کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است


بوى ربیع در كوچه‏ها پیچیده بود، حرارت آفتاب بعدازظهر جاى خود را به نسیم نوازشگر سپرده بود و من دست‏به سینه در آستانه بارگاه حضرت معصومه(سلام الله علیها) ایستاده بودم:

«السلام علیك یا فاطمه المعصومه‏»قصد داشتم امروز را در «بیت‏النور» نورانى شوم. «بیت النور» محراب كوچكى است كه حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) در مدت‏17 روز اقامت‏خود در قم قنوت هاى خویش را با محراب كوچك ولى آسمانى آن عبادتگاه زیبا تقسیم مى‏كردند. «بیت النور»; خانه‏اى است از نور كه هنوز بعد از سالهاى زیادى كه بر آن گذشته عطر بهشتى بانویى ملكوتى را منتشر مى‏كند.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 4:28 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها

سرت را به شیشه پنجره تكیه داده اى. ماشین از پلیس راه مى گذرد و هر لحظه به شهر نزدیك تر مى شود، دلت بهانه مى گرفت، هواى او را كرده بود كه پا در سفر گذاشتى از لحظه اى كه ساک را بسته اى و راه افتاده اى هر لحظه بى تابتر شده اى از بلنداى جاده به شهر خیره مى شوى نگاهت از روى ساختمان ها مى گذرد. چشمان تشنه ات در التهاب عطش مى سوزند. چیزى را مى كاوند كه خود نمى دانى، دلت گواهى روشنى مى دهد. در تابش نور آفتاب تشعشع خیره كننده «گنبد طلایى» حرمش چشمانت را به آتش مى كشد. نگاه تشنه ات بر روى گنبد قفل مى شود، مى ماند. گویى به آنچه مى طلبیده رسیده است...

 


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 4:27 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

قم، یك شهر نیست، یك "فرهنگ" است.

جغرافى نیست، تاریخ است.

قم، ریشه در دین دارد و از چشمه سار معارف "اهل بیت" سیراب ‏شده است. شهر جهاد و اجتهاد، شعور و شرف، خون و حماسه و شهادت‏ است. قم، همیشه قائم و همیشه پیشتاز و پیشقدم بوده است.

در «انقلاب اسلامى‏»، نداى «قم‏» بود كه بر رواق تاریخ معاصرانعكاس مى‏یافت. قم، آئینه دار طلعت نور بود.

«19دى‏» بارقه‏اى از آن دل پرالتهاب و جرقه‏اى از آن كانون خشم‏ و آتش بود كه در سینه خداباوران نهفته بود.


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 4:21 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

 

تاریخ، چشم به راه فاطمه ای دیگر است. انتظار به سر می آید و شمیم دل نوازی، خانه خورشید را فرامی گیرد. خنکای حضور دوباره فاطمه (س) در فضای مدینه جاری می شود و کوثر فاطمی، جوشیدن می گیرد. به کوچه باغ های حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می کنم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زایران ات. ضریح نورانی ات را در آغوش می گیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی، به زیارت تو آمده ام! تو که زیارت ات، هم سان زیارت یاس گم شده مدینه است!

حضرت فاطمه معصومه (س)، روز اول ذیقعده سال 173 سال هجری، در شهر مدینه، چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگ وار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه، به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راست گویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی، پاک دامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت بود. پدران این خاندان، برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تاب ناک امامت و سکان دارای کشتی انسانیت بودند.


ادامه مطلب

[ سه شنبه 19 شهریور 1392  ] [ 11:09 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

 

نویسنده: جواد محدثی


بى‏بى جان! ... سلام.
مى‏خواستم به زیارت حرمت آیم.
مى‏خواستم بوسه به ضریح مقدست‏بزنم.
نمى‏دانستم رخصت آن را داشتم یا نه؟
وقتى‏مى‏دیدم بعضیها سر را پایین انداخته، همینطورى وارد صحن و حریم حرمت مى‏شوند، از این در وارد شده، از در دیگر بیرون روند، بى آنكه لحظه‏اى درنگ كنند و سلامى و ثنایى، ناراحت مى‏شدم.
آخر، اینجا خانه توست.
هر چند درهاى حرم گشوده است،
ولى آیا مى‏توان بى‏اجازه وارد خانه تو شد و بى سلام و درود، از در دیگر خارج گشت؟


ادامه مطلب

[ سه شنبه 19 شهریور 1392  ] [ 10:52 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

 

نویسنده: محمود مهدی پور


بانوی کرامت ، تو آیت بزرگ خدایی که عارفان سترگ و عرشیان خاک نشین بر سنگ آستانه ات بوسه می زنند .
مراجع عظام از مرقد مقدست نور و نیرو می گیرند .
غرورها همه در آستان قدسی ات غروب می کند ، شاهان ، سر تسلیم بر آستانه ات نهاده اند ،و دهها شاهزاده و وکیل و وزیر ، به غلامی و چاکری این بارگاه بهشتی می بالند .
عالمان ، مفسران ، محدثان ، خطیبان ، محققان و نویسندگان ، صالحان ،صدیقان و شیدان هزاران ، هزاران ، در باغ بابلان تو نغمه سرایی دارند .
سلام ای کوثرستان سخاوت
که از دست تو می بارد کرامت
الفبای فرهنگ معصومه (ع) را به خاک پای تو تقدیم می دارم و این ستایشنامه را شایسته ایوان بلند آینه ات نمی دانم .


 

- آ -
آدم در بامداد میلادت به خویش می بالد و آسمان را آذین می بندد .
آوای زیبای "آزادی" از آستان بلندت به گوش می رسد ؛ "آزادی" در زیارت تو به "استقلال" می رسد . "پیروزی"چشم امید به آسمان کرامت تو دوخته است . آفتاب آئینه دار طلعت توست . آرزوی زائرانت زیارت مهدی (عج) است . تو آب خیات تشنگان آئین خدایی و عالمه آل محمد (ص) .


ادامه مطلب

[ سه شنبه 19 شهریور 1392  ] [ 10:50 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

 

نویسنده: صدیقه درویش زاده


سلام بر نوگل بوستان ولا، ریحانه روحانی خدا، افضل دختران موسی (هفتمین اختر آسمان ولا) و اخت گرامی رضا. سلام بر سیده جلیله، راضیه مرضیه، تقیه نقیه، فاطمه معصومه بنت موسی.

سلام بر آن عطیه الهی كه بعد از رضای رضوانی اش، افضل فرزندان موسی بود. در دامن پر مهر مادری برگزیده، مؤمن و مقید بالید و با قطره قطره شیره جان او، شهد مهنای عشق بر شیرازه جان گرامی پیچید و معصومه آسمان، شفیعه رضوان، عالمه محافل عرفان و یگانه دوران شد.

سلام بر كریمه نجابت، گرامی دخت امامت، و اخت معظم ولایت، عمه مكرم مصابیح هدایت.

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 19 شهریور 1392  ] [ 10:44 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

نزهت بادی
هر صبح، آفتاب نگاه ما از مطلع گنبد طلایی تو سر می‏زند و دست‏های‏مان چون گلدسته‏های سرکشیده بر افلاک، رو به آسمان بالا می‏رود. سبوی گلی دلمان، پر از عطر زلال یاد تو می‏شود و هزاران کبوتر مهربانی بر صحن وجودمان پر می‏کشد و این همه لطف که هر روز بر سر و روی ما می‏بارد، به خاطر سلامی است که هنگام عبور از مقابل حرمت ما را به لحظه‏ای توقف وا می‏دارد؛ گویی اینجا دارالسلام است؛ سرای سلم و سلامت، بهشت روی زمین.
تو احوال ما را می‏پرسی
ما خوب می‏دانیم که این حضور روحانی کوتاه در مقابل حرمت که خیر و خوبی تمام روز ما را تضمین می‏کند، پاسخ کریمانه تو به ماست. مگر می‏شود دختر رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله باشی و در سلام کردن پیش‏قدم نشوی؟! این پیشگامی تو در پرس و جوی احوال ماست که دل ما را به فروتنی و ارادت در برابر تو تسلیم می‏کند؛ وگرنه کجا ما را این معرفت است که دست از عادت‏های بی‏مایه و خواسته‏های ناچیز زندگی‏مان برداریم و در این شتاب هولناک دنیا که ما را با خود به قهقرای ظلمت می‏برد، برای لحظاتی تأمل کنیم و تو را ببینیم؟
شمع یگانه شهر ما...
برای دیدن تو، از جا برخاستن من کافی نیست. تا صدای تو نباشد، از جانب من اجابتی نخواهد بود. اگر عطر مستانه تو نباشد، کدام بهانه ما را از پیله‏های حقیر زندگی‏مان جدا خواهد کرد و به پروانگی و شیدایی خواهد کشاند؟
شمع یگانه شهر ما! هر روز، هزاران کوچک و ناچیز، به شوق سلام تو، پروانه می‏شوند و در هوای یاد تو پر می‏گشایند تا راه و رسم شیدایی را بیاموزند.




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:55 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

سیدحسین ذاکرزاده
بانو! آمدی تا غربتِ غریبِ این برادر، با قدم‏های انتظار و شوق شما، رنگ دیگری بگیرد.
آمدی تا هجرت بهارگونه و رسولْ مانندت، ذره ذره این خاک را توتیای اهل نظر کند.
زینب‏وار آمدی تا هیچ کجا بی‏چراغ نماند و دنیا دوباره برای خواهری، داستان حماسی دیدار برادری را بنویسد که پر از آیه‏های تماشاست؛ و تاریخ، برای هر کودکی، لالایی روشن لحظه‏های انتظار شما را زمزمه کند، تا او بیاموزد رسم عشق ورزیدن را.
در مدینه متولد شدی، اما شهرت، شهر دیگری است
در مدینه به دنیا آمدی؛ اما خانه تو شهر دیگری است؛ خانه تو آنجایی است که شما را با او می‏شناسند و او را با شما. تو فرزند موسایی علیه‏السلام و مادر این زمین؛ خواهر رضایی علیه‏السلام و همه کس این مردم؛ شفاخانه دلشان، قوت قلبشان، نشان راه و نور چشمانشان.
درست است که در مدینه به دنیا آمدی، اما شهر شما حالا مأمن اهل بیت جدتان شده و خانه هر مؤمنی که به آفتاب ایمان دارد؛ حتی اگر در پشت ابر باشد.
در کتاب خاطره جغرافیایی زمانه، این شهر، بی‏شما نامی ندارد؛ هر چند قدمتی به درازای قامت تاریخ باستان داشته باشد.
چه خوب شد که آمدی!
بانو! آمدی تا شفیع این مردم باشی و سزاست که همه اهل ایمان، به سفارش شما مزه بهشت را بچشند.
بانو! چه خوب شد که آمدی!




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:53 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

منسیه علیمرادی
اینجا مأمن خستگان است. هر دلسوخته غریبی را ره بر این آستان افتد، خنکای فرح‏بخش فضای این مکان، جانی دوباره به کالبدش خواهد دمید.
وقتی گونه‏های داغت را بر ضریح عطرآگینش می‏گذاری، آرام آرام چشمان خسته‏ات بسته می‏شود؛ زانوانت سست می‏شود و دستانت رهاتر از شاخه‏های درختان، در هوای دلدادگی محض، رها می‏گردد. حال مست شمیم حرمش می‏شوی.
آن‏گاه که سیل زائران حرمش، این پیکر گم‏گشته را در میانه خویش به این سو و آن سو می‏کشد، از طواف گم‏گشتگان باز می‏مانی و در گوشه‏ای به نجوا می‏نشینی.
یا حضرت معصومه! تو مایه امان و امید اهل این سرزمینی.
این شهر شوره‏زار، به یمن قدوم مبارک شما دریایی شده است؛ آن‏گاه که افسار ناقه‏ات را بر دوش گرفتند و به پیشواز تن بیمار و قلب رنجورت شتافتند و بارانی‏ترین ابر بهار را مشتاقانه سهم آسمان داغ و سرزمین خشک خویش ساختند.




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:48 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236214 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب