يک دزد حرفه اي در حدود چهل سال پيش گستاخي را به جايي مي رساند که به حرم مطهّر حضرت معصومه عليها السلام شبيخون مي زند و از پولهاي ضريح مقدّس به مقدار يک گوني مي دزدد و با مهارت خاصّي آن را از محدوده حرم بيرون مي برد.
هنگامي از مقابل کلانتري عبور مي کند يکي از پاسبانها مي پرسد : آن گوني چيست ؟ او در پاسخ مي گويد : نان خشک است . چون دست مي زنند مي بينند که اسکناس است و بدينگونه او دستگير مي شود ، پولها به حرم مطهّر عودت داده مي شود و دزد به سزاي گستاخي خود مي رسد . (57)