کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است


اعظم جودی
همه چیز بوی مهدی می‏دهد، تولد آدم، آفرینش زمین و آسمان.
همه چیز بوی مهدی می‏دهد؛ نبوت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، امامت علی علیه‏السلام .
همه چیز بوی مهدی می‏دهد؛خاک جمکران، غربت قم.
تولد تو، بوی مهدی می‏دهد؛ و زندگی‏ات، و انتظار پدری در حبس هارون و جست‏وجوی برادری در مشرق زمین
همه چیز بوی مهدی می‏دهد؛ آمدنت به قم؛ به حوالی نقطه آسمانی زمین.
همه چیز بوی مهدی می‏دهد؛ در جست‏وجوی امام جان دادن و در قم جان سپردن.
همه جا جمکران است.




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:46 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

زینب مسرور
آسمان، دامن دامن گل به زمین هدیه می‏کند. پرنده‏ها، زیباترین نغمه‏های عاشقانه‏شان را در گوش درخت‏ها زمزمه می‏کنند.
خورشید، پرفروغ‏تر از هر روز، بر خانه نورانی موسی بن جعفر علیه‏السلام می‏تابد و باران، قطره‏قطره آواز می‏شود به یمن قدوم مبارک بانویی بهشتی.
بانویم معصومه! نگاه معصومانه‏ات، امید را در دل خسته زمین می‏رویاند و رایحه پاک بهشتی‏ات، نسیم را به وجد می‏آورد.
آمدی؛ تا پروانه‏ها، رمز و راز عاشقی را بر گرد شمع آسمانی وجود تو تجربه کنند.
آمدی؛ تاکلمات، واژه واژه دعا شوند و در دست‏های نجیب و مهربان تو، به اجابت برسند.
آمدی؛ تا به کویر خشکیده قم، حضور سبز بهار را هدیه کنی.
سلام بر معصومه علیهاالسلام
سلام بر تو، بانوی آب‏ها و آیینه‏ها!
سلام بر تو، زیباترین مطلع غزل‏های عاشقی!
سلام بر نجابت دست‏ها و کرامت نگاه‏هایت! «اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطمة معصومه»




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:46 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: آبان 1387، شماره 114
محمدكاظم بدرالدين
چه صبح عنايتي دميده كه با مديحه هايش، دل ما را روشن كرده است! چه عطر شَعَفي در رگ هاي ساعات شهر جاري شده كه گويا در بهشت پا نهاده ايم!
امروز، قرائت چندم رويش است كه لهجه همه ما بوي باغ گرفته است. «سبزيم و تازه، اين نفحات از كدام سوست؟»
بياييد، اي لحظه هاي از دست رفته انسان! بنگريد به آستان متبسم تبرّك؛ به قطعه آينه زار تعبد. «فرشتگان معصوم، دروازه هاي بشريت را گل باران كرده اند».
امروز، آسمان مدينه چه اندازه از غزل هايِ عاشق، نور گرفته است! امروز رايحه «قم» چقدر شامه نواز است؛ «معصومه(س)» آمده است.
قم، در لباس بهار تماشايي است و شرح روايت روشنايي اش، خواندني. خيابان ها و ميدا‌ن‌هاي قم، تازه ترين شعرهاي چراغاني شده را در دست دارند. حتي رگه هايي از شوق، در دوردست هاي خاك ديده مي شود. امروز، انبوه زائران حرمش حرم معصومه را مي بينيم و تپش ركعات عارفانه شان را كه نامِ درختان نديده را زنده مي-كنند. «همه هستي عين زيارت نامه شده است»‌تا در برابر فضيلت هاي نامحدودِ امروز زانو بزند. فرزند مباركِ اشراق، همه نگاه ها را «پله پله تا ملاقات خدا»‌كشانده است. ساعات امروز از مصاحبت تبسم مدينه مي آيند. از وادي محسوس دل.




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:45 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: آبان 1387، شماره 114
رقيه نديري
بانو، سلام! همسايه ديوار به ديوار شمايم در غربت و تنهايي. همسايه ديوار به ديوار شمايم در آمدوشد اين روزگار سخت. همسايه ديوار به ديوار محبت شمايم در اين دنياي بي اعتنا و بي خيال.
ديوارها در قاموس شما معنا ندارند، وقتي چشمان بصيرتتان، حرف هاي مرا از نگاهم مي خوانند و قلب مهربانتان به رازهاي درونم داناست.
ديوار يعني ناداني من كه سد سر راه اجابت شماست؛ وگرنه بين ما و شما فاصله معنا ندارد. شما لطف خداونديد كه بر زمين نازل مي شويد و زمان براي محدودكردنتان خيلي كوچك و ناچيز است.
بانو، اي دست هايت بخشنده و رئوف! دردهاي من نياز به گفتن ندارند و زخم هاي عميقم بي‌درمان مهرباني شما سر باز مي كنند و تازه مي شوند.
بانو! همسايه اين كوير تشنه بودن و آتش تشنگي اش را فرونشاندن، سزاوار كسي چون شماست كه چشمه جوشان كوثريد و خداوند به خيرتان مباهات مي كند.




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:45 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: آذر 1385، شماره 91
خدیجه پنجی
پلک گشودی و ستاره‏های روشن نگاهت، تقدیر تاریک جهان را چلچراغ شد، همین که بوی بهشتی نفست در شامه خاک پیچید، آینده زمین سبز و زیبا شد، نرگس‏ها به تماشای چشم‏هایت، دسته دسته از دل خاک سرک کشیدند و ابرها،هیجان آمدنت را، به شوق باریدند. آمدی تا بهار، تمام شکوفه هایش را به معصومیت آسمانی نگاهت، گره بزند. آهنگ دلنواز و کریمانه قدم‏هایت، در گستره خاک خجسته باد!


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:41 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: آذر 1385، شماره 91
عباس محمدی
پیدایی؛ مانند لبخندهای گرامی مادرت زهرا علیهاالسلام در تاریک‏ترین روزهای بی‏چراغ حجاز. ستاره‏ها سوگند خورده‏اند که حتی پلک زدنی از تو جدا نمانند.
رودها، مسیرشان را به سوی زلال وجود تو تغییر داده‏اند و آسمان در مجاورت خانه شما نشسته است.
به شوق آمدنت، آبشارها هم سر فرودآورده‏اند و ابرها هم عطر نفس‏هایت را در پهنه دورترین دشت‏ها باریده‏اند. نخل‏ها به شوق آمدنت، عطر رطب‏هایشان را به باد هدیه داده‏اند.
برای تو می‏نویسم
برای تو می‏نویسم؛ که همه ابرها، بارانی تواند. تو که کبوترهای بی‏شماری را مهمان حرمت خواهی کرد. می‏دانم روزی خواهد آمد که با نام تو، زمین از خواب برخیزد. چگونه از تو بنویسم که هنوز سرچشمه‏های عصمت تو را درک نکرده‏ام؟ چگونه بنویسم معصومه علیهاالسلام ؛ من که هنوز در آغاز نام تو، گمشده‏ای بیش نیستم.
گرمم کن؛ که من از همه زمستان‏ها سردترم؛ تنها خورشید تو می‏تواند جانم را گرم کند. امشب، شب آغاز نام توست. امشب تولد توست.
نَفَست بوی بهشت می‏دهد
دلم می‏خواهد زمان برگردد. کاش زمان برمی گشت تا در شب آمدنت، من هم در میان ستاره ‏های بی‏قرار، چشم انتظاری را می‏فهمیدم؛ آن گاه که همه ستاره‏ها، چشم انتظار آمدنت، خواب را فراموش کرده بودند.
دلم می‏خواست آن شب که آمدی، خاک بودم تا از بوی نفس‏هایت، بهشت را حس می‏کردم.




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:40 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: آذر 1385، شماره 91
طیبه تقی زاده
فروع چشم‏های پدر! چقدر دوست داشتنی است عطر مهربانی‏های همیشه‏ات!
تو ازعشق زاده شدی و به عشق پیوسته‏ای. تو از تبار آیه‏های کوثری، بانوی کرامت!
این، قلب‏های ملتهب ماست که از همه جا رانده، به سمت کرامت تو روان است.
راستی، تو چقدر بوی عصمت می‏دهی!
قصه تولد تو
بانو! تو آمده‏ای تا بهارانی تازه بروید در خشکسال دل‏های خسته و ناامید.
چون گلی معصوم، روییدی از باغستان پاکی‏ها. تو، بوی گل سرخ می‏دهی.
تو، افق‏های روشن دور دست‏های امید و آرزویی. تو فرزند صبری و غربت‏های غریبانه.
قصه تولد تو، قصه تولد پرستویی است که بال گشود تابه آشنای غریبش برسد. نامت، کرامت جاری است، بانوی بارانی قم!




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:37 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: آذر 1385، شماره 91
حورا طوسی
چه معصومانه می‏خندی و کودکانه نگاه می‏کنی! تو پاک‏ترینی و فرشته از چشمانت فرومی‏ریزد.
پاکی و اصالت، از شاخسار خاندان معصومت ریشه می‏گیرد؛
پاکی تو که معصومه نام گرفته‏ای و مریم اهل بیتی و کریمه آسمان و زمین.
هلهله زمین
زمین، آمدنت را هلهله می‏کند. فرشته‏ها اسپند بر آتش می‏ریزند تا چشمانی که تاب دیدن تو را ندارند، کور بمانند. ریسه‏های نور، از آسمان تا زمین کشیده شده است. این همه، به یمن آمدن توست؛ کریمه اهل بیت.
ریحانه بهشتی بودی و سرزمین من، عطش رایحه تو را داشت.
آمدی تا انیس و همدم خلوت برادر باشی و غم غربتش را با شانه‏های خود قسمت کنی. افسوس که راه، راهزن آروزهایت شد و تن رنجورت، آن همه اندوه را تاب نیاورد!
از این افسوس پایدار، فانوس اشک‏های‏مان را قرن‏هاست که روشن کرده‏ایم، به یاد داغ‏های تو.
قم، بوی توس می‏دهد
امروز شهرمان را به یمن میلادت آذین بسته‏ایم. گنبد طلایی حرمت، در هاله چراغ‏های رنگین و نوارهای نورانی، چقدر ملکوتی شده است! موسیقی شادی که از مناره‏ها بلند است، در کوچه پس کوچه‏های شهر می‏پیچید. همه جا گل است و شیرینی؛ همه سرشار از شادمانی‏اند.
... اما نمی‏دانم چرا شهرم، عطر توس گرفته است! شاید مسافری غریب به تهنیت و شادباش آمده است؛ شاید برادری به دیدار خواهری... شاید...




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:36 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: آذر 1385، شماره 91
فاطمه زهرا حیدری
خورشید هر صبح با نگاه نورانی‏اش بر گرد وجودت طواف می‏کند و تو را سلام می‏گوید. فرشتگان به امتداد نگاه مهربانت تا ملکوت حرم پرواز می‏کنند و تو آرام و بی‏قرار به مردم شهر نگاه می‏کنی. هر روز هزاران دل دخیل بسته، عاشقانه به سویت می‏آیند و تو دامان کرامتت را می‏گشایی و به پیشوازشان می‏روی.
به یمن آمدنت
امروز، روز میلاد همه پروانه‏های عاشقی است که مست از آمدنت، بر گرد شمع آسمان می‏چرخند. امروز، روز میلاد توست. تو می‏آیی و من در هوای آسمانی آمدنت، تا عرش گلباران شده خداوند، پر می‏کشم. به یمن آمدنت، قطره‏های زلال استجابت، از تمام اقاقی‏ها، شبنم امید می‏گیرند. به یمن آمدنت، قلب بهار می‏تپد.
کرامت جاری
بانویی می‏آید از سوی آفتاب
ستاره‏ای درخشان می‏آید که کرامتش، جاری لحظه‏های مردم می‏شود. کودکی می‏آید ؛ پروانه‏ای که به شوق رضایتی سبز رهسپار دیار چلچراغ‏های خسته خواهد شد و بانوی تمام باغ‏های شهر. بانویی می‏آید که تفسیر حدیث عشق است. بانویی می‏آید که شفای تمام چشمه‏های خشکیده خواهد شد.




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:35 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: آذر 1385، شماره 91
حمید باقریان
تو در شهر همیشه عشق، مدینه، چشم به جهان گشودی و دل از دل عاشقان خویش ربودی. تو متولد شدی تا یاد مادرت، زهرای مرضیه علیهاالسلام را در باغ ایّام شکوفا کنی. تو به دنیا آمدی تا درّ عفاف را به صدف هستی ببخشی، تو قدم بر زمین نهادی تا رنگ خاکی دنیا را افلاکی کنی. تو با حضور عاشقانه خویش، زیباترین غزل عشق را سرودی. تو به دنیا آمدی تا با حضور سبز خویش، بهار را برای کویر قم به ارمغان بیاوری. تو، سرچشمه پاکی و نجابتی.
زیرنویس
میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، حضرت معصومه علیهاالسلام مبارک باد!
معصومه جان! عطر میلاد تو، چون نسیم بهشتی است که مشام دل‏ها را می‏نوازد؛ میلادت مبارک!
معصومه جان! میلادت چون شکوفه‏های بهاری، به جان‏های مشتاق، طراوت می‏بخشد.
میلاد نور دیده رضا، کعبه دل‏ها، حضرت معصومه علیهاالسلام خجسته باد!




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:35 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236218 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب