد بودند.مرحوم آيت‏اللّه العظمي بروجردي و آيت‏اللّه سيد محمد تقي خوانساري براي ديدن ايشان آمدند و بعد از تعارفات و تشريفات، آيت‏اللّه حجت به آيت‏اللّه بروجردي گفتند كه آقاي ميرزا مهدي آشتياني مكاشفه عجيبي دارند و مناسب است خودشان نقل كنند. مرحوم آشتياني فرمودند:من مبتلا به يرقان هستم و براي همين مسافرت به خارج هم نموده‏ام ولي علاج نشده است. در سال 1365 ق كه توده‏اي‏ها - نهايت تسلط را در شمال و غرب ايران داشتند - به مشهد مشرف مي‏شدم. در اتوبوس حالم منقلب شد به طوري كه مسافرين و راننده خيال كردند من سكته كرده‏ام. ماشين را متوقف كردند و مرا بيرون آوردند و در آن حال ديدم كه در عرفات هستم و انوار بسياري از آسمان به زمين مي‏آيد و ديدم كه مردم به يك طرف متوجه هستند. پرسيدم چه خبر است؟ گفتند: حضرت رسول (ص) تشريف آورده‏اند. من به آن طرف رفتم و ديدم چهارده خيمه در كنار يكديگر نصب است. خيمه بزرگي بود كه متعلق به حضرت رسول (ص) بود من در آن خيمه مشرف شدم و حضرت را زيارت كردم. خواستم از كسالت خود و حوائج ديگرم بگويم. گفتند: چون زائر فرزندم رضا (ع) هستي برو به خيمه‏ايكه متعلق به اوست. پس من به خيمه آن حضرت شرفياب شدم و سه حاجت خود را اظهار كردم. اول راجع به كسالتم، فرمودند مقدر شده كه اين كسالت با تو باشد تا از دنيا بروي، دوم راجع به فتنه توده‏اي‏ها، فرمودند به همين زودي شر آنها مرتفع خواهد شد و تا شما با قبور و مجالس سوگواري ما ارتباط داريد در امان هستيد و سوم راجع به حاجت شخصي بودكه فرمودند: اين حاجت هم رواست.» زمان و علت فوت : سرانجام بعد از سال‏ها تحقيق و تدريس و عمري سراسر پارسائي مرغ روح ميرزا مهدي آشتياني، عارف فرزانه و فيلسوف و حكيم عالي‏قدر، پس از يك بيماري طولاني در حوالي ساعت ده صبح روز پنجشنبه، سوم ارديبهشت 1332 ش، برابر با نهم شعبان 1372 ق در تهران و در حالي كه مشغول افاضه مطالبي در مسئله «شق القمر» بود و گاه گاه بلند مي‏فرمود: يا رحمن و يا رحيم يا ارحم الراحمين»، به عالم قدس پركشيد و خطه خاك را از انوار آن وجود تابناك محروم ساخت.يكر مطهر آن مرحوم به قم منتقل شد و پس از تشييع با شكوهي، در جوار كريمه اهل‏بيت (ع) ، حضرت فاطمه معصومه (س) ، نزديك مرقد مرحوم آيت‏اللّه حاج شيخ عبدالكريم حائري (ره) در مسجد بالاسر مبارك به خاك سپرده شد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ميرزا مهدي آشتياني حدود 30 سال در مدرسه سپهسالار و مدرسه ميرزا محمدخان قزويني تدريس داشت. معمولاً روزي سه ساعت و گاهي چهار ساعت تدريس مي‏كردند. علامه سيد جلال الدين آشتياني نوشته‏اند:دوازده دوره الهيات شفا و چهار دوره طبيعيات اين كتاب عظيم را تدريس نموده‏اند. تمهيد القواعد را پنج بار و شرح فصوص را تا قبل از سال 1316ش در طول هجده سال، شش دوره و مجلدات اسفار را در دوره‏هاي متوالي درس داده‏اند.»تسلط ايشان به مباني حكمت و عرفان و تبحر در آثار ملاصدرا باعث مي‏شد تا محفل درس او مورد توجه اهل فضل قرار گيرد.علامه سيد جلال‏الدين آشتياني باز نوشته‏اند:«مرحوم استاد آقا ميرزا مهدي سه سال ايام عيد را به مقصد زيارت حضرت معصومه (س) در قم به اين شهر مسافرت كردند ؛ و در سفر اخير مغفور له، حضرت امام خميني درس اسفار خود را تعطيل كردند و فرمودند، آقاي آشتياني در رتبه اساتيد من هستند...» فعاليتهاي آموزشي : ميرزا مهدي آشتياني طي سال‏ها تلاش مستمر و كوشش مداوم در حوزه سالخورده نجف و در جوار آستان قدس علوي، مضجع حضرت اميرالمؤمنين (ع) موفق به اخذ اجازه اجتهاد از همه اساتيد خود شد. ايشان مدتي را نيز در نجف اشرف به تدريس معقول اشتغال يافت و آن گاه به ايران بازگشت. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : ميرزا مهدي آشتياني در اوائل شباب تدريس منظومه مي‏كرد. شاگردان : اگر چه ميرزا مهدي آشتياني به علت مسافرت‏هاي زياد و كسالت طولاني به صورت پيوسته و شايان نمي‏توانست به افاده بپردازد، ولي حوزه درس و محفل بحث او تا اواخر عمر شريفش ادامه داشت و جويندگان معارف ناب از زلال درياي علومش استفاده‏ها بردند. نام برخي از شاگردان زبده وي چنين است:1 - آيت‏اللّه سيد علي سيستاني.2 - آيت‏اللّه ميرزا ابوالحسن شعراني.3 - آيت‏اللّه علامه سيد جلال الدّين آشتياني.4 - آيت‏اللّه دكتر مهدي حائري يزدي.5 - آيت‏اللّه علامه محمد تقي جعفري.6 - آيت‏اللّه آخوند ملا علي همداني.7 - آيت‏اللّه شيخ ابوطالب تجليل تبريزي.8 - آيت‏اللّه شهيد مرتضي مطهري.9 - پرفسور عبدالجواد فلاطوري.10 - استاد بديع الزمان فروزان‏فر.11 - دكتر محمد تقي دانش‏پژوه.12 - دكتر مهدي محقق.13 - دكتر ابراهيم آيتي.14 - دكتر محمد صادقي.15 - دكتر محمد جعفر لنگرودي.16 - دكتر موسي جوان.17 - دكتر سيد صادق گوهرين.18 - حكيم حاج شيخ علي محمد جولستاني.19 - حكيم شيخ محمدرضا رباني تربتي.20 - شيخ عبدالكريم روشنا تهراني.21 - آقا شيخ جعفر خندق آبادي.22 - آقا ميرزا محمد علي اديب تهراني.23 - آقا شيخ علي محقق كاشمري.24 - آقا سيد مهدي لاجوردي كاشاني.25 - آقا سيد هوشنگ ميرمطهري.26 - آقا سيد محمد تقي نقوي.27 - آقا سيد محمد حسين آل طيب شوشتري و بسياري ديگر آرا و گرايشهاي خاص : يكي از ويژگي‏هاي برجسته ميرزا مهدي آشتياني اين بودكه در يك محدوده جغرافيايي نمي‏ماند و مسافرت‏هاي متعددي را به مراكز علم و دانش جهان داشت. او طي سفري به بخارا مدت يك سال در آنجا اقامت گزيد و به تدريس حكمت و فلسفه اسلامي مبادرت ورزيد.بعد از آن به مصر، اسكندريه، برلين، پاريس، رم، هند، بلژيك و ديگر نقاط اروپا مسافرت كرد و با فلاسفه و انديشمندان آن ديار مباحثاتي را انجام داد.ملاقات‏هاي ايشان كه در واقع نماينده فلسفه و عرفان اسلامي بود - در آشنايي فلاسفه غرب با مباني بلند و ژرف فلسفه اسلام و ايران تأثير مطلوبي داشت. ________________________________________ آثار : 1 اساس التوحيد ويژگي اثر : اساس التوحيد، ط تهران، دانشگاه تهران. اين كتاب كه قبلاً با مقدمه آقاي منوچهر صدوقي سُها چاپ شده بود اخيراً با مقدمه و تصحيح آيت‏اللّه سيد جلال الدين آشتياني مجدداً به چاپ رسيده است. 2 ترجمه اسفار اربعه 3 ترجمه‏اي بر اشارات بوعلي‏ 4 تعليقه بر اسفار اربعه 5 تعليقه بر اشارات بوعلي‏ 6 تعليقه بر شفاء بوعلي‏ 7 تعليقه بر فصوص ابن عربي‏ 8 تعليقه بر فصوص فارابي‏ 9 تعليقه بر مصباح الانس 10 تعليقه بر منطق منظومه سبزواري‏ 11 حاشيه بر فرائد الاصول‏ 12 ‏حاشيه بر فرائد الاصول‏تعليقه بر حكمت منظومه سبزواري 13 حاشيه بر كفاية الاصول 14 حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري (ره) 15 رساله در اثبات معراج جسماني‏ 16 رساله‏اي در اثبات معاد جسماني‏ 17 رساله‏اي در جبر و تفويض 18 رساله‏اي در حقيقت كتاب و ميزان به مذاق عرفا، ط تهران، 1352 19 رساله‏اي در شق القمر 20 رساله‏اي در علم اجمالي و طلب و اراده 21 شرح بر مشكلات حافظ 22 شرح حديث عمران صابي‏

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

شهيد محمد على رجايى ، در سال 1312 هجري قمري در شهرستان قزوين متولد شد، تحصيلات ابتدايى را تا اخذ گواهينامه ششم ابتداى در همين شهرستان به انجام رساند. در سن چهار سالگى از وجود داشتن نعمت پدر محروم شد و تحت تكفل مادر مهربان و منيع الطبع قرار گرفت . در سال 1327 به تهران مهاجرت كرد و سال بعد يعنى در 1328 وارد نيروى هوايى شد. در مدت 5 سال خدمت در نيروى هوايى ، دوره متوسطه را با تحصيل شبانه گذراند، سپس در سال 1335 به دانشسراى عالى رفت و به سال 1338 دوره ليسانس خود را در رشته رياضى به پايان برد و به سمت دبير رياضى به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به ترتيب در شهرستانهاى خوانسار، قزوين و تهران به تدريس ، اشتغال ورزيد. شهيد رجائى در مدت تدريس ، هميشه آموزگارى دلسوز، پركار و شايسته بود و ضمن تدريس ، به فرا گرفتن علوم اسلامى و انجام فعاليتهاى سياسى همت مى گماشت . در سال 1340 به عضويت نهضت آزادى در آمد كه منجر به دستگيرى وى (در ارديبهشت 1342) و پنجاه روز زندان شد. پس ‍ آزادى از زندان با شهيد باهنر به سازماندهى مجدد هيات موتلفه پرداخت و براى پرورش افرادى كه بتوانند نبردى مسلحانه را اداره نمايند به اعزام داوطلبانى به جبهه فلسطين دست زد. در همين رابطه و براى تكميل برنامه مزبور (در سال 1350) خود شخصا به خارج از كشور سفر كرد. ابتدا به فرانسه و تركيه رفت و از آنجا عازم سوريه شد. شهيد رجايى همگام با فعاليتهاى سياسى لحظه اى نيز از خدمات فرهنگى غافل نبود از آن جمله تدريس در مدارس كمال و رفاه ، همكارى با بنياد رفاه و تعاون اسلامى با همكارى شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتى و شهيد دكتر باهنر و آيت الله هاشمى رفسنجانى . ايشان با نهايت شجاعت و شهامت مدت دو سال ، در زندانهاى انفرادى رژيم پهلوى انواع و اقسام شكنجه ها را تحمل نمود و چون كوهى استوار مقاومت كرد. در اثر اين مقاومتها او را به زندان قصر و سپس به اوين فرستادند. او در زندان به ماهيت واقعى منافقين پى برد و از آنها تبرى جست . دوران زندان مجموعا چهار سال به درازا كشيد و شهيد رجائى در سال 1357 با اوج گيرى انقلاب اسلامى همراه ديگر زندانيان سياسى آزاد شد و بلافاصله وارد مبارزات سياسى و فرهنگى گرديد و به اتفاق عده اى از همكارانش براى بسيج و سازماندهى مبارزات مخفى معلمان مسلمان ، تلاش گسترده اى را آغاز كرد و موفق به ايجاد انجمن اسلامى معلمان شد. او در راه پيماييهاى عظيم سال 1357 مخلصانه و با تمام توان كوشيد و نقش ‍ موثرى در فعاليتهاى تبليغاتى آنها داشت . شهيد رجائى پس از پيروزى انقلاب اسلامى و در سال 1358، مسئوليت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و در زمان وزارت خود موفق به دولتى كردن كليه مدارس شد. سپس به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى انتخاب گرديد و به دنبال تمايل مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 18/5/1359 به عنوان اولين نخست وزير جمهورى اسلامى ايران به مجلس معرفى و با راى قاطع به نخست وزيرى انتخاب شد. شهيد رجائى در اين مسئوليت خطير، على رغم اين كه به فاصله بسيار كوتاهى با توطئه عظيم استكبار جهانى در ايجاد جنگ تحميلى از سوى رژيم صدام روبرو شد و همچنين كارشكنى هاى بنى صدر و متحدانش و خرابكاريهاى منافقين و ساواكيها را در پيش رو داشت ، اما توانست به بهترين وجه از عهده انجام وظايف و مسئوليتهاى سنگين خود بر آيد. به دنبال عزل بنى صدر از رياست جمهورى ، شهيد رجائى با راى اكثريت مردم محرومى كه شاهد تلاشهاى صادقانه ((اين فرزند صديق ملت و مقلد با وفاى امام ((ره )) بودند به رياست جمهورى انتخاب شد. دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامى كه توان تحمل وجود اين مايه اميد مستضعفان و عنصر ارزشمند و دلسوز را نداشتند در هشتم شهريور ماه 1360 او را به همراه يار قديمى اش شهيد باهنر در انفجار دفتر نخست وزيرى به شهادت رساندند.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

زندگینامه: در سال 1304 در تهران متولد شد فرزند برومند «دكتر محمود افشار» تربيت‌يافته خاندان ادب و سياست است. تحصيلات خود را در رشته حقوق به پايان رسانيد و دورة دكتري را نيز ديده است. افشار از ذخاير ادبي و علمي كشور شمرده مي‌شود و در فن كتاب‌شناسي و كتابداري بي‌مانند است. زبان انگليسي را خوب مي‌داند و زبان فرانسه را از آن بهتر. ده سال كتابدار دانشكده حقوق بود و سپس رئيس كتابخانه دانش‌سراي عالي شد. يك سال نيز رياست كتابخانه ملي را بر عهده داشت و چهار سال هم رئيس اداره كل انتشارات دانشگاه بود. افشار به سال 1331 با همكاري چهار تن از دوستان خود، انتشار نشريه گرانقدر «فرهنگ ايران زمين» را آغاز كرد و از سال 1327 مديريت مجله راهنماي كتاب را به عهده داشت. وي به دعوت دانشگاه هاروارد آمريكا يك سال در آن كشور مقيم بوده و به كار مرتب كردن كتابهاي السنه شرقي آن دانشگاه معتبر اشتغال داشته است و نيز براي امور مربوط به كتاب و كتابداري سفرهايي به كشورهاي مختلف داشته است. آثار: 1ـ فردوس المرشديد 2‌ـ تاريخ كاشان 3ـ تاريخ يزد 4ـ جامع مفيدي 5ـ مالك و ممالك 6‌ـ قنديه 7ـ حالت و سخنان ابوسعيد 8 ـ آغاز و انجام از نصرالدين طوسي 9ـ رساله عشق از صفي‌الدين نجاري 10ـ عرض سپاه 11‌ـ بيان الصناعت 12- تاريخ كبير از جعفري 13-يادداشت قزويني در 6 ج، 14‌ـ نثر فارسي معاصر 15‌ـ ميرزا تقي خان امير‌كبير 16‌ـ فرهنگ ايران زمين در 9 جلد 17ـ راهنماي كتاب در 5 جلد 18‌ـ مهر جلد هشتم 19 ـ كتابهاي ماه در 3 ج.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

مبدع روش آموزش ناشنوايان در ايران و پايه‌گذار آموزش و پرورش پيش از دبستان و از پيشگامان فرهنگ و ادبيات كودكان. او در 1264ش در ايروان، از ايالات قفقاز، به دنيا آمد. پدر و جد وي از اهالي تبريز بودند. پدرش قناد، معمار و مجسمه‌ساز بود و در نقل داستانهاي كهن و اشعار شاهنامه تبحر داشت. مادربزرگش، بنفشه، زني باكفايت، طبيب محل و شاعر بود. اين دو نقش مهمي در پرورش استعدادهاي هنري و خلاقيت جبار داشتند. تحصيلات جبار به شيوة سنتي و مكتبخانه‌اي بود. او در پانزده سالگي مجبور به ترك تحصيل شد و به حرفه‌هاي پدرش روي آورد. در 1284ش، به دليل درگيريهاي مذهبي، به زندان افتاد. در آنجا، هفته‌نامة ملانهيب و سپس ملاباشي را مي‌نوشت و مصور مي‌كرد و به كمك همزنجير و همبندش براي فروش به خارج از زندان مي‌فرستاد. زندان در افكار و معتقدات او تغييرات بنيادي پديد آورد و از آن پس، با عشق به آرمان صلح و انساندوستي، فعالانه وارد زندگي فرهنگي و اجتماعي شد. باغچه‌بان تعليم و تربيت زنان و كودكان را مهم مي‌شمرد و به رغم مخاطرات موجود، پنهاني به تدريس سرِخانة دختران مي‌پرداخت. از اولين آثار او براي كودكان داستانهاي منظوم « قيزيللي ياپراق» (برگ زراندود) و «بايرامچيليق» (مژده‌رساني عيد) است. اين آثار، با نام جبار عسكرزاده، متخلص به عاجز، در 1290ش در ايروان چاپ شد. وي، در همين اوان، با نوشتن مقالات و سرودن اشعار، همكاري خود را با روزنامة فكاهي ملانصرالدين آغار كرد و در 1291ش به نشر هفته‌نامة فكاهي لك‌لك در ايروان پرداخت. با آغاز جنگ بين‌الملل اول و كشمكشهاي خونين ميان مسلمانان و ارامنه، ناگزير به تركيه مهاجرت كرد. در آنجا، ابتدا تحويلدار و سپس فرماندار شهر ايگدير شد؛ ولي چندي بعد ناگزير به قفقاز بازگشت. وي در 1297ش، در شهر نوراشين، از توابع ايالت ايروان، مدرسه‌اي تأسيس كرد كه به علت آشفتگي اوضاع دير نپاييد. در 1298ش، بر اثر شدت گرفتن خونريزيها در قفقاز، با خانوادة خود به ايران آمد. باغچه‌بان خدمات فرهنگي خود را، به عنوان معلم كلاس اول، در مدرسة احمدية مرند آغاز كرد و ديري نگذشت كه نحوة كار وي و پيشرفت شاگردانش جلب توجه نمود. اولين اثر او در ايران نمايشنامة «خرخر» است كه براي شاگردانش نوشت و در مدرسه اجرا كرد. در ايران زمان، امتياز تأسيس يك دبستان دخترانه را گرفت؛ ولي، به سبب مخالفتهاي متعصبان، موفق به افتتاح آن نشد. در 1299ش، به جهت حسن شهرتش، بنا به دعوت رئيس فرهنگ آذربايجان، به تبريز رفت و در آنجا به كار خود ادامه داد. در اين زمان، با روش تازة خويش نوشتن كتاب اول را براي كودكان آغاز نهاد. باغچه‌بان براي تدريس مواد گوناگون درسي، وسايل سمعي و بصري ساخت و كتاب الفباي آسان را براي تدريس فارسي به ترك‌زبانان بزرگسال نوشت. وي، با همكاري همسر و همكارش، صفيه ميربابايي، به تدريس دختران در كلاسهاي مخصوص نيز موفق شد. وي، در اين زمان، «جمعيت حمايت معلمين» و «جمعيت تئاتر» را تأسيس كرد و نمايشنامه‌هاي انتقادي، از جمله حيات معلمين و اِركَك خالاقيزي(خاله‌قزيِ‌نَر)، را نوشت. باغچه‌بان در 1303ش، بنا به پيشنهاد رئيس فرهنگ آذربايجان، كودكستاني به نام «باغچة اطفال» در تبريز تأسيس كرد و نام خانوادگي خود را از عسكرزاده به باغچه‌بان تغيير داد. وي، براي كودكان، بازيها و كاردستيهاي جديد و تزئينات و صورتكهاي گوناگون ساخت و شعر، سرود و نمايشنامه نوشت، و به ياري همسرش، كه با موسيقي آشنا بود، در كودكستان نمايشهاي آهنگين اجرا كرد. در1305، با توجه به حالات يك كودك ناشنوا در «باغچة اطفال» به فكر تدريس به ناشنوايان افتاد و كار تدريس به كر و لالها را با سه پسر ناشنوا آغاز كرد. باغچه‌بان در آموزش ناشنوايان هيچگونه تجربه قبلي يا دسترسي به كتاب و مقالاتي در اين باره نداشت. او، در پرتو تجربة شخصي، به نقش مهم حس‌ باصره و لامسه در آموزش زبان به ناشنوايان پي برد. صداهاي زبان فارسي را به دو دستة حنجره‌اي(آوايي) و تنفسي(بي‌آوا) و هر يك از اين دو گروه را به ممتد و غير ممتد تقسيم كرد. وي «الفباي دستي گويا» را، كه در نوع خود در جهان بي‌نظير است، بر پايه ويژگي صداها و شكل حرفها ابداع كرد. در اين الفبا، بر خلاف بعضي الفباهاي دستي ديگر، از يك دست استفاده مي‌شود. اين نشانهاي دستي، ضمن اينكه كمك به لبخواني است، وسيله‌اي براي تعليم و اصلاح تلفظ نيز هست. باغچه‌بان، به‌رغم خدمات فرهنگيش، مجبور به ترك تبريز شد و در1306 به دعوت رئيس فرهنگ فارس به شيراز رفت. در همان سال، «كودكستان شيراز» را تأسيس كرد و به نوشتن شعر، چيستان و نمايشنامه‌هاي گوناگون پرداخت كه، از آن ميان، مجموعه شعر زندگي كودكان و نمايشنامة گرگ و چوپان را در1308و نمايشنامة پيروترب‌ و خانم‌خزوك را در 1311خود مصور و چاپ كرد و وسايل و بازيهاي گوناگوني براي پرورش حافظه، حواس و اندامهاي تكلم ساخت. برنامة كودكستانش شامل ورزش، گردش در كوه و صحرا، تمرين رختشويي، تعليم بنايي و خشت‌زني و مجسمه سازي و كار بافتني و آداب معاشرت و غيره بود. در همين زمان، كار تئاتر را نيز ادامه داد و با همكاري نصرالله شادروان، چندين نمايشنامة انتقادي به صحنه آورد. از اين رو مي‌توان گفت كه در دهة اول قرن چهاردهم در كشور ما از نظر آغاز آموزش و پرورش ابتدايي و آموزش كودكان استثنائي و ايجاد فرهنگ و ادبيات كودكان برجستگي چشمگيري داشته‌است. در پايان 1311، باغچه‌بان به تهران آمد. او قصد داشت مؤسسه‌اي براي پژوهشهاي روانشناسي و تربيتي تأسيس كند كه به دليل نداشتن پشتيباني مادي و معنوي از آن منصرف شد. در اين ايام، ناگزير مدت كوتاهي در يك كارخانة سيگارپيچي مشغول كار شد. در آذر 1312، باغچه‌بان، با چاپ اعلاني در روزنامة اطلاعات دربارة آموزش ناشنوايان، اولين كلاس ناشنوايان را، در مطب دوستش، با يك شاگرد، داير كرد. تعداد شاگردان به تدريج به پنج نفر افزايش يافت. در پايان سال تحصيلي، وزارت فرهنگ، با احساس رضايت از نتيجة آموزش ناشنوايان، ماهانه‌اي به مبلغ چهل تومان براي دبستان مقرر داشت و «دبستان كر و لالها» رسماً آغاز به كار كرد. در همان سال، باغچه‌بان تلفن گنگ يا سمعك استخواني را اختراع كرد و به ثبت رسانيد. اين سمعك وسيلة انتقال صوت از طريق دندان به مركز شنوايي است. در 1314، وزارت فرهنگ «دستور تعليم الفباي» او را منتشر كرد كه امروز نيز از روش پيشنهادي در آن («روش باغچه‌بان») در كلاسهاي دبستاني و بزرگسالان استفاده مي‌شود. در 1322، با كمك افراد خيّر، «جمعيت حمايت كودكان كر و لال كور» را در تهران تأسيس كرد كه در تير 1323 به ثبت رسيد و بعدها كلمة كور از عنوان آن حذف‌شد. در بهمن همين سال، ماهنامة زبان را منتشر كرد و در آن روش تازة خويش را در اختيار آموزگاران كلاس اول گذاشت. كتابهاي اول دبستان و كتاب سرباز را، با روش تازه، در همين سال منتشر كرد. در اسفند 1328، اساسنامه و برنامة كامل و دقيق تحصيلات پنجسالة ناشنوايان براي آموزش زبان و حرفه، روش شفاهي توأم با الفباي دستي گويا، به كوشش باغچه‌بان، تهيه و به تصويب رسيد. او، در1330، «كانون كر و لالها» را پايه‌گذاري كرد. در 1332، نخستين كلاس تربيت معلم ناشنوايان را، با همكاري دانشسراي مقدماتي، در آموزشگاه خود تأسيس كرد و بدين ترتيب، اولين گام در تربيت رسمي معلمان كودكان استثنائي برداشته‌شد. در 1343، كتاب حساب را براي كودكان ناشنوا و روش آموزش كر و لالها را براي آموزگاران نوشت. در كتاب اخير، ضمن توضيح صداهاي زبان فارسي و روش آموزش تلفظ و لبخواني، اصول‌ «زبان مصور» را به تفصيل شرح داده است. زبان مصور مجموعة علايم بصري است كه با استفاده از آن مي‌توان ساختار زبان را به ناشنوايان آموخت. در همين زمان، «گاهنامه»، وسيله‌اي بصري براي آموختن چگونگي بلند و كوتاه شدن روزها، را ساخت. آموزشگاه باغچه‌بان، در زمان حيات وي، از هر نظر گسترده و مجهز شد. با اجراي برنامة تربيت معلم ناشنوايان، مدارس و كلاسهاي ويژه و هنرستانها و كلاسهاي بزرگسالان(اكابر) و باشگاهها و مراكز پژوهشي و خدمات ويژه، از جمله دوره‌هاي تربيت رابط ناشنوايان در تهران و شهرستانها تأسيس شد و ناشنوايان به مراكز آموزش عالي راه‌يافتند. باغچه‌بان در اواخر عمر، «جمعيت سلام» يا «گراميداشت» را با نيت تشويق مردم به تجليل از نيكوكاران در زمان حياتشان، تأسيس كرد و جزوة «آدمي اصيل» را در اين باره منتشر ساخت. از كتابهاي شعر و نمايشنامه و داستانهاي كودكانة‌ باغچه‌بان به زبان فارسي نُه اثر به چاپ رسيده‌است. از جمله آثار چاپ نشدة او در اين حوزه نمايشنامة آهنگين مجادلة دو پري است. همچنين در روشهاي تدريس خواندن و نوشتن و آموزش ناشنوايان، سيزده اثر از وي منتشر شده‌است. آثار او به زبان تركي بالغ بر دوازده كتاب است كه از آن ميان، ترجمة رباعيات خيام، به نام رباعيات آذري خيام، ارزش خاصي دارد. رباعيات باغچه‌بان، كه در 1337 به چاپ رسيد، آيينة افكار و فلسفة زندگي اوست. باغچه‌بان در 4 آذر 1345 درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

كیومرث صابری فومنی در سال 1321 در یكی از روستاهای صومعه‌سرا در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود. پدرش كارمند جزء اداره دارایی و مادرش از سادات ترك‌نسب و از معدود زنان باسواد روستا بود كه بعد از فوت پدر به مكتب‌داری پرداخت. كیومرث در كنار شاگردی دكان خیاطی، تحصیل را ادامه داد و در 18 سالگی در روستای كسما معلم شد. وی در سال 1340 در كنكور رشته سیاسی دانشكده حقوق تهران قبول شد و در سال 1345 شعرهایش در مجله توفیق با امضای “گردن‌شكسته‌ی فومنی” چاپ می‌شد. البته اولین نوشته‌هایش در سال‌های 1336 تا 1339 در مجله امید ایران به چاپ رسیده بود. گشایش ستون “دوكلمه حرف حساب” در روزنامه اطلاعات و طنز جسورانه او نام « گل‌آقا » را بر سر زبان‌ها انداخت. سفر او به حج در سال 1363 و نوشتن ستونی طنز با عنوان داستان‌های جعفرآقا در خبرنامه این سفر، او را پس از بازگشت از حج، به كار كردن روی طرح این ستون واداشت كه درنهایت 23 دی‌ماه سال 63 عنوان “دو كلمه حرف حساب”‌و نام مستعار “گل‌آقا” را برای خود برگزید و طنزهایش را در روزنامه اطلاعات به چاپ رساند. طنز سیاسی كه تقریبا از سال 59 به این سو تعطیل شده بود، با شكل‌گیری این ستون طنز دوباره احیا شد. ابوالفضل زرویی نصرآباد - طنز نویس - درباره طنز گل‌آقا معتقد است: در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب به‌خاطر شروع جنگ و مسائلی از این دست طنزپردازان بیشتر سعی می‌كردند به مسائل غیر سیاسی بپردازند و مردم به دلیل دغدغه‌های معیشتی حوصله طنز خواندن نداشتند و كسی هم جرأت نزدیك شدن به طنز سیاسی را نداشت. در این دوره بروز و ظهور قلمی به اسم گل‌آقا بین مردم شادمانی زیادی را ایجاد كرد؛ زیرا آنها شاهد نوعی نگارش طنز بودند كه تا حالا تجربه نكرده بودند؛ آن هم طنزهای بسیار محكم سیاسی با رویكردی عامه‌فهم و پر گوشه و كنایه كه با روحیه هر ایرانی موافق بود. خود وی در جایی عنوان كرده بود كه ما با كسی جنگ و دعوا نداریم؛ هر كسی، مقامی، رییسی،‌ مدیر كلی، معاونی، وزیری كه مایل نیست درباره‌اش مطالبی بنویسیم، البته كتبا به ما بنویسد و ما نوشته‌شان را روی چشم می‌گذاریم؛ منتهای مراتب كار خودمان را می‌كنیم و شرط كار هم همین است كه هر كس كار خودش را بكند و حالا حالاها میل به كشك ساییدن هم نداریم؛ زیرا كه آمده‌ایم بمانیم. طنز فومنی اغلب به انتقاد از مسؤولان، مشكلات معیشتی مردم و واگویی مشكلات اقتصادی بود. گیتی صفرزاده - سردبیر ماهنامه گل‌آقا - طنز فومنی را عاری از كینه، نفرت و تهمت و همراه با مهربانی دانست كه قصد ترمیم داشت. فومنی صابری در سال 58 به اولین مسؤولیت دولتی خود یعنی مدیر كلی دفتر آموزش بازرگانی و حرفه‌یی وزارت آموزش و پرورش رسید كه با سرآمدن دوره دولت موقت، دوره مدیر كلی او هم به سر رسید؛ اما هنگامی كه دوست صمیمی او یعنی شهید رجایی به نخست وزیری و ریاست جمهوری رسید، صابری به مشاورت فرهنگی نخست وزیر و رییس جمهور منصوب شد؛ ولی شوق نوشتن و قلم، بر قدرت سیاسی پیروز شد و در سال 62 از مشاغل سیاسی كناره گرفت. او می‌گفت: به هیچ جناحی وابسته نیستم و سعی می‌كنم با مردم و انقلاب به صداقت رفتار كنم؛ اینها و بسیاری از مسائل دیگر موجب می‌شود تا با همان لحن محكمی انتقاد كنم كه یك موافق حمایت و جانبداری می‌كند. با این همه من هم از تیر اتهام جان سالم به در نبرده‌ام؛ بارها به مقابله با من برخاسته‌اند، اما من كار خود را كرده‌ام. زرویی نصرآباد نیز به این جنبه شخصیت صابری فومنی تأكید دارد و پایبندی وی به اخلاقیات را در كلام و نوشتار از خصوصیات بارز گل‌آقا می‌داند. مؤسسه فرهنگی گل‌آقا علاوه بر انتشار هفته‌نامه گل‌آقا، نشریات بچه‌ها گل‌آقا و ماهنامه گل‌آقا را نیز منتشر می‌كرد كه صابری فومنی شعرهای طنز و كاریكاتورهای مجموعه‌های منشتر شده را به‌صورت كتابهایی منتشر كرده بود. وی همچنین چهار جلد از دو كلمه حرف حساب را به‌صورت كتابی درآورده بود. اولین شماره هفته‌نامه گل‌آقا در 23 دی 69 منتشر و آخرین شماره آن در سیزدهمین سال انتشار در سال 81، پس از آن دیگر منتشر نشد و صابری فومنی بنا به علتی اعلام نكرده، انتشار این نشریه را متوقف كرد. او قول داده بود عاقبت روزی دلیل تعطیل كردن هفته‌نامه را به شرطی كه عمری باقی بود، بگوید كه اجل به او مهلت این كار را نداد. شعرهای طنز صابری برای بچه‌ها كه با شعرهای او بزرگ شدند و بزرگسالان كه با شعرهایش زیستند، همیشه باقی بوده و خواهد ماند. وی هر چند مدت، مجموعه‌ای از مطالب یا كاریكاتورهای منتشرشده در گل‌آقا را در قالب كتاب یا سالنما منتشر می‌كرد. روحش شاد

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

كارشناس فن چاپ. تولد: 1274، تهران. درگذشت: 1373، تهران. سید عبدالله سیار، فرزند عباسقلى‏خان، پس از تحصیلات مقدماتى وارد دارالفنون گردید و در سال 1296 دوره‏ى آن مدرسه را به پایان رسانید. سپس وارد خدمات فرهنگى شد و مأمور خراسان شد. بالاخره وارد وزارت پست و تلگراف شد و به خدمت مشغول شد. وى از نخستین اعضاى انجمن ادبى مشهد بود و مقاله‏اى درباره‏ى تاریخچه‏ى تشكیل آنجا نوشت كه در نامواره‏ى دكتر محمود افشار به چاپ رسید. از آثار اوست: اسرار مانیتیسم (1307، این كتاب در سال 1362 با عنوانى شبیه به همین عنوان- مانیه‏تیسم- به چاپ رسیده است)؛ مغناطیس شخصى؛ هیپنوتیسم و تربیت نفس؛ قواى مخفیه اسرار و شگفتیهاى وجود انسان (1362)؛ ارواح؛ وجود و بقاى روح (تهران، 1367)؛ حل المسائل هزار و یك مسئله‏ى حساب و هندسه (1311)؛ هزار و یك مسئله‏ى حساب و هندسه (1318)؛ هفتصد مسائل حساب و هندسه (1311). سید عبدالله سیار به سبب سكته‏ى قلبى در تهران درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

مترجم، مؤلف. تولد: 1268، تهران. درگذشت: 12 اردیبهشت 1361. محمد سعیدى، فرزند محمدعلى، تحصلات مقدماتى را در مدرسه‏ى تربیت و سپس زبان و ادبیات انگلیسى را در كالج آمریكایى تهران و علوم قدیمه را نزد استادان فن آموخت. نخستین مقاله‏هاى او در روزنامه‏ى «شفق سرخ» چاپ شد. در مجله‏هاى «آینده» و «مهر» و غیره مقاله مى‏نوشت. مدت سه سال مجله «راه نو» را انتشار داد و مدتى نیز بر انتشار مجله «ایران آباد» نظارت داشته است. به سمتهاى سناتورى، كفالت وزارت راه، معاونت نخست وزیر و سرپرستى انتشارات و رادیو رسید. علاوه بر مقاله‏هاى وى در مطبوعات، آثارى را ترجمه كرده است. از جمله ترجمه‏هاى او است: آخرین روز یك محكوم (ویكتور هوگو، 1306)؛ اخلاق روجى (ساموئل اسمایلز، 1308)؛ انسان در تكاپوى تمدن (اوین پالو، 1335، این كتاب به این نام نیز منتشر شده است: تاریخ جهان یا انسان در تكاپوى تمدن)؛ ایفى ژنى (گوته)؛ بادبزن خانم و بندر مرسالومه؛ اهمیت ارنست بودن (اسكار وایلد، 1336)؛ تاریخ عرب (فیلیپ حتى، 1336)؛ جنگ‏هاى ایران و روم (پروكوپیوس، 1311)؛ چهار نمایشنامه- الكترا؛ زنان تراخیس؛ فیلوكتتس؛ آژاكس- (سوفوكل، 1335)؛ خطابه‏ى ویكتور هوگو بر سر قبر ولتر (1333)؛ خلیج فارس از قدیمى‏ترین ازمنه تا قرن بیستم میلادى (سرهنگ سرآرنولد ویلسون، 1310)؛ راز آفرینش انسان (ا. گریسى موریس، 1334)؛ زیر درختان زیرفون (آلفونس كار، 1335)؛ سه نمایشنامه- اودیپوس شاه، اودیپوس در كولولوس، آنتى‏گون (سوفوكل، 1334)؛ فروید، شرح حال (استفان تسوایك، ترجمه به نام مستعار)؛ كریستف كلمب (ساموئل الیوت وریس، 1338)؛ لردكرزن (1322)؛ ماكدولین یا در سایه‏ى درختان زیرفون (ترجمه از عربى متن آلفونس كار، 1306)؛ مقالات اجتماعى (آرتور بریزیان، 1322)؛ هلن، هیپولیت، ارنست، ایون (اوریپید، 1338)؛ سالومه و هلن؛ و آثار دیگرى از ترى‏پید و افلاطون. از جمله تألیفات وى مى‏توان به این دو عنوان اشاره نمود: امیر كبیر (1335)؛ خاطرات سفر آمریكا (1336). وى به دریافت نشان همایون و چندین نشان دیگر نایل آمده است. (تو 1286 ش)، نویسنده، روزنامه‏نگار و مترجم. در تهران متولد شد. زبان و ادبیات انگلیسى را در كالج آمریكایى تهران و علوم قدیمى را در نزد استادان فن آموخت. نویسندگى را با نخستین مقالات در روزنامه‏ى «شفق سرخ» شروع كرد. و با آن كه به كار سیاست مى‏پرداخت اما از مطالعه و تحقیق غافل نبود. از جمله مشاغل سیاسى وى معاونت وزارت راه و سرپرستى اداره‏ى تبلیغات و معاونت نخست‏وزیرى بود. وى چند سالى نیز مدیریت مجله «راه نو» را داشت. از آثار وى، ترجمه‏ها: «آخرین روز یك محكوم»؛ «اخلاق روحى»؛ «تاریخ عرب»؛ «امیر كبیر»؛ «راز آفرینش انسان»؛ «مقالات اجتماعى».[1] در 1280 در تهران تولد یافت. پس از انجام تحصیلات مقدماتى در مدرسه‏ى ادب وارد كالج آمریكائى‏ها شد و دوره‏ى آنجا را به اتمام رسانید. سپس به مدرسه‏ى سن‏لوئى رفت و دوره‏ى آنجا را نیز پایان داد. خدمات ادارى خود را از وزارت فوائد عامه شروع كرد و سرانجام در وزارت راه به مقامات بلند رسید. مدتى معاون وزارت راه و زمانى سرپرست آن وزارتخانه بود. مدتى نیز نه چندان طولانى ریاست اداره كل انتشارات و تبلیغات و معاونت نخست‏وزیرى را در نخست‏وزیرى سپهبد زاهدى عهده‏دار گردید. در سال 1342 به سناتورى تهران رسید و مجموعا سه دوره‏ى چهارساله در مجلس اعیان عضویت داشت. در 1354 به مجلس سنا راه پیدا نكرد و به معاونت شریف امامى در بنیاد پهلوى منصوب شد. سعیدى نویسنده‏اى محقق و مترجمى دقیق و پركار و نكته‏سنج بود. آثار زیادى از او چاپ و انتشار یافته است. از جمله كتابهاى خلیج‏فارس، جنگهاى ایران و روم، تاریخ عرب، سفرنامه‏ى آمریكا و بالاخره شعله‏هاى نبوغ را مى‏توان نام برد كه با قلمى شیوا و روان ترجمه شده است. وى مدتى مجله‏ى راه نو را انتشار مى‏داد كه از مجلات معتبر و خواندنى زمان خود بود. از نوجوانى در زمینه‏هاى ادبى و تاریخى با مطبوعات همكار داشت. در 1365 در آمریكا درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

سید على اكبر بن السید الجلیل السید رضى برقعى از علماء فضلاء و نویسندگان ادباء معاصر تهران است. وى در شب یازدهم ماه مبارك رمضان سال یكهزار و سیصد و هفده قمرى ه در شهرستان دینى و دارالعلم والایمان قم دیده بجهان گشوده و در مكتب قدیم الفباء را آموخته سپس به تركیب كلمات فارسى كه تركیبى از زبان فارسى و عربى بود چنانكه هم هست پرداخته و از آن پس به فراگرفتن علوم ادبیه و فقه و اصول و منطق و كلام و فلسفه و هیئت همت گماشته و از علوم جدید كه در ایران تازه پا مى‏نهاد طرفى بسته است. اساتید معظم له در رشته‏هاى مختلف غیر از اساتید علوم ادبى بدین نامها مى‏باشند. 1- عالم جلیل و فقیه نبیه آیت‏اللَّه حاج میرزا محمد معروف به ارباب كه علاوه بر معلومات عقلى و نقلى محضرى دوست داشتنى و بیانى دلنشین داشت. 2- عالم اصولى خبیر آقاى شیخ ابوالقاسم معروف بصغیر 3- عالم بسیار مدقق و متفكر آقاى آقا شیخ ابوالقاسم كبیر 4- فاضل فكور كه هم ادیب بود و هم فقیه آقاى شیخ حسن فاضل 5- فقیه متبحر و اصولى محقق آیت‏اللَّه حاج شیخ عبدالكریم حایرى یزدى (موسس حوزه علمیه قم) كه 15 سال در حلقات درس ایشان شركت نموده و استفاده كرده است. 6- آیةاللَّه حاج میرزا حسین نائینى كه حقیقتا احاطه عجیبى به چندین علم داشت. 7- آیت‏اللَّه العظمى آقا سید ابوالحسن اصفهانى (البته از این دو بزرگوار فقط در موقع توقفشان در قم كه بعنوان تبعید بسر مى‏بردند استفاده نموده است) 8- در منطق و فلسفه و هیئت استاد یگانه و حكیم فرزانه آقا میرزا على‏اكبر حكمى یزدى. مشایخ اجازات ایشان چهار نفرند. 1- مرحوم آیت‏اللَّه حاج میرزا محمد ارباب كه در سال 1337 قمرى مرقوم داشته‏اند. 2- مرحوم ثقةالاسلام محدث جلیل حاج شیخ عباس قمى در سال 1342 قمرى نوشته‏اند. 3- مرحوم آیةاللَّه آقا میرزا محمد تهرانى سامرائى در سال 1352 قمرى نوشته‏اند. 4- مرحوم علامه تهرانى آقا شیخ محسن معروف به آقا بزرگ تهرانى صاحب الذریعه كه در تاریخ مزبور مرقوم داشته‏اند. آثار و تألیفات ارزنده‏ى ایشان كه بطبع رسیده است باین شرح است: 1- راهنماى دانشوران در ضبط و تقیید نامها و نسبتها در سه مجلد. 2- كاخ دلاویز در تاریخ شریف رضى. 3- كانون احساسات در رستاخیز شگفت‏انگیز امام حسین علیه‏السلام. 4- مهر تابان در سیرت مولاى متقیان امیر مؤمنان علیه‏السلام 5- جلوه حق 6- تذكره مبتكران در بنیان گذاران علوم و فنون. 7- بامداد روشن در اسرار صلح امام حسن. 8- راهنماى دینداران پیرامون چندین بحث جالب دینى. 9- درج گهر در متن سخنان كوتاه پیغمبر و ترجمه فارسى آن. 10- راهنماى قم در تاریخ قم و تاریخ اماكن مقدسه. 11- چرا از مرگ بترسم، پیرامون واقعیت مرگ و اثبات روح 12- ترجمه كتاب الشیعه و فنون الاسلام تألیف علامه سید حسن صدر. بنام شیعه یا بنیان‏گذاران فنون و علوم اسلام. 13- مقالات بسیار در موضوع‏هاى مختلف. و اما آنچه را كه تاكنون بطبع نرسیده است بسیار و از آنها كتب زیر است: 1- هدایا العقول فى الحكم المأثوره عن العتره و الرسول. این كتاب را بفارسى ترجمه نموده بنام گنجینه‏ى حكمت. 2- كتاب الروض المنى در دو مجلد فى الحكمه و الادب. 3- كتاب السراج الوهاج فى اسرار المعراج بعربى. 4- رساله الناهیه عن الفحشاء در اسرار نماز بعربى 5- رهبر دانشوران در شناخته شدگان بكنیه و لقب و ترجمه خطبه حضرت فاطمه علیهاالسلام و شرح آن و نام این كتاب جزو تالیفاتشان در پشت جلد كتاب كاخ دلاویز مذكور است. (1366 -1278 ش)، فقیه، نویسنده و شاعر، متخلص به كاشف. در شهر قم متولد شد. وى نسبتش به موسى مبرقع، فرزند امام محمد تقى (ع)، مى‏رسد. آموزش مقدماتى را در مكتب فراگرفت و از آن پس به تحصیل علوم عربى، دینى و ادبى پرداخت. از بزرگترین استادان وى در رشته‏هاى مختلف، مى‏توان از حاج میرزا حسین نایینى و آقا سید ابوالحسن اصفهانى و حاج شیخ عبدالكریم حایرى یزدى نام برد. برقعى نزد آقا میرزا على اكبر حكمى یزدى منطق، فلسفه و هیئت را فراگرفت. آیت الله ارباب و محدث قمى و شیخ آقا بزرگ تهرانى از مشایخ اجازه‏ى وى بودند. برقعى مشاور آیت الله حایرى در برخى از مسائل حوزه‏ى علمیه‏ى قم بود. او در سال 1313 ش یك دبستان و در سال 1315 ش یك دبیرستان در قم بنا كرد. وى به منظور شركت در كنگره‏ى جهانى صلح به پاریس و وین دعوت شد و در آنجا سخنرانى كرد كه پس از بازگشت به ایران، به شیراز و بعد به یزد تبعید شد. از اشعار وى تنها دو هزار بیت باقى مانده است. از آثار او مى‏توان از «راهنماى دانشوران» در سه مجلد؛ «جلوه‏ى حق» و «مهر تابان»، در سیرت امیرالمؤمنین (ع)؛ «كاخ دلاویز»، در تاریخ شریف رضى؛ «تذكره‏ى مبتكران»؛ «درج گهر»، در سخنان سید بشر؛ «كانون احساسات»، پیرامون جنبش امام حسین (ع)؛ «بامداد روشن»، در اسرار صلح امام حسن (ع)؛ «چرا از مرگ بترسم»، پیرامون واقعیت مرگ؛ «هدایا العقول»؛ «تبصره‏ى معلمان»، در نحو؛ «السراج الوهاج»؛ «روض المنى فى المختار من قصار الكلمات امیرالمؤمنین (ع)»؛ «سیاست‏نامه حضرت على (ع)»؛ «راهنماى قم»؛ «دیوان» شعر نام برد.[1] فقیه، محقق، شاعر. تولد: 1278(1317 ق.)، قم. وفات: 13 مرداد 1366. آیت‏الله سید على‏اكبر برقعى قمى متخلص به «كاشف»، فرزند سید رضى، پس از تحصیلات علوم عقلى و نقلى نزد استادان، شروع به تدریس نمود. حوزه‏ى درسى به وجود آورد و به دانش‏پژوهى و دانش‏پرورى پرداخت. در بیست سالگى از مراجع زمان اجازه اجتهاد كسب كرد. اساتید او در ادب شیخ جعفر غفرانى و شیخ ابوالقاسم نحوى و در منقول آقایان محمد ارباب و حسن فاضل و شیخ ابوالقاسم ملا محمد كریم و در خارج از سطح آیات عظام حائرى یزدى و حسن نایینى و سید ابوالحسن اصفهانى و در مقدمات معقول محمد ارباب و در تحصیلات عالیه معقول شیخ على‏اكبر حكمى یزدى بودند. در سال 1313 یك دبستان و سال 1315 یك دبیرستان تأسیس كرد و هر دو را به نام سنایى موسوم ساخت. پس از ورود آیت‏الله العظمى حائرى یزدى به قم و تأسیس حوزه‏ى علمیه‏ى، آیت‏الله برقعى یكى از مشاروان او بود و درباره مشكلات روحانیت و وضع تحصیلى طلاب با او تبادل نظر مى‏كرد. آیت‏الله برقعى در زمان جنگ جهانى دوم یاور مردم بود و به تشكیل انجمن خیریه همت گماشت و از متمكنین تهران و قم كمك گرفت و در منطقه‏اى كه سكونت داشت نانوایى ایجاد كرد. بدین طریق به بینوایان كمك و مساعدت مى‏نمود. در سال 1329 كه در ایران جمعیت هواداران صلح به ریاست ملك‏الشعراى بهار تشكیل شد، از آیت‏الله برقعى خواستند كه به جمعیت صلح در ایران كمك كند و او نیز اولین سخنرانى خود را در مسجد امام خمینى (ره) (شاه سابق) تهران تحت عنون «صلح و نیروى نگهبان آن» ایراد كرد. شعار «به عدل سوگند، صلح پیروز است» به واسطه ایشان رایج شد. به همین منظور به كنگره‏ى جهانى صلح دعوت شد كه یك بار در پاریس و بار دیگر در وین تشكیل شد و به عنوان یك پیشواى روحانى مسلمان سخنرانى كرد. پس از مراجعت از سفر اروپا از قم به شیراز و بعد به یزد تبید شد و این تبعید مدت چهارده سال به طول كشید. آیت‏الله برقعى به شعر و شاعرى علاقمند بود و شعر هم مى‏گفت. قسمتى از اشعار وى از بین رفته است و فقط حدود دو هزار بیت آن گردآورى شده است. فهرست آثار ایشان به شرح زیر است: راهنماى دانشوران (سه جلد؛ 1329 -1328)؛ راهنماى قم (در تاریخ قم و آثار تاریخى آن؛ با مقدمه رسید یاسمى، 1317)؛ راهنماى دینداران (1324)؛ كانون احساسات (در واقعه كربلا)؛ كاخ دلاویز (یا تاریخ شریف رضى؛ 138)؛ مهر تابان (در سیرت على (ع)؛ 1317)؛ جلوه حق (در سیرت على بن ابى‏طالب؛ 1319)؛ بامداد روشن (در اسرار واگذارى خلافت حضرت امام حسن (ع) به معاویه؛ 1320)؛ ترجمه شیعه یا پدیدآورندگان فنون اسلام (اثر سید حسن صدر؛ 1319)؛ تذكره مبتكران، درج گهر (در سخنان حضرت سید البشر؛ 1366 ق.)؛ چرا از مرگ بترسم (اثر ابن مسكویه، ترجمه لماذا اخاف الموت، قم، چاپ دوم، 1327)، راه نو در جهان‏شناسى؛ دررالكلم در كلمات قصار على (ع)؛ سیاست‏نامه حضرت على (ع).

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

میرزا سید على بن آیةاللَّه حاج سید عبداللَّه برقعى رضوى قمى از علماء محترم معاصر تهران بوده و در مسجد امامزاده سید ولى تهران اقامه جماعت مى‏نمودند وى سومین فرزند مرحوم آیةاللَّه حاج سید عبداللَّه برقعى مى‏باشند كه ترجمه‏اش در جلد اول گذشت. در حدود 1298 قمرى در قم متولد شده و در بیت علم پرورش یافته و ادبیات و سطوح را از علماء آن زمان قم خوانده از محضر مرحوم آیةاللَّه حاج میرزا محمد ارباب و آیت‏اللَّه حاج شیخ ابوالقاسم كبیر و آیت‏اللَّه العظمى حایرى و مقدارى از آیت‏اللَّه العظمى اصفهانى و آیت‏اللَّه علامه نائینى و دیگران فقها و اصولا استفاده نموده و معقول را از مرحوم حاج میرزا على‏اكبر حكیم و بعض دیگران فراگرفته و در اواخر مرحوم آیت‏اللَّه حایرى منتقل به تهران و بخدمات دینى پرداخته و از اكثر معاشرتها و مجالس اجتناب نموده و در منزل خود به تزكیه و تكمیل نفس و تهذیب اخلاق اشتغال و داراى صفا و معنویت گردیده تا در 27 ماه صفر 1394 قمرى كه بدرود حیات گفته و با تجلیل حمل به قم و در جوار عمه گرامى خود حضرت معصومه علیهاالسلام مدفون گردیده است. (1394 -1298 ق)، فقیه، نویسنده و شاعر. مقدمات و سطح را در قم فراگرفت و به حوزه‏ى درسى آیت الله محمد ارباب، آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم كبیر، آیت الله حائرى، آیت الله اصفهانى و آیت الله نایینى راه یافت، و فلسفه را از حاج میرزا على اكبر حكیم و دیگران آموخت و در اواخر عمر آیت الله حایرى به تهران آمد و به درس و بحث پرداخت. او شعر نیز مى‏سرود. برخى آثار وى عبارتند از: «الهى نامه»؛ «بطون خسمه»؛ «بطون سته»، شعر؛ «فلسفه‏ى شهادت»؛ «كمال الانسان و میزان الایمان»؛ «مثالى نامه»، شعر.[1]

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1368 -1298 ش)، نویسنده، مترجم و شاعر. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در دبستان انتصاریه و شاهپور تجریش و دوره‏ى متوسطه را در دارالفنون و دانشسراى مقدماتى به پایان رساند. وى در 1319 ش وارد دانشسراى عالى و سپس وارد دانشكده‏ى ادبیات شد و موفق به اخذ لیسانس گردید و آنگاه به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. رشته‏ى مورد علاقه‏ى یمینى شریف آموزش و پرورش كودكان و نوجوانان بود. در تیچرز (تربیت معلم) كالج كلمبیا علاوه بر رشته آموزش و پرورش به تحصیل در رشته‏ى ادبیات كودكان نیز پرداخت. شعرهایش در 1323 ش در اولین شماره‏ى مجله‏ى «بازى كودكان» كه بعدها سردبیرى آن مجله را به عهده گرفت، به چاپ رسید و در 1324 ش اشعارى از وى ابتدا در كتابهاى ابتدایى اراك و سپس در كتابهاى كلاسهاى اول و دوم و سوم كلیه‏ى دبستان‏ها چاپ شد. او در 1328 ش مدیریت مجله‏ى «دانش‏آموز» و از 1335 ش تا 1358 ش مدیریت مجله‏ى «كیهان بچه‏ها» را به عهده داشت. در 1334 ش امتیاز مدرسه‏ى روش نو را به كمك همسرش از وزارت فرهنگ دریافت كرد و بیش از بیست و پنج سال اداره‏ى آن را عهده‏دار بود. در 1341 ش با همكارى عده‏اى از دوستان مؤسسه فرهنگى و غیرانتفاعى شوراى كتاب كودك را تأسیس كرد، كه هدف از آن راهنمایى و مشاورت با نویسندگان و شاعران و تصویرگران و مترجمان علاقه‏مند به آثار كودكان و نوجوانان بود. از دیگر آثار وى: «دنیاگردى جمشید و مهشید»؛ «فرى به آسمان مى‏رود»؛ «قصه‏هاى شیرین»؛ «دو كدخدا»؛ «داستان عروسك»؛ «بازى با الفبا»؛ «روى زمین و زیر زمین» گیاه‏شناسى براى كودكان، ترجمه؛ «بیژن و شیر»، ترجمه؛ «جزیره‏ى مرجان»، ترجمه؛ «آواز فرشتگان»، شعر؛ «قصه‏هاى شیرین»، شعر؛ «گربه‏هاى شیپور زن»، شعر؛ «دیوان» شعر.[1] شاعر، داستان‏پرداز. تولد: 1298 تهران. درگذشت: 28 آذر 1368، تهران. عباس یمینى شریف متخلص به «یمینى» در سال‏هاى 1317 و 1318 در دانشسراى مقدماتى تهران تحصیل كرد. در سال 1319 كه به دانشسراى عالى راه یافت علاقه به شعر گفتن و داستان‏نویسى براى كودكان در او بیشتر شد. در سال 1322 دو شعر تحت عنوان «ستاره» و «ماده غاز» از وى در شماره‏هاى چهارم و نهم مجله «سخن» به طبع رسید. در سال 1323 در اولین شماره مجله‏ى «بازى كودكان» شعرهایش به چاپ رسید و پس از مدتى نیز یمینى شریف به سردبیرى آن انتخاب شد. در سال 1324 برخى اشعارش وارد كتاب‏هاى ابتدایى اراك و پس از آن وارد كتاب‏هاى اول و دوم و سوم كلیه‏ى دبستان‏ها شد. عباس یمینى شریف در سال 1328 به مدیریت مجلات «دانش‏آموز» و «شیر وخورشید» كه دو نشریه‏ى وزارت فرهنگ براى كودكان و نوجوانان بود، منصوب شد. در ششم دى 1335 اولین شماره‏ى مجله‏ى «كیهان بچه‏ها» منشر شد. وى به عنوان مدیر این نشریه تا سال 1358 به انتشار آن ادامه داد. در «تهران مصور كوچولوها» تأسیس 1336 و ضمنا اشعار ایشان در چند مجله‏ى دیگر كه براى كودكان منتشر مى‏شد به چاپ مى‏رسید. عباس یمینى شریف چه در دانشسراى مقدماتى تهران و چه در دانشسراى عالى دانشكده‏ى ادبیات و چه تیچرز كلمبیا رشته‏ى تحصیلاتش همیشه آموزش و پرورش كودكان و نوجوانان بود. در تیچرز كالج كلمبیا علاوه بر رشته‏ى آموزش و پرورش، به تحصیل در رشته‏ى ادبیات كودكان نیز پرداخت. بعدها نیز به سردبیرى و مدیریت چهار مجله براى كودكان و نوجوانان رسید. در سال 1334 امتیاز مدرسه‏ى «روش نو» را به كمك همسرش از وزارت اداره‏ى مدرسه را به عهده داشت. در سال 1336 باشگاه بچه‏ها را تأسیس كرد. در سال 1341 با همكارى عده‏اى از فرهنگیان باسابقه به تأسیس مؤسسه‏ى فرهنگى و غیر انتفاعى شوراى كتاب كودك پرداخت و از سال تأسیس عضویت در هیئت مدیره و خزانه‏دارى شورا را تقبل كرد، در سال 1350 به همت وى جایزه‏ى نقدى یمینى شریف تأسیس شد و از آن تاریخ به بعد هر ساله با بهترین اثر چاپ شده در حوزه‏ى ادبیات كودكان تعلق گرفت. در سال 1357 با عده‏اى دیگر به تأسیس انجمن پژوهش‏هاى آموزشى همت گماشت. یمینى شریف در زمینه‏ى ادبیات كودكان صاحب آثار گوناگون است كه از میان این مى توان به كتاب‏هاى زیر اشاره نمود: آواز فرشتگان یا شعر كودكان (1325)؛ قصه‏هاى شیرین (مجموعه شعر، 1326)؛ گربه‏هاى شیپورزن (مجموعه شعر، 1344)؛ دو كدخدا (1329)؛ برق و حریق (ترجمه)، روى زمین و زیر زمین (گیاه‏شناسى براى كودكان، اثر اریاوبر. ا.، 1336)؛ دنیاگردى جمشید و مهشید (1322)؛ بازى با الفبا، جزیره‏ى مرجان (اثر پلنتین، 1337)؛ داستان عروسك (با همكارى اسماعیل والى‏زاده، 1337)؛ بیژن و شیرین (ترجمه با همكارى دیگران)، كتاب اول دبستان؛ فرى به آسمان مى‏رود؛ آواى نوگلان؛ پرویز و آیینه؛ در میان ابرها گل‏هاى گویا (1350)؛ پورى و لباس‏هاى او؛ همسایه‏ى عجیب، باغ نغمه‏ها (1352)؛ آه ایران عزیز؛ دستمال گلدار و گنج بى صاحب؛ داستان خر و خركچى؛ كتاب توكا؛ خانه بابا على؛ شعر با الفبا (1363)؛ سیاهك و سفیدك؛ نیم قرن در باغ شعر كودكان؛ فارسى زبان ایرانى؛ پلنگ یكه تاز (1373). عباس یمینى شریف در سال‏هاى 1333 و 1345 موفق به دریافت جایزه‏ى سلطنتى بهترین كتاب كودكان و در سال 1346 نیز نایل به دریافت جایزه‏ى بین‏المللى یونسكو به مناسبت تألیف بهترین كتاب سال در ایران شده است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت : پاکستان   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1324 ق)، عالم امامى، مفسر و مصنف. در كشمیر به دنیا آمد. نواب ناصر على‏خان، مروج مذهب جعفرى در لاهور، از وى خواست تا به لاهور رود و او به لاهور رفت و به كمك و تایید نواب ناصر على‏خان توانست كتابهاى خود را تألیف كند و به همت نواب نوازش على‏خان كابلى تصانیفش به چاپ رسید. وى در لاهور درگذشت. از آثار وى: «عصمه الانبیاء و الملائكه»، به فارسى؛ كتاب «برهان شق القمر و رد النیر الاكبر»، به عربى، كه آن را براى نواب ناصر على‏خان در 1296 ق نوشته است؛ تفسیر «لوامع التنزیل و سواطع التاویل»، در شرح رساله‏ى «موده القربى» سید على بن شهاب‏الدین همدانى؛ «الاجوبه الزاهره»؛ «ابطال التناسخ» یا «بطلان النسخ و المسخ»؛ «ارض العتاق»، به فارسى؛ «ازاله الغین فى رویه العین»، به فارسى؛ «برهان البیان»، در خلافت و امامت و تفسیر آیه استخلاف، به اردو.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1282 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در مدرسه‏ى سپهر و دوره‏ى متوسطه را در شته‏ى ادبى در دارالفنون تمام كرد. در 1307 ش از دانشكده‏ى حقوق فارغ‏التحصیل شد. وى مقالاتى در روزنامه‏هاى «ستاره‏ى ایران» و «طوفان»، مى‏نوشت. مدتى دادیار دادستان تهران و وكیل دادگسترى بود. وى صاحب امتیاز روزنامه‏ى «داد» و مدیر روزنامه‏هاى «پرورش» و «نوروز ایران» بود و تا 1332 ش نیز به سمت وكالت دادگسترى اشتغال داشت. از آثار وى: «آذربایجان دمكرات»؛ «تخت جمشید»؛ «جرم و مجازات». لازم به ذكر است كه عمیدى نورى یكى از افراد مؤسس اتحادیه مطبوعات ایران بود.[1] فرزند محمدرضاخان عمیدالشعراء، متولد 1282 ش است. تحصیلات خود را در ایران انجام داد و از مدرسه‏ى حقوق درجه‏ى لیسانس گرفت و به وكالت دادگسترى پرداخت. بعد از شهریور 1320 روزنامه‏ى یومیه‏ى داد را انتشار داد. این روزنامه در محافل سیاسى تهران براى خود جائى باز كرد، مخصوصا مقالات عمیدى نورى تحت عنوان «پشت پرده سیاست و زیر پرده سیاست» هواخواهان زیادى پیدا كرد. در 1324 كه قوام‏السلطنه براى حل مسئله‏ى آذربایجان به مسكو رفت و با استالین و سایر مقامات شوروى مذاكره كرد، عمیدى نیز جزء هیئت قوام‏السلطنه بود و بعد از مراجعت سلسله مقالاتى درباره‏ى این مسافرت و مذاكرات آنجا نوشت كه به صورت كتابى انتشار یافت. در 1330 كه مصدق‏السلطنه به ریاست دولت رسید، روزنامه‏ى داد جزء موافقین بود ولى خیلى زود یكى از مخالفین سرسخت مصدق شد. عمیدى نورى با مقالات انتقادى دولت وقت را مورد حمله قرارمى‏داد. چندین بار روزنامه‏ى او توقیف و خود به زندان افتاد. بعد از مرداد 1328 كه دولت زاهدى بر سر كار آمد، عمیدى نورى سمت معاونت سیاسى نخست‏وزیر و ریاست اداره‏ى كل انتشارات و تبلیغات را پیدا كرد ولى این سمت او زیاد طول نكشید. در دوره‏ى هیجدهم از طرف مردم بابل به پارلمان راه یافت و در دوره‏ى نوزدهم نیز همچنان وكیل مردم بابل در مجلس شوراى ملى بود. عمیدى نورى ضمنا یكى از ثروتمندان درجه اول ایران هم محسوب مى‏شود. كارهاى وكالتى چندین بانك و شركت دولتى با او بود. بعد از 1320 عمیدى نورى وكالت رعایا و زارعینى را قبول كرد كه زمینهاى آنها توسط اداره‏ى املاك پهلوى ضبط شده بود. به علت جو زمان، دادگاه‏ها احكام خود را به نفع زارعین صادر كردند و زارعین زمینهاى خود را تصرف نمودند و در نتیجه عمیدى نورى هم بابت حق‏الوكاله صاحب زمینهاى زیادى در مازندران گردید. عمیدى نورى در سال 1359 از طرف دادگاه انقلاب محاكمه و محكوم به اعدام گردید و در همان سال حكم به مرحله‏ى اجرا رسید.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده. وى از مؤلفان خراسانى است كه كتابى به نام «طب جدید» در 1307 ش در مشهد به چاپ رسانیده است. همچنین عمید صاحب آثار دیگرى چون: «آرزوى وصال»؛ «عشاق تهران» و «منتخبات عمید» است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، فرهنگ‏نویس، نویسنده و روزنامه‏نگار. در مشهد به دنیا آمد و در همان شهر به تصحیل پرداخت. وى در جوانى به عضویت انجمن ادبى درآمد و به كار نویسندگى و فرهنگ‏نویسى پرداخت و مدتها در خراسان به پیشه‏ى روزنامه‏نگارى مشغول بود. عمید مدیر «سالنامه‏ى خراسان» و روزنامه‏ى «طوس» بود. از آثارش: «اسرار مانیتیسم»؛ «بر خرابه‏هاى تخت جمشید»؛ «غلطهاى فاحش فرهنگهاى فارسى»؛ «فرهنگ عمید»؛ «نیكوكاران».[1] فرهنگ نویس. درگذشت: شهریور 1358. حسن عمید عضو انجمن ادبى و از نویسندگان نشریه‏ى «خراسان» و مدیر «سالنامه‏ى خراسان» و روزنامه‏ى «طوس» بود. از آثار اوست: اسرار مانیتیسم؛ بر خرابه‏هاى تخت جمشید (1310)؛ سالنامه‏ى خراسان (سال چهارم، 1316، سال پنجم، 1317)؛ غلطهاى فاحش فرهنگ‏هاى فارسى؛ فرهنگ عمید (دو جلد1342)؛ نیكوكاران (بخش اول، مشهد، 1315)؛ فرهنگ نو (1333 ،1308)؛ فرهنگ كوچك عمید؛ فرهنگ مفصل عمید؛ فرهنگ برگزیده‏ى عمید؛ فرهنگ جیبى عمید (1335)؛ فرهنگ دبیرستانى عمید؛ فرهنگ تاریخ و جغرافیاى عمید (1347)؛ طب جدید.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1283 ش)، نویسنده. وى در تهران متولد شد، تحصیلات خود را در دبستان علمیه و دبیرستان دارالفنون به پایان برد، سپس به فرانسه رفت و پس از گذراندن دوره‏ى دانشكده افسرى فرانسه، به تهران آمد و تا پایان دوره‏ى خدمت خود عهده‏دار مشاغل مختلفى در نظام بود. بار دیگر براى ادامه‏ى تحصیلات و ماموریت به كشورهاى فرانسه و سوئد سفر كرد. آثار به جا مانده از او عبارتند از: «قوانین تیر توپخانه»؛ «اسلحه‏شناسى توپخانه»؛ «توپخانه‏ى عمومى» و «خاطراتى از ماموریت من در رضائیه».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1256- ح 1340 ق)، عالم و نویسنده. وى با دوستى علم، نشو و نما یافت. مبادى و مقدمات را نزد برخى اساتید آن زمان فراگرفت و دروس عالى را نزد علماى اعلام و بزرگان زمان؛ تا اینكه به تألیف و تصنیف روى آورد. از آثارش: «انیس الطلاب»، در زندگى بسیارى از علماى زنجان؛ «تبیان البیان فى قواعد القران»؛ «توضیح المشكلات»، در نحو و صرف و عروض؛ «لوائح الادله فى فوائح العدیله»؛ «روشن ضمیر»، در شرح «دعاء جوشن صغیر»؛ «قسطاس المقادیر و مقیاس المعائیر»؛ «منهج الرشاد»، در شرح «الارشاد» شیخ مفید؛ «قنوان الصنوان»، در شرح «نصاب الصبیان»؛ «فرمایش محمدیه»، در تجوید؛ منظومه «تصریف» زنجانى، در سیصد بیت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1315 ق)، ادیب، نویسنده، زبان‏شناس و شاعر، متخلص به دستان. در قریه‏ى بن از توابع چهارمحال اصفهان متولد شد. در اصفهان به تحصیل علوم پرداخت. بعد از تحصیل ادبیات و فقه و اصول در بغداد، به تهران آمد و پس از چندى به استانبول رفت و در آنجا مقیم شد. میرزا حبیب با شیخ احمد روحى و یاران او معاشرت داشت و در نهضت آزادمردانى كه براى بیدارى ایرانیان در كوشش بودند همكارى داشت. وى بیشتر اوقات خود را به تدریس و آموزش زبان فارسى در استانبول مى‏گذراند و علاوه بر زبان فارسى به زبان تركى و فرانسه مسلط بود. گاهى نیز به سرودن شعر مى‏پرداخت. در اواخر عمر براى معالجه به آبهاى بورسا رفت و همان جا درگذشت و در گورستان چكرگه دفن شد. از آثار وى: «برگ سبز»؛ «خط و خطاطان»؛ «دستور سخن»؛ «دبستان پارسى»؛ «رهنماى فارسى»؛ «غرائب عقائد ملل»؛ «دیوان» اشعار؛ ترجمه‏ى كتاب «حاجى بابا».[1] اصفهانى (میرزا) متخلص به دستان، دانشمند ایرانى (ف. بورسه 1311 ه.ق.) وى به جرم دهرى بودن و اتهام سیاسى از ایران به استانبول تبعید شد و تا سال فوت غالبا در مكتب سلطانى آن شهر به تدریس زبان و ادبیات فارسى مشغول بود. از آثار او دستور سخن، تصحیح و طبع دیوان اطعمه ابواسحاق حلاج شیرازى، تصحیح و طبع دیوان البسه قارى، منتخب كلیات عبید زاكانى با مقدمه فرانسوى فرته، غرائب عوائد ملل، برگ سبز، خط و خطاطان (تركى)، دبستان فارسى، خلاصه رهنماى فارسى، رهبر فارسى، ترجمه مولیر به فارسى به نام «مردم گریز» و ترجمه «جاحى بابا» است و دیوان شعرى هم دارد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، نویسنده، مترجم و شاعر. وى نواده‏ى حاج محمدتقى امیرالامراء بود. در كرمانشاه متولد شد. در كودكى به تهران آمد، سپس به تبریز رفت و در آنجا تحصیلات ابتدایى خود را به پایان رساند. در سال 1314 ش به تهران بازگشت و دوره‏ى متوسطه را تمام كرد، سپس از دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران لیسانس گرفت. در سال 1322 ش در دانشسراى عالى به تدریس پرداخت. در خلال این مدت موفق به اخذ دكترى ادبیات فارسى شد. از سال 1342 تا 1348 ش نماینده‏ى فرهنگ و هنر در آمریكا بود و پس از بازگشت به ایران در دانشكده‏ى ارتباطات اجتماعى و مدرسه‏ى عالى ادبیات به تدریس پرداخت. در سال 1350 ش به دعوت دانشگاه یوتا به امریكا رفت و در سال در آنجا به تدریس پرداخت. در بازگشت، به استادى دانشگاه شیراز منصوب شد و سرانجام در سال 1364 ش بازنشسته گردید. برخى از آثار وى: فرهنگ كتاب «الابنیه عن حقایق الادویه»؛ ترجمه‏ى «منظومه‏ى سهراب و رستم»؛ ترجمه‏ى «منظومه‏ى فردوسى در تبعید»؛ ترجمه‏ى «سفرنامه‏ى گالیور»؛ «آشنایى با شكسپیر»؛ ترجمه‏ى «مالك و زارع در ایران»؛ ترجمه‏ى «بازگشت ده هزار یونانى»؛ ترجمه‏ى «سفرنامه‏ى فریزر»؛ ترجمه‏ى «روس و انگلیس در ایران»؛ ترجمه‏ى «سفرنامه‏ى جكسن» یا «ایران در گذشته و حال».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1344 -1255 ش)، نویسنده، شاعر، متخلص به هنر. اصلاً از اهالى ارونق بود اما چون خانواده‏اش در محله‏ى امیرخیز تبریز سكونت داشتند، به امیرخیزى مشهور شدند. مقدمات فارسى و عربى را در زادگاه خویش فراگرفت. سپس به تكمیل معلومات خود پرداخت و از محضر استادان بزرگ عصر استفاده كرد. در ایام جوانى از ادبا و نویسندگان بنام آذربایجان شد. در آغاز انقلاب مشروطیت به آزادیخواهان پیوست. مدتى منشى سردار ملى ستارخان بود و هنگام عزیمت وى به تهران، با او همراه شد. به استانبول سفر كرد و پس از بازگشت، به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و در سمت معلم ادبیات و ریاست مدارس به مدت پانزده سال خدمت كرد. مدتى به ریاست مدرسه‏ى دارالفنون انتخاب گردید. پس از آن به ریاست فرهنگ آدربایجان منصوب شد. وى عضو فرهنگستان بود و در تهران درگذشت. از آثار وى علاوه بر مقالات و اشعار متعددى كه در جراید ادبى كشور به چاپ رسیده، تصحیح و تحشیه‏ى «بوستان سعدى»؛ «دیوان عنصرى»؛ تألیف سه جلد «قطعات منتخبه‏ى زبان فارسى»؛ «قیام آذربایجان و ستارخان»؛ «تاریخ فرهنگ و ادب آذربایجان»؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1356 -1294 ق)، عالم و نویسنده. در نجف متولد شد. میرزا محمد آقازاده ملقب به آقازاده‏ى نجفى فرزند آخوند ملا محمدكاظم خراسانى، یكى از بنیانگذاران مشروطیت در ایران و از مراجع سه‏گانه مقیم نجف بود. وى علوم مذهبى را نزد پدر خود تحصیل كرد و از محضر ایشان موفق به گرفتن درجه‏ى اجتهاد گردید. در سال 1325 ق به خراسان آمد. در مشهد مقیم شد و مجلس درسى در مسجد گوهرشاد براى تدریس علوم دینى به طلّاب دایر كرد. آیت‏اللَّه آقازاده در برقرارى و تقویت مشروطیت در ایران، در كنار پدر، بسیار كوشید. گرچه آقازاده در سال 1304 ش از شهر سبزوار به عنوان نماینده‏ى مجلس مؤسسان برگزیده شد ولى از سالهاى 1310 ش به بعد یكى از مخالفین جدى رضاشاه محسوب مى‏شد. آیت‏اللَّه محمد آقازاده به دلیل مخالفت با رژیم بازداشت شد و به یزد تبعید گردید. پس از چهار ماه مجدداً به مشهد برگشت و بعد از چند روزى حبس در زندان مشهد به تهران انتقال یافت. او در طى محاكمات ابتدائى در تهران به اعدام محكوم شد، اما به دلیل نفوذى كه در حوزه‏ى علمیه‏ى نجف داشت و نیز تلاش عده‏اى از مراجع، این حكم لغو شد و ایشان به اقامت اجبارى در تهران محكوم گردید. آقازاده در تهران همچنان تحت مراقبت بود تا این كه دو سال پس از واقعه‏ى خونین گوهرشاد، به دنبال یك بیمارى چشم از جهان فروبست. برخى تألیفات ایشان عبارت‏اند از: «القضاء والشهادات»؛ «مبحث الفاظ»؛ حاشیه‏ى «كفایة الاصول»؛ «التقریرات».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

پرويز اذكائي، به سال 1318 در همدان زاده شد.تحصيلات خود را در آن شهر و تهران و سپس دانشگاه منچستر (انگلستان) ادامه داد. مطالعات وي به طور عمده در تاريخ و فلسفه است. كتاب"الآثار الباقية عن القرون الخالية" پرويز اذكايي، در دوره بيستم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : تاريخ و فلسفهتحصيلات رسمي و حرفه اي : پرويز اذكائي تحصيلات خود را درهمدان و تهران و سپس دانشگاه منچستر (انگلستان) ادامه داد. مطالعات وي به طور عمده در تاريخ و فلسفه است.جوائز و نشانها : كتاب"الآثار الباقية عن القرون الخالية" پرويز اذكايي، در دوره بيستم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : پرويز اذكائي در رشته‌هاي كتاب شناسي و رجال شناسي و تاريخ علم نيز داراي تأليفات است. تاكنون 340 عنوان اثر، شامل 30 كتاب، 60 رسالة علمي مفصّل و گفتارهاي بلند و كوتاه در دائرة‌المعارف‌ها و نشريات معتبر، از وي به چاپ رسيده است. چند اثر مشهور وي از اين قرار است: زندگينامة بيروني (ترجمه)، كارنامة بيروني (تأليف)، فرمانروايان گمنام (تاريخ)، رسالة قبّة‌الارض ايراني (هيأت و نجوم)، رسالة زرواني (علماي اسلام)، مفاتيح الاسرار (تفسير شهرستاني)، تاريخ نگاران ايران (ج1)، ابوريحان بيروني (آراء و افكار)، خاندان شاهية خوارزم (رساله)، فهرست ماقبل الفهرست (2 ج)، تبارشناسي درايران (رساله)، الآثار الباقيه‌ بيروني (تحقيق و تعليق)، حكيم رازي (نظام فلسفي)، طب روحاني (رازي)‌، ماتيكان عين القضات همداني، فهرست نسخ خطي همدان، فرهنگ مردم همدان، مور‌ّخان همدان، ناموران همدان، قراگزلوهاي همدان، علويان همدان، ميرسيد علي همداني (احوال و آثار)، رسالة حكيم الهي همدان (عين‌القضات)، باباطاهر نامه (هفده گفتار)، رسالة عراق عجم (در عهد ايلخانان)، درگزين تا كاشان (سه گفتار)، كتاب شناسي همدان، تاريخ معاصر همدان، راهنماي همدان، گفتارهاي مغان، مادشناسي و همدان‌نامه (بيست‌گفتار دربارة مادستان). ________________________________________ آثار : الآثار الباقية عن القرون الخالية ويژگي اثر : تحقيق،اين كتاب ، در دوره بيستم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. آشنايي با كتاب:الآثار الباقية عن القرون الخالية/ تأليف ابي‌ريحان محمـّدبناحمد البيروني؛ تحقيق و تعليق پرويز اذكائي. ـ تهران: مركز نشر ميراث مكتوب، 1380. كط، 895ص.: جدول، نمونه، نمودار.كتابنامه: ص [749]-771؛ همچنين به صورت زيرنويس. به اعتقاد برخي از محققان، الآثار الباقية، شاهكار دانشمند و محقق بزرگ ابوريحان بيروني و ماية افتخار مسلمانان، خاصّة ايرانيان است. اين كتاب به دليل داشتن مطالب با ارزش بسياري دربارة تقويم و گاه¬شماري ملل مختلف، جشن‌ها، اعياد، ايام شادماني و روزهاي غمناكي اقوام گوناگون، مراسم فرقه¬هاي مذهبي، نكات تازه‌اي در تاريخ شاهان بابل و ايران و روم و ...، مطالبي مهم در باب كتب مقدس، يهود، صابئيان، زرتشتيان، مانويان، مزدك، حلاّج و ... از اهميت بسيار برخوردار است. به همين سبب، نخستين بار، 125 سال پيش، ادوارد زاخائو (خاورشناس بزرگ آلماني) آن را با مقدمه‌اي عالمانه در لايپزيگ (آلمان) در سال 1878م. تصحيح و چاپ كرد. وي كه به اهميت اين كتاب پي‌برده بود، سال بعد (1879) آن را به انگليسي ترجمه كرد و با حواشي و شروح بسيار در لندن منتشر ساخت. اما آنچه تصحيح و چاپ مجدد آن را ضروري ساخته، دستيابي به سه نسخة خطي نسبتاً كهن است كه حكايت از تجديدنظر و تكميل به دست ابوريحان دارد. تصحيح متن حاضر، افزون بر نسخة تصحيح شدة زاخائو (بر اساس نسخ موجود در لندن، پاريس و ...) با مقابلة چند نسخة ديگر از كتابخانه‌هاي «عمومي» استانبول، «توپقاپوسراي» استانبول و «دانشگاه ادينبورگ» انگلستان كه زاخائو آن‌هارا نديده بود، صورت گرفته است. اين اثر گرانسنگ كه از اعتبار جهاني برخوردار است و همواره مورد استناد و مراجعة محققان بوده، با ويرايشي دقيق و تحقيقي جامع به اهتمام استاد اذكائي، از بيروني شناسان معاصر، كه ساليان متمادي دربارة احوال و آثار بيروني قلم مي‌‌زند، سامان پذيرفته است. از ويژگي‌هاي اين كتاب، علاوه بر مقدمة تحقيقي، تعليقات آن، يعني حجمي افزون بر ثلث كتاب حاضر است كه مشتمل بر پانصد و بيست يادداشت مفيد و عميق كوتاه و بلند است كه برخي از آن‌ها حاصل كار زاخائو و برخي ديگر، حاصل كار محقق كتاب است و هر يادداشت با نام پژوهشگر آن متمايز شده است. از ديگر امتيازات اين چاپ، فقره‌بندي و شماره گذاري عبارات، تنظيم دقيق جدول‌ها و نيز فهارس فنّي و نمايه‌هاي ضروري و كارآمد است كه بر اعتبار آن افزوده است. 2 زندگينامة بيروني (ترجمه)  3 فرمانروايان گمنام (تاريخ) ويژگي اثر : رساله4 كارنامة بيروني (تأليف)

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

حجة‌ الاسلام‌ دكتر فتح‌ الله‌ نجار زادگان‌ در سال‌ 1337 ش. در شهر اصفهان‌ به‌ دنيا آمد .وي تحصيلات خود را در رشته‌ علوم‌ قرآن‌ و حديث‌ مقطع‌ تا مقطع دكتري ادامه داد و تؤام با تحصيل در رشته مذبور تحصيلات حوزوي را نيز كم بيش ادامه داد.فتح‌ الله‌ نجار زادگان در سال‌ 1379 در گروه‌ معارف‌ اسلامي‌ دانشگاه‌ تهران‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ يكي‌ از گروه‌هاي‌ دانشكدة‌ الهيات‌ است‌ به‌ عنوان‌ عضو هيئت‌ علمي‌ مشغول‌ به‌ كار شد كه‌ اين‌ همكاري‌ هم‌ اكنون‌ نيز ادامه‌ دارد. كتاب " سلامه القرآن من التحريف " تاليف فتح‌ الله‌ نجار زادگان ، در دوره بيست و دوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : علوم قرآنيتحصيلات رسمي و حرفه اي : فتح الله نجار زادگان در سال‌ 1356 موفق‌ به‌ اخذ ديپلم‌ در رشتة‌ رياضي‌ شد. در سال‌ 1358 به‌ حوزة‌ علميه‌ اصفهان‌ رفت‌ و تا سال‌ 1364 دروس‌ مقدمات‌ و اصول‌ و شرح‌ لمعه‌ و متون‌ ديگر عمومي‌ را خواند. در اين‌ سال‌ با ورود به‌ حوزة‌ علميه‌ قم‌ و شروع‌ رسائل‌ و مكاسب‌ از واحد آموزش‌ عالي‌ دفتر تبليغات، ليسانس‌ گرفت‌ و سپس‌ به‌ تربيت‌ مدرس‌ دانشگاه‌ قم‌ راه‌ يافت‌ و همزمان‌ با دروس‌ حوزه‌ در سال‌ 1372 موفق‌ به‌ دريافت‌ مدرك‌ كارشناسي‌ ارشد در رشتة‌ الهيات‌ و معارف‌ اسلامي‌ شد. در سال‌ 1373 در دانشگاه‌ تهران‌ در رشته‌ علوم‌ قرآن‌ و حديث‌ مقطع‌ دكتري‌ و در دانشگاه‌ امام‌ صادق‌ (ع) در رشتة‌ فقه‌ و اصول‌ در همان‌ مقطع‌ پذيرفته‌ شد اما به‌ دليل‌ علاقه‌ به‌ رشتة‌ علوم‌ قرآني‌ به‌ دانشگاه‌ تهران‌ رفت‌ و در سال‌ 1378 رسالة‌ خود را دفاع‌ كرد و در طي‌ اين‌ مدت‌ دروس‌ حوزوي‌ را نيز كم‌ و بيش‌ ادامه‌ داد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : فتح‌ الله‌ نجار زادگان در سال‌ 1379 در گروه‌ معارف‌ اسلامي‌ دانشگاه‌ تهران‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ يكي‌ از گروه‌هاي‌ دانشكدة‌ الهيات‌ است‌ به‌ عنوان‌ عضو هيئت‌ علمي‌ مشغول‌ به‌ كار شد كه‌ اين‌ همكاري‌ هم‌ اكنون‌ نيز ادامه‌ دارد.فعاليتهاي آموزشي : فعاليت هاي آموزشي فتح‌ الله‌ نجار زادگان به قرار زير است: تدريس‌ در موضوعات‌ اصول، فقه، فلسفه، و حديث‌ در حوزة‌ علميه‌ و نيز تدريس‌ علوم‌ قرآني، حديث‌ و تفسير در دانشكدة‌ اصول‌ الدين‌ و مدارس‌ مركز جهاني‌ علوم‌ اسلامي‌ بخشي‌ از فعاليت‌هاي‌ ايشان‌ محسوب‌ مي‌شود. 1. تدريس و پژوهش / مركز جهاني علوم اسلامي/ 1377 تا 1383 2. عضو شوراي علمي گروه علوم قرآن / پژوهشكده حوزه ودانشگاه / 1379 – 1382 3. تدريس و پژوهش / دانشگاه تهران / 1378 ادامه دارد 4. عضو هيئت مديره مجمع احياء فرهنگ اسلامي / پژوهش و برنامه ريزي / 1380 ادامه دارد. جوائز و نشانها : كتاب " سلامه القرآن من التحريف " تاليف فتح‌ الله‌ نجار زادگان ، در دوره بيست و دوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : فتح‌ الله‌ نجار زادگان بيش از 21 مقاله در زمينه رشته تخصصي خود دارد. ________________________________________ آثار :  1 التوسل و التبرك و الصلح مع العدو الصهيوني في رسالتين بين واعظ زاده و بن باز ويژگي اثر : نشر مشعر/ 1383 2 پژوهش نامه در س اخلاق و تربيت اسلامي دانشگاهها ويژگي اثر : مركز برنامه ريزي و تدوين متون درسي/ 1383 3 تحريف ناپذيري قرآن ويژگي اثر : مركزتحقيقات حج با همكاري مركز مطالعات فرهنگي حوزه علميه قم/ 1384 4 تراث الشيعه القرآن ج 1 ويژگي اثر : يكي از مديران علمي طرح / 13845 تراث الشيعه القرآن ج 2 ويژگي اثر : يكي از مديران علمي طرح / 13856 تفسير تطبيقي (بررسي تطبيقي مباني و معارفي از آيات در ديدگاه فريقين) ويژگي اثر : مركز جهاني علوم اسلامي/ 1383 7 درسنامه متون اسلامي ويژگي اثر : مجمع احياي فرهنگ اسلامي/ 1383 8 سلامه القرآن من التحريف ويژگي اثر : تهران ، چاپ اول 1378 ، چاپ دوم با اضافات فراوان/ 1382 / كتاب سال جمهوري اسلامي در سال 1383 و رتبه نخست دوازدهمين نمايشگاه بين المللي قرآن 1383 . آشنايي‌ با كتاب‌: سلامة‌ القرآن‌ من‌ التحريف‌ و تفنيد الافترأات‌ علي‌ الشيعة‌ الامامية‌ سلامة‌ القرآن‌ من‌ التحريف‌ و تفنيد الافترأات‌ علي‌ الشيعة‌ الامامية/ فتح‌ الله‌ المحمدي‌ (نجارزادگان). - تهران: مشعر، 1382. 758 ص. كتابنامه‌ 1. قرآن‌ - تحريف‌ 2. قرآن‌ - دفاعيه‌ها و رديه‌ها 3. شيعه‌ - دفاعيه‌ها و رديه‌ها اهميت‌ قرآن‌ كريم‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از دو ثقل‌ اكبر بازمانده‌ از آورندة‌ عظيم‌ الشأن‌ آن‌ و نقش‌ بارز و محوري‌ اين‌ كتاب‌ كريم‌ الهي‌ در ايجاد و ابقأ اتحاد امت‌ مسلمان‌ از مسائل‌ بارز و قابل‌ توجه‌ در خصوص‌ اين‌ متن‌ و حياني‌ الهي‌ است. به‌ اعتقاد عموم‌ مسلمانان‌ قرآن‌ از هرگونه‌ تحريف‌ و تغيير مصون‌ بوده، دست‌ تحولات‌ و تغييران‌ زمان‌ را به‌ دامن‌ مطهر آن‌ راهي‌ نيست‌ و اين‌ تحقق‌ وعدة‌ الهي‌ است، چنان‌ كه‌ به‌ صراحت‌ در متن‌ قرآن‌ كريم‌ ذكر شده‌ است. يكي‌ از اتهاماتي‌ كه‌ به‌ ناروا بر شيعه‌ وارد شده‌ و گاه‌ بر آن‌ اصرار شده‌ است، اتهام‌ اعتقاد به‌ تعريف‌ قرآن‌ است‌ كه‌ اين‌ امر بويژه‌ در كتابي‌ با عنوان‌ اصول‌ مذهب‌ الشيعة‌ الامامية‌ الاثني‌ عشرية‌ تأليف‌ ناصر علي‌ قفاري‌ بتفصيل‌ مورد بحث‌ قرار گرفته‌ است. مؤ‌لف‌ با عنايت‌ به‌ اين‌ كتاب‌ و برخي‌ كتب‌ ديگر كه‌ قبل‌ از آن‌ تأليف‌ شده‌ و در آنها اين‌ اتهام‌ به‌ شيعه‌ مطرح‌ گرديده‌ است، اقدام‌ به‌ تأليف‌ كتاب‌ سلامة‌ القرآن‌ من‌ التحريف‌ نموده‌ است. كتاب‌ در دو بخش‌ اصلي‌ تنظيم‌ شده‌ است: بخش‌ اول‌ به‌ مسألة‌ سلامت‌ قرآن‌ از تحريف‌ در نظر فريقين، با قطع‌ نظر از آرأ و افترأات‌ برخي‌ افراد، پرادخته‌ است. در بخش‌ دوم‌ به‌ مسألة‌ اتهاماتي‌ كه‌ در خصوص‌ تحريف‌ قرآن‌ بر شيعه‌ وارد شده‌ پرداخته‌ شده‌ است. بررسي‌ ادلة‌ مصونيت‌ قرآن‌ از تحريف‌ از نظر شيعة‌ اماميه، بررسي‌ روايات‌ تحريف‌ قرآن‌ در كتب‌ شيعه، بررسي‌ كتاب‌ فصل‌ الخطاب‌ محدث‌ نوري، شهادت‌ علماي‌ اماميه‌ به‌ مصونيت‌ قرآن‌ از تحريف، بررسي‌ احاديث‌ تحريف‌ قرآن‌ در كتب‌ اهل‌ سنت، و پاسخگويي‌ به‌ شبهات‌ دكتر ناصر بن‌ علي‌ قفاري‌ در كتاب‌ اصول‌ مذهب‌ الشيعة، احسان‌ الهي‌ ظهير در كتاب‌ الشيعة‌ والقرآن‌ و محمد مال‌ الله‌ در كتاب‌ الشيعة‌ و تحريف‌ القرآن، از مهم‌ترين‌ مباحث‌ كتاب‌ است. 9 مصاف بي پايان با شيطان ويژگي اثر : قم بوستان كتاب/ چاپ اول 79 – چاپ دوم 138210 معاني بيان الفاظ القرآن ويژگي اثر : تحقيق نسخه خطي/1384 11 ويژگي هاي امام علي ترجمه خصائص امام علي(ع) ويژگي اثر : ترجمه/ بوستان كتاب / 1382 /كتاب سال حوزه علميه در سال 1383 در بخش ترجمه

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13

عبدالرزاق کاشانی در قرن سیزدهم در کاشان متولد شد.وی چنان‌که در نامه خود به علاءالدوله سمنانی اظهار می‌دارد «در اوایل جوانی از بحث فضلیات و شرعیات فارغ شده بود و از بحث اصول فقه و اصول کلام هیچ تحقیقی نگشود». و درادامه در «بحث معقولات و علم الهی» جست‌وجو کرد و در این زمینه به درجه‌ای از کمال رسید. بر اثر این حیرت و انقلاب درونی، همچون غزالی به تصوف روی آورد از محضر اساتید برجسته آن دوران بهره گرفت.در حیطه راهنمانگاری کاشانی بدون شک یگانه است و هیچ یک از نامبرداران اندیشه خانقاهی در سرتاسر حوزه تمدن اسلامی – حتی خود شیخ اکبر هم – درخشش او را ندارد. در این زمینه می‌توان به اثر عظیم وی به نام «لطایف‌الاعلام فی اشارات اهل‌الالهام» اشاره کرد که آن را می‌توان«بزرگترین اصطلاحات‌نامه همه حوزه‌های صوفیان» نام برد. جامعیت این اثر که تلخیصی از آن با عنوان اصطلاحات‌الصوفیه نیز یکی از منابع مهم صوفیه در این زمینه است ثابت می‌کند که به حق «عبدالرزاق یکه‌تاز میدان اصطلاحات نگاری است». گروه : علوم انسانیرشته : علوم قرآنیتحصیلات رسمی و حرفه ای : عبدالرزاق کاشانی چنان‌که در نامه خود به علاءالدوله سمنانی اظهار می‌دارد «در اوایل جوانی از بحث فضلیات و شرعیات فارغ شده بود و از بحث اصول فقه و اصول کلام هیچ تحقیقی نگشود». پس از این دوران، روح پرتلاطم وی از جست‌وجوی آرامش و سکون بازنماند و آن را در وادی دیگر یعنی در «بحث معقولات و علم الهی» جست‌وجو کرد و در این زمینه به درجه‌ای از کمال رسید که «بهتر از آن صورت نبندد». ولی این مایه تحصیل علوم نیز نه تنها وی را از قید و سرگردانی نجات نداد بلکه «چندان وحشت و اضطراب و احتجاب از آن پیدا شد که قرار نماند و معلوم شد که معرفت مطلوب از طور عقل برتر است». بر اثر این حیرت و انقلاب درونی، همچون غزالی به تصوف روی آورد و به صحبت نورالدین عبدالصمد نطنزی، از مشایخ سهروردیه، رسید و پس از او نیز از محضر اساتید و مشایخ دیگری نظیر صدرالدین روزبهان ثانی، شمس‌الدین کیشی و اصل‌‌الدین عبدا... بهره گرفت. کاشانی با مطالعه فصوص‌الحکم با عقاید ابن‌عربی آشنا شد و این آشنایی، سرفصل مهمی در زندگی عبد‌الرزاق بود؛ چرا که وی با اینکه از مشایخ سهروردیه ارشاد یافته بود به یکی از بزرگترین شارحان و مروجان مکتب وحدت وجودی پس از صدرالدین قونوی تبدیل شد، به طوری که با وجود چهره‌های برجسته‌ای در میان شاگردان و مروجان عقاید شیخ اکبر، نظیر عفیف‌الدین تلمسانی، مؤیدالدین جندی، سعید فرغانی، فخرالدین عراقی، شاه نعمت‌الله ولی و ...، کاشانی از جایگاهی والا و منحصر به‌فرد برخوردار است؛ زیرا وی با بیان ساده، روشن و محققانه به نظام‌مندی نظریات شیخ اکبر پرداخت و برخی از آثارش مثل شرح فصوص‌الحکم، تاویلات‌القرآن، لطایف‌الاعلام فی اشارات اهل‌الالهام در نوع خود بی‌بدیل است و بیش از هر اثر دیگری مورد رجوع و استفاده طالبان بوده‌است. استادان و مربیان : بر اثر حیرت و انقلاب درونی، همچون غزالی کاشانی به تصوف روی آورد و به صحبت نورالدین عبدالصمد نطنزی، از مشایخ سهروردیه، رسید و پس از او نیز از محضر اساتید و مشایخ دیگری نظیر صدرالدین روزبهان ثانی، شمس‌الدین کیشی و اصل‌‌الدین عبدا... بهره گرفت. در میان شاگردان و مروجان عقاید شیخ اکبر، کاشانی از جایگاهی والا و منحصر به‌فرد برخوردار است.چگونگی عرضه آثار : در حیطه راهنمانگاری کاشانی بدون شک یگانه است و هیچ یک از نامبرداران اندیشه خانقاهی در سرتاسر حوزه تمدن اسلامی – حتی خود شیخ اکبر هم – درخشش او را ندارد. در این زمینه می‌توان به اثر عظیم وی به نام «لطایف‌الاعلام فی اشارات اهل‌الالهام» اشاره کرد که آن را می‌توان«بزرگترین اصطلاحات‌نامه همه حوزه‌های صوفیان» نام برد. جامعیت این اثر که تلخیصی از آن با عنوان اصطلاحات‌الصوفیه نیز یکی از منابع مهم صوفیه در این زمینه است ثابت می‌کند که به حق «عبدالرزاق یکه‌تاز میدان اصطلاحات نگاری است». یکی دیگر از ویژگی‌های کاشانی تلاش وی در جهت تحکیم مبانی علمی مکتب وحدت وجودی از طریق تقریب آن با شریعت و قرآن کریم است و نامه وی به علاءالدوله سمنانی در جهت دفاع از عقاید شیخ اکبر و اثبات نبودمغایرت آن با شریعت و نیز تدوین تاویلات‌القرآن را می‌توان در این راستا برشمرد که در آن کاشانی آیات قرآنی را منطبق با مشرب وحدت وجودی تاویل کرده است. از امتیازات دیگر کاشانی، گرایش‌های شیعی وی است. عبدالرزاق به گرامیداشت اهل‌بیت و ائمه اطهار(ع)، به‌خصوص حضرت علی (ع) و امام جعفر صادق(ع)، می‌پردازد.عبدالرزاق کاشانی یکی از نام‌آوران عرصه ترویج و انتظام بنای فکری و مکتب محی‌الدین ابن‌عربی است. از وی آثار گرانسنگ متعددی بر جای مانده که برخی از آنها در نوع خود در تاریخ تصوف بی‌بدیل است. در واقع، کاشانی در شمار پرکارترین نویسندگان تمام حوزه‌های تصوف اسلامی است، چه در دوران تکامل و رواج عرفان – دورانی که با حضور شیخ اکبر و ابن‌فارض آغاز شد- کمتر نویسنده‌ای بسان کاشانی به تدوین نظرگاه‌های خانقاهیان پرداخته است، به گونه‌ای که در این دوران نه تنها دست‌نوشته‌های بزرگانی همچون تلمسانی، جندی و فرغانی به تنوع و حجم آثار کاشانی نیست، بلکه حتی شیخ کبیر در این وادی همسان عبدالرزاق کاشانی نیست. ________________________________________ آثار : تاویلات‌القرآن ویژگی اثر : تاویلات‌القرآن بی‌تردید گرانسنگ‌ترین اثر کاشانی است. به جرات می‌توان آن را در میدان تفسیر باطنی قرآن اثری منحصر به‌فرد دانست، چنانکه امام خمینی (ره) در تفسیر سوره حمد خویش از آن یاد می‌کنند. در این اثر، عبدالرزاق تفسیر قرآن را به شیوه تاویلی- مبتنی بر کشف و شهود- به اختصار در 2 مجلد فراهم آورده است. مجلد اول دربرگیرنده مقدمه مؤلف و تاویل سوره‌های آغازین قرآن تا پایان سوره کهف است و مجلد دوم مشتمل بر تاویل سوره مریم تا انتهای قرآن است.تاویلات‌القرآن به عقیده «لوری» پژوهشگر آثار کاشانی اثری منحصر به فرد در زمینه تفسیر باطنی قرآن است که نه تنها در میان متشرعه، بلکه در میان تفاسیر متصوفه نیز نمی‌توان برای آن نظیری یافت. در هر صورت در میان مسلمین، صوفیه، باطنیان و اخوان‌الصفا در بسیاری از موارد به تاویل تمسک جسته‌اند و حتی از قدمای متصوفه نیز چون واسطی، شبلی، نوری و حلاج تاویل‌هایی در باب برخی از آیات قرآن‌ نقل شده‌است. در تاریخ متصوفه، از قرن سوم به بعد، تفاسیری از بخشی از یک سوره یا قسمتی از قرآن یا تمام قرآن به دست رسیده‌است که در آنها نشانه‌هایی از ذوق و تاویل باطنی را می‌توان سراغ گرفت. «تاویلات‌القرآن» در حدود یک قرن پس از دوران شیخ اکبر و در زمانی به رشته تحریر درآمد که اندیشه متصوفه با طرح نظریات ابن‌عربی و رواج آن در محافل صوفی توسط قونوی، فرغانی، جندی و… به اوج خود رسیده بود. به‌علاوه، کاشانی که با حکمت و فلسفه نیز آشنایی داشته و از طرفی در طریقت پیرو سهروردیه بوده‌است، در تاویلات، بر پرداخته‌هایش که غالباً رنگ محی‌الدینی دارند چاشنی فلسفه و ادراک ذوقی سهروردیه را نیز افزوده است. به‌علاوه، شیوه ساده، روان، آموزشی و به دور از طمطراق‌های ادبی، آن را به اثری قابل فهم و منبعی مهم برای رجوع طالبان تبدیل کرده است. از ویژگی‌های دیگر تاویلات، ارائه کلیدها و رهنمودهایی به سالک در جهت فهم معنی باطنی آیات قرآنی است. کاشانی خود در مقدمه اثرش از این نکته به عنوان یکی از انگیزه‌های اصلی تدوین تاویلات یادمی‌کند. کاشانی در بخشی از این کتاب به تبیین مفاهیم تاویل و تفسیر و تفاوت این‌دو و نیز به مختصری از تاریخچه سیر تاویل باطنی متصوفه در اسلام می‌پردازد . او چند نوع تفسیر را از هم متمایز می‌کند: 1 - تفسیر قرآن بر اساس شواهدی از دستور زبان، علم‌اللغه، احادیث و روایات است. این رویکرد، که تفسیر ظاهری نام دارد، به برداشت ظاهری از بیانات قرآنی اکتفاکرده و به‌شدت از دخالت رای و نظر شخصی پرهیز می‌کند. غالب تفاسیر به‌خصوص در نزد متشرعه رسمی سنی از این نوع است. 2 - تاویل، که مبتنی بر دخالت نظر و تفکر مفسّر است و خود دارای2 گرایش تاویل عقلی و تاویل کشفی است. تاویل عقلی، که جسورانه‌ترین نمونه‌های آن در مذهب معتزله نگاشته شده‌است، علاوه بر به کارگیری تمام امکانات تفسیر ظاهری، نتیجه تفکرات شخصی مفسّر را نیز در خود دخیل می‌کند. تاویل کشفی یا تاویل باطنی عبارت است از راه کشف درونی از طریق درک مستقیم و شهودی مفهوم باطنی کلمات و آیات قرآنی. تاویلات عبدالرزاق کاشانی در این گروه جای دارد. وی نیز به جست وجوی «هسته‌های تاویل باطنی» در خود قرآن کریم می‌پردازد و آیات نور، میثاق الست و آیات مربوط به معراج پیامبر(ع) را در زمره این «هسته‌ها» برمی‌شمارد. همچنین عبدالرزاق مسئله انتساب تاویلات‌القرآن به ابن عربی را مورد کنکاش قرار داده ‌است. وی با بحثی دقیق اشتباه بودن انتساب آن به ابن‌عربی را اثبات و براهینی بر آن اقامه می‌کند: اولاً غالب نسخ خطی تاویلات به عبدالرزاق منسوب است. شیخ حیدر آملی به کرات در جامع‌الاسرار از آن یاد کرده و مؤلف آن را «ولی‌الاعظم کمال‌الحق و المله‌و‌الدین عبدالرزاق‌ قدس‌ا...‌سره» نامیده‌است. جامی و شمس‌الدین محمد‌ابن‌حمزه‌فناری نیز در آثار خود تاویلات را تالیف عبدالرزاق کاشانی دانسته‌اند. شیخ بهایی نیز در کشکول ضمن بیان حدیثی از امام جعفرصادق (علیه‌السلام) که عیناً در مقدمه تاویلات نیز آمده‌است، می‌نویسد: «روی‌العارف الربانی مولانا عبدالرزاق‌القاسانی فی تاویلاته». به‌هر‌روی، هدف عبدالرزاق تفسیر مسلسل و آیه به آیه تمام آیات قرآن یا تفسیر موضوعی قرآن نیست. وی که از سویی به وجود معانی باطنی در ورای ظاهر آیات قرآنی معتقد است و از سوی دیگر اهل کشف و شهود است و از جهتی نیز دغدغه ارائه کلیدها و رهنمون‌هایی به سالکان جهت تسهیل درک معنوی قرآن را دارد، شروع به تدوین تاویل قرآن، بر اساس ادراک شهودی و با بیانی ساده و آموزشی، کرد. بنابراین، تاویلات باطنی عبدالرزاق حاصل تجربه شخصی او است. از آنجا که کاشانی، به اختصارنویسی گرایش دارد، از این رو، آیاتی با مضمون2 شرح فصوص‌الحکم لطایف‌الاعلام فی اشارات اهل‌الالهام

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر سيدمحمد راستگو ، ‌در سال‌ 1335 ش‌ در كاشان‌ به‌ دنيا آمد.ايشان داراي مدرك دكتراي رشتة‌ قرآن‌ و حديث از دانشگاه تهران مي باشد.وي سالهاست‌ كه‌ در حوزه‌هاي‌ ادبيات‌ فارسي‌ و عربي، علوم‌ قرآني، فلسفه‌ و عرفان‌ در حال‌ پژوهش‌ است.نامبرده ‌يكي‌ از مترجمان كتاب‌ ‌ ‌«بررسي‌ تاريخي‌ قصص‌ قرآن»- برگزيده انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران در دوره بيست و سوم - مي باشد. گروه : علوم انسانيرشته : علوم قرآنيتحصيلات رسمي و حرفه اي : سيد محمد راستگو در سال‌ 1362 ليسانس‌ خود را از مدرسة‌ عالي‌ قم‌ گرفت. دورة‌ كارشناسي‌ ارشد را در دانشگاه‌ تهران‌ گذراند و دكتراي‌ خود را در سال‌ 1381 در رشتة‌ قرآن‌ و حديث‌ از همان‌جا گرفت.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : سيد محمد راستگو سالهاست‌ كه‌ در حوزه‌هاي‌ ادبيات‌ فارسي‌ و عربي، علوم‌ قرآني، فلسفه‌ و عرفان‌ در حال‌ پژوهش‌ است.جوائز و نشانها : كتاب " بررسي‌ تاريخي‌ قصص‌ قرآن" ترجمه سيد محمد راستگو، در دوره بيست و سوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : حاصل‌ تحقيقات‌ سيد محمد راستگو دهها مقاله‌ چون: «احوال‌ و آثار شيخ‌ جام»، «نگاهي‌ به‌ شعر سبزواري»، «نگاهي‌ نو به‌ تأويل»، «راز هنري‌ گونه‌گون‌ خواني‌هاي‌ قرآن» «تفسير عرفاني‌ امام‌ صادق‌ (ع») مي‌باشد. ________________________________________ آثار : ايهام‌ در شعر فارسي بررسي‌ تاريخي‌ قصص‌ قرآن ويژگي اثر : ترجمه،اين كتاب ، در دوره بيست و سوم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. ‌آشنايي‌ با كتاب‌ ‌ ‌بررسي‌ تاريخي‌ قصص‌ قرآن‌ ‌ ‌بررسي‌ تاريخي‌ قصص‌ قرآن‌ / تأليف‌ محمد بيومي‌ مهران؛ ترجمة‌ سيدمحمد ‌ ‌راستگو و مسعود انصاري. - تهران: انتشارات‌ علمي‌ و فرهنگي، 1383،4 جلد، كتابنامه. يكي‌ از زمينه‌هاي‌ قرآن‌پژوهي‌ كه‌ از ديرباز كسان‌ بسياري‌ بدان‌ پرداخته‌اند و از ديدگاه‌هاي‌ گوناگون‌ دربارة‌ آن‌ پژوهش‌هاي‌ بسيار كرده‌اند و كتاب‌هاي‌ پرشماري‌ نوشته‌اند، داستان‌هاي‌ قرآن‌ است؛ و به‌ سخن‌ درست‌تر، رويدادهايي‌ تاريخي‌ كه‌ در قرآن‌ كريم‌ از آنها ياد شده‌ يا بدانها پرداخته‌ شده‌ است. با اين‌ همه‌ در زمينة‌ قرآن‌پژوهي‌ - همچون‌ ديگر زمينه‌هاي‌ آن‌ - پيمانة‌ پژوهش‌ هنوز پر نشده‌ و ناگفته‌ها و روشن‌ ناشده‌ها كم‌ نيست. يكي‌ از استوارترين‌ گام‌هايي‌ كه‌ در ايران‌ راه‌ برداشته‌ شده‌ و يكي‌ از بهترين‌ و گسترده‌ترين‌ كارهايي‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ انجام‌ گرفته، بي‌ گمان‌ تأليف‌ دكتر محمد بيومي‌ مهران‌ است. او كه‌ استاد تاريخ‌ دانشگاه‌ اسكندريه‌ است‌ و دربارة‌ تاريخ‌ كهن‌ شرق‌ به‌ويژه‌ مصر و سرزمين‌هاي‌ عربي‌ دست‌ توانا دارد و پژوهش‌هاي‌ چندي‌ انجام‌ داده‌ است، رويدادهاي‌ تاريخي‌ قرآن‌ كريم‌ را به‌ گستردگي‌ و بايستگي‌ به‌ پژوهش‌ گرفته‌ است‌ و كاري‌ در خور و شايستة‌ پيشكش‌ خوانندگان‌ عرب‌ زبان‌ كرده‌ است. او در اين‌ پژوهش‌ براي‌ هر چه‌ آشكارتر ساختن‌ رويدادهاي‌ تاريخي‌ قرآن، با كوشش‌ و كاوشي‌ بسيار پردامنه‌ و حوصله‌ سوز، افزون‌ بر قرآن‌ كريم، كتاب‌هاي‌ پرشمار تفسيري، حديثي، تاريخي‌ اسلامي‌ - عربي، پژوهش‌هاي‌ فرنگيان‌ كه‌ بيشتر بر سنگ‌نوشته‌ها و كتيبه‌هاي‌ كهن‌ استوارند، و نيز نوشته‌هاي‌ كهن‌ يوناني‌ و رومي‌ و همچنين‌ تورات‌ و انجيل‌ را كاويده‌ است، و با بهره‌گيري‌ از اين‌ همه‌ منابع‌ گوناگون‌ شرقي‌ و غربي‌ به‌ويژه‌ سنگ‌ نوشته‌ها و كتيبه‌ها و پژوهش‌هاي‌ باستان‌ شناسانه، توانسته‌ است‌ دربارة‌ رويدادهاي‌ تاريخي‌ قرآن‌ كاري‌ شگرف‌ را سامان‌ دهد و روشنايي‌ بسياري‌ بر آنها بتاباند. از بخش‌هاي‌ بسيار خوب‌ و خواندني‌ كتاب، كه‌ هم‌ در پژوهش‌ جداگانه‌ و هم‌ به‌ مناسبت‌ در جاي‌ جاي‌ كتاب‌ بدان‌ پرداخته‌ است، سنجش‌ها و مقايسه‌هايي‌ است‌ كه‌ ميان‌ داستان‌هاي‌ قرآن‌ و آنچه‌ در آن‌ باره‌ها در تورات‌ و انجيل‌ آمده‌ انجام‌ داده‌ است‌ و دوگانگي‌ها و ناسازي‌هاي‌ آنها را باز نموده‌ است‌ و از اين‌ راه‌ آشكار كرده‌ است‌ كه‌ سخنان‌ آنان‌ كه‌ گفته‌اند داستان‌هاي‌ قرآن‌ از تورات‌ و انجيل‌ گرفته‌ شده، بسيار بي‌پايه‌ است‌ و به‌ هيچ‌ روي‌ نمي‌تواند درست‌ باشد. نويسنده‌ رويدادهاي‌ تاريخي‌ قرآن‌ را از ديدي‌ جغرافيايي‌ بخش‌بندي‌ كرده‌ و رويدادهاي‌ هر منطقة‌ جغرافيايي‌ را در جلدي‌ جدا آورده‌ است؛ رويدادهاي‌ جزيرة‌العرب‌ را در نخستين‌ جلد، رويدادهاي‌ مصر را در دومين‌ جلد، رويدادهاي‌ عراق‌ را در سومين‌ جلد و رويدادهاي‌ شام‌ را در چهارمين‌ جلد، و بررسي‌ زندگي‌ و تاريخ‌ پيامبر (ص) را نيز به‌ جلد پنجم‌ وانهاده‌ است 3 تجلي‌ قرآن‌ و حديث‌ در شعر فارسي تصحيح‌ و تعليق‌ ديوان‌ حافظ‌ تلخ‌ و خوش‌ راز جاودانگي سكوك‌ عارفانه‌ عرفان‌ در غزل‌ فارسي

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

فاطمه سادات تهامي در سال 1339 در تهران متولد شد.ايشان داراي دكتراي رشته علوم قراني از دانشگاه تربيت مدرس مي باشد.وي از بهمن سال 1371 تا شهريور 1383 عضو هيات علمي دانشكده الهيات دانشگاه تهران و پس از آن، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم بود. كتاب " قرآن و كتاب مقدس، درون مايه‌هاي مشترك " ترجمه فاطمه سادات تهامي ، در سال1386 از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران برگزيده شد. گروه : علوم انسانيرشته : علوم قرآنيتحصيلات رسمي و حرفه اي : فاطمه سادات تهامي دوره ابتدايي و راهنمايي را در تهران گذراند و مقطع دبيرستان را در فرانسه در كالج بونل به پايان رساند. بعد از بازگشت به ايران، مدرك كارشناسي خود را در رشته الهيات و مدرك كارشناسي ارشد را در رشته علوم قرآن و حديث از دانشگاه تهران اخذ كرد. سپس در رشته علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت مدرس مدرك دكتراي خود را گرفت.رساله وي در اين دوره با عنوان «نقش ايرانيان در تدوين و نشر حديث» چاپ و منتشر شد. خاطرات و وقايع تحصيل : فاطمه سادات تهامي از دوران تحصيل خود چنين مي گويد: در دبيرستان رشته رياضي خواندم اما به ادبيات خصوصا ادبيات كلاسيك و نويسندگان روسي علاقه‌مندم فلسفه اسلامي و فلسفه غرب را هم خوانده‌ام و در موضوع اديان بيش از بقيه كار كرده‌ام. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : فاطمه سادات تهامي از بهمن سال 1371 تا شهريور 1383 عضو هيات علمي دانشكده الهيات دانشگاه تهران و پس از آن، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم بود. جوائز و نشانها : كتاب " قرآن و كتاب مقدس، درون مايه‌هاي مشترك " ترجمه فاطمه سادات تهامي ، در سال1386 از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : فاطمه سادات تهامي با زبان‌هاي فرانسه، انگليسي و عربي آشنايي دارد و مقالات متعددي از اين سه زبان ترجمه كرده است و نخستين اثر مستقل او كه از سوي انتشارات سهروردي در سال 1385 به چاپ رسيد، ترجمه‌اي است از كتاب «قرآن و كتاب مقدس، درون مايه‌هاي مشترك» نوشته دنيز ماسون. ________________________________________ آثار : قرآن و كتاب مقدس، درون مايه‌هاي مشترك ويژگي اثر : تاليف: دنيز ماسون؛ ترجمه فاطمه سادات تهامي-‌ تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردي، 1024 صفحه.اين كتاب در سال 1386 ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران برگزيده شده است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

مهندس عليرضا برازش در سال 1334 ش در شهر تهران به دنيا آمد.ايشان داراي مدرك كارشناسي ارشد رشتة «علوم قرآني و حديث» از دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران مي باشد. كتاب "المعجم المفهرس لالفاظ الاصول من الكافي " تاليف عليرضا برازش ، در دوره هفتم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : علوم قرآنيتحصيلات رسمي و حرفه اي : عليرضا برازش پس از طي دورة ابتدائي و متوسطه به دانشگاه علم و صنعت راه يافت و موفق به اخذ درجة مهندسي صنايع (توليد صنعتي) گرديد و پس از آن مدرك فوق‌ليسانس را در رشتة «علوم قرآني و حديث» از دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران دريافت كرد.جوائز و نشانها : كتاب "المعجم المفهرس لالفاظ الاصول من الكافي " تاليف عليرضا برازش ، در دوره هفتم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد. ________________________________________ آثار : المعجم المفهرس لالفاظ الاصول من الكافي ويژگي اثر : تاليف-اين كتاب در دوره هفتم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است-آشنايي با كتاب: «المعجم المفهرس لالفاظ الاصول من الكافي» اين كتاب از بهترين معاجم لفظي است كه براي كتب حديث تدوين شده است. مؤلف سخت كوش با مبنا قرار دادن متن معتبري از اصول كافي و با اتكاء بر موازين فهرست‌نگاري موج بات سهولت و سرعت دستيابي محققين را به تمامي كلمات مهم (اسامي و افعال) با توجه به ريشة آنها فراهم كرده و نيز با ارائة يك جدول تطبيقي، محل هر باب را در مهمترين شرحها، تصحيحها و ترجمه‌هاي اصول كافي به دست داده است 2 قرآن صاعد مجمع‌الانوار

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

سيد مرتضي نجومي در سال 1307و در 26 بهمن ماه در شهر كرمانشاه ديده به جهان گشود. وي تحصيلات آغازين خود را در مدرسه حاج شهبازي و نزد علماي آن دوران فرا گرفت و در همان ابتداي راه از پدر هنر خوشنويسي را آموخت .به علت علاقه وي به مطالعه ، كتابخانه هايي در شهر باختران و هم درشهر كرمانشاه كه تمام كارهاي آن به خصوص جلد وترميم و صحافي كتابها به عهده او بود را تاسيس كرد .از وي آثار ي چون« بعد معنوي هنر خط» و« عرفان هنري انسان »به جا مانده است .گروه : هنررشته : خوشنويسيوالدين و انساب : سيد مرتضي نجومي در سال 1307و در 26 بهمن ماه در شهر كرمانشاه و درخانواده اي اهل علم و هنر ديده به جهان گشود. خاندان نجومي از سادات حسيني و از اولاد سادات كه درزمان امام محمد باقر و امام صادق ساكن كوفه مي باشند . سلسله نسب وي به جناب حسين ذي الدمعه فرزند شهيد ،فرزند امام همام سيد الساجدين و زين العابدين علي بن الحسين (ع) است .اجداد پدري و مادري او تا متجاوز از 350 سال قبل همگي روحاني بودند و جد وي آقا ميرزا اسمعيل هم از خوشنويسان بسيار خوبي بوده اند كه انواع خطوط را هم بسيار استادانه مي نوشته اند . مرحوم والده نجومي از علماي اتقيا وافاضل نادره شهرستان باختران بود. كه درسال 1305 هجري قمري و 1265 شمسي متولد و 1378 مطابق به 18 مرداد 1364 به رحمت ايزدي پيوست كه صبح روز بعد با جمعيت بي نظيري كه سالها چنين جمعيتي درباختران ديده نشده بود تشييع و توسط علماي متقي وبزرگوار شهر به قم منتقل و در آرامگاه ابوحسين غرفه بزرگ و مخصوص علما مدفون گرديد . مرحوم والده نجومي از خوشنويسان بسيار عالي خط نسخ بودند .پدر نجومي استاد خوشنويسي بود و او هم بهره كافي از هنر پدر در اين ايام برد .تحصيلات رسمي و حرفه اي : سيد مرتضي نجومي در همان ايام كودكي با مجالست بزرگان و اهل علم و بدليل مطالعه وي در كتب و قصص ديني معلومات خوبي به دست آورد و جامع المقدمات و سيوطي و صمديه مغن؟؟مطول و ....ر ادر مدرسه حاج شهباز خان كرمانشاه و نزد علماي آن زمان فرا گرفت شرح لمعه و قوانين را نزد آقا ميرزا علي فلسفي و آقا ميرزا احمد اردبيلي و بقيه دروس را هم نزد علماي نجف اشرف آموزش ديد .استادان و مربيان : از استادان سيد مرتضي نجومي كه براي تمام مراحل او را همراهي كردند مي توان از :آقا ميرزا ابراهيم پور ، مرحوم والده نجومي كه شرح لمعه و قوانين و صمديه و سيوطي و حاشيه ملاعبد الله و مقداري سيوطي ومغني و جامع المقدمات را نزد حاج آقاسيد محمود معصومي لاري ، شرايع ر ا آقاي حاج شيخ حسن حاج آخوند و حاج آقا مجتبي حاج آخوند ،شرح لمعه را نزد استاد آقا ميرزا احمد اردبيلي و آقا شيخ علي كاشاني ،مبحث برائت را نزد حاج آقاي علي بهشتي و سيد محمد روحاني و سيد احمد شكوري . مكاسب را نزد شيخ انصاري و مهذب الاحكام في شرح العروه الوثقي را نزد استاد آيت الله آقا سيد عبد الاعلي سبزواري و كفايه را جناب آقاي سيد محمد روحاني و سيد عبد الاعلي سبزواري ، خارج محقق را آقا ميرزا محمد باقر زنجاني وآقا عبد الهادي شيرازي را خارج فقه و محسن حكيم در س متاخر ممسك ر ا ، آٌقا سيد محمود شاهرودي مباحثي در رابطه با حج را به ايشان آموختند .مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : ازمراكزي كه سيد مرتضي نجومي آن را تاسيس كردند كتابخانه اي است دركرمانشاه كه حدود يك هزار جلد كتاب ارزنده كه توسط خود استاد جلدو ترميم و صحافي شده است در اين كتابخانه جمع آوري شده است ، و همچنين تاسيس كتابخانه اي در شهر باختران كه شامل هفت هزار كتاب كه حدود هزار جلد آن به ترميم و تجليد وي انجام گرفته است .ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : از فعاليت هاي سيد مرتضي نجومي مي توان به موارد زير اشاره كرد . - تاسيس كتابخانه اي در كرمانشاه - تحرير آثار ارزنده به ويژه در زمينه خط ثلث - تحقيق و تدريس در علوم اجتهاد آرا و گرايشهاي خاص : از نظرگاه سيد مرتضي نجومي ،شخص هنر مند آنست كه اصالت خود و ارزشهاي اصيل انساني و الهي خود را در يابد و اگر چنين دريافتي دروني پيدا كرد خود به خو؟؟؟؟الهي ،اصيل و ارزشمند پيدا مي كند و براي چنين هنرمندي چراغ هدايت فرا راه او روشن است .چگونگي عرضه آثار : سيد مرتضي نجومي كه بغير از نوشتن تقريرات دروس فقهي و اصول ،بعضي كتابها را به خط خود استنساخ كرده است مثل رياض العلماء ، بناء العويه در نقض الرساله العثمانيه ،استخارات ، نشوه السلافه و محل الاضافه ، سلامه العصر في اعيان العصر ، فصل القضاء في الكتاب المشتهر بفقه الرضا . فروع علم اجمالي ،التعاد ، تحفه الحكيم و معاد . ________________________________________ آثار : بعد معنوي هنر خط عرفان هنري انسان

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع :

در روز چهارشنبه ای از ماه رجب ، در یکی از محله ها نجف (محله براق ) در خانه دانشمند عامل و روحانی فاضل ، علامه شیخ حسن بلاغی ، ستاره ای چشم به جهان گشود که امید آن می رفت تا گمشدگان وادی شب گون نادانی را به کرانه های صبح امید رساند. این نورسیده را محمد جواد نام نهادند. و بدین سان در سال 1282 ق . خداوند نعمتی دیگر به جامعه شیعه عنایت کرد. آل بلاغی یکی از خاندانهای نجیب ، شریف و قدیمی شهر نجف بوده اند. این دودمان پاک بسان چشمه ای پربرکت همواره جوشیده و طراوت بخشیده اند و تشنگان را سیراب کرده و همگی به جلال و بزرگی در علم و ادب شهرت داشته اند. جرعه نوش علم و معرفت . محمد جواد پس از آنکه نشو و نما یافت و دوران کودکی را پشت سر گذاشت در بوستان همیشه سبز حوزه قدم نهاد و شاگردی آن مکتب گردید. علوم مقدماتی را در حضور نورانی علمای نجف فراگرفت و تا 24 سالگی از اساتید بزرگ آن حوزه عظیم ، استفاده های علمی و معنوی فراوانی برد. روان پاک بلاغی که شیفته کسب معارف و درک فضایل بود او را در سال 1306 ق . مجبور به ترک زادگاهش کرد و او با دلی مالامال از عشق و علاقه به فراگیری دانش و خودسازی ، وارد شهر مقدس کاظمین شد تا بتواند در سایه اندیشه های بلند آن دیار، به اهداف عالیه اش نایل آید. ایشان شش سال از عمر مبارکش را در این شهر صرف تحصیل و تهذیب نمود و تا سال 1312 ق . در کاظمین ماند. او در همان شهر با خانواده شریف عالم بزرگوار سید موسی جزایری وصلت نمود. در سی سالگی به زادگاهش نجف اشرف بازگشت و در درس سرآمدترین استوانه های علمی و عملی عصر خویش حاضر شد و سرزمین سبز فکرش ‍ را با زلال آبهای با صفای آن حوزه طراوت بخشید و مدت 14 سال در این دانشگاه بزرگ اسلامی ماند و از باغ و بوستانهای نجف خوشه های فراوان علم و معنویت چید. شیخ محمد جواد بلاغی که سالهای متمادی را در پی علم و عمل گذرانده بود در سال 1326 ق . وارد شهر مقدس سامرا شد و در درس مرجع مجاهد و رهبر انقلابی ، میرزا محمد تقی شیرازی شرکت جست و ده سال بر سفره علمی این مجتهد سترگ و بیدار مهمان بود و با استفاده از جنبه های روحی و معنوی آن بزرگوار، خویشتن را تقویت کرد. این دانشمند وارسته آنچنان شیفته دانش و یاد گرفتن بود که تا 54 سالگی در درس میرزای شیرازی شرکت نمود. راهنمایان رهرو خوبیها اندیشمندان و فرزانگانی که علامه بلاغی در حضور نورانی آنان نشست و آموخت عبارت اند از: 1. فقیه بزرگوار شیخ محمد طه نجف (متوفی 1323 ق .) 2. فقیه محقق حاج آقا رضا همدانی (متوفی 1322 ق .) 3. عالم و اصولی مدقق شیخ محمد کاظم خراسانی (متوفی 1329 ق .) 4. علامه فقیه سید حسن صدرالدین کاظمی (متوفی 1354 ق .) 5. فقیه بزرگ شیخ محمد حسین مامقانی (متوفی 1323 ق .) 6. علامه محدث میرزا حسین نوری (متوفی 1320 ق .) 7. فقیه عالیمقام سید محمد حسن هاشم هندی غروی (متوفی 1323 ق .) 8. مرجع مجاهد میرزا محمد تقی شیرازی (متوفی 1338 ق .) پیوند دانش و مبارزه این متعهد وظیفه شناس از تبار روحانیتی بیدار و آگاه بود که در پی استقلال طلبی کشور عراق از یوغ استعمار انگلیس در سال 1336 ق . - برای بار دوم - آهنگ شهر کاظمین کرد و در جرگه جهاد و دفاع از ثغور اسلامی حضور یافت و به صف مجاهدان پیوست . آینده ساز دلسوز اینک نام تنی چند از پروردگان آن فقیه آینده ساز را ذکر می نماییم . 1. آیة الله العظمی آقای سید شهاب الدین مرعشی نجفی (متوفی 1411 ق .) 2. آیة الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی (متوفی 1414 ق .) 3. آیة الله العظمی آقای حاج سید هادی میلانی (متوفی 1395 ق .) 4. علامه ادیب آقای میرزا محمد علی اردوبای نجفی (متوفی 1380 ق .) 5. علامه سید محمد صادق بحرالعلوم (متوفی 1390 ق .) 6. آیة الله شیخ محمد رضا آل فرج الله نجفی (متوفی 1386 ق .) 7. آیة الله شیخ محمد مهدوی لاهیجی (متوفی 1403 ق .) 8. آیة الله شیخ نجم الدین جعفر عسکری تهرانی (متوفی 1395 ق .) 9. حاج شیخ ذبیح الله محلاتی (متوفی 1405 ق .) 10. آیة الله حاج شیخ محمد رضا طبسی نجفی (متوفق 1405 ق .) 11. میرزا محمد علی مدرس خیابانی 12. استاد ادیب علی خاقانی 13. آیة الله شیخ علی محمد بروجردی (متوفی 1395 ق .) 14. شیخ مهدی بن داوودالحجار (متوفی 1358 ق .) 15. علامه محقق حاج شیخ مجتبی لنکرانی نجفی 16. آیة الله سید صدرالدین جزایری (متوفی 1388 ق .) 17. شیخ ابراهیم بن شیخ مهدی قریشی 18. شیخ مرتضی مظاهری نجفی 19. آیة الله سید مرتضی لنگرودی (متوفی 1383 ق .) 20. علامه میرزا محمد علی ادبی تهرانی تراوش قلم آثار سبز او در زمینه های فقه ، تفسیر، تاریخ ، اصول فقه ، عقاید و رد یهود و نصارا و مادیون و بابیت و بهائیت تدوین یافته است . نشانه های ماندگار ایشان عبارت است از: 1. تفسیر آلاءالرحمن 2. رساله ای در پاسخ به پرسشهایی که از جبل عامل برای ایشان فرستاده و در آن شبهاتی درباره قرآن نموده بودند 3. الرحلة المدرسیة یا المدرسة السیارة 4. الهدی الی یدن المصطفی 5. التوحید والتثلیت 6. اعاجیب الاکاذیب 7. انوارالهدی 8. البلاغ المبین 9. نصایح الهدی 10. المسیح و الانجیل 11. نسمات الهدی 12. المصابیح فی بعض ‍ من ابدع فی الدین فی القرن الثالث عشر 13. مصباح الهدی 14. مسئلة فی البداء 15. نورالهدی 16. اجویة المسائل البغدادیة 17. داعی الاسلام و داعی النصرانیة 18. مجموعه از تعلیقه ، حاشیه و رساله های فقهی ، در این میان رساله ای در احکام وضو به چشم می خورد که علامه خود آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است . رساله ای درباره اوامر و نواهی در علم اصول . رساله ای در نفی تزویج ام کلثوم با عمربن خطاب . رساله ای درباره عدم اعتبار تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام . رد بر کتاب ((تعلیم العلماء)) نوشته غلام احمد قادیانی رد بر کتاب ((حیاة المسیح )) نووشته غلام احمد قادیانی رد بر کتاب ((ینابیع الکلام )) . رساله ای در رد جرجیس سائل و هاشم عربی (این چهار رساله در رد شبه های مخالفان اسلام بویژه مبلغان مسیحی نوشته است .) . رساله ای در رد حسیون (رد بر فرقه قادیانیه است .) داروین و اصحابه . مهتاب ادب یکی از ویژگیهای شخصیت علمی علامه بلاغی ، جنبه ادبی ایشان است . او دانشمندی ادیب و ادیبی دانشمند بود. نوشته هایش را با قلم و سبکی ابتکاری و جدید و در قالبهای ادبی و شعر، داستان ، رمان و مناظره به رشته تحریر در آورده و برخی از مسائل عقیدتی و فلسفی را در قالب شعر سروده و شعرش حامل پیام بوده است . ایشان در ثنا و رثای اهل بیت علیهم السلام چکامه هایی چند سروده است . یکی از آنها را که مرثیه ای برای امام حسین علیه السلام است مرور می کنیم : یا تریب الخد فی رمض الطفوف لیتنی دونک نهبا للسیوف یا نصیرالدین اذ عزالنصیر و حمی الجار اذ عزالمجیر و شدید الباءس والیوم العسیر و ثمال الوفد فی العام العسوف کیف یا خامس اصحاب الکسا و ابن خیرالمرسلین المصطفی و ابن ساقی الحوض فی یوم الظماء و شفیع الخلق فی الیوم المخوف یا صریعا ثاویا فوق الصعید و خضب الشیب من فیض الورید کیف تقضی بین اجناد یزید ضامیا تسقی بکاسات الحتوف - ای کسی که گونه هایت در سرزمین کربلا بر خاک گرم افتاد! ای کاش من به جای تو، جایگاه ضربه های شمشیر می شدم . - ای یاور دین هنگامی که یاران اندک شدند! و ای امید بی پناهان هنگامی که پناه دهندگان کم شدند. - ای کسی که در روز جنگ و سختی صبر بسیار داری و ای ملجاء وارد شدگان در سالهای خشکی و سخت . - چه سان است ای پنجمین اصحاب کساء و ای فرزند بهترن رسولان (حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم ) - ای فرزند ساقی حوض (حضرت علی علیه السلام ) در روز تشنگی ، شفاعت کننده مردم در روز ترسناک . - ای کشته افتاده روی زمین و ای کسی که محاسنت با خون گلویت خضاب است . - چگونه تشنه ماندی بین لشکر یزید، در حالی که سیرابت می کردند از جام مرگها. چکاد تلاش آموختن زبانهای خارجی با امکانات محدود آن روز، کاری بسیار مشکل بوده است . علامه بلاغی علاوه بر زبان عربی ، زبانهای عبری ، انگلیسی و فارسی را خوب می دانست و به آنها تسلط داشت و فراگیری آنها به شخصیت علمی ایشان برجستگی ویژه ای بخشیده بود. درباره چگونگی آموختن زبان عبری چنین نگاشته اند: ((زبان عبری را از یهود دوره گرد آموخته است . در آن روزگار گروهی یهودی در شهرهای عراق بودند که مقداری جنس ، پارچه و امثال آن ، بر دوش داشتند و در کوچه و بازار می گشتند و می فروختند. بلاغی از این فرصت استفاده می کرد و درباره مفردات و جمله بندی زبان عبری از آنان چیزهایی می پرسید. گاه مجبور می شد همه اجناس یک یهودی دوره گرد را بخرد تا از او درباره یک واژه یا ترکیب سخنی بشنود. چون یهودیان در آموختن لغت خود به دیگران بسیار بخل می ورزیدند. بلاغی گاه شیرینی و شکلات می خرید تا اگر بچه ای یهودی ببیند به او بدهد و چیزی از او بپرسد.)) شکوه گمنامی گمنام زیست و بی هیاهو، ولی نامش در گمنامی اوست و هنرش در اخلاص ‍ والایش ... شکوه گمنامی و حماسه اخلاص او در شعار معروفش تجلی کرده که می فرمود: ((انی لا اقصد الا الدفاع من الحق لا فرق عندی بین ان یکون باسمی او اسم غیری .)): من جز دفاع از حق انگیزه ای نداشتم . بنابراین هیچ فرقی نیست که کتاب به نام من یا نام دیگری منتشر شود. اسوه زهد درباره ساده زیستی اش گویند: ((اتاقی کوچک داشت و محقر. در آن جز بوریایی و روفرشی یی که بر آن می نشست هیچ چیز نبود. در زمستان وسایل گرم کردن و در تابستان وسایل سرد کردن نداشت ؛ با اینکه مزاجی ضعیف داشت و بیمار بود. با این احوال ، هیچ گاه از این اتاق بیرون نمی رفت مگر برای نیازهای ضروری .)) بحقیقت که ایشان با بی پیرایگی اش اسوه برجسته زهد و پارسایی بود. خنیاگر بیداری حیاتش ترکیبی از دو عنصر عقیده و جهاد بود و حرکتش بر مبنای این دو عنصر هیچ گاه گوشه نشینی را نگزید و آرام نگرفت و پیوسته حریت آمیخته با حیات را بر سر و روی جامعه اسلامی می پاشید و خوابهای گران را بر می آشفت گویند: ((برخی از بهائیان جاسوس استعمار در محله ای در بغداد، مکانی را به نام حظیره برای اجتماع خود بنا نهادند. بلاغی با شنیدن این خبر دیگر آرام نگرفت و استراحت را بر خود روا نداشت تا با مراجعه به دادگاه و قانون آنان را به ترک آن محل واداشت و پس از مدتی آنجا را به مسجدی تبدیل کرد و در آن نماز و شعایر حسینی اقامه می شد.)) این روحانی آگاه ، مرز و بوم را همواره نگهبان بود و برای بیدار ساختن جامعه دل می سوزاند و تمام هستی خود را فدای خدمت به حق و خلق کرد. وی برای چاپ کتاب ((الهدی )) (در رسوا سازی خدعه ها و توطئه های مبلغان مسیحی ) پولی نداشت . بناچار هر چه در خانه داشت به قیمت ارزان فروخت و کتاب را به چاپخانه فرستاد تا خداوند اندک اندک اثاثیه خانه و زندگانی وی را فراهم ساخت . آخرین هجرت آسمان شهر غم رنگ بود و اندوهبار. اشک هجران بر گونه های شهر جاری بود. زیرا خورشید اندیشه ای رو به غروب بود که هفتاد سال در آسمان علمی شیعه نور بخشیده بود. تقویم عمری رو به پایان می شد که برگ برگ وجودش را وقف خدمت کرده بود. باد خزان بر باغ پرشکوفه رادمردی وزیدن گرفته بود که سراسر عمرش بهار بود و بیداری فصل فراق در گوش جان علامه آهنگ وداع می نواخت و نسیم ((ارجعی )) جانان در بوستان جانش وزیدن داشت و در حیاط ((حیاتش )) می رفت که با قفل مرگ بسته شود. او که عمری در وادی رضای حق قدم و قلم زد اکنون مجنون صفت مشتاق نوشیدن جام وصال بود. سرانجام این چکاد تعبد و تخصص ، فقیه و ادیب فرزانه و مجاهد زاهد، شب دوشنبه بیست و دوم شعبان 1352 ق . ندای حضرت دوست را لبیک گفت و مرغ جانش با کوله باری از خدمت و خوبی و افتخار به سرای ابدی پر کشید و در آستان دوست جای گرفت . خاکیان را در سوگ و عرشیان را در سرور نشاند. حوزه های علمیه - بویژه طلاب نجف - در این فقدان ، غرق در ماتم شد. پس از تجلیل و تشییع ، پیکر پاکش را در حجره جنوبی سوم در سمت غربی صحن مبارک حضرت علی علیه السلام ، در کنار آرامگاه جواد بن محمد حسینی (مؤ لف کتاب مفتاح الکرامه ) به خاک سپردند. روحش شاد، راهش سبز و پر رهرو و تربتش از شمع رضای جانان نورانی باد. آثار: 1. تفسیر آلاءالرحمن 2. الرحلة المدرسیة یا المدرسة السیارة 3. الهدی الی یدن المصطفی 4. التوحید والتثلیت 5. اعاجیب الاکاذیب 6. انوارالهدی 7. البلاغ المبین 8. نصایح الهدی 9. المسیح و الانجیل 10. نسمات الهدی 11. المصابیح فی بعض ‍ من ابدع فی الدین فی القرن الثالث عشر 12. مصباح الهدی 13. مسئلة فی البداء 14. نورالهدی 15. اجویة المسائل البغدادیة 16. داعی الاسلام و داعی النصرانیة 17. رساله ای درباره اوامر و نواهی در علم اصول 18. رساله ای در نفی تزویج ام کلثوم با عمربن خطاب 19. رساله ای درباره عدم اعتبار تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام 20. رد بر کتاب ((تعلیم العلماء)) 21. رد بر کتاب ((حیاة المسیح )) 22. رد بر کتاب ((ینابیع الکلام )) 23. رساله ای در رد جرجیس سائل و هاشم عربی 24. رساله ای در رد حسیون

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

استاد ابوالقاسم تفضلي در سال 1300 ، در مشهد به دنيا آمد. تحصيلات خودرا پس از مقطع ابتدايي و متوسطه ، در رشته حقوق ادامه داد و در دانشگاههاي استانبول ، پاريس و تهران تا مقطع دكترا به تحصيل پرداخت. مطالعه درباره تصوف و ديدار با بزرگان صوفيه از جمله برنامه هاي استاد تفضلي مي باشد. اغلب مقالات او از سال 1325 در روزنامه ايران ما به چاپ رسيده است. وي از سال 1356 خود را بازنشسته كرد و به سير و سياحت در نقاط مختلف جهان و نگارش كتاب هاي قابل توجهي دربارة عرفان و نيز كتاب هاي جنايي بر گرفته از پرونده هاي موكلان خود مشغول شد. اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : دكتر تفضلي در خانواده اي درويش مسلك و عارف پيشه به دنيا آمد و پرورش يافت. منزل پدر او محفل درويشان و مجلس مثنوي خواني و تفسير آن بود. تحصيلات رسمي و حرفه اي : تفضلي تحصيلات خودرا پس از مقطع ابتدايي و متوسطه ، در رشته حقوق ادامه داد و در دانشگاههاي استانبول ، پاريس و تهران تا مقطع دكترا به تحصيل پرداخت. وي زبان انگليسي را در دانشگاه كلمبياي نيويورك آموخته است. خاطرات و وقايع تحصيل : دوران تحصيل دكتر تفضلي در تركيه مصادف با جنگ جهاني دوم و كشتار مردم آنجا بود كه استاد تمامي اين وقايع را از نزديك مشاهده كرده بود. استادان و مربيان : عبدالباقي گلپيناري محقق تاريخ و فرهنگ ترك در دانشگاه استانبول و جلال الدين چلبي نوادة مطهر مولوي از جمله استادان وي بودند. هم دوره اي ها و همکاران : دكتر زرين كوب از جمله دوستان نزديك دكترتفضلي به شمار مي آيد. وقايع ميانسالي : دكتر تفضلي در سال 1334 براي زيارت آرامگاه مولانا و در سالهاي 1343 ، 1355و 1356 براي حضور در مجالس سماع درويشان در تركيه حضور يافت و از آن پس به ديدار با مشايخ با مشايخ طريقت مولويه و تحقيق دربارة مولوي پرداخت. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : دكتر تفضلي تا سال 1356 ( به مدت 55 سال ) به كار وكالت اشتغال داشت. مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : استاد ابوالقاسم تفضلي در سال 1300 ، در مشهد به دنيا آمد. تحصيلات خودرا پس از مقطع ابتدايي و متوسطه ، در رشته حقوق ادامه داد و در دانشگاههاي استانبول ، پاريس و تهران تا مقطع دكترا به تحصيل پرداخت. مطالعه درباره تصوف و ديدار با بزرگان صوفيه از جمله برنامه هاي استاد تفضلي مي باشد. اغلب مقالات او از سال 1325 در روزنامه ايران ما به چاپ رسيده است. وي از سال 1356 خود را بازنشسته كرد و به سير و سياحت در نقاط مختلف جهان و نگارش كتاب هاي قابل توجهي دربارة عرفان و نيز كتاب هاي جنايي بر گرفته از پرونده هاي موكلان خود مشغول شد. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : مطالعه درباره تصوف و ديدار با بزرگان صوفيه از عادات هر روزة استاد تفضلي مي باشد.اغلب مقالات او از سال 1325 در روزنامه ايران ما به چاپ رسيده است. وي از سال 1356 خود را بازنشسته كرد و به سير و سياحت در نقاط مختلف جهان پرداخت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن ، در سال 1304 شمسي در ندوشن يزد ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و قسمتي از متوسطه را در ندوشن يزد فراگرفت ، آنگاه به تهران عزيمت كرد و دوره ي متوسطه را به پايان رسانيد و براي ادامه ي تحصيل وارد دانشكده حقوق شد و به دريافت ليسانس توفيق يافت. سپس به منظور تكميل تحصيلات رهسپار اروپا شد و مدت پنج سال در فرانسه و انگلستان به اندوخته هاي علمي خود افزود و به اخذ دكترا در همان رشته نائل آمد. دكتر اسلامي ندوشن ، در شمار شاعران انديشمند و نويسندگان توانا و برجسته اي است كه از سال 1327 اشعارش در مجله ي سخن و برخي مجلات ديگر انتشار يافته است. اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : اسلامي ندوشن در خانواده اي با بضاعت متوسط به دنيا آمد ، پدرش خيلي زود وفات يافت و او ناگزير شد كه روي پاي خود بايستد. تحصيلات رسمي و حرفه اي : دكتر اسلامي ندوشن ، تحصيلات ابتدايي را نخست در مدرسه ي ناصرخسرو ندوشن ، سپس مدرسه ي خان يزد ، پس از آن به دبستان دينياري رفت و دبيرستان را تا سوم متوسطه در دبيرستان ايرانشهر يزد گذراند ، آنگاه براي ادامه ي تحصيل در سال 1323 به تهران عزيمت كرد و بقيه ي دوره ي متوسطه را در دبيرستان البرز به پايان رساند. سپس براي ادامه ي تحصيل وارد دانشكده حقوق دانشگاه تهران شد و به دريافت ليسانس توفيق يافت. پس از آن به منظور تكميل تحصيلات به اروپا عزيمت نمود .مدت پنج سال در فرانسه و انگلستان به اندوخته هاي علمي خود افزود و با گذراندن پايان نامه ي دكتراي خود به نام « كشور هند و كامنولث » به دريافت دكتراي حقوق بين الملل از دانشكده حقوق دانشگاه پاريس نائل آمد فعاليتهاي ضمن تحصيل : اسلامي از ده دوازده سالگي شاعري را آغاز كرد و پس از آمدن به تهران در دوران دبيرستان ، حرفه اي تر شعر مي گفت. وي در اين زمان بعضي از قطعه شعرها را در مجله ي سخن منتشر مي نمود. فعاليت هاي اسلامي ندوشن در دوران تحصيلات در اروپا ، بيشتر آشنايي با زبان فرانسه و شركت در سخنراني هاي دانشگاه سوربن بود و به جز چند داستان كوتاه و چند قطعه شعر و پايان نامه ي دكترايش چيز ديگري ننوشت همسر و فرزندان : دكتر شيرين بياني استاد تاريخ دانشگاه تهران و نويسنده ي چندين كتاب تاريخي ، همسر دكتر اسلامي ندوشن مي باشد مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : دكتر اسلامي ندوشن در سال 1334 پس از بازگشت به ايران ، چند سال در شغل قاضي دادگستري خدمت كرد فعاليتهاي آموزشي : دكتر اسلامي ندوشن پس از ترك خدمت در دادگستري ، به تدريس حقوق و ادبيات در برخي دانشگاه ها و آموزشگاه هاي عالي ، از جمله : دانشگاه ملي ، مدرسه ي عالي ادبيات ، مدرسه ي عالي بازرگاني و مؤسسه ي علوم بانكي پرداخت. در سال 1348 به دعوت پروفسور فضل الله رضا ( رئيس وقت دانشگاه تهران ) به همكاري با دانشگاه تهران دعوت گرديد و براساس تأليفاتي كه در زمينه ي ادبيات انتشار داده بود ، جزء هيئت علمي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران قرار گرفت و تدريس نقد ادبي و سخن سنجي ، ادبيات تطبيقي ، فردوسي و شاهنامه ، شاهكارهاي ادبيات جهان در دانشكده ادبيات و تدريس تاريخ تمدن و فرهنگ ايران را در دانشكده حقوق برعهده گرفت و تا سال 1359 كه به انتخاب خود از دانشگاه تهران بازنشسته شد ، ادامه داشت. وي اكنون در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و در مقطع دكتراي ادبيات به تدريس مكتب هاي ادبي جهان مي پردازد. مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن ، در سال 1304 شمسي در ندوشن يزد ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و قسمتي از متوسطه را در ندوشن يزد فراگرفت ، آنگاه به تهران عزيمت كرد و دوره ي متوسطه را به پايان رسانيد و براي ادامه ي تحصيل وارد دانشكده حقوق شد و به دريافت ليسانس توفيق يافت. سپس به منظور تكميل تحصيلات رهسپار اروپا شد و مدت پنج سال در فرانسه و انگلستان به اندوخته هاي علمي خود افزود و به اخذ دكترا در همان رشته نائل آمد. دكتر اسلامي ندوشن ، در شمار شاعران انديشمند و نويسندگان توانا و برجسته اي است كه از سال 1327 اشعارش در مجله ي سخن و برخي مجلات ديگر انتشار يافته است. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : دكتر اسلامي ندوشن ، در شمار شاعران انديشمند و نويسندگان توانا و برجسته اي است كه از سال 1327 اشعارش در مجله ي سخن و برخي از مجلات ديگر انتشار يافت و مورد توجه قرارگرفت. وي در كنار فعاليت هاي علمي و تحقيقي خود ، از زبان شعر كمتر استفاده كرده است ، اما آنچه از او چاپ و در دسترس قرار گرفته است ، بسيار خوب و نمودار استعداد و ذوق سرشار و قريحت تابناك او در شعر مي باشد. استاد بيشتر اوقات خود را صرف در تحقيق آثار علمي و ادبي ايران و ترجمه ي آثار نويسندگان جهان كرده و آثارش در مجلات پيام نو ، سخن ، يغما ، راهنماي كتاب و نگين چاپ شده است. آرا و گرايشهاي خاص : دكتر اسلامي ندوشن ، برخي از آثار خود را با امضاي مستعار « م. ديده ور » چاپ و منتشر ساخته است. جوائز و نشانها : كتاب « ابر زمانه و ابر زلف » در سال 1342 به عنوان كتاب برگزيده ي سال از سوي انجمن كتاب انتخاب گرديد آثار : مجموعه شعر « چشمه »- مجموعه شعر « گناه »- ترجمه و مؤخره ي پيروزي آينده ي دموكراسي- ترجمه ي جهاد در اروپا- ترجمه ي قطعاتي از رومئو و ژوليت- در كشور شوراها- آزادي مجسمه- ذكر مناقب حقوق بشر در جهان سوم- گفت و گوها- افسانه و افسون- زندگي و مرگ پهلوانان در شاهنامه- ايران را از ياد نبريم- به دنبال سايه ي هماي- فرهنگ و شبه فرهنگ- درباره ي آموزش- گفته ها و ناگفته ها- صفير سيمرغ- داستان داستان ها- نوشت هاي بي سرنوشت- كارنامه ي سفر چين- جام جهان بين- آواها و ايماها- ديدن دگر آموز ، شنيدن دگر آموز- داستان كوتاه پنجره هاي بسته- ترجمه ي آنتونيوس و كلئوپاترا- ابرزمانه و ابر زلف- شور زندگي- ترجمه ي ملال پاريس و برگزيده اي از گل هاي بدي- ترجمه ي بهترين اشعار هِنري لانگ فلو- روزها ، سرگذشت- تحقيق در منظومه ي ويس و رامين گرگاني- آويزه ي سخن ها- ايران لوك پير- ايران و تنهايي اش- باران نه رگبار- باغ سبز عشق- سخن ها را بشنويم- سرو سايه فكن- ترجمه ي عمر خيام- كشور هند و كامنولث- گفتيم و نگفتيم- ماجراي پايان ناپذير حافظ- مسئله ي عقب ماندگي- نامه ي نامور-

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود. پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد. جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد: « دبستان را که تمام کردم، دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من رفتم بازار. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. » پس از ختم تحصیل دبیرستانی، پدر او را به نجف نزد برادر بزرگش سید محمد تقی فرستاد تا در آنجا به تحصیل در علوم دینی بپردازد، البته او خود به قصد تحصیل در بیروت به این سفر رفت، اما در نجف ماندگار شد. این سفر چند ماه بیشتر دوام نیاورد و جلال به ایران بازگشت. در «کارنامه سه ساله» ماجرای رفتن به عراق را این گونه شرح می دهد: «تابستان 1322 بود، در بحبوحه جنگ، با حضور سربازان بیگانه و رفت و آمد وحشت انگیز U.K.C.C و قرقی که در تمام جاده ها کرده بودند تا مهمات جنگی از خرمشهر به استالینگراد برسد. به قصد تحصیل به بیروت می رفتم که آخرین حد نوک دماغ ذهن جوانی ام بود و از راه خرمشهر به بصره و نجف می رفتم که سپس به بغداد والخ .... اما در نجف ماندگار شدم. میهمان سفره برادرم. تا سه ماه بعد به چیزی در حدود گریزی، از راه خانقین و کرمانشاه برگردم. کله خورده و کلافه و از برادر و پدر.» پس از بازگشت از سفر، آثار شک و تردید و بی اعتقادی به مذهب در او مشاهده می شود که بازتابهای منفی خانواده را به دنبال داشت. «شخص من که نویسنده این کلمات است، در خانواده روحانی خود همان وقت لامذهب اعلام شد ه دیگر مهر نماز زیرپیشانی نمی گذاشت. در نظر خود من که چنین می کردم، بر مهر گلی نماز خواندن نوعی بت پرستی بود که اسلام هر نوعش را نهی کرده، ولی در نظر پدرم آغاز لا مذهبی بود. و تصدیق می کنید که وقتی لا مذهبی به این آسانی به چنگ آمد، به خاطر آزمایش هم شده، آدمیزاد به خود حق می دهد که تا به آخر براندش.» آل احمد در سال 1323 به حزب توده ایران پیوست و عملاً از تفکرات مذهبی دست شست. دوران پر حرارت بلوغ که شک و تردید لازمه آن دوره از زندگی بود، اوج گیری حرکت های چپ گرایانه حزب توده ایران و توجه جوانان پرشور آن زمان به شعارهای تند وانقلابی آن حزب و درگیری جنگ جهانی دوم عواملی بودند که باعث تغییر مسیر فکری آن احد شدند. همه این عوامل دست به دست هم داد تا جوانکی با انگشتری عقیق با دست و سر تراشیده، تبدیل شد به جوانی مرتب و منظم با یک کراوات و یکدست لباس نیمدار آمریکایی شود. در سال 1324 با چاپ داستان «زیارت» در مجله سخن به دنیای نویسندگی قدم گذاشت و در همان سال، این داستان در کنار چند دیگر در مجموعه "دید و بازدید" به چاپ رسید. آل احمد در نوروز سال 1324 برای افتتاح حزب توده و اتحادیه کارگران وابسته به حزب به آبادان سفر کرد: «در آبادان اطراق کردم. پانزده روزی. سال 1324 بود، ایام نوروز و من به مأموریتی برای افتتاح حزب توده و اتحادیه کارگران وابسته اش به آن ولایت می رفتم و اولین میتینگ در اهواز از بالای بالکونی کنار خیابان". آل احمد که از دانشسرای عالی در رشته ادبیات فارسی فارغ التحصیل شده بود، او تحصیل را در دوره دکترای ادبیات فارسی نیز ادامه داد، اما در اواخر تحصیل از ادامه آن دوری جست و به قول خودش «از آن بیماری (دکتر شدن) شفا یافت». به علت فعالیت مداومش در حزب توده، مسؤولیتهای چندی را پذیرفت. خود در این باره می گوید: «در حزب توده در عرض چهار سال از صورت یک عضو ساده به عضویت کمیته حزبی تهران رسیدم و نمایندگی کنگره.... و از اوایل 25 مأمور شدم زیر نظر طبری «ماهنامه مردم» را راه بیندازم که تا هنگام انشعاب 18 شماره اش را درآوردم حتی شش ماهی مدیر چاپخانه حزب بودم.» در سال 1326 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال، به رهبری خلیل ملکی و 10 تن دیگر از حزب توده جدا شد. آنها از رهبری حزب و مشی آن انتقاد می کردند و نمی توانستند بپذیرند که یک حزب ایرانی، آلت دست کشور بیگانه باشد. در این سال با همراهی گروهی از همفکرانش طرح استعفای دسته جمعی خود را نوشتند. آل احمد با نثر عصیانگرش اینگونه می گوید: «روزگاری بود و حزب توده ای بود و حرف و سخنی داشت و انقلابی می نمود و ضد استعمار حرف می زد و مدافع کارگران و دهقانان بود و چه دعویهای دیگر و چه شوری که انگیخته بود و ما جوان بودیم و عضو آن حزب بودیم و نمی دانستیم سر نخ دست کیست و جوانی مان را می فرسودیم و تجربه می آموختیم. برای خود من «اما» روزی شروع شد که مأمور انتظامات یکی از تظاهرات حزبی بودیم (سال 23 یا 24؟) از در حزب خیابان فردوسی تا چهارراه مخبرالدوله با بازوبند انتظامات چه فخرها که به خلق نفروختم، اما اول شاه آباد چشمم افتاد به کامیون های روسی پر از سرباز که ناظر و حامی تظاهرات ما کنار خیابان صف کشیده بودند که یک مرتبه جا خوردم و چنان خجالت کشیدم که تپیدم توی کوچه سید هاشم و ....." در سال 1326 کتاب «از رنجی که می بریم» چاپ شد که مجموعه 10 قصه کوتاه بود و در سال بعد «سه تار» به چاپ رسید. پس از این سالها آل احمد به ترجمه روی آورد. در این دوره، به ترجمه آثار «ژید» و«کامو»، «سارتر» و «داستایوسکی» پرداخت و در همین دوره با دکتر سیمین دانشور ازدواج کرد. «زن زیادی» نیز به این سال تعلق دارد. در طی سالهای 1333 و 1334 «اورازان»، «تات نشینهای بلوک زهرا»، «هفت مقاله» و ترجمه مائده های زمینی را منتشر کرد و در سال 1337 «مدیر مدرسه» «سرگذشت کندوها» را به چاپ سپرد. دو سال بعد «جزیره خارک- در یتیم خلیج» را چاپ کرد. سپس از سال 40 تا 43 «نون و القلم»، «سه مقاله دیگر»، «کارنامه سه ساله»، «غرب زدگی» «سفر روس»، «سنگی بر گوری» را نوشت و در سال 45 «خسی در میقات» را چاپ کرد و هم «کرگدن» نمایشنامه ای از اوژان یونسکورا. «در خدمت و خیانت روشنفکران» و «نفرین زمین» و ترجمه «عبور از خط» از آخرین آثار اوست. آل احمد در صحنه مطبوعات نیز حضور فعالانه مستمری داشت و در این مجلات و روزنامه ها فعالیت می کرد. نکته ای که در زندگی آل احمد جالب توجه است، زندگی مستمر ادبی او است. اگر حیات ادبی این نویسنده با دیگر نویسندگان همعصرش مقایسه شود این موضوع به خوبی مشخص می شود. جلال در سالهای فرجامین زندگی، با روحی خسته و دلزده از تفکرات مادی به تعمق در خویشتن خویش پرداخت تا آنجا که در نهایت، پلی روحانی و معنوی بین او و خدایش ارتباط برقرار کرد. او در کتاب "خسی در میقات" که سفرنامه ی حج اوست به این تحول روحی اشاره می کند و می گوید: "دیدم که کسی نیستم که به میعاد آمده باشد که خسی به میقات آمده است. . ." این نویسنده پر توان که همواره به حقیقت می اندیشید و از مصلحت اندیشی می گریخت، در اواخر عمر پر بارش، به کلبه ای در میان جنگلهای اسالم کوچ کرد. جلال آل احمد، نویسنده توانا و هنرمند دلیر به ناگاه در غروب روز هفدهم شهریور ماه سال 1348 در چهل و شش سالگی زندگی را بدرود گفت. ویژگی های آثار به طور کلی نثر آل احمد نثری است شتابزده، کوتاه، تاثیر گذار و در نهایت کوتاهی و ایجاز . آل احمد در شکستن برخی از سنت های ادبی و قواعد دستور زبان فارسی شجاعتی کم نظیر داشت و این ویژگی در نامه های او به اوج می رسد. اغلب نوشته هایش به گونه ای است که خواننده می تواند بپندارد نویسنده هم اکنون در برابرش نشسته و سخنان خود را بیان می کند و خواننده، اگر با نثر او آشنا نباشد و نتواند به کمک آهنگ عبارات ، آغاز و انجام آنها را دریابد، سر در گم خواهد شد. از این رو ناآشنایان با سبک آل احمد گاهی ناگریز می شوند عباراتی را بیش از چند بار بخوانند. آثار آثار جلال آل احمد را به طور کلی می توان در پنج مقوله یا موضوع طبقه بندی کرد: الف- قصه و داستان. ب- مشاهدات و سفرنامه. ج- مقالات. د- ترجمه. هـ- خاطرات و نامه ها. الف- قصه و داستان 1- دید و بازدید 1324: نخست شامل ده بود، در چاپ هفتم دوازده داستان کوتاه را در بردارد. جلال جوان در این مجموعه با دیدی سطحی و نثری طنز آلود اما خام که آن هم سطحی است، زبان به انتقاد از مسایل اجتماعی و باورهای قومی می گشاید. 2- از رنجی که می بریم 1326: مجموعه هفت است که در این دو سال زبان و نثر داستانهای جلال به انسجام و پختگی می گراید. در این مجموعه تشبیهات تازه، زبان آل احمد را تصویری کرده است. 3- سه تار 1327: مجموعه سیزده است. فضای داستانهای سه تار لبریز از شکست و ناکامی قشرهای فرو دست جامعه است. 4- زن زیادی 1331: حاوی یک مقدمه و نه داستان کوتاه است. قبل از جلال، صادق چوبک و به تصویر شخصیت زنان در داستانهای خود پرداخته اند. زنان مجموعه زن زیادی را قشرهای مختلف و متضاد مرفه، سنت زده و تباه شده تشکیل می دهند. 5- سرگذشت کندوها 1337: نخستین داستان نسبتاً بلند جلال است با شروعی به سبک قصه های سنتی ایرانی، "یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود" این داستان به بیان شکست مبارزات سیاسی سالهای 29 تا 31 حزبی پرداخته است. 6- مدیر مدرسه 1337: این داستان نسبتاً بلند به نوعی میان خاطرات فرهنگی آل احمد است. خود او در این مورد گفته است: "حاصل اندیشه های خصوصی و برداشت های سریع عاطفی از حوزه بسیار کوچک اما بسیار موثر فرهنگ و مدرسه" مدیر مدرسه، گزارش گونه ای است از روابط افراد یک مدرسه با هم و روابط مدرسه با جامعه. " آل احمد در مدیر مدرسه به نثر خود اعتماد کامل دارد. قلم دیگر در دستش نمی لرزد و چنین می نماید که اندیشه هایش نیز، در چارچوبی خاص، شکل نهایی خود را یافته است. به رغم این تکوین اندیشه، جلال شکست را باور کرده است، لذا به دنبال گوشه ای خلوت می گردد. 7- نون والقلم 1340: یک داستان بلند تاریخی که حوادث آن مربوط به اویل حکومت صفویان است. زبان نون والقلم به اقتضای زمان آن نسبتاً کهنه است. 8- نفرین زمین 1346: رمانی روستایی است که بازتابی از جریانهای مربوط به "اصلاحات ارضی" در آن بیان شده است. 9- پنج داستان 1350: دو سال پس از مرگ آل احمد چاپ شده است. 10- چهل طوطی اصل (با سیمین دانشور) 1351: مجموعه شش قصه کوتاه قدیمی از "طوطی نامه" که با تحریری نو نگاشته شده است. آل احمد در نامه ای خطاب به حبیب یغمایی، مدیر مجله ادبی یغما می نویسد: " و من که جلال باشم وقتی خیال دکتر شدن و ادبیات را در سر داشتم به اینها دسترسی یافتم. قرار بود درباره "هزار و یک شب" و ریشه های هندی و ایرانی قصه هایش چیزی درست کنم به رسم رساله، که نشد. . ." 11- سنگی بر گوری 1360: رمانی است کوتاه و آخرین اثر داستانی آل احمد محسوب می شود. موضوع آن فرزند نداشتن اوست. ب- مشاهدات و سفرنامه ها اورازان 1333، تات نشینهای بلوک زهرا 1337، جزیره خارک، درٌ یتیم خلیج فارس 1339، خسی در میقات 1345، سفر به ولایت عزرائیل چاپ 1363، سفر روس 1369 ، سفر آمریکا و سفر اروپا که هنوز چاپ نشده اند. ج- مقالات و کتابهای تحقیقی گزارشها 1325، حزب توده سر دو راه 1326، هفت مقاله 1333، سه مقاله دیگر 1341، غرب زدگی به صورت کتاب 1341، کارنامه سه ساله 1341، ارزیابی شتابزده 1342، یک چاه و دو چاله 1356، در خدمت و خیانت روشنفکران 1356، گفتگوها 1346. د- ترجمه عزاداریهای نامشروع 1322 از عربی، محمد آخرالزمان نوشته بل کازانوا نویسنده فرانسوی 1326، قمارباز 1327 از داستایوسکی، بیگانه 1328 اثر آلبرکامو (با علی اصغر خبرزاده)، سوء تفاهم 1329 از آلبرکامو، دستهای آلوده 1331 از ژان پل سارتر، بازگشت از شوروی 1333 از آندره ژید، مائده های زمینی 1334 اثر ژید (با پرویز داریوش)، کرگدن 1345 از اوژن یونسکو، عبور از خط 1346 از یونگر (با دکتر محمود هومن)، تشنگی و گشنگی 1351 نمایشنامه ای از اوژن یونسکو؛ در حدود پنجاه صفحه این کتاب را جلال آل احمد ترجمه کرده بود که مرگ زودرس باعث شد نتواند آن را به پایان ببرد؛ پس از آل احمد دکتر منوچهر هزارخانی بقیه کتاب را ترجمه کرد. هـ- خاطرات و نامه ها نامه های جلال آل احمد (جلد اول 1364) به کوشش علی دهباشی، چاپ شده است که حاوی نامه های او به دوستان دور و نزدیک است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

روزنامه‏نگار. تولد: 1272، نجف. درگذشت: 12 تیر 1368، تهران. زین‏العابدین رهنما، فرزند شیخ‏العراقین مازندرانى، در رشته‏هاى علوم ادبى، فلسفى و اصول فقه اسلامى تحصیل نمود. خدمت مطبوعاتى خود را قبل از سال 1299 آغاز كرد و در این مدت مدیر و سردبیر روزنامه‏ى «ایران»، مجله‏ى «راهنما»، و روزنامه‏ى «راهنما» بود. چندین دوره به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد. در دوره‏ى رضا شاه مدتى خانه نشین و بعدا به خارج از كشور تبعید گردید. پس از حوادث شهریور 1320 به ایران بازگشت. در تهران مى‏زیست، تا به سفارت ایران در فرانسه و سپس به سفارت سوریه در لبنان انتخاب گردید. وى همچنین مدتى وزیر كشور و مدتى نیز معاون نخست وزیر بود. به فرانسوى و انگلیسى و عربى و تركى آشنا بود و به دریافت نشان درجه اول «همایون» نایل آمد. به آمریكا و كشورهاى اروپایى و آفریقایى و آسیایى سفر كرد و از تألیفات وى مى‏توان از كتاب‏هاى پیامبر (داستان تاریخى- مذهبى، 1316، خلاصه‏اى از این كتاب به زبان فرانسوى ترجمه شده است)؛ امام حسین؛ داستان اجتماعى ژاله؛ ترجمه و تفسیر قرآن (چهار جلد)؛ ترجمه‏ى حقوق در اسلام (تألیف دكتر مجید خدورى) و ترجمه‏ى قانون در خاورمیانه نام برد. (1273 ق- 1368 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. وى در نجف به دنیا آمد و پس از تحصیل در رشته‏هاى علوم ادبى، فلسفه و اصول فقه اسلامى به تهران آمد و به فعالیتهاى ادبى و سیاسى پرداخت. در 1302 ش مدیریت روزنامه «ایران» را عهده‏دار شد. این روزنامه كه به صورت روزانه چاپ مى‏شد، سالها روزنامه‏ى درجه اول كشور به حساب مى‏آمد. زمانى كه رهنما به خارج از ایران تبعید شد، امتیاز روزنامه‏ى «ایران» به دیگرى منتقل گردید، اما پس از وقایع شهریور 1320 ش كه رهنما به ایران بازگشت، مجددا اداره‏ى روزنامه را خود بر عهده گرفت. او به زبانهاى عربى و فرانسوى تسلط كامل داشت. از وى تالیفات و ترجمه‏اى چند بر جاى مانده است از جمله: «پیامبر، زندگانى حضرت رسول اكرم»؛ «امام حسین»؛ «ترجمه و تفسیر قرآن»؛ «قانون در خاورمیانه»؛ «ژاله، رمان اجتماعى»؛ «حقوق در اسلام».[1] روزنامه‏نگار، مورخ و محقق، سیاستمدار، فرزند شیخ على شیخ‏العراقین و داماد شیخ عبدالله از بزرگان و روساء و اقطاب سلسله‏ى معروف صوفیه، در 1268 ش تولد یافت. قسمتى از تحصیلات خود را در تهران و قسمتى را در عراق در تاریخ، فقه، اصول و حكمت و ادبیات فارسى و عربى به پایان برد. پس از ورود به ایران، كار روزنامه‏نگارى را پیشه خود ساخت. چندى با مطبوعات مختلف همكارى داشت، سرانجام در سال 1299 ش مدیریت روزنامه‏ى نیمه‏رسمى ایران به او سپرده شد. روزنامه‏ى ایران به طور یومیه انتشار مى‏یافت و از لحاظ كیفیت چاپ و كاغذ، ممتاز بود. پس از مدتى كوتاه، نفوذ روزنامه‏ى ایران در تمام محافل هویدا شد و تحقیقا روزنامه‏ى رسمى ایران بود. سرمقاله‏هاى روزنامه در خطمشى سیاسى دولت اثر داشت. رهنما تدریجا خود را منتسب به سردار سپه كه قدرتى در كشور شده بود، نمود و روزنامه‏ى خود را در جهت منویات او تنظیم نمود. در سال 1302 به زور سرنیزه سردار سپه در دوره‏ى پنجم از تبریز به وكالت مجلس انتخاب شد و به خلع سلسله‏ى قاجاریه راى داد. در مجلس موسسان هم عضویت یافت. در 1306 از طرف مخبرالسلطنه هدایت كه وزیر فوائد عامه بود، به معاونت آن وازرتخانه برگزیده شد. چند ماهى در آن سمت انجام وظیفه كرد، بعد از آنكه مخبرالسلطنه به رئیس‏الوزرائى رسید، رهنما به معاونت رئیس‏الوزراء منصوب شد. دو سال در آن سمت بود كه در دوره‏ى هشتم، از شهر رى به وكالت مجلس انتخاب گردید. در دوره‏ى نهم همچنان سمت نمایندگى داشت و روزنامه‏ى ایران نیز به صورت یومیه انتشار مى‏یافت. در 1314 بعضى از مطالب روزنامه‏ى ایران مورد پسند رضاشاه واقع نشد. سرلشكر آیرم هم مرتبا گزارش‏هاى نامساعدى از رهنما و روزنامه‏اش به شاه مى‏داد. سرانجام رهنما مورد غضب واقع شد. از او سلب مصونیت كردند و او را به زندان قصر بردند و امتیاز روزنامه‏ى ایران را لغو كردند و كلیه‏ى دارائى و اثاثیه و مطبعه را به مجید موقر واگذار نمودند و امتیاز روزنامه‏ى ایران نیز به نام او صادر شد. رهنما چند ماهى در زندان بود تا بالاخره موى سفید و روى سیاه مخبرالسلطنه موثر افتاد، رضاشاه شفاعت او را پذیرفت و دستور آزادیش را از زندان صادر كرد، مشروط بر اینكه خاك ایران را ترك كند. رهنما به سرعت خاك ایران را ترك كرد در عراق اقامت گزید و تا شهریور 1320 در عراق و لبنان به سر مى‏برد. پس از استعفاى رضاشاه، براى پس گرفتن مطبعه روزنامه‏ى خود به تهران آمد و علیه مجید موقر طرح دعوى نمود. سرانجام امتیاز روزنامه‏ى ایران مجددا به او واگذار شد و در عوض امتیاز روزنامه‏ى مهر ایران را به موقر دادند. روزنامه‏ى ایران مجددا حیات خود را از سر گرفت ولى كار اداره‏ى آن با حمید رهنما بود. زین‏العابدین رهنما بعد از شهریور 1320 به سمت وزیرمختار ایران در دولت موقت فرانسه درویشى و سپس پاریس منصوب شد و چندى نیز سفیر ایران در كشورهاى لبنان و سوریه بود. مدتى هم معاونت نخست‏وزیرى و ریاست انتشارات و تبلیغات را عهده‏دار گردید. رهنما بدون شك یكى از فضلاى درجه اول ایران است. وى به ادبیات فارسى و ادبیات زبانهاى عربى و فرانسه كاملا مسلط بوده است. علاوه بر دوره‏ى منظم روزنامه‏ى ایران كه حاكى از ذوق و قدرت نویسندگى اوست، تالیفات زیادى عرضه نموده است. كتاب معروف او به نام پیامبر و كتاب امام حسین (ع) و تفسیر و ترجمه قرآن مجید از آثار انتشار یافته‏ى او مى‏باشد. در 1368 درگذشت. حین الفوت یك قرن كامل را پشت سر گذاشته بود.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1354 -1290 ش)، نویسنده، مترجم و شاعر، متخلص به یكتا. در اصفهان به دنیا آمد و تحصیلات خود را در آموزشگاه‏هاى زادگاهش به اتمام رساند و در خدمت محمدكاظم غمگین قواعد شعر و فنون ادب را آموخت. او شعر را نیك مى‏سرود و ابتدا فردى تخلص مى‏كرد. وى به زبان فرانسه و انگلیسى آشنا بود و در علم حساب و دفتردارى و موسیقى نیز اطلاعاتى داشت. او در انجمن‏هاى شیدا، فرهمند و كمال شركت داشت. از آثارش: «رساله در موسیقى»؛ «تاریخ سلجوقى»، ترجمه؛ «تذكره‏ى شعراى ایران»، از اوایل قرن چهاردهم تا زمان حاضر؛ تدوین و تحشیه «دیوان» غمگین؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 851 ق)، صوفى، نویسنده و شاعر. معروف به یعقوب چرخى نقشبندى. در روستاى چرخ، از توابع غزنین، به دنیا آمد. وى از علوم ظاهرى و باطنى بهره‏مند بود و مدتى در هرات و مصر به تحصیل علوم پرداخت و از محضر علماى آنجا استفاده‏ها نمود. مولانا یعقوب از اصحاب خواجه بهاءالدین و خواجه علاءالدین عطار بود و از شاگردان وى مى‏توان به خواجه ناصرالدین عبیداللَّه اشاره كرد. وى شعر نیز مى‏سروده و اشعارش در بعضى از تذكره‏ها نقل شده است. به آورده‏ى «تاریخ نظم و نثر»، صاحب عنوان چندى در شیراز ساكن بود و تفسیرى به نام «تفسیر یعقوب چرخى» دارد. عبیداللَّه احرار، عارف مشهور، خلیفه و جانشین او بود. یعقوب در حصار شادمان درگذشت. از آثار وى: «رسالة الانسیه»، به فارسى، در كلمات بهاءالدین نقشبند؛ تفسیر «فاتحةالكتاب»، به فارسى.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1359 -1284 ش)، باستان شناس، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. ابتدا در رشته‏ى حقوق تحصیل كرد ولى خدمت خود را در وزارت معارف در اداره‏ى تحقیقات آغاز نمود و به تدریج به رشته‏ى باستان‏شناسى علاقه‏مند شد و در این رشته تخصص یافت. وى حدود پنجاه سال از زندگى خود را در باستان شناسى ایران و در همراهى و همكارى با باستان شناسانى همچون كامرون، هرتسفلد، پوپ، گیرشمن گذراند و در حفریات و بازسازى تخت جمشید كوشش فراوان كرد. وى علاوه بر خدمت انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، ریاست اداره‏ى باستان شناسى را بر عهده داشت. مصطفوى در دوره‏ى ریاستش در اداره‏ى باستان شناسى اقدام به تأسیس نشریه‏اى علمى و اختصاصى به نام «گزارشهاى باستان شناسى» كرد. او همچنین در تهیه و تدوین مقالات مربوط به آثار و ابنیه‏ى تاریخى، هنرى و باستانى ایران، در «دایرةالمعارف فارسى»، همكارى داشت. از دیگر آثار وى: «ترجمه‏ى الواح گلى تخت جمشید»؛ «تخت جمشید» یا مشاركت على سامى؛ «شرح اجمالى آثار تخت جمشید»؛ «هگمتانه»، در آثار تاریخى همدان و فصلى درباره‏ى ابوعلى سینا؛ «امانتدارى خاك»؛ «آستانه‏ى حضرت عبدالعظیم»؛ «استمرار هنر معمارى در ایران»؛ «ایران باستان»، ترجمه؛ «آثار ایران»، ترجمه جلد دوم و سوم؛ «اقلیم پارس»؛ «انعكاس دیروز در آیینه‏ى امروز»، در آثار باستانى.[1] باستان‏شناس، محقق. تولد: 1284. درگذشت: 23 تیر 1359. سید محمدتقى مصطفوى كاشانى، فرزند آقا سید محمود مصطفوى، تحصیلات ابتدایى خود را در دبستان انتصاریه و متوسطه را در دبیرستان‏هاى ثروت و دارالفنون به پایان رسانید. سپس وارد دانشكده‏ى حقوق شد و موفق گردید در رشته‏ى حقوق به اخذ مدرك فوق لیسانس نایل آمد. از سال 1304 الى 1308 آموزگار دبستان‏هاى سنایى و ناصر خسرو و سیروس بود. سپس از مهر 1310 تا آبان 1337 در اداره‏ى عتیقات سابق كه بعدها عنوان آن به اداره‏ى كل باستان‏شناسى تغییر یافت، مشغول به كار شد و به ترتیب سمت‏هاى ذیل را عهده‏دار گردید: بازرس فنى باستان شناسى، مأمور كاوش‏هاى علمى شوش و تخت جمشید، نماینده‏ى باستان‏شناسى در اصفهان، مأموریت مأموریت‏هاى مختلف مربوط به تعمیرات آثار تاریخى، معاون باستان شناسى، رییس اداره‏ى كل باستان‏شناسى، مدیر كل باستان‏شناسى. وى همچنین براى شركت در كنگره‏هاى بین‏المللى درباره‏ى باستان‏شناسى به برخى از كشورهاى خارجى سفر كرد. وى چند شماره از مجموعه‏ى ایران باستان را از فرانسوى به فارسى ترجمه كرده است. از آثار اوست: آثار ایران (1318)؛ آستانه حضرت عبدالعظیم (1330)؛ الواح گلى تخت جمشید (1329)؛ امانت دارى خاك (1356)؛ انعكاس دیروز در آئینه امروز، بقعه‏ى بى‏بى شهربانو (1334)؛ اقلیم پارس (این كتاب به انگلیسى هم ترجمه شده است، لندن، 1978)؛ تخت جمشید (با مشاركت على سامى، 1330)؛ تخت جمشید (نوشته رایش اسمیت، ترجمه با همكارى با عبدالله فریار و دیگران، 1342)؛ سفارشنامه‏ى انجمن آثار ملى (1344)؛ شرح اجمالى آثار تخت جمشید (1330)؛ گزارش‏هاى باستان‏شناسى (سه جلد، 1335 -1329)؛ فرش‏ها و پارچه‏هاى عهد هخامنشى ایران (1334)؛ نگاهى به هنر معمارى ایران (1346)؛ هگمتانه، آثار تاریخى همدان (1332). فرزند سید محمود، در حدود سال 1285 متولد شد. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در تهران به پایان رسانید و از دانشكده‏ى حقوق تهران لیسانس گرفت و زبانهاى فرانسه و انگلیسى و عربى را به خوبى آموخت. چندى دبیر زبان فرانسه در دبیرستان ثروت بود. بعد به اداره عتیقات وزارت معارف منتقل شد و مشاغلى را بشرح زیر عهده‏دار گردید: بازرس فنى باستان‏شناسى، مأمور كاوشهاى علمى شوش و تخت جمشید، نماینده باستان‏شناسى در اصفهان، و بالاخره رئیس و مدیركل باستان‏شناسى. مصطفوى كاشانى یكى از خادمین پركار باستان‏شناسى در ایران است كه آثار زیادى از خود باقى گذارده است كه از جمله مى‏توان كتاب بقاع متبركه و زیارتگاههاى خارج و داخل شهر تهران را نام برد كه بسیار خواندنى و حاوى نكات جالبى است. از دیگر تحقیقات او اقلیم فارس است. این كتاب معرفى آثار تاریخى تمام فارس مى‏باشد. آثار تاریخى همدان، آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)، فرشها و پارچه‏هاى عهد هخامنشى، بقعه بى‏بى شهربانو از دیگر آثار باارزش مرحوم مصطفوى است. وى در طول ادارى خود در غالب كنگره‏هاى باستان‏شناسى در سایر كشورها دعوت مى‏شد و اكثر موزه‏هاى بزرگ كشورها را بازدید كرده است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س سیزدهم ق)، نویسنده. از شاگردان سید محمد مجاهد بود و فردى زاهد و متقى، چنانكه فتحعلى‏شاه خواست كه دخترش را به پسر وى دهد اما او قبول نكرد. اثر وى: «مهیج الاحزان و موقد النیران فى قلوب اهل الایمان».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1353 -1270 ش)، شاعر، نویسنده و فیلسوف. در تهران متولد شد. علوم ادبى را نزد استادان عصر، از جمله ادیب الممالك فراهانى فراگرفت. سپس علوم جدید را در مدرسه‏ى دارالفنون و مدرسه‏ى عالى سیاسى و حقوق به انجام رسانید، سپس به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و چندى به مشاغل، ریاست تعلیمات و بازرسى اوقاف و اداره‏ى نگارش و بازرس سیار در شهرستانها، پرداخت و در شهرستانها به ایجاد آموزشگاه‏ها و سایر موسسات فرهنگى اقدام كرد. حایرى، شاعر توانا بود. آثار وى: «دیوان» شعر حدود پنج هزار بیت؛ قسمتى از اشعارش تحت عنوان «برگ سبز» منتشر شده است؛ «كتابى در فلسفه»؛ «كتابى در تاریخ فلسفه و فلاسفه».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1350 -1282 ق)، عالم و نویسنده. معروف به ابن الشیخ. در كربلا متولد شد. بعد از پایان رساندن تحصیلات مقدماتى نزد پدر از محضر درس حاج میرزا حبیب‏اللَّه رشتى كسب فیض كرد، پس از مرگ او به خواهش مریدان پدر، به مدت چهارده سال در هندوستان اقامت كرد و بعد از بازگشت به ایران، با مشروطه‏خواهان همكارى كرد. بعد از به توپ بستن مجلس به نجف رفت و روحانیون آنجا از جمله آخوند ملامحمد كاظم خراسانى و شیخ عبداللَّه مازندرانى را به هواخواهى از مشروطیت تشویق كرد. هنگام فتح تهران به ایران بازگشت و از طرف دولت ملى مدت دو سال به عنوان رییس دیوان كشور منصوب شد. مدتى هم نیابت تولیت مدرسه‏ى سپهسالار را بر عهده گرفت. وى بر اثر سكته‏ى قلبى در قم درگذشت و در گورستان قم به خاك سپرده شد. از آثار وى: سفرنامه‏اى خطى»؛ «دستور العمل اصول محاكمات حقوقى»؛ «رساله‏ى تمیزیه، دستور العمل دیوان تمیز».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 790 ق)، عارف و نویسنده. معروف به میرخرد. وى از مشایخ سلسله چشتى و نواده‏ى سید محمد علوى بود كه در خاندانى معروف و متنفذ در هند متولد شد. وى مرید شیخ نصیرالدین اودهى معروف به چراغ دهلى جانشین نظام‏الدین بود و در میان بزرگان فرقه‏ى چشتیه‏ى هند شهرت و مقام بلندى داشت. وى از معاصران سلطان جلال‏الدین فیروزشاه تغلقى بود و كتاب خود را به نام او نوشت. اثر وى: «سیر الاولیاء. فى محبة الحق جل و علا»، در شرح احوال مشایخ چشتیه مخصوصاً خواجه قطب‏الدین بختیار كاكى و فریدالدین شكرگنج و نظام‏الدین اولیاء و خلفاء آنان است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

فريبا مقصودي كرمانشاهي در سال 1340 ، در كرمانشاه متولد گرديد. وي از دانش آموزان ممتاز در دوران ابتدايي و متوسطه بود كه از دبيرستان وابسته به دانشگاه رازي كرمانشاه در رشته ي رياضي با معدل برتر و احراز رتبه ي ممتاز فارغ التحصيل شد ؛ همزمان با تعطيلي دانشگاه ها در ابتداي انقلاب به هنر خوشنويسي روي آورد و پس از استفاده از استادان صاحب نام ، در سال 1364 به دريافت گواهينامه ي ممتاز از انجمن خوشنويسان ايران نائل گرديد. مقصودي پس از آنكه هنر خوشنويسي را با درجه ممتاز به پايان رساند به تدريس و تعليم هنر خوشنويسي در انجمن خوشنويسان ايران و دانشگاه تهران و مراكز هنري و علمي ديگر اشتغال يافت.گروه : هنررشته : خوشنويسيوالدين و انساب : فريبا مقصودي كرمانشاهي ، فرزند كريم و طوبي از ايل گوران ، در سوم اسفند 1340 در كرمانشاه ديده به جهان گشود.تحصيلات رسمي و حرفه اي : فريبا مقصودي كرمانشاهي از دانش آموزان ممتاز در دوران ابتدايي و متوسطه بود كه از دبيرستان وابسته به دانشگاه رازي كرمانشاه در رشته ي رياضي با معدل برتر و احراز رتبه ي ممتاز فارغ التحصيل شد ؛ همزمان با تعطيلي دانشگاه ها در ابتداي انقلاب به هنر خوشنويسي روي آورد و پس از استفاده از استادان صاحب نام ، در سال 1364 به دريافت گواهينامه ي ممتاز از انجمن خوشنويسان ايران نائل گرديد.استادان و مربيان : فريبا مقصودي كرمانشاهي در زمينه ي خوشنويسي از استاداني چون ابوالفضل عطوفي كرمانشاهي ، عبدالله جواري كرمانشاهي ، رضا منوري يزدي ، معين الكتاب اصفهاني ، يدالله كابلي خوانساري ،كرمعلي شيرازي ، غلامحسين اميرخاني و آيت الله حاج سيدمرتضي نجومي استفاده هاي فراوان برد.فعاليتهاي آموزشي : فريبا مقصودي كرمانشاهي پس از آنكه هنر خوشنويسي را با درجه ممتاز به پايان رساند به تدريس و تعليم هنر خوشنويسي در انجمن خوشنويسان ايران و دانشگاه تهران و مراكز هنري و علمي ديگر اشتغال يافت.آرا و گرايشهاي خاص : از آنجا كه تحصيل هنري فريبا مقصودي كرمانشاهي در خوشنويسي ، در زمينه نستعليق بوده و از آغاز كتابت ، نستعليق را رشته اصلي خود قرار داده است ، زيرا معتقد مي باشد كه در طي قريب پانزده سال تلمذ و تعليم به اعتلاء و جاودانگي و تاثير فرهنگي و هنري كتابت ، بيش از گونه هاي ديگر خوشنويسي پي برده است.جوائز و نشانها : خوشنويسي مصحف شريف به خط نستعليق براساس نسخه عقمان طه از جمله كارهاي برجسته ي هنري خانم مقصودي مي باشد كه بعد از تاييد استادان و كارشناسان هنري و با نظارت مصحيحن دارالقرآن ، به در مراسم اختتاميه مسابقات بين المللي حفظ و قرائت قرآن در پنچشنبه سيزدهم آذرماه 1376 ، به محضر مقام معظم رهبري اهداء و مورد تقدير قرار گرفت. فريبا مقصودي كرمانشاهي در پنجمين نمايشگاه قرآن مجيد ـ 25 دي ماه 1376 ـ و مراسم تجليل از خادمان قرآن معرفي و به دريافت لوح تقدير از رياست محترم جمهوري ايران ، نايل شد. ________________________________________ آثار : تاريخ شعر وادبيان محلي كرمانشاهان ويژگي اثر : اين كتاب يك دوره ي پنج جلدي است.2 ديوان پروين اعتصامي ديوان سيد يعقوب ماهيدشتي كرمانشاهي شرح زيارت عاشورا كنز العرفان ويژگي اثر : ديوان مير محمد صالحي الحسني نعمه اللهي ماهيدشتي ، معروف به حيران كرمانشاهي .6 كوچه باغي ها مناسك حج يادنامه علامه طباطبايي يادنامه ي استاد شهيد مرتضي مطهري ________________________________________

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1358 -1299 ق)، مدرس حوزه‏ى علمیه و نویسنده. در قم متولد شد. و پس از آن طى مقدمات به تهران آمد و در خدمت میرزا حسن آشتیانى شاگردى كرد. پس از آن در سال 1318 ق به نجف اشرف مهاجرت كرد و از محضر آیات عظام آنجا. آیت‏اللَّه خراسانى و آیت‏اللَّه یزدى كسب فیض كرد. در سال 1325 ق به سامرا و بعد از جنگ جهانى اول به كاظمین رفت. سپس از جانب آیت‏اللَّه میرزا محمد تقى شیرازى به كربلا احضار شد و پس از چندى سال توقف به قصد زیارت مشهد به ایران برگشت و تا اواخر دوران آیت‏اللَّه حایرى یزدى، در قم ساكن شد و حوزه‏ى درسى دایر كرد. ساختمان مسجد نو قم و پارك ملى قم را او تاسیس كرد. بعد از آیت‏اللَّه حایرى، ایشان را از حیث مقام علمیت و تقوا و زهد و صیانت نفس، شایسته زعامت حوزه‏ى علمیه‏ى قم مى‏دانستند. وى در پى كسالتى چندین ساله درگذشت و در حرم حضرت معصومه (س)، دفن شد. آثار او عبارتند از: «مختارات»؛ «حاشیه بر كفایه»؛ «رد وهابیه»؛ چندین كتاب در فقه و متفرقات.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

شيخ محمد جواد مجتهد قمي در سال 1295 ه.ق در شهر نجف اشرف به دنيا آمدند، وي از هفت سالگي وارد شهر قم شدند و تحصيلات مقدمات را آغاز و در حضور اساتيد آن زمان مشغول فرا گيري علم شدند. از وي آثار متعددي به جا مانده است . قمي در سال 1375 ه.ق در شهر قم دار فاني رو وداع گفتند .گروه : علوم انساني رشته : الهيات و معارف اسلامي والدين و انساب : محمد جواد مجتهد قمي فرزند ارشد ملا غلامرضا آخوند قمي مي باشد .اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : فرزند محمد جواد مجتهد قمي آقاي حاج محمد حسن اعرابي - داماد امام خميني 1 مي‏باشد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمد جواد قمي كه پس از تولد در نجف اشرف، در هفت سالگي به قم آمد و پس از تحصيل مقدمات، سطوح فقه و اصول را در محضر پدر بزرگوارش و آيت الله حاج آقا احمد قمي - برادر آيت الله العظمي حاج آقا حسين قمي - فرا گرفت و در 20 سالگي به اشاره پدرش به تهران ره سپرد و نزد حضرات آيات: ميرزا محمد حسن آشتياني (فقه و اصول)، و حاج شيخ علي نوري، ميرزا محمود حكمي و شيخ عبد الكريم سبزواري (حكمت و كلام) زانوي ادب به زمين زد و بهره‏هاي علمي بسيار برد و پس از سه سال توقف، به قم بازگشت و يك سال ديگر از پدرش بهره برد. در سال 1319 ق، به نجف رفت و در درس آيات عظام: محقق خراساني و سيد محمد كاظم يزدي حاضر شد و مباني علمي خود را استوار ساختاستادان و مربيان : از اساتيد حاج شيخ محمد جواد مجتهد قمي مي توان به موارد زير اشاره كرد: حاج شيخ عبدالكريم حايري يزدي آقاي حجت سيد محمد تقي خوانساري ميرزا محمد حسن آشتياني آيت الله بروجردي حاج شيخ علي نوري ميرزا محمود حكمي شيخ عبدالكريم سبزواري محقق خراساني سيد محمدكاظم يزدي وقايع ميانسالي : محمود جواد قمي مشغول نگارش كتاب «حادي عشر» - يازدهمين تأليفش - بود كه نداي حق را لبيك گفت. كتابخانه ايشان - به همراه كتابخانه پدرش كه به سفارش مرحوم حاج آخوند به وي واگذار شده بود. - پس از وفاتش، به آيت الله العظمي بروجردي واگذار و به دستور ايشان به كتابخانه مدرسه فيضيه تحويل داده شد.زمان و علت فوت : محمدجواد قمي در سال 1375 ق (1333 ش) درگذشت و پس از يك تشييع با شكوه و نماز آيت الله العظمي بروجردي بر پيكرش، در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه 3 مدفون شد. و نخستين مجلس بزرگداشت او از سوي آيت الله بروجردي در مدرسه فيضيه برگزار شد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : شيخ محمد جواد مجتهد قمي پس از 14 سال، چند ماه پس از وفات پدر بزرگوارش در ربيع الاول سال 1333 ق به درخواست عموم مردم قم - كه از ايشان بازگشت به قم را خواسته بودند. - در ميان ابراز احساسات عموم اهالي كه به مناسبت ورود ايشان شهر را تعطيل عمومي كرده و تا چند كيلومتري به استقبال رفته بودند، به زادگاه پدرانش بازگشت و به تدريس، تأليف، وعظ و ارشاد پرداخت و به جاي پدرش، تصدي امامت مسجد امام حسن عسكري (ع) را بر عهده گرفت.آثار : آيينه حق نما ويژگي اثر : در اثبات ولايت عامه و خاصه2 تقريرات درس فقه آيت الله سيد محمد كاظم يزدي. توحيد قمي ويژگي اثر : در دو جلد به چاپ رسيده است4 سعادت بشر ويژگي اثر : در اثبات نبوت عامه و خاصه.5 صراط المستقيم ويژگي اثر : اين كتاب چهار جلد مي باشد: جلد اول - در اثبات صانع و توحيد، جلد دوم - در فروع دين، جلد سوم - در معاملات، و جلد چهارم - در عدم جواز تقليد ميت.6 كتاب كيمياء ويژگي اثر : در اثبات معاد جسماني،كه در سال 1364 ق به چاپ رسيده است.7 ياقوت ويژگي اثر : ردّبر مادّيين و دهريّون

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)

(وف 1369 ش)، نویسنده، استاد دانشگاه و پزشك. در تهران به دنیا آمد. در سه سالگى، همراه پدرش دكتر محمد مصدق كه براى ادامه‏ى تحصیلات به اروپا مى‏رفت، عازم سوئیس شد و تا آغاز جنگ جهانى اول در آنجا ماند. پس از شروع جنگ به تهران آمد و در مدرسه‏ى سن‏لوئى مشغول تحصیل شد. در 1300 ش به همراه برادرش احمد به مدرسه‏ى علوم سیاسى، به ریاست على‏اكبر دهخدا، رفت و سپس در 1301 ش به اتفاق برادرش و رضازاده شفق به اروپا رفت و دوره‏ى متوسطه را در پاریس به اتمام رساند. او بعد به سوییس رفت و در 1310 ش موفق به اتمام دوره‏ى دانشكده پزشكى لوزان شد و در 1313 ش به اخذ دیپلم تخصصى جراحى زنان و مامایى از همان دانشكده نایل گردید. او در سوئیس با محمدرضا پهلوى، شاه سابق ایران، در زمان ولیعهدى، دوستى داشت كه این آشنایى تا زمان پادشاهى او نیز ادامه داشت. وى در تهران با سمت استاد كرسى امراض زنان، در دانشكده پزشكى دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. در 1319 ش با یارى و كمك ابوالقاسم نفیسى و خانم صدیقه دولت‏آبادى و منصوره متین دفترى و دیگر دوستان اقدام به تأسیس سازمانى به نام انجمن حمایت مادران و نوزادان نمود. وى مدت چهارده سال عضو كمیته اجرایى فدراسیون بین‏المللى زنان و مامایى، كه مركز آن در ژنو است، بود و همچنین هشت سال عضویت در هیئت مؤسس انجمن بارورى و نازایى بین‏المللى را به عهده داشت. از آثارش: «امراض زنان»، به فارسى؛ «علل نازایى زن»، به فرانسه؛ «در كنار پدرم، مصدق»، خاطرات دكتر غلامحسین مصدق.[1] استاد دانشگاه و پزشك حاذق و پركار، فرزند دكتر محمد مصدق است. وى در 1284 در تهران تولد یافت. وقتى كه دكتر مصدق براى ادامه تحصیلات عازم سویس شد فرزند خردسال خود غلامحسین را با خود برد. وى كلیه تحصیلات خود را اعم از ابتدایى و متوسطه و عالى در سویس گذرانید و درجه دكتراى پزشكى در رشته زنان گرفت. در 1316 به ایران آمد به تدریس در دانشگاه پرداخت و سالها كرسى مامائى نظرى در دانشكده پزشكى با او بود. علاوه بر آن جراح چندین بیمارستان شد و مدتها ریاست بیمارستان نجمیه موقوفه مادر مصدق‏السلطنه با او بود. دكتر غلامحسین مصدق سالها در تهران اشتهار زیادى داشت و در فن خود كم‏نظیر شد. بارها او را براى مقامات مختلف دعوت به كار كردند ولى مصدق‏السلطنه زیربار نمى‏رفت و ورود فرزندان خود را به سیاست منع مى‏كرد. وى مردى دانشمند، درستكار، جدى و ملایم بود و به كار خود عشق مى‏ورزید. در 1369 در تهران درگذشت. مدرس. تولد: 1284، تهران. درگذشت: مهر 1369. غلامحسین مصدق، فرزند محمد مصدق نخست وزیر سابق بود. تحصیلات خود را در مدرسه‏ى سن‏لویى تهران و دورس متوسطه را در كشورهاى فرانسه و سوییس و دوره‏ى عالى را در دانشكده‏ى پزشكى لوزان و دوره‏ى تخصصى را در همین دانشكده به پایان رسانیده است. از سال 1313 وارد دانشگاه تهران شد و به مقام استادى كرسى نایل آمد. مدتى در شیر و خورشید سرخ و بنگاه حمایت مادران خدمت كرد و مدتى نیز رییس بخش جراحى زنان بیمارستان پلهوى بود. در دوران حكومت دو ساله‏ى پدرش، دائما مراقب احوال او بود و تمام خاطرات آن سال‏ها را تحت نام در كنار پدرم، مصدق تحریر كرد كه به چاپ رسید. از وى مقاله‏هایى نیز در مجله‏ى «آینده» به چاپ رسیده است. از تألیفات دیگر غلامحسین مصدق امراض زنان به فارسى و كتابى در علل نازایى زن به زبان فرانسوى است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)

(1358 -1289 ش)، استاد دانشگاه، ریاضیدان، محقق و نویسنده. در نائین به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایى و متوسطه در 1306 ش به خدمت وزارت معارف درآمد و تحصیلات خود را در فرانسه و انگلستان به پایان رساند و در 1327 ش موفق به اخذ درجه‏ى دكترا در ریاضیات، از دانشكده‏ى كمبریج، شد. وى در جوانى، در 1309 ش مجله‏ى «ریاضیات عالى و مقدماتى» را در تهران تأسیس و منتشر نمود. مصاحب در طول خدمت عهده‏دار مشاغلى از جمله: ریاست كل تعلیمات عالیه و معاونت فنى وزارت آموزش و پرورش و ریاست دانشكده‏ى علوم دانشگاه ملى بود. وى نخستین كسى بود كه منطق صورت به معنى جدید، یعنى منطق ریاضى را وارد فضاى فكرى ایران كرد. او به زبانهاى عربى و فرانسوى و انگلیسى تسلط و با زبان آلمانى آشنایى كامل داشت. در علوم عربى و معقول و منقول تبحر و تحصیلات عمیق داشت به طورى كه با دریافت درجه‏ى اجتهاد نیز مفتخر گردیده بود. مصاحب در رسم‏الخط فارسى و ضبط علائم و حروف صاحب رأى و نظر بود. از عمده‏ترین كارهاى مصاحب تأسیس مؤسسه‏اى براى تحقیق در ریاضیات و تربیت ریاضیدان بود كه توسط دانشگاه تربیت معلم به وجود آمد. یكى از كارهاى اساسى مصاحب اقدام به تهیه «دایرةالمعارف فارسى»، با همكارى عده‏ى بسیارى از دانشمندان در رشته‏هاى گوناگون بود كه در 1334 ش سرپرستى آن را بر عهده گرفت. از دیگر آثار وى: «آنالیز ریاضى، تئورى اعداد حقیقى»؛ «مدخل منطق صورت»؛ «منطق ریاضى»؛ «علوم تفریحى»؛ «جبر و مقابله خیام»؛ «توابع مستدیره»، با مشاركت احمد احسنى «هندسه‏ى مسطحه»؛ «افراد و خانواده‏هاى نادرستكار»؛ «حكیم عمر خیام به عنوان عالم جبر».[1] ریاضى‏دان، محقق و فرهنگى، فرزند دكتر على محمد مصاحب در 1289 در تهران تولد یافت. بعد از انجام تحصیلات مقدماتى وارد دارالمعلمین شد و دوره آن را پایان داد و سپس در دارالمعلمین عالى ثبت نام نمود و در رشته ریاضیات فارغ‏التحصیل شد و هم چنان تحصیلات خود را در رشته‏هاى گوناگون مانند فقه، اصول، الهیات و فلسفه ادامه داد و در هر كدام از رشته‏هاى یاد شده استاد مسلم شد. ریاضیات را مدتها نزد سرتیپ بغایرى تكمیل كرد و بعد به انگلستان رفت و از دانشگاه كمبریج درجه دكترا در ریاضیات دریافت نمود. وى خدمات ادارى خود را در وزارت فرهنگ آغاز كرد. چندى شغل دبیرى و مدتى استادى دانشگاه داشت و مقامات مهمى را در وزارت فرهنگ پشت سر گذاشت، مانند ریاست تعلیمات عالیه و معاون فنى وزارت فرهنگ. ولى دلبستگى به مقامات صورى نداشت و تمام هم او صرف تألیف و تصنیف كتاب بود. نخستین كوشش فرهنگى مصاحب نشر مجله‏اى بود به نام ریاضیات عالى و مقدماتى كه در 1309 تأسیس كرد و یازده شماره منتشر شد. مصاحب عالم ریاضى بود و بحق پدر ریاضیات جدید در ایران نام گرفته بود. كتابهاى او بیشتر در زمینه‏هایى مانند «جبر خیام»، «مثلثات»، «رسمى فنى» و «مدخل منطق صورى» است، كه بعضى از آنها در مدارس متوسطه و عالى تدریس مى‏شد. كتابهاى مهم مدخل آنالیز ریاضى و دوره تئورى مقدماتى اعداد از تصنیفات خوب او مى‏باشد. وى چندى در 1322 به انتشار روزنامه یومیه برق مبادرت نمود. از دیگر كارهاى فرهنگى او سرپرستى دائره‏المعارفى است كه به اسلوب علمى جهانى آن را تنظیم و انتشار داده است. محقق، مؤلف. تولد: 1289، تهران. درگذشت: 24 مهر، 1358. غلاحسین مصاحب تحصیلات خود را در ایران، فرانسه و انگلستان انجام داد و در سال 1327 به اخذ درجه‏ى دكترى از دانشگاه كمبریج در رشته‏ى ریاضیات نایل شد و به عضویت انجمن ریاضى‏دان لندن و انجمن فلسفى كمبریج درآمد. پس از پایان تحصیلات عالى، ضمن مشاغل ادارى از تألیف و تدریس نیز غافل نماند و در سال 1345 مؤسسه‏ى ریاضیات را در دانشگاه تربیت معلم تأسیس كرد و تا آخرین روز حیات خود به سمت استادى در آن مؤسسه اشتغال داشت. تألیفات مصاحب این عنوان‏ها را در برمى‏گیرد: مجله «ریاضیات عالى و مقدماتى» (1310 -1309، وى مؤسس این مجله بود و مدیریت آن را به عهده داشت، اولین شماره‏ى این مجله در تهران در اول آبان 1309 منتشر شد) جبر و مقابله‏ى خیام (مشتمل بر متن عربى و ترجمه‏ى فارسى رساله‏ى خیام در جبر و تاریخ ریاضیات، 1317)؛ یك رساله‏ى انگلیسى كه در جلد چهل و ششم (مورخ سال 1950) مجله‏ى انجمن فلسفى كمبریج به طبع رسیده است، منطق صورت (انتشارات دانشگاه تهران، 1334)؛ دایرةالمعارف فارسى (جلد اول، 1345، بخش اول از جلد دوم، 1356)؛ آنالیز ریاضى (دو جلد، 1348)؛ تئورى مقدماتى اعداد (جلد اول در دو قسمت، 1353)؛ مجلد دوم تئورى مقدماتى اعداد (در سه قسمت، 1358، كتاب برگزیده‏ى نخستین دوره‏ى كتاب سال جمهورى اسلامى ایران در رشته‏ى ریاضیات)؛ حكیم عمر خیام به عنوان عالم جبر (انجمن آثار ملى، 1339)؛ علوم تفریحى (1308.( غلامحسین مصاحب در زمینه‏ى لغت و پهنه‏ى وسیع آن آزمایش‏ها كرد و مخصوصا در مورد وضع واژه‏هاى جدید در قبال لغت‏ها و اطلاح‏هاى خارجى فعالیت نمود، از آن جمله مى‏توان فرهنگ اصطلاحات جغرافیایى را كه با همكارى تعدادى از محققان و كارشناسان در سال 1338 به چاپ رسانید نام برد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(597 -519 ق)، مورخ، ادیب و نویسنده. ملقب به عماد و كاتب اصفهانى. معروف به این اخى العزیز. در اصفهان به دنیا آمد و در همین شهر نشوونما یافت. در جوانى به بغداد رفت و در مدرسه‏ى نظامیه به آموختن علم پرداخت و در فقه شافعى و فنون ادب و شعر سرآمد شد. سپس به دمشق رفت و به سلطان نورالدین محمود زنگى پیوست و متصدى دیوان انشاء گردید. وى به دو زبان فارسى و عربى مى‏نوشت. او در مدتى كه در دمشق بود صلاح‏الدین ایوبى را نیز مى‏ستود و مورد علاقه‏ى او بود و به همین مناسبت مقامش نزد نورالدین بالاتر رفت و در زمان مستنجد عباسى، به عنوان پیامگزار از دمشق به بغداد رفت و پس از بازگشت به دمشق در مدرسه‏اى كه به نام خود او خوانده مى‏شود (مدرسه‏ى عمادیه) به عنوان مدرس منصوب شد. اما وى مورد سعایت دشمنان قرار گرفت و كار بر او تنگ شد و ناچار از دمشق به موصل رفت و در آنجا بیمار شد. ولى به محض شنیدن خبر رسیدن صلاح‏الدین ایوبى به دمشق، مجددا به آن شهر بازگشت و در همان شهر درگذشت و در مقابر صوفیه دفن شد. از آثار وى: «خریده القصر و جریده العصر»،در ده مجلد؛ «الفتح القسى فى الفتح القدسى» یا «القدح القسى فى الفتح القدسى» یا «الفیح القسى فى الفتح لقدسى»، گزارشى از فتح شام و فلسطین به وسیله‏ى صلاح‏الدین؛ «البرق الشامى، در تاریخ، در هفت مجلد؛ «دیوان» شعر، در چهار مجلد؛ «نصره الفتره و عصره الفطره» یا «نصره الفتره و عصره القطره»، در تاریخ سلاجقه‏ى عراق؛ «السیل على الذیل»، در سه مجلد، در تاریخ بغداد؛ «العتبى و العقبى»؛ «نحله الرحله».[1] (بخش 1) كاتب، محمد بن محمد صفى‏الدین بن نفیس‏الدین حامد بن اله مكنى به ابوعبداللَّه، ملقب به عمادالدین كاتب اصفهانى مورخ و ادیب و نویسنده (و. اصفهان 519 ه.ق./ 1125 م.- ف. دمشق 597 ه.ق/ 1201 م.) وى در جوانى به بغداد رفت و به فرا گرفتن فقه و ادب مشغول گردید، و سپس به خدمت وزیر عون‏الدین بن هبیرة رسید و از طرف او نظارت امور بصره و واسطه را عهده‏دار شد و چون عودالدین درگذشت، كار وى روى به ادبار نهاد لذا آهنگ دمشق كرد و در آنجا از طرف سلطان نورالدین به استخدام دیوان انشاء درآمد. سپس نورالدین او را به روزگار المستنجد جهت رسالت روانه‏ى بغداد ساخت و چون نورالدین فوت كرد عمادالدین به صلاح‏الدین پیوست، و پس از مرگ وى در دمشق اقامت گزید و تا آخر عمر از مدرسه خویش كه عمادیه نام داشت دست نكشید. او را تألیفات بسیار است از جمله: خریدة القصر در ده مجلد، قسم شعراء مصر در دو جزوه، البرق الشامى، الفتح القسى فى الفتح القدسى، دیوان رسائل، دیوان شعر، السیل على الذیل در تاریخ بغداد، نصرة الفترة و عصرة الفطرة در اخبار دولت سلجوقى كه آن را فتح بن على بندارى در یك جزوه مختصر نموده و زبدة النصرة و نخبة العصرة نامیده است و كتاب اخیر به نام تواریخ آل سلجوق نیز مشهور مى‏باشد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1369 -1284 ش)،مورخ، مدرس و نویسنده. در اصفهان به دنیا آمد. از همان طفولیت با علم و علما آشنا شد و در حوزه‏ى اصفهان به كسب علم و تلمذ از علماى بزگوار آن روز، چون آیات عظام سیدعلى نجف‏آبادى، شیخ محمود مفید، میرزا على شیرازى، شیخ محمد حكیم خراسانى، سید صدرالدین كوهپایه‏اى و حاج‏میرزا رضا كلباسى پرداخته و به كسب اجازات روایتى از علماى بزرگ آن زمان همچون آیات عظام آقا سید ابوالحسن اصفهانى، سید محمد حجت كوه‏كمرى، شیخ محمدرضا مظفر، سید یونس اردبیلى و نیز شیخ آقا بزرگ تهرانى و شخصیتهاى علمى دیگر نایل آمد. عمادزاده به تدریس در محیطهاى آموزشى و دانشگاه رغبت فراوان نشان مى‏داد او از ابتداى تحصیلات خود علاقه فراوانى به تألیف و تحقیق و نشر فرهنگ و معارف اسلامى و خدمت به اهل‏بیت (ع) داشت و همواره به دنبال هدف خویش بود. ثمر و حاصل تلاش وى بیش از صد و بیست تألیف درباره‏ى موضوعات مختلف است. از آن جمله: ترجمه و تفسیر قرآن كریم؛ «صحیفه‏ى كامله‏ى سجادیه، زبور آل محمد»؛ «تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم»؛ «زندگانى حضرت رسول (ص) پیشواى اسلام»؛ «تاریخ مفصل اسلام»؛ «معراج»؛ «زندگانى على بن ابى‏طالب (ع)»؛ «فاطمه الزاهراء (ع)»؛ «شرح خطبه‏ى غدیر»؛ «شرح زندگانى هر یك از حجج معصومین (ع)» یا «مجموعه‏ى زندگانى چهارده معصوم (ع)»؛ «زندگانى حضرت مجتبى (ع)»؛ «زندگانى حضرت خامس آل‏عبا ابى‏عبدالله سیدالشهداء (ع)»؛ «تاریخ عاشورا، عاشورا چه روزیست»؛ «زندگانى حضرت ابوالفضل، قمر بنى‏هاشم (ع)»؛ «زندگانى حضرت على‏اكبر و على‏اصغر »؛ «زندگانى زینب كبرى»، ترجمه؛ «تاریخ جغرافیایى مكه»؛ «تاریخ جغرافیایى كربلا»؛ «بستان الادب»؛ «جهان اسلام، اسلام در جهان»؛ «مكتب اسلام»؛ «زندگانى على بن موسى الرضا (ع)»؛ «منتقم حقیقى، مهدى قائم صاحب العصر و الزمان (عج)»؛ مقالات متعدد در روزنامه‏ها و مجلات.[1] مؤلف، محقق. تولد: 1284 (8 ذى الحجه 1325 ق.)؛ اصفهان. درگذشت: 12 فروردین 1369، تهران. حسین عمادزاده‏ى اصفهانى، فرزند حجت‏الاسلام احمد عمادالواعظین، در حوزه‏ى اصفهان از علماى آن روز چون آیات عظام سید على نجف‏آبادى، محمود مفید، على واعظ شیرازى، محمد حكیم خراسانى، سید صدرالدین كوهپایه‏اى، محمدرضا كلباسى كسب فیض كرد. وى داراى اجازه‏ى روایتى از علماى آن زمان همچون آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانى، شیخ آقا بزرگ تهرانى، سید محمد بهجت كوه‏كمره‏اى، محمدرضا مظفر، سید یونس اردبیلى بود. حسین عمادزاده‏ى اصفهانى داراى آثار بسیارى است كه برخى از آنها به شرح زیر است: بستان الاداب (براى سال پنجم و ششم متوسط، 1309)؛ جهان اسلام و اسلام در جهان، ترجمه و تفسیر قرآن كریم؛ تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم (1334)؛ تاریخ مفصل اسلام (جلد اول، 1337)؛ شرح خطبه‏ى غدیر؛ زندگانى حضرت رسول (ص) پیشواى اسلام (1328)؛ تاریخ عاشورا، عاشورا چه روزى است (زندگانى حضرت سیدالشهداء، 1321)؛ زندگانى حضرت ابوالفضل العباس (ع)؛ قمر بنى‏هاشم (1321)؛ زندگانى حضرت على‏اكبر و على‏اصغر (1356 ق.)؛ زندگانى زینب كبرى (شیخ جعفر نقدى، ترجمه، 1323)؛ زندگانى حضرت خامس آل عبا ابى‏عبدالله- سیدالشهداء (1374 ق.)؛ زندگى حضرت سجاد (1338)؛ زندگانى على بن ابى‏طالب (1331)؛ زندگانى حضرت مجتبى (1337)؛ زندگانى حضرت على بن موسى‏الرضا (1335)؛ رجال اسلام (شامل شرح حال قریب بیست هزار نفر از رجال علمى و ادبى اسلام)؛ تاریخ جغرافیایى كربلا (1326)؛ راهنماى حاج، تاریخ جغرافیایى مكه (1327)؛ صحیفه‏ى كامله‏ى سجادیه زبور آل محمد (1334)؛ فاطمةالزهراء (1336)؛ مجموعه‏ى زندگانى چهارده معصوم (دو جلد، 1331 -1330) دوره‏هاى مجله‏ى «خرد». وى علاوه بر تحقیق و تألیف و نیز تدریس در دانشگاه مقالاتى نیز براى روزنامه‏ها و مجله‏ها مى‏نوشت. وى در سال 1315 در تهران ساكن شد و در پنجم ماه رمضان (دوازدهم فروردین سال 1369) درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. وى در مدارس آمریكایى و دارالفنون تحصیل كرد و پس از اخذ لیسانس، از دانشگاه تهران، جهت ادامه تحصیل به پاریس رفت. پس از مراجعت با جراید تهران همكارى كرد. او همچنین مدیریت مجله‏ى «روشنفكر» را در تهران به عهده داشته است. از آثار وى: «رنگین كمان»؛ «تهران دمكرات»؛ «خطاء»؛ «انگلستان چگونه اداره مى‏شود»، ترجمه؛ «غریبه»، ترجمه؛ «لندن بزرگترین شهر دنیا»، ترجمه.[1] نویسنده، مترجم، روزنامه‏نگار. تولد: 1299. درگذشت: اردیبهشت 1364. رحمت‏الله مصطفوى، فرزند مصطفى، در كالج آمریكایى و سپس دارالفنون به تحصیل پرداخت. وى فارغ‏التحصیل رشته‏ى حقوق از دانشگاه تهران است و در رشته‏ى بین‏الملل و اقتصاد نیز از دانشگاه پاریس دكترى گرفته است. خدمت مطبوعاتى را از سال 1322 با انتشار مجله‏ى «روشنفكر» آغاز كرده ومدت‏ها نیز معاون رادیو تهران، معاون خبرگذارى پارس و رییس اداره اطلاعات ومطبوعات وزارت امور خارجه بوده است. وى همچنین به دریافت نشان‏هاى همایون، تاجگذارى و جشن شاهنشاهى نایل آمده است: از آثار اوست: آذر (با مشاركت هاشمى)؛ انگلستان چگونه اداره مى‏شود (ماك كالم)؛ رنگین كمان (1320)؛ خطاء، تهران دمكرات (1321)؛ غریبه (آلبر كامو)؛ لندن بزرگترین شهر دنیا (اثر ف. ه. لى)؛ معشوقه و دوست. (1328).

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1372 -1294 ش)، نویسنده و استاد دانشگاه. تحصیلات خود را در 1307 ش در دارالفنون به پایان رساند و در همان سال از طرف دولت جهت گذراندن دوره‏ى دانشكده‏ى دامپزشكى به پاریس رفت و سپس با درجه‏ى دكترا به ایران آمد و مأمور تشكیلات دامپزشكى خراسان شد. وى همچنین در دانشكده‏ى دامپزشكى، بهداشت اندام‏شناسى و دامپرورى تدریس مى‏كرد. از آثار وى: «اندام‏شناسى اسب»؛ «اصلاح گاو به وسیله‏ى انتخاب و تلقیح مصنوعى»؛ «پرورش گوسفند یا دامپرورى»؛ «پرورش گاوهاى شیرى».[1] مدرس. تولد: 1294، تهران. درگذشت: بهمن 1372، تهران. محمود یزدى‏زاده تحصیلات خود را در دارالفنون در سال 1307 به پایان رسانید و در همان سال از طرف دولت به فرانسه روانه شد و دوره‏ى دانشكده‏ى دامپزشكى پاریس را در دانشگاه آلفر به پایان رسانید و پس از گذرانیدن درجه‏ى دكترى در سال 1314 به ایران بازگشت و در بدو ورود مأمور تشكیلات دامپزشكى خراسان شد. در سال 1319 به ریاست بنگاه دامپرورى حیدرآباد مشغول شد و سپس استاد بهداشت و اندام‏شناسى و دامپرورى دانشكده‏ى دامپرشكى شد. وى تا سال 1328 مؤسسه‏ى دامپرورى حیدرآباد را اداره مى‏كرد. دكتر یزدى‏زاده در سال 1344 بازنشسته شد. وى همچنین در تأسیس كارخانه‏ى شیر پاستوریزه تهران نیز مشاركت داشت. از آثار اوست: اندام‏شناسى اسب (1337، نشریه‏ى 493 دانشگاه)؛ اصلاح گاو به وسیله‏ى انتخاب؛ پرورش گاوهاى شیرى؛ پرورش گوسفند. محمود یزدى‏زاده در بهمن 1372 در تهران درگذشت و پیكر وى در ابن‏بابویه به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1333 ق)، عالم، نویسنده و روزنامه‏نگار. مشهور به رییس الحكماء و دكترا میرزا مهدیخان زعیم‏الدوله. اهل تبریز بود. از استانبول به مصر رفت و در قاهره اقامت گزید و در آن جا به انتشار روزنامه فارسى «حكمت» مبادرت كرد. كتابى به زبان فارسى در اصول و فرع ادیان جهان نگاشت و در آن كتاب به تفصیل در رد فرقه بابیه سخن گفته است. وى نیز مفصلى در رد و تاریخ بابیه نوشته و آن را «باب الابواب» نامید. سپس از آن كتاب، كتاب مختصرى در تاریخ بابیه انتخاب كرد و آن را «مفتاح باب الابواب» نامید. سپس از آن كتاب، كتاب مختصرى در تاریخ بابیه انتخاب كرد و آن را «مفتاح باب الابواب» نامید. از دیگر آثار وى: «فرهنگ مهدى»؛ «جهان‏نماى مهدى».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، روزنامه‏نگار و نویسنده. وى در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در همان شهر به اتمام رسانید و بعد به تهران آمد و همكارى‏اش را با جراید آغاز كرد. روزنامه‏ى سیماى «مرزبان» و روزنامه‏ى فكاهى «حاجى مراد» را منتشر كرد. وى عضو رسمى انجمن ادبى فرهنگستان است و انجمن خراسان را در تهران بنیان نهاد. از آثار اوست: «تبهكاران»؛ «سرزمین بحرین از ادوار باستان تا امروز»؛ «فجایع».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت : ایرلند   -   قرن : 19 منبع :

جِيمز آگوستين جويْزْ نويسنده ايرلندي در دوم فوريه 1882م در روستايى درنزديكي دوبلين پايتخت ايرلند به دنيا آمد و از كودكي در بهترين مدرسه منطقه به تحصيل پرداخت. وي در نه سالگي مقاله‏اي نگاشت كه پدرش آن را به چاپ رساند و در سال‏هاي بعد نيز از دانشگاه فارغ‏التحصيل شد. جِيمز با استعداد كم‏نظيري كه داشت، سال‏هاي تحصيل را با پيروزي و برجستگي گذراند و از فرهنگ و تربيتي استوار و منظم برخوردار شد. وي در همين زمان به فرهنگ و ادبيات اروپايى روي آورد و موفق شد كه زبان‏هاي فرانسوي، ايتاليايى، آلماني و نروژي و گرامر تطبيقي آنها را بياموزد. جويْزْ پس از اتمام تحصيلات راهي پاريس گرديد و كار نويسندگي را با نگارش چند نمايش‏نامه و سرودن شعر آغاز كرد. وي در سال‏هاي بعد آثاري هم‏چون تبعيدي‏ها و موسيقي مجلسي را نگاشت و در عالم ادب به شهرت دست يافت. جِيمز جويْزْ در سال‏هاي پاياني عمر خود اثر عظيم خود با نام بيداري فينيگان‏ها را منتشر كرد. جويْزْ كه خواسته است كابوس زندگي در يك شب را در قالب بيان و كلام بريزد، به زبان تازه‏اي نياز داشت، پس زباني به كار برد كه ظاهراً انگليسي، اما از هزاران لغت تازه و چندين زبان تركيب شده بود. حوادث اين كتاب هفت‏صد صفحه‏اي و دشوار، حوادث شب را دربردارد. بيداري فينيگان‏ها، جنبه تاريخي دارد و زندگي بشر را در ضمير ناخودآگاه نشان مي‏دهد. با آنكه قهرمانان كتاب، از مردم عادي هستند، اما روش شگفت‏انگيزي كه در ساختمان آنها به كار رفته، اين اثر را بديع و غيرمعمول ساخته است. جويْزْ با سبك ادبي بغرنج و درهم پيچيده خود، مفاهيمي از مراتب مختلف را مي‏پوييد و استعارات چند پهلو به كار مي‏برد. نوشته‏هاي وي به گونه‏اي است كه گويى يك اثر را به صورت‏هاي مختلف عرضه كرده است. وي معتقد بود هيچ چيز تازه‏اي حادث نمي‏شود بلكه همه چيز تكرار است و حركت دَوَراني در حال رسيدن به نقطه آغاز مي‏باشد. هرچند نويسندگان زمان جويْزْ، مستقيماً از وي تقليد نكرده‏اند، اما او در ادبيات كشور خود، تاثيري عميق برجاي نهاده است. وي در برابر قدرت‏هايى از قبيل سياست، پول و زور كه دنيا را مي‏گردانند مقاومت مي‏كرد و در اوج شهرت، اين خوي آشتي‏ناپذير خود را رها نكرد و در آثار خود نيز منعكس نمود. جويْزْ به طور قطع، يكي از شگرف‏ترين نويسندگان قرن بيستم به شمار مي‏رود. فن داستان‏پردازي، ادراك‏هاي شخصي، شيوه بيان عميق و پيچيده و زيبايي نثر او بر عالم ادب تاثيري عظيم بر جاي نهاده است. جِيمز آگوستين جويْزْ سرانجام در 13 اوت 1941م در 59 سالگي درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1391 -1297 ق)، عالم، مجتهد، نویسنده و شاعر. در كربلا متولد شد. و مقدمات علوم دینى را نزد آخوند، ملاعباس اخفش و ملاعلى سیبویه آموخت. سپس به نجف رفت و در حوزه‏هاى درسى آخوند خراسانى و حاج میرزا حسین جلیل تهرانى، به فراگیرى فقه و اصول پرداخت، و فلسفه را نیز نزد حاج ملا اسماعیل بروجردى حایرى فراگرفت و در جوانى به اجتهاد رسید. براى معالجه‏ى چشم به ایران آمد و مدتى در تهران ماند، سپس به بابل رفت و در آنجا اقامت كرد و مرجع تقلید مردم شد. پس از چندى از بابل به سمنان تبعید شد و در آن شهر به اقامه‏ى نماز جماعت و تدریس مشغول شد. پس از رحلت، جنازه‏اش به مشهد حمل و در جوار امام رضا (ع) دفن شد. او در سرودن انواع شعر دست داشت، خصوصا در قصاید عربى و غزلیات و قصاید فارسى و انشاء مدایح و مراثى اهل‏بیت (ع). وى حدود سیصد تالیف و رساله دارد كه برخى از آنها عبارت‏اند از: «سبیكه الذهب»، كه «كفایه الاصول» علامه خراسانى را به نظم درآورده؛ «دیوان الادب»؛ «تاریخ معارف امامیه متضمن مذاهب اسلامیه»، در ترجمه‏ى كتاب «ظلامه العتره الطاهره».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1370/1360 -1298 ق)، فقیه و نویسنده. وى در تهران متولد شد. تا دوازده سالگى تحصیلات مقدماتى را نزد پدر فراگرفت و سپس در مدرسه‏ى مروى تهرن به فراگیرى علوم دینى و ادبى پرداخت. پس از چندى به نجف رفت و در خدمت مراجع بزرگ آنجا تكمیل مبانى علمى كرد، در سى سالگى به اجتهاد رسید. در كربلا و عراق به ترویج دین و تبلیغ احكام پرداخت و به ایران بازگشت و در قم اقامت كرد. در تاسیس حوزه‏ى علمیه‏ى قم با آیت‏اللَّه حایرى همكارى داشت و به تقاضاى جمعى از مولفین به تهران عزیمت كرد و در این شهر درگذشت. پیكرش را به كربلا حمل، و در جنب در قاضى‏الحاجات دفن كردند. از آثار وى: «شرح اصول كافى، جزء اول»؛ «رساله‏ى رضاع»؛ «موائد الكریم لزوار عبدالعظیم حسنى (ع)»؛ «رساله‏ى ادائیه»؛ «شرحى بر حاشیه‏ى ملا عبداللَّه»؛ «كتاب الصلوه» و «مباحث الفاظ».[1] آیت‏اللَّه مرحوم حاج شیخ عباس بن التقى الزكى حاج ملا حاجى حایرى تهرانى از علماء عظام تهران بودند و در اوائل تاسیس حوزه علمیه در قم اقامت داشتند و در تشیید حوزه و تشویق طلاب كوتاهى نمى‏كردند مرحوم آیت‏اللَّه العظمى حایرى موسس حوزه هم بایشان عنایت و نظر مخصوصى داشتند و در موقع كسالت و مواقع دیگر ایشان را بجاى خود براى نماز مى‏فرستادند. تولدش در سال هزار و دویست و نود و هشت در تهران واقع شده و تا سن 12 سالگى در مهد تربیت والد ماجدش مرحوم حاج ملا حاجى كه از اخیار و اتقیاء تجار تهران بودند تربیت شده سپس در مدرسه مروى به فراگرفتن علوم دینى و ادبى پرداخته و در سلك اهل علم و ادب درآمده و پس از چندى به نجف مشرف و در خدمت مراجع بزرگ آنجا تكمیل مبانى علمى نموده و در سن سى سالگى بحد كمال علمى و درجه علیاى اجتهاد رسیده و در كربلا و عراق به ترویج دین و تبلیغ احكام پرداخته و بعد از چندى به ایران آمده و در قم سكونت نموده و بخدمات دینى و روحى مشغول تا به تقاضاى جمعى از مومنین تهران عزیمت به آن سامان نموده تا سال 1370 ق كه از دنیا رحلت و بسراى ابد خرامید. بازار تهران در مرگش تعطیل و جنازه او را بسر دوش گرفته و از بازار با گریه و زارى عجیبى تا حضرت عبدالعظیم آورده و بعنوان امانت گذاردند و پس از چندى حمل بكربلا و در جنب درب قاضى‏الحاجات در مقبره شخصى خودش بخاك سپردند. نگارنده گوید: خاطرم هست كه آن مرحوم در شبهاى شنبه بحضرت عبدالعظیم علیه‏السلام آمده و در مسجد بالاى سر و یا رواق مطهر اقامه نماز جماعت مى‏كردند و جماعت بسیارى از وجوه مردم تهران و رى به نماز ایشان آمده و استفاده مى‏كردند. مرحوم آیت‏اللَّه حایرى تهرانى تألیفات عدیده‏اى داشتند كه ذیلا مى‏نگارم: 1- شرح اصول كافى كه جزو اول آن به طبع رسیده. 2- رساله رضاع. 3- موائد الكریم و الزوار عبدالعظیم حسنى علیه‏السلام 4- رساله ترتیبیه. 5- رساله در وصیت 6- اسرار الصلوه 7- رساله ادائیه 8- رساله در اسلام ابوطالب 9- اصول و فروع دین مختصر و مفصل 10- كتاب الصلوه و بسیارى از ابواب فقه 11- شرح زیارت عاشورا 12- شرح زیارت جمامعه كبیره 13- شرحى بر حاشیه ملا عبداللَّه 14- شرح صمدیه 15- مباحث الغاط. از باقیات الصالحات آن مرحوم است فرزند فاضل برومندش حجت‏الاسلام حاج آقا مهدى حایرى تهرانى كه ترجمه‏اش در جلد دوم خواهد آمد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1327 -1253 ش)، مجتهد، نویسنده و شاعر. در شهر كربلا در خاندانى با فضیلت متولد شد. تحصیلات مقدماتى را در حوزه‏ى علمیه‏ى كربلا طى كرد و در آنجا از محضر استادانى چون: شیخ زین‏العابدین، ملا اسماعیل بروجردى و میرزا محمد هاشم خوانسارى اصفهانى كسب فیض كرد. در هفده سالگى كتابهاى زیادى نوشت و موفق به دریافت بیش از سى اجازه‏ى روایتى و اجتهادى شد. سفرى به مكه داشت و در طول راه با علماى اهل تسنن ملاقات و بحث كرده است. در تهران و دیگر شهرها، چون قم، اراك و مشهد، جامعه‏ى اخوان اسلامى را بر اساس اخوت اسلامى تاسیس كرد. وى یكى از پیشنهاد كنندگان ملى كردن صنعت نفت به رضاخان بود. حایرى به فارسى و عربى شعر مى‏سرود. از جمله آثار او: «هدایه العامه فى اثبات الامامه»؛ «منظومه‏ى موجز المقال»، در علم درایه؛ «منظومه‏اى در علم رجال»؛ «منظومه‏اى در بیع فضولى»؛ «ودایع الاسرار و بدایع الاخبار»؛ «دیوان قصاید و غزلیات»؛ «حكم تشریع احكام دین»، در تصوف؛ و «غنائم التبیان در تفسیر قرآن».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1335 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به كورش حایرى. در كربلا متولد شد. نسب وى با بیست و دو واسطه به حضرت سجاد (ع) مى‏رسد. وى در هفت سالگى همراه خانواده به ایران آمد. سید هادى دوره‏ى تحصیلات خود را در دبستانهاى كربلا و یا به قولى دبستان جاوید و حسینیه‏ى تهران و دبیرستان فردوسى و سپس كالج آمریكایى گذراند. مدتى در خدمت وزارت دارایى بود. وى به كربلا و هندوستان سفر كرد. از آثار او: «آفاق»، آثار انجمن دانشوران؛ «از هر چمنى گلى»، شعر؛ «افكار و آثار ایرج»؛ «برگ سبز یا عشق میهن» شعر؛ «تذكره‏ى زنان شاعر معاصر ایران»؛ «عشقى شاعر و نویسنده رمانتیك»؛ گردآورى «دیوان عارف قزوینى».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1269 ش)، نویسنده. در تهران متولد شد. تحصیلات مقدماتى خود را در دبستان دانش و ادب به پایان رساند و از محضر علما استفاده كرد. از پیش قدمان كتب كلاسیك بود و تألیفات طبع و نشر شده‏ى او در زمینه تاریخ عمومى و جغرافى، مورد استفاده‏ى دانش آموزان قرار گرفت. به خدمت معارف و اوقاف درآمد و سالها معلم و ناظم مدرسه‏ى زرتشتیان، مدرسه‏ى اسعدیه زنجان و مدرسه‏ى متوسطه‏ى ادب و رییس معارف اصفهان و خوزستان بود. از سال 1307 ش به خدمت وزارت دادگسترى درآمد و مشاغل مختلفى در آن وزارت عهده‏دار شد. او در تهران درگذشت و در امام‏زاده قاسم شمیران به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1289 ش)، نویسنده و مترجم. در یزد متولد شد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتى در زادگاهش به تهران آمد و دو سال در مدرسه‏ى صنعتى آلمان و سه ماه در كالج تحصیل نمود، بعد به خدمت سربازى پرداخت. پس آن به شغل آزاد مشغول شد. زبان انگلیسى را در مدت پنج سال و زبان آلمانى را در مدرسه‏ى صنعتى و فرانسوى را خود آموخت. از آثار وى: ترجمه‏ى «از اسرار جنگ گذشته»؛ «اسرار سیرك»؛ «اسرار عشق»؛ ترجمه‏ى «پسر كاپیتان» یا «شوالیه شاه»؛ ترجمه‏ى «تریپوله» یا «مقلد دربار شاهى»؛ «خودآموز انگلیسى به فارسى»؛ ترجمه‏ى «ژان دولارج»؛ «سرگذشتهاى آرسن لوپن».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد پنجم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده و شاعر. نسب وى از جانب پدر به مجاهد بزرگ اسلام، حبیب بن مظهر اسدى و از جانب مادر به حاج شیخ محمد مفید مى‏رسید. وى مقدمات و علوم ادبى و فارسى و عربى و فقه و اصول را در شیراز آموخت. سپس به تهران آمد و از عهده‏ى آزمون مؤسسه‏ى وعظ و خطابه برآمد، از تهران به مشهد رفت و پس از چندى به شیراز بازگشت. وى به عربى و فارسى شعر مى‏گفت. از آثار او: «تحفة العنایه»؛ «تذكرة العنایه»؛ «عنایة الرحمن فى اعمال شهر رمضان»؛ «عنایات الرّب فى منتخبات الخطب»؛ «عنایات الخلاق فى علم الاخلاق»؛ «عنایت الصباح والمساء فى حدیث شریفِ الكساء»؛ «دیوان» اشعار.[1] عنایت‏الشریعه امامى بن شیخ قوام‏الدین بن شیخ مهدى بن شیخ محمدصالح ابن شیخ عزالدین محمد اسدى جزایرى از دانشمندان و شعراء معاصر شیراز نسبش به مجاهد بزرگ اسلام حبیب بن مظاهر اسدى رضوان اللَّه تعالى علیه و از طرف مادر به آیت‏اللَّه حاج شیخ محمد مفید مى‏رسد. وى در شیراز متولد شده و مقدمات و علوم ادبیه فارسى و عربى و فقه و اصول را در شیراز آموخت و سالهاى متمادى است كه در شیراز به امامت و وعظ و خطابه و تشكیل مجالس جشن مذهبى و سوگوارى ائمه اطهار (ع) اشتغال دارد و به فارسى و عربى شعر مى‏گوید. آثار علمى و ادبى ایشان از اینقرار است: 1- آثار العنایه 2- اشعار مولودیه 3- بساتین العنایه (در 14 جلد) 4- تحفة العنایه 5- تذكره العنایه 6- عنایة الرحمن فى اعمال شهر رمضان 7- عنایات المكنونه فى صلوات المسنونه 8- عنایة الرب فى منتخبات الخطب 9- عنایات الخلاق در علم اخلاق 10- عنایة السلطان فى فضیلة قرائت القرآن 11- دیوان اشعار عربى و فارسى و غیر اینها كه بیست جلد است و چند جلد آن چاپ شده است.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 11 شهریور 1395  - 11:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س هفتم ق)، نویسنده. در خراسان مى‏زیست و مؤلف كتابى در احكام قرانات است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س نهم ق)، نویسنده. وى صاحب كتابى در سیره‏ى رسول (ص) و خلفا است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س نهم ق)، نویسنده. اثر وى: «گنجینه راز».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 12 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1186 -1107 ق)، فقیه، متكلم، محدث، محقق، نویسنده و رجال شناس. از فرزندان احمد بن ابراهیم از شخصیتهاى معروف روحانى و علمى این خاندان بود. وى در شاخوره‏ى بحرین زاده شد و در مكتب خانه و نزد پدر خواندن و نوشتن و مقدمات علوم را آموخت. هنگام فتنه خوارج در بحرین، و مهاجرت پدرش احمد به قطیف، در شاخوره ماند و پس از چندى به آنان پیوست. در آنجا نزد شیخ حسین ماحوزى و شیح احمد بن عبداللَّه بلادى و شیخ‏احمد بن على به آموختن علوم دینى مشغول شد. فوت پدر و سنگینى معیشت خانواده مانع ادامه‏ى تحصیل وى شد. پس به بحرین و سپس به مكه رفت و یكبار دیگر نزد شیح حسین ماحوزى بازگشت. از آنجا به بحرین، كرمان و شیراز رفت. و چون شیراز دچار خشم و غضب نادرشاه گشت به فسا رفت. در فسا براى تأمین نیازهاى زندگى به كشاورزى پرداخت و با فراغت نسبى به كار تدریس و تحقیق مشغول گشت و تألیف مشهورترین اثر فقهى خود «حدائق» را آغاز كرد. اما پس از آشوب خونینى كه در فسا رخ داد و میرزا محمدعلى، حاكم وقت فسا، كه به وى التفات داشت كشته شد و دارایى و كتابهاى خود وى نیز به غارت رفت به اصطهبانات و سپس به عراق رفت و در كربلا اقامت گزید و در این شهر به آرامش و امنیت و رفاه دست یافت و كتاب «حدائق» و چندین كتاب دیگر را تمام كرد. وى تا پایان عمر در آنجا زندگى كرد و حیات خود را صرف تدریس و تعلیم و تحقیق و تألیف كتاباى فقهى، روایى و كلامى و عبادى كرد. او استاد سید على طباطبائى صاحب «ریاض» و از مشایخ روائى علامه بحرالعلوم است. در كربلا بر اثر طاعون درگذشت. بنابر وصیتش استاد وحید بهبهانى بر وى نماز گزارد و در كنار تربت امام حسین (ع) به خاك سپرده شد. از جمله آثار وى: «اعلام القاصدین»؛ «الحدائق الناضرة فى احكام العترة الطاهرة»، در فقه استدلالى؛ «سلاسل الحدید فى تقیید ابن ابى‏الحدید»؛ «الدررالنجفیة من الملتقطات الیوسفیة»؛ «انیس المسافر و جلیس الخواطر»؛ «لؤلؤة البحرین فى الاجازة لقرتى العین».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 12 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1208 ق)، فقیه، محدث، متكلم، نویسنده و از عالمان اخبارى. در بحرین متولد شد. پس از فراگیرى علوم به قطیف مهاجرت كرد و در آنجا ساكن شد. پس از چندى به بوشهر رفت. وى نزد عمویش یوسف آل‏عصفور درس خواند. به پیروى از اندیشه‏هاى اخباریان، تنها سنت (حدیث) را قابل استناد مى‏دانست و معتقد بود كه قرآن به دلیل این كه فقط معصومان (ع) مى‏توانند آن را دریابند، نمى‏تواند مورد استناد باشد. وى در بوشهر درگذشت. اثر وى شرحى مفصل بر «بحارالانوار» است. او حاشیه‏هایى بر جلد چهارم «بحارالانوار» دارد. از او «مجموعه‏ى رسائل» نیز باقى است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو ح 1280 ق)، عالم، نویسنده، فقیه و محدث. در بوشهر متولد شد و پس از آموزشهاى مقدماتى در 1306 ق به نجف مهاجرت كرد و در حوزه‏ى علمیه‏ى آنجا به آموختن سطوح عالى دانشهاى متداول روزگار پرداخت. او در درس عالمان و فقیهان بلندپایه چون آخوند ملا محمدكاظم خراسانى شركت كرد و در 1314 ق به بوشهر بازگشت. پس از درگذشت پدرش، در 1315 ق، به امامت جماعت و دیگر امور شرعى پرداخت. صاحب آثارى در فقه و كلام است، از آن جمله: «الانوار الجعفریه»؛ «قصد السبیل»؛ «منتخب الفوائد».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1131 -1084 ق)، فقیه، متكلم، محقق و نویسنده. در شاخوره به دنیا آمد و علوم مقدماتى را در آنجا فراگرفت. آنگاه نزد استادان بزرگ آن عصر مراتب عالى فقه و اصول را به پایان رساند و به درجه‏ى اجتهاد نایل آمد. وى از برجسته‏ترین شاگردان شیخ سلیمان ماحوزى بود كه فقه و اصول و حكمت را نزد وى آموخت. ریاضیات را نزد شیخ محمد بن یوسف بحرانى فراگرفت. در بسیارى از داشنهاى روزگار خود مهارت داشت. على‏رغم دیگر عالمان آل‏عصفور كه اخبارى بودند وى به عقل‏گرایى تمایل داشت و كتابهایى در زمینه‏ى علوم عقلى تألیف كرد. همچنین در فصاحت زبان و بلاغت سخن و حاضرجوابى مشهور بود. در آشوب بحرین، و تاخت و تاز اعراب هوله، به قطیف مهاجرت كرد. اما بر اثر شنیدن خبر به تاراج رفتن كتابخانه‏اش بیمار شد و در 47 سالگى در قطیف درگذشت. گفته‏اند كه 23 تألیف معتبر داشته است كه همگى با كتابخانه‏ى وى، على‏رغم تلاشهاى پسرش شیخ یوسف صاحب «حدائق» كه براى حفظ كتابخانه كرد، در فتنه‏ى بحرین از بین رفت. كتاب «اثبات الجزءالذى لایتجزاء» و «الجزءالذى لایتجزى» از جمله كتابهاى او است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

غلامعلي حاتم در سال 1320 در شهر قصر شيرين بدنيا آمد دوره ابتدايي و متوسطه را در زادگاهش گذراند و براي ادامه تحصيل راهي كشور تركيه شد و تا اخذ درجه دكترا در سال 1356 در شهر آنكارا ماند. پس از برگشت به كشور كار را در وزارت فرهنگ و هنر آغاز كرد و در حال حاضر در دانشكده هنر (فارابي سابق) مشغول به تدريس است.گروه : هنررشته : پژوهش هنرگرايش : تاريخ هنروالدين و انساب : پدر غلامعلي حاتم فردي مهربان و دلسوز بود كه در كارهاي عام المنفعه و خيريه در قصر شيرين شركت ميكرد وي علاوه بر داشتن كار آزاد مدير مسئول روزنامه شاه ايل قصرشيرين نيز بود و فرزندان را از همان ابتدا به مطالعه و كتاب آشنا كرد. مادر محترمشان نيز از خانواده خانه خراب كرمانشاه بودند كه آنها هم به دليل مبارزات در زمان مشروطيت به اين نام شهرت يافتند.خاطرات کودکي : بازيهاي كودكانه و سرگرميهاي فصلي مانند شنا در رودخانه الوند، مطالعه كتاب در تعطيلات تابستان در ييلاق و در مواقعي براي سپري كردن وقت به علت كبود امكانات تفريحي گوش دادن به راديو در نبود و ناشناخته بودن تلويزيون از خاطرات دوران كودكي دكتر حاتم است وي دراين مورد ميگويد:« برنامه هاي راديويي راه گشايي بود براي خودم و دوستانم كه توانستيم با ديدي بازتر به اطراف خود نظري بياندازيم. شنيدن داستانهاي حماسي ، افسانه ايي و تاريخي انگيزه اي شد كه من بتوانم راه آينده ام را انتخاب كنم شايد دليل انتخاب رشته تحصيلي ام باستانشناسي و تاريخ هنر همين شنودهاي راديويي بوده است.»اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : غلامعلي حاتم در يك خانواده متدين و عالم پرورش يافت. خانواده ايشان در فعاليتهاي مذهبي برگزاري مراسم سوگواري حسيني و تعزيه شهره بودند و در مسائل اجتماعي نيز به علت بار علمي خانواده شركت ميكرند.تحصيلات رسمي و حرفه اي : كسب ديپلم رياضي از دبيرستان شاهپور شهر كرمانشاه سال 1340 گذراندن دوره عليه تحصيل در كشور تركيه تا اخذ مدرك دكترا تا سال 1356خاطرات و وقايع تحصيل : سفر به كشورهاي مختلف اروپايي مانند بلغارستان، يونان، ايتاليا، قبرس، سوريه، عراق و ... از خاطرات دوران تحصيل در كشور تركيه غلامعلي حاتم است.فعاليتهاي ضمن تحصيل : تدريس به عنوان معلم در دبستان و دبيرستان ايرانيها در آنكاراي تركيه و كار در سفارت ايران در تركيه به عنوان كارمند محلي و كار در كشور آلمان به عنوان كار دانشجويي از فعاليتهاي زمان تحصيلي غلامعلي حاتم است.استادان و مربيان : غلامعلي حاتم ازاستادان خود در دانشگاه ها تركيه به پروفسور اكرم اكورگاد، پروفسور تحسين اوزگوچ، پروفسور نعمت اوزگوچ، پروفسور هالوك كارامارلي پروفسور يلماز اونگه و ... نام ميبرد و خود را مديوناين بزرگواران ميداند و تمامي معلمان خود.همسر و فرزندان : غلامعلي حاتم داراي همسر و دوفرزند است كه همسر وي اهل كشور تركيه است و فرزند دختر وي فارغ التحصيل رشته زبان انگليسي و فرزند پسر كارشناسي ارشد پژوهش هنر و مدرس دانشگاههاي هنري نيز ميباشد.وقايع ميانسالي : وقايع دوران معلمي و زندگي با هم دانشگاهيها و تبادل نظر در رشته هنر از خاطرات آن دوران غلامعلي حاتم است.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مسئوليت هاي كاري در سفارت ايران در آنكارا در دوران دانشجويي در كشور تركيه و موزه ايران و باستان در ايران و مسئوليت هاي اجرايي در دانشگاه هاي هنر مانند مدير گروه هنر دانشگاه پيام نور از مشاغل غلامعلي حاتم است.فعاليتهاي آموزشي : غلامعلي حاتم در بيشتر دانشكده هاي هنري از سال 1356 به تدريس بوده است مانند دانشكده هنر دانشگاه تهران ، اصفهان، يزد، الزهرا، شريعتي، جهاد، علم و فرهنگ و دانشكد افسري قبل از انقلاب و در حال حاضر تدريس در دانشكده هنر تهران و همكاري با دانشكد هنر دانشگاه آزاد اسلامي . استاد راهنماي پاياننامه هاي دوره دكتر ا و كارشناس ارشد در دانشكده هنر از فعاليتهاي آموزشي دكتر حاتم است.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : علاوه بر تهيه متن و مطالب درسي و كارهاي دانشگاهي غلامعلي حاتم در موارد زير مشغول است: شركت در مجامع فرهنگي هنري، عضويت در كميته انتصابات و ترفيعات اعضاي هيئت علمي دانشگاه هنر، عضو كميته هاي پژوهشي هنر دانشگاه هنر، عضويت هيئت تحريريه مجله گردش و سيلك رود، عضو شوراي تخصصي تاريخ هنر پژوهشكده هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، عضو تحريريه پژوهشنامه هنرهاي نمايشي دانشگاه تهران ، و مجله هاي رهپويه سوره، نگره دانشكده هنر دانشگاه شاهد ، تربيت مدرس دانشگاه تربيت مدرس، پژوهشنامه سازمان ميراث فرهنگي صنايع دستي و گردشگري و ...آرا و گرايشهاي خاص : غلامعلي حاتم عنوان ميكند كه تمام تلاش وي بر اين بوده است كه ايران را با تمام ويژگيهاي ملي و مذهبي توام با هنرهايش در ادوار مختلف تاريخ معرفي كند .چگونگي عرضه آثار : چاپ مقالات مختلف علمي در رشته هنر و تهيه و چاپ كتاب و ايراد سخنرانيهاي گوناگون در جامع فرهنگي هنري از اثار غلامعلي حاتم است. ________________________________________ آثار : آشنايي با هنر در تاريخ 1 ويژگي اثر : دانشگاه پيام نور فروردين 13822 آشنايي با هنر در تاريخ 2 ويژگي اثر : دانشگاه پيام نور اسفند 13823 معماري اسلامي در دوره سلجوقيان ويژگي اثر : انتشارات جهاد دانشگاهي ماجد- تهران 13794 هنر و تمدن اسلامي 1 ويژگي اثر : دانشگاه پيام نور ديماها 1383

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت : آمریکا   -   قرن : 20 منبع :

فریمن دیسون وی در زمینه های علم فیزیک و نویسندگی داستانهای علمی تخیلی بسیار چیره دست بوده است. دیسون در سال 1960 نظریه ای را مبنی بر نیاز انسان در تولید لایه ای محافظتی برای محاصره منظومه خورشیدی و حداکثر استفاده از نور خورشید ارائه کرد. این لایه اکنون با عنوان لایه دیسون شناسایی می شود. دیسون عمیقا به حیات ماورایی اعتقاد داشته و بر این باور بود انسان طی چند دهه آینده قادر به برقراری ارتباط با موجودات ماورائی خواهد بود.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت : آمریکا   -   قرن : 20 منبع :

آنتونی کوئین (۲۱ آوریل ۱۹۱۵ - ۳ ژوئن ۲۰۰۱) بازیگر ، نویسنده و نقاش مکزیکی، آمریکایی‌تبار بوده است. او یکی از بازیگران هالیوود بوده است. وی با نام آنتونیو رودولفو اوکزاکا کوئین در مکزیک به دنیا آمد و پدر وی ایرلندی و مادرش مکزیکی بوده است. او در یکی از مناطق نزدیک لوس آنجلس بزرگ شده بود و مدرسه را زودتر از وقت موعود ترک کرد، اما قبل از اینکه هنرپیشه شود، بوکسر و نقاش بود.فیلم‌شناسی * استاد مرده * انتقام * باراباس * توپ‌های سن سباستین * جاده * راه رفتن روی ابرها * عمر مختار * عیسی ناصری ۱ * عیسی ناصری ۲ * گوژپشت نتردام * لورنس عربستان * انتقام آنجلو * محمد رسول الله * اسب کهر را بنگر * زوربای یونانی * قرارداد مارسی * آخرین قطار گان هیل

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

فیلسوف. تولد: 1304 ق.، اصفهان. درگذشت: 9 دى 1375. عبدالجواد فلاطورى از نوادگان آخوند ملا اسماعیل اصفهانى، استاد فلسفه‏ى حاجى سبزوارى، است. فلاطورى از ابتداى جوانى علاوه بر تحصیلات دبیرستانى به كسب معارف اسلامى همت گماشت و در شهرهاى اصفهان، تهران و مشهد در محضر استادانى نظیر محمدعلى شاه‏آبادى، مهدى آشتیانى، آیت‏الله محمدتقى آملى، آیت‏الله خوانسارى، محمدرضا كلباسى و آیت‏الله هادى كدكنى نیشابورى به شاگردى پرداخت . در سال‏هاى 1328 و 1329 كتاب جواهر را با آیت‏الله محمدرضا كلباسى مباحثه كرد و از محضر وى به اخذ روایت و گواهى درجه‏ى اجتهاد نایل آمد. فلاطورى در سال 1333 براى تحصیل روانه آلمان شد و در رشته‏ى فلسفه به تحصیل پرداخت. وى در رشته‏ى «كانت‏شناسى» به درجه‏ى استادى رسید. همچنین در آلمان به تحصیل رشته‏هاى فلسفه، روان‏شناسى علوم تربیتى، علوم اجتماعى، و تطبیق ادیان پرداخت. در همین ایام زبان‏هاى لاتین و یونانى را نیز فراگرفت و پس از نوشتن مقالات و رسایل كوچكترى به نوشتن رساله‏ى استادى خود پرداخت و آن را درباره‏ى «دگرگونى بنیادى فلسفه‏ى یونانى بر اثر طرز اندیشه اسلامى» نگاشت و به درجه‏ى استادى نایل آمد. دكتر فلاطورى استاد دانشگاه كلن آلمان در رشته‏هاى فلسفه (به شیوه‏ى تطبیقى) و حقوق و كلام و علوم اسلامى و اسلام معاصر بود. از جمله فعالیت‏هاى دكتر فلاطورى، تأسیس مركز آكادمى كلن در سال 1356 بود كه دست به اصلاح كتاب‏هاى درسى مدارس آلمان زد، و نواقص و كاستى‏هاى كتاب‏هاى درسى را در زمینه‏هاى اسلام و تاریخ اسلام اصلاح كرد و در این ارتباط شش كتاب تألیف شد كه به عنوان مرجعى براى نویسندگان كتاب‏هاى درسى آلمان و دیگر كشورهاى اروپا از قبیل فنلاند، فرانسه، پرتغال و اسپانیا شد و خود اروپایى‏ها براساس اقدامات و تألیفات استاد فلاطورى، مطالب كتاب‏هاى درسى خود را اصلاح بازنویسى كردند. دكتر فلاطورى براى این كه مركز آكادمى كلن به عنوان یك نهاد علمى جزء دانشگاه قرار بگیرد، آن را از شهر كلن به هامبورگ انتقال داد و از آن پس جزیى از دانشگاه هامبورگ شد. قصد وى این بود كه در این مركز آكادمى، دانشجوى علوم اسلامى تربیت كند و مدرك معتبر نیز بدهد. دكتر فلاطورى در آلمان به عنوان یك مرجع اسلامى و دانشمند فلسفه و علوم اسلامى مطرح بود. هر زمان كه مجلس اروپا در تجزیه و تحلیل و بیان مسایل اسلامى و تفاهم و همفكرى و گفت و گوى بین پیروان ادییان اسلام و مسیحیت و یهودیت دچار مشكل مى‏شدند، به وى مراجعه مى‏كردند و نظرخواهى و راهنمایى مى‏خواستند. وى براى ایجاد مباحثه، تفاهم، همفكرى، و همكارى بین پیروان ادیان مختلف تلاش مى‏كرد. وى در برپایى اجلاسى كه پیش از فوتش بین مفتكران و اندیشمندان مسلمان، مسیحى و یهودى در یونان برگزار شد، مسئولیت داشت. از آثار ترجمه‏ى اوست: تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامى (تألیف برتولد اشپولر، تهران، 1349). دكتر عبدالجواد فلاطورى روز یكشنبه نهم دى 1375 هنگام تدریس در كلاس درس بر اثر سكته‏ى قبلى درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1091 ق)، نویسنده و شاعر. معروف به مستوفى. از مردم بافق، میان یزد و كرمان، بود. وى در عهد شاه سلیمان صفوى مى‏زیست و در امور دیوانى صاحب منصب بود. در 1077 ق به سمت مستوفى اوقاف یزد و در 1079 ق به منصب نظارت اوقاف آنجا رسید. بعد از فوت پسرش دست از كارهاى دیوانى كشید و در 1081 ق به اصفهان رفت و از طریق حویزه و اهواز و بصره به عراق سفر كرد. پس از زیارت عتبات عالیات به بصره بازگشت و در آنجا تألیف «جامع مفیدى» را در 1082 ق آغاز نمود و سپس از طریق دریا به هند مسافرت كرد. او نخست به بندر سورت رسید و از آنجا به دهلى و سپس به حیدرآباد و برهانپور رفت. در 1086 ق به دهلى بازگشت و در 1088 ق در اوجین (اوجان) به خدمت شاهزاده محمداكبر بن عالمگیر رسید و منصب دو صدى یافت و به همراه او به مولتان رفت و در 1089 ق منصب وزارت و میر سامانى شاهزاده را عهده‏دار شد و در این شهر پس از هشت سال در 1090 ق توانست كتاب «جامع مفیدى» را به پایان برساند. او همچنین كتاب «مختصر مفید»، را در احوال بلاد ولایت ایران، در 1087 ق در دكن، آغاز كرد و در 1091 ق در لاهور به اتمام رساند. از دیگر آثارش: «مجالس الملوك»، مشتمل بر جداول سلاطین ایران، از آغاز تا 1049 ق؛ «شرح احوال»، كه همان مقاله پنجم «جامع مفیدى» است؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1405 -1334 ق)، نویسنده، شاعر، متخلص به محزون. در قریه‏ى دشه، از قراى اورامان، به دنیا آمد. پس از فراگرفتن مقدمات صرف و نحو به عراق رفت و در مدارس كردستان عراق به تكمیل علوم دینى و ادبیات عرب پرداخت. سپس به سنندج بازگشت و از محضر برادر بزرگترش، ملا محمود مفتى، استفاده نمود و به دریافت اجازه نایل گشت. بعد به تهران آمد و به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و با سمت دبیرى به سنندج بازگشت. وى حدود 1331 ش به تهران منتقل شد و در ضمن خدمت موفق به اخذ لیسانس و دكتراى الهیات شد. مفتى‏زاده چند سالى از نویسندگان برنامه‏ى رادیو كردى تهران بود. وى در شاعرى توانا بود و شعر را به لهجه‏ى اورامى و سورانى مى‏سرود. از آثار وى: تصحیح و شرح «دیوان» ملا عبدالرحیم معدومى مولوى، شاعر معروف كرد.[1] استاد، محقق. تولد: 1300(1334 ق.)، قریه دشه از توابع اورامان. درگذشت: 6 آذر 1363، تهران. محمدصدیق مفتى‏زاده متخلص به «محزون» فرزند ملا عبدالله دشتى مفتى كردستان، در شش سالگى پدرش و در یازده سالگى مادرش را از دست مى‏دهد. وى تحصیلاتش را در قریه‏ى دشه و خانگه و شهر سنندج شروع نمود، و در 1315 شروع به خواندن علوم اسلامى كرد و در محضر مدرسانى از مناطق مختلف عراق و نیز در مهاباد به درس خواندن مشغول شد. استادان وى عبارتند بودند از: برادرش حاج ملا خالد مفتى، ملا سید عارف، ملا صالح تریفه، سید بابا رسول اباعبیده (شهرزور عراق)، ملا باقر بالك، ملا محمود دره‏تفى، ملا على حمامیان، ملا شیخ برهان (در مكریان)، ملا عراف بانه‏اى، ملا سید على (در پنجوین)، ملا مصطفاى حاج رسول، ملا عبدالله بیژویى (در سلیمانیه)، ملا عزیز شلى خانه‏اى در كركوك، ملا صالح دیبه گه‏یى، ملا ابوبكر افندى هه‏ولیر، ملا عبدالكریم افندى (در رواندوز)، ملا صدیق صدیقى، ملا حسین مجدى (در مهاباد) و برادر دیگرش ملا محمود مفتى كردستان در سنندج كه سرانجام اجازه‏نامه‏ى خود را نیز از دست او گرفت. چندى بعد در سلیمانیه عراق استادان هیئت علمى و دینى اوقاف پس از امتحان اجازه‏نامه‏اش را مهر تأیید زدند. در تهران نیز شوراى عالى وزارت آموزش و پرورش اجازه‏ى افتاء و تدریس را به وى دادند. در سال 1323 در وزارت فرهنگ به عنوان معلم استخدام شد، و در دبیرستان‏هاى شهرهاى مهاباد و سنندج و خرم‏آباد و تهران هر یك مدتى انجام وظیفه كرد. در سال 1327 در دانشكده‏ى الهیات و معارف اسلامى دانشگاه تهران دوره‏ى لیسانس و دكترى را به اتمام رسانید و به دریافت دانشنامه‏ى دكترى نایل شد و در دانشكده‏ى ادبیات نیز مدتى به مطالعه‏ى علوم تربیتى و زبان‏شناسى پرداخت و به موازات آن در دبیرستان هاى تهران، ادبیات عربى و فارسى را تدریس مى‏نمود. در سال 1349 در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران استاد زبان كردى شد، در طى این مدت سردبیرى روزنامه «كردستان» را نیز به عهده داشت. وى سال‏ها از نویسندگان برنامه رادیو كردى تهران بود. در 1359 كه دانشگاه تهران تعطیل گردید، در منزل به تحقیق مشغول گردید و تألیفات خود را كامل نمود. فعالیت‏هاى او در دورانى كه در مقام سردبیرى روزنامه فعالیت داشته به این شرح است: استخراج و جمع آورى قریب 250 قطعه از اشعار سید عبدالرحیم تاوگوزى (مولوى كردى) از بیاض‏هاى خطى و دست‏نویس قدیم و تحقیق و تعلیق مختصر در معانى آنها، جمع‏آورى و تصحیح بیشتر اشعار ولى دیوانه، مختصرى تحقیق در دیوان ملا پریشان و چاپ بعضى از اشعار او، تصحیح و تحریر دیوان سید صالح كرمانشاهى، تصحیح شیرین و فریاد تألیف ملا ولدخان گوران، تصحیح بعضى از اشعار كنیزك و یازده رزم كه قسمتى از شاهنامه تألیف سرهنگ الماس‏خان كه نوله‏یى است، سلسله‏ى گفتارى در مورد دستور زبان كردى تحت عنوان چگونه بخوانیم و چگونه بنویسیم، چند گفتار در مورد زندگى اجتماعات مختلف كرد، و ایراد و انتقاد به بعضى از رسوم و عقاید خرافى كردى تحت عنوان: در اجتماع چگونه زندگى كنیم، تألیف و تصحیح دیوان ملا حامد آلیجانى، تصحیح منظومه‏ى جنگ سرد و جدال و مناظره‏ى بین آسمان و زمین سروده‏ى میرزا عبدالقادر پاوه‏اى، جمع‏آورى و تصحیح آثار شعرى بعضى از شعراى كرد تحت عنوان از هر گلزار گلى، چند قطعه شعر ملى و وطنى و عشقى و چند حكایت كوچك و متفرق كه به شیوه‏ى ظنز به كردى سروده شده است، سلسله‏ى گفتارى در فلسفه‏ى آفرینش، تحت عنوان راه خداشناسى، تاریخچه‏ى حكومت‏هاى كرد، تصحیح و چاپ و انتشار مناجات خاناى قبادى به نام هفت‏بند، تمام این آثار و مطالب و نوشته‏هاى زیر عنوان و امضاى «م. ص. م.» كه مختصر محمدصدیق مفتى‏زاده است. از كارهاى دیگر او تصحیح و شرح دیوان ملا عبدالرحیم معدومى مولوى (چاپ نشده است) و دستور جامعى براى زبان كردى (چاپ نشده است) است. محمدصدیق مفتى‏زاده به لهجه‏ى اورامى و سورانى شعر مى‏گفت، اما به سرودن شهر فارسى كمتر علاقه نشان مى‏داد، با این حال به فارسى نیز اشعارى سروده بود. ایشان سرانجام در ششم آذر 1363 به سبب ابتلا به سرطان ریه در تهران درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1243 -1176 ق)، ادیب، مورخ، عالم، مفسر، نویسنده، عارف و شاعر، متخلص به مفتون. در خوى آذربایجان به دنیا آمد. هنگامى كه كریم خان زند براى اطمینان خاطر از جانب امراى آذربایجان، اولاد آنان را به گروگان گرفت، پدر مفتون، او را به جاى برادرش، در ده سالگى، به شیراز فرستاد. وى چهارده سال در شیراز بود و در این مدت به تحصیل علم و معرفت و كسب فضل و دانش پرداخت. بعد از فوت كریم خان و تسخیر شیراز به دست علیمراد خان زند، گروگانها از آنجا به اصفهان برده شدند و پس از فوت علیمرادخان، در 1199 ق، آقا محمد خان، آنان را آزاد نمود و اجازه داد تا به آذربایجان بازگردند. وى به نظم و نثر فارسى و عربى مسلط بود و به هر دو زبان شعر مى‏سرود. در انواع شعر نیز به قصیده و مثنوى بیشتر تمایل داشت. او در 1241 ق به زیارت عتبات عالیات و بیت‏اللَّه الحرام رفت و پس از بازگشت در تبریز درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد. از آثارش: «مآثر خاقانى»، در تاریخ قاجاریه؛ «مآثر سلطانیه» یا «مآثر سلطانى»، مبنى بر مآثر سلطنت فتحعلى‏شاه، از زمان جلوس تا 1241 ق؛ «حدائق الجنان»، در سرگذشت خودش در شیراز و شرح حال شعرا و فضلاى آن شهر، همراه شمه‏اى از احوالات كریم خان زند؛ «نگارستان دارا»، در شرح حال شعراى دوره‏ى فتحعلى‏شاه؛ «تجربة الاحرار و تسلیة الابرار»، در شرح حال عده‏اى از علما و معاریف و شعراى معاصر خود؛ شرح «مشاعر» ملا صدرا؛ ترجمه «عبرت نامه» (بصیرت نامه) از تركى به فارسى؛ «حقایق الانوار»، در شرح حال شعراى عرب و عجم، به فارسى؛ «حدائق الادباء»، شامل منشآت و مطارحات شعراى عرب و عجم، به فارسى؛ «حدیقه»، در شرح حال شعراى عرب و معانى بعضى از اشعار آنها، به فارسى؛ مثنوى «ناز و نیاز»؛ مثنوى «همایون نامه»، در احوال مختار ثقفى؛ مثنوى دیگرى در بحر رمل؛ «ریاض الجنة»، در تاریخ سلسله‏ى دنابله؛ «روضة الآداب و جنة الالباب»، در شرح حال شعراى عرب، به عربى؛ «دیوان» شعر. گویند مفتون در تألیف تاریخ «زینة التواریخ» با میرزا رضى، متخلص به بنده، مشاركت داشته است.[1] (شاعر) عبدالرزاق بیگ دنبلى متخلص به «مفتون» (و. 1176 ه.ق- ف. تبریز 1243 ه.ق) یكى از دانشمندان و سخنوران بزرگ آذربایجان در دوره‏ى قاجاریه بود. وى در سال 1276 ه.ق در شهر خوى متولد شد، از سن ده سالگى تا 24 سالگى (چهارده سال) به عنوان گروگان در شیراز بازداشت بود و در این مدت به تحصیل علم و ادب پرداخت، در زمان آغا محمدخان قاجار مرخص شده و به آذربایجان برگشت. در زمان عباس میرزا نایب‏السلطنه به منصب استیفا و نویسندگى ارقام دیوانى نایل گردید. وى تألیفات گرانبهائى از خود به یادگار گذاشت از جمله: حدائق‏الجنان، روضةالاداب و جنةالالباب. حدائق‏الادباء، ماثر سلطانى، كلیات دیوان و غزلیات، مثنوى ناز و نیاز، منظومه‏اى بنام مختارنامه.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1359 -1293/ 1291 ش)، شاعر و نویسنده. در لاسگرد سمنان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش و متوسطه را در تهران به پایان رسانید. سپس به استخدام وزارت دارایى درآمد و پس از دو سال به وزارت فرهنگ منتقل شد. وى ضمن خدمت ابتدا در دانشكده‏ى الهیات و معارف اسلامى و بعد در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ لیسانس گردید. او دوره‏ى دكتراى ادبیات را نیز گذراند و به دریافت دانشنامه توفیق یافت. وى در تهران درگذشت. از آثارش: «تاجداران تیره‏بخت»؛ «در راه پیروزى»، شعر؛ مقدمه و تصحیح و اهتمام در انتشار «رشحات عین الحیات» فخرالدین على واعظ كاشفى.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 789 ق)، دانشمند، نویسنده و عالم. معروف به معلم. اهل یزد و از وزراى آل‏مظفر (795 -713 ق)، در عهد امیر مبارزالدین محمد (759 -713 ق) و فرزندش، شاه شجاع (786 -759 ق)، بود. پدر وى از علماى عصر خود از ملازمان امیر مبارزالدین محمد بود. معین‏الدین پس از كسب مقدمات علوم مدتى در خدمت قاضى عضدالدین ایجى تحصیل كرد و نزد وى «مفتاح العلوم» سكاكى و «شرح اصول» ابن حاجب و «كشاف» زمخشرى و همچنین شرح كتابهاى «مواقف» و «جواهر» را در اصول و كلام، خواند. او به همین دلیل قاضى عضدالدین ایجى را استاد واقعى خود مى‏داند. پس از تكمیل تحصیلات، به معرفى یكى از امرا، در 744 ق در یزد، به خدمت آل‏مظفر درآمد و یك سال پس از آن در كرمان مجلس درسى تشكیل داد و به همین دلیل به معلم معروف شد. در 755 ق به حج رفت و در بازگشت، به امر امیر مبارزالدین، در دارالسیاده‏اى كه شاه در یزد ساخته بود، به تدریس پرداخت. از این سال به بعد مقدمات تألیف كتاب خود را فراهم كرد و تا پایان عمر در خدمت آل‏مظفر بود. از آثار وى كتاب «مواهب الهى» یا «مواهب الهیه»، در تاریخ آل‏مظفر است كه به «تاریخ مظفرى» یا «تاریخ آل‏مظفر» نیز معروف مى‏باشد. معین‏الدین این كتاب را در 757 ق آغاز و یك سال پس از مرگ امیر مبارزالدین (766 ق) به نام شاه شجاع به پایان رسانید. این كتاب در قرن نهم قمرى اساس تألیف كتاب دیگرى در تاریخ آل‏مظفر گردید و مؤلفى بنام محمود كتبى آن را تلخیص كرد و بقیه‏ى وقایع دوران آل‏مظفر را تا پایان عهد آن سلسله بر آن افزود. از دیگر آثار وى: ترجمه‏ى «رشف النصائح الایمانیه و كشف الفضائح الیونانیه» سهروردى، كه در 774 ق براى شاه یحیى ترجمه كرده است؛ رساله‏اى به نام «نزهة السرور»، كه در 757 ق نگاشته شده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س هفتم و هشتم ق)، مورخ و نویسنده. از خانواده‏ى هنرمندى بود كه اكثر آنها در كاشى كارى ماهر و استاد بوده‏اند. خود جمال‏الدین نیز از این حرفه اطلاعاتى كافى داشت ولى به كارهاى دیوانى و مشاغل ادبى و علمى پرداخت و به خدمت سلاطین ایلخانى درآمد. وى از جمله منشیان متعددى بود كه زیر دست خواجه رشیدالدین فضل‏اللَّه (718-645 ق)، وزیر غازان خان و سلطان محمد خدابنده، به كار تألیف و تدوین اشتغال داشت. پس از مرگ خواجه رشیدالدین، كاشانى در مقدمه كتاب «تاریخ اولجایتو» كه براى گنجانیده شدن در كتاب «جامع التواریخ» خواجه در نظر گرفته شده بود، مدعى شد كه همه‏ى «جامع التواریخ» از اوست و خواجه كار او را به خود نسبت داده است. از آثارش: «تاریخ اولجایتو»؛ «عرایس الجواهر و نفایس الاطایب»، درباره‏ى شناخت احجار و املاح و خوشبویه‏ها؛ «زبدة التواریخ». در «كشف الظنون» كتاب «زبدة التواریخ» به محمد بن على كاشى (م 836 ق) نسبت داده شده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(توح 1287 ش)، استاد دانشگاه، پزشك، روزنامه‏نگار، نویسنده، مترجم و شاعر، متخلص به نصرت. اصلش از مازندران بود و در تهران به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند. وى بنابر ذوق و قریحه‏ى ادبى كه داشت، همزمان با تحصیل علوم ادبى، به تاریخ و فلسفه پرداخت و از محضر استادانى چون شیخ خندق آبادى و شیخ یداللَّه پاك‏نظر و شیخ مهدى نورى بهره‏مند شد و در همان زمان به عضویت انجمن ادبى ایران و انجمن ادبى فرهنگستان درآمد. كاسمى در 1314 ش از دانشكده پزشكى فارغ‏التحصیل شد و پایان‏نامه‏ى دكتراى خود را در زمینه‏ى «قطع عصب سیاتیك حوصلى زنان» نوشت. پس از فراغت از تحصیل عهده‏دار مشاغل مختلفى از جمله: تدریس بیمارى‏هاى عمومى در دانشكده‏ى دندان‏پزشكى، نمایندگى دوره‏ى سوم مجلس مؤسسان، نمایندگى مردم سارى در دوره‏ى شانزدهم مجلس شوراى ملى، وزیر مشاور در دولت دكتر اقبال، دبیر كل بنیاد نیكوكارى نوریانى، سرپرست مجله «گوهر» و انجمن ادبى گوهر و صاحب امتیاز و مدیر ماهنامه‏ى «دانشكده‏ى پزشكى» بود. دكتر كاسمى در سرودن شعر توانایى خاصى داشت و قصایدش را به سبك خراسانى مى‏سرود. از دیگر آثار وى: «غدد مترشحه داخلى و بیماریهاى آن»؛ «راه خوشبختى»، در اخلاق و بهداشت، ترجمه؛ «آنچه باید یك پسر جوان بداند»، ترجمه؛ «آنچه باید یك دختر جوان بداند»، ترجمه؛ «مهر مادر»، شعر؛ «امواج»، شعر؛ «سه نامه»، حاوى سه نامه ادبى و فلسفى؛ «چهار صد سال بعد از فردوسى»، در نظم بعضى از وقایع عصر امیر تیمور گوركانى؛ «داستان یوسف»، مثنوى به سبك «حدیقه» سنایى؛ «دائرة المعارف پزشكى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1285 ش)، پزشك، استاد دانشگاه و نویسنده. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى دو سال به مدرسه‏ى آلیانس رفت و سپس وارد دارالفنون گشت. دوره مدرسه‏ى طب را در تهران گذراند و در 1314 ش، بعد از دو سال طبابت، براى تكمیل تحصیلات به اروپا عزیمت نمود و یك سال در برلن و سه سال در پاریس تحصیل نمود و موفق به اخذ دیپلم از دانشگاه پاریس گردید. پس از آن به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به سمت دانشیار بافت‏شناسى و سپس آسیب‏شناسى به تدریس پرداخت. در 1331 ش بار دیگر براى مطالعه به آلمان سفر كرد و مدت سه سال در قسمت آسیب شناسى و امراض داخلى در دانشگاه توینگن مشغول كار شد. وى در 1334 ش به ایران بازگشت و پس از چند ماه مأمور تأسیس دانشكده‏ى پزشكى جندى شاپور در اهواز گشت. از آثار وى: «فن كالبدگشایى و آسیب شناسى ماكروسكپیك».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س هفتم ق)، نویسنده و شاعر. از دانشوران بنام خوزستان كه با شیخ محیى‏الدین عربى (م 638 ق) معاصر و معاشر بود. وى علاوه بر این كه در شاعرى توانایى داشت، صاحب تصانیف ارزشمندى چون «طراز الذهب»، در فضائل و مناقب ائمه اثنى‏عشر و اثبات حقانیت ایشان، نیز مى‏باشد. در «ریاض العارفین» نام او تحت عنوان غالب خوزى و سنب وى به صورت عبدالله بن ابى‏عبدالله منجى ثانى فرزند ابى‏حفص منجى ماضى آمده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده و مترجم. عین الملك از كارگزاران دولتى بود كه آثار چندى به زبان فارسى نگاشته و یا ترجمه كرده است. وى در 1338 ش به سمت نمایندگى فوق‏العاده به حجاز رفت با براى تجدید روابط ایران و حجاز وارد مذاكره شود. از آثارش: «اسرار سلطانى دربار شاهى»؛ «پسر پاردایان»، ترجمه؛ «داستان آدم جدید»، ترجمه؛ «روكامبول»؛ «مهر فرزندى»، ترجمه.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1307 ش)، نویسنده. وى پس از خاتمه‏ى تحصیلات مهندسى و نقشه‏بردارى در فرانسه به ایران بازگشت و به تدریس در رشته‏ى نقشه‏بردارى پرداخت و به تدوین كتابهایى در زمینه نقشه‏بردارى پرداخت. از آثار وى: «اصول علم نقشه‏بردارى»؛ «نقشه‏بردارى و عكاسى هوایى»؛ «نقشه‏بردارى به مقیاسهاى مختلف و طرازیابى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1332 ش)، نویسنده و استاد دانشگاه. از مشهد به تهران آمد. در بیست و دو سالگى دوره‏ى مدرسه‏ى عالى فلاحت را به پایان رساند و در سال 1310 ش جزو محصلان دولتى به اروپا رفت و موفق به دریافت دانشنامه‏ى مهندسى از موسسه علوم كشاورزى پاریس شد. اداره‏ى سپرستى دانشجویان پاریس او را براى ادامه‏ى تحصیل به امریكا فرستاد. یك سال بعد از دانشگاه كالیفرنیا نیز گواهینامه تخصص جنگل دریافت كرد و به ایران بازگشت. ساعى ریاست دایره‏ى جنگلبانى را به عهده گرفت و همچنین به سمت معلمى و بعد استادى در رشته‏ى جنگل در دانشكده انتخاب شد. از آثار وى: «جنگل شناسى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1270 ش)، نویسنده. او تا شانزده سالگى در مدرسه‏ى الیانس تهران به تحصیلات مقدماتى پرداخت. سپس به اروپا رفت و مدت سه سال در ژنو، تحصیلات متوسطه را فراگرفت و دو سال نیز در یكى از شهرهاى پاریس براى آماده شدن ورود به دانشكده‏ى نظامى سن‏سیر مشغول به تحصیل شد، پس از آن وارد دانشكده‏ى سن‏سیر، و از آنجا موفق به اخذ گواهینامه رسمى شد. وى در سال 1300 ش وارد خدمت وزارت جنگ شد. اثر وى: «زندگانى حسن اسفندیارى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1280 ش)، پزشك و نویسنده. در تهران متولد شد. تحصیلات مقدماتى و متوسطه را در همین شهر گذراند و براى ادامه تحصیل به اروپا رفت. از دانشكده‏ى طب شهر ساربوك آلمان اجازه نامه‏ى طبابت گرفت، و تا سال 1933 م در بیمارستانهاى لیپزیك در سلان و برلن مشغول كار شد، سپس به ایران بازگشت و در سال 1312 ش به خدمت وزارت جنگ درآمد. در ضمن به تدریس در دانشكده‏ى طب نیز مشغول شد. بعدها به درجه سرتیپى رسید و مدتى نیز براى مطالعه به امریكا رفت. آثار وى: «دوره‏ى بهداشت نظامى»؛ «طرز جلوگیرى از بیماریهاى مقاربتى»؛ «كمكهاى نخستین قبل از رسیدن پزشك».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1324 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به اوژن. در چهارمحال بختیارى به دنیا آمد و تحصیلات مقدماتى را در مكاتیب قدیمى گذراند. سپس به اصفهان رفت و در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1308 ش به تهران آمد و تصدیق‏نامه نهایى تحصیلات متوسطه را از دارالفنون دریافت نمود. در سال 1312 ش پس از طى دوره‏ى دانشكده‏ى افسرى به درجه‏ى ستوان دومى نائل آمد. خدمت در ارتش را تا درجه سرهنگى ادامه داد. در سال 1318 ش نام خانوادگى خود را از ایل‏بك به اوژن تغییر داد. از آثار وى: «دو جوان در شهر ورنا»؛ «قصه‏ى زمستانى»؛ «تاریخچه‏ى دو قرن اخیر شعرا و عرفاى چهارمحال بختیارى»؛ «همانكه دلت مى‏خواهد».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق، شاعر، مؤلف. تولد: 1295، سارى. درگذشت: 9 اردیبهشت 1368، تهران. احسان طبرى، فرزند فخر طبرى ملقب به فخرالعارفین، در شش سالگى به مكتب سید عبدالمجید رفت و قرآن را تعلیم گرفت و خواندن و نوشتن آموخت. نصاب‏الصبیان و كتاب‏هاى جودى و جوهرى را نیز خواند. در هفت سالگى به مدرسه‏ى احمدیه رفت و پس از پایان دوره‏ى ابتدایى به علت تبعید پدرش به تهران به اتفاق مادرش به آن شهر عزیمت كرد و دوره‏ى دبیرستان را هم به انجام رسانید، آنگاه به دانشكده‏ى حقوق راه یافت و فارغ‏التحصیل شد. در خلال تحصیل در دانشكده‏ى حقوق به فراگرفتن علوم ادبیه و عربیه پرداخت و در مدرسه‏ى سپهسالار نزد اساتید كسب دانش كرد و با فلسفه و علوم عقلى نیز آشنایى یافت. در سنین جوانى به سبب آشنایى با تقى ارانى به ماركسیسم گروید و در سال 1316 همراه با 52 تن دیگر به زندان رضاشاه افتاد و همزمان با تبعید رضا شاه به جزیره موریس، از زندان رهایى یافت، سپس در فعالیت‏هاى حزب توده شركت داشت، مدتى سردبیرى روزنامه‏ى (رهبر) به صاحب امتیازى ایرج اسكندر را در تهران به عهده داشت (11 بهمن 13 -1322 آذر 1325)؛ پس از چندى به اراك تبعید شد و در سال 1325 در كنگره‏ى نویسندگان در تهران شركت كرد. در پس ترور نافرجام شاه در سال 1327 و اعلام غیر قانونى بودن حزب توده، در سال 1328 به اعدام محكوم شد، ناگزیر از ایران خارج شد و به اتحاد جماهیر شوروى گریخت و در آكادمى مسكو به تحصیل پرداخت و فارغ‏التحصیل گردید و به مقام استادى رسید، در این مدت وى در رادیو مسكو كار مى‏كرد و سرانجام پس از نه سال فعالیت در این كشور به آلمان شرقى رفت و در شهر لایبزیك اقامت گزید. در برلین دوره‏ى آكادمى علوم اجتماعى را گذراندن و به دریافت مقام علمى «دكتر هانیل» در فلسفه دست یافت و سال‏ها در دانشگاه‏هاى آلمان به تدریس اشتغال داشت. وى با زبان‏هاى عربى و پهلوى و روسى و آلمانى و انگلیسى و فرانسوى و تركى آذرى و تركى اسلامبولى آشنایى داشت و در تخصش در زمینه‏ى تاریخ فلسفه و ادبیات بود. در سال 1357 همزمان با اوج‏گیرى قیام مردم و انقلاب اسلامى به ایران آمد و فعالیت‏هاى سیاسى خود را با بازگشایى حزب توده از سر گرفت. در سال 1362 بنا به تشخیص مصادر امور، فعالیت حزب توده مغایر مصالح جمهورى اسلامى شناخته و به اتفاق كادر رهبرى حزب دستگیر و زندانى شد. وى در زندان به اشتباهات خود و حزب اعتراف كرد و كتاب كژراهه (خرداد 1366) را در این زمینه نوشت. احسان طبرى در روزهاى پایانى عمر خود نیز مشغول به نگارش اثرى موسوم به آورندگان اندیشه‏ى خطا بود كه حاوى كنكاشى است در اندیشه‏هاى احمد كسروى، صادق هدایت و سید حسن تقى‏زاده اما این امر با بسته شدن كتاب عمر وى به سبب نارسایى كلیوى در سال 1368 به انجام نرسید و نیمه تمام ماند. احسان طبرى همچنین به داستان نویسى نیز مى‏پرداخت. افسانه‏هاى تمثیلى وى با نثر شبه كلاسیك آن و با استفاده از اساطیر ایرانى و اروپایى در خدمت تبلیغ مرام سیاسى خاصى است. از جمله داستان‏هاى او مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره كرد: شكنجه و امید (1326)؛ مجموعه‏اى از قطعات ادبى او و در دوزخ (1327)؛ خدایان از بند رسته (با امضاى طباطبا كه ظاهرا از اوست، 1331)؛ حماسه‏ى گئومات (چاپ شده در كشورهاى اروپایى شرقى، نمایشنامه تاریخى منظوم)؛ فرهاد چهارم (داستان، استكهلم، 1977 1356)؛ خانواه برومند (داستان)؛ چشمان قهرمان باز است (مجموعه داستان)؛ پنجامه (مجموعه داستان)، چهره خانه (داستان)؛ دهه نخستین (داستان)؛ رانده ستم (داستان). از احسان طبرى سه مجموعه شعر به نام‏هاى از میان ریگ‏ها و الماس‏ها و دریچه پاییز و در سال 1360 مجموعه شعرى به نام ترانه‏ى خوابگونه (مجموعه شعر نو) طبع و نشر كرد. علاوه بر آثار فوق مى‏توان به عنوان‏هاى دیگرى نیز اشاره نمود: آنتى دورینگ (فردریك انگلس)؛ الفباى مبارزه (استكهلم، 1977 1356)؛ انسان و پراتیك اجتماعى و رفتار فردى وى (در زمینه اخلاق)؛ ایران در دو سده‏ى واپسین (مجموعه‏اى از دو كتاب بنیاد آموزش انقلابى و بررسى‏ها درباره برخى از...، 1360)؛ برخى بررسى‏ها درباره‏ى جنبش‏ها و جهان‏بینى‏هاى اجتماعى در ایران (چاپ شده در كشورهاى اروپاى شرقى، 1970 1348)؛ برخى مسائل حاد انقلاب ایران؛ بررسى چند مسئله‏ى اجتماعى؛ بررسى‏هاى اجتماعى و تاریخى؛ بنیاد آموزش انقلابى (چاپ شده در كشورهاى اروپاى شرقى، 1971 1350)؛ جامعه ایران در دوران رضاشاه (یك تحلیل عمومى، چاپ شده در كشورهاى اروپاى شرقى، 1977 1356)؛ جامعه و جامعه شناسى؛ چهره‏ى یك انسان انقلابى (برخى از مسائیل اخلاقى و انسان‏شناسى، 1360)؛ دانش و بینش (در زمینه عرصه هاى نوین علمى)؛ درباره منطق عمل، دو مقاله درباره‏ى تبلیغات (1361)؛ دو هفته در اتحاد جماهر شوروى (با همكارى نورالدین كیانورى)؛ دوزخ شغالشاه رؤیاى چینى (1327)؛ رد تئورى همگرایى (سیاسى)؛ زایش و تكامل تئورى انقلابى؛ فروپاشى نظام سنتى و زایش سرمایه‏دارى در ایران از آغاز تمركز قاجار تا آستانه‏ى انقلاب مشروطیت (چاپ شده در كشورهاى اروپاى شرقى، 1975 1354)؛ سفر جادو؛ سیماى یك انقلابى؛ شناخت و سنجش ماركسیسم (1368)؛ شمه‏اى درباره‏ى شناخت ایران و جهان؛ گفتگو با یك روشنفكر مأیوس (نمایشنامه)؛ نوشته‏هاى فلسفى و اجتماعى. (1368 -1295 ق)، استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم و شاعر. در سارى به دنیا آمد. قبل از هفت سالگى به یادیگرى علوم دینى پرداخت. دوران دبستان را در سارى گذراند. بعد از تبعید پدرش به تهران، او نیز به تهران آمد و دوره دبیرستان را به انجام رسانید، آن‏گاه به دانشكده حقوق رفت و فارغ‏التحصیل شد. وى در همان وقت به فراگرفتن علوم ادبى و عربى پرداخت و در مدرسه‏ى سپهسالار نزد استادان فن كسب دانش كرد و با فلسفه و علوم عقلى نیز آشنایى كامل یافت. در 1316 ش به همراه گروه پنجاه و سه نفر یاران دكتر تقى آرانى زندانى شد. بعد از آزادى به حزب توده پیوست و از برجسته‏ترین اعضاى آن حزب شد. وى به علت تبلیغات كموینستى از جانب رژیم پهلوى به اعدام محكوم شد و ناگزیر به شوروى پناه برد و در آنجا به تحصیل پرداخت. پس از آن به برلین رفت و در آنجا موفق به كسب دكتراى فلسفه شد و سالها در دانشگاههاى آلمان به تدریس پرداخت. وى به زبانهاى روسى، آلمانى، انگلیسى، فرانسه و تركى تسلط كافى داشت. بع داز انقلاب بهمن 1357 به ایران بازگشت. در 1362 دستگیر و زندانى شد. احسان طبرى از بزرگترین نظریه‏پردازان ماركسیسم در ایران و جهان بود. از حافظه و استعداد شگرف برخوردار بود، و در زمینه‏ى شعر كلاسیك و نو و داستان و رمان و تحقیقات فلسفى و بررسیهاى لغوى و فرهنگ عامیانه و مسایل سیاسى و اجتماعى اطلاعات عمیقى داشت. از آثار وى: «فروپاشى نظام سنتى و زایش سرمایه‏دارى »؛ «شناخت و سنجش ماركسیسم»؛ «خانواده برومند»؛ «روشنفكر مأیوس»؛«زایش و تكامل تئورى انقلابى»؛ «رانده‏ى ستم»؛ «دهه نخستین»؛ «كژراهه»؛ «حماسه گئومات»؛ «از میان ریگها و الماسها»، مجموعه‏ى شعر؛ «ترانه خوابگونه»، مجموعه‏ى شعر؛ «آنتى دورینگ»، ترجمه؛ «شكنجه و امید»؛ «در دوزخ»؛ «رویاى چینى».[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

استاد، مترجم، محقق، مؤلف. تولد: 1297، اراك. درگذشت: شهریور 1364، لندن. محمود صناعى كه اشعار خود را با عنوان «هونر» (فرود) و «هونر» (م) منتشر مى كرد، پس از پایان تحیلات متوسطه در كالج آمریكایى تهران از دانشكده‏ى ادبیات و دانشكده‏ى حقوق دانشگاه تهران در رشته‏هاى فلسفه و علوم تربیتى و ادبیات پارسى و حقوق لیسانس گرفت. پس از چند سال تدریس فلسفه و ادبیات فارسى در كالج آمریكایى تهران در سال 1324 براى تكمیل تحصیلات خود عازم انگلستان گردید و در دانشگاه لندن به تحصیل در رشته‏ى حقوق و فلسفه و روان‏شناسى مشغول شد و به دریافت درجه‏ى دكترى در رشته‏ى روان‏شناسى نایل شد. در سال 1333 به عضویت انجمن بین‏المللى پسیكوآنالیز انتخاب گردید. مدتى به سمت رایزن فرهنگى ایران در انگلستان خدمت كرد. وى همچنین عضو هیئت نظارت تألیف تاریخ ایران در كمبریج بود پس از بازگشت به ایران به عنوان استاد در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد و به مقام‏هاى ریاست دانشسراى عالى تهران و معاونت وزارت فرهنگ نیز رسید. دكتر محمود صناعى همچنین موفق به تأسیس و پایه‏گذارى مؤسسه‏ى روان‏شناسى در دانشگاه تهران شد. وى در این مؤسسه كتابخانه‏اى حاوى كتابهاى مربوطه و نشریات ادوراى گرد آورد. او بیش از ده سال پیش از فوتش به انگلستان عزیمت كرد و در لندن ساكن شد. علاوه بر مقاله‏هایى كه در مجله‏هاى «ایران امروز»، «سخن»، «یغما»، «راهنماى كتاب» و «مهر» منتشر مى‏كرد و مقاله‏هایى به زبان انگلیسى در مجله‏هاى جهانى منتشر مى‏ساخت، فهرست آثار انتشار یافته وى به شرح زیر است: یادى از استاد (هرلدلسكى، 1332)؛ ترجمه‏ى چهار رساله افلاطون (1336)؛ آزادى فرد و قدرت دولت؛ آزادى و تربیت (1339)؛ اصول روان‏شناسى (نرمال ل. مان چاپ دوم، 1342)؛ پنج رساله از افلاطون (1334)؛ در آزادى (جان استوارت میل). دكتر محمود صناعى در شهریور 1364 در لندن درگذشت. در سال 1297 تولد یافت. پس از انجام تحصیلات متوسطه وارد دانشكده‏ى ادبیات شد و لیسانسیه در رشته‏ى فلسفه و علوم‏تربیتى شد. بعد به اروپا رفت و در دانشگاه لندن فلسفه و علوم‏تربیتى و روانشناسى تحصیل كرد و درجه‏ى دكترا گرفت . چندى در دانشكده‏هاى انگلستان تدریس مى‏نمود، سپس به دعوت دولت ایران به تهران آمد و استاد دانشسراى عالى و دانشكده‏ى ادبیات تهران شد. مدتى ریاست دانشسراى عالى با او بود. بعد به معاونت وزارت فرهنگ و تعلیمات عالیه منصوب گردید. چندى هم وابسته‏ى فرهنگى ایران در لندن بود. صناعى در سال 1345 مجددا به روانشناسى به زبانهاى انگلیسى و فرانسه مى‏باشد. مردى بود به تمام معنى دانشمند و با فضل در روانشناسى و روانكاوى صاحب بصیرت. وقتى كه در تهران اقامت داشت، مطبى دائر نمود و بیماران روانى را معالجه مى‏كرد. در سال 1365 درگذشت. (تو 1297 ش)، مترجم و نویسنده. در اراك به دنیا آمد. تصحیلات خود را در كالج آمریكایى تهران و دانشكده‏ى ادبیات و دانشكده‏ى حقوق به پایان رسانید و در رشته‏هاى فلسفه و علوم تربیتى و ادبیات فارسى و زبان خارجه و حقوق به اخذ لیسانس توفیق یافت. پس از چند سال تدیس فلسفه و ادبیات فارسى در كالج آمریكایى تهران، جهت تكمیل تحصیلات به انگلستان رفت و پس از اخذ درجه‏ى دكترى از دانشگاه لندن به تحصیل پسیكو آنالیز (روانكاوى) پرداخت و در 1333 ش به عضویت انجمن بین‏المللى آن رشته انتخاب گردید. مقالات متعددى كه وى در مسایل مختلف روانشناسى اجتماعى انتشار داد، او را در زمره‏ى متخصصین بین‏المللى این فن درآورد. صناعى مدتى رایزن فرهنگى سفارت ایران در انگلستان بود. از آثار وى: «آزادى و تربیت»؛ «اصول روانشناسى»، ترجمه؛ «پنج رساله از افلاطون»، ترجمه؛ «چهار رساله‏ى افلاطون»، ترجمه؛ «در آزادى»، ترجمه؛ «یادى از استاد»، ترجمه.[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد دوم)

مدرس، جامعه شناسى، محقق. تولد: آذر 1284، تهران. درگذشت: 9 اردیبهشت 1370. غلامحسین صدیقى، فرزند حسین اعتضاد دفتر، تحصیلات ابتدایى و متوسطه خود را در تهران در مدارس علمیه، آلیانس و دارالفنون گذراند و سپس در سال 1309 براى ادامه‏ى تحصیل جزو دومین گروه دانشجویان اعزامى به اروپا به فرانسه رفت. در آنجا پس از گذراندن دوره‏ى دانشسراى سن‏کلو و دانشگاه پاریس به اخذ لیسانس و دکتراى ادبیات در رشته‏ى فلسفه و جامعه‏شناسى نایل آمد. رساله‏ى دکتراى او با عنوان جنبش‏هاى دینى ایرانى در قرن‏هاى دوم و سوم هجرى در سال 1938(1317) به زبان فرانسوى در پاریس به چاپ رسید (این کتاب در سال 1372 در تهران به چاپ رسیده است). در سال 1316 به ایران بازگشت و با درجه‏ى دانشیارى در دانشگاه تهران به تدریس تاریخ فلسفه‏ى قدیم و جامعه‏شناسى پرداخت، مدتى بعد هم به مقام استادى دانشکده‏هاى ادبیات معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامى) نایل آمد. چندى نیز مدیر کل دانشگاه و چند دوره نماینده‏ى دانشکده‏ى ادبیات در شوراى دانشگاه بود. او همچنین در تأسیس انجمن آثار ملى مؤثر بود، و بعدها به ریاست انجمن رسید. او عضو کمیسیون ملى یونسکو و کنگره هزاره ابن سینا بود، و از 1326 الى 1329 در تنظیم مدخل‏هاى حروف «پ» و «ث» لغت نامه دهخدا فعالیت کرد، در واقع او یکى از پنج نفرى بود که همراه خان بابا بیانى، ذبیح‏الله صفا، محمد معین و عبدالحمید اعظمى زنگنه پس از تصویب ماده واحده مربوط به چاپ لغت نامه در چاپخانه مجلس شوراى ملى در اواخر 1324 به همکاى با دهخدا انتخاب شد. وى در سال 1330 در هیئت دولت دکتر محمد مصدق به عنوان وزیر پست و تلگراف منصوب شد و پس از مدتى تا سال 1332 وزیر کشور این هیئت دولت بود. پس از کودتاى 28 مرداد 1332 دستگیر گردید و مدت پانزده ماه در زندان به سر برد. اما پس از آزادى چهار بار دیگر هم به زندان افتاد. از جمله فعالیت‏هاى وى در زمینه‏ى فرهنگى تأسیس مؤسسه‏ى مطالعات و تحقیقات اجتماعى در سال 1337 است. این مؤسسه در سال 1351 به دانشکده‏ى علوم اجتماعى تبدیل شد. دکتر غلامحسین صدیقى همچنان در طول سال‏هاى عمر خود چندین بار نماینده ایران در کنفرانس‏هاى بین‏المللى تعلیم و تربیت و یونسکو انتخاب شد. تألیفات وى از این جمله است: از طائیس تا سقراط، گزارش سفر هند (1326)؛ چاپ متن عربى رساله‏ى سرگذشت ابن سینا و چند رساله‏ى دیگر منسوب به ابن‏سینا. وى همچنین مقدمه‏اى بر کتاب اصول حکومت آتن (تألیف ارسطو و با ترجمه و تحشیه‏ى باستانى پاریزى) نوشته است. دکتر غلامحسین صدیقى پس از تحمل یک دوره بیمارى در نهم اردیبهشت 1370 درگذشت. از فلاسفه و دانشمندان و استادان مسلم دانشگاه است. در 1284 ش تولد یافت. پس از انجام تحصیلات مقدماتى و فقه و اصول و ادبیات در تهران به اخذ دیپلم نائل آمد و از طرف دولت براى ادامه‏ى تحصیلى به فرانسه اعزام شد و در رشته‏ى فلسفه لیسانس و دکترا اخذ کرد. پس از مراجعت به ایران به دانشیارى و سپس استادى دانشکده‏ى ادبیات برگزیده شد و سالیان دراز در آن دانشکده تدریس مى‏نمود. در 1330 در کابینه‏ى دکتر محمد مصدق،ابتدا وزیر پست و تلگراف و بعد وزیر کشور بود و تا 28 مرداد 1332 در آن سمت باقى ماند. پس از سقوط مصدق، دو روزى به حال اختفاء مى‏زیست تا اینکه به اتفاق مصدق و شایگان، خود را به حکومت جدید معرفى کرد، چند روزى در باشگاه افسران، سپس در زندان لشکر 2 زرهى زندانى بود. همزمان با محاکمه‏ى مصدق در دادگاه نظامى او هم محاکمه شد و چندى در زندان بود و او را از کار دانشگاهى اخراج کردند ولى مجددا به کار خود بازگشت و شغل استادى را تا سنین بازنشستگى ادامه داد. ریاست گروه فلسفه و روانشناسى با او بود. دکتر غلامحسین صدیقى مردى به تمام معنى صدیق و متقى و دانشمند و در عین حال سختگیر و بدون گذشت بود. در وطن‏خواهى و علاقه‏ى او به کشور هیچ‏کس تردید ندارد. او عضویت جبهه ملى را پذیرفت و تا پایان عمر بدان عقیده باقى ماند. در اواخر دوران حکومت شاه هر موقع سخن از نخست‏وزیر ملى مى‏شد، نام صدیقى مترادف آن بود. شاه در روزهاى سقوط به او متوسل شد تا سکان شکسته‏ى کشتى حکومت را به دست او بسپارد ولى روى شرایط پیشنهادى توافق نشد. شاه در خاطرات خود اشاره مى‏کند که شرایط او مورد قبول واقع نشد لیکن واقعیت مطلب این است که صدیقى از زیر بار مسئولیت فرار کرد. زیرا اوضاع و احوال روز خواستار عدم قبولى او بود. وى صاحب تالیفاتى در رشته‏ى تخصصى خود مى‏باشد. در سال 1371 در تهران درگذشت و از طرف مردم تشییع جنازه‏ى باشکوهى به عمل آمد. (1370 -1284 ش)، نویسنده و استاد دانشگاه، رییس انجمن آثار ملى. در تهران به دنیا آمد. پس از به پایان رساندن تحصیلات متوسطه در مدرسه‏هاى آلیانس و دارالفنون در 1308 ش به فرانسه اعزام شد. او پس از اخذ دیپلم ادبیات از دانشسراى عالى سن کلود، تحصیلات دوره‏ى دکترا را در دانشکده‏ى ادبیات دانشگاه سوربن آغاز کرد و با تقدیم رساله‏ى خویش تخت عنوان «جنبش‏هاى دینى ایرانیان در قرن‏هاى دوم و سوم هجرى» دوره‏ى دکتراى خویش را به پایان برد. به ایران بازگشت و به خدمت دانشگاه درآمد و عهده‏دار مشاغل مختلفى شد: معلم جامعه‏شناسى و تاریخ فلسفه، نماینده‏ى دانشکده‏ى ادبیات و دانشسراى عالى در شرواى دانشگاه، عضو هیأت نمایندگى ایران در کنفرانس بین‏المللى تلعیم و تربیت در ژنو و بعد با همین سمت در لندن، عضو هیأت سیاسى و اقتصادى و فرهنگى در هندوستان، ریاست نمانیدگى در سومین کنفرانس سازمان تربیتى و علمى یونسکو به جهت شایستگى علمى و فرهنگى مدتها عضو هیئت تحقیقى انجمن آثار ملى را بر عهده گرفت. از آثار وى: «از طالس تا سقراط»؛ «گزارش سفر هند». دکتر صدیقى براى مدتى هم با على ابکر دهخدا همکارى علمى و فرهنگى نمود و تألیف و تنقیح دو جزء «لغت‏نامه» را بر عهده گرفت به پایان رساند. او همچنین در تصحیح تألیفات فارسى منسوب به ابن‏سینا شرکتى فعال داشت.[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1350 -1294/ 1293/ 1291 ش)، نویسنده، مصحح، مترجم، فرهنگ نویس و شاعر. در رشت به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى در زادگاهش، تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند. سپس از دانشسراى عالى در رشته‏ى ادبیات فارسى و فلسفه و علوم تربیتى فارغ‏التحصیل شد. پس از آن مدتى ریاست دانشسراى شبانه‏روزى اهواز و سپس ریاست اداره‏ى دانشسراها را در وزارت فرهنگ داشت. وى اولین كسى بود كه در ایران به اخذ درجه‏ى دكترا در ادبیات نایل آمد و رساله‏ى دكتراى خود را با عنوان «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات فارسى» ارائه نمود. او از 1318 ش به تدریس در دانشسراى عالى و دانشكده‏ى ادبیات مشغول بود. وى به جهت شركت در كنگره‏ها و مجامع علمى و انجام امور تحقیقى و تدریس به كشورهاى آمریكا، انگلیس، فرانسه، شوروى سابق و آلمان سفر كرد. معین همكار دهخدا بود و سرپرستى سازمان «لغت نامه» را بر عهده داشت. دكتر معین سرانجام پس از پنج سال بیمارى و بیهوشى در رشت درگذشت و در آستانه‏ى اشرفیه‏ى رشت به خاك سپرده شد. از دیگر آثار وى: «فرهنگ فارسى»، معروف به «فرهنگ معین»؛ «برگزیده‏ى شعر فارسى»، قرنها چهار و پنج قمرى؛ «حافظ شیرین سخن»؛ «ستاره‏ى ناهید یا داستان خرداد و مرداد»، شعر؛ تحلیل «هفت پیكر» نظامى؛ «روانشناسى تربیتى»، ترجمه؛ «ایران از آغاز تا اسلام»، ترجمه؛ «كتیبه‏هاى پهلوى»، ترجمه؛ تصحیح و تحشیه «برهان قاطع»؛ تصحیح و تحشیه «چهار مقاله» احمد عروضى سمرقندى؛ تصحیح «جوامع الحكایات و لوامع الروایات».[1] محمد (و. هفدهم رجب 1336 هجرى قمرى مطابق 9 اردیبهشت 1297 شمسى. ف. 13 تیرماه 1350 ه.ش) فرزند مرحوم شیخ ابوالقاسم. در شهر رشت در خانواده‏اى روحانى متولد گردید. به هنگام طفولیت او نخست مادر و پس از 5 روز پدرش در عنفوان شباب درگذشتند. جد پدرى وى شیخ محمدتقى معین‏العلما كه در سلك علماى روحانى بود به تربیت وى همت گماشت. جد مادرى او شیخ محمدسعید نیز از علما و مدرسان علوم قدیمه بود. محمد معین دوره‏ى ابتدائى را در دبستان اسلامى و دوره‏ى اول متوسطه را در دبیرستان نمره‏ى 1 (كه بعدها بنام دبیرستان شاهپور خوانده شد) طى كرد. در اوان تحصیل در متوسطه صرف و نحو عربى و بخشى از علوم قدیمه را نزد جد خوش و مرحوم سید مهدى رشت‏آبادى و دیگر استادان وقت آموخت و عشق به مطالعه در نهادش ریشه دوانید. دوره‏ى دوم متوسطه (ادبى) را در دارالفنون تهران به پایان رسانید و به سال 1310 در دانشكده‏ى ادبیات و دانشسراى عالى در رشته‏ى ادبیات و فلسفه و علوم تربیتى وارد گردید و در سال 1313 از این شعب لیسانسیه شد پس از طى دوره‏ى شش ماهه‏ى دانشكده‏ى افسرى احتیاط، شش ماه اول سال 1314 را به خدمت افسرى گذرانید و در مهرماه آن سال به دبیرى دبیرستان شاهپور اهواز منصوب شد، و پس از سه ماه ریاست دانشسراى شبانه‏روزى اهواز را یافت و در عین حال عضویت تحقیق اوقاف و ریاست به عهده‏ى وى بود. در همین ایام به وسیله‏ى مكاتبه از آموزشگاه روانشناسى بروكسل (بلژیك) كه تحت نظر Elmer Knowles روانشناس اداره مى‏شد، روانشناسى عملى و دیگر شعب آن از قبیل خطشناسى، قیافه‏شناسى و مغزشناسى را فراگرفت. در 1318 به تهران منتقل گردید در حین تصدى معاونت و سپس كفالت اداره‏ى دانشسراها در وزارت فرهنگ، وارد دوره‏ى دكترى زبان و ادبیات فارسى شد. پس از چندى با حفظ سمت به دبیرى دانشكده‏ى ادبیات منصوب گردید. پس از به پایان رسانیدن دوره‏ى دكترى، جلسه‏ى دفاع از پایان‏نامه‏ى دكترى وى به عنوان «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسى» در روز سه‏شنبه‏ى 17 شهریور 1321 تشكیل و پایان‏نامه‏ى او با قید «بسیار خوب» قبول گردید، و او نخستین دكتر ادبیات فارسى در ایران شناخته شد. از آن پس به سمت دانشیار و سپس به سمت استاد كرسى «تحقیق در متون ادبى» در دانشكده‏ى ادبیات به تدریس مشغول شد و سه سال نیز در دانشسراى عالى به تدریس پرداخت. از آغاز سال 1325 شمسى كه طبع لغت‏نامه‏ى علامه‏ى مرحوم على‏اكبر دهخدا طبق قانون، در مجلس شوراى ملى شروع شد، دكتر معین به همكارى وى برگزیده شد. در دى ماه 1334 با موافقت علامه‏ى مزبور، سازمان لغت‏نامه از منزل شخصى آن مرحوم به مجلس شوراى ملى منتقل شد و طبق وصیت‏نامه‏هاى معظم له دكتر معین به ریاست امور علمى آن سازمان منصوب گردید. در اسفند 1336 سازمان مذكور به دانشكده‏ى ادبیات (دانشگاه تهران) شوراى دانشگاه، ریاست سازمان لغت‏نامه به عهده‏ى وى محول گردید. وى این سمت را تا آخرین روزى كه دچار سكته گردید به عهده داشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 317 ق)، حافظ، محدث و مصنف. وى از عبدالله بن هاشم طوسى و اسحاق بن منصور كوسج و عبدالرحمان بن بشر و محمد بن یحیى ذهلى و همطبقه‏ى آنان حدیث شنید. ابوالولید حسان بن محمد فقیه و حافظ ابوعلى نیشابورى و احمد بن منصور حافظ و ابواسحاق مزكى و زاهر بن احمد سرخسى و دیگران از وى حدیث شنیدند. در نوقان طوس درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 313 ق)، محدث، فقیه، حافظ و مصنف. وى در پى حدیث سفرهاى بسیار نمود. از ابومسلم قهستانى و محمد بن حمید رازى و احمد بن منیع بغوى و محمد بن زنبور مكى و اباكریب محمد بن علاء همدانى و یحیى بن حكیم مقوم و محمد بن مثنى عنزى و سلم بن جناده و محمد بن سهل بن عسكر و عبدالجبار بن علاء عطار و سعید بن عبدالرحمان مخزومى و همطبقه‏ى آنها در رى و كوفه و بصره و حجاز حدیث شنید. حدیثش در خراسان انتشار یافت، به بغداد رفت و در آنجا حدیث گفت. ابوبكر شافعى و ابوبكر بن على رازى و ابوالحسین بن یعقوب حجاجى و ابوسهل صعلوكى و ابوعلى نیشابورى و ابوحامد احمد بن سهل انصارى و ابوعمرو بن حمدان و ابوحامد بن شرقى و ابوعبدالله بن یعقوب اخرم از وى حدیث شنیدند. در قهستان درگذشت. در «تاریخ حبیب السیر» نام پدر وى جعفر ذكر شده است. از آثارش: «المسند»، مرتب به ترتیب ابواب، و مرتب به ترتیب رجال؛ «حدیث مالك و سفیان ثورى و شعبه».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1323 -1279 ش)، نویسنده، فرهنگ‏نویس و مترجم. تحصیلات عالیه خود را در روسیه به پایان رساند سپس وارد خدمات ارتشى شد. سرانجام در یك سانحه‏ى هوایى درگذشت. از وى بیش از سى و هفت اثر به جاى مانده است. از آثار وى: «آموزش هوایى تاكتیك هوایى»؛ «استتار توپ»؛ «پیش‏آهنگ خلبان»؛ «خداى مى‏رساند»؛ «شاهسون و دیوانه»؛ «هواپیمایى»؛ «ختم غائله سیمیتقو»؛ «بى‏بى گلابى»، ترجمه؛ «جاسوسى و جلوگیرى از آن»، ترجمه؛ «حكحومت تزار و محمدعلى میرزا»، ترجمه؛ «قواى سرى در جنگ بین‏المللى»، ترجمه؛ «فرهنگ جامع»، روسى به فارسى؛ «فرهنگ جامع»، فارسى به روسى.[1] فرزند كیومرث میرزا عمیدالدوله، در 1279 در تهران متولد شد. پس از انجام تحصیلات مقدماتى وارد مدرسه‏ى سن‏لوئى و دارالفنون گردید و سپس مدرسه‏ى نظام را گذرانید و افسر شد و محل اولیه‏ى خدمت او آتریاد همدان بود. وى در زمره افسرانى بود كه در معیت میرپنج رضاخان كودتاى 1299 را انجام دادند. در 1303 با درجه‏ى ستوان یكمى براى آموزش فن خلبانى به شوروى اعزام شد. پس از پایان تحصیلات با یك فروند هواپیمانى خریدارى شده وارد ایران شد و خدمت خود را در نیروى هوائى ادامه داد و درجات نظامى را تا سرهنگى اخذ نمود. در 1319 به معاونت ادارى نیروى هوائى منصوب گردید و در 1321 فرمانده نیروى هوائى ایران گردید. دو ماه پس از انتصاب به فرماندهى نیروى هوائى به دعوت دولت انگلیس براى بازدید فرودگاه حبانیه عراق و وضعیت جبهه مصر و آفریقاى شمالى با یك فروند هواپیما در معیت عده‏اى از افسران ایرانى و انگلیسى فرودگاه قلعه‏مرغى را ترك نمودند. یك ساعت بعد از پرواز به علت بدى هوا و علل فنى هواپیما سقوط كرد و كلیه سرنشینان آن از جمله سرهنگ شرف‏الدین قهرمانى كشته شدند. از طرف ارتش مراسم نظامى براى تشییع جنازه به عمل آمد و در ظهیرالدوله اجساد مدفون گردید. قهرمانى مردى فاضل و دانشمند و مترجم بود. در طول حیات آثار زیادى ترجمه و تالیف نمود كه متجاوز از سى جلد مى‏باشد. اكثر كتب منتشر شده پیرامون موضوعات نظامى است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد دوم)

(تو 1282 ش)، مترجم و نویسنده. در كرمانشاه متولد شد و در مدرسه‏ى آلیانس تحصیلات متوسطه را به پایان رساند. پس از آن به تهران آمد و به تكمیل زبان فرانسه و انگلیسى و مطالعه‏ى فلسفه عمومى و ادبیات فارسى پرداخت. وى متخصص در امور مالى و بانكى است. پس از خدمت در بانك عثمانى و ملى و كشاورزى در سال 1321 ش به سمت مشاور مالى وزارت پیشه و هنر منصوب شد. در سال 1325 ش براى امور تجارتى به اروپا رفت. بعدها ریاست هئیت مدیره عامل شركت سهامى بیمه ملى را به عهده گرفت. از آثار وى: «بابا گوریو»، ترجمه؛ «زن سى ساله»، ترجمه؛ «نخجیران»، داستان دفتر اول مثنوى.[1] مولوى‏شناس نامدار، مولف و مترجم، موسیقى‏دان و موسیقى‏شناس، عتیقه‏شناس، بانكدار؛ پدرش مرحوم ابراهیم‏خان مترجم سلطان، در 1282 ش در شهر كرمانشاه متولد شد. در شش سالگى به مدرسه رفت و آنگاه وارد مدرسه‏ى آلیانس فرانسه در كرمانشاه شد و در همین مدرسه زبان فرانسه را به حد كامل فراگرفت. در 1304 ش به موسیقى روى آورد و در زمره شاگردان سرهنگ ركن‏الدین مختارى كه ریاست شهربانى غرب را برعهده داشت درآمد و در آموختن طریقه‏ى علمى موسیقى بسیار كوشید و در 1308 وقتى به تهران آمد نزد استاد ابوالحسن صبا رفت و مدتها با وى در شیوه‏هاى علمى ویولن و پیانو كار كرد و علاوه بر آن با موسیقى‏دانان اروپائى كه در ایران اقامت داشتند حشر و نشر یافت و بار اطلاعات علمى خود را در موسیقى افزایش داد و در این هنر سرآمد اقران شد. ادوارد ژوزف كار ادارى خود را در بانكدارى شروع كرد. ابتدا وارد بانك عثمانى شد و چند سالى در آنجا به سر برد. پس از تاسیس بانك ملى ایران بدانجا رفت و مراحلى از ترقى را پیمود و شهرتى در بانكدارى پیدا نمود. در دوران وزارت دارائى هژیر، به وزارت دارائى رفت و چندى نیز ریاست حسابدارى بانك كشاورزى را عهده‏دار بود. سرانجام در سال 1331 كه بانكدارى در ایران به سرعت رو به ترقى بود ریاست هیئت مدیره و مدیرعاملى بانك صادرات و معادن را عهده‏دار شد و سازمانى شایسته كه متضمن رفاه مشتریان بود در آن بانك پیاده نمود. در تاسیس سایر بانكها نیز مشاركت داشت. زمانى نیز به ریاست بیمه ملى ایران منصوب شد ولى شغل اصلى او بازرگانى و تجارت بود و در امور بازرگانى آنچنان شهرت پیدا كرد كه غالب موسسات تجارتى در كارهاى خود با او مشورت مى‏نمودند. ادوارد ژوزف از هوش و ابتكار و ذوق و توانایى بسیار برخوردار بود. زبانهاى فرانسه، انگلیسى، آلمانى، ایتالیایى، عربى، عبرى و ارمنى را به خوبى تكلم و كتابت مى‏كرد. در جوانى به مثنوى روى آورد. او نیكو مى‏دانست مثنوى گنجینه‏ى بزرگ ایران است و دست زدن به آن كار هر كسى نیست ولى با توانائى كامل قدم بدین وادى نهاد و یا سرسلسله عارفان جهان مولوى پیوندى ناگسستنى برقرار ساخت به طورى كه یكى از مولوى‏شناسان نامدار ایران شد و آثار بسیار سودمندى از خود به یادگار گذارد. ژوزف مترجمى زبردست بود. دو كتاب معتبر از بالزاك ترجمه كرد: یكى كتاب باباگوریو بالزاك بود و دیگرى كتاب معروفش به نام زن سى‏ساله كه هر دو كتاب در دفعات مختلف توسط بنگاه ترجمه و نشر كتاب منتشر گردید. ناگفته نماند ژوزف از بنیانگذاران بنگاه ترجمه و نشر كتاب در تهران بود. او موسیقى‏شناس و موسیقى‏دان بود و با همت خستگى ناپذیرش انجمن فلامونیك تهران را براى رونق موسیقى كلاسیك غربى در ایران بنیاد نهاد. از هنرهاى دیگر او، خطى خوش داشت و چندى این هنر را نزد استاد فراگرفته و در شناخت خط استادان پیشین، مهارت داشت. در شناخت هنرهاى تجسمى نظرش صائب بود. در ارزیابى سكه‏هاى باستانى، تمبر و مهر اسم استادى كم‏نظیر بود. و اما كتبى كه پیرامون مثنوى نوشته است به این شرح است: 1- نخجیران: شرح داستانى از مثنوى شریف 2- طوطیان: شرح داستانى از مثنوى شریف 3- پوپك 6 شرح داستانى از مثنوى شریف 4- شیداى خام: شرح داستانى از مثنوى شریف 5- آهنگ شریف: شرح داستانى از مثنوى شریف 6- ناشنوایان: شرح داستانى از مثنوى شریف، و بالاخره چوپان، تشنگان، شرح داستانى از مثنوى شریف؛ هفت‏بند ناى شرح چهار داستان و راز میداس شاه و نظامى گنجه‏یى و بالاخره پروین اعتصامى و اندیشه‏هاى او. از ادوارد ژوزف مقالات مختلفى در طول زمان در زمینه‏ى تخصصى او در مطبوعات ایران انتشار یافته. وى ربع قرن زندگانى پربار خود را در خارج از كشور به سر برد و سرانجام در دى‏ماه 1372 ش در سن 90 سالگى در دیار غربت درگذشت. در بزرگداشت این ادیب و مولوى‏شناس و هنرمند معروف، مراسم بسیار باشكوهى برگزار گردید و در 1373 یك سال پس از مرگش یادنامه‏اى منتشر ساختند كه ادوارد ژوزف را آنچنان كه بود معرفى كردند.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1296 ش)، نویسنده و شاعر. در یكى از دهكده‏هاى طالقان در خانوده‏اى روحانى متولد شد. پس از فراگرفتن مقدمات در طالقان براى ادامه تحصیل به تهران آمد و از دانشكده الهیات و حقوق به اخذ لیسانس نایل گردید. پس از آن وارد خدمت دولت شد و به سمت مشاور حقوقى وزارت دارایى مشغول كار شد. طبع شعر نیز داشت. اثر وى: «بقاء روح پس از مرگ»، كه ترجمه كتاب خواجه نصیر طوسى است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1323 -1229 ش)، نویسنده و شاعر. خاندان وى امور قضایى خوانسار را به عهده داشته‏اند. وى در علم اسطرلاب دستى داشته و در این باره كتابى نوشته است. او گاهى به اقتضاى حال شعرى مى‏سروده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1360 -1276 ق)، نویسنده. در كرمان به دنیا آمد. بعد از مرگ پدر، تحت سرپرستى برادر بزرگش حاج محمد خان قرار گرفت. نزد او تحصیل كرد و همواره با او بود و در جمع اخبار براى كتاب «المبین» او را یارى مى‏كرد. بعد از فوت برادر، حاج زین‏العابدین جانشین او شد. وى بیش از یكصد و پنجاه و سه جلد كتاب در زمینه‏هاى مختلف حكمت و عقاید و تفسیر و اصول و فقه نوشته است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو ح 1298 ق)، نویسنده و شاعر. در اصفهان متولد شد. در این شهر تحصیل كرد. در بعضى از روزنامه‏هاى تهران مقالات تند و زننده‏اى مى‏نوشت. در سال 1319 ش منتخبى از اشعارش به طبع رسید. از دیگر آثارش: نظم «رومئو و ژولیت» شكسپیر.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دهم ق)، نویسنده و شاعر شیعه. وى قصاید فراوانى در مدح امام على (ع) سرود. در «مآثر رحیمى» از شخصى به نام حزینى كه به هندوستان رفته و با تاریخ نیز مانوس بوده، سخن رفته است و احتمال اینكه با صاحب عنوان یكى باشد، بسیار است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1284 ش)، شاعر، نویسنده، روزنامه‏نگار و پزشك. در شهر تبریز به دنیا آمد و علوم ابتدایى و متوسطه را در همان شهر فراگرفت. وى از همدرسان شهریار و غلامحسین رعدى و حسنیعلى پسیان بود. از آنجا به تهران آمد و در رشته‏ى حقوق به تحصیل مشغول شد. پس از اخذ لیسانس به تبریز بازگشت و در آنجا به انتشار روزنامه‏ى مستعجل «اردیبهشت» پرداخت. حریرى پس از چندى به تهران آمد و با استاد ملك‏الشعرا بهار وهاشم افسر مصاحبت كرد و با رموز شعر و شاعرى آشنا شد. وى به اروپا سفر كرد و در رشته‏ى طب و داروسازى به تحصیل پرداخت و به درجه‏ى دكترى نایل آمد. سپس به تهران آمد و چندى با سمت دانشیارى در دانشكده‏ى پزشكى مشغول كار شد. سپس به اروپا مراجعت كرد و در پاریس اقامت گزید. و براى برخى از مجلات پایتخت از جمله «یغما» و «وحید» مقاله مى‏نوشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1363 -1290 ش)، نویسنده و شاعر. خواندن و نوشتن را در مكتب آموخت. پس از فوت پدر متكفّل خانواده‏اش شد و بدین منظور در بازار به كار پرداخت. پس از فراغت از كار روزانه، در مدرسه‏ى رضویه‏ى قم به تحصیل صرف و نحو نزد شیخ عبداللَّه اشتهاردى مشغول شد و تا كتاب صمدیه پیش رفت و صرف و نحو را به خوبى فراگرفت و توانست احادیث را از عربى به فارسى درآورد. بیش از این نتوانست به تحصیل بپردازد اما از مطالعه‏ى كتب و دواوین شعر اساتید متقدم غافل نماند. آثار وى: از «دیوان» اشعار مشتمل بر بیش از پنجاه هزار بیت، كه بیشتر آن مراثى و مدایح اهل‏بیت (ع) و علما و مراجع عظام است؛ «نهج‏البلاغه‏ى منظوم»، حدود سى هزار بیت؛ «غُررالحكم و دررالكلم»، ترجمه‏ى كلمات قصار حضرت على (ع)؛ «پیغمبر شناخته شده»؛ «دفاع از حسین شهید»، در رد كتاب «شهید جاوید»؛ «دفاع از اسلام و روحانیت»، رد نظرات دكتر على شریعتى؛ «پاسخ به بداندیشان»، در رد مردوخ كردستانى؛ «آیینه‏ى دل»؛ «آیین جهاندارى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1360 -1273 ق)، نویسنده و شاعر. وى در اصفهان متولد شد. از اعضاء و استادان انجمن ادبى شیدا بود، در كلیه‏ى اقسام شعر دست داشت. به خصوص غزل را ماهرانه مى‏سرود. در اصفهان وفات یافت و در تخت فولاد، در تكیه‏ى میرزا ابوالمعالى دفن شد. انصارى داراى «دیوان» اشعرا بود و از تألیفات اوست: «انشاء جدید»؛ «خلاصة اللغة».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 893 ق)، نویسنده. ملقب به شیخ الاسلام. وى از مشایخ تصوف بود. اثر وى: «احكام الدلاله» كه شرحى است بر «رساله‏ى قشیریه».

فعالیت ها : مشاهیر / نویسندگی

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1325 -1264 ش)، نویسنده و شاعر، متخلص به بینش. پدر وى اسداللَّه خان آق اولى جزء سومین گروه شاگردانى بود كه براى تحصیل به اروپا اعزام شدند. در تهران متولد شد. پس از فراغت از تحصیل در مدرسه‏ى ادب تهران، عربى را نزد شیخ عبدالعلى مؤید بیدگلى و فرانسه را در مدرسه آلیانس فراگرفت. وى براى فعالیتهاى فرهنگى و ایجاد مدرسه همراه علینقى‏خان آصف اعظم راهى كردستان شد و مدتى در آنجا به تعلیم و مدیریت مدارس مشغول شد. سپس به تهران بازگشت وى با ادیب الممالك فراهانى دوستى و معاشرت داشت. تقى آق‏اِولى در ایام وزارت مالیه مرتضى قلى صنیع‏الدوله به خدمت آن وزارتخانه درآمد و تا پایان عمر در همان جا مشغول بود. در آغاز مشروطیت روزنامه‏ى «بهلول» را تأسیس كرد. تقى‏خان از مخالفین قرارداد 1919 م وثوق‏الدوله بود. به همین دلیل نیز هدف گلوله قرار گرفت و دستش مجروح شد و به قزوین تبعدید گردید. او در تهران بر اثر سكته قلبى درگذشت. از آثار او است: «دغلنامه»، شعر؛ «دیوان» شعر؛ «مُهر آبرو» نمایشنامه.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س یازدهم ق)، شاعر و نویسنده. خواجه آقامیر از اعاظم همدان بود و طبعى عالى و روان داشت. در زمان شاه عباس زندگانى مى‏كرد. در میان اقسام شعر به سرودن رباعى میلى بیشتر داشت، از این رو به خواجه رباعى یا میررباعى مشهور بود. به گفته‏ى شیخ آقا بزرگ تهرانى، آقا میرهمدانى از مصاحبین صادقى كتابدار صاحب «مجمع الخواص» بود و شعر خود را بر او عرضه مى‏كرد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن :

حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد سجّادى جزی در سوّم اسفندماهِ سال ۱۳۴۴ در خانواده‏اى مذهبى در اصفهان دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوارش از معتمدین محل و کارگر کارخانه بافناز بود و مادرش، بانوى عفیفه‌‏اى که به امور منزل و تعلیم و تربیت فرزندان اهتمامى والا داشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

قدرت الله آذری مؤسس و مدير بنگاه مطبوعاتی آذری درگذشت (20 ارديبهشت 1372). من نزديك به سی سال با او آشنا و دوست بودم. حدود پانزده سال ازين مدت كتابدار انجمن كتاب بود. نوجوانی بود كه با شور و شوق در آنجا به كار آغاز كرد و با دلسوزی و علاقه مندی امور مربوط به مشترکان و پخش مجله راهنمای کتاب را انجام می داد. مرحوم تقی زاده معرف او بود. ابتدا در بنگاه ترجمه و نشر کتاب در تهران و سپس در مؤسسه فرانکلين در تبريز کار می کرد و چون به تهران آمد به ياری و همکاری ما شتافت. جوانی دلسوز و صديق و کاردان بود. تصدی کتابداری در انجمن کتاب موجب علاقه مندی او به گردآوری و مجموعه سازی مجله ها و روزنامه های قديمی شد. درين رشته تبحر و ممارستی به دست آورد. چون انجمن کتاب و مجله راهنمای کتاب در پايان سال 1357 بی سرانجام ماند و کتابخانه اش را به بنگاه ترجمه و نشر کتاب بردند، آذری هم چند صباحی به آنجا کشانيده شد. ولی دوران خدمت او درآن مؤسسه مدتی دراز نپاييد و سرنوشت او "ما را از مدرسه بيرون کردند " شد. زيرا معلوم نشد که آن کتابخانه را از انجمن به کجا فرستادند. او برای اعاشه خانواده خويش مغازه کوچکی در اول خيابان اميرآباد گرفت و به مجله فروشي_ کاری که در آن استادی و مهارت پيدا کرده بود_ پرداخت. البته آغاز اين دوره از زندگی او با سختی روبه رو شد. در آن روزها هيچ قدرت و بنيه مالی نداشت و با قرض توانست در آن دکه کار را شروع کند. بی ترديد بسياری از مجموعه هايی که کتابخانه های کشور از نشريات ادواری دارند نتيجه رنجها و کوششهايی است که آذری در راه جور کردن آنها متحمل شده بود. بنابراين همه استفاده کنندگان از نشريه ها بايد آمرزش آن مرد فرهنگ دوست را بخواهند. مدير مجله با تأسف بسيار، به فرزندان و همسرش تسليت می گويد و اظهار شادمانی می کند که فرزندان برومندش دنباله کار پدر را از دست نمی گذارند و آن مرکز را سرپا نگاه خواهند داشت.1 محمد امين اديب طوسی ( 1283 – 1361ش) به تازگی از دوستم مصطفی مقربی شنيدم که محمد امين اديب طوسی استاد بازنشسته دانشگاه تبريز دو سه سال پيش درگذشته است(5 خرداد 1361). آن مرحوم سال های دراز رشته ادبيات را در دبيرستان ها و پس از آن حدود پانزده سال در دانشگاه تبريز تدريس می کرد. چند سال هم در بغداد درس گفته بود. از خدمات فرهنگی او همکاری در انتشار مجله ماهتاب است. اين مجله تقريباْ نشريه انجمن ادبی آذربايجان محسوب می شد. آن انجمن را مرحوم اديب السلطنه سميعی به هنگامی که استاندار آذربايجان بود تشکيل داده بود. مجله ماهتاب که به صاحب امتيازی جواد ناطق (پدر مهندس ناصح ناطق) منتشر می شد، بيش از دوازده شماره انتشار نيافت؛ مجله ای بود ادبی و تحقيقی و دارای مقاله های خوب. اديب طوسی مخصوصاْ علاقه ای مخصوص به تحقيق در متون ادبی و لهجه های فارسی داشت و مقاله هايی چند در اين زمينه دارد که همه در نشريه دانشکده ادبيات تبريز به چاپ رسيده است. کتابهايی که از آثار اديب طوسی طبع شده است عبارتند از : 1312 دستور نوين، تهران 1312 ايام کودکی (شعر)، تهران . 1313 پيام فردوسی (شعر). 1317 – 19 انتقام عشق؛ تبريز (سه جلد) 1320 آموزش و پرورش از نظر غزالی ، تبريز 1321 دخمه های سياه يا کلبه بدبختان، تبريز. 1332 رابطه اوزان شعر فارسی با اوزان ترانه های محلی ايران، تبريز. 1341 ديوان اديب طوسی ، تبريز. 1342 فرهنگ لغات بازيافته (ذيل برهان قاطع)، تبريز(دوجلد). 1349 فرهنگ لغات ادبي، تبريز دوجلد. بی تاريخ بودا در هند بی تاريخ تخت سليمان اديب طوسی شعر می سرود و نمونه اشعارش در تذکره های معاصران نقد شده است.1 1 - آينده ، سال 13، شماره 1 –3 (فروردين – خرداد 1366)، صص 198 – 199

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

مترجم، مؤلف. تولد: 1287. درگذشت: پاییز 1367. على‏اكبر شهابى مدتى دبیر دبیرستان‏ها بود و سپس به دانشگاه منتقل شد و تدریس زبان عربى را عهده‏دار بود و به استادى دانشگاه رسید. چندى به ریاست اداره‏ى اوقاف منصوب شد. از تألیفات اوست: احوال و آثار محمد بن جریر طبرى (1335)؛ اصول الصرف (دو جلد)؛ اصول النحو (1340)؛ ترجه‏ى تعبیر رؤیا (از ابن سینا، 1316)؛ نظامى شاعر داستانسرا (1337)؛ ماجراى تغییر خط (1338)؛ و چند رساله و كتاب دیگر از جمله رساله‏اى در تاریخچه‏ى اوقاف و رساله‏اى در روابط ایران و هند. وى همچنین مقاله‏هایى براى روزنامه‏ها و مجلات و از جمله «وحید»، «كیهان» و «یغما» مى‏نوشت. (1367 -1287 ش)، استاد دانشگاه، نویسنده و محقق. در تربت حیدریه متولد شد. تحصیلات ابتدایى را در زادگاه خویش و نزد پدر و برادر، علامه محمود شهابى، به انجام رساند. سپس براى ادامه تحصیلات به شهرهاى مشهد، اصفهان و تهران سفر كرد تا اینكه از دانشكده‏ى الهیات دانشگاه تهران با احراز رتبه‏ى اول موفق به دریات مدرك لیسانس در رشته‏ى منقول شد و از همان زمان خدمات فرهنگى خویش را آغاز نمود و به تدریس در دانشكده‏ى حقوق دانشگاه تهران و دانشكده‏ى الهیات مشهد پرداخت. در خلال این مدت به كسب مدرك دكترى نایل آمد. وى مدتى نیز عهده‏دار سمتهاى وابسته‏ى فرهنگى ایران در افغانستان و مدیر كل اوقاف كشور در سالهاى پیش از كودتاى 28 مرداد بود. دكتر شهابى در شمار پژوهندگان و محققان معارف اسلامى بود. از آثار وى: «اصول النحو»، عربى؛ «اصول الصرف»، عربى؛ «اصول روانشناسى تربیتى»؛ تصحیح «رساله‏ى صناعیه‏ى» میرفندرسكى؛ «نظامى شاعر داستانسرا»؛ «روابط ادبى ایران و هند و تاثیر روابط ایران و هند در ادبیات صفویه»؛ «تاریخ وقف در اسلام»؛ «همبستگى تشیع و تصوف»؛ «شیعه شناسى»؛ ترجمه «تعبیر رویا»، بوعلى‏سینا.[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

مؤلف، مترجم. تولد: 1286. درگذشت: 1363. عنایت‏الله شكیباپور در اداره‏ى حسابدارى وزارت دارایى مشغول به كار بود. از آثار اوست: احتراق بمب (اثر موریس لبلان، دو جلد)؛ از جهان تا ابدیت (موریس مترلینك، 1340)؛ اعترافات (موریس مترلینك، 1339)؛ بیگانه (آلبر كامو، 1348)؛ پرنده‏ى آبى (موریس مترلینك، 1339)؛ تبعید و حكومت وجدان (آلبر كامو)؛ توده‏ى طلا (اثر موریس لبلان، 1338)؛ جادوگر قرون وسطى (اثر ژول میشل، 1337)؛ اسكلت سبز (اثر ادوارد بروكر، 1335)؛ اصول نامه‏نگارى و انشاء (1339)؛ برگزیده‏ى لغات كلیله و دمنه (1339)؛ پرنس تالیران (ولاگور گایت، 1336)؛ ترانه‏هاى غم‏انگیز (اثر كنستانس)؛ جدال بى‏هدف (جان اشتاین بك)؛ جنایتكار مخوف (اثر پرنسون دوتراى، 1339)؛ چگونه از خود دفاع كنیم (و. ه.كولینگریسچ، 1338)؛ حرمسراى خسرو پرویز (1335)؛ خانه‏ى مرگ (موریس لبلان، 1339)؛ در اوج قدرت (بالزاك، 1340)؛ در برابر خدا (موریس مترلینك، 1344)؛ دلباخته؛ دندان ببر (موریس مترلینك، 1339)؛ دنیاى دیگر (موریس مترلینك)؛ راز بزرگ (موریس مترلینك، 1339)؛ راه‏هاى اختیار (ژان پل سارتر، 1344)؛ زندگى زنبور عسل (موریس مترلینك، 1339)؛ زندانى بیگناه؛ زنگ‏هاى ساعت (موریس لبلان، 1306)؛ ژاندارك (موریس مترلینك، 1333)؛ سایه‏ى انسان‏ها (ژان پل سارتر)؛ سر تنگ بلور (موریس لبلان، 1338)؛ سنگ معجزه (موریس لبلان، 1306)؛ شادى‏ها و ناكامى (آلبر كامو، 1356)؛ طاعون (آلبر كامو، 1351)؛ عروس زندان (ژرژ مارى)؛ قصر مرموز (موریس لبلان، 1338)؛ قهرمان ونیز (میشل زاكو، سه جلد، 1333)؛ كف شناسى (1312)؛ گرازیلا یا سوز و گداز عشق (آلفونس دولامارتین، 1340)؛ گلوله‏ى خون (جیمز هادلى چیز، 1341)؛ گنجینه‏ى ناچیز (موریس مترلینك، 1345)؛ مجادله‏ى آرسن لوپن و شرلوك هلمز (موریس لبلان، 1339)؛ مجموعه‏ى سرى (1335)؛ مرد خاكسترى (پونسون دوتراى، 1339)؛ مرگ و زندگى (موریس مترلینك، 1339)؛ مرگ و زندگى به ضمیمه‏ى «اعجاز مریم مقدس» اثر كلودل (موریس مترلینك، 1399)؛ مكافات (موریس مترلینك)؛ هستى و نیستى؛ پدیده‏شناسى عالم هستى (ژان پل سارتر)؛ 813 عملیات خارق‏العاده‏ى آرسن لوپن (موریس لبلان، دو جلد، 1334)؛ زهرا (ولتر، 1337)؛ مورچگان (موریس مترلینك، 1339)؛ نوسترا داماوس از آینده جهان خبر مى‏دهد (ادوارد م. پ، 1335)؛ ورتر (گوته، 1335). (تو 1286 ش)، نویسنده. در اداره‏ى حسابدارى وزارت دارائى مشغول به خدمت بود. از آثار وى: «احتراق بمب»، ترجمه؛ «از جهان تا ابدیت»، ترجمه؛ «پرنه‏ى آبى»، ترجمه؛ «ژاندارك»، ترجمه؛ «كشف شناسى»؛ «مرگ و زندگى»، ترجمه؛ «مورچگان»، ترجمه؛ «اصول نامه‏نگارى و انشاء»؛ «برگزیده‏ى لغات كلیله و دمنه».[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1379 -1296 ش)، عالم دینى، فقیه اصولى، نویسنده و واعظ. در محله‏ى پایین خیابان مشهد به دنیا آمد. در كودكى پدر و مادر خود را از دست داد. ادبیات را از محضر محقق نوغانى و میرزا عبدالجواد ادیب نیشابورى و سطح فقه و اصول را از آیت‏اللَّه شیخ كاظم دامغانى و آیت‏اللَّه شیخ هاشم قزوینى و آیت‏اللَّه شیخ مجتبى تنكابنى و آیت‏اللَّه شیخ حسن طبرسى و آیت‏اللَّه میرزا على‏اكبر نوغانى و خارج اصول را در حوزه درس آیت‏اللَّه میرزا محمد آقازاده‏ى كفایى گذراند و در درس معارف از محضر آیت‏اللَّه میرزا مهدى اصفهانى استفاده نمود و معقول را نزد آقا بزرگ حكیم و فرزندش میرزا مهدى فراگرفت. آنگاه به نجف رفت و از درس آیت‏اللَّه آقا سید ابوالحسن اصفهانى و آیت‏اللَّه آقا ضیاءالدین عراقى استفاده نمود و از آنان به دریافت اجازه نایل آمد. سپس به تهران بازگشت و در مدرسه مروى سكنى گزید و از طرف آیت‏اللَّه میرزا احمد آشتیانى عهده‏دار رسیدگى به امور كتابخانه‏ى مدرسه گردید. او از این زمان به تألیف رسالات پرداخت و همزمان به وعظ و خطابه نیز مشغول شد. وى در تهران درگذشت و در قم به خاك سپرده شد. از آثارش: «خورشید تابان در نبوت قرآن»، در علم و ادب و تاریخ و اجتماع؛ «اسلام شناسى»؛ «تاریخ ادوار اسلام»، شامل سه دوره: «از بعثت تا آخر تشریع قوانین»، «عهد خلفا و اجراى قوانین» و «عهد بنى‏امیه و انحراف از دین تا قیام امام حسین (ع)»؛ «حكومت عباسیان در پیشگاه تاریخ»؛ «فلسفه غیبت امام زمان (عج)»؛ «شرح دعاى ابوحمزه ثمالى»؛ «مبدأ و معاد»؛ «اخلاق در مكتب اهل‏بیت (ع)».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، شاعر و نویسنده. ملقب به حافظ الكتب و معاون الفقراء. پدرش از علما و شعرا و از مریدان جلال‏الدین محمد مجد الاشراف و مؤذن شاه چراغ بود. میرزا ابوالحسن نیز از فقراى سلسله‏ى ذهبیه و از سرسپردگان میرزا احمد وحید الاولیاء تبریزى، جانشین مجد الاشراف، بود. از آثار وى: «آثار الاحمدیه»، در شرح حال وحید الاولیاء؛ «گلبن محمدى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1333 / 1332 -1266 ق)، نویسنده، شاعر، متخلص به عنقاء. در قزوین به دنیا آمد. پس از تحصیلات نزد پدر خویش و استادانى چون سید رضى حكیم‏الهى، شیخ محمد صادق بن شهید ثالث از قزوین به تهران آمد و در این شهر نزد استادانى چون آقا على مدرس كه از مشاهیر حكمت بود و نیز حاج ملاهادى مدرس به تحصیل پرداخت و رد سلك دراویش اویسیه درآمد. عنقا از فضایل علمى و ادبى و حسن خط بهره داشت و سالیان دراز با غلام حسین‏خان غفارى صاحب اختیار ارتباط و معاشرت داشت، گویند كه بعضى اشعارى كه به نام صاحب اختیار شهرت داشته از سروده‏هاى عنقاست. وى در تهران درگذشت و در ابن‏بابویه دفن شد. از آثارش: رساله‏ى «آئینه‏ى جهانبانى»؛ رساله‏اى در «اثبات نبوت و ولایت»؛ «اشارت حسینیه»، مثنوى؛ «انوار قلوب السالكین»، مثنوى؛ «دیوان» غزلیات؛ «عقاید حقه»، در اصول دین.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1294 ش)، نویسنده و شاعر. وى نواده‏ى ابوالفضل عنقا (1333 -1266 ق) است. در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات در رشته‏هاى ادبیات و معقول و منقول نزد پدر به تكمیل ظاهر و باطن پرداخت. از آثار وى: تذكره‏ى «سیر خرقه»،در تراجم احوال اویسى مشربها از اویس تا قطب‏الدین محمد؛ «دیوان شعر»؛ «عشق و سرنوشت»؛ «دانشمندان ذره‏بینى»؛ «پدیده‏هاى فكر»؛ «چنته»، شعر با شرح فارسى و عربى؛ «كواكب ادب»، مجموعه‏ى اشعار دو كتاب اخیر به چاپ رسیده‏اند.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 10 شهریور 1395  - 5:18 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 14

جستجو



در وبلاگ جاری
در كل اينترنت

نویسندگان

امکانات جانبی