پیشرفت، رشد و تحوّل هر کشور و جامعه‌ای، در گرو داشتن دانش و فناوری و استفاده بهینه و مطلوب از امکانات و ظرفیت‌هاست. در این راستا، بهره‌گیری از منابع و استعدادهای طبیعی و انسانی، امری بایسته و ضروری به نظر می‌اید. بهره‌وری را می‌توان به استفاده مطلوب از امکانات، سرمایه‌ها، نیروها، منابع و فرصت‌ها در تولید کالا و علم و عرضه خدمات» تعریف کرد. در چنین حالتی، بهره‌وری می‌تواند بیشترین استفاده از کمترین امکانات و منابع مادّی (فنّاوری، مدیریت، نیروی انسانی و منابع طبیعی) و معنوی (ارزش‌ها، رفتارها و هنجارهای اجتماعی) در راه رسیدن به رشد و شکوفایی همه‌جانبه زندگی انسان باشد.

ضرورت بهره‌وری

در حال حاضر، در ایران با وجود داشته‌های فراوان انسانی و طبیعی (بویژه منابع طبیعی اوّلیه و انرژی) و تأکید مستقیم و غیرمستقیم آموزه‌های دینی و سنّت‌های سازنده ملّی در مورد بهره‌وری بهینه از منابع و امکانات، میزان بهره‌وری در بخش‌های مختلف جامعه در حدّ مطلوبی نیست. از سوی دیگر، گسترش روزافزون جمعیت و مصرف شتابان منابع و نیز محدودیت آنها، روز به روز، قدرت بهره‌برداری از منابع را محدودتر کرده و موجب گران‌تر و مشکل‌تر شدن دسترسی به منابع اوّلیه تولید شده است.

حال اگر قصد داریم در دنیای پُررقابت امروزی، رونق اقتصادی و اجتماعی بهتری داشته باشیم، لازم است به بهره‌وری بالایی برسیم؛ زیرا ایستادگی و تداوم حیات در صحنه جهانی، مستلزم سرعت و دقّت بیشتر است. این مسئله برای کشور ما اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چون در سه دهه اخیر، شاهد تحوّلات بزرگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از جمله: انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، تحریم‌های اقتصادی و بلایای طبیعی بزرگ (مثل زلزله) بوده‌ایم و به همین دلیل، برای جبران این خسارت‌ها و رفع تنگناهایی چون: بیکاری، وجود یارانه‌های غیرمنطقی، محاصره اقتصادی، کمبود مسکن و دَه‌ها مشکل دیگر، باید تلاش و نهضتی همه‌جانبه را آغاز کنیم و زمان را به همراه حفظ کیفیت و کمیت، به بند کشیم که تنها با تکیه بر اصل بهره‌وری، به این هدف خواهیم رسید.

آسیب‌شناسی بهره‌وری در ایران

این موضوع از ابعاد مختلفی می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد؛ از جمله از دیدگاه منابع انسانی، منابع طبیعی و نیز از دیدگاه اقتصادی (تولید، توزیع و مصرف) که هر کدام از این موارد، خود، شامل زیرمجموعه‌ای از موضوعات مختلف هستند؛ امّا آنچه در این جا مدّ نظر است، آسیب‌شناسی و شیوه استفاده بهینه از منابع طبیعی و ذخایر ملّی است.

بهره‌برداری نامطلوب از منابع طبیعی

ذخایر و منابع طبیعی مانند: آب، خاک، جنگل و مرتع و انرژی (سوخت‌های فسیلی، نیروی باد و...)، ارزشمندترین ثروت‌های یک کشور هستند و پشتوانه عظیمی برای اقتصاد به شمار می‌ایند. با تمام اهمیتی که منابع و ذخایر طبیعی دارد، شیوه بهره‌برداری از منابع و ذخایر کشور ما، وضعیت مطلوبی ندارد.

آب

در حال حاضر در کشور ما، برای مصارف شهری و روستایی و صنعتی و کشاورزی، از شیوه‌های مختلفی برای بهره‌برداری از منابع آبی بهره گرفته می‌شود که کم‌تر با استانداردهای بهره‌وری هماهنگ است، به گونه‌ای که از 400میلیارد متر مکعب باران سالانه، 270 میلیارد متر مکعب آن، به صورت‌های مختلف، تبخیر یا از دسترس، خارج می‌شود.

میانگین مصرف سرانه آب در جهان (در بخش‌های مختلف)، حدود 580 متر مکعب برای هر نفر در سال است؛ ولی در ایران ـ‌که کشوری کم آب نیز هست‌ـ، این رقم برای هر نفر، 1300 متر مکعب است. در بخش صنعت هم آب، به دلیل آلوده شدن به سموم و مواد شیمیایی و میکروبی و وارد شدن از راه چاه‌ها به سفره‌های زیرزمینی، کیفیت خود را از دست می‌دهد و قابلیت بهره‌برداری مجدّد از آن، کاهش می‌یابد.

به هر حال، این موارد، بیانگر اتلاف و اسراف بیش از اندازه آب است که با اصلاح فرهنگ مصرف، می‌توان انتظار بهره‌وری بیشتری از آن داشت.

خاک

خاک، یکی دیگر از منابع ارزشمند حیات بشری است که برای تشکیل یک سانتی‌متر آن در روی زمین، بیش از هزار سال زمان نیاز است و به همین دلیل، باید از آن درست استفاده کرد. بهره‌برداری نادرست از خاک، موجب فرسایش آن می‌شود که این امر، پیامدهای ناگوار فراوانی خواهد داشت، از جمله این که می‌تواند زمین‌های کشاورزی را به بیابان تبدیل کند، راه‌های بیابانی را مسدود کند، محصولات غذایی را کاهش دهد، هوای شهر و روستا را به گرد و غبار آلوده کند، موجب جاری شدن سیل شود، سدها، دریاچه‌ها و منابع آبی را از خاک، انباشته کند و بدین ترتیب، هزینه‌های فراوانی بر دوش ملّت خواهد گذاشت. متأسّفانه، هرساله در کشور ما، به خاطر دخالت‌های بی‌رویه انسان، مانند: چرای بی‌رویه دام، بهره‌برداری بیش از حد از خاک، شیوه شخم زدن نامناسب خاک و کندن بوته‌ها و درختچه‌ها برای تأمین سوخت، میلیون‌ها تُن خاک از بین می‌رود و به وسعت مناطق بیابانی افزوده می‌شود؛ در حالی که با افزایش جمعیت و نیاز به موادّ غذایی بیشتر، حفظ زمین‌های حاصلخیز، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. پیامبر اکرم(ص) در این مورد می‌فرماید: حُرمت زمین را نگه دارید؛ زیرا زمین به منزله مادر شماست».1

جنگل و مرتع

جنگل‌ها، با تعدیل هوا، فراهم آوردن فراورده‌های صنعتی، ساختمانی و پزشکی مورد نیاز و از همه مهم‌تر، حفظ خاک و پیشگیری از جاری شدن سیلاب و پیامد‌های ناشی از آن، شرایط مساعدی برای زندگی انسان فراهم می‌آورند. اگر درختان جنگلی در حجم انبوهی قطع شوند، تعرّق گیاهان کاهش می‌یابد که خود این امر، به کاهش بارندگی و خشک شدن خاک و گسترش مناطق بیابانی می‌انجامد.

متأسّفانه در کشور ما، روند تخریب جنگل، با شدّت زیادی ادامه دارد؛ به گونه‌ای که سالانه چهار درصد جنگل‌های کشور ما نابود می‌شود و طی چهل سال اخیر، سی درصد از حجم جنگل‌های کشور کم شده است.2

سالانه، میلیون‌ها متر مکعب از ذخیره چوب و منابع ملّی کشور ـ‌ که به راحتی قابل تجدید نیست ـ، برداشت می‌شود و به این مسئله، آتش‌سوزی‌های مکرّر را نیز باید اضافه کرد که موجب تخریب سریع‌تر آن شده است.

درباره مراتع هم باید گفت با تمام اهمیتی که مراتع، در تنظیم نظام توزیع طبیعی آب و آبخیزها، جلوگیری از جریان سیلاب‌ها و همین طور تولید علوفه (بویژه برای دام‌های عشایر) و در نتیجه تولید گوشت قرمز و نیز در محصولات متفرّقه دارویی و صنعتی و خوراکی دارد، سرعت تخریب آنها از تخریب جنگل هم سریع‌تر است و دردناک‌تر، این جاست که این تخریب، در کشوری روی می‌دهد در باورهای دینی مردمش، درختکاری را مقدّس شمرده است: پیامبر(ص) فرمود: هر که درختی بنشاند، به اندازه میوه‌ای که از آن درخت به عمل می‌اید، پاداش برای وی ثبت می‌شود».3

سوخت و انرژی

انرژی، موتور حرکت هر جامعه به شمار می‌اید. چرخ صنعت، بر مدار انرژی می‌چرخد و تولید و مصرف اصولی و منطقی آن، بیانگر رشد و پیشرفت هر کشور است. خوش‌بختانه کشور ما، دارای منابعی سرشار از انرژی (بویژه نفت و گاز) است و در زمینه انرژی‌های دیگر (مانند جریان آب و باد و انرژی‌های نو مانند انرژی خورشیدی و زمینْ‌گرمایی) شرایط مطلوبی دارد؛ امّا با بالا رفتن استانداردهای زندگی و سطح رفاه عمومی جامعه و شیوه‌های نادرست مصرف در بخش‌های مختلف حمل و نقل و صنعت و کشاورزی، سطح مصرف انرژی در کشور، به صورت بی‌رویه افزایش یافته است. برای مثال: سالانه، میلیاردها ریال یارانه فقط برای وارد کردن بنزین از خارج، از سوی دولت پرداخت می‌شود. بیشترین مصرف‌کننده انرژی در کشور، بخش خانگی و حمل و نقل است که کم‌ترین نقش را در تولید به عهده دارند. این درست بر عکس کشورهای توسعه‌یافته است که بیشترین مصرف انرژی را در بخش صنعت دارند و از این راه، کسب درآمد می‌کنند. این مصرف بی‌رویه انرژی در کشور، سالانه، علاوه بر تحمیل کردن هزینه‌های هنگفت بر دوش دولت و جامعه، موجب آلودگی محیط زیست نیز می‌شود.

بهینه‌سازی یا بهبود بهره‌وری

جهان هستی، سرشار از نعمت‌ها و امکانات بی‌شماری است که خالق هستی، در خدمت بشر قرار داده است. قرآن در این باره می‌فرماید: از هر چه خواستید، به شما بخشید. اگر در صدد شمارش نعمت خدایید، نخواهید توانست آن را به شمار درآورید».4

اگر چه نعمت‌های الهی بی‌شمار است، ولی بی‌حساب نیست. از این رو، باید در راه خیر و صلاح خود و جامعه، از آنها درست استفاده کرد. در حال حاضر، در جامعه ما، نعمت‌ها و منابع فراوانی وجود دارد که دانسته و ندانسته، از آنها استفاده درستی نمی‌کنیم. از این رو لازم است این نعمت‌ها و منابع را بهتر بشناسیم و در مرحله دوم، از اسراف و زیاده‌روی و هر گونه استفاده نادرست از نعمت‌ها (که از موانع اصلی توسعه و رشد مادّی و معنوی جوامع است) بپرهیزیم.

به دست آوردن دانش و تخصّص لازم، یکی از شیوه‌های صحیح بهره‌گیری از منابع و نعمت‌هاست. گاهی ممکن است امکانات و منابع فراوانی در دست باشد، ولی انسان به دلیل ناآگاهی و نداشتن تخصّص لازم، نتواند از آنها بهره کافی ببرد. امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: هیچ کاری نیست مگر این که در انجام آن، نیازمند آگاهی هستی».5 همچنین به نقش مدیریت کارآمد در بهره‌گیری بهینه از منابع، امکانات و نعمت‌های الهی، نباید بی‌توجّه بود؛ زیرا به کمک آن می‌توان توانایی‌ها و استعدادهای نهفته در وجود انسان‌ها را کشف کرد و پرورش داد و از کم‌ترین منابع، بیشترین بهره‌برداری را به عمل آورد. بالا بردن سطح فرهنگ جامعه، بهره‌گیری مناسب از مفاهیم و ارزش‌های معنوی و اسلامی، برنامه‌ریزی و مدیریت زمان و مکان، از دیگر اصولی است که می‌توان برای پیشبرد بهره‌وری از آنها استفاده کرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. نهج الفصاحة، ص380)

2. فصل‌نامه جنگل و مرتع، ش65، ص16

3. نهج الفصاحة، ص707

4. سوره ابراهیم، ایه34

5. اصول کافی، ج5، ص113

منابع:

1. نهج الفصاحة، گردآوری و ترجمه: ابو القاسم پاینده، تهران: جاویدان، 1375.

2. نهج البلاغة، ترجمه: سید جعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی، 1371.

3. بهره‌وری در پرتو اسلام، حسین بافکار، مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.

5. مدیریت بهره‌وری، جوزف برد کو نیکو، مترجم: محمّد رضا ابراهیمی، تهران: کیهانک.

6. سازمان بهره‌وری ملّی ایران (مجموعه سخنرانی‌های دومین سمینار بهره‌وری)، تهران: بصر.

7. روان‌شناسی بهره‌وری، محمود ساعتچی، تهران: ویرایش.

8. منابع و مسائل آب ایران، محمود صداقت، تهران: پیام نور.

9. فصل‌نامه جنگل و مرتع، شماره 65 (1383).

10. اقتصاد روستایی، حسین آسایش، تهران: پیام نور.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:18 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  بر اساس گزارش موسسه «مارکت اوراکل»، ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است و بیش از 36 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007 در ایران مصرف گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در کشورمان حدود 11 لیتر در روز است، در حالی که متوسط مصرف سوخت در کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2، در انگلیس 5/3، در فرانسه 9/1، در کانادا 5/6 و در کشور آمریکا 3/7 لیتر در روز است. هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2 برابر می شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر می شود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف می کند. هم اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف می شود. و هر ساله بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص می یابد. در حالی که در صورت مصرف استاندارد، ایران می تواند یکی از صادر کنندگان بنزین باشد.
 
براساس گزارش صندوق بین المللی پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم 37 میلیارد دلار می باشد . مصرف سرانه انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژی در ایران با بسیاری از کشورهای جهان، شاهد وضعیت ناهنجار بهره برداری انرژی هستیم .
 
در بخش ساختمان و مسکن ایران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژی به ازای هر مترمربع در ایران 6/2 برابر متوسط مصرف در کشورهای صنعتی است که در بعضی از شهرهای کشورمان، این رقم به حدود 4 برابر می رسد.
 
تبریزی مدیرعامل سابق شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی در خصوص میزان مصرف گاز ایران گفته است: ایران بعد از کشورهای امریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعی در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 میلیارد متر مکعب در سال 2008 رسیده و پیش بینی می شود در سال 2012 میلادی میزان مصرف به 277 میلیارد متر مکعب برسد. و با ادامه این روند در سال های آینده ایران به یک مصرف کننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالی است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگی تعلق داده است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:15 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  اثرات لباس در مقوله های اقتصادی نیز قابل توجه است. ارتباط تنگاتنگ لباس با فرهنگ جامعه و وابستگی اقتصادی آن بر صاحبان قدرت و سرمایه، متأسفانه لطمات بسیاری به الگوی مناسب و مطلوب پوشش در جامعه وارد نموده است. بسیاری از سرمایه داران ضمن ناآشنائی نسبت به معیارهای اسلامی و عدم پایبندی به آنها، تنها هدف خود را کسب سود و منفعت قرار داده اند و لذا برای دستیابی به آن از هیچ تلاشی فروگذار نیستند. از این رو مشاهده می شود ارزشهای والای دینی و فرهنگی جامعه قربانی مطامع اقتصادی سرمایه داران می گردد. برای زیر پا گذاشتن اصول و ارزشها، استفاده از الگوهای پوشش غربی، مارکها و مدلهای خارجی بهترین ابزار و وسیله است. لذا طراحان لباس بویژه در عرصة پوشاک زنانه، با حمایت مالی قدرتهای سرمایه ای استفاده از ژورنالهای خارجی را برای طراحی و تولید لباس در دستور کار خود قرار می دهند.
 
 مسئله دیگر در مقولة لباس پدیدة مدگرائی است. این پدیده که ساخته و پرداختة فرهنگ غربی است، موجب تجمل گرائی، مصرف گرائی مفرط، تفاخر و چشم هم چشمی، تزلزل شخصیت و اشتغالات نامطلوب  ذهنی در فرد می شود و الگوهای کاذب و ضدارزشی را ترویج می دهد.
 
بسیاری از سرمایه داران در عرصه پوشاک برای نیل به اهداف اقتصادی خود از پدیدة مد بعنوان یک اهرم مناسب برای جلب مشتری و فروش بیشتر استفاده می کنند. ارائه الگوهای جدید و جذاب در مقاطع زمانی معین که عموماً بصورت تقلیدی و در قالبهای ضدارزشی و غربی ارائه می شوند، نظر خریداران را به خود جلب می کند.
 
برای معرفی یک الگوی جدید بعنوان مد در جامعه و جلب نظر افراد برای استفاده از آن، تبلیغات بعنوان یک ابزار مؤثر و کارآمد بکارگرفته می شود. معرفی الگوها و قالبهای جدید پوشش از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی از جمله رادیو و تلویزیون، اینترنت و بویژه ماهواره ها و شبکه های خارجی، همچنین ارائه مدلهای جدید  لباس در مجلات و نشریات بویژه زنانه، تبلیغ از طریق پوسترها و تراکتهای تبلیغاتی، عرضه عمدة الگوهای جدید در فروشگاههای بزرگ و مراکز عمدة فروش همراه با تبلیغ و عرضه در ویترین، طراحی مدلهای جدی با استفاده از ژورنالهای خارجی و بکارگرفتن الگوها و مدلهای نو و جذاب از سوی افراد سرشناس و مورد علاقه مردم بویژه بازیگران در فیلمهای سینمائی و تلویزیون و نیز ورزشکاران از جمله عوامل مد شدن لباس و پوشش خاصی در جامعه است.
 
البته گاهی دست اندرکاران و سیاستگذاران تولید و عرضه پوشاک برای مد شدن یک الگو، ابتدا آن را بصورتی محدود و با قیمتهای بالا در میان اقشار مرفه جامعه، ترویج و ارائه می کنند. برخورداری محدود گروهی از افراد جامعه از این الگو، نوعی امتیاز فردی و اجتماعی را در میان افراد بوجود می آورد و علاقمندی سایر اقشار جامعه را برای برخورداری از آن مدل جدید بیشتر می کند. این زمینه مناسب موجب می شود عرضه کنندگان در فرصت زمانی مناسب الگوی مربوطه را بصورت انبوه و در قیمتهای متعادل  در اختیار جامعه قرار دهند و این امر موجب مد شدن الگو در میان افراد جامعه شود. بهر حال با وجود فواید اقتصادی مدگرائی برای صاحبان قدرت و سرمایه، این پدیده پیامدهای منفی و زیانباری از نظر فرهنگی برای جامعه دارد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:13 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  مسأله نان بیش از این مشکل دارد. در حالیکه آرد دولتی به قیمت کیلویی 75 ریال به نانوایی داده می شود. و این مبلغ تنها کرایه حمل و نقل است نه ارزش آرد و هر کیلو آرد دست کم برای دولت پنج هزار ریال تمام می شود که به مصرف کننده به 75 ریال داده می شود و این همان یارانه ای است که سالانه برای ایرانیان پرداخته می شود. چهار هزار میلیارد تومان رقم کوچکی نیست که برای یارانه نان در بودجه سالانه لحاظ می شود. این در حالی است که یک سوم نان و میلیون ها تن نان عرضه شده مانند ضایعات دیگر دور ریخته می شود که این کفران نعمت و از مصادیق بارز اسراف و تبذیر و خسارت عظیمی است که متأسفانه همه سال اتفاق می افتد در حالی که در حال حاضر به دلیل خشکسالی ما از خارج گندم وارد می کنیم و بهای کلان آن را و یارانه اش را می پردازیم...خوب، راه چاره چیست؟ راه چاره مدیریت نان و تدبیر وزارت بازرگانی و غله در این میدان است.
 
