مشاهیر ایران و جهان

راسخون راسخون راسخون
انجمن ها انجمن ها انجمن ها
گالری تصاویر گالری تصاویر گالری تصاویر
وبلاگ وبلاگ وبلاگ
چندرسانه ای چندرسانه ای چندرسانه ای

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1315 ش)، استاد دانشگاه و نویسنده. وى خدمات فرهنگى خود را از آموزگارى شروع كرد و پس از آن به دبیرى ارتقاء یافت. دیپلم دكتراى خود را از دانشگاه لیل فرانسه دریافت كرد و از سال 1315 ش با سمت استادى وارد دانشگاه تهران شد. سپس استاد كرسى زمین‏شناسى دانشكده‏ى علوم شد. از آثار وى: «زمین شناسى»؛ «سنگ شناسى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 610 ق)، نویسنده. وى صاحب «فراید السلوك فى فضایل الملوك» مى‏باشد كه شامل ده فصل است و آن را به روش «كلیله و دمنه» و به نام اتابك اوزبك تالیف كرده است. مرحوم سعید نفیسى در «تاریخ نظم و نثر» خود این كتاب را به شمس‏الدین نامى از اهالى آذربایجان نسبت داده كه درست نمى‏نماید.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1317 ق)، نویسنده و روزنامه‏نگار مدیر روزنامه‏ى «خسروى» و عضو اداره‏ى پست و تلگراف كرمانشاهان بود. وى در سال 1337 ش بازنشسته شد. از آثار او: «تذكره‏ى مختصر شعراى كرمانشاه»؛ «تاریخچه‏ى مطبوعات كرمانشاه».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1297 ش)، نویسنده، مدرس، شاعر، متخلص به عاجز. در ایروان از ایالات قفقاز به دنیا آمد. پدر وى اهل تبریر بود و پیشه‏ى معمارى و مجسمه‏سازى داشت و در نقل داستانهاى كهن شاهنامه تبحر. باغچه‏بان به شیوه‏ى سنتى تحصیل كرد و در جوانى مجبور به ترك تحصیل شد. مدتى به مشاغل پدر روى آورد و پس از چندى خبرنگار روزنامه‏هاى قفقاز شد به ویژه روزنامه‏ى ملاصدرا. وى در سال 1298 ش در مدرسه‏ى دولتى احمدیه‏ى شهر مرند وارد خدمت فرهنگ شد و بعدها در تبریز و شیراز و تهران كودكستان براى كودكان كر و لال تأسیس كرد. از آثار وى: «اسرار تعلیم و تربیت یا اصول تعلیم الفباء»؛ «الفباى آسان»؛ «برنامه‏ى كار آموزگار»؛ «دستور و تعلیم الفباء»؛ «رباعیات آذرى خیام»؛ «پیرو ترب»؛ «رباعیات باغچه‏بان»؛ «زندگانى كودكان»؛ «علم آموزش براى دانشسراهاى مقدماتى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دهم ق)، نویسنده و لغوى. وى مؤلف كتاب «خلاصة اللغات و تفسیر المشكلات»، در لغت عربى به فارسى است.

فعالیت ها : مشاهیر / نویسندگی مشاهیر / عالمان و دانشمندان / ادبیات و کتاب

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(758 -670 ق)، نویسنده و مورخ. پدرش شیخ‏الاسلام شهاب‏الدین از دانشمندان و مؤلفان قرن هفتم و هشتم هجرى و برادرش محمود زركوب از علماى زمان خویش بود وى علوم ادبى و شرعى را نزد استاد دانش، محمدصفى كرمانى، ابراهیم زنجانى، عبدالرحمن على بزغش، نورالدین محمد خراسانى و امین محمد فراگرفت و از عبدالرحمن على بزغش اجازه‏ى اجتهاد گرفت سپس سر تعظیم بر آستان شیخ امین‏الدین بلیانى سود. در طریقت پیرو پدران بزرگوارش شد و از شیخ صدرالدین و شیخ قطب‏الدین نامقى جامى اخذ روش در سیر و سلوك كرد و خرقه از شیخ فخرالدین و دائى خویش حاج ركن‏الدین منصور بن مظفر پوشید. وى حدود 90 سال زیست و سال وفاتش را به اختلاف بین 745 تا 758 ق آورده‏اند. آثار وى: «شیراز نامه»، كه به سبك بغداد نامه نوشته است؛ «كامل التواریخ» یا «عمدة التواریخ» در متن «شیراز نامه» بدان اشاره شده اما نایاب است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

محمد ابراهيم آيتي در سال 1333هجري قمري در قريه گازار از توابع بيرجند در خانواده‏اي روحاني و شيعه متولد شد و اهل خانه را از قدوم خويش شاد كرد اين فرزند محمدابراهيم نام گرفت. وي از هفت سالگي براي فراگيري از قرآن مجيد و خواندن كتابهاي فارسي مذهبي و اخلاقي و از قبيل اينها وارد جلسات استادان آن زمان در شهر خود گرديد. در سيزده سالگي به شهر بيرجند رفت و ادامه تحصيل خود را در كنار اساتيد بيرجند گذراند. در هيجده سالگي در مدرسه باقريه شهر مشهد به قمستي از فصول و منطق تحت نظر استادان مجرب بودند. وي به درجه دكترا نايل گرديد و در تمام طول تحصيل به تحصيلات حوزوي بسنده نشد. وي در سن 51 سالگي در اثر سانحه تصادف در سال 1384 قمري جان خويش را از دست دادند. گروه : علوم انساني رشته : الهيات و معارف اسلامي والدين و انساب : پدر محمد ابراهيم آيتي شيخ محمد قائني پيشنماز روستاي گازار بود كه به امور شرعي مردم رسيدگي مي‏كرد. او در سلك روحانيت و در امور ديني خود و مردم كوشا بود. وي كه توفيق تربيت در دامن مادر متدين پيدا نموده بود رشد كرد و به سن تحصيل رسيد. خاطرات کودکي : محمد ابراهيم آيتي مقدمات عربي از پدرش شيخ محمد قائني ياد گرفت تا اينكه به نه سالگي كه رسيدند پدر در سوم ماه رمضان 1342 مرحوم شد. تحصيلات رسمي و حرفه اي : هفت ساله بودم كه پدرم مرحوم شيخ محمد قائني مرا براي فراگيري قرآن مجيد و خواندن كتابهاي فارسي مذهبي و اخلاقي از قبيل عين الحيات و جلاء العيون و حلية المتقين مرحوم مجلسي نزد « آخوند ملا عبداللّه گازاري» برد و به وي سپرد. مقدمات عربي را از مرحوم پدرم فرا گرفتم، نه ساله بودم كه پدرم در سوم ماه رمضان سال 1342قمري مرحوم شد. پس از آن شرح « قطرالندي» و « القيه» ابن مالك « سيوطي» و « شرح جامي» را نزد همان ملا عبداللّه و « محمد ابراهيم بويكي» خواندم. سيزده ساله بودم كه با اجازه مادرم براي ادامه تحصيل به شهر بيرجند رفتم و مدت پنج سال در مدرسه معصوميه كتابهاي « حاشيه» ملاعبداللّه يزدي و « شرح شمسيه» در منطق، « شرح نظام» « مغني البيب» در صرف و نحو و قسمتي از « مطوّل» در معاني و بيان و بديع و « معالم» و قسمتي از « قوانين الاصول» ميرزاي قمي در اصول، « تبصرة» علامه حلّي و « شرح لمعه» شهيد ثاني در فقه و مختصري حساب و هيأت و مقداري از شرح « سبعة معلّقه» را خواندم. در اين مدت پنج سال در شهر بيرجند از محضر مرحوم حاج شيخ محمد باقر آيتي بيرجندي و آيةاللّه حاج شيخ محمد حسين آيتي و مرحوم شيخ غلامرضا فاضل و آقاي حاج شيخ محمد علي ربّاني و مرحوم حاج ملا محمد دهكي استفاده بردم و شاگردي آنها را نمودم.هيجده ساله بودم كه براي ادامه تحصيل به مشهد مقدس مشرّف و در مدرسه باقريه ساكن شدم و بقيه شرح لمعه و مطول و قسمتي از فصول و قسمت منطق شرح منظومه حاج ملا هادي سبزواري و آنگاه تمام سطح مكاسب، رسائل شيخ انصاري و كفايه آخوند خراساني را در محضر استادان فرا گرفتم. ضمنا هيئت قديم را نزد مرحوم حاج شيخ هاشم قزويني و آقا شيخ مجتبي قزويني و آيةاللّه ميرزا حسين فقيه سبزواري و آيةاللّه اديب نيشابوري و مرحوم حاج شيخ حسن پايين خياباني و برخي اساتيد ديگر خواندم. در همان حال با درس خارج فقه و معارف مرحوم آقا ميرزا مهدي اصفهاني آشنا شدم و با شوق فراوان در حدود دو سال به درس پر بهره ايشان مي‏رفتم و در همين اوقات به درس شرح منظومه آقا ميرزا مهدي فرزند مرحوم آقا بزرگ حكيم مي‏رفتم و از اين راه با فلسفه قديم آشنا شدم. آشنايي من با متون عالي فلسفه قديم از قبيل شرح اشارات، شفاي بوعلي و اسفار مرحوم آخوند ملاصدرا در خارج از محيط طلبگي بود.» آيتي پس از فراگيري دروس حوزه‏هاي علوم ديني به دانشگاه راه يافت و او در همان دانشكده معقول و منقول تهران تحصيل كرده بود و موفق به اخذ درجه دكتري شده بود. ايشان علاوه بر علوم اسلامي و ادبيات عرب به زبان انگليسي نيز احاطه كامل داشت و از اين راه با انديشه‏هاي غربي و متون و روش تحقيق آنان آشنا گرديد. خاطرات و وقايع تحصيل : حوزه‏هاي درس هرگاه محدود به چند نفر و كم جمعيت بود غالبا در اطاقهاي مسكوني مدارس و درسهاي سطوح عالي و خارج كه جمعيت بيشتري در آن شركت مي‏داشت بيشتر در مدرس‏هاي نسبتا وسيع مدارس كه فرش آن در تابستان و زمستان منحصر به حصير بود و يا در شبستان‏هاي مساجد كه نيز در تابستان و زمستان حصير فرش و بسيار سرد بود و هرگز بخاري نمي‏ديد، تشكيل مي‏گرديد.كساني كه اهل كار و تحصيل بودند تقريبا تمام وقتشان به درس خواندن و مطالعه كردن و مباحثه كردن همان درسها و ( اگر خود از فضلاي حوزه بودند) به درس گفتن برگزار مي‏شد و فقط در هفته‏اي دو روز پنجشنبه و جمعه تعطيل بود، كه آن هم احيانا با درسهاي تعطيلي از قبيل رياضيات و هيئت و تفسير و حديث و جز اينها مي‏گذشت.زندگي طلبگي بسيار ساده و در عين حال پرنشاط برگزار مي‏شد. در آن تاريخ كمتر افكار اجتماعي به محيط طلبگي راه داشت و گير و داري هم اگر پيش مي‏آمد از حدود حجره‏هاي مدارس تجاوز نمي‏كرد. تا در بيرجند بودم با اينكه مدرسه معصوميه اوقاف زيادي داشت، به طلبه مدرسه چيزي نمي‏رسيد و متصدّيان اوقاف تمام درآمد موقوفه را مي‏خوردند و زندگاني ساده طلاب منحصرا از كمكهاي پدران و مادرانشان مي‏گذشت.اما در مشهد مقدس چون از طرفي موقوفات مدارس سرشارتر بود و از طرف ديگر متصديان اوقاف آنجا مانند متصديان اوقاف بيرجند نبودند مختصر حق السكوت و قوت لا يموتي به طلاب داده مي‏شد و روزي كه وارد مشهد شدم متصدي اوقاف مدرسه باقريه آقا شيخ جواد شيخ الاسلامي اصفهاني به ديدن من آمد و از همان روز مبلغ سي ريال ( كه شهريه كامل آن مدرسه بود) حقوق ماهيانه براي من قرار ساخت و اين مبلغ در آن تاريخ براي زندگي طلبگي متوسط يك نفر به خوبي كفايت مي‏كرد. فعاليتهاي ضمن تحصيل : از امتيازات بسيار ارزنده حيات علمي محمد ابراهيم آيتي اين است كه او هرگز خود را در علوم متداول حوزه‏ها و مجامع علمي محدود نساخت. گو اينكه راز موفقيت هر انديشه‏ورِ دلسوز و تلاشگر و كاوشگر پر توفيق اين است كه خودجوش و زيركانه بيابد چه چيزي را بايد بخواند و كدام راه را برود. بدينسان او در تاريخ دوره اسلامي و تاريخ پيامبر و اهل بيت نيز تلاش فراوان كرد و يكي از متخصصان اين رشته در آمد و از تأليفات ايشان نيز اين نكته آشكار خواهد شد. استادان و مربيان : از استادان محمد ابراهيم آيتي در زمينه هاي مختلف درسي مي توان به موارد زير اشاره كرد: آخوند ملا عبدالله گازاري ابن مالك محمد ابراهيم بويكي ميرزاي قمي علامه حلي شهيد ثاني باقر آيتي بيرجندي شيخ محمد حسين آيتي غلامرضا فاضل شيخ محمد علي رباني حاج ملا محمد دهكي ملا هادي سبزواري شيخ انصاري آخوند خراساني شيخ هاشم قزويني مجتبي قزويني حسين فقيه سبزواري اديب نيشابوري حسن پايين خياباني ميرزا مهدي اصفهاني ميرزا مهدي فرزند مرحوم آقا بزرگ حكيم آخوند ملاصدرا هم دوره اي ها و همکاران : از دوستان محمد ابراهيم آيتي ، شهيد مطهري، آيةاللّه بهشتي و آيةاللّه طالقاني بود و با هم مراوده علمي و مباحثه داشتند. زمان و علت فوت : محمد ابراهيم آيتي در سوم جمادي الثانيه 1384 قمري مطابق با هفدهم 1343 شمسي بر اثر سانحه تصادف جان خويش را از دست دادند. پيكر ايشان در قبرستان ابوحسن قم دفن گرديد. فعاليتهاي آموزشي : محمد ابراهيم آيتي پس از فراگيري دروس حوزه‏هاي علوم ديني به دانشگاه راه يافت و در كنار تدريس به تحصيل نيز پرداخت. در سال 1334شمسي در دانشكده علوم معقول و منقول مشغول به تدريس شد و درسهاي تاريخ اسلام، تاريخ تمدن اسلام، فقه( دوره ليسانس) و فقه الحديث( دوره دكتري) را درس مي‏داد. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : از دوستان محمد ابراهيم آيتي، شهيد مطهري، آيةاللّه بهشتي و آيةاللّه طالقاني بود و با هم مراوده علمي و مباحثه داشتند. در آن زمان نواي بيداري در بعضي از مجامع علمي و فرهنگي برخاسته بود و حركت‏هاي خودجوش ارزشمندي براي شناخت درست اسلام ايجاد شده بود. كار مهم انديشه وران آن روز تغذيه فكري اين مجامع بود و استاد آيتي يكي از كساني بود كه در انجام اين مهم كوشا بود. در انجمن اسلامي مهندسان، جلسات ماهانه ديني كه شهيد مطهري نيز سخنراني داشت شركت داشت و به سخنرانيهاي ارزشمندي مي‏پرداخت و اين سخنرانيها بلافاصله تايپ و تكثير مي‏شد و با استقبال فراواني نيز روبرو گشت.يكي از تلاش‏هاي تحسين برانگيز ايشان تلاش در راه انتشار كتابهاي مذهبي بود كه از آن جمله تلاش گروهي ايشان و همراهانش منشأ ايجاد « شركت انتشار» گرديد. باري او در راه اصلاح ساختار فرهنگي و اجتماعي جامعه خويش از هيچ خدمتي فروگذار نكرد و با قلم و زبان و دست خويش هر آنچه كرد براي احياي فكر ديني و انديشه الهي بود.او همچنين در پرداختن به برخي موضوعات اسلامي و پيراستن نقص‏ها و خرافه‏ها متون اصيل و استواري را عرضه كرد . آرا و گرايشهاي خاص : از خصوصيات محمد ابراهيم آيتي تحقيق‏هاي نو و بديع است. او در تاريخ به بررسي و كنكاشي ارزنده پرداخت و نكات ابهام و نقاط كور را شناسايي كرد و به بحث و بررسي در آن پرداخت. . معظم له داراي ملكات نفسانيه و جامع علوم عقليّه نقليّه، مروج طريقه جعفريه بود. -------------------------------------------------------------------------------- آثار : 1 12افكار جاويد محمد ويژگي اثر : اين كتاب ترجمه‏اي از متن انگليسي 2 آندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا ويژگي اثر : به طوري كه ايشان در مقدمه كتاب ذكر مي‏كنند اين اثر حاصل تحقيق و تدريس سال‏هاي 1337و 1338دوره ليسانس دانشكده معقول و منقول تهران است و ايشان در اين كتاب تاريخ حوادث مهم هشت قرن حكومت مسلمين در اروپا را به تفصيل بيان كرده‏اند كه شامل تاريخ حكومتها، دست نشاندگان حكام عباسي و غير آن مي‏باشد. اين كتاب در سال 1340در 357صفحه چاپ شده است. 3 آيينه اسلام ويژگي اثر : ترجمه‏اي است از متن عربي آن اثر نويسنده تواناي مصري دكتر طه حسين كه در تهران وسيله شركت انتشار به چاپ رسيده است. 4 بررسي تاريخ عاشورا ويژگي اثر : اين خصلت او در كتاب بررسي تاريخ عاشورا به خوبي ظهور كرده است يعني او در اين قضيه مطيع و دنباله‏رو هيچ كس نيست و آزادانه و زيبا بر اساس مباني اصيل و اساسي قرآن و عترت و با عقل سليم و ذهل جوال خويش به ميدان آمده و به راستي به نقد احياگري در جريان عاشورا دست زده است.خمير مايه اين كتاب را مجموعه هفده سخنراني دكتر آيتي در راديو ايران در سال‏هاي 1343 - 1342تشكيل مي‏دهد. اين اثر به همت استاد علي اكبر غفاري تنظيم و چاپ شده و تاكنون در حدود 10نوبت تجديد چاپ شده است. 5 تاريخ پيامبر اسلام ويژگي اثر : اين كتاب تحقيقي است مستند، گسترده و دقيق بر اساس متون كهن در پيرامون حيات اشرف مخلوقات هستي حضرت رسول اكرم (ص)كه مؤلف در تنظيم آن زحمات فراواني را متحمل شده‏اند. اين كتاب با تعليقات و اضافاتي از دكتر ابوالقاسم گرجي از طرف دانشگاه تهران چاپ شده و چندين بار تجديد چاپ گرديده است. 6 ترجمه البلدان يعقوبي ويژگي اثر : اين كتاب نيز به وسيله بنگاه ترجمه و نشر كتاب در سال 1356در 211صفحه چاپ شده است. 7 ترجمه تاريخ يعقوبي ويژگي اثر : اين كتاب در دو جلد ضخيم چاپ شده است و از ترجمه‏هاي ارزشمند متون تاريخي به حساب مي‏آيد به طوري كه در سال 1342اين ترجمه به عنوان كتاب سال شناخته شد. متخصصان ترجمه نسبت به ترجمه‏هاي دقيق و اصولي مرحوم آيتي اعتماد خاصي دارند. اين اثر نيز چندين بار تجديد چاپ شده است. 8 تصحيح تفسير شريف لاهيجي ويژگي اثر : مرحوم استاد آيتي جلد 3و 4اين تفسير را به صورت زيبا و اصولي تصحيح نموده‏اند و در سال 1340از طرف اداره اوقاف تهران به چاپ رسيده است. 9 خطبه‏هاي رسول اكرم(ص ويژگي اثر : به زبان عربي نگارش يافته و تاكنون چاپ نشده است. 10 راه و رسم تبليغ ويژگي اثر : مقاله‏اي است كه در كتاب گفتار ماه جلد دوم، ص 174 - 149به چاپ رسيده است. 11 سرمايه سخن ويژگي اثر : اين كتاب به انگيزه تقويت و غني سازي سخنرانيهاي اسلامي تهيه شده است و مجموعه 80مقاله درباره مناسبت‏هاي مذهبي است كه سي مجلس آن درباره ماه مبارك رمضان، بيست و پنج مجلس درباره ماه محرم و صفر و بيست و پنج مجلس ديگر در مناسبت‏هاي ديگر سال مي‏باشد. اين اثر به همت مرحوم آيتي و يكي از دوستانش به نام سيد محمد باقر سبزواري تهيه و تنظيم شده و در سال 1339به چاپ رسيده است. 12 سيماي اميرالمؤمنين از مسجدالحرام تا مسجد كوفه ويژگي اثر : اين كتاب سخنراني استاد در جلسه ماهانه ديني است كه ابتدا در كتاب گفتار ماه، ج 3ص 164 - 1296چاپ شده و سپس به صورت جداگانه به زيور طبع آراسته گرديده است. 13 شهداي اسلام ويژگي اثر : به عربي است و تاكنون چاپ نشده است. 14 فهرست ابواب و فصول اسفار ويژگي اثر : اين مقاله در يادنامه ملاصدرا به چاپ رسيده است. 15 كتاب و سنت ويژگي اثر : در كتاب گفتار ماه جلد اول، ص 225تا 252به چاپ رسيده است. 16 گفتار عاشورا ويژگي اثر : با همكاري عده‏اي از انديشه وران. 17 مجموعه سخنرانيها در مورد شخصيت‏هاي برجسته عالم اسلام ويژگي اثر : و مقالات و سخنرانيهاي علمي و تحقيقي ارزشمندي كه براستي شايسته است در يك مجموعه ارزشمند گرد آيد.فرازهايي از انديشه استاد آيتي 18 مرجعيت و روحانيت ويژگي اثر : اين كتاب را نيز با همكاري عده‏اي از نويسندگان تأليف كرده است. 19 مقولات عشر ويژگي اثر : اين كتاب رساله تز دكتراي آن مرحوم مي‏باشد و در روزنامه 1371 / 6 /5مورد بررسي و تبيين قرار گرفته است. 20 همه مسؤول يكديگريم ويژگي اثر : مقاله‏اي است در كتاب همه مسؤول يكديگريم كه بحث زيبايي درباره امر به معروف و نهي از منكر نموده است. كتاب توسط انتشارات تشيّع در سال 1356به چاپ رسيده و مقاله در كتاب گفتار ماه، ج 1ص 76 - 45نيز چاپ شده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)

سید عبداللَّه بهبهانى روحانى و سیاستمدار و یكى از دو زعیم روحانى صدر مشروطیت است. وى فرزند سید اسماعیل مجتهد بهبهانى و متولد سال 1260 ه.ق. است. از كودكى تحصیلات خود را به سیره‏ى خانوادگى در مقدمات عربى و فقه و اصول آغاز نمود و در سن 20 سالگى قریب‏الاجتهاد گردید. سپس براى ادامه‏ى تحصیل عازم نجف شد و در حوزه‏ى درس شیخ مرتضى انصارى و میرزاى شیرازى حضور یافت و به مقام اجتهاد رسید. در سال 1295 به ایران بازگشت و تدریجاً مقام و موقعیت خاصى در دولت و دربار ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه پیدا كرد. از اواخر دوران سلطنت مظفرالدین شاه كه وى مجتهدى متنفذ بود وارد مسائل سیاسى گردید و در كلیه مسائل سیاسى آن روز مداخله مى‏نمود. در جریان مشروطیت و صدور فرمان آن سید عبداللَّه نقش اساسى داشت. پس از فرمان مشروطیت، وى از طرف اقلیت یهود روانه‏ى مجلس شد و در مجلس به اوج قدرت و جلال رسید. بعد از آنكه محمدعلى شاه مجلس را به توپ بست، سید عبداللَّه بهبهانى به وسیله‏ى سربازان سیلاخورى و قزاق‏ها توقیف و به باغشاه برده شد. به دنبال توقیف نامبرده، انجمن‏هاى شهرستان‏ها نسبت به توقیف او اعتراض كردند و تلگرافات زیادى به تهران مخابره شد و محمدعلى شاه ناگزیر شد او را به حضور پذیرفته و عذرخواهى كند و با پرداخت دوازده هزار تومان، وى را وادار كرد كه از ایران خارج شود. وى نزدیك به هشت ماه در عتبات اقامت داشت و سپس با اجازه‏ى دولت به ایران بازگشت. پس از خلع محمدعلى شاه و تشكیل مشروطیت دوم، بهبهانى به نمایندگى رسید و نفوذش در جامعه و محافل سیاسى ایران چند برابر شد. حزب اعتدالیون كه اكثریت را تشكیل مى‏داد، از بهبهانى تبعیت مى‏كرد ولى دموكرات‏ها كه تندرو و انقلابى بودند، با بهبهانى مخالفت مى‏كردند. در آنجا اختلاف دو دسته بالا گرفت و در روز جمعه هشتم رجب 1328 ه.ق او را در منزلش به ضرب سه گلوله كشتند. بهبهانى ملائى تیزهوش و متهور بود. در سخنورى و خطابت نظیر نداشت و به همین دلیل در بین مردم موقعیت خاصى داشت. سید عبداللَّه (آیةاللَّه) از روحانیون طراز اول تهران (مقت. 1288 ه.ش.) و رهبر شجاع آزادیخواهان در انقلاب مشروطیت. وى رهبرى مشروطه طلبان را بر عهده داشت و با همكارى سید محمد طباطبائى با نیروهاى استبداد مبارزه كرد و پس از پیروزى انقلاب و استقرار حكومت مشروطه در تیرماه 1288 ه.ش. به وسیله چند تن تروریست درخانه خود به قتل رسید. محمد تقى‏بهار «ملك‏الشعرا» به سال 1265 خورشیدى در شهر مقدس مشهد دیده به جهان باز كرد. او فرزند حاجى میرزا محمدكاظم صبورى «ملك الشعراى آستان قدس رضوى» است. محمدتقى بهار ابتدا در محضر پدر خود با علم و دانش آشنایى پیدا كرد و آن را نزد او آموخت و پس از فوت وى به محضر ادیب نیشابورى شاعر و ادیب زمان خود رفت و سال‏ها از محضر آن مرد فاضل بهره‏ور گردید، سپس به مدرسه نواب رفت و علوم عربى را در این مدرسه به پایان برد. محمدتقى بهار، پس از چندى به تهران آمد و وارد كارهاى سیاسى شد با انتشار مقالات سیاسى واشعار مهیج و حماسى و ترانه‏هاى ملى، هرچه بیشتر به بیدارى مردم كمك كرد و چون علاقه و ذوق سرشار در موسیقى داشت، شروع به ساختن تصانیف و ترانه‏هاى ملى كرد كه مى‏شود گفت كلیه تصنیف‏هاى وى جنبه ملى و وطنى و آزادیخواهى دارد. روى تصنیف‏هاى ملك‏الشعراء بهار، درویش‏خان، حسام‏السلطنه، ركن‏الدین‏خان و مرتضى‏خان نى‏داود آهنگ گذارده‏اند. محمدتقى بهار را بنا به قولى بعد از جامى، بزرگترین سخنور و شاعر پارسى گوى زبان ایران مى‏گویند. از آثار برجسته او، غیر از دیوان اشعار سبك‏شناسى تا تاریخ تطور نثر فارسى در سه جلد كه گواهى وى بر احاطه و تسلط به فرهنگ و ادبیات و شعر پارسى است مى‏كند. ملك‏الشعرا بهار، چندین دوره به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب گردید و سالیان متمادى استاد دانشگاه تهران و یك‏بار هم در كابینه احمد قوام (قوام‏السلطنه) وزیر فرهنگ شد. محمدتقى بهار (ملك‏الشعرا)، پس از آن همه خدمات پربار علمى و فرهنگى به میهن خود ایران، عاقبت در سال 1330 خورشیدى در سن شصت سالگى چشم از جهان فانى فروبست، روانش شاد. «مرغ سحر» مرغ سحر ناله سر كن داغ مرا تازه‏تر كن ز آه شرربار این قفس را برشكن و زیر و زیر كن بلبل پربسته ز كنج قفس درآ نغمه‏ى آزادى نوع بشر سرا وز نفسى عرصه‏ى این خاك توده را پر شرر كن ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد اى خدا اى فلك اى طبیعت شام تاریك ما را سحر كن نوبهار است گل ببار است ابر چشمم ژاله‏بار است این فقس چون دلم تنگ و تار است شعله فكن در قفس اى آه آتشین دست طبیعت گل عمر مرا مچین جانب عاشق نگه، اى تازه گل، ازین بیشتر كن مرغ بى‏دل، شرح هجران مختصر مختصر مختصر كن «در طواف شمع» دل طواف شمع مى‏گفت این سخن پروانه‏اى سوختم زین آشنایان اى خوشا بیگانه‏اى بلبل از شوق گل و پروانه از سوداى شمع هر كسى سوزد بنوعى در غم جانانه‏اى گر اسیر خط و خالى شد دلم، عیبم مكن مرغ جایى مى‏رود كانجاست آب و دانه‏اى تا نفرمایى كه بى‏پروانه‏اى در راه عشق شمع‏وش پیش تو سوزم گر دهى پروانه‏اى پادشه را غرفه آبادان و دل خرم چه باك گر گدایى جان دهد در گوشه ویرانه‏اى كى غم بنیاید ویران دارد آن كس خانه نیست رو خبر گیر این معانى را ز صاحب خانه‏اى عاقلانش باز زنجیرى دگر بر پا نهند روزى از زنجیر از هم بگسلد دیوانه‏اى این جنون تنها نه مجنون را مسلم شد بهار باش كز ما هم فتد اندر جهان افسانه‏اى شاعر، مورخ، محقق، روزنامه‏نگار، سیاستمدار و استاد برجسته‏ى دانشگاه، معروف به ملك‏الشعرا، فرزند میراز محمدكاظم صبورى، متولد 1304 ه.ق در خراسان. پدرش ملك‏الشعراى آستان قدس رضوى بود. بهار مقدمات ادبیات را نزد پدر آموخت و تحصیلات ادبى و عربى را نزد استاد ادیب نیشابورى كه از ادباء و شعراى مشهور بود دنبال كرد و اصول ادبیات فارسى و عربى را در مدرسه‏ى نواب در خدمت اساتید فن زمان تكمیل نمود. هنوز سنش به بیست نرسیده بود كه پدر خود را از دست داد و به جاى پدر به خدمت آستان قدس رضوى درآمد. چون در شعر و شاعرى با وجود كمى سن تبحر داشت، از طرف مظفرالدین شاه لقب ملك‏الشعرائى آستان قدس رضوى به او داده شد. از 1323 ه.ق كه آوازه‏ى مشروطیت و آزادى‏خواهى در سراسر ایران طنین‏انداز شد، به سلك آزادیخواهان پیوست و براى برچیدن رژیم دیكتاتورى و حكومت مشروطه با سایر آزادیخواهان همداستان شد و اشعارى در این زمینه سرود كه در جراید معتبر آن روز انتشار یافت. در 1328 ه.ق پس از خلع محمدعلى شاه از سلطنت، با كمك سایر دوستان خود حزب دموكرات را در خراسان تأسیس كرد و خود عضو كمیته‏ى مركزى آن شد و روزنامه‏ى نوبهار را با اعتبار و مسئولیت خویش و به عنوان ناشر افكار حزب دموكرات در مشهد انتشار داد. به اقتضاى جوانى و به اعتقاد آزادیخواهى در روزنامه‏ى نوبهار مقالات تندى علیه بیگانگان و دخالت آنان در امور ایران انتشار مى‏داد؛ مخصوصاً پس از اولتیماتوم روسیه‏ى تزارى و اخراج شوستر مستشار آمریكائى و خزانه‏دار كل ایران، لحن این مقالات شدیدتر شد و سرانجام منجر به توقیف روزنامه‏ى نوبهار گردید، ولى پس از مدتى كوتاه به جاى آن تازه‏بهار انتشار یافت كه جنبه‏ى انتقادى آن بیش از روزنامه‏ى قبلى بود. تازه‏بهار نیز توقیف شد و مدیر جوان و پرشور آن به كلات تبعید گردید. هشت ماه این تبعید به طول انجامید. پس از مدتى دوباره نوبهار منتشر گردید. در انتخابات دوره‏ى سوم قانونگذارى مردم در گز و كلات و سرخس، بهار را روانه‏ى مجلس نمودند. در مجلس اعتبارنامه‏ى او با مخالفت اعتدالیون مواجه شد، ولى سرانجام به تصویب رسید. جنگ جهانگیر اول مجلس را تعطیل نمود و قضیه‏ى مهاجرت را پیش آورد. بهار هم جزء مهاجران بود، ولى از قم به تهران بازگشت و روزنامه‏ى نوبهار را انتشار داد و براى بار دوم تبعید گردید و این بار بجنورد تبعیدگاه او شد. در دوره‏ى چهارم مردم بجنورد او را به نمایندگى مجلس فرستادند. در دوره‏ى پنجم نماینده‏ى مردم كاشمر بود و در مجلس جزء اقلیتى بود كه با سلطنت رضاشاه مخالفت مى‏كرد. دوست و یار نزدیك مدرس بود. در دوره‏ى ششم از تهران انتخاب گردید. پس از پایان دوره‏ى ششم از كارهاى سیاسى كنار رفت و به خدمات فرهنگى پرداخت و در دارالمعلمین عالى به تدریس ادبیات ایران قبل از اسلام مشغول شد و تا شهریور 1320 دور از كارهاى سیاسى به تألیف و تدریس پرداخت و مدتى نیز در زندان، و تبعید در اصفهان به سر برد. از 1320 مجدداً كارهاى سیاسى را از سر گرفت و روزنامه‏ى نوبهار را انتشار داد. در 1324 در كابینه‏ى قوام‏السلطنه به وزارت فرهنگ رسید، ولى عمر وزارتش چندان نپائید و خیلى زود جاى خود را به دیگرى داد. در تشكیل حزب دموكرات ایران كه قوام‏السلطنه آن را بنیان نهاد، نقش اساسى داشت و در این زمینه فعالیت بسیار نمود. در انتخابات دوره‏ى پانزدهم از تهران وكیل شد و ریاست فراكسیون حزب دموكرات ایران در مجلس با او بود. عده‏اى از نمایندگان به ریاست او تمایل داشتند، ولى حال مزاجى‏اش اجازه‏ى فعالیت بیشتر به او نمى‏داد. در اواخر دوره‏ى پانزدهم بیمار شد و براى معالجه به سویس رفت. معالجاتى نمود، ولى مؤثر نیفتاد و به ایران بازگشت. سرانجام در 1330 به مرض سل درگذشت. شخصیت ملك‏الشعرا از جهات مختلف قابل بحث و مداقه است. او شاعرى توانا، نویسنده و محققى دانشمند، روزنامه‏نگارى سرسخت، سیاستمدارى بى‏باك و استادى مبرز بود. مجموعاً پنج دوره نماینده‏ى مجلس شوراى ملى بود. جز در دوره‏ى پانزدهم كه سنش مقتضى فعالیت‏هاى شدید نبود، در ادوار دیگر مجلس از متولیان و منقدان امور اجتماعى به شمار مى‏رفت. نطق‏ها و خطابه‏هایش در مجلس دولت‏ها را دگرگون مى‏كرد. در دوره‏ى پنجم و ششم رسماً جزو فراكسیون اقلیت بود و با سید حسن مدرس لیدر اقلیت، نزدیكى و همفكرى داشت. در دوره‏ى چهارم اكثریت را اداره مى‏كرد و روى كار آمدن قوام‏السلطنه در 1301 در نتیجه تلاش او و مدرس بود. شاعرى توانا بود. گرچه بیشتر قصیده‏سرا بود، ولى در غزل و رباعى نیز دست داشت. از این گذشته، افكار تازه را او در شعر فارسى وارد كرد و مضامین غیرایرانى را در شعر فارسى آورد. بهار محقق و نویسنده نیز بود. نثرش كمتر از نظم او نیست. شیوه‏ى نویسندگى‏اش مخلوطى از سنت قدیم و روش جدید ایران است. با آنكه به ساده‏اندیشى بیشتر گرایش داشت، ولى استحكام جملات و استعمال لغات فارسى و عربى در جاى مناسب خود، شیرینى خاصى به نوشته‏هایش داد. نمونه‏ى سبك شیرین او كتاب سبك‏شناسى است كه در سه مجلد است. او در رونق بخشیدن به ادبیات نوین ایران سهم بسزائى دارد. گذشته از تأسیس مجله‏ى دانشكده به تأسیس و تشكیل انجمن ادبى ایران همت گماشت و عده‏اى از محققین و مؤلفین بزرگ ایران مانند عباس اقبال آشتیانى، غلامرضا رشید یاسمى، سعید نفیسى و بدیع‏ازمان فروزانفر از تربیت یافتگان مكتب او مى‏باشند. مدت‏ها در دانشسراى عالى و دانشكده‏ى ادبیات در دوره‏ى لیسانس و دكترا تدریس مى‏نمود. تألیفات بسیارى دارد كه به صورت‏هاى مختلف به چاپ رسیده است. غیر از مقالات متعدد كه در روزنامه‏هاى نوبهار و تازه‏بهار و مجله‏ى دانشكده انتشار داده است. در جراید مختلف نیز مقالاتى دارد. از آثار برجسته‏ى او تاریخ احزاب سیاسى در دو جلد است. سبك‏شناسى درباره‏ى تحول نثر فارسى از آغاز تا عصر حاضر است. علاوه بر تألیف كتب، در تصحیح و تحشیه‏ى كتب زیر نیز دست داشت: تاریخ سیستان، مجمل‏التواریخ والقصص، جوامع الحكایات و لوامع الروایات عوفى و ترجمه‏ى تاریخ طبرى. علاوه بر اینها در تألیف و نگارش كتب دبیرستانى نیز مشاركت داشت. در اواخر عمر به فعالیت‏هاى صلح‏جویانه میل زیادى نشان مى‏داد و به همین دلیل ریاست جمعیت هواداران صلح را پذیرفت. (1330 -1266 ش)، اندیشمند، نویسنده محقق، روزنامه‏نگار، استاد دانشگاه و شاعر، متخلص به بهار و ملقب به ملك‏الشعراء. در مشهد متولد شد، پدر وى ملك‏الشعراى آستان قدس رضوى بود. بهار تحصیلات مقدماتى را نزد پدر خود آموخت و علوم ادبى و عربى متداول زمان خود را از استادان مشهور خراسان چون ادیب نیشابورى فراگرفت. در نوجوانى پدر خود را از دست داد و از همان اوان شعر مى‏سرود. بعد از مرگ پدر، به فرمان مظفرالدین شاه، لقب ملك‏الشعرایى آستان قدس رضوى را یافت. وى در نهضت مشروطه‏طلبان مجاهدتها كرد. در سال 1328 ق «روزنامه‏ى نوبهار» و در سال 1329 ق «هفته‏نامه‏ى تازه بهار» را نشر داد. در سال 1333 ق از طرف مردم مشهد به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد و رهسپار تهران گردید. در سال 1336 ق انجمن ادبى دانشكده را با «مجله‏ى دانشكده» كه منتسب به همان انجمن بود، تأسیس كرد و در همان سال به تجدید انتشار «روزنامه‏ى نوبهار» همت گماشت. در سال 1338 ق مدیریت روزنامه‏ى «ایران»، كه نیمه‏رسمى بود، به وى محول گردید. از طرف مردم تهران دو بار به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب گردید و در سال 1324 ش به وزارت فرهنگ برگزیده شد. در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران تدریس مى‏كرد. و تا پایان عمر در این خدمت باقى ماند. به منظور مداوا به سویس رفت و پس از چندى اقامت در آنجا، به تهران بازگشت و به تألیف و تحقیق و تصنیف پرداخت. وى واپسین قصیده سراى بزرگ فارسى است. در تهران وفات یافت و در گورستان ظهیرالدوله به خاك سپرده شد. از او آثار بسیارى به جاى مانده است، از جمله: تصحیح «تاریخ سیستان»؛ «مجمل التواریخ والقصص» و «سبك‏شناسى»، در سه مجلد؛ «تاریخ احزاب سیاسى»؛ «چهار خطابه‏ى منظوم»؛ «ترجمه‏ى احوال محمد بن جریر طبرى»؛ «رساله‏ى زندگى مانى»؛ «بهار و ادب فارسى»، مجموعه‏ى مقالات؛ تصحیح «جوامع الحكایات عوفى» و «تاریخ بلعمى»؛ «دیوان» اشعار، در دو مجلد.[1] (تو 1262/ 1260- شهادت 1328 ق)، مجتهد. اصلا از اهالى بحرین بود، و در نجف متولد شد. از شاگردان حوزه‏ى درس میرزاى شیرازى و آیت‏اللَّه كوه‏كمرى بود. به درجه اجتهاد نایل شد. او در تهران از روحانیون بزرگ و در فقه از سرآمدان روزگار به شمار مى‏آمد. در زمان مظفرالدین شاه به مخالفت با عین‏الدوله برخاست. وى در مقاصد خویش آقا سیدمحمد طباطبایى را كه مورد اعتماد و احترام عامه بود، با خود موافق و همراه گردانید و بعد از به توپ بستن مجلس او و عده‏اى دیگر از سران نهضت به همراه چند تن از بستگان وى دستگیر و به كرمانشاه تبعید شدند و تا پایان سلطنت محمدعلى شاه در تبعید بودند. بعد از استعفاى محمدعلى شاه، سید و همراهان وى به تهران بازگشتند، و به مبارزات خود ادامه دادند. سید به مخالفت با تقى‏زاده برخاست و مبارزه بین این دو شروع شد. سید به عدالت و آزادى معتقد بود، و حتى براى تربیت جوانان مدرسه‏اى هم تأسیسى كرد و با تحصیل دختران نیز مخالف نبود و براى ارشاد بزرگسالان نیز به تأسیس انجمن مقدس اسلامى مبادرت كرد. در استبداد صغیر به امر دولت به مشهد رفت و در آنجا هر كمیته‏اى سرى تشكیل داد و مشروطه‏خواهى را ترویج كرد. آیت‏اللَّه بهبهانى در تنظیم مواد متمم قانون اساسى، از جنبه‏ى دینى، سهیم و شریك بود. وى در تهران در منزلش به ضرب گلوله شهید شد و جنازه‏اش به سال 1332 ق به نجف حمل و در صحن علوى دفن شد. از آثار وى «رسائل و مسائل»، در فقه، مجموعه‏اى مشتمل بر 25 رساله كه در هر رساله به یكى از مسائل فقهى پرداخته است.[2]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

مدرس. تولد: 1287، تهران. درگذشت: مهر 1359. محمود هومن تحصیلات ابتدایى و متوسطه را تهران انجام داد. تحصیلات عالیه و مهندسى را نیز در دانشكده‏ى صنعتى ایران و آلمان به پایان رسانید. در سال 1312 تدریس شیمى معدنى و اصول تجزیه‏هاى شیمیایى شعبه‏ى مهندسى شیمى دانشكده‏ى صنعتى دانشگاه تهران را عهده‏دار گردید. از سال 1315 تا 1322 مدیریت شعبه‏ى مهندسى شیمى و استادى اصول تجزیه‏هاى شیمیایى و شیمى معدنى به عهده وى واگذار شد. در سال 1327 براى تدریس فلسفه و تاریخ قرون اولیه اسلامى به دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تبریز انتقال یافت. بعدها در دانشگاه تربیت مدرس نیز به تدریس فلسفه پرداخت. از آثار اوست: از زندگانى چه مى‏دانیم؛ تاریخ فلسفه (1337)؛ حافظ چه مى‏گوید (1317)؛ زیست یا زندگى (درباره فلسفه، 1324). (1359 -1287 ش)، نویسنده و استاد دانشگاه. در تهران به دنیا آمد. وى پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه در زادگاهش، تحصیلات عالیه خود را در دانشكده‏ى صنعتى ایران و آلمان ادامه داد. در 1312 ش به تدریس شیمى معدنى و اصول تجزیه‏هاى شیمیایى شعبه‏ى مهندسى شیمى دانشكده‏ى صنعتى تهران پرداخت. او همچنین مدتى مدیریت شعبه‏ى مهندسى شیمى و استادى اصول تجزیه‏هاى شیمیایى و شیمى عدنى را به عهده داشت. در 1327 ش براى تدریس فلسفه و تاریخ قرون اولیه‏ى اسلامى به دانشكده‏ى ادبیات تبریز رفت و مدتى نیز در دانشگاه تربیت معلم به تدریس فلسفه پرداخت. از آثار وى: «از زندگانى چه مى‏دانیم»؛ «تاریخ فلسفه»؛ «حافظ چه مى‏گوید»؛ «زیست یا زندگى».[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دهم ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به ملهمى. به گفته‏ى بعضى از تذكره‏ها وى ابتدا عجمى تخلص مى‏كرده است. از بزرگان شیراز بود. از علم سیاق و نویسندگى، آگاهى تمام داشت و اجداد وى نیز در ایران به امر نویسندگى اشتغال داشتند. خود او همواره داراى مناصب عالى بود. اما پس از مدتى از مشاغل دیوانى كناره گرفت و به حجاز سفر كرد و مدت هفده سال ساكن مدینه شد و به همین علت به مدنى مشهور گشت. ملهمى، به دلیل اشتیاق به سیر و سیاحت و مسافرت، در زمان اكبرشاه (1014 -963 ق) به هندوستان سفر كرد. او در هندوستان با حكیم ابوالفتح گیلانى و حكیم شمس‏الدین محمد، مشهور به حكیم الملك، كه قبلا در ایران با هم آشنا بودند، ملاقات كرد. وى مدتى در هندوستان زندگى كرد و ملازم اكبرشاه بود و در دربار او مناصب عالى داشت. ملهمى در آگره درگذشت. به آورده‏ى «دانشمندان و سخن‏سرایان فارس» صاحب «خیر البیان» در تذكره‏ى خود از وى یاد كرده و مى‏نویسد او در شیراز با عرفى شیرازى معاشر بوده و مشاعره كرده است. سپس ادامه مى دهد كه چون خودش در 1006 ق به شیراز رفته ملهمى را ملاقات كرده است. به این ترتیب ملهمى در 1006 ق زنده بوده اما در «مآثر رحیمى» فوت وى 982 ق ذكر شده است. صاحب «الذریعه» او را در 1024 ق زنده مى‏داند اما با توجه به شرح حال فرزندش در «مآثر رحیمى» باید گفت كه احتمالا این تاریخ مربوط به فرزند اوست. اشعارى از وى در تذكره‏ها آمده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ح 1352 -1289 ق)، مورخ، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به ادیب. ملقب به ملك المورخین. در تهران به دنیا آمد. نسبش از طرف پدر به میرزا مهدى خان، وزیر نادرشاه، و از طرف مادر به فتحعلى‏خان ملك‏الشعراى كاشانى مى‏رسد. وى از چهارده سالگى به تدوین تاریخ انبیاء پرداخت و پس از فوت پدرش، ملقب به ملك المورخین شد و مأموریت نگارش و اتمام دوره‏ى كتاب «ناسخ التواریخ» را یافت. وى در 1297 ق وارد خدمت فرهنگ شد. میرزا عبدالحسین، در 1326 ق، روزنامه‏ى «آینه‏ى عیب نما» و، در 1327 ق، روزنامه‏ى «آزاد» و، در 1323 ق، روزنامه‏ى «شاهنشاهى» را در تهران منتشر كرد. او مدتى ریاست معارف و اوقاف كاشان را بر عهده داشت. از دیگر آثارش: «تاریخ یومیه‏ى ایران»؛ «المعاریف»؛ «خلاصة الاعصار فى تاریخ بختیار».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)

(ح 1326 -1246 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر. ملقب به ناظم‏الدوله. در جلفاى اصفهان به دنیا آمد. اصل وى از ارامنه جلفا بود كه پدرش بعدها اسلام آورده و به جدیدالاسلام مشهور شده بود. میرزا ملكم خان پس از اتمام تحصیلات مقدماتى جهت تحصیل به فرانسه رفت و در آن كشور علوم و افكار جدید را فراگرفت. پس از بازگشت به ایران در دارالفنون به شغل معلمى و مترجمى پرداخت. وى از مؤسسین فراموش خانه (فراماسونرى) در ایران بود. او از حدود 1289 تا 1307 ق، وزیر مختار ایران در لندن بود. سرانجام به دلیل سوء استفاده‏هاى مالى، مانند گرفتن امتیاز لاتارى و فروش آن پس از لغو امتیاز، از مقام خود عزل شد. وى كه مسبب عزل خود را امین‏السلطان مى‏دانست با او از در مخالفت درآمد و در 1307 ق در لندن به انتشار روزنامه‏ى «قانون» مبادرت كرد و از مخالفین استبداد شد و نداى قانون و قانونمندى سر داد. چنان كه پس از استقرار مشروطیت سفیر ایران در ایتالیا شد. ملكم خان نمونه خطى را از تركیب حروف الفباى فارسى ابداع كرد كه شرح اختراع خود را در رساله‏اى به نام «نمونه‏ى خط آدمیت» در 1303 ق در لندن انتشار داد. او در لوزان درگذشت و جنازه‏اش را به برن بردند و طبق وصیتش سوزاندند. از دیگر آثار وى: «مبدأ ترقى»؛ «شیخ و وزیر»؛ اهتمام در انتشار «كلمات قصار حضرت على (ع)»، با خط ملكمى؛ «در باب تسخیر مرو و تركمان».[1] پرنس میرزا ملكم‏خان ناظم‏الملك (بعدها ناظم‏الدوله، پرنس، نظام‏الدوله) از ارامنه‏ى جلفاى اصفهان و پسر میرزا یعقوب ارمنى جلفائى. (و. 1249 ه.ق در اصفهان- ف. 1326 ه.ق در لوزان). گویند پدرش اسلام آورد و بعنوان جدیدالاسلام به مقاماتى نیز رسید. ملكم در سن ده سالگى به پاریس فرستاده شد و در آنجا به تحصیل علوم طبیعى و فیزیك و مهندسى پرداخت و پس از فراغت از تحصیل در سال 1267 ه.ق (در سن نوزده سالگى) به ایران برگشت و در دارالفنون به شغل معلمى و مترجمى اشتغال ورزید و 5 سال بعد (در سال 1272) مترجم وزارت خارجه شد. در سال 1273 با سمت مترجم مخصوص سفارت و درجه‏ى سرهنگ اتاماژورى مأمور سفارت دولت علیه‏ى ایران در اسلامبول گردید و سال بعد كه به ایران بازگشت در تهران فراموش‏خانه (فراماسون) را دایر كرد كه عده‏اى از اعیان و شاهزادگان و برخى از جوانانى كه در دارالفنون تحصیل مى‏كردند در آن مجمع وارد شدند. در سال 1279 فراموش‏خانه بسته شد و میرزا ملكم به عثمانى تبعید گردید ولى 9 سال بعد (سال 1288) در زمان صدارت میرزا حسین‏خان مشیرالدوله به سمت مستشارى صدارت عظمى منصوب گردید. در سال 1289 به لقب ناظم‏الملكى ملقب و مفتخر به دریافت نشان تمثال همایون از درجه‏ى اول گردید و از سال 1289 تا سال 1307 ه.ق (1888 -1872 م.) (مدت 18 سال) سفیر و وزیرمختار ایران در لندن بود. ملكم به طور كلى در دوران مأموریتش در اروپا سوءاستفاده‏هاى زیادى كرد و از بابت واگذارى امتیازاتى به خارجیها حق دلالیهاى كلان مى‏گرفت. بالاخره در سال 1307 از سفارت ایران در لندن عزل گردید و دیگر تا موقعى كه ناصرالدین شاه زنده بود كارى به او ارجاع نگردید. ملكم در این مدت در لندن روزنامه‏اى به نام قانون انتشار مى‏داد و تا 41 شماره این روزنامه را منتشر كرد. در سفر اول مظفرالدین شاه به اروپا (در سال 1317 ه.ق- 1900 م) ملكم در پاریس به حضور شاه رسید و به لقب نظام‏الدوله مفتخر گشت و به سمت وزیرمختارى ایران در ایتالیا منصوب شد و تا موقعى كه حیات داشت در همین سمت باقى بود. در سال 1326 ه.ق در سن 77 سالگى درگذشت و برحسب وصیتش جنازه‏اش را به برن (پایتخت سویس) برده سوزاندند. از آثار او مى‏توان رساله‏ى مبدأ ترقى شیخ و وزیر، نمایشنامه‏ى اشرف‏خان را نام برد. ضمناً مبتكر خط جدیدى هم بوده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س سیزدهم و چهاردهم ق)، نویسنده. ملقب به خان بهادر و ملك الكتاب. در بمبئى مقیم بود. از آثار وى: «آثار الاحزان» یا «ریاض البكاء»؛ «آداب العیش، درر الاسرار، الف نهار»؛ «آیات الولایة و برهان الهدایة»؛ «تربیت نامه و اندرز نامه‏ها»، در مواعظ؛ «عشرت النساء»، در سلوك زنان با شوهران؛ «كشف الصناعه و مخزن البضاعه» و مختصر و منتخب آن به نام «منتخبات و مجبربات محمدى»؛ «نخب جابرى»، در علم اكسیر؛ اهتمام در انتشار كتابهاى: «آیین در قانون سلطنت»، «تاریخ گیتى گشا» در تاریخ زندیه، «تاریخ ماوراءالنهر»، «تذكره‏ى دولتشاه سمرقندى»، «تذكره‏ى مرآة الخیال» امیر شیر على خان لودى، «جامع العلوم» یا «ستینى» امام فخر رازى، «دیوان» خواجه نصیر طوسى، «دیوان» سلمان ساوجى، «زینة البلاد فى تاریخ بغداد»، «گنجینه‏ى دانش» مستشارالدوله یوسف، «مجمع الصنایع» كامران شیرازى، «مفتاح التفاسیر» حافظ محمد شریف بن عبداللَّه بالى‏زاده، «نزهة الارواح» میر حسین حسینى هروى ابن میر عالم، «نقد النصوص فى شرح الفصوص» صدرالدین قونوى.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1400 -1308 ق)، عالم دینى، فقیه و نویسنده. وى در بروجرد به دنیا آمد. پس از فراگیرى مقدمات در 1332 ق به نجف رفت و از محضر سید محمد كاظم یزدى استفاده نمود. ولى به واسطه‏ى جنگ جهانى اول بیش از سه سال نتوانست در آنجا توقف كند و به بروجرد بازگشت، سطوح را تكمیل كرد و پس از فراغت از آن بیست سال تمام در درس خارج آیت‏اللَّه حاج آقا حسین بروجردى حاضر شد. پس از مهاجرت آیت‏الَّله بروجردى به قم، وى در مسجد ناسك‏الدین بروجرد به امامت و تدریس و بیان مسائل و احكام پرداخت. در 1362 ق به دریافت اجازه‏ى اجتهاد و روایت از آیت‏اللَّه آقا سید ابوالحسن اصفهانى نایل گشت. او در 1376 ق موفق به سفر حج شد و پس از مراجعت به خدمات دینى ادامه داد. از آثارش: كتاب «مضرات المسكرات»؛ جزوه‏اى در «مسافرت صائم در ماه رمضان»؛ جزوه‏اى در «جواب از اعتراض به دعاى مبارك ندبه»؛ كتابى در «تجوید»؛ كتابى در «قواعد جفر و اعداد و ختوم و ریاضیات»؛ كتاب «تذكرة المتكلمین»، در شرافت علم و مقام علماء؛ «صلاة المسافر»، استدلالى، به عربى.[1] السید طاهر بن السید العلام السید ابوالقاسم بن السید الاجله السید عبدالعزیز بن العلامه السید محسن الكاظمینى اعلى‏الله مقامهم اجمعین كه همه از علماء اعلام بوده‏اند. مرحوم والدش در حدود سال 1290 قمرى از كاظمین منتقل به بروجرد شده و در آنجا متأهل گردیده و در سال 1320 قمرى وفات نمود. مترجم معظم ما كه یكى از علماء اعلام و مراجع كرام معاصر است در سال 1308 در بروجرد تولد یافته و مدت دوازده سال در بروجرد بعد از تحصیل معاش بكدیمین اشتغال بكتب فارسى و مقدمات عربى نموده و در سال 1332 قمرى در عصر آیه‏الله حاج سید كاظم یزدى مهاجرت بنجف اشرف نموده ولى بواسطه جنگ بین‏المللى بیش از سه سال نتوانسته توقف و تحصیل نماید به بروجرد مراجعت و سطوح را تكمیل و پس از فراغت از آن بیست سال تمام در درس خارج آیه‏الله العظمى حاج آقا حسین بروجردى حاضر شده و در همان زمان امامت مسجد ناسك‏الدین را كه محل امامت قبلى خودشان بود بوى واگذار و پس از مهاجرت ایشان بقم بتدریس و بیان مسائل و احكام در مسجد مزبور پرداخته و در سال 1362 قمرى نائل باجازه اجتهاد و روایتى از مرحوم آیه‏الله العظمى آقاى اصفهانى گردیده و در سال 1376 قمرى موفق بحج خانه خدا و پس از مراجعت تا حال حاضر بخدمات دینى و وظائف روحى اشتغال دارند و ایشانند والد ماجد عالم بزرگوار صدیق عزیز نگارنده جناب حجه‏الاسلام والمسلمین آقاى حاج سید محمد على كاظمینى بروجردى مقیم و مهاجر به تهران كه ترجمه و آثار و خدماتش در ضمن علماء تهران خواهد آمد. آثار و تألیفات آقاى كاظمینى مدظله از این قرار است: 1- كتاب مضرات المسكرات كه در آن آیات قرآنیه و هفتاد و چهار خبر در موضوع مسكرات از اهل‏بیت رسالت علیهم‏السلام ذكر شده و با خط نفیس ایشان كه حقا در میان علماء از این جهت كم نظیر و داراى این سعادت بزرگ است كه فرموده‏اند (و من سعاده المؤمن جوده خطه) افست و منتشر گردیده است و حقا در این كتاب آیاتى از توراه و انجیل در پیرامون حرمت شراب آورده و بیانات نافعه و سودمندى نموده‏اند. 2- جزوه‏اى در مسافرت صائم در ماه رمضان پیش از ظهر یا بعدازظهر و مراجعت كند در همان روز پیش از ظهر یا بعدازظهر كه بطبع رسیده و منتشر گردیده است. 3- جزوه‏اى در جواب از اعتراض بدعاء مبارك ندبه كه در همین سال 1351 شمسى نوشته و بطبع رسیده. 4- كتابى در تجوید كه مخطوط است. 5- كتابى در قواعد جفر و اعداد و ختوم و ریاضیات مخطوط. 6- كتاب تذكره المتكلمین فارسى در موضوع شرافت علم و مقام علماء و سادات. 7- صلوه المسافر استدلالى عربى متجاوز از دویست صفحه كه آماده براى طبع است. ناگفته نماند كه جد اعلاى آقاى كاظمینى مرحوم علامه زاهد سید محسن كاظمینى یكى از اوتاد زمان خود بوده و در حدود 1240 قمرى از دنیا رفته و قبرش در كوچه قریب بصحن مطهر است در طرف شمالى آن و معروف است. و در مستدرك الوسائل از عالم عامل ملا زین‏العابدین سلماسى نقل كرده كه گفت در خواب دیدم قصر عالى رفیعى كه درب وسیعى داشت و دیدم بدر و دیوارهاى آن میخهاى طلا زده بودند گفتم صاحب این قصر كیست گفتند سید محسن كاظمینى تعجب كردم گفتم منزلش در كاظمین كوچك و درب كوچكى داشت از كجا این منزل مال او شده گفتند چون داخل شد از این درب كوچك خداوند باو عطا فرمود این منزل عالى بزرگ را.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1340 -1262 ش)، استاد دانشگاه، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش، در مكتب ملا نصیر و حاج ملا على واعظ، فراگرفت و سپس به مدرسه‏ى كمال رفت. در آنجا دو زبان عربى و فرانسه را به خوبى آموخت و در ضمن تحصیل، مجلات و روزنامه‏هاى داخلى و خارجى را نیز مطالعه مى‏كرد. او مدتى به قفقاز رفت و سپس براى ادامه تحصیل راهى استانبول شد و در این شهر به آزادیخواهان ایرانى مقیم استانبول پیوست و با آنان اقدام به تأسیس انجمن برادران ایرانى نمود. ایرانشهر در زمان اقامت در استانبول به دانشكده‏ى حقوق رفت و مدتى بعد از طرف كنسول‏گرى ایران در آنجا به مكه رفت. پس از بازگشت رهسپار اروپا شد و موفق به اخذ لیسانس در رشته علوم اجتماعى و سیاسى، از دانشگاه شهر لوون بلژیك گشت. پس از آن مدتى در پاریس به تحصیل پرداخت و ضمنا در مدرسه‏ى عالى اجتماعى فن روزنامه‏نگارى را فراگرفت. او توانست در این شهر سفرنامه‏ى مكه خود را بنویسد و به چاپ برساند. همچنین در پاریس به همراهى علامه محمد قزوینى و استاد پور داوود انجمنى به نام انجمن مصاحبات ادبى و علمى ایرانیان پاریس تأسیس كرد. در 1292 ش به دعوت ادوارد براون به دانشگاه كمبریج انگلستان رفت و به تدریس زبان و ادبیات فارسى پرداخت. كاظم‏زاده در جنگ جهانى اول بنا به دعوت سید حسن تقى زاده، براى شركت در كمیته‏ى ملى ایران، به برلین رفت و از آنجا به ایران بازگشت و به صف آزادیخواهان پیوست. وى پس از مدتى دوباره به استانبول و از آنجا به برلین رفت و با تقى‏زاده در انتشار روزنامه «كاوه» همكارى كرد. در 1301 ش مجله‏ى «ایرانشهر» را در آن شهر تأسیس و به مدت چهار سال منتشر كرد. او همچنین در آنجا از، طرف وزارت فرهنگ، مدتى سرپرست دانشجویان ایرانى بود. كاظم‏زاده پس از نوزده سال اقامت در آلمان به سوئیس مهاجرت كرد و در آنجا یك مكتب عرفان باطنى تأیسى نمود كه پیروان زیادى داشت. وى به زبان‏هاى فرانسه، انگلیسى، آلمانى و عربى تسلط داشت. او همچنین اشعار زیادى نیز سروده است. وى سرانجام در سوئیس درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد. از آثارش: «رهبرنژاد نو» یا «در جستجوى خوشبختى»؛ «راه نو»، در تعلیم و تربیت؛ «تداوى روحى براى افراد و جامعه»؛ «معارف در عثمانى»؛ «تجلیات روح ایرانى»، در ادوار تاریخى؛ «آثار عتیقه‏ى ایران باستان»؛ «تفسیر معنوى بر دیباچه‏ى مثنوى»؛ «اصول اساسى روان‏شناسى انسان و ماهیت تكامل او»؛ «راز و نیاز»؛ «رستم و سهراب»؛ «محمد (ص) و تعلیمات عالیه‏ى اسلامى»؛ «راه راست براى صلح بین ملتها»، ترجمه؛ «سفرنامه‏ى مكه»، به فرانسه.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1305 ق)، نویسنده. در شیراز متولد شد. پدرش از علماى كازرون بود. فارسى را در مكتب خانه‏ى كربلایى محمدصادق آموخت و صرف و نحو، منطق، فقه و اصول و علوم ریاضى را در خدمت پدرش فراگرفت. سطوح را در محضر سید محمدعلى كازرونى و محمدرضا اصولى و سید جعفر مجتهد مزارعى و فلسفه و حكمت و كلام را نزد شیخ یوسف حدایق و شیخ عبدالحسین و سید احمد مهذب‏الدوله آموخت. علوم جدید را هم مخفیانه و دور از انظار نزد آقا محمدجواد فراگرفت. بعد از مدتى به تهران مسافرت كرد و خدمت آقا میرزا عبدالرزاق كرد و چندى به بیروت رفت در مدرسه‏ى لائیك فرانسویها به تصحیل مشغول شد. در جنگ جهانى اول از بیروت به شیراز مراجعت كرد. ستوده مدتها ریاست بازرسى و كفالت فرهنگ فارس را عهده‏دار بود و مدتى نیز ریاست اوقاف اصفهان و قم را به عهده داشت. در سال 1333 ق امتیاز روزنامه‏ى «عدل» را گرفت و مدتى آن را انتشار مى‏داد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد دوم)

(تو 1286 ش)، استاد دانشگاه و نویسنده. در تهران متولد شد. پس از پایان دوره‏ى ابتدایى و متوسطه در سال 1304 ش از مدرسه‏ى علوم سیاسى فارغ‏التحصیل و داخل وزارت دادگسترى شد. در سال 1306 ش براى ادامه تحصیل به فرانسه عزیمت كرد و موفق به اخذ لیسانس و دكترى در اقتصاد و امور ادارى شد. ضمن تحصیل در دانشكده‏ى حقوق پاریس موفق به دریافت دیپلم مدرسه‏ى علوم سیاسى در رشته‏ى مالى شد. در سال 1315 ش به ایران مراجعت و در دانشكده‏ى حقوق به تدریس آمار و حقوق ادارى اشتغال یافت تا آنكه كرسى تدریس تاریخ دیپلماسى عمومى به وى واگذار گردید. از آثار وى: «تاریخ دیپلماسى عمومى»، در دو مجلد.[1] فرزند حاج على‏اكبر بازرگان، در 1286 در تهران متولد شد. پس از اتمام دوره‏ى دبستان و دبیرستان وارد دانشكده‏ى حقوق تهران شد و لیسانس گرفت. در 1307 در زمره دانشجویان اعزامى به اروپا قرار گرفت و به فرانسه عزیمت كرد و در پاریس دوره‏ى لیسانس و دكترا را گذرانید و به ایران بازگشت. در 1318 پروانه‏ى وكالت دادگسترى گرفت و در همان سال به سمت دانشیارى آمار در دانشكده حقوق انتخاب گردید و یك سال بعد استاد كرسى تاریخ دیپلماسى عمومى شد و پس از چندى، كرسى استادى حقوق تجارت و حقوق دریائى و هوائى را عهده‏دار شد. وى مدتى نیز معاونت دانشكده حقوق را عهده‏دار بود. دكتر ستوده تهرانى ضمن عهده‏دارى وظایف دانشگاهى، مشاعلى را نیز احراز كرد از جمله چندى مشاور حقوقى و رئیس اداره بررسى و آمار بانك كشاورزى بود. چندى هم عضویت هینت مدیره شركت سهامى بیمه را عهده‏دار گردید و در 1332 در كابینه‏ى سپهبد زاهدى، به معاونت وزارت اقتصاد برگزیده شد و قریب یك سال و نیم در آن سمت بود. دكتر ستوده تالیفاتى براى تدریس رشته‏ى تخصصى خود نوشته و انتشار داد، از جمله سه جلد تاریخ دیپلماسى عمومى است كه سالها در دانشكده حقوق تدریس مى‏شد. وى از وكلاى مبرز دادگسترى بود و چون به زبان‏هاى فرانسه و انگلیسى تسلط داشت، بیشتر شركت‏هاى خارجى وكالت خود را به او واگذار مى‏كردند.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1290 ش)، استاد فلسفه و نویسنده. وى پس از پایان دوره‏ى مقدماتى، از دانشسراى عالى و دانشكده‏ى ادبیات موفق به اخذ لیسانس زبانهاى خارجى شد و مدت یك سال سمت دبیرى داشت، سپس به سویس رفت و از دانشگاه ژنو به دریافت درجه‏ى دكترا در فلسفه نایل گشت و پس از مراجعت به ایران، با سمت دانشیار فلسفه در دانشكده‏ى ادبیات به تدریس پرداخت. از آثار او است: «آراء فلسفه درباره‏ى عادت»؛ «بحث در مسایل پرورش اخلاقى»؛ «سر جنسیت یا روانشناسى عشق».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1297 -1207 ق)، ادیب، دانشمند، مورخ و شاعر، متخلص به سپهر. ملقب به لسان‏الملك و مشهور به لسان سپهر. محمد در كاشان متولد شد و پس از تحصیل علوم قدیمى، عروض و قافیه را آموخت. در بیست سالگى به خواهش ملك‏الشعراء- فتحعلى خان صبا- به تهران آمد و به تشویق او به تالیف كتابى در علم قافیه پرداخت، اما این كتاب با فوت صبا ناتمام ماند و میرزا محمدتقى به كاشان برگشت. در آنجا محمود میرزا پسر فتحعلى‏شاه حكمران كاشان او را به ندیمى خود برگزید و به او تخلص سپهر داد. سپس از طرف فتحعلى‏شاه به تهران احضار گردید و به سلك اعضاى دیوان درآمد. سپهر در عهد محمدشاه مداح خاص شاه و منشى و مستوفى دیوان شد و به نوشتن كتاب «ناسخ التواریخ» ماموریت یافت. این كتاب تاریخ عمومى است كه تا سال 1273 قمرى امتداد یافته است. سپهر علاوه بر تاریخ و ادبیات در بسیارى علوم از جمله ریاضیات، حكمت و فلسفه و جفر و علوم دیگر حظى وافر داشت. وى در تهران درگذشت و پیكرش به نجف اشرف منتقل شد. از دیگر آثار و تالیفات وى: «آینه‏ى جهان‏نما»؛ «اسرارالانوار» فى مناقب الائمه‏ى اطهار (ع)؛ «براهین العجم فى قوانین المعجم»؛ «جنگ فى التواریخ» و «دیوان» اشعار.[1] (بخش 1) (میرزا) محمدتقى بن (ملا) محمدعلى كاشانى ملقب به لسان‏الملك و متخلص به سپهر، نویسنده و مورخ عهد قاجارى (ف. 1297 ه.ق.). وى پس از تحصیل مقدمات علوم قدیم به شعر و عروض و قافیه پرداخت، و در جوانى از كاشان به تهران آمد و به خدمت صبا ملك‏الشعراى فتحعلى شاه رسید، و به تشویق او به تألیف كتابى در علم قافیه مشغول شد، ولى این امر با فوت صبا (1238 ه.ق.) ناتمام ماند و میرزا تقى به كاشان برگشت. و به خدمت محمود میرزا پسر فتحعلى شاه حكمران كاشان رسید و تخلص سپهر را از او گرفت. در عهد محمد شاه مداح خاص شاه و منشى و مستوفى دیوان شد، و به نوشتن كتاب «ناسخ التواریخ» (كه دوره تاریخ جهان از زمان آدم تا عهد مؤلف است) پرداخت. كتاب قافیه او به نام «براهین العجم» مشهور است. سن وى به هنگام مرگ از 80 سال متجاوز بود.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1296 ش)، نویسنده و استاد دانشگاه. در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در تهران و عراق به پایان برد در سال 1308 ش با دوره‏ى دوم محصلان اعزامى، به اروپا رفت و موفق به اخذ دیپلم در رشته‏ى فلسفه و ادبیات فرانسه و علوم تربیتى شد و از دانشكده‏ى حقوق و ادبیات سوربن لیسانس گرفت و به دریافت شهادتنامه‏ى عالى روانشناسى و جمال‏شناسى نایل شد. در سال 1315 ش به ایران مراجعت كرد و در دانشكده‏ى حقوق و ادبیات به تدریس زبان و ادبیات فرانسه مشغول شد. از آثار وى: «تاریخ ادبیات فرانسه»؛ «خودآموز جدید آلمانى بدون معلم»، به مشاركت دكتر نصراللَّه حریریان؛ «سه تراژدى كلاسیك».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1293 ق)، طبیب، شاعر، مترجم و روزنامه‏نگار. ملقب به حكیم الممالك. پدرش از پیشخدمتان فتحعلى‏شاه و ناصرالدین‏شاه بود. پس از مرگ پدرش، شغل او به میرزا علینقى رسید و او با حفظ این سمت، پس از افتتاح مدرسه دارالفنون در آنجا علم طب را آموخت. در سال 1272 ق ضمن این كه نایب دوم سفارت ایران در فرانسه بود، به تكمیل علم طب پرداخت. پس از مراجعت، از ندیمان و نزدیكان شاه شد و در سال 1284 ق به لقب حكیم الممالكى نایل گردید و همواره با شاه در سفر و حضر همراه بود. حكیم الممالك مدتى به حكومت بروجرد و بختیارى منصوب شد، در سفر دوم ناصرالدین‏شاه به فرنگ، همراه وى بود و بعدها به حكومت اراك و سپس به ریاست كل اداره‏ى معادن منصوب شد. وى شعر را نیكو مى‏سرود و در سفر ناصرالدین‏شاه از تهران به خراسان، مسئول نوشتن سفرنامه‏اى شد كه به «روزنامه‏ى حكیم الممالك» معروف شد. از دیگر آثار وى: «ترجمه‏ى زبده الحكمه» دكتر پولاك.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1289 ش)، پزشك، نویسنده و استاد دانشگاه. پس از پایان تحصیلات ابتدایى، وارد مدرسه‏ى ثروت شد و دوره‏ى تحصیلات متوسطه را در آن مدرسه گذراند. سپس به اروپا رفت و پس از تلاش بسیار از دانشگاه پاریس با درجه‏ى عالى، دانشنامه‏ى دكترى پزشكى در رشته‏ى كالبدشناسى گرفت. سپس به ایران بازگشت و به تدریس در دانشگاه پرداخت. از آثار او: «كالبدشناسى انسانى»؛ «كالبدشناسى بالینى»؛ «كالبدشناسى دستگاه گوارش»؛ «كالبدشناسى موضعى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 667 ق)، حكیم، نویسنده، عارف، ادیب، شاعر، متخلص به افضل. معروف به بابا افضل. ولادت او در مرق بین اصفهان و كاشان اتفاق افتاد. بابا افضل بیشتر در زادگاه خود به اعتكاف، تدریس، تألیف، تحقیق و مباحثه روزگار مى‏گذرانید. نسبت تعلیم خواجه نصیر طوسى با یك واسطه به او مى‏رسد. وى مدتى از عمر خود را به علت رشك حاسدان و سخن‏چینى آنها در زندان گذرانده است كه با توجه به گفته‏هاى صفا حبس وى سخت مورد تردید است شیوه نثر بابا افضل بسیار پخته و به اصول متقدمان نزدیك است. در رسالات خود كوشیده لغات فارسى را به جاى اصطلاحات عربى قرار دهد. وى چند رساله در تصوف و سلوك و حكمت به زبان فارسى دارد با متنى بسیار فصیح. مجموع رسائل وى تحت عنوان «مصنفات بابا افضل» نشر یافته است، این رسایل بیانگر اندیشه‏هاى حكمى و تفكراتى است كه بر نویسنده دست مى‏داده است و همچنین بیان‏كننده مواعظ و حكم و حقایق عرفانى است. مدفن وى در مرق كاشان است. تاریخ وفات وى را به اختلاف 707 ،606 و 664 ق نوشته‏اند كه صحیحتر آن همان است كه در بالا ذكر شد. آثار بسیارى از وى به جا مانده است، از آن جمله‏اند: «المفید للمتسفید»؛ ترجمه‏ى «رساله‏ى نفس» ارسطو؛ «جاودان نامه» یا «جاویدنامه»؛ «ره‏انجام نامه»؛ یا «آغاز و انجام»؛ «انشاء نامه»؛ «مدارج الكمال؛ «ساز و پیرایه شاهان پرمایه»؛ «منهاج المبین»؛ «عرض نامه»؛ «مبادى موجودات نفسانى»؛ «مكتوبات»؛ «رباعیات»؛ «رساله در منطق»؛ ترجمه‏ى «رساله تفاحه»، ارسطو.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1358 -1282 ش)، مدرس، نویسنده و عالم. وى نوه‏ى دخترى سید عبدالحسین لارى بود. در شیراز و اصفهان و مشهد و نجف و قم در محضر برخى از بزرگان درس خواند كه از آن جمله‏اند: آقا شیخ على ابیوردى، شیخ محمدرضا مسجدشاهى، آقازاده خراسانى، میرزاى نائینى، آقاضیاء عراقى و حاج شیخ عبدالكریم حائرى. پس از 1351 ق مقیم شیراز شد. دو تن از شاگردان وى عبارت‏اند از: عبدالرحیم ربانى شیرازى و ناصر مكارم شیرازى. آیةاللَّه ربانى شیرازى عضو مجلس شوراى اسلامى بود كه اكنون درگذشته و آیةاللَّه مكارم شیرازى از اساتید و مراجع فعلى حوزه‏ى قم است. برخى از آثار او عبارت‏اند از: تحریر «تقریرات» استادانش در فقه و اصول؛ و تصحیح و تنقیح برخى از كتب نیاكان خویش مثل «لوامع الانوار العرشیه»؛ «انوار الحقائق» و «تعلیقات مكاسب».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1309 ق)، عالم دینى، مؤلف و مدرس. در شیراز متولد شد و از استادان بزرگ آن شهر علوم رایج را فراگرفت و سپس براى تكمیل تحصیلات فقهى به عراق رفت. در بازگشت به تألیف و تصنیف پرداخت. از آثار او است: «ایقاظ النجعة فى صلاة الجمعة» یا «مروارید غلطان»؛ «المنظومة الكیسائیه»؛ «حرمة الحق اللحیة»؛ «زینب بیگم»؛ «كلمة الحق»؛ «دررالفوائد»؛ «زندگانى حضرت احمد شاهچراغ».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو ح 1279 ش)، نویسنده. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات خود را از مدرسه علمیه شروع كرد و سپس در مدرسه عالى ایران و آلمان و مدرسه سن‏لوئى ادامه داد. آنگاه وارد دوره‏ى نظام شد و دانشكده‏ى افسرى و دانشگاه جنگ را به پایان رساند. وى در مجله «آرتش» و روزنامه «مهر ایران» مقالات اخلاقى و نظامى مى‏نوشت. از آثار وى: «پند و لبخند»، داستانهاى شرقى؛ «دروازه‏هاى ایران قفل است».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع :

سیداشرف الدین قزوینی، معروف به گیلانی، فرزند سید احمد حسینی قزوینی، به سال ۱۲۸۷ هجری قمری در قزوین به دنیا آمده و شش ماه بوده که یتیم مانده و در یتیمی ملک و مال و خانه اش را غصب کرده اند و او دچار فقر و تنگدستی شده است. در جوانی به عتبات رفته و چندی در کربلا و نجف زیسته و بعد سور میهن پرستی او را به ایران کشیده است. سید به قزوین آمده و از آنجا در بیست و دو سالگی به تبریز رفته و با پیری روشن ضمیر آشنا شده است. دوره تحصیلات مقدماتی را در تبریز گذرانده و هیئت و جغرافیا و صرف و نحو و منطق و هندسه و علوم متداول دیگر را آموخته و چندی بعد به گیلان آمده و در رشت اقامت گزیده و از رشتیان نوازش ها و مهربانی ها دیه و نخستین شعرهای خود را همانجا سروده است. سید اشرف در سال ۱۳۲۵ هجری قمری روزنامه ادبی و فکاهی کوچکی به نام «نسیم شمال» در رشت منتشر کرد که تا انحلال مشروطه دایر بود. در سال ۱۳۲۶ که مجلس بمباران و روزنامه ها و انجمن ها برچیده شده، نسیم شمال نیز متوقف گشت و در سال ۱۳۲۷ پس از فتح تهران دوباره انتشار یافت. سید اشرف الدین در سال ۱۳۳۳ به تهران آمد و روزنامه نسیم شمال را در تهران دایر کرد. سیداشرف محبوبترین و معروفترین شاعر ملی عهد انقلاب مشروطه است. وی اشعار فکاهی و انتقادی خود را هر هفته در روزنامه اش چاپ میکرد و به دست مردم می داد. هنگامی که روزنامه فروشان دوره گرد فریاد را سر می دادند و روزنامه را اعلان می کردند، مردم از زن و مرد و پیر جوان و باسواد و بی سواد هجوم می آوردند و روزنامه را دست به دست میگرداندند. در قهوه خانه ها، در سرگذرها و در جاهایی که مردم گرد می آمدند، باسوادها برای بی سوادها می خواندند و مردم حلقه می زدند و روی خاک مینشستند و گوش میداند. نام این روزنامه به اندازه ای بر سرزبان ها بود که همه جا سیداشرف الدین را آقای «نسیم شمال» صدا میزدند. شعرعای سیداشرف الدین هر چند به بلندی سخن گویندگان کلاسیک نمیرسید، اما از حیث ترکیب عبارات و سبک بیان بر بسیاری از اشعار فکاهی و سیاسی آن زمان برتری دارد. قسمتی از اشعار وی، اقتباس یا ترجمه آزدای است از اشعار میرزا علی اکبر طاهرزاده صابر، گوینده قفقازی، که سیداشرف الدین آنها را در اختیار فارسی زبانان آن روز، که تشنه آزادی و خواهان برانداختن رژیم کهنه و فرسوده احتماعی بودند، قرار میداد. دفاع از استقلال ایران و دشمنی با تجاوزکاران بیگانه بزرگترین هدف هنری او بوده است که همه در قالب اشعار گرم و آتشین و با سیک و روش هزل آمیزی که از صابر آموخته بود، نمایش میداد. اشعار اصیل او نیز، که تحت تاثیر مستقیم صابر سروده نشده، پر از طنز خفیف و در عین حال کوبنده است. در این سروده ها وطن فروشان، خیانتکاران و دشمنان آزادی و کلیه کسانی که دریند کشور و مردم نبودند به باد استهزا و ریشختند گرفته شده اند. سیداشرف مردی ساده، مهربان، بخشنده و بی اعتنا به مال دنیا و به تمام معنی حامی و طرفدار طبقات زحمتکس بود، آزادکی و آزاداندیشی این مرد عجیب بود، اندک تعصبی در او نبود. لطایف بسیار به یادداشت، قصه های شیرین میگفت، هر چه می سرود، بدون یادداشت از بر میخواند، در سراسر زندگی مجرد زیست تا سرانجام در سال ۱۳۴۵ هجری قمری شایع شد که وی به بیماری جنون مبتلا شده است. بدین علت با دستاویز او را به تیمارستان برد. چند سالی به حال فقر و تنگدستی و بیماری زنده بود تا در ذیحجه سال ۱۳۵۲ هجری قمری چشم از جهان فروبست.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت : فرانسه   -   قرن : 14 منبع :

زولا. امیل Zola, Emile رمان‌نویس و مقاله‌نویس فرانسوی (1840-1902) زولا از پدری ایتالیایی و مادری فرانسوی در پاریس زاده شد و کودکی را در شهر اکس Aix در جنوب فرانسه که پدر به مناسبت شغلش در آنجا اقامت داشت، گذراند. در هفت سالگی پدر را از دست داد و تا دوازده سالگی در شبانه‌روزی و سپس دبیرستان شهر اکس به تحصیل پرداخت و در آنجا با سزان Cezanne آشنا شد. خانواده زولا پس از مرگ پدر دچار تنگدستی شد و در 1858 شهر اکس را ترک کرد و در پاریس اقامت گزید. امیل پس از به پایان رساندن تحصیلات دبیرستانی در مدرسه سن‌لوئی، خود را برای امتحان در رشته علوم آماده کرد و بر اثر چندبار شکست در امتحانات، دنباله تحصیل را رها کرد. ابتدا در اداره گمرک به کار پرداخت، پس از آن در فوریه 1862 در کانون انتشارات هاشت Hachette مسئولیت توزیع را برعهده گرفت. شغل جدید، زولا را با بزرگان ادب مانند لامارتین و میشله و سنت‌بوو آشنا ساخت. زولا ابتدا طرفدار رمانتیسم بود و به آثارهوگو و موسه و لامارتین علاقه‌مند. آثار نخستین او نیز رنگ رمانتیسم داشت و از احساس شاعرانه برخوردار بود که به هیچ وجه با شیوه نگارش دوره میانسالی او مشابهت نداشت. در 1864 اولین کتاب زولا به نام قصه‌هایی برای نینون Contes a Ninon گوشه‌هایی از زندگی او را در دوره جوانی نشان می‌دهد و با عشق شدید به طبیعت همراه است. این کتاب توجه عده‌ای از منتقدان را به خود جلب کرد. سال بعد کتاب اعتراف کلود La Confession de Claude (1865) انتشار یافت. در این هنگام زولا از رمانتیسم دست برداشت و به استادان جدیدی چون بالزاک و فلوبر و استاندال روی آورد، اما نوشتن رمانهای مختلف که باهم ارتباط معنوی نداشت، زولا را قانع نمی‌کرد و انتشار کتاب «دیباچه‌ای بر مطالعه علم پزشکی تجربی» اثر کلود برنار Claude Bernard وی را به راهی کشاند که پیوسته در انتظارش بود. پس به فکر نوشتن رمان تجربی افتاد. به سبک رئالیسم عمق و شفافیت خاص بخشید و اساس مکتب ناتورالیسم Naturalism را بنا نهاد. اولین رمانش در شیوه رمانهای تجربی به نام ترز راکن Therese Raquin (1867) در تاریخ مکتب ناتورالیسم نقطه عطفی به شمار آمد. ترز دختر جوانی است که با عمه خود به پاریس می‌رود و با پسرعمه‌اش کامیل ازدواج می‌کند، اما نه از شوهر ضعیف و رنجور خود رضایتی احساس می کند و نه از محیط پاریس چیزی درک می‌کند، تا آنکه میان او و دوست شوهرش عشقی پدید می‌آید و پس از گذراندن روزهای دشوار، به یاری دلدار، شوهر را در دریا غرق می‌کند و ظاهراً مرگ را طبیعی جلوه می‌دهد و از آن پس در همان خانه و اتاق با همسر تازه به سر می‌برد، اما شبح کامیل لحظه‌ای آنان را آسوده نمی‌گذارد و ترز آنی از سنگینی بار جنایت آسوده نمی‌ماند، تا حدی که حرکات و رفتار او در نظر مادرشوهر پیر و افلیج و لالش راز جنایت را فاش می‌سازد، سرانجام نیز دو جنایتکار برای گریز از شبح هولناک در حضور پیرزن دست به خودکشی می‌زنند. زولا در 1873 خود از این رمان نمایشنامه‌ای اقتباس کرد که محبوبیت بسیار یافت. از آن پس زولا روش رمان‌نویسی را با هدفی کاملاً علمی دنبال کرد. در نظر او همچنان که جراح جسم بیمار را می‌شکافد تا بر آن تغییرات لازم را انجام دهد، رمان‌نویس نیز تغییرات عمیق جسمی قهرمانان کتاب خود را باید مورد بررسی دقیق علمی قرار دهد، پس به فکر خلق یک سلسله طولانی رمان تجربی افتاد با عنوان تاریخ طبیعی و اجتماعی خانواده‌ای در زمان امپراتوری دوم که عنوان دیگرش له روگون ماکار Les Rougon-Macquart است، شامل 20 رمان که به تدریج منتشر شد و از برجسته‌ترین آثار مکتب ناتورالیسم به شمار آمد. زولا در نسب‌نامه دو خانواده که در پلاسان Plassans، شهر کوچکی در جنوب زندگی می‌کنند و میان اعضای آنها وصلتهایی صورت می‌گیرد، بسیار تعمق می‌کند و مسأله وراثت را در میان افراد این دو خانواده مورد بررسی قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه اعتیاد به الکل یا ابتلای به بیماری سل در میان فرزندان این دو خانواده رایج می‌شود، چنانکه در نسل سوم خانواده که دارای یازده عضو است چهار بیمار و دو رنجور به وجود می‌آید. زولا چنین نتیجه می‌گیرد که مسأله وراثت که خارج از اختیار بشر و نوعی جبر علمی است، چگونه به فعل و انفعالاتی منجر می‌شود که افراد جامعه‌ای را دچار انحرافات بیشمار روحی می‌سازد؛ رشته اصلی که قهرمانان داستان زولا را که تعدادشان به هزار و دویست می‌رسد، به یکدیگر می‌پیوندد، همین عامل وراثت است. زولا در دیباچه اولین رمان از این سلسله با عنوان ثروتمندی خاندان روگون La Fortune des Rougon، اصل ناتورالیسم را مطرح می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه خانواده روگون در مدتی کوتاه صاحب ثروتی بی‌شمار گشته است. پس از آن تا 1876 شش جلد از این سلسله داستان را منتشر کرد. داستان غذای پس‌مانده La Curee که در 1887 به صورت نمایشنامه و باعنوان رنه Renee برصحنه آمد، با موفقیت بسیار همراه شد. در این اثر زولا غارت اموال ملت را در زمان ناپلئون سوم نشان می‌دهد و جامعه فسادیافته زمان امپراتوری دوم را با توصیفی گویا و تصویری رنگین پیش چشم می‌گذارد. داستان شکم پاریس Le Ventre de Paris (1873) زندگی فقیرانه و پر از رنج کاسبهای کم سرمایه را با واقع‌بینی شدید و صادقانه شرح می‌دهد. بخشهایی از کتاب که در آن بازار سبزی و میوه وصف می‌شود، از پرجاذبه‌ترین بخشهای کتاب به شمار می‌آید. فتح پلاسان La Conquete de Plassans در 1874 انتشار یافت و پلاسان در این اثر همان اکس، شهر کودکی زولاست که با علاقه و دلبستگی فراوان آن را وصف می‌کند. پس از آن یکی از معروفترین رمانهای این سلسله به نام گناه کشیش موره La Faute de l''abbe Mouret در 1875 منتشر شد که در آن تضاد حکومت طبیعی و حکومت مذهبی عرضه می‌شود. در این داستان زولا معایب و غرایز پست جامعه فاسد شده و سودجوییهای مفرط را بی‌پروا فاش می‌سازد. مردی که زولا در محیط سیاست خلق کرده، اگرچه تصویری است مسخره‌آمیز، نمودار واقعیت محض است. این اثر با قلم شاعرانه زولا از برگزیده‌ترین آثار او به شمار آمد. هنگامی که زولا سی و شش سال داشت، از قدرت کار عجیبی برخوردار بود و به ناشرش خبر داد که طرح رمان تازه‌ای را ریخته که هنوز نامی برایش در نظر نگرفته است، اما می‌تواند اهمیت آن را پیش‌بینی کند. در واقع نیز رمان که به نام دکه می ‌فروش L’Assommoir در 1877 منتشر شد، از چنان شهرتی برخوردار گشت که زولا را نامدارترین نویسنده عصر خود ساخت و نخستین بار پس از نیم قرن ویکتورهوگو را در درجه دوم شهرت قرار داد و بر کتاب بینوایان او تفوق یافت. در دکه می‌ فروش وصف مناظر پاریس از فراز تپه مونمارتر Montmartre، هیاهوی میخواران که گرداگرد پیشخوانهای می‌فروشی را گرفته‌اند و تصویرهای دوزخی دیگر از قدرتی استثنایی برخوردار است، چنانکه از نفرت و وحشت، زیبایی غیرقابل تصوری پدید می‌آید. زولا با این اثر بر بالزاک نیز تفوق یافت و پس از او کمتر نویسنده‌ای موفق شد که چیزی بر ضخامت ظلمتهای این کتاب بیفزاید. زولا در این دوره خانه‌ای در مدان در حومه پاریس خرید که گروهی از نویسندگان جوان در آن گرد می‌آمدند، از جمله موپاسان، هویسمان Huysmans، هانری سئار Ceard، لئون هنیک Hennique و پول آلکسی Alexis که همه خود را پیرو مکتب ناتورالیسم خواندند، همین گروه در 1880 مجموعه داستانهای شبهای مدان Les Soirees de Medan را منتشر کردند که شامل شش داستان کوتاه از این شش نویسنده بود، از آن جمله داستان گلوله پیهی Boule de suif اثر موپاسان که موجب شهرت او گردید. داستان زولا حمله آسیا L’Attaque du Moulin نام داشت که از خاطرات جنگ 1870 مایه گرفته و توصیف ساده مناظر زیبا و عاشقانه‌ای است که بر اثر جنگ دچار ویرانی و قتل و غارت شده بود. این داستان را از بهترین داستانهای زولا شناخته‌اند. زولا در 1879 نهمین داستان از سلسله رمان روگون ماکار را به نام نانا Nana انتشار داد که به محض انتشار موفقیت عظیمی به دست آورد. داستان نانا بیشتر تصویر جامعه‌ای تباه شده است تا وصف عشق و دلدادگی. زولا، به قهرمانان کتاب برجستگی و واقعیت پرجاذبه‌ای می‌بخشد، چنانکه خواننده در پشت چهره‌های داستانی، اشخاص واقعی را به خوبی می‌بیند و همین امر در توفیق کتاب مؤثر بوده است. که به رغم پیروزی جاودانی و برجستگی خاص مورد حمله سخت نیز قرار گرفت. کسانی که دکه می‌فروش را به سبب نشان دادن معایب و فساد اخلاق محیطهای کارگری ستوده بودند، نانا را که ضعف و انحطاط طبقه بالای جامعه را نشان می‌داد، مورد اعتراض قرار دادند، زولا به همه غوغاها و ایرادها پاسخ داد. در 1882 کتاب دیزی Pot-Bouille انتشار یافت. مقصود از دیزی دیگ ثروتمندان است. زولا برای هجو کردن آداب و رسوم کاسبهای پولدار، خانه‌ی ظاهراً مجللی را در یکی از کوچه‌ها برگزید و درون آن را در معرض تماشا گذارده است، دیوارها را شفاف ساخته و رازها را از پشت آن بیرون کشیده و هیاهوی خانواده‌ها و پخت و پز روزانه و آمد و رفتهای فریبکارانه را نشان داده است. زولا به کسانی که در این کانونها ادعای نیکبختی دارند، خطاب می‌کند و می‌گوید: «شما دروغ محض هستید و در دیگ شما چیزی جز کثافت و فساد پخته نمی‌شود.» این داستان نیز اعتراض فراوان به همراه آورد. در طی دو سال پس از آن زولا دو کتاب از سلسله رمان خود را منتشر کرد به نام کامروایی زنان Au Bonhenr des Dames (1883) و شادی زیستن La Joie de Viver (1884) که موضوع هردو به مسائل روزانه ارتباط می‌یابد. زولا با انتشار کتاب ژرمینال Germinal یکی از قویترین جنبه‌های نظریه خود را درباره سوسیالیسم عرضه می‌کند. ژرمینال سیزدهمین کتاب از سلسله رمان له روگون-ماکار و یکی از معروفترین آثار زولاست. در ژرمینال زندگی نکبت‌بار کارگران معدن پیش چشم گذارده شده است، کارگرانی که در زیر بار استخراج معدن خرد شده‌اند و با مزد ناچیز و گرسنگی، در وضع پریشانی به سر می‌برند، فساد بر سراسر زندگیشان حکمفرما می‌شود و از شدت تیره‌روزی به الکل و زن پناه میبرند و به سبب آنکه اربابها قصد دارند که از مزدشان کسر کنند، به اعتصاب روی می‌آورند، چندین ماه از کار دست می‌کشند و سرانجام بر اثر سرما و گرسنگی، اعتصابشان به شکست منتهی می‌شود، به قوای انتظامی تسلیم می‌شوند و به دوزخ معدن بازمی‌گردند. ژرمینال انعکاس عظیمی داشت و از چنان قدرتی برخوردار بود که منتقدان جز در ستایش آن لب نگشودند. ژرمینال زولا را از بزرگترین نویسندگان همه عصرها ساخت. سال بعد در 1886 اثر Oeuvre منتشر شد که موجب رنجش سزان گردید که وجود خود را در چهره قهرمان کتاب می‌دید، زولا در 1887 در زمین La Terre، از سلسله رمان خود، با لحنی خشونت‌بار از دهقانانی که برای علاقه به زمین از کشتار و خیانت روگردان نیستند، سخن گفته است. وصف صحنه‌های ننگین و قبیح، توفانی از مخالفت برپا کرد، حتی از جانب طرفداران زولا بیانیه‌ای انتشار یافت که او را از استادی و پیشوایی خود خلع کردند. زولا در همین سال به جبران خشونت گذشته، به لطف و نرمی گرایید و کتاب رؤیا Le Reve را انتشار داد. زولا کم‌کم از سلسله رمان له روگون-ماکار، احساس خستگی کرد و سه رمان دیگر در این سلسله انتشار داد و به آن پایان بخشید. هریک از رمانهای این سلسله مستند است و از ارزش مدارک کاملاً مستقلی برخوردار که در مجموع بینشی دقیق را درباره محیط اجتماعی نشان می‌دهد. زولا علاوه بر سلسله رمان له روگون-ماکار دو سلسله دیگر انتشار داد که یکی از آنها مجموعه سه شهر Les Trois Villes است درباره لندن، رم و پاریس. در پنجم اکتبر 1894 بود که آلفرد دریفوس Dreyfus، افسر فرانسوی یهودی به اتهام خیانت توقیف و تبعید شد و فرانسویان، گروهی به موافقت و دسته دیگر به مخالفت با او برخاستند. موضوع رنگ سیاسی گرفت و به اختلاف میان سلطنت‌طلبان و طرفداران کلیسا و جمهوریخواهان کشیده شد که سرانجام به جدا شدن دین و سیاست از یکدیگر در کشور فرانسه منجر گشت. زولا کار ادبی را کنار گذاشت و در قضیه دریفوس شرکت کرد. در پنجم نوامبر 1897 اولین مقاله را درباره کار دریفوس انتشارداد و به دنبال آن نامه‌ای سرگشاده به رئیس دادگاه با عنوان من متهم می‌کنم J’accuse فرستاد و توجه توده مردم را به این کار جلب کرد و با شهامت قابل تحسین و ارائه مدارک، بیگناهی دریفوس را اعلام کرد ونشان داد که دادرسی بسیار سنجیده انجام گرفته است، همین نامه موجب شد که زولا به یک سال حبس و پرداخت جریمه محکوم شود، پس به انگلستان رفت و برای اعاده دادرسی به فرانسه بازگشت، اما دریفوس از طرف دادگاه نظامی مقصر شناخته شد. زولا نفرت و تحقیر خود را در مقاله‌های گوناگون ابراز کرد، سرانجام دریفوس در 1900 تبرئه گشت و اعاده حیثیت و به دست آوردن حقوق سابق وی تا 1906 به طول انجامید. زولا قهرمان اصلی این پیروزی بود و به مردم نشان داد که شهامتش از هنرش کمتر نیست. آخرین سلسله رمان زولا اناجیل اربعه Quatre Evangiles است که آخرین داستان آن پس از مرگش در 1903 انتشار یافت. زولا در بیستم سپتامبر 1902 در پاریس مستقر گشت و در آپارتمان سردش بر اثر مسدود شدن لوله بخاری، به اختناق دچار شد که هیچگونه درمانی سودمند نیفتاد. مراسم تشییع وی در میان گروه عظیمی از مردم انجام گرفت و شش سال بعد جسدش به پانتئون Pantheon انتقال یافت. مکتب ناتورالیسم در اواخر زندگی زولا قدرت خود را از دست داد، اما سرنوشت آثار زولا به این مکتب بستگی کامل ندارد، زیرا وی در هنر رمان‌نویسی ابتکارهای جالب توجهی به کار برده و در تصویر اجتماع استعدادی بی‌نظیر و استثنایی نشان داده است. آثار زولا با آنکه بر جنبه‌های علمی زیست‌شناسی و مسأله توارث و جبر علمی متکی است، از جنبه‌های شاعرانه و تغزلی و صور ذهنی خارق‌العاده نیز سرشار است. نفوذ زولا و مکتب ناتورالیسم او در نویسندگان ملل مختلف قرن بیستم انکارناپذیر است

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خواجه جلال الدین (یا شمس الدین) محمد بن محمد بن محمود الحافظ البخاری از بزرگان سلسله نقشبندیه و از اصحاب و خلفای خواجه بهاءالدین محمد نقشبند و از رجال معروف و منتقد دوران تیموری است. او به سال ۷۶۵ در بخارا زاده شد و چون از پیشروان نقشبندیه بود با عنوان خواجه خوانده شد و لقب پارسا را پیر و مرشدش خواجه بهاءالدین به او داد. خواجه محمد از عالمان جامع معقول و منقول بود و پس از مرگ خواجه بهاءالدین تا مدتی ریاست نقشبندیان با او بود. وی در سال ۸۲۲ در هنگام بازگشت از مکه در مدینه در گذشت و در همانجا مدفون شد. از خواجه پارسا آثار متعددی به فارسی در شرح مسایل عرفانی بنابر طریقت نقشبندیان باقی مانده است که معروفترین آنها عبارتند از: فصل الخطاب- کتابی در شرح کقامات خواجه بهاءالدین نقشبند بنام انیس الطالبین و عده السالکین- رساله قدسیه- کتاب تحقیقات- تفسیر سوره فاتحه الکتاب- رساله کشفیه- شرح فصول الحکم و جر آن. همه این آثار به نثر خوب و روان پارسی نوشته شده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 19 منبع :

زندگی فیودور میخائیلوویچ فرزند دوم خانواده داستایوسکی در ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. در ده سالگی والدینش مزرعه‌ای کوچک در حومه شهر تولا در نزدیکی مسکو خریدند که از آن به بعد تابستان‌ها را در این مکان می‌گذراندند. در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسهٔ شبانه‌روزی منتقل شدند و سه سال آنجا ماندند. در پانزده سالگی مادرش از دنیا رفت. در همان سال امتحانات ورودی دانشکدهٔ مهندسی نظامی را در پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در زانویه ۱۸۳۸ وارد دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ خبر فوت پدرش به او رسید. در ۱۸۴۳ با درجه افسری از دانشکده نظامی فارغ‌التحصیل شد و شغلی در ادارهٔ مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. تا تابستان ۱۸۴۴ سهم ارث پدریش به موجب ولخرجی‌های مختلف به اتمام رسید. اوژنی گرانده اثر بالزاک را ترجمه کرد. در همین سال از ارتش استعفا داد. در زمستان ۱۸۴۴-۱۸۴۵ رمان کوتاه مردم فقیر را نوشت که بدین وسیله وارد محافل نویسندگان بزرگ روسی شد و برای خود شهرتی کسب کرد. در طی دو سال بعد داستان‌های همزاد، آقای پروخارچین و خانم صاحبخانه را نوشت. در سال ۱۸۴۹ توسط پلیس مخفی به جرم براندازی دستگیر شد. دادگاه نظامی برای او تقاضای حکم اعدام کرد که در ۱۹ دسامبر مشمول تخفیف شد و به چهار سال زندان و سپس خدمت در لباس سرباز ساده تغییر یافت. در زمان تبعید و زندان حملات صرع که تا پایان عمر گرفتار آن بود بر او عارض گشت. در ۱۵ فوریه ۱۸۵۴ از زندان بیرون آمد تا دورهٔ بعدی مجازاتش را در لباس سرباز عادی طی کند. به عنوان مأمور خدمت در گردان هفتم پیاده نظام سیبری به سمیپالاتینسک اعزام شد. در ۶ فوریه ۱۸۵۷ بعد از دو سال عشق جانفرسا با «ماریا دیمیتریونا» بیوهٔ یک کارمند گمرک ازدواج کرد.در بهار ۱۸۵۹ استعفایش از ارتش پذیرفته شد و توانست به نزدیکی مسکو نقل مکان کند. دو داستان خواب عموجان و دهکدهٔ اشپیانچیکوو را نوشت و به چاپ رسانید. عرض‌حالی برای الکساندر دوّم فرستاد و بدین وسیله اجازه یافت به پترزبورگ برود. در نشریه‌ای که برادرش منتشر می‌کرد ‐ «ورمیا» ‐ شروع به روزنامه‌نگاری کرد. از ژوئن تا اوت ۱۸۶۲ به اروپا سفر کرد. داستانی به نام ماجرای بی‌شرمانه را در «ورمیا» به چاپ رسانید. در ماه ژوئن ۱۸۶۳ «ورمیا» تعطیل شد. قسمتی از تابستان و پاییز ۱۸۶۳ را با معشوقش در اروپا گذراند. در ۱۰ ژوئیه ۱۸۶۴ «میخاییل داستایوسکی» برادر بزرگش درگذشت. در ۱۶ آوریل ۱۸۶۴ ماریا دیمیتریونا درگذشت. در فاصله سال های ۶۴-۱۸۶۲ کتاب‌های خاطرات خانه مردگان و آزردگان را به چاپ رسانید. در ۱۸۶۶ جنایت و مکافات را نوشت و در اکتبر همان سال رمان قمارباز را در ۲۶ روز نوشت این کار با تندنویسی «آنا گریگوریونا» انجام شد. در ۱۵ فوریه ۱۸۶۷ با آنا ازدواج کرد و در آوریل همان سال با همسرش به اروپا سفر کرد و تا تابستان ۱۸۷۱ به روسیه بازنگشت. در این سفر بارها پول خود را در قمار از دست داد. سال اول سفر را در سوئیس و سال دوم را در ایتالیا و دو سال آخر را در دِرِسدِن گذراند. در فوریهٔ سال ۱۸۶۸ دخترش «سوفیا» به دنیا آمد که بیشتر از سه ماه زنده نماند. نوشتن ابله را در ژانویه ۱۸۶۹ در فلورانس به پایان رسانید و همیشه شوهر را در پاییز همان سال در درسدن نوشت. در ماه سپتامبر ۱۸۶۹ دختر دومش به نام «لیوبوف» به دنیا آمد. در ژوئبه ۱۸۷۱ نوشتن جن‌زدگان را به پایان رسانید. در تابستان همان سال پسرش به نام «فدیا» به دنیا آمد. در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجلهٔ «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد. جوان خام را در زمستان ۷۵‐۱۸۷۴ نوشت که در طول سال ۱۸۷۵ در مجله «اوتچستیه زابیسکی» انتشار یافت. «آلیوشا» آخرین فرزندش در ماه اوت ۱۸۷۵ به دنیا آمد که در سه سالگی بر اثر حمله صرع در گذشت. یادداشت‌های روزانهٔ نویسنده را طی سال‌های ۷۷‐۱۸۷۶ به همین نام در روزنامه منتشر کرد. برادران کارامازوف در طول سال‌های ۷۹‐۱۸۸۰ به تدریج در «روسکی وستنیک» منتشر شد . در جشن سه روزه بزرگداشت پوشکین در پی سخنرانیش به اوج شهرت و افتخار در زمان حیاتش رسید و سرانجام در اواخر ژانویه سال ۱۸۸۱ در اثر خونریزی ریه درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت : انگلستان   -   قرن : 17 منبع :

ایزاک نیوتن که در روز 25 دسامبر 1642 یعنی سال مرگ گالیله متولد شد از خانواده ای است که افراد آن کشاورز مستقل بودند و مجاور دریا در قریه وولستورپ می زیستند نیوتن قبل از موعد متولد شد و زودرس به دنیا آمد و چنان ضعیف بود که مادر گمان برد او حتی روز اول زندگی را نتواند به پایان برد پدرش نیز در عین حال اسحق نام داشت و در 30 سالگی و قبل از تولد فرزندش در گذشت. پدرش مرد ضعیف، با رفتار غیر عادی زودرنج و عصبی مزاج بود مادرش هانا آیسکاف زن خانه داری بود صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت ، آیزاک در دوره کودکی شادی نداشت او سه ساله بود که مادرش با کشیش مرفهی با سنی دو برابر سن خود ازدواج کرد جدایی از مادر ظاهراٌ سخت بر شخصیت او اثر گذاشت و تقریباٌ مسلم است که رفتار بعدی وی نسبت به زنان را نیز شکل داد نیوتن هیچگاه ازدواج نکرد اما یک یا دو بار نامزد کرد به نظر می آمد که تمرکز او منحصراٌ روی کارش بود نه سالی که نیوتن در وولستورپ جدا از مادر گذرانید برای وی سالهای دردناکی بود داستانهایی بر سر زبان است که نیوتن جوان از قبه کلیسا بالا می رفت تا نورث ویتام ده مجاور را که مادرش اینک در آن زندگی می کرد، از دور ببیند آموزش ابتدایی رسمی را نیوتن در دو مدرسه کوچک گذراند که هر دو برای رفت و آمد روزانه به خانه او نزدیک بودند چنین به نظر می رسد که اول بار دایی او متوجه شد که در نیوتن استعدادی مافوق کودکان عادی وجود دارد. بدین ترتیب دایی او مادر را مجاب کرد که کودک را به دانشگاه کمبریجکه خودش نیز از شاگردان قدیمی این دانشگاه بود بفرستد مادر نیوتن قصد داشت وی را در خانه نگهدارد تا در کارهای مزرعه به او کمک کند در این هنگام نیوتن 15 ساله بود کمبریج در آن زمان دیگر آکسفورد را از مقام اولی که داشت خلع کرده به قلب پیوریتانیسم انگلیس و کانون زندگی روشنفکری آن کشور بدل شده بود. نیوتن در آنجا مانند هزاران دانشجوی دیگر دوره کارشناسی، خود را غرق مطالعه آثار ارسطو و افلاطون می کرد نیوتن در یکی از روزهای سال 1663 یا 1664 شعار زیر را در کتابچه یادداشت خود وارد کرد. افلاطون دوست من و ارسطو هم دوست من است، اما بهترین دوست من حقیقت است او از کارهای دکارت در هندسه تحلیلی شروع کرده سریعاٌ تا مبحث روشهای جبری پیش آمده بود در آوریل 1665 که نیوتن درجه کارشناسی خود را گرفت، دوره آموزشی او که می توانست چشمگیرترین دوره در کل تاریخ دانشگاه باشد بدون هیچگونه شناسایی رسمی به اتمام رسید. در حدود سال 1665 مرض طاعون شیوع یافت و دانشگاه دانشجویان خود را مرخص کرد نیوتن به زادگاه خود مراجعت کرد همین موقع بود که هوش و استعداد نابغه بزرگ آشکار گشت زیرا تمام کتابها و جزوه های خود را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده نماید در این هنگام نیوتن بیش از 22 سال نداشت ولی بیش از ارشمیدس و دکارت در باره معرفت ساختمان جهان دقیق شده بود نیوتن ضمن دو سالی که در وولستورپ بود حساب عناصر بی نهایت کوچک قانون جاذبه عمومی را کشف کرد و تئوری نور را بنیان گذاشت این داستان که سقوط سیبی از درخت نیوتن را به فکر کشف جاذبه عمومی انداخته است به نظر درست می آید او از آن لحظه این پرسشها را برای خود مطرح کرد: چرا سیب به پایین و نه بالا سقوط می کند؟ و چرا ماه بر زمین نمی افتد؟ این اندیشه ها بعدها او را به کشف قانون نیروی گرانش رهنمون شدند هنگامی که نیوتن چندین سال بعد پاسخ این پرسش را توانست بیابد در واقع یکی از قانونهای فیزیک راکشف کرده بود که بر تمام عالم حکمفرماست قانون نیروی گرانش او پس از شیوع طاعون و بازگشت به ملک مزروعی مادرش، طی 18 ماه به آگاهیها و کشفهایی بیش از آنچه که دانشمندان دیگر در طول عمر خود دست می یابند، دست یافت او در این مدت ساخت و ساز قانون نیروی گرانش را آغاز کرد او در باره نور و رنگهای آن پژوهش کرد دلیل جزر و مد را کشف کرد قوانین و حرکات بخصوصی را به درستی تشخیص دادو معادله هایی برای آن نوشت که بعدها اساس و بنیان دانش مکانیک شد در مورد نیروی گرانش نیوتن معتقد بود که نه تنها زمین چنین نیروی گرانشی دارد بلکه تمام اجسام و اجرام چنین خصوصیتی دارند روزی که او منشوری را در دست گرفت واجازه داد تا پرتو نور خورشید از میان آن بتابد او با این کار کشف کرد که نور سفید به هنگام ورود به منشور شیشه ای منحرف می شود و به 7 پرتو نور اصلی با رنگهای گوناگون تجزیه می شود آنها رنگهای رنگین کمان هستند که طیف یا بیناب نامیده می شوند و عبارتند از: سرخ، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش او تمام این کشفیات را در یک دوره زمانی 18 ماهه به انجام رسانید بالاخره طاعون ریشه کن شد و او به لندن برگشت تا تحصیلات خود را به پایان برساند او 3 سال پس از آن را صرف کاوش و پژوهش در ماهیت و طبیعت نور کرد او همچنین نخستین دوربین نجومی آیینه ای را ساخت تلسکوپ آیینه ای رصد خانه مونت پالومار در کالیفرنیا نیز، که آیینه آن 5 متر قطر دارد بر اساس اصول و قواعد نیوتن بنا شده است. نیوتن در اثر مطالعات فراوان مبتلا به ناراحتی عصبی شد از دو ناراحتی عصبی مه نیوتن پیدا کرد اولی ظاهراٌ در سال 1678 و دومی در سال بعد از فوت مادر او بود در این دره وی مدت 6 سال از هر گونه مکاتبه مربوط به تلاشهای ذهنی دست کشید به هر صورت عالم کیهانی بود. دوران مابین 1684 و 1686از نظر تاریخ فکری بشر مقام ارجمندی دارد در این دوران هالی توانست با تدبیر بسیار نیوتن را وادارد که اکتشافات خویش را در نجوم و علم حرکات به منظور انتشار تدوین کند و نیوتن نیز به این کار رضایت داد در سال 1686 در 45 سالگی قانون جاذبه زمین و سه قانون در باره حرکت را در کتابش مه به زبان لاتین نوشته شده بود با خرج هالی منتشر کرد نیوتن به مطالعات عظیم دیگری پرداخت که حتی امروزه نیز کامل نشده است و آن اینکه با به کار بردن قوانین علم الحرکات و قانون جاذبه عمومی فرورفتگی زمین را در دوقطب آن که نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه درصدد برآمد سیر تکامل تدریجی سیاره را مورد مطالعه قرار دهد. نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان به دست آورد و نیز ثابت کرد که هر جسم تو خالی که به سطوح مروی متحدالمرکز و متجانس محدود شده باشد نمی تواند هیچگونه نیرویی بر اجسام با ابعاد کوچک که در نقطه غیر مشخصی در داخل آن قرار داشته باشند اعمال کند نیوتن در پاییز سال 1692 هنگامیکه به 50 سالگی رسید نزدیک می شد به سختی مریض و بستری شد به طوریکه از هر گونه قوت و غذایی بیزار شد و دجار بی خوابی مفرط گردید که به تدریج به بی خوابی کامل تبدیل شد خبر کسالت شدید نیوتن در قاره اروپا انتشار یافت. لیکن بعد از آنکه خبر بهبودی او را دادند دوستانش شادمان گردیدند. حکمت بریتانیا به منظور قدردانی از خدمات این دانشمند برگ یک منصب بسیار بالای دولتی به وی اعطاء کرد و او در سال 1700 میلادی به عنوان خزانه دار کل سلطنتی منصوب شد منصبی که تا آخر عمرش آن را حفظ کرد در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز اتنخاب شد در سال 1705 علیا حضرت ملکه (ملکه انگلستان) به وی عنوان سر اعطاء کرد و به احتمال قوی اعطای این افتخار بیشتر به مناسبت خدمات او در ضرب مسکوکات بوده است تا به علت تقدم فضل او در معبد عقل و کمال. وی چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی طولانی گذشته اش از آن این خلاصه را بدست داد: من نمی دانم به چشم مردم دنیا چگونه می آیم اما در چشم خود به کودکی می مانم که در کنار دریا بازی می کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر منعطف می کند در حالیکه اقیانوس بزرگ حقیقت همچنان نامکشوف مانده در جلوی او گسترده است آخرین روزهای زندگی وی تاثر برانگیز و از جنبه انسانی قوی و عمیق بوده است اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند لیکن بردباری بسیاری که در مقابل درد و شکنجه دائمی دو سه سال اخیر زندگانی خویش نشان داد شکوفه های دیگری بر تاج گلی که بر فرق او قرار دارد می افزاید. در آخرین روزهای زندگی از درد جانگداز آسوده بود در نهایت آرامش در 20 مارس 1727در 84 سالگی در لندن در گذشت و با عزت و شرف بسیار در وستمینستر آبی به خاک سپرده شد برای قدردانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیده اند بدون تردید می توان گفت در تاریخ بشریت نامی از مافوق نیوتن وجود نداشته و هیچ اثری از لحاظ عظمت و بزرگی مانند کتاب(اصول) او نخواهد بود

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

206 سال پيش در روز 24 ژوييه سال 1802 ميلادي الكساندر ديوي دولا پايوتوري در شهر ويه - كوتوره متولد شد ، او بعدها به نام الكساندر دوما به عنوان يكي از بزرگترين نويسندگان فرانسه و جهان شهرت يافت. الكساندر در سن 4 سالگي پدرش را از دست داد و به دليل عدم توانايي مالي مادرش از امكان انجام تحصيلات عالي بازماند. او از اوان كودكي ناگزير به كار كردن شد. الكساندر دوما در سال 1822 ميلادي در جستجوي يك زندگي بهتر به پاريس رفت. «قلم شيوايش» موجب شد تا در دفاتر دوك دو اورلئان استخدام شود. از همان زمان او نوشتن مقاله هايي را در روزنامه ها آغاز كرد سپس به سرودن اشعار پرداخت كه موفق به چاپ آنها شد. اما موفقيت الكساندر دوما از سال 1829 ميلادي با نوشتن «هانري سوم و دربارش» ، يك درام تاريخي آغاز گشت كه با استقبال فراواني روبه رو شد. اين نمايشنامه توسط كمدي فرانسز روي صحنه رفت و دوما از آن پس به چهره شناخته شده اي در تئاتر رمانتيك تبديل شد. اين موفقيت او را به شهرت و ثروت رساند. الكساندر دوما سپس نمايشنامه هاي ديگري از جمله «خاطرات آنتوني» ، «ايزابل دو باوير» ، «برج نسل» ، «كاليگولا» ، «كين» را نوشت. سپس ، الكساندر دوما ضمن ادامه به نمايشنامه نويسي به نوشتن روزشمارهاي تاريخي ، خاطرات سفرهايش و به ويژه رمان پرداخت. از سال 1840 ميلادي ، الكساندر دوما در نوشتن رمان پركارتر شد و در طول حيات خود نزديك به 80 رمان را منتشر كرد. از معروفترين رمان هاي الكساندر دوما مي توان به «سه تفنگدار» ، «كنت دومونت كريستو» ، «بيست سال بعد» ، «ويكونت دوبراژلون» ، «ملكه مارگو» ، «شواليه مزون روژ» ، «موهيكان هاي پاريس» ، «مردي با نقاب آهنين» و ده ها رمان ديگر اشاره كرد. الكساندر دوما زندگي پرفراز و نشيبي داشت. او سرانجام در پي يك حادثه نيمه فلج شده و در خانه پسرش «الكساندر دوما پسر» اقامت مي كند. الكساندر دوما در روز 5 دسامبر سال 1870 ميلادي در خانه پسرش دارفاني را وداع مي گويد. به اين ترتيب ، در روز 24 ژوييه سال 1802 ميلادي الكساندر ديوي دولا پايوتوري در شهر ويه - كوتوره فرانسه متولد شد. او بعدها به نام الكساندر دوما به عنوان يكي از بزرگترين نويسندگان فرانسه و جهان شهرت يافت. ده ها ميليون نفر به اغلب زبان هاي جهان آثار و رمان هاي او را خوانده و از خواندن آنها لذت برده اند و هنوز رمان هاي الكساندر دوما براي خوانندگان امروزي از جذابيت فراواني برخوردار هستند. در سال 2002 ميلادي ، دولت فرانسه به مناسبت دويستمين سالگرد تولد الكساندر دوما بقاياي جسد او را در عمارت پانتئون پاريس محل دفن مفاخر ملي فرانسه جاي داد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت : آمریکا   -   قرن : 20 منبع :

ریچارد فیلیپس فاینمن (۱۱ مه ۱۹۱۸، نیویورک - ۱۵ فوریه ۱۹۸۸، کالیفرنیا^) از تأثیرگذارترین فیزیکدان‌های آمریکایی قرن بیستم بود. وی نظریهٔ الکترودینامیک کوانتومی را تا حد زیادی گسترش داد. او همچنین مدرسی تأثیرگذار، نوازندهٔ غیرحرفه‌ای موسیقی و از بسیاری جهات فردی خاص و آزاداندیش به‌شمار می‌آمد. وی در پروژهٔ ساخت بمب اتم مشارکت داشت و بعدها یکی از افراد گروهی بود که به بررسی واقعهٔ انفجار فضاپیمای چلنجر پرداخت. ریچارد فینمن در سال ۱۹۵۹ در انجمن فیزیک آمریکا در سخنرانی مشهور خود به بررسی بعد رشد نیافتهٔ علم مواد پرداخت و توجه دانشمندان را به توانایی بشر برای دست کاری مواد در مقیاس اتمی جلب نمود. سخنرانی که می‌توان آنرا اولین بحث در زمینه فناوری نانو دانست. وی در سال ۱۹۶۵ بدلیل پژوهش‌هایش در زمینهٔ الکترودینامیک کوانتومی، جایزه نوبل فیزیک را به همراه جولیان شووینگر و شین-ایچیرو تومونگا دریافت کرد. همچینین وی به دلیل ماجراجویی‌های فراوانش که در کتاب‌های حتماً شوخی می‌کنید آقای فاینمن؟ و چه اهمیتی می‌دهید که مردم دیگر چه فکر می‌کنند؟ به تفصیل راجع به آنها صحبت شده، مشهور است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

مترجم، مورخ. تولد: 1291، سارى. درگذشت: 15 فروردین 1369. غلامعلى وحید، فرزند مصطفى، در اوایل كودكى پدرش را از دست داد و پس از پایان دوره‏ى شش ساله‏ى ابتدایى در سارى به تهران رفت و متوسطه را در دارالنون خواند و پس از فراغت از تحصیل دانشگاهى در وزارت امور خارجه وارد خدمت شد. شش سال در لندن در سفارت ایران كار مى‏كرد. پس از آن در تهران نخست به معاونت و پس از آن به كفالت اداره‏ى عهود و امور حقوقى وزارت امور خارجه دست اندر كار شد. آنگاه در كشورهاى آمریكا و هندوستان و انگلستان ریاست اداره‏ى پنجم سیاسى و سركنسولى ایران در بمبئى و وزیر مختار ایران در لندن را عهده داشت و سپس در هندوستان و بعد از آن، اندونزى به سفارت ایران مشغول شد. تألیفات عهده وى به این شرح است: اقتصاد ملى (1316)؛ ایران و قضیه ایران (لرد كرزن)؛ بحثى چند درباره‏ى انقلابیون این عصر (اثر هرولد ج. لسكى، 1331)؛ تاریخ اروپا از انقلاب كبیر فرانسه تا هیتلر (هربرت فیشر، 1324 -1319)؛ تاریخ ایران از ابتداى قرن 19 تا سال 1858 م. (رابرت كرنت والس، 1341)؛ تاریخ هردوت (1324)؛ تمدن غرب در شرق نزدیك (هانس كن، 1316)؛ خواستن توانستن است (امیل پش، 1313)؛ دیپلمات (ژول كامبون، 1324)؛ راهنماى عهود و عهدنامه‏هاى تاریخى ایران (1341)؛ رستاخیز (لئون تولستوى، 1312)؛ قرارداد 1907 م. بین روس و انگلیس (1328)؛ مازندران و استرآباد (ه. ل. رابینو، 1327)؛ ممالك متحده آمریكا (1324)؛ موسولینى (1317)؛ هند یا سرزمین اشراق (1335)؛ هیتلر (1316). از فضلا و دانشمندان و محققین تاریخ، در 1290 ش متولد شد. تحصیلات ابتدائى متوسطه و عالى را در تهران باتمام رسانید و درجه‏ى لیسانس در علم حقوق و علوم سیاسى گرفت و در 1315 در وزارت امور خارجه استخدام شد. پس از طى مقدمات ادارى دبیر سوم سفارت ایران در لندن گردید و سپس به معاونت اداره عهود و حقوقى منصوب شد. چندى هم كفالت و ریاست اداره ششم وزارت امور خارجه را عهده‏دار بود تا به رایزنى سفارت ایران در امریكا برگزیده شد. سایر مشاغل وى به ترتیب عبارتند از: رئیس اداره پنجم سیاسى، رئیس اداره تابعیت، سركنسول در بمبئى، رئیس اداره چهارم سیاسى، وزیر مختار در لندن، عضو شوراى عالى سیاسى، ریاست اداره عهود و حقوقى. آنگاه به سفیر كبیرى ایران در اندونزى منصوب شد و مدتى هم سفارت ایران را در هندوستان عهده‏دار بود. پس از بازگشت از هندوستان بازنشسته شد و به كار نویسندگى و ترجمه پرداخت. قسمتى از آثار چاپ شده‏ى ایشان بشرح زیر است: اقتصاد ملى و سیاست اقتصادى ایران، قرارداد 1907 روس و انگلیس راجع به ایران، هند یا سرزمین اشراق، نامه‏هاى تاریخى ایران. از ترجمه‏هاى ایشان مى‏توان كتب زیر را نام برد: تاریخ ایران در قرن نوزدهم تألیف ه.ل. فیشر، تاریخ هرودوت، كتاب مازندران و استرآباد رابینو، تاریخ ایران در قرن نوزدهم تألیف واتسن. دكتر غلامعلى وحید مازندرانى در 1366 درگذشت. (1369 -1291 ش)، نویسنده و مترجم. در سارى به دنیا آمد. پس از پایان دوره ابتدایى به تهران آمد و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند و در 1314 ش از دانشكده حقوق تهران فارغ‏التحصیل شد و سپس به خدمت وزارت امور خارجه درآمد. وى به زبان‏هاى فرانسه و انگلیسى آشنایى داشت. او در تهران ابتدا به معاونت و بعد به كفالت اداره‏ى عهود و امور حقوقى وزارت امور خارجه مشغول شد و پس از آن در واشنگتن، بمبئى، لندن، هندوستان و اندونزى عهده‏دار مشاغلى گردید. از آثار وى: «اقتصاد ملى»؛ «راهنماى عهود و عهدنامه‏هاى تاریخى ایران»؛ «ممالك متحده‏ى آمریكا»؛ «موسولینى»؛ «هند یا سرزمین اشراق». از آثار ترجمه‏ى وى: «بحثى چند درباره‏ى انقلابیون این عصر»؛ «تاریخ هردوت»؛ «تاریخ اروپا از انقلاب كبیر فرانسه تا ظهور هیتلر»؛ «تاریخ ایران در قرن نوزدهم»؛ «تمدن غرب در شرق نزدیك»؛ «خواستن توانستن است».[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1300 ش)، موسیقیدان و نمایشنامه نویس. وى پس از طى كردن تحصیلات ابتدایى، به دانشكده‏ى كشاورزى راه یافت و به اخذ گواهینامه از این دانشكده نایل آمد. ملاح تحت تعلیم و راهنماییهاى دایى خود، كلنل وزیرى، ویولن و سه تار را آموخت و پیشرفتهاى زیادى كرد. در 1324 ش تك نواز ویولن رادیو شد و در اركستر سمفونیك هنرستان موسیقى و انجمن موسیقى ملى نوازندگى مى‏كرد. در 1330 ش به ریاست موسیقى رادیو ایران منصوب شد. وى شغلهاى متعددى از جمله: عضویت در شوراى عالى موسیقى، رهبرى اركستر رادیو، دبیر شوراى عالى موسیقى، رئیس اداره‏ى فنى رادیو و غیره را بر عهده داشت. او سفرهایى به مسكو، لنینگراد، باكو و تفلیس داشت و در محافل هنرى راجع به موسیقى ایران سخنرانى‏ها كرد. سپس عضو هیئت نمایندگى ایران در كنگره بین‏المللى موسیقى گردید. از آثار وى: رساله‏اى به نام «تصنیف چیست»؛ شرحى بر «رساله موسیقى جامى»؛ رساله‏اى درباره‏ى سازهاى مهجور و فرهنگ سازهاى باستانى؛ شرحى بر كتاب «مقاصد الالحان» عبدالقادر مراغى؛ شرحى درباره‏ى رساله‏ى «بهجة الروح» عبدالمؤمن بن صفى‏الدین جرجانى؛ «قاآنى و موسیقى»؛ «حافظ و موسیقى»؛ «منوچهرى دامغانى و موسیقى»؛ «زندگى و آثار غلامحسین درویش»؛ «تاریخ موسیقى نظامى‏ایران»؛ «پیوند شعر و موسیقى». از نمایشنامه‏هاى او: «موریس مترلینگ»؛ «انجمن دوستى و تفریح»؛ «دختران فضل فروش».[1] موسیقیدان، پژوهشگر. تولد: 1300، تهران. درگذشت: 27 تیر 1371. حسینعلى ملاح تحصیلات موسیقى و نقاشى را نزد دایى‏هاى خود حسنعلى و على‏نقى وزیرى آغاز كرد و در سنین بالاتر، وارد هنرستان عالى موسیقى شد و از آنجا دیپلم گرفت. او سال‏ها در رادیو تهران به نوازندگى، آهنگسازى، سرپرستى اركسترها و عضویت در شوراى عالى موسیقى اشتغال داشت. وى در هنرستان موسیقى ملى نیز تدریس میكرد و عضو ثابت اركستر انجمن ملى موسیقى (به سرپرستى روح‏الله خالقى) بود. وى همچنین سردبیرى مجله‏ى «موسیقى رادیو ایران» را به عهده داشت. حسینعلى ملاح ضمن تحصیلات خود در هنر موسیقى، در دانشكده‏ى كشاورزى كرج نیز مشغول تحصیل مى‏گردد و از همین دانشكده در رشته‏ى كشاورزى نیز فارغ‏التحصیل مى‏گردد. مرگ همسر اولش در اواسط دهه‏ى 1350 و سكته‏ى قلبى او در سال 1355، مسیر سال‏هاى آخر زندگى وى را به نحوى دیگر رقم زد. ملاح در این پانزده سال (1370 -1355) توانست موسیقى را نزد احمد فروتن راد، ابوالحسن صبا و دیگران بیاموزد. حسینعلى ملاح تحقیقاتى در زمینه موسیقى ایرانى دارد. مهمترین آنها عبارتند از: حافظ و موسیقى (بررسى موسیقى در اشعار حافظ)، منوچهرى دامغانى و موسیقى (موسیقى در اشعار منوچهرى دامغانى)، زندگى و آثار غلاحسین درویش، تاریخ موسیقى نظامى ایران، پیوند شعر و موسیقى، شرحى بر رساله‏ى موسیقى جامى، رساله‏ى موسیقى بهجت‏الروح، تاریخ موسیقى ایران (جلد اول و جلد دوم)، سرگذشت كلنل وزیرى. یكى از فعالیت‏هاى تحقیقاتى وى فرهنگ سازها است كه در حكم دایرةالمعارف سازشناسى ایران به شمار مى‏رود. كار دیگر او شرح موسیقیاى یكصد و بیست و نه غزل حافظ بود كه به پایان نرسید. مجموعه‏ى مقالات وى كه برگزیده‏ى چهل سال تحقیقات وى مطبوعات موسیقى است در دست چاپ و انتشار است. استاد همچنین آثارى را نیز ترجمه كرده است. از آن جمله است مشت‏زن (1323)؛ مونا و انا و دو نمایشنامه‏ى دیگر (موریس مترلینگ، 1339، با همكارى بدرى وزیرى)؛ انجمن دوستى؛ تفریح؛ دختران فضل فروش به همراه چهار نمایشنامه‏ى دیگر از چهار نویسنده دیگر (1334، با همكارى بدرى وزیرى)، زنده باد زندگى؛ ملكه‏ى ویكتوریا. حسینعلى ملاح، علاوه بر هنر موسیقى، با هنر نقاشى نیز آشنایى داشت و آثارى در این هنر از خود به جاى نهاد كه از جمله مى‏توان تصویرهاى كلنل وزیرى و كمال‏الملك را نام برد. حسینعلى ملاح اواخر تیر 1371 درگذشت و پیكر وى در كنار غلامحسین بنان و عبدالعلى وزیرى در امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شد. حسینعلى ملاح به سال 1300 در تهران از خانواده‏اى فاضل و هنرمند و سرشناس متولد شد، پدرش از رؤساى وزارت كشور بود كه در وزارتخانه مردى جدى در كار اداره و در منزل پدرى مهربان و خوش‏خلق براى فرزند بود. مادر ملاح كه خواهر استاد بى‏نظیر كلنل وزیرى بود و خود از هنر موسیقى بى‏بهره نبود، مشوقى بزرگ براى پسرش در فراگیرى علم موسیقى بود. ملاح نیز از كودكى خودش به موسیقى و فراگیرى آن عشق و علاقه‏اى خاص داشت و لحظه‏اى از آن دورى نمى‏جست به طورى كه هر وقت فرصت مى‏یافت به جاى بازى گوشى و شیطنت كه خاص دوران كودكى هر انسان است به موسیقى روى مى‏آورد و صفحه‏هایى را روى گرامافون مى‏گذاشت و مدتها به آن گوش فرامى‏داد و مات و مبهوت مجذوب موسیقى مى‏گردید. پدر و مادر وى كه مى‏دیدند فرزندشان چنین علاقه‏اى به موسیقى از خود نشان مى‏دهد، براى بیشتر به شوق درآوردن وى، هر روز هنگام صرف صبحانه و ناهار و شام، صفحات متعددى را از هنرمندان آن زمان را روى گرامافون گذارده و به نغمات آن گوش مى‏دادند تا كودكشان هم از آن بهره‏مند گردد. این وضع ادامه داشت تا این كه وى به سن چهارده سالگى مى‏رسد و از این زمان بود كه پدرش براى او ویولنى تهیه مى‏كند و او شروع به نواختن مى‏كند. ملاح ابتدا نزد معلم نقاشى خود كه از موسیقى هم بهره‏اى داشت تمرین را آغاز مى‏نماید ولى چندى بعد نزد استادانى چون: ابوالحسن خان صبا، حسین یاحقى و كلنل علینقى وزیرى رفته و به فراگیرى علم موسیقى مشغول مى‏گردد. زمانى كه استاد كلنل وزیرى به ریاست مدرسه‏ى عالى موسیقى منصوب مى‏گردد، ملاح به این مدرسه مى‏رود و به طور مستمع آزاد ثبت نام مى‏كند و در كلاسهاى این هنرستان شركت مى‏كند. در این هنگام كه مدت هشت سال از نواختن و آشنایى وى با تار و سه‏تار و ویولن مى‏گذشته، ابتدا نزد فروتن‏راد، تمرین و فراگیرى ویولن، سپس آرمونى را نزد استاد روح‏اللَّه خالقى مى‏آموزد و سرانجام از مدرسه‏ى عالى موسیقى كشور، موفق به دریافت دیپلم موسیقى مى‏گردد. حسینعلى ملاح هنرمندى بزرگ و بااستعداد است به طورى كه ضمن تحصیلات عالیه در هنر موسیقى، در دانشكده‏ى كشاورزى كرج نیز مشغول تحصیل مى‏گردد و از همین دانشكده در رشته‏ى كشاورزى نیز فارغ‏التحصیل مى‏گردد و از همین دانشكده در رشته‏ى كشاورزى نیز فارغ‏التحصیل مى‏گردد ولى به جاى این كه با آب و خاك و گل و گیاه سر و كار پیدا كند چون عاشق موسیقى بود با ویولن، سه‏تار و تار و نت و آهنگ دمساز گردید و خدمات شایانى به موسیقى كشور نمود و آثار بزرگى از خود در قسمت كتابت و تئورى موسیقى ایران از خود به جاى نهاد كه راه‏گشایى براى حال و نسلهاى آینده خواهد بود و شاید بتوان گفت بیش از هر نویسنده‏ى صاحب نامى در این راه گام برداشته و قلم زده كه علاوه بر مطالب گوناگونى كه در مجلات و روزنامه‏ها تحریر كرده باید از شرحى بر رساله‏ى موسیقى جامى، رساله‏ى موسیقى بهجت‏الروح، حافظ و موسیقى، تاریخ موسیقى نظامى ایران، تاریخ موسیقى ایران (جلد اول)، منوچهرى دامغانى و موسیقى، تاریخ موسیقى ایران (جلد دوم)، سرگذشت كلنل وزیرى، مشت‏زن، مونا و انا و دو اثر دیگر، انجمن دوستى و تفریح و چهار دختران فضل فروش و چهار نمایشنامه‏ى دیگر، زنده‏باد زندگى، فرهنگ سازها، ملكه ویكتوریا، و این اواخر، اثرى بدیع و راهگشایى بزرگ به نام «پیوند موسیقى و شعر» كه چاپ و منتشر گردید. حسینعلى ملاح، علاوه بر هنر موسیقى، با هنر نقاشى نیز آشنایى كامل دارد و آثار بزرگى در هنر نقاشى از خود به جاى نهاده كه از جمله مى‏توان از تصویرهاى جالب و استثنایى كلنل وزیرى و كمال‏الملك و غیره را نام برد، با تمام این ویژگى‏ها، حسینعلى ملاح مردى است بى‏تكبر، خوش برخورد و مهماندوست به طورى كه در خانه‏اش همیشه به روى اهل موسیقى و علم و ادب باز بوده و هر كمكى كه از وى به هنرآموزان موسیقى برمى‏آمده دریغ نمى‏ورزیده و چنین مردانى در كشورمان موجب پیشرفت موسیقى و علم و هنر است. ملاح آهنگهاى زیبا و جالبى ساخت كه از آثار خوب و باارزش موسیقى اصیل ایرانى است. وى علاوه بر نوازندگى با ویولن كه ساز تخصصى‏اش مى‏باشد با نواختن تار و سه‏تار نیز آشنایى كامل دارد و این سازها را نیكو مى‏نوازد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1240 ق)، فقیه و اصولى. جامع معقول و منقول بود. چون معلم حسینعلى میرزا فرمانفرما، پسر فتحعلى‏شاه قاجار، بود به ملاباشى ملقب گردید و سلسله‏اش به این نام معروف شدند. در شیراز درگذشت و در تكیه‏ى خواجه حافظ دفن شد. از آثارش: «بحر الجواهر الخاقانى»؛ «انوار الحقائق»؛ «مقاصد الصالحین»؛ «لوامع الانوار»، در شرح «الصحیفة السجادیة»، شرحى عرفانى، در دو مجلد بزرگ؛ «انوار القلوب»، در اخبار و مواعظ و اخلاق، به فارسى.[1] (تو 1285 ش)، نویسنده. در ارومیه متولد شد. پس از فراغت از تحصیل دوره‏ى متوسطه به تهران آمد و در دانشسراى عالى در رشته‏ى ریاضى و علوم تربیتى لیسانس گرفت و بعد وارد خدمت وزارت فرهنگ گردید و عهه‏دار مشاغل ذیل شد: دبیر و بازرس فرهنگ اصفهان، رییس دانشسراى مقدماتى پسران تبریز، رییس فرهنگ ارومیه، مامور مطالعه به اروپا در سال 1326 ش به مدت یكسال، رییس دبیرستان قریب، رییس تعلیمات متوسطه، رییس فرهنگ آذربایجان و استاندار آذربایجان شرقى. از آثار وى: «تربیت معلم در كشورهاى فرانسه و انگلستان و ایران»؛ «تعلیم و تربیت در فرانسه».[2]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1251 ق)، مدرس، ادیب و نویسنده. از ادباء معروف آذربایجان و معلم محمد میرزاى ولیعهد (محمد شاه قاجار) بوده و به نام وى كتابى در لغت پارسى با عنوان «برهان جامع اللسان»، در 1251 ق، تألیف كرده است كه این كتاب به «فرهنگ محمد شاهى» نیز معروف مى‏باشد. در ابتداى كتاب آمده است كه شاهزاده بهمن میرزا در هنگام تألیف «تذكره‏ى شاهى» ملا باشى را به تألیف «فرهنگ محمد شاهى» رهنمون شده است. در «الذریعه» آمده كه این كتاب به نام فتحعلى‏شاه قاجار نوشته شده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س هفتم و هشتم ق)، عالم امامى، نویسنده و شاعر، متخلص به كاشى. معروف به حسن كاشى. اصلش از كاشان بود اما در آمل به دنیا آمد و در آنجا نشو و نما یافت. وى از بزرگترین شعراى زمان خود بود كه هیچ گاه مدح شاهان نكرده و شعرهایش همگى در مدح ائمه اطهار (ع) به ویژه حضرت امیرالمؤمنین على (ع) بوده است. او از معاصرین علامه‏ى حلى (م 726 ق) و محقق كركى بود و همچون آنان در نشر مذهب جعفرى خدمات شایانى نمود، گفته‏اند كه او سر منشأ نگرش شیعى معاصرش، سلطان محمد الجایتو است. وى بعد از حج و زیارت كعبه و حرم پیامبر (ص) به زیارت حرم امیرالمؤمنین (ع) در نجف مشرف شد و در آنجا قصایدى در مدح آن حضرت سرود. حسن كاشى در زمان سلطان محمد خدابنده (716 -703 ق) به سلطانیه رفت و در همان جا درگذشت و قبرش در همان شهر مى‏باشد. اما نزد مردم كاظمین مشهور است كه قبر مجاور قبر سید مرتضى در كاظمیه متعلق به حسن كاشى آملى است. از آثارش: «الانشاء»، در ادب و حكمت و شعر؛ «هفت بند» یا «العقود السبعة»، شامل هفت قصیده در مدح امیرالمؤمنین (ع)، كه در نجف سروده است؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1308 -1244 ش)، دانشمند و نویسنده. ملقب به چایكار. در تربت حیدریه به دنیا آمد. در كودكى پدر را از دست داد و تحت تكفل دایى خود حسام السلطنه قرار گرفت. وى پس از اتمام دروس مقدماتى وارد دارالفنون شد و به فراگرفتن زبان فرانسه و سایر علوم مشغول گردید. سپس به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و به منشى‏گرى در خدمت میرزا نصراللَّه خان مشیر الدوله پرداخت. محمد میرزا در 1298 ق با سمت دبیر دومى، به پاریس رفت و موفق به اخذ لیسانس در رشته‏ى حقوق از دانشگاه سوربن شد و در 1306 ق به ایران بازگشت و از جانب ابوالفتح میرزا مؤید الدوله عهده‏دار منصب نایب الایاله تربت حیدریه شد. وى به علت استبداد ناصرالدین شاه به نشر افكار آزادى خواهى و شبنامه نویسى پرداخت. سپس به نیشابور و از آنجا به روسیه گریخت و بعد به عثمانى و فرانسه رفت و پس از قتل شاه به ایران بازگشت. وى در 1314 ق با سمت كنسول ارشد ایران به هند رفت و در آنجا به عنوان یك تاجر فرانسوى به مطالعه درباره‏ى طرز كشت چاى پرداخت. محمد میرزا هنگام بازگشت از چین و هند به ایران مقدار زیادى تخم و نهال چاى با خود آورد و در نواحى شمال ایران به طور وسیع كشت كرد. او در زمان مظفرالدین شاه به ریاست سازمان چاى منصوب گردید. در 1322 ق دوباره به فرانسه رفت و پس از بازگشت در 1325 ق مأمور تأسیس شهردارى به سبك جدید شد. بعد از یك سال به وزارت خارجه رفت و وى سرانجام هنگام بازگشت از هندوستان در راه بوشهر به سمت شیراز با اتومبیل به دره سقوط كرد. آرامگاه وى در لاهیجان است. لازم به ذكر است كه در بعضى از منابع نام پدر او را محمد حسن میرزا و تولدش را در 1341 ق ذكر كرده‏اند. از آثارش: مجله‏ى «ممات و حیات»، براى نمایندگان شورا و سفراى مقیم ایران؛ «دستورالعمل زراعت چاى»؛ « قانون بلدیه»؛ «فواید راه آهن»، تغییرات و ترقیات در وضع و حركت و مسافرت و حمل اشیاء.[1] (ع. آشكاركننده‏ى پادشاهى) (شاهزاده حاجى) محمد (میرزا) چایكار، از رجال قر. 14 ه.ق (ف. 1308 ه.ش). وى پس از اتمام تحصیلات در اروپا در سال 1314 ه.ق و در 35 سالگى با سمت ژنرال قنسول به هندوستان رفت و در ضمن توقف در آن سرزمین فن زراعت چاى را آموخت. سپس مقدارى از این محصول را با تحمل زحماتى به ایران آورد و او نخستین كسى است كه چایكارى را در ایران رایج كرد. وى در آغاز لاهیجان را براى كشت چاى مناسب تشخیص داد و در آنجا به كاشت آن اقدام كرد. در 65 سالگى براى توسعه‏ى كشت چاى مأمور هند و چین و ژاپن شد و در مراجعت از راه بوشهر در كتل ملوب، با اتومبیل، پرت شد و درگذشت. آرامگاه او در لاهیجان برابر مؤسسه‏ى كشاورزى است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1348 -1286/1282 ش)، نویسنده، فیلمساز، روزنامه‏نگار و شاعر. در تهران متولد شد، سالهاى كودكى و نوجوانى را تحت نظارت دایى‏اش محمدحسین شیرازى كه از فضلا بود، گذراند. تحصیلات خود را در مدرسه‏هاى سن‏لویى، مدرسه زرتشتیان تهران، استیورت مموریان كالج اصفهان و كالج امریكایى تهران انجام داد او از شانزده سالگى مقاله‏نویسى را شروع كرد. در سال 1306 ش از راه بوشهر به هند سفر كرد و چند سالى با دین شاه دانشمند پارسى حشر و نشر داشت و به تالیف و ترجمه پرداخت. او در همین سال نخستین روزنامه‏اش را با نام «دورنماى ایران» در بمبئى منتشر كرد كه بعد از مدت كوتاهى تعطیل شد. بار دیگر روزنامه‏اى در بمبئى تحت عنوان «جنگل» منتشر كرد كه چاپ آن هم بیش از دو شماره نكشید «پیام راستى» آخرین روزنامه‏اى است كه در هند منتشر كرد. سپس از هند به عراق رفت و به ایران بازگشت و در اصفهان مقیم شد و در سال 1322 ش هفته‏نامه‏ى «سپنتا» را در آن شهر انتشار داد كه نشر آن تا سال 1335 ادامه داشت. سپنتا به هنگام اقامت در هند كتابهایى راجع به تاریخ و ادبیات ایران تالیف كرد كه در آنجا چاپ شده است و علاوه بر آن، چندین فیلم با ناطق فارسى تهیه كرد از جمله: «دختر لر»، «چشمهاى سیاه»، «شیرین و فرهاد»، «فردوسى»، «لیلى و مجنون». او زبانهاى پهلوى قدیم و انگلیسى را به خوبى مى‏دانست. سرانجام در اصفهان بدرود حیات گفت و در همان شهر به خاك سپرده شد. از جمله تالیفات او است: «پرتوى از فلسفه‏ى ایران باستان»؛ «زرتشت كه بود و چه كرد؟»؛ «پیام راستى»؛ «اخلاق ایرانیان باستان»؛ «منتخباتى از اشعار دهقان سامانى»؛ «نوآموز مزدیسنا»؛ «اشك سپنتا» و «اسرار جنگل».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1271 ش)، نویسنده. وى در سال 1289 ش وارد خدمت دارایى شد و مشاغل مختلفى را عهده‏دار بود. از جمله رییس خزانه‏دارى كل، تدریس در كلاسهاى عالى مالى وزارت دارایى و سایر كلاسها و دبیرستان دارایى، عضو هیئت مدیره بنگاه كل دارویى و غیره. از آثار وى: «حسابدارى، فن دفتر داراى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد چهارم)

