میانه روی و مشی معتدل در تمام ابعاد زندگی، از جمله ویژگیهای مؤمنان خردمند است. در نقطه مقابل تندروی یا کندروی، افراط یا تفریط و اسراف یا بخل ورزیدن از ویژگیهای نابخردان به شمار می رود.
اسراف و تندروی در هر زمینه ای، حتی در صفات پسندیده، ناپسند است. انفاق و بخشش مال نیز از این قاعده، مستثنی نیست. قرآن کریم ضمن آنکه مؤمنان را به انفاق مالشان توصیه می کند، آنان را از این برحذر داشته است که خود را بر اثر زیاده روی در بخشش مال به گرفتاری بیندازند: «وَلاَ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إلَی عُنَقِکَ وَلاَ تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوما مَحْسُورا»؛ «هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن [و ترک انفاق و بخشش منما] و بیش از حد [نیز] دست خود را مگشای تا سرزنش شوی و از کار فرو مانی.»
چناچه فردی به سبب افراط و اسراف، ثروت خود را از دست دهد و دچار مشکل شود، چاره ای ندارد و ثروت از دست رفته را با «دعا و نیایش» نمی توان باز گرداند؛ چرا که خودکرده را تدبیر نیست:
«ثَلاَثَةٌ تَرِدُ عَلَیْهِمْ دَعْوَتُهُم: رَجُلٌ رَزَقَهُ اللّهُ مَالاً فَاَنْفَقَهُ فِی غَیْرِ وَجْهِهِ ثُمَّ قَالَ: یَا رَبِّ ارْزُقْنِی. فَیُقَالُ لَهُ: ألَمْ أرْزُقْکَ...؛ دعای سه گروه مستجاب نمی شود: کسی که خداوند به او ثروتی روزی کرده است؛ امّا آن را در غیر جای خود انفاق می کند. سپس دعا می کند: خدایا! رزق مرا برسان. پس به او خطاب شود: آیا به تو روزی ندادم؟!... .»
روایتی مشابه، دعای گروهی را مردود می داند که بر اثر میانه روی نکردن در مصرف، مال خود را تباه کرده و سپس جبران آن را خواهان اند.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 12:07 AM - روز دوشنبه 12 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

بی گمان آموزه های زندگی ساز اسلام ـ که پاره ای از آن در احکام فقهی به چشم می خورد ـ ناظر به روند حیات فرد و جامعه بشری بوده و مصلحتهای همگانی را در بر دارد. به سخنی دیگر حلال و حرام در شرع مقدس اسلام بر پایه فلسفه ها و حکمتهایی استوار گشته است که هر کدام، از خیرگرایی و رهنمونی انسانها به رستگاری دنیا و آخرت حکایت دارد.

برخی حکمها و قانونهای اسلام، در مکتب امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ همراه با فلسفه آن به دست داده شده و یا در گفتار و سیره نبوی و نیز در آیات قرآن کریم بدان اشاره رفته است. برخی دیگر را می توان از رهگذر خردورزی و تأمل در چند و چونی احکام و حدود الهی به دست آورد. به هر حال هیچ حکم و قانونی در اسلام، در بوته ابهام و تاریکی نبوده و به سهولت می توان مقصود از انجام یا ترک و پرهیز از آن را فراچنگ آورد.

ناگفته نماند که مقوله فلسفه احکام یا رازگشایی از چرایی اوامر و نواهی خداوند ـ در حد توان و استخراج از منابع فقهی ـ از دیرباز در میان فقیهان مورد نظر و اهتمام بوده است.

در این مجال، نگاهی گذرا به فلسفه حکم تحریم اسراف و تبذیر خواهیم داشت. البته باکوشش بیش تر می توان به شمار فزون تری از علل تحریم اسراف و نیز نکوهش و کیفر دنیوی و اخروی اسراف پیشگان دست یافت.

1ـ اسراف، سبب ساز فقر

در میان عوامل تباهی و عقب ماندگی انسانها و جوامع بشری نمی توان فاجعه آفرین تر از فقر عاملی را سراغ گرفت. از این روست که اسلام در آموزه های الهی اش همواره به کار سفارش نموده و مسلمانان را به تکاپوی مستمر برای کسب روزی در زمین فرا خوانده و تن آسایی و بی کاری را نکوهش کرده است:

«فاذا قضیت الصلوة فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون»(1)

«و چون نماز گزارده شد، در [روی] زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار گردید.»

فقر ستیزی اسلام از این حقیقت حکایت دارد که آیینی زندگی بخش بوده و عزت و سرافرازی مسلمانان را در دنیا و آخرت می طلبد. چنین مکتبی نمی تواند از فقر و ناتوانی پیروان خویش خرسند بوده و آنان را به ترک کار و فعالیت اقتصادی سوق دهد.

در میان عوامل تباهی و عقب ماندگی انسانها و جوامع بشری نمی توان فاجعه آفرین تر از

فقر عاملی را سراغ گرفت. از این روست که اسلام در آموزه های الهی اش همواره به کار سفارش نموده و مسلمانان را به تکاپوی مستمر برای کسب روزی در زمین فرا خوانده و تن آسایی و بی کاری را نکوهش کرده است.

بندگی حقیقی در اسلام در بی نیازی مسلمان از غیر حق تجلی می کند. اما مفهوم تعالی و تقرب به حق، این نیست که بر اثر معنویت گرایی، مادیات و نصیب خویش از دنیا را از یاد ببرد و دریوزگی پیشه نماید. گرایشهای دنیاگریزانه و صوفیانه ـ که پس از هجوم مغول به سرزمینهای جهان اسلام و فروپاشی تمدن مسلمانان نیرو گرفت ـ سبب ساز پندار ناروای برخی شرق شناسان گشت تا اسلام را به جانب داری از فقر و نکوهش دنیا متهم کنند.

پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فقر را همسایه کفر تلفی می کند و مسلمانان را از افتادن در ورطه بی دینی هشدار می دهد:

«کاد الفقر ان یکون کفرا»(2)

«نزدیک است که فقر آدمی را به کفر کشاند.»

در جای دیگر فقر عامل کاهش دین و ایمان و همچنین پریشان فکری و بدخواهی انسانها نسبت به یکدیگر خوانده شده است:

«اِنَّ الفقرَ مَنْقَصَةٌ للدّین، مُدْهِشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِیَةٌ لِلْمَقْتِ.»(3)

«قطعا فقر سبب کاستن از دین و پریشانی خرد و نیز دعوت گر به دشمنی است.»

چنان که از این حدیثها بر می آید، فقر از یک سو به ایمان و دین داری انسان آسیب می رساند و مؤمن را از تعالی و نیل به درجات ایمان باز می دارد، و از دیگر سو عقل او را دستخوش پریشانی و نابسامانی در تشخیص خیر و شر می سازد. شکی نیست که این همه بسترساز کژروی از فطرت الهی و دشمنی انسانها نسبت به یکدیگر می شود و در نهایت گمراهی و پراکندگی نیروهای انسانی را پدید می آورد.

تبه کاریها و بزه کاریهای اجتماعی ـ که در جوامع رشد یافته یا عقب مانده و توسعه نیافته به گونه ای فزاینده به چشم می خورد ـ ریشه در فقر معنوی یا فقر مادی دارد.

عوامل درونی و برونی فقر

در تحلیل و ریشه یابی هر پدیده ای ناگزیر از واقع گرایی و واکاوی عوامل گوناگونی خواهیم بود که بسترساز پیدایش و استمرار آن گشته است. بی تردید فقر به عنوان یک پدیده منفی و نکبت خیز، عوامل پدید آورنده ای دارد و نمی توان در نگرش فقرشناسانه به یک عامل بسنده کرد.

با توجه به ابعاد فردی و اجتماعی فقر، می باید عواملِ درونی و برونی ایجاد کننده فقر را سراغ گرفت. پاره ای از این عوامل در پیوند با منش و روش افراد شکل می گیرد که از بی بهرگیِ آنان از عقل و تدبیر و فعالیت مادی حکایت دارد.

در این جا می توان مواردی مانند خو گرفتن به زندگیِ انگلی، تنبلی و ریخت و پاشهای مالی و گرایش به نیازهای کاذب در خرید را نام برد که هر کدام سهمی در فقر شهروندان دارد و به روشنی حاکی از فقدان مدیریت و خردورزی در زندگی شخصی است.

دیر یا زود مصایب این بی تدبیریها گریبان گیر آنان شده و در برخی شرایط جدایی همسران و از هم پاشیدگی کانونهای خانوادگی را سبب می گردد که فاجعه سازی آن برای جامعه در خور نگرانی است.

چنان که پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره تبذیر چنین فرموده است:

«مَنْ بَذَّرَ اَفْقَرَهُ اللّهُ»(4)

«کسی که ریخت و پاش کند، خداوند او را تنگ دست می کند.»

حضرت امیر ـ علیه السلام ـ از اسراف به عنوان عامل فقر یاد می کند:

«سببُ الفقرِ الاسرافُ»(5)

«زیاده روی در خرج مایه تنگ دستی است.»

بدین سان، آنان که بر اثر اسراف و تبذیر در اموال شان فقیر می شوند، می باید خود را ملامت کنند. فرا افکنیهایی که اینان به هنگام شکوه و شکایت از زمانه و سرنوشت و بخت بر زبان می آورند، دلالت بر کوتاهیها و نابخردیهای خودشان دارد؛ زیرا در صورت رعایت تعادل در امور مالی و پرهیز از ولخرجیها و ریخت و پاشها وسعی در پس انداز و تأمین آتیه می توانستند بیش و کم پاسخ گوی نیازهای مادی خود باشند.

اندازه نگاه داشتن در هزینه های مالی از اصول مدیریت و سرپرستی هر خانواده بوده و نمودار عقل اقتصادی به شمار می آید. امام صادق ـ علیه السلام ـ در سخنی پیشرفت و سرافرازی مردان و زنان میانه رو در امر معاش را خود تضمین کرده است:

«ضَمَّنْتُ لِمَنْ اقْتَصَدَ اَنْ لایَفْتَقِرَ.»(6)

«برای کسی که در خرج کردن میانه روی دارد ضمانت می کنم که هیچ گاه تنگدست نگردد.»

پرهیز از افراط و اسراف در عرصه اقتصادی نه فقط از فقر و قرض و گرفتاریهای دیگر می رهاند، بلکه عامل برکت و فزونی دارایی انسان نیز خواهد گشت. امام علی ـ علیه السلام ـ میانه روی و زیاده روی در امور مالی را در تقابل با هم قرار داده و همگان را به رعایت عدالت در دخل و خرج دعوت کرده است:

«اَلْقَصْدُ مِثْراةٌ وَ السَّرْفُ مَثْواةٌ»(7)

«میانه روی فزونی ثروت را به همراه دارد، و زیاده روی تباهی آن را.»

2ـ اسراف، زمینه ساز فساد اخلاقی

اقتصاد و اخلاق در ابعاد فردی و جمعی ارتباط تنگاتنگی با هم داشته و هر یک در دیگری تأثیر مثبت یا منفی خواهد داشت. حاکمیت ارزشهای اخلاقی بر روشها و انگیزه های اقتصادی سبب جهت گیری آن به سمت خیر و عزت فرد و جامعه خواهد بود.

تبه کاریها و بزه کاریهای اجتماعی ـ که در جوامع رشد یافته یا عقب مانده و توسعه

نیافته به گونه ای فزاینده به چشم می خورد ـ ریشه در فقر معنوی یا فقر مادی دارد.

انبیا که بشر را به توحید و اقامه قسط و عدل در روابط و مناسبات خود فرا می خواندند، به لزوم معنویت و مکارم اخلاق انسانی نظر داشتند. آنان در هر زمان و مکانی دست پروردگان خود را به کوشش خداپسندانه در دنیا رهنمون می ساختند؛ به گونه ای که برخورداریهای مادی آنان را از رشد اندیشه و ایمان و خصلتهای ستوده باز ندارد.

چنان که در متون دینی ما آمده است، نفس و دنیا پیوسته همراهی در طریق ظلم و طغیان داشته و انسان را از رهگذر تعلقات نفسانی و دنیوی به زیان کاری می کشانند.

حُبّ دنیا نفس آلوده به معصیت و تجاوزگر از حدود الهی را به اسارت می کشد و او را به تکذیب قیامت و حساب و جزای خداوند برمی انگیزد. بدین گونه است که راه تبه کاری به روی غافلان از حق و آخرت گشوده می شود و حقایق مکتب هدایت گر وحی از دیده و دل شان پنهان می ماند:

«کَلاّ بل تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الاْآخِرةَ»(8)

«ولی نه! [شما دنیایی] زودگذر را دوست دارید و آخرت را وا می گذارید.»

اسراف گرایی در زندگی مترفین و خوش گذرانان ـ که نسبت به مردم از لحاظ اقتصادی و بهره مندی از دنیا و لذات آن در موقعیت نظرگیری قرار گرفته اند ـ آنان را بیگانه از کششهای معنوی می سازد. سستی عقیده و باور داشتهای دینی، خواه ناخواه در پی مصرف گراییهای طبقه مرفه شکل می گیرد و زشتی گناه و فساد اخلاقی را در چشم شان ناچیز می سازد.

چنین کسانی که درآمدهای هنگفت دارند و به سهولت در دست یابی به خواسته های فسادانگیزشان کامیاب می شوند، کم تر مجال تهذیب نفس و پیراستگی روان را خواهند یافت. تردیدی نیست که اسراف گرایان سعی در جذب نیروهای انسانی جامعه داشته و آنان را به فساد و فحشا سوق می دهند تا از دنیا کامروایی فزون تری داشته باشند. زنان و جوانان بیش از دیگر گروه های اجتماعی در شمار قربانیان افراد و قدرتهای اسراف گرند.

از این روست که قرآن کریم مردم را از اسراف گرایی بر حذر داشته و اسراف گرایان را بی نصیب از محبت و لطف پروردگار متعال می شمارد:

«یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین»(9)

«ای فرزندان آدم! جامه خود را در هر نمازی برگیرید، و بخورید و بیاشامید و[لی[ زیاده روی مکنید که او اسراف کاران را دوست نمی دارد.»

اسلام هرگز رهبانیت و ترک دنیا و لذّت را سفارش نکرده و انسان را از بهره های مادی دنیا و زندگی محروم نساخته است. چنان که آیه بعدی صراحت دارد، انسانها رخصت استفاده از زیباییهای زندگی دنیا را دارند و خداوند این همه را برای آنان پدید آورده است:

«قُلْ من حرّم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا خالصةً یوم القیامةِ»(10)

«[ای پیامبر] بگو: زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و [نیز [روزیهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده؟ بگو: این [نعمتها] در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند و روز قیامت [نیز] خاص آنان می باشد.»

آن چه در ارتباط با دنیا و موقعیتهای تعیین کننده اقتصادی و مالی می باید مورد نظر قرار گیرد، همان بهره برداری عادلانه و بهینه از نعمتها و زیباییهای حیات و خلقت است.

قرآن کریم مردم را از اسراف گرایی بر حذر داشته و اسراف گرایان را بی نصیب از

محبت و لطف پروردگار متعال می شمارد.

گرایش به تجمل، و تفنن در مصرف که غالبا همراه با ولخرجیها و غفلت از مسؤولیتهای مالی و اجتماعی همچون انفاق و زکات پدید می آید، آدمی را به انحراف از اخلاق انسانی رهنمون می شود. خودخواهیهای مهار گسیخته و فزاینده اسراف گرایان انگیزه های نوع دوستی و خیرگرایی و فضیلت جویی را در باطن می میراند و آنان را تبهکار و سزاوار غضب آفریدگار می سازد.

امام صادق ـ علیه السلام ـ در حدیثی به این مقوله اشاره فرموده است:

«اِنَّ السَّرْفَ اَمْرٌ یُبْغِضُهُ اللّهُ.»(11)

«قطعا اسراف چیزی است که خداوند آن را دشمن دارد.»

بدین سان اسراف کاران خود را از قلمرو محبت الهی بیرون رانده و خداوند آنان را به حال خویش رها می کند تا در فساد و خسران فرو روند.

مفاسد اقتصادی جامعه از جمله رشوه خواری و رباخواری را باید حاصل نگرش و روش اسراف گرایانه مسرفان به شمار آورد. تمرکز قدرت و ثروت در طبقه مترفین و مسرفین، واقعیت تلخ و فراگیری است که در جهان امروز به چشم می خورد و سیاستهای استبدادی و استعماری را جهت می بخشد.

در حقیقت، این قطبهای اقتصادی دنیا هستند که مهره های سیاسی را پرورش می دهند و استضعاف سیاسی و اقتصادی را در کشورهای محروم از توسعه سبب می گردند. سلطه صهیونیستها بر مراکز تصمیم سازی و راهبردی سیاست امریکا و اروپا را می توان مصداقی بارز از فساد اسراف گرایان در دنیا دانست.

تهاجم فرهنگی غرب به سرزمینهای اسلامی و شکار جوانان مسلمان از رهگذر برنامه ها و ایده ها و سرگرمیهای مبتذل هنری و سینمایی را باید در روند فساد مترفین نگریست که به منظور تداوم اسراف گرایی خود می کوشند.

جنگ افروزیهای استکبار بین المللی و همچنین تهاجم نظامی به افغانستان و عراق و اشغال سرزمینهای قبله را می باید نمود دیگری از سیاست ظالمانه اسراف پیشگان در ابعاد فرا منطقه ای دانست.

چهره منافقانه اسراف کاران در عرصه قدرت آشکارتر از آن است که بتوان زیر نقاب صلح خواهی و نظم نوین جهانی پوشیده داشت!

قرآن کریم اسراف را منشاء فساد در قدرت و حاکمیت می شمارد و مردم را از فرمان بری اسراف گرایانِ سلطه گر باز می دارد. آنان در منظر خداوند، تبهکارانی اند که خود را در گفتارهای تبلیغی شان اصلاح گر می شناسانند؛ زیرا از هر موقعیتی به منظور تباهی نسلها بهره می جویند و زمین و زمان را جولان گاه اهداف حق ستیزانه شان ساخته اند:

«و لا تطیعوا امر المسرفین الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون»(12)

«و فرمان اسراف کاران را پیروی مکنید؛ آنان که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند.»

اساسا اسراف با اصلاح ناسازگار است؛ چرا که اسراف گران پیوسته در تصاحب قدرت و ثروت جامعه بوده و ناگزیر از تضعیف و تحقیر مردم می باشند. تفاخر و تکاثر در عرصه های سیاسی و تبلیغاتی و اقتصادی ـ که قرآن از شاخصه های دشمنان دین و پیامبر تلقی کرده است ـ در واقع نمایانگر اسراف در ابعاد روانی و اجتماعی آن می باشد. به سخنی دیگر ذهنیت مسرفین در جهت ستم و جفا شکل گرفته و آنان معیارهای جاهلی را جایگزین ملاکهای انسانی و خدا پسندانه ساخته اند. بدین سان فزون خواهیهای اسراف گران در قدرت و ثروت را می باید در ارتباط با تمایلات جاهلانه آنان توجیه کرد.

تبذیر و فساد

امام صادق ـ علیه السلام ـ تبذیر را مصداقی از فساد تلقی نموده و آن را سبب محرومیت از محبت خداوند خوانده است. بشر بن مروان روایت می کند که با گروهی خدمت آن حضرت رسیدند. خرما آوردند و کسی هسته خرمایی را دور انداخت. حضرت دست او را گرفت و فرمود:

«لاتَفْعَلْ اِنَّ هذا مِنَ التَّبْذیرِ اِنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْفَسادَ»(13)

«این کار را نکن، زیرا دور انداختن هسته ای که می توان آن را مورد استفاده قرار داد، تبذیر است و خداوند فساد را دوست ندارد.»

شاید در نگاه برخی کسان این نوع برخورد، شگفت انگیز باشد. حقیقت این است که کوتاهی در موارد جزیی اسراف و تبذیر، اندک اندک شخص را به بی اعتنایی در موارد دیگر می کشاند تا آن جا که زیاده روی و ریخت و پاش در نعمتهای خداوند به صورت یک عادت و روش در می آید.

کسی که در خرید و مصرف نیازهای زندگی اعتدال و اقتصاد را رعایت نکند، بی گمان نمی تواند به توصیه های اخلاقی در پرهیز از ولخرجی و هدر دادن فرصتها و نعمتها پایبندی داشته باشد.امام صادق ـ علیه السلام ـ اصحاب خویش رااین گونه تعلیم داده و تربیت می کرد تا آنان را از زیاده رویها و ریخت و پاشهای بزرگ و فسادآمیز باز دارد.

3ـ اسراف، عامل وابستگی اقتصادی و سیاسی

استقلال اقتصادی هر کشوری پیش از هر عرصه ای در عرصه فرهنگی، اعتقادی و اخلاقی مردم شکل می گیرد و روابط اقتصادی جامعه بر پایه منش و روش انسانها، جهت گیری تکاملی یا انحطاطی خواهد یافت. ملتی که به خودباوری دست یافته و سعی در خود اتکایی و کسب استقلال همه جانبه دارد، زندگی فردی و جمعی خود را به دور از هر گونه اسراف و تبذیر سامان می بخشد؛ زیرا تجربه تلخ دوران وابستگی اقتصادی و سیاسی را که به تحقیر فرهنگی و ملی اش انجامیده است، هنوز از یاد نبرده است.

بدون تردید، غرب زدگی و مصرف گرایی و گریز از اندیشه و کوشش برای تولید، به تدریج روحیه ستم پذیری و وابستگی به قطبهای اقتصادی و سیاسی جهان صنعتی و استعمارگر را پدید می آورد و رقابت در مصرف کالاهای گوناگون ـ که اقلام قابل توجهی از آن مورد نیاز خانواده ها نیست ـ جایگزین رقابت در عرصه ابتکار و خلاقیت و تولید می گردد.

زمینه ساز اصلیِ وابستگی اقتصادی به بازار و سرمایه و سلطه غرب، همان اسراف و تبذیر است که بسا زشتی و زیانمندی آن بسادگی به چشم نمی آید. هر کس قدرت خرید و مصرفش را نشانه خوشبختی و مدیریت دریافتن راههای درآمد سرشار دانسته و آن همه را به حساب عقل و تدبیر اقتصادی اش می گذارد. اما در نگاهی فراتر از محاسبه های فردی که در آن، مصالح کلان جامعه و کشور مطرح می شود، به روشنی می توان اسراف و مصرف گراییِ بی حدّ را بستر سلطه پذیری و وابستگی اقتصادی نگریست.

اسلام و اسراف ستیزی

مکتب اسلام که بر پایه فطرت و عدالت استوار است و آموزه های فردی و اجتماعی آن ناظر به ابعاد شخصیتی و رفتاری انسان است، همواره او را به نظم و تعقل در معاش و معاد فرا خوانده است. برنامه ریزی به منظور سامان بخشی زندگی مادی و مالی در منظر هر مسلمان یک تکلیف اجتناب ناپذیر است؛ زیرا ایمان و تقوای او در گرو کاربرد درست نعمتهای الهی بوده و این بدون تنظیم امور معیشت روزانه میسر نخواهد شد. بی توجهی به معاش و چگونگی تأمین و بهره برداری از مادیات، بی گمان بر روند رشد معنوی هر کس اثر می گذارد و دانسته یا ندانسته او را در گرایشهای دینی اش به سستی و بی خبری می کشاند.

مسلمانان در صدر اسلام زندگی ساده ای داشته اند و با گرایش به قناعت و اسراف ستیزی

در پرتو تعالیم اسلامی امتی نیرومند و متکی به خود ساخته بودند و در سایه همین عقیده و عمل بود که بر مشرکان و دشمنان خود غلبه کردند و پیروزیهای پیاپی به ارمغان آوردند.

فضیلتِ قناعت مندی و اعتدال ورزی در خرید و مصرف مادی را می باید از رهگذر تعقل و تفکر به دست آورد تا بتوان میانه روی و پرهیز از ولخرجی را بر رفتار اقتصادی خود و خانواده حاکم ساخت. دین در عین حال که انسانها را به کوشش و استفاده از پدیده های طبیعی و دستاوردهای مادی شان دعوت می کند، آنان را در مدیریت مالی به تکاپوی فکری و نظارت دقیق بر امور خرید و مصرف بر می انگیزد.

هم بر این اساس است که حضرت علی ـ علیه السلام ـ سودمند بودنِ برنامه ریزی مالی در جهت قناعت و کفاف را یاد آور شده است:

«حُسْنُ التَّقْدیرِ مَعَ الْکَفافِ خَیْرٌ مِنَ السَّعْیِ فِی الاِْسْرافِ»(14)

«برنامه ریزی همراه با کوشش در حد کفاف، بهتر است از زیاده روی»

تاریخ ملتهای مستضعف حاکی از این واقعیت تلخ است که آنان بر اثر اسراف گرایی در برابر فشار و محاصره اقتصادی سلطه گران تاب نیاورده و ناچار از تسلیم و سازش گشته اند؛ زیرا به مصرف بی رویه خو گرفته و تحمل کم و کاستی در خوراک و پوشاک و دیگر مواد مصرفی را نداشته اند.

در روایتی که امام صادق ـ علیه السلام ـ از مولای متقیان ـ علیه السلام ـ در این باره دارد، می توان آفت زدگیِ جامعه مسلمانان را بر اثر حاکمیت روحیه اسراف به دست آورد. آن حضرت تقلید و خودباختگی در نحوه پوشش و خوراک را زمینه ساز ذلت اجتماعی آنان بر می شمارد:

«لاتَزالُ هذِهِ الاُْمَّةُ بِخَیْرٍ ما لَمْ یَلْبَسُوا لِباسَ الْعَجَمِ وَ یَطْعَمُوا طَعامَ الْعَجَمِ فَاِذا فَعَلوُا ذلِکَ ضَرَبَهُمُ اللّهُ بالذُّلِّ.»(15)

«این امت همواره به راه سعادت و خوبی خواهد رفت تا زمانی که به اسراف روی نیاورند؛ مانند بیگانگان لباس نپوشند و مانند آنان غذا نخورند [تا زمانی که مصرف گر نشوند] و هر گاه چنین شوند به خواری و ذلت دچار خواهند شد.»

سخن علی ـ علیه السلام ـ درباره جامعه ای است که پیامبر اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ نظام الهی و توحیدی را در آن پی افکنده است. آن حضرت چنان که تاریخ صدر اسلام نشان می دهد، با سیره زاهدانه و پارسایانه اش مسلمانان را به قناعت و استقامت سوق داده بود. اما با فتوحات و رویکرد بسیاری از مسلمانان به دنیا و لذّتهای گوناگون ـ که در دست یابی به غنایم و اسیران جنگی ظهور یافته بود ـ آرام آرام امت اسلامی از مدار اعتدال به اسراف گرایید و تبذیر جایگزین قناعت گشت.

مشاهده لباسها و خوراکهای رومی و ایرانی ـ که در چشم اعراب بیابان گرد و محروم از تمدن و شهر نشینی به منزله یک رؤیا بود ـ دل و دین آنان را ربود و زندگی اشرافی را در میان سرداران مسلمان پدید آورد. از آن پس بود که امت اسلام به لحاظ اخلاقی و اجتماعی دچار آفت زدگی شد و از رسالت نجات بخشی خویش که همان توحید و احیای کرامت انسانی بود، غفلت ورزید.

علی ـ علیه السلام ـ وارث حاکمیتی بود که چند دهه از جریان اصیل و متعادل نبوی در دین و سیاست و معیشت فاصله گرفته بود. سفارشهای آن حضرت در دوران خلافت کوتاه مدت خویش ـ که بر محور تقوای الهی بود ـ روشنگر ضرورت بازگشت مسلمانان به سنت حسنه رسول اکرم ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ و برنامه زاهدانه مومنان نخستین اسلام در مکه و مدینه است.

یکی از حدیث شناسان معاصر در تحلیل این حدیث به رمز نیرومندی مؤمنان در چیرگی بر باطل اشاره کرده که همان ایمان و گرایش عملی به قناعت و مصرف در حد کفاف و ضرورت بوده که آنان را از سلطه دشمنان رهانیده است:

«مسلمانان در صدر اسلام زندگی ساده ای داشته اند و با گرایش به قناعت و اسراف ستیزی در پرتو تعالیم اسلامی امتی نیرومند و متکی به خود ساخته بودند و در سایه همین عقیده و عمل بود که بر مشرکان و دشمنان خود غلبه کردند و پیروزیهای پیاپی به ارمغان آوردند. اما بی گمان مصرف گرایی و آفت اسراف می توانست آنان را به هلاکت و خواری بکشاند.»(16)

حضرت امام کاظم ـ علیه السلام ـ استمرار نعمتها و امکانات مادی را در گرو قناعت و تعادل گرایی دانسته و مسلمانان را از خطر محرومیت بر اثر اسراف و تبذیر می آگاهاند:

«هر کس در زندگی میانه روی و قناعت را پیشه خود سازد، نعمتهای خدا برای او باقی می ماند، و آن که تبذیر و اسراف کند، نعمتهای پروردگار را از دست می دهد.»(17)

بی گمان این آموزه گران سنگ درباره جوامع نیز محقق است؛ چه آنکه در صورت تمایل به اسراف و تبذیر در نعمتهای خداوندی، آن همه را از کف خواهند داد. وابستگی اقتصادی و سیاسی هر ملت از رهگذر اسراف پدید می آید و آنان را به تدریج بی هویت و از خود بیگانه خواهد ساخت.



1ـ سوره جمعه (62) آیه 10.

2ـ بحارالانوار، ج 69، ص 30؛ اصول کافی، ج 2، ص 307.

3ـ همان، ص 53.

4ـ بحارالانوار، ج 100، ص 21.

5ـ غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 431.

6ـ اصول من الکافی، ج 4، ص 53.

7ـ همان.

8ـ سوره قیامت (75) آیه 20 و 21.

9ـ سوره اعراف (7) آیه 31.

10ـ سوره اعراف (7) آیه 32.

11ـ وسائل الشیعة، ج 15، ص 257.

12ـ سوره شعراء (26) آیه 151 و 152.

13ـ بحارالانوار، ج 72، ص 303.

14ـ شرح غررالحکم و دررالکلم، ج 1، ص 377.

15ـ بحارالانوار، ج 79، ص 303.

16ـ الحیاة، محمدرضا حکیمی، ج 4، ص 235.

17ـ تحف العقول، ص 297.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:10 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

بی تردید ابتلا به اسراف و تبذیر، یکی از مشکلات جامعه است. مصرف گرایی و زیاده روی در مصرف، مشکلات اقتصادی بسیاری برای جامعه ایجاد کرده است. مشکل اسراف آن چنان در تار و پود جامعه ریشه دوانده است که صرفه جویی و جلوگیری از اسراف و تبذیر به عنوان یکی از راه حلهای اساسی تنظیم اقتصاد جامعه اسلامی مطرح می شود.

از دیدگاه قرآن، اسراف یکی از نکوهیده ترین کارها است که حتی آن را یک عمل فرعونی دانسته و می فرماید: «وَاِنّ فِرعَونَ لَعالٍ فِی الاَرْضِ وَاِنَّهُ لَمِنَ المُسْرِفین»(1). علاوه بر آن قرآن اسراف کنندگان را اصحاب دوزخ می شمارد: «اِنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ»(2).

امروزه اسراف و تبذیر به صورت عرف و عادت و گاه یک ارزش درآمده است. از اینرو تغییر زیرساختهای عرفی، اخلاقی و فرهنگی جامعه یکی از مهم ترین عوامل برای نابود کردن اسراف به شمار می آید که آن هم در گرو درک صحیح این مشکل است.

با توجه به اینکه قرآن گره گشای بسیاری از مسائل علمی، فرهنگی و اجتماعی است، برآنیم تا در این نوشتار از دیدگاه قرآن و روایات اشاره ای به پیامدهای ویرانگر اسراف و تبذیر داشته باشیم.

از آنجا که مبلغان گرامی با رفتار و عملکرد خویش بیشترین تأثیر را بر مخاطبان می گذارند، لازم است درباره اسراف و تبذیر دقت بیشتری کنند تا خدای نکرده به صورت غیرمستقیم الگو و اسوه رواج تبذیر و اسراف برای مخاطبان خود نباشند.

در این نوشته درباره پیامدهای ویرانگر اسراف و تبذیر در ابعاد فردی و اجتماعی در دو حوزه دنیوی و اخروی بحث می شود.

تعریف اسراف و تبذیر

واژه «اسراف» در لغت به معنی «گزاف کاری کردن، در گذشتن از حد میانه، تلف کردن مال، ولخرجی کردن(3) آمده است. راغب در مفردات می گوید: «اَلسّرَف، تَجاوُزُ الْحَدِّ فی کُلِّ فِعْلٍ یَفْعَلُه الانْسانُ وإِنْ کانَ ذلک فی الإِنْفاقِ أشْهر؛(4) سرف به معنای تجاوز کردن از حد در هر کاری است که از انسان سر بزند. گرچه کاربرد آن در هزینه کردن مال بیشتر است.» و گاهی به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانی هم به چگونگی بذل مال و مورد آن گفته می شود.

«تبذیر» در لغت به معنای پراکندن و پریشان ساختن است(5).

راغب می گوید: «التبذیرُ التفریقُ واصله القاء البذر وطرحُهُ فاستعیر لکل مضیع لماله(6)؛ تبذیر به معنای پراکنده کردن است و اصل آن پاشیدن بذر است و به هر کس که مالش را ضایع می کند گفته می شود.»

واژه اسراف تنها یک واژه اقتصادی نبوده و کاربرد آن منحصر به امور مالی نیست. بلکه این واژه قبل از آنکه نشانه جرم در امور اقتصادی باشد، بیانگر وضعیت نامناسب و غیرمعقول اخلاقی و فرهنگی شخص یا جامعه مسرف است که حالت تجاوزگرانه و بی اعتنایی به قوانین و حدود شرعی و انسانی می باشد. بر این اساس، به کارگیری این واژه در قرآن کریم و ادعیه ماثوره در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلتهای انسانی و گام نهادن به وادی گناه و معصیت بسیار است. «وَما کانَ قَوْلُهُمْ اِلاّ أنْ قالُوا رَبَّنا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَاِسْرافَنا فی أَمْرِنا وَثَبّت اَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی الْقَومِ الْکافِرین»؛(7) «و سخن آنان جز این نبود که گفتند: پروردگارا، گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان را برما ببخش و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یاری ده.»

«قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ اَسْرَفُوا عَلی اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللّه ِ انّ اللّه یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم»؛(8) «بگو ای بندگان من ـ که برخویشتن زیاده روی روا داشته اید ـ از رحمت خدا نومید مشوید، همانا خدا همه گناهان را می آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است.»

پیامدهای اسراف و تبذیر

الف. پیامدهای دنیوی:

1. کم برکتی

اسراف، عملی مخالف تقوا و دستورات و سفارشهای خدا و اولیای الهی است و باعث می شود برکت از زندگی انسان رخت بربندد. امام صادق علیه السلام فرمودند: «اِنَّ مَعَ الاسْرافِ قِلَّةَ الْبَرَکَةِ؛(9) همانا اسراف همراه با کاهش برکت است.»

2. زوال نعمت

یکی از آثار شوم اسراف و تبذیر تباهی و زوال نعمت است. امام علی علیه السلام فرمودند: «اَلْقَصْدُ مَثْراةٌ وَالسَّرْفُ مَثْواةٌ؛(10) اعتدال و میانه روی موجب فراوانی مال و ثروت و اسراف باعث تباهی و نابودی آن است.»

از امام کاظم علیه السلام نقل شده که فرمودند: «مَنِ اقْتَصَدَ وَقَنِعَ بَقِیَتْ عَلَیْهِ النِّعْمَةُ وَمَن بَذَّرَ وَاَسْرَفَ زالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ؛(11) کسی که میانه روی و قناعت ورزد، نعمتش باقی می ماند و آنکه تبذیر و اسراف کند، نعمتش زوال می پذیرد.»

3. ورشکستگی (افلاس)

از دیگر آثار زیانبار افراط و ولخرجی که کم و بیش در اطراف خود به چشم دیده ایم، ورشکستگی است. خیلی از افراد به خاطر داشتن ثروت زیاد دست به انواع ریخت و پاشها و ولخرجی می زنند و چون دارای ثروت هستند، ترسی از آینده ندارند، غافل از اینکه ولخرجی موجب مفلسی و بینوایی است.

اگر این اسراف و ولخرجی از حد اعتدال و میانه روی تجاوز کند و فرد مسرف به ریخت و پاش خود مغرورانه افتخار کند، طولی نمی کشد که استخوانهای او زیر ضربات سهمگین ورشکستگی مالی خورد شده، به خاک مذلت کشیده می شود.

علی علیه السلام فرمودند: «مَنْ افْتَخَرَ بِالتَّبْذیرِ اِحْتَقَرَ بِالاِْفْلاسِ؛(12) هر کس به ریخت و پاش افتخار کند، با تهیدستی (ورشکستگی) کوچک می شود.»

4. فقر

بی شک یکی از عوامل مهم فقر و تنگدستی در جهان، اسراف و تبذیر است. آنهایی که دست به ولخرجی و ریخت و پاشهای بی حد و حساب می زنند و با اسراف، امکانات مادی بیشتری را صرف هوسهای خود می کنند، سرانجامی جز تهیدستی و شکست اقتصادی در انتظارشان نیست.

علی علیه السلام فرمودند: «سَبَبُ الْفَقْرِ اَلاِْسْراف؛(13) اسراف سبب فقر است.»

امام صادق علیه السلام به عبید فرمودند: «یا عُبَیْدُ اِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَاِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الْغِنی؛(14) ای عبید! اسراف باعث فقر می شود و میانه روی موجب بی نیازی می گردد.»

5. نابودی امکانات

از جمله آثار ولخرجی، نابودی امکانات است. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «اَلاِْسْرافُ یُفْنی الْجَزیلَ؛(15) اسراف، [امکانات] زیاد را نابود می سازد.»

همچنین فرمودند: ««اَلاِْسْراف یُفْنی الْکَثیرِ؛(16) اسراف، [مال] زیاد را نابود می کند.»

6. بخل

یکی از صفات اخلاقی که مورد توجه دین و اولیای الهی است و ائمه معصومین علیهم السلام آن را بخشی از سیره و روش خود قرار داده بودند، جود و بخشش است. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ولخرجی و افراط در مصرف، یکی از آفتهای این فضیلت اخلاقی بیان شده است: «آفةُ الْجُودِ اَلسَّرْفُ؛(17) اسراف آفت سخاوت است.» یعنی، اسراف و تبذیر فرد باعث می شود که نتواند جود و بخشش داشته باشد و به این صفت اخلاقی عمل کند.

7. بیماری جسمی

امروزه پژوهشهای دانشمندان به این نتیجه رسیده که سرچشمه بسیاری از بیماریها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن باقی می ماند. این مواد اضافی هم بار سنگینی برای قلب و سایر دستگاههای بدن است و هم منبع آماده ای برای انواع عفونتها و بیماریها است. لذا برای درمان بسیاری از بیماریها، نخستین گام آن است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله های بدن هستند، سوخته و پاکسازی شوند.

عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح «پرخوری» است و برای جلوگیری از آن راهی جز رعایت اعتدال در غذا نیست.(18)

بی جهت نیست که علی بن حسین واقد در جواب طبیب مسیحی که پرسید: در کتاب شما چیزی از علم طب نیست، در حالی که علم دو تاست، علم پزشکی و علم ادیان. گفت: خداوند تمام پزشکی را در نصف آیه جمع کرده است: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفوا»؛(19) «بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید.» و پیامبر ما تمام پزشکی را در یک جمله خلاصه کردند و فرمودند: «اَلْمِعْدة بَیْتُ کُلّ داءٍ وَالْحِمْیَةُ رأْسُ کُلّ دَواءٍ؛(20) «معده خانه هر بیماری و پرهیز برترین داروست.» طبیب مسیحی گفت: قرآن و پیامبر شما چیزی از پزشکی برای جالینوس باقی نگذاشته اند.(21)

8. محرومیت از هدایت

خدای متعال همواره درهای رحمتش را به روی بندگان گشوده و با ارسال پیامبران، همگان را برای رسیدن به کمال و قرب الهی فراخوانده است. اماگاه عواملی باعث می شود که انسان در این مسیر قرار نگرفته، از هدایت الهی محروم بماند. یکی از این عوامل که باعث محرومیت انسان از هدایت می شود، اسراف و تبذیر است. قرآن کریم درباره اسراف کاران و کسانی که در معصیت و گناه پا را از حد فراتر نهاده اند می فرماید: «اِنَّ اللّه لایَهْدی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّاب»؛(22) «خدا کسی را که افراط کار دروغ زن باشد، هدایت نمی کند.» به عبارت دیگر اسراف از آنها سلب توفیق کرده، بهره ای از بیّنات نمی برند و در نتیجه در وادی ضلالت و گمراهی باقی می مانند.

9. بی مروّتی

جوانمردی و مروت که از خصال نیک انسانی است و همگان دارنده این صفت را می ستایند، با اسراف و تبذیر قابل جمع نیست. علی علیه السلام فرمودند: «مِنَ المُروّةِ اَنْ تَقْصِدَ فَلا تَسْرِفَ وَتَعِدَ فَلا تُخْلِفَ؛(23) از جوانمردی است که میانه روی کنی و زیاده روی ننمایی و چون وعده دادی خلف وعده نکنی.»

10. از بین رفتن شرافت

خصلت شرافت که فرد را در اجتماع مورد تکریم و احترام قرار می دهد، با افراط و ولخرجی از بین می رود. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: «مِنْ اَشْرَفِ الشَّرَفِ اَلْکَفُّ عَنِ التَّبْذیرِ وَالسَّرَفِ؛(24) از شریف ترین شرافتها، خودداری از تبذیر و اسراف است.» اگر فرد دست به اسراف و تبذیر بزند، بدست خود اسباب شرافت خویش را از بین می برد.

11. سلب توفیق

یکی دیگر از آثار دنیوی اسراف و تبذیر بی رغبتی به انجام کارهای خیر است. به طور معمول انسانها در انجام کارهایی که فایده عمومی دارد، خود را شریک می کنند تا از اجر و ثواب اخروی آن بهره مند شوند؛ ولی آنهایی که اهل ولخرجی و اسراف هستند، دستشان از این کارها کوتاه است.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در حدیثی ضمن بیان نشانه های افراد اسرافکار به این مطلب اشاره می فرمایند: «اَمّا عَلامَةُ الْمُسْرِفِ فَأَرْبَعَةٌ: اَلْفَخْرُ بِالباطِلِ وَیَأْکُلُ مالَیْسَ عِنْدَهُ وَیَزهدَ فی اِصْطِناعِ المَعْروفِ وَیُنْکِرُ مَن لا یَنْتَفِع بِشَی ءٍ مِنْهُ؛(25) نشانه اسرافکار چهارچیز است: به کارهای باطل می نازد، آنچه را فراخور حالش نیست می خورد، در انجام کارهای خیر بی رغبت است و هر کس را که به او سودی نرساند، انکار می کند.»

12. عدم استجابت دعا

خداوند متعال دستور به خواندن دعا می دهد تا خود دعاها را اجابت کند. اماگاه به خاطر اسبابی اجابت دعاها به تأخیر افتاده یا مستجاب نمی شود. یکی از عوامل عدم استجابت دعا، اسراف و تبذیر است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «اَرْبَعَةٌ لا تُسْتَجابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ... وَ رَجُلٌ کانَ لَهُ مالٌ فَأفْسَدَهُ فَیَقُولُ اللهمَّ ارْزُقْنی فَیُقالُ لَهُ أَلَمْ آمُرْکَ بِالاقْتِصادِ، اَلَمْ آمُرْکَ بِالاِْصْلاحِ؛(26) چهاردسته هستند که دعایشان مستجاب نمی شود... و مردی که مالی داشته که آن را ضایع کرده و می گوید: خدایا به من روزی بده، به او گفته می شود: آیا تو را به میانه روی امر نکردم؟ آیا به تو دستور اصلاح [در مال] را ندادم»

ب. پیامدهای اخروی

در قرآن و روایات برای اسراف و تبذیر آثار اخروی نیز بیان شده که به برخی از آنها اشاره می شود:

1. خشم الهی

اسراف کار از رحمت خداوند دور بوده، گرفتار خشم الهی می شود، همان گونه که در قرآن کریم آمده است: «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الُمسْرِفینَ»؛(27) «زیاده روی نکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد.»

امام جعفر صادق علیه السلام هم در این زمینه فرمودند: «اِنَّ السَّرَفَ اَمرٌ یُبْغِضُهُ اللّه ُ؛(28) اسراف از اموری است که مورد غضب خداست.»

2. کیفر اخروی

کسانی که از ذکر خدا روی گردانده، آیات او را فراموش کنند همچنین آنهایی که نعمتهای خدادادی چون چشم و گوش و عقل را در مسیر نادرست به کار گرفته، آنها را بیهوده برباد دهند، نه تنها گرفتار فقر و تنگدستی در دنیا می شوند، بلکه عذاب اخروی نیز در انتظار آنها خواهد بود: «وَکَذلکَ نَجْزی مَنْ أسْرَفَ وَلَمْ یُؤْمِنْ بِآیاتِ رَبِّه وَلَعذابُ الاخِرَةِ اَشَدُّ وَاَبْقی»؛(29) «و این گونه هر که را به افراط گراییده و به نشانه های پروردگار ایمان نیاورده است، سزا می دهیم و قطعا عذاب آخرت سخت تر و پایدارتر است.» همچنین فرمود: «وَاَنَّ المُسْرفینَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ»؛(30) «و افراط گران همدمان آتشند.»

3. خواری قیامت

وقتی امیرمؤمنان علیه السلام در عطایای بیت المال رعایت مساوات کردند، عده ای از خودخواهان بر حضرت ایراد گرفته، آن را برخلاف سیاست دانستند. حضرت ضمن ایراد خطبه ای به آنها فرمود:

«...ألا وَاِنَّ اِعْطاءَ الْمالِ فی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذیرٌ وَاِسْرافٌ وَهُوَ یَرْفَعُ صاحِبَهُ فِی الدُّنْیا وَیَضَعُهُ فِی الآخِرَةِ وَیُکْرِمُهُ فِی النّاسِ وَیُهینُهُ عِنْدَ اللّه ِ وَلَمْ یَضَعْ امرؤٌ مالَهُ فی غَیْرِ حَقِّه وَلا عِنْدَ غَیْرِ اَهْلِهِ اِلاّ حَرَمَهُ اللّه شُکْرَهُمْ وَکانَ لِغَیْرِهِ وُدُّهُمْ...؛(31) آگاه باشید که بخشیدن مال در غیر حقش تبذیر و اسراف است. این کار در دنیا انجام دهنده آن را بالا می برد ولی در آخرت موجب سرافکندگی وی می گردد و در میان مردم گرامیش می نماید ولی در نزد خداوند خوارش می سازد. هیچ کس مال خودش را در غیر مورد حقش مصرف نکرد و به غیراهلش نسپرد جز اینکه خداوند او را از سپاس گذاری آنان محروم ساخت و محبتشان با دیگری بود.»

4. هلاکت

اسراف از هر نوعی که باشد، انسان را به نابودی می کشاند؛ به خصوص افرادی که با انکار آیات الهی و تکذیب پیامبران درباره خویش و جامعه ای که در آن زندگی می کنند اسراف کنند. خدای منان می فرماید: «ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَیْناهُمْ وَمَنْ نَشاءُ وَاَهْلَکْنا الْمُسْرِفینَ»؛(32) «سپس وعده (خود) به آنان را راست گردانیدیم و آنها و هر که را خواستیم نجات دادیم و افراط کاران را به هلاکت رساندیم.»



1. یونس/83: «در حقیقت فرعون در آن سرزمین برتری جوی و از اسراف کاران بود.»

2. غافر/43: «اسراف کنندگان همدمان آتشند.»

3. محمد معین، فرهنگ معین، تهران، امیرکبیر، چاپ پنجم، 1362، ج1، ص266.

4. الراغب الاصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق بیروت، الطبعة الاولی، 1416 ه، ص407 (ماده سرف).

5. فرهنگ معین، ص1021.

6. مفردات الفاظ القرآن، ص113.

7. آل عمران/ 147.

8. زمر/53.

9. الکافی، ج4، ص55، حدیث3.

10. همان، ص52، حدیث4.

11. تحف العقول، ص403.

12. همان، ح 8141.

13. همان، ح8126.

14. الکافی، ج4، ص53، ح8.

15. غررالحکم، ح8118.

16. همان، ح8119.

17. همان، ح8226؛ همچنین، آفةُ الجُودِ التَّبذیر. (همان، ح8626).

18. تفسیر نمونه، ج6، ص152.

19. اعراف/ 31.

20. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج2، ص412؛ نهج الفصاحة، ج2، ص320، ح1911.

21. همان.

22. غافر/ 28.

23. غررالحکم، ح8131، همچنین حدیث 5292.

24. همان، ح8143.

25. تحف العقول، ص21.

26. الکافی، ج2، ص511، ح2.

27. انعام/141.

28. الکافی، ج4، ص52، ح2.

29. طه/ 127.

30. غافر/43.

31. نهج البلاغه، خطبه 126.

32. انبیاء/9.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:09 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

بدون تردید، جوانان، از مهم ترین سرمایه های بشری در هر جامعه ای هستند و آثار مادی و معنوی فراوانی بر جای گذاشته اند. همواره انقلاب های مهم جهان با پشتوانه جوانان به وقوع پیوسته است و نقش برجسته و ماندگاری دارند.
 
جوانان، بازوی قدرتمند سازندگی هر جامعه هستند. قدرت طلبان داخلی و خارجی برای رسیدن به اهداف جاه طلبانه خود می کوشند نیروی بزرگ جوانان را تسخیر کنند. امروز برخی تلاش می کنند ذهن جوانان را به امور واهی و پوچ مشغول سازند تا به فکر سازندگی و آبادانی کشور خود نباشند. در همین راستاست که بسیاری از افراد، کشور را با دام مصرف و خرید لباس ها و کالاهای لوکس فریفته اند. جوان ایرانی اگر بخواهد، می تواند در این دام نیفتد و سرمایه کشور را به بیگانگان تقدیم نکند، اما راه کارهای این امر:
الف) تقویت ایمان و روح پرهیزکاری
 
به اعتراف بسیاری از روان شناسان، در آغاز دوران جوانی، میل به پرستش به شدت فعال می شود و رشد می یابد. توجه به سخنان پیشوایان دینی، به روشنی این واقعیت را بیان می کند که جوانان هرگاه در فقر دینی قرار گرفته اند، به طور وسیعی به دین گرویده اند؛ مانند ایمان آورندگان به حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) و پیامبر اعظم(ص). افزون بر این، فطرت و سرشت انسان براساس دین خواهی و خداجویی است و این فطرت همراه دیگر نیروهای بشری در دوره جوانی رشد می کند و قدرت می یابد.
 
بر اساس آموزه های دینی، انسان از دوران نوزادی با زمینه فطری خداشناسی به دنیا می آید و ممکن است تحت تأثیر محیط در مراحل بعد گمراه شود. پیامبر اعظم(ص) می فرماید:
 
هر مولودی براساس فطرت خداشناسی به دنیا می آید، تا اینکه والدینش او را به دین یهودی یا نصرانی (تحریف شده) در می آورند.[1]
 
تمایل فطری جوانان به مذهب آن قدر شدید است که همه روان شناسان می گویند: بین بحران تکلیف و جهش های مذهبی، ارتباط انکارناپذیری وجود دارد.[2]
 
اگر ایمان و باور مذهبی در دل و جان جوان ریشه کند، آثار مفیدی بر جای می گذارد. چنین فردی به ارزش های اخلاقی گرایش خواهد یافت. کسی که ایمان مذهبی دارد و باورمند است که انسان اشرف مخلوقات است و اعتقاد دارد که انجام کارهای ارزشمند اخلاقی گرچه گاهی با محرومیت مادی همراه است نزد خداوند پاداش دارد.
 
چنین فردی در خود شادی و نورانیت احساس می کند و جهان را هدف دار می داند و از لذت های عالی بهره مند می شود. جوان مسلمان نعمتی را که خداوند در اختیار او قرار داده است، به هر شکل و شیوه ای که خواست مصرف نمی کند، بلکه می داند که یا باید آن را در راه خدا یا در راه تحصیل رضای الهی مصرف کند. خداوند فرمان داده که از مال و ثروتی که در اختیار دارید، به اندازه نیاز معیشت، آسایش و رفاه خود و خانواده مصرف کنید. پیامبر اعظم(ص) نیز می فرماید:
 
از ما نیست کسی که به او توسعه مالی داده شده است، ولی او بر خانواده اش تنگ می گیرد.[3]
 
در روایتی نقل شده است فردی پیش از آنکه از دنیا برود، تمام اموالش را در راه خدا انفاق کرد. پس از مرگ او به رسول خدا(ص) خبر دادند که او چنین کرده است. حضرت فرمود: پس به فرزندان او چه رسیده است؟ آیا چیزی باقی گذاشته است؟ عرض کردند: خیر یا رسول الله! حضرت فرمود: اگر پیش تر به من خبر داده بودید، اجازه نمی دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید.[4]
 
بنابراین، جوان مسلمان نباید تصور کند هرچه را به دست می آورد، فقط باید به دیگران بدهد و خودش را از حاصل زحمتش محروم کند. امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید:
 
نافع ترین مال آن است که واجبات زندگی انسان به وسیله آن فراهم آید.[5]
 
انسان نباید تصور کند که تمام مال متعلق به اوست و می تواند آن را در راه هوس ها و امیال خود صرف کند. امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید:
 
بدترین مال آن است که انسان در راه خدا هیچ چیزی از آن را مصرف نکند و زکات مالش را نپردازد.[6]
 
بدترین مال، مالی است که حق خداوند از آن مال ادا نشده باشد.[7]
 
قرآن کریم از مالی که در اختیار انسان قرار می گیرد به «مال الله» تعبیر می کند و می فرماید: «آتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ». (نور: 33)
 
حال که اموال، همه مال خداست، باید آن گونه که او فرمان داده و مورد رضایت اوست، مصرف شود.
ب) پرداخت صدقه
 
زمانی که انسان به توصیه های اخلاقی درباره رسیدگی به نیازمندان می نگرد، به این باور می رسد که اگر به این قوانین و توصیه ها ترتیب عمل داده شود، هیچ نیازمند و فقیری در جامعه اسلامی یافت نخواهد شد. امام صادق(ع) در این باره می فرماید:
 
اگر مردم زکات مال خود را ادا می کردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمی شد.[8]
 
همچنین دقت در این دستورها روشن می کند که فایده رسیدگی به حال نیازمندان، بیشتر و پیش تر از آنکه به فرد نیازمند برسد، به بخشنده خواهد رسید؛ زیرا او با این عمل خود به خداوند نزدیک تر می شود. پیامبر اعظم(ص) می فرماید:
 
صدقه پیش از آنکه به دست نیازمند برسد، به دست خداوند می رسد.[9]
 
این سخن به آیه 104 سوره توبه اشاره دارد که خداوند می فرماید:
 
آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد؟ و خداوند توبه پذیر و مهربان است.
 
با وجود این، افرادی هستند که بدون داشتن نیاز، به درخواست و تکدّی می پردازند و در جامعه سوءظن ایجاد می کنند. کم ترین اثر این رفتار این است که فرد بخشنده در برابر محتاجان دچار تردید شود و از کمک به آنها امتناع کند.
 
کسی که چنین عملی را مرتکب شود، از ناحیه پیشوایان طرد شده است؛ زیرا از رأفت و رحمت دین اسلام سوءاستفاده کرده و عزت و آبروی خود را به مال دنیا فروخته است. از همین روست که در روایت می خوانیم:
 
دست نیاز به سمت این و آن دراز کردن، طوق ذلت و بردگی است که مسائل به گردن خود می افکند. بنابراین، با این کار انسان عزیز، عزت خود را سلب کرده است و انسان شریف، شرافت خود را.[10]
 
از سوی دیگر، خداوند به توانمندان توصیه می کند که حق نیازمندان بر آنان این است که هرگز آنان را از خود نرانند. خداوند در قرآن به پیامبر اعظم(ص) می فرماید: «آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ و تو را گم شده یافت و هدایت کرد».[11]
 
در مقابل از او می خواهد: «و درخواست کننده را از خود مران».[12]
 
در حدیث قدسی آمده است که خداوند به موسی(ع) فرمان داد: «هرچند کم و ناچیز، باید به سائل کمک کنی و او را دست خالی برنگردانی و اگر هم نمی توانی، با لطافت و سخن نیکو او را جواب گویی.»[13] حتی در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: «نیازمند را رد نکنید، هرچند با دادن نیمی از خرما».[14]
 
در هر صورت، انسان بخشنده از چنان جایگاهی برخوردار است که دست عطاکننده در کنار «یدالله» ذکر شده است. رسول خدا(ص) فرمود:
 
دست ها سه نوعند: دست خد که فوق همه دست هاست؛ دست عطاکننده که در کنار «یدالله» است و دست نیازمند که در مرتبه پایین تر قرار دارد.[15]
 
ای جوان مسلمانی که می دانی صدقه تو، ودیعه و امانت در پیشگاه پروردگار است و آن را در جایگاه مطمئنی ذخیره می کنی، بهتر است این کار را به صورت پنهانی انجام دهی و کسی از این راز آگاه نشود. امام صادق(ع) می فرماید:
 
فضیلت و کمال صدقه پنهانی، بیشتر از صدقه آشکار و علنی است.[16]
 
اسحاق بن عمار از یاران امام صادق(ع) می گوید: روزی امام به من فرمود: برای پرداخت زکات مال، چگونه عمل می کنی؟ عرض کردم: فقرا را خبر می کنم، به خانه می آیند و حقشان را می دهم. امام فرمود:
 
تو با این کار موجبات ذلت و خواری مؤمنان را فراهم می کنی. اسحاق مراقب باش و از این کار بپرهیز. خداوند متعال می فرماید: کسی که ولیّ ای از اولیای مرا ذلیل کند، در حقیقت به جنگ من آمده است.[17]
 
افزون بر این، خداوند در آیه 264 سوره مبارکه بقره می فرماید که صدقات خود را با منت گذاری باطل نکنید. در حدیث آمده است:
 
کسی که صدقه می دهد و اعتقاد دارد که کاری برای خودش انجام داده، معنا ندارد که از دیگری توقع اجر و پاداش داشته باشد. نباید انتظار داشته باشی که دیگران به خاطر کاری که به نفع خود انجام داده ای، از تو شکرگزاری کنند.[18]
ج) پرداخت زکات
 
عنوان صدقه در شرع مقدس اسلام، هم بر حقوق واجب مالی مانند زکات اطلاق می شود و هم بر انفاق ها و اعانه های مستحبی. در بحث گذشته درباره صدقه و انفاق مستحبی سخن گفتیم و اکنون درباره زکات که یکی از حقوق واجب مالی است، سخن خواهیم گفت.
 
اسلام بر پنج چیز بنیان نهاده شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت اهل بیت(ع).[19] در آیات قرآن و در روایات، هر جا سخنی از نماز به میان آمده، از زکات نیز یاد شده است: «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ». (بقره: 43، 83 و 110)
 
امام باقر(ع) می فرماید:
 
خدا زکات و نماز را قرین هم قرار داده و کسی که نماز بخواند و زکات مالش را ندهد، درست مانند این است که نماز هم نخوانده است.[20]
 
در برخی از روایات نیز تصریح شده است فردی که زکات مالش را نمی پردازد، اصلاً مسلمان نیست:
 
کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد، نه شیعه است و نه مسلمان.[21]
 
پرداخت زکات، موجب رونق، برکت و رحمت الهی می شود. امام موسی کاظم(ع) می فرماید:
 
اموال خود را به وسیله زکات از نابود شدن حفظ کنید.[22]
 
در سخنی از امام صادق(ع) آمده است:
 
به یقین، شایسته است خداوند رحمتش را از کسانی که حقوق واجب مالی خود را ادا نمی کنند، دریغ کند. قسم به خدایی که همه آفریده ها را خلق کرد و روزی آنها را تقسیم فرمود، هیچ مالی در خشکی و دریا از بین نمی رود، مگر اینکه در کنارش زکات تعطیل شده باشد.[23]
 
نپرداختن زکات، اثر وضعی بر روی شخصی که آن را پرداخت نمی کند، می گذارد. از امام صادق(ع) نقل شده است:
 
کسی که یک درهم از حقوق واجب الهی را نپردازد، او دو برابر آن را در غیر حق مصرف می کند. اگر کسی یک درهم از حقوق الهی را نپردازد، خداوند در قیامت طوقی از آتش به گردن او می اندازد.[24]
 
اگر افراد حقوق واجب خود را پرداخت نکنند، زمین هم برکاتش را از بندگان برمی دارد و فقر عمومی به صورت بلای الهی نمایان می شود؛ در حالی که اگر زکات پرداخت شود، همه انسان ها در خیر و سعادت زندگی می کنند.
د) الگوگیری از سخنان و رفتار پیشوایان دینی و بزرگان
 
جایگاه فرهنگ مصرف در مکتب اهل بیت، از مناجات امام زین العابدین(ع) با خداوند به خوبی نمایان است. آن حضرت در یکی از دعاهای خود می فرماید:
 
پروردگارا! بر محمد و آل او درود فرست و پرده ای بین من و اسراف و افزون طلبی حایل کن و با در پیش گرفتن انفاق و میانه روی، به زندگی من قوام بخش و راه های صحیح مصرف و اندازه گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتکاب تبذیر برکنار دار.
 
پیامبر اعظم(ص) و معصومان(ع) که بالاترین نمونه های عینی الگوی مصرف در اسلام هستند، همواره کناره گیری راهبانه از لذت های مشروع را محکوم می کردند و خود نیز هیچ گاه به رهبانیّت روی نیاوردند. از دیگر سو، آنان در بالاترین مرتبه قناعت و مناعت نفس قرار داشتند و درباره رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر در زندگی حساسیت فراوانی داشتند. در ادامه به چند نمونه مختصر از رفتارهای بزرگان درباره مصرف می پردازیم:
 
عثمان بن حنیف از طرف امیر مؤمنان علی(ع) فرماندار بصره بود. روزی ثروتمند اسراف کاری او را به ناهار دعوت کرد. او این دعوت را پذیرفت و به خانه او رفت و در کنار سفره بسیار رنگین او نشست. امام علی(ع) از این ماجرا آگاه شد و نامه تندی به عثمان بن حنیف نوشت و او را به شدت سرزنش کرد. در قسمتی از این نامه آمده است:
 
من گمان نمی کردم تو دعوت جمعیتی را بپذیری که نیازمندانشان ممنوع و ثروتمندانشان دعوت شوند. به آنچه می خوری بنگر که آیا حلال است یا حرام؟ آنگاه آنچه حلال بودنش برای تو مشتبه بود، از دهان بینداز و آنچه را به حلال بودنش یقین داری، بخور. ...هیهات! که هوا و هوس بر من غلبه کند تا غذاهای لذیذ را برگزینم، در حالی که ممکن است در سرزمین حجاز یا یمامه کسی باشد که حتی از دسترسی به یک قرص نان عاجز باشد! آیا من با شکمی سیر بخوابم، در حالی که در اطرافم شکم های گرسنه و جگرهای سوزانی باشند؟[25]
 
بشر بن مروان می گوید: با گروهی به محضر امام صادق(ع) رفتم. حضرت خرما طلبید و با هم به خوردن آن مشغول شدیم. دراین میان، یکی از ما هسته خرما را به دور افکند. در این حال، امام دست از خوردن کشید و به او فرمود:
 
چنین نکن! همانا این کار از تبذیر و اسراف به شما می رود و خداوند تباهی را دوست ندارد.[26]
 
مردی از انصار رسول خدا(ص) درختی داشت که شاخه های آن در خانه مرد مستمندی بود. گاهی که آن مرد بالای درخت می رفت، دانه های خرما در خانه آن مستمند می افتاد. او از روی درخت پایین می آمد و دانه های خرما را از دست اطفال آن مرد مستمند می گرفت. آن مرد نزد رسول خدا(ص) رفت و ماجرای خود و صاحب درخت را بیان کرد. حضرت به دنبال صاحب درخت فرستاد و فرمود: ای مرد! درخت خرمای خود را بفروش، من در عوض ضامن می شوم که در بهشت خداوند درخت خرمایی به تو عنایت کند.
 
مرد راضی نشد. حضرت فرمود: به من بفروش، در عوض ضامن می شوم که خداوند باغی در بهشت به تو عنایت کند. مرد باز هم امتناع کرد و بهانه آورد که این درخت خرمایش اعلاست و من آن را نمی فروشم.
 
ابوالدحداح که مردی انفاق کننده و بخشنده بود، عرض کرد: یا رسول الله (ص) اگر این درخت را من از آن مرد خریداری کنم در اختیار شما بگذارم، آیا آن باغ را که در بهشت وعده فرمودید، برای من ضامن می شوید؟ حضرت فرمود: آری.
 
ابوالدحداح نزد آن مرد رفت و آن درخت را به چهل درخت خریداری کرد و به رسول خدا(ص) بخشید. آن حضرت نیز آن درخت را به آن مرد مستمند و کودکانش انفاق کرد.[27]
 
فقیه بزرگوار، مرحوم آیت الله اسماعیل صالحی مازندرانی، در استفاده از نان بسیار دقت می کرد تا اسراف نشود. به همین دلیل، هیچ گاه در خانه، نان خشکی جمع نمی شد و اگر گاهی نان، بیات می ماند، می فرمود: امروز، آبگوشت درست کنید تا این نان ها استفاده شود. ایشان بسیاری از اوقات، نان هایی را که خشک می شد، با نم آب، نرم می کرد و استفاده می نمود.[28]
 
مشهور است که رئیس جمهور شهید، محمدعلی رجایی، برای یادداشت های کوچک، برگه های سفید را از کاغذهای باطله جدا می کرد تا در جای خود و به تناسب موقعیت از آنها استفاده کند. همچنین در ایامی که نخست وزیر بود، تعویض موکت فرسوده دفتر نخست وزیری را نپذیرفت و گفت: من چگونه نخست وزیری باشم که روی موکت با کفش راه بروم، اما باشند مردمی که چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند؟[29]
 
علامه میرزا محمدعلی مدرس تبریزی، نویسنده کتاب ریحانة الادب، از شخصیت های درخشنده علم و ادب معاصر است که یکی از آثار گران بهای خود را درباره مترادفات زبان فارسی، هنگام صرف صبحانه نوشت.[30]
 
یکی از اعضای دفتر استفتائات مرحوم امام خمینی می گوید: من دو مرتبه وضو گرفتن امام عزیز را دیدم. درست مثل وضوی رسول خدا(ص) که در روایات آمده بود. ایشان فقط برای هر یک از صورت و دست ها به یک مشت آب بسنده می کرد و با یک مرتبه شستن، وضو می گرفت.[31]
 
یکی از فرزندان آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی می گوید: ایشان هنگام وضو گرفتن، با آب یک قوری معمولی، دو و گاهی سه بار وضو می گرفت و از اسراف جداً پرهیز داشت. باقی مانده آب وضویش هم در ظرفی جمع می شد و می فرمود آن را در باغچه خانه بریزید.[32]



[1] .  بحارالانوار، ج 3، ص 279.

[2] .  محمدتقی فلسفی، جوان از نظر عقل و احساسات، تهران، نشر فرهنگ، ج 1، ص 343.

[3] .  محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، 1407 ه .ق، ج 15، ص 256.

[4] .  وسائل الشیعه، ج 9، ص 432.

[5] .  عبدالواحد محمد تمیمی آمدی، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 367.

[6] .  همان، ص 369.

[7] .  همان.

[8] .  وسائل الشیعه، ج 9، ص 12.

[9] .  محمد بن علی بن ابراهیم احسایی، عوالی اللئالی، قم، انتشارات سیدالشهداء، 1403 ه.ق، ج 2، ص 70.

[10] .  تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 361.

[11] .  ضحی: 6 و 7.

[12] .  ضحی: 9.

[13] .  کافی، ج 1، ص 45.

[14] .  محمد بن محمد شعیری، جامع الأخبار، قم، آل البیت(ع)، 1414 ه.ق، ص 385.

[15] .  شیخ صدوق، الخصال، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ج 1، ص 133.

[16] .  شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1390 ه .ق، ج 2، ص 38.

[17] .  شیخ مفید، امالی، قم، نشر جامعه مدرسین، 1403 ه .ق، ص 177.

[18] .  کافی، ج 4، ص 28؛ وسائل الشیعه، ج 16، ص 305.

[19] .  کافی، ج 2، ص 18.

[20] .  کافی، ج 3، ص 506؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 22.

[21] .  کافی، ج 3، ص 503؛ وسائل الشیعه، ج 9، ص 32.

[22] .  کافی، ج 4، ص 61؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 40.

[23] .  عوالی اللئالی، ج 1، ص 370.

[24] .  کافی، ج 3، ص 504.

[25] .  نهج البلاغه، نامه 45.

[26] .  بحارالانوار، ج 75، ص 303.

[27] .  عوالی اللئالی، ص 251.

[28] .  نک: محمدعلی صالح مازندرانی، فقیه صالح، قم، اشارات صالحان.

[29] .  نک: حسن عسکری راد، رمز جاودانگی، قم، بوستان کتاب.

[30] .  رضا باقی زاده، رمز موفقیت بزرگان، قم، گاه سحر، ص 178.

[31] .  حسین دیلمی، هزار و یک نکته درباره نماز، قم، حرم، 1381، چ 7، ص 72.

[32] .  همان، ص 59.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:59 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

الف) رفاه زدگی 
 
رفاه زده به کسی می گویند که از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی نمی شناسد و هیچ منعی را نمی پذیرد. بنابراین، رفاه زدگی، نوعی تصرف و مصرف کردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمت های الهی است.
 
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقب ماندگی می دانند. آنان که لذت طلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف می کنند و مصرف کردن را ارزش می دانند.[1]
 
آنها می کوشند کالاهای لوکس و تجملی را وارد کشور کنند و از این راه، درآمدهای ارزی کشور را صرف واردات این گونه کالاها می کنند.[2] این گروه با وارد کردن کالاهای مصرفی لوکس مانند لوازم آرایشی، لباس های بدن نما، خودروهای سواری پر زرق و برق، تجمل گرایی و مصرف زدگی را تبلیغ می کنند.
 
به طور کلی نمی توان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا که طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحت طلبی را فراهم می آورد، می گوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه می شود.
 
رفاه زدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعه ها را در پی داشته است. در کتاب الحیاة آمده است: تکاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف کسانی هستند که هم خود نابود می شوند و هم دیگران را نابود می کنند. آنان کسانی اند که نسل ها را تباه می سازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بی حالی و مستی و عقب ماندگی می کشانند. برای اینکه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع کامل یابیم، به مسائلی اشاره می کنیم که از آثار جدایی ناپذیر زندگی تکاثری و اترافی است:
 
اول: تکاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید می آورند که نتیجه اش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
 
دوم: تکاثر در داشتن ثروت و زیاده روی در مصرف، عواطف انسانی را می میراند و پایه های فضیلت و اخلاق را منهدم می سازد.
 
این دو، پایه های همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل می سازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاک می کند.[3]
 
ابن خلدون نیز در کتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، از موانع پادشاهی و کشورداری است» ثروت، رفاه زدگی و تن پروری را از عوامل مهم سقوط و نابودی اجتماعی می شمارد.[4]
ب) الگوگیری از رسانه ها
 
الگوگیری، امری فطری است که از دوران کودکی در انسان وجود دارد. حتماً دیده اید که اگر به کودکی لبخند بزنید، او نیز مثل شما لبخند می زند. هر چه سن کودک بالاتر می رود، تقلید تا حدی حالت هدفدار به خود می گیرد و در عالی ترین و مطلوب ترین حالت، تقلید و تکرار عمل دیگری، با آگاهی کافی از حُسن کار و هدفمندی است.[5] بنابراین، در تعریف الگوپذیری می توان گفت: رضایت فرد به انطباق رفتارش با الگوهای وسیعی، در جهت هماهنگی و انسجام رفتاری با آنها.[6]
 
براساس اصولی مانند اصل لذت، فردگرایی و توجه صرف به علوم تجربی بود که مادی گری در غرب به اوج خود رسید.
 
آنها با توجه به این اصول و با مطالعه دقیق حالات جوانان، مانند قهرمان خواهی، نیاز به محبوبیت، خودنمایی، حادثه جویی، بلندپروازی، رقابت، استقلال طلبی و...، الگوهای جدید و جوان پسندی را مطرح می کنند.[7]
 
در این نظام، از روش الگویی بیشترین استفاده برای کسب منفعت بیشتر صورت می گیرد. دستگاه های تبلیغاتی، اکنون حرف خود را از زبان یک قهرمان ساختگی یا یک شخصیت مزدور می زنند و از دیگر سو، مشغول پرورش و ساختن قهرمانان و آرایش چهره هایی هستند که بتوانند، بهره گیری از آنها، جذابیت کاذب به وجود آورند و پیام خود را به طور کامل به مخاطب القا کنند.[8]
 
در جامعه ما، پس از جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، ارزش های اسلامی و فرهنگی به تدریج کم رنگ شد و اسراف نکردن، قناعت ورزیدن، ساده زیستی و مانند آن به تدریج ارزش خود را از دست داد. در کنار عوامل بسیاری که در این زمینه مؤثر بودند، نقش وسایل ارتباط جمعی بیش از دیگر عوامل بود.
 
دانشمندان ارتباطات برای وسایل ارتباط جمعی سه کارکرد مهم بیان می کنند:
 
خبری و آموزشی: نقش وسایل ارتباطی، انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است، ولی برخی از این وسایل به ویژه تلویزیون، اینترنت و ماهواره، با پخش برنامه ها و فیلم ها می کوشند آموزه هایی را با مُدهای تازه و مناسب با فرهنگ خودشان به گیرندگان برنامه ارائه کنند.
 
راهنمایی و رهبری: رسانه ها با توجه به ارزش های خاص هر جامعه، باید به عنوان ابزاری در جهت خدمت به ارزش ها و هنجارها باشند؛ امری که در کشور ما نادیده گرفته شد و تلاش گردید تا افکار و ایده هایی به مخاطب القا شود که با هنجارهای جامعه منافات داشت.
 
تفریحی و سرگرمی: وسایل ارتباط جمعی می توانند با ارائه برنامه های گوناگون، اوقات فراغت خانواده ها را پر کنند و به طور موقت ذهن آنان را از مشکلات روزمره دور سازند.[9]
 
در ادامه، به بررسی جریان الگوپذیری جوانان از رادیو، تلویزیون، سینما، ماهواره و اینترنت می پردازیم.
اول رادیو، تلویزیون و سینما
 
امروزه رسانه ها به عنوان یکی از ابزار سمعی و بصری، به صورت مستقیم با روح و جان انسان در ارتباط است. رسانه ها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکر جامعه را می سازند، نقش مهمی بر عهده دارند. بررسی های روان شناسی اجتماعی نشان می دهد رسانه های گروهی، دارای چنان قدرتی هستند که می توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند.
 
رسانه ها از راه ارائه هنجارهای خاص اجتماعی، به افراد القا می کنند که رفتار ارائه شده در رسانه ها، رفتار مناسب اجتماعی است. به این ترتیب، رسانه ها با ارائه الگوها و هنجارهای خاص، سبب ایجاد هم نوایی در افراد می گردند. شرکت های بزرگ جهان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و رادیو در کشورهای مختلف، می کوشند فرهنگ مصرفی را در جامعه رواج دهند.[10]
 
رسانه ها از راه پخش آگهی های تجاری در تلویزیون، رادیو و سینما و پخش سریال های داستانی و مانند آن می توانند بیش از نظام آموزشی بر ذهن مخاطب خود تأثیر بگذارند.[11] در کتاب سیطره جهانی از پروفسور اوانجلینا گارسیا، استاد ارتباطات اجتماعی نقل می کند که آهنگ موزیک و شعارهایی که در فاصله هر چند دقیقه از رادیو و تلویزیون پخش می شود، به ویژه در منازلی که ارتباط افراد با دنیای خارج کمتر است، اثر مهمی را در ذهن شنونده به وجود می آورد که او از آن به قالب های فکری تعبیر می کند.
 
او معتقد است تبلیغات تجاری، نوعی اتکای روانی در افراد پدیدار می سازد و احترام، شخصیت و ارزش افراد براساس آنچه می خرند و مصرف می کنند، معنا می شود.[12]
 
برنامه های صدا و سیما، فیلم های سینمایی و تئاترها و انواع آگهی های تبلیغی تجاری می تواند مردم را به سمت الگوی مصرفی مثبت یا منفی سوق دهد. چه بسا افرادی که از این راه به سمت مصرف کالاهای لوکس و تجملی هدایت می شوند.[13]
 
همان گونه که بیان شد، یکی از مهم ترین ویژگی های دوران جوانی، حس الگوپذیری است. جوانان برای تکوین شخصیت روحی و فکری و اجتماعی خود، همواره می کوشند بهترین افراد را الگوی خود قرار دهند؛ گرچه گاه اشتباه می کنند و افراد ناشایست را الگوی خود می دانند.
 
دنیای غرب با سوءاستفاده از این ویژگی جوانان، می کوشد هنرپیشه های فاسد سینما، ورزشکاران بی بندو بار و خوانندگان بی شخصیت را در مقام الگوی کاذب به جوان معرفی کند. امروزه، وضعیت ارتباطات رسانه ها در کشور به گونه ای است که ایمان و هویت جوانان به تاراج می رود. اگر به خوبی بنگریم، می بینیم که در دوره ای، هنرپیشه هایی مانند اوشین الگو بودند و اکنون یانگوم و جومونگ؛ و حتی در برخی از خانواده ها سبک غذای کُره ای جای خود را باز کرده است.
 
استفاده از نام های غربی و نامأنوس بر روی فرزندان، تابلوها و شرکت ها، مد، تبلیغ کالاهای لوکس خارجی، تجمل گرایی و...، از دیگر مصداق های الگوپذیری از رسانه هاست.
 
رسانه های عمومی به دنبال عرضه کالاهایی هستند که موردپسند مردم و برای رسانه ها از نظر اقتصادی سودمند است. اساس کار رسانه ها را محورهایی تشکیل می دهد که از راه آن به پول و سرمایه بیشتری برسند و یکی از این محورها، تبلیغ آگهی های گوناگون تجاری و تبلیغاتی است.

 
برخی عنوان می کنند که آگهی های تجاری به نفع مصرف کننده تمام می شود؛ چون از این راه، فروش انبوه کالاها آسان می شود و فروش انبوه، تولید انبوه را به همراه دارد. اما اقتصاددانان معتقدند آگهی انبوه به جای کاهش قیمت ها، سبب تورم قیمت کالاها می شود. افزون بر این، رسانه ها در تبلیغ، هیچ گونه مسئولیت و نظارتی بر کیفیت کالاها ندارند و هرکه پول بیشتری بپردازد، در اولویت قرار می گیرد.[14]
 
همچنین در بیشتر فیلم های سینمایی و سریال های ایرانی، به هنرپیشه ها تازه ترین لباس های مُدشده را می پوشانند و در هر صحنه از فیلم، لباس ها و زیورآلات جدیدی جایگزین می شود. در کشور ما، بیشتر فیلم ها در خانه های بزرگ و بسیار زیبا ساخته می شوند. وسایل خانه مانند مبلمان، سرویس غذاخوری، آشپزخانه و وسایل آن، آخرین مُدهایی هستند که به کار می روند.
 
تقلیدهای شگفت آور از انواع آرایش مو و لباس وحرکات هنرپیشگان فیلم های غربی، بلافاصله پس از نمایش آن فیلم ها در خیابان های تهران، آن چنان به چشم می خورند که می توان گفت یک شبه مانند قارچ پا به عرصه وجود می نهند. دنباله روی تماشاگران از قهرمانان فیلم ها به قدری آشکار است که صاحبان مؤسسات و شرکت های تجاری، در سال، صدها میلیون دلار به سازندگان فیلم ها و هنرپیشگان برای مد کردن و تبلیغ پاره ای از کالاهای خود می پردازند؛ هرچند کالاهای بی ارزش و نامرغوبی باشند.[15]
 
بیشتر فیلم های ایرانی، خانواده های طبقه بالا را به نمایش می گذارند که تقلید طبقه متوسط و پایین را از آنان در پی دارد. به بیننده طوری القا می شود که هرکس ماشین، مبلمان، تلفن همراه، رایانه و مانند آن نداشته باشد، بیچاره است. حتی در برنامه های خانوادگی و ترکیبی نیز چنین روندی را شاهد هستیم.
 
در برنامه آموزش آشپزی «بهونه» که با اجرای سامان گلریز پخش می شود، گرچه ادعای سازندگان برنامه این است که غذاهای ساده و کم خرج را آموزش می دهند، ولی انتخاب نوع وسایل آشپزی مانند همزن و مخلوط کن، تابه و دیگ که همگی مارک های خارجی دارند، چیدمان آشپزخانه، گاز فر صفحه ای ومانند آن ترویج فرهنگ مصرف گرایی است. حتی در این برنامه، مارک ظروف آشپزخانه Dessini معرفی می گردد که از شبکه های ماهواره ای نیز تبلیغ می شود.
 
در برنامه «به خانه برمی گردیم» که هر روز عصر از شبکه تهران پخش می شود، در یکی از بخش های کارشناسی، دکوراسیون خانه آموزش داده می شود. در حالی که بسیاری از خانواده های جوان ایرانی اجاره نشین هستند و در آپارتمان های با متراژ کم زندگی می کنند، خانم کارشناس درباره نحوه قرار گرفتن میز کنسول در راهروی خانه و وسایل لازم برای تزیین آن صحبت می کنند.
 
در حقیقت، رسانه ملی در سالیان اخیر، عامل اصلی ترویج مصرف گرایی در میان خانواده ها و جوانان بوده است؛ چراکه رسانه ملی کالا را تبلیغ نمی کند، بلکه مصرف را تبلیغ می کند.
دوم ماهواره و اینترنت
 
پیشرفت روزافزون فن آوری و در نتیجه، به وجود آمدن شبکه های ارتباطی و ماهواره ای بر تمام زوایای پنهان و آشکار زندگی تأثیرگذار بوده است. رسانه های گروهی، فاصله میان سطوح گوناگون را از بین می برد و با کمک تبلیغات می کوشد تا با رواج مُدهای جدید، امیال جدیدی را در افراد به وجود آورد. به عبارت دیگر، تولیدکنندگان با تبلیغ و تلفیق این گونه نیازهای کاذب و با تغییر جایگاه نیازها و تقاضاها، سعی در فراهم آوردن شرایطی دارند تا فرد بر اساس آن، نیازهای کاذب ایجادشده، مانند لباس با طرح نو و مُد جدید را جایگزین نیازهای اساسی خود کند.
 
در این میان، ماهواره و اینترنت نقش مهمی در ترویج و جهانی شدن مصرف یک کالا بازی می کنند؛ زیرا مُد جدید، نیازمند تقاضا و بازاریابی است. بنابراین، این گونه وسایل، نقش بارزی در اشاعه فرهنگ مصرفی در جوامع دارند؛ زیرا بسیاری از مدل های رایج آرایشی، پوششی و...، از سوی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان از مدل های ماهواره ای و اینترنتی الگوبرداری می شود.
 
در برنامه های ماهواره ای، جدیدترین لباس های فَشِن از معروف ترین طراحان لباس جهان نمایش داده می شود. از زنان برای تبلیغ خمیردندان، وسایل آرایشی و ظروف آشپزخانه بهره برده می شود و بیشتر تبلیغات در مورد رژ لب، کرم پودر، قرص های لاغری، نوشیدنی های انرژی زا و... است که به سرعت در جامعه رواج می یابند.
 
در کشور ما دسترسی به شبکه های ماهواره ای به دلیل امکان تهیه آسان و ارزان تجهیزات دریافت برنامه های ماهواره، بسیار آسان است و بیشتر جوانان به دیدن برنامه هایی تمایل دارند که آنها را در برنامه های داخل کشور نمی یابند و در واقع به خاطر برنامه های مبتذل از ماهواره استفاده می کنند.[16] این روند سبب شده که بسیاری از جوانان و به ویژه دختران به آرایش چهره و خرید لوازم آرایشی روی آورند. به گزارش ذیل دقت کنید:
 
گرایش روزافزون زنان، دختران و دختران کم سن و سال به استفاده بی رویه از لوازم آرایشی، به مرز بحران رسیده و نگرانی های عمیقی را برانگیخته است و موج فزاینده استفاده از لوازم آ رایشی، چنان سرسام آور است که مهار این بحران دشوار به نظر می رسد.
 
چشم روشن ها، لنز تیره می خواهند؛ چشم تیره ها، لنز روشن. اگر پوست دختری برق بزند، مات کننده چاره کار است؛ در این صورت دیگر برق نمی زند. گاهی به علت نوع پوست یا هزینه بالای جراحی با لیزر، ترمیم آسیب های صورت ممکن نیست. در این هنگام است که انواع پودرها و لوازم آرایشی سفیدکننده به کار می رود. در بیشتر اوقات، زنان و دختران جوانی که عارضه ای در صورت ندارند وشادابی و طراوت پوست آنها، در حالت معمولی است، به طور بی وقفه، از لوازم زیباکننده استفاده می کنند. این افراد، شب ها که به منزل بازمی گردند، با شیرپاک کن های مختلف و صابون های رنگی متفاوت، شلوغی و آرایش چهره هایشان را که در اثر استفاده بی رویه مواد آرایشی، حالتی زمخت و مکدّر پیدا کرده، مرتب می کنند.[17]
 
همچنین تبلیغات ماهواره ای سبب شده است که بسیاری از افراد به سمت جراحی های زیبایی بروند. استفاده از ژل های غیردایم نیز بسیار روایج یافته است و از آن برای گونه گذاری، افزایش حجم لب و برطرف کردن چین و چروک پوست استفاده می کنند. استفاده از این ژل ها در کشورهای اروپایی و امریکایی برای افراد با سنین بالاست، ولی در ایران، افراد زیر هیجده سال برای این کار اقدام می کنند.[18]
 
درباره اینترنت نیز وضع همین گونه است. امروزه سهم رسانه هایی مانند تلویزیون و رادیو در پُر کردن اوقات فراغت جوانان بسیار کاهش یافته است و سهم ضبط صوت و رسانه هایی مانند اینترنت بیشتر شده تا بتوانند از راه فعالیت های آنلاین و غیر آنلاین، مانند به اشتراک گذاشتن موسیقی، گوش دادن به موسیقی، بازی های رایانه ای و.. اوقات خود را بگذرانند. به همین نسبت، تمایل افراد برای یاد گرفتن سازهای موسیقی افزایش یافته است.
ج) مُد و مُدگرایی
 
اگر به چهره افرادی که در خیابان ها می بینیم، دقت کنیم، بارها افرادی را با ابروهای تیغ زده، موهای سیخ سیخی، شلوارهای تنگی که تا دیروز آن قدر گشاد بود که به زور به کمر بسته می شد، بلوزهای تنگ با مارک ها و شکل های عجیب، شال هایی که فقط وسط سر را می پوشانند، می بینیم. سخنی که آنها می گویند این است که «مُد است».
 
شاید بتوان ریشه تاریخی مُدگرایی را به زمان قاجار رساند. از اوایل سلطنت فتحعلی شاه قاجار که پای مستشاران خارجی به ایران باز شد، پدیده های نوظهور غربی نیز به تدریج به ایرانیان شناسانده شد و آداب و رسوم فرنگی که ابتدا از سوی خاندان سلطنتی تقلید شده بود، به مرور در طبقات زیرین اجتماع نیز نفوذ پیدا کرد.
 
ناصرالدین شاه، نخستین شاه ایران بود که به طور رسمی به فرنگ سفر کرده و توانسته بود مظاهر نوپای تمدن غربی را از نزدیک ببیند. او با هدیه هایی که از سفر اروپا برای حرم سرای خود آورد، تغییری در پوشش بانوان طبقات بالای جامعه داد. سلطنت پنجاه ساله این شاه مستبد، سرآغاز آشنایی ایرانیان با تمدن غربی بود. فرستادن افرادی به فرنگ برای تحصیل از سوی عباس میرزا و بازگشت آنها پس از اتمام تحصیل به ایران، آشنایی ایرانیان و به ویژه دربار با ماشین آلات صنعتی و غربی، آمدن سینما توگراف، تأسیس مدرسه جدید دارالفنون و روزنامه ها، همه و همه مؤلفه های این آشنایی بودند.
 
این جریان تا زمان سلطنت دیکتاتوری رضاشاه ادامه یافت. رضاشاه که با کمک انگلیس توانسته بود نظام حاکم را در دست گیرد، در تنها سفر خود به ترکیه، تحت تأثیر مظاهر و فرهنگ غربی قرار گرفت و به این نتیجه رسید که تنها راه پیشرفت ایران، ملبس شدن و متظاهر شدن به تمامی ظواهر فرنگی است. رضاشاه با فرمان کشف حجاب و متحدالشکل شدن لباس، نخستین گام را در راه مبارزه با سنت ایرانی و اسلامی برداشت. روند تحول به تدریج در ظاهری ترین شئون فرهنگی و اجتماعی، یعنی نوع پوشش مردان و زنان اثر همه جانبه ای گذاشت که یکی از پی آمدهای آن، شیوع مد و مدگرایی در ایران است.[19]
 
مدها، الگوهایی فرهنگی هستند که از سوی بخشی از جامعه پذیرفته می شوند و دوره زمانی نسبتاً کوتاه دارند و سپس فراموش می گردند.[20] بنابراین، مدگرایی آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و شیوه زندگی و رفتار خود را براساس آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن پیروی کند.[21]
 
امروزه، پیروی از مد نه تنها در نوع پوشش جوانان، بلکه در بخش های مختلف زندگی افراد تأثیر دارد. از سبک لباس و آرایش های ظاهری گرفته، تا وسایل منزل و حتی گرایش ها و علاقه های خاصی که در قشری از جامعه ناگهان بیش از دیگر علایق مورد پسند قرار می گیرد، مانند روی آوردن به ورزش یوگا و ایروبیک تقاضا برای جراحی های پلاستیک و سفر به دبی.
 
مُد به خودی خود بد نیست، ولی آنجا که شکل افراطی به خود می گیرد، خطرناک است. مدگرایی افراطی، نشان دهنده تزلزل و بحران هویت افراد جامعه است. در این وضعیت، جامعه دچار انحراف شده است و افراد می کوشند خود را به یک نوع مدل و گرایش خاصی نسبت دهند. مدگرایی افراطی، سبب از بین رفتن اراده مدگرایان می گردد؛ آنگاه که آنان در انتخاب نوع پوشش از خود اختیاری ندارند و مطیع مد می شوند.
 
جوانی که شیفته مد و فرهنگ کشور دیگر می شود، حاضر نیست در مقابل آن کشور بایستد و از خاک خود دفاع کند. حتی گاهی اوقات دیده می شود که جوانان، لباس هایی به تن می کنند که پرچم کشور بیگانه یا نام آن کشور بر آن نقش بسته است. مُد و مدگرایی مظاهری در جامعه داشته است. خرید اجناس مارک دار و مصرف کالاهای ساخت خارج، از آن نمونه اند که اینک به آنها می پردازیم.
یک خرید اجناس مارک دار
 
یکی از مظاهر مصرف گرایی در میان جوانان، استفاده از پوشاک مارک دار است. منظور از لباس های مارک دار، لباس هایی هستند که به نحوی مانند نحوه دوخت از جهت گشادی و تنگی، ترکیب رنگ، کوتاهی و بلندی و نوشته های روی آن، نشانه فرهنگ غرب است. امروزه، رنگ و شکل و مارک اجناس است که قیمت آنها را مشخص می کند و گران پوشی و خرید لباس های مارک دار، به امری عادی تبدیل شده است.
 
اگر سری به مراکز اصلی خرید تهران بزنیم، با قیمت های باورنکردنی روبه رو می شویم که به قول فروشنده، تنها پول مارک این اجناس را می پردازیم.
 
حتی در برخی مراکز، مانتوهای ترک و ایتالیایی عرضه می شوند. اما جای این سؤال باقی است که چگونه بازار ایران که یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان مانتو و چادر در میان کشورهای اسلامی است، از مانتوهای ایتالیایی(!) اشباع شده است.
 
حتی در نمایشگاه بین المللی مد و لباس که چندی پیش در محل دایمی نمایشگاه های بین المللی تهران برپا شد، با وجود ادعای برگزارکنندگان آن که سعی داشتند از نهادهای ایرانی و اسلامی بهره بگیرند، اجناس مارک دار عرضه شد. این نمایشگاه، بیشتر معرف پوشش و آرایش مدل های ماهواره ای بود؛ به ویژه در مورد پوشاک آقایان که عمدتاً لباس های مارک دار خارجی با تبلیغ گسترده عرضه می شد.
 
شاید یکی از دلایل عمده ای که تولیدکنندگان و طراحان خارجی توانسته اند در سطح جهانی برای خود جایی باز کنند، آشنایی آنها با مبانی روان شناختی تأثیرگذاری و به کارگیری روش ها و اصول فنی مناسب در کار است.
دو مصرف کالاهای ساخت خارج
 
در حال حاضر، بیشتر بیلبوردهای سطح شهر تهران در تسخیر شرکت های خارجی است و حتی از ورودی شهر و محل پرداخت عوارض می توان این فضا را مشاهده کرد. فضای تبلیغاتی تهران و دیگر کلان شهرها، اعم از تابلوهای اعلانات خیابانی، بدنه اتوبوس ها و ایستگاه های مترو را تبلیغ کالاهای خارجی پُر کرده است. اگر هم تبلیغی از کالاهای داخلی صورت می گیرد، مربوط به کالاهایی است که ترکیبی از کالاهای خارجی است مانند چای، که تنها بسته بندی آن داخلی است. بسیاری از جوانان، خرید کالای خارجی را نشانه تثبیت موقعیت اجتماعی خود می دانند و مصرف کالاهای خارجی را بر تولیدات داخلی ترجیح می دهند. درباره علت این رفتار، دلایل فراوانی عنوان می شود که می توان به تبلیغات جهانی، سودجویی برخی از تولیدکنندگان داخلی و کیفیت پایین کالاهای داخلی اشاره کرد.
 
این گرایش به حدی شدید است که حتی کودکان نیز بسته بندی های پرزرق و برق اسباب بازی ها و آدامس های خارجی را می پسندند؛ معضلی که به ویژه درباره دختران مشهود است و هنوز عروسک های ملی نتوانسته اند جایگزین عروسک غربی «باربی» شوند.
 
در این میان، برخی از تولیدکنندگان داخلی نیز کالاهای خود را با انواع مارک های خارجی به فروش می رسانند. این روند، آثار نامطلوبی بر جای خواهد گذاشت و ممکن است این باور در ذهن همگان شکل گیرد که غرب از هر جهت بهتر است و بنابراین، رواج خوراک، پوشاک و آداب و رسوم و نوع تربیت فرزندان به شیوه غربی پسندیده است.[22]
 
عوامل و زمینه های مدگرایی در میان جوانان عبارتند از:
یک نوگرایی
 
یکی از ویژگی های دوره جوانی، نوگرایی و تمایل به تجدد است. جوان به دنبال چیزهایی است که نو هستند و چیزهای تازه را انتخاب می کند. به دلیل این روحیه در جوانان، آنان به اشعار تازه و نو علاقه مند هستند و به سمت اجناسی کشیده می شوند که به روش تازه ای معرفی و عرضه می گردند.
 
تمایل به امروزی شدن و نوگرایی در هر جوانی وجود دارد و نشان دهنده نیاز او به شکستن قالب های موجود و فاصله گرفتن از هنجارهای گذشته است تا از این راه هویت مستقلی به دست آورد.
 
جوانان بنا به میل ذاتی خود، تنوع طلب و خواهان تغییر و تحول هستند. بنابراین، آنها علاقه دارند خود را به شکل افراد و گروه های محبوب اجتماعی یا سوپراستارهایی درآورند که تبلیغات زیادی روی آنها صورت می گیرد.
دو چشم و هم چشمی
 
رقابت و چشم و هم چشمی، از دیگر زمینه های رواج مدگرایی در میان جوانان است. اگر رقابت در جهت صحیح صورت گیرد، سبب پیشرفت و تکامل انسان می شود، اما اگر به سمت امور مادی و مدپرستی هدایت شود و فرد بکوشد با نوع پوشش و آرایش خود از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.[23]
 
گاهی اوقات افراد طبقه پایین سعی می کنند هرچه بیشتر شبیه افراد طبقات بالا شوند. از دیگر سو، افراد طبقات بالا که می بینند بین آنان و افراد دیگر طبقات تفاوتی نیست، می کوشند با خرید کالاها و لباس های گران قیمت، مانع شبیه شدن افراد طبقات پایین شوند.[24]
 
یکی از صاحب نظران می گوید که مُد، یکی از ویژگی های هم رنگی با جماعت است که سعی می کند افراد را با یکدیگر هم رنگ کند. او معتقد است که مد، برعکس تشریفات، سبب می شود افراد شبیه اشخاص طبقه بالاتر شوند و در حقیقت نوعی رقابت بین افراد است.
 
طبقات متوسط و پایین با مشاهده ولخرجی های ثروتمندان، خود را در دام مصرف غیرمنطقی گرفتار می کنند و مصرف را نوعی منزلت اجتماعی می پندارند. هم چشمی سبب می شود که فرد مانند افراد فامیل، همسایه یا دوست یک لباس بخرد که نیاز واقعی به آن ندارد یا مراسم ازدواج و مهمانی دوستانه خود را طبق عادات طبقه ثروتمند برگزار کند.
 
ممکن است چنین فردی به تغییر دکورخانه، خرید لوازم لوکس و غیرضرور دست بزند که اصلاً به آنها نیاز ندارد. این امر به زندگی اقساطی می انجامد و در حقیقت، درآمدی را که باید به مصرف بازسازی اقتصادی می رسید، به جیب آرایشگران و فروشندگان می ریزد.[25]



[1] .  روزنامه اطلاعات، 25/11/1382 و 15/1/1373.

[2] .  همان، /4/1373.

[3] .  محمدرضا، محمد و علی حکیمی، الحیاة، ج 3، صص 326 و 327.

[4] .  مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج 1، ص 267.

[5] .  مصطفی عباسی مقدم، نقش اسوه ها در تبلیغ و تربیت، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1381، ص 48.

[6] .  همان، ص 43.

[7] .  نک: علی قائمی، شناخت، هدایت و تربیت، تهران، امیر بهادر، 1378، ص 13.

[8] .  نقش اسوه ها در تبلیغ و تربیت، ص 333.

[9] .  نک: علی اسدی، افکار عمومی و ارتباطات، تهران، سروش، 1371؛ فرامرز رفیع پور، وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش های اجتماعی، تهران، کتاب فرا، 1378.

[10] .  سیطره جهانی، ص 240.

[11] .  همان، ص 289.

[12] .  همان، ص 287.

[13] .  مقاله «تهاجم فرهنگی و الگوی مصرف»، روزنامه سلام، 6/11/1372.

[14] .  احمدعلی قانع، محدودیت های پیام رسانی در قوانین دینی و بشری، قم، بوستان کتاب، 1385، ص 40.

[15] .  نزهت قائم مقامی، مقدمه ای بر جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، ص 36.

[16] .  www.nyoir.com

[17] .  روزنامه خبر جوان، 22/12/1383.

[18] .  www.Bornanews.ir

[19] .  روزنامه همشهری، 22/6/1384.

[20] .  احمدرضا غروی زاد، درآمدی بر تئوری ها و مدل های تغییرات اجتماعی، تهران، جهاد دانشگاهی، 1373، ص 196.

[21] .  لغت نامه دهخدا، ج 12، ص 18115.

[22] .  مقاله «جست وجوی الگوی مصرف مناسب برای خانوار»، اطلاعات، 9 و 16/3/1373.

[23] .  فرامرز رفیع پور، آناتومی جامعه، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1378، بخش 7 و 8.

[24] .  نک: همو، کندوکاوها و نداشته ها، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1380، صص 175 178.

[25] .  دفتر تبلیغات اسلامی شعبه خراسان، پدیده شناسی فقر و توسعه، قم، بوستان کتاب، 1380، ج 2، ص 215.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:58 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

همزمان با آغاز سال جدید، رهبر معظم انقلاب آیت اللّه العظمى خامنه اى سال 88 را سال اصلاح الگوى مصرف اعلام فرمودند که این ابتکار ضرورى در ساختار اقتصاد کشور نقش تعیین کننده دارد. همانگونه که در تنظیم معیشت توده مردم از تأثیر انکارناپذیرى برخوردار است. در همین حال طرح هدفمند کردن یارانه ها در لایحه بودجه 88 از سوى دولت تقدیم مجلس شوراى اسلامى گردید که هر چند بنا به مصلحت اندیشى و ملاحظات نمایندگان در بودجه سال 88 ادغام نگردید ولى همچنان در دستور کمیسیون ویژه و رایزنى نمایندگان و کارشناسان قرار دارد که انتظار است در برنامه پنجم توسعه لحاظ شود و ایده هدفمند کردن یارانه ها که سالها مورد توجه دولتها و مجالس پیشین بوده و شجاعت اقدام آن را نداشتند در این دولت و مجلس بزودى عملیاتى شود.

همانگونه که سهمیه بندى بنزین که بخشى از اصلاح الگوى مصرف است در همین دولت و مجلس به اجرا درآمد که در صورت ادامه آن مى تواند از هدر رفتن این سرمایه ملى جلوگیرى کند.

از آنرو که این مسئله علاوه بر مدیریت اقتصادى کشور که با حمایت عدالت اجتماعى سرو کار دارد، در شرع مقدّس و تعالیم دینى از جایگاه ویژه اى برخوردار است، نخست به توصیه هاى دینى در این مسئله و منع از اسراف و تبذیر نگاهى بیفکنیم و آنگاه مسئله هدفمند کردن یارانه ها و اصلاح الگوى مصرف را با توجه به واقعیت هاى اجتماعى مورد بحث قرار دهیم.

در منابع دینى ما، قرآن و حدیث و سیره مبارکه پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت عصمت علیهم السلام به شیوه بهره ورى از نعمت ها و تضییع نکردن آنها بصورت گسترده تأکید و توصیه شده است که توجه به بخشى از آن در این مجال ضرورى است. از جمله قرآن کریم به موضوع اسراف و تبذیر پرداخته و از آن نهى کرده و آنرا عمل شیطانى نامیده است. همانگونه که استفاده از خوراک پاک را توصیه نموده، از تعدى و تجاوز نهى فرموده است: به عنوان نمونه: «کلوا من طیّبات مارزقناکم ولاتطغوا فیه فیحلّ علیکم غضبى؛از غذاهاى پاک که به شما روزى داده ایم بخورید و از حدّ آن فراتر نروید که مستوجب غضب خداوند گردید.»(سوره طه، آیه 81).

و در آیه دیگر به خوردن و آشامیدن که نیاز طبیعى انسان است فرمان داده از اسرافکارى نهى فرموده است: «یا بنى آدم خذوا زینتکم عند کلّ مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحبّ المسرفین؛اى فرزندان آدم براى هر مسجد (و محل عبادت) که وارد مى شوید از زیور خود برگیرید و بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.»(سوره اعراف، آیه 31). و در ادامه همین آیه کریمه به ردّ و انکار منطق و عمل کسانى که از نعمت هاى خداوندى استفاده نمى کنند و با شیوه ریاضت گرایى خود آن را تحریم مى نمایند پرداخته و مى فرماید: «قل من حرّم زینة اللّه التى اخرج لعباده و الطیبات من الرزق، قل هى للذین آمنوا فى الحیاة الدنیا، خالصة یوم القیامة...؛ بگو چه کسى زیورهایى که خداوند براى بندگان خود آفریده و غذاهاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو اینها در دنیا براى کسانى است که ایمان آورده اند (هر چند دیگران نیز از آن استفاده مى کنند) ولى در آخرت ویژه مؤمنان است.»

(سوره اعراف، آیه 31)

در قرآن کریم آیات دیگرى هست، با این محتوا و مضمون که خداوند نعمت هاى روى زمین را براى بندگان خود پدید آورده که از آن بهره گیرند. هرچند گروه هایى راه افراط و تفریط پیموده اند. گروهى به اسراف و پرخورى روآورده و به تضییع این نعمت ها پرداخته و گروهى دیگر به پندار غلط خود آن را تحریم کرده و به ریاضتهاى نامعقول یا نامشروع رو آورده اند همانند متصوفه که نمونه عملکرد افراطى آنها در تاریخ این فرقه ضبط شده است و حتى با ائمه اطهار بر سر این مسائل به جدال و مناظره مى نشسته اند.

بارى سخن از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر و امساک و تقتیر یعنى خروج از حد اعتدال و تفصیل آن موضوع اصلى این مقال نیست. هدف اصلى بحث صرفه جویى در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر و هدر دادن نعمت هاى خدا است. همان چیزى که در آیات آن را ملاحظه کردیم. به موجب این آیات که با روایات اهلبیت نیز تفسیر و تأیید مى شود دقت در مصرف و کنترل لازم در چگونگى آن به عنوان یک اصل مطرح گردیده است اکنون به پاره اى از روایات این باب نیز بنگریم:

در کافى و تفسیر عیاشى آمده است که امام صادق(ع) خطاب به مردى فرمود: «اتق اللّه و لاتسرف ولاتقتروکن بین ذلک قواما.انّ التبذیر من الاسراف قال اللّه تعالى و لا تبذّر تبذیراً؛ از خدا بترس و اسراف نکن و در خرج کردن بخل نورز بلکه میان این دو راه استوار و اعتدال را برگزین، چه تبذیر از اسراف کارى است.خداى متعال مى فرماید: تبذیر و ولخرجى نکن.» (تفسیر صافى، ذیل آیه شریفه)

در روایت دیگر است که پیامبر اکرم(ص) یکى از یاران به نام سعد را دیدند که وضو مى گرفت. به او فرمود: این اسراف کارى است اى سعد! سعد گفت: مگر در وضو گرفتن هم اسراف وجود دارد؟ فرمود: بلى حتى اگر در کنار نهر جارى باشى. و زیاده مصرف کنى، این اسرافکارى است.(همان مدرک)

و نیز از امام صادق(ع) معنى آیه: «ولاتبذر تبذیراً» را پرسیدند، حضرت فرمود: «من انفق شیئا فى غیر طاعة اللّه فهو مبذر و من انفق فى سبیل اللّه فهو مقتصد؛ کسى که چیزى را در غیر طاعت خداوند خرج کند تبذیر کرده و کسى که در راه خدا خرج کند راه اعتدال پیموده است.» (همان)

و نیز از آن حضرت پرسیدند: آیا در راه حلال نیز تبذیر وجود دارد؟ فرمود: آرى. و نیز در روایت آمده که امام صادق(ع) خرما طلب کرد. یکى از حاضران خورد و هسته خرما را به دور افکند. امام فرمود: «این کار را نکن که این کار از مصادیق تبذیر است و خداوند فساد را دوست ندارد.»(همان)

پیام روایات در الگوى مصرف

از این روایات نکات جالب توجهى بدست مى آید: اسراف کردن در آب حتى براى وضو گرفتن پسندیده نیست. حتى اگر در کنار نهرى باشد. یعنى مسئله کم بود آب نیست، بلکه رعایت الگوى مصرف حتى با فراوانى آب مدّ نظر قرار دارد. مسئله این است که یک مسلمان باید بداند و عادت کند آب را هدر ندهد حتى اگر آب فراوان باشد. بدیهى است که مصرف کردن آب در شرائطى که کمبود آب باشد و تضییع و هدر دادن آن موجب محرومیت دیگران باشد ناپسندتر و گاه حرام است زیرا مسلمان باید به گونه اى عمل کند که از مواهب طبیعت همه بندگان بهره گیرند نه با مصرف گرائى دیگران را محروم کند.

مورد دیگر روایات، دور افکندن هسته خرما است در حالى که هسته خرما مى تواند بذر یک درخت باشد و گاه خوراک براى گرسنگان. در چنین حالتى دور افکندن هسته خرما نوعى فساد است و خداوند فساد را دوست ندارد در اینجا نیز هسته خرما مثال است و هر مورد دیگرى از مواد غذائى یا کشاورزى را شامل مى شود.

همچنین روایات نوع خرج کردن مال را بیان کرده که نباید در راه معصیت و گناه باشد که یکى از مصادیق اسراف و تبذیر و عمل

شیطانى است. در حالیکه مصرف مال در راه خیر و خدمت رسانى از مصادیق اعتدال و اقتصاد به شمار مى آید. بنابراین یک مسلمان مى بایست مصارف مالى خود را به دقت بنگرد و مال را در مسیر صحیح خرج کند.

مشکل اصلى کمبود نیست بلکه بى عدالتى و بد مصرف کردن است

با توجه به موارد یاد شده که بخش کوچکى از تعالیم اسلامى در باب صرفه جویى و مصرف صحیح و تقدیر معیشت و هزینه مال و استفاده از مواهب الهى است به ما مى آموزد که در کلیه موارد زندگى از آب و نان گرفته تا سوخت و برق و گاز و غیره الگوى مصرف را اصلاح کنیم. نکته مهم در این است که در جهانى که آدمیان زندگى مى کنند آفریدگار جهان و انسان، بالفعل و بالقوه همه امکانات را قرار داده و اگر از این امکانات و استعدادها به درستى استفاده شود در هیچ نقطه اى از کره خاک محروم و گرسنه اى وجود نخواهد داشت.

فقر و تبعیض از آنجا پدید مى آید که نعمت هاى روى زمین و ذخائر درون زمین از یک سو غیر عادلانه توزیع مى شود و از سوى دیگر بى مورد هدر مى رود که این دو در بحث عدالت اجتماعى مى بایست مورد توجه قرار گیرد.

در اینجا بى تناسب نیست به بخشى از موارد اسراف و تبذیر در کشورمان بنگریم تا عامل نابسامانى هاى اقتصادى در بخش تولید و مصرف بازشناخته شود و آنگاه ضرورت جدى گرفتن اصلاح الگوى مصرف و هدفمند کردن یارانه ها بهتر ملموس خواهد شد و اینکه مى بایست براى عدالت اجتماعى به یک تحوّل جدى و گسترده رو آوریم و اقتصاد خود را بازسازى کنیم که مشکل اصلى ما کمبود نیست بلکه بد مصرف کردن و سامانه درست نداشتن است. کشور ایران که در یکى از مناطق زرخیز جهان و در شرائط جغرافیایى حساس و آب و هواى معتدل قرار دارد، به ضمیمه استعدادهاى برتر انسانى مى تواند الگوئى شایسته براى دیگر مردم جهان باشد به شرط آنکه اصول عدالت و تولید و مصرف در مدیریت کشور مورد توجه قرار گیرد و اجرایى شود.

مدیریت آب و نان

یکى از مسائل ما کمبود آب است که گاه با خشکسالى نیز همراه شده و تبعات نامطلوبى ببار مى آورد ولى هرگاه مسئله آب را به درستى مدیریت کنیم خواهیم توانست در رفع این مشکل پیروز آییم. منابع آبى در سراسر کشور اسلامى ما وجود دارد که اگر با سیاستهاى علمى و عملى مدیریت شود و با ایجاد سد و آبخیزدارى این آبها مهار و هدایت گردد دیگر کمبود آب رنج دهنده نخواهد بود. در مسئله کشاورزى روش هاى سنتى پاسخگو نیست و مى بایست از روش هاى مدرن بارانى و قطره اى بهره گرفت آنگاه خواهیم دید بهره ورى از آب به ده برابر وضع موجود ارتقا خواهد یافت. سرمایه گذارى در این پروژه از اهم وظائف جهاد کشاورزى و مدیریت آب است. اصلاح الگوى مصرف آب یک بخش آن به مدیران آب و کشاورزى و صنعت مربوط مى شود و بخش دیگر آن به صرفه جوئى که وظیفه آحاد مردم است که این عطیه بزرگ الهى و مایه حیات را هدر ندهند. این در حالى است که مى بینیم مردم ما در مصرف آب خصوصاً در آب تصفیه شده مخصوص شرب توجه به این صرفه جویى ندارند و آب آشامیدنى را که با هزینه هاى سنگین فراهم شده در مواردى چون شستشوى ماشین و حیات و مغازه و ساخت و ساز و غیره هدر مى دهند در حالیکه شهرداریها مى بایست جواز ساختمان را مشروط به فراهم کردن تانکر آب ساختمانى کنند و اجازه ندهند آب شرب در کار بنایى و ساختمان سازى صرف شود. موارد از این قبیل فراوان است .

به مردم باید آموخت که شیر آب را در مصارف زندگى چون آبدارخانه و آشپزخانه و حتى غسل و وضو و لباسشوئى آنگونه رها نسازند که آب بدون مصرف صحیح به فاضلاب سرازیر شود در حالیکه صدها روستا در مناطق کشور هستند که آب آشامیدنى آنها با تانکر حمل مى شود و از کمبود آب رنج مى برند. در مسئله آب سخن فراوان است که در اینجا به پاره اى موارد اشاره شد.

مسئله نان بیش از این مشکل دارد. در حالیکه آرد دولتى به قیمت کیلویى 75 ریال به نانوایى داده مى شود. و این مبلغ تنها کرایه حمل و نقل است نه ارزش آرد و هر کیلو آرد دست کم براى دولت پنج هزار ریال تمام مى شود که به مصرف کننده به 75 ریال داده مى شود و این همان یارانه اى است که سالانه براى ایرانیان پرداخته مى شود. چهار هزار میلیارد تومان رقم کوچکى نیست که براى یارانه نان در بودجه سالانه لحاظ مى شود. این در حالى است که یک سوم نان و میلیون ها تن نان عرضه شده مانند ضایعات دیگر دور ریخته مى شود که این کفران نعمت و از مصادیق بارز اسراف و تبذیر و خسارت عظیمى است که متأسفانه همه سال اتفاق مى افتد در حالى که در حال حاضر به دلیل خشکسالى ما از خارج گندم وارد مى کنیم و بهاى کلان آن را و یارانه اش را مى پردازیم...خوب، راه چاره چیست؟ راه چاره مدیریت نان و تدبیر وزارت بازرگانى و غله در این میدان است.

که از یکسو به پخت نان بستگى دارد که باید نظارت شود و از عرضه نان نامرغوب و خمیر و سوخته جلوگیرى شود. به نانوایى ها آرد داده مى شود که نان مرغوب عرضه کنند نه اینکه بخشى از آرد دولتى را به قیمت آزاد بفروشند و بخش دیگر را در فرایند تولید ضایع کنند! اینجا یک مدیریت قوى و قاطع و جدى لازم است که بر تولید و عرضه نان نظارت کند. از سوى دیگر، مصارف خانگى است که متأسفانه الگوى درستى ندارد. در بیشتر خانه ها نیمى از نان خریدارى شده هدر مى رود یا به دلیل پخت بد و نا مناسب و یا به دلیل سوء مصرف در خانه ها. کمتر خانه اى است که هر هفته یک کیسه پلاستیک نان خشک یا کپک زده دورریخته نشود و با کفران نعمت در ردیف اشیاء دور ریز درنیاید. در حالیکه اگر نان با پخت مطلوب عرضه گردد و مردم در مصرف دقت کنند مصرف گندم به نیمى از آنچه که هست کاهش خواهد یافت. نکته دیگر ارزان بودن نان است که امروزه در حقیقت رایگان داده مى شود. وقتى نان ارزان باشد و پخت آن نامطلوب، دور ریختن آن طبیعى است که براى این مشکل باید چاره اندیشى کرد چه از نظر تولید و پخت آن و چه از

نظر مصرف خانه ها و رستوران ها و غیره. در این میان فرهنگ سازى و آگاهى دادن به مردم نقش اساسى دارد که رسانه ها و مبلغان و نویسندگان باید عهده دار آن شوند.

روایات و مصرف نان

روایات ما در این باب گنجینه ارزشمندى است که در صدر مقال به پاره اى از آن اشاره شد در اینجا به یک روایت دیگر از سیره مبارکه حضرت امام حسین(ع) در باب نان و مصرف آن بنگریم. روزى آن حضرت از کوچه اى عبور مى کردند. قطعه نانى بر زمین افتاده بود حضرت آنرا برداشت و به دست غلامش داد که آن را نگهدارى کند. ساعتى گذشت و امام از غلام خود خواست که آن قطعه نان را بیاورد. غلام گفت: آن را خوردم. حضرت فرمود اگر نمى خوردى آن را با آب شستشو مى کردم و مى خوردم.

این روایت را مقایسه کنید با آنچه در مصرف نان در جامعه مى گذرد آنگاه ببینید جزاى این کفران نعمت آیا نباید محرومیت از نعمت باشد؟ که قرآن فرمود: «لان شکرتم لازیدنّکم ولان کفرتم انّ عذابى لشدید». تضییع نعمت ها از قبیل نان، برنج، گوشت و سایر مواد غذائى متأسفانه در زندگى روزمرّه ما عادى شده است و توجه نداریم که این عمل مسرفانه به بیان امام صادق در روایت پیشین از مصادیق افساد است. این اسرافکارى را در خانه ها، رستوران ها، تالارهاى مجالس عقد و عروسى و عزا و حتى افطارى ها و مجالس دینى مى بینیم که غذاها در بشقاب ها مى ماند و در کیسه هاى زباله ریخته مى شود در حالیکه گرسنگانى هستند که در محلات فقیر نشین شهر و روستا به لقمه اى از آن نیاز دارند و در ماه یک کیلو برنج و گوشت نمى توانند به خانه خود ببرند مجازات این اسراف و تبذیر چیست؟ همان زوال نعمت و خراب شدن وضع کشاورزى و دامدارى و گرانى ارزاق عمومى است که ملاحظه مى کنیم...

موارد دیگرى از لجام گسیختگى مصرف در سایر امور زندگى و مایحتاج عمومى وجود دارد از قبیل برق، گاز، بنزین، تلفن و لباس و خرج و برج ها و همایش ها و سفرهاى خارجى و غیره که پرداختن به آنها و ارائه آمار اسرافکارى و مصرف بى رویه در آنها را به مقال دیگرى موکوم مى کنیم که اصلاح الگوى مصرف را فورى و ضرورى مى سازد و رهبرى مآل اندیش نظام را بر آن داشته که مسؤولین امر را توجه دهند، این مسؤولیت سخت متوجه دستگاه هاى دولتى است و سپس عموم مردم و هم فرهنگ سازى مى خواهد و هم برنامه ریزى و کنترل و نظارت که امید است از شعار و لفّاظى فراتر رفته و به مرحله عمل درآید. آنگاه خواهیم دید چه تحوّلى در کشور پدید خواهد آمد تحوّلى که مى تواند براى دیگر کشورها الگو و سرمشق باشد. و اعتقاد ما بر این است که این کار شدنى است و عزم جدى و پشتکار لازم را مى طلبد که خوشبختانه همه دستگاه ها فرمان رهبرى نظام را دریافت کرده و در ساز و کار برنامه ریزى هستند و براى همه آنها و عموم مردم مان آرزوى موفقیت در همه عرصه ها را داریم «این بحث با توجه به لایحه دولت و هدفمند کردن یارانه ها و تصمیمات مجلس شوراى اسلامى ادامه دارد.»

موسیقى (یا موسیقیا) واژه اى یونانى است که در اصطلاح و فرهنگ لغت معادل مفهوم غن دانسته شده است و در چند معنا به کار مى رود:

1 موسیقى طبیعى، اصوات و نغمه هاى موزون و متناسب که از طبیعت برخى اشیاء و یا از حنجره پرندگان شنیده مى شود، مانند صداى دلنواز ریزش آبشارها، آواى روح پرور بلبل، قمرى و عندلیب، ترانه دلرباى کبک و هزار دستان، نواى نغز پرندگان دیگر، نغمه مسرّت بخش جویبارها، صداى فرح بخش شاخه هاى درختان به هنگام وزش باد، این اصوات و آهنگ ها نه تنها مصون از صدمه و آسیب و زیان است بلکه نیروى فکر و تعقّل را زیاد مى کند و خستگى هاى دماغى را نیست و نابود مى سازند و انسان را خوشحال و با نشاط و سرحال مى نمایند.

2 موسیقى غیر طبیعى که دو مصداق دارد، یکى آواز خوشى که از حنجره آدمى بیرون مى آید، دیگرى صدایى که از نواختن آلات موسیقى تولید مى شود.

موسیقى مصنوعى: آهنگ هاى مصنوعى است که دست بشر آن را به وجود مى آورد و به وسیله وسائلى از قبیل ویولن، ترومپت، گیتار، تار، سنتور و غیره ایجاد مى شود، اصواتى که توسط این آلات به وجود مى آیند گاهى انسان را راهى وادى حزن و اندوه مى کند، و زمانى بحدّ افراط غریق نشاط مى سازد.(1)

ولى این دو واژه در حوزه مفاهیم دینى با یکدیگر تفاوت دارند، غن از دیدگاه فقه عبارت است از: آوازى که از حنجره آدمى بیرون مى آید و در گلو چرخانده (چهچهه) و در شنونده سرور و وجد ایجاد مى کند و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى است. اما موسیقى به صوت و آهنگى گفته مى شود که از آلات موسیقى پدید آید، بنابراین بین موسیقى اصطلاحى و موسیقى فقهى، عموم و خصوص مطلق است: موسیقى اصطلاحى عام و گسترده است و شامل موسیقى فقهى نیز مى گردد، ولى موسیقى فقهى خاص است و به بخشى از موسیقى اصطلاحى اختصاص مى یابد.(2)

این سخن در غنا نیز صادق است و نسبت یاد شده در آن جارى است.(3)

قابل ذکر است واژه موسیقى (یا موسیقیا) در متون دینى به چشم نمى خورد ولى به جاى آن واژه هاى غنا، لهو،ملاهى و مصادیق آلات موسیقى، مانند: دف، مزمار(نى و فلوت) مغرف (تار) عود، طبل، تنبور و مانند آن به کار رفته است.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:55 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

نظر به اهمیت جدی موضوع استراتژیک «روش کارآمد تخصیص منابع در جهت تحقق عدالت اجتماعی در کشور» و به منظور بررسی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن، با هدف نیل به نظر اجماعی در این خصوص و درچارچوب تحقق بخشی به برنامه چشم انداز بیست ساله کشور، کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی، دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) و وزارت بازرگانی سلسله نشست های علمی کاربردی را به عنوان «همایش اقتصاد یارانه» با دعوت از صاحبنظران اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور به منظور تهیه « طرح نقدی کردن یارانه ها» برگزار کردند.

بیان مسأله

یکی از عمده ترین مشکلات اقتصاد ایران دو گانگی قیمت برخی از کالاها است که دارای دو قیمت آزاد و دولتی هستند. برخی از این کالاها مثل کالاهای اساسی و حامل های انرژی مشمول یارانه می باشند, اما برخی دیگر مثل خودروها و کالاهای پتروشیمی نظیر قیر، مواد شیمیایی، پلاستیک و ... که به «کالاهای اداره شده» معروفند منشأ بسیاری از مفاسد و رانت های اقتصادی هستند. (کافی است چند دستگاه کامیون از سهم دولتی به سهم آزاد تغییر داده شود تا رانت بالایی را نصیب دارنده این امتیاز سازد). دو گانگی قیمت این کالاها مشکلات عدیده ای را از جمله عدم تخصیص کارآمد، افزایش مصرف، افزایش در اتلاف منابع، قاچاق و بروز مفاسد اقتصادی در اقتصاد ایران ایجاد می کند، درعین حال یارانه ها نیز در این موارد به صورت هدفمند به مصرف کنندگان پرداخت نمی شود. بسیاری از یارانه ها از قبیل یارانه بنزین عمدتا شامل مصرف کنندگانی می شود که صاحب خودرو هستند و بقیه مردم از یارانه ه سهم چندانی ندارند.

از 27 تا 30 هزار میلیارد ریال یارانه کالاهای اساسی حدود 75 درصد مربوط به یارانه نان است و 25 درصد بقیه به اقلام دیگر نظیر برنج، روغن، دارو و شکر مربوط است. درخصوص حامل های انرژی با در نظر گرفن قیمت فوب در خلیج فارس ما به التفاوت قیمت داخلی از این قیمت به عنوان یارانه حامل های انرژی شناخته می شود. میزان این مابه التفاوت در سال 1383 حدود4/10 تریلیون تومان بوده است.

اختصاص مبالغ کلانی از بودجه دولت به یارانه ها نه تنها باعث از دست رفتن فرصت های مفید و ضروری می شود، بلکه باعث اتلاف منابع و استفاده ناکارآمد از آنها می شود. برای مثال ضایعات گندم در حدود 25 درصد است و لذا حدود 1/3 میلیون هکتار از محصول اراضی مستعد کشور (در حدود 5/1 میلیون هکتار) ضایع می شود.

طرح نقدی کردن یارانه ها:

یارانه, سهم قابل توجهی از بودجه های تورمی سالانه را به خود اختصاص می دهد و در عین حال گروه های مستحقق را در موارد زیادی هدف قرار نمی دهد, اما در عین حال باعث تخصیص ناکارآمد و اتلاف منابع می شود. برای مثال، باوجود اینکه فاصله قیمت 800 الی 2000 ریال قیمت بنزین به عنوان یارانه محسوب می شود, اما گروه های کم درآمد عمدتاً سهمی از این یارانه ندارند. در حالی که در نتیجه فروش ارزان بنزین و استفاده نا به جا از خودروها، شهری چون تهران به پارکینگ بزرگ خودروها تبدیل می شود.

«طرح نقدی کردن یارانه ها» با این هدف در حال تهیه است که ضمن تداوم یارانه های دارای توجیه, در عین حال مشکلات و آثار منفی تخصیص یارانه نظیر تخصیص ناکارآمد منابع و تشدید قاچاق و مفاسد اقتصادی از میان برداشته شود. البته قبل از همه لازم است باور عمومی درخصوص اجرای طرح به وجود آید و زمینه های لازم برای رفع نگرانی عمومی از مشکلات اجرایی آن مهیا شود و همین طور نگرانی موجود نسبت به تداوم یارانه ها نیز باید جدی گرفته شود. با توجه به این بحث و به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اجرای این طرح و کاهش هزینه های اجتماعی آن سلسله نشست های علمی کاربردی با عنوان «همایش اقتصاد یارانه» در محل دانشگاه امام صادق (علیه السلام) برگزار می شد.

فرضیه اصلی

کلیه یارانه های موجود در نظام تخصیص نقدی یارانه ها در مورد کالاهای اساسی و حامل های انرژی کماکان به مصرف کنندگان پرداخت می شود, ولی به جای نظام کالا برگ در کالاهای اساسی، و یا اعمال قیمت پایین تر نسبت به قیمت مرزی در مورد آرد و یا حامل های انرژی، در این روش جدید سعی می شود یارانه موجود به صورت عادلانه و براساس تعداد افراد خانوار به صورت نقدی به مصرف کنندگان پرداخت شود و دولت در این رابطه هیچ گونه صرف جویی مالی نداشته و تنها به رفع مشکلات موجود از جمله اصلاح نظام تخصیص منابع، و جلوگیری از قاچاق خواهد پرداخت.

سؤالات و زمینه های اصلی بحث

1- تشریح ابعاد ناکارآیی نظام فعلی یارانه ها در مورد کالاهای اساسی و حامل های انرژی از قبیل: غیر هدفمند بودن، مصرف بالا، هدر رفتن منابع، قاچاق و ...

2- نقدی کردن یارانه ها تا چه حد بر افزایش عمومی قیمت ها کمک می کند؟ اثرات مستقیم و غیر مستقیم تورمی این اقدام چیست؟ اثر این اقدام در افزایش هزینه دهک های مختلف جمعیتی چقدراست؟

3- پرداخت های ناشی از طرح نقدی کردن یارانه ها درآمد هر یک از دهک های مختلف جمعیتی را چند درصد متأثر می کند؟

4- تغییرات قدرت خرید دهک های مختلف جمعیتی با توجه به دریافت ناشی از طرح نقدی کردن یارانه ها و همین طور افزایش هزینه مربوط به سبد مصرفی آنان چقدر است؟

5- کارآمد ترین شیوه اجرای طرح نقدی کردن یارانه ها چیست؟

1-5-بررسی شیوه های مختلف اجرای طرح

2-5-روش های ایجاد اطمینان در افکار عمومی نسبت به تداوم اجرای طرح

3-5-روش های جلوگیری از کاهش مصرف کالاهای اساسی و جلوگیری از افزایش مصرف کالای لوکس بعد از اجرای طرح

4-5-روشهای جلوگیری از آثار نامطلوب مثل گرایش به افزایش جمعیت بعد از اجرای طرح

5-5-در مورد کدامیک از کالاهای یارانه ای موجود، پرداخت نقدی یارانه دارای توجیه کافی نیست؟

6-5-روشهای توجیه افکار عمومی نسبت به ضرورت اجرای طرح.

6-بررسی آثار اجرای طرح

1-6- میزان کاهش در مصرف کالاهای یارانه ای

2-6-میزان کاهش در قاچاق

3-6-میزان کاهش در اتلاف منابع

4-6-بررس آثار زیست محیطی نقدی کردن یارانه حامل های انرژی

دکتر شیبانی:

بدون تردید پرداخت یارانه ها آسیب پذیری خاصی را به کشور تحمیل کرده است. یارانه پنهان و آشکار, سالانه حداقل 16 میلیارد دلار هزینه در برداشته است که این رقم برای هر اقتصاددانی نگرانی ایجاد می کند. فعلاً دولت ها با حساب ذخیره نفتی مسأله را حل می کنند, اما سرانجام روزی می رسد که بهمن یارانه ها فرو می ریزد. برای اصلاح یارانه ها سه نکته را همواره باید مد نظر قرار داد: نخست اینکه هیچ دولتی نمی تواند این حجم یارانه را پرداخت کند. دوم اینکه یک عده حتماً باید بگیرند و سوم اینکه یک عده نباید بگیرند. انجام این کار یک حسن بزرگ خواهد داشت که اگر یک عده یارانه نگیرند و یک عده بگیرند، می توانید به آن عده که لازم است به قدر کافی بدهید نه اینکه یک عده را همیشه زخمی کنید و اصلاً معلوم نباشد چقدر پرداخت می کنید. نکته دیگر اینکه در اقتصاد لازم نیست همه کالاها مورد حمایت قرار گیرند. اگر آثار پرداختی یارانه ها را در سطح کلان مورد بررسی قرار دهیم درمی یابیم که این روند سبب تشدید اختلاف طبقاتی و مصرف بی رویه می شود که این حتی با معیارهای عدالت نیز سازگاری ندارد. الآن درخصوص بنزین, وضع بسیار ناعادلانه است و اقشار بالای جامعه 20 برابر اقشار پایین بنزین مصرف می کنند. آیا گازوئیل را به کسی که می خواهد آب استخرش را در زمستان گرم کند باید به همان قیمتی داد که فردی می خواهد خانه اش را گرم کنید؟ این وضع درست نیست و یک بار برای همیشه باید آن را معالجه کرد.

دکتر دانش جعفری: در حال حاضر یارانه ها برای آن هدفی که نظام یا قانونگذار به دنبال آن بوده به کار نمی رود. شاید بهترین نوع یارانه ای که موجود است یارانه نان است که از 3000 میلیارد تومان یارانه کالاهای اساسی حدود 75 درصد آن را به خود اختصاص داده است. این یارانه به طور مستقیم در اختیار مصرف کننده قرار می گیرد و در عین حال هیچ محدودیتی ندارد و هر کس می تواند از این نان با قیمت ارزان استفاده کند. اما در ارتباط با برخی موارد دیگر که با اغماض می توان گفت در محدوده کالاهای یارانه ای هستند نحوه استفاده فقرا و ثروتمندان متفاوت است. روشن است که دهک های بالای درآمدی بیشترین مصرف بنزین را دارند در حالی که دولت می تواند این بنزین را حداقل برای آن بخش که از خارج وارد می کند به قیمت ارزان در اختیار خود محرومین قرار دهد و وضعیت زندگی و هزینه های آنها را ترمیم کند. این پرداخت های یارانه ای مشکلاتی را در زمینه مصرف انرژی ایجاد کرده است. طبق بررسی های صورت گرفته مصرف انرژی صنایع سیمان ایران حدود 35 درصد بالاتر از نُرم های جهانی است یا در صنایع فولاد مصرف انرژی 58 درصد بیشتر از مصرف کارخانه های مشابه در ژاپن است یا مثلاً مصرف خودروهای داخلی ما 37 درصد نسبت به خودروهای مشابه بالاتر است که این امر نشان دهنده ناکارایی سیستم قیمت گذاری انرژی است. البته چالش هایی نیز در این بین وجود دارد, از جمله اینکه میزان افزایش قیمت ها چقدر است؟ آیا با استفاده از جدول داده ستانده می توان این افزایش قیمت ها را در مورد کالاهای مختلف محاسبه کرد؟ آیا منابعی که در طرح نقدی کردن یارانه ها نقد می شود به اندازه ای است که بتواند افزایش سطح قیمت ها را برای دهکهای حمایتی جبران کند؟ آیا با توجه به خاطراتی که مردم در ذهن دارند این اطمینان شکل خواهد گرفت که دولت قصد درآمدزایی ندارد؟

دکتر سبحانی:

فرضیه ای که میخواهم در این قسمت مطرح کنم این است که حامل های انرژی در کشور ما یارانه ندارند. یک میلیون و ششصد هزار بشکه نفت که شرکت ملی نفت ایران از چاه های نفت استخراج میکند به صورت رایگان تحویل پالایشگهها میشود، هزینه این عملیات را که شامل استخراج و حمل و نقل و پالایش است، میتوان حداکثر چهار دلار برای هر بشکه نفت منظور کرد. هر بشکه حدود 159 لیتر است که از آن حدود 150 لیتر فراورده بدست میآید. اگر آن 4 دلار را تقسیم بر 150 لیتر کنیم هر لیتر 4 سنت میشود. حال اگر قیمت دلار را 880 تومان در نظر بگیریم هر سنت 88 ریال میشود و لذا هزینه تمام شده بنزین برای تولید کننده 35 تومان میشود. 15 تومان هم مالیات و عوارض به آن بسته میشود. بنابراین چه بنزین را 180 تومان و چه 65 تومان حساب کنیم، این نتیجه بدست میآید که برای بنزین و فرآوردههای جانبی آن اصولاً یارنهای پرداخت نمیشود.

مبلغ 10 تا 12 هزار میلیارد تومان یارانه ای که ادعا میشود واقعاً وجود خارجی ندارد. بایدتوجه کرد که چنین پولی برای توزیع مستقیم بین مردم در هیچ بخشی از بودجه دولت وجود ندارد.

نظر دیگری که در این بین مطرح است اینکه قیمت حاملهای انرژی را براساس قیمت در بندر آزاد تعیین کنیم. مسأله مهم اینجاست که قیمت هر کالا یا نهادهای متأثر از مؤلفه های مختلفی است که بر عرضه و تقاضای آن کالا در درون یک جغرافیا تأثیر میگذارد. آیا این به لحاظ منطقی قابل دفاع است که قیمت عرضه و تقاضا درون اقتصاد یک مملکت از خارج به آن اقتصاد تزریق شود؟ سخن دیگر اینکه در کشور مرتباً سخن از قیمت واقعی حامل های انرژی است. قیمت واقعی در یک اقتصاد، توسط عرضه و تقاضا مشخص میشود.در حالی که در ایران شرکت ملی نفت یا شرکت پخش و پالایش تولید کننده و توزیع کننده انحصاری این فراوردهها است. بنابراین بازار غیر رقابتی و انحصاری است. در بازار انحصاری هم تولید کننده با درجات مختلف، بسته به نوع کالا میتواند اعمال سلطه کند.

دکتر توکلی:

پرداخت یارانه به نظر بنده،چه مستقیم چه غیر مستقیم، چه به صورت نقدی و چه غیر نقدی (جنسی)، عقلاً وشرعاً باید به اهلش صورت بگیرد. چنانچه به غیر اهل، زکات یا خمس دهیم بری الذمه نمیشویم. از نظر عقلی هم در تمام جهان جاهایی سیستم های یارانه دهی موفق است که یارانه مشخص به آدم های مشخص و شناسنمهدار میدهند.

در اقتصاد کلاسیک اساساً یارانه وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، برای عدالت خواهی نیست. چون هدف اقتصاد نئوکلاسیک حداکثر کردن کارایی یعنی دستیابی به نقطه بهینة پارتو است. بهینة پارتو هم حالتی است که عوامل تولید به بهترین نحو تخصیص داده میشوند، کلمة بهترین یعنی اینکه سود به حداکثر میرسد و محصولات تولید شده به مصرف کنندگان تخصیص داده می شود و اینجا هم کلمة بهترین، یعنی اینکه مطلوبیت کل تولید اضافه میشود. تولید فقط به یک گروه خاصی برسد و یا بین گروههای اجتماعی کاملاً مساوی تقسیم شود. برای رسیدن به نقطة بهینة پارتو قیمت را تنها بازار کارآمد تعریف میکنند و هر گونه مداخلة دولت را در این سیستم ممنوع میدانند. چون میگویند مداخلة دولت باعث میشود که قیمت ها از حالت تعادلی آزادخود منحرف شوند و سیستم از نقطة بهینة خود دور شود. به عبارت دیگر کارآیی سیستم را کاهش میدهد. به همین دلیل میگویند چون دادن یارانه ها، پیام رسانی قیمت ها را مخدوش میکند، قیمت ها منحرف شده و آن کارکردی که از آن قیمت انتظار میرود که بهترین تخصیص عوامل و کالا و محصول اتفاق افتد، اتفاق نمیافتد. در نتیجه با یارانه دادن علی الاصول مخالف هستند.

دکتر عیوضلو:

از لحاظ اسلامی، در شرایطی که مالکیت ها عمومی و همگانی باشد، یعنی مالکیت به فرد خاصی تعلق نگیرد، در آن صورت معیار عدالت، حق برخورداری برابر است. آنجا که مالکیت ها خصوصی باشد، معیار عدالت، شایستگی است که ارزش افزوده حقیقی تعیین کننده آن هست. افراد از تولید ملی به آن اندازه سهم دارند که تولید کردهاند، به عنوان مثال یک کشاورز وقتی سیب را میکارد، کل این سیب بنا به تعریف متعلق به کشاورز است. «الزرع للزارع» ارزش افزوده آن سیب هم مال همان کشاورز است. حال، بقیه باید سهم خودشان را جداگانه بر اساس توافق ببرند؛ ولی اصل واساس آن است که کل سیب وارزش افزوده اش برای کشاورز باشد. ولی متأسفانه ما میرویم سیب را از کشاورز به قیمت 50 تومان میخریم و میآوریم به قیمت 600 تومان میفروشیم. اسم آن را هم ارزش افزوده میگذاریم. این ارزش افزوده حق نیست. 550 تومان نصیب کسی میشود که این انتقال را ایجاد میکند که کاملاً غلط است. اینجاست که او مجبور است مهاجرت کند، چون ارزش افزوده به او نمیرسد. به نظر من در یک حکومت اسلامی به شرطی میتوانیم به وزارت جهاد کشاورزی یا هر نهاد دولتی دیگر بودجه بدهیم که بتواند کاری اثربخش انجام داده باشد. بتواند این 50 تومان را آن جایی که کشاورز آن را تولید کرده منتقل کند به جایی که مصرف کننده وجود دارد. وسایل حمل و نقل عمومی بگذارد به نحوی وسایلی در اختیار کشاورز بگذارد که وی بتواند این نقل و انتقال را انجام بدهد.

دکتر پوریان:

ما باید سیستمی داشته باشیم که قیمت ها را درست تعیین کند. بعد از اینکه نظام قیمت های صحیحی به وجود آمد، بررسی کنیم که به چه کسی یارانه بدهیم. طبیعتاً باید عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی همزمان صورت بگیرد. این توازن مسائل اقتصادی و سیاسی باید با هم جلو برود. دلیل انحراف قیمت ها این است که ما آنچنان که باید بازار نداریم و اجماع بازار وجود ندارد. برای اینکه شورایی و کمیته ای تصمیم میگیریم.حال آن که در اقتصاد صحیح نیست که به صورت شورایی و کمیته ای تصمیم گیری شود. مسأله دیگر اینکه وجود تورم که از عدم انضباط پولی و مالی دولت سرچشمه میگیرد، وضعیت انحراف قیمت ها را بدتر کرده است.وجود تورم میتواند قراردادهای بین افراد و قواعد بازی را به هم بزند. انحراف قیمت ها به نظر بنده پاشنة آشیل اقتصاد ما است و ضربة بسیار بزرگی به نظام اقتصاد وارد کرده است. نظام قیمت ها هستة اصلی هر اقتصادی است.

اقتصاد، مثل منظومهای است که هستة اولیة آن قیمت هاست که رفتارها را تبیین میکند. بنابر این مخدوش کردن و بر هم زدن نظام قیمتی تحت هر بهانه ای نابجاست. من عرض میکنم که در یک نظام حتماً عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی باید به طور موزون پیش برود. ما باید بدانیم سیستم قیمتی اصولاً چیست، بعد بررسی کنیم که یارانه ها را به چه کسی باید پرداخت کنیم و چگونه؟

دکتر عسکری آزاد:

در حال حاضر سهم دهک دهم درآمدی جامعه ده درصد پردرآمدترین اقشار جامعه از یارانه ها میباشد. در مورد بنزین، گازوئیل، برق، نفت سفید، گاز و دارو و قند وشکر به ترتیب معادل 33%،33%،17%،8/9%،17%،18%،12%، از یارانه ها را دهک اول مصرف میکند، در حالی که دهک دهم یعنی کم درآمدترین اقشار به ترتیب 8/0%،1%،9/3%،2/5%،7/3%،4% و 5/6% از این اقلام را مصرف میکنند. ما در توزیع درآمدمان در وضعیت مناسبی قرار نداریم، یعنی حتی کشورهایی که اصولاً اقتصادشان سرمایه داری است و شعار عدالت اجتماعی هم نمیدهند، توزیع درآمدشان از این نظر واز لحاظ شاخص ها بهتر از ماست. در بین کشورهای اروپائی انگلستان بدترین وضعیت توزیع درآمد را دارد که بین دهک بالا و پائین 9/9 برابر فاصله است. این تفاوت در ایران بین مناطق روستائی 20 برابر و در مناطق شهری 15 برابر است که این در واقع در رابطه با میزان درآمد گروه های مختلف نشانگر توزیع ناعادلانه است. این مسأله تأثیرات منفی روش غیر مستقیم را بیشتر میکند. توزیع درآمدها در 10 دهک و روندآن در سال های مختلف و مناطق روستایی نشان می دهد: نسبت مالکیت خودرو در بین دهک های مختلف اینگونه است که 10% بالای 36% خودرو به خودش اختصاص داده ولی سهم 10% پائین نیم درصد است. در واقع 72 برابر تفاوت وجود دارد. این در واقع توزیع مصرف بنزین رانشان میدهد که از بودجه خانوار محاسبه میشود.

دکتر کمیجانی:

اگر ارزش دلاری یارانه ها را با فرض اینکه قیمت دلار 8800 ریال است محاسبه کنیم، به رقم 1/7 میلیارد دلار دست پیدا میکنیم که این میزان 7/13 درصد ارزش تولیدناخالص ملی را شامل میشود. حل این مسأله یک عزم جدی را در سطوح مختلف دولت و مجلس و نهادهای مختلف ذیربط طلب میکند که بطور تکلیفی و در یک زمان بندی مشخص تعریف شده، اصلاحات لازم راانجام دهند. در سال 83 باز هم شاهد افزایش ارقام بودیم، قیمت حامل های انرژی در سطح جهان بالا رفته، میزان مصرف به دلیل ارزان بودن حاملها رشد داشته؛ تکنولوژی کشور نیز نسبت به سال گذشته بهبود نیافته است و لذا به لحاظ مقادیر و قیمت ها باید شاهد عملکردی فراتر از 104 هزار میلیارد ریال باشیم. در سال گذشته رقم در نظر گرفته شده 103 میلیارد ریال بود، در حالی که عملکرد به 117 هزار میلیارد رسید. فقط برای واردات 20 درصد از مصرف بنزین 3/1 میلیارد دلار بودجه درخواست شده بود که به دلیل عدم صدور مجوز لازم ممکن است روند کنونی عرضه بنزین دچار اختلال بشود. در سال جاری به دلیل افزایش قیمت ها که ناشی از دو برابر شدن قیمت نفت در بازارهای جهانی است، باید منابع بیشتری را صرف واردات بنزین کنیم.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:54 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

این روزها مسئله خشکسالى و گرانى و تورّم بویژه در بخش مسکن و مواد غذایى نقل مجالس و محافل و دغدغه مردم بویژه اقشار کم درآمد و آسیب پذیر جامعه شده است.

بررسى این پدیده اقتصادى نامطلوب و ریشه یابى علل و عوامل آن سیاستگذارى جهت عبور از این مقطع دشوار و چاره جویى آن در شرایط موجود یکى از وظائف مسؤولان بویژه مسؤولان کشاورزى و بازرگانى و اقتصادى و بانکى و نخستین مسؤولیت مجلس و دولت و قوه قضائیه در شرایط کنونى است تا ساز و کارهاى مناسب را براى حل این مشکل تدارک ببینند و توطئه هاى دشمنان خارجى و عوامل مافیایى داخلى را شناسایى کرده و راه کارهاى عملى خنثى سازى این توطئه ها را به بررسى نهند و هرچه سریع تر این موج سهمگین را که تهدیدى علیه ارزشها و اعتمادها شده است بشکنند و در این میان فرهنگ سازى براى الگوى مصرف و توجیه منطقى و ارائه راه کارهاى مناسب از مسؤولیتهاى رسانه ها و صدا و سیما و وسائل ارتباط جمعى است تا از این پدیده توجیه معقول داشته باشند و آحاد جامعه و خانوده ها را آموزش دهند که چگونه در شرائط فعلى مصرف کنند و چگونه به فکر یکدیگر باشند و از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر بپرهیزند و اجازه ندهند محرومان جامعه زیر چرخهاى شکننده تبعیض و بى عدالتى خرد شوند. بویژه روستائیان، کشاورزان، اقشار کم درآمد و آنانکه با پایه حقوقى پایین باید در این شرایط پر آشوب ادامه حیات دهند.

در یک سخن، قواى سه گانه، مسؤولان اجرایى، رسانه هاى خبرى و فرهنگى و آحاد ملت مى بایست مانند زمان جنگ دست به دست یکدیگر داده و در این شرائط ناگوار به نبرد با غول تورّم برخیزند تا امید دشمنان را که چشم به مشکلات اقتصادى دوخته تا بر نظام فشار آورند و تزلزل و بى اعتمادى را دامن بزنند، به یأس مبدّل کنند.

در گذشته ملت بزرگ ما ابتلا و امتحان هاى سختى را داشته و امواج سهمگینى را در شرائط جنگى و بمباران ها با سرافرازى از سر گذرانده که مشکلات مقطع کنونى در برابر آنها ناچیز است و با همت مسؤولان و همیارى، بردبارى و هوشیارى و استقامت ملت به خواست خداوند از این گذرگاه نیز عبور خواهیم کرد و بر مشکلات فائق خواهیم آمد به شرط آنکه مدبرانه و با برنامه و سنجیده در این بحران عمل کنیم و اجازه ندهیم توطئه هاى بیگانه و مافیاى داخلى بر ملت فائق آید. و مى دانیم که دشمنان ما از پیش گفته بودند که با استفاده از شرائط تورّم و گرانیها جریان اصولگرایى را با ناکامى و ناکارآمدى مواجه خواهند ساخت و به انتخابات دوره هشتم مجلس شوراى اسلامى چشم امید بسته بودند که به خواست خداوند موفق نشدند و ملت بزرگ و هوشیار و با ایمان ما در همین شرایط که با موج گرانیها روبرو بودند، نشان دادند که وفادارى آنها به اسلام و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى خلل ناپذیر است و مسؤولیت حمایت از دست آورد خون شهیدان را در شرائط دشوار از یاد نمى برند که در اینجا از این حضور و حماسه باشکوه در دو مرحله انتخابات باید سپاسگزارى کرد.

ریشه یابى مشکلات اقتصادى

هرچند ریشه یابى مشکلات اقتصادى در این مختصر مقدور نیست اما به کلیّات آن مى توان اشاره کرد. بى تناسب نیست که اشاره کنیم بحرانهاى اقتصادى گریبان بسیارى کشورها را گرفته و گرانى و تورّم مسئله جهانى شده و بحران هاى غذائى بسیارى از مردم جهان را مورد هجوم قرار داده است. حتى کشورى چون آمریکا که ثروتهاى جهان را به غارت مى برد با مشکلات اقتصادى بسیارى دست به گریبان است. موضوع سهمیه بندى برنج و کمبود آن از جاى جاى جهان مخابره مى شود، از جمله آمریکا. و این در حالى است که بنابه گزارش سازمان اطلاعات مرکزى آمریکا(سیا) آمریکا با دوازده هزار میلیارد دلار بدهى خارجى همچنان بزرگترین بدهکار جهان است و انگلیس و آلمان به ترتیب هر کدام 10450 میلیارد دلار و 4489 میلیارد دلار در رتبه دوم و سوم قرار دارند و همچنین فرانسه، ایتالیا، هلند، اسپانیا، ژاپن و بلژیک که هزاران میلیارد دلار بدهى خارجى دارند این در حالى است که ایران بنا همین گزارش با بدهى 8/13 میلیارد دلار در رتبه 75 دنیا قرار دارد. این مقایسه نشان مى دهد که ما ایرانیها نباید خیلى هم ناراحت باشیم، و از اینکه وامدار کشورهاى خارجى نیستیم به خود ببالیم. با این حال تورّم و گرانى یکى از مشکلات اقتصادى است که باید آنرا باور کنیم و به فکر چاره جویى آن باشیم.

مسئله غذا نیز در دنیا با بحران روبروست همانگونه که اخبار آن را مى خوانیم و مى شنویم و ما نیز از آن بى بهره نیستیم. کم آبى و خشکسالى نیز بر ما فشار آورده و بسیارى از مزارع ما را نابود کرده که خسارتى است کمرشکن براى کشاورزان و باغداران و دامداران زحمت کش ما و دولت مى بایست در جبران این خسارتها با تمام امکانات بکوشد.

طبیعى است که با وجود خشکسالى و تورّم جهانى ارزاق عمومى افزایش یابد بویژه آنکه سوداگرانى در این میان به احتکار و سودجویى رو آورند و بر دشواریهابیفزایند که این مایه تأسف است که چرا باید مسلمان با همنوع خود چنین کند!

در همین روزها از احتکار برنج در انبارهاى تجار و کسبه خبر مى رسد، با اینکه احتکار ارزاق عمومى و کالاى مورد نیاز مردم حرام است اما گروهى پول پرست به حلال و حرام آن کارى ندارند! و در اینجا وظیفه دستگاه نظارتى و اجرایى چون بازرگانى و تعزیرات است که این انبارها و مغازه را شناسایى کرده و اموال احتکار شده را به قیمت عادلانه در اختیار مردم گذارند و محتکرین را مجازات نمایند تا عبرتى باشد براى دیگران. نظارت قیمت ها و تعیین آن توسط این دستگاه از دیگر وظائف است که نباید در آن قصور کرد مى دانیم که از وظائف حکومت جلوگیرى از اجحاف و گرانفروشى و بى عدالتى است.همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) تازیانه به دست مى گرفت و به بازار مى آمد و بر عملکرد کسبه نظارت مى کرد و با متخلفان برخورد مى نمود.

الگوى مصرف

نکته دیگر رعایت الگوى مصرف است که در این شرائط از اهمیت خاصى برخوردار است. مى دانیم که در همین شرایط که تهیه مواد غذایى براى فقرا و کم بضاعت ها دشوار است عدّه اى هستند که همچنان به اسراف و تبذیر خو گرفته و نمى توانند روش صحیحى را در مصرف بکار گیرند در بسیارى از میهمانیها و عروسى ها مبالغ زیادى غذا هدر مى رود و کسى نیست جلو این اسرافکاریها را بگیرد و درس اخلاق و شیوه نوعدوستى را بیاموزد حتى رسانه هاى ملى در این میدان کمترین توجهى ندارند، اینهمه برنامه هاى بى حاصل در صدا و سیما وجود دارد اما فاقد آموزش اقتصاد در معیشت و رعایت الگوى مصرف است. این بى انضباطى مالى و مصرف را نه فقط در مواد غذائى بلکه در مصرف آب و برق و گاز و تلفن به فراوانى مى بینیم و در مصرف کاغذ و سررسید و گزارش کار با کاغذهاى گلاسه چهار رنگ که در ادارات و سازمان ها مدل سازى شده و هر یک در آن مسابقه مى دهند و نیز در سفره ها و سفرهاى داخلى و خارجى و هتل هاى گران قیمت و اینها از منابع بیت المال هزینه مى شود و حق مأموریت که در سفرهاى خارجى هر روز 130 دلار مى دهند و فلسفه آن نامعلوم است و از کیسه بیت المال خاصه خرجى خرجى کردن و نظائر آن.

آیا کشورى که اینهمه نیازمند دارد و آنهمه حقوق بگیر ضعیف نمى تواند صرفه جویى در این موارد بکند که از انباشت آن به هزاران نفر اعانه داده شود؟

مدیریت اقتصاد و معیشت

مدیریت یعنى تدبیر صحیح و سیاست گذارى و کنترل و نظارت و مهارت در جهت دادن امکانات و نیروهاى انسانى و استفاده بهینه از آنها در جهت مطلوب. اگر مدیریت قوى و حساب شده و علمى و تجربى و سازنده وجود داشته باشد، از امکانات محدود بهره مناسب گرفته و مشکلات را از پیش پاى بر خواهد داشت. در روایات از مدیریت اقتصادى گاه به "تقدیر معیشت" تعبیر شده و گاه به تعابیر دیگر مانند پرهیز از اسراف و تبذیر و "اقتصاد" و نظائر آن که امروزه نیز کاربرد دارد.

در روایتى از امام باقر(ع) از تقدیر معیشت و اندازه گیرى دخل و خرج به عنوان یک عنصر کمال تعبیر شده. و در سخن امیرالمؤمنین(ع) است: «ما عال من اقتصد» این تدبیر و تقدیر و اقتصاد و همه عرصه هاى زندگى را از فردى و اجتماعى شامل است در یک خانه که یک واحد کوچک اجتماعى زندگى مى کند اگر حقوق و درآمد مدیریت شود آن واحد خانوادگى مى تواند زندگى را سامان دهد ولى اگر قرار باشد خرج و برج بیش از درآمد باشد تعادل زندگى برهم مى خورد.

سعدى هم در این باره گفته:

چو دخلت نیست خرج آهسته ترکنکه خوش گویند ملاحان سرودى

اگر باران به کوهستان نباردبه سالى دجله گردد خشک رودى

بیشتر مشکلات زندگى امروز به دلیل نداشتن ضابطه و الگو و تدبیر معیشتى است البته موارد بسیارى نیز هست که کمى درآمد و بى عدالتى و حق کشى باعث نابسامانى اقتصادى است زیرا زمام اموال به دست نا اهلان افتاده و حقوق ضعفا در آن پایمال شده. در این خصوص امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: «ثروتى انباشته ندیدم مگر آنکه حقى در قبال آن ضایع شده است.»

بارى نقش مدیریت اقتصاد در ساماندهى معیشت اجتماعى و ملى نیز به همین منوال است و بلکه مهم تر و سرنوشت سازتر. دولت و دستگاه هاى نظارتى و اجرایى مى بایست سرمایه هاى ملى را مدیریت کنند و بودجه ها را در جهت مصالح کشور و رفاه ملت با اولویت هدایت کنند به گونه اى که عدالت اجتماعى در جامعه مستقر شود آنگونه که امیرمؤمنان(ع) رهنمود داد و در عمل نشان داد که حتى برادرش عقیل با داشتن عائله سنگین نمى تواند بیش از آنچه سایر مسلمانان سهمیه دارند، از بیت المال استفاده کند و این سیاست را با آهن داغ شده به برادرش عقیل تفهیم کرد. با چنین سیاستى بود که آن حضرت مى فرمود: در حکومت من همه مردم از مسکن و آب و غذا برخوردارند و کسى را بر دیگرى امتیاز نیست.

سرمایه هاى ملى ما

امروزه سرمایه هاى ملى مدیریت درستى ندارد و این ضعف مدیریت است که کار را به جایى رسانده که به اعتراف خود مسؤولین امر، رانت و ویژه خوارى رواج یافته است. بانک هاى دولتى که مى بایست پشتوانه اقتصاد کشور و تولید و اشتغال و رفع محرومیت باشند و چرخ اقتصاد را به حرکت درآورند معلوم نیست چه مى کنند! چرا که بر آنها نظارت درستى نیست و متخلفانى که از دادن یک یا دو میلیون وام بخل مى ورزند میلیون ها و میلیاردها در اختیار کسانى مى گذارند که بروند در بازار و دلالى کنند و میلیون ها ثروت باد آورده به جیب بزنند. بسیارى از وام گیرندگان که براى بنگاه هاى زودبازده وام هایى گرفتند بدلیل عدم نظارت رفتند و این پولها را به خرید و فروش زمین سوق دادند و فاجعه گرانى مسکن یکى از عواملش همین پولهاى بى مهار بود.

این روزها فروش تسهیلات و وام هاى کلان سیستم بانکى در شرکت هاى خصوصى با ثروت اندوزى دلالان و خرید و فروش مصوبات بانکى ماجراى ویژه خوارى گسترده اى را در بازار پول پیدا کرده که گزارش تفصیلى آن به مطبوعات روز کشیده شده است و کسى نمى پرسد چرا نظارت بر این لجام گسیختگى پولى وجود ندارد؟ حتى مسؤولین امر نیز شکایت آن را در پیشگاه ملت مطرح مى کنند!! به جاى اینکه در محاکم قضائى و بازرسى و تخلّفات بانکى مطرح و متخلفان را مجازات کنند!! و در همین اوضاع و احوال که برنج یک مشکل اجتماعى معیشتى مردم شده است، عدّه اى از تجار هزاران تن برنج را در انبارها مخفى کرده اند در حالى که دستگاه هاى نظارتى همچون بازرگانى و تعزیرات حکومتى مى توانند این انبارها را کشف و کالاى احتکار شده را در معرض فروش عادلانه بگذارند و محتکرین حرامخوار را مجازات کنند. بطور خلاصه نداشتن برنامه جامع و منسجم ضعف مدیریت و نداشتن قاطعیت در اجرا و سوءاستفاده هاى فرصت طلبان شرائط نامطلوب اقتصادى را بوجود آورده و بر اینها بیفزاییم تحریم هاى خارجى و گرانى جهانى و خشکسالى و بیکارى که هر یک عاملى در گسترش بحران اند و در این شرائط مسؤولان امر باید تمهیدى اندیشند که این درد با گفتگو درمان نمى شود و باید به میدان عمل آمد و از خداوند کمک خواست، به خدا رو آورد و از گناهان توبه کرد.

نمى دانم شاید همین بى رحمى هاست که سبب شده خداوند باران آسمان را از ما بگیرد تا هشدارى باشد و عامل بازگشت به خدا که هیچ حادثه اى در این جهان بدون علت و حکمت نیست.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 7:52 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت

 همان طور که از معنای کلمه بهره‌وری مشخّص است، بهره‌وری به معنای بهترین و مؤثّرترین شیوه استفاده از منابع موجود است. اوّلین استفاده علمی از کلمه بهره‌وری، در علم اقتصاد و به وسیله کویسنی (Quesenay) به میان آمد؛ امّا باید توجّه داشت که مدّت‌ها قبل از این که این واژه، در معنای اصطلاحی امروزش به کار گرفته شود، مردم، با مفهوم بهره‌وری آشنا بودند. حتّی اگر به آثار تاریخی و فرهنگی مردمان پیش از تاریخ مراجعه کنیم، درمی‌یابیم که آنها در بسیاری از فعّالیت‌های خود، خواسته یا ناخواسته، بهره‌وری را مدّ نظر داشته‌اند و چه بسا کاربرد یا عدم کاربرد بهره‌وری، موجب بقا یا زوال یک قوم می‌شد. به طور مثال، اقوامی که در فصل شکار به اندازه کافی و به طور درست و اصولی برای خود غذا ذخیره نمی‌کردند، ممکن بود در فصل زمستان، دچار مشکلات جدّی شوند، یا در زمینه منابع آبی نیز به این موضوع بر می‌خوریم که نیاکان ما، با توجّه به کم‌آبی نسبی اقلیم خود، برای این که بیشترین بهره‌ را از منابع آبی به دست آورند، اقدام به حفر قنات و چاه و ساختن استخرهای ذخیره آب (به منظور ذخیره آب مورد نیاز کشاورزی در فصول پُرباران) در مناطق کم‌آب، می‌کردند.

همچنین اگر بخواهیم مقایسه‌ای بین فرهنگ استفاده از بهره‌وری در میان روستائیان و شهرنشینان به عمل آوریم، بی‌تردید درمی‌یابیم که روستانشینان، خود را بسیار بیشتر از شهرنشینان به استفاده از بهره‌وری در فعّالیت‌های روزانه مقید می‌دانند و علّت این امر را می‌توان مرتبط با نوع فرهنگ روستایی دانست؛ چرا که بسیاری از وسایل آسایش زندگی (همچون آب ،برق، گاز و...) که به راحتی در اختیار شهرنشینان است و آنها کمتر به استفاده بهینه از این امکانات می‌اندیشند، در اختیار روستائیان قرار ندارد و به همین دلیل، در روستاها به علّت کمبود منابع و محیط سخت‌تر زندگی، بهره‌وری به یک ضرورت تبدیل می‌شود.

با مراجعه‌ای گذرا به متون تاریخی و مذهبی نیز به روایات و نقل‌ قول‌های فراوانی از بزرگان، در زمینه استفاده صحیح از منابع گوناگون بر می‌خوریم که در زمینه نکوهش اسراف یا استفاده صحیح از منابع موجود چون: آب، خوراک و موارد دیگر، سفارش بسیار کرده‌اند. این واقعیت، یعنی توجّه همیشگی بشر به فرهنگ بهره‌وری، از آن جا نشأت می‌گیرد که عدم تناسب عرضه با تقاضا، همیشه و در همه حال، در طول تاریخ، وجود داشته است؛ امّا به طول کلّی، آغاز شکل‌گیری سازمان‌یافته دانش نوین بهره‌وری را در ایالات متّحده و رشد و توسعه اندیشه بهره‌وری را در کشور ژاپن می‌توان پی‌گیری کرد.

بهره‌وری، فرهنگ و اصلاح فرهنگی

فرهنگ، مجموعه‌ای مرکّب از نمایش‌های رفتاری افراد در زندگی جمعی است. این نمایش‌های رفتاری، در: ترتیب لباس پوشیدن، سخن گفتن، خودآرایی و محیط‌آرایی، آداب معاشرت، ترکیب غذایی و طرز غذا خوردن، نحوه یادگیری فنون و به کار بستن آنها، درجه قانون‌پذیری، محترم شمردن حقوق دیگران، پایبندی به قول و قرار، تنظیم ایین‌نامه‌ها و مراسم، تشکّل‌های اجتماعی، ترتیبات مربوط به انتخاب مدیران و نمایندگان و رهبران و... قابل تجلّی است. فرهنگ، سایه هر ملّتی است و شکل آن با گونه‌های مربوط به ملل دیگر، متفاوت است. فرهنگ را می‌توان حتّی در نوع ابزارها و جنس و شکل آنها در طول زمان، جستجو کرد.

بهره‌وری، یک نگرش و یک دیدگاه فکری برای عقلایی کردن فعّالیت‌ها، جلوگیری از کارهای کم‌ارزش و بیهوده، درست و به جا مصرف کردن، هماهنگ کردن کیفیت و کمّیت و هزینه در رقابت و همچنین مشارکت برای رسیدن به منافع مشترک است. به عبارتی دیگر، بهره‌وری، یک فرهنگ است که در آن، انسان به صورتی هوشمندانه‌تر، فعّالیت‌ها و کارایی‌اش را با ارزش‌ها و واقعیت‌های موجود، منطبق می‌سازد تا بهترین نتیجه و اثربخشی را برای دستیابی به اهداف مادی و معنوی حاصل کند.

اصلاح فرهنگی به معنای بازگشت صِرف به فرهنگ گذشته یا الگوگیری صِرف از فرهنگ‌ دولت‌های توسعه‌یافته نیست؛ بلکه به معنای شناخت نیازهای واقعی جامعه، با توجه به بافت قومی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، دینی و... و ارائه آموزش‌های همگانی، در سطوح مختلف، برای گسترش این فرهنگ است، چنان که ژاپنی‌ها در فرایند صنعتی شدن، هیچ گاه فرهنگ بومی خود را نادیده نگرفتند و همواره به یک الگوی توسعه پایدار، بر پایه فرهنگ بومی خود تأکید می‌کردند و بدین سان، در ادامه، حتّی توانستند با الهام‌ گرفتن از برخی آموزه‌های دینی و اجتماعی خود، مدل‌های بهبود بهره‌وری (مانند مدل کایزن) را ابداع کنند و به جای‌جای جهان، گسترش دهند، به طوری که می‌توان گفت فرهنگ بهره‌وری، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم است که آن را به سایر کشورهای جهان، صادر کرده است.

زمانی که در جامعه‌ای فرهنگ بهره‌وری در سطح نازلی باشد، بهترین و مؤثّرترین راه برای تغییر این وضعیت، اصلاح فرهنگی است و برای اصلاح فرهنگی، نیازمند آموزش هستیم. آموزش، رکن بسیار مهمّی در افزایش بهره‌وری است؛ چرا که به ما می‌آموزد چگونه بتوانیم بهترین استفاده را از منابع موجود به عمل آوریم. در واقع، می‌توان چنین گفت که بهره‌وری، یک فرهنگ و نگرش به کار و زندگی است.

مرحله بعد از آموزش، ایجاد انگیزش در بین افراد جامعه است. انگیزش، به معنای تلاش و کوششی است که فرد، از روی اشتیاق، در جهت رسیدن به یک هدف دارد. با این روش، بهره‌وری به صورت یک دیدگاه فکری مطرح می‌گردد و افراد جامعه را به این باور می‌رساند که می‌توانند فعّالیت‌های خود را هر روز، بهتر از روز قبل به انجام برسانند و هر چه قدر که افراد، انگیزه بیشتری برای به‌کارگیری بهره‌وری باشند، به همان میزان، شاهد افزایش بهره‌وری در جامعه نیز خواهیم بود. در این حالت، هر کس خود را موظّف می‌داند که بنا بر زحمت مفیدی که می‌کشد، هم به نفع خود کار کند و هم نفع اجتماعی را برای جامعه خود به دنبال داشته باشد.

در ایران، هر چند که در سال‌های اخیر، به صورت بسیار گسترده‌ای به بهره‌وری و نهادینه کردن آن در بخش‌های مختلف کشور، توجّه شده است، امّا این فرهنگ، هنوز، آن گونه که باید و شاید، شکل نگرفته و جایگاه خود را پیدا نکرده است. شاید بتوان علّت این امر را در این جستجو کرد که بهره‌وری در ایران، نه به عنوان یک فرهنگ (برخاسته از عقاید دینی و سنّت‌های بومی و علوم) بلکه به عنوان یک ابزار در جامعه معرّفی شده است. از سوی دیگر، آنچه باعث شده است که بهره‌وری نتواند حتّی نقش ابزاری خود را هم به نحو احسن انجام دهد، محدود شدن آن به عنوان یک ابزار اختصاصی برای یک بخش از جامعه است ـ‌که همان صنعت و تا حدودی مدیریت است‌ـ. علّت آن هم این است که چون موضوع بهره‌وری، از خارج وارد شده است، تنها مورد استفاده همان بخش‌های واردکننده قرار گرفته و به دیگر بخش‌های جامعه، گسترش نیافته است.

به طور کلّی، در جوامع بشری، موضوعاتی که از جنس اندیشه و فرهنگ باشند، زمانی رشد و توسعه و تکامل می‌یابند که خاستگاه درونی داشته باشند و یا در صورت وارداتی بودن هم همزادی و شباهت مناسبی با جامعه واردکننده (مقصد) و فرهنگ آن داشته باشند و همچنین نیاز به آن موضوع به عنوان یک واقعیت، در جامعه مقصد، نهادینه شده باشد و افراد جامعه، آن را به عنوان یک هنجار و ارزش اجتماعی، بپذیرند و درونی کنند.

تاثیرفرهنگ در افزایش بهره‌وری

فرهنگ، نقش به‌سزایی در افزایش بهره‌وری دارد. فرهنگ هر جامعه‌ای، از مجموعه‌ای از خُرده‌فرهنگ‌ها تشکیل شده است و رفتارهای فردی، تشکیل دهنده این خرده‌فرهنگ‌ها هستند و اگر در جامعه‌ای این رفتارها به نفع فرهنگ بهره‌وری و معطوف به آن باشند، شاهد جامعه‌ای خواهیم بود که بهره‌وری، در تمام سطوح آن، ریشه دوانده است.

در حال حاضر، عامل بهره‌وری»، به عنوان مَحَکی در تمامی ارزیابی‌ها مدّ نظر قرار می‌گیرد و لازم است در تمام زمینه‌ها نهادینه گردد. برای مثال: عدم بهره‌وری در خانواده، موجب هرج و مرج در خرید و سبد مصرفی خانوار، آشفتگی در نظام مالی و مدیریت خانواده و اختلالات عاطفی خواهد گردید.

در صورتی که فرهنگ بهره‌وری، به عنوان یک ارزش در جامعه شناخته شود، شاهد جامعه‌ای خواهیم بود که بهترین استفاده از منابع و محصولات، در آن وجود دارد و بر عکس، اگر در جامعه‌ای فرهنگ بهره‌وری به سطحی سقوط کند که مصرف‌گرایی را در آن جامعه ترویج نماید، آن را باید نشانه‌ای از توسعه‌نیافتگی و زنگ خطری جدّی برای آن کشور دانست. دولت‌های استعمارگر، به خوبی می‌دانند که اگر در جامعه‌ای، فرهنگ بهره‌وری وجود داشته باشد، آنها دیگر نمی‌توانند به راحتی کالا‌های لوکس امّا غیرضروری خود را صادر نمایند. پس بدین منظور، دست به تبلیغات گسترده می‌زنند تا فرهنگ بهره‌وری، به عنوان فرهنگی عقب‌مانده و قدیمی جلوه نماید و محصولات پُرزرق و برق و غیر لازم، ضروری به نظر برسند. در این جا درمی‌یابیم که بین میزان بهره‌وری و استقلال و خودکفایی کشور نیز رابطه‌ای مستقیم وجود دارد.

خوش‌بختانه فرهنگ اصیل ایرانی‌ـ‌اسلامی، توجّه بسیار زیادی به فرهنگ بهره‌وری و صرفه‌جویی دارد؛ ولی متأسّفانه، این فرهنگِ خوب و سازنده، در جامعه امروز ایران، کم‌کم رو به فراموشی گذاشته است. برای مثال: تمیزی و ساده‌پوشی ایرانی، جای خود را به مُدهای عجیب و غریب و رنگارنگ و بسیار پُرخرج وارداتی غرب داده است که روز به روز هم در حال افزایش و تغییر و نو‌به‌نو شدن هستند. یا در زمینه ازدواج، امروزه شاهد مخارج سنگین و آداب و رسوم اشتباه و دست و پاگیری هستیم که گاه، مشکلات زیادی را برای خانواده‌های هر دو طرف (دختر و پسر) در زمینه چگونگی برگزاری مراسم، تهیه جهیزیه، شیوه اداره زندگی و مخارج سنگین شروع آن و... به وجود می‌آورد که تمام اینها با فرهنگ و آداب و رسوم اصیل ایرانی و تعلیمات و آموزه‌های دینی اسلام ‌ـ که به سادگی و پرهیز از اسراف و ریخت ‌و پاش‌های غیرضروری توصیه می‌کنندـ، مغایرت دارد.

خانواده و بهره‌وری

خانواده، کوچک‌ترین نهاد اجتماعی است؛ امّا همین نهاد کوچک، نقش بسیار مهمّی در شکل‌گیری رفتار و شخصیت افراد، بازی می‌کند .

بنجامین بلوم (روان‌شناس) می‌گوید: 50 درصد شخصیت فرد، از تولد تا 4 سالگی و 30 درصد شخصیت او از 4 سالگی تا 8 سالگی سامان می‌یابد و تنها 20 درصد باقیمانده از 7 سالگی تا 17 سالگی شکل می‌گیرد».

بی‌تردید، بین آموزش و بهره‌وری، رابطه تنگاتنگی وجود دارد و از آن جا که بیشترین دوران شخصیت‌پذیری افراد، سنینی است که در کنار پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده خود زندگی می‌کنند، بنا بر این، یکی از مهم‌ترین ارکان آموزش افراد، برای نهادینه شدن بهره‌وری، خانواده است. افراد، در محیط خانواده، رشد و نمو می‌کنند، رفتار اطرافیان را می‌بینند، از آنها الگو می‌گیرند و پس از چندی این رفتار در آنها نهادینه می‌شود و تغییر آن، با دشواری صورت خواهد گرفت. اگر محیط خانواده‌ها به گونه‌ای باشد که در آن، فرهنگ بهره‌وری جاری باشد، جامعه‌ای را شاهد خواهیم بود که در آن، بهره‌وری در بیشتر سطوح اجتماعی وجود خواهد داشت.

ارتباط رسانه ها و بهره‌وری

امروزه رسانه‌ها را به عنوان دومین عامل فرهنگ‌پذیری افراد (پس از خانواده) می‌شناسند. اگر به رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی به عنوان یک سیستم (نظام واحد) بنگریم، باید قبل از هر چیز، همسو و هم‌جهت بودن تمام اجزای آن (یعنی رادیو، تلویزیون، مطبوعات و سایر رسانه‌های گروهی و مَجازی و...)، به صورت هماهنگ، در مسیر رسیدن به یک هدف نهایی (در این جا: ارتقای فرهنگ بهره‌وری) تلاش کنند.

رسانه‌ها، چنانچه در برنامه‌هایی که ارائه می‌دهند، خط مشی‌ای را به کار گیرند که فرهنگ بهره‌وری را اشاعه دهد، مسلّماً تأثیرات آن را در جامعه شاهد خواهیم بود؛ چه بسا که اگر برای یک کودک، ساعت‌ها درباره فواید بهره‌وری صحبت کنیم، نتیجه دلخواه خود را نگیریم؛ امّا ممکن است همین کودک، با دیدن یک برنامه تلویزیونی، به فواید بهره‌وری پی ببرد و آن را سرمشق خود قرار دهد.

شاید به عنوان بهترین مثال در مورد برنامه‌های آموزش افزایش بهره‌وری از طریق رسانه‌ها، بتوان به انیمیشن‌ها و میان‌برنامه‌های آموزشی‌ای که در سال‌های اخیر از تلویزیون ایران پخش می‌شود، اشاره نمود؛ به طوری که می‌توان تأثیر بسیار مثبت و مؤثّر آنها را در اصلاح فرهنگ استفاده از آب، برق، گاز، انرژی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی و حتّی رعایت استانداردهای لازم در ساختمان‌سازی به منظور صرفه‌جویی و بهره‌وری در استفاده از انرژی، در بین اقشار و گروه‌های مختلف سنّی جامعه، به مشاهده نمود.

منابع:

1. مفاهیم اساسی بهره‌وری، ترجمه و تدوین: معاونت اقتصادی و برنامه‌ریزی بنیاد مستضعفان و جانبازان، تهران: بنیاد مستضعفان و جانبازان، 1374.

2. فرهنگ بهره‌وری، علی‌اکبر ساداتی و دیگران، تهران: توسعه علوم، 1377.

3. از فقیرآباد تا خیال‌آباد، اصغر هادوی کاشانی، قم: دار الحدیث، 1383.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 3:14 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

«آفریدگار حکیم برای ادامه حیات ونظام معیشتی انسان ها، امکانات لازم را در کره خاک نهاده و تحصیل و بهره وری از آن را به حسن تدبیر و تلاش آنان موکول ساخته است. و اگر اصول عدالت در تولید وتوزیع به اجرا درآید، فاصله طبقاتی و قطب بندی اجتماعی ریشه کن خواهد شد، امابه دلیل تعدی و تجاوز سلطه جویان از موازین قسط و عدل، جوامع بشری همواره ستم وتبعیض و شکاف فقر و غنا را شاهد بوده اند و در حالی که اسراف و تبذیر و حرص و آزگروهی از رفاه طلبان و استثمارپیشگان را به خود مشغول داشته، فقر و محرومیت عامل فشاری بر توده های انسانی بوده است ».

بدین ترتیب از «اسراف و تبذیر» به عنوان دشمن عدالت اجتماعی باید نام برده شود.

قرآن کریم اسراف و تبذیر را عمل شیطانی و شیوه طغیانگران و متجاوزان به حدودالهی و حقوق انسانی نامیده است.

اسراف چنان که در لغت آمده، عبارت است از: خارج شدن از حد اعتدال، به گفته راغب اصفهانی : «اسراف، تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان... و ان کان ذلک فی الانفاق اشهر». (1)

واژه «سرف » (ریشه اسراف) به معنای تعدی و تجاوز از حد: در هر عملی است که انسان انجام می دهد... هر چند بیش ترین استعمال این واژه در مورد انفاق و خرج کردن مال است. خواه در مصارف شخصی: همانند خوردن و آشامیدن باشد هم چنان که قرآن می فرماید: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا» (2) و خواه در مسائل اجتماعی: مانند:

«والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کانوا بین ذلک قواما (3) : بندگان شایسته خداوند کسانی اند که چون انفاق کنند، اسراف و زیاده روی ننمایند و از بخل و خستگی در بذل و بخشش بپرهیزند و عدالت و استقامت (قوام) را شیوه خود سازند».

امیر مومنان علیه السلام از اعتدال در معیشت به «اقتصاد» تعبیر فرموده است و خروج از آن را اسراف نام داده و در این خصوص می فرماید: «کل ما زاد علی الاقتصاد اسراف: هر آن چه از اقتصاد و میانه روی تجاوز کند، اسراف است ». (4)

«تبذیر» نیز به معنای تضییع مال است.

توصیفی که قرآن از «مبذرین » و «مسرفین » دارد، می تواند بیان گر عمق نگرش اسلام به این پدیده شوم و زیان بار اجتماعی باشد: برای مثال: در مقام نهی و نکوهش از تبذیر و تضییع مال می فرماید:

«ولا تبذر تبذیرا ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین: (5)

تبذیر مکن که تبذیرکنندگان برادران شیطان اند».

هم چنین از فرعون سمبل طغیان و تجاوز، به عنوان اسراف کار نام برده است:

«و ان فرعون لعال فی الارض و انه کان من المسرفین: (6)

فرعون در زمین طغیان وسرکشی نمود و به تحقیق که او از مسرفان بود».

و نیز اسراف کاران را از دوزخیان برشمرده و می فرماید: «و ان المسرفین هم اصحاب النار». (7)

آری این طغیان گران و سلطه گران جهنمی اند که به حقوق محرومان دست اندازی می کنندو قوت لایموت گرسنگان را از حلقوم آنان می گیرند و صرف عیش و نوش و هوس بازی های خود می کنند و همواره فریاد «هل من مزید»شان بلند است! به هیچ وجه به آن چه دارند، قانع نیستند. اگر ثروت جهان را به دست آرند، باز برای غارت گری بیش تر خودرا آماده می کنند! و همین ها سد راه عدالت و دشمن بشریت و ضد ارزش های انسانی هستند. و امروزه مصداق بارز آن امریکا و اروپاست که دیگران نیز بدان معترف اند.

کشورهای غربی عامل فقر جهانی بر اساس مطالعات اجتماعی و تحقیق کارشناسانه،عامل فقر و محرومیت در جهان، کشورهای اروپایی و امریکایی اند.

پروفسور «گالیاکراملو»، استاد جامعه شناس بلغاری، در بررسی فراگیری،کشورهای غربی و امریکا را عامل اصلی گسترش فقر در جهان معاصر معرفی کرده است.

روزنامه پر تیراژ «دوما» که این مطلب را چاپ نموده است می نویسد: «بر اساس آمارهای سازمان ملل بیش از یک میلیارد انسان در فقر به سر می برند. این روزنامه می نویسد: درآمد بیش از سه چهارم از مردم جهان از یک دلار در روز کم تر است، درحالی که سازمان ملل کم تر از چهار دلار در روز را فقر می خواند.» در جهان امروزبیش از یک میلیارد نفر بیکارند و بخش عظیمی از ساکنان زمین از آب آشامیدنی سالم محروم هستند. در همین حال تعداد ثروت مندان در پنجاه سال اخیر دو برابر و سپاه عظیم فقیران چهار برابر بیش تر شده است. (8)

بر اساس آمار و ارقام منتشره، هر ساله چهارده میلیون کودک بر اثر فقر وبی غذایی و وضعیت نامساعد زیستی، جان خود را از دست می دهند. به گزارش «یونسکو»

روزانه هشت هزار کودک بر اثر نداشتن «واکسیناسیون » و هفت هزار بر اثر اوضاع بدزندگی طعمه مرگ می شوند. جای بسی شگفتی است که ایالات متحده با این که در سراسرجهان به غارت و چپاول ثروت توده ها و کشورهای فقیر سرگرم است و 35% از انرژی جهان را به خود اختصاص داده که بخش عمده آن از همان کشورهایی است که سرنوشتشان بازیچه دست شیطان بزرگ و فرزند نامشروعش اسرائیل غاصب است با این وصف در درون این کشور ستم و تبعیض و شکاف فقر و غنا بیش از هر نقطه دیگر جلب نظر می کند.

بر اساس یک بررسی که جهان غرب انجام داده، «امریکا» از نظر فقر کودکان درردیف اول و «فنلاند» در ردیف آخر قرار دارند. 5/21 درصد کودکان امریکایی بافقر رو به رو هستند، این فقر شامل خوراک، پوشاک و نگهداری است. آنها از حمایت دولتی کم تر برخوردار می شوند. 5/13 درصد کودکان کانادایی نیز همین سرنوشت را دارند. (9)

و در گزارش های دیگر آمده است:

جامعه کنار خیابان و نیازمندان بی خانمان که شب لابه لای کارتن ها و یا در کیسه خواب به سر می برند و غذای خود را از میان زباله ها تهیه می کنند چهره شهر«نیویورک » را زشت و ننگین ساخته است! نمونه ها از این دست فراوان است.

پاپ ژان پل دوم، طی سخنرانی در نیویورک ضمن اعتراض شدید به شکاف اجتماعی میان اقشار مختلف مردم امریکا گفت: نیویورک شهر ثروتمندان است، اما کسی از فقراحمایت نمی کند. وی با اشاره به جایگاه خانواده تاکید کرد که فساد حاکم برامریکا نتیجه تزلزل در ساختار خانواده در این کشور است. پاپ گفت: متاسفانه امریکا به گورستان ارزش های انسانی تبدیل شده و این فاجعه جبران ناپذیر است. (10)

در این مقال، درصدد بررسی دلائل انحطاط غرب به ویژه امریکا، از نظر ارزش های انسانی و حتی اقتصادی و سیاسی نیستیم و تفصیل این مطلب را به زمانی دیگر موکول می کنیم که خود برای غرب باوران درس عبرتی باشد و این جا تنها اشاره ای است به وضع محرومان در این کشور که خود را به اصطلاح مدافع حقوق بشر! خوانده و داعیه رهبری جهان را در سر می پرورد! اسراف و تبذیر دشمنان عدالت گفتیم که اسراف و تبذیردشمن عدالت اجتماعی است و این حقیقت به ملت و سرزمینی خاص مربوط و محدودنمی شود، بلکه هر جا اسراف و تبذیر چهره گشود پدیده شوم تقابل فقر و غنا و شکاف طبقاتی و ستم وتبعیض و حقارت و فساد و کینه و عداوت پدیدار می شود و این را بایدعاملی ویران گر قلمداد کرد. علی علیه السلام می فرماید: «کثره السرف تدمر: (11) اسرافکاری ویران گر و نابود کننده است ». هم چنان که عدل اقتصادی را باید نشانه خیر و سعادت فرد و ملت شمرد، چنان که امیرمومنان(ع) می فرماید: «هرگاه خداوندخیر بنده ای را اراده کند، اقتصاد و حسن تدبیر را بدو الهام فرماید و از اسراف وتبذیر مصون دارد.»

«اذا اراد الله بعبد خیرا الهمه الاقتصاد و حسن التدبیر وجنبه سوء التدبیر و الاسراف ». (12)

بدیهی است که رعایت اعتدال و اقتصاد و پرهیز ازاسراف و تبذیر و تدبیر معیشت در زندگی اجتماعی از اهمیت بالاتری برخوردار است وتخلف از میزان حق و عدل هم چنان که یک فرد یا یک خانواده را دچار مشکل و تزلزل می کند، در سرنوشت جامعه و ملت و کشور نیز همین نقش را در ابعاد وسیع تری ایفاخواهد کرد.

اسراف در مال شخصی و اموال عمومی ناگفته نماند اسراف چه از دارایی های شخصی باشد و چه از بیت المال مذموم و محکوم است، زیرا هدر دادن مال که پشتوانه زندگی انسان ها است. به معنای «کفران » و هدر دادن نعمت های الهی و از بین بردن قوت نیازمندان است و این عمل نکوهیده هیچ گونه توجیه عقلی یا شرعی ندارد، هرچند باپاره ای توجیهات نامشروع و سیاست کاری های فرصت طلبانه همراه باشد. بسیار بودندکسانی که امیرمومنان(ع) را مورد نکوهش قرار داده و سخت گیری آن حضرت را در بذل وبخشش بیت المال خلاف سیاست و مصلحت می دانستند. اما امام در پاسخ به آنان می فرماید: «آیا از من می خواهید که برای پیروزی خود از جور و ستم در حق کسانی که بر آنها حکومت می کنم، استمداد جویم؟ به خدا سوگند تا زنده ام و شب و روزبرقرار است و ستارگان در آسمان طلوع و غروب می کنند، به چنین کاری دست نخواهم زد.

اگر این اموال ملک شخص من بود در تقسیم آن بین مردم به مساوات عمل می کردم تاچه رسد به این که اموال متعلق به خدا (در حقیقت بندگان خدا) است. آگاه باشید که بخشش مال در موارد ناحق آن تبذیر و اسراف است و این کار ممکن است در دنیا صاحبش را بالا ببرد، اما در آخر به پستی و ذلت خواهد کشانید، و در نظر مردم موجب احترام وی گردد، اما در پیشگاه خداوند او را خوار و ذلیل می سازد: «لو کان المال لسویت بینهم فکیف و ان المال مال الله! الا و ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر واسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الاخره و یکرمه عند الناس ویهینه عندالله...». (13)

از علی(ع) سرمشق بگیریم این منطق علی(ع) مظهر عدل الهی و ندای عدالت انسانی است که در سراسر سخنان، خطبه ها و نامه هایش موج می زند.

چهره عدالت گستری که حتی از روشن نگه داشتن چراغ بیت المال در حضور کسانی که در طلب جاه و مقام با وی به مذاکره نشستند، امتناع می ورزید: چنان که در داستان طلحه و زبیر معروف و مشهور است. و حتی نزدیک ترین افراد به او و فرزندانش مشمول چنین سیاستی بودند.

این منطق حق و عدل است. تبصره و توجیه هم برنمی دارد. اگر توجیه داشت علی(ع)

از هر کس بدان آگاه تر بود! این خط و مشی به عصر و نسلی خاص منحصر نمی گردد، بلکه در هر عصر و زمان به تناسب اوضاع و احوال سرمشق عمل است برای رجال سیاست وکارگزاران و مدیران، به ویژه آنان که دعوی دار ولایت علی(ع) هستند و برآنند تاعدل اسلامی را همانند امیرمومنان(ع) تحقق بخشند یا حداقل چیزی مشابه آن را ارائه دهند. و از دنیایی که از سرتا به پا در چنگال ستم و بی عدالتی اسیر است و به آتش تبعیض و فتنه و فساد می سوزد، می خواهند معیارهای حکومت عدل اسلامی را در برابرجهان خواران و سوداگران عرصه سیاست به تصویر کشند می بایست سرمشق باشد.

مسئولیت امروز اگر مبانی اقتصادی قرآن و سنت نبوی و سیره علوی پایه و اساس خطو مشی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ما است، بدون چون و چرا باید آن را ملاک عمل قرار دهیم. آیین و فرهنگ تولید و مصرف را برای جامعه تبیین نماییم و آن را درزندگی شخصی خود و فضای اجتماعی و نیز تشکیلات حکومتی گسترش دهیم. راه سوءاستفاده های «مسرفین » را ببندیم با تجمل و مصرف گرایی مبارزه کنیم، چرا که مصرف نامعقول وتجمل گرایی این دشمن شماره یک عدالت اجتماعی، آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی را به طور جدی تهدید می کند که آثار زیان باره آن را کم و بیش دیده ایم واگر چاره عملی نشود، باید خود را برای عواقب وخیم و نامطلوب آن آماده سازیم که به فرموده علی علیه السلام «سوء تدبیر عامل نابودی و تباهی است » «سوءالتدبیر سبب التدمیر» (14) تدبیر معیشت یک فرهنگ است که باید از طریق آموزش و تبلیغ و رسانه ها و بیش از همه روش عمل مسئولان و دستگاههای دولتی و روحانیت برای مردم ترویج و تبیین گردد، متاسفانه برای رواج چنین فرهنگی نه تنها کاری موثر نشده،بلکه عملا به رواج تجمل و اسراف دامن زده ایم با سیل اتومبیل های لوکس و گران قیمت خارجی در دست پول دارها که هر لحظه رو به افزونی است.

علاوه بر زیان های تراکم ماشین و آثار محیط زیستی و عوارض اخلاقی و اجتماعی دیگر، نشانه ای از مسابقه در تجمل و مصرف است. نمایشگاه های بازرگانی وفروشگاه های حتی وابسته به نهادهای دولتی، تبلیغات تجاری کالاهای خارجی ازرسانه ها و در و دیوار شهر و تابلوهای تبلیغاتی و رنگ آمیزی اتوبوس های شرکت واحدبه این منظور تفسیری است بر ترویج مصرف گرایی و بازاریابی برای خارجی ها،ساختمان سازی به شیوه غربی علاوه بر زیان های اجتماعی، بهداشتی وتراکم و تزاحم نامعقول به ویژه در شهرداران، نمودار دیگری از اسراف و تجمل است. افزایش تلفن همراه که به گفته وزیر مخابرات تا سی میلیون رقم نیاز کشور را به تلفن برآوردکرده اند! شاهد دیگری است از گرایش به فرهنگ مصرف... ناگفته پیداست آن چه به عنوان مثال ذکر شد اگر به صورت متعادل و توزیع عادلانه بود و چهره کریه فقر واجاره بهای کمرشکن و تورم و کمی درآمد و گرانی و مشکلات بهداشتی، درمانی و آموزش در مقابل آن وجود نداشت شاید جای سخن نبود، سخن این جا است که در برابر تب مصرف گرایی و تجمل خواهی قشرهای وسیعی از مردم که صاحبان اصلی این انقلابند، به ویژه کارمندان و معلم ها و... با عسرت و سختی روزگار می گذرانند و علاوه بر فشارهای فیزیکی روزمره زندگی با فشار روانی ناشی از شکاف فقر و غنا رو به رو هستند و هرچند و به هر دلیل در برابر آن سکوت کنند، اما عقده های روحی و خانوادگی آن بالاخره سر باز می کند. خلاصه اگر جامعه مصرفی قابل قبول هم باشد ما خیلی زود به آن رو آورده ایم و اگر این روند ادامه یابد سرانجام کمر اقتصاد و کشور را خواهیم شکست.

اسراف در دستگاه های دولتی دستگاه های دولتی و نهادهای حکومتی نیز کم و بیش ازاین آفت مصون نمانده اند. چندی پیش یکی از نمایندگان مجلس شورا در سخنرانی خوددر مجلس، اتومبیل های گران قیمت را برای «تشریفات » مجلس مورد انتقاد قرار دادو نیز تعویض مبلمان کمیسیون ها و جز آنها...

اینها در دید کسانی قرار دارد که از شهر و روستا و نیازهای بهداشتی و آموزشی و حیاتی حوزه نمایندگی خود آگاهند! ... نظایر این را در سایر نهادها و دستگاه هاکم و بیش می توان دید.

به یاد سخن امیرالمومنین علیه السلام باشیم که به کارگزاران خود توصیه می فرمود: نوک قلم هایتان را نازک کنید که مرکب بیت المال کم تر مصرف شود. ما که از«عدالت » دم می زنیم خود باید عامل به آن باشیم. امام صادق(ع) می فرماید: «ان اشد الناس عذابا یوم القیامه من وصف عدلا ثم خالفه: (15) از میان مردم در قیامت آن کس عذابش سخت تر است که از عدالت حرف بزند، اما در عمل خلاف آن را نشان دهد».

مسئولان دلسوز کشور خود می دانند که تعادل اقتصادی چه نقش مهمی در سیاست وفرهنگ و سرنوشت کشور ایفا می کند. وضع امروز ما بسیار حساس است.

امروزه ما باید دوران ریاضت را تجربه کنیم تا بار دیگر زیر بار یوغ بیگانگان نرویم و به استقراض و سرمایه گذاری خارجی نیازمند نشویم و همان گونه که تاکنون روی پای خود ایستاده ایم و به شرق و غرب «نه » گفته ایم. در آینده بسیار طولانی بتوانیم استقلال جمهوری اسلامی را حفظ کنیم.

امروزه چشم جهانیان به کشور ما دوخته است. به ویژه پس از برگزاری کنفرانس سران کشورهای اسلامی که نقطه عطفی از پیروزی های شکوهمند کشور اسلامی یمان بود.

طبیعی است که چشم استکبار و امپریالیسم و صهیونیسم بر ما فزونی گیرد و از طرق گوناگون بکوشند، دست آورد این پیروزی های عظیم را خنثی کنند. بحران اقتصادی و یافرهنگی و...

می تواند نقطه تهاجم دشمن باشد. دشمن هرچند بحمدالله مرعوب اقتدار کشور اسلامی ما است، اما از توطئه ست برنمی دارد مقابله با این توطئه ها هوشیاری و توجه کافی می خواهد. غرور پیروزی ها نباید ما را غافل سازد. باید توانمندی های لازم را درجبهه های نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در حد کافی فراهم سازیم که یکی از این جبهه ها جبهه اقتصادی است که با سخن و دعاوی سامان نمی گیرد که مداقه در حساب وعمل را طلب می کند. به طور خلاصه باید سیاست جاری نظام بر استقلال اقتصادی باشدکه امروزه تعیین کننده است و تنظیم تولید و توزیع، و اصلاح فرهنگ مصرف و سامان بخشی به زندگی توده های محروم و مبارزه با تجمل و اسراف و سخت گیری در خرج وبرج ها و گرفتن گریبان مسرفان: یعنی ام الفسادهای اجتماع، و تروریست های اقتصادی و مهار تورم و اصلاح معیشت اکثریتی که در غم و شادی همراه نظام و پشتوانه کشوراسلامی اند. به طور خلاصه: بی قراری در اجرای عدالت اجتماعی باید شعار و عمل ماباشد و این را باید از خودمان آغاز کنیم که هم عامل اصلاح نفس سرکش است و هم عامل صلاح اجتماع. علی علیه السلام می فرماید: «اذا رغبت فی صلاح نفسک فعلیک بالاقتصاد و القنوع والورع: (16) هرگاه به اصلاح نفس خود راغب بودی بر تو باد که اقتصاد و قناعت و پرهیزکاری را پیشه کنی.» و صلاح جامعه نیز بدین بستگی دارد ودر عمل باید به مردم الگو دهیم فرهنگ مصرف را در خوراک و لباس و مرکب و مسکن وآب و نان و برق و گاز و بنزین و جز آنها بیاموزیم که از این بابت جامعه شدیدابه توجیه و هدایت نیاز دارد. این واقعا معقول نیست که در کشور ما سالانه دومیلیون تن نان معادل 360 میلیون دلار ضایع گردد و دور ریخته شود و مصرف سرانه آب به 2500 متر مکعب برسدو ایران پرمصرف ترین کشور از نظر انرژی باشد تا آن جا که در یک سال به 12 میلیارد دلار بالغ گردد. علاوه بر اینها هر روز یک میلیارد تومان بابت سیگار داخلی و خارجی و عمدتا امریکایی پرداخته شود که جز اعتیاد و مرگ وبیماری ره آوردی ندارد و نمونه هایی از این دست که به کار فرهنگی، تبلیغی وبرخورد عملی پی گیر نیاز دارد. و از طرف دیگر خرج های اضافی در ادارات دولتی وزیباسازی غیر ضروری شهری با خون و دل مردم و حیف و میل های خود مدیری و تبلیغات سرسام آور تبلیغاتی انتخاباتی موسمی که هر یک جای سخن دارد و مجال بحث آن نیست..

مسئولان و کارگزاران باید این سخن مقام معظم رهبری را که در آغاز سال جاری فرمودند آویزه گوش سازند: «به نظر من باید مسئولان کشور راه صرفه جویی و مقابله با اسراف را به مردم یاد بدهند. خود مسئولان دولتی هم باید اسراف نکنند. اسراف مسئولان دولتی از اسراف مردم عادی مضرتر است، زیرا که این اسراف در بیت المال است.

اسراف در جامعه لازمه اشرافی گری و تقسیم نابرابر ثروت و مایه تضییع اموال عمومی و نعمت الهی است ».

ادامه دارد

پی نوشت ها

1- المفردات فی غریب القرآن.

2- اعراف(7) آیه 31.

3- فرقان (25) آیه 67.

4- تصنیف غرر الحکم، ص 359.

5- اسراء (17) آیه 26 27.

6- یونس (10) آیه 83.

7- غافر (40) آیه 43.

8- ماهنامه صبح، آذر ماه 76.

9- همان، آذر ماه 75.

10- روزنامه کیهان، 16 / 7 / 74.

11- تصنیف غرر، ص 359.

12- همان، ص 453.

13- نهج البلاغه، خطبه 126.

14- غرر الحکم.

15- تصنیف غرر، ص 237.

16- وسائل الشیعه، ج 8، ص 400.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 3:09 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

«اسراف » در لغت به معنای زیاده روی و تجاوز از حد اعتدال و کلمه «تبذیر» از «بذر» به معنای تخم پاشیدن و یا ریخت و پاش کردن است . می شود گفت این دو کلمه قریب المعنی بوده و باهم مترادف هستند . اسراف اگرچه در هرکار ممکن است ولی معمولا زیاده روی در خرج معیشت را اسراف گفته اند که اینجا مورد بحث ماست . اسراف و تبذیر در نزد عرفا و عقلا بسی مذموم بوده و آن باعث ا ز بین رفتن حاصل دسترنج و درآمد و اندوخته زندگی انسان می باشد که متعاقبا گرفتاری، بدبختی و درماندگی به بار می آورد . اعجب العجائب این است که در زمان فعلی که اکثریت مردم، بلکه همه از وضع گرانی تورم و نارسائیها ناله بر آسمان بلند کرده از چگونگی معاش خود سخت ناراضی و ناراحت هستند، در چنین اوضاع و شرائط استثنائی عوض این که برای خلاصی از ورطه فشار گرانی به صرفه جوئی و قناعت توجه کنند، متاسفانه برعکس روز بروز بر اسراف و تبدیر خود می افزایند . در مصرف لباس، کفش، مبلمان منزل و سایر لوازم خانگی هرچند روز; مد و دکور عوض می کنند و یا در خوردنیها و نوشیدنیها زیاده روی بی حد و حساب روا می دارند مسافرتهای تقلیدی روی هوسبازیهای نابخردانه با هزینه های سرسام آور انجام می دهند و یا در مراسم عروسی و مراسم سرمزار اموات انواع خرجهای کمرشکن و غیر منطقی را بر خود تحمیل می نمایند و در اثر تقلید کورکورانه از گل بازی های این و آن تاج گلهای کذائی به بهای هنگفت تهیه دیده با چه تشریفات منفور در سر خاک متوفی له کرده و به هدر می دهند خانم های محترم چه پولهای کلان در طریق آرایش بی مورد و غیر معقول ابرو، لب، ناخن، مو، پوست و یا صحبت طولانی بی حد و حصر غیر ضروری در تلفن بدون توجه به اخلال وقت عزیز دیگران اندوخته های ارزشمند خود را برباد فنا داده و بدینوسیله گرفتاری، محتاجی و پریشانی را بر جان خود می خرند وااسفا تا چه حد مدپرستی، تجمل بازی و تشریفات نابجا بر رگ و ریشه مردم این زمان رسوخ کرده و گرفتاری خطرناکی را به ارمغان آورده که بلای خانمانسوز زندگی بشر گردیده است . امان از دست تقلید کورکورانه .

در این باره مولوی گوید:

خلق را تقلیدشان بر باد داد

ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

البته تقلید از خیر و خوبی خوبست ولی تقلید از ضرر و بدی چقدر بد است درکتاب ارزشمند «مشکل اسراف » آمده است هزینه آرایش زنان ایرانی نسبت به پنجاه سال قبل هزاربرابر شده است .

«مک نامارا» (رئیس بانک جهانی) گفته است: 800 میلیون نفر در جهان گرسنه اند .

اطلاعات شماره 14214: هر شب یک میلیون نفر گرسنه می خوابند و سالانه بین 10 تا 20 میلیون نفر در جهان در اثر گرسنگی با علتهای منسوب به آن می میرند .

اطلاعات شماره 14835: در آمریکا زن و مردی دختر 12 ساله خود را به 30 هزار دلار فروختند و آن را خرج مبلمان اطاق و تعویض ماشین خود کردند .

کیهان شماره 8908: طبق آمار سال 1974 به موجب آمار گالوب 40 میلیون سگ منهای سگهای ولگرد بین خانواده های آمریکائی به اصطلاح متمدن زندگی می کنند آمریکائیها در پذیرائی سگ گوی سبقت را از همه ربوده اند هزینه کل نگهداری سگها در آمریکا سر به میلیونها دلار می زند درصورتی که هزینه تغذیه، استحمام و دارو و دکتر سگ و گربه می تواند شکم همه گرسنگان جهان را سیر کند .

خلاصه اینکه: اسراف در اسلام حرام است و از معاصی کبیره محسوب شده است کتاب آسمانی، «قرآن مجید» پانزده قرن پیش به ضرر و خطر اسراف توجه مخصوص داشته و به عبارت شیوا در مورد آن فرموده:

«... کلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین » (سوره اعراف، آیه 30) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید مسلما او (خدا) اسراف کنندگان را دوست نمی دارد . اینجا به عبارت ظریف فرموده که مسرفین دشمن خدا هستند .

در جای دیگر فرموده: «ان المسرفین هم اصحاب النار» (سوره غافر، آیه 47): قطعا اسراف کنندگان اهل جهنم هستند . در این جمله ضمیر هم دلالت بر تاکید دارد یعنی مسرفین حتما در عذاب شدید جهنم خواهند بود . و در محل دیگر فرموده: «ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین وکان الشیطان لربه کفورا» (سوره اسراء، آیه 30): مسلما اسراف کنندگان برادران شیاطین هستند و شیطان بر خدا کافر است .

و نیز قرآن مجید فرعون را از مسرفین یاد کرده است و در سوره بقره، آیه 138 آمده است: «و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و کان الرسول علیکم شهیدا» شما را آنچنان امت میانه رو قرار دادیم تا بر مردم دیگر الگو باشید و پیغمبر نیز بر شما الگو و گواه ماست .

علی علیه السلام می فرماید: «کن سمحا و لا تکن مبذرا و کن مقدرا و لا تکن مقترا»: بخشنده باش، ، اسراف کننده مباش، ، قناعت کننده باش ولی سختگیر و خسیس مباش .

حاصل این که: در راه زندگی همیشه معتدل و میانه رو باش تندروی و کندروی هر دو غلط است راه زندگی به راه این جهان بیشتر شباهت دارد در رانندگی اگر انسان تند و تیز رود احتمال خطر حتمی است و اگر کندروی کند به موقع به مقصد نمی رسد پس بنا به فرمایش گهربار پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله «خیرالامور اوسطها» بهترین کارها میانه رویست .

پس چگونه می توان به طور همه جانبه جلو اسراف را گرفت:

1 - به وسیله نیروی ایمان به خدا و معاد . البته کسی که بر وجود خدا و روز قیامت باور صددرصد داشته باشد، هیچگاه از دستورات خدا سرپیچی نمی کند و خود را گرفتار عذاب خدا نمی کند .

2 - از راه تبلیغ شفاهی و کتبی در مساجد و مدارس و محافل به وسیله مبلغین و معلمین و رسانه های گروهی و نصب تابلوها راجع به ضرر اسراف در معابر به طرق مختلفه که بایستی مجریان در این خصوص خود را در پیشگاه خداوندی مسؤول بدانند و به خصوص نسل جوان را تفهیم و کمال آگاهی را بدهند که اسراف چه ضررهای خانمانسوز برای خانواده ها فراهم می سازد و چه دودمانها و ملتها در اثر وابستگی و مصرفی بودن از بین رفته و مضمحل شده اند .

3 - ساده زیستن را باید به مردم تلقین نمود و زندگی مشعشع پیشوایان دین مثل پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام را به مردم الگو و سرمشق معرفی نمود .

4 - کم مصرف کردن را باید عادت داد . سعدی در کتاب خود آورده است: کسی را گفتند هیچ خبر داری حریر در بازار گران شده؟ او در جواب گفت: ما ارزانش می کنیم . گفتند: چگونه؟ در جواب گفت: نخریم و نپوشیم . و گفته اند سزای گرانفروش نخریدن است .

5 - مبارزه با اسراف . باید از طبقات بالا و از سازمانهای دولتی شروع شود تا دیگران از آنها پیروی و متابعت نمایند .

6 - فاصله گرفتن از مسرف و محدود کردن رفت و آمد با آنها و ایجاد تنفر از مسرف در جامعه . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 3:08 PM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  تأمین نیازهای واقعی بشر و دستیابی به رفاه واقعی اقتصادی، بالاترین هدف عدالت اقتصادی است. اما متأسفانه قرن بیستم شاهد پدیدة جدیدی در تاریخ اقتصادی بشر بوده که ((مصرف گرایی)) را بالاترین هدف در زندگی قرار داد و این روند در قرن بیست ویکم نیز همچنان با شدت بیش تر ادامه دارد. بنیاد جهانی سازی سرمایه سالارانه بر اساس ثروت و لذات جسمی و خوشی های حسی قرار گرفته است و این موارد تنها یا مهم ترین ارزش های ممکنی هستند که انسان غربی در راه تحققش تلاش می کند. مصرف هدف نهایی زندگی اقتصادی و اصل متعالی ((سعادت)) بنتامی مهم ترین توجیه کننده هر تلاش و کار بشری شد. همچنان که برترین فضیلت ها، دستیابی به بیش ترین درآمد و اشباع تمایلات شد. هر کاری که فرد برای دستیابی به این هدف انجام دهد مباح است؛ زیرا سود مخصوص به خود و در نتیجه در پایان کار، سود عموم را تحقق می بخشد. این فلسفه، سهم اساسی در انحطاط اینچنین اخلاقی در غرب داشت؛ انحطاطی که ممکن بود تا حد زیادی کاهش یابد، اگر اعتقادات دینی و ارزش های اخلاقی باقی می ماند و نقش پالایش اخلاقی اجتماع را ایفا می کرد. زادگاه این شیوه، زندگی آمریکایی است و لفظ ((آمریکایی)) روح آن را به بهترین شکل مجسم می نماید. ویکتور لِبو تحلیلگر خرده فروشی در دوره وفور آمریکا پس از جنگ دوم جهانی، چنین اعلام می کند:
 
اقتصاد فوق العاده بارآور ما چنان می طلبد که ما مصرف را به شیوة زندگی خویش بدل کنیم، که خرید و فروش کالاها را به صورت آیین در آوریم. می طلبد که اقناع خود، اقناع روح خود را در مصرف بجوییم. ما نیازمند آنیم که چیزها مصرف شوند، بسوزند، فرسوده و تعویض شوند و با سرعتی رو به تزاید اسقاط گردند.
 
مطابق آمارهای سال 1992، در یک تقسیم بندی بوم شناختی، مردم دنیا در سه طبقه کلی جای می گیرند: ((جامعه مصرفی))، ((جوامع با درآمد متوسط و فقیران)). فقیران دنیا که رقم آنها 1/1 میلیارد نفر است، شامل همه خانوارهایی می شوند که متوسط درآمد برای هر عضو خانواده کمتر از 700 دلار باشد. اینان اغلب روستاییان افریقایی، هندی و سایر مناطق جنوب آسیا هستند. اینان تقریباً به طور انحصاری از غلّه، محصولات ریشه ای و بقولات تغذیه می کنند و بیش ترشان آب ناسالم می نوشند. این گروه بیش تر در کلبه ها و حلبی آبادها زندگی می کنند، پیاده مسافرت می نمایند و بیش تر دارایی آن ها از سنگ، چوب و دیگر مواد موجود در محیط محلی ساخته شده است. این یک پنجم جمیعت دنیا فقط 2 درصد از درآمد جهان را به خود اختصاص می دهد.
 
3/3 میلیارد نفر از مردم طبقه متوسط دنیا بین 700 تا 7500 دلار در ازای هر عضو خانواده درآمد دارند. اینان بیش تر در آمریکای لاتین، خاورمیانه، چین و شرق آسیا زندگی می کنند. این طبقه همچنین خانواده های کم درآمد در بلوک شوروی سابق و کشورهای صنعتی را نیز در بر می گیرد. به جز یک عده قابل توجه این قشر، دیگران اغلب رژیم غذایی مبتنی بر غله و آب دارند و در خانه های متوسط مجهز به برق، روشنایی، رادیو و به طور روز افزون یخچال و ماشین لباس شویی زندگی می کنند. اینان با اتوبوس، قطار و دوچرخه مسافرت می کنند و دارایی آن ها شامل ذخیره متوسطی از کالاهای بادوام است. این طبقه مجموعاً 33 درصد درآمد جهانی را به خود اختصاص می دهد.
 
حدود 1/1 میلیارد نفر، از اعضای ((جامعه مصرفی جهانی)) هستند که شامل همه خانوارهایی می شود که درآمد سرانة اعضای خانواده در سال از 7500 دلار بالاتر است. اعضای این ((جامعه مصرف جهانی)) از گوشت و غذاهای بسته بندیشده تغذیه می کنند و نوشابه و دیگر نوشیدنی ها را از بسته بندی های یکبار مصرف می آشامند. بخش عمدة اوقات خود را در ساختمان هایی به سر می برند که هوای آن کنترل شده است و به یخچال و ماشین لباس شویی، خشک کن و آب گرم فراوان، ماشین ظرف شویی، اجاق مایکروویو و بسیاری از دیگر وسایل برقی نو ظهور مجهز می باشند. اینان با اتومبیل و هواپیما مسافرت می کنند و گردشان را کالاهای کم عمر یک بارمصرف گرفته است. این جامعه مصرفی 64 درصد درآمد جهانی را کسب می کند (32 بار بیش از طبقات فقیر).
 
قسمت عمده آمریکای شمالی، اروپای غربی، ژاپن، استرالیا و شهروندان سنگاپور، هنگ کنگ و شیخ نشین های نفتی خلیج فارس به این جامعه تعلق دارند. شاید نیمی از مردم اروپای شرقی و کشورهای مستقل مشترک المنافع روسیه نیز جزو این جامعه باشند. همان طور که حدود یک پنجم مردم آمریکای لاتین، آفریقای جنوبی و کشورهای تازه صنعتی شدة آسیا، مانند کره جنوبی، نیز در این گروه جای می گیرند.
 
البته تذکر این نکته لازم است که در این جامعه مصرفی 1/1 میلیارد نفری، سهم بیش تر اسراف و تبذیر از آن طبقات ثروتمند این جامعه است. ثروتمندان در مقایسه با مصرف کنندگان دیگر، پول بیش تری کسب می کنند. منابع طبیعی را بیش تر مصرف می کنند و نظام های بوم شناختی را بیش تر آشفته می سازند.
 
به هرحال، ظهور جامعه مصرفی را می توان از روی مصرف سربه فلک کشیده ای معلوم کرد که به صورت نماد عصر جدید درآمده است. از نیمة قرن بیستم، مصرف سرانه مس، انرژی، گوشت، فولاد و چوب در سراسر جهان تقریباً دو برابر، سرانة مالکیت اتومبیل و مصرف سیمان چهار برابر، سرانة مصرف پلاستیک پنج برابر، سرانة مصرف آلومینیم هفت برابر رشد یافته و سرانة مسافرت هوایی 33 برابر گردیده است. بهره کشی جامعه مصرفی از منابع طبیعی به صورت مصرف مسرفانة آب و غذا، استفاده تجملی از اتومبیل و هواپیما و بهره برداری سرسام آور از مواد آلوده ساز و دارای پیامدهای زیست محیطی مانند سیمان، فولاد و کاغذ، به خوبی در کتاب ((جامعه مصرفی و آینده زمین)) تبیین گردیده است. اما آن چه مهم است، این نکته می باشد که اقتصادهای جوامع مصرفی، به ویژه جوامع سرمایه داری صنعتی، تدارکاتی مصرف خود را نه فقط از منابع طبیعی خود، بلکه به طور عمده از منابع طبیعی جوامع غیر مصرفی (جوامع با درآمد متوسط و جوامع فقیر) تأمین کرده و این خطوط تدارکاتی جهانی داغ پاک نشدنی خود را بر اکوسیستم های خشکی می گذارند.
 
به هر تقدیر، جهان سرمایه داری با رفتارهای نابخردانة خود و مصرف بیرویة منابع سبب شده است که خاک تخریب شود، تنوع بیولوژیکی کاهش یابد، آب آلوده شود و هدر رود و خلاصه، کلّ اکوسیستم صدمه ببیند. این تمدن، طالب مصرف است و مشوّق آن. با ایجاد نیازهای کاذب، دل انسان ها را برای مصرف بیش تر به تپش می اندازد و بر شوق مصرف می افزاید.
 
اما بشریت باید تصویر روشن واقعیات را فراروی خود قرار دهد و به دنبال راه حل های مؤثری باشد که می توانند رفتارهای مصرفی و مخلّ به حال امروز و فردای کرة زمین را تغییر دهند. در این میان، آن چه اهمیت بیش تری دارد، تغییر در ارزش ها و نوع نگاه به انسان، طبیعت و کلّ هستی است. باید با این ایده فراگیر که ((بیشتر یعنی بهتر)) مبارزه کرد. مردم جوامع مصرفی می باید شیوه زندگی خاصی را در پیش بگیرند که نوعی برگردان از نظر فنی پیچیده الگوی زندگی کسانی باشد که هم اکنون در پله های پایین تر نردبان اقتصاد جای گرفته اند. پیشرفت های علمی، قوانین بهتر، تجدید ساختار صنایع، پیمان های جدید، مالیات های زیست محیطی و مبارزات گروه های مردمی، همه می توانند جامعه مصرفی را در رسیدن به این هدف یاری دهند. اما برای تأمین محیط زیستی که بتواند زندگی بشریت را تأمین کند، باید ارزش های خود را دگرگون کرد. ای.اف. شوماخر، نقاد اجتماعی در سخنرانی های سال 1977 خود در سراسر ایالات متحده، اظهار داشته است که:
 
فوری ترین نیاز زمان ما لزوم بازساخت ما بعد الطبیعه هست و خواهد بود و باید عالی ترین تلاش مان در راه روشن ساختن ایمان عمیق مان درباره مسئله آدمی باشد؛ این که انسان از کجا آمده است؟ هدف زندگی چیست؟
 
اسلام عزیز هدف زندگی را قرب به خدا تعیین کرده است و برای تشخیص صحیح نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، آموزه های دینی به ما می گویند که تقوا کلید و جداکنندة حق و باطل است:
 
یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً .
 
ای کسانی که ایمان آورده اید، ] اگر از مخالفت فرمان[ خدا بپرهیزید، برای شما وسیله ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی دهد ]روشن بینی خاصّی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت[.
 
برخلاف عصر جهانی سازی سرمایه سالارانه که نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، توسط بیش تر مردم دنیا تشخیص داده نمی شود و مصرف گرایی از طریق ((جامعه مصرفی جهانی)) به دو جامعه دیگر متوسط و فقیر با تبلیغات و چشم و هم چشمی سرایت می کند، در عصر جهانی سازی مهدوی، حکمت و عقل عملی بشر در اثر تقوا به تکامل می رسد و مردم به آن روشن بینی خاص قرآنی می رسند. امام باقر(علیه السلام)در روایت ابوخالد کابلی میفرماید:
 
((اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤس العباد، فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم)).
 
هنگامی که قائم(علیه السلام) ظهور کند، شعاع نورانیت و هدایتش همة بندگان خدا را فرا میگیرد و عقول مردم متمرکز و اخلاقشان به واسطه آن امام بزرگوار کامل میشود.
 
رفتار امام(عج) به عنوان انسانی کامل، به همراه یاران خالص و کامل خود در عرصه فردی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، به تدریج، نهادهای قدیمی ضعیف یا شیطانی را اصلاح یا تغییر داده و نهادهای جدیدی ابداع کرده و ساختارهای نوینی به وجود می آورد. آن ساختارها به تدریج، تعداد انسان های کامل و نخبه و نوآور را تکثیر نموده و این فرایند تأثیر متقابل نوآوران بر نهادهای قدیم و نهادهای جدید و بر افراد جامعه جهانی، اهداف جهانی سازی مهدوی را در زمینه تشخیص نیازهای واقعی از نیازهای کاذب، قوام بودن ((مال)) و مصرف به حد کفایت برای همگان، محقق خواهد ساخت. در آن عصر است که بشر قوام بودن مال را به طور کامل درک کرده و ارزش ها و نهادهای جدید قدرت، ترک اسراف و تبذیر را برای انسان ها امکان پذیر می کنند. هنگامی که قوام بودن مال به گونه ای صحیح درک شود، عقلانیت اقتصادی با ارزش های واقعی هستی هماهنگ شده و کارایی مطلق اقتصادی (کارایی بدون هزینه اجتماعی) تحقق می یابد. رسول خدا (ص) درباره درک عمیق آدمیان، حتی مجرمان و گنهکاران آن عصر نسبت به اموال می فرماید:
 
زمین بهترین چیزهایی که در دل دارد، بیرون می ریزد؛ مانند پاره های طلا و نقره. آن گاه قاتل می آید و چنین می گوید: برای این ها دست به قتل زدم و کسی که قطع رحم کرده است می گوید: این باعث قطع رحم شده بود. دزد می گوید: برای این دستم بریده شد. پس همگی طلا را رها می کنند و چیزی از آن بر نمی دارند.
 
معنی اسراف و قوام مال: در آیه ?وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسرِفُوا وَ لَمْ یَقْترُوا وَ کانَ بَینَ ذَلِک قَوَاماً? واژه های انفاق، اسراف و قوام را بررسی می کنیم.
 
((انفاق)) به معنی هزینه کردن و بذل و بخشش مال برای نیازهای خود یا دیگران است و می توان گفت این واژه اعم از انفاق اصطلاحی بوده و با مصرف در اصطلاح اقتصادی آن مترادف می باشد. در تفسیر اسراف و اقتار که نقطه مقابل یکدیگرند، مفسران سخنان گوناگونی دارند که روح همه به یک امر باز می گردد و آن این است که اسراف مصرف بیش از حد و در غیر حق و بیجا مصرف گردد و اقتار آن است که کم تر از حق و مقدار لازم بوده باشد.
 
کلمه قوام - به فتح قاف - نیز به معنای حد وسط و معتدل است و همین کلمه به کسر قاف به معنای مایه قوام هر چیز است. جملة بین ذلک متعلق است به قوام. بنابراین معنای آیه این است که بندگان رحمان انفاق می کنند و انفاقشان همواره در حد وسط و میان اسراف و اقتار است. امام صادق(ع) در یک تمثیل، میان سه حالت ((اسراف))، ((اقتار)) و ((قوام)) مقایسه مناسبی می نمایند. ایشان مشتی سنگریزه را گرفته و آن را در دست مبارک فشردند، به گونه ای که هیچ دانه ای از آن فرو نیفتاد. سپس فرمود:
 
((این رفتاری است که خداوند در کتاب خود، از آن به بخل یاد کرده است)). آن گاه دست خود را به طور کامل باز کرد، به گونه ای که هیچ ریگی در آن باقی نماند. بعد فرمود: ((این نیز اسراف است)). مشتی دیگر از ریگ برداشته و دست را به گونه ای گشود که مقداری از ریگ ریخت و مقداری در آن باقی ماند و فرمود: ((این است قوام و حدّ وسط)).
 
دربارة ملاک تشخیص قوام و حد وسط، برخی، از جمله مرحوم نراقی، در این باره قائل اند که:
 
ملاک تشخیص اعتدال و وسط، عرف است؛ زیرا مرجع در شناخت حقایق معانی لغوی مصادیق عرفی است و از نظر عرف، حد وسط عبارت است از هزینه کردن مال به اندازه نیاز و یا به مقداری که با موقعیت شخص تناسب دارد. بنابراین هرگونه هزینه و انفاق مال خارج از این دو ملاک رعایت نیاز و تناسب با موقعیت اسراف است؛ چه این که اتلاف و تضییع مال باشد، خارج از موقعیت فرد باشد و یا مورد نیاز نباشد.
 
به هر حال، محاسبه مقدار مصرف تجملی و مسرفانة اجتماعات بشری روشن می سازد که اگر ارزش های الهی حاکم شوند و این اسراف ها و شادخواری ها به صورتی درست و اصولی مهار گردد و با انضباط و قانونی سازش ناپذیر، جلوی عیاشی و ریخت وپاش های بیش از اندازه گروه اشراف رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نیازهای کل بشریت برآورده می شود و زندگی همگان در روی زمین تامین می گردد. مطالعه آمار و ارقام منتشرشده از طرف سازمان های خواروبار و تولید و مصرف جهانی، هم چنین آمارهای اقتصادی کشورها این موضوع را ثابت می کند که تنها از اضافه غذایی که در برخی کشورهای سرمایه داری در ظرف های زباله می ریزند یا مصرفی بیش از اندازه دارند و مواهب طبیعی را اسراف می کنند، می توان برخی کشورهای پرجمعیت جهان را به خوبی تغذیه کرد. در سال های اخیر، دنیا سالانه حدود 250 میلیون تن غله و دانه های غذایی تولید کرده و کشورهای توسعه یافته با داشتن تنها ربع جمعیت جهان، بیش از نیمی از این تولیدات را مصرف می کنند. حیوانات آن ها یک چهارم تمامی غله دنیا را می خورند که معادل است با غذای مصرفی 3/1 میلیارد از مردم چین و هند. در آمریکا برای سرسبز نگاهداشتن زمینهای گلف، چمن ها و قبرستان ها سالانه بیش از 2 میلیون تن کود شیمیایی از میان می رود و این مقدار برابر است با کمبود کود مصرفی در کشورهای عقب نگه داشته شده. اگر این مقدار کود در کشورهای جهان سوم مصرف می شد، می توانست اضافه تولیدی برابر با 15 تا 20 میلیون تن غله داشته باشند. نمونه دیگر مصرف های اضافی و اسرافی هزینه های سرسام آور نظامی است. اکنون همة کارشناسان سرشناس و حتی کارشناسان محافظه کار، به این نتیجه رسیده اند که تنها راه چیرگی بر بحران مالی جهان، جابه جا کردن اعتباراتی است که به هزینه های نظامی اختصاص یافته است. بر باد دادن بی حساب اعتبارات دولتی در راه سیاست های تسلیحاتی از عوامل مهم برانگیزنده مشکلات کنونی اقتصاد جهان است. این حرف را حتی می توان به شکل صریح تری بیان کرد: مسابقه تسلیحاتی راه را بر بهبود و رشد اقتصادی جهان می بندد. با هزینه تولید یک هواپیمای جنگی می توان حدود 000/40 داروخانه روستایی برپا کرد. هزینة تولید زیردریایی هسته ای مساوی است با مجموعه بودجه های آموزشی 23 کشور رو به رشد با 160 میلیون کودک که در سنین مدرسه رفتن هستند.


ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:21 AM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  گفته می شود ایران اسرافکارترین کشورهای دنیا و یا یکی از اسرافکارترین آنهاست.
مثلاً: در مصرف آب و هدر دادن آن تا آنجا که آب آشامیدنی که برای وزارت نیرو به قیمت گزاف فراهم می شود به ارزانترین وجه هدر داده می شود در کار بنائی و ساخت و ساز تا شستشوی اتومبیل و حیات منزل و پیاده روهای خیابان ها که جا دارد برای موارد پر مصرف قیمت آب به صورت پلکانی بیش از این افزایش یابد.
 
در مصرف برق که معمولاً در خانه ها و ادارات و خیابانها یله و رها است و برخی مغازه های لوستر فروشی صدها لامپ روشن می گذارند با این حال ما از کمبود برق و وارد کردن آن از خارج صحبت می کنیم و زیان دهی وزارت نیرو، که باید تمهیدی اندیشیده شود مصرف برق مهار شود و نرخ آن برای موارد پرمصرف به صورت پلکانی افزایش یابد و ادارات نیز به طور جد پیگیر مصرف معقول برق در ساختمان های دولتی باشند و مدیران مسؤول نظارت کنند و از لامپ های کم مصرف استفاده کنند متأسفانه در مصارف اداری ما هیچگاه دغدغه مصرف وجود نداشته! اینجانب در کشور چین دیدم ادارات از کمترین مصرف و استفاده از لامپ استفاده می کنند و ایام نوروز که هوا هنوز سرد بود شوفاژ ادارات و مؤسسات دولتی را خاموش کرده اند، آن وقت در کشورما شوفاژها کار می کنند و پنجره باز گذاشته می شود! در یک گزارش آمده که مصرف برق در کشور ما سه برابر استاندارد جهانی است.
 
در مصرف نان و مواد غذائی گران قیمت در رستوران ها و هتل ها و میهمانیها و خانه ها آنقدر اسراف و تبذیر دیده می شود و نعمت خداوند دور ریخته می شود که مایه تعجب است. نان به قیمت تقریباً رایگان داده می شود و صدها میلیاردها در هر سال نان خشک و کپک زده دور ریز و به گاوداری ها سرازیر می گردد. که جا دارد قیمت نان تعدیل شود به گونه ای که مردم قدر نان را بدانند و از اسراف و تبذیر خودداری کنند.
 
در موارد دیگر مانند تلفن ثابت و سیّار نیز وضع به همین گونه است گفته می شود ایرانیان پانزده برابر فرانسوی ها از تلفن همراه استفاده می کنند هر کودکی یک تلفن همراه در خیابان بدست دارد و به حرف زدن مشغول است و هزینه پرداخت پول آن پدر خانواده را به عصبانیت کشانده است... و چنین است تلفن منزل ها و صحبت های دور و دراز بعضی افراد و فرزندان خانواده که داستان شنیدنی دارد.
 
جای آن دارد که رسانه ها آموزش دهند و فرهنگ سازی کنند و مردم یک قدری به خود آیند و از مصرف بی رویه پرهیز کنند آنگاه بر سر وجه پرداختی در خانه ها جنگ و نزاع به راه نیفتد و از کمبودها سخن گفته نشود... و چنین است مصرف بنزین که از خارج به قیمت 580 تومان وارد می شود و به قیمت ارزان داده می شود و مشکل مهم ترافیک .
 
از این موارد که بگذریم به مصرف سیگار می رسیم که با همه تبلیغات و مرگ و میرهای ناشی از سرطان سینه و غیره ناشی از سیگار این ماده سمّی همچنان در رگها و ریه های انسان ها بویژه جوانان و بعضاً زنان جریان دارد و اینها حتی به خود رحم نمی کنند و از دود و دخان فاصله بگیرند! گزارش ها نشان می دهد که هر روز بیش از سه میلیارد تومان پول را اینان بابت دود سیگار هوا می کنند، این رقم سالانه به ارقام نجومی می رسد از سیگارهای داخلی و خارجی و بیشتر آمریکایی که از کشور خود به خارج صادر می کنند و برای جهان سومی ها می فروشند و ما ورود آن را مجاز کرده ایم، آنگاه روی پاکت سیگار می نویسیم، سرطان زا است!! این تناقضات چه توجیهی دارد؟!
 
به هر حال روی موضوع الگوی مصرف اصلاً کار نشده و از یک طرف از کسر بودجه مشکل کمی حقوق حرف می زنیم اما برای مصرف، فرهنگ سازی نمی کنیم!! رسانه های ما به جای همه چیز همه اش فیلم و سریال داخلی و خارجی پخش می کنند اما برای مردم از این رسانه ملی درس زندگی نمی دهند. در این باره سخن بسیار است که به مناسبتی دیگر موکول می کنیم. این جمله قرآنی را بار دیگر مرور کنیم: «اسرافکاران برادران شیطان اند» و مراقب باشیم ما از یاران شیطان نباشیم و نعمت های خدا دادی را ضایع نکنیم و از اسراف و تبذیر که عملی حرام است به حکم شرع و به حکم عقل بپرهیزیم و رسانه های ما بویژه صدا و سیما به رسالت خود در این زمینه بیندیشند که این بخشی از وظیفه آنهاست. خداوند گوش شنوا دهد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:19 AM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

ضرورت بازگشت به الگوهاى مصرف اسلامى

استفاده صحیح از نعمت هاى الاهى از بزرگترین دغدغه هاى پیشوایان دین بوده است . از این رو ست که سیره مصرفى اهل بیت(ع) مشاهده مى شود که ایشان «دورى از اسراف» و «قناعت در مصرف» از اصول مورد تاکید ایشان بوده است . این در حالى است که پیروان ایشان در کشورى اسلامى چون ایران امروزه گرفتار اسراف و تبذیر و مصرف گرایى شده اند. ما را چه شده است که امروزه ایران و ایرانیان را در شمار مصرف گرا ترین مردمان محسوب مى کنند؟!

با نگاهى به آمار مقایسه اى مصرف ایران با دیگر کشورها؛ به ویژه کشورهاى پیرو مکاتب مادى گرا و دنیا طلبى چون فرانسه ،چین، ژاپن و آمریکا و...؛ ضرورت بازگشت به اصول مصرفى اسلام و پیروى از الگوهاى مصرف اسلامى رخ مى نماید .

بر اساس گزارش موسسه «مارکت اوراکل»، ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختى به این کالا نخستین کشور در میان کشورهاى جهان است و بیش از 36 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007 در ایران مصرف گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاى بنزینى در کشورمان حدود 11 لیتر در روز است، در حالى که متوسط مصرف سوخت در کشورهاى دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2، در انگلیس 5/3، در فرانسه 9/1، در کانادا 5/6 و در کشور آمریکا 3/7 لیتر در روز است. هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2 برابر مى شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانى یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفى جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر مى شود. یعنى ایران در مقایسه با میانگین جهانى 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف مى کند. هم اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف مى شود. و هر ساله بیش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص مى یابد. در حالى که در صورت مصرف استاندارد، ایران مى تواند یکى از صادر کنندگان بنزین باشد.

سرانه مصرف نان در ایران به گفته معاون وزیر بازرگانى، حدود 160 کیلوگرم در سال است که نسبت به کشورهاى اروپایى نظیر فرانسه که 56 کیلوگرم و در آلمان 70 کیلوگرم در

سال است، بیش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یارانه نان طى پنج سال اخیر به طور متوسط سالانه بیش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جارى این رقم بالغ بر 26 هزار میلیارد ریال است و ادامه این روند طى 10 سال آینده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزایش یارانه قیمت نان، میزان یارانه پرداختى به 600 هزار میلیارد ریال خواهد رسید.

براساس گزارش صندوق بین المللى پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژى با رقم 37 میلیارد دلار مى باشد . مصرف سرانه انرژى در ایران به ازاى هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشورى مانند اندونزى با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژى در ایران با بسیارى از کشورهاى جهان، شاهد وضعیت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستیم .

در بخش ساختمان و مسکن ایران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژى به ازاى هر مترمربع در ایران 6/2 برابر متوسط مصرف در کشورهاى صنعتى است که در بعضى از شهرهاى کشورمان، این رقم به حدود 4 برابر مى رسد.

تبریزى مدیرعامل سابق شرکت ملى پالایش و پخش فرآورده هاى نفتى در خصوص میزان مصرف گاز ایران گفته است: ایران بعد از کشورهاى امریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعى در ایران از 68 میلیارد متر مکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 میلیارد متر مکعب در سال 2008 رسیده و پیش بینى مى شود در سال 2012 میلادى میزان مصرف به 277 میلیارد متر مکعب برسد. و با ادامه این روند در سال هاى آینده ایران به یک مصرف کننده بزرگ گاز طبیعى در جهان تبدیل خواهد شد.این در حالى است که دولت در سال گذشته 134هزار میلیارد ریال یارانه گاز به مشترکان بخش خانگى تعلق داده است.

الگوى مصرف آب آشامیدنى بر اساس اعلام بانک جهانى براى یک نفر در سال، یک متر مکعب و براى بهداشت در زندگى به ازاى هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوى جهانى آب مصرف مى شود! از نظر مصرف برق هم، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست، و دولت سالیانه یارانه 4 هزار میلیارد تومانى براى برق در نظر مى گیرد. دکتر داوودى معاون اول رئیس جمهور در همایش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ایرانى ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.

سرانه مصرف شکر در ایران 29 کیلو گرم است در حالى که میانگین مصرف شکر در جهان 22 کیلو گرم مى باشد، و نیز تحقیقات کارشناسان نشان مى دهد ایرانى ها 30 درصد بیشتر از میانگین جهانى روغن مصرف مى کنند، و همچنین مصرف میوه در ایران 4 برابر استاندارد جهانى است.

همانطور که مشاهده مى کنیم مقایسه میزان مصرف در بخش هاى مختلف با سایر کشورها، نشان دهنده وضعیت بسیار نامطلوب مصرف در همه زمینه ها است. و جالب تر اینجاست که سالیانه نزدیک به 12/2 هزار میلیارد تومان یارانه واقعى و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت مى کنیم. که در مجموع مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزى در حدود 90 هزار میلیارد تومان است.

گذشته از آمارهاى فوق، فقدان مدیریت صحیح زمان و صرف بى رویه عمر در صف ها، ترافیک ها ،مسافرت هاى غیر ضرورى، و گذراندن عمر در برنامه هاى غیر مفید براى دنیا و آخرت؛ از دیگر مواردى است که در مقایسه با دیگر ملت ها و کشورها، مصرفى بى رویه داریم. چنان که مشهور است، کار مفید کار گران و کارمندان ایرانى نسبت به برخى کشورها بسیار کم تر است.

در حقیقت صرفه جویى در استفاده از نعمت هاى خداوندى، امرى است که در مکتب اسلام بدان اهتمام بسیار است . این در حالى است که پیروان مکاتب مادى گرا و دنیاپرستى چون مکاتب لیبرالیسم و کمونیسم در کشورهاى چین و فرانسه و آمریکا و ....؛ بیش از پیروان مکتب اسلام به الگوهاى مصرفى اسلام پایبند هستند. از این رو ست که باید به الگوهاى مصرفى اسلامى بازگردیم و پرونده مصرف گرایى خود را مورد تجدیدنظر قرار دهیم . تحقق واقعى فرمایشات مقام معظم رهبرى (دام ظله العالى)، تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذیر است و ورود به این پیکار امروز یک تکلیف شرعى و ملى محسوب مى گردد. لذا باید گام هاى عملى در اصلاح الگوهاى مصرفى خود برداریم، تا خود را به الگوهاى مصرفى اسلامى نزدیک تر کنیم. بدین سان نباید خودمان

را با برگزارى چند سمینار وکنگره در این خصوص، سرگرم کرده؛ از اصل پیام مقام معظم رهبرى غافل شویم.

مصرف بى رویه چیست؟

مصرف به معناى استفاده از آن چه در اختیار انسان است، بوده و مصرف بى رویه را مى توان استفاده نا به جا و نامناسب تعریف کرد. تعبیر مصرف بى رویه در برابر تعبیر مصرف بهینه است . معیار مناسب و بهینه بودن مصرف را مى توان بر اساس اصول مصرفى اسلام و شرایط زمانى و مکانى تبیین نمود. گفتنى است، الگوى مصرف در کشورهاى مختلف بسته به فرهنگ ها و سنت هاى مردمان آن زادبوم، متفاوت است. الگوى مصرف در جامعه ما از دیرباز مترادف با اصول مصرفى اسلامى چون قناعت، خوددارى از اسراف بوده است. بدون تردید اصلاح الگوى مصرف در کشور ما به معناى ترویج و جامعه پذیرى الگوى مصرف ایرانى-اسلامى است.

از سوى دیگر، کشور ما امروز نیازمند تولید ثروت است و تحقق این مهم در گام اول مستلزم اصلاح الگوى مصرف در کشور است. خط کش مدرج توسعه یافتگى واقعى، نشان مى دهد که بین مصرف گرایى و تولید ثروت در یک جامعه رابطه عکس وجود دارد. اگر امروز بازارهاى جهانى در چنبره مصنوعات چینى و ژاپنى قرار دارد، به خاطر مصرف گرا نبودن مردمان این کشورهاست. پرهیز از مصرف گرایى در کشورهایى مثل چین، ژاپن و برخى از کشورهاى بزرگ اروپایى که اقتصادهاى بزرگى دارند کاملا مشهود است. انقلاب اسلامى به مردم ما یاد داد که با فرهنگ صرفه جویى و قناعت مى توان بر تمام مشکلات فائق آمد. اما مع الاسف، به واسطه سیاست هاى غلط اقتصادى و فرهنگى سال هاى پس از جنگ تحمیلى و به تبع آن تغییر ذائقه مردم؛ و همچنین رویکردهاى جدید دشمن در مقابله نرم افزارى با انقلاب اسلامى به یک باره تمام دستاوردهاى ده سال اول انقلاب فراموش شد و بار دیگر تجمل گرایى، مصرف گرایى و اسراف در کشور ترویج شد. این در حالى است که عمده پیشرفت هاى کشورهایى مثل ژاپن، کره جنوبى و... بر شالوده تجربیات جنگ و فرهنگ قناعت مردم جنگ دیده صورت گرفت. در واقع باید اذعان کنیم ما پس از جنگ به دلیل سیاست هاى غلط یک فرصت تاریخى را از دست دادیم. اما امروز به واسطه عزم جدى مسئولان کشور و یک صدایى دولتمردان در ضرورت تحول اقتصادى در تمام زمینه ها؛ بار دیگر این فرصت احیا شده است که، فرهنگ صرفه جویى و قناعت ترویج و ترمیم گردد. رمز تولید ثروت در یک کشور پرهیز از مصرف گرایى است و کشورهایى به دام تجمل و اسراف مى افتند که تولید در فرهنگ عمومى آنها جایگاهى ندارد. امروز به ضرس قاطع باید تاکید کرد راه پیشرفت کشور همان گونه که مقام معظم رهبرى فرمودند، پرهیز از اسراف و ترویج الگوى مصرف بومى و اسلامى است.

در حقیقت مصرف بى رویه خود مانع بزرگى در برابر رسیدن به اهداف چشم انداز جمهورى اسلامى است. دست یابى به پیشرفت، صرفا با ساخت صنایع بیشتر و امکانات، امکان پذیر نیست . در حال حاضر وضع به گونه اى است که، گویا قرار است ایران با رسیدن به درجات بالاى پیشرفت، به درجه اول مصرف گرایى نیز برسد. در واقع، به لحاظ فرهنگى نیز، نیاز به توسعه آموزه هاى فرهنگ اسلامى در میان نیروى انسانى پیشرفت ساز است. در حقیقت بایست آموزه ها و اصول مصرفى اسلام را بازخوانى کرده، بار دیگر مردم را بدان توجه داد. از این رو به بررسى اصول مصرفى از دیدگاه اسلامى مى پردازیم.

نگاهى به اصول مصرفى اسلام

1. پرهیز از اسراف

اسراف چیست؟

اسراف در لغت به معناى ولخرجى، بى اعتدالى و تجاوز از حد است(1). و در اصطلاح عملى است خارج از حدود و موازین مشروع و معقول باشد . از این رو مصرف زمان و عمر، مال و... در مسیر نادرست اسراف نامیده مى شود. امام على (ع) در روایتى بد ترین نوع مصرف را اسراف مى دانند(2) و در روایت دیگرى مى فرمایند: « واى بر اسرافکار، که( با اسراف) خود چقدر از صلاح خویش دور شد»(3) مى توان مصادیق اسراف را چنین بر شمرد:

1. استفاده نامناسب از اموال شخصى

استفاده نامناسب از اموال را مى توان در چندین صورت اسراف تلقى کرد.

الف- ضایع کردن مال و بیهوده تلف کردن آن، اگر چه کم باشد از بارزترین مصادیق اسراف است مانند بیرون ریختن آب باقیمانده در لیوان، پوشیدن لباس قیمتى مخصوص مهمانى در محیط کار، دور ریختن غذا و میوه به بهانه استفاده از آن . نقل شده است که

امام صادق (ع) روزى نگاهش به میوه اى که بطور کامل خورده نشده، و از خانه آن حضرت به بیرون پرتاب شده بود، افتاد. ایشان با دیدن میوه نیم خورده خشمگین شده و (با عتاب) فرمودند: این چیست؟ اگر شما سیر شده اید، بسیارى از مردم سیر نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به کسى بدهید که نیازمند آن است.(4)

چرا غذا را بیش از نیاز پخت مى کنیم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جویى نمى کنیم؟ چرا در استفاده از کاغذ، لوازم التحریر، دستمال کاغذى زیاده روى مى کنیم؟ چرا از میوه ها درست استفاده نمى کنیم؟ چرا در پخت نان و شیوه نگهدارى آن اصول لازم را به کار نمى بندیم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ولو با درآمدهاى خود با استفاده از ابزار و لوازم لوکس ضایع مى کنند؟ چرا الگوهایى که در برخى رسانه هاى جمعى و نیز عملکرد بعضى مدیران مشهود است جامعه را به سوى یک زندگى تجملى و اسراف گرایانه مى کشد؟ و ده ها چراى دیگر که همه روزه با آن برخورد داریم. امام صادق(ع) مى فرماید: «میانه روى در زندگى چیزى است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد، حتى اگر این اسراف با بیرون انداختن هسته خرمایى باشد، چرا که آن هسته به کار مى آید. یا با بیرون ریختن آب باقیمانده (در لیوان) باشد».(5)

در روایتى امام موسى کاظم (ع) در پاسخ به این سئوال که» آیا اگر کسى ده پیراهن داشته باشد اسراف کرده است ؟»، پاسخ منفى داده مى فرمایند: «لا، و لکن ابقى لثیابه و لکن السرف ان تلبس ثوب صونک فى المکان القذر»(6)؛ اسراف آن است که لباس فاخر خود را در مکان آلوده و کثیف بپوشى. آرى ! استفاده نا بجا از امکانات زندگى مانند لباس، غذا و ... نیز اسراف است .

یکى از ویژگى هاى عالى فرهنگ اسلام این است که در مصرف و استفاده از بعضى امکانات « شان و موقعیت» افراد را مد نظر قرار داده؛ ملاک اسراف و عدم اسراف را با اوضاع و احوال زمانى و موقعیت اقتصادى و اجتماعى فرد گره زده است. به عنوان مثال در مسئله نفقه همسر، منزل و لباس و زیور آلات را در شان و جایگاه همسر منوط کرده است. البته باید توجه داشت که وسعت و سادگى چیزى است، و تجمل پرستى چیز دیگر. از دیدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مسئله اى که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که بهره بردارى از نعمت هاى الهى، چنان چه از حد طبیعى فرد منزلت اجتماعى او بگذرد، اسراف است. استفاده از امکانات در حد اعتدال پسندیده است و چه بسا کمتر از این حد در مورد بعضى افراد، مصداق بخل باشد. حضرت على (علیه السلام) درباره نشانه مسرف مى فرماید: «للمسرف ثلاث علامات: یاکل مالیس له و یلبس مالیس له و یشترى مالیس له»؛ اسراف کار سه ویژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد، بیش از شأن خود مى پوشد و بیش از منزلت خود خریدکند.

در این بحث نباید غافل بود که برخى براى توجیه ولخرجى ها و چشم و هم چشمى هاى خویش، شان و منزلتى ساختگى براى خویش مى سازند . لذا باید از تقلید کور کورانه از دیگران پرهیز نمود. در تعابیر اسلامى حدى را که براى مسکن معین کرده اند این است که به اندازه «کفایت» و «کفاف» آدمى باشد و این مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمان ها و مناطق متفاوت است. در عین حال این امر باید به گونه اى باشد که از حد اعتدال زمان و منطقه آن فرد تجاوز نکند. حضرت على(علیه السلام) در بیان حد لباس انسان هاى باتقوا مى فرماید: «ملبسهم الاقتصاد» لباس پوشیدن متقین در حد اعتدال و میانه روى است. نه لباس هاى قیمتى مى پوشند و نه لباس هاى ژولیده و پست. بلکه در پرتو لباس معمولى، ظاهرى آراسته، پاکیزه و متین دارند.(7)

ب- صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سیرى، در صورتى که مضر باشد.

امام صادق (علیه السلام)مى فرماید: «انما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ بالبدن»(8) اسراف در چیزى است که موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود. استفاده از اموال خود در جهت آسیب رساندن به بدن را مى توان در مواردى چون استعمال دخانیات، نوشیدنى ها و تنقلات مضر، جراحى هایى مانند جراحى هاى زیبایى و مانند آن صادق دانست .

البته مواردى مانند جایى که درمان بیمارى و سلامتى آدمى به هزینه زیاد نیاز دارد، باید هزینه کرد و به یقین اسراف نخواهد بود.

ج- صرف مال در مصارفى که شرعا حرام است. مانند خرید شراب و ابزار و ادوات حرام.

استفاده اموال در مسیر حرام ناسپاسى بزرگى است که نعمت پرروده اى چون انسان به نعمت رسانى چون رازق هستى، دارد. «لئن کفرتم ان عذابى لشدید»(9). بزرگ ترین اسراف نعمت استفاده از آن در حرام است.

2. استفاده نا مناسب از زمان و عمر

نوع دیگرى از اسراف، اتلاف بیهوده عمر است. امروزه عمر بسیارى از مردم به سبب دور

شدن فاصله ها، به ویژه فاصله محل کار تا محل سکونت، موجب شده است که عمر بسیارى از مردم در طى این فاصله ها به هدر رود. در این میان ترافیک، نیز عمر بسیارى از مردم را به خود اختصاص مى دهد. برخى از شهروندان تهرانى 3 الى 4 ساعت از وقت خود را در خیابان ها مى گذرانند.

3. استفاده نا مناسب از امکانات اجتماعى

امکانات اجتماعى، اعم از آب ،برق، گاز، بنزین، تلفن، نان ارزان و ... از نعمت هاى بزرگى است که در کشور اسلامى ما مورد استفاده همگان است. اما متأسفانه با استفاده نامناسب از آنها اغلب مردم گرفتار اسراف در این زمینه ها هستند. چنان که در آمار ذکر شد، بسیارى از کشورهاى غیر مسلمان در صرفه جویى و خوددارى از اسراف در آن ها، بیش از مردم مسلمان ما موفق بوده اند. در حدیثى از رسول اکرم(ص) آمده است که « لا خیر فى السرف» خیرى در اسراف نیست. امام موسى کاظم(ع) مى فرمایند: «هر آن کس که مال دارد، از نابود کردن آن برحذر باشد. به درستى که مصرف مال در راه نا مناسب تبذیر و اسراف است»(10) امام صادق علیه السلام مى فرماید: «ان مع الاسراف قلة البرکة»(11) بدرستى که اسراف موجب کاهش و کمبود برکت است.

در یک بررسى کوتاه مى توان به کارهاى اسراف گونه بسیارى از مردم در جامعه ایرانى پى برد. گفته مى شود از هر ده میلیون قرص نان تولید شده روزانه در تهران، حدود3 میلیون «دور ریز» مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگین و سبک متفاوت را 150 گرم فرض کنیم، در این صورت در تهران با فرض ده میلیون نان تولید شده در روز، در حدود چهارصد وپنجاه تن نان خواهیم داشت که از کانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضایعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراک دام و طیور مى رسد ،(که آن هم براى دام بدون اشکال بهداشتى نیست). با این مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهیز نمود و بیماران بسیارى را درمان کرد. و یا گرسنگان بسیارى را در سطح جهان سیر کرد.

این روند در مصرف آب، برق، گاز، بنزین و دیگر امکانات اجتماعى جارى است . آیا این قدر استفاده بى رویه و مصرف نادرست امکانات اسراف نیست؟

2. صرفه جویى و میانه روى

از دیگر اصول مصرفى در اسلام صرفه جویى و اعتدال در مصرف است . این اصل در برابر اسراف و مصرف بى رویه قرار دارد. امام کاظم علیه السلام مى فرماید:» من اقتصد و قنع بقیت علیه النعمه و من بذر و اسرف زالت عنه النعمه» (هرکس که در زندگى اعتدال و قناعت را پیشه کند، نعمت بر او باقى مى ماند و هر کس که تبذیر و اسراف کند، نعمت از او گرفته مى شود (و فقیر مى گردد) . آن گاه که نعمت ها کاهش یابند و روحیه خودکفایى و قناعت و صرفه جویى از جامعه رخت بر بندد، فقر به آدمى روى آورد. به ناچار براى رفع نیازمندى هاى خود به دیگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصیت خویش را از دست خواهد داد. در حدیثى از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «کسى که اقتصاد و اعتدال داشته باشد فقیر نمى شود»(12) باید برحذر بود از روزى که اسراف و مصرف بى رویه امکانات زندگى موجب نیازمندى مردم مسلمان ایران به کفار گردد که آن گاه به تعبیر روایت دعاى ما مستجاب نخواهد شد . امام صادق (علیه السّلام) مى فرمایند: « چهار گروه هستند که دعاى آنها مستجاب نمى شود ... 3. کسى که داراى ثروتى باشد و آن را تباه نماید و بگوید خدایا بمن رزق و روزى بده که خداوندمى فرماید: مگر من به تو دستور ندادم که در زندگى اقتصاد و اعتدال و شایستگى داشته باشى؟ سپس حضرت این آیه 67 را قرائت فرمودند که خداوند متعال در سوره فرقان فرماید: «وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً». بندگان خدا کسانى هستند که به هنگام انفاق نه اسراف مى کنند و نه کم روى و میان این دو حالتى متوسط و معتدل دارند»(13).

بنابراین از مهم ترین اصول مصرفى دین مبین اسلام میانه روى در مصرف و رعایت اعتدال است. بر این اساس لازم است که مصرف معتدل و مناسب ترین الگوهاى مصرف در هر چیزى معرفى گردد و مردم به رعایت این الگوهاى ترغیب و تشویق شوند. ضمن این که از اسراف کاران و کسانى که بیش از الگوى مصرف، مصرف مى کنند؛ نباید حمایت نمود. از این رو حذف یا کاهش یارانه اسراف کاران راه حلى منطقى به نظر مى رسد.

3. قناعت محورى

قناعت اصل دیگرى است که همواره در منابع اسلامى مورد تاکید ویژه قرار گرفته است . قناعت به معناى قانع بودن به داشته ها و چشم طمع بستن به روى نداشته ها است . در ارشاد القلوب آمده است در تفسیرآیه «فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً» (او را به زندگى خوش و گوارا

زنده مى گردانیم) مراد از این زندگى، قناعت است که باو مى دهیم . قناعت چنان نعمت حیات بخشى است که سلیمان نبى آن گاه که از خدواند ملک عالمیان را خواست، و فرمود:» رَبِّ اغْفِرْ لِى وَ هَبْ لِى مُلْکاً لا یَنْبَغِى لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِى « بنا به گفته تفاسیر از خداوند قناعت خواست. سلیمان با فقیران مى نشست و مى گفت فقیرى در جرگه ى فقیران نشسته.آرى ! قناعت قدرت و ملک آدمى را افزون مى کند. از این روست که در روایتى از امام صادق (ع) قناعت به گنجى تمام نشدنى تشبیه شده است . در حقیقت قناعت مانع از مصرف بى رویه و بى حساب شده موجب استفاده بهینه از دارایى هاى آدمى است .

اگر مردم کشور اسلامى ما با قناعت خو گرفتند و از تجمل پرستى و زیاده خواهى فاصله گرفتند، روند فزاینده مصرف اصلاح خواهد شد و به جاى استفاده بى رویه از امکانات و نعمت هاى خدا دادى، از آن ها براى پیشرفت اقتصادى بیشتر مدد مى گیرد. براى درک ظرفیت بالاى اصل قناعت در میان اصول مصرفى اسلام توجه به این خبر جالب به جاست . بنا به گزارش واحد مرکزى خبر، در چین به دلیل قناعت بسیار مردم و به ویژه هفتصد میلیون روستایى، مصرف کالاهاى چینى در خود چین بسیار اندک است . از این رو، دولت چین براى فروش کالاهاى خود به شهروندان خود، طرحى را در پیش گرفته است که مصرف گرایى را در این کشور افزایش دهد تا کالاهایش روى دست تولید کنندگان نماند. جالب این است که دولت با تخفیف هاى ویژه سعى دارد که پس اندازهاى ده ها میلیون چینى را با وسوسه ایشان به خرید محصولات، به جیب سرمایه داران و تولید کنندگان بریزد . تا جایى که متقاعد کردن این جمعیت انبوه به خرج کردن پس اندازهایشان به عنوان طرحى سرنوشت ساز براى اقتصاد این کشور شده است. (14)

نکته جالب توجه در این خبر آن است که در این کشور بر خلاف ایران مردم آن قدر، قانع و کم مصرف هستند که سرمایه داران سعى در تبلیغ مصرف گرایى براى از بین بردن الگوهاى مصرف دارند. این در حالى است که در حقیقت یکى از عوامل پیشرفت کشورى پرجمعیت مانند چین پرهیز از مصرف گرایى و رعایت الگوى مصرف صحیح با تکیه بر قناعت است. سعدى به جا گفته است که :

قناعت توانگر کند مرد رخبر کن حریص جهانگرد را

قناعت کن اى نفس بر اندکىکه سلطان و درویش بینى یکى

چو سیراب خواهى شدن ز آب جوى چرا ریزى از بهر برف آبروى

نمونه هایى از الگوهاى مصرفى در روایات

در منابع روایى شیعه در مورد مصرف برخى امکانات توصیه هاى خاصى وارد شده است که نشان از اهتمام اسلام به مصرف صحیح دارد. به نمونه هایى از این موراد اشاره مى شود:

1.مصرف صحیح آب

در مورد سیره مصرفى رسول اکرم (ص) آمده است که ایشان با یک «مد» آب (تقریبا ده سیر) وضو مى گرفت و با یک «صاع» (تقریبا سه کیلوگرم) از آب غسل مى کرد.(15)

«راوى مى گوید: به ابو جعفر باقر(ع) و یا ابو عبد الله صادق(ع) گفتم: براى غسل جنابت چند پارچ آب کافى است، آن حضرت گفت: رسول خدا و همسرش با یک طشت آب، غسل مى کردند که پنج پارچ آب ظرفیت داشت. شرح: رسول خدا صلوات الله و سلامه علیه پارچ آبى داشت که بیش از یک کیلوگرم ظرفیت داشت. آن پارچ را پر آب مى کرد و وضو مى گرفت و مقدار کمى از باقیمانده آن را مى نوشید. طشت آبى داشت که پنج پارچ ظرفیت آن بود، آن طشت را پر آب مى کردند و با همسرش دو نفرى غسل مى کردند. موقعى که رسول خدا به تنهائى غسل مى کرد، فقط چهار پارچ آب در طشت مى ریخت و با آن آب غسل مى نمود».(16)

با توجه به این که وضو و غسل از مهم ترین اعمال عبادى مسلمانان است، محدوده مصرفى آب بسیار ناچیز توصیه شده است . این در حالى است که، متأسفانه، برخى مسلمانان براى مصرف آب بسیار غیر مهم تر آب بسیارى مصرف مى کنند.

2. مصرف صحیح مواد غذایى ونان

مواد غذایى، اعم از نان، غذا ، میوه و سبزیجات است که اسلام نسبت به هر کدام توصیه هاى تغذیه اى دارد . اما آن چه در همه این توصیه ها مشترک است، پرهیز از زیاده روى در مصرف آن ها ست . به عنوان مثال از دور ریختن نان ، میوه و غذا نهى شده است و توصیه به استفاده بهینه و حداکثرى از آن ها شده است . در سیره امام سجاد(ع) آمده است که هر گاه ایشان مى دیدند نانى در خانه اش افتاده، گرچه باندازه دم کش مورچه اى بود، از وعده غذایى خانواده اش به اندازه آن مى کاست.(17) در روایات بر مصرف ریزه هاى نان و غذا توصیه بسیارى شده است . از باقى گذاشتن میوه و استفاده از نیم خورده آن توصیه شده است . از دعوات قطب راوندى نقل شده است که، پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: «هر که یک لقمه افتاده یافت و آن را خوب پاک کرد و خوب شست و خورد، در درونش

جا نگیرد تا خدایش از دوزخ آزاد کند»(18). در محاسن از امام صادق ( علیه السّلام) نقل شده است: که هر که میوه یا تیکه نان که روى زمین افتاده برگیرد و پاک کند و بخورد در درونش جاگیر نشود، جز این که، بهشت او را بایست گردد».(19)

از سوى دیگر، پر خورى و زیاده روى در مصرف مواد غذایى نهى شده است. چنان که امام باقر(ع) فرموده اند: «هیچ چیز نزد خداوند مبغوض تر از شکم پر نیست»(20). لذا از آداب غذا خوردن دست کشیدن از غذا پیش از سیرى است: امام رضا(ع) در این باره مى فرمایند: «و ارفع یدیک من الطعام و یک الیه بعض القرم و عندک میل فإنه اصلح لمعدتک و بدنک و اذکى لعقلک و اخف على جسمک»(21). در حالى که هنوز گرسنگى باقى و میل و اشتها برقرار است دست از طعام بردار که این چنین غذا خوردن براى معده و بدن اصلح و براى عقل پاکیزه تر و بر جسم و تن بارى سبک تر است.

سخن آخر

با توجه به شرایط فعلى ایران اسلامى، نیاز جدى براى ترویج اصول مصرفى اسلامى احساس مى شود. چرا که با فرهنگ عمومى مردم سازگار تر است . بنابراین بازخوانى و بازگویى آموزه هاى مصرفى اسلام، نقش بسزایى در اصلاح الگوى مصرفى مردم دارد. براى رسیدن به این هدف بایست نهادهاى فرهنگى و رسانه ها، با برنامه ریزى در این زمینه ، اقدام به تولید محصولات و بسته هاى فرهنگى با زبانى نو نمایند. اصلاح الگوى مصرف از طریق تکیه بر اصول مصرفى اسلام ؛چون قناعت، پرهیز از اسراف، میانه روى و اعتدال در مصرف؛ یکى از بزرگ ترین گام هایى است که در مسیر توسعه و پیشرفت پایدار، برداشته خواهد شد.

پى نوشت ها:

1. فرهنگ بزرگ جامع نوین، احمد سیاح، ج 1 ص659 .

2. غررالحکم، اسراف.

3. غررالحکم، همان.

4. مستدرک الوسایل، کتاب الاطعمه و الاشربه، باب 61

5. حر عاملى، وسایل الشیعه، ج 15، ص 257 . بحار النوار ج71 ص346.

6. بحار الانوار ج 79، ص 317 .

7. نهج البلاغه، خطبه متقین ،خطبه 193، محمد دشتى.

8. کلینى، کافى، ج 4، ص 54.

9. ابراهیم، 7 .

10. بحار ج 78 ،ص 377.

11. وسایل الشیعه، ج 15، ص 261.

12. بحار الانوار- ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 343.

13. بحار الانوار- ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 340.

14. واحد مرکزى خبر، 1/2/88.

15. سنن النبى صلى الله علیه و آله.

16. گزیده کافى، محمد باقر بهبودى، ج2، ص 21، حدیث 5.

17. آسمان و جهان،ترجمه کتاب السماء و العالم بحار، ج10، باب بیستم خوردن تکه نان و ریزه خوان، ص: 209.

18. همان، ص 208.

19. همان، 207..

20. همان، باب پنجم در نکوهش پرخورى، ص 133.

21. طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام، نصرالدین امیر صادقى، نشر معراجى، 106.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 8:16 AM - روز یک شنبه 11 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  نهی و مذمت دیگری که شامل معتادها هم می شود، آیات نهی از اسراف و تبذیر است، همچون:
 
الف. «وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیراً * إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ»؛ «هرگز تبذیر مکن؛ چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطین اند.»
 
ب. «اَنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ»؛ «به درستی که اسرافکاران اهل آتش اند.»
 
ج. «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ»؛ «بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید که او (خدا) اسرافکاران را دوست ندارد.»
 
در اینجا سخن از اسراف است؛ گرچه مورد اسراف، چیزی باشد که اگر عنوان اسراف نداشت مباح بود؛ مثلاً اگر یک نوع غذا به مقدار معین لازم باشد، ولی بیش از یک نوع و بیش از مقدار نیاز، غذا درست شود و مازاد بر آن بدون استفاده بماند و خراب شود، آن را اسراف گویند.
 
حال اگر مورد اسراف و تبذیر، مباح هم نباشد، بلکه زیانهای آشکار و پنهانی هم داشته باشد مانند مواد مخدر در این صورت یقینا حرام است.
 
در این نکته ابهامی وجود ندارد که اعتیاد به مواد مخدر، یکی از بارزترین مصادیق اسراف و تبذیر است؛ زیرا مبالغ بسیار هنگفتی در مسیر آن دود می شود؛ چنان که طی یک تحقیق در ایران، سالانه 4 هزار میلیارد تومان صرف خرید مواد مخدر توسط افراد معتاد می شود.
 
آیا با این وصف، شکی در اسرافگر بودن معتادها می ماند؟ در مذمت اسرافگری همین بس که قرآن، اسرافگران را برادران شیطان نامیده و از سوی دیگر، برادران ابلیس و شیطان را پیروان مسیر منکر و فحشا قلمداد نموده است؛ چنان که می فرماید: «مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ»؛ «هر کس پیرو گامهای شیطان شود، [گمراه می شود؛ زیرا] او به فحشا و منکر فرمان می دهد.»
 
در سایه سیاه و شوم مواد مخدر، فحشا و منکرات فراوانی به وجود می آید که بر هیچ اهل دقتی پوشیده نیست. کمترین خسارت منکر مخدر، دود شدن سرمایه و امراض گوناگون جسمانی است. ناگفته پیداست که بسیاری از ناهنجاریهای فرهنگی، اجتماعی، روانی، سیاسی و... نیز از پدیده های شوم مواد مخدّر است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : ابوالفضل اقایی - ساعت 9:20 PM - روز شنبه 10 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :19  
10 11 12 13 14 15 16 17 18 19