که از یکسو به پخت نان بستگی دارد که باید نظارت شود و از عرضه نان نامرغوب و خمیر و سوخته جلوگیری شود. به نانوایی ها آرد داده می شود که نان مرغوب عرضه کنند نه اینکه بخشی از آرد دولتی را به قیمت آزاد بفروشند و بخش دیگر را در فرایند تولید ضایع کنند! اینجا یک مدیریت قوی و قاطع و جدی لازم است که بر تولید و عرضه نان نظارت کند. از سوی دیگر، مصارف خانگی است که متأسفانه الگوی درستی ندارد. در بیشتر خانه ها نیمی از نان خریداری شده هدر می رود یا به دلیل پخت بد و نا مناسب و یا به دلیل سوء مصرف در خانه ها. کمتر خانه ای است که هر هفته یک کیسه پلاستیک نان خشک یا کپک زده دورریخته نشود و با کفران نعمت در ردیف اشیاء دور ریز درنیاید. در حالیکه اگر نان با پخت مطلوب عرضه گردد و مردم در مصرف دقت کنند مصرف گندم به نیمی از آنچه که هست کاهش خواهد یافت. نکته دیگر ارزان بودن نان است که امروزه در حقیقت رایگان داده می شود. وقتی نان ارزان باشد و پخت آن نامطلوب، دور ریختن آن طبیعی است که برای این مشکل باید چاره اندیشی کرد چه از نظر تولید و پخت آن و چه از
 
نظر مصرف خانه ها و رستوران ها و غیره. در این میان فرهنگ سازی و آگاهی دادن به مردم نقش اساسی دارد که رسانه ها و مبلغان و نویسندگان باید عهده دار آن شوند.
 
روایات و مصرف نان
 
روایات ما در این باب گنجینه ارزشمندی است که در صدر مقال به پاره ای از آن اشاره شد در اینجا به یک روایت دیگر از سیره مبارکه حضرت امام حسین(ع) در باب نان و مصرف آن بنگریم. روزی آن حضرت از کوچه ای عبور می کردند. قطعه نانی بر زمین افتاده بود حضرت آنرا برداشت و به دست غلامش داد که آن را نگهداری کند. ساعتی گذشت و امام از غلام خود خواست که آن قطعه نان را بیاورد. غلام گفت: آن را خوردم. حضرت فرمود اگر نمی خوردی آن را با آب شستشو می کردم و می خوردم.
 
این روایت را مقایسه کنید با آنچه در مصرف نان در جامعه می گذرد آنگاه ببینید جزای این کفران نعمت آیا نباید محرومیت از نعمت باشد؟ که قرآن فرمود: «لان شکرتم لازیدنّکم ولان کفرتم انّ عذابی لشدید». تضییع نعمت ها از قبیل نان، برنج، گوشت و سایر مواد غذائی متأسفانه در زندگی روزمرّه ما عادی شده است و توجه نداریم که این عمل مسرفانه به بیان امام صادق در روایت پیشین از مصادیق افساد است. این اسرافکاری را در خانه ها، رستوران ها، تالارهای مجالس عقد و عروسی و عزا و حتی افطاری ها و مجالس دینی می بینیم که غذاها در بشقاب ها می ماند و در کیسه های زباله ریخته می شود در حالیکه گرسنگانی هستند که در محلات فقیر نشین شهر و روستا به لقمه ای از آن نیاز دارند و در ماه یک کیلو برنج و گوشت نمی توانند به خانه خود ببرند مجازات این اسراف و تبذیر چیست؟ همان زوال نعمت و خراب شدن وضع کشاورزی و دامداری و گرانی ارزاق عمومی است که ملاحظه می کنیم...


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:12 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

مظهر زیبایی

آب، نعمت بی نظیر خداوند، جلوه زیبایی و طراوت و مظهر پاکی و زلالی و در واقع، دلیل اصلی ادامه هستی است. در نبود آب، از خروش رودخانه ها، آواز دل نشین پرندگان، بازی ماهی ها، ترنّم شکوفه های درختان، تبسّم و لبخند گل های زیبا و رنگارنگ دنیای طبیعت خبری نخواهد بود. اگر آب نباشد، حس تماشا و لذت مفهومی ندارد. آری، آب جوهر خلقت، ریشه تمام زیبایی ها و اساس زندگی در جهان هستی است. پس بیایید هفته صرفه جویی در مصرف آب را قدر بدانیم و با هم یاری یکدیگر، در استفاده بهینه از این ماده پرارزش کوشش کرده، از مصرف بی رویّه آن بپرهیزیم.

آب شیرین

صرفه جویی در مصرف آب و اسراف نکردن آن، بهترین راه برای سپاس از خالق یکتاست. خداوند در قرآن کریم، انسان ها را متوجه این نکته مهم کرده و می فرماید: «اگر بخواهیم این آب گوارا و شیرین را به صورت تلخ و شور قرار می دهیم؛ پس چرا شکر این نعمت را به جا نمی آورید». آری، اگر خدا می خواست، به املاح آب دریا نیز اجازه می داد که همراه ذرّات آب تبخیر شوند و به آسمان بروند و ابرهایی شور و تلخ تشکیل دهند و در نتیجه، قطره های باران، همانند آب دریا، شور و تلخ فرو ریزد. ولی خداوند متعال، نه تنها به املاح در آب، بلکه به میکروب های مضر نیز اجاز نداد همراه بخار آب به آسمان روند و دانه های باران را آلوده سازند. به همین دلیل، هرگاه هوا آلوده نباشد، قطرات باران، خالص ترین، پاک ترین و گواراترین آب هاست.

سزای اسراف کاران

اسراف، عملی غیراخلاقی و مورد نکوهش آیین های الهی است. متأسفانه عدّه ای، بی مبالات و بی پروا، الگوی مصرف را رعایت نکرده و این ماده حیاتی را بی جهت تلف می کنند. آنان نه تنها در برابر آیندگان مسؤول هستند، بلکه در روز قیامت نیز در پیشگاه خداوند گناهکار محسوب می شوند و در ردیف شیاطین قرار می گیرند. قرآن در نکوهش اسراف کاران می فرماید: «اسراف کاران، برادران شیاطین اند؛ و شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود». نیز در آیه 31 سوره اعراف می فرماید: «خداوند اسراف کاران را دوست ندارد» و در آیه ای دیگر، جایگاه اسراف کاران را دوزخ معرفی می کند.

مزّه زندگی

آب، مظهر زلالی و طراوت است و انسان، با نگاه به آب دریاها و رودخانه های جاری در طبیعت و جریان آن در کل نظام هستی، به وجود خالقی یکتا و بی مانند پی برده، احساس آرامش می کند. ادامه حیات درختان و گیاهان و سایر موجودات عالم، تنها با وجود آب امکان پذیر است. امام صادق علیه السلام در تعبیری زیبا و شیوا، به این موضوع اشاره کرده، می فرماید: «مزه آب، مزه حیات و زندگی است». امام در این فرمایش گهربار، رابطه آب و زندگی را بیان می کند. این تعبیر پرمعنا، زمانی برای انسان ملموس است که در تابستان گرم، پس از یک تشنگی طولانی، به آب گوارایی دست یابد و پس از نوشیدن جرعه ای از آن، نفسی تازه کرده و احساس می کند دوباره روح به جسم بی جانش بازگشته است.

سیره عملی پیشوایان

قرآن کریم سیره عملی رسول اکرم صلی الله علیه و آله را الگوی نیکویی برای مسلمانان معرفی کرده و می فرماید: «رسول خدا برای شما اسوه خوب و نیکویی است».

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با یک مدّ (کم تر از یک لیتر) آب وضو گرفته و با یک صاع (نزدیک به 3 لیتر) غسل می کرد. ایشان مردم را نیز به استفاده از این مقدار آب سفارش کرده، می فرمود: «اقوامی پس از من می آیند که این مقدار را اندک می شمارند. آنان برخلاف سنت و روش من هستند. هر کس بر سنت من پایدار بماند، در بهشت همراه من است». پس چه نیکوست که در استفاده از آب برای مسائل عبادی نیز، آن حضرت را سرمشق خود قراردهیم.

صرفه جویی حضرت امام خمینی رحمه الله

آب از با ارزش ترین و حیاتی ترین آفریده های خداوند است که بی آن، شور و نشاط و تحرک موجودات امکان ندارد. پس باید قدر این نعمت را بدانیم و آن را بیهوده مصرف نکنیم. حضرت امام خمینی رحمه الله در فاصله به جاآوردن اعمال وضو، شیر آب را می بستند و در مواقع لازم دوباره باز می کردند. ایشان هم چنین پس از آشامیدن آب، هیچ گاه باقی مانده آن را دور نمی ریختند.

مقدمه حضور

بی شک، آب مهم ترین عامل در طهارت روحی و جسمی انسان هاست، به طوری که بدون وضو و غسل، طهارت روحی حاصل نشده و انسان نمی تواند پای در پیشگاه باری تعالی بنهد. هم چنین بیش تر ناپاکی های جسمی به وسیله آب از بین می رود و بی آن مقدّمه، حضور در برابر خدا و انجام تکالیف و عبادات و رسیدن به تکامل میسّر نیست. از سویی نیز در اثر نبود آب در طبیعت، آلودگی محیطی به آسانی پدید می آید و در پی آن، بیماری ها در شهرها و روستاها شیوع پیدا می کند و در نهایت، باز هم انسان از رشد و تکامل محروم خواهد شد. از این رو، شایسته است انسان آب را به اندازه نیاز به خدمت فراخواند.

رحمت پروردگار

آب در منظر اهل معرفت، درس های بسیاری در خود نهفته دارد. امام صادق علیه السلام در روایتی زیبا، آن را به رحمت پروردگار تشبیه فرموده، می گوید: «هنگامی که اراده طهارت یا وضو کردی، متوجه آب شو، آن سان که متوجه رحمت حق شوی؛ زیرا حق تعالی، آب را کلید نزدیکی به خود و مناجات خویش قرار داد. همان گونه که رحمت خدا گناهان بندگان را پاک می کند، آب نیز نجاسات ظاهری را پاکیزه می سازد. خداوند به وسیله آب، هر چیزی از نعمت های دنیا را زنده کرد. پس همان طور نیز به سبب رحمت و فضلش، قلب ها و دل های اطاعت کننده را حیات بخشید. در صفا و رقیق بودن، پاکی و برکت آب بیندیش، و از آن در تطهیر و پاک کردن اعضایی که خداوند به طهارت آن ها امر فرموده، استفاده کن. آداب بهره مندی از آب را در واجبات و مستحبات به جا آور؛ زیرا در هر یک از آن آداب، فواید بسیاری است».

نکاتی در صرفه جویی

رعایت نکات زیر، به معنای رعایت اصول مصرف صحیح از طرف شماست:

برای مسواک زدن، یک لیوان آب کافی است. هرگز در هنگام مسواک زدن، شیر آب را به طور کامل باز نگذارید.

شیر آب را تا انتها باز نکنید و همیشه سعی کنید فشار آب مورد استفاده تا حدّ توان کم باشد.

در هنگام استحمام، در فواصل شست و شو که نیازی به آب نیست، حتما شیر آب را ببندید.

برای شست و شوی اتومبیل، حتما از چند سطل آب استفاده کنید و از شلنگ استفاده نکنید.

کولرهای آبی را بازدید کنید تا از عدم اتلاف آب مطمئن شوید.

پله ها و گذرگاه ها را جارو کنید و در صورت نیاز، با یک دستمال مرطوب (یا هر وسیله مناسب دیگر مانند تِی) آن ها را تمیز کنید.

برای نوشیدن آب در پارک ها یا مدارس، از لیوان استفاده کنید.

هنگام شستن دست ها و وضو گرفتن، شیر آب را به طور مداوم باز نگذارید.

به یاد داشته باشیم که...

برای آن که آب سالم و بهداشتی به منزل ما برسد، باید هزینه های هنگفتی صرف احداث سد، منابع ذخیره آب، تصفیه خانه، خطوط انتقال، شبکه های توزیع شهری و... گردد.

مصرف بی رویّه آب، مشکل «فاضلاب» و آب های آلوده را ایجاد می کند و هر لیتر آب آلوده، می تواند چهل لیتر آب سالم را آلوده کند.

صرفه جویی آب از نگاه فقهی

زیاده روی در هر چیزی، ناپسند است؛ هر چند در امور عبادی باشد. امام رضا علیه السلام اسراف را در شمار گناهان کبیره بیان می کنند. پیغمبراکرم و امیرمؤمنان هنگام وضو گرفتن، برای هریک از اعضای وضو، فقط یک بار آب می ریختند. و امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: شستن بار سوم در وضو بدعت است و از نگاه فقهی، کاری حرام شمرده شده است و شاید این حرمت، به دلیل زیاده روی در مصرف آب باشد.

آب در پای گُل

امیرمؤمنان علیه السلام در کتاب شریف نهج البلاغه، شگفتی آب را یکی از نشانه های خداشناسی معرفی می کنند. آن حضرت چاه های فراوانی در مدینه و اطراف آن و سرزمین یَنبُع سر راه کوفه و مکه حفر کردند و بیش تر آن ها را وقف فقیران یا مسافران راه خدا نمودند. ایشان هم چنین در بسیاری از مواقع، به صرفه جویی در مصرف آب سفارش می کردند. روزی حسن بَصْری همراه امیرمؤمنان در کنار رود فرات قدم می زد، که تشنه شد و ظرفی را از آب پر کرد و مقداری از آن را خورد و بقیه را روی زمین ریخت. در این هنگام حضرت به او فرمود: «اسراف کردی؛ باید آب را روی آب یا در پای درختی یا گلی می ریختی».

نیاز به آب از منظر امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در سلسله درس های توحیدی خود برای یکی از شاگردانش به نام مُفَضَّل، با اشاره به نقش نعمت آب در زندگی بشر می فرمایند: «ای مُفَضَّل! بدان که نان و آب، اصل معاش و زندگی انسان به شمار می روند. به حکمت ها و تدابیر نهفته در آن ها بنگر. نیاز آدمی به آب، شدیدتر از نیازش به نان است؛ زیرا شکیبایی او بر گرسنگی، بیش از صبر او در تشنگی است. آدمی برای نوشیدن، شستن خود و لباسش و سیراب کردن حیوانات و آبیاری مزرعه، به آب نیازمند است و برای برطرف کردن این نیازهای فراوان، آب به راحتی در دسترس قرارگرفته تا انسان برای به دست آوردن آن، در دشواری و رنج فراوان نیفتد».

صرفه جویی در قرآن منظوم

به آبی که دائم نمایید نوش توجه نمایید آیا به هوش
خدا، یا شما از دل آن سحاب به پایین فرو ریخت باران آب
چو خواهد کند تلخ آن را خدا چرا پس نیارید شکرش به جا

همان کافران که به کفر اندرند نخواهند آیا نظر آورند
که بُد بسته این آسمان و زمین خدایش شکافاند از هم، چنین
زآبی که آمد فرو زآسمان همه چیز زنده شد و یافت جان
چرا پس نگردند مؤمن به رب نسازند آیین او را طلب
خدا بهر رحمت فرستاد باد شما را بشارت زآن باد، باد
فرستاد آبی خوش از آسمان که پاک است و طاهر به هرجا روان
زمین زنده گردید از آن آب پاک پس از مرگ، شد زنده این تیره خاک
همه چارپایان و هر آدمی بگشتند سیراب از آن، هر دمی


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:10 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

ایا در آبی که مینوشید دقت کردهاید؟ ایا شما آن را از ابر فرو فرستادید یا ما؟ اگر بخواهیم آن را شور قرار میدهیم، پس چرا شکر نمیکنید؟

آب، سر منشاء پیدایش حیات و از معدود منابعی است که ادامه زندگی بر کره زمین، بدون آن غیر ممکن خواهد بود؛ از این رو همواره آبادیها و تمدنهای بزرگ و کوچک در کنار این منبع حیاتی شکل گرفتهاند.

اگر چه در اکثر نقاط زمین منابع آبی فراوانی یافت میشود، اما دسترسی به سفرههای زیرزمینی آب و تصفیه و هدایت آن به منازل و مدارس و ... مخارج زیادی را در بر دارد. از این رو اسراف و زیادهروی در مصرف و هدر دادن آن، موجب از بین رفتن سرمایههای ملی است که به تحقیق حرام و کفران این نعمت الهی محسوب میشود؛ حتی در موارد جزئی.

امام صادق علیهالسلام درباره اسرافهای کوچک میفرماید:

أدنَی الإسرافِ هِراقَةُ فَضلِ الإناءِ وَ إبتِذالُ ثَوبِ الصُّونِ وَ إلقاءُ النَّوی1

کمترین اسراف، ریختن آب اضافی، پوشیدن لباس مهمانی در منزل و دور انداختن هسته خرماست.

و نیز آن حضرت میفرمایند:

إنَّ لِلَّهِ مَلَکاً یکتُبُ سَرفَ الوُضُوءِ کَما یکتُبُ عُدوانَه2

همانا خدا را فرشتهای است که اسراف در آب وضو را مینویسد، چنانکه اسم دشمنانش را.

پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله در مسیری با سعد که وضو میگرفت، برخورد کرد و بدو فرمود: ای سعد! اسراف نکن.

سعد گفت: یا رسول الله! ایا در وضو هم اسراف است؟

حضرت فرمود: آری؛ اگر چه در کنار نهر جاری باشی3.

اگر در مصرف آب برای وضو؛ آن هم در کنار نهر جاری و دور ریختن آب اضافی ظرف، اسراف است، به طریق اولی ساعتها باز گذاشتن شیر آب و هدر دادن آن، اسراف محسوب میشود.

تذکر این نکته ضروری است که در مصرف آب نباید هزینهای را که بابت حق انشعاب و مصرف به دولت پرداخت میشود، مد نظر داشت؛ زیرا اینگونه هزینهها فقط در برابر خدماتی است که دولت به مردم ارایه میکند، نه چیز دیگر.

بر این اساس نباید تصور کنیم با پرداخت آببها، قیمت آب مصرفی را پرداخته و مجازیم از آن به هر صورت و اندازه استفاده کنیم؛ زیرا همین که عنوان اسراف تحقق یافت، گر چه تمام بهای آب مصرفی را پرداخته باشیم، باز موجب حرمت عمل است و با فرض پرداخت یارانه از طرف دولت، علاوه بر اسراف، عنوان ضرر به جامعه و بیتالمال نیز تحقق مییابد، از این روی امام خمینی قدسسره میفرمود: زیادهروی در مصرف آب، موجب ضمان میگردد و حرام است.

اسراف در نیروی برق

برق از نعمتهای قابل توجهی است که موجب تحولات شگرفی در عرصه اجتماع و زندگی بشر گردیده است. برق، فقط مترادف روشنایی نیست، بلکه پایه و اساس همه گامهای بلندی که امروزه بشر در کشاورزی، صنعت، پزشکی و ... برداشته بر این کشف مهم استوار است.

تأسیس نیروگاههای حرارتی، تعبیه توربینهای آبی و دسترسی به نیروی برق، میلیونها تومان هزینه در بر دارد و زیادهروی در مصرف آن، ضربه سنگینی به اقتصاد مملکت وارد خواهد ساخت.

گر چه نیروی برق در صدر اسلام شناخته شده نبود، اما به طور قطع عمومات نهی از اسراف، شامل اسراف در مصرف نیروی برق نیز میشود؛ مانند:

کُلُّ مَازَادَ عَلَی الإقتِصادِ إسرافٌ4.

آنچه بیش از میانهروی باشد، اسراف است.

و نیز:

مَافَوقُ الکَفافِ إسرافٌ5.

آنچه بیش از حد کفاف باشد، اسراف است.

بنابراین روشن گذاشتن بیهوده دهها لامپ، استفاده از لامپهای قوی در روز، استفاده از چند نوع وسیله برقی پر مصرف در یک منزل، همه از موارد اسراف خواهد بود.

اسراف در چیزهای دیگر

همان طور که گفته شد اموال عمومی دامنه وسیعی داشته و شامل همه سرمایههایی که اقشار مختلف مردم هر یک به شکلی از آنها برخوردارند میشود؛ از تلفن عمومی کنار خیابان گرفته تا اتوبوس شهری و از گچ و تخته سر کلاس درس تا وسایل دولتی در اختیار مسئولان، از جلسات کوچک اداری تا سمینارها و کنفرانسهای مهم، همه و همه در دایره بیتالمال قرار دارند و بر همگان لازم است بیش از اموال شخصی، نسبت به این اموال، حساسیت به خرج داده و از اسراف در آنها بپرهیزند.

این مسأله در نهادهایی که صبغه قرآنی دارند، اهمیت ویژهای مییابد. مردم به این مؤسسات و نهادها به عنوان الگو مینگرند. لذا اگر اسراف کنند، علاوه بر گناه اسراف، گناه دیگری را هم بر دوش خواهند کشید و آن عبارت است از الگوسازی نادرست در ترویج اسراف. بنابراین مدیران و کارکنان نهادها و مؤسسات قرآنی باید به مسأله اسراف توجه ویژه داشته باشند.

پینوشتها

1. بحار، ج 72، ص 303.

2. وسائل ، ج 1، ص 340.

3. تفسیر صافی، ج 1، ص 966، ذیل آیه 26 سوره اسراء.

4. غرر، ج 2، ص 547.

5. مستدرک ، ج 15، ص 272.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:08 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در خطبه های عید فطر سال 86 ضمن شمارش درس های ماه رمضان یکی از درس ها را «سخت گرفتن بر خود و انفاق به دیگران» برشمردند و در ادامه به بلا و عیب بزرگ ملت ایران اشاره کردند و فرمودند:
 
«ما مردم مسرفی هستیم، ما اسراف می کنیم، در آب، در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین، کشوری که تولیدکننده نفت است واردکننده فرآورده نفت -بنزین- است. این تعجب آور نیست؟ هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای این که بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می خواهد ریخت و پاش کنند. ما ملت به عنوان یک عیب ملی به این نگاه کنیم، اسراف بد است.»
 
در رساله «اجوبة الاستفتائات» سؤال 1469 از ایشان پرسیده شده: «گفته می شود که استفاده از نیروی برق برای روشنایی بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب نمی شود آیا این سخن صحیح است؟»
 
ایشان جواب داده اند:
 
«شکی نیست که استفاده و مصرف هر چیزی حتی نیروی برق و نور و چراغ بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب می شود. آنچه صحیح است سخن منقول از رسول اللّه(ص) است که می فرماید:«لا اسراف فی خیر». در کار خیر، اسراف وجود ندارد.»
 
از مصادیق اسراف که از گرفتاری های اجتماعی و آسیب ها و آفت های خانوادگی جامعه ما به شمار می رود و نوعی غرب زدگی و چشم و هم چشمی هم چاشنی آن شده است، موضوع و پدیده «تجمل گرایی» و «تشریفات» و رو آوردن به زندگی های پرزرق و برق و پرهزینه و خرج های اضافی است. به گونه ای که آن اندازه گرفتار شده ایم که:
 
جمال زندگی را با تجمل گرایی سودا کرده ایم و شرافت را قربانی تشریفات نموده ایم و بالاخره آنچه باید وسیله زندگی باشد را هدف زندگی قرار داده و درباره آن به مسابقه پرداخته ایم.
 
این اسراف ها و ریخت و پاش های جدید و مدرنی است که بسیاری از خانواده ها را فرا گرفته و سوگمندانه در رسانه ها به نمایش گذاشته می شود و فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی را عملاً رواج می دهد.
 
از مقام معظم رهبری در این رابطه پرسیده شده است که نظر حضرت عالی در مورد ترویج تجمل گرایی که مخصوصا طی ماه های اخیر توسط برخی رسانه ها دنبال می شود چیست؟ ایشان در جواب مرقوم داشته اند که:
 
«اینجانب از این کسانی که می کوشند تا در میان مردم ما رسم تجمل گرایی و اسراف و ولخرجی را شایع کنند شدیدا نگران و متأسفم و از این که مردم فداکار و انقلابی ایران در امور شخصی به مصرف گرایی سوق داده شوند و قناعت انقلابی را از یاد ببرند به خدا پناه می برم... برای متمکنین، میانه روی و برای قشرهای متوسط، قناعت در امور شخصی و برای همه تلاش و کار و تولید و رونق دادن به وضع عمومی فریضه ای انقلابی و رسمی اسلامی است.»



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:37 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 رهبر معظم انقلاب سال 1388 خورشيدي را سال حركت مردم و مسوولان به سوي اصلاح الگوي مصرف نامگذاري كردند و ايشان در سخنراني خود تاكيد داشتند مساله صرفه‌جويي و اجتناب از اسراف فقط يك مساله اقتصادي نيست، بلكه هم اقتصادي است هم اجتماعي و هم فرهنگي و آينده كشور را تهديد مي‌كند.
از آنجا كه ميان فرهنگ‌سازي در اصلاح الگوي مصرف، امري حياتي و ضروري به نظر مي‌رسد، برخي كارشناسان معتقدند، الگوي مصرف را بايد از كل به جزء اصلاح كنيم. يعني ابتدا بايد زيرساخت‌ها را فراهم كنيم، به آموزش‌هاي لازم و تبليغات صحيح بپردازيم.

با توجه به اين كه وزارت آموزش و پرورش نقش بسزايي در نهادينه كردن اصلاح الگوي مصرف دارد، اجراي دقيق و همه‌جانبه اين شعار در اين وزارتخانه منجر به بهينه‌سازي و بهينه‌گرايي در سطوح خرد و كلان جامعه براي اقشار مختلف مي‌شود.

اين سازمان دولتي بستر مناسبي براي پرورش نسل نوانديش و آشنا كردن آنها با محدوديت‌هاي موجود اعم از محدوديت‌هاي زماني، منابع موجود و... و همچنين تغيير رويه از كميت‌گرايي به سوي كيفيت‌گرايي است.

اصلاح الگوي مصرف در گام اول به اصلاح رفتار نياز دارد و اصلاح رفتار نيز نيازمند تغيير وسيع برنامه‌ها و استراتژي ‌هاست. اين وزارتخانه به منظور نهادينه كردن اين فرهنگ بايد نسلي را تربيت كند كه محدوديت‌هاي موجود زمان خويش را بشناسد.

گفتني است براي تداوم‌بخشي به اين اصل بايد از افراط خودداري كرد تا كارايي و اثربخشي لازم را در تمام جهات موردنظر بوضوح ببينيم و زمينه انگيزش را براي جامعه آماري بزرگي كه درگير آن است (از نظر پرسنل و دانش‌آموختگان و خانواده ايشان)‌ فراهم آوريم.

راهكارهاي عملي براي تحقق اصلاح الگوي مصرف و اسراف‌زدايي در وزارت آموزش و پرورش كه تنها با مديريت مستمر و نظارت دقيق اثر خود را طي زمان بر جاي مي‌گذارند،‌مي‌تواند شامل موارد زير باشد:

1- ثبت‌نام اينترنتي دانش‌آموختگان كه در اين صورت از اتلاف وقت افراد بي‌شماري جلوگيري به عمل مي‌آيد.

2- حذف كاغذبازي مرسوم در آموزش و پرورش به كمك ابزارهاي الكترونيكي موجود.

به طور متوسط روزانه 5 برگ كاغذ4A به مدارس ارسال مي‌شود. در شهر كوچكي كه داراي 100 مدرسه است، خود مي‌شود به عبارت 500 برگه در روز، 3 هزار برگه در هفته، 75 هزار برگه در ماه، 900 هزار برگه در سال و با احتساب هزينه خود كاغذ و چاپ آن و به ازاي هر برگه 10 تومان ، مبلغي در حدود 9 ميليون تومان در سال، آن هم تنها براي ارسال بخشنامه و دستورالعمل‌هايي كه گاهي تكرار مي‌شود، هزينه مي‌شود.

حال در سطح يك استان و در نهايت كشور محاسبه كنيد. حتما متوجه مي‌شويد كه اين كار چه هزينه گزافي بر‌ آموزش و پرورش بحران زده (از نظر بودجه‌اي)‌ تحميل مي‌كند.

لذا مزاياي اين كار و ميزان صرفه‌جويي حاصل از اجراي اين كار در موارد زير خلا‌صه مي‌شود:

- صرفه‌جويي مبلغي ميلياردي در سطح كشور و جلوگيري از واردات بيش از اندازه كاغذ به كشور .

- صرفه‌جويي در نيروي انساني، چرا كه با اجراي اين طرح تنها نياز به كاربري است كه اين بخشنامه‌ها را در اينترنت يا شبكه قرار دهد و ديگر نيازي به قسمت‌هايي چون بايگاني و دبيرخانه و نامه‌رسان در ادارات نيست، چون خود همان رايانه براحتي در نقش هر كدام از افراد بالا ايفاي نقش مي‌كند.

- جلوگيري از سفرهاي زائد درونشهري توسط مديران مدارس يا نامه‌رسان‌ها به ادارات يا مدارس براي آوردن بخشنامه‌هاي كاغذي و به تبع اين كم شدن سفرهاي زائد، آلودگي‌ هواي شهر‌ها نيز كاهش مي‌يابد.

- صرفه‌جويي در وقت كه هميشه طلايي ناب و باارزش بوده و هست، چرا كه ديگر نيازي به ثبت اين نامه‌ها در دفاتر مختلف براي بايگاني نيست، دسترسي به آنها به تبع استفاده از رايانه در هر زمان و مكان بسيار راحت بوده و اطلاع‌رساني به اين شيوه در كسري از ثانيه انجام مي‌گيرد.

- استفاده از تخته‌هاي سفيد به جاي تخته‌هاي سبز براي جلوگيري از مصرف بي‌رويه قلم‌هاي گچي .

3- در زمينه منابع انرژي: ايزوله كردن، 2 جداره كردن و استفاده از سامانه گرمايشي و سرمايشي استاندارد و همچنين قرار دادن لامپ‌هاي كم‌مصرف در قسمت‌هاي مورد نياز.

4- با تعريف و اجراي برنامه‌ها و استراتژي‌هاي كارآمد، استفاده چند باره از كتاب‌هاي درسي چاپ شده را متداول كنيم كه با اين تدابير، بسياري از هزينه‌ها كاهش پيدا كرده و از اتلاف اعتبارات كلان جلوگيري مي‌شود.

5- آموزش به دانش‌آموختگان در زمينه مصرف مواد غذايي (شير و نان)‌ كه با صرف هزينه‌هاي بالا اعم از هزينه توليد، توزيع و... در دسترس‌شان قرار مي‌گيرد كه به اين وسيله از هدر رفتن منابع غذايي به طور چشمگيري جلوگيري مي‌شود.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:38 PM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اينترنت ، بزرگترين فن آوري ارتباطي رايانه اي است كه تا كنون به دست انسان طراحي و مهندسي و اجرا شده است. اينترنت در سال 1367 ، وارد ايران شد. ايران در زمينه استفاده از اينترنت ، به رشد بالايي دست يافته است و جمعيت كاربر اينترنتي كشور به ميليون ها نفر رسيده است. يكي از كاربردهاي مثبت اينترنت ، بالا رفتن سطح دانسته هاي كاربران در زمينه هاي گوناگون علمي و فرهنگي و اقتصادي و سياسي است. سفارش هاي فراوان اسلام درباره فراگيري دانش ، گوياي رسالت سنگين كاربران اينترنتي در استفاده علمي از اين پديده است.
هر پديده فن آورانه كه از خارج وارد ايران مي شود ، به سبب نداشتن سنخيت ملي و فرهنگي و ايجاد هيجان هاي زود گذر ناشي از رويارويي با آن و آشنا نبودن با كاربردهاي سودمند آن ، كاربران را از استفاده راهبردي و درست از آن باز مي دارد.
بر اين اساس ، با ورود اينترنت به كشور ما نيز كاربران به جاي استفاده هاي آموزشي و اصلاع رساني و علمي از آن ، به كاربردهاي زيان بار آن بيشتر توجه كرده اند. اين امر ، مي تواند با پديد آوردن تاخر فرهنگي ،‌ به فرهنگ و باورهاي جامعه آسيب جدي برساند. توجه به پيشينه درخشان علمي و فرهنگي كشور ، داشتن اعتماد به نفس ، مديريت احساس ها و هيجان ها و آگاهي كامل از به كارگيري اصولي و مناسب اينترنت ، ما را از رفتار انفعالي و دلباختگي در برابر اين شبكه ارتباطي باز مي دارند و راه بهره گيري شايسته از اين پديده فراگير را به ما مي نمايند.
اينترنت ، فرصتي را براي پژوهشگران و دانشمندان اسلامي به وجود آورده است تا دستاوردهاي علمي و فرهنگي نظام مقدس جمهوري اسلامي را به جهانيان نشان دهند و در راه گسترش آرمان هاي انقلاب به ديگر كشورها ، گام مهمي بردارند. گسترش فن آوري اطلاعات در فضاي اينترنت و تجارت الكترونيكي ، فرصت هاي اقتصادي جديدي را پيش روي كاربران و مردم جامعه قرار داده است.
فضاي اينترنت ، روش هاي خريد و فروش و توليد محصول و مديريت امور عرضه كالا ، واسطه ها و مشتريان را دگرگون كرده است.اينترنت يكي از عوامل اشتغال زايي نيز به شمار مي رود و فرصت هاي شغلي خوبي را فراروي كاربران قرار مي دهد. يكي از آسيب هاي جدي استفاده بي رويه از اينترنت ، "اعتياد اينترنتي" است كه به اختلال و بي نظمي فردي و رواني و اجتماعي مي انجامد. بر اثر زياده روي در استفاده از برخي فضاهاي اينترنتي ، دگرگوني چشم گيري در روش زندگي فردي و اجتماعي شخص روي مي دهد و پيامدهاي ناگواري را همچون گوشه گيري ،‌نگراني و بي حوصلگي ، اختلالات عاطفي (افسردگي و تندخويي و بداخلاقي) ، از هم گسيختگي روابط خانوادگي و اجتماعي و شغلي و ضعف قواي بينايي و اعصاب به بار خواهد آورد.
بنا به گفته رئيس انجمن جامعه شناسان ايران ، نزديك به يك چهارم كاربران اينترنت در تهران ، معتاد به اينترنتند و در فاصله سني 15 تا 18 سال قرار دارند. بازدهي پايين ، دير رسيدن به محل كار ، نداشتن تحرك جسمي ،‌چاقي ، دردهاي بدني ناشي از استفاده از رايانه (مثل درد چشم و مفاصل و كمر) از نتايج اعتياد به اينترنتند. هرچه اعتياد به اينترنت بيشتر باشد ، مسئوليت پذيري اجتماعي فرد كمتر است.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 10:04 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اصلاح الگوي مصرف در سطح كلان گره گشاي بخش از مشكلات مصرف انرژي در كشور به ويژه در سطح شهري و صنعتي است. در اين راستا ،‌برنامه ريزي هدفمند براي حفاظت از محيط زيست و مديريت صحيح و نظارت بر عملكرد دستگاههاي اجرايي و تدوين الگوي مناسب مصرف ، ضروري به نظر مي رسند.
مديريت محيط زيستي مؤثر در راستاي اصلاح الگوي مصرف ، به كسب و كار و تجارت معنا مي بخشد. سازمان هاي موفق و كارآمد هم اكنون مديريت محيط زيستي را همسو با اصلاح الگوي مصرف جدي گرفته اند ، به ويژه در بخش انرژي كه از چالش هاي اساسي كشور است. توليد و انتقال و مصرف انرژي ، اثرات مهمي را در محيط زيست زمين بر جاي مي گذارند.
امروزه سياست هاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقه اي ، نقش محوري را به عهده دارند.
منابع خداداي در ايران ، ارزان تر و راحت تر به مصرف كننده عرضه مي شوند. اما ميزان مصرف و اتلاف انرژي در ايران به مراتب بالاتر از كشورهاي صنعتي است.
وضعيت مصرف انرژي در كشور ايران با اصول مربوط به ارتقاي بهره وري و بازدهي انرژي در جهان ، مغايرت دارد.
افزايش گازهاي گلخانه اي و باران هاي اسيدي ، فقط بخش كوچكي از اثرات زيست محيطي استفاده نادرست از انرژي است كه به توليد آلاينده هاي زيست محيطي منجر مي شود. در سطح كلان ، اثرات زيست محيطي ناشي از مصرف ناصحيح انرژي جبران ناپذير خواهد بود. به اعتقاد كارشناسان ، مصرف درست و كارآمد علاوه بر اين كه از هدر رفتن ذخاير با ارزش انرژي پيشگيري مي كند ،‌آلودگي را نيز كمتر و محيط زيست را سالم تر مي كند.
اصلاح الگوي مصرف به طور غير مستقيم نيز مفيد است. به طور مثال ، سبب كاهش نارحتي و بيماري هاي مجاري تنفسي و سرفه و ناراحتي هاي قلبي و سردرد ، افزايش توان كاري بدن ، گردش خون در انسان ، سبز شدن برگ ها و رشد و نمو گياهان و افزايش محصولات در نباتات و از بين رفتن اكسيدهاي گوگرد و نيتروژن و منواكسيد كربن مي شود.
همچنين كاهش و از ميان رفتن گازهاي گلخانه اي و باران هاي اسيدي كه باعث از بين رفتن مناطق سبز و گونه هاي گياهي و جانوري و گرم شدن هواي زمين مي شوند ، نمونه ديگري از اثرات اصلاح الگوي مصرف و بهينه شدن استحصال و مصرف انرژي است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:43 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

«اسراف »به معنی وسیع کلمه هرگونه تجاوز از حد در کاری است که انسان انجام می دهد ولی غالبا این کلمه در مورد هزینه ها و خرجها گفته می شود و از قرآن به خوبی استفاده می شود که اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سختگیری است. (1)

«تبذیر» در اصل از ماده «بذر» و به معنی پاشیدن دانه می آید، منتها این کلمه مخصوص مواردی است که انسان اموال خود را به صورت غیر منطقی و فساد، مصرف می کند و معادل آن در فارسی امروز «ریخت و پاش » و «ولخرجی » است و به تعبیر دیگر «تبذیر» آن است که مال در غیر موردش مصرف شود، هرچند کم باشد و اگر در موردش صرف شود «تبذیر» نیست هرچند زیاد باشد.

چنانکه امام صادق علیه السلام که در ذیل آیه «و لا تبذر تبذیرا» در پاسخ سئوال کننده ای فرمود: «من انفق شیئا فی غیر طاعة الله فهو مبذر و من انفق فی سبیل الله فهو مقتصد». (2)

کسی که در غیر راه اطاعت فرمان خدا مالی انفاق کند، تبذیر کننده است و کسی که در راه خدا انفاق کند، میانه رو است.

اگرچه با در نظر گرفتن این دو لغت «اسراف و تبذیر» ممکن است میان آنها تفاوتی باشد، ولی بسیار می شود که این دو کلمه درست در یک معنی به کار رود و حتی به عنوان تاکید پشت سر یکدیگر قرار می گیرند. چنانکه علی علیه السلام می فرماید:

«الا ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الآخرة و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله ». (3)

آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن، تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلند مرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«من اشرف الشرف الکف عن التبذیر والسرف » (4) از بلندمرتبه ترین شرف یعنی بلندی مرتبه، باز ایستادن از اسراف و تبذیر است.

در اینجا «تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است.

باز آن حضرت فرمود:

«علیک بترک التبذیر و الاسراف و التخلق بالعدل والانصاف » (5)

تبذیر و اسراف را ترک کن و با خصلت عدل و انصاف متصف باش.

«تبذیر» و «اسراف » هر دو به یک معنی است و همچنین «عدل » و «انصاف ».

غرض «اسراف » و «تبذیر» از نظر اسلام بسیار نکوهیده است و علاوه بر اینکه عیب بزرگی برای انسان به شمار می رود و بلای بزرگ اجتماعی است که باعث محرومیتهای انسانهای بی گناه می گردد. بدون شک نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنانش کافی است اما به شرط اینکه بیهوده به هدر داده نشوند و دور از هرگونه افراط و تفریط مورد بهره برداری قرار گیرند و گرنه این مواهب آن قدر فراوان و نامحدود نیست که با بهره گیری نادرست، آسیب نپذیرد. و ای بسا اسراف و تبذیر در منطقه ای از زمین باعث محرومیت منطقه دیگری شود و یا اسراف و تبذیر نسل امروز باعث محرومیت نسلهای آینده گردد.

آن روزی که ارقام و آمار، همچون امروز دست انسانها نبود و دانشمندان به این مساله پی نبرده بودند که جمعیت بشر سریعتر از مواد غذائی زیاد می شود و در نتیجه برای آینده نگرانی روزافزون و سختی زندگی و فقر و فاقه دائمی پیش بینی نشده بود، اسلام هشدار داده که در بهره گیری از مواهب الهی در زمین، از اسراف و تبذیر خودداری کنند.

قرآن مجید در آیات زیادی شدیدا مسرفان را محکوم کرده است.

درجائی می گوید: «ولا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » (6) (اسراف نکنید که خدا اسرافکاران را دوست نمی دارد).

ودر مورد دیگر: اسرافکاران را اصحاب دوزخ می شمرد و می فرماید:

«و ان المسرفین هم اصحاب النار». (7) واز اطاعت فرمان مسرفان نهی می کند:«و لا تطعوا امر المسرفین » (8) و مجازات الهی در انتظار اسرافگران است:«مسومة عند ربک للمسرفین » (9) اسرافکاران دروغگو را محروم از هدایت الهی می شمرد: «ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب ». (10)

اسراف یک برنامه فرعونی شمرده شده است: «و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفین » (11) و سرانجام سرنوشت اسرافکاران هلاکت و نابودی است علیهم السلام «واهلکنا المسرفین ». (12)

«ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین » (13) (تبذیر کنندگان برادران شیطانند).

بدون شک اسراف یکی از مذموم ترین اعمال از دیدگاه اسلام است و در آیات و روایات نکوهش فراوانی از آن شده است. در روایات دقت در مساله اسراف و تبذیر تا آن حدی است که در حدیثی می خوانیم: پیامبرصلی الله علیه وآله از راهی عبور می کرد یکی از یارانش به نام سعد مشغول وضوء گرفتن بود و آب زیاد می ریخت، فرمود: چرا اسراف می کنی ای سعد! عرض کرد: آیا در آب وضو نیز اسراف است؟ فرمود: نعم وان کنت علی نهر جار(آری هرچند در کنار نهر جاری باشی). (14)

ونیز از آن حضرت نقل شده است که روزی دستور داد رطب و خرمای تازه برای خوردن حاضران بیاورند، بعضی خرما را می خوردند و هسته آن را به دور می افکندند، فرمود: این کار را نکنید که این تبذیر است و خدا فساد را دوست نمی دارد. (15)

امام صادق علیه السلام فرمود:

«ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون والقاء النوی ». (16)

پائین ترین حد اسراف ریختن باقی مانده آب و بذل کردن لباس که مورد حاجت باشد، و انداختن هسته خرما.

غرض در دستورات اسلامی آن قدر روی نفی اسراف و تبذیر تاکید شده است که حتی از ریختن باقی مانده آب وضو واز دور افکندن هسته خرما نهی گردیده است.

جهان امروز به خاطر احساس مضیقه در پاره ای از مواد، سخت به این موضوع توجه دارد تا آنجا که از همه چیز از زباله ها و تفاله ها و فاضل آبها از تصفیه استفاده می کند چرا که احساس کرده اند که مواد موجود در طبیعت نامحدود نیست که به آسانی بتوان از آنها صرف نظر کرد باید از همه به صورت «دورانی » بهره گیری نمود.

با اینکه نعمتها و مواهب موجود در کره زمین برای ساکنان آن کافی است و لیکن گرسنگی یک پدیده جهانی بشمار می رود واکثریت ساکنان روی زمین از گرسنگی رنج می کشند.

دانشمندان می گویند گرسنگی به هیچ وجه امری نیست که طبیعت آن را به ما تحمیل کرده باشد، با مطالعه این پدیده در نواحی مختلف جهان به این واقعیت رسیده اند که به طور کلی عوامل و شرائط طبیعی نیستند که گروهها و اجتماعات انسانی را دچار قحطی و گرسنگی می سازند، بلکه مسئولیت این فاجعه به عهده برخی از شرائط فرهنگی است. (17)

به این معنی مصیبت گرسنگی یک پدیده طبیعی و پیوند یافته با زندگی نیست و مانند مرگ یک حادثه اجتناب ناپذیر نمی باشد، بلکه گرسنگی یک نوع زخم و درد اجتماعی است که به دست خود انسان ایجاد شده است.

و عمدتا نتیجه اسرافکاریهائی است که ابرقدرتهای جنایتکار بر جهان بشریت تحمیل کرده اند پس کشورهای استعمارگر بانی اصلی گرسنگی و فقر جهانی است.

برای همین است که در اسلام از «اسراف » و «تبذیر» به شدت مذمت شده است.

علی علیه السلام فرمود:

«للمسرف ثلاث علامات: یاکل ما لیس له و یلبس ما لیس له و یشتری ما لیس له » (18) اسرافگر سه نشانه دارد: آنچه می خورد در خور وی نیست. لباسی پوشد که شایسته اونیست و کالائی می خرد که زیبنده وی نیست.

علی علیه السلام فرمود: «ما فوق الکفاف اسراف » (19) بالاتر از کفاف اسراف است.

یعنی هرکس موظف است از مال خود به اندازه «کفاف » خرج کند. کفاف قدری از مال را گویند که برای هزینه زندگی انسان و خانواده اش در حد اعتدال کفایت کند و خرج کردن بیش از آن اسراف است.

باز فرمود: «ویح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراک امره » (20) چه دور است اسراف کننده از تدارک نمودن زیان کار خود و از آنچه صلاح نفس او در آن است.

باز می فرماید: «سبب الفقر الاسراف » (21) سبب فقر و گرسنگی (جامعه) اسراف است.

باز می فرماید: «ذر السرف فان المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره » (22) اسراف کننده را واگذار زیرا جود و بخشش او پسندیده نیست و اگر به سبب اسراف فقیر گردد قابل ترحم نمی باشد.

آری امروز بشر فهمیده است که حتی در زوائد اموال خود نیز دقیق باشد اگر نان زیادی دارد به درد او نمی خورد به درد دیگران خواهد خورد و سیر شدن دیگران باز استفاده اش به او بر می گردد.

البته اینها از نظر مسلمانان مسائل دست و پا افتاده ای است که در اسلام بیش از هزار و چهار صد سال قبل مورد توجه قرار گرفته است و هر مسلمان معمولی می داند اسراف مال و زیرپا ریختن برکت خداگناه دارد و درباره گرامی داشتن نان و نهی از بی حرمتی آن روایات فراوانی وارد شده است. (23)

طبق منطق قرآن خداوند به زمین برکت داد تا قوت تمام مردم روی زمین در چهار نوبت سال به طور یکسان برآورده شود (24) درحالی که هزاران نفر در کشورهای مختلف جهان درنتیجه مصرف بی رویه مواد غذائی و افراط در آن به افزایش کلسترول، چربی و قند مبتلا شده و در اثر بیماری زودرس قلب و عروق و سرطان در می گذرند و درنتیجه همین اسراف و تبذیر در مواد غذائی، میلیونها انسان در دنیا با گرسنگی دست به گریبان بوده و روزانه هزاران نفر از بی غذائی تلف می شوند.

به موجب آماری که نقل شده، تعداد فقرا در جهان 3/1 میلیارد نفر تخمین شده که اغلب آنها در آسیا و آفریقا زندگی می کنند، هر سال 12 میلیارد نفر کودک از گرسنگی یا بیماری می میرند.

آمارها نشان داده است که شکاف اجتماعی نه تنها در سطح جهانی، بلکه در یک کشور بسیار وسیع است در یک قطب ثروت انباشته تر می شود و در قطب دیگر فقر به صورت دلخراش گسترده تر می گردد و این موضوع عصیان و پرخاش را در جامعه به وجود می آورد و نمی توان آن را نادیده گرفت به ویژه اگر ثابت شود که این ثروتها نامشروع است و انباشته شدن آنها به زیان دیگران است همه اینها در ارزشها، اخلاق، شیوه های رفتار اجتماعی و چه بسا در فرهنگ و معیارهای سنجش ارزشها، اثر منفی می گذارد.

یکی از دانشمندان غرب در کتاب ارزشمند خود «انسان گرسنه » می نویسد:

«اگر نقشه جهانی گرسنگی را مورد مطالعه قرار دهیم، و اگر عواملی را که موجب پیدایش و بروز آن در نواحی گوناگون هستند تجزیه و تحلیل کنیم، به وضوح در می یابیم که گرسنگی دسته جمعی یک پدیده اجتماعی است که به طور کلی پیدایش آن نتیجه استفاده نادرست از امکانات و منابع طبیعی یا به دنبال توزیع غلط آن مواد خوراکی است که به این ترتیب به دست می آید با در نظر گرفتن حقائق آشکاری که ما ذکر کرده ایم دیگر ممکن نیست بتوان قبول کرد که گرسنگی یک پدیده طبیعی باشد، زیرا مسلم است که علل آن بیشتر ناشی از عوامل اقتصادی است. ونه از عوامل طبیعی حقیقی که پنهان کردن آن دشوار است اینکه در جهان به اندازه کافی منابع طبیعی وجود دارد برای اینکه جمیع اجتماعات بشری بتوانند از یک تغذیه شایسته و مناسب برخوردار باشند، و اگر امروز هنوز بسیاری از «مهمانان زمین » نمی توانند از این خوان نعمت بهره مند باشند از آن روست که کلیه تمدنها واز جمله تمدن ما نیز براساس نهایت نابرابری اقتصادی پی ریزی واستوار شده است. (25)

جالب اینجاست که قرنها پیش از آنکه کتاب «انسان گرسنه » نوشته شود، و «علم » به کشف مساله گرسنگی بپردازد، و به قول بعضیها صدها سال پیش از آنکه «جان بویدار» لرد انگلیسی، شکایت سردهد که در «عالم سیاست » هیچ گاه مساله گرسنگی بینوایان مورد توجه ارباب قدرت قرار نگرفته است، آشکارا می بینیم که «مساله گرسنگی » در صفحات «نهج البلاغه » همواره موج می زند و اساسی ترین کوشش و «رنج راستین علی » پیشرو صمیمی ترین پیشوایان سوسیالیستی که تاکنون تاریخ سیاست جهان بر اریکه زمامداری عملی به خود دیده است «سیر کردن گرسنگان » و ایجاد تفاهم در حکمرانان و طبقات توانگر، نسبت به رنجهای توان فرسای آنان است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام خوراک و پوشاک و آسایش را، بر خود تحریم می کند، تا مبادا لحظه ای از درد توده ها، از رنج اکثریت همنوعان خود، غافل ماند. (26)

یک دستور مهم بهداشتی و اقتصادی

مضمون آیه شریفه: «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید). گرچه بسیار ساده به نظر می رسد، اما امروز ثابت شده است که یکی از مهمترین دستورات بهداشتی همین است، زیرا طبق تحقیقات دانشمندان سرچشمه بسیاری از بیماریها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند، این مواد اضافی هم بار سنگینی است بر قلب و عروق و سایر دستگاههای بدن، و هم منبع آماده ای است برای انواع عفونتها و بیماریها، لذا برای درمان بسیاری از بیماریها، نخستین گام همین است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله های تن انسان هستند، سوخته شوند و پاکسازی جسم عملی گردد.

عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح «پرخوری » است و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست.

امام رضاعلیه السلام می فرماید:

«لو ان الناس قصدوا فی الطعام لاعتدلت ابدانهم » (27) (اگر مردم در طعام میانه روی کنند بدنهای آنها اعتدال پیدا می کند).

مرحوم طبرسی در تفسیر شریف «مجمع البیان » مطلب جالبی نقل کرده که «هارون الرشید» طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود، روزی این طبیب به یکی از دانشمندان اسلامی گفت: من در کتاب شما چیزی از طب نمی یابم، درحالی که دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان. او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است «کلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخورید و بیاشامید واسراف نکنید) و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است: «المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء واعط کل بدن ما عودته »(معده خانه بیماریهاست و امساک سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده ای(از عادت صحیح و مناسب) آن را دریغ مدار).

طبیب مسیحی هنگامی که این سخن را شنید گفت: «ما ترک کتابکم ولا نبیکم لجالینوس طبا»! قرآن شما و پیامبرتان برای جالینوس (طبیب معروف) طبی باقی نگذارده است. (28)

پی نوشتها:

1 ) سوره فرقان، آیه 67.

2 ) بنا بن نقل تفسیر صافی در ذیل آیه 29 سوره اسراء.

3 ) نهج البلاغه، خطبه 126.

4 ) غرر و در رآمدی، ج 6، ص 42.

5 ) غرر و درر آمدی، ج 4، ص 293.

6 ) انعام، آیه 141 - اعراف، آیه 31.

7 ) غافر، آیه 43.

8 ) شعراء، آیه 151.

9 ) ذاریات، آیه 43.

10 ) غافر، آیه 28.

11 ) یونس، آیه 83.

12 ) انبیاء، آیه 9.

13 ) اسراء، آیه 29.

14 ) بنقل تفسیر صافی، ذیل آیه 29 سوره اسراء، - و عین این مطلب از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است(تفسیر عیاشی، ج 2، ص 288).

15 ) همان مدرک.

16 ) مکارم الاخلاق، ص 118 - بحار، ج 75، ص 303.

17 ) انسان گرسنه، ترجمه منیر جزنی(مهران) ص 65 چاپ امیر کبیر.

18 ) خصال صدوق، ج 1، ص 47، حدیث شماره 257 - وسائل الشیعة، ج 12، ص 401.

19 ) غرر و درر آمدی، ج 6، ص 2712، شماره 9465.

20 ) غرر و درر آمدی، ج 6، ص 2888.

21 ) غرر و درر، ج 4، ص 1652.

22 ) غرر و درر، ج 4، ص 1568.

23 ) وسائل، ج 1، ص 255 - سفینة البحار، ج 1، ص 375 کلمه «خبز».

24 ) سوره فصلت، آیه 10.

25 ) ژوزونه دوکاسترو، ژپوپلیتیک گرسنگی انسان گرسنه، ص 404 ترجمه منیر جزنی(مهران) چاپ امیرکبیر.

26 ) دکتر صاحب الزمانی، دیپاچه ای بر رهبری، ص 329.

27 ) وسائل الشیعه، ج 16، ص 406.

28 ) بنا به نقل تفسیر نمونه، ج 6، ص 153 و 154.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:47 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

پرهیز از انباشت سرمایه و تجمل گرایی

انباشت سرمایه، به تدریج روحیه رفاه زدگی و تجمل گرایی را در آدمی به وجود می آورد و در جای جای زندگی نمود می یابد. یکی از این نمودها، استفاده نابجا از نور و چراغ است که نمونه ای از تجمل و اسراف به حساب می آید. امام کاظم علیه السلام به نقل از حضرت علی علیه السلام می فرماید: «پنج چیز ضایع می گردد، یکی از آنها، چراغی است که آن را در (نور) خورشید برافروزی و نوری که از آن استفاده نشود».

بنابراین، استفاده غیرضروری از نور و روشن کردن لامپ های اضافی، از مصداق های آشکار تجمل گرایی و اسراف به حساب می آید. اسراف به هیچ وجه استثناپذیر نیست و حتی در هزینه کردن دارایی برای کارهای خیر نیز باید متعادل بود و از حد میانه خارج نشد. گفتنی است که مال و ثروت به طور طبیعی، زمینه ساز رفاه زدگی و هواپرستی است.

و کم کم روحیه مصرف گرایی و رفاه زدگی و به تعبیر قرآن «اتراف» در آدمی شکل می گیرد. قرآن کریم، مترفان را اصحاب دوزخ می داند و سپس اسراف کاران را نیز همردیف آنها می بیند و می فرماید: «وَ أِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ؛ اسراف کاران، همدمان آتشند». (مومن: 43)

چنان که در جای دیگر فرموده است:

وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ... إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفینَ (واقعه:41 و45)

و یاران چپ، کدامند یاران چپ، اینان بودند که پیش از این، ناز پروردگان بودند.

در روایت ها نیز استفاده نابجا از امکانات مادی، به قصد فخرفروشی و خودنمایی نکوهش شده است. از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل است: «هر کس جامه ای بپوشد و با آن فخر فروشی کند، خداوند او را از لبه دوزخ به قعر آن فرو خواهد برد».

نیز می فرماید:

هر کس برای خودنمایی و ستایش دیگران ساختمانی سازد، روز قیامت، در حالی آن را حمل خواهد کرد که چون آتشی شعله ور، بر گردنش آویخته است و به آتش افکنده خواهد شد... گفته شد: ای رسول خدا! چگونه آن را برای خود نمایی و ستایش جویی می سازد؟ فرمود: فراتر از حد نیاز می سازد تا بر همسایگانش برتری جوید و به برادرانش فخر فروشد.

از سوی دیگر، قرآن کریم برای نفی چنین رفتاری و پرهیز از الگوگیری از آن، دستور می دهد که هرگز از اسراف کاران پیروی نکنید: «وَ لا تُطیعُوا اَمْرَ الْمُسْرِفینَ.» (شعرا: 151) در روایت های بزرگان نیز چشم دوختن به کسانی که از سطح زندگی بالاتری بهره مندند، نهی شده و تأثیرپذیری منفی از آنان را نکوهش می شود. امام باقر علیه السلام می فرماید:

«ایّاکَ أنْ تَطْمَحْ بَصَرَکَ إلی مَنْ فَوْقَکَ؛ بپرهیز از اینکه به بالاتر از خود (در امور مادی) چشم بدوزی».

پیام متن:

1. مال و ثروت، به تدریج روحیه رفاه زدگی و اتراف در آدمی ایجاد می کند؛

2. روایت های امامان معصوم علیهم السلام ، استفاده نابجا از امکانات مادی به قصد فخر فروشی و خودنمایی را نکوهش می کند؛

3. تأثیر نپذیرفتن از زندگی مترفین، خواست قرآن مجید و روایت های اسلامی است.

اسراف و نابودی امکانات

آشکارترین اثر نامطلوب اسراف و تبذیر، هدر دادن امکانات و منابع است. ممکن است از نگاه فردی و محدود، اسراف در کالاهایی همچون مواد غذایی و انرژی، ناچیز و بی اهمیت به حساب آید، اما روی هم رفته در سطح عمومی، خسارت های سنگینی به بار می آورد. اثر مستقیم این رویه، به ویژه در جوامعی که درآمد و امکانات محدودی دارند، فقر و محرومیت است. از این رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «مَنْ بذَّرَ أَفْقَرَهُ اللّه ؛ هر کس (در اموالش) اسراف و تبذیر کند، خداوند وی را فقیر سازد».

همچنین، امیرمؤمنان علی علیه السلام فرموده است: «القصد مَثْراةٌ وَ السَّرَفُ مَثْواةٌ؛ میانه روی، ثروت زاست و اسراف، نابود کننده».

بر اساس آموزه های دینی، اسراف و تبذیر، از گناهانی است که نعمت را به نقمت و بلا تبدیل می کند و برکت را از میان می برد. امام صادق علیه السلام داستان کسانی را بازگو می کند که در رفاه و نعمت و فراوانی به سر می بردند، ولی با اسراف و تبذیر در مواد غذایی و استفاده نادرست از آن، به فرمان خدا گرفتار بلاهای زمینی شدند و به مشقت افتادند. امام فرمود: اینان، اهالی همان آبادی اند که خداوند در این آیه از آنان یاد فرموده است:

و خدا شهری را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزی اش از هر سو فراوان می رسید. پس، [ساکنانش [نعمت های خدا را ناسپاسی کردند و خدا هم به سزای آنچه انجام می دادند، طعم گرسنگی و هراس را به ایشان چشانید. (نحل: 112)

با نگاهی دقیق تر پی می بریم که در بعضی از موارد، عرضه نادرست کالا بر اثر ضعف وجدان کاری و نیز کوتاهی در انجام وظیفه، باعث دورریز و اتلاف اموال می شود. امام علی علیه السلام ، غلامان را به دلیل پخت نان با کیفیت پایین، سرزنش می فرمود. بنابراین، در آموزه های روایی بر تولید کالا به گونه ای که کمترین ضایعات را داشته باشد، تأکید شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور می داد اندازه نان را کوچک بگیرند تا دورریز آن کمتر باشد.

پیام متن:

1. اسراف و تبذیر، عاملی در جهت تبدیل نعمت به نقمت؛

2. عرضه درست کالا و ارتقای کیفی آن، با استفاده درست از آن، رابطه تنگاتنگی دارد.

اسراف و سقوط اخلاقی

اسراف کاران برای تأمین هزینه های خود، به رذیلت های اخلاقی، همچون بخل و حرص و مفاسد اقتصادی مانند ربا، رشوه و اختلاس گرفتار می شوند. معمولا اسراف با مصرف گرایی، رفاه زدگی و غرق شدن در لذات مادی و اتراف همراه است که خود، منشاء بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی است و در پاره ای از موارد، به انحراف های عقیدتی می انجامد. افزون بر آن، اسراف کاری عده ای در جامعه، به طور طبیعی بر دیگران تأثیر نامطلوب می گذارد و آنان را نیز به همین سمت و سو هدایت می کند. قرآن کریم، اسراف کاران را مفسدانی می داند که از آنان انتظار اصلاح گری نمی رود. از این رو، نباید از شیوه زندگی آنان تقلید شود.

وَ لا تُطیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفینَ * الَّذینَ یُفْسِدُونَ فِی اْلأَرْضِ وَ لا یُصْلِحُونَ. (شعرا: 151 و 152)

و فرمان اسراف کاران را پیروی مکنید. آنان که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی شوند.

اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و دور شدن آدمی از مقام قرب الهی را در پی دارد. محرومیت اسراف کاران و تبذیرکنندگان از دوستی و هدایت خاص خدا و گمراهی و هم سانی با شیاطین، از پی آمدهایی است که قرآن کریم به آن اشاره می کند.

در بیان قرآنی، تبذیرکنندگان، نعمت های الهی را کفران می کنند و مصرف آن را از مسیر اصلی و درست خود خارج می سازند. بر این اساس، آنان را برادران شیطان دانست. در نتیجه، یا اعمال شان همردیف کارهای شیطانی است و یا در دوزخ هم نشین شیطان خواهند بود.

زیاده روی در لذت های جسمانی، مجالی برای اندیشه در کمالات معنوی و انسانی و توجه به بعد روحی باقی نمی گذارد و راه را برای تهذیب اخلاقی می بندد. پرداختن به تجملات و کام جویی ها، همواره با ناشایستی های اخلاقی و رفتاری همچون فخرفروشی و خود برتربینی و بی بند و باری همراه خواهد بود. از این رو، قرآن کریم، مترفان را مفسد و فاسق معرفی می کند و هشدار می دهد:

چون بخواهیم شهری را نابود سازیم، خوشگذرانانش را فرمان می دهیم تا در آن به انحراف (و فساد) بپردازند. در نتیجه، عذاب بر آن (شهر) لازم می شود. پس آن را (به تمامی) نابود می کنیم. (اسراء: 16)

پیام متن:

1. مبتلا شدن به آزمندی، بخل و دیگر رذیلت های اخلاقی، به واسطه اسراف و اتراف؛

2.هشدار شدید قرآن به مسرفان و مترفان و اشاره به فرجام دردناک آنان.

راه های برون رفت از اسراف و تبذیر

یکی از شیوه های مهم آموزه های دینی، برای مقابله با مفاسد اقتصادی و اخلاقی و تحکیم ارزش های دینی، تقویت باور انسان ها به مبدأ و معاد است. این اعتقاد همچون ناظری درونی، اجرای صحیح دستورهای الهی را تضمین می کند. آیه های مربوط به اسراف، با نهی و نکوهش اسراف و تبذیر، سقوط معنوی و عذاب اخروی اسراف کاران را خاطر نشان می سازد. پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز در روایت هایی، با یادآوری پی آمدهای اخروی اسراف، همگان را از این عمل ناشایست باز می دارند. امام علی علیه السلام می فرماید:

بدانید که بخشیدن نابجای مال، تبذیر و اسراف است که قدر بخشنده را در دنیا بالا می برد و در آخرت پایین می آورد. او را در دیده مردمان گرامی می کند و نزد خدا خوار.

تقویت ارزش هایی چون زهد، قناعت، میانه روی و مانند آن، از یک سو و ترغیب به مبارزه جدی با هواپرستی، خودنمایی و فخرفروشی از سوی دیگر، شیوه های درمان درونی اسراف و تبذیر است. یکی دیگر از عوامل بروز اسراف و تبذیر، جهل و ناآگاهی است. بنابراین، اطلاع رسانی و دادن آگاهی های صحیح و کافی درباره موضوع به مردم و نیز بازشناسی آثار و پی آمدهای اقتصادی، اجتماعی و معنوی آن، در کاهش روحیه اسراف کاری بسیار مؤثر است. همچنین، نظارت همگانی بر رفتار و اعمال آدمی که در آموزه های دینی با تعبیر امر به معروف و نهی از منکر از آن یاد می شود، از کارآمدترین شیوه های تثبیت ارزش ها و مقابله با مفاسد و انحراف هاست. امامان معصوم علیهم السلام نیز گاهی با نهی صریح و مستقیم و زمانی با واکنش های اخلاقی، بر این مهم نظارت داشتند. افزون براین، خانواده تأثیر بسیار مهمی بر پرورش شخصیت و عملکرد فردی و اجتماعی آدمی دارد. چنانچه بزرگسالان اهل اسراف و تبذیر باشند، خواه ناخواه این روحیه به فرزندان منتقل می شود. ائمه معصوم علیهم السلام با دیدن اسراف و تبذیر در خانواده ها، واکنش مناسب و به موقع از خود نشان می دادند. در حدیثی آمده است که امام صادق علیه السلام میوه ای را دید که ناخورده، بیرون خانه ای انداخته شده است، ایشان با ناراحتی فرمود:

این چیست؟ اگر شما خود سیر بودید، قطعا بسیاری از مردم سیر نیستند. آن را به کسی بخورانید که نیازمند است.

نبود عدالت اقتصادی و جلوگیری نکردن از انباشته شدن ثروت در دست عده ای خاص، از عوامل مهم بروز پدیده اسراف است. از این رو، اجرای عدالت و توزیع عادلانه ثروت، زمینه شروع و گسترش آن را می کاهد و یا نابود می سازد. امیرمؤمنان علی علیه السلام عامل اصلاح و ساماندهی امور جامعه را دادگستری می داند و می فرماید: «الرَّعِیّةُ لا یُصْلِحُها اِلاَّ الْعَدْلُ؛ توده های مردم را جز عدالت، اصلاح نکند».

یکی دیگر از راه های برون رفت از اسراف، دوری خواص و شخصیت های مهم جامعه از زندگی اشرافی و تجملی است؛ زیرا شیوه زندگی آنان بر دیگران تأثیر می گذارد. هنگامی که برای رسول خدا صلی الله علیه و آله نوشیدنی بسیار گوارایی آوردند، فرمود: «آن را از من دور سازید که این نوشیدنی مترفان است».

ناگفته نماند که کنترل صحیح تبلیغات بازرگانی و پیش گیری از رشد روحیه مصرف گرایی نیز تأثیر بسزایی در جلوگیری از اسراف و تبذیر دارد. بنابراین، توجه جدی به این مقوله نیز حائز اهمیت است.

پیام متن:

1. تحکیم باورهای دینی، تقویت ارزش ها، نظارت همگانی، امر به معروف و نهی از منکر، پیش گیری از انباشت سرمایه در دست عده ای خاص و توجه به عدالت گستری و کنترل تبلیغات بازرگانی، از راه های کنترل اسراف و تبذیر است.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:44 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اسراف و معیارهای تشخیص آن

یکی از آسیب های مهم بر فرد و جامعه اسراف و زیاده روی است که پی آمدهای منفی و گاه خطرناکی، چه در بعد اقتصادی و چه در بعد اخلاقی بر جای می گذارد. اسراف، در اصل به معنای تجاوز ار حد وسط است. مفهوم و گستره معنایی این واژه در قرآن کریم، همان معنای لغوی آن است. راغب اصفهانی می گوید: «سَرَف» تجاوز از حد در هر کاری است که آدمی انجام می دهد». واژه «تبذیر» نیز، پراکنده ساختن و جدا کردن چیزی است که به تدریج در معنای مجازی نابود کردن و هدر دادن مال و در تعبیر عامیانه «ریخت و پاش» به کار رفته است.

بنابراین، اسراف معنای نزدیکی با تبذیر دارد، با این تفاوت که اسراف، بیشتر زیاده روی در مصرف است؛ ولی تبذیر، هدر دادن مال و اتلاف آن است. همچنین، گستره اسراف، تمام افعال آدمی را در برمی گیرد، در حالی که گستره تبذیر، اختصاص به امور مالی دارد. هر چند در روایت ها گاهی در یک معنا هم به کار می روند.

تشخیص تبذیر به معنای هدر دادن و اتلاف ثروت و کالا دشوار نیست، ولی تشخیص اسراف به معنای تجاوز از حد و گذر از میانه روی و رسیدن به افراط گرایی دشوار است؛ زیرا باید حد معتبر و محکم در اسراف را با ملاک ها و معیارهایی سنجید.

از نگاه قرآن و روایت های پیشوایان دین، تمام واجبات و محرمات دینی، حدود الهی است و هرگونه تغییر در احکام یا عمل نکردن به آن، خروج از حد و ممنوع است. البته کاربرد قرآنی این واژه بسیار فراوان است، برای مثال: اسراف در قتل، یعنی قصاص فرد یا افرادی غیراز قاتل (آل عمران: 3) که خود تجاوز از حد الهی قصاص است. بنابراین، مصرف هرگونه کالایی که حرمت شرعی دارد، نوعی اسراف است. از سوی دیگر، تشخیص موضوع های گوناگون احکام، بیشتر به عهده عرف و مکلف گذاشته شده است. در عین حال، برای ضابطه مند کردن تشخیص عرفی، معیارهایی ارائه شده است. اول اینکه، هرگاه مصرف کالا به گونه ای باشد که بخشی از آن هر چند اندک تضییع شود، اسراف خواهد بود. در این مورد امام صادق علیه السلام فرموده است:

میانه روی چیزی است که خدای بزرگ و والا آن را دوست دارد و اسراف را ناخوش، حتی دور انداختن هسته (خرما و میوه) را ؛ زیرا آن نیز به کاری می آید و حتی دور ریختن ته مانده نوشیدنی ات را.

معیار دوم اینکه، هر گاه مصرف کمی یا کیفی کالا برای بدن زیان بار باشد، درصورت مصرف گونه ای از اسراف است. چنان که این مهم، از سخن امام صادق علیه السلام نیز به روشنی برمی آید: «در مصرف آنچه بدن را سالم نگاه می دارد، اسراف نیست، بلکه اسراف در چیزی است که مال را تباه سازد و به بدن زیان رساند».

استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز، به عنوان معیار سوم مطرح است، مانند خوردن بیش از اندازه نیاز یا ساختن منزلی بسیار وسیع که به همه آن به هیچ وجه نیازی نیست. این سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز ناظر به همین معیار است: «ما فوقَ الکَفافِ اِسرافٌ؛ بیش از اندازه کفاف، اسراف است».

پیام متن:

1. اسراف به معنای تجاوز از حد وسط است؛

2. معیارهای اسراف، شرعی و عرفی است؛

3. معیارهای عرفی اسراف، تضییع بی جهت، زیان باری آن برای بدن و استفاده از امکانات مادی بیش از نیاز است.

اسراف در خوردنی ها و نوشیدنی ها

روایت های اسلامی از زیاده روی در مصرف آب و به ویژه هدردادن آن نهی کرده اند؛ چنان که امام صادق علیه السلام می فرماید: «أدْنی الاسرافِ هراقةُ فَضْلِ الماءِ؛ کمترین حد اسراف، دور ریختن ته مانده آب (ظرف) است».

از برخی روایت ها برمی آید که اسراف آب، حتی در امور عبادی همچون وضو و غسل، خواه با هدردادن آب و خواه با زیاده روی در شست و شوی اعضا ممنوع است، هر چند از آب رودخانه و آب های کشاورزی باشد. در همین مورد آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از کنار شخصی که وضو می گرفت، عبور کرد و فرمود: این اسراف برای چیست؟ آن شخص گفت: آیا در وضو هم اسراف هست؟ فرمود: آری، اگر چه کنار نهری جاری باشی. در قرآن نیز با اشاره به حق آدمی در استفاده از غذا و آب، بر این نکته تأکید شده است که در این امر، هرگز اسراف و زیاده روی نشود: «وَ کُلُوا و اشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا». (اعراف: 7)

آموزه های روایی نیز به این دستور قرآنی توجه کرده و آورده اند که: پرخوری و اسراف در خوردن، در پیشگاه پروردگار نکوهیده است و رحمت الهی را از آدمی دور می سازد.

پیام متن:

قرآن و روایت های ائمه معصوم از زیاده روی در مصرف خوردنی ها و آشامیدنی ها نکوهش کرده اند.

اسراف در پوشیدنی ها و وسایل نقلیه

لباس، ارمغانی الهی و مایه آراستگی و پوشش آدمی است و آموزه های دینی بر میانه روی در استفاده از آن تأکید ورزیده و تجاوز از آن را اسراف دانسته اند. در این آموزه ها درباره چگونگی استفاده از لباس، سفارش هایی شده است. شخصی می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا مؤمن می تواند ده پیراهن داشته باشد؟ فرمود: بله. گفتم: بیست عدد چطور؟ فرمود: بله. گفتم: سی تا؟ فرمود: بله. این اسراف نیست، اسراف آن است که لباس بیرونت را لباس خانه قرار دهی. مصرف نادرست کالا، نوعی از اسراف است. به گونه ای که امام صادق علیه السلام ما را به این امر توجه می دهد و در روایت بالا می فرماید: لباس بیرونت را که با آن در اجتماع حاضر می شوی، لباس خانه ات قرار نده. البته داشتن لباس به تعداد کافی، مایه دوام بیشتر آن می شود، ولی استفاده نابجا از آن، نوعی هدر دادن و مصداق اسراف است. مَرْکب و وسیله نقلیه نیز ممکن است از نظر کمیت و کیفیت به کارگیری، مصداقی برای اسراف باشد. امام صادق علیه السلام به زیبایی آن را بیان فرموده است :

و خداوند تجویز کرد که مردم در حد میانه از مرکب استفاده کنند. آیا چنین می پنداری که خداوند، مالی را نزد مردی امانت می نهد و آن گاه به وی اجازه می دهد تا اسبی به ده هزار درهم بخرد، در حالی که اسبی به بیست درهم، او را کافی است. مگر نه این است که خود فرمود: اسراف مکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد!

پیام متن:

1. میانه روی در استفاده از پوشیدنی ها و وسایل نقلیه.

2. توجه به استفاده کیفی از کالاها.

اسراف در مسکن و وسایل زندگی

از دیدگاه قرآن و روایت، احداث بناهایی که ثمره چندانی ندارد، کاری عبث و بیهوده معرفی شده است. در حدیثی آمده است که روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از گذرگاهی می گذشت، چشمش به ساختمانی افتاد که یکی از انصار ساخته بود. هنگامی که صاحب آن بنا نزد حضرت آمد و سلام کرد، ایشان صورت را از او برگردانید. پس از آنکه وی علت بی اعتنایی حضرت را دریافت، برگشت و بنا را با خاک یکسان کرد. در پی این جریان رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

اِنَّ لِکُلِّ بَناءٍ یُبْنی وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ اِلا ما لابُدَّ مِنْهُ.

بی تردید، هر بنایی که ساخته شود، روز قیامت باری بر دوش صاحبش خواهد بود؛ مگر آنچه گریزی از آن نیست (مورد نیاز وی است).

از امام صادق علیه السلام نیز در همین باره نقل است:

کُلُّ بَناءٍ لَیْسَ بِکَفافٍ فَهُوَ وَبالٌ عَلی صاحِبِه یَومَ القیامَةِ.

هر ساختمانی که بیشتر از حد کافی باشد، روز قیامت وبال صاحبش خواهد بود.

بنابراین، ساختن بناهایی که از نظر کمی و کیفی به آن نیازی نیست، مصداق اسراف خواهد بود. البته، منظور این نیست که اگر کسی به ساختمانی وسیع برای پذیرایی مهمانان و پیوند با خویشاوندان خود نیاز دارد، از آن استفاده نکند. در تهیه و مصرف دیگر وسایل زندگی نیز باید حد اعتدال را رعایت کرد. جمع آوری وسایل غیرضروری و کم مصرف، نادرست و از مصداق های آشکار اسراف است. در روایت اسلامی، معیاری مشخص برای استفاده درست از دیگر امکانات زندگی معرفی شده است. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید:

فِراشٌ للرّجلِ وَ فِراشِ لِأَهْلِه و فِراشٌ لِضَیْفِهِ وَ فِراشٌ لِلشیطان.

رختخوابی برای مرد و رختخوابی برای خانواده اش و رختخوابی برای میهمانش [لازم است] و رختخواب اضافه از آنِ شیطان است.

آنچه مسلم است اینکه باید از نظر کمی و کیفی، استفاده از امکانات به گونه ای باشد که معیارهای اسراف بر آن صدق نکند.

پیام متن:

1. استفاده از امکانات، در حد نیاز انسان؛

2. پرهیز از تجملات و یا نگهداری امکانات غیر ضروری.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:43 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

معنای لغوی

بی شک تبیین مفهوم لغوی «اسراف» در روشن شدن حکم فقهی نقش بسزایی دارد؛ زیرا منشا بیشتر مباحث واشکالات ابهام در مفهوم اسراف و در نتیجه تردید در مصادیق آن است. شاهد مدعا این است که واژه اسراف در آیات و روایات در مفهوم و مصادیق گوناگونی به کار رفته است.

از این رو این مرحله از بحث با تفصیل بیشتر مورد کند و کاوقرار می گیرد، زیرا به منزله مبنا و پایه اصلی مباحث دیگر به شمار می آید.

خلیل فراهیدی اسراف را به معانی متعدد دانسته از جمله نقیض اقتصاد و میانه روی. می گوید: الاسراف نقیض الاقتصاد. همو ماده «السرف» را به معنای جاهل و «السرف» را به مفهوم خطا به کار برده: السرف: الجاهل... و السرف: الخطا.()

ابن اثیر ماده «سرف» را به معانی مختلف دانسته؛ از جمله: سرف فی حدیث ابن عمر «فان ا بها سرحة لم تعبل و لم تسرف» ای لم تصبها السرفة و هی دویبة صغیرة تثقب الشجر تتخذه بیتا. در جای دیگر «سرف» را به معنای غفلت دانسته و نوشته است: و قیل اراد بالسارف الغفلة. یقال: «رجل سرف الفؤاد» ای غافل.

در مورد دیگر ماده «سرف» را به مفهوم اسراف و تبذیر دانسته: و قیل هو من الاسراف و التبذیر فی النفقة لغیر حاجة او فی غیر طاعة الله. در پایان می گوید: ماده «اسراف» در احادیث فراوان به کار رفته و در بیشتر موارد به معنای گناه و خطای زیاد به کار رفته است.()

ابن فارس نیز ماده «سرف» را به معانی مختلف دانسته است: سرف: السین و الراء و الفاء اصل واحد یدل علی تعدی الحد و الاغفال... و یقول: ان السرف، الجهل و السارف الجاهل و... و یقولون: ان السرف ایضا الضراوة.

وی در پایان، این که سرف به معنای دویبه باشد شاذ می شمارد: ومما شذ عن الباب السرفة: دویبة تاکل الخشب.()

راغب اصفهانی سرف را به معنای تجاوز از حد می داند: السرف تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان و ان کان ذلک فی الانفاق اشهر.()

صاحب مصباح المنیر نیز اسراف را به معنای تجاوز از قصد و اعتدال دانسته است: اسرف اسرافا حاز القصد و السرف بفتحتین اسم منه و سرف سرفا من باب تعب جهل او غفل فهو سرف و طلبتهم فسرفتهم بمعنی اخطات او جهلت.()

ابن منظور همانند دیگران ماده «سرف» را به معانی متعدد دانسته؛ از جمله تجاوز از قصد: ان السرف و الاسراف مجاوزة القصد و اسرف فی ماله عجل من غیر القصد و اسرف فی الکلام و فی القتل افرط والسرف الخطا بمعنی وضع الشی ء فی غیر حقه و السرف اللهج بالشی ء و السرف ضد القصد و اکله سرفا ای فی عجلة.()

طریحی ازجمله معانی اسراف را خوردن مال حرام دانسته است.

قوله تعالی: «و لا تسرفوا» الاسراف اکل مالایحل و قیل: مجاوزة القصد فی الاکل مما احل الله و قیل: ما انفق فی غیرطاعة الله تعالی.()

جمع بندی محقق نراقی: محقق نراقی پس از گزارش پاره ای از اقوال لغت شناسان، به عنوان جمع بندی می نویسد:

مستفاد از گفتار لغویان و مفسران این است که اسراف در معانی زیادی به کار می رود مانند:

1. اغفال

2. جهل

3. خطا

4. خطل (فحش)

5. تبذیر

6. ضد قصد (ضد اعتدال)

7. تجاوز از حد

8. تجاوز از حد استوا

9. انفاق به شخص بی نیاز

10. انفاق در غیر مورد حق

11. انفاق در غیر طاعت خدا

12. انفاق در معصیت

13. زیادی گناه

14. قبیح در نظر عقلا

15. جهل ویژه، یعنی نادانی نسبت به حقوق.

وی سپس در مقام ریشه یابی و ارجاع معانی فرعی به اصلی می نگارد:

معنای اول و دوم و پانزدهم یکی است و نیز معنای سوم و چهارم با همدیگر متحدند و نیز معنای پنجم و ششم و هفتم و هشتم و نهم و دهم و سیزدهم به یک معنا برمی گردد.

بنابراین تمامی معانی پانزده گانه به پنج معنا برمی گردد:

1. جهل

2. خطا

3. تجاوز از حد

4. انفاق در معصیت الهی

5. آنچه مورد تقبیح خردمندان است.

از آن جا که معنای جهل و خطا خارج از امور مالی هستند از بحث ما که اسراف در امور مالی است خارج می شوند.بنابراین معناهایی که ممکن است از اسراف در امور مالی مقصود باشد معانی سوم و چهارم و پنجم خواهد بود.

معنای سوم و پنجم نیز ممکن است یکی باشند؛ زیرا تجاوز از حد مورد تقبیح عقلا است.

بنابراین اسراف در امور مالی دو معنا بیشتر ندارد:

تجاوز از حد؛

انفاق در معصیت الهی.

دور نیست معنای دوم نیز به مفهوم اول بازگردد؛ زیرا هر معصیتی تجاوز از حد نیز هست.

بنابراین از نظر محقق نراقی معنای اصلی و ریشه ای اسراف تجاوز از حد است و دیگر معانی مصداق آن است.

معنای حد از نگاه نراقی

از آنچه گذشت روشن شد، اگر نگوییم: تجاوز از حد تنها معنای اسراف است، دست کم یکی از معانی مورد اتفاق همه صاحب نظران در لغت می باشد. بر این اساس این پرسش مطرح می شود که ملاک و معیار «حد» که تجاوز از آن اسراف به شمار می آید چیست؟

دراین زمینه نیز گفتگو میان صاحب نظران فراوان است. شاید بتوان گفت: بهترین مطلب را محقق نراقی بیان کرده است. ایشان بر این باور است که مقصود از حدی که تجاوز از آن، محقق مفهوم اسراف است حد استوا و وسط، یعنی فاصله میان اسراف و تضییق می باشد. وی این مدعا را با نقل پاره ای از آیات و روایات، برهانی می کند:

«حد» یعنی حد استوا، و وسط یعنی فاصله میان تقتیر - به معنای تضییق - و اسراف و این حد فاصله، «قصد» و«اقتصاد» نامیده می شود؛ زیرا اقتصاد عبارت است از: اعتدال و میانه روی در کار.()

سپس در مقام استدلال بر این مدعا می نویسد:

شاهد این مدعا قول خداوند متعال است: «و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما؛() عباد رحمان بندگانی اند که به هنگام انفاق نه اسراف می کنند و نه سخت گیری و میان این دو حد وسط است.»

در روایت قوام به حد وسط تفسیر شده() است. شاهد دیگر این آیه است: «و لا تجعل یدک مغلولة الی عنقک و لا تبسطها کل البسط...؛() هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن [و ترک انفاق مکن] و بیش از حد نیز دستت را مگشا.»

شاهد سوم مرسله ابن ابی عمیر از امام صادق در ذیل آیه «و یسا لونک ماذا ینفقون قل العفو» است که فرمود: «العفوالوسط»

آیات و روایات دیگری نیز به این مضمون وجود دارد که دلالت دارد حد همان حد وسط و اعتدال است.

ملاک و مصادیق حد وسط

بحث دیگر این است که ملاک و معیار برای شناخت حد اعتدال و وسط چیست؟ اگر به پاسخ این پرسش نپردازیم ابهام و تردید همچنان به حال خود باقی می ماند.

در این مورد نیز محقق نراقی پا به میدان گذاشته و نه تنها برای تعیین و تشخیص حد اعتدال و وسط ملاک و معیارمعرفی کرده بلکه مصادیق آن را نیز در خارج تعیین کرده است. ایشان در این بحث سراغ عرف رفته و تشخیص او راملاک برای حد وسط و اعتدال دانسته و سپس سه نمونه کلی برای آن ذکر کرده است:

ملاک تشخیص اعتدال و حد وسط عرف است؛ زیرا مرجع در شناخت حقایق معانی لغوی، مصادیق عرفی است و ازنظر عرف، وسط عبارت است از: هزینه کردن مال به اندازه نیاز یا به مقداری که با موقعیت شخص تناسب دارد.بنابراین هر گونه هزینه و انفاق مال خارج از این دو ملاک (رعایت نیاز و تناسب با موقعیت) باشد اسراف است اعم ازاین که تضییع مال باشد یا خارج از موقعیت فرد باشد یا مورد نیاز نباشد.()

وی سپس برای هر یک از این سه مورد اسراف شواهدی از روایات گزارش کرده است.

معنای اصطلاحی

هر چند مفهوم اسراف در اصطلاح فقها از معنای لغوی گرفته شده و تفاوت چندانی میان این دو دیده نمی شود لیکن در برخی از موارد و مصادیق ممکن است اختلاف داشته باشند؛ زیرا پیش از این در بحث مفهوم لغوی اسراف گذشت که اسراف معانی مختلفی دارد. شاید بتوان گفت که همه آنها به «تجاوز از حد» باز می گردد.

اما مفهوم اصطلاحی اسراف نسبت به معنای لغوی محدودتر است؛ زیرا تجاوز از حدی که از نظر عقلا قبیح باشد اسراف به شمار می آید. محقق نراقی پس از نقد و بررسی مفهوم لغوی و بحث از ملاک و معیار حدی که تجاوز از آن محقق معنای اسراف است از قول محقق اردبیلی نقل می کند:

اسراف عبارت است از: هزینه مال در مواردی که عقلا آن را قبیح می دانند یا در مواردی که هزینه سزاوارنیست().

آیت الله خویی در مقام تبیین اسراف اصطلاحی می نگارد:

ادله حرمت اسراف زینت مساجد را شامل نمی شود؛ زیرا مفهوم اسراف متقوم است به هزینه مال در مواردی که غرض عقلایی ندارد.() بنابراین هر گونه تجاوز از حد اسراف نیست. تجاوز از حدی که غرض عقلایی را در پی نداشته و مورد تقبیح عقلا باشد اسراف است.

مفهوم واژه های مرتبط

پس از روشن شدن مفهوم اسراف لازم است معنای برخی از واژه هایی که با عنوان اسراف ارتباط دارند نیز موردرسیدگی قرار گیرند؛ از جمله:

الف) تبذیر: بیشتر صاحب نظران تبذیر را به معنای پخش و تفریق دانسته اند و به مناسبت در مورد ضایع شدن مال استعمال شده است. راغب اصفهانی می نویسد:

التبذیر: التفریق و اصله القاء البذر و طرحه، فاستعیر لکل مضیع لماله.()

بنابراین تفاوت میان تبذیر و اسراف در این است که اگر مال در مواردی سزاوار نیست مصرف شود تبذیر است؛ چون معنای تبذیر تضییع مال است؛ ولی مصرف مال در مواردی که بیشتر از حد نیاز یا شان است، اسراف به شمارمی رود؛ زیرا اسراف به معنای تجاوز از حد است.

لازم به یادآوری است که در بسیاری از موارد اسراف به معنای تبذیر نیز به کار رفته است.

ب) تقتیر: تقتیر به معنای تضییق و دست بستگی آمده. ابن اثیر نوشته است:

الاقتار: التضیق علی الانسان فی الرزق یقال: اقتر الله رزقه ای ضیقه و قلله.() علامه فیومی ماده «قتر» را به معنای تضیق دانسته و نوشته است:

و قتر علی عیاله قترا و قتورا من بابی حزب وقعد ضیق فی النفقة.() بنابراین تقتیر در مقابل و ضد معنای اسراف است و به عبارت دیگر اسراف افراط و تقتیر تفریط است.

ج) قوام: قوام به معنای عدل و حد وسط به کار رفته و در قرآن نیز به همین مفهوم استعمال شده است. فیومی می نویسد:

القوام بالکسر ما یقیم الانسان من القوت و القوام بالفتح العدل و الاعتدال. قال الله: «وکان بین ذلک قواما» ای عدلا و هوحسن القوام ای الاعتدال.() بنابراین قوام حد وسط میان تقتیر و اسراف است.

ادله حرمت

بحث مهم و اساسی اثبات یا نفی حرمت اسراف است. این مطلب از آن جهت اهمیت دارد که فقها به گونه مستقل وجامع، بحث حرمت اسراف را مطرح نکرده اند و تنها به بررسی نمونه هایی از آن، مانند حرمت یا عدم حرمت زینت مسجد و اسراف در آب وضو و همانند آن، بسنده کرده اند. در حالی که شایسته است حرمت اسراف و اقسام آن به تفصیل مورد کند و کاو قرار گیرد.

در هر صورت محقق نراقی به اجمال حرمت اسراف را مطرح کرده و آن را امری مسلم دانسته و بر آن به آیات و روایات و اجماع و از همه مهم تر به ضرورت دین استدلال کرده است.

در این بخش در ابتدا نظریات محقق نراقی را مطرح، سپس نقد و ارزیابی می کنیم.

1. ضرورت دین

از جمله ادله محقق نراقی بر حرمت اسراف ضرورت دین است. وی در این باره می نویسد: در حرمت اسراف بحثی نیست و دلیل آن اجماع بلکه ضرورت دینی است.()

2. اجماع

محقق نراقی در چند مورد برای حرمت اسراف، به اجماع تمسک جسته است؛ از جمله در پایان گزارش آیات وروایاتی که بر حرمت دلالت دارد می نویسد: ظاهرا اجماع بر حرمت پس از آیات و روایات، کافی است.()

نقد و بررسی: هر چند برخی از مصادیق اسراف قطعی و مورد اتفاق همه فقها است لیکن ادعای ضروری دین بودن حرمت اسراف در تمام موارد، صحیح به نظر نمی رسد؛ زیرا اصطلاح «ضروری دین» در مواردی به کار می رود که شائبه هیچ گونه اختلاف نظری نباشد در حالی که در حرمت بعضی از مصادیق اسراف جای بحث و گفتگو است وبرخی از فقهای معاصر با آن مخالفت کرده اند.

ادعای اجماع از جهاتی قابل اشکال است؛ از جمله مدرکی بودن آن است؛ زیرا اگر به قطع آن را مدرکی ندانیم دست کم احتمال مدرکی بودن آن بسیار قوی است. پس کاشف از قول معصوم یا نص معتبر نیست.

3. عقل

یکی از ادله حرمت اسراف می تواند حکم عقل باشد. پیش از این گذشت که مفهوم اصطلاحی اسراف تجاوز ازحدی است که عقلا و خرد مندان تقبیح می کنند و شاهد آن، کلام برخی از بزرگان؛ از جمله محقق اردبیلی بود:

اسراف عبارت است از: هزینه مال در مواردی که عقلا آن را قبیح می دانند یا آنچه هزینه اش سزاوار نیست.()

بنابراین آنچه مورد تقبیح خردمندان است از نظر عقل نیز قبیح خواهد بود و پر واضح است آنچه را عقل قبیح بداند جایز نخواهد بود. لازم به یادآوری است مقصود از حکم عقل بر حرمت، درک عقل است.

نقد و بررسی: استدلال به عقل بر حرمت اسراف ناتمام است؛ زیرا به فرض که بپذیریم اسراف از نظر عقل و عقلاقبیح و مذموم است ولی این قبح و مذمت در تمامی موارد اسراف نیست. به عبارت دیگر عقل دلیل لبی است واطلاق ندارد تا در موارد شک به کار آید.

4. آیات

مهم ترین دلیل حرمت، آیات فراوان است. ماده «سرف» در شکل های مختلف آن در حدود بیست و سه مورد در کتاب الهی به کار رفته و حدود هفت مورد آن با نهی صریح و برخی موارد دیگر مانند نهی است به گونه ای که اگر صریح درحرمت نباشند دست کم ظهور در حرمت دارند.

در هر صورت دلالت آیات بر اصل حرمت امری مسلم و قطعی است. آنچه جای بحث دارد اطلاق و دایره شمول آیات است. از این رو لازم است چند نمونه مورد نقد و بررسی قرار گیرد؛ از جمله آیاتی که مورد توجه محقق نراقی بوده، عبارت است از:

آیه اول: آیه ای که اسراف کاران را اهل آتش می خواند:() و ان المسرفین هم اصحاب النار.()

بنا به دلالت این آیه، اسراف نه تنها حرام بلکه از گناهان کبیره است؛ زیرا بسیاری از فقها فرموده اند: یکی از نشانه های گناه کبیره وعده بر عذاب در قرآن یا روایات است.

صاحب عروه در مقام تعریف گناه کبیره می نویسد: گناه کبیره گناهی است که آیه یا روایتی دلالت کند بر کبیره بودن آن... و یا در کتاب یا سنت بر مرتکب آن با صراحت یاضمنی وعده عذاب داده شود.() این عبارت سید را همه حاشیه نویسان پذیرفته و بر آن حاشیه نزده اند.

بنابراین در دلالت آیه بر حرمت بلکه کبیره بودن اسراف جای بحث نیست. اما نسبت به اطلاق دور نیست گفته شود:آیه اطلاق دارد و هر آنچه مصداق اسراف باشد مورد دلالت آیه خواهد بود. افزون بر اطلاق، «مسرفین» جمع و دارای الف و لام است و در دانش اصول یکی از الفاظ دال بر عموم جمع همراه با الف و لام است به ویژه این مطلب با ادات تاکید «ان» و ضمیر جمع «هم» در قبل و بعد مورد تاکید واقع شده است.

پس آیه دلالت دارد بر حرمت هر نوع اسراف، چه در مورد خوراکی، آشامیدنی، مسکن، لباس، تزیین و امور دیگر.

آیه دوم: از جمله آیاتی که مورد استدلال محقق نراقی واقع شده آیاتی است که اسراف متعلق نهی واقع شده از جمله:ی بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا و اشربوا ولا تسرفوا ان الله لایحب المسرفین؛() ای فرزندان آدم، زینت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید. [از نعمت های الهی] بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

آیات با این مضمون متعدند. دلالت آیه با دو تقریب، بر حرمت اسراف ممکن است:

تقریب اول: «و لا تسرفوا» دلالت دارد بر حرمت اسراف؛ زیرا تمام فقها پذیرفته اند نهی بر حرمت دلالت دارد. آنچه مورد بحث آنان واقع شده این است که دلالت نهی بر حرمت از باب وضع است یا به حکم عقل. اگر به وضع دلالت دارد در مورد چگونگی دلالت آن، اقوال مختلفی است که در این بحث تاثیری ندارد.

تقریب دوم: آیه «اناه لایحب المسرفین» بر حرمت دلالت دارد؛ زیرا این جمله صریح است در این که خداونداسراف ومسرفان را دوست ندارد و آنچه را خداوند دوست نداشته باشد حلال نخواهد بود.

نقد و بررسی: بر هر یک از این دو تقریب اشکالاتی ممکن است وارد شود؛ از جمله:

هر چند تقریب اول فی الجمله بر حرمت دلالت دارد ولیکن اخص از مدعا است؛ زیرا مدعا حرمت اسراف در تمام موارد است ولی آیه در خصوص خوردنی ها و آشامیدنی ها وارد شده.

پس دلالت آیه بر حرمت اسراف در قلمروخوردنی ها و آشامیدنی ها تمام است.

ممکن است از این اشکال جواب داده شود به این که صدر آیه در مورد اسراف در مساجد وارد شده و از سوی دیگراین حکم حرمت اسراف تعلیل شده به دوست نداشتن از سوی خداوند متعال. این دو قرینه سبب می شود تا آیه ظهورپیدا کند در حرمت اسراف در تمام موارد، به ویژه این که دلالت سیاق ضعیف است و تاب مقاومت در برابر این دوقرینه که منشا انعقاد ظهور است، ندارد.

بر تقریب دوم ممکن است اشکال شود که دوست نداشتن اعم است از حرمت. بنابراین همیشه دوست نداشتن همراه با بغض نیست؛ چون کارهای مکروه نیز متعلق حب الهی نیست.

این اشکال میان مفسران و فقها مطرح بوده و از آن جواب داده اند. مرحوم طبرسی می نویسد:

خداوند با این جمله در مقام مذمت و توبیخ مسرفان است نه مدح و تعریف آنها. اگر آیه دلالت بر حرمت نداشته باشدلازمه اش این است که آیه دلالت بر مذمت نداشته باشد در حالی که در مقام مذمت است.()

از سوی دیگر ممکن است گفته شود: خداوند دوست نداشتن را به مسرفان نسبت داده نه به اسراف. بنابراین معنای آیه این خواهد بود: چون مسرفان اسراف کرده اند خداوند آنان را دوست ندارد. دلالت التزامی این جمله این است که اسراف حرام و مورد بغض و مذمت الهی قرار گرفته و این وصف مانع شده تا مرتکبان آن به مقام حب الهی دست یابند. به عبارت علمی، تعلیق حکم (عدم حب) به وصف اسراف مشعر علیت است.

آیه سوم: از جمله آیاتی که ممکن است با آن بر حرمت اسراف استدلال شود آیاتی است که اسراف همراه با گناه متعلق طلب غفران و بخشش واقع شود، مانند:

و ما کان قولهم الا ان قالوا ربنا اغفر لنا ذنوبنا واسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین؛ سخنانشان تنها این بود که پروردگارا، گناهان ما را ببخش و از اسراف ما در کارها چشم پوشی کن و قدم های ما را استواربدار و ما را بر کافران پیروز گردان.()

تقریب استدلال: اگر اسراف حرام و موجب عقوبت نباشد نیازی به درخواست غفران نخواهد بود. پس درخواست غفران و بخشش نشان دهنده حرمت اسراف و در پی داشتن عذاب الهی است.

ممکن است بر این تقریب اشکال شود به این که درخواست بخشش اعم از حرمت است؛ زیرا طلب مغفرت با کراهت نیز سازگار است. مگر گفته شود: ظهور ناشی از تعلق غفران بر اسراف در حدی است که این احتمال را دفع می کند.بنابراین دلالت آیه بر حرمت از این جهت دچار اشکال نمی شود.

تقریب دیگر: «اسرافنا» عطف به «ذنوبنا» است و مقتضای ظهور وحدت معطوف و معطوف علیه این است که اسراف هم گناه باشد و با اثبات گناه بودن اسراف حرمت آن نیز ثابت خواهد شد؛ زیرا میان گناه و حرمت ملازمه است.

آیات دیگری نیز بر حرمت اسراف دلالت دارد، اما به جهت پرهیز از اطاله سخن، از نقد و بررسی استدلال به آیات دیگر خودداری می کنیم.

در هر صورت این سه آیه و آیات دیگر دلالت بر حرمت اسراف دارند و اطلاق آیات، تمام موارد را شامل می شود،مگر دلیل یا قرینه ای قائم شود که بعضی از موارد اسراف، حرام نیست.

اشکال و جواب محقق نراقی

ممکن است بر اطلاق و عموم آیات اشکال شود به این که روایاتی دلالت دارد بر این که اسراف در استعمال بوی خوش، وضو، حج و عمره حرام نیست. بنابراین آیه نمی تواند اطلاق داشته باشد. این اشکال را محقق نراقی نیز مطرح کرده و در مقام پاسخ، دو جواب می دهد:

در مورد آنچه در برخی از روایات وارد شده مبنی بر این که در بوی خوش، وضو، حج، عمره، خوردنی ها وآشامیدنی ها اسراف نیست، باید گفت: اولا، مقصود، نفی اسراف به طور کلی نیست تا گفته شود: کسی که دیوار و سقف خانه اش را با آب گلاب می شوید... یا اگر در روز روشن چراغ ها را روشن کند، اسراف نکرده بلکه مدلول روایات این است که فراوانی در این امور مطلوب است و تجاوز، فی الجمله بخشیده شده است.

ثانیا، به فرض تسلیم، این روایات به منزله استثنا و تخصیص به شمار می آید.() تفصیل این پاسخ، جداگانه خواهد آمد.

5. روایات

از جمله ادله ای که محقق نراقی به تفصیل بدان پرداخته، روایات است. ولی حدود هفده روایت را مورد نقد و بررسی قرار داده و در پایان می نویسد:

بعضی از این روایات هر چند بیشتر از مذمت یا کراهت یا استحباب ترک اسراف دلالت ندارند ولی نهی صریح آیات وروایات فراوان از یک طرف و تصریح به بغض الهی نسبت به اسراف در آیات دیگر و تصریح به این که اسراف ابزارهلاکت است از سوی دیگر و شمارش اسراف از گناهان کبیره در دسته چهارم از روایات، این چهار دسته روایت روی هم رفته دلالت بر حرمت اسراف دارند.()

از این عبارت محقق نراقی استفاده می شود که در یک تقسیم بندی، روایات وارده در مورد اسراف به لحاظ مضمون به چهار دسته کلی تقسیم می شوند:

دسته اول: روایاتی که اسراف را مکروه و ترک آن را مستحب شمرده اند.

دسته دوم: روایاتی که اسراف را مورد نهی شارع و حرام خوانده اند.

دسته سوم: روایاتی که اسراف را وسیله هلاکت و مورد بغض شارع دانسته اند.

دسته چهارم: روایاتی که اسراف را از گناهان کبیره شمرده اند.

جهت طولانی نشدن نوشته، از دسته های دوم و سوم و چهارم چند نمونه گزارش می شود و چون دسته اول دلالت برمدعا ندارند، از ذکر آنها خودداری می کنیم.

روایات دسته دوم

عن مسعدة بن صدقة عن ابی عبدالله(ع) (فی حدیث طویل) قال: و فی غیر آیة من کتاب الله: «انه لا یحب المسرفین» فنهاهم عن الاسراف و نها هم عن التقتیر... ان اصنافا من امتی لایستجاب لهم دعائهم... و رجل رزقه الله مالا کثیرا فانفقه ثم اقبل یدعو: یا رب ارزقنی. فیقول الله عزوجل: الم ارزقک رزقا واسعا فهل اقتصدت فیه کما امرتک و لم تسرف وقد نهیتک عن الاسراف؟()

امام صادق(ع) ضمن حدیثی طولانی می فرماید: خداوند در بسیاری از آیات فرموده است که مسرفان را دوست ندارد.پس آنان را از اسراف و تقتیر (سختگیری) منع کرده است... رسول خدا فرموده: دعای چند گروه از امت من مستجاب نمی شود... از جمله مردی که خداوند رزق فراوان به او داده و او همه آنها را انفاق کرده، سپس از خداوند طلب رزق می کند. خداوند در پاسخ می گوید: مگر به تو رزق واسع ندادم، پس چرا میانه روی و اعتدال را پیشه نکردی و چرااسراف کردی در حالی که تو را از اسراف نهی کردم؟

دلالت روایات بر حرمت از چند فقره آن ممکن است استفاده شود:

فراز اول: در صدر روایت، ضمن تاکید بر این که خداوند در بسیاری از آیات فرموده است که مسرفان را دوست ندارد،امام تصریح کرده: خداوند نهی از اسراف کرده و در پایان نیز ضمن توبیخ در مورد اسراف، می فرماید: خداوند ازاسراف نهی کرده است. پرواضح است ظهور اولی نهی در حرمت است، مگر قرینه ای برخلاف داشته باشیم.

به این مضمون روایات دیگری نیز رسیده است؛ از جمله روایت عامر بن جزاعه:

عن ابی عبدالله(ع): انه قال لرجل: اتق الله و لاتسرف و لاتقتر و لکن بین ذلک قواما. ان التبذیر من الاسراف؛()امام صادق(ع) خطاب به مردی فرمود: تقوای الهی پیشه کن؛ اسراف و سخت گیری نکن؛ میان اسراف و سخت گیری، قوام و اعتدال است.

در روایات فراوان، ائمه(ع) از اسراف نهی کرده اند، لیکن محقق نراقی آنها را گزارش نکرده است، از جمله روایت محمد بن خالد،() اسحاق بن عمار.() دلالت این روایات بر اصل حرمت اسراف جای بحث ندارد؛ زیرا همان گونه که در مبحث دلالت آیات گذشت، تمام فقهای اصول پذیرفته اند که فعل نهی دلالت بر حرمت دارد، حال یا به حکم عقل یا به وضع آنچه جای گفتگو دارداطلاق و دایره شمول آنها است.

دور نیست گفته شود: اطلاق روایات تمامی موارد اسراف را فرا می گیرد، لیکن روایات فراوانی دلالت دارد بر حرام نبودن اسراف در جاهای خاص؛ مانند حج، عمره، استعمال طیب و همانند اینها. در این صورت همان پاسخی که پیش از این از محقق نراقی در مبحث دلالت آیات نقل شد در این جا نیز خواهد آمد.

بنابراین اطلاق این دسته از روایات در موارد شک، کارگشا و مورد استناد خواهد بود. اما از نظر سند هر چند بعضی ازروایات اشکال سندی دارند، لیکن به لحاظ این که روایات وارده زیاد است، دور نیست گفته شود: متواتر معنوی یادست کم مستفیضند، ولی روایت مسعده سندش تمام است؛ زیرا کلینی از علی بن ابراهیم صاحب تفسیر و او ازهارون بن مسلم و او از مسعدة بن صدقه نقل می کند و تمامی رجال سند توثیق خاص دارند.

بنابراین روایات دسته دوم از جمله روایت مسعده از نظر دلالت و سند مدعا را ثابت می کند.

روایات دسته سوم

از جمله روایاتی را که محقق نراقی دلیل بر حرمت دانسته روایت ابن ابی یعفور است:

عن ابی عبد الله(ع)، انه قال: قال رسول الله(ص): ما من نفقة احب الی الله - عز و جل - من نفقة قصد و یبغض الاسراف الا فی الحج و العمرة؛() امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل می کند: هیچ بخششی پیش خدا محبوب تر از بخششی معتدل نیست. خداوند نسبت به اسراف بغض دارد مگر اسراف در حج و عمره.

این روایت دلالت دارد اسراف مبغوض شارع است و دلالت آن بستگی دارد به این که ثابت شود هر عمل مبغوضی حرام است. چنین ادعایی دور نیست؛ زیرا نقض این ملازمه به این که مکروهات نیز مبغوض شارع است، ناتمام است؛ چون اگر مکروهات مبغوض شارع باشند ترخیص در انجام با حکمت الهی سازگار نیست. بنابراین می توان گفت: دلالت این گونه روایات نیز بر حرمت اسراف تمام است.

اشکالی که ممکن است در مورد این دسته از روایات وارد شود این است که نسبت به تمام موارد اسراف اطلاق ندارند؛ زیرا در مورد انفاق وارد شده و تنها اسراف در انفاق را شامل می شود.

پاسخ برخی از روایات در غیر مورد انفاق وارد شده و از سوی دیگر تنقیح مناط و ملاک می شود؛ زیرا اگر اسراف درانفاق و بخشش حرام باشد در غیر آن به طریق اولی حرام خواهد بود؛ زیرا انفاق و بخشش در آیات و روایات فراوانی تشویق و مدح شده است.

و اما از نظر سند هر چند عبدالله بن ابی یعفور توثیق خاص دارد، لیکن سند شیخ صدوق به ابن ابی یعفور ناتمام است؛ زیرا احمد بن محمد بن یحیی عطار در آن واقع شده است.()

ولی ممکن است گفته شود: مجموع این روایات، از نظر مضمون متواتر یا دست کم مستفیضند.

روایات دسته چهارم

حدیث دیگری که مورد استدلال محقق نراقی واقع شده روایت صدوق در عیون اخبار الرضا، درباره گناهان کبیره است. حضرت در نامه ای به مامون پس از تعریف ایمان می فرماید:

و اجتناب الکبائر و هی قتل النفس التی حرم الله تعالی... و الاسراف و التبذیر....() [ایمان عبارت است از...] دوری از گناهان کبیره و آنها عبارت اند از: کشتن انسانی که خونش محترم است... و اسراف وتبذیر... .

دلالت این روایت و همانند آن بر حرمت اسراف تمام و جای بحث ندارد و اطلاق روایت نیز محکم و در موارد شک،مورد استناد خواهد بود، اما از نظر سند اشکال دارد؛ زیرا سند شیخ صدوق به فضل بن شاذان ناتمام است؛ چون درآن عبد الواحد بن عبدوس نیشابوری واقع شده که مجهول است.()

روایات دیگر با مضامین دیگری نیز هست که نقد و بررسی آنها سبب اطاله کلام می شود. در هر صورت دلالت این سه دسته از روایات بر اصل حرمت اسراف تمام است و از نظر سند، روایت مسعده در دسته اول تمام ولی روایات دسته دوم و سوم اشکال دارد، ولی از جهت مبانی کسانی که وثوق به صدور را کافی می دانند ممکن است گفته شود: وثوق وجود دارد؛ زیرا افزون بر قراین متعدد متصل و منفصل، فراوانی روایات در حدی است که مضمون آنها در حد تواترمعنوی یا استفاضه است.

اشکال و جواب محقق نراقی: اشکالاتی بر دلالت روایات ممکن است وارد شود، از جمله: همان اشکال مطرح درذیل آیات مبنی بر این که بعضی روایات دلالت دارند که اسراف در مواردی حرام نیست.

جواب پیش از این گذشت و پس از این به تفصیل خواهد آمد از این رو تکرار نمی شود.

حکم وضعی اسراف

پس از اثبات حکم تکلیفی اسراف (حرمت) نوبت به حکم وضعی می رسد. محقق نراقی متعرض این بحث نشده لیکن فایده و کارایی آن بر کسی پوشیده نیست. از این رو اشاره اجمالی به آن لازم است.

پیش از آغاز بحث، یادآوری دو نکته به عنوان مقدمه ضروری است:

الف) حکم وضعی قابل طرح که مترتب بر اسراف می شود همان است و این مطلب در مواردی راه دارد که حق دیگران با اسراف تضییع شود.

ب) اثبات حکم وضعی (ضمان)، با تحقق اسراف در صورتی صحیح است که اسراف به معنای تجاوز از حد باشد. به این معنا که تجاوز از حد در بسیاری از موارد موضوع حکم وضعی از جمله ضمان واقع شده است.

با توجه به این دو نکته در موارد بسیاری اسراف موجب ضمان است. برخی ازاین موارد ممکن است از جهتی کم اهمیت باشد ولی از جهتی توجه به موارد بسیار جزیی نشانگر جامعیت و اهمیت بحث اسراف است؛ از جمله:

1. اگر شخص مسلمان بمیرد و مالی که با آن کفن تهیه شود نداشته باشد، در حد متعارف جایز است از زکات برایش کفن خریداری شود ولی اگر خارج از متعارف باشد اسراف است و جایز نیست؛ در نتیجه صاحب مال ضامن مال زکوی است. آیت الله خویی می نویسد: کفن متعارف برای میتی که مال ندارد از زکات خارج شود.()

2. در مبحث خمس درباره این که مؤونه سال خود و افراد واجب النفقه، از درآمد خارج می شود، فقها گفته اند: اگرمخارج ازحد متعارف و اعتدال بیرون باشد از مؤونه به شمار نمی آید و نسبت به خمس آن ضامن است. سید یزدی دراین باره می نویسد: اگر مؤونه زیادتر از شان باشد به گونه ای که هزینه زیادتر در مورد او نهی و اسراف به شمار آید، از مؤونه محسوب نمی شود.()

بر این مساله هیچ یک از حاشیه نویسان بر عروه حاشیه نزده و آن را تلقی به قبول کرده اند. پیش از صاحب عروه دیگرفقها از جمله محقق نراقی متعرض این فرع شده و فرموده است: شرط مؤونه که از درآمد سال خارج و متعلق خمس نیست این است که در حد شان و معتدل باشد، اما مخارجی که مصداق اسراف باشد مؤونه به شمار نمی آید.()

3. بسیاری از فقها در چگونگی تقسیم خمس گفته اند: سهم سادات باید براساس اعتدال داده شود و اگر همراه اسراف و خارج از حد نیاز باشد مالک ضامن است. شهید ثانی می نگارد: امام() سهم سادات را به طوایف سه گانه باید براساس کفایت و اقتصاد تقسیم کند و مقصود از کفایت، مخارج سال و مقصود از اقتصاد، حد وسط در نفقه بر حسب شان است که به دور از اسراف و اقتار باشد.() همین مطلب را صاحب جواهر نیز مطرح کرده است.()

4. از جمله مواردی که آیات و روایات نهی از اسراف را مورد تاکید قرار داده عقوبات بدنی و مالی است. در بسیاری ازاین موارد اسراف موضوع برای حکم وضعی ضمان است؛ مانند اسراف در قتل به این که اولیای دم غیر قاتل را قصاص کنند و در مواردی که شخص محکوم به قتل نیست بر اثر حکم حاکم بمیرد. در این صورت قصاص کنندگان ومجریان حد ضامنند.

این مطلب افزون بر فتوای فقها در موارد متعدد نیز منصوص است؛ از جمله محقق حلی می نویسد: اگر حاکم به اجرای حد، امر کند، اما بیشتر از استحقاق حد بزنند و بر اثر زیادی حد بمیرد اگر زننده حد آگاهی از زیادی نداشته حاکم نصف حد را ضامن است و اگر مجری و مباشر در اجرا علم به زیادی حد داشته نصف دیه را او ضامن است؛ زیرا او مباشر بوده است.()

این مساله فروع مختلف دیگری نیز دارد که در برخی از فرض ها ضمان بر عاقله و در بعضی دیگر ضمان بر بیت المال است. در هر صورت اصل ضمان مسلم است.

5. اسراف در حدود و تعزیرات نیز موجب ضمان است. به این معنا که اگر مجری از حد شرعی معین یا تعزیری که ازسوی قاضی تعیین شده تجاوز و اسراف کند این اسراف موضوع ضمان است.

6. در شرع مقدس، زدن برای تادیب جایز شمرده شده ولی مقدار آن تعیین شده است. بعضی از فقها تا سه شلاق، وبعضی دیگر تا چهار و قولی پنج و دیگران تا ده شلاق را روا دانسته اند.() در هر صورت قطعی از نظر فقها این است که اگر بیشتر از حد مجاز زده شود و موجب دیه گردد زننده ضامن خواهد بود. حضرت امام در این باره می نویسد:

اگر شخصی به قصد تادیب بزند و به گونه اتفاقی طرف بمیرد، زننده ضامن است. فرقی نمی کند ضارب زوج باشد یاولی طفل یا وصی ازجانب ولی یا معلم.()

7. پزشک اگر زیاده روی و اسراف کند ضامن است. حضرت امام می نگارد:

ختنه کننده اطفال، چنانچه از حد تجاوز کند ضامن است هر چند متخصص باشد و اگر از حد تجاوزنکند و ختنه موجب مردن شود آیا ضامن است یا نه؟ اقوا بلکه اشبه عدم ضمان است.()

8. دیگر از مواردی که اسراف موضوع ضمان است، موردی است که امین در مورد امانت اسراف و تجاوز از حد کند؛ مانند تصرفات پدر یا جد یا وصی در اموال یتیم و نیز ماننداسراف عامل مضاربه و دیگر امین ها؛ مانند مستاجر، مستعیر، ودعی، ملتقط نسبت به مال مورد اجاره و عاریه و ودیعه و مال پیدا شده که اگر اسراف و تجاوز از حد کنند ضامنند.

9. موارد حکم وضعی ضمان در مورد اسراف به این موارد اختصاص ندارد. طرح همه موارد دیگر خارج از حوصله این نوشته است.

در پایان، یک مورد دیگر که این روزها مساله روز و مورد ابتلای جامعه است مطرح و این بخش را به پایان می بریم و آن اسراف در آب و برق و همانند آن است. سؤال و جوابی از حضرت امام در این مورد چنین است:

سؤال: زیاده روی در مصرف آب و برق در صورتی که موجب کمبودهایی در سطح عمومی شود چه حکمی دارد به خصوص که دولت اسلامی بر صرفه جویی تاکید نموده است؟

جواب: زیاده روی به نحو غیر متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.()

موارد استثنا

مطلب دیگری که در لابه لای مباحث گذشته به اجمال مورد اشاره قرار گرفت این است که در بعضی از فتاوا و روایات دیده می شود که اسراف در بعضی از موارد حرام دانسته نشده، مانند بوی خوش، آنچه برای سلامتی بدن مفید باشد،حج، عمره، وضو و... .

آیا اسراف در این موارد خروج موضوعی دارد یا حکمی؟ یعنی آیا با این که اسراف صادق است حرام نیست یا این که در این موارد اسراف اصطلاحی و فقهی صادق نیست و خروج موضوعی است؟

ظاهر کلام بعضی از فقها این است که خروج حکمی است، لیکن به لسان نفی موضوع بیان شده؛ مانند «لاشک لکثیرالشک» که نفی حکم شک، با لسان نفی موضوع است.

محقق نراقی در این رابطه دو بیان دارد. ایشان پس از فراگیر دانستن حرمت اسراف، در مقام پاسخ از موارد خروج می نویسد:

اولا، مواردی در بعضی از اخبار آمده است که اسراف در آنها حرام شمرده نشده؛ مانند بوی خوش، وضو، حج،عمره، ماکولات و مشروبات. مراد این روایات نفی حرمت نیست به گونه ای که اگر کسی در و دیوار خانه اش را گلاب پاشی کند یا در و دیوار خانه اش را با مشک و عنبر پر کند هر چند فقیر باشد اسراف و حرام نباشد و نیز مقصود این نیست که روشن کردن چراغ ها در روز روشن جایز است.

بلکه منظور از نفی اسراف در این موارد این است که کثرت بوی خوش و همانند آن مطلوب و تجاوز از حد فی الجمله (مختصری) بخشیده شده است.

شاهد این مطلب آن است که در برخی روایات آمده که اسراف در ماکولات و مشروبات از آن جهت که ضایع نمی شود و خورده می شود جایز است.

ایشان پس از جواب اول می فرماید:

اگر بپذیریم که اسراف در این موارد جایز است باید بگوییم: روایات دال بر این مطلب به منزله مخصص است و این موارد را از عموم حرمت اسراف استثنا می کند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:34 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

امانت بودن مال

در فرهنگ اسلامی مالک حقیقی ثروت خداوند متعال است. لذا انسان باید به آن با دیده امانت نگاه کند و آن را به اندازه و در راه تحصیل کمال واقعی خود و با توجه به احکام و مقرراتی که در تعالیم الهی برای تصرف در اموال ذکر شده به کار برد. علی علیه السلام در اشاره به اصل امانت بودن دارایی افراد می فرمایند: «المالُ عاریةٌ؛ مال امانت است». بدیهی است که وقتی انسان به اموالی که در اختیارش قرار می گیرد به چشم امانت نگاه کند آن را در هر راه و به هر مقداری که دلش خواست به مصرف نمی رساند؛ بلکه از آن به اندازه لازم و در راه کسب فضایل و برطرف ساختن نیازهای طبیعی خویش بهره برداری می کند. علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «برترین مال ها آن مالی است که بهترین اثر را برایت در پی داشته باشد».

تعریف اسراف

اسراف عبارت است از درگذشتن از اندازه و رعایت نکردن اعتدال در کارها. هر هدفی با صرف زمان مشخص و مقدار خاصی از توان و امکانات تحقق پیدا می کند که تجاوز کردن از آن را اسراف می گویند. نیازهای اقتصادی حقیقی انسان نیز اندازه مشخصی دارد که از آن در روایات با تعبیر «حدّ کفاف» یاد می شود که تعدّی از آن اسراف است. علی علیه السلام در این باره تعابیر مختلفی دارند و از جمله می فرمایند: «هرچیز که از حدّ میانه روی بگذرد اسراف است» و در روایت دیگر می فرمایند: «بیشتر از حدّ کفاف مصرف کردن اسراف است».

معنی تبذیر

در لغت «تبذیر» را پراکنده کردن معنی می کنند و معتقدند اصل آن به پاشیدن بذر و دورانداختن آن بر می گردد و در اصطلاح به کار کسی که مال خود را ضایع می کند تبذیر گفته می شود که نوعی خاص از اسراف است. بر این اساس می توان گفت هر اسرافی که همراه با اتلاف مال باشد و هیچ گونه هدف و غرض عقلایی بر آن مترتب نشود به آن تبذیر گفته می شود. در کلامی که از علی علیه السلام نقل شده است اسراف و تبذیر هر دو به معنای بخشش بی جا به کار رفته است: «... الا و اِنَّ اعطاءَ المالِ فی غَیرِ حقِّهِ تبذیرٌ و اسرافٌ؛ بدانید مال را در غیر راه آن بذل و بخشش کردن اسراف و تبذیر است».

نکوهش اسراف

با توجه به آثار و نتایج سوئی که اسراف و تبذیر در نظام اجتماعی و حیات بشر دارد، در رهنمودهای قرآن و روایات اهل بیت علیه السلام از این کار منع شده و هشدار داده شده است که چه بسا عدم دقت در مصرف صحیح مال، موجب بروز مشکلات زیادی در زندگی می شود و چون این کار نوعی عدول از دستور الهی است در آخرت نیز انسان را گرفتار عذاب سخت الهی می سازد. علی علیه السلام می فرمایند: «اسراف را کنار بگذار و میانه روی پیشه کن. فقط امروز را نبین؛ بلکه فردایی را که در انتظار توست در نظر داشته باش».

نکوهش مُسرِف

گاهی بر اثر دور شدن از ملاک های ارزشمند الهی چنان تصور می شود که زیاد خرج کردن و بذل و بخششِ بیشتر نوعی ارزش است و موجب می شود که انسان در بین مردم جایگاه و محبوبیت بهتر و بیشتری پیدا کند. علی علیه السلام در ردّ چنین اندیشه ای می فرمایند: «از اسراف اجتناب کنید. نه کسی بذل و بخششِ اسراف کار را ستایش می کند و نه کسی فردا برای چنین انسانی که در نتیجه بخشش بی جا دچار نداری شده است دل می سوزاند».

پرهیز از اسراف

گاهی انسان در نتیجه غفلت چنان گمان می کند که همیشه در طول زندگی دست یابی به دارایی، با کم ترین تلاش برایش میسر می شود. لذا برای زمان نداری و از کارافتادگی و ناتوانی برنامه مناسبی پیش بینی نمی کند و تمام اموالی را که در اختیارش قرار می گیرد بدون حساب خرج می کند. چنین افرادی وقتی صحبت از آینده به میان می آید، با به کار بردن تعابیری چون «خدا بزرگ است» و «از کجا معلوم است که آینده ای هم باشد» کارهای غلط خود را توجیه می کنند. علی علیه السلام در هشدار به چنین افرادی می فرمایند: «اسراف را ترک کنید. میانه روی در پیش بگیرید و همین امروز به فکر فردا باشید و از ثروت هایتان مقداری را که برای هزینه امروز نیاز دارید نگه دارید و زیادیِ آن را برای روز مبادا بگذارید».

توصیه به عفت و آراستگی

گاهی در جامعه به افرادی بر می خوریم که به بهانه ترک اسراف و تبذیر خود را از استفاده معقول از اموال نیز محروم می سازند و با ظاهری ژولیده و پوشش نامناسب در جامعه ظاهر می شوند؛ غافل از آن که نه تنها این کار پرهیز از اسراف محسوب نمی شود، بلکه با اصل عزّت و عفاف در زندگی که مورد تأکید اسلام است منافات دارد. علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «با عفت و آراستگی خود را بیارایید و از اسراف و تبذیر خودداری کنید».

زیاده روی در خوبی ها

در فرهنگ اسلامی زیاده روی نه تنها در امور مربوط به اقتصاد و معیشت، بلکه در تمام کارها مذموم شمرده شده است. برای این اساس اولیای الهی همواره بر رعایت اعتدال و در نظر گرفتن حدّ وسط تأکید دارند. در عین حال چون کمالات آدمی بی انتهاست، یعنی انسان هرچقدر بیشتر تلاش کند به مراحل بالاتری از انسانیت دست می یابد، لذا برای انجام کارهای خیر حدّ خاصی معین نشده است. از این حقیقت به صورت های مختلف در سخنان اهل بیت علیه السلام یاد شده است. علی علیه السلام در اشاره به این امر می فرمایند: «تجاوز کردن از میانه روی در همه کارها ناپسند و مذموم است، مگر در کارهای نیک که در آنها هرچه بیشتر تلاش شود دست رسی به مراتب بالاتری از کمالات میسر می گردد».

سفارش به عدل و انصاف

در فرهنگ اسلامی رعایت عدالت، یعنی هر چیزی را به جای خود قرار دادن و هر کاری را در جای خود انجام دادن، بسیار مورد تأکید است؛ چرا که رعایت این دو امر زمینه تحقق نظم در تمام امور فردی و اجتماعی را فراهم می آورد. چون اسراف و تبذیر از مصداق های روشن عدول از این اصل محسوب می شوند، نکوهیده اند. علی علیه السلام می فرمایند: «برای شما ضرورت دارد که از اسراف و تبذیر بپرهیزید و همیشه عدل و انصاف را رعایت کنید».

نتایج اسراف

اسراف از مهم ترین عوامل پیدایش مشکلات اقتصادی و به هم خوردن تعادل اجتماعی و گسترش تبعیض و بی عدالتی است. مردم جامعه هر قدر از سرمایه های اقتصادی فراوانی برخوردار باشند، اگر در مصرف آنها میانه روی را رعایت نکنند، بدون تردید ـ ولو در آینده نسبتا طولانی ـ با تنگناهای اقتصادی و انواع مشکلات فرهنگی و اجتماعی که نظم عمومی جامعه را تهدید می کند، مواجه خواهند شد. علی علیه السلام در اشاره به نتایج منفی اسراف می فرمایند: «کسی که به طور شایسته میانه روی در مسائل اقتصادی را رعایت نکند اسراف و تبذیر زمینه نابودی او را فراهم خواهد ساخت».

میانه روی، لطف خدا

اگر انسان از طریق رعایت احکام الهی و اطاعت از دستور او رابطه خود را با خداوند متعال بهبود بخشد، بدون تردید از الطاف و عنایت خاص پروردگار عالم برخوردار می شود. بر خلاف تصور اغلب مردم علامت عنایت بیشتر خداوند به بنده آن نیست که حتما به او ثروت بیشتری بدهد؛ بلکه برخورداری از حسن تدبیر و رعایت میانه روی در کارها از مهم ترین نشانه های توجه خداوند به بنده است. امام علی بن ابی طالب علیه السلام در این باره می فرمایند: «وقتی خداوند اراده کند که به بنده ای از بندگانش خیری برساند به او فضیلت میانه روی در امور و توانایی تدبیر شایسته زندگی را الهام می کند و او را از سوء تدبیر و اسراف و زیاده روی دور می سازد».

توصیه به میانه روی

علی علیه السلام بارها از طریق بیان نتایج سوء اسراف و تبذیر و فواید میانه روی مردم را به پرهیز از اسراف و رعایت اعتدال تشویق فرموده اند. در مواردی هم از طریق اشاره به زندگی پیشوایان این هدف را تعقیب کرده اند. می دانیم که سرمشق کامل انسان ها در همه ابعاد زندگی، به تصریح قرآن کریم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم است. از آن جا که آن حضرت همیشه در تمام امور، به ویژه در امور مربوط به معیشت اصل میانه روی را مدّ نظر داشته اند، لذا بر همگان لازم است که این رفتار نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را هم چون سایر اعمال آن حضرت سرمشق خود قرار دهند. علی علیه السلام آن جا که از اوصاف رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم سخن می گویند، می فرمایند: «سِیرَتُهُ القَصْدُ و سُنّتهُ الرُّشدُ؛ سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم میانه روی و سنتش تلاش برای راهنمایی مردم بود» و در جای دیگر در توصیف ویژگی های اهل بیت علیه السلام می فرماید: «طَرِیقَتُنا القَصدُ...؛ روش ما در تمام امور زندگی میانه روی است».

علامت برخورداری از عقل

هر یک از فضیلت های انسانی و کمالات اخلاقی آثاری دارند که انسان از طریق دقت در این نشانه ها و آثار می تواند وجود صفت های نیک اخلاقی را در افراد تشخیص دهد. بدون تردید از بین تمام نعمت های الهی نعمت خرد از ارزش و اهمیت فوق العاده ای برخوردار است؛ به گونه ای که می توان گفت پس از نعمت وجود، هیچ نعمتی به اندازه عقل برای انسان ارزشمند نیست؛ چرا که تمام کمالات انسانی تنها از طریق عقل به دست می آیند. در روایات اهل بیت علیه السلام برای وجود عقل نشانه هایی ذکر شده است که از طریق آنها می توان به وجود این موهبت بزرگ الهی در افراد پی برد. امام علی علیه السلام می فرمایند: «از جمله نشانه های برخورداری از نعمت عقل دوری از تبذیر و اسراف و داشتن حسن تدبیر است».

علامت انسان اسرافکار

در قرآن و روایات اهل بیت علیه السلام به شدت با اسراف مخالفت شده و از اسراف کاران تحت عنوان برادران شیاطین یاد شده است. نکته مهم آن است که به چه کسی اسراف کار گفته می شود؟ در روایات برای انسان مُسرف نشانه های زیادی ذکر شده است؛ از جمله علی علیه السلام می فرمایند: «انسان اسراف کار سه نشانه دارد: آنچه از آن او نیست می خورد و آنچه سزاوار او نیست و با شأن و موقعیت او هماهنگی ندارد می خَرَد و لباسی که در حدّ او نیست می پوشد».

دست ودل بازی

گاهی انسان در نتیجه عدم آشنایی با حقیقت مفاهیم اسلامی و نیز بر اثر دسیسه های نفس و شیطان، کارهای غلط خود را تحت عناوین مقبول و ارزشمند توجیه می کند؛ برای مثال عده ای بر اثر فریب نفس و برخورداری از امکانات مالی فراوان دست به اسراف و تبذیر می زنند و آن را نوعی دست ودل بازی و بخشندگی که صفت پسندیده ای است، وانمود می کنند. هم چنین برخی به علت مال دوستی از انفاق به مستمندان خودداری می کنند و این کار را ترک اسراف می نامند. علی علیه السلام در ضمن رهنمودی چارچوب روشنی به دست می دهند تا جلو هرگونه سوءاستفاده از احکام و ارزش های اسلامی گرفته شود. آن حضرت می فرمایند: «دست ودل باز باشید ولی بی حساب وکتاب اموال را خرج نکنید. میانه روی را پیشه خود سازید ولی تنگ نظری و خسیس بودن را از خود دور کنید».

منع از اسراف در بیت المال

در فرهنگ اسلامی نه تنها با اسراف در اموال شخصی به شدت مخالفت شده، بلکه ضرر زدن به بیت المال از طریق اسراف نیز نکوهش شده است. علی علیه السلام در دستوری که به کارگزاران حکومت اسلامی صادر کردند آنها را از اسراف در کوچک ترین اموال عمومی جامعه اسلامی منع فرمودند. آن حضرت در بخشی از نامه خود چنین نوشتند: «قلم های خود را تیز بتراشید و سطرهای نوشته را نزدیک به هم قرار بدهید و در نامه هایی که می نویسید هیچ چیزی اضافه بر مقصود اصلی ننویسید و بکوشید از این طریق از وقوع کوچک ترین نوع اسراف جلوگیری کنید؛ چون به اموال عمومی جامعه اسلامی نباید کم ترین زیانی وارد شود».

میانه روی، شرط لازم اصلاح نفس

از دیدگاه فرهنگ اسلامی انسان در زندگی هیچ مسئولیتی بالاتر از اصلاح و تهذیب نفس ندارد؛ چون تنها در نتیجه اصلاح نفس است که انسان می تواند به مراتب والای کمال انسانی دست رسی پیدا کند. البته اصلاح نفس دارای مقدمات و شروط ویژه ای است که در آیات قرآن و روایات ائمه اطهار علیه السلام به آنها اشاره شده است. علی علیه السلام می فرمایند: «اگر خواستار تهذیب نفس هستید میانه روی پیش گیرید و به قناعت و کم خواهی عادت کنید».

راه خوب زندگی کردن

آرزوی تک تک افراد آن است که در زندگی شیوه ای در پیش گیرند که از هر جهت در آسایش باشند و از زندگی مناسب برخوردار شوند. واضح است برخورداری از زندگی خوب شرایط و مقدماتی دارد که از طریق رعایت آنها می توان به این هدف مهم دست رسی پیدا کرد. علی علیه السلام میانه روی را از بسترهای مهم دستیابی به زندگی مناسب معرفی می کنند و می فرمایند: «در زندگی میانه روی پیش بگیرید؛ چرا که این کار بهترین کمک برای خوب زندگی کردن است».



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:28 AM - روز جمعه 9 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :19  
10 11 12 13 14 15 16 17 18 19