تولید ملی
تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی 
مدیر ویلاگ
نويسندگان

قرآن ، يوسف (ع) و مديريت اقتصادي

اول :

كشور پهناور مصر در شرايط ويژه اي قرار گرفته است . عزيز مصر خواب عجيبي ديده و و بواسطه ديدن آن خواب ، شديداَ پريشان و نگران است . همه علما و اهل دانش مصر ، به قصر پادشاه فرا خوانده شده اند ، تا شايد تعبيري براي اين خواب عجيب بيابند . اما هيچكدام از تعابير ارائه شده قابل قبول و پذيرش نيستند . همگي مستأصل و درمانده شده اند .
...يوسف صديق (علیه السّلام) سالهاست گرفتار زندان مصر است . تحمل زندان و دشواري آن ، تاوان حفظ عفت و پاكدامني اوست . اما گويا به خواست خدا زمان رهايي فرارسيده است و مشيت الهي بر آن است كه اين بنده درست كردار ، در نهايت عزت و سربلندي از زندان آزاد شود . ساقي ميگساري و شرابخواري پادشاه كه خود روزگاري در زندان ، گرفتار و مدتي با يوسف (علیه السّلام) همدم و هم سلول بوده است و اينك سالهاست او را فراموش كرده است ، با ديدن عجز و درماندگي پادشاه و دانشمندان مصر در تعبير خواب ، بناگاه به ياد يوسف (علیه السّلام) مي افتد و به ياد مي آورد كه روزي چگونه خوابش به نيكويي و راستي توسط يوسف (علیه السّلام) تعبير شده است و با محقق شدن تعبير يوسف (علیه السّلام) ، او از كنج زندان به قصر پادشاه و همدمي با شخص شاه رسيده است .
موضوع را با عزيز مصر درميان مي گذارد و به دستور عزيز ، يوسف (علیه السّلام) را از زندان را به نزد او مي آورند . پادشاه خواب خود را براي يوسف (علیه السّلام) بازگو مي نمايد و يوسف (علیه السّلام) نيز آن را تعبير مي كند و تعبير او معقول و مورد پذيرش همگان قرار مي گيرد . بنابراين اين تعبير پس از چند سال وفور نعمت و رونق كشاورزي و بهبود درآمد كشور ، مردم بواسطه خشكسالي و از بين رفتن محصولاتشان ، شديداً دچار قحطي و كمبود خواهند شد و روزگار براي آنان تنگ خواهد شد . بايد فكري كرد و تدبيري انديشيد . هر كس پيشنهادي دارد و براي نجات كشور از بحران پيش رو ، راهكارهاي ارائه مي نمايد . اما هيچكدام قابل قبول و اجرا نيستند . در اين ميان برنامه پيشنهادي يوسف (علیه السّلام) ويژگي خواصي دارد . هم معقول و قابل اجراست و هم قادر به حل مشكلات كشور خواهد بود . همگان نظر يوسف (علیه السّلام) را تصديق مي نمايند .
اينك ، يوسفي كه تا ديروز زنداني حكومت و مورد غضب پادشاه بود ، چنان نزد عزيز مصر در نظر مردم ، عزيز و محترم است كه همگي او را مي ستايند و او را « ناجــي كشور » مي دانند .

دوم :

مشكلات فرارو و بحران پيش آمده در كشور مصر ، مديريتي توانمند و كاردان مطلبد كه بتواند با برنامه ريزي دقيق و اتخاذ راهكارهاي علمي و صحيح و نيز نظارت و كنترل دقيق ، كشور را از بحران نجات دهد . عده اي كه فاقد صلاحيت لازم هستند ، به طمع سوء استفاده از « شرايط بحراني » كشور و رسيدن به منافع شخصي خود را نامزد مي نمايند . يوسف (علیه السّلام) نيزخود را براي اين مسئوليت خطير نامزد مي نمايد و از پادشاه مي خواهد او را مسئول و عهده دار اين كار نمايد . پادشاه او را بر مي گزيند و تمام منابع و امكانات مالي و اقتصادي كشور و نيز مديريت خزانه مصر در اختيار يوسف (علیه السّلام) قرار مي دهد. و يوسف (علیه السّلام) به مدد « امانتداري » و « كارداني » خود مديريت بحران را بعهده مي گيرد :
« رب اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم » ( سوره یوسف آیه 55 )

سوم :

اگر عليرغم تمام برنامه ريزي ها و اقدامات ارزشمندي كه تاكنون در ايران اسلامي به منظور بهبود و وضعيت اقتصادي كشور و تامين زندگي مناسب براي مردم و بالا بردن شاخص هاي رفاه در جامعه انجام شده است ، همچنان تنگناهاي اقتصادي و دشواريهاي معيشتي عرصه را براي اكثريت مردم بويژه اقشار آسيب پذير و به تعبير امام ( ره ) « پا برهنه ها » تنگ نموده است ، اگر هنوز هم هر از چندگاهي ، بحراني در حوزه توليد و توزيع و تامين اقلام اوليه و مورد نياز مردم توان كشور را به خود مشغول مي نمايد و مردم را به اعتراض و دولت را به چالش مي كشاند ، اگر عليرغم تمام امكانات ، منابع و پتانسيل هاي موجود كشور بويژه در حوزه نفت و گاز و معادن غني زير زميني و نيزموقعيت استراتژيك جغرافيايي ، نيروي انساني فراوان و مستعد ، تنوع شگفت انگيز آب و هوا و شرايط اقليمي ، زير ساختهاي مهياي صنعتي ، جايگاه ممتاز بين المللي و … هنوز هم مشكلاتي چون بيكاري ، گراني ، فقر و … از واقعيتهاي جامعه ما هستند و … ، بايد بپذيريم و اعتراف كنيم كه علاوه بر دهها فاكتور و توجيه قابل قبول داخلي و خارجي ، برخي سوء مديريت ها و كوتاهي بعضي مديران اجرايي كشور در بروز چنين معضلاتي بي تاثير نبوده است .
اگر مديريت كلان كشور در هر سطحي بويژه مديريت اقتصادي كشور و به تعبيري ديگر « بيت المـال » به دست مديراني سپرده شود كه علاوه بر داشتن « علم » و « دانش » كافي و نيز آگاهي از آخرين و پيشرفته ترين متدها و نظريه هاي اقتصادي ، به زيور « امانتداري » نيز آراسته باشند ، قطعاً وضعيت كشور بهتر از وضع كنوني خواهد شد .
آنچه از ناحيه برخي سوء مديريتها به سر اقتصاد كشور آمده است ، يا ناشي از ضعف علمي و فقدان برنامه و استراتژي مديراني ناآگاه و ناكارآمد و شايد بي كفايت بوده است و يا مربوط به ضعف تقوا و امانتداري آنان . حيف و ميل بيت المال ، هزينه كردن لجام گسيخته و همراه با ريخت و پاش ثروت ملي ، باند بازي اقتصادي ، استفاده از رانت اطلاعاتي در سرمايه گذاري اقتصادي ، فدا نمودن اولويت هاي اقتصادي براي رسيدن به منافع شخصي و گروهي و … از آسيب هاي جدي مديريت اقتصادي كشور ماست .
اگر عزم ملي بر آن است كه اقتصاد كشور سامان پذيرد و معيشت مردم آبرومندانه تامين گردد ، راهي نيست جز سپردن بيت المال مملكت به افرادي كه چون يوسف (علیه السّلام) هم « حفيظ » و « امانتدار» اند ، هم « عليم » و « كاردان » .

 




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:48 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

زمانی که دکتر محمد شوقی الفنجری، استاد اقتصاد دانشگاه قاهره، به دیدار سید محمد باقر صدر، در منزلش در نجف اشرف رفت، پیش از هرچیز، از او پرسید: دانش آموخته کدام یک از دانشگاه‌های جهان است؟ سید محمد باقر صدر پاسخ داد که در هیچ دانشگاهی نه در عراق و نه درخارج عراق، تحصیل نکرده و تنها در مساجد نجف که محل برگزاری دروس حوزه علمیه نجف است، تحصیل کرده است. دکتر شوقی الفنجری به وی گفت: حقا که مساجد نجف بهتر از دانشگاه‌های اروپااست.
اقتصادنا از سه بخش تشکیل شده است: بخش اول و دوم به نقد نظام سرمایه‌داری و سوسیالیسم می‌پردازد و بخش سوم که مهمترین بخش این کتاب است، به اقتصاد اسلامی می‌پردازد. شاهکار شهید صدر، در همین بخش از کتاب تجلی یافته است. در این بخش که مورد نظر ما دراین گزارش است، مباحث مختلفی گنجانده شده است: در مقدمه این بخش که با عنوان "نشانه‌های کلان و اساسی اقتصاد اسلامی" نام گرفته، تأملاتی روش‌شناختی آمده است و پس از آن، بخش عمده‌ای به نظریه توزیع پیش از تولید و نظریه توزیع پس از تولید، اختصاص داده شده و پس از آن به نظریه تولید و سپس به مسئولیت دولت در نظام اقتصادی اسلامی پرادخته شده است.

مبادی(اصول ) اقتصاد اسلامی

شهید صدر، سه اصل اساسی را برای نظام اقتصادی اسلام بر می‌شمرد: مالکیت دوگانه، آزادی اقتصادی محدود و عدالت اجتماعی.
شهید صدر معتقد است که اختلاف اساسی میان اسلام و نظام سرمایه‌داری و سوسیالیسم، در ماهیت مالکیت مورد پذیرش هر یک ازاین نظام ها نهفته است، زیرا جامعه و نظام سرمایه‌داری به شکل خاص فردی از مالکیت باور دارد و مالکیت عمومی را جز در موارد ضرورت اجتماعی به رسمیت نمی‌شناسد و جامعه‌ی سوسیالیستی درست به عکس این است؛ اما جامعه اسلامی با هر دو نظام تفاوت دارد، زیرا (اشکال مختلف مالکیت را در آن واحد به رسمیت می‌شناسد و به جای اصل تک شکلی مالکیت که سرمایه‌داری و سوسیالیسم پذیرفته‌اند، اصل مالکیت دو گانه یا مالکیت دارای اشکال متنوع را پذیرفته است. اشکال مختلف مالکیت بر سه گونه است: مالکیت خصوصی، عمومی و دولتی.
در باب آزادی محدود اقتصادی، شهید محمد باقر صدر معتقد است که دو قید، مانع مطلقیت مالکیت خصوصی در اسلام می‌شود. قید نخست شخصی و درونی است و بر گرفته از ارزش‌های اخلاقی مشارکت در ثروت، آنگونه که اسلام آموخته است. این ارزش‌ها که از حیطه‌ی حکم و جبر حکومت خارج‌اند، قابل سنجش نیستند و صرفاً ابزاری هستند که دین به فرد بخشیده است؛ اما قید دوم که قیدی عینی و واقعی است و در قانون به دقت مشخص شده است، در دو سطح کاربرد دارد: در سطح اعلا (منابع کلی شریعت اسلام، مجموعه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی، مانند ربا و احتکار و مانند آن باز داشته است) و در سطح دیگر (اصل اشراف ولی أمر را بر فعالیت‌های عمومی و اصل دخالت دولت رابرای حفظ منافع عمومی و آزادی‌های عمومی مقرر داشته است). درباب عدالت اجتماعی، شهید صدر به خطر کلی گویی‌ها و تعمیم‌های بی‌فائده در باب رابطه‌ی اسلام با عدالت اجتماعی توجه می‌دهد و به اجمال متذکر می‌شود که مفهوم عدالت اجتماعی به دو اصل فرعی "تکافل عمومی" و "توازن اجتماعی" منقسم می‌شود.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:45 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ضرورت بحث مقاله به دليل اينكه رشته تحصيلي من در دانشگاه علوم اقتصادي است و كتابهايي كه در دانشگاهها و مراكز علمي و تحقيقي در مورد اقتصاد نوشته مي‌شود معمولاً به بررسي مشكلات روزمره مي‌پردازد و آنهارا در قالب بحث‌هاي نظري و رياضي مطرح مي‌كند و ديگر اينكه اكثر اين كتابها خاستگاه غربي دارند و از مفاهيم اسلامي تهي هستند و با كيفيت زندگي مسلمانان فاصله دارند تلاش كردم كه حداقل براي پاسخگويي به شبهات خود بدانم كه قرآن كريم مراجع به خط مشي زندگي انسان در بعد اقتصادي چه نظري دارد.

هدف از بحث مقاله : اثبات اينكه قرآن كريم يك نظام اقتصادي مناسب با اهداف كلي خود هدايت مي‌كند و خطوط كلي آن را ترسيم مي‌كند.

شيوه بحث مقاله : از آنجا كه در اقتصاد معمولاً از چهار موضوع عمده يعني توليدـ توزيع ، مصرف و رشد بحث مي‌شود لذا اگر چنين ترتيب را در مقاله نيز رعايت كنيم بهتر است البته چنين نيست كه در زمينه يك موضوع، نظامي آيات بررسي شود بلكه در بسياري از موارد، به تعدادي از آيات كه براي تحقيق ما مقدور بوده سبزه كرده‌ام.

 

نمونه‌اي از آثات اقتصادي قرآن

1 ـ تعاون و همكاري ـ روز تعاون 23 ارديبهشت : سورة مائده آيه 2 تعاونوا… تا آخر ايه

2 ـ منابع طبيعي ـ هفته منابع طبيعي 22 ـ 15 اسفند ماه : سوره نحل آيه 10 ـ هوالذي … تا آيه 13 يذكرون

3 ـ مسكن و خانه‌سازي ـ تشكيل بنياد مسكن 21 فروردين 58 ـ اعراف 74 ـ نحل 80 تا 82

4 ـ كشاورزي ـ روز دهقان اول مهرماه ، انعام 95 ـ انعام 141

5 ـ كميته امداد ـ سالروز تشكيل كميته امداد 14 اسفند 57 ، توبه 60

7 ـ معادن : رعد 3 و 4 ـ حجر 19 تا 23

8 ـ قرض الحسنه: بقره 245 ـ مائده 12 ـ‌ حديد / 10 ـ 13 ـ مزمل/20 ـ تغابن/19 ـ حديد/18

9 ـ بانكداري بدون ربا ـ روز ملي شدن بانكها در ايران 17 خرداد 58 ـ آل عمران/120 ـ روم/39

10 ـ خريد و فروش : انعام/153 ـ اعراف/85 ـ هود/84 ـ 86

 

نظري به اقتصاد اسلامي:

كساني كه فكر مي‌كنند مسئل زندگي از يكديگر جداست و هر چيزي يك مرز و قلمروي خاصي دارد و هر گوشه‌اي و قسمتي از زندگي بشر به يك شي ءِ بخصوص تعلق دارد تعجب و يا احياناً انكار مي‌كنند كه كسي مأله‌اي به نام مسائل اقتصادي در قرآن طرح كند زيرا به عقيده اينها هر يك از اسلام و اقتصاد يك مسأله جداگانه است، اسلام به عنوان يك دين براي خودش و اقتصاد به عنوان يك علم براي خودش اسلام قلمرويي دارد و اقتصاد قلمروي ديگر . اما نكته اين است كه مسائل زندگي را نبايد مجرد فرض كرد. صلاح و فساد در هر يك از شؤن زندگي در ساير شئون مؤثر است . نظام ارزشي اسلام، خوشبختي دنيا و‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنيا را مزرعه آخرت معرفي نموده است . بر اين مبنا به هر رفتار اقتصادي مفيد كه در حوزة ارزش‌هاي اسلامي مجاز باشد، انجام آن مطلوب و شايسته است .

مدلها و الگوهاي اقتصادي از آن جا كه به شدت تابع شرايط زماني و مكاني مي باشد، قابل تجويز و ارائه به طور كلي از سوي مكتب اسلام نبوده است . اما قوانين ثابت و هميشگي حاكم بر آنها ، در منابع اسلامي بيان شده‌اند . اين مقاله تحقيقي در جهت شناخت آموزه‌هاي اقتصادي قرآن مي‌باشد.

نظر قرآن راجع به ثروت : ما آنگاه كه مي‌خواهيم نظري به ايده‌هاي اقتصادي قرآن بيفكنيم اول بايد ببينيم نظر قرآن دربارة ثروت و مال چيست؟ ممكن است كسي بپندارد كه قرآن اساساً ثروت را مطرود و به عنوان يك امر پليد و دورانداختني مي‌شناسد اما چيزي كه پليد و مطرود باشد ديگر مقررتي نمي‌تواند داشته باشد. كه آن چيز را بدست نياوريد، دست به آن نزنيد، استفاده نكنيد. همچنانكه دربارة‌مشروب چنين مقرراتي آمده است : لَعَنَ الله بايغها و مًشْتَريها و آكِلَ ثَمَنها و ساقيها و شاربها .

جواب اين است كه قرآن مال و ثروت را تحقير نكرده، قرآن با هدف قرار دادن ثروت، با اين كه انسان فداي ثروت شود محال است به عبارت ديگر اينكه انسان پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن بخواهد مخالف است: « الَّذينَ يَكنزْونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَ كايُنفْقِوُنَها في سَبيل ا… فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابِ اليم … توبه /34» آياتي وجود دارند كه نقش پول را در فاسد كردن شخصيت انساني بيان مي‌كنند و به همين دليل نيز ثروت پرستي مطرود كرده است.

ـ « اِنَّ الاِنسانَ لَيَطَغْي، اَنْ را'ه اسْتَغْني » علق 6

ـ « وَ لاتُطِعْ كُلَّ حَلاّفِ مَهين، مَمَّازِ مَنشّاءِ بَنَميمْ …… اَنْ كان ذامالٍ و بَنينْ …… قلم/15ـ10

ـ زُيِّنَ لِلإِنْسانِ حُبَّ الشَّهواتِ مِن النِّساءِ و اَلبْنَينْ و التَضاطيرَ المُقَنْطَره مِنَ الذَّهَبِ و الَفْضَّه وَالْخيَلْ المسُومَّه » ال عمران/14 .

اما قرآن خود ثروت را در كمال صراحت به عنوان « خير » ناميده است. كُنتَ عَلَيكُمْ اذِا حَضَرَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ اِنْ تَرَكَ خَيْراً الوَصَّهُ لِلْوالدينِ و الاَقْربَين » بقره 180

و دفاع از مال را در حكم جهاد و كشته شدن در اين راه و شهيد تلقي كرده است الَمْقَتُولْ دُونَ اَهْلِهِ وَ مالِهِ …… و براي مال بر انسان حقوقي تأمل شده است.

ـ آشنا شدن با فهم كلام الهي از اهميت والايي برخوردار است و اين امر،‌ جز با درك درست كيفيت مطلوب زندگي انساني از ديدگاه قرآن و سنت ميسر نخواهد بود و از آنجا كه معمولاً در اقتصاد نيز از چهار موضوع عمده يعني توليد،‌توزيع، مصرف و رشد بحث مي‌شود لذا آيات قرآني مربوط به علم اقتصاد را نيز بر چنين مبنا طبقه‌بندي نموده‌ام همراه با شرح مختصري از آنها.

 

الف ـ توليد و مباحث مربوط به آن : در اين مبحث به ذكر دو نمونه اكتفا مي‌كنيم:

1 ـ قرآن و گستردگي منابع توليد: آياتي چند از قرآن كريم گوياي آن است كه خداوند در زمين ، آنچه را انسان نياز داشته، براي وي فراهم كرده است . در آيه‌اي مي‌فرمايد «وَاتيكم من كُلِّ ما سأَلْتُمُوُه : و هر چه از او خواسته‌ايد به شما ارزاني داشته است» ابراهيم/34

و در جاي ديگر مي‌فرمايد: « وَلَقَدْ مكَنَّا فيِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَكُمْ فيها معايشَ قليلاً ما تَشكَرون » اعراف زا « در زمين جايگاهتان داديم و داها معيشتتان را در آن قرار داديم : و چه اندك سپاس مي‌گذاريد»

بنابراين از ديدگاه قرآن كريم، در زمين آنچه مورد نياز انسان براي ادامه زندگي لازم است، مهياست اما اين امر به معناي آن نيست كه كليه نيازمنديهاي انساني به صورت بالفعل و بدون كار و تلاش در اختيار اوست بلكه بدين معناست كه انسان بايد به كارگيري روحيه عمران و آباداني و در ساير خلاقيت، ابتكار و تلاش رزق و روزي خويش را از منابع طبيعت به دست آورد و آنها را براي استفاده تغييرات ضروري دهد . و علت عمده ايجاد رفاه را تغيير دادن امكانات موجود دانسته است ،‌بنابراين اگر در مواردي مشاهده مي‌شود كه قرآن كريم صرف ايمان و تقوا را مايه نزول بركات الهي و رونق اقتصادي دانسته است مثل آنجا كه مي‌فرمايد :

« وَلَوْاَنَّ اَهْلَ الْقُري آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحْنا عليهم بَرَكاتِ من السَّماءِ و الَرْضَ اعراف 96 »

مراد آية شريفه اين نيست كه فقط ايمان و تقوا،‌يعني پرهيز از گناه، اسراف و … موجب نزول بركات مي‌شود بلكه جنبة اثباتي آن دو نيز كه سعي و تلاش براي بهره‌وري مطلوب از منابع طبيعت باشد منظور خواهد بود بنابراين تلاش در راه بكارگيري وسايل براي رسيدن به مواهب طبيعت در امور مادي وسيله خواهد بود همان‌طور كه در امور معنوي وسيله قرار دادن اولياء و انبيا براي تقرب الي الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است كه قرآن كريم ديدگاههايي مانند نظريه مالتوس را كه به محدوديت منابع طبيعت و عدم كفاف آن بري انسانها معتقد است رد مي‌كند.

 

2 ـ زن هم مي‌تواند فعاليت اقتصادي داشته باشد:

1 ـ « واتوالنسآءِ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه نساء /آيه 4 » 2 ـ « لِلرِّجال نَصيبُ مِمَّا اكْتَبَوا و لِلنسآء نَصيبٌ مِّمِا اكْتَبْنَ نساء/32» 3 ـ لِلرِّجالِ نَصيبُ مِّمِا ترك الْوالِدْانِ وَ الاْقَرْبَونَ و لِلنِّسآءِ نَصيبٌ مِّما ترك الوْلِدانَ وَ الْقَرْبَونُ مّشمِا قَلَّ منِه او كَثُرَ بَضباً مفروضاً نساء/7 » در هر صورت زن هم مي‌تواند كسب مشروع و فعاليت اقتصادي ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زيرا همه بر فعاليت اقتصادي محتاجند تا بتوانند به زندگي خويش ادامه دهند.

 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:37 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

تاثیر مثبت در ازدواج زندگی، تلاشی برای رویاندن بذر وجود و شکوفاندن غنچه فطرت در مزرعه حیات است . آرامش روح ، در زندگی آمیخته به معنویت و خداجویی است .
زندگی هشیاران ، اندیشه درباره سرمایه و سود ماندگار و نتیجه اخروی است ، سرمایه شان امید و ایمان و سودشان ، آرامش روح و روان است . زندگی غافلان به دو بخش تقسیم می شود: نیمه اول به امید نیمه دوم ، نیمه دوم به حسرت نیمه اول ! آیا حیف نیست که زندگی بگذرد ، بی آنکه به بلوغ انسانی برسیم ؟ ازدواج ، سازنده و رشد دهنده است و روح تعاون و احساس مسئولیت را بر می انگیزد وخداوند به اقدام کنندگان به ازدواج ، وعده ی توسعه رزق می دهد . در این مقاله قصد داریم با آوردن مقدمه ای کوتاه ، به تاثیرات مثبت ازدواج ، که راهی جهت رسیدن به بلوغ انسانی است اشاره کنیم :

۱) آرامش : ازدواج ، مایه ی آرامش فکری و روحی جوان و احساس شخصیت و اعتماد به نفس می شود و او را از بی عاری و بیکاری و بی برنامگی و ناامیدی می رهاند و جلوی برخی گناهان را می گیرد و موجب صیانت روحی و اخلاقی جوان می شود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) نیز فرموده است : من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الباقی  : هر کس ازدواج کند ، نیمی از دین خود را نگه داشته است ، پس در نیمه باقی مانده ، از خداوند پروا کند و تقوا بورزد.
وقتی اصل ازدواج تا این حد مهم ، کارساز ، گناه سوز ، مصلحت آفرین و مفسده زداست ، کمک به آن نیز اهمیت می یابد و برای پدر و مادر، تلاش در این راه و فراهم کردن مقدمات و زمینه ی آن ، یک تکلیف محسوب می شود و زدودن موانع و برطرف کردن دشواری های ازدواج ، و ترویج آسان سازی ازدواج و آسان گیری در این زمینه به عنوان یک فرهنگ عمومی ، وظیفه به شمار می آید. کسی که از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نکند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی که فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش ‍ آنان را بی نیاز و غنی می سازد.

۲) تلاش معاش : ایجاد بستر مناسب و انگیزه ی قوی تر برای تامین معاش و در آمد ، از آثار مثبت دیگر ازدواج است . گرچه نباید بی حساب و بدون سنجش دست به ازدواج زد و لازم است که شرایط اقتصادی و توانایی های مالی هم لحاظ شود ، ولی وعده ی خداوند را نیز نباید فراموش کرد که قول داده است تنگدستی را به غنا تبدیل کند و جایی برای بیم از فقر باقی نگذارد. پس ایجاد روحیه ی توکل و اعتماد به لطف الهی ، بعد مثبت دیگری از تشکیل خانواده است . خداوند متعال ، ضمن دستور به ازدواج با دختران و جوانان شایسته و صالح می فرماید: ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم : چنانچه تنگدست و فقیر باشند ، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز و توانگر می سازد ، خداوند وسعت بخش و داناست.
از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله ) روایت است که فرمود: من ترک التزویج مخافه العیلهٔ (الفقر) فقد ساء ظنه بالله عزوجل ان الله عزوجل یقول : ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله  : کسی که از بیم فقر و تنگدستی ازدواج نکند ، به خداوند بدگمان شده است ، خدایی که فرماید: اگر فقیر باشند ، خدا از فضل خویش ‍ آنان را بی نیاز و غنی می سازد. در حدیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) نیز توصیه شده که ازدواج کنید ، زیرا که برای شما روزی آورتر است: اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم .

۳) احساس مسئولیت : کسی که ازدواج نکرده است ، خود را آزاد حس می کند و مسؤول نمی شناسد. در نتیجه ، استعدادها و خلاقیت های انسانی او هم بروز نمی کند. اما با ازدواج ، بار اداره ی زندگی را بر دوش می کشد. این تعهد و احساس مسئولیت ، سازنده است . کلا هر نوع مسئولیت پذیری ، انسان را به تلاش و آشکار ساختن استعداد و توانایی خویش وا می دارد.

۴- برنامه ریزی : از سوی دیگر، حسابگری ، نظم ، برنامه ریزی و به تعبیر روایات ، تقدیر معیشت لازمه به دوش کشیدن تعهد اداره یک زندگی مشترک و تامین همسر و فرزندان و تربیت شایسته اولاد است .
از آنجا که تربیت نسلی با ایمان ، مؤدب ، سالم و موفق ، برای خود انسان نیز مایه ی آبرو و حیثیت اجتماعی است ، این رسالت سنگین نیز به نوع دیگری توانایی های شخص را به مرحله ی ظهور و بروز می رساند.

۵- حق شناسی : ازدواج ، سبب می شود که حقوق متقابل میان دو انسان پدید آید. این سازنده است . ارتباط های خانوادگی و پیوندهای فامیلی ، دامنه این حقوق و وظایف اخلاقی و اجتماعی را گسترده تر می سازد و سامان بخش روابط انسانی می گردد. کمک به ازدواج جوانان و تشکیل خانواده ، کمک به ساخته شدن انسان های مسئولیت پذیر ، مدیر و صالح است و یکی از راه های عمده و موفق مبارزه با گناه در جامعه ، تسهیل ازدواج است . این، هم تکلیف والدین و افراد خیر و توانمند را سنگین می سازد ، هم روشنگر راهی برای آنانی است که در اندیشه صلاح و سلامت قشر جوان جامعه اند ، هم وظیفه خود جوانان را در این زمینه روشن می کند. با تقویت و ترویج و تسهیل این سنت نبوی ، بهتر می توان با منکرات مقابله کرد و سدی در برابر هجوم فساد فرهنگی بیگانه پدید آورد.




[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 6:15 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

ربا از نظر اقتصادی

 
 
 
اين واژه در صورتي كه با نگاه اقتصادي مطالعه شود به مفاهيمي مثل سود و كارمزد و بهره نزديك مي‌شود هر چند نفرت حداقل 6000 ساله از اين كلمه وجود دارد
مفهوم ربا در اقتصاد بيش از آنكه به توليد مربوط شود به مصرف نزديكتر است و دليل آن همان است كه اغلب فقها حرمت ربا در قرآن را حداقل در ابتدا به قرض‌هاي داده شده به درماندگان و بيچارگان براي مصارف خود مي‌دانند هر چند حرمت ربا مطلق نيز باشد

اما بالعكس مفهوم بهره در اقتصاد يادآور توليد و نقش سرمايه است در حقيقت بهره ، مزد سرمايه پولي است كه به سرمايه‌گذار تعلق مي‌گيرد در اينكه به سرمايه ، سود تعلق مي‌گيرد بين فقه و اقتصاد اشتراك مساعي وجود دارد كه نمونه آن مضاربه است اما شرايطي نيز وجود دارد و از جمله شرايط آن اول درگير شدن سرمايه‌گذار با توليد و ريسك‌هاي احتمالي آن و دوم مشخص شدن سهم واقعي پس از توليد و …. است اما اقتصادداناني هم هستند كه هم‌سو با فقيهان سود انگلي سرمايه و يا مفت‌خواري سرمايه‌گذار را نمي‌پذيرند

هر چند حرمت ربا فقط در بازار پولي نيست و در بازار كالا نيز ربا حرمت دارد اما اهميت اين مسئله و نمود كامل آن مخصوصاً در جهان معاصر به بازار پولي برمي‌گردد
وظائف پول تا قبل از نظريات كينز (1946-1883) ، وسيله مبادله و ذخيره ارزش بود و انگيزه معاملاتي و انگيزه احتياطي براي نگهداري آن در محافل علمي مطرح بود اما كينز رسماً انگيزه سفته‌بازي را نيز از آن بيرون كشيد و نرخ بهره به دليل سفته‌بازي و كنز پول معنا پيدا كرد
مشخص است كه در جامعه موردنظر كينز سفته‌بازي نمي‌گذارد نياز واقعي اقتصاد به پول مشخص شود بنابراين چنين جامعه‌اي به رفاه ، عدالت ، توسعه اقتصادي نمي‌رسد
اقتصاد داناني بزرگ با نگاه تيز بينانه‌اي نفرت خود را از ربا و تحت عنوان بهره و يا در قالب نفرت از پول كه زمينه‌ساز بهره مي‌گردد در تحليل‌هاي اقتصادي خود نشان داده‌اند كه به برخي اشاره مي‌شود



پرودون :
پرودون (1865-1809) در فرانسه بدنيا آمد و اولين سوسياليستي است كه در برابر اقتصاد متعارف آن زمان به بحث جدلي پرداخت و او با استفاده ضمني از نظريه ارزش مكار تحصيل هر گونه درآمد كار نكرده و حتي اخذ اجاره را ممنوع مي‌دانست. در حين حال معتقد بود كه يك « بانك مردمي » به سرمايه‌گذاران وام اعطا كند.


ميلتن فريد من :
ميلتون فريدمن (2006-1912) در نيويورك و در خانواده مهاجر يهودي بدنيا آمد و در سال 1976 جايزه نوبل گرفت و مكتب پول‌گرايان را تأسيس كرد و اعتقاد داشت كه مبحث پول و عرضه آن در اقتصاد آنقدر اهميت دارد كه بايد در قانون اساسي كشورها نوشته شود او سطح قيمت‌ها را به سطح عرضه پول نسبت مي‌داد به عبارتي اگر در جامعه سطح عرضه پول كنترل شود مسلماً نرخ بهره نيز تحت كنترل قرارگيرد او معتقد بود كه بهترين قاعده سياست پولي در حالتي اتفاق مي‌افتد كه رشد پولي منتج از قاعده مذكور ، قيمت‌ها را افزايش ندهد و شرايط لازم و كافي براي اينكه رشد پولي سبب رشد قيمت‌ها نشود وجود نرخ بهره اسمي برابر صفر است فريدمن از اين قاعده به نام قاعده پولي بهينه نام مي‌برد

اقتصاددانان جهان نرخ بهره را از مهمترين عامل تجريه و تحليل‌هاي خود دانسته‌اند و آنان مبناي بررسي‌هاي خود را بر پايه وجود اين شاخص در نظام اقتصادي گذاشته‌اند و بجز معدودي از آنان ، جرئت نداشته‌اند كه دستور بركناري و حذف بهره و ربا را صادر نمايند در حاليكه اگر آنان يك نظام اقتصادي حداقل در ذهن خود برپايه حذف ربا و بهره مي‌ساختند به نتايج بسيار مهمي مي‌رسيدند

همه آنان مي‌دانند كه اگر نرخ بهره صفر باشد سرمايه بسوي بازارهاي توليد (و نه بازارهاي سفته بازي) تمايل پيدا مي‌كند و سرمايه‌گذاري افزايش مي‌يابد و نرخ تورم و نرخ بيكاري كاهش مي‌يابد و بهبود اين شاخص‌هاي مهم اقتصادي نهايتاً منجر به رفاه و عدالت اقتصادي مي‌گردد





[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 4:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

پیشگفتار 
قرآن کریم، کتابی که از سوی پروردگار عالم و خالق و پرورش دهنده تمام موجودات از جمله انسان، نازل گردیده، بیان کننده نیازهای زندگی بشری برای رشد و تعالی و تکامل است، چنان که در آیات گهربار آن کتاب فرمود: "تبیاناً لکل شیء" 
از طرفی آیات این سلسله هدایت، بر مدیر جامعه اسلامی، پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، نازل گردیده که خود اقدام به تشکیل حکومت و اداره آن به مدت ده سال نموده و در تمام آنات و لحظات و مشکلات، عنایات و راهنمایی‌های وحیانی راه گشای وی بوده است.


در این پژوهش تلاش بر این است تا با مراجعه به تفسیر قرآن کریم که پل ارتباطی میان ذهنهای خسته ما و آیات نورانی کلام‌الله است، دستورات و ارشادات آن منشور ربّانی که نگاهی به حوزه علوم مدیریتی دارد، استخراج گردد.
هدف از جمع‌آوری این مجموعه، فراهم آمدن نسخه‌ای کارآمد و آسان فهم برای عموم علاقه‌مندان به مباحث مدیریت اسلامی بوده است، لذا تفسیری که مورد استناد و بازبینی قرار گرفته، «تفسیر نور» اثر حجت‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی‌ می‌باشد که در شیوایی و روانی، از معدود آثار منتشره در میان تفاسیر قرآن کریم است و در نگارش آن، تفاسیر مشهور مورد رجوع بوده و از این لحاظ از جامعیت نسبی برخوردار می‌باشد.
در بعضی از صفحات، ذیل نکات مطرح شده، آدرس آیاتی که مفهوم مشابه با آن را دارند جهت ارجاع علاقمندان ذکر گردیده که این روش باعث جلوگیری از تکرار آیات با مفهوم مشابه شده است.
موضوع و عنوان هر یک از آیات به صورت تیتر بیان گردیده تا علاقمندان بتوانند در پژوهشهای خود از آنها به عنوان مواد خام، استفاده نمایند، اگر چه پردازش و تکمیل این فضای علمی، خود حرکتی دشوار و خلاقیت مدار است.
فرق اساسی این پژوهش با دیگر فعالیت‌های انجام شده در این حوزه، در رویکرد استناد به آیات و نحوه تایید گرفتن از آیات قرآن کریم است. عده‌ای با مراجعه به قرآن کریم، آیاتی که متناسب با مطالب علم مدیریت است را جدا نموده و آن مطالب را بوسیله آیات تایید می‌کنند. تایید گرفتن از آیات به این روش برای گزاره‌های کشفی علم مدیریت، خود اشتباهی بزرگ است که ضمن آسیب رساندن به شأن والای آن راهنمای سعادت، هدف خود را نیز تعمیم نمی‌دهد.
حال آنکه رویکرد رجوع به آیات برای دانستن آنچه در مورد تاریخ و سرنوشت مدیران بشری و شرایط و شئون رهبری بیان داشته است، می‌تواند راهگشا و سازنده باشد، زیرا این نگاه، در چارچوبهای تعریف شده و ساختار یافته علم مدیریت صورت نمی‌گیرد، بلکه هر آنچه در اداره مجموعه اسلامی لازم و کافی است، مورد توجه و استفاده قرار می‌گیرد، یعنی به تک تک آیات به مثابه راهنمای هدایت مراجعه می‌شود و اگر آیات، نکته‌ای پیرامون علم مدیریت بیان می‌دارد، آن نکته به عنوان یک اصل هدایتگر در علم مدیریت اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
این پژوهش با مد نظر قرار دادن این رویکرد، از قرآن کریم پرسیده است: "چگونه مدیریت کنیم؟" و البته پاسخ‌هایی که دریافت گردیده، چون مستند به یک سلسله کتاب تفسیری می‌باشد، ممکن است اندک و ناقص باشد به نحوی که تمام نیازهای مدیران را پاسخگو نباشد، لکن بزرگان گفته‌اند: آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدرت تشنگی باید چشید.
فهرست‌بندی الفبایی و دسته‌بندی موضوعی دیگر ویژگی این مجموعه است که استفاده از آن را بسیار آسان‌تر می‌کند به نحوی که می‌توان برای استفاده از آیات و نکات در دیگر پژوهشها، به صورت موضوعی مطالب را جستجو نمود.
در بخش پایانی این مجموعه، تعدادی از آیات شرح شده در قسمت اول، بر اساس مبانی و ساختار علم مدیریت، دسته بندی شده است که می‌تواند جلوه‌ای از کاربرد 300 نکته استخراج شده از آیات قرآن کریم باشد.
برای انجام مطالعات مقدماتی و تدوین محتوایی این پژوهش، تعدادی از دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مشارکت داشته‌اند که به رسم احترام لازم است از نام آقایان رضا بنی‌اسد، محمد مهدی مؤمنی، سجاد مهدیزاده، محسن لبخندق، محمد ثنایی‌فر، مصطفی بهادران و مسلم باقری یاد شود.
همچنین از راهنمایی‌های برادر بزرگوار جناب آقای زندیه که با بازبینی مجموعه حاضر، اشکالات محتوایی آن را از حیث معانی قرآنی الفاظ و عبارات، برطرف ساخته‌اند، قدردانی می‌نماید.
در نهایت مجموعه حاضر به رؤیت و تأیید حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی، آقای دکتر فانی و آقای دکتر خندان رسیده و اصلاحات لازم اعمال گردیده است.
امید آنکه قدمی هر چند کوتاه و ناچیز در راستای محجوریت زدایی از این ثقل اکبر برداشته شود.

والحمدلله رب ‌العالمین
مصطفی مؤمنی 

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:23 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

باسمه تعالی

مدیریت از دیدگاه امام علی (ع)

عباس رهبری


آشنایی مسؤلین و مدیران با اصول مدیرت آنها را جهت ایجاد محیط مناسب ، خود آگاهی ، خود سازی ، و الگو بودن برای کارکنان رهنمون می کند . مطالعات نشان می دهد عملکرد مدیران متعهد ، با تجربه و متخصص با استفاده از اصول صحیح مدیریتی ، محیطی کارآمدتر ایجاد می کند . باید دانست گرچه تخصص و تجربه حرفه ای از شرایط لازم برای مدیریت است اما شرط کافی نیست و تنها داشتن تخصص چاره ساز نمی باشد ، بلکه باید دانش مدیریتی خود را با تجربیات علمی و ابتکاری توأم سازد تا بازدهی مدیریتی او بیشتر شود . اکثر سازمانهای ناموفق دارای مدیریتهای نا کارآمد و ضعیف بوده اند [2].

با این وجود مدیریت در زمان ما از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست و در بسیاری از موارد مدیران مؤسسات فاقد دید علمی هستند [3]. با این وصف می توان گفت تخصص ( دانش ، بینش ، کوشش ) و تجربه حرفه ای امری ضروری در مدیریت می باشد که در امر تصمیم گیری به مدیر کمک می کند . باید دانست تصمیم گیری یکی از امور مهم مدیریتی و پر اهمیت ترین وظیفة یک مدیر می باشد ، بعضاً افرادی ، مدیریت و تصمیم گیری را به عنوان یک مقوله تعریف کرده اند .گریفث [4]معتقد است که تصمیم گیری ، جوهر و عصاره کار مدیریت است . برنارد [5]نیز معتقد است تصمیم گیری فراگردی است که از طریق سنجش ، محاسبه و اندیشیدن بدست می آید . گرک [6] تصمیم گیری را در قلب مدیریت دانسته و معتقد است که این وظیفه در کانون فرآیند مدیریت قرار دار د .


تقوی برای همه کس لازم است و برای کسانی که متصدی امور کشور هستند ، لازمتر ( امام خمینی ره )[1]


اما مدیریت خود دارای تعریفی مناسب و مشخص کنندة فعالیت فرد مدیر می باشد و افراد زیادی در این خصوص به تعریف و توضیح آن پرداخته اند و می توان گفت مدیریت به کارگیری موثر و کار آمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی ، سازماندهی ، بسیج منابع و امکانات ، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول ، صورت می گیرد [7].

تعریف مذکور ، پنج قضیه اساسی ذیل را از زیر بنای مفاهیم کلی نظری و عملی ( فنی ) مدیریت است در بردارد:

1) مدیریت یک فرایند [8]است .

2) مفهوم نهفتة مدیریت ، هدایت تشکیلات انسانی است .

3) درمدیریت موثر ، تصمیمات مناسب گرفته می شود و نتایج مطلوبی حاصل می آید .

4) مدیریت کارا ، به تخصص و مصرف مدبرانه منابع می گویند .

5) مدیریت بر فعالیتهای هدفدار تمرکز دارد [9]

بدون شک تدبیر ، سیاست و مدیریت جامعة بشری سر آغاز کار پیامبران الهی بوده است و دعوت به اطاعت از خداوند تبارک و تعالی و تسلیم در برابر دستورات خداوند در مقابل حکومتهای طاغوت ، مقابله با فساد و فحشاء در ابعاد فردی و اجتماعی و برقرای عدالت از جمله اصول مشترک برنامة رسالت انبیاء الهی و مکاتب توحیدی می باشد .

خداوند تبارک و تعالی می فرماید : در میان هر ملتی پیامبری فرستادیم تا مردم را به پرستش خدای یگانه و اجتناب از طـاغوت دعــوت کند [10]. ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و کتاب و میزان به ایشان دادیم تا مردم بر قسط و عدل پا بر جا شوند و آهن را که موجب هراس متجاوزان بوده و دارای منافعی برای مردم است نازل کردیم [11].

سیرة رسول مکرم اسلام حضرت محمد (ص) در زمان تصدی ایشان بر امت اسلامی الگویی پر بار برای مدیران ما می باشد و در نهج البلاغه امام متقین علی (ع) نیز در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر نخعی ، اصول مدیریت اسلامی را به ایشان گوشزد نموده که اگر به اساس تفکرات مدیریتی در عصر حاضر به نامة امام (ع) به مالک اشتر نخعی نگاهی بیندازیم [12]می توان آنرا به حق جامعترین دستور و منشور برای سیاست و مدیریت و ترسیم اصول اساسی و ویژگیهای مدیریت اسلامی دانست [13]که در اینجا به پاره ای از این موارد می پردازیم .

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:19 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

 

ولایت، رعایت مصالح یا توتالیتاریسم؟

نویسنده : مهدی امینیان

ولایت مطلقه فقیه، میراث گرانبهای امام خمینی و روح و هویت انقلاب اسلامی‌است . امروزه، این نظریه، تنها یک نظریه سیاسی و فقهی در کنار دیگر نظریه ها نیست، بلکه جوهره نظام اسلامی‌و محور قانون اساسی است . مشروعیت قوای سه گانه : مقننه، قضائیه و مجریه، بستگی به آن دارد.‏ ولی فقیه، در عمل باید به معیارها و قانونها و آیینهایی پایبند باشد، تا دستورها و فرمانهای او، جلوه ای از فرمان حق باشند:

1- پا یبندی دقیق و همه سویه به معیارها و آیینهای اسلامی؛ 2- نگه داشت مصلحت اسلام و مسلمانان در تمامی حرکتها و برنامه ها و دستورها.


امام خمینی که بیشترین تاکید را بر ولایت مطلقه فقیه داشت و حکومت الهی خویش را بر این اصل استوار ساخت، در جای جای کتاب "ولایت فقیه" و "کتاب البیع"، بر دو شرط یاد شده پای می فشارد. ‏

دو مقوله بنیادین درخصوص مصلحت: ‏

‏1-بازشناسی مصلحتها به هدف صدور احکام حکومتی بر عهده چه کسی است ؟ 2-چه معیارها و ترازهایی دارد؟

منشا بسیاری از اشکالها و شبهه ها، نشناختن جایگاه شرعی و فقهی احکام مصلحتی است .

در پاسخ به پرسش دوم، باید چنین گفت که در بازشناسی مصالح، می‌بایست دو شرط را رعایت کرد: 1-مصلحت سنجیها باید با توجه به قانونهای شریعت اسلامی انجام گیرد. 2-در بازشناسی مصالح، اصل اهم و مهم رعایت گردد. شاید حساس ترین و مهم ترین مرحله در بازشناسی مصالح، نگه‌داشت تراز دوم باشد. در همین جاست که گروهی پنداشته اند امام خمینی فوق فقه و فوق شریعت سخن گفته است .

 

پیش داشتن مهم تر بر مهم، اصلی است خردمندانه و مورد تائید اسلام . همه فقهای اسلام در باب تزاحم، بر این باورند که باید به تکلیف اهم عمل شود و از مهم دست برداشته شود. تاکید امام بر پیش داشتن مصلحت نظام و مردم، در همین راستا قرار می گیرد: "مصلحت نظام از امور مهمه ای است که گاهی غفلت از آن، موجب شکست اسلام عزیز می گردد. امروز جهان اسلام، نظام جمهوری اسلامی ایران را تابلوی تمام نمای حل معضلات خویش می دانند. مصلحت نظام و مردم از امور مهمه ای است که مقاومت در مقابل آن، ممکن است اسلام پابرهنگان زمین را در زمانهای دور و نزدیک زیر سئوال ببرد و اسلام و آمریکایی مستکبرین و متکبرین را با پشتوانه میلیاردها دلار به وسیله ایادی داخل و خارج آن، پیروز گرداند". (صحیفه نور ، ج 2/176؛ ج 2/112؛ ج 7357)‏

 

‏ امام(ره) حتی اعتبار وکالت نمایندگان را به رعایت مصالح دانسته و خطاب به نمایندگان مردم در خبرگان قانون اساسی می فرماید: "همه تان هم اگر چنانچه یک چیزی بگویید برخلاف مصالح اسلام باشد، وکیل نیستید، از شما قبول نیست، مقبول نیست، ما به دیوار می زنیم حرفی که برخلاف مصالح اسلام باشد".(صحیفه امام، ج10، ص221)‏

 

پیش داشتن حکم حکومتی، بر احکام اولیه در برخی از جاها، بر اساس معیار تزاحم صورت می گیرد و نه از باب اینکه ولی فقیه، نسبت به دستگاه فقه و شریعت، ولایت مطلقه دارد، چنانچه شماری پنداشته اند. (مجله کیان ، شماره 24/21) پیشتر بودن حکم حکومتی بر حکم شرعی اول، به معنای تعطیل کلی و یا نسخ آن نیست، بلکه دستور به توقف موقت اجرای آن، به سبب تزاحم با یک حکم شرعی اهم است . این حق را شرع و عقل به حاکم اسلامی داده است . پیامبر

اسلام (ص ) و علی علیه السلام بارهای بار از این حق استفاده کردند؛ یعنی آن دو بزرگوار، اجرای حکم شرعی را به سبب اجرای یک حکم شرعی مهم تر و یا مصلحتی مهم تر، تا زمانی خاص، واپس انداخته اند. ‏

 ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 2:16 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
مدیریت امام حسین (ع)

امام حسین (ع) شخصیتی است که در دوران خود با یک بحران شدیدی چون بحران انحرافات اعتقادی و عملی مواجه بود. آن حضرت برای حل این معضلات راه هایی چون گفت و گو و تذکر را بکار گرفت و آخرین راهکاری را که ایشان به عنوان یک وظیفه مورد توجه قرار داد فدا کردن جان خویش در راه رسیدن به حق و حقیقت بود. این مدیریت یک مدیریت استثنایی است. بسیاری از افراد تا آنجا می توانند در مدیریت موفق باشند که به خودشان آسیب نرسد اما امام حسین (ع) وقتی می خواهد اسلام را احیا کند، در این مسیر تمام هستی خود را فدا می کند. این نکته ای است که معمولا در مدیریت مادی نمونه و مشابهی ندارد. مدیریت جامعی که با گفت و گو، صحبت و نصیحت آغاز می شود مدیریتی استثنایی و فوق العاده است به طوری که می بینیم حضرت بارها یزیدیان را مورد خطاب قرار دادند و می خواستند آنها را به نحوی به دامن اسلام بازگردانند. به طور مثال امام حسین (ع) حر بن یزید را که در جبهه مخالف بود مورد خطاب قرار می دهد یعنی آن حضرت از هر فرصتی استفاده می کند تا افراد را از گمراهی به سوی نور و سعادت راهنمایی کند؛ این شاهکار امام حسین (ع) در واقعه کربلا است. اما تنها به این نصیحت و پند و اندرز اکتفا نکردند و در این مسیر آنقدر به پیش رفتند تا با نثار خون خود و انفجاری از نور، آگاهی و بیداری را در همیشه تاریخ ایجاد کند و بر دل ظلمت ها و تاریکی ها بتازد.


نکته دیگری که در مدیریت امام حسین (ع) می تواند قابل توجه باشد. این است که آن حضرت در این حادثه هم عبادت و طاعت را به میدان می آورند هم عرفان و اخلاق را به نمایش می گذارند، هم شجاعت و ایثار را عرضه می کنند و هم در همه ابعاد مردانگی و مروت را رعایت می کنند که این همه اضداد در کنار هم در هیچ حماسه تاریخی دیده نشده است. ما می بینیم وقتی شب تاسوعا حضرت خطاب به دشمنان می فرمایند یک شب نبرد را به تأخیر بیندازند تا به نماز، دعا و استغفار بپردازند نشان می دهد که مبارزه آن حضرت در مسیر عبودیت و بندگی خداست. اگر این عبودیت نبود مبارزه آن حضرت در نزد خدا و بندگان شایسته او ارزش و اعتباری نداشت. همچنین با این بیان نماز آن حضرت در ظهر عاشورا تفسیر می شود. آن حضرت نمازی را اقامه می کنند که از یک سو در اول وقت است و از سوی دیگر در میان میدان و آشکاراست و از جانب دیگر به جماعت است؛ این همه نشان دهنده آن است که هدف متعالی امام حسین (ع) در این قیام چیزی جز اثبات عبودیت و بندگی پروردگار نیست. لیکن مدیریت کلان و جهانی، مدیریتی است که بتواند به همه ابعاد توجه کند و انسان، یک بعدی در این عرصه پیش نرود و بتواند تمام زوایا را با همان دقتی که امام حسین (ع) در کار خود مراعات می کردند، رعایت کند. امروزه گروهی در عرصه مدیریتی از شجاعت بسیاری برخوردارند اما عاطفه ندارند و بسیاری هم هستند که اهل محبت هستند اما صلابت لازم را ندارند و برخی نیز هیچ یک از این ویژگی ها را ندارند و افرادی خنثی و بی اثر هستند اما امام حسین (ع) تمام این ویژگی های مثبت را در خود جمع کرده و یک نمایشگاه تمام عیار از شخصیت انسان کامل را عرضه کرده است. بزرگترین درسی که حادثه کربلا به ما می آموزد ایمان به غیب است. امام حسین (ع) در همه مراحل حرکت از مدینه به مکه و از مکه تا کربلا همواره توجه به مبدأ و معاد دارند. اعتقاد راسخ به اینکه خداوند مالک مطلق است و اعتقاد و باور جدی به اینکه معاد حقیقت دارد و ما روزی در پیشگاه خداوند حاضر خواهیم شد. با این اعتقاد عمیق و همه جانبه است که امام حسین (ع) حرکت خود را آغاز می کند و انقلابی عظیم می آفریند. به همین دلیل هر انقلابی اگر در دنیا بخواهد به این شکوه و عظمت برسد باید رهبران آن به مبدأ و معاد ایمان و اعتقاد داشته باشند. امام خمینی (ره) نیز که شاگرد همین مکتب است بارها در سخنرانی های خود می فرمودند: این خدا بود که انقلاب ما را به پیروزی رساند و دلها را آماده قبول مشکلات و سختی ها و مبارزه با دشمن کرد. این ایمان به غیب شاه کلید و رمز همه موفقیت هاست کسانی که می خواهند در راه امام حسین (ع) گام بگذارند باید این شاه کلید را در دست داشته باشند. چرا که به هر میزان ایمان به غیب در انسان رسوخ پیدا کند پیشرفت های آینده تضمین می شود.از پیامبر روایت شده است آن چیزی که هر انسان موحد باید بر آن تکیه کند حب خدا و بغض دشمنان خداست. در واقع این حب زمانی در انسان به وجود می آید که آن اعتقاد و ایمان به غیب وجود داشته باشد و این باور ایجاد شود که انسان هرچه دارد از سرچشمه هستی نشأت گرفته است. اگر با این باور انسان در این دنیا گام بردارد طبیعی است ارادت، علاقه و شیفتگی نسبت به حضرت حق در او روز به روز بیشتر می شود و به هر میزان که انس انسان با خداوند بیشتر شود از شیطان و دشمنان خدا فاصله می گیرد. بنابراین اگر ما در دنیای پرآشوب امروز که ناهنجاری های فراوان آن، انسان ها را آزار می دهد، بخواهیم به یک دستگیره محکمی چنگ بزنیم و خود را از این زشتی ها نجات دهیم باید در وجودمان نیروی حب و بغض در یک جایگاه واقعی قرار بگیرد و تعدیل شود. این حب و بغض ناشی از ایمان و باورهای درونی انسان است که متأسفانه امروز در قالب های مختلف مورد حملات دشمن قرار گرفته است. دشمن امروز نیازی به انحراف مستقیم انسان ها ندارد. او تلاش می کند با تغییر جایگاه حب و بغض به هدف خود برسد. دشمن، حب ما به قرآن و اهل بیت (ع) را می گیرد. به این ترتیب ما تمام سرمایه و هستی خود را از دست می دهیم. از این رو در زیارت عاشورا از خداوند می خواهیم که ما را در مسیر امام حسین (ع) قرار دهد و ما را از کسانی که در مقابل امام حسین (ع) قرار گرفتند، مبرا سازد. عصاره زیارت عاشورا همان است که در سجده بر زبان جاری می کنیم؛ آنجا از خداوند می خواهیم ما را در مسیر امام حسین (ع) ثابت قدم نگه دارد چرا که بسیاری بوده اند در تاریخ که نسبت به امام زمان خود دچار انحراف شده اند. نسل امروز با توجه به این ویژگی که معیارهای جاذبه و دافعه در زندگی چیست باید با ایمان به غیب از انحراف به دور باشند. بنابراین بزرگترین درس قیام امام حسین (ع) ایمان به غیب بود. ایمانی که منشأ ایجاد حب و بغض به خدا در انسان است. اگر انسان به این ویژگی ها توجه نکند به اهداف مقدس نمی رسد. بسیاری از افراد که دارای این ویژگی ها نبودند در طول تاریخ به مرور از مسیر حقیقی سعادت در زندگی خارج شدند و مشکلاتی را برای خود و جامعه ایجاد کردند. حب به اسلام باید همراه بغض به دشمنان اسلام باشد در غیر این صورت نتیجه مطلوب را به همراه ندارد




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:22 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
اسلام و سرمایه‏ داری

1ـ روابط سلطه‏جویانه
نخستین ره‏آورد دکترین لیبرال ـ سرمایه‏داری، تأثیری است که بر نوع روابط اجتماعی می‏گذرد و روابط برادرانه و همسان انسانی را به‏روابطی برتری طلبانه و خودکامه تبدیل می‏کند، از نوع روابطی که میان دو طبقه "اقلیّت فرادست" و "اکثریت فرودست" وجود دارد. براساس تأثیرهای فکری، فرهنگی و اخلاقی که نظام سرمایه‏داری در انسانها می‏گذارد (برخی از آنها در بخش نخست مقاله مورد بررسی قرار گرفت) و روحیه طغیان و خودکامگی که بر مال اندوزان سایه می‏گسترد، پایگاه اصلی روابط اجتماعی را ویران می‏کند. یعنی باور انسانها و ایمان به‏ارزش و کرامت انسانی، یا کم‏رنگ می‏شود و یا بکلی رنگ می‏بازد. این ایمان با ملاکهای سرمایه‏داری، مفهومی نمی‏تواند داشته باشد. براساس همین تفکر و احساسها در جامعه سرمایه‏داری، روابطی غیر انسانی، حاکم است، روابطی صرفا اقتصادی و براصل "سودآوری".
بیگمان سلامت جامعه، نخست در نوع روابط اجتماعی نهفته است. نوع روابط اگر براساس باور انسانها و پذیرش ارزش واقعی همه مردم، استوار گردد و در چهارچوب قانون (به‏عنوان مدافع حقوق همگان) صورت گیرد، و بالاتر نیز صعود کند و بالاتر از قانون، حتی مبانی ارزشی و اخلاقی، معیار قرار گیرد، سلامت جامعه بطور بنیادی، تضمین شده است. اینگونه روابط، از هر گونه ستمبارگی میان افراد جلوگیری می‏کند، از تحمیل اندیشه و استبداد فکری مانع می‏گردد، ریشه هرگونه سلطه‏جویی و تعالی‏طلبی را می‏سوزاند، رابطه طبقاتی و براساس تبعیضهای ناروا پدید نمی‏آید و اهرمهای قدرت اقتصادی و سیاسی، به‏صورت ابزاری در دست ثروتمندان قرار نمی‏گیرد.
در نظامهای سرمایه‏داری، سرمایه‏داران به‏اهرم اصلی قدرت یعنی سرمایه، مجهز می‏شوند و به‏هیچیک از معیارهای محدود کننده قدرت، تن نمی‏دهند. نه قانون را می‏پذیرند (آنگاه که برخلاف منافع آنان باشد) و نه اخلاق انسانی را پذیرا هستند؛ زیرا که اخلاق انسانی والهی، با اخلاق سرمایه‏داری، تضاد ماهوی دارد. از اینرو ماهیت روابط راقدرتمداری‏وسلطه‏جویی تشکیل می‏دهد.
بنابراین می‏توان گفت که بالاترین و شوم‏ترین ره‏آورد اجتماعی سرمایه‏داری، طاغوتگری و بُعد استکباری آنست. همین خوی و خصلتی که در همه خودکامان و حاکمان غیر الاهی و مستبدان تاریخ وجود داشته و بشریت را به‏بردگی کشیده است. پیامد حتمی این نگرش، تقسیم جامعه به‏دو طبقه "سلطه‏طلب" و "تحت سلطه" و پیدایش جامعه طبقاتی با روابطی ظالمانه است.
انَ‏الانسان لَیطغی ان رأه استغنی: خیر، آدمی طغیان می‏کند. همینکه خود راتوانگر (و ثروتمند) بیند.
«... قدرت، روش را در روابط عمومی و خصوصی و در طبیعت ارتباط کاری، تعیین می‏کند. ارتباطی که حرکت زندگی را به‏حرکت قدرتمندان، تفسیر می‏نماید و ضعیفان را جز پژواک بیچاره و ناچیزی نمی‏داند که همه چیز خود را از قدرتمندان الهام می‏گیرند، و جز با اراده‏ای پایمال و مقهور اراده طاغیان حرکتی نمی‏کنند... و گاه کار تنها به‏اینجا تمام نمی‏شود که مستضعفان در برابر اراده قهار مستکبران، احساس ناچیزی و حقارت کنند، بلکه در اینجا باوری سرکش در ذهن قدرتمندان وجود دارد که می‏گوید: ضعیفان توان تعیین سرنوشت خویش، و انتخاب باورها (اصول پذیرفتنی)، و پویش در زندگی را خود بخود ندادند، و باید درباره امور مربوط به‏عقیده و زندگی و سرنوشت، اختیار خود را ـ دربست ـ به‏دست آنان بدهند ...»
به‏خاطر این پیامدهای ضدّ الاهی و ناانسانی مال‏اندوزی است که در ادیان و بویژه در اسلام، با خصلتهای سرمایه‏دارانه مبارزه شده است؛ زیرا که این روحیه تعالی طلبی و سلطه‏جویی، با ماهیت تفکر الاهی اسلام ناسازگار است:
تلک الدّار الاخرة نجعلها لّلذین لایریدون علوّاُ فی‏الارض و لافساداُ و العاقبة للمتّقین این سرای آخرت را از آنِ کسانی ساخته‏ایم که در این جهان نه خودمان برتری جویی هستند و نه خواهان فساد و سرانجام نیک از آنِ پرهیزگاران است.
و بی‏تردید این روحیه در رابطه با انسانها، از داشتنهای افراطی و قدرت اقتصادی ریشه گرفته است.
الّذی جمع مالاً و عدّده. یحسب انّ ماله اخلده آنکه مالی گرد آورد و به‏شمارش آن پرداخت، می‏پندارد که دارایی‏اش جاویدانش گرداند.
امام علی«ع»: امّا الاغنیاء من مترفّة الامم، فتعصّبوا الاثار مواقع النّعم، فقالوا: نحن اکره اموالاً و اولادا ... توانگران شادخوار هر امت (و جامعه)، نسبت به‏موقعیت خود در برخورداری از نعمتهای الاهی، تعصب ورزیدند (و آن را از خویشتن دانستند و بس مهّم شمردند)، و گفتند: «ما اموال و فرزندان بیشتری داریم، و ما عذاب نخواهیم شد».
حتی رویارویی سرمایه‏داران با آیینهای الاهی و با هر اندیشه و هدایتی، برای همین حسّ خودبرتر بینی است:
و ما ارسلنافی قریة من نذیر الاّ قال مترفوها: انّابماارسلتم به‏کافرون و قالوا: نحن اکره اموالأ و اولادأ، و ما نحن بمعذّبین در هیچ شهری بیم دهنده‏ای (پیامبری) را به‏رسالت نفرستادیم مگر اینکه شادخواران آن گفتند: ما به‏این دین که برای ابلاغ آن آمده‏ایداعتقادنداریم. وگفتند: مااموال و فرزندان بیشتری دادیم و ما عذاب نخواهیم شد. «مترفوها در این آیه به‏معنای جبّاران و توانگران و مرفّهان است»
استکبار و طغیان سرمایه‏داری بدانجا می‏رسد که همه ارزشها را در ثروت می‏داند و به‏همه فضیلتها و نیکیها به دیده کاستی می‏نگرد:
لقد سمع اللّه قول الّذین قالوا: ان اللّه فقیر و نحن اغنیاء ... خداوند گفته کسانی را شنید که گفتند: خدا فقیر است و ما سرمایه‏دار و ثروتمندیم ... و این اوج استکبار و خود بزرگ‏بینی است که نسبت به خالق کاینات چنین بیندیشند و چنین سخنی بر زبان آورند.
پیامبران الاهی را نیز چون از طبقات محروم بودند، به هیچ می‏گرفتند و اندیشه‏ها و گفتار آنان را بی‏ارزش می‏پنداشتند:
و قالوا لولا نزّل هذاالقرآن علی رجل‏من القرتین عظیم. گفتند چرا این قرآن بر مردی از بزرگ مردان آن دو قریه نازل نشده است.
و قال لهم نبیّهم: ان‏اللّه قدبعث لکم طالوت ملکا قالوا: انّی له‏الملک علینا؟ و نحن احقّ بالملک منه ولم‏یؤت سعة‏من‏المال... پیامبر ایشان (بنی‏اسرائیل) به‏آنان گفت: خداوند طالوت را پادشاه شما قرار داد، گفتند: چگونه می‏تواند به‏پادشاهی برسد، در صورتی که ما برای پادشاهی از او شایسته‏تریم، او که مال فراوانی ندارد ...
در اندیشه لیبرال ـ سرمایه‏داری، معیار و محور برای هر کار و هر چیز، مال است حتی پستها و مسئولیتهای دشوار اجتماعی با این معیار داده یا گرفته می‏شود. و بدینسان تعالی طلبی سرمایه‏داران بدانجا می‏رسد که دینشان و خدایشان را اموالشان می‏دانند:
پیامبر«ص»: فواعجیأ لقوم الهتهم اموالهم شگفتا از مردمی که معبودهای ایشان مالهایشان است.
از اینرو می‏نگریم که در تعالیم اسلامی، "غنای کفافی"، زندگی آرمانی و اسلامی شمرده شده است، یعنی زیستی که از حدّ فقر و کمبودداری بگذرد و به‏حد بسندگی و کفاف برسد، و به‏مرز تکاثر و زیاده‏داری نزدیک نگردد و گرفتار عوارض و معایب سرمایه‏داری نشود، و این بهترین زندگی شناخته شده است.
امام سجاد «ع»: الّلهم انّی اسئلک خیرالمعیشة، معیشةً اقوی بها علی جمیع حاجاتی، و اتوصّل بهاالیک فی‏حیاة الدّنیا و فی‏آخرتی، من غیران تترفنی فیها فاطغی، او تقترها علیّ فاشقی ... خدایا از تو معیشتی نیک خواهانم: معیشتی که با آن همه نیازمندیهایم را برآورم، و در زندگی این دنیا و در آخرتم با آن به‏قرب تو برسم، بی‏آنکه هر اغرق در نعمت سازی تا سر به‏طغیان بردارم، یا به‏اندازه‏ای آن را اندک بدهی (فقر و کمبود) که گرفتار بدبختی شوم...
اموال از نظر راهنمایان الاهی ابزار و وسیله‏ای برای تأمین زندگی مقتصدانه همه انسانهاست، و وسیله اثبات هیچ ارزشی از آن دست ارزشهایی کاذب و منفی در تفکر سرمایه‏داران نیست.
2ـ سرمایه‏داری و قوانین اجتماعی
تعادل جامعه و توازن میان منافع و حقوق افراد، و ارتباط معقول میان "حقّ" و "تکلیف"، در پرتو قانون، صورت می‏پذیرد و بدون حاکمیت قانون اجتماعی سالم و منسجم و متوازن، پدید نخواهد آمد. قانون است که باید حسّ افزونخواهی و آزمندی گروههایی را محدود کند، و ابزار قدرت افرادی را که مایه تجاوز و سلطه است، در هم بشکند و انواع تجاوزگریها را مهار کند، و همه را به انجام وظیفه و تکلیف خویش در جامعه تشویق کند و یا ملزم سازد و بدینگونه‏ها همگان را به‏حق خویش برساند.
توده‏های مردم، قانون دوست هستند؛ زیرا که در پرتو قانون می‏توانند از شرّآفرینی قدرتمندان و متمکّنان، در امان بمانند و قانون، تنها مدافع آنهاست در برابر گروههای تجاوزگر؛ لیکن قدرتمندان بویژه سرمایه‏داران، قانون را باور ندارند، و همواره و با همه ابزارها به‏قانون‏شکنی می‏پردازند، و با نفوذ در مراکز اجرای عدالت و قانون، آن را دگروار تفسیر می‏کنند، و یا آشکارا زیر پا می‏نهند و به‏ظلم و تجاوز به‏حقوق انسانها ادامه می‏دهند.
سرمایه‏داری، تنها قانون سرمایه‏داری را می‏پذیرد، یعنی قانونی که منافع سرمایه‏داری را تضمین کند. امنیت قانونی از نظر سرمایه‏داری، امنیت انسانی نیست؛ بلکه امنیت اَشکال سرمایه‏داری است، امنیت انواع انحصارگرایی و تشکیل سازمانهای اقتصادی چون "کارتل" و "تراست" است، امنیت نرخگذاری انحصاری و سودجویانه و خود سرانه است که تنها منافع سرمایه‏گذاران را تأمین کند یا امنیت انواع "تولید" است حتی تولید کالاهایی که زیانبار است چون تولید سلاحهای شیمیایی، میکربی یا تولید کالاهای غیر مفید و یا زیان‏آور نظام لیبرال ـ سرمایه‏داری، هر چه را سودآور است باید با امنیت خاطر و خیال راحت بتواند تولید کند، گرچه برای انسانها زیانبار باشد یا محیط زیست را بیالاید و یا منابع را آلوده کند و یا بپایان برساند.
سرمایه‏داری می‏گوید:
«... آنچه قابل استفاده است باید ساخت، آنچه را به‏فروش می‏رسد، باید تولید کرد، آنچه را که قدرت نظامی مار را افزایش می‏دهد باید به‏دست آورد»
در این گردش اقتصادی آزاد، هیچگاه منافع توده‏ها منظور نمی‏گردد.
از دید سرمایه‏داری، منافع و امنیت انسانها و نسلها باید فدای امنیت این نظام اقتصادی شود. بنابراین قانونی که در پرتو آن باید انسانها طبیعت، گونه‏های حیوانی و گیاهی و مجموعه پدیده‏های حیاتی زیست محیطی، سلامت خویش را بیابند، با کارشکنی‏ها و مانع تردستی‏های زربدستان، به‏امنیت برای "رشد سود و سرمایه"، تبدیل می‏شود و قانون، جای خود را به‏قانون دلخواه سرمایه‏داری می‏دهد. این حقیقت تلخ در عملکردهای سرمایه‏داری در تعالیم اسلامی نیک تبیین شده است:
امام صادق «ع»: ... فان مع کثرة‏المال تکثر الذنوب الواجب‏الحقوق زیادی مال سبب افزایش گناهان در برابر حقوقی است که بر توانگران واجب می‏شود (و کمتر توانگری آن حقوق را ادا می‏کند). «... اینان در مقابل گسترش قسط و عدل ... و حذف الحضارطلبی و ویژه خواهیهای بی‏دلیل در زندگی و معیشت، سرفرود نمی‏آورند؛ بلکه پیوسته خود مال اختصاص دادن همه چیز به‏خود و برتری جویی بر دیگرانند...»
و همین زمینه اصلی قانون شکنی و سرپیچی از هر قانون حق و عدلی است و بگفته «فرانسواپرو»:
«سرمایه‏داری نمی‏تواند در نظام اقتصادی به هیچگونه داوری و قضاوتی تن در دهد ...»

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:20 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
کار آفرینان خلاق مسلمان

در دیدگاه سرمایه داری

1

که  بر پایه ی استدلال های مطروحه از آن، سرمایه باید به سمت کارآیی بالاتر و استفاده ی بهینه از آن سوق داده شود. طبق تعاریف این مکتب مبنای عقلایی اینگونه تعریف می شود که سرمایه برای تولید و کارآفرینی به سمت سرمایه  داران و ثروتمندان برود چون آنها استفاده ی بهینه از سرمایه را آموخته اند و تخصص لازم در به کارگیری سرمایه را دارند. حال آن که این فرض درون خود ابهاماتی دارد از آن جمله:


1.آیا منطقی است که از میزان سرمایه ی ثروتمندان و سوداگران(ولو از رانت یا واسطه گری کسب شده باشد)،تخصص آن ها  را در ایجاد کارآیی

2

و بهره وری

3

بالاتر در سیستم را استنتاج کرد؟


2.آیا کسی که سرمایه دار محسوب نمی شود (ولی سرمایه ی انسانی

4

بالایی دارد) و یا حتی از اقشار ضعیف جامعه محسوب می شود را می توان به غیر متخصص بودن در انجام فعالیت های اقتصادی متهم کرد؟


3.این روش در تشدید اختلاف طبقاتی و ایجاد اشرافیگری چه نقشی ایفا می  کند؟


4.آیا چشم انداز این حرکت ،اختلافی با فئودالیسم و برده داری مدرن دارد؟


5.جایگاه عدالت اقتصادی و رشد متوازن جامعه در این دیدگاه چگونه توجیه می شود؟


در الگوهای توسعه ی اقتصادی، هر کدام از متفکرین علم اقتصاد به نقطه ی عطفی برای جهش اقتصادی پیشنهاد می کنند که در این میان شومپیتر5 موتور محرکه ی اقتصاد را کارآفرینان خلاق میداند. حال آن که با توجه به ابهامات فوق این مشکلات در این نظریه مرتفع نمی شوند.
در الگوی پیشنهادی من  کار آفرینان خلاق مسلمان با ملاحظات رفتاری- عقیدتی- اخلاقی که بر پایه ی حداکثر سازی سود و منافع دنیوی و اخروی دارند ، می توانند موتور توسعه ی پایدار جامعه شوند که در نتیجه ی این عملکرد ،جهش جامعه را به سمت کاهش بیکاری ، افزایش کارآیی تولید و در نتیجه ایجاد مزیت نسبی در کالاهای داخلی و در نتیجه بهبود تراز تجاری سوق دهند و علاوه بر بهبود سلامت روحی و اخلاقی و فرهنگی جامعه به کمتر شدن فاصله ی طبقاتی در جامعه (کم شدن ضریب جینی ) یاری رسانند و سیستم را به نحوی عادلانه مدیریت کنند.
مسلمان به تعریف فردی که به عدالت، اخلاق و منافع جمعی بیاندیشد و حقوق اموالش (خمس و زکات و صدقه و..) را بپردازد و انفاق کند. در برخورد با کارگران و کارمندان خود رفتار اسلامی داشته باشد، که ملاحظات فوق پیشرفته مدیریتی در آن گنجانده شده است. اموال در دست خود را برای خود نداند و امانتی از طرف خدا برای خدمت به خلق بداند.از طمع دوری کند به نحوی که برای ثروت اندوزی خود حد قائل باشد و سرمایه ی در دست خود را اگر توانایی مدیریت بیش از آن را ندارد در راستای ایجاد پیشرفت در جامعه اسلامی به گروه ها و تشکل های متخصص و متعهد کارآفرین بسپارد6 که این چرخه به تولید کارآفرین7 خلاق بپردازد و برای نیل به رشد نمایی در تولید و ادامه ی حیات این سیستم  و تولید ثروت کمک کند.
از این جهت موضوع این مقاله حائز اهمیت است که رفتار بسیاری از سیاستمداران و خواص جامعه ما همسو و یا نزدیک به دیدگاه  سرمایه داری است. از این رو سعی کرده ام برای برون رفت از معزلات و ابهامات حل نشده در سرمایه داری، مدلی ارائه کنم که امیدوارم جایگزین روش امتحان شده و شکست خورده ی آنها باشد.




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:19 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0

بانکداری اسلامی ، راهکار اجرایی پرورش کارآفرینان خلاق مسلمان

این سیستم را می توان ذیل یک مجموعه ی واسطه ی مالی که با ملاحظات درونی آن هماهنگی دارد ، طراحی و اجرایی کرد. طبق منویات فوق الذکر این سیستم باید هم از لحاظ مالی و اقتصادی و هم از جهت ملاحظات اسلامی کارآ باشد. در آموزه های دین مبین اسلام، در بحث سرمایه گزاری اسلامی و عقود شرعی، می توان بنیاد و عمود سرمایه گزاری را عقد مضاربه دانست.راهکار اجرایی این طرح توسعه را می توان در ایجاد و نقش آفرینی بانک مضاربه پی جویی کرد.
اسلام با عنایت به ریز اندیشی و همه جانبه نگری حاکم بر آن در تمامی مسایل اجتماعی و سیاسی و البته اقتصادی آموزه های دقیق و کاملی دارد. از جمله مسایلی که شریعت مبین با نگرشی موشکافانه در آن وارد شده است مساله سرمایه گزاری است . اسلام در مورد نوع قرار داد، نگاه دقیقی دارد تا متضمن سود شرعی و منطقی برای طرفین باشد و همچنین از ایجاد شکاف در طبقات مختلف جامعه جلوگیری کند . لذا قراردادهای تجاری مزارعه ، مساقات ، جعاله و از همه کلیدی تر "مضاربه" را به سرمایه گزاران و پیمانکاران مسلمان پیشنهاد میکند.
همچنین شریعت مقدس حتی در مورد شخص قابل اطمینان برای سرمایه گزاری ، در معجزه پیامبر خود وتنها کتاب هدایتش یعنی قرآن مجید سخن گفته است . این خود بیانگر حساسیت و اهتمام اسلام به سرمایه گزاری و گردش سرمایه و سود آوری آن ونهایتا ایجاد توسعه پایدار در جامعه است.
قرآن در سوره ی نساء(آیه ی6) مـى فـرمايد: ((اموال و ثروتهاى خود را به دست افراد سفيه نسپاريد)) (ولا تؤتوا السفها اموالكم) و بگذاريد در مسائل اقتصادى رشد پيداكنند تا اموال شما در معرض مخاطره و تلف قرار نگيرد.منظور از ((سفاهت)) در اين جمله ، عدم رشد كافى در خصوص امور مالى است بطورى كه شخص نتواند سرپرستى اموال خود را به عهده گيرد و در مبادلات ،منافع خود را تامين نمايد.در جمله بعد قرآن تعبير جالبى در باره اموال و ثروتها كرده و مى گويد: ((اين سرمايه هاى شما كه قوام زندگانى و اجتماع شما به آن است و بدون آن نمى توانيدكمر راست كنيد)) به دست سفيهان و اسرافكاران نسپاريد (التى جعل اللّه لكم قياما).8 به گفته ی استاد رحیم پور ازغدی برداشت نهی از این جمله به گونه ای می شود که قرار دادن اموال در دست سفهاء امری حرام است.
با توجه به آیات فوق الذکر شناسایی و آزمایش پیمانکار برای سپردن سرمایه بسیار مهم و حیاتی است و به نوعی سنگ بنای عقد قرارداد است. پس می بایست طرح های اقتصادی کارآفرینان که نماد فراست و تیزهوشی و دقت و از همه مهمترخلاقیت پیمانکار است با نگاهی وسواس گونه و موشکافانه وبدون لحاظ ارتباطات و همچنین با لحاظ جهات شرعی موضوع البته در زمان معقول وکوتاه ، مورد ارزیابی اقتصادی و فنی قرار داد و با بررسی متخصصین مربوطه پس از داشتن توجیهات فنی و اقتصادی، می توان فعالیت را با توجه به ملا حظات بازاری و فروش سنجید. این امر را می توان راهی برای تشخیص در سفیه نبودن فرد مذکور برای در اختیار دادن اموال نزد او دانست.
در صورت موفقیت در آزمون های مذکور سرمایه گزار _اعم از بخش خصوصی و یا دولت_ برای سنجیدن روحیه ی اسلامی بودن این کار آفرینان، ملاک های قانونی و شرعی را برای گزینش کارآفرین تعریف می کنیم که البته پرهیز از سلیقه گری و ایجاد سوء ظن در طول پروسه گزینش بسیار مهم است . اهم این ملاک ها که از قانون و روح دین مستفاد شده است را میتوان موارد ذیل دانست :
الف- عدم سوء سابقه ی قضایی
ب-نداشتن معوقات بانکی و اشتهار به خوش حسابی
ج-شفافیت مسایل مالیاتی و دقت در آنها
د- دقت در زندگی شخصی کارآفرین برای اطمینان از عدم تجمل گرایی و اسراف گری که در آینده باعث اتلاف سرمایه و هزینه بی مورد و همچنین انباشت سرمایه و نهایتا عدم کارآمدی کارآفرین خواهد شد.
ه-دقت در اموال شخصی کارآفرین که معرف عقل معاش و دقت در هزینه کرد او میباشد.
و- انجام تحقیقات محیطی و میدانی به جهت شناسایی میزان اهتمام شخص به اسلام و کسب حلال و به دور از غل و غش .
پس از این مراحل و با عقد قرار داد شفاف و دقیق شرعی و در اختیار قرار دادن سرمایه ، سرمایه گزار _ اعم از بخش خصوصی و یا دولت _ در حین اجرا نیز میبایست برای پیگیری به کار گیری تسهیلات در جای خود واطلاع از حسن اجرای طرح بر اجرائیات آن نظارت کندو با همکاری تیم های فنی ومتخصص خود در رفع معزلات پیش آمده در حین کار آنها را یاری کنند.البته از ایجاد مزاحمت و تخریب روحیه ی کارآفرین به شدت میبایست پرهیز نمود.
با توجه به مزایای قرارداد  مضاربه و تعیین درصدی از سود یا زیان طرح ها برای طرفین البته با شرط حفظ سرمایه اولیه، مزیت رقابتی این سیستم قابل پیش بینی است که کارآفرینان را بر آن می دارد که مازاد سرمایه ی انباشته خود را برای کسب سود بیشتر به این سمت سوق دهند که از لحاظ اجرایی بانک مضاربه را یاری می دهند که کارآفرینان بیشتری را در امر تولید و اشتغالزایی یاری دهند.  از لحاظ مصداقی  و به عنوان نمونه اجرایی موفق تجربه ی بانک های مالزی قابل استناد و بسار جالب است. بانکداری اسلامی به حدي مورد توجه مردم واقع شده كه سپرده گذاري مردم در سيستم بانكداري اسلامي مالزي از 70 ميليارد رينگيت در سال 2004 به بيش از 83 ميليارد رينگيت در پايان سال 2005 رسيده است. بنابر گزارش سالانه بانك مركزي مالزي، در سال 1386 ارزش سپرده هاي مردم در سيستم بانكداري اسلامي به ركورد 12/1 درصد از كل سپرده هاي داخلي سيستم بانكي مالزي رسيده است. اين در حالي است كه وام هاي پرداختي از سوي سيستم بانكي اسلامي نيز در همين مدت 67/4 ميليارد رينگيت يا معادل 12 درصد افزايش داشته است . بانك مركزي مالزي رسيدن به حد نصاب 20 درصد از كل دارايي سيستم بانكي را براي كل سيستم بانكداري اسلامي در پايان سال 2010 را هدفگذاري نموده است. از اين رو بانك هاي خارجي نيز تمايل فراواني براي ارايه خدمات بانكداري اسلامي در اين كشور از خود نشان مي دهند این سطح از سرمایه گزاری و اعطای تسهیلات علاوه بر آن که معرف سلامت سیستم بانکی و امنیت سرمایه در آن ها است،  بیانگر سودآوری این سرمایه گزاری ها میباشد و باعث افزایش تولید ناخالص ملی و فرصت های شغلی در مالزی شده است.
متاسفانه نظام بانکی ما که شالوده پهلوی خود را حفظ نموده و در ادامه با الگوگیری از نظام های بانکی غرب در دوره ی حاکمیت اندیشه تکنوکراتیسه و توسعه گرا که عنایتی به روح عدالت در سرمایه گزاری نداشته است که همان دوره سازندگی  است امروز در بیماری به سر میبرد. در دولت آقای هاشمی و با پشت سر گذاشتن جنگ تحمیلی نظام بانکی ضعیف شده وآسیب دیده میبایست باز سازی شود، لذا آقای نور بخش مدیر عامل وقت بانک مرکزی  که از نظر فکری بسیار متاثر از آقای هاشمی است با دعوت از متخصصین بانکداری و فاینانس کشور سوییس نظام بانکی ما را بسیار متاثر از غرب میکنند و مارا در حسرت داشتن سیستم بانکی اسلامی و کار آمد تاکنون ناکنم میگزارند.
همچنین این تفکر توسعه طلب و تکنوکرات بدون لحاظ  دقتهای تشخیصی خلاقیت افراد و حتی گزینش سلامت اقتصادی و اسلامی آنها وام های کلان در اختیار افراد بی کفایت و سوداگر و انحصارطلب قرار داده است که بدهی های کلان به بانک ها امروزه از معضلات ایجاد شده آن عملکرد میباشد.

مراجع:
Capitalism.1
Efficiency.2
Productivity.3
Human Capital.4
Joseph schumpeter(1883-1950) .5
Joint venture.6
Entrepreneur.7
8.گزیده ی تفسیر نمونه




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
مدیریت اسلامی

پیشینه

بر طبق برخی متون اسلامی، نگاهی نزدیک به آنچه امروز علم مدیریت نامیده می‌شود وجود دارد. در حوزهٔ مدیریت کلان و خرد اخباری از پیامبر اسلام و ایمه در دست است. در روایتی از علی رضی الله عنهه آمده‌است «لابُدَّ لِلنَّاسِ من أمیر بِرّ أو فاجِر» (ترجمه: مردم ناگزیرند امیری داشته باشند، چه نیکوکار و چه تباه‌کار) و همچنین از پیامبر اسلام منقول است «إذا کان ثَلاثَةٌ فی سفر، فَلْیُؤَمِرُوا أحَدهم» (ترجمه: هنگامی که سه‌نفر در سفر بودند، باید از یک نفرشان فرمان ببرند).

 

فضای ارزشی

خود علم بار ارزشی ندارد ولی به هر حال در یک فضای ارزشی بکار گرفته می‌شود.مثلاً جامعه، سازمان و افرادی که در آن هستند اعتقادات، رسوم، و ارزشهای فرهنگی خاصی دارند و بنا به اصل تاثیر جبر زمان و مکان بر پدیده‌ها، مدیریت نیز ناگزیر از عمل در بستر ارزشی آن جامعه می‌باشد هرچند که ادعا شود جامعه‌ای غیر توتالیتر و یا لائیک می‌باشد.

 

هدف

هر علمی هدفی را دنبال می‌کند و در پی دستیابی به مقصدی است.در تعر یف مدیریت نیز عنوان شد که هدف نیل به اهداف سازمان است.این هدف یا ارائه خدمات و یا تولید محصول می‌باشد.همچنین هدف مدیریت در یک جامعه غربی حداکثر کردن سود است.به عبارت دیگر سود اصالت دارد و انجام وظایف مدیریت در راستای نیل به این هدف است.حال چرا مدیریت در جامعه غربی به دنبال حداکثر سود است؟زیرا سعدت را در مادیت و در دنیا جستجو می‌کند و به پایان کار (آخرت)اعتقادی ندارد.حال آنکه در قرآن این صفت از ویژگیهای کافران شمرده شده است.

نگرش به انسان در مکاتب مختلف مبنای بسیاری از رفتارها را در آن جامعه تشکیل می‌دهد.

 

اصول مدیریت اسلامی

۱-در اسلام تفکیکی بین دنیا و آخرت صورت نگرفته‌است و آخرت ادامه حیات دنیوی محسوب می‌شود لیکن اصالت دادن به دنیا و محبوب و مقدم داشتن آن مذموم شمرده شده است.بر این اساس هر نوع فعالیت دنیوی با نیت اخروی، عبادت بوده و در انسان مسلمان برای تلاش و اصلاح امور دنیوی و خدمت به بندگان خدا یک تعهد محسوب می‌شود.

۲-نیت: نیت همان نطفه اولیه افکار است که به ذهن می‌آید و مبنای شروع رفتار و عمل می‌باشد.اگر کنترل انسان بر این گلوگاه باشد بسیاری از اعمال او اصلاح و کنترل خواهد شد.

۳-توحید: توسل و توکل به هر اراده و شخصی غیر از خدا شرک است.در این معنی، بسیاری از ما در طول حیات خود بارها دچار شرک می‌شویم.در سوره یوسف، زمانی که یوسف خواب هم زندانیان خود را تعبیر می‌کند به یکی می‌گوید تو ندیم پادشاه خواهی شد و وقتی رفتی آنجا از ما هم یادی کن.قرآن می‌فرماید بخاطر این تفکر، یوسف چند سال دیگر در زندان بماند.

۴-ادای تکلیف: نتیجه آنی در اسلام چندان مهم نیست بلکه ادای تکلیف مهم است حتی در تبلیغ دین.در این مورد سوره عبس در قرآن نکته بسیار جالبی دارد.

۵-بینش دهی: پیگیری هدف در تمام فعالیتهاهمراه با بینش دهی است.به عبارت دیگر در اسلام وظیفه تعطیل ناپذیر هر انسان بینش دهی به سطوح پایین تر خود و بینش گیری از سطوح بالاست(ولایت سلسله مراتبی انسان‌ها نسبت به هم)

۶- انسانگرایی

۷-همه مسول همه مرئوس: در اسلام کسی نمی‌تواند بگوید این مشکل شماست و به من مربوط نمی‌شود.به محض اطلاع از موضوعی، در مورد آن تکلیف ایجاد می‌شود.

۸-نسبی بودن قوانین: علی رضی الله عنهه در فرمان خود به مالک به این نکته اشاره می‌کند که عامل حکومت نباید بگوید من مامورم و معذور.




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:18 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
مدیریت منابع انسانی از دیدگاه امام علی علیه السلام

فرهنگ اسلام سرشار از بهترین شیوه ها و روشهای پیشرفته مدیریت است. قدرت و تاثیر این مدیریت عالی بوده که در عصر پیامبر اکرم (ص) و دوران ائمه اطهار (ع) از جامعه ای فقیر و ناتوان که گرفتار جنگهای قومی و قبیله ای بر سر مسائل و مفاخر بی ارزش بودند، جامعه ای نوین و متعالی ساخت، به طوری که در مدت کوتاهی توانست بر بزرگترین امپراتوری های زمان خود پیروز گردیده، خود حکومت و تمدن عظیمی را پی ریزی نماید.

بهترین روش ها و دستورات اداره و هدایت انسان ها، در گفتار و کردار پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) گرد آمده است و هرکس بنا به بضاعت خویش از این خرمن گوهربار، خوشه ای چیده است. کتابهایی چون سیاست نامه خواجه نظام الملک، نصیحت الملوک غزالی، قابوسنامه امیر عنصرالمعالی، چهار مقاله نظامی عروضی، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی و... هریک متاثر از ارشادات معصومین (ع) به روش های هدایت انسان ها و آیین اداره ملک و مملکت اشاراتی

نموده اند. عنصر المعالی در قابوسنامه می نویسد:

«شغل را به سزاوار شغل ده، و کسی که نه مستحق شغل باشد وی را مفرمای، چنانکه کسی شرابداری را شاید، فراشی مفرمای و آنکه خزینه داری را شاید، حاجبی مده و..» . (1)

و سعدی علیه الرحمه می فرماید:

ندهد هوشمند روشن رای

به فرومایه کارهای خطیر

بوریاباف اگرچه بافنده است

نبرندش به کارگاه حریر

و مولوی نیز در این زمینه می فرماید:

هرکسی را بهر کاری ساختنتد

میل آن را در دلش انداختند

دست و پا بی میل جنبان کی شود؟

خار و خس بی آب و بادی کی رود؟

گویا این بزرگان کارشناسان امور مدیریتی بوده اند که وظیفه اصلی آنها نگارش شرح شغل و طراحی و برنامه ریزی نیروی انسانی بوده است.اما این نمی تواند باشد جز نتیجه تلمذشان از محضر شریف معصومین (ع)

ما نیز برآنیم تا در باب «مدیریت منابع انسانی » از گلستان کلام امیر المؤمنین (ع) گلی برچینیم تا رایحه دل انگیز آن راهگشای مشتاقان تعالی انسان ها وجامعه اسلامیمان باشد. در ابتدای امر کام جان را به کلام بزرگ رهبر و مدیر تاریخ، امام علی (ع)، معطر می سازیم که فرمودند:

«التلطف فی الحیلة اجدی من الوسیلة » (2) (ظرافت و دقت در برنامه ریزی بهتر از امکانات و وسیله است.)

در صفحات آتی کوشیده ایم از میان صدها حدیث و روایت جمع آوری شده، معدود بیانات گلچین شده ای که بیشتر به بحث ما مربوط می شود، تقدیم نماییم.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:16 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
نکات اخلاقی در امر تجارت

1 . پایبندی به اصل مشتری مداری

 

2 . صداقت در معرفی کالا

 

3 . حمل کالا طبق برنامه زمانی

 

4 . محرمانه نگهداشتن اطلاعات مشتریان

 

5 . عدم استفاده از اطلاعات مشتریان برای هدفهای تجاری

 

6 . ارتباط مودبانه با طرفهای تجاری

 

7 . پاسخگویی به درخواستها در زمان مشخص




[ سه شنبه 22 فروردین 1391  ] [ 5:15 PM ] [ مهدی شکیبا مهر ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ


آمار سایت
كل بازديدها : 433896 نفر
كل مطالب : 912 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 2 آبان 1395 
امکانات وب