(تو 1327 ق)، عالم دینى، فقیه و نویسنده. چون مادرش دخترزاده‏ى شیخ انصارى است به سبط الشیخ معروف بود. او از سادات آقا میرى است چون جد بزرگش سید حسین مشهور به آقا میر بوده است. در نجف متولد شد. پس از فراغت از مقدمات، سطوح را در كربلا نزد آیت‏اللَّه شیخ یوسف بیارجمندى و آیت‏اللَّه شیخ محمد بایگى تربتى فراگرفت. آنگاه به تهران آمد و تا پایان عمر در تهران زیست. او به فضل و ادب و كمالات نفسانى متصف بود. وى در كنار فقه، اصول، در زبان انگلیسى نیز تسلط كامل داشت و زبان‏دانى ماهر به حساب مى‏آمد. از آثار وى كتاب «شیعه در اسلام» است، در مبحث امامت، به فارسى، در دو جلد به چاپ رسیده. از دیگر آثارش: كتاب «الرضا من آل محمد فى حیاه الامام الرضا (ع)» است كه در 1377 ق از تالیف آن فارغ شده است؛ پاورقى بر ترجمه «شرح نهج‏البلاغه».[1] سید موسى بن العالم العلام حاج سید محمد نبى ابن العالم العامل حاج سید موسى آقا میرى دزفولى از علماء ابرار تهران و برادر ارجمند مترجم فوق‏الذكر ما مى‏باشند. در سال 1327 قمرى در نجف اشرف تولد یافته و پس از فراغت از اولیات سطوح را در كربلا نزد آیت‏اللَّه حاج شیخ یوسف بیارجمندى و آیت‏اللَّه آقا شیخ محمد بایگى تربتى فراگرفته و به ایران مهاجرت و در تهران اقامت و بتألیف و تصنیف پرداخته تا بدرود حیات گفته و برادر گرامى و دوستان خود را براى همیشه داغدار نموده است. آثار ارزنده وى از این قرار است 1- شیعه در اسلام در دو بخش كه بچاپ رسیده 2- الرضا من آل‏محمد در شرح حالات حضرت امام رضا علیه‏السلام. 3- پاورقى بر ترجمه شرح نهج‏البلاغه. شرح احوال نیاكان این دو برادر در كتاب زندگانى شیخ انصارى و كتب تراجم و رجال دیگر مسطور و مذكور است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دهم و یازدهم ق)، نویسنده و شاعر. از خانواده‏ى شمس‏الدین محمد ثانى و ساكن عباس‏آباد اصفهان بود. حشرى از مصاحبان نواب بود و بعد از مدتى به تبریز رفت و در آنجا درگذشت. از آثار او: «مثنوى» غزوات شاه عباس؛ منظومه «روضه ابرار»، كه در تاریخ 1011 ق در بحر «مخزن‏الاسرار» موزون شده است و در همان سال، «روضه الاطهار» را تالیف كرد كه به گفته‏ى مولفان «دانشمندان آذربایجان» و «الذریعه»، نثر همان «روضه ابرار» است. هر دو كتاب در خصوص مقابر اولیاء و بزرگان مدفون در تبریز است. این كتاب به نامهاى «تذكره الاولیا»، «سامى الاسامى» و «تذكره حشرى» نیز خوانده شده است. از حشرى «دیوان» شعرى نیز بر جاى مانده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1256 ش)، نویسنده و شاعر، متخلّص به نیّر. وى در تهران متولد شد. علوم ادبى و عربى را فراگرفت. در آغاز جوانى به سبب حسن خط و مایه‏ى دانش، در زمره‏ى منشیان فتحعلى خان صاحب دیوان و حسینقلى خان نظام‏السلطنه درآمد و به اغلب ایالات ایران سفر كرد. در سال 1286 ش وارد وزارت جنگ شد. در اوایل سلطنت رضاخان، در دفتر مخصوص، به سمت منشیگرى به خدمت مشغول شد. نیّر از شعراى توانا و از ادیبان نامور بود. در سرودن انواع شعر مهارت داشت، اما به غزل بیشتر مایل بود. آثار وى: «اخلاق»، به شعر؛ «انشاء جدید مقدماتى»؛ «انشاء مقدماتى دوم»؛ «انشاء جدید».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1287 ش)، نویسنده. در تهران متولد شد. از كودكى در اصفهان بود و تا سال چهارم متوسطه در آن شهر گذراند. سپس به تهران آمد و دوره‏ى متوسطه را در دارالمعلمین به پایان رسانید. پس از آن به اروپا رفت و موفق ب اخذ دیپلم از مدرسه‏ى عالى پاریس گردید و مدت دو سال در كارخانه‏هاى مختلف فرانسه در قسمت‏هاى ذوب آهن و شیشه و راه‏آهن و استخراج فلزات كارآموزى كرد. در سال 1315 ش به ایران بازگشت و مشاغلى را در اداره‏ى كل معادن عهده‏دار شد. آثار وى: «دفترچه‏ى مشخصات مواد فلزى»؛ «نقشه‏بردارى هوایى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1298 ق)، نویسنده و مترجم. پسر حبیب‏اللَّه آموزگار در اصطهبانات فارس متولد شد. در رشته‏ى اقتصاد و ادبیات به اخذ مدرك كارشناسى نایل شد. براى تكمیل تحصیل به آمریكا رفت و دكتراى خود را در هر دو رشته گرفت. پس از بازگشت به ایران مشاور اقتصادى شد. ولى مجدداً به آمریكا رفت و به تدریس در دانشگاه مشغول شد. وى مدتى نماینده‏ى اصطهبانات در مجلس بود و یك چند نیز وزیر بازرگانى شد. از آثار او است: «كلیما یا سایه‏ى خوبان»، ترجمه‏اى از كتاب آندره موروا.[1] (1359 -1269 ش)، روزنامه‏نگار و مترجم. در اصطهبانات فارس متولد شد. به شیراز رفت و مقدمات فقه و اصول و منطق را فراگرفت. در 1290 ش به تهران آمد و به جرگه‏ى مطبوعات وارد شد و سردبیر روزنامه‏هاى «آفتاب»، «صداى ایران»، و مدیر مجله «رهنما» و صاحب امتیاز مجله «علم و اخلاق» شد. سپس به ریاست مدرسه‏ى دولتى ادب منصوب گردید مدتى هم ریاست فرهنگ شیراز را بر عهده داشت. در وزارت دادگسترى نیز یك چند مشاغل گوناگونى عهده‏دار شد. در سال 1330 ش وزیر فرهنگ و پس از آن چند دوره سناتور شد. از همكاران مجله‏ى «آینده» و جزء مؤسسان و شریكان دوره‏ى چهارم آن مجله بود از جمله‏ى آثار وى: «آموزش و پرورش»؛ «ابومسلم خراسانى»، ترجمه از عربى؛ «اصلاحات اجتماعى»؛ «تاریخ اسلام»؛ «رهنماى تربیت»، ترجمه از عربى؛ «زن در جامعه»؛ «فرهنگ آموزگار».[2] روزنامه‏نگار. تولد: 1270، تهران. درگذشت: فروردین 1359. حبیب‏الله آموزگار اصطهباناتى، فرزند محمدحسین اصطهباناتى، تحصیلات مقدماتى خود را در مدارس تهران پشت سر گذاشت و سپس به دارالفنون وارد شد و پس از فراغت از تحصیل به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. وى مدتى ریاست مدرسه‏ى دولتى ادب و پس از آن ریاست معارف فارس و ریاست تعلیمات ولایات را به عهده داشت. در زمان داور به وزارت عدلیه منتقل شد و به مشاغل مختلفى از عضویت استیناف و ثبت كل و بازرسى قضایى دست یافت. وى همچنین مدتى مستشار دیوان كشور بود. حبیب‏الله آموزگار اصطهباناتى، مدتى نیز در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران تدریس نمود. مدتى در وزارت دادگسترى در سمت‏هاى مختلف مشغول به كار بود. سال‏ها در مجلس سنا به عنوان نماینده‏ى منصوب شده بود و در كابینه‏ى حسین علاء كه در 29 اسفند سال 1330 تشكیل شد به عنوان وزیر فرهنگ معرفى گردید. این كابینه بر اثر تظاهرات مردم و اعتصابات ادارات و بازار به منظور ملى شدن صنعت نفت دیرى نپایید و در دهم اردیبهشت سال 1331 سقوط كرد. حبیب‏الله آموزگار در دوره‏ى چهارم مجلس شوراى ملى نیز نماینده بود. آموزگار در تهران به عرصه مطبوعاتى وارد شد و به سردبیرى روزنامه‏ى «آفتاب» و روزنامه‏ى «صداى ایران» و همچنین به مدیریت مجله‏هاى «رهنما» و «علم و اخلاق» رسید. آموزگار مدتى نیز صاحب امتیاز روزنامه «جهان آینده» بود. علاوه بر تألیف برخى از كتب درسى، از آثار وى كه قسمتى به صورت تألیف و قسمتى دیگر به صورت ترجمه است، مى‏توان به عنوان‏هاى زیر اشاره كرد: آموزش و پرورش (1316)؛ ابومسلم خراسانى (جرجى زیدان، ترجمه با همكارى عبدالحسین میرزا، سه جلد)؛ اصطلاحات اجتماعى (1307)؛ تاریخ اسلام (1334)؛ جهان و روح آفرینش (1333)؛ رهنماى تربیت یا اصول تعلیم (اثر عمر بیك مصرى، ترجمه‏ى كتاب هدایة المدرس، تألیف و ترجه، 1301)؛ زن در جامعه (1311)؛ عالم ارواح (تلخیص و ترجمه از كتاب الارواح طنطاوى، 1307)؛ صرف عربى، عمدة النحو (نحو عربى)، فرهنگ فارسى آموزگار (چاپ اول: 1336)؛ منطق آموزگار (1301)؛ لغت عربى به فارسى آموزگار، فلسفه‏ى روحى (1308)؛ ملكه اسلام.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر سيد جعفر شهيدي‌ در سال‌ 1297 هجري‌ شمسي‌ در شهر بروجرد و در خانواده‌اي‌ اهل‌ علم‌ و فضل‌ و دانش‌ به‌ دنيا آمد. وي‌ تحصيلات‌ مقدماتي‌ را در زادگاه‌ خود انجام‌ داد و در نوجواني‌ براي‌ تكميل‌ معلومات‌ ديني‌ و مذهبي‌ خود رهسپار نجف‌ اشرف‌شد. جعفر هفت‌ سال‌ در اين‌ شهر در نزد علماي‌ بزرگ‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ و دانش‌ پرداخت‌ وبه‌ درجه‌ بالايي‌ در علوم‌ اسلامي‌ و فقه‌ دست‌ يافت‌. وي‌ يك‌ سال‌ پس‌ از بازگشت‌ به‌ ايران‌ از طرف‌ علامه‌ دهخدا براي‌ همكاري‌ در لغت‌ نامه‌ دهخدا دعوت‌ شد و در ضمن‌ همكاري‌ به‌ تدريس‌ در دبيرستانهاي‌ تهران و اخذ مدرك‌ كارشناسي‌ از دانشكده‌هاي‌ ادبيات‌ والهيات‌ پرداخت‌. سيد جعفر شهيدي‌ در سال‌ 1340 موفق‌ به‌ اخذ درجه‌ دكتري‌ ادبيات‌ فارسي‌ از دانشگاه‌ تهران‌ گرديد و پس‌ از آن‌ علاوه‌ بر تدريس‌ در دانشكده‌ ادبيات‌ به‌ سمت‌ معاونت‌ مؤسسه‌ لغت‌ نامه‌ دهخدا و پس‌ از چندي‌ به‌ رياست‌ اين‌ مركز برگزيده‌ شد. دكتر شهيدي‌ تاكنون‌ سفرهاي‌ علمي‌ بسياري‌ به‌ كشورهاي‌ مختلف‌ جهان‌ از جمله‌مصر، عراق‌، الجزيره‌، چين‌، آمريكا، هند و پاكستان‌ داشته‌ و خدمات‌ زيادي‌ در جهت‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در سطح‌ جهان‌ انجام‌ داده‌ است‌ . وي‌ چند سال‌ نيز رئيس‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ فارسي‌ بود و بطور جدي‌ از مراكز تدريس‌ زبان‌ فارسي‌ در دانشگاههاي‌ كشور هاي‌ مختلف‌ پشتيباني‌ به‌ عمل‌ آورد. شهيدي‌ در سال‌ 1372 به‌ پاس‌ خدمات‌ علمي‌ خود به‌ دريافت‌ درجه‌ استادي‌ افتخاري‌ از دانشگاه‌ پكن‌ نائل‌ آمد. وي‌ علاوه‌ بر تبحر و استادي‌ در زمينه‌ لغت‌ نويسي‌ و دايره‌ المعارف‌ نگاري‌، در عرصه‌ هاي‌ تاريخ‌ اسلام‌ و ترجمه‌ آثار ديني‌ و شرح‌ و تصحيح‌ متون‌ از اساتيد برجسته‌ فعلي‌ ايران‌ بشمار مي‌آيد. استاد شهيدي‌ هم‌ اكنون‌ در مراكز دانشگاهي‌ مختلف‌ به‌ تدريس‌ اشتغال‌ دارد و با دهها انجمن‌ و مركز تحقيقاتي‌ و پژوهشي‌ نيز همكاري‌ مي‌ كند. بسياري‌ از كتب‌ دكتر شهيدي‌ در حال‌ حاضر در دانشگاههاي‌ مختلف‌ ايران‌ تدريس‌ مي‌ شود و شرح‌ مثنوي‌ شريف‌ از شاهكارهاي‌ وي‌ بشمار مي‌آيد. آثار: مهم‌ترين‌ آثار وي‌ عبارتند از: - شرح‌ مثنوي‌ شريف‌ - زندگاني‌ حضرت‌ فاطمه‌ (س) - جنايات‌ تاريخ‌ -تاريخ‌ تحليلي‌ اسلام‌ - زندگاني‌ علي‌ بن‌ الحسين‌ (ع) - آشنايي‌ بازندگاني‌ امام‌ صادق‌(ع) - علي‌ از زبان‌ علي‌ (ع‌) - تصحيح‌ آتشكده‌ آذر - تصحيح‌ دره‌ نادره‌ - تصحيح‌ براهين‌ العجم‌ استاد جعفر شهيدي‌ همچنين‌ كتب‌ (ابوذر غفاري‌)، ( شير زن‌ كربلا) و (انقلاب‌اسلامي‌) را به‌ فارسي‌ ترجمه‌ كرده‌ است‌.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دشتي علي فرزند شيخ عبدالحسين. (1273/1274- 1360), روزنامه نگار, نويسنده. مشهور به پير مطبوعات ايران. در كربلا متولد شد. تحصيلات قديمي داشت و در ابتداي جواني از كربلا به ايران آمد و مدتي در شيراز ماند, سپس به اصفهان و تهران آمد و شغل روزنامه نگاري را برگزيد وي معاصر با رضا شاه بود و از مخالفان قرارداد 1919م و به همين علت دستگير و تبعيد شد. پس از سقوط كابينه سيد ضياءالدين طباطبايي از زندان آزاد شد. حدود سه ماه سر دبير روزنامه «ستاره ايران» بود پس از توقيف اين روزنامه در 1300ش روزنامه «شفق سرخ» را منتشر كرد. مدتي به مخالفت با سردار سپه برخاست ولي چندي نگذشت كه از مقربين او شد. و از روزنامه نگاري كناره گرفت و مديرت «شفق سرخ» را به مايل تويسركاني واگذار كرد, تا اينكه در سال 1314ش اين روزنامه توقيف شد و دشتي بار ديگر به زندان افتاد و بعد از 14 ماه آزاد شد و به نمايندگي مجلس انتخاب شد وپس از آن رياست اداره سانسور مطبوعات به او سپرده شد. پس از استعفاي رضا شاه دوباره از مخالفان او شد و عليه او در مجلس نطق كرد. دشتي 1329ش وزير مشاور كابينه حسين اعلاء شد و از اولين دوره مجلس سنا نيز سناتور بود. پس از انقلاب اسلامي (1357ش), مدتي بازداشت و زنداني شد و سرانجام در بيمارستان جم تهران و در سال 1360 درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكترجلال الدين پاشايي راد در سال 1324 در اراك متولد شد.ايشان داراي مدرك دكتري رشته فيزيك نظري از دانشگاه لندن مي باشد.ايشان عضو هيئت علمي دانشگاههاي شيراز و صنعتي اميركبير بوده، در حال حاضر مشاور تحقيقاتي شركت لامپ پارس شهاب مي باشد. كتاب"ديناميك كلاسيك ذرات و سيستمها" ترجمه،جلال الدين پاشايي راد(يكي از مترجمين) ، در دوره پانزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم پايهرشته : فيزيكگرايش : فيزيك نظريتحصيلات رسمي و حرفه اي : جلال الدين پاشايي راد پس از طي مراحل تحصيلات ابتدايي و متوسطه، در سال 1350 ليسانس فيزيك را از دانشگاه شيراز اخذ كرد. دورۀ فوق ليسانس را در سال 1355 در امپريال كالج دانشگاه لندن به پايان برد و دكتراي خود را نيز در رشتۀ فيزيك نظري از دانشگاه لندن دريافت داشت.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : جلال الدين پاشايي راد عضو هيئت علمي دانشگاههاي شيراز و صنعتي اميركبير بوده، در حال حاضر مشاور تحقيقاتي شركت لامپ پارس شهاب مي باشد. از ديگر فعاليتهاي وي موارد ذيل را مي توان نام برد. عضو سابق انجمن فيزيك انگلستان، عضو انجمن فيزيك ايران، از بنيانگذاران انجمن فيزيك ايران، پاكستان، تركيه كه بعدها به صورت انجمن منطقه اي درآمد، همكاري با مؤسسۀ ترجمه و نشر كتاب، بنياد دانشنامۀ بزرگ فارسي و مركز نشر دانشگاهي. مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : جلال الدين پاشايي راد از بانيان انجمن فيزيك ايران مي باشد.جوائز و نشانها : كتاب"ديناميك كلاسيك ذرات و سيستمها" ترجمه،جلال الدين پاشايي راد(يكي از مترجمين) ، در دوره پانزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : انتشار 7 مقاله به زبان انگليسي در مجلات معتبر بين المللي در زمينۀ فيزيك ذرات بنيادي و ترجمۀ بيش از 13 عنوان كتاب كه اغلب با همكاري ديگران صورت گرفته از آثار دكتر پاشايي راد است. ________________________________________ آثار : ديناميك كلاسيك ذرات و سيستمها ويژگي اثر : ترجمه،اين كتاب در دوره پانزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است. آشنايي با كتاب: «ديناميك كلاسيك ذرات و سيستمها»: ديناميك كلاسيك ذرات و سيستمها؛ جري ماريون، استيفن تورنتون؛ ترجم? جلال الدين پاشايي راد، بهرام معلمي؛ تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1374. در كتاب ديناميك كلاسيك بيان جديد و نسبتاً كاملي از مكانيك كلاسيك ذرات، سيستمهاي ذرات، و اجسام صلب ارائه شده است و به اين منظور از نمادگذاري و اصطلاحات جديد بهره گرفته شده، همچنين مفاهيمي كه در فيزيك نوين حائز اهميت هستند مورد توجه خاص قرار گرفته اند. در آخرين ويرايش كتاب تغييرات عمده اي صورت گرفته است؛ ازجمله، حذف برخي از مباحث و جايگزيني مباحث جديد و كتابشناسي انتخابي و عمومي روزآمد. مثالهاي جالب در اين كتاب، موجب برتري آن از ساير كتب در اين زمينه است. مكانيك از دروس پايه و اساسي فيزيك است و كتاب مزبور از اين حيث جزو اولويتهاي رشت خود قرار مي گيرد. مترجمان محترم با ترجم روان اين كتاب جامع و كامل، به نياز دانشجويان كارشناسي، كارشناسي ارشد و مهندسي پاسخ داده اند.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر مانوئل بربريان در سال 1324 در تهران به دنيا آمد .پس از اخذ مدرك كارشناسي زمين شناسي از دانشگاه تهران ،در سال 1356 به دعوت دپارتمان زمين فيزيك (ژئوفيزيك) دانشگاه كمبريج انگلستان براي گذراندن دوره دكترا ( Ph. D) به آن كشور رهسپار شد و پس از چهارسال تحقيق و پژوهش و طي دوره دكترا در سال 1360 به ايران بازگشت.وي در كنار كارهاي پژوهشي ، هم اكنون به عنوان استاد مدّعو در دانشگاه تهران و مدرسۀ تربيت مدرس در دوره هاي ليسانس و فوق ليسانس به تدريس اشتغال دارد . قابل ذكر است كتاب "دگرريختي قاره اي در فلات ايران زمين" مانوئل بربريان ، در دوره دوم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم پايهرشته : فيزيكگرايش : ژئو فيزيكتحصيلات رسمي و حرفه اي : مانوئل بربريان پس از اخذ ديپلم و ورود به دانشگاه در سال 1347 درجه ليسانس رشتۀ زمين شناسي عمومي دانشگاه تهران را با رتبۀ اول دريافت كرد. پس از انجام خدمت نظام وظيفه در سال 1350 به استخدام سازمان زمين شناسي كشور درآمد .در سال 1356 به دعوت دپارتمان زمين فيزيك (ژئوفيزيك) دانشگاه كمبريج انگلستان براي گذراندن دوره دكترا ( Ph. D) به آن كشور رهسپار شد و پس از چهارسال تحقيق و پژوهش و طي دوره دكترا در سال 1360 به ايران بازگشتمشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مانوئل بربريان پس از انجام خدمت نظام وظيفه در سال 1350 به استخدام سازمان زمين شناسي كشور درآمد و پس از مدتي بخش جديد پژوهشي زمين ساخت ولرزه زمين ساخت اين سازمان را پايه گذاري كرد ودر سال 1356 به رياست اين بخش برگزيده شد .ايشان در سال 1359 به عنوان مشاور علمي سازمان ملل متحد، مسؤول بررسيهاي صحرايي و علمي لرزه شناسي و خطر زمين لرزه – گسلش در گسترۀ طرح كارخانه ها و شهرك مسكوني معدن مس پورخيري سعيندك پاكستان بوده است. وي در سال 1361 به سرپرستي طرح اكتشافات زمين شناسي و معدني ناحيۀ 2 جنوب خاوري ايران (بم، زاهدان، ميرجاوه) در سازمان زمين شناسي كشور تعيين شد. فعاليتهاي آموزشي : مانوئل بربريان در كنار كارهاي پژوهشي ، هم اكنون به عنوان استاد مدّعو در دانشگاه تهران و مدرسۀ تربيت مدرس در دوره هاي ليسانس و فوق ليسانس به تدريس اشتغال دارد . در عين حال به عنوان مشاور علمي در طرحهاي بزرگ عمراني كشور شركت داشته است. از جمله اين طرح ها مي توان از نيروگاه هسته اي بوشهر(1353)، خط لولۀ گاز پارس(1357)، بررسي زمين لرزه و خط زمين لرزه – گسلش در تهران و حومه ، قزوين و حومه، همدان،قم و زنجان (1362و1363)،حوضۀ آبريز شمال بندر عباس (1362)، حوصۀ آبريز باختر جازموريان (1363)، پالايشگاه گاز سر خون در شمال بندر عباس (1363) ياد كرد.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : مانوئل بربريان بخش جديد پژوهشي زمين ساخت ولرزه زمين ساخت سازمان زمين شناسي كشور را پايه گذاري كردجوائز و نشانها : كتاب "دگرريختي قاره اي در فلات ايران زمين" مانوئل بربريان ، در دوره دوم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : مانوئل بربريان خدمتهاي ارزنده اي در زمينه ي پژوهشهاي لرزه شناسي زمين لرزه ها، زمين ساخت و زمين شناسي نموده و در طول سيزده سال سابقۀ پژوهشي خويش تاكنون 171 نوشتار علمي به زبانهاي انگليسي و فارسي نگاشته است. از اين شماره 35 نوشتار برجسته در كتابها و نشريه هاي علمي انگلستان، كانادا، آمريكا، شوروي، هلند، فرانسه و ايتاليا به چاپ رسيده است، كه خود سهم بسزايي در معرفي فعاليتهاي سازمان زمين شناسي كشور به جهانيان داشته است. ________________________________________ آثار :  1 دگرريختي قاره اي در فلات ايران زمين ويژگي اثر : برگزيده كتاب سال جمهوري اسلامي ايران-آشنايي با كتاب فوق: پژوهش و بررسي لرزه زمين ساخت ايران زمين (بخش چهارم) براي دستيابي به كانسارهاي سودمند زمين، بهره برداري درست همراه با برنامه ريزي صحيح اكتشافات كانسارها با كمترين خرج ممكن، بينش و شناخت درست و دقيقي از فرآيندهاي زمين شناختي، زمين ساختي و تكامل ژئوتكتونيك هرناحيه مورد نياز مي باشد. هدف از پژوهش انجام شده در اين كتاب روشن ساختن چگونگي تشكيل و تاريخچ? دگرريختي پوست? ايران از زمانهاي اوليه تاكنون است كه كمكي مهم در امر برنامه ريزي اكتشافات كانسارهاي مفيد موجود در مملكت مي باشد. اين كتاب شامل 26 نوشتار پژوهشي علمي قوي در زمين? زمين لرزه هاي ايران، گسل هاي زمين لرزه اي، بخشهاي لرزه خيز كشور، ويژگيهاي لرزه زمين ساختي ايران و چگونگي تكوين پوسته ايران و تغييرات آن از 600 ميليون سال پيش تاكنون مي باشد كه در 700 صفحه به زبانهاي فارسي و انگليسي به چاپ رسيده است. مطالب كتاب حاصل پژوهشهاي صحرايي، آزمايشگاهي، دستگاهي، دفتري و رايانه (كامپيوتري) چندسال? اخير نويسنده در دپارتمان زمين فيزيك و علوم زمين دانشگاه كمبريج انگلستان و بخش پژوهشي زمين ساخت و لرزه زمين ساخت سازمان زمين شناسي كشور مي باشد، كه با استفاده از آخرين داده ها و جديدترين پژوهشهاي زمين شناسي كشورهاي پيشرفته علمي صنعتي دنيا تهيه شده است. كتاب پاسخگوي بسياري از نيازهاي علمي و فني درباره پژوهشهاي لرزه شناسي زمين لرزه ها، زمين شناسي و زمين ساخت ايران بوده و علاوه بر ارزش آكادميك و علمي آن براي دانشمندان علوم زمين ايران و جهان كاربرد فراواني در زمين شناسي كاربردي، زمين فيزيك و اكتشافات معدني دارد. از آنجا كه تمام كارهاي پيشين و جديدترين پيشرفتها در اين زمينه ملاحظه شده است، خوانند? جستجوگر به آساني مي تواند تمامي نوشتارهاي موجود در زمين? علوم زمين شناختي ايران را كه در ايران و ساير كشورهاي دنيا منتشر شده است در كتابنگاري اين كتاب بدست آورد. همراه اين كتاب، اوّلين نقش? زمين ساخت (تكتونيك) ايران زمين با بهره گيري از انگار? جديد زمين ساخت پهنه اي (پليت تكتونيك)، تهيه و در دسترس پژوهشگران علوم زمين قرار گرفته است

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

نخستين زني بود که در سال 1314 در دانشگاه تهران نام نويسي کرد و در دانشسراي عالي فارغ التحصيل شد . نخستين کتاب خانه داري به سبک جديد را براي زنان و دختران به رشته تحرير درآورد .

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق. تولد: 1279، تهران. درگذشت: 29 شهریور 1359. خانبابا مشار پس از اتمام تحصیلات مقدماتى و متوسطه به خدمت وزارت دارایى درآمد و در ضمن نزد استادان وقت به تحصیل علوم قدیمه پرداخت در وزارت دارایى در ادارات تحدید كل و كارگزینى و مالیات برآمد و كلاس مالى عهده‏دار خدمت بود. پس از بیست و یك سال خدمت دولتى به میل خود بازنشسته شد و به امور كشاورزى پرداخت. اثر برجسته‏ى او مؤلفین كتب چاپى عربى و فارسى از آغاز چاپ تاكنون (شش جلد، 1344 -1340) نام دارد. این كتاب در واقع تركیبى است از دو كتاب فهرست كتابهاى چاپى فارسى و فهرست كتاب‏هاى چاپى عربى ایران از آغاز چاپ تاكنون است. وى همچنین یك متن قدیمى دینى را هم تصحیح كرد كه الفصول المختاره من العیون و المحاسن معروف بمجالس (مجالس در مناظرات) تألیف شیخ مفید و ترجمه‏ى آقا جمال خوانسارى (تهران، 1339) است. این كتاب در سال 1363 به چاپ رسید. (1359 -1279 ش)، نویسنده. در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتى و متوسطه به خدمت وزارت دارایى درآمد و در ضمن نزد استادان وقت به تحصیل علوم قدیمه پرداخت. پس از بازنشستگى به كشاورزى مشغول شد. از آثار او: «فهرست كتابهاى چاپى فارسى»، از آغاز تا 1345 ش؛ «مؤلفین كتب چاپى فارسى و عربى»؛ اهتمام در انتشار كتاب «الفصول المختاره» شیخ مفید؛ «فهرست كتابهاى چاپى فارسى و عربى»؛ اهتمام در انتشار كتاب «الفصول المختاره» شیخ مفید؛ «فهرست كتابهاى چاپى عربى، در ایران» از آغاز چاپ تا 1344 ش و سایر كشورها از 1340 ق به بعد.[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1375 -1287 ش)، زبان‏شناس، استاد دانشگاه، نویسنده، روزنامه‏نگار، مترجم و شاعر. در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه براى ادامه تحصیل به آمریكا رفت. ولى تحصیلات را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت. مجددا در 1310 ش راهى آمریكا شد و در 1317 ش دكتراى خود را در رشته‏ى زبان‏شناسى از دانشگاه پرینستون دریافت كرد. وى از 1318 ش در دانشگاه تهران به تدریس اوستا و فارسى باستان پرداخت. در 1343 ش گروه زبان‏شناسى همگانى و زبانهاى باستانى را در دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى بنیاد گذاشت و تا 1347 ش مدیریت آن را به عهده داشت. وى همزمان با تدریس در دانشگاه با همكارى چند تن از دانشمندان نشریه‏ى «ایران كوده» را منتشر كرد. از مهم‏ترین كوششهاى او، ابداع و سامان بخشیدن به واژه‏هاى مورد نیاز پارسى به شیوه‏ى علمى زبان‏شناسى بود كه این تلاش را از جزوه‏ى كوچك «راهنماى فارسى باستان» آغاز و طى چند دهه ادامه داد. درباره‏ى گویش شناسى، كه این واژه را نخستین بار دكتر مقدم و همكارانش به كار بردند، اولین بار بود كه به زبان فارسى بررسیهایى بر پایه علمى صورت مى‏گرفت و چند گویش ایرانى با هم سنجیده و نتیجه‏گیرى علمى از آنها مى‏شد. وى معتقد بود كه ریشه‏ى نامش از زبانهاى ایرانى است و باید به صورت مغدم نوشته شود. وى در زمینه‏ى تاریخ و دین و آیین مهر مطالعات و پژوهشهایى داشت. وى سرانجام بر اثر سانحه‏ى تصادف اتومبیل درگذشت. از دیگر آثارش: در زمینه‏ى زبان و زبان‏شناسى: «چند نمونه از متن نوشته‏هاى فارسى باستان»، با شرح لغات، «داستان جم»، متن اوستا با شرح لغات و ترجمه، «راهنماى ریشه‏ى فعلهاى ایرانى»، «یك سند تاریخى از گویش آذرى تبریز»، «گویشهاى وفس و آشتیان و تفرش»؛ در زمینه‏ى خط: «الفباى روسى»؛ در زمینه‏ى دین: «سرود بنیاد دین زرتشت»، «جستار درباره‏ى مهر و ناهید»؛ در زمینه‏ى تاریخ: «چهارشنبه سورى»، «تاریخ شاهنشاهى هخامنشى»، ترجمه، «تاریخ دریانوردى عرب در دریاى هند»، ترجمه؛ در زمینه‏ى شعر و ادب: «بازگشت به الموت»، «بانگ خروس»، «راز نیمه شب».[1] مدرس، ایرانشناس. تولد: 1278، تهران. درگذشت: 9 مهر 1357. محمد مقدم پس از پایان رساندن دوره‏ى دبیرستانى براى تحصیلات دانشگاهى به آمریكا رفت. در سال 1317 از دانشگاه پرینستون در رشته‏ى زبان‏شناسى دكتراى خویش را دریافت كرد. از سال 1318 در دانشگاه تهران به تدریس اوستا و فارسى باستان پرداخت. در سال 1339 سفر دیگرى به آمریكا كرد. دانشگاه یوتا وى را دعوت كرده بود تا كرسى تمدن ایران باستان را در عهده گیرد. یادگار این سفر ترجمه‏ى كتاب پرفسور اومستد تحت عنوان تاریخ شاهنشاهى هخامنشى (1340) است. در سال 1343 گروه زبان‏شناسى همگانى و زبان‏هاى باستانى را در دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى بنیاد گذاشت و تا سال 1347 مدیریت آن را بر عهده داشت. وى همزمان با تدریس در دانشكده‏ى ادبیات با همكارى ذبیح بهروز، دكتر صادق كیادست به انتشار نشریه‏اى به نام «ایران كوده» زد كه مقاله‏هاى بسیارى در آن درج كرده است. علاوه بر این نشریه، مقاله‏هایى در مجله‏ى «دانشكده‏ى ادبیات» و مجله‏ى «اندیشه و هنر» از وى به چاپ رسیده است. وى همچنین مقاله‏هایى در باب شناسایى انواع خطوط و تاریخچه‏ى خط و خوشنویسى در مجله‏ى «فروهر» و «سالنامه‏ى كشور ایران» نوشته است. از جمله فعالیت‏هاى دكتر محمد مقدم، ابداع و سامان بخشیدن به واژه‏هاى مورد نیاز پارسى به شیوه‏ى علمى زبان‏شناسى بود. وى این كوشش را از جزوه «راهنماى فارسى باستان» آغاز كرد. از آثار اوست: بازگشت به الموت (تهران، 1314)؛ بانگ خروس (تهران، 1313)؛ براى آینده‏ى زبان فارسى (1355)؛ جستار درباره‏ى مهر و ناهید (1356)؛ چند نمونه از متن نوشته‏هاى فارسى باستان (تهران، 1363)؛ در یادنامه‏ى جمشید (م. اونوالا، بمبئى 1364)؛ دریانوردى عرب در دریاى هند (جوزف حورانى، تهران، 1338)؛ راز نیمه شب (تهران، 1313)؛ راهنماى ریشه فعل‏هاى ایرانى (تهران، 1313)؛ رستم و سهراب از شاهنامه (تهران، 1313)؛ فهرست توصیفى مجموعه گرت (انگلیسى، پرینستون، 1939 م.)؛ و رساله‏ى «سرود بنیاد دین زردشت» و دو اثر انگلیسى Organic alphabet (تهران، 1945 م.)؛ APersian - APrsina - Arabic Phonetic (h g (Equation دكتر محمد مقدم بر اثر سانحه‏ى تصادف جان خود را از دست داد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 369 ق)، حافظ، محدث، قارى و نویسنده. از مقلب به شیخ القراء. وى از محمد بن على فرقدى و عبدان اهوازى و محمد بن زبان و على بن احمد علان قاسم بن عصار دمشقى و دیگران حدیث شنید. ابوسعد مالینى و ابونعیم حافظ و ابوبكر احمد بن محمد بن حارث ادیب و عبدالعزیز بن احمد بن فاذویه از وى حدیث شنیدند. گفته‏اند كه او صاحب تصانیف در قراآت و حدیث بوده است. از آثارش كتاب «الوقف و الابتداء» است. در «شذرات الذهب» وفات وى را در 363 ق ذكر كرده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س دهم ق)، شاعر و نویسنده. وى از دانشمندان و شاعران بنام روزگار خود بود كه در علوم غریبه و جفر و اعداد دست داشت. غریبى در سرودن شعر نیز توانا بود. از آثار وى: «رساله‏ى دایره»؛ «ساقى‏نامه»؛ «دیوان» غزلیات.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1289 ش)، نویسنده، محقق و استاد دانشگاه. در شیراز متولد شد پس از تحصیل مقدمات در رشته ادبیات و باستان شناسى و تاریخ بخصوص قسمت قبل از اسلام مشغول تحصیل و تفحص شد و در این رشته تخصص پیدا كرد و از دانشگاه آزاد آسیایى درجه دكترى افتخارى دریافت كرد آنگاه وارد خدمت وزارت فرهنگ شد مدتى ریاست كارپردازى و ساختمانهاى فرهنگى فارس و تعمیرات ابنیه‏ى تاریخى را داشت از سال 1318 ش به ریاست علمى و حفارى تخت جمشید به ادامه كاوش در خرابه‏هاى استخر و تپه‏هاى مرودشت و حفارى در پازارگاد اشتغال داشت همچنین در سال 1336 ش به ریاست اداره باستان شناسى فارس منسوب شد از بدو تاسیس دانشكده‏ى ادبیات شیراز سمت استادى تدریس باستان شناسى دانشكده مزبور را داشت و همچنین مدتى سرپرستى آرامگاه خواجه حافظ و تعمیر ابنیه تاریخى فارس و اداره‏ى امور كاوش در آثار قدیمى و حفارى در پازارگاد را بر عهده داشت از آثار وى: «آثار باستانى جلگه‏ى مرودشت»؛ «پارس در عهد باستان»؛ «پازارگاد یا قدیمى‏ترین پایتخت كشور شاهنشاهى ایران»؛ «تمدن هخامنشى»؛ «مقام دانش در ایران باستان»؛ «شیراز، شهر سعدى و حافظ و شهر گل و بلبل».[1] باستان‏شناس، ایران‏شناس. تولد: 1289(238 ق.)؛ شیراز. درگذشت: 22 مرداد 1368، شیراز. على سامى، فرزند آقا بزرگ، از شاعران و نقاشان شیراز و صاحب كتاب مقامات معنوى (1329) است. على سامى پس از تصیلات ابتدایى و متوسطه در مدرسه‏ى شعاعیه، در سال 1308 به استخدام آموزش و پرورش درآمد. بین سال‏هاى 1308 تا 1313 به سمت آموزگار و سپس به عنوان دبیر تاریخى و جغرافیا در مدارس شیراز مشغول تدریس شد و پس از آن به مدیرى مدرسه‏ى و تصدى دانشسراى مقدماتى پسران در 1314 ارتقا یافت، از سال 1315 نیز به تعمیرات ابنیه‏ى تاریخى شیراز پرداخت. در همین زمان، آرامگاه حافظ ساخته شد و موزه‏ى پاریس و آرامگاه خوجوى كرمانى و مسجد جامع عقیق مرمت شدند. پس از خروج هیئت علمى دانشگاه شیكاگو كه حفارى علمى تخت جمشید را به عهده داشت، از سال 1321 به سمت ریاست بنگاه علمى تحت جمشید منصوب شد. در همین مدت كاوش‏هاى علمى پاسارگاد و تپه‏هاى ماقبل تاریخ اطراف مرودشت انجام گرفت. ایشان در سال 1326، علاوه بر ریاست بنگاه علمى تحت جمشید به سمت ریاست اداره‏ى باستان شناسى فارس منصوب شد و تدریس در دانشگاه را نیز آغاز كرد تا سال 1349 ادامه داشت. على سامى عضو چند مجمع علمى و فرهنگى و اجتماعى بود كه اهم آنها عبارتند از: سردبیر روزنامه‏ى «عدل» (شیراز)؛ رییس شوراى نویسندگان و خبرنگاران استان فارس، عضو كنگره‏ى ایران شناسى، عضو كنگره خاور شناسى تاجیكستان، دبیر و عضو انجمن قلم شیراز، رییس و دبیر كانون دانش پارس (این كانون در سال 1331 به همت خود وى بنیاد نهاده شد)؛ دبیر و عضو انجمن آثار ملى فارس، عضو شوراى عالى حفاظت انجمن آثار ملى فارس، عضو شوراى عالى حفاظت آثار باستانى، عضو و رییس هیئت امنا در آستانه‏ى حضرت احمد بن موسى (شاه چراغ)؛ عضو كمیسیون ترجمه و تألیف دانشگاه شیراز، عضو و رییس كمیته‏ى دائمى دانشكده‏ى ادبیات شیراز، عضو هیئت مدیره بنگاه حمایت زندانیان شیراز (از سال 1343)؛ عضو و دبیر شوراى عالى جهانگردى. على سامى داراى درجه‏ى دكتراى افتخارى از كشور هندوستان (دانشگاه آزاد آسیایى) بود و نشان‏هاى همایون درجه‏ى 4 و مدال درجه‏ى 1 و سپاس درجه‏ى 2 (به سسب فعالیت‏هاى مطبوعاتى) به وى داده شده بود. دكتر على سامى بیش از سى جلد كتاب نوشت كه مهمترین آنها عبارتند از: آثار تاریخى جلگه‏ى مرودشت (1331)؛ پارس در عهد باستان (ضمیمه‏ى نشریه‏ى شماره سه «كانون دانش پارس»، 1333)؛ پارسكده (1350)؛ پاسارگاد یا قدیمى‏ترین پایتخت كشور شاهنشاهى ایران (1330)، این كتاب بعدا در سال 1375 تحت نام پاسارگاد، پایتخت و آرامگاه كوروش هخامنشسى ذولقرنین به كوشش و بازنگرى دكتر غلامرضا وطن‏دوست از سوى بنیاد فارس شناسى به چاپ رسید)؛ تاریخ پارس در عهد باستان (1334)؛ تاریخ پیدایش خط و تحول آن در شرق باستان و ترجمه كتیبه‏هاى میخى و پهلوى (1329)؛ تمدن ساسانى (جلد اول، 1342)؛ تمدن ساسانى (جلد دوم، 1344)؛ تمدن هخامنشى (جلد اول، 1341)؛ تمدن هخامنشى (جلد دوم، 1348)؛ روزها و یادها (جلد اول، 1360)؛ روزها و یادها (جلد دوم، 1362)؛ شرح آثار باستانى تخت جمشید (با همكاى سید محمدتقى مصطفوى، 1335)؛ شرح آثار تاریخى شیراز (به زبان انگلیسى، ترجمه نارمن شارپ، 1335)؛ شرح آثار تخت جمشید (به زبان انگلیسى، با ترجمه رالف نارمن شارپ، 1335 كه نه بار تجدید چاپ شد)؛ شرح كاوش‏هاى پاسارگاد (به زبان انگلیسى، ترجمه شارپ، 1335)؛ شیراز، دیار سعدى و حافظ، شیراز: شرح مفصل آثار باستانى و سیر فرهنگ و هنر در ادوار گوناگون (1337)؛ شیراز شهر جاویدان (1363)؛ شیراز شهر گل و بلبل، تاریخچه شیراز و شرح آثار باستانى شیراز (1337)؛ گزارش‏هاى باستان شناسى (جلد دوم، 1331)؛ گزارش‏هاى باستان شناسى (جلد چهارم، 1338)؛ گزارش‏هاى كاوش‏هاى علمى پاسارگاد (ضمیمه‏ى جلد اول گزارش‏هاى باستان شناسى، 1329)؛ مقام دانش در ایران باستان (1333)؛ نقش ایران در فرهنگ اسلامى (1365). از وى همچنین مقالاتى در مجله «دانشكده‏ى ادبیات»، «مهر»، «هنر و مردم»، «فروغ تربیت»، «اطلاعات ماهانه»، «بررسى‏هاى تاریخى» و روزنامه‏هاى «بهار ایران»، «عدل»، «گلستان» و «پارس» شیراز به چاپ رسیده است. آثار دیگرى كه على سامى به رشته‏ى تحریر درآورده است ولى به چاپ نرسیده‏اند به این شرح هستند: جلد چهارم تمدن هخامنشسى، جلد سوم و چهارم تمدن ساسانى، تمدن قدیم فلات ایران و تمدن پیش از هخامنشى، تاریخ تمدن جهان، بهار جاویدان مشتمل بر یك سلسله مقالات ادبى و تحقیقات باستان شناسى در ایران. از اشیاى كشف شده توسط على سامى، تعدادى در موزه‏ى ملى ایران (ایران باستان)، قسمت مربوط به هخامنشیان نگه‏دارى مى‏شود كه از آن جمله است: سر شاهزاده هخامنشى از سنگ لاجورد و بشقاب سنگى به خط آرامى.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 891 ق)، نویسنده و صوفى. از عرفاى سلسله چشتیه بود و تصانیفى از وى باقى مانده است، از جمله: «بحر العمانى»، در حقایق توحید كه به قول صاحب «تاریخ نظم و نثر» آن را در سال 824 یا 825 ق تالیف كرده است؛ «دقائق المعانى و حقائق المبانى»، در توحید؛ «بحر الانساب فى آل على بن ابى‏طالب كرم اللَّه وجهه»، به فارسى؛ و «پنج نكات»، در اسرار روح به فارسى.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1354 -1250 ق)، شاعر، نویسنده، مورخ و روزنامه‏نگار. ملقب به مؤدب السلطان. در اصفهان متولد شد. در هفت سالگى پدرش را از دست داد و در حجره‏ى تجارتى برادران خود به كار مشغول شد و همزمان در مدارس قدیم اصفهان نیز به تحصیل پرداخت. در هفده سالگى به شیراز و بوشهر سفر كرد و پس از یك سال اقامت به عتبات رفت. پس از بازگشت به اصفهان، به نمایندگى شركت اسلامیه، كه براى ترویج صنایع وطنى در اصفهان تأسیس شده بود، به بادكوبه رفت و چند سال در آنجا ماند. در سال 1332 ق كه به مصر رفته بود، ابتدا در اسكندریه و سپس در قاهره به انتشار روزنامه‏ى «چهره‏نما» پرداخت. به همین سبب به چهره‏نما مشهور شد. در سال 1327 ق به اروپا رفت و در سال 1309 ش به ایران مراجعت نمود. پس از مرگش روزنامه‏ى «چهره‏نما» به مدیریت فرزندش منوچهر مؤدب‏زاده ایرانى چاپ مى‏شد. ایرانى سرانجام در مصر درگذشت. از آثار وى: «رساله‏ى احقاق الحق»؛ «زرتشت باستانى و فلسفه‏ى او»؛ «تاریخ مفصل افغان»؛ «پیدایش خط و خطاطان»؛ «امان التواریخ»؛ «فوائد التواریخ».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 9 شهریور 1395  - 5:18 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1265)، شاعر و نویسنده. وى از زرتشتیانى بود كه مباحثات و مناظرات زیادى با بزرگان و علماى اسلام كرده است. خدابخش مباحثات مذكور را در مجموعه‏اى به نام «تیغ» جمع‏آورى كرده است. اردشیر شعر نیز مى‏سرود.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 893 ق)، شاعر و نویسنده. در تصوف تالیفاتى چند دارد، از آن جمله: «كشف الحجاب»؛ «شرح لمعات» عراقى. وى در سرودن شعر به زبان فارسى نیز توانا بود.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(مقتول 1314 ق)، نویسنده. از دوستان شیخ احمد روحى و میرزا آقاخان كرمانى بود و به اتفاق آنها به محضر سید جمال‏الدین اسدآبادى كه به دعوت سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانى از لندن به استانبول آمده بود، رسید. وى در تبلیغ بیدارى ایرانیان و اعتلاى اتحاد اسلامى با احمد روحى و آقاخان كرمانى نامه‏هایى به نام «اتحاد اسلام» به ایران مى‏نوشت. در آخرین سال سلطنت ناصرالدین شاه، علاءالملك، سفیر ایران، خواستار دستگیرى خبیرالملك و روحى، از دربار عثمانى شد. او به سلطان چنین وانمود كرد كه آنها در شورش ارمنیان دست داشتند. پس به دستور سلطان عثمانى ایشان دستگیر و زندانى شدند. پس از قتل ناصرالدین‏شاه كه به سید جمال و یارانش سوءظن مى‏رفت هر دو را خواستند و پس از تحویل به قتل رساندند. خبیر الملك «رساله‏اى در عمران خوزستان و طرز عمل» آن تالیف كرد و در استانبول به ناصرالدین‏شاه تقدیم نمود.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(949- ح 1011 ق)، نویسنده. وى از خاندان حكام بدلیس، منطقه‏اى در مغرب دریاچه وان میان ارمنستان واران و از رؤساى عشیره‏ى روجكى بود كه در قصبه‏ى كرهرود از اعمال قم كه تیول پدرش در عهد شاه طهماسب بود، متولد شد. تا دوازده سالگى در حرم خاص شاهى در سلك شاهزادگان تربیت شد. پس از فراگرفتن قرآن و مقدمات فارسى و عربى، فقه آموخت و در فنون سوارى و تیراندازى و رسوم سربازى و شیوه‏ى فرمانروایى مهارت كسب كرد. حكومت نخجوان و چند منطقه‏ى دیگر نیز به وى واگذار شد. اثر وى: «شرفنامه»، در تاریخ كرد است كه ظاهرا در سال 1005 ق و به نام سلطان محمدخان ثالث تألیف كرده است.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 684 ق)، نویسنده. اصل وى از نخشب (نسف) مارواءالنهر نزدیك به سمرقند بود. بدر مؤلف كتابى است در انشاء به نام «الترسل الى التوسل» كه در سال 684 ق آنرا تدوین كرده است.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

محمود عرفانى، استاد دانشگاه، متولد ، 1316 اردبیل. . اخذ مدرك لیسانس حقوق از دانشگاه تهران، 1347 . اخذ مدرك فوق لیسانس از دانشگاه پاریس 2 در سال 1352 . اخذ مدرك دکتراى حقوق خصوصى از دانشگاه پاریس 2 در سال 1355 . استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران، 1358 . دانشیار دانشگاه تهران، 1369 . استاد دانشگاه تهران 1376 عضو آکادمى حقوق بین المللى حقوق تطبیقى از سال 1362 تاکنون. عضو انستیتو حقوق بین المللى فرانسه از سال 1370 تاکنون. عضو انجمن دوستداران حقوق فرانسه (هانرى کاپیتان) از سال 1376 تاکنون. عضو انجمن بین المللى آموزشى و پژوهشى مالکیت فکرى از سال 1379 تاکنون. وکیل پایه یک دادگسترى از سال 1370 تاکنون. عضو کانون وکلاى کانادا از سال 1371 تاکنون. تألیف 20 مقاله علمى و چاپ آن در نشریات معتبر بین المللى و همچنین تألیف مقالات متعدد مرتبط با حوزه درسى. آثار تألیفى: کتابهاى حقوق تجارت ( 5 جلد)، حقوق تطبیقى، حقوق تجارت بین الملل ( 2 جلد)، حقوق تجارت به زبان ساده، مقدمه بر حقوق تجارت در ایران (به زبان انگلیسى)، حقوق شرکتها در ایران (به زبان انگلیسى) و مجموعه قوانین تجارت. دکترمحمود عرفانی چهار دهه علم آموزى، تحقیق و تدریس در عرصه حقوق تجارت، حقوق تطبیقى و تجارت بین الملل را در او به عنوان منبع درسى در « مقدمه بر حقوق تجارت در ایران » سابقه کارى خود به ثبت رسانده است و کتاب دانشگاههاى مختلف مورد استفاده قرار مى گیرد. دکتر محمود عرفانى استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران در سال 1316 در شهر سردسیرى اردبیل زاده شد. تحصیلات ابتدایى را در مدرسه انورى به اتمام رساند و بخشى از تحصیلات متوسطه را در دبیرستان صفوى اردبیل به پایان رسانده و به همراه خانواده اش به تهران مهاجرت نمود و دیپلمش را در تهران اخذ نمود. در سال 1343 به دانشگاه تهران راه یافت و در رشته حقوق علم آموخت. من در دوره دبستان و دبیرستان دانش آموزى معمولى بودم. دوره ابتدایى در شهر خودم یعنى اردبیل بودم. » من شهر خودم را خیلى دوست دارم. در دوره لیسانس هم معمولاً از صبح تا شب در دانشکده بودم. کارم فقط و اینچنین مى شود «. مطالعه بود. صبح ساعت شش مى آمدم و تا شب در کتابخانه مشغول مطالعه مى شدم که دانش آموز معمولى اردبیلى از محضر استادانى همچون دکتر سنگلجى، دکتر مشکات، دکتر سید حسن امامى، دکتر واحدى، دکتر سید حسن صفایى، دکتر شایگان، دکتر على پاشا صالح بهره مند مى شود و در سال 1349 به قصد تحصیل در مقاطع بالاتر به فرانسه مى رود. همچنان رشته حقوق رشته مورد علاقه او است. عرفانى مدرك فوق لیسانس حقوق را که در فرانسه دیپلم نامیده مى شود، در سال 1352 از دانشگاه پاریس 2 اخذ مى کند و در همان زمان در مقطع دکتراى حقوق خصوصى ادامه تحصیل مى دهد. در سال 1355 هم با درجه بسیار افتخارآمیز فارغ التحصیل مى شود. حق کسب اطلاع سهامداران؛ مطالعه تطبیقى در حقوق فرانسه، آلمان، انگلیس و ایالات متحده » عنوان تز او بوده و در نهایت در حضور 5 استاد مشهور حقوق فرانسوى از تز خود دفاع مى کند. مطالب دفاعیه او « آمریکا با هزینه وزارت علوم فرانسه به صورت کتاب هم چاپ شده بود. روش تدریس آنجا به این صورت است که 70 درصد کار توسط دانشجو انجام مى شود. نقش استاد بیشتر در » ارائه منابع، ارائه اصول اساسى درس و راهنمایى دانشجو مثلاً در انتخاب نحوه مطالعه، ارائه مطلب، نحوه نگارش «. و ارائه پژوهشها و منابع جدید است. در پاریس هم من از صبح کتابخانه مى رفتم تا شب مقایسه تطبیقى او البته نیاز به تسلط به چندین زبان زنده غربى داشته است و عرفانى از آنجا که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران هم هرچند به صورت ناتمام به تحصیل در رشته زبان و ادبیات فرانسه پرداخته بود و در انجمن ایران و فرانسه و انجمن ایران و آمریکا و در انگلیس هم به کلاسهاى زبان مى رفته، در فراگیرى این زبان ها با مشکل خاصى مواجه نمى شود. حقوق تجارت ایران و حقوق دریایى، حقوق هوایى و حتى حقوق کار ایران الهام گرفته از حقوق فرانسه است. » دانشجو وقتى به آنجا مى رود اطلاعات عمومى نسبى دارد، ولى مطالعه و توسعه آموخته ها مستلزم پژوهش و «. مطالعه بیشتر است بازار بورس و تحرك شرکت هاى سهامى عام نقش بسیار مهمى در اقتصاد کشورها دارد و استخوان بندى اقتصاد کشورها به فعالیت شرکت هاى سهامى عام بستگى دارد. تحرك بخشیدن به فعالیت این شرکت ها و جلب اعتماد سهامداران نیز از اهمیت خاصى برخوردار است. بنابراین بورس هم در رونق دادن به بازار و جذب نقدینگى نقش مهمى را ایفا مى کند و بر این مبنا باید گفت که بدون دلیل نیست تز این استاد ایرانى همچنان ارزش خود را حفظ کرده و بعد از چند دهه هنوز به عنوان منبع درسى مورد استفاده استادان و دانشجویان حقوق است. استادان بسیار مشهورى بودند. پروفسور » . او از استادان فرانسوى خودش نیز با احترام خاصى یاد مى کند پدامن، پروفسور روژه هوون، پروفسور گوره، پروفسور امار استادان برجسته حقوق تجارت بودند. پروفسور هوون، سرپرست رساله من بود و پروفسور آندره تنک، استاد حقوق تطبیقى بود. روش تدریس این استادان، دانشجویان را به شوق مى آورد و ما بطور جدى مى رفتیم مطالعه مى کردیم. خواندن آثار این استادان هم «. لذت بخش بود به اعتقاد محمود عرفانى دانشگاه هاى فرانسه، با قرار دادن امکانات رفاهى نسبى در اختیار دانشجویان و در مجموع تحصیلات رایگان، محیطى آرام را براى تحصیل آنها فراهم ساخته اند. امکانات آموزشى زیادى در اختیار دانشجویان است و نخبگانى که تربیت مى شوند بسیار ارزنده هستند. البته » ممکن است کسانى هم مشغول به تحصیل باشند که چندان اهل مطالعه نیستند. اما در مجموع حدود 30 یا 40 نخبه از بین هزار نفر دانشجو تربیت مى شود که به نظر آنها این میزان هم چشمگیر و ارزشمند است. در__ آنجا همه مطالعه مى کنند و همین موضوع باعث مى شود که خود به خود شخص وادار به مطالعه شود مى گوید در آنجا رابطه دانشجو - استاد یک رابطه دوستانه است و منزل استادش هم مى رفته و الآن هم با استادانش مکاتبه و دوستى دارد و خصوصاً در زمان برگزارى کنگره هاى بین المللى همدیگر را ملاقات مى کنند. این استاد دانشگاه در کنگره هاى بین المللى متعددى شرکت کرده و به ارائه مقاله خود پرداخته. در کنگره هاى متعددى که در فرانسه، بلژیک، هند، ویتنام، ژاپن، چین، انگلیس، برزیل، کانادا، مراکش، مصر، سوریه، یونان و لوکزامبورگ حضور داشته و در حوزه هاى حقوق تجارت و حقوق تطبیقى مطالبى را ارائه نموده است. در این سفرها از موزه ها و اماکن و آثار تاریخى کشورهاى یاد شده در حد امکان بازدید کرده است. 60 درصد از درآمد مصر و یونان از راه جذب - اهرام مصر جزو عجایب هفتگانه جهان است. حدود 65 » جهانگرد کسب مى شود. در داخل یکى از اهرام در کنار جسد مومیایى شده فرعون مصر، میوه و عسل که متعلق به چند هزار سال قبل است با همان تازگى و طراوت مانده است. مومیایى کردن در عهد باستان یک علم بوده که هنوز رمز و رازهاى آن کشف نشده و شاید بتوان گفت که انسان ها در قدیم سوادشان خیلى «. بیشتر بوده است در سفر به مصر متوجه مى شود که براى مرمت انگشت شکسته شده ابوالهول چند میلیون دلار بودجه اختصاص داده اند و در شهر بروژ بلژیک هم مى بیند که شهر را به صورت گذشته آن با خیابان هاى سنگفرش شده حفظ کرده اند، درشکه ها در حال عبور از خیابان هستند. الآن صنعت توریسم » . او مى گوید درآمد این شهر از محل درآمدهاى جهانگردى حدود 2 میلیارد دلار است باعث رونق گرفتن 65 صنعت دیگر مثل هتلدارى و صنایع دستى مى شود. در حال حاضر سالیانه حدود 25 میلیون نفر از برج ایفل و موزه هاى پاریس دیدن مى کنند. الان درآمد کل جهانگردى فرانسه سالیانه 90 میلیارد دلار است که دولت 10 میلیارد دلار آن را به عنوان مالیات اخذ مى کند و در جهت رفاه جامعه هزینه «. مى کند عرفانى که در کنگره اى بین المللى در یونان حضور داشته و موفق شده اثر باستانى آکروپولیس را مشاهده کند شاید تخت جمشید ما بهتر از آکروپولیس باشد ولى یونانى ها در سال چندین میلیارد دلار درآمد » : مى گوید «. ناشى از صنعت توریسم دارند او از چین هم دیدن کرده و مردم چین را مردمى پرتحرك و سختکوش ارزیابى مى کند. کشورى که با پراگماتیسم یا مصلحت گرایى توانسته تجارت آزاد را در خود رونق دهد. چینى ها هنر ارزان ساختن کالا را دارند. با همان کیفیت کالاهاى خارجى، کالا مى سازند و مثلاً با نصف » قیمت آن را به فروش مى رسانند. حتى ژاپنى ها هم تعجب مى کنند که چطور مى شود کالایى را تا این حد «. ارزان ساخت او در مورد قانون جدید تجارت که مراحل تصویب شدن قانونى را مى پیماید اظهارنظرهایى داشته است و مى ماباید اساس قوانین گذشته را حفظ کنیم و بعد با توجه به مقتضیات زمان آنها را اصلاح کنیم. نمى » : گوید توان قوانین گذشته را کنار گذاشت و از نوع شروع به نوشتن قانون کرد. الآن مجموعه قوانین ناپلئون که در سال 1804 تصویب شده و جزو شاهکارهاى حقوق مدنى فرانسه است بعد از گذشت 200 سال اعتبار خود را «. حفظ کرده؛ البته اصلاحاتى در آن صورت گرفته و یا ضمیمه هایى به آن اضافه شده است است. سازمان وایپو که یک سازمان بین الدولى بود (WIPO) عرفانى از استادان سازمان جهانى مالکیت فکرى با تلاش دولت هاى عضو از حوزه مسؤولیت دولت سوئیس خارج و از سال 1974 براساس موافقتنامه مجمع عمومى سازمان ملل متحد به صورت یک آژانس تخصصى این سازمان درآمد. سازمانى که در راستاى احقاق حقوق نویسندگان، هنرمندان و مخترعان فعالیت دارد و احترام گذاشتن به مالکیت فکرى را در سرلوحه اقدامات خود دارد. محمود عرفانى به کوهنوردى و شنا علاقه خاصى دارد و به موسیقى هم تعلق خاطر فراوانى نشان مى دهد و در ایام جوانى به مدت 8 سال به صورت آکادمیک و علمى در این عرصه تحصیل کرده است. من علاقه دارم که بخوانم و بنویسم. بهتر از این چیزى نمى شود. تا » : او در پایان با ابراز امیدوارى مى گوید الآن هم سالم زندگى کرده ام و یک ریال مال حرام نخورده ام. آرزویم این است که واحدهاى تولیدى، صنعتى و خدماتى ما خوب کار کنند و مدیریت هم تقویت بشود. یعنى افراد آگاه، باسواد و سالم مدیر شوند و اشتغال ایجاد کنند و جوانان را از این وضع کنونى خارج کنند. در عین اینکه آموزش اخلاقى را هم باید در جامعه فراموش نکرد.__

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

- اطلاعات شخصی نام و نام خانوادگی: محمد عیسی تفرشی تاریخ تولد: 1330 محل تولد: تفرش وضعیت تأهل: متأهل 2 - سوابق تحصیلی دوره نام دانشگاه – دانشکده رشته تاریخ فارغ التحصیلی- میانگین ( 3 (از 4 /76 - کارشناسی تهران حقوق 1353 ( 3 (از 4 /66 – کارشناسی ارشد تهران حقوق خصوصی 1356 ( 18 (از 20 /48 – دکتري تربیت مدرس حقوق خصوصی 1375 3 - سوابق شغلی دانشیار دانشگاه تربیت مدرس، تهران (از سال 1381 تاکنون ) – پایه فعلی : 25 ( استادیار دانشگاه تربیت مدرس، تهران (از سال 1375 تا 1381 ( مربی دانشگاه تربیت مدرس، تهران (از سال 1370 تا 1375 ( مربی دانشگاه مازندران، بابلسر (از سال 1358 تا 1370 4 - عنوان پایان نامه و رساله کارشناسی ارشد: عقد بین غائبین در حقوق ایران و انگلیس دکترا: تحولات حقوقی در نظام شرکتهاي سهامی پس از پیروزي انقلاب اسلامی * این رساله در سومین دوره معرفی پایان نامه هاي برگزیده دانشجویان کشور (سال 1379 ) رتبه دوم را در رشته علوم انسانی کسب نمود و اینجانب موفق به دریافت لوح تقدیر از معاون اول ریاست جمهوري شدم. 5 - عضویت در مجامع علمی کانون وکلاي دادگستري مرکز از سال 1357 تاکنون 6 - داوري مقاله هاي مجلات علمی حداقل 10 مورد 7 - زمینه هاي مورد علاقه تحقیقاتی 1) حقوق تجارت 3) حقوق تجارت بین المللی 5) مسئوولیت مدنی 2) حقوق مدنی 4) حقوق تجارت تطبیقی 6) آیین دادرسی مدنی 8 - مقالات علمی چاپ شده در مجلات علمی و پژوهشی (نام نویسنده یا نویسندگان، نام مجله، شماره مجله، سال، صفحات) 1) محمد عیسی تفرشی (اثر حکم ورشکستگی نسبت به معاملات تاجر ورشکسته با توجه به اصول و مبانی ، حقوق مدنی)، فصلنامه علمی – پژوهشی مدرس علوم انسانی (دانشگاه تربیت مدرس)، ش 5، زمستان 1376 54 – ص 74 2) محمد عیسی تفرشی و جلیل قنواتی خلف آبادي (ارکان عقد مضاربه در حقوق اسلام و حقوق مدنی ایران)، – فصلنامه علمی – پژوهشی مدرس علوم انسانی (دانشگاه تربیت مدرس)، ش 9، زمستان 1377 ، ص 133 .115 3) محمد عیسی تفرشی (مفهوم و قلمرو ماده 220 قانون تجارت 1311 )، فصلنامه علمی – پژوهشی مدرس .40 – 1379 ، ص 61 ، علوم انسانی (دانشگاه تربیت مدرس)، ش 14 4) محمد عیسی تفرشی و بهزاد پورسید (اجبار به انجام دادن عین تعهد)، فصلنامه علمی – پژوهشی دانشور .103 – 1379 ، ص 111 ، (دانشگاه شاهد)، ش 28 5) محمد عیسی تفرشی و احمد بیگی حبیب آبادي، تعریف و ماهیت حقوقی ادغام قانونی (واقعی) شرکتهاي سهامی (در حقوق امریکا، انگلیس و ایران)، مجله علمی – پژوهشی علوم اجتماعی و انسانی ، (دانشگاه شیراز)، 79 – دوره هفدهم، ش 33 ، پائیز 1380 ، ص 92 اجاره به شرط » ، ماهیت حقوقی، احکام و آثارقرارداد » ، 6) محمد عیسی تفرشی و سیدحسن وحدتی شبیري مطالعه تطبیقی)” فصلنامه علمی – پژوهشی دانشور، (دانشگاه شاهد)، سال نهم، شماره 36 ، دي ) « تملیک 119 – 1380 ، ص 132 تحول نظام حقوقی ضمانت نامه بانکی در » ، 7) محمد عیسی تفرشی، گودرز افتخارجهرمی و مرتضی شهبازي نیا فصلنامه علمی – پژوهشی مدرس علوم انسانی، (دانشگاه تربیت مدرس)، ، « مقررات اتاق بازرگانی بین المللی 1 – دوره پنجم، ش 21 ، زمستان 1380 ، ص 19 مبناي مسئولیت مدنی متصدي حمل و نقل در کنوانسیون حمل » ، 8) محمد عیسی تفرشی و محمدرضا کامیار فصلنامه علمی – پژوهشی مدرس علوم انسانی، ، « و نقل ترکیبی بین المللی کالا و مقایسه آن با حقوق ایران (دانشگاه 21 – تربیت مدرس)، دوره پنجم، ش 21 ، زمستان 1380 ، ص 35 تحلیل نمایندگی ناشی از تنفیذ در » ، 9) محمد عیسی تفرشی، سیدحسین صفائی و جلیل قنواتی خل فآبادي فصلنامه علمی – پژوهشی مدرس علوم انسانی ، (دانشگاه تربیت مدرس)، دوره ، « حقوق انگلیس، اسلام و ایران 79 – پنجم، ش 21 ، زمستان 1380 ، ص 104 فصلنامه علمی – پژوهشی ،« اجراي حقوقی اخلاق » ، 10 ) محمد عیسی تفرشی، حسین مهرپور و مهرزاد ابدالی مدرس 125 – علوم انسانی، (دانشگاه تربیت مدرس) ، دوره پنجم ، ش 21 ، زمستان 1380 ، ص 140 11 ) محمد عیسی تفرشی و ابراهیم شعاریان ستاري، وضعیت حقوقی تعهدات قراردادي مؤجل متوفی، مجله 2، تابستان و پائیز 1381 ، ص – علمی – پژوهشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، (دانشگاه تبریز)، شماره 3 191 – 227 12 ) محمد عیسی تفرشی، مصطفی محقق داماد و سیدحسن وحدتی شبیري، قلمرو مسئولیت مدنی ناشی از – تخلف از اجراي تعهد، مجله علمی – پژوهشی نامه مفید، (دانشگاه مفید)، شماره 33 ، بهمن 1381 ، ص 40 12 13 ) محمد عیسی تفرشی و مرتضی شهبازي نیا، استقلال ضمانت نامه بانکی و آثار آن در حقوق تجارت – بین الملل، مجله علمی – پژوهشی نامه مفید، (دانشگاه مفید)، شماره 37 ، مرداد و شهریور 1382 ، ص 24 ،5 14 ) محمد عیسی تفرشی، عبدا... شمس و فریبرز ایمانیان، تفسیر حقوق مدنی در قانون مدنی، فصلنامه علمی ،1 – – پژوهشی مدرس علوم انسانی، (دانشگاه تربیت مدرس)، شماره 28 ، بهار 1382 ، ص 31 15 ) محمد عیسی تفرشی و فخرالدین اصغري آفمشهدي، لزوم قابل پیش بینی بودن ضرر ناشی از نقض قرارداد در کنوانسیون بیع بین المللی کالا (مصوب 1980 ) و حقوق ایران، فصلنامه علمی – پژوهشی پژوهشنامه 53 – بازرگانی (مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگانی) ، شماره 29 ، زمستان 1382 ، ص 71 16 ) محمد عیسی تفرشی و نعمت ا... الفت، مبانی فقهی – حقوقی ماده 768 قانون مدنی، مجله علمی – 85 – پژوهشی نامه مفید (دانشگاه مفید)، شماره 40 ، بهمن و اسفند 1382 ، ص 108 17 ) محمد عیسی تفرشی و محمود حکمت نیا، مسئولیت مدنی ناشی از اضرار به مالکیت فکري، مجله علمی – 91 - پژوهشی نامه مفید (دانشگاه مفید)، شماره 43 ، مرداد و شهریور 1383 ، ص 110 9 - کتاب (نگارش یا ترجمه) با ذکر نام کتاب، ناشر، سال انتشار . مباحثی تحلیلی از حقوق شرکتهاي تجاري (جلد اول)، دانشگاه تربیت مدرس، 1378 10 - طرح تحقیقاتی در دست اقدام جنبه هاي حقوقی سرمایه گذاري خارجی: تضمین سرمایه گذاري (مطالعه تطبیقی) -11 دروس تدریس شده 1) حقوق تجارت، حقوق کار دوره کارشناسی 2) حقوق تجارت، حقوق مدنی ( 1)، حقوق مدنی ( 2) دوره کارشناسی ارشد (از سال 1370 تاکنون) آئین دادرسی مدنی، حقوق تجارت تطبیقی، حقوق بین الملل خصوصی، سمینار 3) حقوق تجارت پیشرفته – حقوق مدنی پیشرفته ( 1) دوره دکتري (از سال 1375 تاکنون) ( حقوق مدنی پیشرفته ( 2 -12 عناوین رساله ها و پایان نامه ها و اسامی دانشجویان تحت راهنمایی و مشاوره اینجانب 1 – رساله هاي راهنمایی شده (دکتري) - 12 ردیف عنوان رساله نام دانشجو تاریخ دفاع 78/12/ 1 الزام به انجام دادن عین تعهد در حقوق تجارت بین الملل بهزاد پورسید 15 80/6/ 2 مطالعه تطبیقی ادغام شرکتهاي سهامی د رحقوق ایران، انگلیس و آمریکا احمد بیگی حبیب آبادي 20 3 مسئوولیت مدنی متصدي حمل و نقل ترکیبی براساس کنوانسیون 1980 سازمان ملل متحد و مقایسه آن 80/8/ با حقوق ایران محمدرضا کامیار 22 4 ماهیت حقوقی معاملات سهام شرکتهاي تجاري، آثار و احکام آن (مطالعه تطبیقی) رضا سکوتی نسیمی 81/12/11 5 تطبیق اصول اجراي تعهدات قراردادهاي تجاري بین المللی با موازین حقوق ایران سیدابراهیم امینی / / 83 6 تحلیل مبانی نظري مالکیت فکري با تأکید بر فقه اسلامی محمود حکمت نیا / / 83 2 – رساله هاي مشاوره شده (دکتري) - 12 ردیف عنوان رساله نام دانشجو تاریخ دفاع 1 تعهدات عرفی بایع و مشتري عبدالمجید آقایی 78/5/3 2 قوه قاهره در حقوق ایران، اسلام و آراي دیوان داوري دعاوي ایران و ایالات متحده محسن اسماعیلی 78/11/24 3 مبانی و آثار حقوقی تعهد به نفع شخص ثالث محمود صادقی 79/2/27 4 تعیین قراردادي خسارت تخلف از اجراي تعهد قاسم شعبانی 79/4/4 5 سوء استفاده از اختیار اداره شرکتهاي تجاري سیدالهام الدین شریفی آلهاشم 79/4/20 6 جنبه هاي حقوقی مشارکت تجاري بین المللی حسین بیابانگرد 79/4/22 7 آثار مسئولیت تضامنی قراردادي (مطالعه تطبیقی) حسین گندمکار 79/8/15 8 وضعیت حقوقی و آثار قراردادهاي داوري منعقده بین دولت ایران و شرکتهاي خارجی محمد ادیب 79/11/11 9 وظیفه زیان دیده در تقلیل خسارت (مطالعه تطبیقی) سیدمحسن سادات اخوي 80/6/25 10 شیوه هاي جبران خسارت در مسئولیت مدنی و کارآئی آنها بیژن حاجی عزیزي 80/7/17 11 نظریه کلی نمایندگی در حقوق ایران و انگلیس جلیل قنواتی 80/8/7 12 ضمانت نامه بانکی بین المللی مرتضی شهبازي نیا 80/9/8 13 حدود آزادي اراده در سلب حقوق مدنی فریبرز ایمانیان 81/2/25 14 تأثیر منع قانونی بر قرارداد در حقوق ایران علیرضا باریکلو 81/7/ 9 15 مبانی مسئولیت ناشی از تخلف از اجراي تعهد (مطالعه تطبیقی در حقوق ایران، انگلیس و فرانسه) سیدحسن وحدتی شیري 81/10/23 16 نظریه کلی نظم عمومی و اخلاق حسنه در حقوق مدنی (مطالعه تطبیقی) مهرزاد ابدالی 81/10/25 17 مسئولیت ناشی از عدم مطابقت کالا در کنوانسیون بیع بین المللی کالا 1980 و مقایسه با حقوق ایران فخرالدین اصغري آقمشهدي 81/12/14 18 انتقال قرارداد (مطالعه تطبیقی در حقوق ایران، انگلیس و آمریکا ابراهیم شعاریان 81/12/14 19 تعلیق قراردادهاي پیمانکاري بین المللی و مقایسه آن با حقوق ایران عبادالله رستمی 83/ / 20 ضمان ناشی از تفویت منفعت علیرضا فصیحی زاده 83 / / 3 – پایان نامه هاي راهنمایی شده (کارشناسی ارشد) - 12 ردیف عنوان پایان نامه نام دانشجو تاریخ دفاع 1 حقوق و وظایف مالک و مستاجر در اجاره کشتی عبدالرحیم ترابی 77/2/9 2 جعاله در نظام بانکداري اسلامی رسول مظاهري 77/7/7 3 مسئولیت مدنی شرکتهاي سهامی اعظم فریدنیا 77/11/7 4 ماهیت حقوقی پذیره نویسی و شرکت سهامی هادي غلامی 77/11/10 5 احکام وآثار اوراق قرضه واوراق مشارکت در شرکتهاي سهامی حجت الله عسگري 77/12/24 6 مفهوم توابع مبیع در فقه و قانون مدنی علیرضا قربانزاده 78/2/20 7 سازمان مدیریت و نظارت در شرکت سهامی رمضانعلی مافی 78/2/20 8 تحول حقوقی ناشی از قانون روابط موجر و مستأجر 1376 طالب محمودي 78/4/28 9 اهلیت شرکتهاي تجاري جواد حسین زاده 79/4/26 10 تغییرات در سرمایه شرکتهاي تجاري(مطالعه تطبیقی) فاطمه السادات حسینی 80/12/13 11 ارکان تشکیل دهنده شرکت با مسئولیت محدود عطا غفاري 81/3/19 12 مقایسه ارکان تشکیل دهنده شرکتهاي سهامی و تعاونی فریده شکري 82/3/21 13 جایگاه حقوقی و نقش مدیران در شرکتهاي تجاري رحیم مصطفوي 83/2/19 14 صلاحیت دادگاهها در امور مدنی مرضیه نصراصفهانی 82/3/31 4 – پایان نامه هاي مشاوره شده (کارشناسی ارشد) -12 ردیف عنوان پایان نامه نام دانشجو تاریخ 1 زمان اجرا ي قرارداد و تأثیر آن در مسئولیت قراردادي (مطالعه تطبیقی حقوق ایران و انگلیس) مشیت الله نوروزي 75/2/20 2 انتقال سهام شرکتهاي سهامی در حقوق ایران و انگلیس محمدزرنگ 75/3/18 3 اقامتگاه در حقوق بین الملل خصوصی (مطالعه تطبیقی در حقوق کشورهاي ایران، فرانسه و انگلیس) عباس طوسی 75/11/14 4 وظایف واختیارات ولی قهري درحقوق ایران (مطالعه تطبیقی) اکبر ایمان پور 75/12/25 5 لزوم مالیت داشتن مورد معاملات معوض محمدرشیدي 76/4/7 6 ماهیت حقوقی معامله با خود و نفوذ و آثار آن خلیل قائدي 76/4/21 7 توکیل در اقرار محمودحکمت نیا 76/10/6 8 تحلیل اصل استقلال امضائات در اسناد تجاري و بررسی تطبیقی آن در حقوق ایران و انگلیس محمدفخرایی 76/10/14 9 موضوع عقد صلح اسماعیل نعمت الهی 76/12/7 10 وضعیت اعمال حقوقی صغیر ممیز علیرضا مظلوم رهنی 77/4/30 11 بدل حیلوله، احکام و آثار قانونی آن سیدمحسن مطلبی 77/4/31 12 تعهدات موجردرمقابل مستأجر در اجاره اشیاء و املاك داریوش محمدپور 78/9/7 13 وضعیت حقوقی معامله به قصد فرار از دین و مطالعه تطبیقی با حقوق مصر محمد شاه محمدي 78/12/8 14 ماهیت و آثار حقوقی تعهد یکطرفه مطالعه تطبیقی محمدرض امحسنی 80/3/12 15 خرید و فروش اعضاي بدن علی اکبرمرادي 80/4/31 16 شرط وجه التزام در قرار دادها مطالعه تطبیقی در حقوق ایران و انگلیس و اسناد سازمان بین المللی علی عبدي 80/6/19 17 ارکان اداره شرکت با مسئولیت محدودمطالعه تطبیقی یوسف جمالی 80/7/22 18 دعواي متقابل احد خاکپور 80/11/9 19 تقسیم بندي مقررات مسئولیت مدنی در حقوق ایران براساس مبانی و نظریات مختلف و آثار عملی آن مهدي کاهه 81/3/19 20 رهن در حقوق تجارت مجید قربانی 81/6/31 21 حقوق دارنده سند تجاري نسبت به محل آن زهره مؤتمر 82/3/20 22 مقایسه بین دعواي رفع تصرف عدوانی با دعواي خلع ید مهدي جوهري 82/12/9 14 - سنوات خدمت مدیریت در دانشگاه ردیف سمت و نوع فعالیت محل مدت شماره و تاریخ ابلاغ توضیحات از تا 1 معاون اداري و مالی دانشکده دانشگاه مازندران 59/3/17 60/10/1 59/3/17 – 20/548 2 سرپرست دانشکده دانشگاه مازندران 60/10/1 63/2/19 60/10/1 - 3544 3 معاون آموزشی ودانشجوئی دانشگاه دانشگاه مازندران 61/9/28 62/11/9 61/9/28 - 6609 4 معاون آموزشی ودانشجوئی دانشگاه دانشگاه مازندران 62/11/10 63/6/20 62/11/10 – 14063 5 رییس دانشکده علوم انسانی دانشگاه مازندران 64/3/20 67/2/19 64/3/ -636 د - ر - 20 6 سرپرست معاونت آموزشی ودانشجوئی دانشگاه دانشگاه مازندران 66/8/20 67/2/16 66/8/20-25/12993 7 معاون آموزشی ودانشجوئی دانشگاه دانشگاه مازندران 67/2/17 69/8/10 67/2/17- 55/25/1552 8 مسئول دفتر حقوقی دانشگاه دانشگاه تربیت مدرس 70/12/3 72/8/3 70/12/3 – 23/6321 9 معاون آموزشی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس 72/7/3 74/4/6 72/7/ 2678 /ت – 3 10 رییس بخش حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس 73/6/27 77/6/8 73/6/27-1/10808 11 مدیر گروه حقوق دانشگاه تربیت مدرس 79/9/5 کنون 79/9/5 – 21/19448 15 - عضویت در کمیته ها و شوراهاي دانشگاه، وزارت علوم، تحقیقات و فناوري و ... ردیف نام کمیته یا شورا مدت از تا 1 عضو اصلی و رئیس هیأت تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداري دانشگاههاي مازندران و گیلان 64/3/25 69/5/3 2 عضو اصلی هیأت تجدید نظر رسیدگی انتظامی دانشگاه مازندران 65/9/13 71/12/3 3 عضو کمیته گزینش استاد دانشگاه مازندران 67/2/20 76/10/20 4 عضو اصلی و رئیس هیأت تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداري دانشگاه مازندران 69/8/21 76/6/28 5 عضو اصلی و رئیس هیأت بدوي رسیدگی به تخلفات اداري دانشگاه تربیت مدرس 72/3/4 کنون 6 عضو شوراي آموزشی دانشگاه تربیت مدرس 72/7/3 کنون 7 عضو اصلی هیأت تجدید نظر رسیدگی انتظامی دانشگاه مازندران 73/6/10 75/6/9 8 عضو کمیته اساسنامه هاي شوراي گسترش آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوري 76/12/11 کنون 9 عضوکمیته تخصصی علوم انسانی شوراي گسترش آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوري 77/6/8 کنون 10 نماینده وزیر علوم، تحقیقات و فناوري در هیأت امناي دانشکده علوم حدیث (وابسته به آستان مقدس حضرت عبدالعظیم (ع) ) 77/10/2 کنون 11 عضو شوراي دانشگاه تربیت مدرس 80/3/21 82/3/20 12 عضو اصلی هیأت تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداري وزارت علوم، تحقیقات و فناوري 81/5/28 کنون 13 عضو شوراي حقوقی وزارت علوم، تحقیقات و فناوري 81/10/28 کنون 14 سرپرست کمیته اساسنامه هاي شوراي گسترش آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوري 83/7/22 کنون 15 عضو کمیته تخصصی علوم انسانی هیأت ممیزه دانشگاه تربیت مدرس 83/7/29 کنون -16 سایر فعالیتها و ... 1) مشاور حقوقی دانشگاه مازندران از 1360 تا 1370 72/8/ 70 تا 3 /9/ 2) مشاور حقوقی دانشگاه تربیت مدرس از 17 3) ارزشیابی 2 کتاب حقوقی 4) پژوهشگر برتر دانشگاه تربیت مدرس در سال 1380 5) استاد نمونه دانشگاه تربیت مدرس در سال 1381

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

- گودرز افتخار جهرمى، متولد ، 1322 جهرم فارس - اخذ مدرك دیپلم ریاضى از دبیرستان خواجه نصیر جهرم. - اخذ مدرك لیسانس حقوق از دانشگاه تهران، 1345 - اخذ مدرك فوق لیسانس حقوق تجارت و فوق لیسانس تاریخ تجارت از دانشکده حقوق پاریس، 1351 - اخذ مدرك دکتراى تخصصى حقوق و اقتصاد کشورهاى اسلامى، 1353 و اخذ مدرك دکتراى دولتى حقوق خصوصى از دانشکده حقوق پاریس، 1356 - استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتى - رئیس دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتى از سال 1358 تاکنون - نماینده مدیران مسؤول مطبوعات در هیأت نظارت بر مطبوعات در 5 دوره 2 ساله تا سال 1381 - سرپرست دفتر خدمات حقوقى بین المللى نهاد ریاست جمهورى - عضو انجمن ایرانى حقوق جزا - عضو انجمن ایرانى حقوق بین الملل - عضو هیأت مدیره کانون وکلا - عضویت در دوره هاى اول و دوم شوراى نگهبان (به عنوان عضو حقوقدان) - تألیف مقالات متعدد و تربیت چندین نسل از دانشجویان رشته حقوق دانشگاه شهید بهشتى گودرز افتخار جهرمى حقوقدان نام آشنا و سرشناس دوره ماست. در سال 1322 در جهرم متولد شده، پدرش که به کشاورزى و دامدارى اشتغال داشته در عین حال مردى اهل مطالعه و باسواد بوده و مادرش نیز اهل مطالعه و شعر و ادبیات بوده است. از اولین کتاب هاى غیر درسى که مطالعه کرده کتاب آفریدگار جهان و شب هاى پیشاور را به یاد مى آورد. آفریدگار جهان در پى اثبات وجود حق تعالى و شب هاى پیشاور مناظره سلطان الواعظین شیرازى با جمعى از علماى اهل سنت در مورد امامت است. زمانى هم که به دانشگاه تهران راه پیدا مى کند کتاب هاى مذهبى و اجتماعى را مطالعه کرده است. بعد از اخذ مدرك لیسانس، به مدت دو سال در مقطع فوق لیسانس در همان دانشگاه در رشته حقوق تجارت به تحصیل مشغول مى شود و سپس تصمیم مى گیرد که در فرانسه تحصیلاتش را تداوم ببخشد. علت انتخاب دانشگاهى در فرانسه براى ادامه تحصیل افتخار جهرمى را از زبان خودش بخوانید: حقوق ایران در آن زمان و در حال حاضر هم عمده اش اقتباس شده از حقوق فرانسه است. در ضمن استادان » ما هم که فارغ التحصیل فرانسه بودند، ما را تشویق مى کردند که به فرانسه برویم و معمولاً و جاهاى دیگر را «. براى ادامه تحصیل ما تشویق نمى کردند سفر فرانسه دومین سفر او، بعد از سفر به عتبات عالیات عراق بوده و علاوه بر حضور در کلاس هاى مرتبط با رشته خود، در کلاس هاى هانرى کربن ایرانشناس نامدار فرانسوى شرکت مى جسته است. هانرى کربن، دانشمند بزرگى بود که به ایران و اسلام علاقه زیادى داشت و به خوبى از عرفان اسلامى و » و گودرز افتخار جهرمى در کلاس هاى متعدد شرق شناسى «. اسلام ایرانى در کلاس هاى درس دفاع مى کرد و عرفان اسلامى کربن حضور پیدا مى کرده و از معلومات و علم و آگاهى آن ایرانشناس بهره مند مى شده. بر این اساس، او که در ایران نام و آوازه هانرى کربن را شنیده و مطلع بود که به ایران هم رفت و آمد و با علامه طباطبایى هم مباحثاتى دارد در فرانسه فرصت هاى حضور در کلاس هاى او را از دست نمى دهد. تز دکتراى نخست او در مورد حقوق جزاى کشورهاى اسلامى بوده است. با توجه به اینکه رساله فوق لیسانس جزاى او در دانشگاه تهران ناتمام مانده بود مى کوشد در فرانسه با بهره گیرى از منابع متعدد تحقیقى مطالعه اى تطبیقى انجام دهد و رساله اش را با ابتناى بر این نوع مطالعه ارائه دهد. در بخش تطبیقى، مباحث مرتبط با تعداد جرائم را بررسى مى کند. مقوله اى که هم از نظر تئورى و هم از جهت قانونگذارى در کشورها در مورد آن اختلافات زیادى وجود دارد. در کشورهایى همچون فرانسه مجازات جرم اشد اعمال مى شود در حالى که در کشورى مثل ایتالیا مجازات هاى فرد را با هم جمع کرده و حکم دادگاه در مورد فرد خاطى و مجرم صادر مى شود. از دید افتخار جهرمى این وضعیت در سال هاى قبل و بعد از انقلاب در ایران متفاوت است. در سال هاى قبل از انقلاب مجازات جرم اشد اعمال مى شده و در سال هاى بعد از انقلاب مجازات ها جمع مى گردد. مى گوید کسى که جرائم متعددى انجام داده شاید روا نباشد فقط به یک مجازات محکوم شود و بهتر است که مجازات هاى شدیدتر نسبت به او اعمال گردد. تز دکتراى دومش، تزى مدنى - تجارى بوده و از آنجا که مشاهده مى کرده در مورد رویه قضایى آن در فرانسه تحولاتى در آن خصوص ایجاد شده آن تز را برمى گزیند. در حقوق فرانسه اگر فروشنده، علم به معیوب بودن مال و محصولش داشته باشد و با فروش آن زیانى متوجه » خریدار بشود باید آن ضرر را جبران کند. اما این بحث هم بود که سازنده اى هم که آن شىء و کالاى معیوب «. را ساخته با توجه به اینکه عالم به عیب است باید موظف گردد که در جبران آن زیان سهیم شود در حقوق ایران چنین تأسیسى وجود ندارد اگر چه از دید این حقوقدان سعى شده از نظریه تسبیب استفاده شود تا چنان زیانى توسط فروشنده جبران شود. به هر حال مباحثى که در فرانسه در این زمینه وجود داشته به رویه قضایى تبدیل شده و طبق آن اقدام مى شود. او در این تز مى کوشد حقوق آلمان، سوئیس، رم باستان، فرانسه و تا حدودى حقوق اسلام و ایران را مورد بررسى تطبیقى قرار دهد به یاد مى آورد در زمان تکمیل این تز، علامه محمدتقى جعفرى به پاریس آمده و در منزل او به مدت چند روز اقامت داشته است و افتخار جهرمى مسائل مرتبط با حقوق اسلامى را از آن علامه نامدار مى پرسیده و مباحث تحقیق خود را غنا مى بخشیده. البته افتخار جهرمى مى گوید چه در جهرم و چه در تهران و در مدرسه مروى تا حدى تحصیلات حوزوى را هم مى گذراند و در مدرسه مروى هم کتاب شرایع الاسلام را در محضر علماى آنجا خوانده است. تز دکتراى او به عنوان بهترین رساله سال در دانشگاه شناخته شده و معرفى مى گردد. بازگشت او به ایران مصادف با حوادث دوران انقلاب است. در سال 1358 از سوى دانشجویان دانشکده حقوق به عنوان رئیس دانشکده انتخاب مى شود و شوراى دانشکده هم که متشکل از نمایندگان استادان، کارمندان و دانشجویان بوده به انتخاب افتخار جهرمى رأى مى دهند. از آن زمان به بعد و تاکنون به طور مکرر ریاست او بر دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتى ادامه پیدا کرده است. از جمله خدمات او در این دانشکده این است که تعداد 4 یا 5 استاد تمام وقت دانشکده را به تعداد 40 استاد تمام وقت مى رساند. او به یاد مى آورد در سال هاى اولیه انقلاب به علت کمبود استاد مجبور بوده درس هایى را نظیر حقوق اساسى، آیین دادرسى و حقوق کار تدریس کند ولى درس هاى اصلى مرتبط با رشته و تخصص او حقوق مدنى، حقوق بهشت، تاریخ حقوق و داورى بین المللى است. گودرز افتخار جهرمى در زمان اقامتش در پاریس در کلاس هاى تاریخ حقوق بین النهرین و حقوق رم باستان که به ترتیب توسط پروفسور از لکتر و پروفسور کاردسیا برگزار مى شده شرکت کرده است. از لکتر بیشتر حقوق بابل را تدریس مى کرد. استادى بود که به خط هاى مختلف میخى اعم از آشورى، » عیلامى و بابلى مسلط بود و همه این خطوط را مى خواند و به خط آشورى آشنایى کامل داشت. در این کلاس ها مباحثى مطرح مى شد که ما در ایران فقط اسامى آن را شنیده بودیم. مثلاً با نام حمورابى آشنا بودیم ولى اطلاع چندانى در مورد قوانینى که او وضع کرده بود نداشتیم. در گشت و گذارهایش در پاریس از جاهاى مختلفى دیدن مى کند. از جمله از موزه لوور بازدید مى کند و در آنجا مى بیند آثار قدیمى فراوانى از ایران، مصر، رم باستان و کشورهایى که تمدن قدیمى دارند به نمایش گذاشته شده است. یکى از دوره هاى بسیار جالب زندگى خود را حضور در دوره هاى اول و دوم شوراى نگهبان مى داند. دوره هایى که به عنوان حقوقدان در آن شورا حضور داشته کسانى همچون آیت الله صانعى، آیت الله مهدوى کنى و آیت الله صافى گلپایگانى به عنوان فقیه حضور داشته اند و افتخار جهرمى به زعم خود از محضر آن بزرگان استفاده هاى فراوان نموده است. او از زمانى هم که سرپرست دفتر خدمات حقوقى بین المللى نهاد ریاست جمهورى بوده خاطرات فراوانى به یاد دارد. دفتر حقوقى مسؤول نظارت و هماهنگى دعاوى متعددى را به عهده داشته که بعد از انقلاب از سوى آمریکایى ها علیه ایران در دیوان داورى طرح شده بود و شهید رجایى در زمان ریاست جمهورى خود طى بخشنامه اى گفته بود بعد از قضیه جنگ تحمیلى عراق علیه ایران، بزرگترین کارى که در مملکت انجام مى شود دفاع از حقوق ایران در دعاوى آمریکا و ایران است و این دفاع هم توسط دفتر خدمات حقوقى بین المللى صورت مى گرفته است. این دفتر بعدها در معاونت حقوقى و پارلمانى رئیس جمهورى ادغام شد و رسیدگى به چند هزار دعاوى آمریکایى ها هم همچنان ادامه دارد. به مدت 10 سال نیز به عنوان نماینده مدیران مسؤول مطبوعات در هیأت نظارت بر مطبوعات ایران حضور پیدا مى کند و مى کوشد از آزادى و استقلال مطبوعات دفاع کند و در این خصوص گمان مى کند کارنامه مثبتى داشته است. به مدت چند سال هم عضو هیأت نظارت بر پیگیرى و اجراى قانون اساسى بوده است. هیأتى که از سوى سیدمحمد خاتمى موظف شد پرونده هاى ارجاع شده از سوى رئیس جمهور را مورد بررسى قرار بدهد و احیاناً تخلفات صورت گرفته در زمینه اجراى قانون اساسى را به رئیس جمهور اعلام کند. افتخار جهرمى در مقاله اى توضیح مى دهد که قوانین حقوق بشرى که از طرف مجامع بین المللى در مورد نقض حقوق بشر اعمال مى شود آیا با حاکمیت ملى در تناقض قرار مى گیرد یا نه و او اثبات مى کند که آن اقدامات منجر به نقض حاکمیت ملى نمى شود. اعتقاد به قانون داشتن چه دستاوردى به دنبال دارد؟ گودرز افتخار جهرمى در مواجهه با این سؤال پاسخ مى جوامع بشرى بدون قانون نمى توانند زندگى کنند و قانون است که در جوامع، نظم ایجاد مى کند تا » : دهد مردم در رفاه و آسایش باشند. قانون هست که حقوق مردم را در برابر حکومت ها حفظ مى کند و باعث مى «. شوند که حکومت ها در چارچوب قانون عمل کنند و مأموران دولتى به مردم تعدى نکنند او قانونمند شدن جامعه را مرتبط با سطح کارآمدى قوانین، مجریان قانون و مردم و آگاهى آنان مى داند. قانون باید با فرهنگ مردم و با میزان رشد جامعه هماهنگ باشد و همینطور مجریان باید قوانین را آنطور که » قانون خواسته اجرا کنند و مردم هم باید اعتقاد به قانون پیدا کنند و معتقد باشند که اجراى قانون به نفع همه «. است__

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

ناصر كاتوزیان كیست؟ ۱-دوران تحصیلی:متولد: ۱۳۱۰. تهران «ناصر كاتوزیان» دركوچه در دار درخیابان رى به دنیا آمده است.خاندان كاتوزیان ازخانواده هاى كهن تهران است. نام خانوادگى اصلى آنها تهرانى بوده است كه درزمان رضاشاه وقتى مجبور به دریافت شناسنامه مى شوند به دلیل علاقه به زبان اصیل پارسى، لغت «كاتوزیان» را از شاهنامه براى نام خانوادگى خویش اقتباس مى كنند و كاتوزیان به معناى پارسایان است."كاتوزیان گروهى بودند كه تقریباً روحانیون دربار ساسانى را تشكیل مى دادند و درواقع طبقه باسواد زمانه خود بودند و از نفوذ فراوانى برخوردار بودند و چون خانواده ما خانواده اى روحانى بود. حتى عموى من قبلاً روحانى بود و بعدها به اجبار دربار عمامه ازسر برمى گیرند "دوران ابتدایى اش را در دبستان اقبال دوران دبیرستان را در دبیرستان علمیه طى مى كند . دكتر كاتوزیان با كلاس پنجم نظام قدیم رشته ادبی را دنبال و در همان رشته ادبى در ایران شاگرد اول مى شود و موفق به دریافت مدال درجه ۲علمى براى اولین بار در ایران مى شود. همین دریافت مدال مشوق او مى شود براى ادامه تحصیل. او با انتخاب رشته حقوق تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه مى دهد و در این رشته موفق به كسب مدال درجه یك علمى این رشته مى شود. با فوت پدر در سال دوم دانشگاه ضربه بزرگى به دكتر كاتوزیان وارد مى شود و این ضربه باعث مى شود تا او از رفتن به وزارت امورخارجه پشیمان شود و رشته قضا را انتخاب كند. پس از اتمام لیسانس حقوق از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ در دادگسترى روزگار مى گذراند تا جایى كه حتى به ریاست دادگاه اراك و مستشار دادگاه استان و معاون ادارى و حقوقى هم مى رسد، اما داشتن روحیه تحقیق و پژوهش از یك طرف و عشق و علاقه او به تدریس و همچنین مخالف خوانى هایش با دستگاه پهلوی از طرف دیگر سبب شد تا كنج خلوت تحقیق و تفحص را به دنیاى پراضطراب و جنجال دادگسترى ترجیح دهد و به دنیاى علم و آرامش نقل مكان كند. او در رشته حقوق در مقاطع مختلف تا دكترا همواره با عنوان شاگرد اولى فارغ التحصیل مى شود و رساله اش را در سال ۱۳۳۹ باعنوان «وصیت» به پایان مى رساند . پس از اتمام دوران دانشكده حقوق در مقطع لیسانس از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۵ در دادگسترى روزگار مى گذراند و مشاغل مختلفى را تجربه مى كرد تا جایى كه حتى به ریاست دادگاه اراك و مستشار دادگاه استان و معاون ادارى و حقوقى هم مى رسد، اما داشتن روحیه تحقیق و پژوهش از یك طرف و عشق و علاقه او به تدریس و همچنین مخالف خوانى هایش با دستگاه حاكم از طرف دیگر سبب شد تا كنج خلوت تحقیق و تفحص را به دنیاى پراضطراب و جنجال دادگسترى ترجیح دهد و به دنیاى علم و آرامش نقل مكان كند. ۲-سفرعلمی به خارج کشور:او به دفعات متعدد به كشورهاى فرانسه و انگلیس و آمریكا سفر مى كندو در آنجا غور و تفحص علمی بسیار مى كند. با این حال علاقه وافر او به فقه باعث مى شود تا مطالعات فراوانى را در این زمینه داشته باشد. همین امر باعث مى شود تا زبان عربى را به همان اندازه بداند كه در زبان فرانسوى و انگلیسى متبحر شده بود. در سال ۱۳۳۲ اولین مقاله استاد در مجله كانون وكلاى آن زمان به چاپ مى رسد و سلسله مقالاتش در این باره ادامه پیدا مى كند تا اولین كتاب او تحت عنوان<<وصیت >>همزمان با اتمام دوره دكترى به چاپ برسد. دكتر ناصركاتوزیان اولین دانشجوى ایرانى است كه موفق به اخذ مدرك دكتراى حقوق در ایران و دانشگاه تهران شده است. او در سال ۱۳۳۳ در سن ۲۳سالگى ازدواج مى كند كه حاصل آن دو فرزند پسر است كه یكى از آنها دكتراى روانشناسى بالینى دارد و در حال حاضر مقیم آمریكا است و دیگرى مهندس الكترونیك است و در همان دیار زندگى مى كند. ۳- آثارتالیفی وکتابهای ایشان:دكتر ناصر كاتوزیان ۴۳ جلد اثر تألیفى و تحقیقى دارد كه برخى از آنها به ۹۰۰صفحه مى رسد مهمترین آنها عبارتند از: ۱ ـ عدالت قضایى (۲جلد) كه مجموعه آرایى است كه او در دوران قضاوتش جمع آورى كرده. ۲ ـ گامى بسوى عدالت (۲جلد) توصیفى از زندگى خود استاد است كه تمام زندگى اش را گامى به سوى عدالت مى داند. این ۲كتاب شامل بیش از ۴۰مقاله اى است كه او در مورد حقوق اساسى نوشته است. ۳ ـ مقدمه علم حقوق كه هنوز در دانشگاههاى مختلف تدریس مى شود و بیش از چهل بار تجدید چاپ شده است. ۴ ـ فلسفه حقوق (۳جلد) گل سرسبد كتابهاى دكتر كاتوزیان. او این ۳جلد كتاب را بیش از همه آثارش دوست دارد. ۵ ـ حقوق مدنى: دكتر كاتوزیان بیش از ۲۰جلد كتاب درباب موارد مختلف حقوق مدنى از جمله خانواده، تعهدات، قراردادها، مسؤولیت هاى مدنى، ارث و وصیت و… نوشته است. ۶ ـ نظریه عمومى حقوق ۷ ـ كلیات حقوق ۸ ـ آزادى اندیشه و بیان: دكتر كاتوزیان این كتاب را به سفارش سازمان ملل متحد در مورد آزادى اندیشه و بیان در ایرانانجام داده است. درتدوین اولین قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز نفش داشته است ۴-توصیه های دکتر کاتوزیان: ۱-جمله اى كوتاه، پرمغز و ماندنى. حكایت آینه و جوان و پیر و خشت خام. «به جوانها مى گویم اگر از چیزى عصبانى هستید مراقب باشید، میراث گرانبهاى چندین و چندساله پدرانتان را از روى عصبانیت به زمین نزنید...» که منظور فقه وحقوق اسلامی است.و این تمام پختگى و حوصله پیرمردى سفیدموى و مرتب را نشان مى دهد كه شمرده شمرده سخن مى گوید و هیچ عجله اى براى گفتن ندارد. دكتر ناصر كاتوزیان حالا درآستانه ۷۳سالگى است. با آنكه جدى است اما مهربانى و شفقت در چشمانش موج مى زند. متین، صبور، مؤدب و خوش سخن و البته آراسته.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت : روسیه   -   قرن : 19 منبع :

آنتون پاولوویچ چـِخوف Anton Pavlovich Chekhov (به روسی: Анто́н Па́влович Че́хов) ‏ (۲۹ ژانویه، ۱۸۶۰ - ۱۵ ژوئیه، ۱۹۰۴) داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس برجستهٔ روس است. هر چند زندگی کوتاهی داشت و همین زندگی کوتاه همراه با بیماری بود اما داستان‌های کوتاه و نمایش‌نامه‌های بسیار نوشت. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و در زمینهٔ نمایش‌نامه‌نویسی نیز آثار برجسته‌یی از خود به جا گذاشته است. چخوف در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت. زندگی آنتون پاولوویچ چخوف در ۲۹ ژانویه۱۸۶۰ در شهر تاگانروک، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف به دنیا آمد. پدربزرگ پدری‌اش در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود. او توانست آزادی خود و خانوادهٍ خود را بخرد. پدرش مغازهٔ خواربار فروشی داشت. او مرد مذهبی خشنی بود و فرزندان‌اش را تنبیه بدنی می‌کرد. روزهای یک‌شنبه پسران‌انش (او ۵ پسر داشت که آنتوان دومین آن‌ها بود.) را مجبور می‌کرد به کلیسا بروند و در گروه همسرایانی که خودش تشکیل داده بود آواز بخوانند. اگر اندکی ابراز نارضایتی می‌کردند آن‌ها را با چوب تنبه می‌کرد. همچنین آن‌ها را در ساعاتی طولانی، حتا در زمستان‌های سرد، در مغازه‌اش به کار می‌گرفت. آنتوان در ۱۸۶۷ در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ٔ دینی یونانی آغاز کرد اما دو سال بعد در کلاس اول مدرسهٔ عادی به تحصیل خود ادامه داد. پدر چخوف شیفتهٔ موسیقی بود و همین شیفتگی او را از داد و ستد باز داشت و به ورشکستگی کشاند و او در سال ۱۸۷۶ از ترس طلب‌کارانش به همراه خانواده به مسکو رفت و آنتوان تنها در تاگانروک باقی ماند تا تحصیلات دبیرستانی‌اش را به پایان ببرد. او در سال‌های پایانی تحصیلات متوسطه‌اش در تاگانروک به تآتر می‌رفت و نخستین نمایش‌نامه‌ٔ خود را به نام بی‌پدری و بعد کمدی آواز مرغ بی‌دلیل نبود را نوشت. او در همین سال‌ها مجلهٔ غیررسمی و دست‌نویس الکن را منتشر می‌کرد که توسط برادران‌اش به مسکو هم برده می‌شد. برادر بزرگ‌اش، آلکساندر پاولویچ چخوف در سال ۱۸۷۶ به دانشگاه مسکو رفت بود و در رشتهٔ علوم طبیعی دانشکدهٔ ریاضی-فیزیک مشغول تحصیل بود و در روزنامه‌های فکاهی مسکو و پتربورگ داستان می‌نوشت. آنتوان نیز در ۱۸۷۹ تحصیلات ابتدایی را تمام کرد و به مسکو رفت و در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو مشغول تحصیل شد. چخوف در نیمهٔ سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد برای همین این سال را مبدا تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمی‌شمارند. جخوف در نامه‌ای به فیودور باتیوشکوف می‌نویسد:«نخستین تکهٔ ناچیزم در ۱۰ تا ۱۵ سطر در نشریهٔ «دارگون فلای» در ماه مارس یا آوریل ۱۸۸۰ درج شد. اگر آدم بخواهد مدارا کند و این نوشتهٔ ناچیز را آغازی به‌حساب بیاورد، بنابر این سالگرد (بیست و پنج‌سال نویسندگی) من زودتر از ۱۹۰۵ فرا نخواهد رسید.» آن‌چه چخوف به آن اشاره می‌کند درواقع داستان کوتاهی است به نام «نامهٔ ستپان ولادیمیریچ اِن، مالک اهل دُن، به همسایهٔ دانشمندش، دکتر فریدریخ» که در مجلهٔ سنجاقک شمارهٔ ۱۰ منتشر شد. او در سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۴ علاوه بر آموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نام‌های مستعاری مانند: آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوستن بی‌وقفهٔ داستان و طنز در مجله‌های فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادران‌اش را تامین می‌کرد. او در ۱۸۸۴ به عنوان پزشک فارغ‌التحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستان‌اش با نام قصه‌های ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها دربارهٔ او نوشته شد. در دسامبر همین سال هنگامی که چخوف ۲۴ ساله بود اولین خلط‌های خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد. چخوف بعد از پایان تحصیلات‌اش در رشتهٔ پزشکی به طور حرفه‌ای به داستان‌نویسی و نمایش‌نامه‌نویسی روی آورد. در ۱۸۸۵ همکاری خود را با روزنامهٔ پتربورگ آغاز کرد. در سپتامبر قرار بود نمایش‌نامهٔ او به نام در جادهٔ بزرگ به روی صحنه برود که کمیتهٔ سانسور از اجرای آن جلوگیری کرد. مجموعهٔ داستان‌های گل‌باقالی او در ژانویه سال بعد منتشر شد. در فوریه همین سال (۱۸۸۶) با آ. سووُربن سردبیر روزنامه عصر جدید آشنا شد و داستان‌های، مراسم تدفین، دشمن،... در این روزنامه با نام اصلی چخوف منتشر شد. بیماری سل‌اش شدت گرفت و او در آوریل ۱۸۸۷ به تاگانروک و کوه‌های مقدس رفت و در تابستان در باپکینا اقامت گزید در اوت همین سال مجموعهٔ در گرگ‌ومیش منتشر شد و در اکتبر نمایش‌نامهٔ بلندش با نام ایوانف در تآتر کورش مسکو به روی صحنه رفت که استقبال خوبی از آن نشد. چخوف در ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴به همراه همسرش اولگا کنیپر برای معالجه به آلمان استراحت‌گاه بادن ویلر رفت. در این استراحت‌گاه حال او بهتر می‌شود اما این بهبودی زیاد طول نمی‌کشد و روز به روز حال او وخیم‌تر می‌شود. اولگا کنیپر در خاطرات خود شرح دقیقی از روزها و آخرین ساعات زندگی چخوف نوشته‌است. ساعت ۱۱ شب حال چخوف وخیم می‌شود و اولگا پزشک معالج او، دکتر شورر، را خبر می‌کند. اولگا در خاطرات‌اش می‌نویسد:«دکتر او را آرام کرد. سرنگی برداشت و کامفور تزریق کرد. و بعد دستور شامپاین داد. آنتوان یک گیلاس پر برداشت. مزه‌مزه کرد و لبخندی به من زد و گفت «خیلی وقت است شامپاین نخورده‌ام.» آن را لاجرعه سرکشید. به آرامی به طرف چپ دراز کشید و من فقط توانستم به سویش بدوم و رویش خم شوم و صدایش کنم. اما او دیگر نفس نمی‌کشید. مانند کودکی آرام به خواب رفته بود.» و این ساعات اولیه روز ۱۵ ژوئیه ‏ ۱۹۰۴ بود. تشییع جنازهٔ چخوف یک هفته پس از مرگ او در مسکو برگزار شد. ماکسیم گورکی که در این مراسم حضور داشت بعدها به دقت جریان برگزاری مراسم را توصیف کرد. جمعیت زیادی در مراسم خاکسپاری حضور داشتند و تعداد مشایعت کنندگان به حدی بود که عبور و مرور در خیابان‌های مسکو مختل شد. علاوه بر نوسیندگان و روشنفکران زیادی که رد مراسم حضور داشتند حضور مردم عادی نیز چشم‌گیر بود. سرانجام در گورستان صومعهٔ نووو-دویچی در شهر مسکو به خاک سپرده شد. سالشمار زندگي: 1860- تولد در هفدهم ژانويه، شهر تاگانروگ در جنوب شرقي روسيه، واقع بر كرانه درياي آزوف. 1876- ورود به دبيرستان شهر تاگانروگ در شانزده سالگي. - مهاجرت خانواده به مسکو بدليل ورشکستگي پدرش. 1877- نوشتن نخستين نمايشنامه اش با نام يتيم در سن 17 سالگي. 1879- اتمام دوره دبيرستان در 19 سالگي. - پيوستن به خانواده و عزيمت به مسکو. - پذيرفته شدن در دانشگاه مسكو در رشته پزشكي. - شروع کار در روزنامه‌ها و مجلات فكاهي و نوشتن داستانواره هاي کوتاه با امضاء آنتوشا چخونته آنهم بمنظور کاستن از فقر و کمک به اقتصاد خانواده. 1880- نوشتن داستان هزار و يك شهوت. - عزيمت به مسکو براي تحصيل در رشته پزشکي. - انتشار داستانها و طرحهاي طنز آميز با اسمهاي مستعار نظير برادر برادرم و طبيب بيمار در نشريات. - نوشتن داستان کوتاه با نام يک دست و دو هندوانه. - نوشتن داستان کوتاه با نام پيش از ازدواج. - نوشتن داستان کوتاه با نام پدر جان. 1881- نوشتن داستان کوتاه در واگن. - نوشتن داستان کوتاه با نام محاکمه. 1882- نوشتن نخستين داستان جد‌ي زن ارباب. - خلق داستان گلهاي دير هنگام. - نوشتن داستان کوتاه با نام نسيان. - نوشتن داستان کوتاه با نام اعتراف. - نوشتن داستان کوتاه با نام داس سبز. - نوشتن داستان کوتاه با نام خبرنگار. - نوشتن داستان کوتاه با نام اسکولاپ هاي روستايي. - نوشتن داستان کوتاه با نام سار از درخت پريد. - نوشتن داستان کوتاه با نام کدام يک از سه. - نوشتن داستان کوتاه با نام زن ارباب. - نوشتن داستان کوتاه با نام کالاي جاندار. - نوشتن داستان کوتاه با نام نوشداروي بعد از مرگ. - نوشتن داستان کوتاه با نام دو رسوايي. - نوشتن داستان کوتاه با نام ماجراي گند. - نوشتن داستان کوتاه با نام بازار مکاره. - نوشتن داستان کوتاه با نام بارون. 1883- خلق داستان آينه ترك‌ خورده. - نوشتن داستان كبريت سوئدي. - نوشتن داستان کوتاه با نام خوشحالي. - نوشتن داستان کوتاه با نام نزد سلماني. - نوشتن داستان کوتاه با نام سپاسگزار. - نوشتن داستان کوتاه با نام زن بي اوهام. - نوشتن داستان کوتاه با نام در حمام. - نوشتن داستان کوتاه با نام بي عرضه. - نوشتن داستان کوتاه با نام به نقل از يک پرونده. - نوشتن داستان کوتاه با نام طبع معمايي. - نوشتن داستان کوتاه با نام گفت و گو. - نوشتن داستان کوتاه با نام دزد. - نوشتن داستان کوتاه با نام مادر زن وکيل. - نوشتن داستان کوتاه با نام مرگ يک کارمند. - نوشتن داستان کوتاه با نام بچه تخس. - نوشتن داستان کوتاه با نام کبريت بي خطر. - نوشتن داستان کوتاه با نام چاق و لاغر. - نوشتن داستان کوتاه با نام آلماني حق شناس. - نوشتن داستان کوتاه با نام قيم. - نوشتن داستان کوتاه با نام به اقتضاي زمان. - نوشتن داستان کوتاه با نام در پستخانه. - نوشتن داستان کوتاه با نام حقوق دان. - نوشتن داستان کوتاه با نام نقل از دفتر خاطرات يک دوشيزه. - نوشتن داستان کوتاه با نام دختر آليبون. 1884- كسب مدرك دكترا در طب پس از پايان دوره ي پنج‌ساله دانشكده. - نوشتن داستان دختر سرود خوان. - تاليف داستان شبي دهشتناك. - خلق رمان فاجعه‌اي در شكار. - تاليف داستان امتحان نهايي. - انتشار نخستين مجموعه داستانهاي كوتاه به ‌صورت كتاب، تحت عنوان قصه‌هاي ملپومنه و کسب موفقيت بسيار. - عدم پرداختن جدي به فعاليتهاي پزشکي و اهتمام ويژه به نويسندگي. - نوشتن داستان نشانه افتخار. - نوشتن داستان کوتاه با نام انتقام زن. - نوشتن داستان کوتاه با نام دو نامه. - نوشتن داستان کوتاه با نام سکوت يا پر حرفي؟. - نوشتن داستان کوتاه با نام آدم مغرور. - نوشتن داستان کوتاه با نام آلبوم. - نوشتن داستان کوتاه با نام زغال سنگ روسي. - نوشتن داستان کوتاه با نام اشکهاي پنهاني. - نوشتن داستان کوتاه با نام بوقلمون صفت. - نوشتن داستان کوتاه با نام از چاله به چاه. - نوشتن داستان کوتاه با نام در گورستان. - نوشتن داستان کوتاه با نام نقاب. - نوشتن داستان کوتاه با نام شب پيش از محاکمه. - نوشتن داستان کوتاه با نام صدف. - نوشتن داستان کوتاه با نام فاجعه اي در شکار. 1885 - تاليف نمايشنامه بر شاهراه و عدم انتشار تا پس از مرگش. - چاپ داستان با نام شكارچي. - نوشتن داستان کوتاه با نام تاريخ زنده. - نوشتن داستان کوتاه با نام هر دو بهترند. - نوشتن داستان کوتاه با نام در اتاقهاي يک هتل. - نوشتن داستان کوتاه با نام زندگي زيباست. - نوشتن داستان کوتاه با نام چکمه ها. - نوشتن داستان کوتاه با نام روشنفکر کند ذهن. - نوشتن داستان کوتاه با نام از خاطرات يک ايده آليست. - نوشتن داستان کوتاه با نام داماد و پدر جان. - نوشتن داستان کوتاه با نام مهمان. - نوشتن داستان کوتاه با نام مغروق. - نوشتن داستان کوتاه با نام ديوار. - نوشتن داستان کوتاه با نام نينوچکا. - نوشتن داستان کوتاه با نام بيکار. - نوشتن داستان کوتاه با نام تهيه کننده در زير کاناپه. - نوشتن داستان کوتاه با نام مفسده جو. - نوشتن داستان کوتاه با نام در غربت. - نوشتن داستان کوتاه با نام دو روزنامه چي. - نوشتن داستان کوتاه با نام کد خدا. - نوشتن داستان کوتاه با نام ييلاقي ها. - نوشتن داستان کوتاه با نام سگ گران قيمت. 1886 - انتشار ‌اولين مجموعه‌از قصه ها به‌صورت کتاب با نام قصه هاي گوناگون. - دعوت به همکاري از طرف آلكسي سوورين، مدير روزنامه نوويه ورميا. - چاپ مطالب در نشريه‌اي جدي براي نخستين بار و کناره گيري ازمجلات و روزنامه‌هاي فكاهي. - انتشار داستان مردم نيك. - نوشتن داستان کوتاه با نام ناکامي. - نوشتن داستان کوتاه با نام جهت اطلاع شوهرها. - نوشتن داستان کوتاه با نام بزرکترين شهر روسيه. - نوشتن داستان کوتاه با نام دلتنگي. - نوشتن داستان کوتاه با نام ولوله. - نوشتن داستان کوتاه با نام فرانسوي کودن. - نوشتن داستان کوتاه با نام شوخي کوچولو. - نوشتن داستان کوتاه با نام آگافيا. - نوشتن داستان کوتاه با نام عشق. - نوشتن داستان کوتاه با نام مرد آشنا. - نوشتن داستان کوتاه با نام خوش اقبال. - نوشتن داستان کوتاه با نام مدير کل. - نوشتن داستان کوتاه با نام در مدرسه شبانه روزي. - نوشتن داستان کوتاه با نام در ييلاق. - نوشتن داستان کوتاه با نام خواننده کر. - نوشتن داستان کوتاه با نام بدبختي. - نوشتن داستان کوتاه با نام جوراب صورتي. - نوشتن داستان کوتاه با نام مسافر واگن درجه يک. - نوشتن داستان کوتاه با نام نانخورها. - نوشتن داستان کوتاه با نام واي دندانم. - نوشتن داستان کوتاه با نام مرد غير عادي. - نوشتن داستان کوتاه با نام لجن. - نوشتن داستان کوتاه با نام روياها. - نوشتن داستان کوتاه با نام واقعه. - نوشتن داستان کوتاه با نام سخنران. - نوشتن داستان کوتاه با نام تصاوير. - نوشتن نمايشنامه ي زيانهاي دخانيات. - نوشتن داستان کوتاه با نام وانکا. - نوشتن داستان کوتاه با نام خود او بود. - نوشتن داستان کوتاه با نام احساسات شديد. - نوشتن داستان کوتاه با نام اين زنها. - نوشتن داستان کوتاه با نام کفت و گويم با رييس پستخانه. - نوشتن داستان کوتاه با نام کابوس. - نوشتن داستان کوتاه با نام مهمان نا آرام. - نوشتن داستان کوتاه با نام مرگ هنرمندانه. - نوشتن داستان کوتاه با نام درباره زنها. - نوشتن داستان کوتاه با نام زن دوا خانه چي. - نوشتن داستان کوتاه با نام آنيوتا. - نوشتن داستان کوتاه با نام روزي در حومه شهر. - نوشتن داستان کوتاه با نام ايوان ماتوه يچ. - نوشتن داستان کوتاه با نام آدم هاي سخت. 1887 - شروع پيدايش علائم ابتلا به بيماري سل. - نوشتن نمايشنامه ي ايوانف. - اجراي نمايشنامه ي ايوانف ابتدا در مسكو و بعد در پترزبورگ. - نوشتن داستان با نام مجلس جشن. - انتشار داستان منتقم. - نوشتن نمايشنامه ي آواز قو. - نوشتن داستان کوتاه با نام شکنجه سال نو. - نوشتن داستان کوتاه با نام شامپاني. - نوشتن داستان کوتاه با نام سائل. - نوشتن داستان کوتاه با نام دشمنان. - نوشتن داستان کوتاه با نام جهالت. - نوشتن داستان کوتاه با نام مست ها. - نوشتن داستان کوتاه با نام بي پناه. - نوشتن داستان کوتاه با نام عمل زشت. - نوشتن داستان کوتاه با نام تيفوس. - نوشتن داستان کوتاه با نام حادثه. - نوشتن داستان کوتاه با نام مستنطق. - نوشتن داستان کوتاه با نام والوديا. - نوشتن داستان کوتاه با نام يک از خيلي ها. - نوشتن داستان کوتاه با نام از يادداشتهاي مردي تند مزاج. - نوشتن داستان کوتاه با نام زينوچکا. - نوشتن داستان کوتاه با نام فراري. - نوشتن داستان کوتاه با نام مساله. - نوشتن داستان کوتاه با نام خانه کلنگي. - نوشتن داستان کوتاه با نام حکايت خانم N.N. - نوشتن داستان کوتاه با نام بي احتياطي. - انتشار مجموعه داستان كوتاه با نام داستانهاي خال‌خالي. - انتشار مجموعه داستان با نام دمدماي غروب. - کسب جايزه پوشکين از طرف فرهنگستان روسيه بخاطر انتشار مجموعه داستان دمدماي غروب. 1888- نوشتن نخستين اثر مهم و داستان بلند با نام استپ به سبك روايي. - چاپ داستان استپ در مجله سيورنيه وستنيك، از معتبرترين مجلات روشنفكري روسيه. - چاپ داستان با نام خواب‌آلود و روايت آن از زاويه ديد يك كودك. - نوشتن داستان بحران رواني. - نوشتن داستان کوتاه با نام بيابان. - تاليف کتاب داستان با نام حادثه ناگوار. - تاليف نمايشنامه ي خرس. - نوشتن نمايشنامه ي خواستگاري. 1889- فروش كليه آثار منتشره ماركس ناشر. - تاليف کتاب داستان با موضوع خود شيفتگي با نام پرنسس. - نوشتن داستان با نام داستاني ملال‌انگيز. - انتشار داستان مهمان بي‌قرار. - نوشتن داستان کوتاه با نام شرط بندي. - تلاش فعالانه براي كمك به قحطي‌زدگان. 1890- از طريق سيبري به آغاز سفر خطرناك و خسته‌كننده به اردوگاه محكومين جزيره ساخالين و مطالعه زندگي محکومان به کار اجباري. - نوشتن داستان دزدان. - انتشار داستان گوسيف. - خلق نمايشنامه ي عروسي. 1891- انتشار داستان کوتاه با نام جزيره ي ساخالين. - نوشتن يکي از طولاني ترين داستان هايش با نام زنان دهقان. - نوشتن داستان بلند با نام دوئل. - نوشتن داستان کوتاه با نام تصاوير. - نوشتن داستاني بمنظور پرداختن به مسئله قحطي با نام همسر. - خلق نمايشنامه ي سالگرد. - عزيمت وسکونت در دهکده مليخووا بعنوان پزشک. 1892- خلق يکي از قويترين داستان هايش با نام اتاق شماره شش. - نوشتن رمان كوتاه ملخ. - نوشتن داستان کوتاه با نام در تبعيد تحت تأثير مشاهداتش در جزيره ساخالين. - نوشتن داستان جنگ تن به تن. - نوشتن داستان کوتاه با نام دوئل. - نوشتن داستان کوتاه با نام همسرم. - نوشتن داستان کوتاه با نام زن ددري. - نوشتن داستان کوتاه با نام قطعه بعد از تئاتر. 1893- انتشار داستان با نام داستاني بدون عنوان. - انتشار يکي از بد بينانه ترين رمان هايش با نام سرگذشت بي‌حاصل. 1894- انتشار کتاب با نام راهب سياهپوش. - انتشار داستان قلمرو حاكميت يك زن. - انتشار داستان با نام ويولن روتچيلد. - چاپ کتاب داستان با نام معلم ادبيات. - نوشتن داستان کوتاه با نام حکايت سر باغبان. 1895- نوشتن نمايشنامه مرغ دريايي. - نوشتن داستان سه سال. - اجراي ناموفق نمايشنامه ي مرغ دريايي در سالن تئاتر الکساندريسکي در شهر سنت پترزبورگ. - نوشتن داستان با نام آرديانا. - خلق داستان با نام آنا. - نوشتن داستان کوتاه با نام همسر. - نوشتن داستان کوتاه با نام يآنا برگردن. - نوشتن داستان کوتاه با نام آري آدنا. - تاليف کتاب داستان با نام داستان يك هنرمند. - نوشتن داستان زندگي من. 1896- نوشتن داستان خانه‌اي با نيم طبقه. - نوشتن رمان زندگي من. - اجراي نمايشنامه اي در چهار پرده با نام گاكي در مسكو.( توفيق اين نمايشنامه ، چنان بود كه تئاتر هنري مسكو كه در آن وقت در دست ساختمان بود، مرغ گاكي را علامت خود قرار داد ). - اجراي نمايشنامه ي مرغ دريايي در تئاتر دولتي پترزبورگ. 1897- ترک منطقه ميلخووو به دليل بيماري‌اش و عزيمت به سواحل جنوب کريمه و آسايشگاههاي فرانسه و آلمان. - نوشتن داستان دهقانان. - اجراي موفقيت آميز نمايشنامه ي مرغ دريايي در سالن تئاتر هنري مسکو. - انتشار داستان سفري با كالسكه. - خلق داستان بانام ماژيکها. - نوشتن داستان کوتاه با نام پچنگ. - چاپ و انتشار رمان دوئل يكي از مشهورترين آثارش و تصويري تقريباً حقيقي از آشفتگي روحي روسها در پايان قرن گذشته. - بروز خونريزي ريه بر اثر ابتلا قبلي به بيماري سل. 1898- انتشار داستان بانو و سگ كوچكش. - انتشار داستان دلبند. - چاپ و انتشار داستان از خاطرات يك پزشك. - انتشار داستان با نام مردي در جعبه. - چاپ داستان کوتاه انگور فرنگي. - انتشار و چاپ داستان با نام درباره عشق. - انتشار داستان کوتاه با نام داستان عزيزم. - چاپ داستان اييونيچ. 1899- فوت پدر در سن 39 سالگي. - انتشار کتاب داستان با نام ويلاي جديد. - نوشتن داستان کوتاه با نام عزيز دلم. - خلق نمايشنامه ي سه خواهر. - نوشتن داستان کوتاه با نام بانويي با سگ کوچولويش. - نوشتن نمايشنامه با عنوان دايي وانيا و اجراي اين نمايشنامه، براي نخستين بار در تئاتر هنري مسكو. 1900- اقامت در ايتاليا و انجام ديدارهاي زياد با تولستوي. - نوشتن داستان با نام در هنگام كريسمس. - خلق داستان کوتاه با نام دهقانان. - نوشتن و خلق داستان در دره. 1901- ازدواج در ماه مه، با يكي از هنرپيشگان تئاتر هنري مسكو به نام الگا. ل. كنيپر. - بازنويسي داستان مردم نيك براي چاپ در مجموعه آثارش. - اجراي نمايشنامه ي سه خواهر. 1902- استعفا از عضويت در آكادمي علوم روسيه براي اعتراض به لغو عضويت گورکي. ( تحت فشار حكومت، عضويت گوركي را در آن آكادمي لغو شده بود ) - خلق نمايشنامه ي بلند با عنوان دايي وانيا. 1903- انتشار داستان نامزد در ماه دسامبر، يعني هفت ماه پيش از مرگش. 1904- شروع دوران سخت بيماري. - نوشتن و انتشار نمايشنامه ي باغ آلبالو. - حضور در اولين شب اجراي نمايشنامه ي باغ آلبالو. - سکونت در آسايشگاهي در جنگل هاي سياه آلمان در منطقه بادن ويلر به توصيه پزشکان معالجش. - اقامت سه هفته اي در آسايشگاه و فوت در شب دوم ژوئيه. - انتقال جسدش به مسكو و دفن در صومعه نووو ـ دويچ، در قسمت مربوط به هنرمندان. 1914: دستنويس نمايشنامه ي پلاتونوف ، در يكي از گاوصندوقهاي بانك مسكو به دست آمد. نمايشنامه مذكور، بي‌عنوان بود. بنابراين، در چاپهاي مختلف، عنوانهاي گوناگوني همچون پلاتونوف ، نمايشنامه بي‌عنوان ، اين پلاتونوف ديوانه و غيبت پدران به چاپ رسيد. اين نمايشنامه، در زمان حيات چخوف، هرگز به نمايش درنيامد. نخست در 1923 به همت بلچيكوف منتشر شد. نامه الكساندر چخوف به برادرش، در تاريخ 14 اكتبر 1878، ثابت مي‌كند كه چخوف اين نمايشنامه را زماني كه هجده سال داشته و شاگرد دبيرستان بوده، نوشته است. آثار نمايشنامه اي: - بي پدري / نمايشنامه در چهار پرده - در جاده بزرگ / اتود دراماتيک در يک پرده - آواز قو (کالخاس) / اتود دراماتيک در يک پرده -ايوانف / کمدي در چهار پرده - خرس / کمدي در يک پرده - خواستگاري / کمدي در يک پرده - ايوانف / درام در چهار پرده - تاتيانا رپينا / درام در يک پرده - بازيگر تراژدي عليرغم ميل خود / کمدي در يک پرده - عروسي / صحنه اي در يک پرده - غول جنگلي / کمدي در يک پرده - سالگرد / کمدي در يک پرده - مرغ دريايي / کمدي در چهار پرده - داني وانيا / صحنه هايي از زندگي روستايي در چهار پرده - سه خواهر / درام در چهار پرده - در مضار توتون / صحنه تک گويي در يک پرده - باغ آلبالو / کمدي در چهار پرده

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

هوشنگ گلشيري در سال 1316در اصفهان به‌دنيا آمد. در سال 1321همراه با خانواده به آبادان رفت. از سال 1321تا 1334در آبادان اقامت داشت که اين دوره از زندگيش را بايد شكل‌دهندهُ حيات فكري و احساسي او دانست. پدرش كارگر بنا، سازندهُ مناره‌هاي شركت نفت بود، و ما مدام از خانه‌اي به خانهُ ديگر مي رفتند. از سال 1334 تا 1352 هم در اصفهان زيسته است.گلشيري اولين داستانش را در سال 1337زماني که در دفتر اسناد رسمي کار مي کرد نوشت. پس از گرفتن ديپلم، معلم شد، در دهي دورافتاده در سرراه اصفهان به يزد. گلشيري در سال 1338 تحصيل در رشتهُ ادبيات فارسي را در دانشگاه اصفهان آغاز كرد. آشنايي با انجمن ادبي صائب در همين دوره نيز اتفاقي مهم در زندگي او بود. شركت در جلسات انجمن صائب زمينه‌ساز آشنايي با برخي اهل قلم آن روز اصفهان شد كه در نشست‌هاي ادبي ديگر تداوم يافت. آشنايي با برخي فعالان سياسي در اين جلسات او را وارد عرصهُ فعاليت سياسي كرد كه به دستگيري‌اش در اواخر سال 1340 انجاميد. در پايان شهريور 1341 از زندان آزاد و در همان سال از دانشكدهُ ادبيات دانشگاه اصفهان فارغ‌التحصيل شد. در اين زمان ديگر چند شعر و يك داستان از او در مجلات پيام نوين، فردوسي، و كيهان هفته به چاپ رسيده بود. اين نشست‌هاي ادبي كه به دليل حساسيت ساواك در خانه‌ها ادامه يافت، هستهُ اصلي جنگ اصفهان شد. از شمارهُ دوم ابوالحسن نجفي، احمد مير علايي، ضياء موحد و بعدتر تعدادي از نويسندگان و شاعران جوان به حلقهُ همكاران پيوستند. جنگ اصفهان كه اين جمع را به عنوان قطبي در ادب معاصر شناساند كمابيش با همين تركيب تا سال 1360 در يازده شماره منتشر شد. گلشيري تعدادي از داستان‌هاي كوتاه و چند شعر خود را در شماره‌هاي مختلف جنگ به چاپ رساند. در سال 1347، اين داستان‌ها را در مجموعهُ مثل هميشه منتشر كرد. گلشيري و تعدادي از ياران جنگ اصفهان، در سال 1346، همراه با عده‌اي ديگر از اهل قلم در اعتراض به تشكيل كنگره‌اي فرمايشي از جانب حكومت وقت بيانيه‌اي را امضا كردند و با تشكيل كانون نويسندگان ايران در سال 1347 به عضويت آن درآمدند. در سه دوره فعاليت كانون در جهت تحقق آزادي قلم و بيان و دفاع از حقوق صنفي نويسندگان، گلشيري همواره از اعضاي فعال آن باقي ماند. در دوره‌هاي دوم و سوم فعاليت كانون، به عضويت هئيت دبيران نيز انتخاب شد. رمان شازده احتجاب را در سال 1348، و رمان كريستين و كيد را در سال 1350 منتشر كرد. در اواخر 1352، براي بار دوم به مدت شش ماه به زندان افتاد و به مدت پنج سال نيز از حقوق اجتماعي، از جمله تدريس محروم شد. ناچار در سال 1353 به تهران آمد. در تهران با بعضي از ياران قديمي جنگ كه ساكن تهران بودند و عده‌اي ديگر از اهل قلم جلساتي هفتگي برگزار كردند. مجموعه داستان نمازخانهُ كوچك من (1354) ، و جلد اول رمان برهُ گمشدهُ راعي (1356) حاصل همين دوره بود. در سال 1354، نمايشنامه‌اي از او به نام سلامان و ابسال به روي صحنه آمد. اين نمايشنامه هنوز منتشر نشده است. در سال 1356، تدريس در گروه تئاتر دانشكدهُ هنرهاي زيباي دانشگاه تهران را به صورت قراردادي آغاز كرد. در پائيز همين سال، گلشيري در ده شب شعري كه كانون نويسندگان ايران‌با همكاري انجمن فرهنگي ايران و آلمان - انستيتو گوته - در باغ اين انجمن بر پا داشت، سخنراني‌اي با عنوان جوانمرگي در نثر معاصر فارسي ايراد كرد. در بهمن همين سال، برندهُ جايزهُ فروغ فرخزاد شد. در تابستان 1357، براي شركت در طرح بين‌المللي نويسندگي به آيواسيتي در آمريكا سفر كرد. در چند ماه اقامت در خارج از كشور در شهرهاي مختلف سخنراني كرد و در زمستان 1357، پس از بازگشت به ايران، به اصفهان رفت و تدريس در دبيرستان را از سر گرفت. گلشيري در بهمن 1358 معصوم پنجم را منتشر كرد. سال 1361 آغاز انتشار گاهنامهُ نقد آگاه بود. مطالب اين گاهنامه را شورايي متشكل از نجف دريابندري، هوشنگ گلشيري، باقر پرهام و محسن يلفاني (بعدتر، محمدرضا باطني) انتخاب مي‌كردند. انتشار اين نشريه تا سال 1363 ادامه يافت. در اواسط سال 1362، گلشيري جلسات هفتگي داستان‌خواني را كه به جلسات پنج‌شنبه‌ها معروف شد، با شركت نسل جوان‌تر داستان‌نويسان آغاز كرد. در اين جلسات كه تا اواخر سال 1367 ادامه يافت،نويسندگاني چون اكبر سردوزامي، مرتضي ثقفيان، محمود داوودي، كامران بزرگ‌ نيا، يارعلي پورمقدم، محمدرضا صفدري، اصغر عبداللهي، قاضي ربيحاوي، محمد محمدعلي، ناصر زراعتي، رضا فرخفال، آذر نفيسي، بيژن بيجاري، عبدالعلي عظيمي، علي موذني، عباس معروفي، منصور كوشان، شهريار مندني‌پور، منيرو رواني‌پور شركت داشتند. در اين جلسات آثار منتشر شده‌اي از شهرنوش پارسي‌پور، سيمين دانشور، تقي مدرسي، محمود دولت‌آبادي، رضا جولايي، ابوالحسن نجفي، رضا براهني، نجف دريابندري و اكبر رادي نيز با حضور خود آنها نقد و بررسي شد. جبه‌خانه در سال 1362 و حديث ماهيگير و ديو در سال1363 منتشر شد. گلشيري از اواخر سال 1364، با همكاري با مجلهُ آدينه از اولين شمارهُ آن، و پس از آن، دنياي سخن، و پذيرش مسئوليت صفحات ادبي مفيد براي ده شماره (65 تا 66) دور تازه‌اي از كار مطبوعاتي خود را در حالي آغاز كرد كه انتشار اين نشريات سرآغاز فضاي تازه‌اي در مطبوعات ادبي بود. سردبيري ارغوان كه فقط يك شماره منتشر شد (خرداد 1370)، و سردبيري و همكاري باچند شمارهُ نخست فصلنامهُ زنده رود (1371 تا 1372) ادامهُ فعاليت‌‌هاي مطبوعاتي او تا پيش از سردبيري كارنامه بود. در سال 1368، در اولين سفر به خارج از كشور پس از انقلاب براي سخنراني و داستان‌خواني به هلند (با دعوت سازمان آيدا)، و شهرهاي مختلف انگستان و سوئد رفت. در سال 1369 نيز براي شركت در جلسات خانهُ فرهنگ‌ هاي جهان در برلين به آلمان سفر كرد. در اين سفر در شهرهاي مختلف آلمان، سوئد، دانمارك و فرانسه سخنراني و داستا‌ن‌خواني كرد. در بهار 1371 به آلمان، امريكا، سوئد، بلژيك و در بهمن 1372 هم به آلمان، هلند، بلژيك سفر كرد. مجموعه داستان پنج‌گنج در سال 1368 (سوئد) فيلمنامهُ دوازده رخ در سال 1369، رمان‌هاي در ولايت هوا در سال 1370 (سوئد)، آينه‌‌هاي دردار (امريكا و ايران) در سال 1371، مجموعه داستان دست تاريك،دست‌روشن در سال 1374،و در ستايش شعر سكوت (دو مقالهُ بلند در بارهُ شعر) در سال 1374 منتشر شد. گلشيري تدريس ادبيات داستاني را كه پس از اخراج از دانشگاه مدت كوتاهي دردفتر مجلهُ مفيد ادامه داده بود، در سال 1369 با اجارهُ محلي در تهران و برگزاري كلاس‌هاي آموزشي و جلسات آزاد ماهانه از سر گرفت. در اين دوره كه به دورهُ تالار كسري معروف شد، ابوالحسن نجفي،م.ع. سپانلو و رضا براهني نيز به دعوت گلشيري كلاس‌هايي برگزار كردند. در كنار ادبيات و نقد معاصر، ضرورت شناخت متون كهن نيز از دلمشغولي‌هاي گلشيري بود. او به همراه دوستاني از اهل قلم در جلساتي هفتگي، كه از سال 1361 آغاز شد و پانزده سالي ادامه داشت، بسياري از آثار كلاسيك فارسي را بازخواني و بررسي كرد. در فروردين 1376، اقامتي نه‌ماهه در آلمان به دعوت بنياد هاينريش بل فرصتي شد براي به پايان رساندن رمان جن‌نامه كه تحرير آن را سيزده سال پيشتر آغاز كرده بود. در همين دوره، براي داستان‌خواني و سخنراني به شهرهاي مختلف اروپا رفت و جايزهُ ليليان هلمن/ دشيل همت را نيز دريافت كرد. در زمستان 1376، رمان جن‌نامه (سوئد) و جدال نقش با نقاش انتشار يافت. گلشيري سردبيري ماهنامهُ ادبي كارنامه را در تابستان 1377 پذيرفت و نخستين شمارهُ آن را در دي ماه همين سال منتشر كرد. در اين دوره جلسات بررسي شعر و داستان نيز به همت او در دفتر كارنامه برگزار مي‌شد. يازدهمين شمارهُ كارنامه به سردبيري او پس از مرگش در خرداد 1379 منتشر شد. گلشيري در دوازدهم تيرماه 1378 جايزهُ صلح اريش ماريا رمارك را در مراسمي در شهر ازنابروك آلمان دريافت كرد.اين جايزه به پاس آثار ادبي و تلاش‌هاي او در دفاع از آزادي قلم و بيان به او اهدا شد.در مهر ماه همين سال در آخرين سفرش در نمايشگاه بين‌المللي كتاب فرانكفورت شركت كرد. سپس براي سخنراني و داستان‌خواني به انگلستان رفت.مجموعهُ مقالات باغ در باغ در پاييز 1378 منتشر شد. به دنبال يك دورهُ طولاني بيماري، كه نخستين نشانه‌هاي آن از پاييز 1378 شروع شده بود، هوشنگ گلشيري در 16 خرداد 79 در بيمارستان ايرانمهر تهران در گذشت و در امامزاده طاهر در مهر شهر كرج به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

بازیگر، كارگردان، مترجم. تولد: 1275، تهران. درگذشت: 1360، تهران. رفیع حالتى تحصیلاتش را در مدرسه‏ى سن‏لویى گذراند. وى از سال 1288 با شركت در نمایش «رستاخیز» كار خود را در تئاتر آغاز كرد. وى در سفارشى كه براى طراحى صحنه‏ى نمایشنامه‏ى «رستاخیز» در مدرسه‏ى رستاخیز به مدرسه كمال‏الملك از طرف سید على‏خان نصر داده شده بود، توسط استادش به نصر معرفى شد و این آغاز ورود جدى او به تئاتر بود. در پاییز سال 1300 نقش كلفت را در «مریض خیالى» اثر مولیربه عهده داشت. به سال 1305 كه جامعه‏ى باربد توسط اسماعیل مهرتاش تأسیس شد، حالتى از اعضاى فعال این جمیعت شد و در كلاس تئاتر آن مؤسسه در رشته‏ى دكلاماسیون تدریس مى‏كرد. حالتى از ابتداى تأسیس هنرستان هنرپیشگى تهران در سال 1318 معلم تاریخ لباس، چهره‏پردازى و طراحى صحنه بود. از جمله آثارى كه وى ترجمه یا اقتباس یا نگارش كرده است مى‏توان از نمایشنامه‏هاى زیر نام برد: قائم مقام؛ لمبك آب فروش؛ ولگرد؛ خانم لال؛ دكتر اقدسى و شوهرش؛ عروسك پشت پرده؛ اشتباه لپى؛ اصفهانى چلمن؛ پیر كفتار؛ تیر به قلب خورده؛ كوزه‏ى عسل؛ تاجر ونیزى. وى همچنین با همكارى و فعالیت در شركت كمدى ایران، شركت كمدى اخوان، دایره‏ى نمایش سازمان پرورش افكار، تدریس در هنرستان نقاشى پسران و دختران، تدریس در هنرستان كمال‏الملك و تأسیس اتحادیه‏ى هنرپیشگان سال‏ها به كار هنرى پرداخت. او با شركت در نمایشنامه‏هاى: «خاقان مى‏رقصد»، «سایه‏ى جرم»، «تاجر ونیزى»، «خسیس»، «اصفهانى چلمن»، «افتضاح»، «عشاق پریشان»، «كوزه‏ى عسل» سال‏ها روى صحنه‏هاى تئاترهاى شهر ایفاى نقش نمود. وى همچنین در كار بازیگرى و كارگردانى سینما نیز فعالیت داشت. از جمله فیلم‏هاى وى مى توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: «براى تو»، «عروسك پشت پرده»، «ستارگان مى‏درخشند»، «پستچى» (كارگردانى)؛ «آهنگ دهكده»، «عشق بزرگ»، «گرگ صحرا »، «آقاى قرن بیستم»، «مسیر رودخانه»، «گنج قارون»، «مرد نامرئى»، «مومیایى»، «سوغات فرنگ»، «طوفان نوح»، «دروازه‏ى تقدیر»، «زیر گنبد كبود»، «دالاهو»، «دختر طلا»، «هفت شهر عشق»، «بر آسمان نوشته»، «یوسف و زلیخا»، «قوز بالاقوز»، «رقاصه‏ى شهر»، «كلبه‏اى در آن سوى رودخانه»، «محلل»، «معركه»، «عاصى»، «بى‏گناه»، «غیرت»، «فرى دست قشنگه»، «امشب اشكى مى‏ریزد» و مجموعه‏ى تلویزیونى «ایران در جنگ جهانى دوم». (1360 -1278 / 1275 ش)، مترجم، نویسنده، كارگردان و بازیگر تئاتر. مشهور به استاد رفیع حالتى. ملقب به حجار. تحصیلاتش را در مدرسه‏ى سن‏لویى گذراند، سپس در مدرسه‏ى كمال‏الملك به آموختن نقاشى پرداخت. بازى در تئاتر را از سال 1288 ش با نمایش رستاخیز سلاطین آغاز كرد. از سال 1301 ش در شركت كمدى ایران، و از سال 1303 ش در شركت كمدى اخوان، و شركتهاى جامعه‏ى باربد و دایره‏ى نمایش سازمان پرورش افكار فعالیت كرد. در هنرستان هنرپیشگى تهران به تدریس پرداخت. حالتى، مؤسس اتحادیه‏ى هنرپیشگان بود. از جمله آثار او نمایشنامه‏هاى: «كشتن خلیفه معتصم»؛ «ایمان»؛ «شاه‏عباس»؛ «محمودآقا را وكیل كنید»؛ «بازرس گوگول»، خاقان مى‏رقصد»؛ «تاجر ونیزى»؛ و فلیمهاى: «عروسك پشت پرده»؛ «پستچى»؛ «ولگرد»؛ «قائم مقام»؛ «خانم لال».[1]

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1353 -1281 ش)، حقوقدان، ادیب و نویسنده. در محلات به دنیا آمد پس از اتمام تحصلات وارد دادگسترى و شغل قضاوت شد. وى در دوره‏هاى پانزدهم و شانزدهم نماینده‏ى خرم‏آباد در مجلس شوراى ملى بود و از اواخر 1329 ش به همكارى با دكتر مصدق پرداخت و از زمره‏ى یازده نماینده‏اى بود كه طرح ماده‏ى واحده‏ى ملى كردن نفت را به مجلس پیشنهاد كردند. او همچنین مدتى استاندارى تهران و گیلان و اصفهان را به عهده داشت. سرانجام در تهران بر اثر حمله‏ى قلبى درگذشت. از آثارش: «از رابعه تا پروین»؛ «مكتب سعدى»؛ «عقاب كمازان یا كریم خان زند»، از مرگ نادر... تا شكست علیمردان خان؛ «آیین و رویه دادرسى مدنى»؛ «آیین و رویه دادرسى كیفرى»؛ «وزیران محبوس و مقتول».[1] در 1281 ش متولد شد. پدرش آقا سید محمد كوچك در دستگاه امیر مفخم بختیارى، سمت پیشكارى داشت. سید محمد على تحصیلات خود را در حد مدرسى انجام داد و از مدرسه عالى حقوق لیسانس گرفت و به خدمت قضاوت مشغول شد. تمام مراحل قضائى را طى كرد. مدتت‏ها دادستان و رئیس دادگسترى در شهرستان‏ها بود. در 1325 مدیر كل بازرسى وزارت دادگسترى شد. در دوره‏ى پانزدهم از خرم‏آباد به وكالت مجلس رسید و در دوره‏ى شانزدهم این سمت را حفظ كرد. در دوره‏ى اخیر ابتدا از حكومت رزم‏آرا طرفدارى مى‏نمود، بعد به دكتر مصدق نزدیك شد و عضویت جبهه ملى را پذیرفت ولى با تمام این احوال، در دوره‏ى هفدهم به مجلس راه پیدا نكرد و در عوض، دكتر مصدق او را به كار اجرائى گمارد. ابتدا استاندارى گیلان را به او دادند، سپس استاندارى اصفهان به او واگذار شد. در 28 مرداد 1332 در اصفهان بود، مورد تعرض عده‏اى قرار گرفت. چون جانش در خطر بود در منزل دكتر حكمى چند روز به حالت اختفا مى‏زیست، سرانجام دستگیر شد. مدتى در زندان بود تا آزادش كردند. تدریجا به شغل وكالت دادگسترى اشتغال ورزید و در جبهه ملى هم فعالیت مى‏كرد. در كار وكالت با هدایت‏الله متین دفترى نوه‏ى دخترى مصدق همكارى داشت و چون هم فكر سیاسى هم بودند، دست به اقداماتى زدند كه مورد تعقیب قرار گرفته و مدتى در بازداشت بسر برد. وفات او در 1355 اتفاق افتاد. كتابى از وى به نام از رابعه تا پروین كه شرح حال زنان شاعره است، و كتاب عقاب كامازون و چند تألیف دیگر باقى مانده است. چند ماهى نیز در فترت مجلس پانزدهم و شانزدهم از طرف ساعد نخست‏وزیر وقت، رئیس اداره كل انتشارات و تبلیغات شد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1365 -1279 ش)، نویسنده، محقق و مترجم. در رشت به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتى را در زادگاهش در مدرسه‏ى كشاورزى و سپس در مدرسه‏ى آلیانس فرانسه در تهران به پایان برد. وى در نوجوانى براى روزنامه‏ها و مجلات رشت مقاله مى‏نوشت. كشاورز مدتى با كنسول‏گرى روس در رشت همكارى داشت و زبان روسى را همان جا آموخت. او علاوه بر زبان‏هاى تركى، روسى و فرانسه با زبان‏هاى انگلیسى و عربى نیز آشنا بود. وى مدتى معلم زبان فارسى در مدرسه‏ى مبلغین آمریكایى رشت بود. از اقدامات فرهنگى او تأسیس انجمن فرهنگى در رشت بود. وى پس از چندى به تهران آمد و در كنگره‏ى نویسندگان سمت منشى داشت و در همان جا با دهخدا و بهار و نیما یوشیج آشنا شد. او بیش از هفتاد سال از عمرش را به تألیف و ترجمه گذراند و كتابهاى زیادى از زبان‏هاى روسى و فرانسه به فارسى ترجمه كرد. عاقبت در تهران از دنیا رفت. از آثار وى: «تاریخ ماد»، ترجمه؛ «امضاى مرموز»، ترجمه؛ «بلا»، ترجمه؛ «دشمنان»، ترجمه؛ «اشكانیان»، ترجمه؛ «تركستان نامه»، ترجمه؛ «عشق بى پیرایه»، ترجمه؛ «نهضت سربداران در خراسان»، ترجمه؛ «اسلام در ایران»، ترجمه؛ «حسن صباح»؛ «گیلان»؛ «هزار سال نثر پارسى»، در پنج مجلد؛ «چهارده ماه در خارك».[1] نویسنده، محقق، مترجم. تولد: 1279، رشت. درگذشت: 1365 18، تهران. كریم كشاورز در مدرسه‏ى كشاورزى رشت و بعدها در آلیانس فرانسه در تهران تحصیل كرد. وى فعالیت فرهنگى خود را با مقاله‏نویسى در روزنامه‏هاى رشت آغاز كرد و توانست در آن شهر انجمن فرهنگ رشت را دایر كند. احاطه‏ى اصلى كشاورز به زبان روسى و فرانسوى بود. علاوه بر این به زبان گیلكى، تركى، انگلیسى و عربى آشنایى داشت. كشاورز بیش از هفتاد سال از عمر خود را به ترجمه و تألیف گذرانید و اصولا گذران زندگى او از این راه بود. كریم كشاورز از اعضاى هئیت رئیسه «نخستین كنگره‏ى نویسندگان ایران» بود. داستان‏هاى مجموعه فى مدة المعلوم (1355) حاصل دوران تبعید او در یزد (در سال‏هاى آخر حكومت رضاشاه) است. از آثار ترجمه اوست: آبیارى در تركستان (بارتولد، 1350)؛ آشغالدونى (كارولینا ماریاژروس، 1351)؛ اشكانیان (دیاكونوف، 1344)؛ افسانه‏هاى كردى (رودنكو، 1352)؛ امضاى مرموز (ژرژ سیمنون، 1341)؛ باران سیاه (ماسودزى ایبوسه، 1356)؛ بازى مرگ (استانلى گاردنر، 1342)؛ بلا (میخائیل لرمانتوف، 1325)؛ تاریخ ماد (ایگور میخائیلوویچ لرمانتوف، 1345)؛ تاریكى گرتلى (1345)؛ حسن صباح (براى نوجوانان، 1345)؛ چهارده ماه در خارك (1363)؛ خاطرات جنگ (شارل دوگل، 1342)؛ دشمنان (ماكسیم گوركى، 1326)؛ دوبروسكى (پوشكین، 1324)؛ دوران كودكى (ماكسیم گوركى، 1330)؛ رساله‏ى سلطانعلى مشهدى در خوشنویسى (1356)؛ روستایئان، روشنى‏ها، داستان مرد ناشناس (چخوف، 1323)؛ زارع شیكاگو (مارك تواین، از متن ترجمه شده‏ى فرانسه، 1329)؛ شبى در چهارراه (ژرژ سیمنون، 1341)؛ شهریار كوهسار (ادمون آبو، 1343)؛ عشق بى‏پیرایه (وانداوسیلوسكایا، 1346)؛ قربانعلى بك و نه داستان دیگر (محمد قلى‏زاده، 1355)؛ قهرمان دوران (میخائیل لرمانتوف، 1331)؛ كار دو طناب (ژرژ سیمنون، 1342)؛ كشاورزى و مناسبات ارضى در ایران در عهد مغول (ایلیا پاولوویچ پطروشفسكى، 1341)؛ كودكى، نوباوگى جوانى (تولستوى، 1345)؛ گزیده‏ى مقالات تحقیقى (بارتولد، 1358)؛ گیلان (براى جوانان، 1347)؛ لبخند بخت (گى دوموپاسان، 1341)؛ لنین (ماكسیم گروكى، 1323)؛ مقدمه‏ى فقه اللغه ایرانى (ارانسكى، 1358)؛ موژیك‏ها (آنتوان پاولویچ چخوف، 1323)؛ موضوع روسیه (كنستانتین سیمونوف، 1326)؛ نهضت سربداران در خراسان (پطروشفسكى، 1341)؛ وجدان گمشده (ترجمه داستان‏هایى از روسى، 1355)؛ هزار سال نثر فارسى پنج جلد، (1345)؛ یادداشت‏هاى حسنك یزدى در سفر گیلان (1350).

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1371 -1299 ش)، نویسنده، مترجم و شاعر. وى در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در مدرسه‏ى ژاندارك به پایان رساند، سپس از دانشسراى عالى تهران در رشته‏ى ادبیات فرانسه و فارسى موفق به اخذ لیسانس گردید. به منظور ادامه‏ى تحصیلات به پاریس رفت و بعد از چند سال به ایران بازگشت. وى به مدت دو سال مجله‏ى «بانو» را به مدیریت خود در تهران نشر داد كه نخستین نشریه‏ى اختصاصى بانوان محسوب مى‏شود. او دو دوره به نمایندگى مردم تهران در مجلس شوراى ملى برگزیده شد. و از اعضاى موسس شوراى عالى جمعیت زنان بوده است. مقالات و اشعار او در نشریات كشور به چاپ رسیده است. وى در تهران وفات یافت. از آثار او است: ترجمه‏اى از آثار لافونتن به نام «قصه‏هاى لافونتن» (برنده‏ى حایز یونسكو)؛ ترجمه‏ى «شطرنج باز»؛ ترجمه‏ى «كازانوا» و مجموعه‏ى شعر به نام «ترانه‏ى من».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1296 ش)، شاعر و نویسنده. در شهر كاشان به دنیا آمد. از كودكى تا بیست سالگى در نانوایى مشغول كار بود، تا اینكه به فكر سوادآموزى افتاد و به كلاسهاى اكابر در مدرسه‏ى سعدى رفت و خواند و نوشتن آموخت. از همان زمان به سرودن شعر پرداخت و در انجمنهاى ادبى شركت جست. آثار وى: «دیوان» اشعار؛ «ارمغان كاشان»، درباره‏ى شعراى كاشان؛ «گل افشان»، شامل مصایب و مراثى؛ «سروده‏هاى انقلابى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1346 -1260 ش)، نویسنده. ملقب به محتشم السلطان. در سویس تكمیل تحصیلات كرد و پس از بازگشت به تهران به مشاغل مختلفى گمارده شد. خان ملك در پایان عمر به فرانسه رفت و در سن 86 سالگى در همانجا در گذشت و جنازه‏اش در سوهانك شمیران به خاك سپرده شد از آثار وى: «سیاستگران عصر قاجار»؛ «دست پنهان سیاست انگلیس در ایران»؛ «یادبودهاى سفارت اسلامبول»؛ «تاریخ روابط ایران و عثمانى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1299 ق)، شاعر و نویسنده. از مشاهیر منشیان و مورخان دوره‏ى ناصرى، پدرش نیز از فضلاى دوره‏ى فتحعلى شاه بود. وى در دستگاه دولتى كار مى‏كرد، مدتى منشى دفتر وزارت خارجه بوده است. در شاعرى نیز دست داشت و به لقب خود تخلص مى‏كرد. وى در تهران درگذشت و در نجف به خاك سپرده شد. مهمترین آثار بدایع‏نگار عباتند از: «فیض الدموع»، كه مقتلى است به فارسى، ترجمه‏ى «الله‏وف» سید بن طاووس؛ «عقداللآلى»، به فارسى در تاریخ عصر ناصرالدین شاه؛ «عبرة للحافرین»، كه در آن به رویدادهاى سال قحطى 1288 ق و نتایج آن پرداخته؛ «ترجمه‏ى نامه حضرت على (ع) به مالك اشتر» و مثنوى «خسروى‏نامه» در بحر متقارب.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(530 -449 ق)، نویسنده، صوفى. در خراسان به دنیا آمد و از امام الحرمین فقه و اصول آموخت. از یاران ابوالحسن بستى بود. از عایشه بنت بسطامى و موسى بن عمران صوفى و دیگران روایت كرد و ابومحمد بن خشاب و ابن‏عساكه و ابواحمد بن سكینه از او حدیث روایت كرده‏اند. وى در خراسان به شهرت رسید اما گوشه‏نشینى گزید. از آثارش: «لطایف الاذهان»، در تفسیر قرآن؛ «علم الصوفیه»؛ «سلوة الطالبین»، در سیر سید المرسین؛ «اربعین حدیثاً».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1293 ش)، نویسنده، محقق و شاعر، متخلص به مؤتمن. اصلش از كاشان است و نسبش به فتحعلى خان صبا (ملك‏الشعراء) مى‏رسد. در تهران به دنیا آمد. پس از تحصیلات متوسطه در كالج البرز، تحصیلات عالى خود را در دو رشته‏ى ادبیات فارسى و زبان انگلیسى ادامه داد. وى در 1320 ش در استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در دبیرستان البرز به تدریس مشغول شد. او در شعر فارسى به سعدى و صائب بیش از دیگران توجه مى‏نمود. از آثارش: مجلدات دهگانه «آشیان عقاب» شامل: «دلیران شب»، «بوته‏ى گل سرخ»، «شوهر غیور»، «زنده بگور»، «گرداب زنده رود»، «فدائیان رودبار»، «مادر دیوانه»، «پس از ده سال»، «آخرین یادگار» و «گنج قارون»؛ «تحول شعر فارسى»؛ «برگى چند از دفتر زندگى»، شعر و نثر؛ «گوهرهاى راز ازدریاى اندیشه‏ى صائب»، مجموعه‏اى از اشعار برگزیده‏ى صائب تبریزى؛ «تحقیق ادبى راجع به صائب»، پیرامون اوضاع و احوال به وجود آمدن سبك هندى؛ «شعر و ادب فارسى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س سوم ق)، نویسنده. از آثار وى «داتستان دینیك» در حدود سال 250 یزدگردى نوشته شد و شامل 92 پاسخ كه وى به پرسشهاى مختلف اخلاقى، دینى و قضایى میترو خورشید پسر آترومهان و دیگر زرتشتیان داده است. این كتاب در سلسله‏ى كتب مقدس شرقى، به انگلیسى ترجمه شده است. وى چند رساله‏ى پهلوى دیگر هم در باب آداب و مناسك دینى دارد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1372 -1299 ش)، مترجم، نویسنده و روزنامه نگار. وى در تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره‏ى مقدماتى، تحصیلات خود را در رشته‏ى معقول و منقول ادامه داد. پس از کسب لیسانس، براى ادامه تحصیل در رشته‏ى روزنامه نگارى، به مصر رفت و در این فرصت توانست در زبان عربى تبحر یابد. نویسندگى را با کار در روزنامه‏ى «امید» آغاز کرد. وى در شمار قدیمى‏ترین روزنامه‏نگاران و مدتى سردبیر مجلات «صبا» و «وحید» بود و سرانجام به همکارى با روزنامه‏ى «اطلاعات» پرداخت و فعالیتى نزدیک به پنجاه سال با این روزنامه داشت. کسمایى به زبان‏هاى فرانسوى، انگلیسى و عربى مسلط بود و علاوه بر تألیفاتش تعدادى کتاب نیز ترجمه کرده است. وى سرانجام در هفتاد و سه سالگى درگذشت. از آثارش: «عشق بزرگان»، ترجمه و تألیف؛ «بالتازار»، ترجمه؛ «خدایان عشق اشک مى‏ریزند»، ترجمه؛ «دنبال زن»، ترجمه از عربى؛ «روانشناسى در خدمت بشر»، ترجمه؛ «گلهاى وحشى»، ترجمه؛ «مرد خون آشام»، ترجمه؛ «احوال و آثار فرانکلین»؛ «از چند نویسنده‏ى بزرگ دنیا»؛ «پریچهرگان تاریخ»؛ «جهنم دره»؛ «علل شکست آلمان، جاسوس انگلیسى»؛ «قرن دیوانه»، بحران تمدن فرهنگ و نادانى‏هاى دوران دانش.[1] مترجمه، نویسنده، روزنامه‏نگار. تولد: 1299، تهران. درگذشت: 16 بهمن 1372. على‏اکبر کسمایى پس از گذراندن دوره‏ى مقدماتى و کسب مدارک لیسانس در رشته‏ى ادبیات، تحصیلات خود را در رشته‏ى معقول و منقول پى گرفت. خدمت مطبوعاتى را از سال 1316 با مؤسسه‏ى «اطلاعات» آغار کرد. مدتى نیز نمایندگى و نویسندگى روزنامه‏ى «اطلاعات» را در مصر بر عهده گرفت. کسمایى از پایه‏گذاران مجله‏ى «اطلاعات هفتگى» بود و طى خدمت مطبوعاتى خود با روزنامه‏ها و مجلات (و از جمله «جوانان») به عنوان نویسنده و منتقد همکارى داشت. مدتى سردبیرى روزنامه‏ى «امید» و زمانى نیز سردبیرى مجلات «صبا» و «وحید» را به عهده داشت. مدت‏ها نیز برنامه‏هاى مختلف رادیو ایران، از جمله «برنامه جوانان» را اداره مى‏کرد. در ترجمه هم دستى داشت. علاوه بر آن چندى رییس اداره‏ى انتشارات هواپیمایى ملى و پس از آن رایزن مطبوعاتى ایران در قاهره بود. در سال 1322 به سبب تألیف کتاب آئین کامیابى به عنوان بهترین کتاب سال به دریافت جایزه‏ى سلطنتى نایل آمده است. از دیگر تألیفات کسمایى مى‏توان از جهنم دره؛ قرن دیوانه؛ عشق بزرگان؛ گل‏هاى وحشى؛ روان‏شناسى در خدمت بشر؛ و نیشخندهاى آناتول فرانس (ترجمه) نام برد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده. كسرى داراى آثارى است از جمله: «تاریخ نظامى»؛ «جنگ بین‏المللى»؛ «جنگ شیمیایى»؛ «دستور كمكهاى نخستین به مجروحین و بیماران»؛ «نقشه‏ى تاریخ جنگ بین‏المللى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1269- مقتول 1324 ش)، مورخ، ادیب، نویسنده و استاد دانشگاه. وى در خانواده‏اى روحانى در تبریز به دنیا آمد. مقدمات علوم و ادبیات عرب را در مدارس قدیم و زبان انگلیسى را در مدرسه‏ى آمیریكایى تبریز فراگرفت. وى بعدها در همان مدرسه به تدریس پرداخت، و در آنجا با مبلغان مسیحى، در دفاع از اسلام، مباحثات مى‏كرد. بعد از اعضاء حزب دمكرات شد و به تهران تبعید گردید. او مدتى به كار در دادگسترى پرداخت و مناصبى را نیز عهده‏دار بود. از 1312 تا 1320 ش به نشر روزنامه‏ى «پرچم» پرداخت. در دانشكده‏ى الهیات نیز به تدریس تاریخ اشتغال داشت ولى به سبب بدگویى‏هایى كه از شعر و شاعرى و عرفان و ادب ایرانى كرده بود با استادى او مواقت نشد. وى با زبان پهلوى و ارمنى و فرانسه آشنایى داشت. كسروى در زمینه‏هاى مختلف ادب، تاریخ، اجتماع، اقتصاد و مذهب عقاید مخصوص به خود داشت. آنچه او در باب نقد ادبى و بررسى شعر شاعران ایرانى و به خصوص ادب و شعر صوفیه، به ویژه حافظ و مولوى، نوشته از نوعى خشكى طبع و عدم آگاهى از جوهر هنر و زیبایى‏هاى آثار ادبى سرچشمه گرفته است و بر روى هم دیدگاه نقد او با اینكه دیدگاهى اجتماعى است، اما در مجموع نماینده‏ى ضعف تشخیص او در شناخت آثار ادبى است. آراى او در نقد مذهب شیعه مسایلى بود كه پیش از وى بر قلم بعضى از نویسندگان اهل سنت جارى شده بود و علماى شیعه نیز پاسخ آنها را داده بودند اما او با زبانى كه از بى‏نزاكتى و هتاكى خالى نبود همان انتقادها را رواج داد. وى عضویت انجمن آسیایى همایونى و انجمن جغرافیایى آسیایى و عضویت آكادمى آمریكا را داشت. كسروى یكى از پركارترین نویسندگان دوره‏ى اخیر است كه متجاوز از هفتاد كتاب و رساله، علاوه بر مقالات بسیار، از وى منتشر شده است. او سرانجام در یكى از محاكم وزارت دادگسترى به وسیله‏ى گروهى از فداییان اسلام به قتل رسید. از آثار او در زمینه‏ى تاریخ: «تاریخ مشروطه‏ى ایران»؛ «تاریخ هیجده ساله‏ى آذربایجان»؛ «تاریخ پانصد ساله‏ى خوزستان»؛ «شیخ صفى و تبارش»؛ «شهریاران گمنام»؛ «تاریخچه‏ى شیر و خورشید»؛ «تاریخچه‏ى چپق و قلیان»؛ «نادر شاه». در زمینه‏ى مذهب: «آیین كژى»؛ «ورجاوند بنیاد»؛ «در پیرامون اسلام»؛ «در پیرامون روان»؛ «صوفیگرى». در زمینه‏ى مسایل سیاسى و اجتماعى: «كار و پیشه و پول»؛ «در راه سیاست»؛ «فرهنگ چیست؟»؛ «افسران ما». در زمینه‏ى مسایل مربوط به زبان شناسى و دستور: «آذرى یا زبان باستان آذربایگان»؛ «زبان پاك»، دستور زبان؛ «زبان فارسى»؛ «نامهاى شهرها و دیه‏هاى ایران». زمینه‏ى نقد ادبى و مباحث هنرى: «حافظ چه مى‏گوید»؛ «در پیرامون ادبیات»؛ «در پیرامون شعر و شاعرى».[1] (بخش 1) (سید) احمد بن (حاجى میر) قاسم، دانشمند، مورخ، زبانشناس و اصلاح‏طلب ایرانى (و. تبریز 1269- مقت. تهران 1324 ه.ش). تا چند پشت وى اهل علم و مورد توجه مردم تبریز بوده‏اند. كسروى در رشته‏هاى تاریخ، لغت، زبان و دین تحقیق كرده و طرفدار جدى اصلاح و تصفیه‏ى مذهبى و مخالف سرسخت تصوف و عرفان بود. وى طرفدار جدى ملیت ایرانى بود و از به كار بردن لغات عربى دورى مى‏جست و در برابر آنها لغات و اصطلاحات و تركیباتى از ریشه فارسى ساخته بود و خود آنها را به كار مى‏برد. كسروى مردى رك‏گو و مبارز و در عقاید خود استوار بود. روزنامه‏اى به نام «پرچم» و مجله‏اى به نام «پیمان» منتشر مى‏كرد كه ناشر عقاید وى بودند. كسروى در روز دوشنبه‏ى بیستم اسفند ماه 1324 ه.ش به وسیله‏ى خنجر و اسلحه‏ى كمرى به دست برادران امامى- از فدائیان اسلام- به قتل رسید. تألیفات كسروى از 70 جلد متجاوز است كه اهم آنها از این قرار است: «تاریخ مشروطه‏ى ایران»، «تاریخ هیجده ساله‏ى آذربایجان»، «شهر یاران گمنام»، «تاریخ پانصد ساله‏ى خوزستان»، «تاریخچه‏ى شیر و خورشید»، «شیخ صفى و تبارش»، «نامهاى شهرها و دههاى ایران»، «قانون دادگرى»، «زبان پاك» «تاریخچه‏ى چپق و غلیان»، «مشعشعیان»، «ترجمه‏ى كارنامك اردشیر بابكان»، «ترجمه‏ى (تلخیص) پلوتارخ»، «زبان آذرى»، «پیدایش آمریكا»، «ده سال در عدلیه»، «صوفى‏گرى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده و مترجم. وى در 1329 ش مدیر باشگاه دوچرخه‏سواران اراك بود. از آثار وى: «زن پاكدامن»، ترجمه؛ «عصر اعتقاد»؛، ترجمه؛ «عشق و پول»، ترجمه؛ «بانك جهانى و مؤسسات وابسته به آن»، ترجمه؛ «واژه‏هاى كلیله و دمنه».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1372 -1292 ش)، نویسنده، استاد دانشگاه و ادیب. در تهران به دنیا آمد. پس از طى تحصیلات ابتدایى و متوسطه، در 1322 ش موفق به اخذ لیسانس ادبیات فارسى از دانشسراى عالى گردید. در 1324 ش براى فراگیرى علوم دینى و معارف اسلامى به قم رفت. در سن 1335 ش موفق به دریافت دكتراى زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران شد. خدمات تدریسى و تعلیمى خود را از دبستان آغاز نمود و تا تدریس در دانشگاه‏هاى تهران و شهید بهشتى (ملى سابق) پیش رفت و در این زمان تحقیقاتى نیز انجام داد. وى فعالیت‏هاى زیادى در زمینه‏ى جغرافیاى تاریخى و رسم نقشه‏ها داشت. دكتر كریمان از مؤلفان «دایرة المعارف تشیع» بود. از آثار وى: «جغرافیاى شهرستان قم»؛ «طبرسى و مجمع البیان»، در دو مجلد؛ «رى باستان»، در دو مجلد؛ «قصران»، در دو مجلد؛ «آثار بازمانده از رى»؛ «تهران در گذشته و حال»؛ «سیره و قیام زید بن على». علاوه بر اینها بیش از هشتاد مقاله و رساله در موضوعات دینى و علمى و ادبى و تاریخى نوشته است.[1] محقق، استاد. تولد: 17 آبان 1292، حومه‏ى تهران (رودبار قصران). درگذشت: 30 آذر 1372. حسین كریمان داراى كارشناسى در رشته‏ى زبان و ادبیات فارسى از دانشسراى عالى در سال 1332 بود. در سال 1324 براى فراگیرى علوم دینى و معارف اسلامى به قم مهاجرت نمود. در سال 1335 در رشته‏ى زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران موفق به اخذ درجه‏ى دكترى گردید. از آن پس به تدریس و تحقیق در دانشگاه‏هاى تهران و شهید بهشتى پرداخت. در سال 1342 به كسب درجه‏ى دانشیارى و در سال 1346 به مقام استادى رسید. اهم تألیفات وى به شرح زیر است: فرهنگ‏نویسى در ایران و فرهنگ‏هایى كه تاكنون نوشته شده است (1322 -1321)؛ قم را بشناسید (1328)؛ طبرسى و مجمع البیان؛ رى باستان؛ برخى از آثار بازمانده از رى قدیم (1350)؛ تهران در گذشته و حال (1355)؛ قصران (1356)؛ سیره و قیام زید بن على (1364، این كتاب در چهارمین دوره‏ى كتاب سال به عنوان كتاب برگزیده در رشته‏ى تاریخ اسلام انتخاب شد)؛ تصحیح و تعلیق دیوان شمس به اتفاق دكتر یزگردى و با اشرف فروزانفر. حسین كریمان در سن هشتاد سالگى به سبب سكته‏ى قلبى درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1333 -1248 ش)، عالم، مدیر، مدرس و نویسنده. در آمل به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتى و علوم قدیمه را در همان جا فراگرفت. براى تكمیل تحصلات به تهران آمد و مدت پانزده سال معقول و منقول را آموخت و نزد استادانى چون میرزا محمدطاهر تنكابنى و سید عبداللَّه بهبهانى و حاج شیخ على مدرس نورى و میرزا ابوالحسن جلوه به تحصیل حكمت و فلسفه و در محضر میرزا حسن آشتیانى و حاج شیخ عبدالنبى به فراگیرى فقه و اصول پرداخت. وى بیش از نیم قرن مدیریت مدرسه‏ى قدسیه و اقدسیه و بعدها مدرسه پرورش و مدرسه تجارت را بر عهده داشت. از آثار وى: «جواهر الایمان»، در اصول عقاید، در نوبت خاصه براساس «انجیل برنابا»؛ ترجمه‏ى «انجیل برنابا» از عربى به فارسى؛ «تعلیم الحروف و تركیب الحروف»؛ مقابله و تصحیح كتاب «منازل السائرین» خواجه عبداللَّه انصارى، كه با همكارى استادش میرزا محمدطاهر تنكابنى به پایان رسانیده.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1275 ش)، پزشك و نویسنده. وى در همدان متولد شد از نژاد كرد بود. تحصیلات مقدماتى را در مدارس كالج و آمریكایى و تحصیلات طبى را تحت نظر معلمهاى آمریكایى آموخت. از آثار وى: «خیر المال فى حفظ صحه الاطفال»؛ «طریق رهایى از امراض وبایى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(691 -606/605 ق)، شاعر، نویسنده و عارف. در شیراز متولد شد. از خاندان اهل علم و فضیلت بود كه تحصیلات اولیه را نزد پدر و در زادگاهش فراگرفت و با اینكه در كودكى پدرش را از دست داد. اما در اوان جوانى به بغداد رفت و آنجا در مدرسه‏ى نظامیه كه خاص شافعیان بود و به تحصیل علوم ادبى و دینى نزد استادان بزرگى چون شهاب‏الدین سهروردى و ابن جزوى همت گماشت و سپس به عراق و شام و حجاز سفر كرد و در عهد حكومت اتابك سلغرى ابوبكر بن سعد بن زنگى به شیراز بازگشت و منظومه‏ى حكمى بوستان را در سال 655 ق به وى تقدیم كرد و سال بعد گلستان را در مواعظ و حكم به نثر مزین آمیخته با قطعات اشعار دل‏انگیز به نام شاهزاده سعد بن ابوبكر درآورد و به وى تقدیم نمود و از آن پس قسمت عمده‏ى عمر خود را در شیراز و در خانقاه خود زیست. سعدى، یكى از سه شاعر بسیار بزرگ و بلامنازع فارسى است. در سخن او غزل عاشقانه به والاترین حد لطافت و زیبایى رسیده است و لطیف‏ترین معانى در ساده‏ترین و فصیح‏ترین و كامل‏ترین الفاظ آمده است. در حكمت و موعظه و ایراد حكم و امثال از هر شاعر پارسى‏گوى موفق‏تر است و نثر مزین و آراسته و شیرین و جذاب او در گلستان بهترین نمونه‏ى نثرهاى فصیح فارسى است. وى به سبب تقدم در نثر و نظم از قرن هفتم به بعد همواره مورد تقلید و پیروى شاعران و نویسندگان پارسى‏گوى ایران و خارج از ایران بوده است. وى در شیراز درگذشت. از آثار منثور دیگرش غیر از گلستان: «مجالس پنجگانه»؛ «نصیحه الملوك»؛ «رساله عقل و عشق»؛ «تقریرات ثلاثه»؛ و اشعارش به قصائد و مراثى و ترجیعات و چند مجموعه‏ى غزل و مقطعات و جز آن تقسیم مى‏شود. كلیات سعدى بارها در ایران و سایر كشورها طبع شده است.[1] (منسوب به سعد بن ابوبكر بن سعد سعد 2) مشرف‏الدین مصلح بن عبداللَّه شیرازى، نویسنده و گوینده بزرگ قر. 7 ه.(ف. بین 691 و 695 ه.ق.). اجداد وى عالم دینى بودند و پدرش در جوانى او درگذشت. سعدى در شیراز به كسب علم پرداخت و سپس به بغداد شتافت و در مدرسه نظامیه به تحصیل مشغول شد. وى طبعى ناآرام داشت و به سیر در آفاق و انفس متمایل بود، از این رو به سفرى طولانى پرداخت و در بغداد و شام و حجاز تا شمال افریقا سیاحت و با طبقات مختلف مردم آمیزش كرد. پس از این سفر با جهانى تجربه و دانش به شیراز برگشت. در این زمان اتابك ابوبكر بن سعد بن زنگى در فارس حكومت مى‏كرد و امنیت و آسایش برقرار بود. سعدى فراغتى یافت و به تألیف و تصنیف شاهكارهاى خود دست یازید. وى با صاحب دیوان و برادرش عطاملك رابطه داشت و ایشان را مى‏ستود و با گویندگان عصر خویش (مانند مجد همگر و همام تبریزى) نیز ارتباط داشت. وى در سال 655 ه.ق. سعدى‏نامه (ه. م.) یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (656) گلستان (ه. م.) را تألیف كرد. علاوه بر اینها قصاید و غزلیات و قطعات و ترجیع بند و رباعیات و مقالات و قصاید عربى دارد كه همه را در كلیات وى جمع كرده‏اند. عمده مهارت او در شعر در غزل عاشقانه است و در این باب بى‏نظیر- یا كم نظیر- است شاهكار نثر او- گلستان- مقامه نگارى فارسى را به كمال خود رسانیده. شعر و نثر سعدى از زمان او تا عهد ما مورد تتبع و اقتفاى بزرگان فارسى زبان قرار گرفته است. سعدى در شیراز درگذشت و آرامگاه او هم بدانجاست.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده و شاعر. وى از كارمندان وزارت دارایى بود و در تهران اشتغال داشت. از آثار وى: ترجمه‏ها: «آشنائى مردم آمریكا با اتم یا تاریخ تحولات اتم»؛ «تاریخ مختصر ایران»؛ «جنگ انگلیس و ایران در 1273 ق بر سر مساله هرات»؛ «سفرنامه‏ى ژنرال سرپرسى سایكس یازده هزار میل در ایران»؛ «شهرهاى نامى ایران»؛ تالیفات: «گلهاى ادب، تذكره‏ى شعراى اصفهان با عكس آنان»؛ «تاریخ مشروطه‏ى ایران و جنبش وطن‏پرستان اصفهان و بختیارى»، حواشى.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1378 -1297 ق)، دانشمند و مولف. وى در نجف اشرف متولد شد و چون پدرش شیخ محمدعلى از پیشوایان مذهبى كازرون بود در سن هفت سالگى به آن شهر رفت و مقدمات فارسى و عربى را در آنجا آموخت و در سال 1316 ق براى تكمیل تحصیلات به شیراز رفت و یكسال در مدارس قدیمى شیراز تحصیل كرد. در سال 1317 ق به همراه برادرش شیخ محمدحسین سعادت براى تاسیس مدرسه سعادت به بوشهر رفت و در آن مدرسه سمت نظامت یافت و در قسمت علوم ادبى و ریاضى مشغول به تدریس شد و مدت دوازده سال بدین كار پرداخت تا در سال 1329 ق به نجف رفت و در آنجا به اصرار آخوند مولى محمدكاظم مجتهد خراسانى به مدیریت و تدریس در مدرسه علوى به مدت نه سال مشغول شد. بعد از پایان جنگ جهانى اول وى به شیراز رفت و از سال 1338 ق در مدرسه منصوریه و دیگر مدارس قدیم و جدید شیراز به تدریس در رشته ادبیات و ریاضیات پرداخت و به مدت ده سال نیز ریاست اداره اوقات را بر عهده داشت. وى همچنین سردبیر روزنامه «عدالت» بود. سعادت علاوه بر احاطه به زبان عربى و آشنایى به زبان انگلیسى و مهارت در ادبیات تازى و فارسى و سایر علوم قدیمى و دینى در علم حساب و مسایل ریاضى نیز ید طولایى داشت. وى در سال 1339 ق در سن هفتاد سالگى بازنشسته شد و به امور زراعتى پرداخت. وى عضو انجمن كتابخانه ملى و اتحادیه فلاحتى و همچنین ریاست انجمن حمایت زندانیان را داشت. از آثار وى: «شرعیات»؛ «جغرافیاى ابتدایى»؛ «خلاصه الصرف»؛ «حقوق بشرى»، در اخلاق؛ «جامع الحساب»؛ «آداب پرورش جوانان»؛ «دوره حساب».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1369 -1292 ش)، شاعر، روزنامه‏نگار، نویسنده، زبانشناس و محقق. در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه، به دانشكده‏ى ادبیات راه یافت و موفق به دریافت لیسانس ادبیات فارسى شد و در ضمن تدریس، در مدارس تهران، به ادامه‏ى تحصیل پرداخت. وى با نگارش رساله‏ى «تحقیق در عروض فارسى»، موفق به دریافت درجه‏ى دكترى شد و پس از آن سمتهاى مختلفى چون: كارمند اداره‏ى آموزش وزارت فرهنگ، ریاست انتشارات و روابط عمومى داتنشگاه دانشیارى زبان فارسى را بر عهده گرفت. در سال 1327 ش براى تكمیل تحصیلات خود به اروپا رفت و دوره‏ى انستیتو دوفونتیك زبان‏شناسى پاریس را گذراند و دو سال بعد به ایران بازگشت و با سمت استادى به تدریس تاریخ زبان فارسى مشغول شد. وى از دوران تحصیل در دبیرستان، همكارى خود را با نشریه‏ى «مهر» شروع كرد و از سال 1322 ش خود به انتشار مجله‏ى «سخن» پرداخت. از دیگر اقدامات او طرح سپاه دانش، تاسیس بنیاد و فرهنگ، و تاسیس یازده موسسه‏ى مختلف فرهنگى از قبیل: فرهنگستان ادب و هنر، فرهنگستان زبان، بنیاد شاهنامه، انجمن فلسفه و حكمت، استاد فرهنگى آسیا، كه پس از پیروزى انقلاب همه‏ى این موسسات درهم ادغام، و به نام موسسه‏ى مطالعات و تحقیقات فرهنگى درآمد. دكتر خانلرى، شاعرى توانا بود و انواع شعر را با مهارت و زیبایى مى‏سرود. معروفترین شعر بلندى كه سبب شهرت او شد، منظومه‏ى «عقاب» است. دكتر خانلرى در بیمارستان آبان تهران درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد. از آثار وى: 1- تالیفات: «تاریخ زبان فارسى»، در سه مجلد؛ «وزن شعر فارسى»؛ «زبان شناسى»؛ «دستور زبان فارسى»؛ «شهر سمك»؛ 2- تصحیح: «دیوان حافظ»؛ «سمك عیار»؛ «داستانهاى بید پاى»؛ 3- ترجمه: «شاهكارهاى هنر ایرانى»؛ «تریستان و ایزوت»؛ 4- شعر: «ماه در مرداب».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 10 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1005 -942 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به احمد. پدرش كاركیا، نهمین امیر كیاییان لاهیجان و خود نیز آخرین امیر این خاندان بود. در آغاز مذهب زیدیه داشت اما، به شیعه‏ى اثنى‏عشرى گروید. در روزگار شاه طهماسب در قلعه‏ى قهقهه حبس شد و پس از چندى آزاد و مجددا به حكومت گیلان برگزیده شد. اما از بیم سلطان صفوى به عراق عرب گریخت و در خاك عثمانى درگذشت. وى مردى ادیب و علاقه‏مند به شعر، موسیقى، هیات و حكمت بود و دربار او در ایام حكومت، یكى از بزرگترین انجمنهاى اجتماع دانشمندان و شاعران بود. آثار وى: «دیوان» اشعار؛ «منشآت».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(334 -245 ق)، ادیب، نویسنده، محدث، مفسر و مورخ. از خاندانى ایرانى‏تبار بود. از احمد بن بُدیل قاضى و حسن بن محمد زعفرانى و دیگران حدیث شنید. فرزندش عیسى و ابوالقاسم طبرانى و ابوطاهر ذهلى از او حدیث روایت كرده‏اند. وى وزیر مقتدر و قاهر عباسى بود كه امور مالى دولت را سامان داد. مدتى خلیفه او را بركنار كرد و به زندان انداخت و پس از آزادى به ریاست دیوانها منصوب شد. در 311 ق او را به مكه، سپس به صنعا تبعید كرد. در 312 ق بخشوده و ریاست دیوان اشراف مصر و شام به او سپرده شد. پس از آن در 315 ق مجدداً به وزارت رسید، ولى باز بر اثر حسد درباریان خشم خلیفه بر وى نازل شد و او را دستگیر و زندانى كردند. ابن‏جراح از وزراى ایرانى دربار خلفاى عباسى بود، كه زندگى پر فراز و نشیبى را گذراند، اما در پایان زندگى، در بغداد، محتشم زیست. او را به نیك رفتارى و نیك خلقى ستوده‏اند. هارولدباون خاورشناس انگلیسى كتابى درباره‏ى زندگى وى به نام «زندگى على بن عیسى و عصر او» به انگلیسى نوشته است. از آثارش: «دیوان رسائل»؛ «معانى القرآن» و تفسیر آن كه با همكارى ابوالحسن واسطى و ابن‏مجاهد مقرى تألیف شد، «جامع الدعاء»؛ «كتاب الكتّاب و سیاسة المملكة و سیرة الخلفاء».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت : فرانسه   -   قرن : 19 منبع :

"ژان موریس یوجین ‌کلمنت ‌کوکتو" در پنجم جولای 1889 (1268خ) در یک خانواده بزرگ بورژوازی پاریسی به دنیا آمد. او نه ‌ساله بود که پدرش خودکشی ‌کرد و به این دلیل موضوع مرگ همواره با آثارش همراه شد و نیز این بهترین بهانه برای ترک تحصیل او بود. وی نخستین شعر خود را در 20 سالگی منتشر کرد و سپس به خاطر موفقیت باله‌ها و نمایش‌های متعددی‌که نویسندگی آن‌ها را بر عهده داشت، به شهرت‌رسید. از نکات جالب در آثار ‌کوکتو استفاده فراوان وی از آثارگوناگون خود از جمله نوشته‌ها و شعرهای برجسته‌اش و حتی نقش‌های محوری با بازی خودش است. آثاری مملو از نمادها و طرح‌هایی‌ که همه‌ آفرینش هنری ‌کوکتو را شکل داده، موضوعات و نمادهایی همچون: نارسیسیسم، اسطوره‌ اورفئوس، آفرینش شعری، آینه و دیگر ورودی‌ها به جهان‌های مخفی، افسانه‌های پریان، گل‌ها و انسان‌های زیبا در وضعیت‌های نقش‌نگارانه. کوکتو می‌دانست چطور در خلق آثارش تصورات شاعرانه را جان بخشد. او با آثارش بر سینمای فرانسه و نیز بر موج نو فرانسه بسیار تاثیرگذار بوده است. کوکتو را بیش از همه برای رمان ترس‌های مقدس ( 1929)، نمایشنامه"والدین وحشتناک"(1929) و فیلم"دیو و دلبر"(1945) می‌شناسند. البته اجرای پیتر بروک از ماشین‌دوزخی او‌(‌در سال 1945‌) نیز در گسترش شهرت‌کوکتو بی‌تأثیر نبوده‌ است. کوکتو را به بهانه‌ حضور نداشتن در مقاومت فرانسه، در معرض انتقادها و عیب‌جویی‌های فراوانی قرار دادند. اگر‌چه کوکتو هنرمندان را به سخن‌گویی بی‌پرده در برابر سلطه سیاسی دعوت می‌کرد خود شخصاً نقشی در این مورد نداشت و بیشتر به ‌دلیل اعتیاد و نظراتش‌ درباره جنسیت بودکه او را در مقابل حملات جناح راست‌آسیب‌پذیر می‌کرد ولی‌کوکتو در این زمان و تا پایان عمر به رغم این سختی‌ها همچنان به فعالیت‌های نمایشی و هنری خود ادامه ‌داد و پس از جنگ جهانی دوم به افتخارات بسیاری دست یافت. در آثارکوکتو یک رویای مخدوش را می‌بینیم با همه معیارهای لازمش و هیچ تلاشی برای نشانه‌گذاری و کد دادن منتهی به رمزگشایی در آن نمی‌شود.کوکتو با اغراق‌کردن تصاویر رویایش به فرمی سوررئالیستی-اکسپرسیونیستی می‌رسد که تاکیدش بر اغراق و پارادوکس‌نمایی است. برای نمونه کوکتو در نمایشنامه "‌دروغگو‌" به پارادوکس‌های ذهنی یک شخصیت می‌پردازد که مانند "‌دهان‌" در "‌من نه‌"‌( نوشته ساموئل بکت ) مدام حرف می‌زند و با هر بار سخن‌گفتن، هرچه بیشتر ضعف و نادانی و جنایت‌های خود را فاش می‌کند. جالب این ‌که‌ کوکتو خود نقش اول این نمایشنامه را بازی‌کرده است: ژان کوکتوگفته است:" درام یعنی سادگی در عین پیچیدگی." کوکتو با نمایشنامه‌ها و اجراهایش ثابت‌کرده‌ که درام مساوی با "عمل‌"‌ است. عملی معطوف به هدف و این هدف چیزی جز " افشاگری " نیست و عمل درام‌نویس داوری نیست بلکه شهادت دادن است و آنچه را که از زشتی‌ها و پلیدی‌ها شهادت می‌دهد به عنصری از اعتراض می آمیزد. ژان کوکتو معتقد به درام شاعرانه بود و می‌گفت در تئاتر سحر و جادویی هست که تماشاگر را مجذوب خودش می‌کند و این جادو میتواند شاعرانگی آن باشد. در اُرفه، داوران‌ آن جهان که از شعر و شاعری بی‌خبرند از اُرفه می‌پرسند که شاعر کیست وَ پاسخ می‌شنوند:" نوعی نویسنده، نویسنده‌ای که چیزی نمی‌نویسد." چیزی نوشتن اگر پیروی از منطقی استدلالی باشد،کار‌ شاعر نیست.کوکتو از قول شعر می‌گوید:" من آن دروغم که همواره حقیقت را می‌گوید." این شاید به این دلیل که نیچه‌ای‌ترین حرف‌ او و نیچه‌ای‌ترین تعریفی است که شاعری از شعر ارائه کرده، به دل می‌نشیند. کوکتو مى‌گوید:" وظیفه هنرمند این است که مسائل پیچیده را ساده‌ کند، نه این که آن را پیچیده‌تر کند." در‌"اورفه" کوکتو در عین این که به اسطوره‌ای یونانی می‌پردازد، در واقع اسطوره‌های ساده و شخصی خود را نیز ارایه می‌دهد. سادگی را در اجرای آثار او نیز می‌توان به‌ کار گرفت چنان‌که به‌کارگرفته‌اند: "‌«زیبای بی‌اعتنا» اثر «کوکتو» یک کاراکتر اصلی دارد و یک‌کاراکتر دیگر که همیشه روی صندلی ساکت نشسته‌‌ ولی در اجرای آن در فستیوال ‌کلن سه نفر شرکت داشتند! چگونه؟ چون‌ کارگردان و همسرش‌ که نقش‌ها را بازی می‌کردند، کسی را پیدا نکرده بودند که از فرزند آن‌ها نگهداری کند، ساده‌ترین و بهترین راه حل را یافته‌اند: بچه را هم می‌گذاریم توی نمایش. " کوکتو توانست دشوارترین مسائل فلسفی‌ انسان روزگارش را در درام‌هایش منعکس‌کند. سبک ‌کوکتو به آهستگی خود را به دنیا تحمیل کرده است. سبکی مرکّب از خودداری کلاسیک و فانتزی عاشقانه و خیالی‌که به شدت با تکنیک‌های سورئالیستی مقید شده است. در کارهایش دائماً می‌کوشد که به کلیت افسانه برسد و عناصر شعر و داستان ساختگی را که نیازهای هنری هر عصری است، مجسم کند. کوکتو به رسم و سنت هرج و مرج که با آن فرانسه را تعریف می‌کند تعلق دارد. در آثارش هیچ روشن نمی‌شود که چقدر اخلاق، هنر، نیکی و زیبائی به جای هم گرفته شده‌اند. کوکتو در گذری دایمی از حقیقت به رویاست و مابین رویا و واقعیت مرزی را رعایت نمی‌کند؛کوکتو می‌کوشد کوشش‌های راسین را در دادن تابعیت فرانسوی به اساطیر یونان احیا‌کند. نمایشنامه"ماشین دوزخی" در اساس یک نمایشنامه مدرن است این نمایشنامه ‌به هیچ معنایی رئالیستی نیست، بلکه نمایشنامه‌ای‌ است از شعر و قوه پندار، تجسم یافته از افکار و افسانه و در گذری ابدی مابین رویا و واقعیت‌؛ همانند طرح‌ها و نقاشی‌های کوکتو. کوکتو اعتقاد دارد که‌"‌بشر نمی‌تواند سرنوشت خود را با زرنگی و یا تقلب عوض ‌کند ولی شاعر می تواند و شاید بازی را یک‌جا ببرد." طراحی هوشمندانه درام سوفوکل، کوکتو را واداشت که فضای ادیپ شهریار را به مانند ماشینی جهنمی در کارگاه خدایان ببیند و این چنین بود که ماشین دوزخی را به صورت تراژدی ‌ـ کمدی مدرنی برای صحنه تنظیم می‌نماید. بر اساس همین فضای هول‌آور است که کوکتو جمله معروف خود را می‌گوید:" خدا وجود دارد و همان شیطان است.‌" اعتقادی که به طور فصیح ماشین دوزخی ‌بر آن مبتنی است. نمایشنامه ژان‌کوکتو بیانی است برای آزادی انسان، و اعتراضی ست علیه طبیعت اصلی وضع بشری؛ و با این حال فقط اعتراضی علیه فلسفه‌های جبری نیست، خیلی بیش از آن است. در تعبیر این افسانه قدیمی، به‌ نظر کوکتو تمام این‌ها هر قدر راست هم باشد منصفانه نیست. ادیپ هرگونه‌کوششی را می‌نماید که از جنایاتی که محکوم بود مرتکب‌شود، جلوگیری‌ کند.کوکتو نتیجه‌گیری می‌کند که وضع انسان رازی به ابعاد بی انتهاست و بشر هرگز نمی تواند از روی دلخواه حقیقت مرگ را قبول کند.کوکتو در نمایشنامه ماشین دوزخی توده مردمی از کاراکترهای حقیقی را تصویر می‌نماید، آن چنانی که ژوکاست مخلوطی از کمدی و همچنین تراژدی را به فضای نمایشنامه هدیه می‌کند. مخصوصاً صحنه‌ای که ادیپ خوابیده‌ و ژوکاست از خود بیخود شده، چهره اش را در برابر آینه ‌خالی می‌بیند و گونه‌هایش را با کف دست به طرف بالا می‌کشد. کوکتو هرگز در پی تکرار نبود، چشم انتظار فرصتی بود که " باز بشود تجربه کرد. آنچه امروز روی ‌می‌دهد اشتیاق به روی دادن چیزی تازه است که یک بار فرصت آن پیش آمد و هدر رفت." کار کوکتو شبیه‌کار پروست است.کارکرد حافظه کوکتو و پروست پیش از آن که یادآوری باشد، ساختن است. زمان‌ گم‌ شده و ازدست رفته، عمر رفته، تجربه‌های انجام نشده، همگی اموری هستند برای ابد‌ درک‌ناشدنی. مرگ‌ آن‌ها را با تجربه‌ای امروزی جبران می‌کنیم، با نوشتن و ساختن. این گونه به جهان زندگان بازمی‌گردند. اُرفه شاعری فرانسوی ( نمادی از همان ارفئوس یونانی )، به یاری منطق‌ شعر(آنچه کوکتو « تناقض‌نمائی شعر» می‌خواند) یعنی به یاری اُرتبیزEurydike فرشته راهنما، به دیار مرگ و جایگاه ‌جاودانی می‌رسد. در اجرای نمایش اُرفه خود کوکتو نقش‌ فرشته راهنما را ایفا کرده بود. شاعر فقط اُرفه نیست، راهنما نیز هست. شعر مثل‌ نسیمی است که میان مرگ و زندگی می‌وزد. نمی‌شود با منطق‌ زندگی معنائی را که شعر برای مرگ دارد فهمید. همین قدر میتوان دانست که هر شعر خبری از مرگ می‌آورد، شاید به این دلیل‌که مردگان نیز با شعر از زندگی خبر می‌گیرند. آینه بازتابنده نیست. از دو دنیا خبرمی‌دهد، بی‌آنکه بازنمایی و بازتاب باشد. همان طور که سیماچه‌ها نیز از دو دنیا، از مرگ و زندگی، خبر می‌دهند. در سالهای پس از جنگ دوم جهانی، این اشتیاق به رویا‌رویی با مرگ، و این نیاز به فرشته راهنما یا فرشته مرگ، قدرتمندتر شد. اُرفه، خبری است از آن باخبری، تا آنجا که بشود از آن حرف زد. این‌ها «مسائل اصلی» او باقی ماندند، از سالهای میانه‌ جوانی که شاهد جنگ جهانی اول 1918ـ1914 بود تا مرگش در 1963. مرز مرگ و زندگی، رفتن به جهان‌ مردگان و از آن بازگشتن، امکان یا واقعیت زندگی پس از مرگ، عارفانه¬ترین و بی¬شک شاعرانه¬ترین مفهومی بود که او در آثارش دنبال می‌کرد. اینها همان قصه‌های بسیار قدیمی انسانند، در گیلگمش، کتاب‌ مردگان مصریان و البته اسطوره اورفئوس. دلیل دلبستگی‌کوکتو به اسطوره‌های یونانی، خاصه به ادیپوس و ارفئوس اقتدار ناسازه‌ها بود. اولی قانون‌های مقدس را در همین زندگی کوچک‌ زمینی خود زیر پا می‌نهاد و به هر معترضی پاسخ می‌داد که راهی جز این ندارد، چون قسمت و تقدیر چنین است، و دومی بازگشت به زندگی را در گرو عشق می‌نهاد، عشقی که به زندگی تعلق داشت. نگاه‌ مجذوب‌کوکتو به الهه شعر یونانیان چنان بود که نگاه‌ ستایشگرکودکی به مادر قصه‌گویش پیش از خواب. بچه‌ها قصه را تا به پایان در آمیزه‌ای از باور و ناباوری می‌شنوند‌ و بارها پایان را به خواب پیوند می‌زنند. کوکتو هیچ جا بهتر از دیو و دلبر این شاعرانگی‌ کودکانه را روشن‌نکرد. آثارکوکتو تا اندازه‌ای یادآور آثار رمانتیک‌های آلمانی است و به شعر و اسطوره پیوند می‌خورَد. راز این همبستگی و پیوند، رویا وکابوس است. ولی‌کوکتو‌کلید رویا را در آنچه سوررئالیست‌ها راهگشا می‌دانستند نمی‌یافت.کاری به کار‌‌ ‌نقطه تلاقی جنسیت و نمادسازی نداشت و به نمادسازی فرویدی بی‌اعتنا بود. شاید برای همین، در تاریخ ادبیات امروز او را همرا با ژول سوپرویل و ماکس ژاکُب «در حاشیه‌ جنبش سورئالیست‌ها» جای می‌دهند. البته چه چیز بهتر از در حاشیه ماندن؟ انگار بیتی شعر، در حاشیه متنی عالمانه یادداشت شود، یا خاطره‌ای مقدس در متن زندگی هر روزه. اگر کوکتو توانست به نمادسازی فرویدی بی‌اعتنا شود و نگذاردکه رویا به کشف‌ رمز تقلیل یابد و نگذارد که خواب از اسطوره‌ها دور شود، به این دلیل بودکه توانست به یاری اسطوره‌های یونان‌ باستان، و یکی دو شخصیت و سرنمون، رویا را به خیال، آرزو، اشتیاق و در یک کلام به امید بازگشت پیوند بزند. بازگشت، درونمایه اصلی آثار اوست، مهمترین درسی‌که از زبان نیچه در مکتب فیلسوفان آموخت. برای مثال، در اُرفه سفری داشت به جهان مردگان و مهم‌تر بازگشتی داشت به زندگی. او در تمامی آثارش این نمونه را دنبال کرد: بازگشت به مثابه خواست‌ رسیدن به ناشناخته، به چیزی تجربه نشده، درک نشده، تاویل‌نشده. هر اثر کوکتو یادآور حسرت‌ چخوف‌وار عشقی است که هرگز بیان نشده، و سال‌ها بعد راز‌ سر به مُهر‌ آن‌کشف شد‌. امید به بازگشت، ناامیدی، جبر‌ باقی ماندن در موقعیت کنونی و حسرت، مشخصه‌های آثار او هستند که برای همه یک راه حل می‌شناخت‌، مردن و باز زنده شدن.کوکتوگاهی آرامشی را جستجو می‌کرد بسیار ناب و آرامش بخش و دست نیافتنی و سرانجام پس از یک زندگی هنری سرشار، و کسب جوایز و افتخارات بسیار، درسال 1963 بعد از شنیدن خبر مرگ ادیت پیاف در پی یک حمله‌ قلبی مرگ را در آغوش گرفت، همانند باله مشهور خود: مرد جوان و مرگ. خلاصه‌ای از زندگی و آثار نمایشی‌ کوکتو: 1907 آشنائی او با ادوُآردوماکس نخستین کسی‌که پی به استعداد بی‌مانند نویسندگی او برد و او را برانگیزاند و نخستین شعرخوانی را برای‌کوکتو ترتیب ‌داد. 1909 چاپ نخستین کتاب شعرش چراغ علاءالدین که نامش را برسر ‌زبان‌ها انداخت. 1914 کار در صلیب سرخ در درازنای جنگ اول جهانی. 1920 بالت گاومیش روی بام با موسیقی آهنگساز فرانسوی. آشنائی او با آپولینر، پیکاسو، ایگور استراوینسکی، لوئیس بونوئل، آندره برتون و آندره ژید. بعضی از آثار: رومئو و ژولیت، جشن عروسی بر برج ایفل، اُرفه، اُدیپ، بچه‌های وحشتناک، صدای انسان، ساز وکار جهنم [ماشین دوزخی]، هیولاهای مقدس، زیبای بی‌خیال، ماشین تحریر، عقاب دو سر، مرثیه [اُپرا]. منابع: درام‌نویسان جهان. خلج، منصور. تهران، دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی، 1365 ملک‌پور، جمشید.گزیده‌ای از تاریخ نمایش در جهان. تهران، کیهان، 1364 احمدی، بابک. آفرینش و آزادی. تهران، نشر مرکز، ???? نوشته‌های شهرام خدایی، حامد امان پور قرایی و فرهنگ کسرائی به نقل از سایت ایران تئاتر

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت : آفریقا   -   قرن : 20 منبع :

یکی از مشهورترین و موفق‌ترین نمایشنامه‌نویسان آفریقا آثول فوگارد است. «هارولد آثول لانیگان فوگارد» مشهور به آثول فوگارد در 11 ژوئن سال1932 در در دهکده‌ای در جمهوری فدرال آفریقای جنوبی به دنیا آمد. اوکه در رشته‌های فلسفه، مکانیک و انسان شناسی اجتماعی تحصیل کرده، نمایشنامه‌نویسی را به طور تجربی در سنین جوانی آغاز کرد. زبان مادری او انگلیسی ‌است و خود را یک آفریقایی می‌داندکه به زبان انگلیسی می‌نویسد. او در ابتدا متأثر از نمایشنامه‌نویسان آمریکایی مانند ویلیامز، اونیل و میلر بود و بارها شخصیت های مقتدر خود را که با نقص‌های پنهانی همراه بودند، متاثر از شخصیت‌های آثار آنان خلق کرد و در این دوران درصدد بود تا پیرو رئالیزم کثیف باشد یعنی زندگی مردمان آفریقایی جنوبی را که آکنده از تبعیض نژادی است به تصویر بکشد. آثول فوگارد با نگارش 25 نمایشنامه مدام درصدد بود که با تبعیض نژادی مبارزه‌کند و با بیان فساد اخلاقی و بی عدالتی موجود در حاکمیت آفریقای جنوبی نسبت به آگاهی اجتماعی متعهدانه عمل کند. بیش‏تر کارهای فوگارد انعکاس واقعیت‏های زندگی روزمره است و مانند «تنسی ویلیامز» به خلق شخصیتهایی پرداخته‌که در عین قدرت، دارای ضعف‌ها و معضلات پنهانی هستند. از جمله این معضلات می‌توان به بیکاری، ناامنی و بیماری مهلک ایدز اشاره‌کرد. آثول فوگارد بیش از نیم قرن در تئاتر کار کرده و از نخستین نمایشنامه‌نویسان سفیدپوست است که با بازیگران سیاهپوست همکاری کرد. مضامین کارهای او ناکامی‌ها و پیچیدگی‌های زندگی در آفریقای جنوبی را دربر می‌گیرد و تاکید فراوانی بر تاثیرات روانی نظام آپارتاید بر مردم عادی دارد. بسیاری از آثارش همچون «گره خونی» (پیوند خونی) 1961 که مورد استقبال فراوان قرار گرفت، توسط حکومت وقت ممنوع اعلام شد ولی او را به شهرت جهانی رساند. فوگارد بخصوص در کشور خودش به مخالفی سیاسی تبدیل شده بود. خود می‌گوید:‌«‌در سال‌های جوانی فکر می‌کردم ساختن بمب بهتر و عملی‌تر از نوشتن نمایشنامه است. موقعیت آفریقای جنوبی بسیار تأسف‌بار و ناامید کننده بود و هیچ نقطه روشنی در افق مقابل وجود نداشت، ولی خوشبختانه من در چنبره آن نومیدی‌گرفتار نشدم و به نهضت خودکه مهم‌تر از ساختن بمب بود ادامه دادم. در این میان ملتی که سیاهان را از سفیدها جدا کرده بودکار خطرناکی بود چون باعث شد که من برای حکومت و پلیس امنیتی آن به صورت هدفی مشخص درآیم، زیرا تئاتر عامل بسیار قدرتمندی برای تغییر است. هنگامی که بمب‌ها و گلوله‌ها جای کلمات را گرفته بودند، تئاتر زمینه‌ای برای گفتگو فراهم آورد... صادقانه بگویم هنوز هر وقت شخصی یونیفورم‌پوش را می‌بینم دچار اضطراب و ترس می‌شوم. » دختر و پسر فوگارد در آمریکا اقامت دارند و فوگارد می‌خواهد چند سالی از عمرش را در ایالات متحده بگذراند ولی رشته‌های خود را با آفریقای جنوبی پاره نکرده و هنوز هم بخشی از وقت خود را در آن جا می‌گذراند. طنز قضیه در این است که علیرغم در دسترس بودن هالیوود و این‌که فیلم تحسین شده Tsotsi را بر مبنای یکی از داستان‌های فوگارد ساخته‌اند، او طرفدار سینما نیست:‌« فیلم و تلویزیون با به‌انحطاط‌کشیدن نویسندگی و شیوه‌های بازیگری لطمه زیادی به تئاتر زده‌اند، طوری که بسیاری از نمایشنامه‌ها حالا در واقع کمدی موقعیت هستند و گفتگوهای آن‌ها فقط مزه‌پرانی است.» (فوگارد. مصاحبه با فیشر) بعضی از نمایشنامه‌های او که شهرت جهانی دارند عبارتند از بوزمن و لنا، درس از درخت صبر، سرزمین بازی، سیزوئه بانسی مرده است، درسی از الواس، ارباب هارولد و پسران، اظهاراتی پس از بازداشت به خاطر عمل خلاف اخلاق، و جاده‌ای به سوی مکه. خود فوگارد بیش از همه به نوشتن نمایشنامه «ورودی‌ها و خروجی‌ها» (Entrances Exits and ) افتخار می‌کندکه آن را در سال 2005 نوشته‌ و درباره ملاقات یک بازیگر پیرتئاتر با نمایشنامه‌نویس جوان تازه وارد جویای نام‌ است. نمایشنامه‌ای که در ستایش تئاتر و مردمانی است که زندگی خود را وقف آن می‌کنند. این نمایشنامه خاطره‌ای از زمانی است‌که در اواسط دهه 1950 آثول فوگارد تازه پا به جرگه نمایشنامه‌نویسان نهاده بود. بعضی محققان آثار او را چنین دسته‌بندی ‌کرده‌اند: 1. نمایش‌های پرت الیزابت، مانند: گره خونی، سلام و خداحافظ، آخرین اتوبوس، نان جمعه در روز دوشنبه، بوزمن و لنا، ارباب هارولد و پسران. 2. نمایش‌های‌کلامی، مانند: اظهاراتی پس از بازداشت به‌خاطر عمل خلاف اخلاق، سیزوئه بانسی مرده است، جزیره. 3. نمایش‌های غربت و دنیاهای دیگر، مانند: اورستس، دیمه‌توس، طبال، درسی از الوس، جاده‌ای به‌سوی‌کعبه، جایی میان خوک‌ها. 4. نمایش‌های شهرستانی، مانند: کلاس و شیطان، سلول زندان، جمعه نه‌چندان خوب، نانگوگو، کت، آن‌ها زنده‌اند. 5. نمایش‌های غم‌ها و شادی‌ها، مانند: بچه‌های من، آفریقای من، زندگی من، شهر بازی، آواز دهکده، پلنگ‌کاپیتان، غم‌ها و شادی‌ها، رئیسه دیر. استفن‌گری آثار فوگارد را به طریقی دیگر تقسیم‌بندی‌‌کرده است: دوره شاگردی (تا 1957)، رئالیزم اجتماعی (1966 تا 1973)، نمایش‌های یک‌اتاقه‌[نمایش‌هایی‌که در یک اتاق می‌گذرند‌] (1961 تا 1970)، نمایش های بداهه (1966 تا 1973) و سمبلیزم شاعرانه (1975 به بعد). نمایشنامه‌های فوگارد از اندیشه‌های مبارزه‌جو و قدرتمندی سرچشمه گرفته‌اند و نوشته‌هایش‌ توانسته‌اند در پایان پذیرفتن دوره سیاه و نکبت‌بار تبعیض‌نژادی و برقراری صلح و امنیت عمومی میان نژادهای مختلف مردم سهم بسزایی داشته باشند. زنان نمایشنامه‌های او نیز مانند زنان نمایشنامه‌های ویلیامز اغلب مقتدر و مسلط هستند. در حالی‌که بعضی از آثار فوگارد در میان استعاره و سمبلیزم‌ نوسان می‌کنند. نمایش‌های اولیه او مانند‌«سلام و خداحافظ» و‌«آن‌ها که زنده‌اند» دارای بافت فوق‌العاده‌ای از رئالیزم‌کثیف هستند. نشریات معتبر جهان از او به‌عنوان بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویس معاصر در قید حیات نام‌برده‌اند و «ارباب هارولد و پسران» او توسط تئاتر ملی لندن به عنوان بزرگ‌ترین نمایشنامه انگلیسی زبان قرن شناخته‌شده‌است. آثول فوگارد در آثارش از روانکاوی آدم هایش یک لحظه هم غفلت نمی‌کند، بلکه آنان را چنان رودرروی هم قرار می‌دهد تا به نقص کلی بشر در تمامی موقعیت ها اشاره کند و نشان دهد‌که بشر با تمام ناتوانی‌هایش می‌تواند گریزی به‌کمال و رهایی بزند. فوگارد در آثارش تمام عوامل ایجاد تبعیض اجتماعی را در رنگ پوست، اختلافات مذهبی، اقتصادی و فرهنگی خلاصه می‌کند تا منهای تمام این نقص‌ها و تبعیض‌ها یک انسان برتر را تصویرکند. برای مثال هلن در «جاده‌ای به‌سوی‌کعبه» نمونه عینی یک انسان کامل است که با سختی خود را از تاریکی روزمرگی رهانیده است. «جاده‌ای به‌سوی‌کعبه» یکی از معروف‏ترین نمایشنامه‌های فوگارد است‌که در ???? نوشته‌شده‌است. این نمایشنامه تبلور «فردیت انسان معاصر» است و ارتباط میان «خدا، فرد و جامعه» را واکاوی می‌کند. «جاده‌ای به سوى کعبه» بر اساس داستان واقعى زندگى «هلن نى‌مند» به نگارش درآمده‌که در نهایت خودکشى مى‌کند. همین مسأله باعث شده تا فوگارد، کنجکاوانه در حواشى زندگى او تحقیقات جامعى‌کندکه حاصل آن نمایشنامه «جاده‌اى به سوى‌کعبه» است. در این نمایشنامه زنی به نام هلن ناگهان انزوا بر‌می‌گزیند و با مردم دهکده قطع رابطه می‌کند. او دین جدیدی اختیار می‌کند و دیگر به کلیسا نمی‌رود و ناگهان به مجسمه سازی روی می‌آورد و پیکره‌هایی از دوازده مرد روحانی و مکعبی سیاه‌رنگ و چیزهای دیگر می‌سازد تا اینکه الهامات هنری او متوقف می‌شود و پس از یک دوره فترت دوساله، به زندگی خود خاتمه می‌دهد. در این نمایشنامه تقابل بین دو زن وجود داردکه ضمن داشتن شباهت‌هاى فراوان زنانه، از لحاظ سن و شرایط جسمى با هم تفاوت دارند. هلن زنى هفتاد ساله، نحیف، شکننده و درون‌گرا است و السا بیست‌وهشت ساله و برون‌گرا است و جثه‌اى قوى و چالاک دارد. «جاده ای به سوی کعبه» جزء آثار سمبلیزم شاعرانه فوگارد محسوب می شود. او در این متن به جنگ تبعیض نژادی می‌رود و البته در این نگاه انسان دوستانه‌اش همه مرزهای جغرافیایی را از هم می‌گسلد، تا به دور از محدودیت های رایج با زبانی بین المللی و استعاری انسان واقعی را به دور از تمامی تعریف های کورکورانه و محدود کننده تصویر کند. بستر داستانی نمایش کاملا واقع گرایانه است، اما از آنجا که اشاره‌های متن به اشیا، حرکات و شخصیت‌ها رازگونه و چند معنایی است، همه چیز در لفافه‌ای از سمبلیزم و استعاره‌ها پنهان می‌شود. یعنی نویسنده با قدرت این امکان را برای مخاطب فراهم می‌کند که در این مسیر عارفانه به خود واقعی‌اش بپردازد، تا شاید همانند هلن در مسیر پرفراز و نشیب زندگی بتواند با کشف خود به رهایی و نجات برسد. مردم می‌پندارند او در روزهای آخر به خاطر عجز و ناتوانی اقدام به خودکشی‌کرده ولی در واقع هلن هیچ هدفی جز فنای خود در راه معبود ندارد. باز همین خودسوزی هم در هاله‌ای از ابهام قرار می‌گیرد و همه چیز عین یک شعر با بار محتوایی غنی است. از کارگردانان ایرانی‌که آثار فوگارد را اجرا کرده‌اند می‌توان به افراد زیر اشاره‌کرد: رکن‌الدین خسروی (سیزوئه بانسى مرده است)، حسین مختاری‌(تله‌تئاتر بچه‌های من آفریقای من)، سیروس همتی‌(جایی میان خوک‌ها)، بهرام صادقی مزیدی(پیوند خونی)، ایمان افشاریان‌(ببرکاپیتان)، علی‌بوریان‌(سلام‌وخداحافظ) و سعیده آجربندیان‌(جاده‌اى به سوى‌کعبه).

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت : آلمان   -   قرن : 19 منبع :

کارل فالنتین‌(با نام اصلی فالنتین لودویگ فای) در سال 1882 در قصبه‌«‌آو‌» از شهر مونیخ به دنیا آمد. مادرش خانه‌دار بود و پدرش یک شرکت حمل و نقل داشت. فالنتین از مقطع ابتدایی خود در مدرسه به عنوان دارالتأدیب و زندان نام برده است. نخستین حضور او بر صحنه به عنوان طنزپرداز انجمن بود. در کارگاه‌های متعددی به عنوان نجّار مشغول به‌کار شد. وقتی 20 ساله شد پدرش فوت کرد و او با مادرش دفتر حمل و نقل پدر را اداره کرد. در 25 سالگی یک دستگاه موسیقی ساخت که به آن نام ارکستریون زنده داد. کمی بعد دچار ورشکسته‌گی مالی شد، به خانه مادری خود بازگشت و در یک رستوران‌کار کرد. در سن‌ 29 سالگی از همسر اولش جدا شد و با‌«‌الیزابت ولانو‌» ازدواج کرد که بعدها با نام مستعار‌«‌لیزل کارلشتات‌» همکار همیشگی او شد. این جدایی بعدها در آثار او تأثیر گذاشت به طوری که نخستین فیلم فالنتین، طنز تلخی بر ساختار ازدواج بود. با وجود مشکلات فراوان، فالنتین 40 فیلم صامت، بیشتر با محتوای کمیک ساخت که بیشتر بر پایه نمایش‌های صحنه‌ای خود او بود. در زمان جنگ جهانی اول به دلیل ضعف بنیه از خدمت نظام معاف شد و البته 120 برنامه را در بیمارستان‌های صحرایی اجرا کرد، ترانه جنگی خنده‌دار سُرود و اسکچ نوشت. در سال 1922 یک روز پس از اجرای نخستین و موفق‌« طبل‌ها در شب‌» اثر برشت، فالنتین با او پارودی‌‌ای بر پایه همین نمایشنامه با عنوان‌« تزیب به‌ی سرخ » نوشت که با کارگردانی مشترک او و برشت در مونیخ بر روی صحنه آمد. این همکاری ادامه یافت و کارل فالنتین در فیلم مشترک برشت - اریش انگل به نام «‌مصیبت‌های یک سالن آرایش‌» بازی کرد که فیلمی سوررئالیستی بود. پس از این گونه فعالیت ها به روایتی پیشنهاد هالیوود را به دلیل وحشت‌اش از دریا رد کرد که شاید این هم یک کمدی خاص فالنتین بوده است. در این دوره به ناسیونال سوسیالیست‌ها که کم‌کم حکومت را به دست می‌گیرند بدبین است اگر چه در جهت سیاسی اظهار نظری نمی‌کند. در 1935 دچار ورشکستگی مالی شد. همسرش دچار حمله عصبی شده و در آسایشگاه روانی بستری گردید که باعث شد تا سه سال با هم همکاری هنری نداشته باشند. پس از سه سال با همسرش در فیلم‌«‌ارثیه‌» (کارگردانان: فالنتین - یاکوب گایس) بازی می‌کنند. این فیلم فقر یک زن و شوهر پیر را نشان می‌دهد که تنها دارایی‌شان یک شمع نیم سوخته است. اداره سانسور دولت ناسیونال سوسیالیست آلمان این فیلم را توقیف می‌کند تا این که این فیلم با 38 سال تأخیر در سال 1976 اکران شد. در 56 سالگی برای آخرین بار به عنوان بازیگر بر روی صحنه آمد و طیّ جنگ جهانی دوم (1945 _ 1938) صحنه‌های نمایشی نوشت و شعر سُرود ولی هیچ یک از آثارش به دلیل عدم انطباق با سیاست‌های فاشیسم هیتلر بر روی صحنه نرفت. فالنتین پس از بمباران شدن اتفاقی خانه‌اش در جنگ و فقر بیش از حد، برای روزنامه‌های‌«‌خبرهای جبهه از مونیخ‌» مقاله نوشت و پس از جنگ نیز در سن‌ 63 سالگی با ساخت لوازم و اسباب خانه چوبی مخارج زندگی خانواده‌اش را تامین کرد. پس از چندی نوشته‌ها و اجراهایش به صورت صفحه ضبط و چاپ شد و در سال 1948 در سنّ 66 سالگی، فالنتین که به دلیل کمبود مواد غذایی ضعیف شده بود بر اثر یک سرماخورده‌گی فوت کرد. 11 سال پس از مرگش « موزه خنده » فالنتین در مونیخ افتتاح شد و مرده‌ریگ زندگی هنری او در آن موزه به نمایش نهاده شد و تازه هنرمندان تئاتر جهان کم‌کم فالنتین را کشف کردند. کارل فالنتین به عنوان بازیگر برشت درباره فالنتین گفته است: « هر وقت کارل فالنتین بسیار جدّی در رستورانی ظاهر می‌شد هیچ کس جدی بودن او را باور نمی‌کرد چون همه می دانستند که او ذاتاً طنز است... با طنز او آدم می‌تواند سیگار بکشد، نوشیدنی بنوشد و در همان حال از ته دل غش غش بخندد، خنده ای که گزنده است. او ما را به عمق موضوع و مطلب لذت بخش خود می‌بَرَد و در عین حال ناقص بودن همه چیز حتی خود ما را نشانمان می‌دهد. او برعکس چارلی چاپلین به تکیه روی احساسات مردم و میمیک نیازی ندارد. معلوم نیست چرا کسی او را با همتا و رقیب آمریکایی خود برابر نمی‌داند، مگر این که بگوییم علت این امر آلمانی بودن فالنتین و وفاداری او به این آلمانی بودن است ، ملیتی که در آثار او نیز به روشنی دیده می‌شود. » (فالنتین: ص 15) پتر پانتر (رمان نویس، شاعر و طنز نویس آلمانی) فیزیک بدنی و بازی فالنتین را چنین توصیف کرده است : « آدمی بی‌اندازه لاغر و دراز، با پاهایی نی قلیانی ، دُن‌کیشوت وار، با لباسی رنگ و رو رفته و لکه‌ای بر شلوار که پیوسته دستش را روی آن می‌کشید... عجیب‌ترین کمیکی که تا حالا دیده‌ایم اتفاق می‌افتد: رقص جهنمی عقل و درایت میان دو قطب جنون. فالنتین خودش را از کنترل رهبر ارکستر آزاد کرده است. چه شده؟ او کنجکاوی آدم‌های طبقه متوسط را دارد. بدون این‌که لحظه‌ای از نواختن ویولن دست بردارد چون برای این کار مزد می‌گیرد. سپس فالنتین گردن دراز می کند، ویولونش را بالا می‌گیرد، از صندلی پایین می‌آید ، از وسط اعضای ارکستر رد می‌شود و پشت سر متصدی پرده از نردبان بالا می‌رود. حالا هم دارد ویولن می‌زند و هم دارد کارهای متصدی را به دقت تعقیب می‌کند. حالا رهبر ارکستر تصمیم می‌گیرد طبل بزرگ را در صحنه جا به جا کند. این ماموریت به فالنتین واگذار می‌شود. فالنتین می‌گوید: " من کارم باددادن ترومپته نه باربرداشتن. ولی باشه به جهنم می‌برمش فقط یکی از همکارا باید بیاد کمک." فالنتین و شخص کمک کننده چندین بار دور طبل می‌چرخند و جا عوض می‌کنند و عاقبت شخص کمک کننده می‌گوید چون چپ دست است باید سمت چپ بایستد. فالنتین می‌گوید: "همه چیزت چپه؟ وقت نوشتن هم چپی؟ وقت خوردن هم چپی؟ وقت آب قورت دادن چی؟ وقت فکر کردن چی؟ "در این میان چیز مهمی که فراموش شده است، ارکستر، رهبر ارکستر، طبل و اجرای برنامه است... من به یاد ندارم در هیچ نمایشی تا این حد خندیده باشم. فالنتین هنرمندی است بی‌مثل و مانند، هنرمندی غیر زمینی، بازیگری اندوهگین و در همان حال بی‌نهایت مضحک و چپ‌اندیش است. » (فالنتین: ص 16) کارل فالنتین به عنوان نمایشنامه‌نویس فالنتین به گروه روشنفکران و ادیبان تعلق نداشت، او بدون آگاهی از هنرمندان دادائیست و خیلی پیش از نام‌آوران مکتب مشهور به پوچی (Absurd) در این دو سبک نمایشنامه می‌نوشت. نگاه کنید به تک‌گویی‌ها و دیالوگ‌های نمایشنامه‌های«آخر دنیا » ، «مغناطیس، ماهی و قلاب»، «خواب دیدم»، «گفتگوی جالب»، «ماشین رنده لعنتی» و«قطع‌کردن حرف طرف مقابل»؛ یا بازی‌های زبانی جالب در دیالوگ‌های نمایشنامه«تو که سیاست سرت نمی‌شه» (جالب‌تر این‌که شخصیت‌های این نمایشنامه، «آ» و «ب» نام دارند.). البته قصد او ابداع شیوه‌ای تازه در تئاتر نبود بلکه قصد او به سخره‌گرفتن زندگی آدم‌ها بود. نوشته‌ها و گفته‌های فالنتین به دلیل حالت مالیخولیایی و روحیه بدبینی عمیق فالنتین پر بود از الهامات فلسفی. «من نمی‌توانستم ابن‌الوَقت‌ها ، فرصت طلب‌ها و نان‌به‌نرخ روزخورها را تحمل‌کنم. ابن‌الوقت‌ها جماعتی هستند که تکیه کلامشان توده و مردم است، در صورتی که خودشان هم خوب می دانند آن مردمی که ازش تعریف و تمجید می‌کنند خصوصیات زشت و احمقانه بسیار دارد. همین مردم بودند که پس از « اولین افتضاح بزرگ » (جنگ جهانی اول) جمهوری مونیخ را به باد استهزا گرفتند و حتی خیلی پیش از سال 1933 از مبلّغان آشکار هیتلر بودند. » (فالنتین: ص 23) یکی از دلایل شهرت فالنتین این بود که جلوی ابن‌الوقت‌ها ایستاد. پس از مرگ فالنتین تا سال های 60 و ترجمه آثارش هیچ گاه آثار او در آلمان روی صحنه نرفت و یکی از دلایل آن لهجه باویری آثار او بود که قابل فهم اکثر مردم آلمان نبود. دلیل دیگر این امر نیز محتوای فلسفی و انتقادی متن‌های او بود و این‌که همواره از توده دنباله‌رو قدرتمندان انتقاد می‌کرد. این سانسور در مورد آثار برشت نیز اعمال شد و حقیقت این است که آلمانی‌ها پس از شکست در جنگ جهانی دوم بیش از آن که در پی تجزیه و تحلیل خطاهای گذشته‌شان باشند می‌کوشیدند با پرهیز از احساس گناه دوباره آلمانی تازه و قوی بسازند. نمونه‌هایی از شوخی‌های فالنتین در زندگی خود 1. در میدان اشتاخوس مونیخ غریبه‌ای از او پرسید: " تا راه‌آهن چه‌قدر مانده؟ " فالنتین گفت: " اگه همین جوری جلو برید 4000 کیلومتر ولی اگه به عقب برید 500 متر." » 2. شخصی به فالنتین گفت: " یک مطلبی یادم اومد که همیشه می‌خواستم ازت بپرسم." فالنتین حرف او را قطع کرد و گفت: " اتفاقاً من هم همیشه می‌خواستم جواب این‌سؤالتو بدَم. " 3. فالنتین: « هر حزبی مخالف یه چیزی است. یکی مخالف فاشیسم، یکی مخالف رادیکالیسم، یکی مخالف بولشویسم. ولی هیچ حزبی نیست که مخالف روماتیسم باشه. اگه بود من حتماً عضو این حزب می‌شدم. » (فالنتین: 200) فالنتین و ایران مترجم ارجمند، ایرج زهری، درباره آثار فالنتین و ترجمه آثار او گفته‌اند:‌«‌راست است که شوخی‌های فالنتین به زبان آلمانی، واژه‌آفرینی‌ها‌، دگرگونی‌های واژه‌ها توسط او و نیز توجه ویژه‌اش به لهجه باویری گاه ترجمه آثار او را مشکل می‌کند اما این موانع، عَرَضی است، پوست است و آن‌چه در آثار او می‌درخشد مغز و پیام آثار او است. » (فالنتین: 29) ایرج زهری 28 نمایشنامه فالنتین را ترجمه‌کرده و همراه با توضیحات زیادی درباره زندگی، شخصیت و آثار او در مجموعه‌ای به نام بلیط تئاتر به چاپ رسانده‌اند. داریوش مؤدبیان نیز در ترجمه آثار فالنتین طبع‌آزمایی کرده‌ و هر دو ترجمه قابل استفاده دانشجویان و پژوهشگران است. در سال‌های اخیر با تلاش گروه نمایش انجمن کارگردانان خانه تئاتر، سه نمایشنامه کوتاه از فالنتین به نام های تکمه های یقه و عقربه ساعت "،" دوچرخه سوار" و" نه" به کارگردانی" کمال الدین شفیعی" در سالن آمفی تئاتر خانه تئاتر به شکل نمایشنامه‌خوانی به اجرا درآمده و پس از آن نیز جلسه نقد و بررسی برگزار شده و نیز به کوشش حوزه هنری قم، رپراتوار 5 روزه اجرا و نقد آثار فالنتین برگزار شده است. منابع: فالنتین، کارل. بلیط تئاتر. مترجم: ایرج زهری. تهران، قطره: 1383 فرهودی، سعید. تک‌چهره: کارل فالنتین. مجله صحنه. شماره‌های 9 و 10 ملک‌پور، جمشید.گزیده‌ای از تاریخ نمایش در جهان. تهران، کیهان: 1364 به نقل از ایران تئاتر

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

سیروس طاهباز نویسنده و مترجم ایرانی بود. او در سال ۱۳۱۸ شمسی در بندر انزلی متولد شد. در تهران و آبادان تحصیلات مقدماتی خود را گذراند و وارد دانشگاه تهران شد تا پزشکی بخواند. در سال ششم پزشکی را رها کرد و به سوی ادبیات جذب شد. طاهباز نخستین تجربه ادبی خود را با انتشار نشریه ادبی آرش آغاز کرد. او دراین نشریه آثار برجسته ادبیات معاصر ایران را چاپ می‌کرد. بین سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ ه ش مدیریت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بر عهده داشت. طاهباز همچنین به گردآوری بیش از بیست هزار برگ از دست‌نوشته‌های نیمایوشیج پرداخت و در طول سی و پنج سال ، با انتشار بیست و سه دفتر ، توانست مجموعه کامل شعرهای نیما و آثاری درباره او را منتشر سازد. وی در طول عمر کاری خود به ترجمه برخی آثار برجسته ادبیات جهان همت گمارد که ترجمه آثاری از جان اشتاین‌بک، ارنست همینگوی، آرتور میلر و ساموئل بکت از آن جمله‌اند. وی در طول زندگی خود چند بار جوایز مختلف ادبی را از آن خود کرد که جایزه سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا برای کتاب «باز هم زندگی کنیم» از آن جمله است. سیروس طاهباز شبانگاه ۲۵ اسفند ۱۳۷۷ درگذشت. آثار • شاعر و آفتاب • بچه‌ها و کبوترها • باغ همیشه بهار • پیروزی بر شب • یادگار دوست • تک نگاری یوش • پردرد کوهستان • کماندار بزرگ کوهساران • مصیبت نویسنده بودن • تپه آویشن • درنای صلح • کتاب ماهی سیاه دانا • از پا نیفتاده • دنیا خانهٔ من است: منتخبی از شعر و نثر نیما • زنی تنها : درباره زندگی و هنر فروغ

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

گیتا گرکانی، نویسنده، مترجم و پژوهشگر ایرانی ادبیات کودکان و نوجوانان. زندگی و فعالیت های حرفه‌ای گیتا گرکانی در ۱۳۳۷ ه.ش در تهران به دنیا آمد. او از دانشکده هنرهای دراماتیک لیسانس ادبیات و نمایشنامه نویسی دارد. گرکانی ده سال سرپرست گروه تئاتر و سینمای شورای کتاب کودک بود. او با همسرش و دو فرزندش در تهران زندگی می‌کند. جوایز • جایزهٔ بهترین ترجمهٔ رمان نوجوانان جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۸۳ برای رمان ژانوس ستاره آرزو • فصل آخر برندهٔ جایزهٔ ادبی پروین اعتصامی شد ترجمه‌های کودکان و نوجوانان • ۱۳۷۳، فصل ها و شگفتی ها، مدهور جفری، نشرچشمه • ۱۳۷۸، انگشت جادویی، رولد دال، نشرچشمه. • ۱۳۷۸، لاک پشت، رولد دال، نشرچشمه. • ۱۳۷۹، غول بزرگ مهربان، رولد دال، نشرچشمه. • ۱۳۸۰، مادربزرگ، آنتونی هوروویتس، انتشارات نوروزهنر. • ۱۳۸۰، شیطان و پسرک، آنتونی هوروویتس، انتشارات نوروزهنر. • ۱۳۸۱، گروشام گرینج و جام نحس، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۲، ژانوس ستاره آرزو، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۴، اتوبوس شبرو، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۴، دوربین قاتل، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۴، کلبه نحس، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۴، ترس، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۴، دو صفر هیچ (از سری کتاب های آلکس رایدر)، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۵، مدرسه شوم (از سری کتاب های آلکس رایدر)، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • 1386، گذرگاه اسکلت (از سری کتاب های آلکس رایدر)، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • 1387، حمله عقاب (از سری کتاب های آلکس رایدر)، آنتونی هوروویتس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۵، گوژپشت نیرومند، رودمن فیلبریک، انتشارات کاروان • ۱۳۸۵، جیمز و هلوی غول پیکر، رولد دال، انتشارات کاروان ترجمه‌های بزرگسالان داستان • ۱۳۷۹، خدای چیزهای کوچک، آرونداتی روی، نشر سالی. • ۱۳۸۳، زندگی پی، یان مارتل، نشرعلم. • ۱۳۸۳، همنام، جومپا لاهیری، نشرعلم. • ۱۳۸۳، داستان‌های ۵۵ کلمه‌ای، استیو ماس، انتشارات کاروان • ۱۳۸۳، پسر گمشده، دیو پلتزر، انتشارات کاروان • ۱۳۸۴، حادثه‌ای عجیب برای سگی در شب، مارک هادون، انتشارات کاروان • ۱۳۸۴، داستان‌های نامنتظره، رولد دال، انتشارات کاروان • ۱۳۸۵، زندگی پنهان زنبورها، سو مونک کید، انتشارات کاروان • ۱۳۸۶، کافکا در ساحل، هاروکی موراکامی، انتشارات کاروان • ۱۳۸۶، یک روز دیگر، میچ البوم، انتشارات کاروان غیرداستانی • ۱۳۸۱، غیرممکن وجود ندارد(اصلاحات در یکی از بزرگ ترین زندان‌های جهان)، کران بدی، انتشارات نوروز هنر. • ۱۳۸۳، رفیق کشورمن کجاست، مایکل مور، نوروز هنر. • ۱۳۸۵، شارون و مادرشوهرم، سعاد امیری، انتشارات کاروان • ۱۳۸۶، چه گوارا، چهره یک انقلابی، انتشارات کاروان • 1387، پندهای سورائو، فرانتس کافکا، انتشارات کاروان تألیف • ۱۳۷۶، تاریخ سینما (برای نوجوانان)، نشرچشمه. • ۱۳۷۹، حلزون‌ها و پروانه‌ها (داستان کودکان)، نشرسالی. • ۱۳۸۲، هیچ کس توی آینه نیست (مجموعه داستان)، انتشارات نوروزهنر. • ۱۳۸۳، آشپزی ملکه (داستان کودکان)، نشرایران بان. • ۱۳۸۵، رمان فصل آخر، انتشارات کاروان

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

ادیب، شاعر دانشمند و قاضى عالیرتبه در 1258 در طبس تولد یافت. پدرش سید مهدى از دانشمندان و مالكان طبس بود. تحصیلات مقدماتى را در طبس آغاز كرد و سپس در یزد و حوزه علمیه اصفهان آن را تكمیل نمود و مدتى در اصفهان نزد میرزا جهانگیرخان قشقائى فلسفه آموخت. علومى چون فقه و اصول و حساب و هندسه و جبر و اسطرلاب و طبیعیات را كامل كرد. سپس به خراسان بازگشت و در آنجا به آموختن زبان فرانسه و علوم طبیعى و ادبیات اروپائى اشتغال ورزید. بعد به قاهره سفر نمود و در دانشگاه الازهر چندى به تحصیل و تدریس اشتغال داشت. قریب سه سال نیز در پاریس علوم انسانى و حقوق یاد گرفت. پس از پایان جنگ بین‏الملل اول با سرمایه و بضاعت علمى كامل به ایران بازگشت. ابتدا در وزارت معارف مشغول شد و در چند مدرسه هم تدریس مى‏كرد. در تشكیلات دادگسترى داور به آن وزارتخانه دعوت شد و با رتبه هفت قضائى مستشار استیناف گردید. پس از چندى به دیوان عالى كشور رفت و در آنجا مستشار دادگاه انتظامى قضات شد. وى از مدرسین درجه اول مدرسه عالى سپهسالار بود و در دانشكده معقول و منقول تدریس مى‏كرد. او شعر نیكو مى‏سرود و اشعارش از سخن‏سرایان خراسان الهام گرفته است و در رونق انجمن‏هاى ادبى در تهران سهمى به سزا داشت و مدتها نایب رئیس انجمن ادبى فرهنگستان بود. وفات او در 1328 در هفتاد سالگى اتفاق افتاد. در ادبیات فرانسه نیز استادى داشت. مشكان طبسى مدتى در خراسان از 1301 تا 1306 مجله ادبى دبستان را انتشار مى‏داد پس از عضویت در دادگسترى امتیاز آن را به شیخ احمد بهار واگذار كرد. (1328/ 1327 -1258 ش)، استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم و شاعر. در طبس به دنیا آمد. حساب و هیئت و نجوم را نزد پدر و علوم عرب را نزد شیخ حسن ملا سلطان محمد آموخت. وى پس از فوت پدر جهت ادامه‏ى تحصیل به یزد و اصفهانى رفت و علوم عقلى و نقلى و ریاضیات و فنون و ادب و اسطرلاب را نزد استادان وقت فراگرفت. سپس به مشهد رفت و به فراگیرى زبان فرانسه و علوم طبیعى و ادبى اروپایى پرداخت. وى مسافرتهایى به مصر و پاریس داشت و در اواخر جنگ جهانى اول به خراسان بازگشت و در مشهد به خدمت وزارت معارف درآمد. وى در 1301 ش، مجله‏ى «دبستان» را در مشهد تأسیس و منتشر كرد. مشكان بعدها به تهران منتقل و در سمت مستشار دیوان كشور مشغول خدمت شد. وى همچنین در دانشكده‏ى معقول و منقول فلسفه تدریس مى‏كرد. مشكان سرانجام در تهران فوت نمود و در شهر رى در جوار بقعه‏ى حضرت عبدالعظیم به خاك سپرده شد. از آثار وى: «ببر هژیر یا كاپیتان كركران»، ترجمه؛ «تدبیر منزل و سیاست مدن»؛ اهتمام در انتشار «ترجمه‏ى اشارات».[1]

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

در 1282 در خراسان متولد شد. تحصیلات خود را در مدارس قدیم مشهد گذرانید و از محضر دانشمندان بزرگى مانند ادیب نیشابورى استفاده كرد. در ادبیات فارسى و عربى سرآمد اقران شد. كار ادارى خود را از معلمى آغاز نمود و مدت‏ها بدین شغل اشتغال داشت. ریاست چند دبیرستان و دانشسراى مشهد با او بود. در 1322 از طرف مردم سبزوار به نمایندگى مجلس انتخاب گردید و جزء نمایندگان دوره‏ى چهاردهم قرار گرفت. در آن مجلس فراكسیون‏هاى مختلفى به وجود آمد، از جمله فراكسیون حزب توده كه هشت عضو داشت و محمد پروین گنابادى به لحاظ مردم‏دوستى و عواطف شدید اجتماعى و به خیال اینكه آن حزب مدافع زحمتكشان است، به آن فراكسیون پیوست. فراكسیون حزب توده ماجراهاى زیادى در مجلس آفرید. مشاجرات تندى بین اعضاى آن و بعضى از نمایندگان و اعضاى دولت در تمام مدت عمر مجلس چهاردهم وجود داشت، ولى گنابادى در این مشاجرات هیچ‏گاه وارد نمى‏شد و فقط در رأى تابع آن بود. پس از ختم مجلس، از سیاست به كلى گسست و به وزارت فرهنگ بازگشت و از نو به همان كار تدریس اشتغال ورزید، تا عضویت مؤسسه‏ى لغت‏نامه‏ى دهخدا را قبول كرد و تا آخر عمر در آن مؤسسه‏ى علمى اشتغال داشت. در طول عمر خود دست به تألیف چندین كتاب مفید زد و در تصحیح متون كهن تلاش بسیار نمود. ترجمه‏ى مقدمه ابن‏خلدون در دو جلد از كارهاى سترگ اوست. كتاب‏هاى راهنماى مطالعه، پرورش اراده، دستور زبان فارسى، شیوه‏ى نگارش و فن مناظره از آثار دیگر او به شمار مى‏رود. دانشگاه تهران به پاس خدمات فرهنگى وى، در 1355 درجه‏ى دكتراى افتخارى به او داد. او همیشه از نظر مالى در مضیقه بود و زندگى را به سختى مى‏گذرانید. چون علو طبع داشت، از كسى چیزى قبول نمى‏كرد و با مختصر حقوق بازنشستگى امرار معاش مى‏نمود. مردى صالح، زحمتكش و محققى بى‏مدعا بود. حقى كه او در تكمیل و تتمیم لغت‏نامه‏ى عظیم دهخدا دارد، بسیار گران است و زحمات هیچ‏كس دیگر شاید به پاى زحمات وى نرسد. پروین گنابادى در 1357 در 75 سالگى درگذشت. شاگردان، هواخواهان و ارادتمندانش مجموعه‏ى مقاله‏اى تهیه كرده‏اند و به نام او به خود او تقدیم داشته‏اند. توضیحات:پروین گنابادی البته از حزب توده جدا شد اما باید گفته شود که تا اواخر دهه ۱۳۲۰ از رهبران طراز اول حزب توده بود. او مسئول کمیته ایالتی خراسان بود و بعد مسئول تبلیغات کل حزب شد و از طرف حزب نیز به مجلس چهاردهم نامزد و انتخاب شد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1365 -1288 ش)، نویسنده و مترجم. در رشت به دنیا آمد. نام اصلیش ذبیح‏اللَّه حكیم الهى رشتى است. پس از گذراندن دوره‏ى ابتدایى به همراه پدر، براى ادامه‏ى تحصیل، به فرانسه رفت و زبان فرانسه را به طور كامل آموخت. پس از بازگشت به ایران، به كار تألیف و ترجمه پرداخت و آثار فراوانى از زبانهاى انگلیسى و فرانسه و عربى ترجمه كرد. دامنه‏ى فعالیت وى در زمینه‏هاى رمان پلیسى، رمان تاریخى، زندگینامه و آثار تاریخى مى‏باشد. منصورى نخستین كسى بود كه آثار موریس مترلینگ، نویسنده و متفكر بلژیكى، را به فارسى ترجمه كرد. از دیگر ترجمه‏هاى وى: «محمد (ص) پیغمبرى كه باید از نو شناخت»؛ «مغز متفكر جهان شیعه»؛ «امام حسین (ع) و ایران»؛ «آوارگى من»؛ «اسرار هفت گانه»؛ «افكار كوچك و دنیاى بزرگ»، جلد چهارم «اندیشه‏هاى یك مغز بزرگ»؛ «اندیشه‏هاى یك مغز بزرگ»؛ «یكسالى در میان ایرانیان»؛ «ناپلئون و حمله به انگلستان»؛ «خداوند بزرگ و من»، جلد دوم «اندیشه‏هاى یك مغز بزرگ»؛ «دنیاى دیگر» یا «صحنه‏ى ستارگان»؛ «زنبور عسل»؛ «سقوط پاریس»؛ «سقوط فرانسه»؛ «سه سال در ایران» یا «سیاحت نامه‏ى كنت دوگوبینو»؛ «عجایب آمریكا»؛ «قلب پاك»؛ «قهرمان تمدن»؛ «كاشف مانیتیسم»، (مسمر).[1] دانشمند، محقق و مترجم چیره دست و پركار اهل خراسان، متولد 1275 در مشهد است. پدرش تجارت پیشه بود و تجارتخانه‏اى در مشهد و قفقازیه داشت، از این لحاظ فرزند خود را در كودكى به قفقازیه برد و تحت تعلیم معارف جدید قرار داد. گذشته از معلومات زمان، به زبان‏هاى فرانسه و روسى مسلط شد و در جوانى به مشهد بازگشت. چون طبعى علم‏آموز و دانش پژوه داشت تحصیلات خود را در رشته‏هاى مختلف مانند ادبیات فارسى، ادبیات عربى، فلسفه و حكمت، علم كلام و منطق ادامه داد و از محضر دانشمندان آنروز مشهد كه شهره آفاق بودند بهره‏ها گرفت و زبان انگلیسى را نیز به خوبى تحصیل كرد. مقارن با تغییر سلطنت قارجاریه به تهران آمد و كار مطبوعاتى را آغاز كرد و غالبا مقالات و تفسیرهاى مطبوعات خارجى را ترجمه مى‏كرد و در خیلى از جراید آنروز مانند شفق سرخ، اقدام، كوشش، و نوبهار ترجمه‏هاى محكم و پرمغز او به چشم مى‏خورد. وى به طور كلى از استخدام در دستگاه‏هاى دولتى صرفنظر نمود و همچنین تا سنین كهولت به كار ترجمه و تألیف پرداخت. از 1320 به بعد ترجمه‏هاى او كه به صورت مسلسل در روزنامه‏ها چاپ شده بود شكل گرفت و به صورت كتابى منتشر شد. براى اولین بار آثار موریس مترلینگ را ادیبانه ترجمه كرد و بنگاه مطبوعاتى علمى آنرا انتشار داد. به قدرى از این ترجمه‏ها استقبال شد كه حدى نداشت. مترجم معتقد بود كه منبع ثروت برادران علمى از همین ترجمه‏ها تأمین گردید. از 1330 به بعد بطور ثابت در چند مجله از جمله خواندنیها استخدام شد و ماهیانه مبلغى دریافت مى‏كرد ولى بایستى چندین صفحه ترجمه حداقل در دو مطلب تهیه تا در مجله چاپ شود در حقیقت با این ترتیب چند مجله و نشریه او را استثمار كردند. ولى او نیز براى تأمین زندگانى خود با نام‏هاى مستعار و یا بدون نام مطالبى ترجمه و به سایر مطبوعات مى‏داد. مطالعات مداوم و حرص و ولع در دانش‏اندوزى روزبروز اطلاعات او را در رشته‏هاى مختلف وسیع‏تر كرد و واقعا دانشمندى كم‏نظیر شد و در هر علمى سررشته پیدا نمود، مخصوصا در مسائل مذهبى، تاریخى و فلسفى در مرحله عالى قرار گرفت. روش او در ترجمه بدین صورت بود كه ابتدا كتاب مورد نظر را دقیقا مطالعه مى‏كرد سپس به ترجمه مى‏پرداخت ولى عین متن را ترجمه نمى‏كرد و اطلاعات و تحقیقات شخصى را ضمیمه مى‏نمود. غالبا یك كتاب صد صفحه فرانسه وقتى به وسیله او ترجمه مى‏شد حتما از پانصد صفحه تجاوز مى‏نمود و گذشته از آن زیرنویس مترجم هم خود قابل ملاحظه و توجه بود. او در ترجمه‏هاى خود همیشه با اطلاعاتى كه از طریق كتب دیگر كسب كرده بود به نوشته صاحب ترجمه رونق داده و شیرینى خاصى به نوشته‏اش مى‏داد. او در نیم قرن دوم عمر خود مردى پركار بود. حداقل در سال 6 تا 10 جلد كتاب ترجمه و تألیف مى‏نمود و بعضى از ترجمه‏ها جنبه فلسفى و تاریخى داشت و مترجم با زیرنویس اشتباهات او را برطرف مى‏نمود. منصورى آنچنان بى‏سروصدا و بدون تظاهر زندگى مى‏كرد كه اغلب تصور مى‏كردند نامش مستعار است. با حداقل زندگى سازش داشت و با احدى رفت و آمد نداشت. اساسا كمتر كسى بود از حال و زندگى او باخبر باشد. صبر و حوصله زیادى داشت ولى در موقع عصبانیت كه بندرت اتفاق مى‏افتاد گوئى كوه آتشفشان است. انتقادات به جا را با جان و دل مى‏پذیرفت و در شماره بعد مجله یا تجدید چاپ كتاب مؤدبانه اصلاح مى‏كرد ولى از انتقادات بى‏جا و غیرمنطقى سخت به تلاش و استدلال متوسل مى‏شد. به خاطر دارم زمانى استاد مجتبى مینوى به یكى از ترجمه‏هاى او خرده گرفت و او را جاعل قلمداد كرد. منصورى در مقام دفاع برآمد و چنان بحث علمى و ادبى بین آن دو كوبنده بود كه دیگران میانجى‏گرى كردند و حق را به منصورى دادند. ذبیح‏الله منصورى به طور متوسط 60 سال در مطبوعات ایران مقاله نوشته و ترجمه كرده است و با برخوردارى از حافظه قوى خود تاریخ 60 ساله‏ى مطبوعات ایران بود. داستان‏هائى از دوران ریاست شهربانى مختار و اداره راهنماى نامه‏نگارى كه مدتى آقایان على دشتى و عبدالرحمن فرامرزى آن را اداره مى‏كردند در خاطر داشت. وقتى سندیكاى نویسندگان و مترجمین تشكیل شد به اتفاق آراء او را به ریاست انجمن برگماردند و به مناسبت هفتاد و پنجمین سال تولدش مجلس جشن و سرور شایسته‏اى كه در خور مقام علمیش بود برپا ساختند. منصورى در آستانه هشتاد سالگى خود معتقد بود كه مجموعا متجاوز از یك هزار و پانصد جلد كتاب ترجمه كرده است. ولى آنچه مسلم است این رقم اغراق به نظر مى‏رسد و شاید تعداد ترجمه‏هاى او از چهارصد كتاب تجاوز كند ولى اگر مقالات و مطالب كوتاه را به آن اضافه كنیم خیلى بیشتر خواهد شد. بیشتر آثار او ترجمه از زبان‏هاى فرانسه و انگلیسى است و از زبان عربى و روسى ترجمه‏اى از او دیده نشده است. وى علاوه بر ترجمه‏هائى كه به نام وى به صورت كتاب انتشار یافته است تعدادى ترجمه هم دارد كه به نام اشخاص دیگر ثبت گردیده است كه مهمترین آنها كتاب روح‏القوانین منتسكیو است كه على اكبر مهتدى نام خود را زینت‏بخش این ترجمه نموده و چندین بار تجدید چاپ شد. منصورى براى نگارنده حكایت كرد كه از لحاظ مالى سخت در مضیقه بودم. شخصى به من مراجعه و ترجمه منتسكیو را از من درخواست نمود. چهارده هزار تومان حق‏الترجمه مطالبه كردم، فورا قسط اول را پرداخت و من دست به كار ترجمه زدم و هشت ماه طول كشید. نظیر اینگونه ترجمه‏ها زیاد است اگر دیگران ندانند تنى چند از خواص از آن اطلاع دارند. منصورى در حقیقت علم و دانش خود را براى ارتزاق در اختیار چند مدیر روزنامه و مجله قرار داد. شخصا ترجمه‏اى انتشار نداده است كه از فروش مجلات سهمى به او بدهند. بعضى از آثار او تا بیست بار تجدید چاپ شده و طبعا درآینده نیز خواهد شد. از مهمترین آثار انتشار یافته او مى‏توان ترجمه‏هاى زیر را نام برد: محمد پیغمبرى كه از نو باید شناخت، عایشه بعد از پیغمبر، مغز متفكر جهان شیعه، خواجه تاجدار، امام حسین و ایران، شاه جنگ ایرانیان در چالدران و یونان، سه سال در ایران، كنت دوگوبینو، ملاصدرا، امام محمد عزالى، خداوندالموت، منم تیمور جهانگشا. وى در 1367 درگذشت. مترجم، روزنامه‏نگار. تولد: 1288، رشت. درگذشت: 18 خرداد 1365. ذبیح‏الله حكیم الهى رشتى مشهور به ذبیح‏الله منصورى، فرزند انتخاب‏الدوله از رجال رشت، بود. پس از گذراندن دوره‏ى ابتدایى به همراه پدرش براى ادامه‏ى تحصیلات عازم فرانسه شد و زبان فرانسوى را در آنجا فراگرفت و پس از مراجعت به ایران به كار ترجمه پرداخت. منصورى نویسنده و مترجمى فعال بود و بیش از صد و پنجاه كتاب و قریب به هزار مقاله- كه اغلب آنها در مجله «خواندنیها» منتشر مى‏شد- از خود به یادگار گذاشت. او در مدت شصت سال فعالیت قلمى خود آثار فراوانى از زبان‏هاى انگلیسى و فرانسوى و عربى ترجمه كرد. بعضى از آثار او نه ترجمه مستقیم بلكه اقتباس و تحریر تازه و مفصل‏ترى از متن اصلى بود. وى در دوران روزنامه‏نویسى خویش با مجلاتى نظیر «كوشش»، «ایران ما»، «داد»، «ترقى»، «تهران مصور»، «روشنفكر»، «سپید و سیاه» همكارى داشت. دامنه‏ى فعالیت منصورى گسترده بود و شامل زمینه‏هاى گوناگونى از جمله رمان پلیسى (بیشتر آثار آگاتا كریستى)، رمان تاریخى (بیشتر از آثار الكساندر دوما و موریس دو كبرا) و زندگینامه (خدواند علم و شمشیر، محمد (ص) پیغمبرى كه از نو باید شناخت، عایشه بعد از پیغمبر، مغز متفكر جهان شیعه، امام حسین (ع) و ایران، آثار و احوال ملاصدرا،...) و آثار تاریخى (خداوند الموت: حسن صباح (نوشته‏ى پل آمیر)؛ خواجه‏ى تاجدار، سلیمان خانى قانونى و شاه طهماسب، عارف دیهیم‏دار، شاه جنگ ایرانیان در چالدران و ایران (اثر اشتن متز و جون باك، چاپ‏هاى متعدد: 1368 ،1357 ،1355) و مفصل‏تر از همه خاطرات چرچیل در هفت مجلد) مى‏گردید. از جمله آثار دیگر او مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: آخرین گانگستر (دیوید لاین)؛ آقایان قضات! قاتل حقیقى را پیدا كنید (رالف گولدمان)؛ آوارگى من (موریس دوكبرا، 1320)؛ آواره‏ها (موریس دوكبرا)؛ ابن سینا، نابغه‏اى از شرق (اقتباس، 1374)؛ ابوشاكر، یك داستان علمى و تحقیقى، استالین تزار سرخ (ایزاك دوتشر)؛ اسرار هفت گانه (لسلى شارتریس)؛ امام حسین (ع) و ایران (كورت فریشلر)؛ امشب نوع بشر محو مى‏شود (كریستف پولنى)؛ انتقام گربه (آرتور شنیت زللر، 1328)؛ انسان (آرتور شنیت زللر)؛ ایران و بابر (ویلیام ارسكین)؛ بازرس دلباخته (جى درتیلر، 1336)؛ بازرسى من (رالف گولدمان)؛ بازى با آتش (لسلى شارتریس)؛ پلیس بیدار است (رالف گولدمان)؛ پلیس چه مى‏كند (لسلى شارتریس)؛ پنج و ده دقیقه (آگاتا كریستى)؛ تاریخ و تحول نظم و نثر پارسى (1331)؛ تازه مسلمان، تولستوى (استفان زوایك، 1327)؛ توطئه در آسمان (شارل بروك)؛ جدال تبه‏كاران در پاریس به انضمام خانه‏ى مرموز (روبر دوما، 1373)؛ جراح دیوانه (ژارگن توروالد)؛ جنایتكاران لندن (آگاتا كریستى)؛ جنگ پنهانى سهمگین (سرد جینالدهالد، 1331)؛ چگونه یك تبهكار آمریكایى شدم (جیمز هادلى چیز، 1339)؛ خاطراتى از یك امپراتور، خدا در آسمان، دختر فقیر (واندر مرش 1334)؛ در پیشگاه امام صادق (ع) (محمد صحفى)؛ در صحنه زندگى و تأثیر (موریس دوكبرا)؛ دزد جوانمرد (لسلى شارتریس)؛ دست‏هاى قاتل (چهار داستان پلیسى)؛ دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه (ژان یونیر)؛ دوشیزه متهم (لیونگستن)؛ دون كیشوت (سروانتس، 1335)؛ ده تبهكار بهت‏آور (آگاتا كریستى)؛ رابین هود (الكساندر دوما)؛ زندگى و سرانجام مارى آنتوانت (پیر نزلف، 1337)؛ ژان والژان (ویكتور هوگو)؛ ژوزف بالامو (الكساندر دوما)؛ سارق نامرئى (ویلى فرانتز 1373)؛ سرانجام شوم یك امپراتور (پیر نزلف)؛ سرزمین جاوید (ماژیران موله، هرتزفلد، گریشمن، چهار جلد)؛ سرنوشت یك امپراتور (پیر نزلف)؛ سقوط پاریس (ایلیا ارنبورك)؛ سقوط قسطنطنیه (میكا والتارى، دو جلد)؛ سه تفنگدار (الكساندر دوما)؛ سه سال در ایران، سیاحت‏نامه؛ كنت دوگوبینو؛ سینوهه پزشك مخصوص فرعون (میكا والتارى)؛ شعاع زرد (هرمان لاندن)؛ شعاع وحشت (هرمان لاندن)؛ شهر وحشى (موریس دوكبرا)؛ صدرالدین شیرازى معروف به ملاصدرا (هانرى كربن)؛ عبور قدغن است (بارینگتون)؛ عجایب آمریكا (موریس دوكبرا)؛ عجایب سرزمین طلا و الماس (ژوزف لتر)؛ عشق بازى‏هاى كازانو (ژاك كازانووا دو سیتالت، 1334)؛ عشق ننگین در نظر قضات (سوزان نرمان)؛ عشق یك جاسوسه (ژان بومار)؛ غرش طوفان (الكساندر دوما)؛ غزالى در بغداد (ادوارد توماس)؛ فراموشخانه یا فراماسونرى در جهان (فراماسونرى چیست و فراماسون كیست ؟)؛ فرزند نیل (هاوارد فاوست، دو جلد)؛ فرمانده بعد از خدا (پیر لافون)؛ فتنه (رمان تاریخى اثر لانتیاك)؛ قبل از طوفان (السكاندر دوما)؛ قتل در باشگاه (دورتى ساترس، 1323)؛ قتل در ساحل دجله (آگاتا كریستى)؛ قلب پاك (واندر مرش، 1337)؛ قهرمان هندوچین؛ قهرمان تمدن (ژوزف كاتلر (و) هیم جاف، 1334)؛ كاشف مانیتیسم (استفان زوایك، 1327)؛ كشتى بالدار (آگاتا كریستى)؛ كفش‏هاى سربازى سنگین است (فونبور)؛ كنت مونت كریستو (السكاندر دوما)؛ كنیز ملكه‏ى مصر (میكل پیرامو، دو جلد)؛ گاز نو ظهور (فرانك كینگ)؛ گاو صندوق مرگ (فرانك كینگ، 1322)؛ گروه آهنین (الكساندر دوما)؛ گریز (لسلى شارتریس)؛ گلوله كوچك (دورتى ساتریس 1331)؛ لب‏هاى ناشناس (هوچین سون)؛ مأموریت ضد جاسوسى من (پریستلى)؛ ما سه مرد بى‏بضاعتیم كه خواهان ثروت مى‏باشیم (الكساندر دوما)؛ مارى آنتوانت (پیرنزلف)؛ ماژلان (استفان زوایك)؛ ماشین خواندن افكار (آندره موروآ)؛ ماكسیم گروكى (استفان زوایك، 1326)؛ محبوس سنت هلن، یا سرگذشت ناپلئون (اوكتاو اوبرى)؛ مردى بالاى دار مرگ آرام (جمیز هاردلى چیز)؛ مشاهداتى شنیدنى من در آمریكا (موریس دوكبرا، 1319)؛ ملكه باكره (لانتیاك، 1333)؛ منم تیمور جهانگشا (مارسل بریون)؛ موئیگان دوپارى (السكاندر دوما)؛ ناپلئون و حمله به انگلستان (پل شاك، 1315)؛ نامه‏هاى روزولت به چرچیل، نخستین مردى كه دور كره‏ى زمین گردش كرد (استفان زوایك، 1323)؛ نورنبورك (ایلیا ارنبورك)؛ نوستراداموس و اهرام مصر: جادوگر مرموز (میشل زواگو)؛ هفت خواهران تنى (آنتونى سسمون)؛ هنگامى كه از حوادث آینده باخبر هستیم (ژاك اسپیتز)؛ یك خانم نجیب (موریس دوكبرا)؛ یك راز شگفت‏انگیز (شارل بروك)؛ یك سال در میان ایرانیان (ادوارد براون، دو جلد، 1330)؛ یوسف در آیینه‏ى تاریخ (توماس مان) ذبیح‏الله منصورى نخستین كسى بود كه آثار موریس مترلینك نویسنده و متفكر بلژیكى را به فارسى ترجمه كرد كه ماحصل این فعالیت، كتابهاى زیر بود، افكار مترلینك، افكار كوچك و دنیاى بزرگ، اندیشه‏هاى یك مغز بزرگ، جهان بزرگ و انسان، خداوند بزرگ و من، دروازه بزرگ، دنیاى دیگر، راز بزرگ، موریانه، زندگانى مورچگان، زنبور عسل. وى روز هیجدهم خردادماه 1365 بر اثر ناراحتى قلبى در سن هفتاد و هفت سالگى درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1368 -1293 ش)، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه. در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه، در 1310 ش با محصلین اعزامى رهسپار فرانسه شد و در 1316 ش از دانشگاه دیژن موفق به اخذ لیسانس ادبیات گردید. بعد به آلمان رفت و در 1322 ش دكتراى فلسفه و ادبیات خود را از دانشگاه برلن دریافت كرد. پس از خاتمه‏ى جنگ جهانى دوم و افتتاح دانشگاه مونیخ، در 1326 ش، یك قسمت از تدریس ایرانشناسى در آن دانشگاه به وى واگذار شد و در 1328 ش براى تدریس زبان فارسى به دانشگاه اسكندریه‏ى مصر رفت و در 1330 ش به ایران بازگشت. پس از مراجعت به ایران جمعیت سیاسى سومكا (مختصر شده‏ى حزب سوسیالیست ملى كارگران ایران) را تشكیل داد. از آثار وى: «دربدر در پى بهشت»؛ «پیكار با اهریمن»؛ «كمونیسم و لیبرالیسم»؛ «خط سومكا»؛ «پسر گمشده»، ترجمه؛ «داریوش یكم»، پادشاه پارسها، ترجمه؛ «دوراندیشى در تكنیك»، ترجمه؛ «طغیان توده‏ها»، ترجمه؛ «آسیا در كشمكش با اروپا»، هون‏ها با ساسانیان، ترجمه.[1] محقق. تولد: 6 شهریور 1293، تهران. درگذشت: 29 تیر 1368، اوپسالا. داود منشى‏زاده، فرزند ابراهیم (میرزا ابراهیم‏خان منشى‏زاده از فعالان انقلاب مشروطیت بود و چون یكى از مؤسسان كمیته مجازات بود، تیرباران شد)، تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در تهران به پایان رسانید و در سال 1310 با محصلین اعزامى رهسپار فرانسه شد و در سال 1316 از دانشگاه دیژن (فرانسه) به اخذ درجه‏ى لیسانس ادبیات (فلسفه) نایل شد و در اواخر همان سال به آلمان رفت و در سال 1322 دكتراى فلسفه و ادبیات خود را از دانشگاه برلین گرفت و در آلمان متأهل شد. در موقع سقوط برلین هفت روز به خاتمه‏ى جنگ مانده مجروح شد و دو سال تمام در بیمارستان‏هاى پستدام و برلین و مونیخ به سر برد. در سال 1326 كه دانشگاه مونیخ پس از جنگ افتتاح مى‏شد، یك قسمت از تدریس ایران‏شناسى به وى واگذار شد. در سال 1328 براى یك سال و چند ماه براى تدریس زبان فارسى با رتبه‏ى استاد میهمان به دانشگاه اسكندریه مصر رفت و در سال 1330 به ایران مراجعت نمود و بلافاصله جمعیت سیاسى «سومكا» را تشكیل داد كه مختصر شده‏ى حزب سوسیالیست ملى كارگران ایران بود. سپس از ایران خارج شد و در دانشگاه اوپسالا به مقام استادى دانشگاه رسید و تدریس فرهنگ ایران زمین باستان را بر عهده داشت. وى در سال 1359 بازنشسته شد. از آثار اوست: آسیا در كشمكش با اروپا (هون‏ها، ساسانیان) (از فرانتس آلتهایم، 1343)؛ انتلكتول و دیگرى (خوزه اتكااى گاست، 1322)؛ پسر گمشده (آندره ژید، 1336)؛ پیكار با اهریمن (1330)؛ جهاندارى پارسها (نوشته ه. ه. شدر، 1335)؛ خط سومكا (1333)؛ داریوش یكم پادشاه پارسها (پترویولیوس یونگه، 1334)؛ دربدر در پى بهشت (1332)؛ دوراندیشى در تكنیك (خوزه اتكااى گاست، 1332)؛ طغیان توده‏ها (خوزه اتكااى گاست، 1334)؛ كمونیسم و لیبرالیسم (1336)؛ گیل گمش كهنه‏ترین حماسه‏ى بشرى (گئورك بوركهارت، 1334)؛ مایا دختر گریز آن‏كندو (والدمایر نسلس، ترجمه با امضاى د. م.، 1332)؛ وهرود و ارنگ (پژوهشى از ژوزف ماركوات، 1368). از دكتر منشى‏زاده، مقاله‏هاى ادبى در مجله‏ى «یادگار» و مجله‏ى «دانش» به طبع رسیده است. وى همچنین آثارى به زبان آلمانى دارد. فرزند میرزا ابراهیم خان منشى‏زاده، در 1293 در تهران متولد شد. وقتى پنج ساله بود پدرش كه از اعضاى برجسته و مغز متفكر كمیته مجازات بود، به قتل رسید. داود در سن هفده سالگى دیپلم متوسطه دریافت نمود و در مسابقه اعزام محصل به خارج شركت نمود و از طرف دولت براى انجام تحصیلات عالیه به فرانسه اعزام شد. وى در پاریس درجه‏ى لیسانس در ادبیات فرانسه گرفت و بعد به آلمان عزیمت نمود و سرانجام در 1322 از دانشگاه برلن به دریافت درجه‏ى دكتراى ادبیات و فلسفه نائل شد و از سال 1326 به تدریس ایرانشناسى در دانشگاه مونیخ پرداخت و چندى هم استاد مدعو در دانشگاه اسكندریه مصر بود. منشى‏زاده پس از بیست سال توقف در اروپا كه قسمت اعظم آن در آلمان سپرى شده بود با افكار فاشیستى به ایران بازگشت و لدى‏الورود به تشكیل حزب سومكا (حزب سوسیالیست ملى كارگران ایران) پرداخت و عده‏ى زیادى از جوانان در این حزب عضویت یافتند و با لباس و آرم مخصوصى در تظاهرات مردمى شركت مى‏كردند. بعضى وقتها تندرویهاى زیادى از آنها بروز مى‏نمود كه طبعا پلیس از آن جلوگیرى و احیانا به زدوخورد منجر مى‏شد. رهبر حزب هم روى همین اصل، چند بار از طرف حكومت نظامى بازداشت شد. در سال 1331 از شكم حزب سومكا، حزب دیگرى به رهبرى هادى سپهر بنام آریا با همان برنامه طرفدارى از آلمان متولد شد. حزب سومكا روزنامه‏اى به همین نام منتشر مى‏كرد. از جوانان تند و تیزى كه در آن ایام در آن حزب فعالیت مى‏كردند، یكى دكتر داریوش همایون و دیگرى دكتر امیر شاپور زندنیا بودند. منشى‏زاده بعد از كودتاى 1332 ایران را ترك كرد و در دانشگاه اوپسالا به استادى رسید و فرهنگ ایران زمین را تدریس مى‏كرد. در 1368 در 75 سالگى درگذشت. از وى آثار زیادى به زبان آلمانى و فرانسه و فارسى باقى مانده است كه از بیست جلد متجاوز است. در سال 1342 كه تیمور بختیار علیه شاه مشغول فعالیت شد، دكتر منشى‏زاده همكارى بختیار را پذیرفت و در زمره مخالفان شاه شد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 329 ق)، لغوى، نحوى، ادیب و مصنف. اهل هرات بود. از ثعلب و مبرد ادبیات عرب را فراگرفت. شیخ ابومنصور محمد بن احمد ازهرى از شاگردان و راویان وى است. به گفته‏ى ازهرى او سالها ملازم ابوهیثم رازى بود و نوشته‏هاى خود را بر او عرضه مى‏داشت. حموى گوید كه وى نحوى و لغوى بود و در این فن تصنیفات داشت. از آثارش: كتاب «نظم الجمان»؛ كتاب «الملتقط»؛ «الفاخر» یا «مفاخر المقال فى المصادر و الافعال»؛ «الشامل».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1314 -1244 ش)، مدرس و نویسنده. معروف به سعادت. در نجف به دنیا آمد و در همان شهر و شیراز به كسب معلومات پرداخت. در سال 1316 ق به تهران آمد و در مدرسه‏ى افتتاحیه به تدریس مشغول شد. در سال 1317 ق به بوشهر رفت و مدت بیست و پنج سال معلم و مدیر مدرسه‏ى سعادت آنجا بود به همین سبب به سعادت مشهور گردید كه بعدها نام‏خانوادگى او شد. سعادت در دوره‏ى چهارم، از طرف مردم لارستان، به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب گردید و به تهران آمد. سپس به بنادر جنوب رفت، در شیراز ساكن و مدیر مدرسه‏ى شعاعیه‏ى آن شهر شد و در همان جا وفات یافت. آثار به جا مانده از او عبارت‏اند از: «تاریخ خلیج‏فارس»؛ «كتاب مختصرى در منطق» و «تاریخ مختصر ایران».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1369 -1310/1311 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به سرى. در قریه پوده از دهات سمیرم سفلى متولد شد. از ابتداى جوانى جهت كسب علم و دانش به اصفهان آمد و در خدمت استادان این شهر مقدمات علوم را كسب كرد. از جمله استادان وى میرزا یحیى مدرس بیدآبادى معروف به كاشى‏پز بود كه در وى استعداد ذوق فراگرفتن علوم را دید و در صدد تعلیم وى برآمد و در مسابقه‏ى ادبى رادیو لندن در سال 1326 ش در بین 273 نفر از شركت‏كنندگان جزو دو نفر ممتاز شد سرى در تهران درگذشت و در قم دفن شد. از آثار وى: «آخرین قانون ناتمام»؛ «دیوان» اشعار؛ «مرغابیه سرى»، شعر؛ «مكاشفات».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1291 ش)، نویسنده و كارگردان. وى علاوه بر كارگردانى و نویسندگى، جزو تهیه‏كنندگان و دكوراتورهاى فیلم فارسى بوده است. او در تهران به دنیا آمد و فعالیت سینمایى‏اش را از سال 1316 ش با تهیه مجموع فیلم‏هاى مولتى پلیكاسیون (نقاشى متحرك) شروع نمود. وى در سال 1322 ش در تئاتر تهران به عنوان دكوراتور مشغول به كار شد. سرورى از موسسین تئاتر ملى در محل سالن زرتشتیان (1324 ش) بوده است. او فعالیت در سینماى ایران را از سال 1333 ش با «مهتاب خونین» شروع كرد. از عمده فیلم‏هاى وى «شاهنامه آخرش خوشه» است كه به سال 1340 ش ساخت.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1273 ش)، مولف، فرهنگ‏نویس و شاعر، متخلص به سرود. وى اهل محال اراك بود كه در تهران متولد شد. از طرف مادر نواده‏ى میرزا محمدعلى متخلص به ناطق از شعراى زمان سلطنت شاه سلطان حسین صفوى محسوب مى‏شود. سرود مقدمات و مبانى علوم و ادبیات را نخست با اسلوب قدیم نزد استادان فن آموخت و سپس در مدارس جدید به تحصیل علم و زبانهاى مختلف پرداخت. در ادبیات غرب نیز تحقیق و تفحص بسزا نمود و با دانستن زبانهاى فرانسه، انگلیسى، آلمانى، تركى و عربى در ادبیات خارجى، علوم ادبى و زبانشناسى و مباحث مالى و اقتصادى صاحب مطالعات و نظرات ذى قیمت بود. سرود از سن دوازده سالگى به شاعرى و سخن‏سرایى پرداخت ولى علاقه‏اى به جمع‏آورى اشعارش نداشت. اشعار موجود سروده‏هاى وى از سنین سى به بعد مى‏باشد كه عده‏ى كمى از آنها در كتب و مجلات ادبى انتشار یافته است. سرود از نظر خدمات دولتى فردى نظامى بود و تا رتبه‏ى سرتیپى ارتقاء پیدا كرد. از آثار وى: «فرهنگ لغات عربى مصطلح در زبان فارسى»؛ «مجموعه‏ى امثال انگلیسى، فرانسه، آلمانى، تركى، عربى با مرادفات فارسى»، در پنج مجلد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، فاضل و نویسنده، شاعر، متخلص به سرمست. كتاب «حدیقه الانصاف»، در عرفان، به طریق سوال و جواب از او است كه در حدود سال 1305 ق تالیف كرده است.

فعالیت ها : مشاهیر / نویسندگی مشاهیر / عالمان و دانشمندان / عرفان

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1280 ش)، نویسنده. تحصیلات خود را در مدرسه‏ى لقمانیه و آمریكایى‏ها گذراند. وى پس از پایان تحصیلات به تدریس در دبیرستانهاى مختلف و دانشگاههاى نظامى پرداخت. اثر به جاى مانده از وى: «تعبیر خواب».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1338/1336 -1264 ق)، عالم، شاعر و نویسنده. معروف به شیخ‏الرییس. در تبریز به دنیا آمد. در یازده سالگى به تهران آمد و در مدرسه‏ى ملا آقا رضا نحو و منطق را از محضر ملاعلى دماوندى فراگرفت و سپس به مدرسه‏ى نظامیه رفت و حساب و هندسه را به مدت دو سال آموخت. در سال 1264 ق به مشهد رفت و علوم ادبى و عربى را نزد استادان فراگرفت. و حكمت و كلام را نزد ملا ابراهیم سبزوارى آموخت. در دوره‏ى دوم مجلس شوراى ملى نماینده‏ى مازندران بود. حیرت پس از آن به عتبات سفر كرد و در نجف اشرف و كربلا از مراجع بزرگ، چون حاج میرزا حبیب‏اللَّه رشتى، فاضل ایروانى و شیخ زین‏العابدین مازندرانى فقه و اصول و سایر علوم اسلامى را فراگرفت. او سفرهایى به حجاز، استانبول، عشق‏آباد، سمرقند، بخارا و هندوستان داشت و به تدریس و تبلیغ پرداخت. در نظم و نثر توانا بود و به زبان فرانسه آگاه. از آثار وى: «دیوان» اشعار؛ «اتحاد الاسلام»؛ «ازاله الاوهام»؛ «رساله نقد فرقه‏ها»؛ «كتاب الابرار»؛ «منتخب النفیسر»؛ «سفرنامه‏ى استانبول»؛ «فصل الخطاب».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1395 -1316 ق)، فقیه، ادیب و نویسنده. در شهرستان بجنورد به دنیا آمد و همان جا تحصیلات مقدماتى كرد و سپس به مشهد رفت و در آنجا علوم عقلى و نقلى را نزد حاج فاضل خراسانى و آقا بزرگ حكیم و آقازاده‏ى خراسانى و آیت الله قمى، و ادبیات را نزد ادیب نیشابورى اول فراگرفت. سپس به نجف رفت و در محضر آیت الله اصفهانى و میرزاى نایینى و آقا ضیاءالدین عراقى به تكمیل تحصیلات خود پرداخت، و در شمار مدرسان نجف درآمد. وى تا آخر عمر به تحقیق و تألیف و تدریس مشغول بود. میرزا حسن با شعر آشنایى كامل داشت و خود نیز شاعر بود. تألیفاتى در فقه و اصول از وى به جاى مانده است، از آثارش: «منتهى الاصول»؛ «القواعد الفقهیه»؛ «حاشیة العروة الوثقى»؛ «ذخیرة المعاد»؛ «رسالة فى اجتماع الامر و النهى»؛ «كتاب فى الحكمة» كه شرحى است بر «الاسفار الاربعة» صدر المتألهین.[1] آیه‏الله آقاى حاج میرزا حسن بن السید آقا بزرگ ابن السید على اصغر بن السید فتحعلى بن السید اسماعیل موسوى بجنوردى داماد معظم مرحوم آیه‏الله حاج سید حسین اصفهانى (داماد آیه‏الله العظمى آقاى آقا سید ابوالحسن اصفهانى) از علماء طراز اول معاصر حوزه علمیه نجف و داراى مقام علم و عمل و دقت نظر میباشد. معظم‏له عالمى محقق و فقیهى مدقق و جامع معقول و منقول و حاوى فروع و اصول میباشد تولدش در سال 1316 قمرى در بجنورد و از آنجا بمشهد و مدت 13 سال از محضر مرحوم آقا زاده كفائى و آیه‏الله قمى و حاج فاضل و دیگران استفاده كرده آنگاه مهاجرت بنجف اشرف نموده و در حوزه درس مرحوم آیه‏الله نائینى و آیه‏الله عراقى و مخصوصا آیه‏الله العظمى اصفهانى شركت كرده تا به اعلى درجه فقاهت و اجتهاد رسیده است. تألیفاتى در فقه و اصول دارد كه بطبع رسیده و مورد استفاده فضلاء حوزه نجف و قم میباشد و آنها از این قرار است: 1- منتهى الاصول 2- القواعد الفقهیه 3- حاشیه بر عروه الوثقى 4- حاشیه بر وسائل 5- رساله اجتماع امر و نهى.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 8 شهریور 1395  - 2:01 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 14

جستجو



در وبلاگ جاری
در كل اينترنت

نویسندگان

امکانات جانبی