کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است


اشارات :: دی 1382، شماره 56
محمدحسین قدیری
این بانو کیست که پاکی، از خورشید عفت او جلوه گرفته است و قداست، از کوثر عصمت او آب و تاب؟! این بانو کیست که کویر قم، به قدوم دعای او، به بهار نیایش و ستایش تبدیل شده است و کهکشان امامزادگان قم، در آسمان معنویت و منظومه عشق او اجرام طواف بر قامت ارادت خود بسته‏اند و ملایک، بال تبرک و توسل به ضریح آسمانی‏اش می‏کشند؟!
این بانو کیست که هر تار و پود لباس مهرش، بوی رضا علیه‏السلام به مشام تأمل می‏رسد و صدف قم، به لؤلؤ وجود او، در حلقه شهرها به خود می‏بالد و می‏نازد؟!
این بانو کیستت که معلم و مربی خصوصی او، امام موسای کاظم علیه‏السلام ، بر سطر سطر تکالیف الهی او آفرین می‏گوید و قلم اندیشه او را می‏گشاید و اسفند جان به یمن دانایی فرزندش، در آتش دعا دود می‏کند که: (جان پدر به فدای دُردانه خود)؟!


این بانو کیست که جرعه جرعه زیارتنامه‏اش از سبوی عشق و ارادت برادرش امام رضا علیه‏السلام در بزم توسل به جام و جان مشتاقان کرامت او ریخته می‏شود؛ جرعه‏های معرفتی که هر قطره‏اش لکه‏های هوس و آلودگی وسوسه شیطان را از تن فطرت پاک می‏کند؟!
این بانو کیست که جلوه‏های دوباره شکوه فاطمه علیهاالسلام و شرف زینب علیهاالسلام و زلال عصمت او نمایان است؟!
«عمه سادات سلام علیک     روح مناجات سلام علیک
عمه سادات بگو کیستی     فاطمه یا زینب ثانی‏ستی
تو، «شفیعه محشری» که شمیم بهشتی شفاعت، از شبکه‏های ضریحت مشام امید را می‏نوازد: «یا فاطمةُ اِشْفَعی لَنا فی الجنةِ فانّ لکِ عندَ اللهِ شأنا مِنَ الشأنِ». و بوی قبر پنهان زهرا علیهاالسلام در لحظه لحظه آئینه‏های حرمت نمایان است؛ و کوچه باغ یادها، از تو بوی یاس کبود گرفته است.
پرتوی از تلألو زهرا گوهری پربهاست معصومه
تو «کریمه اهل بیتی» که حاتم طائی، هر شب قصه‏های دست بخشنده‏اش را از نقره‏های تابش مهتاب می‏شنید و قطره کوچک جود خویش را در مقابل دریای کرم تو ناچیز می‏شمرد و امروز، ستاره‏ها از پشت پرده شب، دست گدایی به سوی گنج ضریحت می‏کشند و هر روز خورشید دانش الهی از فروغ روی ماه تو، از آسمان بلند فیضیه دست پرتوهایش را بر سر افکار جهانی می‏کشد.
تو «فاطمه معصومه‏ای» که گل نجابت، عشق حیا و عفاف او را در مدرسه شرافت و طراوت، بر روی گلبرگ‏های غیرت خود تمرین می‏کند و صادق آل محمد علیه‏السلام ، به خاطر طهارت روحش، مُهر حرم خود را بر سند عنایت، به قم زد.
آری! تو چراغ فروزان خدایی در شب تار دنیائی
«آیتی از خداست معصومه     لطف بی ‏انتهاست معصومه»




[ چهارشنبه 13 شهریور 1392  ] [ 7:25 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236304 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب