کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است



تو كه فرزند موساي كبيري

تو كه معصومه، فرد بي نظيري

تو كه در شهر چون بدر منيري

اجيرينا، اجيرينا، اجيري

تو كز درد يتيمي ناله داري

به دل داغ پدر چون لاله داري

غم زهراي هجده ساله داري

به حق مادرت گر مي پذيري

اجيرينا، اجيرينا، اجيري

سر كوي محبّت خانه ماست

كنار مرقدت كاشانه ماست

همين شهر تو عشّ و لانه ماست

اگر نيست اين تمنّاي كبيري

اجيرينا، اجيرينا، اجيري

در هر خانه اي ديدم كه بسته

به پشت هر دري قومي نشسته

دلم چون كاسه اي شد لب شكسته

در آوردم به دكان جبيري

اجيرينا، اجيرينا، اجيري

تو كه از خاندان عزّ و جاهي

رُخَت شد مظهر لطف الهي

ضريري گر شبي افتد به چاهي

چه باشد گر كه دستش را بگيري

اجيرينا، اجيرينا، اجيري

زبس دل در فراقش صابري كرد

به حال ما مسلمان كافري كرد

دَرِ اين خانه «قدسي» شاعري كرد

تمنّا داشت تمري يا شعيري

اجيرينا، اجيرينا، اجيري(1)

 

پاورقي

 


1) كريمه اهل بيت، صص 393-394.

 

حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد كاظم مجاب



[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 12:44 PM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236317 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب