کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است




آيت الله حاج آقا موسي شبيري داستان زير را در منزل خود و در بيت مرحوم آيت الله صدر ، چندين بار در حضور جمع نقل كردند ، از جمله در روز 18 ذيقعده الحرام 1415 هـ . در منزل خود از مرحوم حاج جواد مجتهدزاده اردبيلي نقل فرمودند : كه گفت :

اوايل كه من از اردبيل آمده بودم ، در مسافرخانه ابن سينا اطاق گرفته بودم و در صدد بودم كه خانه ملك صادقي را بخرم ولي درست نمي شد.

شبي در خدمت آقاي حاج حسين آقاي مصطفوي درمنزل آقاي سرهنگ صدرايي بوديم ، يكي از اقطاب صوفيه نيز حضور داشت ، او به عنوان پيشگوئي گفت :

 


1-

من ترا شام اينجا مي بينم .

2-

من ترا براي خواب نيز اينجا مي بينم و در ابن سينا نمي بينم .

3-

من خانه ملك صادقي را نصيب تو نمي بينم .

4-

من ترا تابستان در اردبيل مي بينم .

و بدينگونه چهار پيش بيني در حق من ابراز كرد.

مشغول صحبت بوديم كه سفره پهن شد ، من بلند شدم كه بروم ، صاحب خانه و مهمانها اصرار زياد كردند كه بمانم ، من قبول نكردم و گفتم : اگر ايشان قدرت دارد كه مرا براي شام و خواب در اينجا نگهدارد ، طبعاً مي تواند از مسافرخانه هم بكشد و بياورد و اينك من مي روم تا او بياورد.

من آن شب در خانه سرهنگ صدرايي نماندم ، رفتم چيزي تهيه كردم و خوردم و شب را در ابن سينا بيتوته كردم ، و دو فقره از پيشگوييهاي او دروغ از آب در آمد .

ولي در مورد خانه ملك صادقي هرچه تلاش مي كرديم ، درست نمي شد .

آن آقا توسط ايادي خود همه جا منتشر كرده بود كه اين خانه نصيب ايشان نخواهد شد و هرچه تلاش كند بيهوده است . و لذا هركدام از آنها مرا مي ديدند ، مي گفتند : از خانه ملك صادقي چه خبر ؟

آنقدر در محافل و مجالس در مورد خانه ملك صادقي از من پرس و جو كردند كه ديگر كلافه شدم و دستم از همه جا كوتاه شد .

پس از يأس كامل به حرم مطهر حضرت معصومه عليها السلام شرفياب شدم و عرض كردم : بي بي جان ! اگر اين منزل نصيب من نشود ، براي اينها مستمسكي مي شود و به اين وسيله افكار غلط خود را در ميان افراد ناآگاه منتشر مي كنند .

پس از اين توسل بلافاصله خريد منزل فراهم شد ، منزل را خريدم و به محضر رفتيم و سند مالكيت به نام من زده شد .

روزي در محفلي نشسته بوديم و او نيز حضور داشت ، صحبت منزل شد ، او يكبار ديگر با قاطعيت گفت : من خانه ملك صادقي را نصيب تو نمي بينم !

من سند را درآوردم و به حاضران ارائه دادم و به او گفتم : عليرغم تو من خانه را خريدم و خداوند به بركت حضرت معصومه عليها السلام اين خانه را نصيب من فرمود .

در مورد تابستان آن سال نيز ، آيت الله شبيري به خاطرش نبود كه در قم ماند و يا به مشهد رفت ، بالأخره به اردبيل نرفت و هرچهار فقره از پيشگوئيهاي آن شياد خلاف درآمد ، لذا براي مدتي از قم رفت و در محافل مريدانش ظاهر نشد .(60)




[ یک شنبه 10 شهریور 1392  ] [ 10:47 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236325 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب