اوّلین ویژگی و امتیاز ائمّه معصومین علیهم السلام، اهل بیتِ نبوّت بودن آنهاست.
راغب اصفهانی در مفردات «اهل» را ترجمه نکرده و معنای آن را به اعتبار کلمهای که «اهل» به آن اضافه شده میداند. او میگوید: «اهلالرجل همان کسانی هستند که با آن شخص از نظر نسب، دین و اموری مانند صنعت، خانه و شهر، وجه جامعی داشته باشند.» سپس میگوید: «اهلبیتِ مردْ کسانیاند که خویشی و نسبْ آنها را گرد هم آورده است.»
«بیت» به معنای خانه و آشیانه است. گاهی آن خانه و آشیانه، حسی و ظاهری است. مانند تمامی خانههایی که مردم برای سُکنای خود میسازند و گاهی باطنی است که عبارت است از خانههای روحانی و معنوی.
«اهل بیت» به اتّفاق اکثر علما و مفسران اسلام،[1] به خاندان پاک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اشاره دارد. چرا که آنان، اهل و ساکن خانههای باطنی و ظاهری پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هستند.
بعضی «اهل بیت» را زنان و دختران پیامبر صلی الله علیه وآله دانستهاند و برخی نیز عموها و عمههای پیامبر صلی الله علیه وآله را جزء اهل بیت دانستهاند. ولی «اهل بیت» به واسطه نقل متواتر و تفاسیر، قابل تطابق با آنان نیست و فقط پنج تن علیهم السلام و فرزندان معصوم آنها را شامل میشود. پیامبر صلی الله علیه وآله نیز برای معرفی اهل بیت به مردم زحمتهای فراوانی را متحمّل شد و احادیث فراوانی از آن پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله به ما رسیده است.
انس بن مالک میگوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به مدت شش ماه هرگاه برای نماز صبح از خانه خارج میشد کنار در خانه حضرت فاطمه و حضرت علی علیهما السلام میایستاد و میفرمود: یا اَهْلَ البَیتِ «إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا».[2] .
اختصاص این آیه به آن پنج تن (یعنی پیامبر و حضرت امام علی و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السلام) نزد عامه و خاصه مسلمانان، امری مشهور و رایج است.
عوام بن حوشب از تمیمی میگوید: بر عایشه وارد شدم و او به ما گفت: پیامبرِ خدا را دیده است که حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهم السلام را فراخوانده و فرموده است: «اللّهُمَ هوُلاءِ اَهْلُ بَیتی فَاذْهَبْ عَنْهُمُ الرِّجسَ و طَهَّرَّهُمْ تَطْهیرًا».[3] .
خداوندا اینان اهل بیت من هستند. پس هر گونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملاً پاکشان ساز. در روایتی از امام حسن مجتبی علیه السلام درباره «اهل بیت» این چنین آمده است:
قال الحسن علیه السلام: «انّا اهلُ بیتِ اَکرَمَنا الله بِالاِسلام و اختارَنا و اِصْطَفانا و اِجْتَبانا فَاذْهَبْ عَنَّا الرِّجس و طَهَّرَنا تطهیراً و الرِّجْس هُو الشکّ، فلا شَکُّ فی اللّهِ الحقِّ و دینهِ اَبَداً و طَهَّرَنا مِنْ کُلِّ افْنٍ و غیةٍ».[4] .
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: ما خاندان پیامبر هستیم که خداوند با اسلام گرامیمان داشته است و ما را برگزیده، انتخابمان کرده است و هر گونه پلیدی و رجس را از ما دور کرده، کاملاً پاکمان گردانیده است. پلیدی و رجس، همان شک است و ما هرگز در وجود خدای حق و دین او تردید نمیکنیم، خداوند ما را از هر گونه سست رأیی و گمراهی پاک گردانیده است.
«نبوة» به معنای «پیامبری» است و آن خبر دادن از غیب یا آینده، به اذن خدا، به وسیله وحی و الهام خداوند است. بنابراین «نبی» کسی است که بر او وحی نازل میشود و مقام او همان دریافت وحی برای خودسازی خود و اطرافیانی که خواهان خودسازی هستند، میباشد و «رسول» کسی است که صاحب آیین و مأمور ابلاغ باشد. یعنی وحی الهی را دریافت میکند و به مردم میرساند. برخلاف «نبی» که وحی را دریافت میکند ولی موظّف به ابلاغ آن نیست، بلکه وحی نازل شده تنها برای انجام وظیفه خود او و کسانی که از وی سؤال میکنند، میباشد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله علاوه بر مقام «نبوّت» دارای مقام «رسالت و امامت» نیز بودند. یعنی هم دریافت وحی میکردند، هم تبلیغ فرمانهای الهی و هم مأموریت داشتند که حکومت تشکیل داده، و احکام الهی را اجرا نموده، به تربیت نفوس بپردازند. توجّه به این نکته لازم است که ائمّه اطهار علیهم السلام علاوه بر آن که اهل بیت نبی و خاندان پاک پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله هستند، «اهلبیت نبوة» که خاندان پیامبری است نیز میباشند.
پی نوشت ها:
[1] در تفسیر آیه 33، سوره احزاب.
[2] سوره مبارکه احزاب، آیه 33.
[3] الامالی صدوق، ص 559.
[4] امالی شیخ طوسی، ص 562.
:: ادامه مطلب
«ذکر» به معنای به یاد داشتن و یادآوری درونی است. بنابراین «اهل ذکر» کسانی هستند که با یادآوری درونی و عدم غفلت، انسی خاص دارند.
این فراز، به آیه 43 سوره نحل و همچنین آیه 7 سوره انبیا اشاره دارد که مردم را ترغیب به سؤال از اهل ذکر نموده است. «ذکر» در قرآن کریم به چهار معنا آمده است:
1 - یاد خداوند. منظور از «ذکر خداوند»، یادآوری عملی است که با آن قلب آرامش مییابد.
«أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ».[1] .
آگاه باشید، تنها با یاد خداوند دلها آرامش مییابد.
2 - قرآن کریم. «ذکر» به قرآن اطلاق شده است و خداوند نازلکننده ذکر و قرآن کریم است.
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ».[2] .
ما قرآن را نازل کردیم و ما به طور قطع نگهدار آنیم.
3 - نماز. خداوند نماز را ذکر الهی دانسته است و میفرماید:
«فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللَّهِ».[3] .
بشتابید به سوی ذکر خداوند (نماز جمعه).
4 - پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله. خداوند پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را «ذکر» دانسته، میفرماید: «قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَیکُمْ ذِکْرًا، رَّسُولًا یتْلُوا عَلَیکُمْ آیاتِ اللَّهِ...».[4]
خداوند چیزی را که مایه تذکّر است بر شما نازل کرده؛ رسولی به سوی شما فرستاده که آیات خدا را بر شما تلاوت میکند.... بنابر آنچه گذشت، «اهل ذکر» کسانی هستند که یاد خداوند در جان آنان نفوذ کرده و اهل قرآن و نماز بوده و از اهل و خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میباشند. قرآن کریم همگان را به سؤال از اهل ذکر و آگاهان، در صورت ندانستنِ مطلبی، توصیه کرده: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ».[5] .
ائمّه اطهار علیهم السلام خود را به عنوان «اهل ذکر» معرّفی مینمایند که باید از آنها سؤال کرده شود. قال الرِّضا علیه السلام: «نَحْنُ اَهلُ الذِّکرِ و نَحنُ المَسْؤُولُون».[6] .
امام رضا علیه السلام فرمودند: ما اهل ذکر هستیم و از ما سؤال شود. همچنین در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است: «الذِّکْرُ القُرآنُ، وَ آلُ الرَّسولِ صلی الله علیه وآله اَهْلُ الذِّکرِ و هُم المَسْؤُولُونَ».[7] . ذکر قرآن است و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله اهل ذکرند و از آنها باید سؤال کرد. پیامبر صلی الله علیه وآله خود را ذکر معرفی مینمایند و لذا اهل ذکر، خاندان پیامبر هستند: قال رسُول اللَّه صلی الله علیه وآله: «الذِّکرُ اَنا وَ الائمَّةُ اَهلُ الذِّکرِ».[8] . پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: ذکر من هستم و امامان، اهل ذکر هستند. نیز امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ» فرمودند: «هُم الاَئِمَّةُ مِن عِترَةِ رَسولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله».[9] . (اهل ذکر) همان امامان از خاندان رسول خدا صلی الله علیه وآله هستند.
در بسیاری از تفاسیر و کتابهای اهل سنّت نیز روایاتی آمده که ائمّه طاهرین علیهم السلام را اهل ذکر میداند. از جمله ابن عباس در تفسیر آیه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ» گفته: اینان محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام هستند. آنها اهل ذکر، عقل و بیانند.[10] .
پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه رعد، آیه 28.
[2] سوره مبارکه حجر، آیه 9.
[3] سوره مبارکه جمعه، آیه 9.
[4] سوره مبارکه طلاق، آیههای 10 و 11.
[5] سوره مبارکه نحل، آیه 43 و سوره مبارکه انبیا، آیه 7.
[6] کافی، ج 1، ص 210.
[7] بصائر الدرجات، ص 62.
[8] کافی، ج 1، ص 210.
[9] شواهد التنزیل، ج 1، ص 437.
[10] احقاق الحق، ج 3، ص 482.
:: ادامه مطلب
«اَعلام» جمع «عَلَم» به معنای نشانهها و علامتها است. «التُّقی» به معنای تقوا و پرهیزکاری است. منظور این است که ائمّه اطهار علیهم السلام نزد تمامی مردم معروف و مشهور و نشانهای برای پرهیزکاری هستند. اصبغ من نباته روایت کرده که حضرت علی علیه السلام ضمن خطبهای به معرفی خود پرداخته، در قسمتی از آن خطبه میفرمایند: «اَنا شَجَرة الهُدی، اَنا عَلَم التُّقی...».[1] .
من درخت هدایتم و من نشانه و علامت پرهیزکاریم.... لذا در زیارت آن حضرت میخوانیم:
«اَلسَّلام عَلَیک یا اَمیرالمؤمنین... السَّلامُ عَلَیکَ یا اِمام الهُدی، السَّلام عَلَیکَ یا عَلَم التَّقی».[2] . سلام بر تو ای امیر مؤمنین، سلام بر تو ای امام هدایت و سلام بر تو ای نشانه و علامتِ پرهیزکاری.
پی نوشت ها:
[1] مشارق الانوار، ص 260.
[2] جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص 341.
:: ادامه مطلب
«سلام» نوعی درود فرستادن و تحیت است که حاکی از دعا برای سلامتی طرف مقابل و اعلام صلح و دوستی و امنیت برای اوست و از طرفی توجّه به خداوند متعال است.
اگر این تحیتِ اسلامی را با تحیتهای دیگر اقوام مقایسه کنیم ارزش آن برای ما روشنتر خواهد شد. در روایات اسلامی برای سلام کردن در اوّلین لحظه ملاقات و رویارویی با برادران دینی (حتّی کسانی که آنان را نمیشناسیم)سفارشهای فراوانی شده است و آن را نشانه تواضع و فروتنی سلامکننده دانستهاند.
عن ابی عبداللّه علیه السلام قال: «مِن التَّواضع ان تُسَّلِّمَ عَلی مَن لَقیتَ».[1] .
امام صادق علیه السلام فرمودند: سلام کردن در هنگام ملاقات، از آثار تواضع و فروتنی است.
در قرآن کریم 42 بار کلمه «سلام» آمده است. در آیه بیست و سوّم سوره حشر، خداوند یکی از اسماء خود را «سلام» برشمرده و در دو آیه دیگر[2] بهشت را «دارالسلام» خوانده است و «سلام» در بقیه آیات، به معنای درود فرستادن و تحیت است.
سلام از حیث مخاطب و سلامکننده، دارای سه رتبه است: سلام کوچکتر به بزرگتر، که اظهار ادب و تواضع و فروتنی است. سلام بزرگتر به کوچکتر، که علاوه بر آنکه نوعی فروتنی است، تعلیم تواضع نمودن نیز هست. سلام دو نفر که دارای رتبهای مساوی هستند که این احترام، افزایشدهنده الفت، محبّت و مودّت است.
درود و سلام فرستادن بر ائمّه معصومین علیهم السلام از نوع اول است که سلام گوینده به ساحت مقدس ائمّه معصومین علیهم السلام،اظهار ادب نموده است. بعضی سلام بر ائمّه علیهم السلام را نوعی دعا برای افزایش مقام ایشان دانستهاند که سلام گوینده و زائر، از خداوند میخواهد وجود آن امامِ همام و معصوم از جمیع بلاها و آفتها به دور باشد و مظهر کامل سلام که از اسماء الهی است، قرار گیرد.
اینگونه دعا کردن آثاری دارد که اوّلین اثرش به گوینده دعا برمیگردد. چرا که به واسطه جواب دادن ائمّه به سلام او، کمالات و نورانیت وجودش افزایش خواهد یافت.
پی نوشت ها:
[1] بحارالانوار، ج 76، ص 3.
[2] سوره مبارکه انعام، آیه 127 و نیز سوره مبارکه یونس، آیه 25.
:: ادامه مطلب
«ذادة» جمع «ذائد» از ریشه «ذَوَد» به معنی دورکننده و دفاعکننده است.
«حماة» جمع «حامی» به معنی حمایتکننده است.
ائمّه معصومین علیهم السلام با ولایتی که دارا هستند، همانند کلمه توحید که پناهگاه خداوند است، حمایتکننده و پناهدهنده هستند.
قال الرضا علیه السلام: قال اللَّه عزَّ و جلَّ «لا اله الاّ اللَّه حِصْنی فَمَن دَخَلَ حِصْنی اَمِنَ مِن عَذابی».[1] . امام رضا علیه السلام (از پدران خود و از رسول خدا صلی الله علیه وآله) نقل میکند که خداوندِ تبارک و تعالی فرمود: کلمه توحید پناهگاه من است و هر کس داخل در پناهگاه شود. از عذاب من ایمن است.سپس امام علیه السلام چند لحظهای تأمّل کرده و فرمودند: «بِشَرطها و أَنا مِن شُروطِها».[2] . این کلمه شرایط دارد که من و قبول ولایت ما از شرطهای آن است. پس ائمّه اطهار علیهم السلام نیز پناهگاه خداوند گشتهاند. هر کس به ولایت آنان پایبند گردد، در حریم دفاع آنان قرار گرفته و شرط کلمه توحید را به جای آورده است و ائمّه علیهم السلام از او دفاع کرده و حمایت خود را با شفاعت در قیامت و ایمنی از عذاب الهی، شامل حالش میسازند.
یقول اللَّه عزّ و جلّ: «وِلایةُ عَلی بن اَبی طالبِ حِصْنی فَمَن دَخَلَ حِصْنی اَمِنَ مِن عَذابی».[3] .
خداوند تبارک و تعالی فرمود: ولایت علی، پناهگاه من است و هر کس داخل در پناهگاه من گردد، از عذابم ایمن است.
از طرفی ائمّه طاهرین علیهم السلام با سخنان خود شبهات را از دل مؤمنان زدودهاند و آنان را از افتادن در پرتگاه ارتداد نجات داده، دفاع فکری و فرهنگی از آنها نمودهاند و در پاسخگویی به شبهات، از آنان حمایت نمودهاند و با عنایات ویژهای که به شیعیان دارند، به توسّلهایی که به آنان میشود و استغاثههایی که به سوی آنان میشود، پاسخ داده، شر دشمنان را از مسلمانان و شهرهایشان دور میکنند. در توقیع حضرت امام عصر - عجل اللّه تعالی فرجه - خطاب به شیخ مفید آمده است:
«انا غَیر مُهمِلین لِمُراعاتِکم وَ لاناسِینَ لِذِکرکُم وَ لُولا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکم اللأواء وَ اصطلمکم الاعداء».[4] .
ما در مراعات حال شما کوتاهی نمیکنیم و شما را از یاد نمیبریم، اگر مراعات ما نبود، سختی و تنگی بر شما نازل میشد و دشمنان شما را ریشه کن میکردند.
همچنین مشکلات مؤمنین را حل کرده، از گرفتاری نجاتشان میدهند و از آنان در برابر مشکلات دفاع کرده، به حمایت آنان میپردازند. در عالم برزخ نیز به ملاقات شیعیان و محبّان خود شتافته، به حمایت آنان میپردازند و در برابر ناملایمات از آنها دفاع مینمایند. پس حمایت ائمّه اطهار علیهم السلام در دنیا و برزخ و قیامت شامل حال مؤمنان و محبّان خواهد بود.
پی نوشت ها:
[1] عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 145.
[2] همان.
[3] بحارالانوار، ج 39، ص 246.
[4] بحارالانوار، ج 53، ص 175.
:: ادامه مطلب
«مصابیح» جمع «مصباح» به معنی چراغ درخشان و نورافشان است.
«دجی» جمع «دُجیه» به معنای ظلمت و تاریکی میباشد. منظور آن است که ائمّه طاهرینعلیهم السلام چراغهای نورافشان و درخشانی هستند که مردم را از تاریکی کفر، و گمراهی و نادانی به روشنایی ایمان و پرستش خداوند و دانایی، راهنمایی میکنند، همانگونه که خداوند سرپرست مؤمنان است و آنان را از تاریکی (نادانی) خارج کرده، به سوی نور (ایمان) راهنمایی میکند. «اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ».[1] .
خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند، آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون میبرد. پس «مصابیح الدجی» استعارهای است که امام را به چراغ درخشان و جهل مردم را به تاریکی و ظلمت تشبیه نموده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در حدیثی پس از معرفی ائمّه اطهار علیهم السلام میفرمایند:
«فَهؤُلأ مَصابیحُ الدُّجی و اَئِمَّةُ الهُدی و اَعلامُ التُقی مَن اَحَبَّهُمْ و تَوَلاَّهُم کُنتُ ضامِنًا لَهُ عَلی اللَّهِ تَعالی بِالجنَّةِ».[2] .
اینان چراغهای درخشانِ تاریکیها و امامان هدایت و نشانههای پرهیزکاران هستند. ضمانت میکنم هر که آنها را دوست بدارد و به آنان ارادت ورزد، خداوند او را در بهشت جای دهد.
در جایی دیگر پیامبر صلی الله علیه وآله ضمن معرفی مفصّل حضرت علی علیه السلام میفرمایند: «یا عَلی اَنْتَ رُکْنُ الایمان وَ اَنْتَ مِصْباحُ الدُجی وَ اَنْتَ مَنارُ الهُدی...».[3] .
تو (ای علی)، ستون ایمان و چراغ درخشان تاریکی و مناره هدایت هستی....
پی نوشت ها:
[1] سوره مبارکه بقره، آیه 257.
[2] بحارالانوار، ج 36، ص 296.
[3] بحارالانوار، ج 40، ص 53.
:: ادامه مطلب
برای اطمینان از صدور روایت از امام معصوم، ابتدا به سند آن باید توجّه داشت. سپس متن را مورد ارزیابی قرار داده و پس از آن عمل اصحاب و عالمان گذشته را پیرامون این روایت، مشاهده نمود. در سند زیارت جامعه که فقیه و محدّث بزرگ شیعه، مرحوم شیخ صدوق قدس سره با سلسله سند متّصل و موثق از امام هادی علیه السلام نقل میکند، هیچ شکّ و شبهای نیست و بزرگان در توثیق سلسله افرادی که در طریق نقل زیارت جامعه قرار گرفتهاند، مطالبی نگاشتهاند.[1] . متن این زیارت آن چنان عظیم است که هیچ شکّی در صدورش از معصوم باقی نمیگذارد. متنی که بزرگانی همچون شیخ صدوق[2] ، شیخ طوسی[3] ، علّامه محمّد تقی مجلسی[4] ، علّامه محمّد باقر مجلسی[5] ، [6] ،[7] [8] به نقل زیارت پرداختهاند و در برخی موارد، به شرح آن نیز اهتمام ورزیدهاند.علّامه مجلسی پس از ذکر زیارت، به شرح بعضی از فرازهای زیارت میپردازد، سپس میگوید: «کلام را در شرح برخی از فقرههای زیارت طولانی کردم. زیرا این زیارت از نظر سند، صحیحترین و لفظ آن صحیحترین و معنای آن بلیغترین و شأنیت آن نیز، در حد اعلا بود.» [9] .عمل بزرگان نسبت به زیارت جامعه کبیره آن چنان است که همگان مداومت بر انجام آن داشته و دیگران را بر تلاوت آن سفارش مینمودند. رهبر فقید انقلاب ایران - حضرت امام خمینی قدس سره - در مدّت حضور خود در شهر نجف اشرف، همه شبها به زیارت مولی متّقیان، حضرت علی علیه السلام رفته و هر شب زیارت جامعه را با آداب کامل کنار مرقد آن حضرت میخواندند. این عمل، فقط یک شب (که به دلیل کودتا منع آمد و رفت در شهرهای عراق شده بود) توسّط ایشان ترک شد و آن شب نیز به پشت بام منزل رفته، رو به حرم حضرت کرده، زیارت جامعه را خواندند.
این چنین مداومت از فقیه و مدبّر فرزانهای چون امام امّت، حکایت از اعتقاد ایشان به صدور این زیارت از امام معصوم دارد. زیارت جامعه کبیره، شامل بخشی از دلائل و برهانهایی که مربوط به شناخت اصول دین و اسرار امامان پاک است و همچنین بخش زیادی از حقوق اهل بیت را دربر دارد، میباشد. بسیاری از فرازهای این زیارت، با آیات قرآن و روایات پیامبر صلی الله علیه وآله و ائمّه معصومین علیهم السلام مطابقت کامل دارد و میتوان گفت: زیارت جامعه کبیره، خلاصه تمام احادیثی است که در فضل و منزلت ائمّه صادر گردیده است. لذا در تبیین هر فراز، سعی بر آن داشتهایم تا با آیات قرآن، سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله و ائمّه معصومین علیهم السلام، آن فراز تبیین گردد و با آنکه پیرامون هر فراز، احادیث فراوانی یافت میشد، ولی بنا را بر اختصار گذارده، به یک حدیث در آن باب اکتفا شده. مع الوصف به 620 حدیث و روایت استناد گشته و به بیش از 200 آیه قرآن کریم توجّه شده است.
پی نوشت ها:
[1] به کتاب «سندالزیارة الجامعة» تألیف سید یاسین موسوی، چاپ دمشق مراجعه فرمایید.
[2] من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 609 و عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 305.(، شیخ طوسی.
[3] تهذیب، ج 6، ص 95.
[4] روضة المتقین، ج 5، ص 450.
[5] بحارالانوار، ج 102، ص 127.
[6] فیض کاشانی الوافی، ج 10، ص 416.
[7] شیخ کفعمیبلد الامین، ص 297.
[8] و محدث نوریمستدرک الوسائل، ج 10، ص 416.
[9] بحار الانوار، ج 102، ص 144.
:: ادامه مطلب
|
» کل نظرات : 23
» بازديد کل : 47471
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393
» آخرين بروز رساني :
جمعه 8 اردیبهشت 1396

