کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است


اشارات :: دی 1382، شماره 56
نزهت بادی
بانوی آب و آیینه!
یادت می‏آید که تاریخ تولدت، با چاووش خوانی مرغان شب بر روی ماه نوشته شد و عطر نگاه همیشه بهارت در ایوان خانه ستارگان پیچید و از آسمان، پونه‏های معصوم باریدن گرفت، تا شادباشی باشد برای نجابت خاک، که تو را در گهواره بادهای عاشق، مادری می‏کرد.
بانوی خنده و سیب!
یادت می‏آید که زبان باز نکرده، آیه‏های نورانی وحی را از بَر می‏کردی؟
بانوی شعر و گل!
یادت می‏آید که در فصل نوجوانی شقایق‏ها، خواب رواق‏های پر از کبوتری را می‏دیدی که به زیارت ضریح معرفتت آمده‏اند و در زیر درختان خرما می‏نشستی و با شکوفه‏های صبر و عرفان، حصیری می‏بافتی برای پرندگان جا مانده از قافله فضل و دانش، به نذر یافتن کلید آزادی باب الحوائج که هنوز از خشت‏های حجره تعبّدش، عطر نمناک نیایش به مشام می‏رسد.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:24 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: دی 1382، شماره 56
حورا طوسی
... و مهتابِ منتظرِ نگاهت، با حلول ماه ذی‏قعده، چشم به جهان گشود؛ در دامان پدر و برادری که مهر زمینی را با محبتی الهی و آسمانی آمیخته و جرعه جرعه در کام تشنه عمّه سادات می‏ریختند.
تو در دامان مادری عصمت پرور و گوهرآفرین پرورش یافتی.
عشق، بند بند دل معصوم و پاکت را با تعالیم غیبی پدر و برادر، ممزوج می‏ساخت تا شاهکار عفّت و عصمت، فاطمه معصومه علیهاالسلام ، پر و بال بگیرد و پیام‏آور صداقتی دریایی، صفایی آسمانی، عبادتی بهشتی، کرامتی والایی و عصمتی خدایی در بلا و مشتاقان سینه چاک ولای و تشنگان تعالیم امامت باشد.
برای آریایی‏های ایرانی از نجواهای محمّدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بگوید که کاخ کسری و خواب شیرینِ شِکوِه پادشاهان ستمگر را بر هم ریخت.
از نداهای آسمانی هفت نسل ستاره‏های الهی که شور عاشقی و وارستگی را به این مردم عطش زده هدیه کرده بودند.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:24 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: دی 1382، شماره 56
حمزه کریم‏خانی
معصومه ...
مدینه، به یمن حضورت نورانی می‏شود و پنجره‏ها به شوق رویت، بازند. کوچه پس کوچه‏های مدینه، به عطر دل انگیزت معطّر می‏گردند و سروهای آزاد، به احترامت قیام می‏کنند.
آرام، آرام بر پهنه گیتی حضور پر ولایتت، شکوفه به بار می‏آورد و نغمه دل نواز بلبلان را به گوش می‏رساند.
آری! سخن از ولادت بانویی است که همچون زینب علیهاالسلام ، که برای قیام، قربانی دارد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف کرد، او نیز با قدم‏های پر حیاتش، به سرزمین کویری قم، حیات بخشید و در رگ ایرانیان، خون حمایت از ولایت را جاری ساخت.
برایتان از بانویی سخن می‏گویم که بارگاه زیباییش، پناهگاه دل‏های عاشقی است که در جمکران بیتوته می‏کنند و به نیابت از شیعه، در نتیجه شب‏های کویری قم، سر بر آستان حرم حضرت دوست می‏سایند و برای ظهور گل نرگس، دعا می‏کنند و از بانوی کرامت، برای شکوفه دادن درخت اجابت، استمداد می‏طلبند.
آری! از فاطمه سخن می‏گویم؛ فاطمه‏ای که برادرش رضا علیه‏السلام او را معصومه نامید.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:23 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: دی 1382، شماره 56
محدثه رضایی
روز میلاد تو، کبوترانه مهمان حرمت می‏شوم، دانه‏های عشق از صحن و سرایت برمی‏چینم و دور تا دور گنبد طلایی‏ات می‏گردم و این‏گونه جشن می‏گیرم.
پیش از خورشید، گنبد طلایی توست که هر روز طلوع می‏کند.
صبح شهر قم مدیون توست؛ مدیون خورشیدی که شب نیز بر فراز شهر آشکار است.
روز میلاد تو، کبوترانه مهمان حرمت می‏شوم.
جشنی است که همه در آن دعوتند؛ کوچک و بزرگ، پیرو جوان؛ دور تا دور حرم تو چرم می‏زنند و چرخ می‏زنند و نگاه مهربان و نوازشگر تو، پر و بال دلشان را نوازش می‏کند.
زیارت‏نامه خواندنِ این روز، حال و هوای دیگری دارد.
روز میلاد توست و تو روشنی به ما هدیه می‏دهی و ما با دستانی پر از روشنی، از این حُسن بازمی‏گردیم؛ با دل‏هایی که در حوضچه چشمانمان با آب دیده تطهیر شده است.
روز میلاد تو هر روز در ما تکرار می‏شود، ای تکرار روشنی در روح و روان ما!




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:15 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0

اشارات :: دی 1382، شماره 56
عاطفه خرمی
چشم‏هایت را آرام باز کن، بانوی نور و عاطفه و کرامت!
چشم‏هایت را آرام باز کن، چشم‏هایت چشمه‏های اجابت خواهند شد.
چشم‏هایت ضریح دل‏های پریشان می‏شوند، چشم‏هایت نگاه برادر را خیره می‏کند.
روی دست‏های برادر آرام خواهی گرفت، به نام عشق به او اقتدا خواهی کرد و به دنبال دل، راهی سرزمین‏هایی می‏شوی که خاک قدم‏های او را لمس کرده است.
بانوی روشنایی‏ها! بانوی آینه! بانوی زیارت و غزل و ضریح و کبوتر!
چشم‏هایت را آرام باز کن! پدرت نگاه تو را می‏بوسد. بی‏جهت نبود که نامت را فاطمه علیهاالسلام گذاشتند بی‏جهت نبود که خورشید روز میلادت، از افق نگاه تو طلوع کرد.
بانوی اجابت!
چشم‏هایت را باز کن عطر بهشت، فضای خانه را پر می‏کند.
خوش آمدی!
در هوای خانه‏ای تنفّس خواهی کرد که نشان‏هایی از ملکوت در خود دارد؛ خانه‏ای که دریچه‏ای رو به بهشت دارد خانه‏ای که شعاع‏های روشن عصمت ناب، بر اهالی سبز پوشش گشوده است. خانه‏ای که حضور هفتمین و هشتمین ستاره کهکشان عبودیت را در جای جایش لمس کرده است. چشم‏هایت را آرام باز کن!




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:12 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236220 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب