کریمه اهل بیت
معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است


تاجی از آفتاب سر قم گذاشتند

 

نوری ز عشق در دل مردم گذاشتند

 

 

 

بانو! تو آمدی: سر هر سفره ی تهی

 

سیب گلاب و سبزه و گندم گذاشتند

 

 

 

باران گرفت و عطر هزاران گل انار

 

روی لب کویر تبسّم گذاشتند

 

 

 

از برکت قدوم شما شوره زارها

 

رودی شدند و سر به تلاطم گذاشتند

 

 

 

این شهر را به عشق شما شهر اهل بیت

 

شهر ستارگان زمین ... قم گذاشتند

 

 

 

اینجا برای چیدن یک خوشه یاد تو

 

هر گوشه از حریم تو را خم گذاشتند

 

 

 

دستان مهربان تو را آسمانیان

 

بر شانه های خسته ی مردم گذاشتند

 

 

 

هر کس مقیم شهر تو شد در پیاله اش

 

یک جرعه آفتاب و ترنّم گذاشتند

 

 

 

مریم سقلاطونی




[ پنج شنبه 28 شهریور 1392  ] [ 12:31 AM ] [ کریمه اهل بیت ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است. به کوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملکوتی آن، نفسی تازه می نمایم. کنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشک های زائرانت. ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنم. باورم نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!

آمار سايت
كل بازديدها : 236379 نفر
كل مطالب : 617 عدد
آخرين بروز رساني : چهارشنبه 29 مهر 1394 
امکانات وب