کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است


اشارات :: دی 1382، شماره 56
عاطفه خرمی
چشم‏هایت را آرام باز کن، بانوی نور و عاطفه و کرامت!
چشم‏هایت را آرام باز کن، چشم‏هایت چشمه‏های اجابت خواهند شد.
چشم‏هایت ضریح دل‏های پریشان می‏شوند، چشم‏هایت نگاه برادر را خیره می‏کند.
روی دست‏های برادر آرام خواهی گرفت، به نام عشق به او اقتدا خواهی کرد و به دنبال دل، راهی سرزمین‏هایی می‏شوی که خاک قدم‏های او را لمس کرده است.
بانوی روشنایی‏ها! بانوی آینه! بانوی زیارت و غزل و ضریح و کبوتر!
چشم‏هایت را آرام باز کن! پدرت نگاه تو را می‏بوسد. بی‏جهت نبود که نامت را فاطمه علیهاالسلام گذاشتند بی‏جهت نبود که خورشید روز میلادت، از افق نگاه تو طلوع کرد.
بانوی اجابت!
چشم‏هایت را باز کن عطر بهشت، فضای خانه را پر می‏کند.
خوش آمدی!
در هوای خانه‏ای تنفّس خواهی کرد که نشان‏هایی از ملکوت در خود دارد؛ خانه‏ای که دریچه‏ای رو به بهشت دارد خانه‏ای که شعاع‏های روشن عصمت ناب، بر اهالی سبز پوشش گشوده است. خانه‏ای که حضور هفتمین و هشتمین ستاره کهکشان عبودیت را در جای جایش لمس کرده است. چشم‏هایت را آرام باز کن!




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:12 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236225 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب