|
تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی
| ||
|
|
[ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 8:03 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
حاکميت سياسي اسلام: در اقتصاد اسلامي، سعي در حفظ حاکميت سياسي اسلام در روابط با بيگانگان است، زيرا در روابط خارجي، مناسبات اقتصادي و سياسي بسيار به هم پيوسته اند، هم اکنون وابستگي سياسي بسياري از کشورهاي جهان سوم در اثر وابستگي اقتصادي آنهاست، به اين سبب يکي از اهداف اقتصاد اسلامي، حفظ حاکميت سياسي اسلام است. در روايتي از پيامبر اکرم (ص) آمده است: «الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه، اسلام برتر است و چيزي بر آن برتري ندارد». (تذکره الفقها، ج1، ص 446)، بنابراين در مناسبات سياسي نيز بايد برتري اسلام و مسلمين مراعات گردد. قرآن کريم مي فرمايد: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوکم ... براي مقابل با دشمنان تا آنجا که مي توانيد نيرو و اسبهاي بسته و آماده فراهم کنيد تا به اين وسيله دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد.» (انفال/60). هم چنين قرآن کريم مي فرمايد: «ولن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا. خداوند براي کافران بر مومنان راه تسلطي قرار نداده است». (نساء/141) [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:41 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
تحکيم ارزش هاي معنوي و اخلاقي: اسلام در رسيدن به همه اهداف اقتصاديش از قبيل، زدودن فقر، ايجاد رفاه و اجراي عدالت، از چهارچوب ارزش هاي اخلاقي، خارج نمي شود. زيرا تحقق اين ارزش ها همراه با پياده شدن اقتصاد اسلامي از اهداف مکتب اسلام است. اين از اهدافي است که هم افراد بايد مراعات کنند و هم دولت بايد در تحقق آن بکوشد. کسي حق ندارد از راههاي حرام کسب درآمد کند يا با اکراه، طرف مقابل را به معامله اي وادار نمايد. قرآن مي فرمايد: «يا ايها الذين أمنوا لا تاکلوا اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم ... اي کساني که ايمان آورده ايد اموالتان را در ميان خود به باطل نخوريد مگر اين که داد و ستدي از روي رضايت شما باشد». (نساء/29) در اسلام پرداخت زکات و خمس عبادتي است که فرد با رضايت کامل به آن اقدام مي کند. به علاوه، قرآن گرفتن زکات را وسيله پاک شدن و تزکيه پرداخت کننده به شمار مي آورد. «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکيهم بها... از اموال آنان زکات بگير و بدين وسيله آنان را پاک و تزکيه کن» (توبه/103). هم چنين به انفال کنندگان سفارش مي کند که از بهترين اموال خود انفاق کنيد تا به «نيکي» دست يابيد . « لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون. هرگز به نيکي نمي رسيد، مگر آنکه از آن چه که دوست داريد، انفاق کنيد» . (آل عمران/92) [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:40 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
خودکفايي و اقتدار اقتصادي: مقصود از خود کفايي اين است که جامعه بتواند نيازمنديهاي خود را در حد بالايي از رفاه توليد کند و ناگزير به وارد کردن کالا از خارج نباشد. البته ممکن است ترجيح دهد بعضي از نيازهاي خود را از خارج تامين کند، به اين سبب که هزينه تهيه آن در داخل بيشتر مي شود و با وارد کردن آنها، اين جامعه مي تواند امکانات خود را در راه مفيدتري به کار گيرد. در اين صورت با خودکفايي ناسازگار نيست، زيرا جامعه قدرت لازم براي توليد آن کالا در دارد. در اين تعريف، بيان شده که جامعه اي که توانايي تامين نيازمندي هاي خود را در سطح عالي رفاه داشته باشد، خودکفاست. زيرا ممکن است کشوري به توليدات داخلي اکتفا کند ولي وضعيت فقيرانه اي داشته باشد. در اين حال آن کشور خودکفا نيست، در خودکفايي، توانمندي و اقتدار نهفته است، جامعه خودکفا، روي پاي خود ايستاده است. اين ايستادگي بدون وجود حيات و نشاط ممکن نيست. قرآن مجيد درباره مومنان به پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: «کزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليفظ بهم الکفار. مانند دانه اي است که شاخ و بال بيرون آورده و (اين شاخه ها) او را تقويت کرده و در نتيجه آن گياه درشت شده، تا آنکه بر ساقه استوار گرديده، بدان گونه که کشاورز را به شگفتي واداشته است (خدا آنان را قوي کرده)، تا به وسيله آنان کافران را به خشم آورد». (فتح/29) مفاد اين آيه، قدرت يافتن مسلمانان و رسيدن آنان به شکوه و عظمتي است که دشمنان اسلام تاب تحمل آن را ندارند. قطعا بايد اين اقتدار هم اقتدار سياسي، هم اقتدار نظامي و هم قدرت اقتصادي و هم توانمندي فرهنگي باشد. [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:39 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
عدم وابستگي اقتصادي: معناي استقلال غير خودکفايي است. خودکفايي به اين است که يک جامعه همه نيازهاي خود را تامين کند و نيازي به وارد کردن کالا از خارج نداشته باشد. اما استقلال اعم از اين است يک جامعه مستقل اقتصادي ممکن است احتياج به وارد کردن برخي کالاها داشته باشد،اما تامين اين نياز تکيه بر ساير جوامع ندارد، ناگزير به باج دادن و سر فرود آوردن نيست، بلکه در روابطي سالم، برخي از محصولات خود را مي دهند و توليدات ديگران را مي ستاند. اما خودکفايي بيش از اين است يک جامعه خودکفا مي تواند همه نيازهاي خود را هر چند بار هزينه بيشتر تامين کند، گرچه ترجيح مي دهد براي بهتر استفاده کردن از امکانات خود و صرفه جويي کردن، برخي کالاها را از بيرون وارد کند. استقلال در آيات قرآن: از اطلاق برخي از آيات و لازمه برخي ديگر، لزوم استقلال اقتصادي فهميده مي شود که درذيل به آنها اشاره مي شود. «و لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا. خداوند هرگز براي کافران بر مومنين راه تسلطي قرار نداده است». (نساء/141) غالب فقهاي بزرگ اسلام، براي نفي هر گونه سلطه کافران برمسلمانان به اين آيه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانسته اند نه اخبار. يعني، مسلمانان مي بايد کاري کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملي که منتهي به سلطه کفار شود نامشروع است. از جمله راههاي سلطه کفار بر مومنين سلطه اقتصادي است. متاسفانه در اين روزگار، سلطه اقتصادي بيگانگان بر مسلمانان تحقق يافته است و اين واقعيت تلخ به دليل عمل نکردن مسلمانان به مقتضاي ايمان است. مطابق مستفاد از اين آيه مومنان وظيفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگي ها - از جمله وابستگي اقتصادي - رهايي دهند. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه. براي مقابله با آنان کفار و مشرکان آن چه مي توانيد نيرو آماده کنيد». (انفال/60). سياق آيه نشان مي دهد که درباره جنگ است و طبعا مهم ترين نيرو براي مقابله با دشمن نيروي نظامي است. اما کلمه «من قوه» هر نيرويي را شامل مي شود. نيروي اقتصادي براي رويارويي با دشمن از اهميت برخوردار است. به خصوص در جنگ هاي امروز که قدرت اقتصادي يکي از دو طرف جنگ در سرنوشت آن نقش به سزايي دارد. روايتي در تفسير اين آيه آمده است که با استفاده از آنها شمول آيه را نسبت به توان اقتصادي بهتر مي توان فهميد. از امام صادق (ع) نقل شده است که فرموده سياه کردن موي صورت (براي پير مردان) از مصاديق «قوه» در آيه است. «منه الخضاب بالسواد».(1). در روايت ديگري از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود: گروهي بر امام حسين (ع) وارد شدند و ديدند که آن حضرت به رنگ سياه خضاب کرده است. علت آن را پرسيدند، فرمود: رسول خدا (ص) در يکي از جنگها به مسلمان دستور داد با رنگ سياه خضاب کنند تا به اين وسيله بر مشرکان قوت بگيرند و قويتر بنمايند. (همان منبع). [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:39 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
توسعه و رشد: يکي از اهداف اقتصاد اسلامي، ايجاد توسعه و رشد است. اين هدف را در راهنماييهاي اسلام و عمل رهبران بزرگ آن مشاهده مي کنيم. که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود. الف) اسلام بر فراگيري معلومات و افزايش اطلاعات مسلمين سفارش اکيد دارد، تا آنجا که از پيامبر (ص) نقل شده است: «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد». به اين معني که براي اندوختن دانش محدوديت زماني نبايد شناخت و نيز آمده است: «اطلبوا العلم ولو بالصين». (2) بدين معني که دوري راه و رنج سفر براي کسب دانش بايد ناچيز شمرده شود هم چنين آمده است: «اطلبوا العلم و لو بخوض اللحج و شق المهج». (3) که مفاد آن اين است که هر چه طلب دانش، دشواري به همراه داشته باشد، گرچه در حد فرو رفتن در گردابها و ريختن خون قلبها، اين سختيها را بايد بر خويش هموار کرد و هيچ مشکلي نبايد مانع افزايش دانش مسلمانان شود. ب) تغيير وضعيت اقتصادي جزيره العرب از بازرگاني صرف و واسطه داد و ستد کالاها بودن به افزايش کشاورزي تا آنجا که مدينه مرکز مهم توليد کشاورزي شد. اسلام، عرب جاهلي را از تنبلي و تن پروري و آماده خوري بيرون آورد و به کار و کوشش و تلاش واداشت تا آنجا که از اميرالمومنين (ع) نقل شده است که فرمود: «من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله (4). هر که آب و خاکي بيابد و باز هم فقير باشد، خدا او را از رحمت خود دور کند». يعني هر که آب و خاک در اختيار داشته باشد نبايد فقير بماند. هم چنين هنگامي که کسي از امام صادق (ع) تقاضا کرد که دعا کند رزق و روزي او به راحتي برسد: «لا ادعو لک، اطلب کما امرک الله عزوجل. برايت دعا نمي کنم. آنگونه که خدا به تو امر فرموده است روزيت را طلب کن». يعني با به زحمت انداختن خود روزي بخواه. (5) ج) اسلام بر آباد کردن زمين ها و شهرها و تعطيل نگذاردن اراضي تاکيد فراوان دارد که از عوامل مهم رشد توليد مي باشد. قرآن مي فرمايد: «هو أنشاکم من الارض و استعمرکم فيها. خدا شما را از زمين ايجاد کرد و به آباداني در آن گماشت» هم چنين در روايتي از پيامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرموده: من کان له ارض فيزرعها و الا فليؤدها اخاه و لا يؤاجرها اياه، هر که زميني دارد آن را به کارد و گرنه به برادرش بدهد و از او اجاره نگيرد»و اين روايت بيانگر يکي از سياست هاي اقتصادي پيامبر (ص) است. در عهدنامه اميرالمومنين (ع) به مالک اشتر يکي از وظايف استاندار را عمران و آبادي شهرهاي منطقه ماموريت وي قرار مي دهد و مي فرمايد: «جبايه خراجها، و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عماره بلادها، وظايف استاندار عبارت است از: جمع آوري ماليات آن منطقه و مبارزه با دشمن آن و به صلاح آوردن اهل آن و آباد کردن شهرهاي آن». (6) و نيز به او مي فرمايد: «و ليکن نظرک في عماره الارض ابلغ من نظرک في استجلاب الخراج. بايد نظرت درباره آباد کردن زمين رساتر از نگاهت درباره گرفتن ماليات باشد». (7) [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:38 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
رفاه عمومي: رفاه در ضمن توسعه و رشد حاصل مي شود، يعني اگر جامعه اي توسعه و رشد لازم را فراهم کرده باشد، به دنبال آن رفاه نيز به وجود مي آيد. از مطالعه آيات و روايات مربوط به بحث بسيار روشن به دست مي آيد که نظام اقتصادي اسلام تنها در صدد رفع نيازهاي ضروري بشر نيست و با تامين آنها کار خداوند را تمام شده نمي داند، بلکه در صدد تامين رفاه بشر است. خداوند نعمت هاي بي شماري را در اختيار انسان قرار داده که از آنها بهره گيرد. «قل من حرم زينه الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق. بگو چه کسي زينت خداوند را که براي بندگانش (از زمين) بيرون آورده و روزيهاي پاک را حرام کرده است؟» (اعراف/32) و اميرالمومنين (ع) نيز در وصف متقين مي فرمايد: «همانا متقين بهره دنياي نقد و آخرت آينده را بردند، با اهل دنيا در دنيايشان شريک شدند، ولي اهل دنيا در آخرت آنان شريک نشدند. در دنيا به بهترين نوع مسکن گرفتند و به بهترين وجه خوردند. از دنيا به آن گونه که مترفين بهره مند مي شوند، استفاده کردند و از آن چيزي را که جابران متکبر بر مي داشتند، برگرفته اند. سپس از آن با توشه کافي و تجارب سودمند بيرون رفتند. هم چنين در روايتي از معصوم (ع) نقل شده است که فرمود: «نعم المال الصالح للعبد الصالح. چه نيکوست مال شايسته براي بنده شايسته». (8) [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:38 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
هفت بعد اساسي در ساختار اقتصاد: 1- مبارزه با فقر و تأمين نيازهاي هر فرد در پرتو کار خلاق او و ارزش افزوده اي است که او در جامعه توليد مي کند. 2- آزاد نگه داشتن بخشي از وقت هر انسان، براي اين که فرصتي مناسب براي خودسازي و رشد انساني و تعالي معنوي داشته باشد، به تعبير ديگر در نظام اقتصادي جامعه اسوه تلاش براي نيازمنديهاي اقتصادي، نبايد همه وقت ملت را بگيرد بلکه مقداري از آن وقت بايد براي خودسازي انسان و رشد معنوي آزاد باشد. 3- اعتدال در مصرف، مبارزه با اسراف و نفي هر نوع اقتصاد تخريبي نسبت به امکاناتي که خداوند در جامعه براي زندگي انسان ها در اختيار همه قرار داده است. 4- حفظ آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد، در برابر کساني که انسان را يک حيوان اقتصادي معرفي مي کنند و بدين ترتيب او خود به خود برده اقتصاد سرمايه داري و خصوصي و يا برده اقتصاد دولتي يا به تعبير صحيح تر، برده سرمايه داري خصوصي و سرمايه داري دولتي مي شود، بايد آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد حفظ شود. 5- تأکيد بر استقلال اقتصادي جامعه اسوه اسلامي و اين که براستي از نظر اقتصادي به روي پا خود بايستد؛ خود توليد کند و متناسب با نيازهاي خود مصرف کند. به ديگران وابسته نباشدکه وابستگي اقتصادي امروزه زيربنا و ريشه وابستگي هاي ديگر شده است و خود به خود با استقلال جامعه سازگار نيست. 6- تأکيد به تکامل فني و صنعتي، زيرا پيشرفت هاي صنعتي از جلوه هاي رشد انسان است و هيچگاه نبايد مورد غفلت قرار گيرد. بنابراين در برنامه ريزي اقتصادي جامعه اسوه اسلامي بايد به آن تأکيد شود. 7- برقراري عدل اقتصادي نسبت به بي عدالتي هايي که در گذشته صورت گرفته است. اين هفت بعد، اساس اقتصاد است و اصل 43 قانون اساسي در حقيقت نسبت به بسياري از اين افراد توجه تام دارد. در حل برخي از مشکلات امروزه در جامعه اسوه اسلامي، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد: الف- مبارزه با بيکاري ب- اشتغال کامل ج- افزايش مهارت و ابتکار با توجه به فعاليت هاي انجام شده در خصوص توان بسيج در حل بسياري از مشکلات جامعه اسوه اسلامي به اطلاع مي رساند که در بحث اقتصاد، مقوله کار و اشتغال به عنوان محور فعاليت قرار دارد و اعضاء گروه تحقيقات در اين بخش در صدد طرحي جامع براي فعاليت بسيج نسبت به رفع اين معضل مي باشد. [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:36 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
مقدمه مصرف و مصرفگرايی، مقولهای چند بعدی است كه میتوان از ابعاد گوناگون به آن نگاه كرد. مصرفگرايی افزون بر عوامل و اثرات اقتصادی، اثرات روانی و اجتماعی نيز دارد كه لازم است اين موارد بررسی شود و در برنامهريزیهای مورد توجه قرار گيرد. مصرف و شكل و شرايطی كه امروزه به خود گرفته است را میتوان به صورت روندی اجتماعی و فرهنگی كه شامل نشانهها و نمادهای فرهنگی است در نظر گرفت نه صرفاً روندی اقتصادی منفعتگرانه؛ بنابراين بايد جنبههای اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گيرد. هر چند در اين رهيافت اهميت عوامل اقتصادی به جای خود باقی است؛ برای مثال، در تعيين گروههای مصرف كه الگوهای مصرف ويژه خود را دارند، وضعيت اقتصادی آنان تعيينكننده است تا عوامل اجتماعی و فرهنگی(باكاك، 1381:3). با توجه به اينكه برای مصرف به غير از هزينههای اقتصادی وقت، انرژی و ... صرف میشود و تبعات روانی و جامعهشناختی فراوانی در پی دارد، لازم است پيامدهای مصرفگرايی كه نوعی آسيب اجتماعی است با توجه به دادههای به دست آمده از تحقيقات، تحليل و برای اصلاح آن برنامهريزی شود. همانطور كه در طول تاريخ الگوهای مصرف با توجه به تغيير نگرشها و عوامل اجتماعی و فرهنگی تغيير يافتهاند و اين عوامل در كنار عوامل مادی و اقتصادی در تغيير الگوی مصرف اثرگذار بودهاند. جامعهشناختی به مطالعه پديدههای اجتماعی كه حاصل رفتار و اعمال انسان است میپردازد و رفتار انسان از اهدافانگيزهها و ارزشهای حاكم بر شخص تبعيت میكند و برای تحليل رفتار شخص، بايد اين شاخصها در نظر گرفته شود و به دقت مورد مطالعه قرار گيرد. زمانی كه از ارزشها و هدفدار بودن رفتار سخن میگوييم، در حقيقت پای معنادار بودن مطرح میشود، رفتار انسان معنادار است و معنادار بودن رفتار مرتبط با اعتباری بودن آن است. برای درك معنادار و اعتباری بودن يك رفتار، بايد اهداف و ارزشهای پشت آن را درك كرد و فهميد و فهميدن اهداف، انگيزهها، اغراض، هنجارها و ارزشها، مقدمهای بر شناخت كامل رفتار و تحليل آن به ويژه در رفتار جمعی است. اين شاخصها از كشوری به كشور ديگر و حتی از فرهنگی به فرهنگ ديگر متغير است و خصوص شباهت ظاهری نمادهای اجتماعی، نمیتواند نشانگر رفتار مشترك و روابط درونی و بيرونی باشد؛ زيرا چنانكه گفته شد همه اينها در سايه اهداف، انگيزهها و ارزشها هستند و با تغيير آن، رفتارها و كاركرد نمادها متفاوت خواهد بود.
چارچوب نظری رويكرد مقاله حاضر، رويكردی جامعهشناختی به مسأله مصرفگرايی خواهد بود. بنابراين ابتدا مصرفگرايی از ديد جامعهشناختی تحليل سپس اين مسأله از ديد اسلام بررسی میشود. روش تحقيق، روش اسنادی و تحليل محتوا و توصيفی است. در تحقيق حاضر در پی اثبات اين هستيم كه مصرف به خودی خود امری پسنديده است كه مورد تأييد اسلام قرار گرفته است و برای اقتصاد و جامعه در جايگاه موتور محركه قرار دارد، رواج مصرف تا حد بهينه و با رعايت موازين شرعی امری نكو است اما زمانی كه مصرف هدف زندگی قرار گرفت و فرد به اسراف و تبذير دچار شد امری مذموم و ناپسند است. برای بررسی پديده مصرفگرايی لازم است پارهای از مفاهيم كليدی بررسی شود.
مصرف مصرف(Consunption) در لغت به معنای خرج كردن(كلانتری، 1388: 23) و در اصطلاح اقتصادی تعريفهای گوناگونی برای آن ارايه شده است. «مصرف عبارت است از ارزشهای پولی كالاها و خدماتی كه به وسيله افراد خريداری و تهيه میشود»(اخوی، 1380:151). «درآمد خالص به دو منظور استفاده میشود. بخشی از آن، به انباشتن ثروت و پسانداز اختصاص میيابد و بخش ديگر، صرف تحصيل لذت میشود. آن قسمت از درآمد كه صرف به دست آمدن لذت میشود، مصرف ناميده میشود»(قديری اصل، 1379:274). «مصرف اتلاف ثروتی به منظور ارضای يك احتياج است»(ژاننی، 1351:295). [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:34 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
مصرفگرايی مصرفگرايی عبارت است از: اصالت دادن به مصرف و هدف قرار دادن رفاه و دارايیهای مادی. برخی مصرفگرايی را به معنای برابر دانستن خوشبختی شخصی با خريد دارايیهای مادی و مصرف گرفتهاند(,2008 Wikipedia contributors) در پروسه مصرفگرايی، دنيای غرب از اخلاق توليدی يا اخلاق پروتستاتی به اخلاق مصرف روی آورد. در نتيجه غرب از جامعه توليدی به جامعه مصرفی تبديل، و اصل در جامعه، حداكثرسازی مصرف و لذتگرايی شد. بعد از غرب، كشورهای توسعه نيافته نيز بر اثر تبليغات و عوامل ديگر به جامعه مصرفی تبديل شدند. برای تسريع در تبديل جامعه به جامعه مصرفی، از سياستهای برگزاری نمايشگاهها، تأسيس فروشگاههای بزرگ و زنجيرهای، ورود و ظهور كالاهای مصرفی ارزان قيمت در حجم فراوان استفاده شد. تفاوتی كه جامعه مصرفی با پيش از خود داشت اين بود كه قبلاً مصرف كالاهای فراوان ويژه طبقه ثروتمندان و مرفه بود اما در جامعه مصرفی، مصرف اين كالاها برای مردم عادی نيز رواج يافت. البته در مصرف كالاها، كالاهای گرانقيمت و با كيفيت بالا ويژه ثروتمندان و كالاهای ارزانقيمت و با كيفيت پايينتر ويژه مردمان عادی بود. از ديدگاه فوكو اعمال افراد به طور كلی در هر عصری بر گرفته و برآمده از نظرگاه رايج آن عصر است. به عبارت ديگر ساخت عمل، تابع ساخت انديشه است. برای ساخت انديشه، نياز به باور و ارتباط بين ذهن و عين است. برای ايجاد اين باور و پل ارتباطی، زبان بيشترين نقش را دارد. زبان مملو از مفاهيم ارزشی است و نقش به سزايی را در تبليغات و مشروعيت بخشيدن ايفا میكند و وسايل ارتباط جمعی در كنار زبان از نمادها و نشانهها برای ساختن عمل و در بحث ما مصرفگرايی استفاده میكنند.(باكاك، 1381: 3). مصرفگرايی با تغيير انديشه مردم درباره مصرف پديد میآيد. در زمانهای گذشته مردم به تهيه كالاها و خدمات ضرور و درجه اول و بعد كالاهای غير ضرور با اولويت و توان خريد خود میپرداختند و در تهيه و توليد مايحتاج خود نقش داشتند و اين انديشه رايج مردم بود اما برای اشاعه مصرفگرايی لازم بود اين نوع نگرش تغيير يابد؛ بنابراين به وسيله تبليغات از طريق وسايل ارتباط جمعی در نوع نگرش مردم تغيير داده شد و مردم در پی هر چه بيشتر مصرف كردن بودند و هستند. در اين تغيير اصل اساسی اين بود كه مصرف تبديل به يك ارزش و هنجار شد و مصرفگرايی ديگر نكوهيده نبود. نظام سرمايهداری از رسانهها به عنوان ابزاری برای آمادهسازی بسترهای فرهنگی و فكری مصرفگرايی بهره میگيرد و قشرهای انديشهور و متوسط را هدف خود قرار میدهد. مصرفگرايی در ادبيات دينی معادل دقيق و مشخصی ندارد اما با مفاهيمی مانند: اسراف، تبذير و اتلاف مرتبط است. برای مشخص شدن ديدگاه اسلام در اينباره اين مفاهيم را در بخشهای بعدی بررسی خواهيم كرد. [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
مصرفگرايی نوين مصرفگرايی نوين از اواخر قرن نوزدهم با شعار «بگذار مرزها آزاد باشند» شروع شد و در نيمه اول قرن بيستم به اوج خود رسيد. مردم در اين پارادايم به مصرف به صورت امری كه بر مبنای خواست آنها است نگاه میكنند و فقط بر مبنای رفع نياز نيست. آنان چيزهايی را میخواهند بخرند كه بر اثر تبليغات از طريق فيلمها، مطبوعات، صدا و سيما و شيوههای تبليغاتی ديگر در ذهن نقش میبندد. در اين خواست و تمنا، استطاعت و توان شخص در نظر گرفته نمیشود زيرا ملاك برای وی خواست است نه رفع نياز. سرمايهداری برای پديد ساختن اين نوع مصرفگرايی در فروش محصولات از نشانهها و نمادها استفاده كرد. اهميت نشانهها و نمايهها اثر ساختارگرايی بود كه به وسيله انسانشناس فرانسوی كلود لوی استروس نشان داده شد و به اين نتيجه رسيده شد كه نشانهها و نمادها كه در آگهیهای تبليغاتی استفاده میشود اثرگذار بوده و در كنار زبان نوشتاری نقشآفرين است.(همان). مصرفگرايی مسألهای بينالمللی است كه از ديدگاه خرد و كلان قابل بررسی است. امروزه مصرفگرايی بیرويه گريبانگير اكثر كشورها شده است. شركتهای چند مليتی و جهانی، مناطق آزاد، فضای مجازی اينترنت و تبليغات ماهوارهای مرزها را در هم شكسته و مخاطبان خود را پيدا میكند. اين وسايل، سليقهها و فرهنگ مصرف را تغيير میدهند. افراد جامعه هر روز دنبال مدهايی هستند كه شب از ماهواره ديدهاند. خريد اينترنتی نيز خيلی از محدوديتها را برداشته است. گاهی در اين فضاها كالاهايی خريد و فروش میشود كه بدون آن امكانش نيست يا به سختی صورت میگيرد و در برخی موارد، ناهنجاریهای اجتماعی شمرده میشود مانند خريد و فروش اعضای بدن. مصرفگرايی نوين در پی زياد كردن مصرف با هدف حداكثر كردن سود است. رويكرد اقتصاددانان نيز تغيير كرده و در پی رسيدن به مصرف انبوه هستند زيرا مصرف انبوه، توليد انبوه و سود بيشتر را به دنبال دارد. برای مصرف انبوه بايد افراد بيشتری مصرف كننده و نمیتوان به مصرف طبقه مرفه و ثروتمند بسنده كرد. برای همين با ياری جستن از وسايل تبليغات جهانی، تمام مردم جهان، در اقصی نقاط آن به مصرفگرايی كشيده شدند. برای اينكه مصرف انبوه محدود نشود، توليد از كالاهای ضرور به كالاهای غير ضروری و لوكس كشيده شد و برای دوام مصرف انبوه، نيازهای كاذب تبليغ شد. سياست ديگر، توليد كالاهای يكبار مصرف، بیدوام و غيرقابل تعمير بود تا مصرفكننده به جای تعمير و استفاده دوباره، خود كالا را مجدداً خريداری كند. ابزارهای مهم مصرفگرايی نوين هستند: 1. تأسيس فروشگاههای بزرگ؛ 2. تأسيس شركتهای چند مليتی و جهانی؛ 3. تبديل خريد و مصرف به هنجار و ارزش؛ 4. ظهور مدگرايی و اشاعه نيازهای كاذب؛ 5. تبليغات گسترده به وسيله وسايل ارتباط جمعی؛ 6. حراجهای پی در پی؛ 7. استفاده از كارتهای اعتباری. در مصرفگرايی نوين، اشخاص بدون داشتن نياز واقعی به دلايلی مانند رفتار متظاهرانه به خريد میپردازند و در پارهای از اوقات قادر به كنترل خريد خود نيستند تا جايی كه روانشناسان اين نوع مصرفگرايی را بيماری میدانند و به معالجه آنها میپردازند و در پی يافتن راهكارهايی برای آن هستند. يكی از اين راهكارها، ناميدن يك روز از سال به عنوان روز «چيزی نخريدن» است كه سپتامبر 1992 به وسيله تدديو هنرمند اهل ونكوو كانادا به هدف مصرف كمتر نامگذاری شد(روزنامه تفاهم: 7/8/1386). اكنون در بيشتر كشورها يك روز برای اين كار اختصاص يافته است(همان). اختصاص اين روز برای خريد نكردن، كوشش برای معقولانه مصرف كردن است. [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظريههای اقتصادی درباره مصرف در باور آدام اسميت و اقتصاددانان ديگر، مصرف غيرتوليدی و شخصی با توسعه مغاير است. و پسانداز و سرمايهگذاری عامل اصلی توسعه میباشد(باربر، 1370: 47 ـ 42). نظريهها و رويكردهای متفاوتی در دورههای گوناگون درباره مصرف وجود دارد كه در هر دوره، رويكرد ويژه آن حاكم بوده است. در دوره مركانتيليستها، مصرف مولد رايج بود يعنی مصرف كالاها و خدماتی كه خود توليدكننده آن است. بعد از آن رويكرد اقتصاددانان به مصرف تغيير يافت و به مصرف فردی در دوره مارژناليستها تبديل شد. بعد از اين دوره كه بيشتر با انديشههای كينز همراه است، به مصرف هر چه بيشتر تأكيد میشود و مصرف اساس رونق اقتصادی است. در دوره كنونی نيز به مصرف كاركردی توجه میشود. در اين رويكرد به عوامل غيراقتصادی و اثر آنها به مصرف توجه میشود. [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:33 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
مصرف از ديد جامعهشناسان اقتصادی در اقتصاد درباره مصرف، مسأله كميابی مفروض در نظر گرفته میشود و عنوان میشود كه مطلوبيت كالا و مصرف آن، وابسته به كميابی آن بوده و رابطه معكوس بين آنها حاكم است يعنی بالا رفتن مطلوبيت كالايی، تقاضا برای مصرف آن افزايش میيابد و اكثر اقتصاددانان به ويژه در دورههای پيشين به عوامل ديگر توجه چندانی نداشتند. جامعهشناسان اقتصادی نيز به مسأله كميابی منابع توجه كرده و آن را به عنوان يك مؤلفه اثرگذار در مطلوبيت و مصرف در نظر دارند اما به مؤلفههای ديگر مانند فرهنگ نيز توجه دارند. از ديد آنان تقاضا و مصرف محصول نيروهای اجتماعی در جامعه است برای همين، ساخت اجتماعی و فرهنگ از مؤلفههای مورد نظر جامعهشناسان اقتصادی در بحث پيش گفته است. از ديد جامعهشناسان نيروهای اجتماعی، شكلدهنده و مؤثر در تعيين مقدار، حجم، محتوا و الگوهای مصرف هستند كه بايد به آنها توجه شود و در الگوسازی يا اصلاح الگوها بايد به اين مؤلفهها توجه شود و با تغيير آنها، الگوها نيز تغيير میيابند. يعنی با تغيير فرهنگ، الگوهای جديد مصرف شكل میگيرند يا الگوهای پيشين اصلاح میشوند. اقتصاددانان در بحث تقاضا و عرضه و همچنين مصرف به توابع عرضه و تقاضا و چگونگی افزايش تقاضا و بالا بردن سود و درآمد توجه دارند و مصرف را از آن جهت میسنجد. آنان درآمد نهايی، عرضه نهايی و تقاضای نهايی و سود حاصله را مورد بررسی قرار میدهند اما جامعهشناسان برخلاف اقتصاددانان ضمن توجه به مقدار پولهای خرج شده، به بررسی محصولهايی كه مصرف شده است، میپردازند و از اين جهت كه عوامل اجتماعی مصرف، علت مصرف يك كالا، گروهها و صنفهای مصرفكننده و ... تا چه حد در مصرف كالای مورد بررسی دخيل بوده، بررسی میكنند. به طور مثال، در مصرف و خريد كتاب به بررسی رابطه عرضه و تقاضا و به دست آوردن ارزش قيمتی آن نمیپردازند بلكه اين مسايل را مطرح میكنند كه چرا مردم كتاب میخوانند؟ چه گروههايی كتاب میخرند؟ چه نوع كتابهايی خريده میشوند؟ چه موضوعاتی مورد توجه مردم است؟ آيا اطلاعرسانی و تبليغات در فروش كتاب مؤثر است؟ عوامل مؤثر در مصرف كتاب چيست؟ چنانكه ملاحظه میشود جامعهشناسان در كنار توجه به مسايل اقتصادی دخيل در مصرف، عوامل اجتماعی، روانی و فرهنگی را نيز در نظر میگيرند(ر.ك: اسملسر، 1376). جامعهشناسی اقتصادی گذشته در پی مطالعه توليد و عرضه بود اما جامعهشناسی اقتصادی امروز در پی مطالعه مصرف و عرضه است. مطالعه توليد و عرضه كالاها و چگونگی ساز و كار آن از مسايل اساسی جامعهشناختی اقتصادی در زمانهای گذشته بود اما امروزه، چگونگی مصرف و عرضه كالاها به علت فزونی توليد، مسأله اصلی جامعهشناسی مصرف شده است. اين تغيير نگرش و مبنا به تغيير فرض اساسی جامعهشناسی و اقتصاد برمیگردد. در گذشته جامعهشناسی و اقتصاد، كميابی در سطوح بالای تقاضا برای كالا و خدمات را فرض اساسی خود در نظر میگرفتند و اين مسأله توليد و عرضه كالا و خدمات را حائز اهميت میكرد(همان). [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:32 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
بايستههای مصرف در اسلام اسلام دين اعتدال و ميانهروی است؛ از طرفی امر به اصلاح مال و صرف آن در مصارف شخصی در حد كفاف و شئون افراد كرده و از طرف ديگر رفتارهای نابهنجار اسراف، تبذير، اتراف، كنز و ثروتاندوزی بر حذر داشته است.(ر.ك: محمدیری شهری، 1388). مصرف افراد در اسلام به صورت كلی به پنج دسته تقسيم میشود: الف) مصارف واجب كه به منظور تأمين نيازهای ضرور خود و افراد تحت تكفل و انجام واجبات عبادی استفاده میشود مانند خوراك و پوشاك و حج تمتع؛ ب) مصارف مستحب كه به منظور جلب رضای الهی، اهداف خداپسندانه و خيرخواهانه و كسب ثواب صورت میگيرد؛ ج) مصارف حرام كه در راههای نامشروع و حرام و در مواردی كه از حد شرعی و نياز خارج است استفاده میشود مانند اسراف و تبذير و مصرفگرايی بیرويه؛ د) مصارف مكروه كه شامل مصرف بيش از حد متعارف و همچنين سختگيری در مصرف روزمره است؛ ه) مصارف مباح كه شامل مواردی غير از موارد پيش گفته است و نكوهش و ثوابی در آن نيست(ر.ك: موسايی، 1374). مصرفگرايی كه موضوع مقاله حاضر است در بندهای سوم و چهارم اين دستهبندی قرارداد و با مفاهيم اتراف، تبذير، اسراف و اتلاف ارتباط دارد كه در بحثهای بعدی به آن پرداخته خواهد شد. [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:32 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
لزوم حفظ مال در اسلام حفظ مال و تباه نكردن آن امری واجب و مورد تأكيد است. اين امر اهميت فراوانی دارد و برای همين اسلام حفظ مال و قدر دانستن آن را باعث بقای اسلام و مسلمانان میداند. امام صادق(ع) میفرمايد: «از علل بقای مسلمانان و اسلام اين است كه اموال در دست افرادی قرار گيرد كه قدر آن را میدانند و آن را به صورت پسنديده مصرف میكنند. از اموری كه به نابودی اسلام و مسلمانان میانجامد اين است كه اموال در دست افرادی قرار گيرد كه قدر آن را نمیشناسند و به صورت پسنديده مصرف نمیكنند»(حر عاملی، 1409: 12، 40، ح 21986). پيامبر اكرم(ص) نيز در اينباره میفرمايد:«من المره استصلاح المال»(مجلسی، 1403: 76، 313، ح 7). «از نشانههای مردانگی، نگهداری درست از مال است». واضح است كه مصرف بیرويه و به جا خرج نكردن يكی از مصاديق استفاده نادرست و هدر دادن اموال است كه از ديد آموزههای اسلامی صحيح نيست. [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 7:31 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
|
|