اسراف و تبذير مانند ديگر رذايل اخلاقي، برخاسته از ريشه‌ها و عواملي است كه بدون توجه و شناخت آنها، كنارنهادن آن از زندگي فردي و اجتماعي، ميسر نخواهد بود؛ چه اينكه در علم اخلاق به اثبات رسيده است كه حصول نتيجه مطلوب در مبارزه با رذايل اخلاقي و اوصاف ناپسند، مستلزم شناخت ريشه‌ها و عوامل موثر در پيدايش آن وصف ناپسند و مبارزه با آن عوامل است. “جهل و ناآگاهي”، “تقليد و الگوپذيري از مسرفان” و “ثروت‌اندوزي و رفاه‌زدگي” از جمله عوالي بود كه در مقاله قبل به آنها اشاره نموديم. در اين نوشتار به تبيين ديگر عوامل موثر در پديد آمدن اسراف و تبذير مي‌پردازيم.

خودنمايي و خودبرتربيني:

برخي از رذيلتهاي اخلاقي همچون خودبرتربيني، برتري‌جويي و خودنمايي، منشاء بسياري از انحرافات رفتاري از جمله اسراف و تبذير است. شخصي كه در دوران زندگي همواره در نيل به خواسته‌ها و آرزوهاي خويش ناكام مانده و با تنگدستي و محروميت دست به گريبان بوده است، اين سرخوردگي‌هاي انباشته شده به تدريج تبديل به عقده‌هاي رواني شده، در شخصيت او ايجاد اختلال مي‌نمايد. در اين صورت شخص سرخورده براي حفظ شخصيت خود، به ابزارهايي متوسل مي‌شود كه در روانشناسي از آن به عنوان مكانيسم‌هاي رواني و يا واكنش‌هاي دفاعي ياد مي‌شود. در اين نوع واكنش رواني، فرد دچار اختلال، سعي مي‌كند براي سرپوش گذاردن بر ناكامي‌ها و عقده‌هاي متراكم خود دست به عملي بزند كه او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيت دهد. اسراف، ولخرجي و ريخت و پاش‌هاي غير معقول را مي‌توان از همين موارد به شمار آورد، زيرا شخص مسرف با اين عمل خود در جستجوي بازيافتن شخصيت سركوب شده خويش است و فكر مي‌كند با اين روش در اجتماع به عنوان انساني دست و دل باز و بي‌اعتنا به ثروت مطرح مي‌شود. از ديدگاه اسلام، هر گونه مصرفي كه زاييده برتري‌جويي يا با هدف خودنمايي انجام پذيرد، نكوهش شده است؛ قرآن كريم در دو جا، اسرافكاري فرعون را در كنار روحيه استكبارورزي و برتري‌جويي وي ياد مي‌كند كه خود نشان از ارتباطي معنادار ميان اين دو دارد: “و ان فرعون لعال في الارض و انه لمن المسرفين؛ و به درستي كه فرعون در روي زمين استكبار ورزيد و همانا او از اسراف‌پيشگان بود”(يونس/83)، نيز مي‌فرمايد: “و لقد نجينا بني اسرائيل من العذاب المهين من فرعون انه كان عاليا من المسرفين؛ و به تحقيق ما بني‌اسرائيل را از عذاب خواركننده‌اي كه از ناحيه فرعون متوجه‌شان بود، رها كرديم و همانا فرعون برتري جو و از اسرافگران بود”(دخان/31-30.) در اين دو آيه صفت اسراف، پس از ذكر استكبارورزي و برتري‌طلبي فرعون ذكر شده است كه اين خود گوياي ارتباطي تنگاتنگ و جدايي‌ناپذير بين اين دو خصيصه شيطاني است و بيانگر اين نكته است كه طاغوت منشي و برتري‌جويي، خود از عوامل اساسي تجاوز به حقوق و اموال مردم و زياده‌روي در بهره‌جوييها و اسراف در سرمايه‌هاي عمومي و شخصي به حساب مي‌آيد.

روايات نيز، استفاده از امكانات مادي به قصد فخرفروشي و خودنمايي را، زمينه‌ساز اسراف مي‌داند و آن را نكوهيده است. پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايند: “هر كس جامه‌اي بپوشد و با آن، فخر فروشي كند، خداوند او را از لبه دوزخ (به قعر آن) فرو خواهد برد” ، نيز مي‌فرمايد: “هر كس براي خودنمايي و ستايش ديگران ساختماني بسازد، روز قيامت، در حالي آن را حمل خواهد كرد كه چون آتشي شعله‌ور، بر گردنش آويخته است و به آتش افكنده خواهد شد... گفته شد: اي رسول خدا، چگونه آن را براي خودنمايي و ستايش‌جويي مي‌سازد؟ فرمود: فراتر از حد نياز مي‌سازد تا بر همسايگانش برتري جويد و به برادران ديني اش، فخر فروشد”

وسواس

وسواسي بودن از بيماري‌هاي رواني است كه علاوه بر هدر دادن عمر و فرسودن اعصاب و قواي روحي و جسمي، از موجبات و ريشه‌هاي اسراف محسوب مي‌شود. مثلا ممكن است كسي در موضوع پذيرايي از ميهمان، دچار وسواس باشد كه با وجود تهيه غذايي مناسب براي ميهمان، با هم مرتب از اينكه نكند به طور شايسته از او پذيرايي به عمل نياورده باشد، دچار ناراحتي شود و به دنبال آن در جهت فراهم كردن سفره‌اي پر خرج و سنگين، به ورطه اسراف و تبذير درافتد. و نيز كسي كه در نوع پوشش، از كفش و لباس و يا وسايل و لوازم منزل دچار وسواس است، همواره در انديشه تعويض و تبديل به احسن به سر مي‌برد و هميشه فكر مي‌كند آنچه دارد در خور او نيست. همين‌طور شخصي كه در وضو يا غسل گرفتار وسواس است، گمان مي‌كند با اين عمل وضو و غسلش بهتر و كاملتر انجام مي‌گيرد و چه بسا اعمال ديگران را نيز باطل فرض مي‌كند، غافل از اينكه با اين عمل خود را در زمره مسرفان قرار داده است. از امام صادق (ع) روايت شده است: “خداوند فرشته‌اي دارد كه اسراف در وضو را مانند دشمني با خدا ثبت مي‌نمايد” و همچنين ممكن است بعضي در مورد نظافت شخصي دچار وسواس باشند و در حال استحمام و يا شستن لباسها و ظروف غذا و مانند آن، گرفتار حالت وسواس باشند و بدين وسيله، اين نعمت عظيم خداوندي و مايه حيات را به نابودي بكشانند.

علي خاني

منبع رسالت



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:35 PM - روز یک شنبه 18 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

نامگذاری سال 1388 به نام اصلاح الگوی مصرف توسط مقام معظم رهبری به واقع تاكید موكدی بر اجتناب از اسراف در كشور است.

باید توجه داشت نامگذاری سال اصلاح الگوی مصرف بحث تازه‌ای محسوب نمی‌شود چرا كه قبلا هم بارها مقام معظم رهبری در زمینه مصرف بهینه و درست تاكیدات مهمی را مبذول فرموده بودند. البته باید دقت داشت تاكید رهبر انقلاب در خصوص اصلاح الگوی مصرف به این معناست كه بحث اصلاح الگوی مصرف نه در برنامه كوتاه مدت، بلكه در برنامه‌ریزی بلند مدت همانند كشورهای دیگر پیگیری شود.

با استناد به آمارهای موجود به این نتیجه تلخ می‌رسیم كه كشورمان از جمله پرمصرف‌ترین كشورها‌ست و به طور حتم برای برون رفت از این بن بست لازم است چاره‌ای اساسی اندیشیده شود.

نخست به نظر می‌رسد باید به طور عمده از منظر فرهنگی به بحث اصلاح الگوی مصرف نگریسته شود. در بعد فرهنگی رسانه‌ها باید بار آگاه‌سازی جامعه را به دوش بكشند؛ لذا لازم است آگاه‌سازی وسیعی از همان مراحل نخست زندگی یعنی كودكی‌ و نوجوانی آغاز شود تا فرد با ورود به مرحله جوانی و بزرگسالی مفهوم مصرف گرایی در او نهادینه شده به صورت ملكه ذهنی او درآید. به عبارتی از مقطع ابتدایی تا دانشگاه فرهنگ مصرف بهینه به صورت اقدامی مهم و سلسله‌وار مورد تاكید و پیگیری قرار گیرد.

در وهله بعد به نظر می‌رسد باید خلاء‌های قوانین اجرایی منطقی كه هم اكنون در خصوص مصرف بهینه در كشور وجود دارد به طور كامل رفع و اصلاح شود. اصلاح الگوی مصرف بدون قوانین لازم و اصلاح فرهنگ مصرف به نتیجه مورد نظر نخواهد رسید. به عبارتی اصلاح الگوی مصرف بدون ضمانت اجرایی(قوانین لازم) امكان‌پذیر به نظر نمی‌رسد.

مجلس شورای اسلامی باید با توجه به وظیفه‌ای كه به عهده دارد نه تنها در مورد اصلاح قوانین بلكه نظارت بر دستگاه‌های اجرایی و جلوگیری از اسراف اقدامات لازم را به انجام برساند.

در عین حال اگر مجلس شورا ی اسلامی نقش نظارتی خود را به نحو احسن به انجام برساند و سازمان بازرسی هم باید در این زمینه وارد عمل شود. در چنین صورتی ما می توانیم در رسیدن به موفقیت در اصلاح الگوی مصرف امیدوارباشیم.

نكته حائز اهمیت اینكه دولت با توجه به نامگذاری سال اصلاح الگوی مصرف نباید اجازه ورود كالاهای پرمصرف به كشور را صادر كند. چرا دولت نباید در خصوص كالاهای مصرفی تعریف درست و قانونی داشته باشد؟ اجازه ورود خودروهای 8 هشت سیلندر كه در دنیا منسوخ شده نه تنها هیچ توجیهی ندارد بلكه نوعی ضربه زدن به اقتصاد و صنعت معنا می‌شود. واقعی نبودن قیمتها در كشور هم عاملی بسیار مهم در سوق دادن به مصرف گرایی است.

در حال حاضر بحث مهم، استفاده بهینه از انرژی و مواد غذایی است؛ البته استفاده بهینه نباید با كم استفاده كردن اشتباه گرفته شود. كما اینكه در بحث انرژی دیدیم كه سهمیه‌بندی انرژی نه تنها هیچ تبعات اقتصادی در كشور به همراه نداشت بلكه موجب شد روزانه 30 میلیون لیتر بنزین در كشور صرفه جویی شود كه همین میزان نشان دهنده استفاده غیر منطقی از انرژی است. هدفمند كردن یارانه‌ها، صرفا كم كردن انرژی نباید معنا شود بلكه استفاده منطقی مردم كشور از انرژی است‌.

معضلات غیر واقعی بودن قیمتها در كشور موجب شده تا قاچاق در بخشهایی از كشور (مرزهای شرقی) رواج یابد؛ چه در بحث انرژی (بنزین و نفت‌گاز(گازوییل) چه در خصوص مواد غذایی از جمله آرد، شكر و ... قاچاق این كالاها به كشورهای همسایه را شاهد هستیم.

اگر با موضوع قاچاق به شكل منطقی و قانونی برخورد شود علاوه بر اینكه نیازها هم برطرف می‌شود ازبخشی اعظمی از سرمایه‌ها هم صیانت به عمل می‌اید.

از طرف دیگر اگر از دید آمارهای پزشكی به معضل مصرف‌گرایی دركشور نگریسته شود ما شاهد آن خواهیم بود كه بسیار ی از مردم از نظر بالا بودن میزان چربی، كلسترول، قند خون و بیماریهای سوءهاضمه جز چند كشور اول دنیاست. تمامی این امراض به دلیل استفاده زیاد و بیش از حد از مواد غذایی است.

در شرایط فعلی بحران اقتصادی در جهان بهترین وضعیت را بی‌آنكه بدانیم و بخواهیم برای كشور فراهم كرده تا ما از پایین بودن شاخص‌ها بهترین بهره را ببریم‌. اگر ما در اصلاح الگوی مصرف طرح هدفمند كردن یارانه‌ها را با یك برنامه ریزی صحیح اجرایی می‌كردیم به طور قطع برخی قیمت‌ها افزایش می‌افت اما به دلیل پایین بودن قیمت جهانی به طور قطع جهش قیمتی به اندازه قیمت جهانی كاهش می‌یافت؛ حتی میتوانست 40 درصد آن را خنثی كند.

با این حساب باید به این نتیجه رسید كه در شرایط فعلی شرایط بین المللی برای بهره برداری اقتصادی مهیاست.

بیژن نوباوه نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلام‌شهر در مجلس شورای اسلامی

عضو كمیسیون فرهنگی

منبع خبرگزاری مجلس شورای اسلامی



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:34 PM - روز یک شنبه 18 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

بعضي از خانمها به دليل علاقه زيادي كه به جلوه گري دارند، بيش از حد خرج مي كنند تا ثروتمندتر از آنچه هستند به نظر آيند يا به سخاوتمندي معروف شوند، بدون اينكه آينده نگر باشند. چه بسا خانواده هايي كه به اين دليل دچار ورشكستگي شده اند. از شرايط مهم صرفه جويي اين است كه نگذاريم چيزي در منزل حيف و ميل شود يا زياده از حد به مصرف برسد.
به طور مثال زياده روي در تهيه غذا و مصرف كردن آب، برق، گاز و تلفن موجب اتلاف درآمد خانواده و تحت فشار قرار گرفتن اعضاي آن مي شود. به طور كلي زن بايد به عنوان مدير اقتصادي خانه با رعايت صرفه جويي به طور غيرمستقيم به افزايش درآمد خانواده كمك كند.
مسأله مهم ديگر دقت در خريد كالاست كه در اين خصوص معمولاً تصميم گيرنده، خانم خانه است كه بايد بداند وجود علامت استاندارد براي كالاها در واقع نشان مرغوبيت كالا نيست، بلكه به معناي حداقل مرغوبيت كالاست، يعني اگر كيفيت كالا از حد ارايه شده استاندارد كمتر باشد، قابل استفاده نيست.
علامت «ايزو» نيز كه امروزه براي تبليغات بسياري از اجناس و كالاها ذكر مي شود، در واقع به كالا اختصاص ندارد. بلكه به مديريت شركت توليدكننده كالا داده مي شود. لذا خانمهاي خانه بايد دقت كنند براي خريد كالا معادل پولي كه از دست مي دهند، كالاي با ارزش به دست آورند.
دكتر احمد صافي، روان شناس در بخشي از كتاب خانواده و فرزندان يادآور مي شود، از مهمترين سياستگذاريها در محيط خانواده سياستگذاري در نحوه توزيع و مصرف درآمد خانواده است.
به نظر مي رسد امروزه زنان به ويژه در شهرها در خصوص توزيع و نحوه مصرف درآمد خانواده نقش عمده تري دارند، زيرا در موارد زيادي مردان اين مسؤوليت را به آنان واگذار كرده اند.
رعايت اعتدال در اقتصاد خانواده و خودداري از اسراف و تبذير مهمترين سياست مديريت خانواده است. به همين دليل زن و شوهر بويژه خانم خانه بايد به ساده زيستن اهميت دهند و روحيه ساده زيستن را در اعضاي خانواده تقويت كنند و از چشم و هم چشمي و رقابتهاي ناسالم بپرهيزند.
در مصرف بودجه و درآمد خانواده به اولويتها توجه كنند و در برنامه ها و مراسم مختلف از قبيل جشن ازدواج و تولد جنبه اعتدال را رعايت نمايند در چنين شرايطي مي توان به بهسازي اقتصاد خانواده كمك كرد.

خجسته ناطق

منبع روزنامه قدس



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:30 PM - روز یک شنبه 18 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اسراف به معني هرگونه زياده روي واتلاف وتجاوزاز حد طبيعي واعتدال است به عبارتي روشن ترهر چيزي از نظر طبيعي حد ومرزي دارد و هر گونه بيهوده گرايي وعدم رعايت حدود در كميت وكيفيت مي توان آن را نوعي اسراف وتبذير ناميد . اگر خواسته باشيم براي اسراف كاري هايي كه امروزه دامنگير بعضي جوامع شده است ،مثالي بيا وريم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود.از تولد كودك و خرج هاي آنچناني به مناسبت تولد او ومرگ انسان وخريد قبرهاي چند ميليون توماني ،مي توان نمونه هاي اسراف بعضي خانواده هارا در طول زندگيشان فهميد. « تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل »

عوامل اسراف درعلم اخلاق براي مبارزه با يك صفت زشت ابتدا به شناخت ريشه يا ريشه هاوسپس مبارزه باآن،توصيه مي شود وتنها دراين صورت است كه تلاش انسان نتيجه مي دهد واورا براي هميشه از رنجي كه بدان مبتلا شده است رهايي مي بخشد.مبارزه ي سطحي با يك خلق وخوي بد درست مثل اين است كه براي خشكاندن درختي بجاي نابود كردن ريشه هاي آن به قطع شاخه ها وبرگ هاي آن بپردازيم ،كه در اين صورت اگر چه ممكن است آن درخت به سبب اين عمل مدتي بي شاخ وبرك باقي بماند ولي پس از مدتي دوباره شاخه ها جوامه خواهند زد . اسراف نيز مانند بسياري از اعمال بر خاسته از ريشه ها وعواملي است كه بدون توجه وپرداختن بدان ها،حذف آن از زندگي فردي واجتماعي ما عملي نخواهد بود.مادر اينجا به بررسي اين عوامل گرچه ممكن است عوامل ديگري نيز در كار باشد مي پردازيم.
1-
خود نمايي: شخصي كه در دوران زندگي همواره در نيل به خواسته ها وآرزوهاي خويش نا كام مانده وبا تنگدستي ومحروميت وفقر دست به گريبان بوده است،اين سرخوردگي هاي انباشته شده به تدريج تبديل به عقده هاي رواني شده ودر شخصيت او ايجاد اختلال مي نمايد،در اين صورت شخص سرخورده براي حفظ شخصيت خود به ابزارهايي متوسل مي شود كه در روان شناختي از آن به عنوان مكانيسم هاي رواني ويا واكنش هاي دفاعي ياد مي كنند كه دراين صورت چنين فردي با اين عمل خود درجست وجوي بازيافتن شخصيت سركوب شده خوداست وفكرمي كند با اين روش دراجتماع به عنوان انساني دست ودل بازوبي اعتنابه ثروت مطرح مي شود. در خبر آمده است كه پيامبر اكرم (ص) در بين اصحاب خودفرمودند: هركس كه ساختماني از ريا بسازدعذاب الهي درانتظاراوست.شخصي پرسيد يارسول الله چگونه بنايي با اين صف ساخته مي شود؟ حضرت فرمودند:بدين صورت كه براي بزرگي فروختن برهمسايگان وفخرفروشي بربرادران ديني اش بيش ازحدلازم براي خودساختمان بسازد.كه دراين حديث باصراحت اشاره اي به اين شده است كه فرد براي خودنمايي وفخرفروشي به ديگران اسراف مي كند. 2- تربيت خانوادگي : ازخصوصيات وويژگي هاي اساسي انسان تربيت پذيري اواست. انسان برخلاف سايرحيوانات كه اساس حركات آن هاغريزي است، شالوده شخصيت اورا،تربيت خانوادگي اش شكل مي دهد. روانشناسان سه عامل وراثت،خانواده ومحيط خارج را از عوامل مهم تربيت انسان شمرده اند وازنظربعضي ها عامل خانواده،ازدوعامل ديگر اهميت بيشتري دارد. يكي از روانشناسان بزرگ مي گويد يك مادر خوب ازصد استاد وآموزگاربرتراست.كسي كه در دامان مادر خود به خواب رفته است،نسل آينده را تشكيل مي دهد وكيفيت اخلاق وشخصيت وي در آينده مربوط به سرمشق و تربيتي است كه از نخستين مربي خود گرفته است ودرجايي ديگر مي گويد: به من بگوييد فلان شخص در چه خانواده اي رشد يافته وچه نوع تربيتي ديده است تابگويم فعلاً اوچگونه آدمي است! بهترين سخن دراين زمينه گفتارحضرت علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) است وآن اينكه همانا قلب نوجوان همچون زمين خالي است كه هرچه درآن بپاشي مي پذ يرد،پس من به تربيت تو پرداختم قبل از اينكه آن وقت بگذرد. بر اين اساس روشن است فردي كه در خانواده اي رشد وتربيت يافته كه بزرگترهاي آن خانواده الگوي صحيحي براي مصرف نداشته اندوبه هردليلي كه هست به زياده روي وبي بند وباري درمصرف خوگرفته اند.اين روش نيزهمانند سايرجهات اخلاقي درساختارروحي وشخصيتي اوتاُثيرخواهدگذاشت وآن رابه عنوان يك صفت به دست آمده ازخانواده به اجتماع ونيزخانواده اي كه خودآن راتشكيل خواهد داد منتقل خواهدكرد.مگراينكه باتغيير اخلاق وتربيت خويش،خود را ازگرفتاري بدان رها بخشد. 3- فساد اخلاقي : در بعضي از مردم زمينه اسراف رابايد در شخصيت اخلاق وروحي آنان جستجو كرد،زيرا شخصي كه خود را به تجاوزوقانون شكني عادت داده وبه گناه وسركشي خو گرفته است معمولاًنمي تواند فرد معتدلي درامور مالي باشد وهمواره بر اساس پيروي از هوا وهوس در پي ارضاي تمايلات افسار گسيخته خويش مي باشد وسرمايه ي خود را در راه تامين خواسته ها وعادات زشت وهوسبازانه اش به هدر خواهد داد.به عنوان مثال فردي كه به موادمخدروحتي سيگاراعتياد دارد در حالي كه يقين دارداين اعتياد بخش مهمي ازسرمايه زندگي خود وخانواده اش را بلعيده ونابودمي كندوازاين راه ضررهاي بي شمارجسمي وروحي نيزبراو واردمي آيد،بازهم از اين عمل نادرست خويش دست برنمي دارد واين جزنداشتن يك شخصيت معتدل واراده ي محكم براي تصميم گيري وكنترل خواهش هاي نفساني نيست،ازاين رو دربعضي ازآيات قرآن عنوان اسراف دركناربرخي گناهان ديگرذكرشده است.درآيه ي 28سوره ي غافرآمده است:همانا خداوند اسرافگردروغگو راهدايت نمي كند.يا درآيه ي 34سوره ي غافر چنين آمده است:خداوند هراسراف پيشه را گرفتارشك وگمراهي وبه خود واگذار مي كند. 4- تقليد : ازعوامل بسيارمهم درتربيت بشرتقليد است.انسان هميشه مي خواهد زندگي اش رابا كساني كه درنظراو شرافت وموفقيت دارند هماهنگ سازد.اين احساس اگرهمراه باهدايت عقل وانتخاب الگوهاي مناسب وصحيح باشد انسان رادررشد كمالات وفضائل اخلاقي به پيش مي برد وبرعكس چنانچه اين خوي انساني باتعصب وجهل وخواسته هاي نفساني همراه باشد، نتايجي خطرناك وزيان باردرزندگي انسان دارد كه اين خود بزرگ ترين مانع براي هدايت انسان مي باشد.تقليد وپيروي كوركورانه ازاين وآن ازعوامل اسراف نيز شمرده مي شود.از مهم ترين مصداق هاي اين عامل،اسوه پذيري وتاًثيرگيري نوع مردم از رهبران ومديران جامعه ونظام حاكم برخوداست.نحوه ي زندگي و چگونگي محيط كارمسئولان حكومتي نقش تعيين كننده وموُثري درانتخاب نوع زندگي ازسوي عامه مردم دارد وبراي اصلاح آن هركوششي درجهت تعديل مصرف وتصيح شيوه هاي آن در جامعه ناكام ويا بسياركم فايده خواهدبود.وضعيت معيشتي طبقه حاكم درمعرض توجه و ديد توده هاي مردم قرار دارد وطبقات مختلف اجتماع،سطح زندگي وميزان برخورداري خوداز امكانات مادي را به اندازه ونوع مصرف مديران جامعه ي خود مقايسه كرده وبه شدت تحت تاُثيرآن قرار مي گيرند. بدين جهت حضرت علي(ع) مي فرمايند: خداي متعال بر رهبران صالح وعادل اجتماع واجب كرده است تا اوضاع پوشاك وخورك و مسكن وسايرنيازمندي هاي خودراهم وزن با اقشارضعيف جامعه قرار دهد تاتحمل فقروسختي معيشت براي آنان آسان شود وازداشتن زندگي فقيرانه درخود احساس شرم و حقارت نداشته باشند. تقليد چهره هاي مختلف گونه اي ديگر نيزدارد.به عنوان مثال كسي كه الگوي مصزف خود رابه خصوص آنچه درمعرض ديد مردم است مانند نوع وسيه نقليه،لوازم زندگي،ضيافت و... براساس نوع وكيفيت مصرف ديگران قرار دهد ومبناي زندگي خود را برپايه ي تبعيت از برخورداري هاي آنان به خصوص دوستان،آشنايان،همكاران،اقوام وسايركساني كه با آنان درارتباط است،بنا نهد.چه بسا دربسياري از مواردخود را ملزم ببيند كه پا ازحد خويش فراتربگذارد واز حدوداجتماعي واقتصادي خود تجاوزنمايد وبه اسراف مبتلا گردد. اين افراد بايد بدانند تفاوت هاي مادي،ملاك ارزش انسان ها نيست واگرشخصي بخواهد بدون توجه به امكانات ودرآمد زندگي اش،به قناعت ورضايت به آنچه خداوند بدو داده است پشت كند وبه زندگي ووضع مادي ديگران چشم بدوزد به يقين بادست خويش راحتي وآسايش را ازخود وخانواده اش سلب كرده ورنج وزحمت بي پايان براي خود مهيا نموده است.زيراهر چه انسان دربرخورداري هاي مادي پيش رود،بازهم كساني هستند كه سطح زندگي وامكانات آنان از اوبالاتراست وبه اطمينان خاطردست نخواهد يافت. درحديثي از امام صادق(ع) آمده است: زينهاركه چشم خود رابه زندگي بالاتر ازخويش دوزي.
5-
وسواس: وسواسي بودن ازبيماري هاي رواني است كه اضافه برهدردادن عمروفرسودن اعصاب وقواي روحي وجسمي،ازموجبات وريشه هاي اسراف محسوب مي شود.به عنوان نمونه ممكن است كسي در موضوع ضيافت وپذيرايي از ميهمان،دچار وسواس باشد كه باوجود تهيه غذايي مناسب براي ميهمان،باز هم مرتب از اينكه نكند به طور شايسته ازميهمان خود پذيرايي به عمل نياورده باشد، دچار ناراحتي مي شود وبه دنبال آن درجهت فراهم كردن سفره اي پرخرج وسنگين به اسراف وتبذير درافتد ونيزكسي كه درنوع پوشش كفش ولباس ويا وسايل ولوازم منزل دچار وسواس است، همواره درانديشه ي تعويض وتبديل به احسن به سر مي برد وبامشكل، ازداشتن نوع معيني ازلباس ويا وسيله ي زندگي راضي مي شود وهميشه فكر مي كند آنچه دارد درخور وشايسته ي اونيست وبا شاُن او مناسبتي ندارد.اين گونه افرادوقتي براي خريد هم به بازار مي روند،تاجان خود وهمراهان را به لب نرسانند به چيزي براي خريداري رضايت نمي دهند ومجبورند اوقاتي از عمر گران بهاي خود را در پاساژها ومغازه ها ودرحال خريد صرف كنند وناگفته پيدا است كه دراين ميان چه بلايي بر سر اموال وسرمايه زندگي خويش مي آورند وهمچنين ممكن است بعضي درمورد نظافت شخصي دچاراين عذاب روحي باشند ودرحال استحمام ويا شستن لباس ها وظروف غذا و... گرفتارحالت وسواس وبدين وسيله اين نعمت عظيم خداوندي ومايه ي حيات را به نابودي بكشانند. بنابراين اسراف وتبذيربه خصوص درمصرف آب كه امروزه صرفه جويي كامل در آن ازضروريات حيات انسان است ازثمره هاي تلخ وسواس ونتيجه هاي ناگوارآن به شمارمي آيد.
6-
ثروت اضافي : خانواده اي كه درآمدمالي وسرمايه اش تنهابه اندازه ي ضرورت ها و نيازهاي اوست به ناچاربراي پاسخ گويي بدان ضزورت ها درصدد كنترل مصرف واندازه گيري درآن برخواهد آمد ولي اگرميزان ثروت ودرآمد آن برمقداراحتياجات ونيازهاي واقعي آن افزوده شود وچنانچه اعضا وبويژه مديرخانواده از تربيت اخلاقي وفرهنگ صحيح مصرف بي بهره باشند به خيال اينكه زياده روي واسراف به بنيه ي مالي آنان خللي نمي رساند،به اين عمل كشيده خواهد شد ولي بايد توجه داشت كه اولاً هميشه روال زندگي به يك منوال نبوده وفراز ونشيب هاي زيادي برسر راه انسان وجود دارد .چه بسا خانواده هايي كه زماني در اوج عزت ورفاه به سرمي برده اند وپس ازمدتي به مسكنت وفقرمبتلا شده اند.ازاين رو انسان معتدل و آينده نگردرروزگار وسعت به فكرروز محنت نيزهست وبا پرهيز ازاسراف وتبذيرآينده خويش را هم درنظر مي گيرد وثانياً چه اشكال دارد انسان به قدرضرورت ورفع نيازهاي معمولي از ثروت خوداستفاده كند واضافه ي آن را در راه برطرف كردن احتياجات و نيازمندي هاي سايرهم نوعان خويش به كار گيرد. اين از حيله هاي شيطان است كه هرچه انسان به اسراف وتبذير روي بياورد به او وعده ي فقر نمي دهد واين كار را به عنوان دست ودل بازي درنظرش جلوه مي دهد ولي همين كه بخواهد مقداري از ثروت خويش رادر راه رفاه جامعه به مصرف برساند، با هزاران وعده و وعيد او را از آينده خويش مي ترساند واز ابتلا به تنگدستي واحتياج نگران مي سازد. درآيه ي 268سوره ي بقره خداوند مي فرمايند: شيطان به شما وعده ي فقر وفرمان به گناهان مي دهد وخدا وعده ي آمرزش وافزون مي دهد وخداوند دانا وفضل او گسترده است. 7- طغيان واستكبار: آن گاه كه روحيه ي استكبار وطغيان در وجود انساني ريشه دواند، باسرعت وشتاب وصف ناپذيري به سوي زندگي همراه با اسراف وتبذيرپيش مي رود.اين حركت،معلول دو امر است: الف) حالت بي نهايت طلبي انسان ب)انگيزه،تحمیل استعمار و حاكميت خود برجامعه براساس امر اول از آن جا كه انسان موجودي مرزشناس ومطلق گرا است طالب قدرت وامكانات بي شمار وبي حد ومرز است ولذا همين كه خود را در مسير وصول به تمنيات خويش يافت وامكان بهره وري هرچه بيش تر را براي خويش پيدا كرد،براساس همان روح افزون طلبي به سوي برخورداري از يك زندگي غرق در رفاه وآميخته با اسراف وتبذيرهاي بي حساب حركت مي كند. براساس امردوم،مستكبر ونظام استكباراز اين جهت كه دوام قدرت وسلطه خودبرجامعه وتسليم بودن توده هاي مردم دربرابرخويش را هرچه باشكوه ترجلوه دادن دستگاه حاكميت وامكانات وبرخورداري هاي بيش ازحدخويش ميداند،كوشش بي اماني رادرجهت بلعيدن ثروت مردم وجذب آن به هزينه هاي كاخ سازي وتجملات رويايي وهسراف وتبذيرهاي بي پايان خويش، آغازوتعقيب مي نمايدوبه اين عمل درجهت تحكيم موقعيت خود دربين مردم سخت احساس نياز مي كند.درقرآن كريم،آنجاكه فرعون درمقام تثبيت حاكميت خودوتضعيف حضرت موسي،به اظهارقدرت وامكانات خويش مي پردازداين چنين آمده است : فرعون خطاب به مردم خود گفت آيا پادشاهي مصر از آن من نيست واين نهرها كه از زيرقصرهاي من جاري است،نمي بينيد.بي گمان من از اين انسان ضعيف وبي مقداركه از بياني شيوا نيز بي بهره است،برترم.چرا اوبا دستبندهايي ازطلامزين نشده ويا فرشتگان پيوسته به هم درجهت اظهار عظمت وهمكاري با اوفرود نيامده اند؟ بدين صورت فرعون مردم خود راتحقير كرد وخوار شمردودر نتيجه آنان نيزازاواطاعت كردند. بنابراين ريشه روآوري طاغوتيان به اسراف وتبذيررا بايد دردوامر مذكورجست وجوكرد.مدتي است هرگاه ازثروتمندترين مردان جهان گفت وگو مي شود،بسياري از حكام وسلاطين كشورهاي اسلامي درهمان رديف اول قرارميگيرند.خبرگزاري(اسوشيتدپرس)در22مارس1990گزارشي منتشركرده كه قسمتي از آن را مي خوانيد: شاه فهدكه از سال 1982برتخت سلطنت نشسته است،طبق نظرات موجود دومين ثزوتمندجهان است.مجله(خورچون) دارايي اورا درسال1988حدود 18ميليارد دلار برآورد كرد.سلطان برونئي چند ميليارد دلار بيش تر دارد. فهد يك بوئينگ 747 بادكراسيوني بسيارتجملي دارد وبراين يك كشتي مسافربري را كه توسط موشك هاي فندهوايي(استينگر) محافظت مي شود وخانه هاي باشكوهي دراسپانيا، بريتانيا وفرانسه را بيفزاييد.وي درزمان جواني اش شاهزاده ي فاسدي بوده كه پاتوقش كلوپ هاي قماراروپا بود. آيا به راستي ننگ عالم اسلام نيست كه مدعي(رهبري عالم اسلام وخادم الحرمين) درهمان حالي كه فقروبدبختي دربسياري ازنقاط جهان اسلام وحتي خود عربستان بيداد مي كند، با ايسن كارنامه ي سياه وشوم در روزنامه ها ومجلات رسمي دنياي كفر،مطرح شود واين همه اسرافگري ها وتجاوز به حقوق ومنابع ثروت مسلمانان مظلوم ومحروم رابايد كجاريشه يابي كرد.بهتر است باز از قرآن مدد جوييم وپاسخ اين پرسش را از آيات الهي بهره گيري كنيم .قرآن كريم مي فرمايد: به درستي كه فرعون در روي زمين استكبار ورزيد وهمانا او از اسراف پيشگان بود.وباز مي فرمايد وبه تحقيق ما بني اسرائيل را از عذاب خواركننده اي كه از ناحيه ي فرعون متوجه شان بود رهانديم وهمانا فرعون برتري جو وازاسرافگران بود.دراين صحيفه نور،فرعون تنها دراين دوآيه باصفت مسرف معرفي شده است ودرهر كدام اين صفت پس از ذكراستكبار ورزي وبرتري طلبي او بيان گرديده كه اين خود گوياي ارتباطي تنگاتنگ وجدايي ناپذير،بين اين دو خصيصه ي شيطاني است وبيان گر اين نكته است كه طاغوت منشي واستكبار،خود از عوامل اساسي تجاوز به حقوق واموال مردم وزياده روي در بهره جويي هاواسراف درسرمايه هاي عمومي وشخصي به حساب مي آيد. 8- استعمار: غارتگران جهاني كه درصدد تحميل سلطه ي شوم خود برملت هاي ضعيفند،بيداري وهشياري توده هاي مردم را بالا ترين خطر براي خود در راه نيل به اهدافشان،احساس مي كنند ولذاهمواره مي كوشند تا اين مانع بزرگ راازمسير خود بردارندواين مقصودراازطريق گرفتن فرصت انديشه در واقعيت هاي موجود وفهم درست آن ها از مردم وناتوان كردن آنان ازشناخت صحيح دوست ودشمن واقعي،عملي مي كنند وازهمين رو به روش ها وابزارهاي گوناگون توسل مي جويند. مشغول نمودن اقشار مردم به انواع سزگرمي هاي تخريرآميز همچون اشاعه فحشا دربين جوانان-كه مهم ترين آن روش هابه حساب مي آيد-، گسترش فرهنگ ولخرجي واسراف نيزدرجوامع بشري،خصوصاًدرملل تحت سلطه مي تواند به عنوان حربه بسيار كارآمد براي اين منظورباشد زيرا استعماراز اين طريق هم توانسته بازار فروشي براي كالاهاي مصرفي اضافي خويش فراهم كند وموفق شده تا توده هاي مردم را همواره درگير تاُمين هزينه سنگين زندگي براي پركردن خلاً ناشي از مصرف بي رويه ثروت سازد.بنابراين مردم فرصتي براي انديشيدن صحيح نخواهند يافت ومجبور خواهند بودتمام لحظات زندگي خويش را در راه تاُمين رفاه مادي بهترورقابت درآن صرف نمايند.بر اين اساس،مقابله ودفاع دربرابر تهاجمات فرهنگي واقتصادي استعمار تنها با توجه وتبعيت از اين دو اصل مهم وبنيادين علمي است،يعني نخست توجه وآگاهي به وجود دشمن ودسيسه هاي او وغافل نشدن از حيله ومكر او،كه بنا به فرموده ي قرآنجزپشت كردن مسلمانان به دين ودست كشيدن ازتعقيب هدف هاي والاي خود،پاياني براي آن متصور نيست وسپس آگاهي وبينش به راه هاي مقابله ومبارزه بااو در ابعاد مختلف نظامي وفرهنگي واقتصادي وتنها دراين صورت است كه مي توان بادرپيش گرفتن خلاف آنچه رااستعمار درصدد تحميل آن برجامعه اسلامي است،اورا از كاميابي ووصول به خواسته هاي شوم وآرزوهاي باطلش نااميد كرد. آثارمثبت پرهيزازاسراف : پرهيز از اسراف داراي اهميت بسياري است چراكه همواره بايد اعتدال در مخارج را در نظر داشت وازآن غفلت ننمود.مطابق مذهب شيعه همه ي احكام وقوانين اسلامي داراي مصالح ومفاسد واقعي هستند وبراساس انگيزه ها وفلسفه هاي محكمي استوار شده اند وهر يك از آن ها در جايگاه خود عالي ترين هدف ها ومقصد ها را در زمينه هاي گوناگون- در زندگي فردي واجتماعي انسان- دنبال مي نمايد كه بعضي از آن ها را امامان معصوم بيان داشته وبرخي رانيز، عقل درك مي كند وبسياري از آن ها هم از دسترس فكر وانديشه ما دورند وبه ناچار ظرف ذهن وعقل ما از دستيابي بدان ها محجوب است. دراين بحث تا حدودي به آثارمثبت ميانه روي وپيامدهاي سوٍ اسراف وبه سخن ديگر،به فلسفه ي تحريم اسراف پرداخته خواهد شد گرچه اين نوشتارمدعي نيست كه تمام دلايل اين حكم نوراني رابيان كرده ولي شايد بتواند با استفاده از سخنان اهل بيت معصوم به موارد مهم آن اشاره كند.پرهيز از اسراف در زمينه ي اقتصادي سرمايه هاي فرد وجامعه رااز تلف شدن نگاه داشته ودوام حيانت مادي انسان را در هنگام مواجهه بامشكلات زندگي بيمه خواهد كرد ودر بعد اخلاقي مبارزه با اسراف خود وجامعه را قادر مي سازد، تا به اساسي ترين مسوُوليت انساني واخلاقي خود- كه كمك به مستمندان وهم دردي باآن هاست- بپردازد.دوري از اسراف كه خيمه زندگي را همچنان بر پايه ي محكم اعتدال نگه مي دارد وجامعه را از وقوع جرم هايي از قبيل دزدي،رشوه وكلاهبرداري وپيامدهاي آن،محافظت مي نمايد.ميانه روي واعتدال دربعد سياسي،مبارزه اي كارآمدبااستعمار- كه درصدد تحميل زندگي آميخته به اسراف وتبذير درممالك تحت سلطه است- به شمار مي رود وسرانجام با پرهيزاز اسراف در زمينه ي شرافت انساني،بشر به بالاترين وظيفه ي خود دربرابر خداوند وپروردگار خود- كه شكرگزاري واحترام به نعمت هاي بي پايان اوست- لباس عمل مي پوشاند.اكنون به تقصيل درباره ي بعضي از موارد ياد شده سخن مي گوييم. تاُمين بنيه مالي : توجه به اعتدال وصرفه جويي در هزينه زندگي مايه ي بقا وتوانايي مالي زندگي ودرنتيجه، حافظ مناعت وشخصيت انساني،آدمي است.در حالي كه عدم رعايت آن،تنگدستي وسختي معشيت به بار مي آورد و شيرازه حيات اقتصادي انسان را ازهم مي گسلد. درآمد زندگي به سان چشمه آبي است كه دربستر رودي به جريان مي افتد.اين آب اگر مهار نشود،به هدر مي رود ولي اگر درجاي مناسبي سد زده شود وبامحاسبه ي دقيق،مقدارآب ورودي آن تعيين وبرهمان اساس راه هاي خروجي اندازه گيري شود،نه تنها آبي به هدر نمي رود بلكه مي توان از آن با برنامه ريزي صحيح استفاده ي خوبي برد ومقدار زيادي نيز ذخيره خواهد گشت تا درفصل تابستان- كه سد با درآمد گستري از آب وتقاضاي بيش تري روبه روست- مورد بهره برداري قرارگيرد. در روايتي اميرالموُمنين فرمودند: ميانه روي مايه فزوني ثروت واسراف مايه ي تباهي آن است. ونيز همان حضزت مي فرمايد:اي انسان اگر از دنيا به اندازه ي رفع نياز بخواهي،كم ترين درآمد هم تورا بس است واگرطالب زندگي مسرفانه وبيش از حد كفايت باشي،تمام در آمد دنيا هم تورا كافي نخواهد بود. اختلاف فاحش بين هزينه ودرآمد، به خصوص در خانواده هاي شهري راچگونه مي توان حل كرد؟ اولين پاسخي كه در مورد اين سوُال به ذهن هركس وارد مي شود،بالا بردن مقداردرآمد است ولي تجربه نشان مي دهد كه افزايش درآمد جزبه افزودن خواسته ها وهزينه كمك نمي كند،از آن گذشته آيا افزايش درآمد به طور صحيح براي همگان ميسر است وآيا اين پيشنهاد،دعوت غيرمستقيم از عده اي براي ارتكاب جرم نيست،ممكن است گفته شود برايازبين بردن اين نابرابري مي توان به پايين آوردن نرخ كالاهاوكاهش تورم توسل جست.اين سخن گر چه درست است ولي آياچنين كاري درهراوضاعي به آساني قابل دست يابي ودوام است؟تا به عنوان راه حل اساسي مطرح شود،دراين صورت به اعتقاد مابراي نزديك نمودن اين فاصله راهي بجز قناعت وكنترل خواسته ها وقطع مصارف بي ثمر ويا مضري همچون دخانيات كه رقمي بالادر كل هزينه راتشكيل مي دهد،باقي نمي ماند . تامين آينده ي زندگي: چرخ زندگي درمسير پرفرازونشيب خود،همواره در خطر مواجهه با حوادث واتفاقات غير قابل پيش بيني قرار دارد.اندازه گيري در مخارج نسبت به درآمد،براساس ضرورتها وپس ازمقداري ازمازاد بر مصرف بنيان زندگي را تا حد زيادي در مقابله با اين خطرها،محافظت خواهد نمود اين آينده نگري تنها درمحدوده ي مسائل شخصي وخانواده نبوده بلكه فراتراز آن در اقتصاد جامعه ونظام حكومتي از اهميت بيشتري برخوردار است زيرا حوادثي از قبيل زلزله هاي ويرانگر،سيل هاوطوفان هاي خانمان سوز،جنگ وساير سوانح غير قابل پيش بيني،در هر زمان ممكن است براي جامعه پيش آيد .مسئولان حكومتي بايد همراه با تاًمين نيازهاي ضروري مردم وپرهيزازاسراف وتبذيردر اموال عمومي،مقداري ازدرآمد اضافي را براي شرايط اضطراري در نظر بگيرند. نفي زمينه ي جرم هاي مالي : گرچه اين بحث را مي توان تكمله اي ازموضوع پيش به حساب آورد ولي به جهت اهميت بسيارآن،به عنوان اثري مستقل ازآثار پرهيزاز اسراف بيان مي گردد.همان گونه كه گفته شد اسراف موجب افزايش مخارج زندگي خواهد بود ودر نتيجه وقتي درآمد طبيعي مشروع زندگي جواب گوي آن هزينه سنگين نباشد، چنانچه انسان ازوجود ايماني ريشه دار وعميق بي بهره باشد- كه نوعاً كساني كه داراي يك چنين زندگي مسرفانه اي مي با شند همين گونه هستند- به جرايم اقتصادي واجتماعي كشيده خواهدشد.جرم هايي نظير گران فروشي،احتكار، رشوه خواري، دزدي،كلاهبرداري و...، يا مانند حرص وآز ومال اندوزي ريشه دراخلاق دارد ويا مثل ترس از تنگدستي وفقر از عوامل رواني برخوردار است ويااينكه جنبه سياسي ومبارزه بانظام وحكومت دارد. دربسياري ازموارد هم معلول وضعيت اقتصادي ومالي مجرم است واين وضعيت نامطلوب اقتصادي نيزعوامل مختلفي دارد، كه مهم ترين آن ها اسراف وتبذير وناهماهنگي بين درآمد وهزينه است. اسراف برهم زننده ي تعادل وموازنه بين دخل وخرج ونيزنابودكننده ي توانايي مالي زندگي وفرساينده ي ثروت وامكانات حيات است. اسرف است كه شخص مسرف را دچارفقروعدم كفاف درآمد مي سازد واو را در جهت تاُمين مخارج زندگي با اشكال مواجه مي نمايد.اگر اوبخواهد به همين درآمد عادي وطبيعي اش اكتفا كند،توانايي پاسخگويي به نيازهاي خود وخانواده اش را ندارد ودر نتيجه يا بايد تن به اضافه كاري هاي طاقت فرسا وملال آور بدهد- اگر ازارتكاب جرم درخود احساس گناه كند- ويا ناچار دامن خويش را به جرايمي از قبيل آنچه گفته شد بيالايد، تابتواند بدين وسيله چرخ زندگي پرخرج وپرهزينه خود را هم چنان درحركت گه دارد.تنها راه نجات نجات و بهترين حربه براي مسدود نمودن راه هاي ارتكاب جرم، پرهيز از اسراف وتبذيرو اتخاذ طريقه ي ميانه روي درمخارج زندگي است. كمك به نيامندان: فاصله ي عميق وشرم آور زندگي فقير وغني لكه ي ننگي است كه هنوز از دامن بشريت زدوده نشده است وتاكنون هيچ گاه- علي رغم تلاش انبيا ومصلحان در جهت تعديل وكم كردن اين فاصله- جزدر موارد محدود موفق به حل آن نگرديده است. به راستي چرا بايد انساني به خود اجازه دهد در رفاه كامل به سر برد، درحالي كه مي داند كساني از همنوعان او حتي از امكانات اوليه براي زندگي محرومند.در اين جا ممكن است اين اشكال به ذهن بيايد كه خداوند امكانات وآسمان را در اختيار بشر قرار داده وقوه كار وتوانايي فعاليت به همگان بخشيده است ولذا برهركس لازم است تا خود عهده دار تاُمين زندگي شخصي خويش باشد وبراين اساس دعوت به كمك به ديگري چيزي جز ترويج تنبلي وسربارگي نيست. پاسخ اين است كه قاعده واصل هم برهمين است وكسي حق ندارد بي جهت بار زندگي خويش رابه دوش ديگران بگذارد وخود را كل برآنان نمايد بلكه موُظف است بابه كار گيري توان واستعداد خدادادي اش ونيز با استفاده از مواهب الهي،چرخ زندگي خويش را خود درحركت نگه دارد ولي آيا هميشه ودر تمام افراد جامعه انجام اين وظيفه عملي است.نقص استعداد و عدم توانايي كار چه در اصل خلقت وچه دراثر سانحه هاي اتفاقي ياتلف شدن سرمايه به جهت رويدادهاي طبيعي وامثال آن لازمه وجود اين نظام احسن است كه خداي بزرگ، جهان را بر اساس آن آفريده است ودر اين صورت آيا قانون،مطابق همان نظام احسن حكم نمي كند. كه اين گونه افرادبايد در جامعه اداره گردند وحق حيات داشته باشند وآيا تاُمين زندگي اين انسان ها كه دستشان از تصرف در منابع درآمد زا كوتاه شده است،جز با كمك ومساعدت متمكنان واهل ثروت راه ديگري دارد.دعوت به دستگيري وانفاق به نيازمندان،نه تنها تشويق به تنبلي نيست بلكه خود دعوتي براي كار وتلاش بيش تراست زيرا وقتي شخصي اطمينان يافت كه اگر درطريق حركت وسعي براي تاُمين زندگي خود دچار آفت ونقصي شود، جامعه او رارها نكرده ومخارج او را به عهده خواهد گرفت، باشوق ونيروي بيش تري به دنبال كسب وكار خواهد رفت وهمين طور در جهت مصالح اجتماع باعلاقه واطمينان خاطر جانفشاني واز خودگذشتگي نشان خواهد داد.ولي اگر ببيند چنان چه درراه كاربراي خود ويا مصالح عمومي، صدمه اي به او وارد شود جامعه بدو بي توجهي خواهد كرد گذشته ازاين كه به سرنوشت اجتماع بي علاقه خواهد شد، انگيزه هاي كار براي امور شخصي نيز در وجودش سست مي شود وهميشه سعي خواهد كرد درپيشه ي خود با احتياط عمل نمايد وكارهاي بي خطر وساده اي برگزيند تااساس زندگي اش تهديد نشود.لذا درحقيقت آنچه بايد اهل ثروت به نيازمندان بدهند، چيزي است كه آفريدگار جهان لازم فرموده است وآن را روزي وحق آنان دانسته است واز آثار مهم تحريم اسراف اين است كه با پرهيزاز آن درمخارج زندگي،متمولان فرصت مي يابند تا از درآمد اضافه بر نيازهاي خود به ديگران كمك كنند وبه اداي اين حق الهي وانساني به پا خيزند. گرسنگي درجهان : دراين زمينه به خبرهايي تكان دهنده اززبان آمارمي پردازيم.طبق برآوردكارشناسان بانك جهاني درچندسال پيش 500 ميليون كودك وسالمند،گرفتاركم غذايي مزمنندوبيش از800 ميليون انسان درشرايط فقرمطلق به سرمي برند. درسال1984 دبيركل(يونيسف)اظهارداشت: شماركودكاني كه به دليل كم غذايي وگرفتارشدن به بيماريهاي عمدتاً پيش گيري پذير،قبل ازپنجمين بهارزندگي خودجان ميسپارند،به اين شرح است:15 ميليون نفردرهرسال و14000 نفردرهرروزو28 نفردرهردقيقه. فائوپيش بيني كردهاست كه24 كشورآفريقايي عمدتاًبه دليل خشكسالي درمعرض كم بودشديدغذايي قراردارند.
دنياي استكبار:
اكنون كه تاحدي گوشه اي ازوضعيت دردآوروزندگي جانكاه گرسنگان ازنظرتان گذشت نگاهي نيزبه اردوگاه استكبارمي افكنيم ،گرچه هيچ گاه نمي توان تنهابااين ارقام جزيي ومحدود،به واقعيت آن چه درآن جامي گذرد،پي برد.كافي است بدانيد،هم اكنون سالانه درسطح جهان درحدود1000 ميليارد دلارصرف هزينه هاي تسليحاتي مي شود.ويلي برانت مي گويد:جهان درهشت يانه ساعت،حدوديك ميليارددلارصرف تسليحات مي كند.پولي كه مي شودكم وبيش درهرروز(سه برنامه آفريقا) راباآن به سامان رساندواين پولي است كه درهرروزازهرسال تلف مي شود.ونيزهمومي گويد:اگربخش كوچكي ازمنابع پرارزشي كه اكنون درراه تداركات بيهوده نظامي به هدرمي رود، صرف توسعه اجتماعي و اقتصادي به ويژه مبارزه باتنگدستي دوسوم ازمردم جهان گردد،درشرايط زندگي وامنيت دنياي مابي گمان بهبودچشمگيري پديدخواهدآمد. وبازمي نويسد:هزينه هاي نظامي يك نيم روزجهان براي تاُمين اعتبارموردنيازبرنامه مبارزه بامالارياي (سازمان بهداشت جهاني) كفايت مي كندوباپولي كه صرف توليديك تانك مدرن مي شود،مي توان كيفيت ذخيره سازي 100000تن برنج رابهبودبخشيدوازاين راه ازضايع شدن بيش از4000 تن برنج درسال،ياغذاي روزانه 8 ميليون نفر،پيش گيري كرد. باهمين مبلغ مي توان براي 3000كودك حدود1000كلاس بنا كرد. با هزينه يك هواپيماي جنگي مي توان حدود40000داروخانه روستايي بر پا كرد.هزينه توليد يك زير دريايي هسته اي مساوي است بامجموع بودجه هاي آموزشي 23كشور روبه رشد با 160كودك كه در سنين مرسه رفتن هستند.مقامات بازارمشترك اروپا مي كوشند با دادن كره اضافه به گوساله ها وپودرهاي شير اضافي به گاوها از ذخائر انبوه خود بكاهند،اما بنابربرآورد كارشناس امر حدود نيمي از اين كره ها وديگرموادي كه درسردخانه ها نگهداري مي شود فاسد شده وديگر براي خوراك انسان ها وحتي حيوانات مناسب نيست. شراب هاي مازاد اين بازار اكنون1500استخر بزرگ به ابعاد استخرمسابقات المپيك رالبريز مي كند. مبارزه با استعمار: همان گونه كه در گذشته بيان شد ترويج از مصرف زدگي واسراف وتبذير،از شيوه هاي استعمار براي نفوذ واستيلاي بر تمام شؤون وجوانب مختلف كشورهاي ضعيف به خصوص كشورهاي اسلامي است دراين صورت مبارزه با ا سراف در هر شكلي از آن،ازمخارج كلان تا مصرف جزئي خود نوعي مبارزه با استعمارومقابله با ريشه ها وزمينه هاي نفوذ آن نيز خواهد بود.اين موضوع را گرچه نمي توان فلسفه اي براي حرمت اسراف دانست،ولي مصلحت جوامع وامري مسلم وغير قابل ترديداست. احترام به نعمت ها: ازآثار مثبت پرهيز از اسراف،احترام به نعمت هاي خداوندي است،در حالي كه اسراف ،نوعي توهين وكم بهاء دادن به الطاف ومواهب الهي است كه آن هم ره آوردي جززوال وسلب نعمت هاي الهي نخواهند داشت اين مطلب در روايات به ويژه در باره ي آنچه مربوط به آذوقه واز همه مهم تر نان- كه اصلي ترين وعمومي ترين غذاي انسان استتاًكيد وسفارش بيش تري شده است.امام صادق (ع) ازجد گرامي اش رسول اكرم (ص) نقل كرده اند كه فرمود:هركس به پاره نان ويا خرمايي برخورد كند سپس آن را تناول كند پيش از آنكه شكمش از آن فارغ شود خداوند اورا خواهدآمرزيد. اسراف ورفاه عمومي: درخاتمه،بحث را باطرح يك سئوال وپاسخ بدان به پايان مي بريم: اگر فرض كنيم روزي بيايد كه تمامي انسان ها در رفاه وآسايش بسر ببرند وصفحه ي گيتي از وجود انسان هاي تنگدست ونيازمند خالي بماند آيابازهم اسراف عملي نكوهيده وناپسند به شمار خواهد آمد؟ پاسخ به اين سئوال ازآنچه تا كنون گفته شد روشن است،زيرا همه ي فلسفه ي تحريم اسراف امكان كمك به تهي دستان نيست بلكه برخي ازآنها مانند احترام به نعمت هاي الهي وتاًمين بنيه ي مالي در هر دوره وبا هر شرايطي وجود دارند،اضافه بر اينكه اصولاً تامين رفاه وآسايش جهاني- كه تنها در عصر حكومت حضرت مهدي (عج) تحقق خواهد يافت-يكي از عوامل عمده ي آن همين جلوگيري از اسرافگري ها وبر چيدن بساط مسرفان در سطح جهان است وباز هم در سايه ي عمل به همين دستور الهي است كه ريشه ي فقر وتنگدستي خشكيده وجهان غرق در نعمت ورفاه وبقاي اين حالت نيز در پرتو آن عملي مي شود.
نتيجه: اسراف وتبذير از اعمال وكجروي هاي ناشايست جامعه انساني است وباشناخت عوامل آن مي توان آن را كاهش ويا از بين برد،انسان در پرتو احكام دين مبين اسلام ودستاوردهاي فرهنگي بشري مي تواند بر اين پديده ي زشت اجتماعي غلبه وبراي انسان بشارت بياورد كه با اندكي تفكر وتاًمل مي توان راه هاي صحيح استفاده وصرفه جويي را انتخاب نمود.انسان اگر همنوعان خود را درك كرده وبه دردهاي فقر آنان گوش فرادهد وجدانش او را نهيب مي زند كه با صرفه جويي وقناعت ومبارزه بااسراف مي تواند به تعبير قرآن اشرف مخلوقات بودن خود را به اثبات برساند .

منبع بنیاد علوی


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:28 PM - روز یک شنبه 18 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

حضرت آيت الله خامنه اى

*اسراف یک بیمارى اجتماعى است *مصرف‏گرائى به صورت اسراف يكى از بيماريهاى خطرناك هر ملتى است،ما يك خرده به اين مصرف‏گرائىِ افراطى دچار هستيم

مقام معظم رهبري ، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي ، در حالي هدف كشور در سال 1388 را اصلاح الگوي مصرف قرار داده اند كه اين مساله در چارچوب مبارزه با اسراف و اشرافي گري در طول 2 دهه گذشته همواره جزو مطالبات و تذكرات جدي ايشان بوده است.

در سالهاي اخير نیز اين تذكرات ایشان هميشه با ارائه راهكارهاي عملي براي مقابله با اين خصوصيت و عادت ناپسند همراه بوده و رنگ و بويي جدی تر يافته است.

پايگاه اطلاع رساني دولت به مناسبت نامگذاري سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نگاهي گذرا به بخشهايي از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در خصوص لزوم اصلاح فرهنگ مصرف در كشور و مقابله با اسراف در طي 20 سال گذشته داشته است كه براي اطلاع مخاطبان محترم ، در پي مي آيد؛

*ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نمي شود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار رئيس‏جمهوری و اعضاى هيئت دولت1387/6/2

*اگر ما اسراف نكنيم، می‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكی از چيزهايی كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئلهی اسراف است و يكی از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ اتفاقاً كشور ما جزو مناطقی است كه از لحاظ آب آن چنان غنی نيست؛ اما درصورتی‌كه اسراف نكنيم و روش كار را آن چنان كه عاقلانه و درست است در پيش بگيريم، با همين آبِ موجود می‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. اينها وظائف همهی مردم ايران است و دولت اسلامی موظف است كه با ترتيب صحيح و با برنامهی درست، از اين آمادگی ملت ايران استفاده كند و انشاءالله يكی پس از ديگری مشكلات را برطرف كنند.

بيانات رهبر انقلاب اسلامی در ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسنی1387/2/15

*اين مصرف‏گرائى و اسراف و اين چيزها كه حالا گفتند - اين جزو ميراثهاى ما از گذشته است و متأسفانه اين ميراث را نگه داشتيم. ما ملت ايران بايد اين جامه‏ى ناسازِ بى‏اندامِ زشت را از تنمان بيرون بياوريم. ما خيلى مصرف‏زده هستيم؛ بايد اين را حلش كنيم. همه بايد دست به دست هم بدهند و اين قضيه را حل كنند. البته صدا و سيما هم بلاشك نقش دارد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز1387/2/14

*امروز دشمن چشمش به نقطه‏ى حساس اقتصادى است تا بلكه بتوانند اين كشور را از لحاظ اقتصادى دچار اختلال كنند. هرچه مى‏توانند اختلال ايجاد كنند و هرچه هم نمى‏توانند، در تبليغاتشان وانمود كنند كه اختلال هست! اين كارى است كه امروز در تبليغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شكلهاى مختلف انجام مى‏گيرد. راه مقابله هم انضباط مالى و صرفه‏جوئى و نگاه پرهيزگرانه‏ى به مصرف‏گرائى است. من اين را مى‏خواهم به مردم عزيزمان تأكيد كنم: مصرف‏گرائى به صورت اسراف يكى از بيماريهاى خطرناك هر ملتى است. ما يك خرده به اين مصرف‏گرائىِ افراطى دچار هستيم. يكى از نمونه‏هايش را به مناسبت مشكل كم آبى - كه چند استان كشور از جمله استان شما تا كنون مشكل كم‏آبى داشته‏اند كه اميدواريم خداى متعال تفضل كند و باران رحمتش را بر شما نازل بكند - عرض بكنم؛ يكى از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبى كه مصرف شُرب در خانه‏ها مى‏شود، نوع آبيارى كشاورزى ما هم يك نوع مسرفانه است و آب را هدر مى‏دهيم. وظيفه‏ى مسئولين و دست‏اندركاران اين بخش است كه به اين مسئله به‏طور ويژه توجه كنند! پس به مسئله‏ى اسراف - هم در مسئله‏ى آب و هم در مسائل ديگر - بايد با اهميت نگاه كنند.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با مردم شيراز1387/2/11

*من درباره‏ى اسراف با مردم عزيز كشورمان بارها صحبت كردم؛ در نماز(1) گذشته هم همين مطلب را بيان كردم، از مردم خواستم. يكى از آن‏جاهائى كه ميتواند در مورد اجتناب از اسراف الگو قرار بگيرد، شهر شما و استان شماست. البته اين را در پرانتز عرض بكنيم؛ اين خوىِ طبيعى اين مردم است، به شرط اينكه عارضه‏ى اشرافيگرى، خود را تحميل نكند. اشرافيگرى مثل يك بيمارى است. بر هر كجا كه وارد شد، بسيارى از خويهاى مستحسن و پسنديده را تحت‏الشعاع قرار ميدهد، كم‏كم آنها را ضعيف ميكند و شايد از بين ميبرد. اسير اشرافيگرى نبايد بشويم ما مردم ايران.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ مردم يزد1386/10/12

*ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم مي گويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الّذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زياده‏روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‏بينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم.

خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر1386/7/21

*توليد ثروت از نظر اسلامى بى‏مانع است. توليد ثروت با غارت ثروت ديگران فرق دارد. يك وقت كسى به اموال عمومى دست‏درازى مى‏كند، يك وقت كسى بى‏قانون و بدون پيروى از قانون به دستاوردهاى مادى مى‏رسد؛ اينها ممنوع است؛ اما از طريق قانونى، توليد ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را توليد كنند، منتها در كنارش اسراف نباشد. اسلام به ما مى‏گويد ثروت توليد كنيد، اما اسراف نكنيد. مصرف‏گرايى افراطى مورد قبول اسلام نيست. آنچه كه از توليد ثروت به دست مى‏آوريد، باز همان را وسيله‏اى براى توليد ثروت ديگر بكنيد. مال را نه به صورت راكد و نازا دربياوريد - كه در اسلام اسمش كنز كردن است - نه به صورت ولخرجى و ولنگارى در مصرف مال، آن را صرف در چيزهاى غير لازم زندگى كنيد؛ اما با توجه به اينها، ثروت را براى خودتان توليد كنيد. ثروت آحاد مردم، ثروت عموم كشور است؛ همه از آن سود مى‏برند.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى1386/1/1

*در زمينه‏ى آموزشهاى مديريتى از پيشرفتهاى دنيا فرا بگيريم، آن را بين خودمان بر طبق نيازها و عرف و فرهنگ خودمان تحليل و فهم كنيم و با جامعه‏مان تطبيق كنيم؛ درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان1385/8/18

*اگر مى‏خواهيم نسلى به‏وجود بيايد كه اعتمادبه‏نفس و انضباط اجتماعى داشته باشد؛ يك نسل مسؤوليت‏پذير و باعرضه و باكفايت براى كارهاى بزرگ، يك نسل داراى ابتكار، يك نسل مهربان و بدون احساس انتقام‏گيرى در درون خانواده‏ى بزرگ جامعه، يك نسل فداكار، يك نسل پُركار، يك نسل كم اسراف و دور از اسراف؛ اگر مى‏خواهيم فرهنگ عمومى جامعه به اين سمت حركت كند، راه و كليدش آموزش و پرورش است. براى تربيت چنين نسلى، آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد.

گزيده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار فرهنگيان و معلمان استان كرمان1384/8/12

*هرچه مى‏توانيد، منطقى و صحيح رفتار كنيد. البته ما توصيه نمى‏كنيم و توقع هم نداريم كه مثلاً در مجلس، نمايندگان گشنگى و تشنگى بكشند و زهد به خرج دهند - نه ما اين‏طوريم، نه شما اين‏گونه‏ايد - ما مى‏گوييم زياده‏روى و اسراف نشود و كارهاى بى‏قاعده و خرجهاى بيخودى انجام نگيرد. ممكن است سرجمع همه‏ى اين خرجها مبلغ خيلى كلانى هم در مجلس نشود؛ اما وقتى شما اين راه را قطع كرديد، دست مردم و دستگاه‏ها الگو مى‏دهيد و راه و جهت را مشخص مى‏كنيد. كار شما خيلى ارزش دارد و بسيار خوب است؛ اين را دنبال كنيد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار نمايندگان هفتمين دوره‏ى مجلس شوراى اسلامى1383/3/27

*من از نامزدهاى انتخاباتى خواهش مى‏كنم در تبليغات، حرفهاى واقعى بزنند و كارهايى كه مى‏توانند انجام دهند و آنچه واقعاً عقيده‏شان هست، آن را به مردم بگويند. مردم را آزاد بگذارند تا هركس را خواستند، انتخاب كنند. در اين تبليغات، خرج و اسراف هم نشود. بنده گمان مى‏كنم اگر كسى براى خدا از اسراف در تبليغات و كارهاى ناباب اجتناب كرد، خداى متعال به او كمك خواهد كرد و او را در مقصودى كه دارد، موفّق خواهد گرداند.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نمازجمعه تهران1382/11/24

*همان‏گونه كه مى‏دانيد آب در كشور ما به قدر زمين نيست. معروف است كه ايران كشورِ كم آبى است؛ اما اگر با عقل و تدبير و روحيه خستگى‏ناپذير پيش برويم، مى‏شود از همين آب موجود استفاده كرد. آبها را كه هرز مى‏رود، مهار كنيم. آبها را درست مصرف كنيم. در مصرف آب اسراف نكنيم. با كار علمى و مدبّرانه مى‏شود استفاده بهينه كرد. خيليها قبل از انقلاب به دشتهاى حاصلخيز ما چشم داشتند. كسانى كه از همه چيز اين كشور بيگانه بودند، براى دشت قزوين و دشت مغانِ ما برنامه‏ريزى كرده بودند؛ ما چرا نتوانيم برنامه‏ريزى كنيم تا از اين خاكهاى حاصلخيز و از اين زمينهاى واقعاً بالاتر از قيمت مادّى استفاده كنيم؟ مى‏شود اين كارها را كرد و بايد بكنيم؛ با روح جهادى ممكن است.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار جهادگران و كشاورزان1382/10/14

*توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند. اينها كارهايى است كه بدون افزايشهاى ريالى هم مى‏تواند دلها را شاد، انسانها را خرسند و اميدوار و زندگى آنها را ترميم كند. اگر اين كارها صورت گيرد، ولو افزايش ريالى هم به آن صورت نباشد، باز زندگى آهنگ طبيعى و مطلوب پيدا خواهد كرد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار معلّمان و كارگران1382/2/10

*مهمترين توصيه‏ى اينجانب اولاً مربوط به سياست‏ها و برنامه‏هاى كارى شما و سپس درباره‏ى گزينش مديريت شهر و روستا است. تسهيل زندگى مردم در كارهايى كه به شهرداريها مربوط است، برطرف كردن معضلات شهر و روستا، سالم‏سازى محيط زيست، حفظ اصالت اسلامى و ملّى در ساخت و سازها، استقرار بخشيدن به جوّ اسلامى و فرهنگىِ سالم، پرداختن به نيازهاى فورى‏تر در عين اهتمام به كارهاى زيربنايى، اولويت دادن به مناطق مستضغف‏نشين، تأثيرناپذيرى از نفوذ ثروتمندان و جاذبه‏ى ثروت، رعايت دقيق قوانين و عدم تخطّى از آن با حيله‏هاى شبه‏قانونى، رعايت ويژه‏ى محرومان، آلوده نشدن به اسراف و هدر ندادن بيت‏المال با تجملّات زائد و سفرها و مراسم غير لازم، و در يك كلمه رعايت تقوا و تدبير و پشتكار، و بهره‏گيرى از دانش و تجربه، مواد عمده‏ى توصيه‏ى نخست اينجانب است .

پيام شوراهاى اسلامى شهر و روست1382/2/5

*قرآن به ما ياد داده است كه هميشه از اشتباهات خود ياد كنيم: «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا(2)». نبايد اسراف، زياده‏روى، كوتاهيها و افراط و تفريط خودمان را از ياد دور كنيم؛ بايد به فكر اصلاح آنها باشيم. اما اين نبايد ما را از عامل تشديدكننده اشكالات كه همان دشمن بيرونى است، غافل كند. در همين آيه شريفه كه به ما تعليم مى‏دهد از گناه و اسراف خود استغفار كنيم، بلافاصله مى‏فرمايد: «و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين(3)»؛ يعنى دشمن بيرونى را هم مورد غفلت قرار ندهيد. اوست كه از اشتباهات شما حدّاكثر بهره را مى‏برد. لذا دشمن بيرونى اشتباهات را تشديد مى‏كند.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مردم قم1381/10/19

*مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.

جوانان اجتماعات خانوادگى تشكيل دهند و كمكهاى افراد خانواده را جمع كنند و در درجه اوّل به مصرف فقرا و نادارهاى همان خانواده و فاميل برسانند و اگر نيازى نبود، به فقراى ديگر رسيدگى كنند.امروز در جامعه ما فقر وجود دارد. وظيفه ما به عنوان نظام اسلامى، ريشه‏كن كردن فقر در جامعه است. نبايد در جامعه محروميت باشد. اين تكليف ماست به عنوان دولت، به عنوان نظام اسلامى، به عنوان آحاد مردم. «كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيته(3)»؛ اين وظيفه همه است. هر كدام به نحوى تجمّل و اسراف و زياده‏روى را كم كنيم. اين درس ماه رمضان است. اين كار، همّت و گذشت و بصيرت و آگاهى مى‏خواهد. از خداى متعال كمك بخواهيم.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نماز عيد فطر1381/9/15

*بايد اسراف نشود. هزينه كردن اعتبارات و پولهاى كشور در جاهاى غيرلازم و تشريفاتى و زيادى، حرام است. امروز پرداختن به كارهايى كه به جنبه‏هاى عملى زندگى مردم ارتباطى ندارد، يك كار مسرفانه است. اين‏كه بعضيها فضاى كشور را آن‏قدر سياسى كنند كه مسائل اصلى كشور تحت‏الشّعاع قرار گيرد، يك غفلت بزرگ است.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگران و معلّمان به مناسبت روز كارگر و هفته معلّم1381/2/11

*عزيزان من! اين نكته را در اين‏جا بگويم: از جمله چيزهايى كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كُند مى‏كند، نمود اشرافيگرى در مسؤولان بالاى كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافيگرى دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اوّلش بزرگتر است. عيب اوّلِ اشرافيگرى، اسراف است - اشرافيگرىِ حلال را مى‏گوييم؛ يعنى آن چيزى كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده - اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگ‏سازى مى‏كند؛ يعنى چيزى براى مسابقه دادن همه درست مى‏كند. البته در اين زمينه مسؤولان درجه يك بسيار نقش دارند؛ تلويزيون بسيار نقش دارد؛ منش من و شما هم بسيار نقش دارد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دو1380/6/5

*مسؤولان اسلامى نبايد در رفتار و عملِ خودشان مسرفانه و متجمّلانه زندگى كنند. بالاتر از آن، نبايد طورى زندگى كنند كه روش اسراف‏آميز و تجمّل‏آميز به يك فرهنگ تبديل شود. اين هم نقطه بعدى است كه اهميتش از اوّلى بيشتر است، يا لااقل كمتر نيست. فرض بفرماييد اگر به وسيله يك نفر در سطح عالى و در ميان صاحبان مناصب حكومت اسلامى، كيفيّت آرايش محلّ زندگى و محلّ كار، كيفيّت زندگى خانوادگى، چگونگى ازدواج فرزندان، مهريه‏ها و جهيزيه‏ها و از اين قبيل، به شكل غير اسلامى آن - به معناى مسرفانه - انجام گيرد، اين به فرهنگ تبديل مى‏شود؛ به اين معنا كه بقيه نگاه مى‏كنند و ياد مى‏گيرند؛ مهريه‏ها بالا مى‏رود، ازدواجها مشكل مى‏شود، زندگى سخت مى‏شود و همين رفتار بتدريج آثارش در طول مدتى كوتاه يا بلند، در متن جامعه منعكس مى‏گردد. بنابراين مهمترين مطلب اصلى اميرالمؤمنين در باب حكومت اين است: حاكم نبايد حكومت را براى خود وسيله اعاشه و زندگى و كسب درآمد و اندوختن ثروت قرار دهد، بلكه بايد آن را يك مسؤوليت بداند. بارى است بر دوش او؛ بايد همه همّت خود را بگذارد كه اين بار را به منزل برساند.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران1379/9/25

*منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛ نهى از اين منكر هم لازم است؛ هر كسى به هر طريقى كه مى‏تواند؛ يك مسؤول يك طور مى‏تواند، يك مشترى نانوايى يك طور مى‏تواند، يك كارگر نانوايى طور ديگر مى‏تواند. طبق بعضى از آمارهايى كه به ما دادند، مقدار ضايعات نان ما برابر است با مقدار گندمى كه از خارج وارد كشور مى‏كنيم! آيا اين جاى تأسّف نيست؟! همه اينها منكرات است و نهى از آنها لازم است. طبق نهج‏البلاغه، اميرالمؤمنين نهى از اينها را يكى از محورهاى اصلى توصيه‏هاى خود قرار داده است. در باب مسؤولان، آن‏طور مشى كردن و عمل كردن و دستور دادن و قاعده معيّن كردن؛ در باب عموم مردم هم آنها را وادار كردن به حضور، به فعاليت و به احساس مسؤوليت در مسائل اجتماعى، با همين امر به معروف و نهى از منكر.وظيفه بزرگى بر دوش ما قرار دارد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران1379/9/25

*اشتباه بعضى اين است كه خيال مى‏كنند ظاهر مرتّب بايد با اشرافيگرى و با اسراف توأم باشد؛ نه. با لباس وصله‏زده و كهنه هم مى‏شود منظّم و تميز بود. لباس پيامبر وصله زده و كهنه بود؛ اما لباس و سر و رويش تميز بود. اينها در معاشرت، در رفتارها، در وضع خارجى و در بهداشت بسيار مؤثر است. اين چيزهاى به ظاهر كوچك، در باطن بسيار مؤثر است....

دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد.

متن كامل بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نمازجمعه تهران1379/2/23

* سالهاست كه بنده درباره زندگى تشريفاتى مكرّر تذكّر مى‏دهم. اين دو جنبه دارد: يك جنبه از لحاظ اصل پايبندى به تجمّلات و تشريفات است كه اين بد و دون شأن انسان والاست؛ يعنى يك وقت انسان به يك چيزِ غير لازم پايبند مى‏شود كه دون شأن انسان است؛ بعلاوه، مسرفانه است؛ تضييع سرمايه‏ها، تضييع اموال و تضييع موجوديها در آن هست. اين يك بعد قضيه است كه اصل اسراف بد است؛ اصل تجمّل همراه با اسراف و همراه با زياده روى است و بد است؛ ليكن جنبه دومى دارد كه اهميتش كمتر از جنبه اوّل نيست و آن انعكاس تجمّل شما در زندگى مردم است. بعضيها از اين غفلت مى‏كنند. وقتى شما جلوِ چشم مردم، وضع اتاق و دفتر و محيط كار و محيط زندگى را آن‏چنانى مى‏كنيد، اين يك درس عملى است و هركسى اين را مى‏بيند، بر او اثر مى‏گذارد. حدّاقل اين را بايد رعايت كرد. فضا را، فضاى تجمّلاتى و تجمّل‏گرايى و عادت كردن به تجمّل قرار ندهيم؛ چون امروز اگر اين روحيه تجمّل‏گرايى در جامعه ما رواج پيدا كند - كه متأسفانه تا ميزان زيادى هم رواج پيدا كرده است - بسيارى از مشكلات اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى كشور اصلاً حل نخواهد شد. تجمّل‏گرايى و گرايش به اشرافيگرى در زندگى، ضررها و خطرهاى زيادى دارد: هيچ وقت عدالت اجتماعى تأمين نخواهد شد؛ هيچ‏وقت روحيه برادرى و الفت و انْس و همدلى - كه براى همه كشورها و همه جوامع، بخصوص جامعه ما، مثل آب و هوا لازم است - پيش نخواهد آمد. اين همان تأثير حرف و اقدام و عملكرد من و شما در روحيه مردم است.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران1387/10/4

* عزيزان من! يك ملت حق دارد با رفاه زندگى كند؛ حق دارد خوش بگذراند؛ حق دارد از انواع نعم الهى استفاده كند - در اين شكّى نيست - همه قشرهاى يك ملت هم بايستى بتوانند استفاده كنند؛ ليكن حتّى در مواقعى كه يك دولت و يك ملت، برخوردار از درآمد هم هستند، اسراف مضر و مذموم و شرعاً حرام است؛ چه برسد آن وقتى كه درآمد يك كشور به طور موقّت كم مى‏شود... .

وقتى كه يك ملت مقدارى درآمدش كم مى‏شود، بايد ملاحظه كنند. ما هر وقت به مردم گفتيم اسراف نكنيد، اكثريت مردم - كه طبقات متوسط هستند - گوش مى‏كنند و اسراف هم نمى‏كنند؛ ليكن آن كسانى كه بايد گوش كنند - يعنى متمكّنين و ثروتمندان كه بسيارى از موارد، اسراف هم در بين آنهاست - كمتر گوششان بدهكار است. من حالا خطابم به آنهاست. لازم است كه به مسأله قناعت - به معناى اسراف نكردن - اهميت دهند. اسراف نكردن در مواد غذايى؛ چقدر مواد غذايى زايد دور ريخته مى‏شود! حتّى اسراف نكردن در مواد دارويى؛ چقدر مواد دارويى غير لازم خريده مى‏شود و به خانه‏ها برده مى‏شود و بدون مصرف باقى مى‏ماند! مواد اوّليه و يا خود دارو را بايد از خارج بخرند و بياورند، يا در داخل بايد با زحمت درست كنند. اينها ثروت و سرمايه مملكت است و از دست مى‏رود.كسانى هستند كه حتى در كارهاى تفنّنى و تفريحىِ خودشان هم اسراف مى‏كنند. مثلاً به خارج از كشور مسافرت مى‏كنند. چرا؟! فرض كنيد خانواده‏اى هستند كه مايلند مسافرتى بكنند، تفريح و تفرّجى بكنند؛ چرا به خارج از كشور مى‏روند و تفرّج مى‏كنند؟! در اين كشور به اين بزرگى، خيليها همين تفريح و تفرّج را هم نمى‏توانند بكنند. بعضيها تا دستشان به دهانشان مى‏رسد، براى تفريح و تفرّجِ خودشان يا خانواده‏هايشان، به فلان كشور خارجى - كه حالا نمى‏خواهم اسم بياوريم - مى‏روند. اينها اسراف قطعى است؛ اينها همان اسرافى است كه حرام است. زياده‏روى يعنى اين. زياده‏روى، وقت به وقت و زمان به زمان تفاوت مى‏كند؛ در امر لباس، در امر مسائل زندگى، در اتومبيلهاى گرانقيمت. پس، خطاب اوّل ما به كسانى است كه متمكّنند و امكاناتى دارند و مى‏توانند خرج كنند. به آنها عرض مى‏كنيم كه كمتر خرج كنيد؛ ملاحظه كنيد و اسراف نكنيد.

خطبه‏هاى مقام معظم رهبرى در نماز جمعه تهران1377/10/4

همين پول نفت را به خاطر نياز كشور مى‏دهند و گندم وارد مى‏كنند! بعد وقتى كه اين گندم وارد مى‏شود، وقتى كه آرد مى‏شود، نان مى‏شود و پا به سفره من و شما مى‏گذارد، آن جا ضايع مى‏شود! امروز ما آن مقدارى كه از ضايعات نان ضرر مى‏بينيم از هيچ ضايعه مادّى‏اى ضرر نمى‏بينيم! يعنى همين نان خشكى كه از خانه من و شما خارج مى‏شود - كه به نظر ما هم هيچ نمى‏آيد - معادل بخش عظيمى از قيمت گندم وارداتى ماست! اين مطلب را دولتيها - مسؤولين - مى‏گويند؛ امناى من و شما مى‏گويند!ببينيد اسراف چه كار مى‏كند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مى‏كند كه دشمن مى‏خواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، به‏وسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربه‏ها بر ملت ايران ضربه وارد مى‏كند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفه‏جويى نكردن، ضربه او را تكميل مى‏كنيم! حرف من اين است.من در پيام(نوروزي) گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمى‏كنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفه‏جويى و به اسراف نكردن دعوت مى‏كنم. اسراف، حرام است. اين هم نمى‏شود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مى‏كنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. ان‏شاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.

بيانات مقام معظم رهبرى در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع)1377/1/1

*در تبليغات انتخابات رياست جمهورى - كه آزمايش عظيمى براى ملت است - مراقبت شود كه مخارجِ بيش از متعارف و زيادى و اسراف‏گونه انجام نگيرد.

بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و كارگزارا1376/2/6

*به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند.

بيانات مقام معظم رهبرى در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى1/1/1376

*بايد از تجهيزات و جنگنده‏ها و ديگر وسايل موجود - حتّى يك تفنگ معمولى - نگهدارى كنيم. تفريط و اسراف در سرمايه‏هاى ارتش، ممنوع و حرام شرعى است. هيچ كس حق ندارد اين تفريط را بكند؛ همچنان كه تفريط نيروهاى انسانى نيز همين گونه است. شما حق نداريد عناصر كارآمد را معطّل بگذاريد. كار شايسته و خوب بايد از انسانهاى كارآمد دريافت شود. بايد اين گردونه به طور دائم حركت كند.

بيانات مقام معظم رهبرى و فرمانده كلّ قوا در ديدار با جمعى از فرماندهان و پرسنل ارتش 1374/7/5

* اين اسرافها و ريخت و پاشها، جزو نبايدهاست. البته من مى‏دانم عدّه كثيرى از مردم، بخصوص طبقات متوسط، رعايت مى‏كنند. بعضى هم رعايت نمى‏كنند. اسراف، يك لجنزار است. ريخت‏وپاش مالى، يك وسوسه شيطانى است. وقتى كه شما به بركت هدايت الهى، على‏رغم سنگ‏اندازيهاى دشمنان، مثل يك موجودِ فعّال، بانشاط و جوان، سرپا قرار گرفته‏ايد تا بتوانيد زندگى را نو كنيد و از منابع عظيم ثروتْ در اين كشور استفاده كنيد، آن‏جا شما بايد ببينيد چه چيزى اندك ضررى مى‏زند؛ ديگر آن را انجام ندهيد. اسراف، پرداختن به مصارف زيادى و طمعكارى بعضى از قشرها در به‏دست آوردن درآمدهاى نادرست و ناسالم، از اين قبيل است. اينها نبايد باشد.

بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اقشار مختلف مردم 1374/3/1

*بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد.اسراف چرا؟ چرا انسان به درِ دكانى برود كه دكاندار، آدم را تحقير مى‏كند و بدِ آدم را مى‏خواهد؟! شما اگر خودتان، ناموستان و يا فرزندتان به درِ دكانى برويد و ببينيد دكاندار، ضمن فروش جنس، شما را مى‏چاپد، ديگر به درِ آن دكان نمى‏رويد. اگر ببينيد جنس به شما مى‏فروشد اما نظر سوء دارد و بدِ شما را مى‏خواهد، ديگر به سراغش نمى‏رويد. چرا ما به درِ خانه كسانى برويم كه بدمان را مى‏خواهند؟! چرا ما با كسانى ارتباطِ مالى و داد و ستدى برقرار كنيم كه مى‏خواهند از اعماق وجود عليه ما كار كنند؟! چرا؟! چه لزومى دارد؟!سعى كنيم به خودمان متّكى باشيم و منابع خودمان را زنده و احيا كنيم. ملت ايران ملتى بزرگ و نيرويى عظيم است. منابع ايران نيز همين طور است. به خداى متعال توكّل كنيم.

بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه 1373/11/14

* برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مى‏كنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهره‏مند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زياده‏روى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مى‏كنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمى‏رسد. نه به خاطر اين‏كه كم داريم. به خاطر اين‏كه بسيارى به خودشان حق مى‏دهند كه نعمتهاى الهى را بى‏حساب و كتاب مصرف كنند؛ بى‏اندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظه‏اى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مى‏شود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مى‏شود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مى‏شود و از خانه‏ها بيرون ريخته مى‏شود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مى‏شود و در خانه‏ها و صندوقها مى‏ماند، براى اين‏كه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.مى‏خواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانواده‏هاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانواده‏هاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانواده‏هاى متوسّط، متأسفانه اسراف مى‏كنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مى‏كنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعى‏شان بر اسراف نكردن باشد.

بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر1372/1/4

*من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانه‏دار عرض مى‏كنم: سراغ اين مصرف‏گرايى كه غرب مثل خوره به‏جان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمى‏خواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مى‏خواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينت‏آلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.

بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س)1371/9/25

* اگر مسؤلى خداى ناخواسته، در امر بيت‏المال اسراف بورزد، يا آن را در مصارف شخصى و يا براى دوستان و نزديكان و مرتبطين خود مصرف كند، اين، تخلّف از عدل و قرار واقعى در امر بيت‏المال است. بايد بيت المال مسلمين در همان طريقى كه قانوناً معيّن شده و همان مصارف عمومى و بخشهايى كه وظيفه‏اى از وظايف كشور را برعهده دارد، مصرف شود. لذا اميرالمؤمنين عليه‏الصّلاةوالسّلام، آن روز به كسانى كه مسؤوليت امور كشور را برعهده داشتند، سختگيرى را به جايى رساندند كه به قول امروز، بخشنامه كردند: «ادقّوا اقلامكم(2)»؛ سرِ قلمهاى خودتان را كه با آن مى‏نويسيد، ريز بتراشيد. هم صرفه‏جويى در قلم، هم صرفه‏جويى در كاغذ، هم صرفه‏جويى در مركّب! «و قاربوا بين سطوركم»؛ سطورى را كه در كاغذ مى‏نويسيد به هم نزديك بنويسيد و در كاغذ صرفه‏جويى كنيد. «واقصدوا قصد المعانى»؛ مطالب لازم را بنويسيد. از زياده‏روى و زياده‏نويسى پرهيز كنيد.اگر امروز بخواهند اين حرفها را تكرار كنند، به اين شكل خواهد بود كه از ايجاد دستگاههاى زايد، استخدامهاى زايد و توسعه دادنهاى زايد، خوددارى كنيد. يعنى بايد از كاغذپراكنى و زياده‏نويسيهاى بيهوده و وقت تضييع كن، خوددارى كنيم. اين خصوصيات را، اميرالمؤمنين عليه‏ةالسّلام، رعايت مى‏كردند.

بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام، به مناسبت عيد غدير خم1371/3/30

* گر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‏شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار(امام خميني ره) اين بود كه هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى كه به وجود آورده بود، نور معرفت و حقيقت تجلى يافته بود.

تدوین و تنظیم:محمدشفاعت



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:27 PM - روز یک شنبه 18 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

سال ‌1388 از سوي مقام معظم رهبري به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نامگذاري شده است.

تبيين ضرورت اصلاح الگوي مصرف از منظر انديشه‌شناختي و پاسخ‌يابي به سؤالات متعددي كه حول آن شكل مي‌گيرد مي‌تواند تصميم‌سازان و تصميم‌گيران را در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي در فهم درست جنبه‌اي از انديشه و رهنمود مقام معظم رهبري ياري كند. نويسنده اين مقاله تلاش مي‌كند تا اصلاح الگوي مصرف را از بعد نيروي انساني كه در واقع مهم‌ترين سرمايه هر نظام اجتماعي محسوب مي‌شود مورد بررسي قرار دهد؛ به همين جهت از نظر وي اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني بايد با توجه به هر دو بعد آزادي (مثبت و منفي) صورت گيرد.

پروژه «اصلاح الگوي مصرف» در واقع دنباله منطقي جنبش نرم‌افزاري و توليد‌گرايي است. پروژه اصلاح الگوي مصرف  از تبعات و همچنين از ضروريات تحقق اهداف آن جنبش است؛ به همين جهت تبيين‌گري شعار اصلاح الگوي مصرف و يافتن راهكارهاي عملياتي‌كردن اين شعار در ساحت‌هاي مختلف اجتماعي ضرورتي شناختاري براي مديريت كلان جامعه محسوب مي‌شود.

متعاقب اين ضرورت، مهم‌ترين هدف طرح‌ريزي و ساماندهي شعار اصلاح الگوي مصرف، ايجاد شرايط ذهني و عيني براي نهادينه‌كردن جنبش نرم‌افزاري و حركت توليد‌گرايي است. سؤالات شناخت‌شناسانه‌اي كه حول اين موضوع شكل مي‌گيرد متاثر از روشنگري تحليل مفاهيم از سويي و زمينه‌يابي جهت محقق‌كردن غايات توليدگرايي از سوي ديگر است؛ مصرف و مصرف‌گرايي چيست و چه ابعادي را شامل مي‌شود؟ در مقام ارزشگذاري وجوه مختلف مصرف، كدام وجه غالب است؟ و اصلاح الگوي مصرف چگونه مي‌تواند شرايط را براي جنبش نرم‌افزاري مهيا كند؟ طبيعي است كه سؤالات جزئي‌تر بسياري وجود دارد كه جست‌وجوي پاسخ آنها مي‌تواند كمك مهمي براي يافتن پاسخ اين سؤالات كلي باشد.

نگاه انديشه‌شناسانه به مقوله مصرف و اصلاح الگوهاي موجود آن و همچنين تبيين الگوهاي مطلوب علاوه بر نگاه جامع‌گرايانه در اولويت‌گذاري‌ها و ارزش‌سنجي مولفه‌هاي مصرف، اولويت را به مقوله نيروي انساني مي‌دهد و ساير مقولات مصرف را ابزارهايي مي‌داند كه در خدمت نيروي انساني قرار مي‌گيرد و او را در جهت تحقق و تعيين اهداف و برنامه‌هايش ياري مي‌رساند؛ نيرويي كه حيات و ممات نظام اجتماعي به او وابستگي دارد. بدون ناديده‌گرفتن ارزش عوامل و مولفه‌هاي ديگر مصرف مي‌توان گفت ارزشمندي آنان به نوع استفاده‌اي وابسته است كه نيروي انساني از آنان به عمل مي‌آورد؛ از اين‌رو اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني، از مهم‌ترين مقولاتي است كه التفات به آن مي‌تواند رويكرد اصلاح‌گرايي را در ساير وجوه حيات اجتماعي- سياسي تسري دهد.

اصلاح‌گرايي كه خود مقدمه نوسازي و توسعه در حيات اجتماعي است از مقولاتي به شمار مي‌آيد كه ذهن انديشمندان بسياري را در حوزه‌هاي مختلف به‌خود مشغول داشته و مكاتب و آثار بسياري در اين زمينه شكل گرفته است. در آثار و مكاتب اوليه نوسازي و توسعه، اولويت ساماندهي جوامع جهان سوم و توسعه‌نيافته عمدتاً مبتني برمقولات اقتصادي و مادي بود. ناكارآمدي عملياتي‌شدن انديشه‌هاي اولويت‌گذار به مقولات اقتصادي در كشورهاي جهان سوم، نادرست‌بودن اين اولويت‌بندي را اثبات كرد به‌گونه‌اي كه براي جبران مغالطات فكري و عملي متقدمان در آثار متأخر انديشمندان نوسازي و توسعه، نيروي انساني به‌عنوان مهم‌ترين سرمايه‌هاي جوامع لحاظ شده است.

نيروي انساني به‌عنوان سرمايه به اين معناست كه تاثير‌گذاري و سودمندي عوامل غيرانساني وابسته به نيروي انساني است و تا نيروي انساني وجود نداشته باشد وجود عوامل غيرانساني نيز بي‌معنا مي‌شود. به عبارت ديگر معنايابي و جهت‌يابي عوامل غيرانساني، به نيروي انساني بستگي دارد. با توجه به نكاتي كه گفته شد اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني بدين معناست كه توانمندي‌هاي بالقوه و بالفعل عامل انساني در حيات اجتماعي ضرورتي است كه مورد غفلت واقع شده و انديشه اصلاح‌گرايانه پيش از هر چيز بايد عزم خود را معطوف به غفلت‌زدايي از ساحت جامعه در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي و در سطوح نظام اجتماعي و نظام سياسي كند.

انسان در ادبيات انسان‌شناسان داراي توانمندي‌ها و استعدادهايي است كه به‌كارگيري آن توانمندي‌ها مستلزم خروج آنان از وضعيت بالقوه به وضعيت بالفعل است و نادرستي الگوي مصرف نيروي انساني بازگشت به همين مسئله است. به عبارت ديگر وجود هر نوع شرايطي كه مانع فعليت يافتن توانمندي‌هاي بالقوه عامل انساني شود مصداق چنين الگوي نادرستي است و اصلاح الگوي مصرف در واقع به معناي‌ شناسايي و حذف چنين موانعي است.

بررسي بُعد شناختاري موانع فعليت يافتگي توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني از وظايف انديشمندان و روشنفكران است. در فعليت‌يافتن توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني 2 عامل از ساير عوامل ديگر بيشتر مدخليت دارند و در واقع نقش بنيادي در اين امر ايفا مي‌كنند و آن دو عامل «آگاهي» و «آزادي» هستند. هر عامل ديگري را كه در مسير اهداف اصلاح الگوي مصرف انساني مؤثر بدانيم بايد بر اين دو عامل تكيه داشته باشد.

در پاسخ به اين سؤال كه «عنصر آگاهي چه نوع تاثيري در اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني دارد؟»  بايد گفت بسياري از نابساماني‌هايي كه جوامع توسعه نيافته به آن گرفتارند ناشي از جهل آنان نسبت به توانمندي‌هاي خود است؛ جهلي كه البته جهل ساده نيست بلكه به نوعي جهل مركب است؛ يعني « نمي‌دانند و نمي‌دانند كه نمي‌دانند». در جهل ساده، رسيدن به آگاهي و رفع جهل كار چندان دشواري نيست اما در جهل مركب از آنجا كه چنين جاهلاني، جهل خود را عين آگاهي مي‌دانند ايجاد تغيير و تحول در آنها بسيار دشوار و ديرياب است. عواملي كه باعث راسخ شدن جهل مركب در انديشه و افكار عموم مردم مي‌شوند، متعددند اما مي‌توان مهم‌ترين آن عوامل را سنت‌هاي غلط اجتماعي، استبداد نظام سياسي، سلطه و نفوذ ثروتمنداني كه حفظ ثروت خود را مديون جهالت عمومي هستند و فقدان قوانين عادلانه و لازم‌الاجرا برشمرد.

تجمع چنين عواملي در يك نظام اجتماعي نتيجه‌اي جز ايجاد جهل مركب براي آن جامعه نخواهد داشت زيرا اين عوامل مانع شكل‌گيري عقلانيت جمعي مي‌شود؛ عقلانيتي كه مبتني بر اين پيش‌فرض است كه اولاً همه آدميان داراي عنصر عقل هستند، ثانياً انسان‌ها موجوداتي محدودند و در طبيعت انسان‌ها چيزي به نام «عقل مطلق» وجود ندارد و هيچ فرد و گروهي نمي‌تواند مدعي داشتن آن شود و ديگران را مجاب به تبعيت از خود كند، ثالثاً عقلانيت پديده‌اي متكثر است و به قولي«همه‌چيز را همگان دانند»؛ بنابراين انحصارگرايي عقلانيت در فرد يا گروهي خاص در كنار ساير عوامل، علل پيدايش جهل مركب در نظام اجتماعي هستند.

عناصر سه‌گانه شكل‌گيري جهل مركب عناصري هستند كه به گواهي تاريخي، همه يا بخشي از آنها همواره در حيات جامعه حضور داشته و دارند و شايد بتوان آنها را جزئي از ساختار جامعه انساني دانست. اما  آنچه با توجه به موضوع اين مقاله داراي اهميت بوده اين است كه هرگونه اصلاح الگوي مصرفي در همه نيروها و به‌خصوص نيروي انساني به عنصر آگاهي از توانمندي‌هاي بالقوه و بالفعل بستگي دارد.

اين شناخت و آگاهي بايد ماهيتي دروني و خودجوش داشته يعني برخاسته از نوعي احساس نياز نسبت به تغيير شرايط نامطلوب موجود باشد. عزم نظام سياسي براي اصلاح الگوي مصرف مبتني بر شناخت، احساس نياز و آمادگي اجتماعي براي بهبود وضعيت موجود است؛ بنابراين مسئوليت مسئولين نظام سياسي بايد معطوف به يافتن راه‌حل‌هاي عالمانه، عاقلانه، عادلانه و رضايتمندانه براي اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني باشد. مشاركت در ادبيات سياسي معلول عنصر آگاهي است. امروزه بر هيچ‌كس پوشيده نيست كه مشاركت‌هاي مردمي در مسائل اجتماعي اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي مهم‌ترين عنصر در پويايي، تحرك و تحول اجتماعي است.

عنصر دوم در فعليت يافتن توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني «آزادي» است. آزادي را به «نبود مانع» تعريف كرده‌اند. آيزايا برلين، آزادي را به دو قسم منفي و مثبت تقسيم كرد. آزادي منفي در انديشه برلين به معناي «نبود مانع» براي رسيدن به اهداف است. اين موانع در تفسير انديشه‌هاي برلين عمدتاً معطوف به موانع بيروني، اجتماعي و سياسي بود. در مقابل آزادي منفي، برلين آزادي مثبت را به معناي وجود اهداف، شرايط و امكانات معين براي جهت‌دهي به رفتارهاي فردي و اجتماعي مي‌دانست. «آزادي از» و «آزادي در» دو تعبير ديگر از مفاهيم آزادي منفي و مثبت است ولي همانطور كه گفته شد، نبود مانع يا همان آزادي منفي بيش از آزادي مثبت موردنظر جوامع و انديشمندان به‌خصوص انديشمندان ليبرال واقع شده است. آزادي منفي يكي از مقولات انديشه ليبراليسم محسوب مي‌شود.

تأكيد بيش از حد انديشمندان دوران مدرن بر عنصر آزادي به‌دليل انديشه‌ سوزي‌ها و آدم‌سوزي‌هايي بوده كه در طول تاريخ به‌دليل فقدان آزادي، گريبانگير جوامع انساني شده است. البته  نبايد از جنبه مثبت آزادي غفلت كرد؛ به همين جهت اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني بايد با توجه به هر دو بُعد آزادي صورت بگيرد. نبود موانع بيروني براي فعليت‌يافتگي توانمندي‌هاي بالقوه هرچند ضروري است اما كافي نيست. در بسياري از موارد به ظاهر مانعي وجود ندارد اما فقدان شرايط و امكانات، مانع از فعليت قوا مي‌شود. اينجاست كه آزادي مثبت و نقشي كه مسئولان نظام سياسي در فراهم كردن شرايط و امكانات عادلانه براي آحاد مردم ايفا مي‌كنند آشكار مي‌شود.

سقراط در آموزه‌هاي فلسفي‌اش به جوانان يونان، خود را همچون قابله و مامايي مي‌دانست كه جنين آگاهي را از رحم ذهن متولد مي‌كند. اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني نيز با توجه به ادبيات حكيم يونان- سقراط- مستلزم وجود 2 عامل است؛ وجود جنين توانمندي‌هاي انساني و وجود قابله‌اي كه چنين جنيني را با كمك خود انسان‌ها متولد كند. نظام سياسي در اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني نقش قابله‌اي را ايفا مي‌كند كه با رفع موانع و ايجاد شرايط و امكانات مناسب، زمينه را جهت زايش الگوي مطلوب مصرف نيروي انساني فراهم مي‌سازد.

با توجه به مباحث مطرح‌شده مي‌توان چگونگي تاثيرگذاري اصلاح الگوي مصرف بر تحقق اهداف جنبش نرم‌افزاري را اينگونه عنوان كرد كه اصلاح الگوي مصرف در تمامي ابعاد و به‌خصوص بُعد انساني مي‌تواند شرايطي را مهيا سازد كه آرمان‌هاي جنبش نرم‌افزاري و توليد‌گرايي در جامعه محقق شود. همانطور كه گفته شد مهم‌ترين سرمايه هر نظام اجتماعي، نيروي انساني آن است؛ نيرويي كه مي‌تواند با تكيه بر توانمندي‌هاي بالقوه خود و با روحيه همبستگي و اتحاد، از حداقل امكانات مادي، مالي و تكنولوژيك، حداكثر بازدهي را اكتساب كند؛ رابطه‌اي كه عكس آن معمولاً صادق نيست و به‌كرات وقايع تاريخي مي‌توانند چنين ادعايي را ثابت كنند. به همين دليل است كه نگاه عمده انديشمندان، سياستمداران و مديران، معطوف به بُعد انساني شده است.

جنبش نرم‌افزاري، جنبشي است كه پيش و بيش از هر چيز مبتني و متكي به نيروي انساني است كه با تخصص و تعهد مي‌تواند آرمان‌هاي اجتماعي را محقق سازد. سخن آخر اينكه با استناد به انديشه و گفتارهاي حضرت علي‌(ع) در نهج البلاغه به‌ويژه آنجا كه مي‌فرمايند «مردم بيشتر از آنكه شبيه پدرانشان باشند شبيه حاكمانشان هستند» اين واقعيت را همواره بايد مد نظر داشت كه حكومت، بيشترين و وسيع‌ترين نيروهاي مصرفي را در تمامي ابعاد مادي، مالي، تكنولوژيك و انساني در اختيار دارد؛ بنابراين اصلاح الگوي مصرف پيش و بيش از هر چيز بايد از سوي نظام سياسي و حاكمان در تمامي سطوح صورت بگيرد. اصلاح الگوي مصرف در نظام سياسي مي‌تواند الگويي مطلوب از مصرف براي جامعه ايجاد كند و تعامل نظام سياسي و نظام اجتماعي در مطلوب‌گرايي مصرف، جامعه را به سمت توليدگرايي سوق خواهد داد.

منبع همشهری آنلاین



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:22 PM - روز یک شنبه 18 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  با مروری در فصل دوم قانون مدیریت خدمات کشوری، به روشهای اصلاح اداری پرداخته میشود. امید است امسال، دولت علاوهبر توجه به فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری به احکام فصل دوم نیز توجه کند، چرا که اجرای فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احکام فصل دوم امکان پذیر نیست

قانون مدیریت خدمات کشوری با اهداف زیر تدوین شده است:

۱- بهبود نظام بوروکراسی اداری؛ ۲- افزایش رضایت مردم و ارباب رجوع؛ ۳- سرعت و دقت شفافیت در ارایه خدمات برای مردم؛ ۴- کاهش ساختارها و پیچ و خم اداری؛ ۵- عدالت در نظام پرداخت؛ ۶- ارتقای نقش دولت از تصدیگری به نقش سیاستگذاری، هدایت و نظارت؛ ۷ - مشارکت تعریف شده مردم؛ ۸- دفاع از حقوق پرسنل و کارکنان در بخش دولتی و خصوصی؛ ۹- توسعه دولت الکترونیک و خدمات الکترونیکی؛ 

نتیجه تحقق این اهداف، رضایت مدیران، مردم و کارکنان خواهد بود. تحقق این اهداف در برخی احکام قانون مدیریت خدمات کشوری زمینه اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهرهوری را فراهم خواهد کرد. بیشک اگر نظام اداری اصلاح شود، زمینه اصلاح بسیاری از بخشها مساعد خواهد شد. درست است که اصلاح الگوی مصرف نیاز به یک حرکت همه جانبه فرهنگی و اقتصادی دارد، اما پاشنه آشیل این حرکت، اصلاح نوع مدیریت بخش عمومی و دولتی است. اگر دولت در سیاستگذاری، نظارت و انجام اموری که برعهده دارد، «اصلاح الگوی مصرف» را رعایت کند، آثار مستقیم و غیر مستقیم آن در سایر بخشهای اجتماعی دیده خواهد شد. به عبارت دیگر برای حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف، اول باید از نظام اداری شروع کرد.

در این مقاله با مروری در فصل دوم قانون مدیریت خدمات کشوری، به روشهای اصلاح اداری پرداخته میشود. امید است امسال، دولت علاوهبر توجه به فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری به احکام فصل دوم نیز توجه کند، چرا که اجرای فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احکام فصل دوم امکان پذیر نیست. اگر اجرای فصل دهم به تنهایی مورد توجه قرار گیرد، جز افزایش هزینههای پرسنلی، تفاوت فاحش حقوق کارکنان دولتی و خصوصی و نارضایتی، چیز دیگری نخواهد داشت.

اما مروری بر احکام و آثار فصل دوم (راهبردها و فنآوری انجام وظایف دولت): بر اساس ماده ۱۲۷، اموری مانند آموزش و پرورش عمومی، فنی حرفهای، علوم و تحقیقات، درمان، توانبخشی، تربیت بدنی و ورزش، اطلاعات و ارتباطات عمومی و امور فرهنگی هنری و تبلیغات اسلامی از طریق شیوههای زیر توسط مردم انجام میگردد:

۱- اعمال حمایتهای لازم از بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی.

۲- خرید خدمات از بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی.

۳- مشارکت با بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی.

۴- واگذاری واحدهای دولتی به خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی.

امسال دولت بایستی با استفاده از این ظرفیت قانونی که در قانون بودجه نیز برای آن اعتبار در نظر گرفته شده است، در جهت اداره مستمر کارهایی که از طریق مشارکت مردم انجام میگیرد، بهرهوری را افزایش دهد و الگوی مصرف را اجرا کند.

از سوی دیگر با اجرای درست، کامل و دقیق سیاستهای اصل ۴۴، زمینه ایجاد رقابت، تأمین حقوق عادلانه تولید کنندگان و مصرف کنندگان، رشد و توسعه و امنیت سرمایهگذاری، عدالت و رفع بیکاری را فراهم نماید.

برای اجرای این ماده هم چنین لازم است دستگاههای دولتی، فعالیتهای قابل واگذاری یا مشارکت با بخش خصوصی را احصاء و با یک برنامه زمانبندی اجرا کنند و مجلس شورای اسلامی و نهادهای نظارتی نیز با بررسی و نظارت دقیق و استفاده از سیستم تشویق و تنبیه، دولت را در این هدف مهم یاری کنند.

اما فعلا لازم است بخشی از فعالیتها، به هر دلیل قانونی یا شرایط اجتماعی، توسط بخش دولتی اداره شود. افزایش بهرهوری، موضوعیت دارد. قانون مدیریت خدمات کشوری بر اساس ماده ۱۶ برای افزایش بهرهوری و استقرار نظام کنترل نتیجه و محصول و جلوگیری از تمرکز تصمیمگیری، اختیارات لازم را به مدیران اداره واحدهای تحت سرپرستی داده است.

ابتدا باید برای هر واحد آموزشی، پژوهشی، بهداشتی، درمانی، خدماتی، تولیدی و اداری، متناسب با کیفیت، محل جغرافیایی ارایه خدمت یا فعالیت، متوسط قیمت تمام شده محاسبه و تعیین شود. سپس شاخصهای هدفمند و نتیجهگرا و استانداردهای کیفی خدمات و پیش نیاز سازوکارهای نظارتی برای کنترل کیفیت و کمیت طراحی شود. همچنین با مدیران واحدها بر اساس حجم فعالیت و قیمت تمام شده، قرارداد عقد شود و اختیارات لازم برای جابهجایی فصول اعتبارات اداری و مالی برای مدیریت روان و درست داده شود.

نهایتا اعتبارات بر اساس قیمت تمام شده در اختیار واحدها قرار میگیرد، شاخصهای عملکرد مشخص شده است و فرد یا افراد موظفاند متناسب با هزینههایی که دریافت میکنند، خدماتی را بر اساس استانداردها ارایه کنند. مدیریت هم در مقابل مردم و نهادهای نظارتی مسئول است.

این ساز و کار فضای مدیریت، خلاقیت، پاسخگویی، اصلاح الگوی مصرف و بهبود بهرهوری را به دنبال میآورد.

به عنوان مثال اداره مدرسهای از طرف آموزش و پرورش به یک یا چند نفر از نیروهای متعهد، توانا و با سابقه آموزش و پرورش واگذار خواهد شد. پس باید شهریه دانشآموزان به صورت سرانه در اختیار آنها قرار گیرد و در مقابل دریافت این شهریه، والدین و مدیران ستاد آموزش و پرورش نظارت مؤثر داشته باشند و فرآیند کار را پیگیری کنند تا آموزش و پرورش متناسب با استانداردهای مورد انتظار در قانون بودجه سال ۸۸ انجام گیرد. به آموزش و پرورش اجازه داده شده است تا چهار درصد از کل اعتبارات را به این طریق هزینه کنند. حتی علاوه بر این اعتبارات، آموزش و پرورش میتواند نیروی انسانی و مکان در اختیار این افراد قرار دهد و در هزینه سرانه محاسبه کند.

طبیعی است چون نتایج عملکرد، به مدیران برمیگردد و مدیریت از این طریق سود و زیان میکند، سعی دارند با حداکثر بهرهوری کار کنند، معلم توانمندی را جذب کنند و با پرداخت مناسب، رضایت آنها را جلب نمایند. بدین ترتیب یک رقابت سالم و اصولی با محوریت پرداخت بالاتر در مقابل کار خوب و بهرهوری بالاتر در نظام آموزش و پرورش مستقر خواهد شد. این الگو در سایر بخشها از جمله ورزش، بهداشت و درمان و پروژههای عمرانی نیز قابلیت اجرایی دارد. اما تحقق این رویکرد الزاماتی دارد:

۱- اعتقاد و باور مدیران به کاهش حجم تصدیگری حوزه فعالیت و واگذاری کار به مردم.

۲- نظارت و مراقبت دقیق نهادهای ناظر و استفاده از حداکثر ظرفیت قانونی به ویژه مجلس شورای اسلامی.

۳- فضاسازی مناسب توسط رسانه ملی، ارباب رسانه و حمایت فضای عمومی به ویژه والدین دانشآموزان.

۴- تشویق مدیران به بهترین شکل و برخورد با کسانی که در این راستا حرکت نمیکنند و مانع هستند.

۵- رصد نتایج و انتشار آثار آن تا نهادینه شدن این فرهنگ در دولت سیاستگذار، هدایتگر و ناظر.

۶- پیشبرد بسیاری از امور توسط مردم در یک فضای رقابتی سالم با نظارت و حمایت دولت.

 منبع آفتاب



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:20 PM - روز یک شنبه 18 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

همان گونه كه گناهان دیگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نیز آثار وضعى و تكلیفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه دیگران را هم كه در مقابل این پدیده ی شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گیرد.

فقر و تنگدستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامن گیر شخص و گاهى دامنگیر جامعه مى شود. امام كاظم علیه السلام مى فرماید:

هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذیر و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود و فقیر مى گردد.

آنگاه كه نعمتها كاهش یابند و روحیه ی خودكفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیتش را از دست خواهد داد.

امام صادق علیه السلام مى فرماید:

ان مع الاسراف قله البركه (1(

همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.

در یك بررسى كوتاه مى توان به اسراف كاریهاى بسیارى از مردم جامعه پى برد. میلیاردها تومان اسراف سالانه مواد غذایى, خارج شدن هزاران كیلو نان خشك و ضایع شدن خروارها میوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادیر زیادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقیر و محروم در انتظار یك دست ازآنهاست, نمایانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنید:

))گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران چیزى حول و حوش 3 میلیون آن ((دور ریز)) مى شود كه این میزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنیم در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهیم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طیور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نیست)) (2) با این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان كرد.

نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى كه به طور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود, افتاد.

آنگاه خشمگین شد و (با عتاب) فرمود: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید, بسیارى از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهید كه نیازمند آن است. (3(

چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى كنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى كنیم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحریر, دستمال كاغذى زیاده روى مى كنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمى كنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه ی نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضایع مى كنند؟ چرا الگوهایى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملكرد بعضى مدیران مشهود است جامعه را به سوى یك زندگى تجملى و اسراف گرایانه مى كشد؟ و دهها چراى دیگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد دارید.

امام صادق (ع) مى فرماید:

))میانه روى در زندگى چیزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایى باشد, چون آن هسته به كار مى آید (4). یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد.)) (5(

اسراف و عدم استجابت دعا

مسرف چون با سوء اختیار خود گرفتار این بیمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعایش مستجاب نخواهد شد. امام صادق علیه السلام یكى از چهار نفرى را كه دعایشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضایع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرماید: آیا تو را به میانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (6(

رابطه اسراف و دورى از خدا

از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد دیگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در یك بعد به انحراف در سایر ابعاد منجر مى شود.

اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصیت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتیجه تكذیب حق مى شود, اینجاست كه آدمى به تدریج از خداوند دور شده و از نعمت هدایت الهى محروم مى شود و این, یك سنت قطعى و لایتغیر الهى است كه هدایت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهیز از گناه و محرمات به دست مى آید.

در غیر این صورت, فراموشى یاد خداوند توسعه مى یابد و بتدریج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سردرگمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به یكدیگر كم مى شود; روحیه ی ایثار و فداكارى و كارگشایى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى یابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر یكدیگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـیـر و پسندیده دریغ مى ورزند.

اسراف نیز عاملى براى دور شدن دلها, زیاد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه دیگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.

پى‏نوشت‏ها:

1ـ وسایل, ج 15 , ص 261 .

2 ـ روزنامه كیهان, 25 خرداد 1372 .

3 ـ مستدرك الوسایل, كتاب الاطعمه و الاشربه, باب 61 .

4ـ توضیح این مطلب لازم است كه در آن زمان, هسته خرما در بعضى زمینه ها كاربردى داشته باشد.

5ـ وسایل, ج 15 , ص 257 .

6ـ اصول كافى, ج 2 , ص 511 .



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:42 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

عوامل اسراف

اسراف نیز مانند بسیارى از اعمال, برخاسته از ریشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود.

1 ـ خودنمایى

شخصى كه در دوران زندگى همواره در نیل به خواسته ها و آرزوهاى خویش ناكام مانده و با تنگدستى و محرومیت دست به گریبان بوده است, این سرخوردگیهاى انباشته شده, به تدریج تبدیل به عقده هاى روانى شده و در شخصیت او ایجاد اختلال مى نماید. در این صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكامیها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصیت دهد. به عنوان مثال براى باز یافتن شخصیت سركوب شده ی خویش به اسراف و ریخت و پاشهاى غیر معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با این رویه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.

2 ـ تربیت خانوادگى

خانواده یكى از اركان تربیت و محل شكل گیرى شخصیت رفتارى انسان است. شیوه هاى رفتارى فرزندان, انعكاسى از نوع تربیت خانوادگى آنهاست, از این رو بسیارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى, اقتصادى و اخلاقى را از والدین خود می آموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گیرند.

یك مادر خوب و فهمیده كه در خانه الگوى صحیحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غیر ضرورى و مسرفانه پرهیز كند, بدون شک دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آینده ی خود, دچار ضعف شخصیت و تقلید از دیگران نخواهد شد.

اما در نقطه ی مقابل, مادرى كه بدون داشتن الگوى صحیح مصرف, به زیاده روى و ولخرجى خو گرفته است, این روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و او در زندگى آینده اش آن را به كار خواهد گرفت.

3 ـ فساد اخلاقى

ترك اسراف, یك نوع پایبندى و تعهد به مقررات دینى است كه در اثر تربیت و تهذیب به دست مى آید.

در بعضى مردم, زمینه ی اسراف را باید در شخصیت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زیرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است, نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامین خواسته هاى افسار گسیخته ی خود مى باشد. او از این طریق سرمایه اش را به هدر مى دهد.

4 ـ تقلید

تقلید از ابزار مهم تربیت بشر است. انسان همیشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقیت اند, هماهنگ سازد. این احساس اگر همراه با هدایت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحیح باشد, بسیار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد, موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دینى و انسانى مى شود.

بسیارى از مردم در توجیه و درست جلوه دادن خلاف كاریهاى خود ـ از جمله اسراف ، عمل دیگران را پیش كشیده و مى گویند دیگران هم, چنین مى كنند, غافل از اینكه عمل دیگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد.

لباس پوشیدنها, غذا پختنها, طلا و جواهرات, دكورها و دیگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آمیخته ی با اسراف هستند, كم نیستند و همین روحیه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانیهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.

امام باقر علیه السلام مى فرماید:

تو را از اینكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خویش بدوزى, بر حذر مى دارم. (1)

5 ـ الگوهاى اجتماعى

آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم به شمار مى رود تاثیر عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسیار مهم رسانه ها در الگودهى در همین راستا است. زندگى شخصى و نیز ادارى مدیران جامعه از همین مقوله است. سیاست گذاریها و برنامه ریزیهاى خرد و كلان در جامعه را نیز نباید فراموش كرد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:41 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

زباله اصطلاحا به فضولات جامد، نيمه جامد يا مايعي گفته مي شود كه ظاهرا به درد نخور بوده و دور ريخته مي شود. زباله خانگي شايد مهمترين بخش زباله محسوب شوند كه در صورت تفكيك و مديرت صحيح بتوانند بخشي از سرمايه هاي ملي را باز گرداند.

زباله اصطلاحا به فضولات جامد، نيمه جامد يا مايعي گفته مي شود كه ظاهرا به درد نخور بوده و دور ريخته مي شود. زباله خانگي شايد مهمترين بخش زباله محسوب شوند كه در صورت تفكيك و مديرت صحيح بتوانند بخشي از سرمايه هاي ملي را باز گرداند.

امروزه به دليل افزايش جمعيت، زباله هاي شهرها نيز افزايش يافته است. از آن گذشته رواج فرهنگ مصرف سبب شده است در شهرهاي بزرگي چون تهران هر فرد روزانه 900 گرم زباله توليد كند. زباله هاي خانگي عبارتند از: پس مانده هاي مواد خوراكي، كاغذ، شيشه، فلزات، پلاستيك، پارچه و غيره.

بخش بزرگي از زباله هاي خانگي را پس مانده هاي گياهي و حيواني مثل پس مانده سبزي ها، پوست و ضايعات ميوه و استخوان و ضايعات گوشت و مرغ و ماهي تشكيل مي دهند كه زباله تر به حساب مي آيد. كاغذ و مقوا اعم از روزنامه، كتاب، دفتر و كاغذ بسته بندي نيز بخش بزرگ ديگري از زباله را تشكيل مي دهد.

انواع پلاستيك، ظروف يك بار مصرف، اسباب بازي و قوطي هاي فلزي و شيشه اي نيز بخشي از زباله هاي منازل است.

بايد توجه داشت تمام موادي كه از نظر ما به درد بخور نيستند، دور ريختني نيست. اگر به هزينه هاي جمع آوري و دفن زباله نگاهي بيندازيم، متوجه مي شويم كه با كمي دقت مي توان از استهلاك چه سرمايه قابل توجهي جلوگيري كرد.

هزينه جمع آوري و دفن هر تن زباله 35 هزار ريال است. براي توليد هر تن كاغذ بايد 15 اصله درخت تنومند قطع شود و براي توليد هر تن آلومينيوم 4 تن سنگ معدن و 7 تن زغال سنگ و قير لازم است. براي توليد شيشه بايد مقدار زيادي شن و ماسه از زمين استخراج شود. عمل حفاري و استحراج منظره زشتي به محل معدن مي دهد و علاوه بر آن مقدار زيادي سوخت و آب نيز مصرف مي شود.

هر تن زباله حدود 400 متر مكعب گاز گلخانه اي دي اكسيد كربن متصاعد مي كند و از هر تن زباله 400 تا 600 ليتر شيرابه خارج مي شود كه مي تواند تاثير خطرناكي روي آب و خاك داشته باشد و محل هاي دفن زباله هر روز گسترش بيشتري پيدا مي كنند. اگر توليد زباله به همين ترتيب ادامه داشته باشد، مدت زيادي طول نخواهد كشيد كه تمام اراضي اطراف شهرها پر از زباله شده و محلي براي دفن زباله باقي نخواهد ماند.

بازگشت به طبيعت در مورد بسياري از مواد موجود در زباله به طول مي انجامد و اين مواد سالها باعث آلودگي و آسيب به محيط زيست مي شوند. شيشه و قوطي هاي فلزي و بويژه آلومينيومي صدها سال روي زمين باقي مي مانند. كيسه ها و ظروف پلاستيكي كه يك روز به دليل سبكي و دوام آنها ساخته شدند، امروزه عامل بزرگترين مشكلات زيست محيطي هستند. پلاستيك غير قابل تجزيه است و كيسه هاي نايلوني به طور متوسط 500 سال در محيط باقي مي مانند. كيسه هاي پلاستيكي همراه باد همه جا پخش مي شوند و بيشتر آنها سر از دريا در آورده با بلعيده شده به وسيله جانداران سبب مرگ آنها مي شوند. چنانچه پلاستيك و نايلون موجود در زباله سوزانده شود، اسيد كلريدريك ايجاد مي كند كه باعث آلودگي هوا و آسيب رساندن به انسان و ديگر موجودات مي شود.

از سوي ديگر، انباشته شدن زباله در محل و شهرها مكان خوبي براي رشد ميكروبها و توليد و تكثير حشرات و جانوران موذي نظير موش است؛ زيرا زباله 3 عامل رشد و تكثير اين جانداران يعني مواد غذايي، رطوبت و پناهگاه را با خود دارد. طبق برآوردهاي علمي در هر گرم خاكروبه بين 50 هزار تا 10 ميليون باكتري مختلف وجود دارد. مگس كه ناقل انواع اسهال، حصبه، وبا، سل و … است و موش كه تكثير آن بستگي به ميزان زباله دارد و تيفوس و طاعون را اشاعه مي دهد، در اثر انباشتگي زباله سلامت محيط انساني را تهديد مي كنند.

بعضي از زباله هاي خانگي مثل انواع باكتري، لامپهاي مهتابي و جيوه اي و لوازم الكترونيكي به علت داشتن سرب، جيوه و كادميوم در تركيب خود خطرناك هستند.

همچنين تعويض خانگي روغن موتور ماشين و جاري كردن آن در فاضلاب شهري به دليل وجود مواد سمي باعث آلودگي آبها مي شود. يك ليتر روغن موتور مي تواند تا يك ميليون ليتر آب سالم را آلوده كند.

در حالي كه اين روغن موتور قابل بازيافت و استفاده مجدد است و مي توان آن را به تعويض روغني ها تحويل داد تا آن را براي تصفيه مجدد تحويل پالايشگاه دهند.

چگونه مديريت زباله هاي خانه را به عهده بگيريم؟

مصرف درست مي تواند تا حد زيادي هزينه هاي خانواده و مصرف آب و انرژي را پايين بياورد و از توليد بيش از اندازه زباله جلوگيري كند.

براي مديريت زباله هاي منزل در درجه اول مواد قابل تجزيه مثل پس مانده هاي آشپزخانه و مواد غذايي را از ساير مواد جدا كنيد. اين مواد بسرعت تجزيه شده به طبيعت باز مي گردد.

پس مانده هاي گياهي نيز به كود كمپوست تبديل مي شود كه براي اصلاح خواص خاك و جبران مواد غذايي از دست رفته آن مفيد است و با اجراي دقيق اين طرح مي توان روزانه 530 هكتار خاك كشور را احيا كرد.

روزنامه ها و كاغذهاي باطله و دفترچه هاي تمام شده مشق نيز قابل بازيافت است كه بايد جداسازي شود. همچنين شيشه هاي به درد نخور منزل علاوه بر قابليت مجدد تبديل به شيشه در صورت بازيافت، فضاي دفن زباله را نيز اشغال نمي كند. بنابراين شيشه ها را نيز در محل ديگري نگهداري كنيد و وقتي انباشته شد آن را به ماموران بازيافت يا خريداران دوره گرد بفروشيد.

ظروف و قوطي هاي فلزي آلومينيوم را دور نيندازيد. بازيافت آلومينيوم مي تواند 90 درصد انرژي لازم براي ساخت آن را به صرفه جويي كند. آلودگي مرحله توليد آن نيز 95 درصد كمتر است. اين قوطي ها را نيز جدا نگهداريد و به فروشنده هاي دوره گرد بفروشيد تا به قوطي، ظرف جديد، فويل و ظروف يكبار مصرف آلومينيومي تبديل شود.

براي كاهش خطرات ميكروبها و حشرات، در سطل زباله از كيسه هاي پلاستيكي سالم جاي ميوه يا خريدهاي ديگر استفاده كنيد و هر شب در زمان مناسب زباله را به رفتگر تحويل دهيد. كيسه هاي پلاستيكي، ضايعات پلاستيكي و لوازم پلاستيكي شكسته را جمع آوري كنيد و به خريداران دوره گرد تحويل دهيد. تا جايي كه ممكن است از لباسها و پارچه ها استفاده كنيد. از پارچه هاي پنبه اي براي گردگيري و استفاده در آشپزخانه مي توان بهره گرفت.

لوازم برقي از انواع باتري بهتر است تا حد ممكن از اسباب بازيها و لوازم باتري دار استفاده نكنيد. باتري ها حاوي مواد سمي هستند و قرار گرفتن آن در دسترس بچه ها كار درستي نيست.

از قرار دادن لامپهاي سوخته در محلي كه قابل شكستن است، خودداري كنيد. مواد موجود در آنها بشدت آلاينده است.

ظروف غذا را ابتدا كاملا تخليه كنيد و سپس بشوييد. اين كار باعث مي شود رطوبت كمتري وارد زباله ها شود. خرده نان و پس مانده سفره را نيز مي توانيد براي پرنده ها بريزيد. سعي كنيد فقط مواد قابل تجزيه را در كيسه ريخته و تحويل رفته گر بدهيد.

هنگام خريد از بسته بنديهاي زياد از سوي فروشنده جلوگيري كنيد. خريد را به طور كلي انجام دهيد. مثلا برنج را براي مصرف سالانه خريداري كنيد.

با اين روش كيسه هاي كمتري براي بسته بندي استفاده مي شود. براي خريد نيز مي توانيد از ساكهاي پارچه اي كه پارچه هاي موجود در خانه ساخته ايد، استفاده كنيد در صورت امكان شيريني و آجيل را در پاكتهاي كاغذي بخريد. از ظروف يك بار مصرف نيز كمتر استفاده كنيد.

اگر در حياط خانه تان باغچه داريد، مي توانيد مقداري از زباله ها و پس مانده هاي آشپزخانه مثل پوست تخم مرغ، استخوان، ضايعات سبزي و ميوه و ضايعات گوشتي و ديگر مواد قابل تجزيه را در گوشه باغچه تان به كمپوست تبديل كنيد.

منبع خبرگزاری فارس


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:40 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

شايد اين مسئله كمي اقراق‌آميز بيايد ولي با استفاده از سيستم اتوماسيون اداري بدون كاغذ شما در مصرف كاغذ صرفه‌جوئي بسياري انجام داده‌ايد كه خود اين باعث قطع كمتر درختان و از بين نرفتن محيط زيست مي‌شود.

براى توليد هر تن كاغذ در كشور ۱۵ اصله درخت تنومند قطع مى شود. اين در حالى است كه به رغم روند روبه كاهش سطح جنگل هاى كشور همچنان مصرف كاغذ خصوصاً در تهران روبه افزايش است و اين كاغذها بعد از هر بار مصرف بدون اينكه مجدداً به چرخه توليد برگردند در زير خاك مى پوسند و به آلودگى هرچه بيشتر آب و خاك مى افزايند. نزديك به ۱۰ درصد معادل 7۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد در حالى كه كمتر از ۱۰۰ تن آن بازيافت مى شود.

 توليد روزانه 7۵۰ تن كاغذ زباله در تهران در حالي است كه نرخ هر كيلو كاغذ وارداتي دو دلار است و سالانه ۵۵۰ هزار تن كاغذ وارد كشور مي¬شود.

در يك سال گذشته حدود ۱۵۰ هزار تن كاغذ در كشور توليد شده است و با اجراي طرح تفكيك كامل كاغذ در تهران ، هزينه واردات كاغذ در كشور ريالي خواهد شد. هم اكنون هزينه واردات كاغذ به كشور ۱/ ۱ ميليارد دلار است.

سال گذشته قيمت هاى جهانى كاغذ از حدود ۵۳۰دلار درهرتن به ۸۲۰دلار در هرتن افزايش يافت. اين موجب شد اعتبارات و يارانه هاى مصوب براى واردات كاغذ جوابگوى تناژ مصوب نباشد از اين رو با اعتبارات مصوب حجم كمترى كاغذ واردشد كه اين كمبود به سال جارى منتقل و موجب افزايش قيمت شد.

 روزانه حدود70۰ تن كاغذ باطله تنها در مركز دفن زباله كهريزك دفع مي شود كه اين مقدار كاغذ معادل دفن ۹۰۰ اصله درخت سبز و تنومند است.

مواد اوليه تهيه كاغذ از درختان كمياب جنگل ها تامين مي شود به همين دليل بازيافت كاغذ و محصولات كاغذي نسبت به توليد كاغذ در ۴۸ درصد از انرژي و ۵۸ درصد از آب مصرفي در صنعت كاغذسازي صرفه جويي مي كند.

براي توليد هر تن كاغذ ۲ تن چوب و ۲۰۰ هزار ليتر آب مصرف مي شود كه اين ميزان با بازيافت مواد به نصف كاهش مي يابد.

در كشورهاي توسعه يافته ۹۲ درصد مواد اوليه چندصد كارخانه كاغذسازي از كاغذهاي باطله تامين مي شود درحالي كه در ايران ۲ كارخانه توليد كاغذ ۹۸ درصد مواد مصرفي را از چوب جنگل ها تامين مي كنند.

روزانه بيش از ۸ درصد از تركيبات زباله هاي شهري تهران را كاغذ و مقوا تشكيل مي دهد و بازيافت روزانه اين ميزان كاغذ باطله حدود۹۰۰ اصله درخت را از نابودي نجات مي دهد.

 براي توليد هر تن خمير كاغذ سفيد از چوب ، 3 تن يا 6 متر مكعب چوب جنگلي يا حدود 7 تن باگاس نياز است كه در صورت عدم استفاده از 6/1 ميليون تن باگاس، بايد 370 هزار متر مكعب چوب مصرف شود كه اين مقدار چوب معادل رويش سالانه 457 هزار هكتار جنگل است.

 دراينجا يك نمونه از سوالات هر گروه آمده است:

1-براى توليد هر تن كاغذ در كشور ۱۵ اصله درخت تنومند قطع مى شود. اگرروزانه در تهران 100 تن كاغذ بازيافت شود از قطع شدن چند اصله درخت جلوگيري مي شود؟

2-اگر 90درصد از كاغذ مصرفي در تهران- به جاي حدود 8 درصدفعلي- بازيافت شود از قطع چند درخت تنومند جلوگيري ميشود؟

3-نزديك به ۱۰ درصد معادل ۷۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد كل زباله تهران در يك روز چند تن است؟

4-نزديك به ۱۰ درصد معادل ۷۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد در حالى كه كمتر از ۱۰۰ تن آن بازيافت مى شود.روزانه چند درصد از زباله هاي كاغذي تهران بازيافت مي شود؟

5-با توجه به افزايش قيمت هاى جهانى كاغذ از حدود ۵۳۰دلار درهرتن به ۸۲۰دلار در هرتن در سال گذشته اگر امسال 30 درصد كاغذ را از زباله هاي تهران صرفه جويي كنيم و به ازاي هر تن كاغذ بازيافت شده 50 در صد هزينه نهايي آن كاهش يابد با اين كارسالانه چند دلار صرفه جويي ارزي مي كنيم؟در حل اين مساله اگر به اطلاعات ديگري نياز داريد آن را ازمتن بالا استخراج كنيد.

در حين اين كار به طور غير مستقيم حساسيت دانش آموزان نسبت به صرفه جويي در مصرف كاغذ نيز افزايش مي يابد.

بعد از مطالعه متن و طرح سوالات مي توانيد به عنوان يك فعاليت پيشنهادي از گروه ها بخواهيد راههايي كه براي صرفه جويي بيشتر و بازيافت مناسب كاغذ مي شناسند تا هفته بعد جمع آوری کنند و در 5 دقيقه به كلاس ارائه كنند.

منبع بهینه پژواک



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:38 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اصلاح الگوي مصرف شعار بنيادين ايران در سال 1388 است كه از سوي مقام معظم رهـبـري در پـيـام نـوروزي اعـلام گرديد.

پيامي كه با توجه به روند روبه رشـد مصرف به ويژه در رابطه با انواع انرژي  و از سوي ديگر شرايط اقـتـصـاد جـهـانـي، ضرورتي اساسي است كه بايد از سوي تمامي مردم و مسئولين مخصوصا سازمان ها مورد توجه جدي قرار گيرد. اما اينكه اين الــگـــو در شـــركـــت مــلـــي صــنـــايـــع پـتــروشـيـمــي چـگــونــه عـمـلـي شـود فرايندي است كه به نظر مي رسد نگاه به آن با ديگر شركت هاي تابعه وزارت نـــفــــت و هــــم عــــرض بــــا پتروشيمي تا حدودي تفاوت دارد. پــتـــروشــيــمـــي بــا افــزايــش كـيـفـيــت محصول و هر چه بيشتر استاندارد كردن آنها و كاهش هزينه هاي توليد مي تواند در راستاي اصلاح الگوي مصرف گام بردارد. فعاليتي كه در راستاي بهينه سازي مصرف،   مي‌تواند كـاهـش مـصـرف انـرژي در فـرايـند توليد محصولات را به همراه داشته باشد.  از سوي ديگر شركت‌هائي مانند گاز و پالايش و پخش فراورده هاي نفتي در فعاليت هاي مربوط به بـهـيـنـه سـازي مـصرف، به ويژه در ارتباط با مردم نحوه درست مصرف كردن و راهكارهاي مربوط به اين اقدام را اطلاع رساني كرده و در كنار آن به روش هائي كه بكارگيري آنها موجب جلوگيري از سوء مصرف مي‌شود اشاره مي كنند. اين شيوه اطلاع رساني روشي است كه بيشتر بــر مـحـور مـصـرف نـكـردن، كـمـتـر مصرف كردن يا در قالب شعار بهينه سازي يعني<درست مصرف كردن> مي‌تواند مورد استفاده قرار مي‌گيرد. شــركــت مـلــي صـنـايـع پـتـروشـيـمـي عـلـيـرغـم اينكه بخشي از مجموعه بــــزرگ وزارت نــفــــت مــحــســــوب مي‌شود ولي روند توليد و فرايندي كــه در جـهــت كـســب درآمـد طـي مـــي‌كــنــد تــا حــدودي مـتـفــاوت از شركت هائي مانند پالايش و پخش، گاز و حتي سازمان هائي مانند آب و بـرق اسـت كه بخش عمده اي از خدمات خود را به صورت يارانه اي به مردم عرضه مي كنند. پتروشيمي در حـال حـاضـر بـه جـز كود هاي شيميائي ديگر محصولات توليدي خود را به قيمت آزاد عرضه مي كند. لـــذا بـــايـــد گــفـــت مــشــكـــل فــعـلــي پتروشيمي يا به عبارتي دغدغه‌هاي پيش روي اين صنعت از زاويه‌هاي ديگري قابل بررسي هستند:

پتروشيمي سازماني است كه بـراي كـسب درآمد و ادامه كار و توليد نيازمند افزايش هرچه بيشتر توليد و به طبع آن افزايش مصرف تـوسـط مـشـتـريان است. به عبارتي لازمه افزايش درآمد، كسب سود و بدست آوردن سرمايه براي توسعه و اجراي طرح هاي جديد براي تحقق برنامه استراتژيك 20 ساله، فروش هر چه بيشتر محصول مي باشد نه كاهش مصرف آن.

- پتروشيمي با اتكاء به اعتبار بــيـــن الــمــلــلــي بــدســت آمــده طــي سـال‌هـاي گـذشـتـه تـوانـسـتـه بـخش عمده اي از نياز ارزي براي اجراي واحد هاي جديد را از طريق مذاكره مستقيم و دريافت وام يا فاينانس از شـركـت هـا و موسسات مالي بين الـمـلـلـي تـامـيـن و از مـحـل فـروش مـحـصـــــولات تـــــولـــيـــــدي آنـــهـــــا را بازپرداخت نمايد لذا اگرچه تا كنون عـمـلا فـشـاري بـر بـودجـه عـمـومي دولت تحميل نكرده است ولي در حال حاضر با توجه به شرايط فعلي اقـتـصـاد جـهـانـي و از سـوي ديـگـر تــحـــريـــم هــاي اعـمــال شــده عـلـيــه كـشـورمـان يـقـيـنـا نـيـازمـنـد حـمـايت دولت و مجلس مي باشد.

- پتروشيمي سازماني است كه از پـيـشـگامان خصوصي سازي در كـشــور بــوده ، در مــراحــل نـهــائـي  خـصــوصــي نـمـودن كـل مـجـمـوعـه تـحـت مديريت خود( از جمله در قــالــب هـلــديـنــگ) مــي بــاشــد. لــذا ســازمــانــي اســت كــه بــراي جـلــب رضـايـت مـشـتـريـان وامـكان فروش سهام و حفظ ارزش سهام ارائه شده در بازار بورس نيازمندكسب درآمد است تا بتواند با توليد و سودآوري جذابيت لازم براي جلب خريداران سهام را داشته باشد.

بر اين اساس مي توان گفت كه نـگـاه بـه پـتـروشيمي  يا به عبارت دقيق‌تر نگاه مسئولين پتروشيمي به سـازمـان خـود بـايد نگاه يك بنگاه اقتصادي در جهت كسب درآمد و سود، حفظ توان رقابت در عرصه داخـلــي و بـيــن الـمـلـلـي و تـوسـعـه بـازارهـاي فـروش بـاشـد. يك مثال داخلي در اين رابطه مي تواند نگاه شركت هاي خود روسازي داخلي كشور و يا شركت هاي عرضه كننده سيم كارت تلفن همراه مي باشد. به طـور مـثـال ايـران خـودرو يـا سـايـپا اگرچه در جهت جلب رضايت مردم تلاش مي كنند كه خدمات مطلوب تري در توليدات خود داشته باشند، ولي تبليغات و فعاليت اصلي آنها ارائه راهكارهاي هر چه موثرتري است كه بتواند موجب فروش بيشتر خودروهاي توليدي آنها شود و در اين رابطه انواع وام ها و ليزينگ‌هائي كـه مـردم به خريد خودرو تشويق شوند را تدارك ديده اند. بر همين اسـاس مـي بـيـنـيم كه تعبير آنها از اصلاح الگوي مصرف به هيچوجه اين نيست كه مردم را تشويق به عدم خـريـد خـودروهـاي مـدل بـالاتـر يا جديد و در مقابل حفظ و نگهداري خودروهاي قديمي آنها نمايند، حتي آمـــادگـــي خـــود بـــراي دريـــافـــت و تعويض خودروهائي با عمر كمتر از 10 سال، براي تعويض با خودروي جديد و صفر كيلومتر را نيز اعلام كرده اند و تبليغات آنها در جهت كشاندن افكار عمومي براي خريد به ايــن صـورت اسـت كـه مـدل هـاي جـديـد مـصـرف كمتري دارند پس بيائيد باز هم از ما خودروي نو و جديد را بخريد! اين مثال در تبليغاتي كه شركت هاي خدمات تلفن همراه  هــر روزه از رســانـه هـاي گـروهـي پخش مي كنند نيز به خوبي قابل مشاهده است.

راهكار پيشنهادي:

پتروشيمي بنگاهي اقتصادي اسـت كـه نـياز به فروش محصول بـراي كسب درآمد دارد و شرايط فـعـلـي اقـتـصـاد جـهاني محصولات پتروشيمي كشور را تحت تاثير قرار داده اسـت. لـذا مـجـموعه مديريت پـتــروشـيـمــي نـيــازمـنـد مـشـاركـت و همفكري تمامي كاركناني است كه مي توانند در اين رابطه ايده نو عرضه كنند.ايده پيشنهادي حاضر فرايندي است كه مي تواند منجر به اين شود تا تمامي پرسنل پتروشيمي از محل حقوق دريافتي خود به حفظ روند تـولـيـد و فـروش پـتروشيمي كمك كنند. وقتي در تاريخ از چگونگي مـشـاركـت مـردم در كـمك به رفع بحران از اين واقعه مهم ياد مي شود كـه زنـان ژاپـني جواهرات خود را فروخته يا پول هاي خود را از بانكها خــارج كــرده و اجـنــاس مـخـتـلـفـي مـي‌خـريدند تا اقتصاد آنها هر چه سريع تر به تحرك درآمده و از ركود خارج شود مطمئنا اين امكان براي مردم ايران و در بخش پتروشيمي بـراي كـاركـنـان ايـن صـنعت وجود دارد تا به گردش موثر چرخه توليد كمك نمايند.   توليدات پتروشيمي جزو صنايع مادر محسوب مي شود كه به طور مستقيم توسط مردم قابل مصرف نبوده و بايد توسط صنايع مـصـرفـي بـه كـالاهـاي نـهـائـي قـابل مـصــرف تـبـديـل شـود. پـتـروشـيـمـي مي‌تواند با چنين كارخانجاتي به اين صـورت قـرارداد بـبندد كه در ازاء فروش محصول به آن كارخانجات از آنها محصول نهائي توليد شده را خريداري نمايد. به عبارتي معامله ميان خود با آنها را به صورت كالا با كالا انجام دهد و پس از اين كار، كالاي نهائي خريداري شده  را به صورت اقساط با سود بسيار كم به پرسنل خود بفروشد. اين پيشنهاد در نگاه اول ممكن است خيلي موثر يا مـشـكـل گـشا نشان ندهد لذا لازم است با مثال روشن و  دقت به تبعات مثبتي كه مي تواند براي ادامه توليد و از سوي ديگر افزايش روحيه كار و تـلاش در سازمان به همراه داشته باشد مورد ارزيابي قرار گيرد.  تصور كـنـيــد پـتـروشـيـمـي بـا ايـران خـودرو قرارداد ببندد كه در ازاء فروش مقدار X تن پلي اتيلن و ديگر محصولاتي كه در توليد قطعات پلاستيكي خودروها به كار مي رود و كل مبلغ آن Y ميليون تــومــان مــي شـود تـعـداد Z دسـتـگـاه خــود‌رو تـحـويـل بـگـيـرد. سـپـس بـر اساس تقسيم بندي خود اعلام كند به هر شركت و در بخش ريز تر آن هر واحد چند تعداد مشخص خودرو تـحـويـل مـي دهـد كـه مـي تـوانند با اقساط چند ساله و سود كمي كه تماما از حقوق پرسنل كم مي شود آن را به كاركنان نمونه خود بدهند و مديران مي توانند با در نظر گرفتن معيارهاي مــشـخــص بــراي ارزيــابــي، بـهـتــريــن نفرات خود را معرفي كنند تا مشمول دريــافــت ايــن امـتـيـاز يـعـنـي خـودرو شوند. و هر چند ماه يك بار شامل ديگر افراد شايسته هم مي شود. اگر فكر مي كنيم ممكن است كسي اين وام يا حواله خودرو را نخواهد، كافي اسـت بـبـيـنـيـم كدام يك از كاركنان تـا‌كـنـون وام مـسـكـن فـعـلي، وام 10 ميليون توماني تبديل به احسن و يا هـمـيـن وام خـريد خودروئي كه به پست هاي B به بالا تعلق مي گيرد را به هر دليلي نگرفته اند؟ و چه تعداد متقاضي دريافت وام خريد خودرو هستند كه در حال حاضر با معرفي به بانك ها مي توان گرفت؟ فروش و تــحـــويـــل مــحــصـــول مـــي تـــوانــد بــا هماهنگي شركت هاي خودروسازي بــه كــارخـانـجـاتـي تـحـويـل شـود كـه قطعات مورد نياز خودرو را توليد مي كنند. اين مثال مي تواند در رابطه با شركت هاي ديگر نيز صورت بگيرد به طور مثال با شركت هائي مانند< سامسونگ يا ال جي> براي خريد محصول توسط شركت مادر خارجي يا نماينده اصلي در ايران و در ازاء آن تحويل معادل لوازمي مانند< كولر يا لوازم صوتي و تصويري> كه  خريد آن تــــوســــط اكــثــــر خــــانــــواده هــــاي پتروشيمي در سراسر كشور و حتي بستگانشان به احتمال زياد با استقبال مـواجـه مـي‌شود.   تحريم هم مثل جنگ، اقدامي ناجوانمردانه است كه تـوسـط كـشـور هـاي قـدرتمند براي تــحـــت ســلــطـــه نــگــهــداشـتــن ديـگــر كشورها اعمال مي شود. اما ركود و بحران فعلي اقتصاد جهان مشكلي است كه همان كشورهاي قدرتمند را بيشتر از ما گرفتار كرده است. معامله با آنها به اين صورت براي آنها نيز مـفـيــد مــي بــاشـد و كـاهـش قـيـمـت مـحـصــولات پـتــروشـيـمــي بــا انـجــام معاملات تهاتري با آنان و دريافت كــالاهــاي ارزان شــده آنـهـا حـداقـل سودش ادامه روند توليد پتروشيمي مي باشد. ايجاد رقابت ميان كاركنان و افزايش روحيه كار و تلاش براي بهترين شدن از جمله  نكاتي هستند كه مي توان انتظار داشت از پي آن بيايند. درآمد حاصل از اين مشاركت كاركنان را هم نبايد ناچيز بدانيم چرا كه سود اصلي ايجاد باور موثر بودن در فرد فرد نيروها و افزايش روحيه تعلق سازماني خواهد بود.

عبدالرسول دشتي،   كارشناس امور بين الملل پتروشيمي 

منبع دانش نفت



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:29 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

نان صنعتی، اگرچه سالهاست در کشور، تولید و مصرف می شود اما طی یکی - دو سال گذشته تاکید ویژه ای بر لزوم گسترش تولید و فرهنگ سازی برای مصرف آن شده، تا حدی که بنا به گفته وزیر بازرگانی و براساس برنامه ریزی ها، فراگیری نان صنعتی تا پایان سال ۱۳۹۰ شامل ۶۰ درصد نان مصرفی کشور به ویژه در شهرهای بزرگ خواهد شد

نان صنعتی، اگرچه سالهاست در کشور، تولید و مصرف می شود اما طی یکی - دو سال گذشته تاکید ویژه ای بر لزوم گسترش تولید و فرهنگ سازی برای مصرف آن شده، تا حدی که بنا به گفته وزیر بازرگانی و براساس برنامه ریزی ها، فراگیری نان صنعتی تا پایان سال ۱۳۹۰ شامل ۶۰ درصد نان مصرفی کشور به ویژه در شهرهای بزرگ خواهد شد.

اگرچه این اقدام با توجه به وضعیت تولید و مصرف نان در کشور، لازم و مقتضی است ولی گاهی در این زمینه، تنها رویارویی سنت و صنعت در مقوله نان مورد توجه قرار می گیرد و براساس آن درباره «نان صنعتی» نظر داده می شود، در حالی که علل و عوامل توجه به فراگیری مصرف نان صنعتی از مقوله ای دیگر است.

نان، اصلی ترین و پرمصرف ترین ماده غذایی انسان ها و قوت اولیه هر فرد است و به همین دلیل، همواره سعی شده تا با اختصاص یارانه و در نتیجه پائین نگه داشتن قیمت آن، در دسترس همگان قرار گیرد، اما این موضوع به مرور موجب شکل گیری وضعیتی شده که در آن، نان برای مردم خیلی گران تمام می شود!

براساس آمار اعلام شده سالانه مبلغ ۴ هزار میلیارد تومان به یارانه نان اختصاص داده می شود که اگر این مبلغ را بر جمعیت کشور (به طور تقریبی ۷۲ میلیون نفر) تقسیم کنیم، مشاهده می شود که سهم هر فرد از این یارانه، سالانه بیش از ۵۵ هزار تومان خواهد شد.

از سوی دیگر، سرانه مصرف نان در کشور سالانه ۱۲۸ کیلوگرم اعلام شده است که با توجه به محاسبه بالا، در واقع به ازای هر کیلوگرم نان خریداری شده، بیش از ۴۳۰ تومان یارانه پرداخت می شود (این مبلغ حداقلی است. یعنی بخشی از مصرف نان داخل کشور، نان غیریارانه ای است که از آن چشم پوشی شده است). حال اگر پولی که مردم بابت خرید نان می پردازند را به طور متوسط به ازای هر کیلو گرم ۴۰۰ تومان در نظر بگیریم، مشاهده می کنیم که در واقع به ازای هر کیلوگرم نان مبلغ ۸۶۰ تومان به طور مستقیم وغیر مستقیم از جیب مردم پرداخت می شود!

با این حال ، این همه ماجرا نیست! باید بدانیم که سرانه مصرف نان در کشورمان نسبت به کشورهای توسعه یافته بسیار بالا است. در مقابل سرانه ۱۲۸ کیلوگرمی نان در ایران، این سرانه در ایتالیا ۷۷، در اسپانیا ۶۳، در آلمان ۵۸ و در فرانسه ۵۷ کیلوگرم است. علت سرانه بالا ی مصرف نان در کشور ما، این نیست که مردم ایران بیش از دو برابر مردم این کشورها نان می خورند، بلکه واقعیت این است که بیش از ۳۰ درصد نان تولیدی در کشور به دلا یل مختلف از جمله رعایت نکردن اصول فنی در پخت و تولید نا مطلوب و همچنین فرهنگ نادرست جامعه در مصرف نان(که ریشه در یارانه ای بودن نان دارد) به صورت دور ریز و ضایعات در می آید. با این حساب می توان ادعا کرد که از ۱۲۸ کیلو گرم مصرف سرانه نان در واقع ۹۰ کیلوگرم خورده شده و بقیه از بین می رود. به عبارت دیگر از هر کیلوگرم نان، فقط ۷۰۰ گرم آن به مصرف واقعی می رسد و در نتیجه ۸۶۰ تومان پرداختی برای هر کیلو نان تولیدی در واقع برای مصرف ۷۰۰ گرم نان است. بدین ترتیب باید گفت که به ازای هر کیلو گرم نان که واقعا مصرف می شود، حدود ۱۲۳۰ تومان از جیب مردم هزینه می شود!

آیا در صورت حذف یارانه و پرداخت مستقیم آن به مردم، نمی توان نان صنعتی بدون ضایعات و دور ریز با مبلغ به مراتب پائین تر خرید؟ و آیا جز این است که تولید و گسترش مصرف نان صنعتی که در واقع به معنای حذف یارانه، استفاده از تکنولوژی روز در تولید و پخت و اصلا ح فرهنگ مصرف نان است، باعث توقف یا حداقل کاهش چشمگیر این زیان دهی عجیب خواهد شد؟ علا وه بر این، موضوعات مهم دیگری همچون رعایت اصولی تر بهداشت در تولید و عرضه نان صنعتی نسبت به نان های سنتی، پایان سو» استفاده هایی همچون فروش قاچاق آرد یارانه ای یا عرضه نان با وزن کمتر از میزان تعیین شده و همچنین رقابتی شدن تولید و عرضه نان و در نتیجه افزایش کیفیت نیز لزوم فراگیری مصرف نان صنعتی را بیش از پیش نشان می دهد.

با این اوصاف می توان گفت اقدام موثر و عملی در زمینه افزایش تولید و فرهنگ سازی برای مصرف این نوع نان، می تواند از جمله مهمترین اقدامات در زمینه اصلا ح الگوی مصرف در سال جاری باشد که باید امیدوار بود که با همت دولت و همراهی مردم، منتج به نتیجه مطلوب شود.

نویسنده : محمدحسین روانبخش


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:27 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

استان هرمزگان از مناطق کم آب و گرم و خشک کشور است و در سال‌هاي اخير با خشکسالي‌هاي پي در پي دچار کم آبي شديد و مضاعف شده است. همين امر باعث گرديده تا کشاورزان بيشتر متوجه اهميت موضوع شده و درصدد برآيند تا با استفاده از روش‌هاي آبياري تحت فشار بتوانند مشکل کم آبي خود را کاهش دهند و در اين راه موفقيت‌هاي چشمگيري داشته‌اند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اجراي طرح‌هاي آبياري تحت فشار که منجر به افزايش راندمان آبياري مي‌شوند، نه تنها تنش آبي مرتفع شده که در بعضي موارد افزايش سطح زيرکشت را نيز به دنبال داشته است.

شروع آبياري تحت فشار در استان از سال 72 بوده و تاکنون نيز ادامه دارد، به طوريکه سالانه با ترويج اين شيوه آبياري در بين کشاورزان، سطح بيشتري از اراضي تحت پوشش اين سيستم قرار مي‌گيرند.

از ابتدا تا شروع برنامه چهارم (سال 84) 16994 هکتار از اراضي کشاورزي تحت پوشش آبياري تحت فشار قرار گرفته و هم اکنون 31748 هکتار از اراضي استان با اين روش آبياري مي‌شوند که در مجموع 21 درصد از اراضي آبي استان را شامل مي‌شود که از شاخص 8 درصدي کشور جلوتر است.

طبق مطالعات امکان سنجي انجام شده پتانسيل بهره برداري جهت اجراي سيستم آبياري تحت فشار 80000 هکتار بوده که تاکنون در 31748 هکتار از اراضي اجرا شده و امکان اجراي اين سيستم در 49033 هکتار از اراضي وجود دارد. در حال حاضر راندمان کلي آبياري در اراضي که به روش سنتي آبياري مي شوند در حدود 35 درصد است.

ليکن با اجراي سيستم‌هاي آبياري تحت فشار مي‌توان اين مقدار را به 85 درصد در اراضي‌اي که به روش قطره‌اي آبياري مي‌شوند و 70 درصد در سيستم باراني افزايش داد. مزاياي آبياري قطره‌اي در بهره گيري از منابع آب، کاهش تبخير آب از سطح خاک، عدم وجود روان آب سطحي و کنترل نفوذ عمقي از جمله عواملي هستند که کاهش باعث مصرف آب و افزايش بازده آبياري مي‌شوند.

در آبياري قطره‌اي نياز آبي گياه روزانه تامين مي شود لذا رطوبت خاک در منطقه توسعه ريشه در طول دوره رشد تقريباً ثابت مي‌ماند و گياه کمتر از نوسان‌هاي تنش آب صدمه مي بيند.

کاهش زيان وارده به گياه در اثر شوري آب

آبياري قطره‌اي در استفاده از آب شور نسبت به ساير روش‌هاي مرسوم آبياري متداول تر است و اين امر را مي توان به دو دليل زير دانست: در روش آبياري قطره‌اي فاصله بين آبياري کوتاه بوده و منطقه توسعه ريشه‌ها همواره خيس نگهداشته مي‌شود لذا محلول خاک که ريشه‌هاي گياه آب و مواد غذايي مورد نياز خود را از آن دريافت مي‌دارند تقريباً در طول دوره رشد گياه رقيق مانده و غلظت نمک در آن کمتر است. حال آنکه در ساير روش‌ها به دليل زياد بودن فاصله آبياري، خاک در روزهاي قبل از آبياري نسبتاً خشک بوده و محلول خاک از نظر نمک غليظ مي‌شود.

جذب آب در چنين شرايطي باعث وارد شدن نمک به داخل گياه و صدمه زدن به آن مي شود. در آبياري قطره‌اي حجم مرطوب شده خاک به طرف خارج از گياه رو به گسترش بوده و نمک نيز در جبهه رطوبتي به طور مرتب از نقطه ريزش آب از قطره چکان به خارج از آن رانده مي‌شود، به طوريکه اگر قطره چکان کنار گياه در جاي مناسبي قرار گرفته باشد نمک از دسترس ريشه دور مي‌شود. البته عدم استقرار صحيح قطره چکان مي تواند نمک را به طرف ريشه‌ها رانده و باعث صدمه زدن به آن شود. آب قبل از وارد شدن به سيستم از صافي‌هاي مخصوص گذشته و تصفيه مي‌شود لذا امکان وارد شدن بذر علف‌هاي هرز به داخل زمين وجود ندارد و همچنين تمام مزرعه آبياري نمي‌شود و امکان رشد علف‌هاي هرز وجود ندارد.

نياز به نيروي انساني کمتر و صرفه جويي در انرژي

فشار آب در اين سيستم به مراتب از سيستم باراني کمتر است.

بالا بودن بازده آبياري

در روش آبياري قطره‌اي راندمان تا 85 درصد مي‌رسد. در هنگام آبياري قطره‌اي مي توان بين رديف‌ها حرکت کرده و عمليات هرس، وجين و برداشت محصول را انجام داد.

سيستم آبياري قطره‌اي در مقايسه با ساير روشهاي آبياري به مراقبت بيشتر و عمليات دقيق تر در تصفيه، کود دادن و نگهداري سيستم نياز دارد. نگهداري سيستم در درجه اول مستلزم اين است که قطره چکان‌ها از نظر توزيع يکنواخت آب و تامين نياز آبي گياه در وضع مناسبي باشد. در اغلب موارد اين امر در ارتباط مستقيم با کاربر و کارکرد صحيح و مناسب فيلترهاي تصفيه مي‌باشد لذا صافي ها بايد به طور متناوب تميز شوند و کنترل عملکرد مطلوب قطره چکان‌ها با اندازه گيري مقدار آبگذاري سيستم و همچنين دقت در تغييرات فشار از طريق نصب و قرائت مرتب فشارسنج در قسمت‌هاي مختلف شبکه مقدور است. مسدود شدن قطره چکانها يک امر تدريجي است که در نتيجه رسوب املاح، مواد آلي يا مواد معلق موجود در آب ايجاد مي‌شود. برخي قطره چکان‌ها را مي توان بازکرده و با دست تميز نمود برخي ديگر ممکن است با دست باز نشده و با فشار آب شسته شود. هواي تحت فشار با فشار 5 تا 15 اتمسفر براي خارج کردن مانده‌هاي مواد آلي که به صورت ژله در قطره چکان‌ها با مجراي طولاني مانده‌اند از طريق اعمال به سر لوله‌هاي فرعي مي‌تواند موفقيت آميز باشد ولي بايستي دقت كرد آيا قطره چکان‌ها و اتصالات قدرت تحمل اين فشار را دارند يا خير. بقاياي مواد آلي مانند تکه‌هاي کوچک جلبک از توري صافي عبور کرده و وارد شبکه مي‌شوند، جلوگيري از رويش جلبک‌ها در داخل لوله‌ها داراي اهميت است.

در صورت وجود مواد آلي و جلبک ها مي توان يکي از سه روش زير را به کار برد: استفاده از کلرين با غلظت 2 تا 5 ميلي گرم در ليتر قبل از اتمام آبياري. استفاده از آب ژاول با غلظت 1 تا 5 ميلي گرم در ليتر هر پانزده روز يکبار. استفاده از سولفات مس با غلظت حدود 4 ميلي گرم در ليتر( در صورتي که آب حاوي کربنات و بيکربنات نباشد.(

به طور کلي بهترين کار براي جلوگيري از انسداد قطره چکان‌ها پيشگيري است و عمليات پيشگيري را مي توان بدين صورت انجام داد: آغشته نمودن آب با مواد شيميايي در صورت لزوم که انتخاب نوع مواد شيميايي و مقدار آن به کيفيت آب و غلظت املاح موثر در گرفتگي‌ها بستگي دارد.

انتخاب قطره چکان‌هاي مناسب براي آب مورد استفاده (برخي از قطره چکان‌ها نسبت به تجمع املاح و رسوب حساسيت کمتري از خود نشان مي دهند.) - شستشوي دستگاه به طور متناوب - تصفيه آب قبل از رسيدن به قطره چکان‌ها( منظور استفاده از يک يا تمام فيلترهاي شن، توري، سيلکون و حوضچه رسوبگير است) - همچنين رعايت نکات زير مي‌تواند در مديريت و استفاده صحيح از سيستم نقش اساسي را ايفا مي‌کند: - شستشوي به موقع صافي‌ها - استفاده از دستگاه شسشوي خودکار، در صورتي که آب مقدار زيادي رس به همراه داشته باشد - بازديد هفتگي از دستگاه هاي تزريق کود، تنظيم فشار، دبي سنج، فشارسنج و پمپ - بازديد ماهانه از طرز کار قطره چکان‌ها - تخليه و شستشوي لوله هاي فرعي هر شش ماه يکبار - تزريق کود در مراحل اوليه رشد با فاصله‌هاي کوتاه تر - در صورت استفاده از کود يا مواد شيميايي غلظت آنها نبايد بيشتر از غلظت مجاز باشد و توصيه مي‌شود يک ساعت پس از شروع کار سيستم و يک ساعت قبل از خاتمه آبياري تزريق کود انجام گيرد - تنظيم آبياري بر طبق حساسيت گياه به آب در مراحل مختلف رشد - کوتاه کردن فاصله آبياري‌ها در صورت شوري آب و خاک - اندازه گيري حجم آب داده شده بر طبق تقويم آبياري - در صورت لزوم خودکار کردن سيستم در جهت کاهش نيروي کارگري.

کاربرد کود در سيستم آبياري قطره‌اي

يکي از مزاياي آبياري قطره‌اي کاربرد توام کود همراه با آب ابياري است؛ در اين روش چون کود به طور مستقيم در اختيار هر گياه قرار مي گيرد کارايي مصرف آن افزايش مي‌يابد. همچنين در نيروي کارگري، ماشين آلات و هزينه‌هاي انرژي نيز صرفه جويي مي‌شود. در استفاده از کود بايد به نکات زير توجه شود تا از بروز هرگونه مشکل جلوگيري به عمل آيد: کودهاي مورد استفاده به سرعت در آب حل شوند، چنانچه دو يا چند ماده شيميايي همراه با هم به سيستم تزريق شوند بايد توجه داشت بين آنها واکنش شيميايي که منجر به توليد رسوب گردد، رخ ندهد، کود تزريقي با مواد موجود در آب وارد واکنش شيميايي نشود، کود از انواع خورنده نباشد، کود هميشه قبل از واحد تصفيه وارد سيستم شود.

براي حصول اطمينان قبل از تزريق مواد شيميايي به سيستم قطره‌اي مقداري از آن را در ظرفي که محتواي آب آبياري است با غلظت نسبتاً زيادتر از حد معمول ريخته و بهم بزنيد، چنانچه پس از 24 ساعت آثاري از واکنش‌هاي شيميايي مشاهده شد از مصرف آن ماده در سيستم خودداري كنيد.

منبع ایسنا



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:22 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

يكي از بخش‌هايي كه بايد در اين زمينه مورد توجه قرار گيرد، توليد، توزيع و مصرف برق كشور، بعنوان يكي از پرهزينه‌ترين و فراگير‌ترين بخش انرژي كشور است.

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

دريك مديريت نسبتاً مناسب، درصد تلفات نبايستي در كل شبكه بيش‌از 10 درصد باشد. از اين نمونه در كشور ما نيز ديده مي‌شود بطوريكه در استان اصفهان تلفات حدود 8.5 درصد بوده است و در استان سيستان و بلوچستان كه در سال‌هاي قبل از وضع بسيار نا‌مطلوبي برخوردار بود، در سال 1386 با يك مديريت صحيح، تلفات به زير 10 درصد رسيد در حاليكه تلفات برق در استان خوزستان حدود 37 درصد و در شهر اهواز حدود 42 درصد بوده است و مجموع كشور در سال 1386تلفات 23.53 درصدي را نشان مي‌داد.

آمار سال 1386 برق كشور نشان مي‌دهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.

حال اگر اين مديريت اعمال شده در استان سيستان و بلوچستان به كل كشور تسري داده شود و متوسط تلفات كشور در برق به حداكثر ده درصد برسد (بايد توجه داشت كه هيچ زماني نمي‌شود تلفات را در شبكه صفر كرد و طبيعت بالاخره مقاومت را در جاي‌جاي شبكه قرار داده است و درصدي از تلفات كه بستگي به عوامل متعدد دارد بديهي است) از 48 ميليارد كيلووات ساعت تلفات برق درشبكه (در سال 1386) حداقل 27.6 ميليارد كيلووات ساعت بدون مصرف هرگونه انرژي پايه (گاز طبيعي گازوئيل يا مازوت) و يا ايجاد نيروگاه جديد و سرمايه‌گذاري براي آن، قابل فروش خواهد شد. البته بايد اذعان كرد كه اصلاح شبكه نياز به صرف هزينه‌هاي مناسب خود دارد كه لازم است به آن توجه شود ولي از طرف ديگر بايد دقت داشت كه درآمد ناشي از فروش 27.6 ميليارد كيلووات ساعت برق حاصل از حذف تلفات (13.53 درصد) به قيمت 773 ريالي كه در قانون بودجه سال 1387 منظور شده است، بالغ بر21.335ميليارد ريال خواهد شد كه از محل آن هزينه اصلاحات شبكه (به‌خصوص شبكه توزيع) مستهلك خواهد شد. لازم به توضيح است كه كاهش اين حجم از تلفات نياز به زمان منطقي خودش را دارد زيرا در سال‌‌‌‌‌هاي اول امكان كاهش سالانه تا 3 درصد با هزينه بسيار كمتري نسبت به توسعه مقدور است ولي بعد از گذشت 3 سال كاهش يك درصد در سال، با هزينه بالاتري امكان‌پذير خواهد بود.

صرفه‌جويي ديگري كه از محل حذف بخش فوق‌الذكر از تلفات براي كشور حاصل مي‌شود عدم نياز به تأسيس حدود 7100 مگاوات نيروگاه جديد براي جبران اين تلفات است و تلفات توسعه جديد است كه با محاسبه حدود 650 دلار نياز سرمايه براي ايجاد يك كيلووات قدرت در شبكه، ملاحظه مي‌شود كه كشور نيازبه سرمايه‌گذاري بيش از 4.6 ميليارد دلار خواهد داشت.

توجه داشته باشيم كه اگر برآورد‌هاي اين بخش بر اساس محاسبات توان متناظر انجام شود مقدار آن بيش از 7400 مگاوات خواهد شد كه به‌دليل بحث فوق تخصصي طراحي نيروگاه‌ها به ادبيات ساده فوق بسنده كرده‌ايم سومين موردي كه حاصل مي‌شود، صرفه جويي در مصرف حدود 6.9 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي (يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) در سال است كه روزانه به‌طور متوسط حدود 18.9 ميليون متر مكعب خواهد بود، يعني بدون مصرف اين مقدار سرمايه طبيعي كشور، برقي كه در شبكه از بين مي‌رود قابل فروش خواهد شد. توجه داشته باشيم كه قيمت همين مقدار گاز طبيعي براساس قيمتي كه هدف دولت براي افزايش قيمت گاز براساس نفت‌خام48.5 دلاري بود (هر متر مكعب 1300 ريال) سالانه بالغ بر 8900 ميليارد ريال است كه در حقيقت صرف تلفات غيرقابل قبول مي‌گردد.

با اين حساب ملاحظه مي‌شود كه منافع حاصل از يك كار مهندسي و اجرايي (كه هيچ وابستگي به خارج كشور ندارد و توسط متخصصين توانمند ايراني براحتي قابل اجراست) در مجمع سالانه بالغ بر 30 هزار ميليارد ريال و در بخش سرمايه‌گذاري بالع بر 43700 ميليارد ريال خواهد بود.

بحث ديگر اين بخش مصرف ‌نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاه‌هاي كشور است كه به‌دليل پايين بودن راندمان نيروگاه‌هاي كشور است. براساس آمار‌هاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاه‌هاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاه‌هايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاه‌هايي كه با بيش‌از 46 درصد راندمان عمل مي‌كنند

بحث ديگر اين بخش مصرف ‌نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاه‌هاي كشور است كه به‌دليل پايين بودن راندمان نيروگاه‌هاي كشور است. براساس آمار‌هاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاه‌هاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاه‌هايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاه‌هايي كه با بيش‌از 46 درصد راندمان عمل مي‌كنند. بايد توجه داشت كه با ملحوظ نمودن طبيعت ايران و نقش دما و رطوبت هوا و ارتفاع منطقه‌اي كه نيروگاه در آن نصب شده است، براي آنها راندمان‌هاي متفاوتي متصور است ولي در مجموع بايد راندمان نيروگاه‌هاي كشور حداقل به‌طور متوسط 46 درصد باشد (البته سطح تكنولوژي استفاده شده در اين بخش نيز مهم است). تفاوت اين دو راندمان (يعني 37.8 موجود و 46 درصد مورد انتظار) كه براي افزايش 8.2 درصد راندمان آنها نياز به سرمايه‌گذاري است، باتوجه به اينكه اين نيروگاه‌ها از نوع نيروگاه‌‌هاي حرارتي است لذا مي‌توان به اين نكته دقت كرد كه اگر ظرفيت نيروگاه‌هاي حرارتي موجود را حدود 43000 مگاوات فرض كنيم افزايش راندمان 8.2 درصد متوسط آنها، ظرفيت آنها را بيش از 3500 مگاوات افزايش خواهد داد.

بهره‌اي كه از اين افزايش راندمان حاصل مي‌شود، اين است كه بدون مصرف گاز طبيعي مازاد (گازوئيل يا مازوت) - (با فرض متوسط 12 ساعت كاري براي نيروگاه ها) حدود 15 ميليارد كيلووات ساعت برق قابل توزيع حاصل مي‌شود كه صرفه‌جويي سالانه حدود 3.75 ميليارد متر مكعب (روزانه به‌طور متوسط بيش‌از 10.27 ميليون متر مكعب يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) را با قيمتي حدود 4875 ميليارد ريال خواهد داشت.

البته براي اصلاح اين نيروگاه‌ها كه اكثراً لازمه آن نصب سيكل تركيبي نيروگاه‌هاي گازي موجود است، نياز به حدود 2.3 ميليارد دلاراست كه بايد تأمين گردد و منافع آن فقط در بخش صرفه‌جويي در مصرف سوخت نيروگاهي آن‌قدر خواهد بود كه هزينه مذكور حداكثر 5 ساله مستهلك خواهد شد.

دومين كار مهمي كه وزارت نيرو لازم بود به آن بپردازد، اعمال روش‌هاي فني براي مديريت بار در شبكه است.كه از آن جمله- تراشيدن اوج (peak sharing) است بدين‌معني كه با اعمال روش‌هاي مختلف مي‌توان كاري كرد كه تا حد امكان از

ساعات پيك مصرف كاست. مي‌دانيم كه در تابستان بين ساعت 8 تا 12 شب، مصرف برق به‌قدري افزايش مي‌يابد كه احتمالاً دستگاه اجرايي، علي‌رغم تمايل، مجبور به قطع سرويس طبق برنامه زمان‌بندي شده، مي‌شود و در همين فاصله زماني (پيك مصرف) بخش كنترل شبكه (ديسپچينگ) و نيروها‌ي زحمت‌كش آن بخش، در نگراني و التهاب به‌سر مي‌برند حال اگر دستگاه اجرايي بخواهد اين نگراني را با ازدياد توان توليدي نيروگاه‌ها انجام دهد بايد ميلياردها دلار سرمايه‌گذاري براي ايجاد نيروگاه‌هايي كند كه فقط درهمين زمان پيك مصرف كاربرد دارد و بديهي است كه توجيه اقتصادي نداشته باشد.

دركشورهاي مختلف دنيا براي حل اين معضل، سياست‌هاي مختلفي را اعمال مي‌كنند كه هر يك به نوبه خود در مديريت بار شبكه تأثيرگذار است از آن جمله، فروش براساس شدت جريان، (آمپر) يا تدوين تعرفه‌هاي متنوع براي فروش برق در ساعات مختلف شبانه روز و .... اشاره كرد.

يكي از اين روش‌ها در بند (ب) تبصره(44) قوانين بودجه سال‌هاي 1377و 1388 و بند (الف) تبصره 44 قانون بودجه سال 1379 كل كشور مورد تاكيد قرار گرفته است.

در اين رابطه متن بندهاي مذكور كه داراي يك شكل انشائي بوده است مي‌گويد: «وزارت نيرو مكلف است براي كليه مشتركين برق سه فاز و همچنين آن دست از مشتركين تك فاز واقع در مناطق غير گرمسيري كه مصرف ماهانه آنها بيش از 600 كيلووات ساعت درماه مي‌باشد كنتور و تعرفه نصب نمايد. شوراي اقتصاد با حفظ قيمت متوسط برق درحد مصوب، افزايش نرخ برق در اوج مصرف و نيزكاهش قيمت آن در ديگر ساعات را طوري تعيين نمايد كه موجب كاهش مصرف در ساعت اوج گردد».

سه سال درقوانين بودجه اين تكليف براي وزارت نيرو تعريف شد ولي وزارت نيرو اقدام مؤثري انجام نداد و در قوانين بعدي هم مورد توجه قرار نگرفت زيرا ظاهراً قانون‌گذار به اين نتيجه رسيد كه دستگاه اجرايي قانون را انجام نخواهد داد.

اما اگر اين سياست اجرا شده بود و بعد در مورد مناطق غير گرمسيري براي مصارف كمتر (حتي مصرف ماهانه 400 كيلووات ساعت) اعمال مي‌شد و پس از آن با تعديل منطقي و تعيين سقف معقول در راستاي تامين آسايش ساكنين مناطق گرمسيري (در ماه‌هاي گرم سال) نيز اجرا مي‌شد، با تعيين تعرفه‌هاي چند برابري براي ساعات پر مصرف و تعرفه كم براي ساعات كم مصرف‌، مي‌شد امروز به بار شبكه مديريت كرد و از سرمايه‌گذاري بي‌مورد براي تأمين توان مورد نياز پيك مصرف امروز، اجتناب كرد.

 امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نمي‌شود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حامل‌هاي انرژي) را تحمل كنند، اما مي‌شود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نمي‌خواهند اين همراهي را انتخاب كنند‌ بديهي است كه بايد هزينه‌اش را نيز پرداخت كنند

مردم ما حق دارند كه از همه امكانات رفاهي مصرف‌كنندهٌ انرژي استفاده كنند و صحيح نيست كه همواره آنها را از مصرف صحيح منع كرد و يا سقف غيرقابل قبول كه ناشي از مصرف بالاي تجهيزات ساخت داخل (يخچال، فريز، ماشين رختشويي،

اطو، جاروبرقي، تلوزيون و حتي تجهيزاتي كه امروزه لوكس به‌حساب مي‌آيد مثل ماشين ظرفشويي) نيز است، تدوين‌كرد. امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نمي‌شود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حامل‌هاي انرژي) را تحمل كنند، اما مي‌شود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نمي‌خواهند اين همراهي را انتخاب كنند‌ بديهي است كه بايد هزينه‌اش را نيز پرداخت كنند.

محاسبه براي تعيين اثر هر روش در كاهش پيك مصرف، كاري بسيار تخصصي كه نه در بضاعت اينجانب است و نه يك مقاله جاي ‌آنرا دارد (كه تا اينجا هم بحث به درازا كشيده ) ولي به‌طور كلي مي‌شود انتظار داشت كه با روش هاي متنوع و منطقي نياز توان شبكه را در پيك بار 2000 تا 2500 مگاوات كاهش داد كه در صورتيكه براساس هزينه‌هاي ايجاد نيروگاه‌هاي سيكل تركيبي محاسبات مالي انجام شود به نظر مي‌آيد بتوان حدود1.3 تا 1.6 ميليارد دلار از سرمايه‌گذاري مازاد اجتناب كرد.

و بالاخره چهارمين كاري كه وزارت نيرو بايد به آن توجه كند، اجراي سياست هاي كلي اصل 44 قانون اساسي است و به تبع آن منطقي كردن تشكيلات سازماني و عريض و طويل وزارتخانه و شركت‌هاي تابعه‌ است.

به‌طور خلاصه بايد اذعان كرد كه منحصراً مصرف‌كنندگان نيستند كه بايستي رعايت الگوي‌مصرف را بنمايند (گرچه اين مورد هم از اهميت كافي برخوردار است) بلكه توليدگنندگان لوازم وتجهيزات و سرويس‌دهندگان برق و... نيز در استفاده بهينه از اين منبع گران قيمت مؤثرند و فقط استفاده از اهرم قيمت نمي‌تواند به تنهايي كارساز باشد. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه رسيدن به نقطه تعادل نياز به فرهنگ‌سازي دارد كه به‌عنوان يك اصل نبايد فراموش شود.

منبع فارس


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:22 PM - روز شنبه 17 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :19  
10 11 12 13 14 15 16 17 18 19