رحمت خدا بر علی بن بابویه قمی‏

احمد بن ابراهیم بن مخلد می‏گوید:
در بغداد به حضور مشایخ شیعه رسیدم. ابوالحسن علی بن محمد سمری بدون مقدمه گفت: خداوند علی بن حسین بن بابویه قمی را رحمت کند.
مشایخی که حضور داشتند تاریخ آن روز را یادداشت نمودند تا این که خبر رسید که او در همان روز که شیخ سمری گفته بود، وفات یافته است.
خود سمری نیز بعد از آن در نیمه شعبان سال 329 وفات یافت.
رحمت خدا بر او باد.(106)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:44 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

رحمت دوران‏

مژده‏ای منتظران کان شه خوبان آید gggggوین شب تیره کم و بیش بپایان آید
صبح صادق بدمد از نفس نفخه فجر gggggو ز پس پرده عیان مهر فروزان آید
گر دهم جان گرانمایه بدین مژده سزد gggggکه بتأیید خدا آن شه خوبان آید
بلکه از خرمی ریزش باران بهار gggggبایدم گفت که آن رحمت دوران آید
خوش تکانی بخورد سلسله کون مکان gggggاندر آن لحظه که آن سلسله جنبان آید
خضر فرخنده پس ار مغرب ارضی ظلمات gggggبهر دیدار شهنشاه، شتابان آید
شادمان عیسی مریم بتماشای رخش gggggاز سرا پرده خورشید درخشان آید
هر کجا عنصر پاکی بود از شوق و شعف gggggبهواداری او شاد و غزلخوان آید
اهرمن را نبود طاقت دیدار و درنگ gggggاندر آن روز که جلوه یزدان آید
برق جانسوز جمالش بدل دشمن دین gggggچون شهابی بسر لشگر شیطان آید
بهر تسلیم و ادا کردن خاتم بشهش gggggآصف از عاصمه سلیمان آید
چشم بد دور که ازلطف خداوند عزیز gggggیوسف از مملکت مصر بکنعان آید
والی ملک ولایت شه اقلیم کمال gggggحافظ دین پیمبر مه تابان آید
زاد پور شهان خسرو مسند آرا gggggبهر دلداری دلهای پریشان آید
مهدی منتظر آن پادشه نیک سیر gggggصاحب عصر و زمان حجت رحمن آید
حسرتی نیست مراگرکه تنم مرده بود gggggچونکه جانی بتن عالم امکان آید
هله ای منتظران مژده که بی چون و چرا gggggآن سفر کرده که شد حامی قرآن آید
آنکه گر جسم دوانی بشود خاک رهش gggggتوتیای قدمش در نظرم جان آید


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:44 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

رجعت به چه معنا است

شیعه امامیه معتقد است که پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام و تشکیل حکومت عدل الهی در سرتاسر جهان گروهی از اولیای الهی و دوست‏داران خاندان رسالت و برخی از معاندان و دشمنان خاندان وحی که از دنیا رفته‏اند به دنیا باز می‏گرداند. اولیای الهی و صالحان با دیدن حاکمیت حق و عدل و گسترده گیتی شادمان می‏شوند. و نیز پرتویی از ثمرات ایمان و اعمال صالح خود را در دنیا مشاهده می‏نمایند. معاندان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیز بخشی از جزای اعمال ناشایست خود را در این دنیا مشاهده کرده و به کیفر آن خواهند رسید.


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:44 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

راوی دعای ندبه که معاصر امام نبوده چگونه دعا را نقل می‏کند

کسی ادعا نکرده که بزوفری این دعا را بدون واسطه از امام نقل کرده است. و آیا لازم است هر کسی که روایتی را از امام نقل می‏کند معاصر با امام باشد؟
ما اطمینان داریم که این دعا یا با سند در کتاب بزوفری روایت شده ولی دیگران که از آن کتاب نقل کرده‏اند از باب مسامحه آن سند را حذف کرده‏اند، و یا اینکه بزوفری از آنجا که دعا را معروف و مشهور دیده احتیاجی به ذکر سند ندیده است؛ زیرا همان گونه که در این زمان معروف و مشهور است در عصرهای گذشته نیز چنین بوده است. خصوصا آنکه متن آن با آیات قرآن و روایات دیگر سازگاری تمام دارد.


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:43 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

رثاء در رحلت رسول گرامی اسلام

( صلّی اللّه علیه وآله وسلّم )
ای دل بیا که موسم آه و فغان رسید - یعنی عزای خاتم پیغمبران رسید
اسلام، خوار و عزّت ایمان به باد رفت‏ - از این مصیبتی که به اسلامیان رسید
عالَم به چشم مادر گیتی چو شام شد - چون روز رحلت پدر اُمّتان رسید
دودی ز آه مردم یثرب بلند شد - بر صورت منوّر کرّوبیان رسید
ز افلاکیان گذشته مگر گرد این ملال‏ - بر دامن جلال خدای جهان رسید
واحسرتا که حضرت زهرا یتیم شد - از ماتم پدر به لبش نیمه جان رسید** اشعار از شاعر محترم آقای ذاکر.***
یا رحمةً للعالمین‏ - دل‏ها برای تو غمین‏ - بستی تو چشم از ما سوی‏
گوئی که نازل شد بلا - بقیّة اللّه، آجرک اللّه‏
رفتی و امّت شد یتیم‏ - زهراء ز ماتم دل دو نیم‏
بودی تو در رنج و الم‏ - تا دین نگردد بیش و کم‏
بقیّة اللّه، آجرک اللّه‏
حقِّ ممثَّلْ مرتضی‏ - خانه نشین شد از جفا
ببین علیّ تنها شده‏ - هم‏راز او زهرا شده‏
بقیّة اللّه، آجرک اللّه‏
کرده سکوتی جانگداز - در آن زمانِ فتنه‏ساز
جز این علیّ راهی نداشت‏ - جز فاطمه یاری نداشت‏
بقیّة اللّه، آجرک اللّه‏
بشکسته سنگرِ علیّ‏ - پهلوی همسر علیّ‏
صبری نما یا مصطفی - بینی، حسین و کربلا
بقیّة اللّه، آجرک اللّه‏** اشعار از شاعر محترم: آقای محسن رشید.***


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:43 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

راه تشخیص روایت صحیح از غیر صحیح چیست

از آنجا که برخی از کذابین از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در صدد جعل و وضع حدیث و نسبت آن به پیامبر و اهل بیت علیه السلام بوده‏اند، لذا جا دارد که میزانی را برای تمییز بین حدیث صحیح از غیر صحیح به دست دهیم. در این باره به چند میزان می‏توان اشاره نمود:
1- موافقت با قرآن‏
امام صادق علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: ان علی کل حق حقیقة و علی کل صواب نورا فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه(1012)؛ همانا بر هر حقی حقیقتی و بر هر صوابی نوری است، پس آنچه موافق کتاب خداست اخذ کرده و آنچه مخالف کتاب خداست رها کنید.
2- موافقت با سایر کلمات معصومین علیهم السلام‏
حسن بن جهم می‏گوید: به اما رضا علیه السلام عرض کردم: از جانب شما احادیث مختلف به ما می‏رسد؟ حضرت فرمود: ما جاءک عنا فقس علی کتاب الله عزوجل و احادیثنا فان کان یشبههما فهو منا و ان لم یکن یشبههما فلیس منا(1013)؛ آنچه از جانب ما به شما رسید بر کتاب خداوند عزوجل و احادیث ما مقایسه کنید، اگر شبیه آن دو است از ما می‏باشد و گرنه از ما نیست.
3- موافقت با عقل و عدم مخالفت با حکم آن‏
در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل است که فرمود: هر گاه از من حدیثی به شما رسید آن را بر کتاب خدا و حجت عقولتان عرضه بدارید، اگر موافق این دو بود قبول کرده و گرنه آن را بر دیوار زنید.(1014)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:42 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

راه رسیدن به لقای حضرت مهدی علیه السلام چیست

انسان از دو طریق می‏تواند به ملاقات حضرت شرفیاب شود:
1- از راه تحصیل کمالات روحی؛ زیرا انسان از این راه رذایل اخلاقی را از خود دور کرده، با عمل به دستورات شرع به درجه‏ای می‏رسد که قابلیت شرفیاب شدن به محضر آن حضرت را پیدا می‏کند.
2- از راه عمل به برخی از دستورات وارده که در برخی روایات به آن اشاره شده است. از آن جمله اینکه هر کس چهل شب در طول چهل هفته به مسجد سهله برود و با حضور قلب به حضرت توجه پیدا کرده از خداوند طلب رویت ایشان را نماید به ملاقات آن حضرت شرفیاب می‏شود.


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:42 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

راهنمائی و کمک به حاجی اسدآبادیِ گم گشته‏

محدّثین و تاریخ‏نویسان شیعه و سنّی در کتاب‏های مختلف، به نقل از شخصی به نام راشد همدانی از اهالی اسدآباد حکایت کنند:
پس از انجام مراسم حجّ خانه خدا، به سمت دیار خود مراجعت کردم و در بین مسیر، راه را گم کرده و سرگردان شدم تا آن که به سرزمینی سبز و خرّم رسیدم؛ خاک آن بسیار معطّر بود.
خیمه‏های متعدّدی در آن مشاهده کردم، نزدیک رفته و دو نفر پیشخدمت را دیدم، آن دو خادم به من گفتند: در محلّ خوبی وارد شده‏ای، همین جا بنشین.
سپس یکی از آن دو نفر، وارد خیمه‏ای شد و بعد از گذشت لحظاتی بیرون آمد و گفت: وارد شو، حضرت اجازه فرمود.
همین که داخل آن خیمه شدم، جوانی را دیدم که نشسته است و شمشیر بزرگی را بالای سرش نصب کرده بودند، پس سلام کردم.
جواب سلام مرا داد و فرمود: آیا مرا می‏شناسی؟
عرض کردم: خیر، تاکنون شما را ندیده‏ام.
اظهار داشت: من قائم آل محمّد هستم، من آن کسی هستم که در آخر الزّمان به همراه این شمشیر خروج می‏کنم و جهان را پر از عدل و داد می‏نمایم و ظلم و ستم را نابود می‏سازم.
هنگامی که این سخنان را شنیدم، روی زمین افتادم و در مقابلش تعظیم کردم.
فرمود: بلند شو، برای من سجده نکن، چون که برای غیر خداوند متعال نباید سجده کرد، تو راشد همدانی هستی که راه را گم کرده‏ای، آیا مایل هستی به خانواده و دیار خود بازگردی؟
عرض کردم: بلی.
بعد از آن بسیار در حیرت و تعجّب قرار گرفتم که چگونه و از کجا مرا می‏شناسد و نام مرا می‏داند
سپس آن حضرت کیسه‏ای را به من لطف نمود و به خادم خود اشاره‏ای کرد.
پس به همراه خادم چند قدمی راه رفتیم، ناگهان اسدآباد را مشاهده کردم و خادم حضرت با اظهار محبّت گفت: ای راشد! این دیار شما اسدآباد است، برو در پناه خداوند.
سپس خادم از چشم من ناپدید گشت و او را ندیدم، وقتی وارد منزل شدم، کیسه را باز کردم در آن پنجاه دینار بود و با آن دینارها خداوند برکت و توسعه عجیبی در زندگی ما عطا نمود.**إکمال الدّین: ص 453، ج 20، الثّاقب فی المناقب: ص 605، ح 1، ینابیع المودّة: ج 3، ص 332، ح 10، حلیة الأبرار: ج 5، ص 231، ح 3، مدینةالمعاجز: ج 8، ص 183، ح 2781.***


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:42 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

راز دل‏

محمد بن هارون همدانی می‏گوید:
پانصد دینار سهم امام بدهکار بوده و از این جهت دلتنگ شده بودم. با خود گفتم: چند باب دکان دارم آنها را به پانصد و سی دینار می‏فروشم و پانصد دینار آن را به امام زمان (علیه السلام) تسلیم می‏کنم. به خدا قسم! در این مورد با کسی سخنی نگفتم و حرفی نزدم.
امام (علیه السلام) به محمد بن جعفر نوشته بودند: دکانها را از محمد بن هارون به عوض پانصد دیناری که به ما بدهکار است تحویل بگیر!(25)


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:41 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

رازدرون‏

خداوندا پریشان خاطرم من‏gggggخدایا رشته سرد گمم من
نمی‏دانم چرا عاشق شدم من gggggبگاه معرفت افتادم من
زهجرت مهدیا گشتم مجنون gggggبعزم خود چو کوه ایستاده‏ام من
اگر تو عاشقی، عاشق ترم من‏gggggبکوی عاشقی صادق ترم من
بدورانی که عاشق بودن عار است‏gggggپشیمان نیستم عاشق شدم من
بیا دل پاره از زخم زبان است‏gggggبکن فکری بزخم کاری من
بود رازی درون سینه من‏gggggدرون سینه بی کینه من


ادامه مطلب


[ جمعه 1 آبان 1394  ] [ 2:41 PM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]