چکیده
دکتر نجات اللّه صدّیقی آمیزه ای منحصر به فرد است. او هم عالم اسلامی و هم اقتصاددان است؛ دانشمندی که علوم سنّتی و دانش مدرن را جمع کرده است. در حال حاضر، استاد اقتصاد در «مرکز پژوهش های اقتصاد اسلامی» در دانشگاه سلطان عبدالعزیز در جده عربستان است و کتاب ها و مقالات متعدّدی درباره اقتصاد از منظر اسلامی دارد. به پاس کارنامه درخشان علمی اش «جایزه بین المللی شاه فیصل برای مطالعات اسلامی» و جایزه «مؤسّسه تأمین مالی امریکا (American Finance House) به او اعطا شده است. متن حاضر برگردانی از گفت وگوی آقای جواد جعفری از مؤسّسه اینترنتی «SoxndVision» با آقای صدیقی درباره شماری از مقولات و موضوعات مرتبط با اقتصاد اسلامی است.
جواد جعفری: یکی از موضوعات مهم در اقتصاد اسلامی، مفهوم بهره است که اغلب در مقالات و تحقیقات از آن نام برده می شود. مردم عادی می دانند که بهره در اسلام حرام است؛ با این حال، گاهی حکمت حرمت بهره برای آن ها خیلی روشن نیست. ممکن است توضیح دهید که چه مشکلی در بهره وجود دارد و چرا اسلام آن را ممنوع کرده است؟
م. ن. صدیقی: من گمان می کنم در این باره به ویژه در ایالات متّحده اندکی ابهام معنایی پیش آمده؛ زیرا در این کشور بهره دارای گونه ها و مفاهیم متعدّدی است و بهره ای که در اسلام تحریم شده، نوع خاصّی از آن به شمار می رود. در گام اوّل، مصداق بهره [ربای[ قرضی است.
منظور از بهره، بهره پولی است، نه بهره در معاملات تهاتری [ربای معاملی] که دیگر منسوخ شده است؛ بنابراین، بهره در جایی صدق می کند که فرد × پولی از فرد Y می گیرد و متعهّد می شود که بیش تر از مبلغ دریافتی را به فرد ×بدهد؛ البّته هر افزایشی را نمی توان مصداق بهره دانست؛ برای مثال، شما با مبلغ یک میلیون سرمایه وارد کسب و کار می شوید و پس از چندی با یک و نیم میلیون سرمایه، آن کسب و کار را رها می کنید یا با آن مبلغ، ملکی را خریده، آن را اجاره می دهید و اجاره آن را دریافت می کنید و با این سرمایه گذاری، مبلغ یک میلیون و نیم پول به دست می آورید. این گونه افزایش ها، همه حلالند و مشمول حکم بهره نمی شوند؛ امّا این مفاهیم در معانی مدرن شان، گهگاهی مشتبه می شوند و مردم آن ها را نیز حرام می پندارند؛ بنابراین اجازه بدهید با صراحت بگویم که بهره فقط در قرض پولی و دریافت هر گونه وجه اضافی بر اصل پول صدق می کند؛ امّا این که چرا بهره حرام است، دلیل آن پرواضح است. به طور معمول هیچ کس پولی را صرفا برای نگه داری قرض نمی کند؛ بلکه از آن برای تأمین مالی مصارف یا تجارت خود بهره می برد. حال، اگر این استقراض برای تأمین مصارف باشد، در این مورد اسلام سفارش می کند که اگر شما چیزی افزون بر نیاز خود دارید، و برادر [دینی] شما نیازمند آن است، لازم است که آن را به برادر نیازمند خود بدهید و بر او لازم است بکوشد تا آن را طبق تعّهدات خود بازپرداخت کند. نباید از نیازمندی برادر خود سوء استفاده کنید. به خاطر داشته باشید این سفارش در زمانی صورت گرفته که مصارف مردم از مرز امکانات آن ها فراتر نمی رفت و به وام مصرفی، به گونه ای دیگر نگریسته می شد. نکته مهم دیگر که نباید از آن غفلت کرد، آن است که قرض دادن امر اجباری نیست. اگر دوست ندارید به برادر کمک کنید، مجبور نیستید به او قرض بدهید؛ امّا اگر بنا شد برای تأمین مالی مخارج به او قرض دهید، آن را به صورت عمل خیر انجام دهید، نه برای کسب پول.
حالا اغلب خوانندگان به پول هایی می اندیشند که برای کسب و کار قرض داده می شود. آن ها متحیّرند و می پرسند: چرا باید فردی را که دارد از پول های استقراضی درآمد کسب می کند، از پرداخت وجه اضافی، و وام دهنده را از دریافت وجه اضافی منع کرد؟ همان طور که گفتم، کسب سود ممنوع نیست؛ امّا زمانی پای حرمت در میان است که وام دهنده می خواهد بدون آن که در ریسک کسب و کار شریک باشد، وجه اضافی به دست آورد. اقتضای انصاف آن است که شما در وام های تجاری باید در درآمد کسب و کار (اعّم از سود و زیان) سهیم باشید و همین امر، نقطه تمایز میان اسلام و سرمایه داری است.
سرمایه داری با صاحبان سرمایه پولی برخورد بهتر و نظر مساعدتر دارد؛ امّا به نظر ما با کارفرمایان که ریسک کسب و کار را به عهده می گیرند، برخورد نامنصفانه دارد؛ از این رو اسلام بهره را حتّی برای وام های تجاری تحریم کرده است تا برخورد منصفانه با وام دهندگان و وام گیران را، یعنی هم کسانی که پول خود را سرمایه گذاری می کنند و هم کسانی که با آن پول کسب و کار می کنند، تضمین کند. مکرّر می گویم که آن چه حرام است، هرگونه افزایش یا وجه اضافی نیست؛ بلکه دریافت هرگونه بازده [یا مازاد] مقطوع در محیطی که افزایش سرمایه پولی همیشه قطعی نیست، حرام است. اگر شما به محیط زندگی انسان در این جهان بنگرید، خواهید دید محیط به گونه ای نیست که بدانید فردا بر سرتان چه خواهد آمد. قیمت هایی که فردا فروش خواهید کرد، چه خواهد بود. پیشرفت شما در کسب و کار تولیدی به ویژه چگونه خواهد بود و این همان چیزی است که ما به آن ریسک بی اطمینانی اطلاق می کنیم.
اسلام مشارکت میان سرمایه پولی و سیستم کسب و کار یا توانایی مدیریتّی را سفارش می کند. در این مشارکت هر دو طرف در هرگونه ارزش اضافی حاصل از فعّالیّت تولیدی شریکند. اگر خسارتی در کار باشد خسارت به سرمایه تعلق می گیرد و البتّه کارفرما را نیز نصیبی از پاداش نخواهد بود.
جواد جعفری: جناب آقای دکتر صدیقی! شما در حال حاضر در امریکا و در همایشی درباره «بیمه اسلامی» حضور دارید. اغلب شنیده می شود که بسیاری از دانشمندان [یا عالمان] گفته اند: بیمه اسلامی خلط تعبیری بیش نیست و بیمه در اسلام جایی ندارد. جنابعالی در این زمینه چه فکر می کنید.
م. ن. صدیقی: در تمام جهان اسلام من کم تر کسی را سراغ دارم که بگوید بیمه مطلقا در اسلام جایی ندارد؛ البّته مردم میان بیمه عمر، بیمه اتومبیل و بیمه آتش سوزی تفاوت قائل می شوند. حال، هر مبنا و ساز و کاری را برای بیمه ها قائل شویم، بیش تر عالمان، از جمله عدّه ای در عربستان، هند، پاکستان و ایالات متّحده، این بیمه ها را تجویز کرده اند؛ هر چند ممکن است با صراحت با بیمه عمر اعلام مخالفت کنید. نباید در خواندن دیدگاه های مذهبی [یا فتاوا] کم دقتّی بخرج دهیم.
تا جایی که به نگرش منفی مردم به بیمه بر می گردد، باید بگویم که این بدبینی اغلب بر عدم درک ماهیّت قرارداد بیمه و عدم درک این واقعیّت مبتنی است که با تغییر محیط، وضعیّت تازه ای پدید آمده است که هزار سال پیش وجود نداشت. منظور من این است که بخش اعظم فقه ما بر روابط فردی میان زید و بکر [یا × و [Yتمرکز دارد. در حال حاضر، روابط، به مراتب پیچیده تر است. فقط رابطه ای ساده میان فرد پرداخت کننده حقّ بیمه و شرکتی که تضمین می کند در صورت وقوع حادثه ای، مبلغ معیّنی به فرد بیمه گذار بپردازد، مطرح نیست. در این جا به دلیل قانون اعداد بزرگ و قانون میانگین ها، اراده ناشی از جمعیّت بسیار عظیمی که در هم شده اند در میان است.
اگر این تصویر کلان، با این کلّیّت، را در نظر نگیریم، ممکن است این سؤال ایجاد شود که چگونه فردی با پرداخت مبلغ اندکی، مبلغ هنگفتی دریافت می کند و کسانی به طور مداوم حقّ بیمه را می پردازند و فقط مبلغ پرداختی را دریافت می کنند یا اصلاً چیزی دریافت نمی کنند. به این علل است که قراردادهای بیمه برای مردم به خوبی جا نمی افتد. برداشت من این است و به همین جهت می بینیم که محیط در مقایسه با 30 سال گذشته بسیار تغییر کرده است. شما می توانید به آثار موجود، حتّی به زبان عربی مراجعه کنید. آثاری که به رغم سنّت گرایی بسیار، میان بیمه های حلال و حرام تفکیک قائل می شوند و راه کارهای مبتنی بر تکافل و تبّرع یا نظیر آن ها را ارائه می دهند. به نظر من، شما هر طور قرارددادتان را طرّاحی کنید، و هر توجیه و مبنایی مانند تبرّع یا تبرّع متقابل، را پیشنهاد کنید، اصل مسأله یک چیز است و آن این که هر گاه پای اعداد بسیار بزرگ در میان باشد، چیزی که برای یک فرد خاص، به طور کامل غیر قطعی است، برای عضو دیگر این گروه می توان آن را تقریبا قطعی به شمار آورد؛ برای مثال شما اگر یک میلیون مغازه را در نظر بگیرید، یک مغازه دار هرگز نمی داند که آیا مغازه او بر اثر اتّصال جریان برق یا عامل دیگری آتش خواهد گرفت یا خیر؛ امّا شرکت بیمه، با توجّه به تجارب 25 سال پیش و مشاهده حوادث مشابه در محیط های مشابه، می تواند دقیقا محاسبه کند که طّی یک سال، از میان یک میلیون مغازه، چندتای آن آتش خواهد گرفت. بر همین اساس، جداول آماری ساخته می شود و کلّ صنعت بیمه فعّالیّت می کند.
در حال حاضر، این مسأله تا حدودی پیچیده است و فهم آن به ویژه برای افرادی که صرفا قادرند به یک زبان بخوانند، چندان آسان نیست، چنان که مستحضرید، برای مثال، در زبان اردو کتاب های فراوانی که توضیح دهند بیمه چیست نه این که به خوانندگان بینش دهند در دست نیست. سایر زبان های رایج در کشورهای اسلامی نیز وضعیّت کاملاً مشابهی دارند؛ بنابراین وقتی به عالمان مراجعه می کنید، آنان بر اساس معلومات خود اظهار نظر می کنند؛ آن هم معلومات و اطّلاعاتی که دیگران به آن ها می دهند که این اطّلاعات گاهی خود ناقصند یا به شکل ناقص به عالمان ارائه می شوند؛ بنابراین من گمان می کنم این اظهار نظرها چه بسا بی مبنا و ناپخته اند.
جواد جعفری: شما واژه هایی مانند تکافل و تبرّع را به کابردید. چه بسا این ها با بیمه رایج در غرب مثل بیمه متقابل دارای همبستگی است. ممکن است تصویری از چگونگی شمول پاره ای از اصول اساسی بیمه رایج در نظام بیمه اسلامی را ارائه فرمایید؟ چگونه فردی که به فرض، در عربستان زندگی می کند، خواهد توانست منزل یا کسب و کارش را در برابر پاره ای زیان ها و آسیب ها بیمه کند؟
م. ن. صدیقی: اندیشه اساسی، چنان که گفتم، آن است که گروه بزرگی با نااطمینانی یک سان مواجه هستند. احتمال وقوع حادثه را می توان به خوبی و درستی محاسبه کرد. این همان قانون اعداد بزرگ یا قانون میانگین ها است. حالا با استفاده از این اندیشه محوری می توان از مردم دعوت کرد که جهت تشکیل صندوقی مشترک، مبلغ کافی به طور سرانه بپردازند؛ به گونه ای که بتوان از این صندوق مشترک خسارات وارد بر قربانیان و حادثه دیدگان را جبران کرد تا جمع گروه در آرامش به سر برده، به زندگی خویش ادامه دهند و اگر منزلی دچار آتش سوزی شد یا اتومبیلی تصادم کرد، صندوق مشترک، قدرت اعاده وضعیّت پیش از آتش سوزی یا تصادم را داشته باشد. برخی وجود تفاوت میان بیمه و سایر چیزها [مانند بهره] را فراموش می کنند و فراموش می کنند که بیمه، بر ثروت کسی نمی افزاید؛ بلکه فقط وضعیّت پیش از حادثه یا آتش سوزی را اعاده می کند؛ امّا این که این صندوق مشترک، چگونه تشکیل، چگونه اداره، و سرمایه صندوق چگونه سرمایه گذاری شود، در این جا امکانات متعدّدی وجود دارد؛ امّا در بیمه اسلامی یک چیز روشن است و آن این که حق بیمه گذار باید به طور اسلامی سرمایه گذاری شود؛ یعنی هیچ اوراق قرضه بهره دار خریداری نشود. به هر میزان که دامنه فعّالیّت های بانک ها و صندوق های تعاونی اسلامی گسترده تر باشد، به همان میزان عبور از سدّ این مانع راحت تر است.
موضوع دیگر این است که آیا شرکت بیمه باید برای کسب سود فعّالیّت کند یا این که نظیر صندوق های تعاونی، به گونه ای عمل کند که هرگونه آزادی میان صاحبان اصلی سرمایه [یا بیمه گذارها] توزیع شود. تصمیم گیری در این باره، در حیطه سیاستگذاری قرار می گیرد؛ از این رو است که در این اواخر (بین سه یا چهار سال گذشته) و حتّی امسال، بسیاری از صندوق های تعاونی به شرکت های سهامی یا واحدهای تجاری تبدیل شده اند؛ در نتیجه، هر چه به صلاح جامعه باشد، باید آن را بگیریم. مخارج یا حقّ بیمه در کشورهای مختلف و موارد گوناگون می تواند متفاوت باشد. در بیمه اتومبیل یک مبلغ و در بیمه های دیگر مبلغ دیگری را می توانید معیّن کنید. در این زمینه، دست شما باز است.
در انتخاب آن هیچ چیزی دقیقا ممنوع یا مقرّر نشده است. فتاوای فعلی تکافل یا بیمه بر مبنای تبرع و اعانه را تأیید می کند؛ برای مثال، اتومبیل داران را در نظر بگیرید. آن ها باید پولی را به صورت هدیه به صندوق مشترک بپردازند. پرداخت، یک طرفه است و معاوضه نیست و چشم داشت پاداش نباید داشته باشند. وقتی این پول به صندوق پرداخته شد، به عقیده همه، از این پول باید برای جبران تصادم اتومبیل ها یا حوادث مشابه استفاده کرد. این یک جور طرز تفکّر است؛ امّا من آن را نمی پذیرم؛ زیرا گمان می کنم این اندیشه بر مقوله تبّرع مشروط مبتنی است؛ یعنی من پولی می پردازم و می گویم هیچ گونه چشمداشتی ندارم. من به یقین پول می پردازم؛ زیرا توقّع دارم که بموقع باید جبرانم کنند. بهتر است این واقعیّت را بپذیریم که ما به سبب وجود اعداد بزرگ به سازماندهی بیمه اقدام می کنیم. ما از دستاورد و کشفی خاص استفاده می کنیم؛ یک کشف ریاضی، دستاوردی که به نفع ما است و من، هیچ مانع شرعی در آن نمی بینم. شما می دانید در ادبیات [اقتصاد اسلامی] دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است. کتاب خود من در سال 1974 به زبان اردو،بعد در 1983 به انگلیسی منتشر شد. بسیاری هنوز بر این عقیده اند که بیمه تجاری غیر قابل قبول است و برای این عقیده استدلال های خود را دارند.
مهم این است که در کلّ جهان اسلام شرکت های بیمه تأیید عالمان را به دست آورده اند؛ عالمانی که توانسته اند جز برای بیمه عمر برای سایر بیمه ها مانند بیمه منزل، بیمه اتومبیل و ... راه های شرعی دست و پا کنند و محور محاسبات کماکان همان است.
جواد جعفری: جناب آقای صدیقی! شما به نکته جالبی درباره ادبّیات موجود در زبان های اسلامی اشاره کردید و من می خواستم از شما درباره وضعیّت ادبّیات موجود در اقتصاد و به طور عموم مطالعات اسلامی بپرسم. نظر شما در این باره چیست؟
م. ن. صدیقی: مسأله این است که علم به سرعت پیشرفت کرده است و ما که از لحاظ منابع تهیدستیم، نتوانستیم منابع بسیاری برای صنعت دانش اختصاص بدهیم؛ در نتیجه از قافله عقب ماندیم؛ [برای مثال] اگر دنبال چیزی در اردو یا عربی درباره بازارهای مالی باشید و بخواهید آن را به عالمی بدهید تا او بفهمد که «سپرده فرعی» یا «اختیار خرید سهم» چیست یا بسیاری از معاملات دیگر رایج در بازار بورس چیست، چیزی برای ارائه نمی یابید. متأسفانه تعداد آن هایی که به طور مستقیم این مبادلات را از طریق متون انگلیسی یا فرانسوی بفهمند نیز زیاد نیست؛ پس راه چاره چیست؟ این مسأله ای مهّم است. کم تر منابعی وقف به روز سازی عالمان در اموری می شود که لازمه زندگی امروزی است و عالمان باید درباره آن ها حکم بدهند.
اگر به اقتصاد اسلامی بنگریم، عمده ادبیّاتی که در این زمینه تا کنون پدید آورده شده، به زبان عربی و انگلیسی است و از لحاظ کیفیّت بهترین کیفیّت از آن ادبیات انگلیسی است؛ زیرا افرادی دانش بالاتری در رشته اقتصاد دارند که آن را از طریق زبان های مدرن و به طور عمده انگلیسی و در مواردی فرانسه، و نه از طریق زبان عربی فرا گرفته اند؛ در نتیجه، آثار مربوط به اقتصاد اسلامی به زبان انگلیسی وزین تر و تحلیلی ترند. نوشته های موجود به زبان عربی، شاید به دلیل نوع مخاطب شان، کلّی تر، احساساتی تر و تلفیقی از علم و واژه پردازی های ادبی است.
وقتی به سایر زبان ها نگاه کنیم، در همه زبان های رایج در کشورهای اسلامی مثل اندونزیایی، مالزیایی، بنگالی، اردو و فارسی، آثاری در زمینه اقتصاد اسلامی وجود دارد. من هیچ زبان اسلامی سراغ ندارم که در آن کتابی درباره اقتصاد اسلامی وجود نداشته باشد؛ البتّه کیفیّت آن ها فرق می کند. در زبان اردو، ادبیات گسترده ای داریم؛ اما در عین حال، کیفیّت آن ها بسیار ضعیف است.
جواد جعفری: همان گونه که شما خاطرنشان کردید، گویا لازم است عالمان سنّتی به پیشرفت های جدیدتر مثل علم اقتصاد و شاید پزشکی زیستی (Bio - medicene) و سایر حوزه ها نظر افکنده و بمانند سازی هایی میان شریعت سنّتی (قانون اساسی) و تحّولات جدید در رشته های معیّن پدید آورند. لازمه این امر، به ظاهر، ضرورت اولویّت بندی و ایجاد دستور کاری برای فراگیری علوم است. به نظر شما در حال حاضر دستور کار مناسب و لازم برای این امر چیست؟
م. ن. صدیقی: ضرورتی که شما از آن سخن می گویید، اگر نگوییم از یک قرن پیش، از بیست وپنج سال پیش احساس شده است؛ امّا متأسّفانه این امر بایسته هنوز برآورده نشده است؛ حتّی پس از آن که تقریبا همه کشورهای اسلامی استقلال خود را بازیافتند و خود، اداره دانشگاه های خود را به دست گرفتند و حتّی پس از آن که نفت برای بسیاری از کشورهای مسلمان، پول های هنگفتی را به ارمغان آورد و منابعی برای تربیت دانشمندان مسلمان صرف شد تا آن ها با زندگی مدرن از نزدیک یا مشاهده مستقیم یا مطالعه ادبیّات آشنا شوند، شمار عالمان مسلّط بر زبان انگلیسی و زبان عربی و متبحّر در علوم اسلامی و خبره در دانش اقتصادی از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی کند. پس چه باید کرد؟ لازم است منابع و مؤسّساتی را در اختیار داشته باشید که در آن، هر دو دانش زیر یک سقف تدریس شود یا دست کم عالمان فقیه با تسلّط اندک بر زبان انگلیسی و اقتصاددانانی خبره در رشته های خود و آگاه بر مسائل بنیادی اسلام و مقداری زبان عربی گردهم آیند و به بحث و تعامل بپردازند. به من بگویید در کجای جهان چنین برنامه ای اجرا می شود؟ هستند کشورهای چندی که مراکز پژوهشی در زمینه اقتصاد اسلامی یا دانشگاه بین المللی اسلامی در آن ها دایر است؛ امّا با نگاه نزدیک تر و عمیق تر در می یابید که منابع فراهم شده برای آن ها، هیچ ارتباطی با مقتضیات زمانه ندارد؛ به همین دلیل، پس از سپری شدن یک ربع قرن از تأسیس برخی از این مراکز، انتظارات شما از آن ها برآورده نشده است؛ زیرا این کار، کار آسانی نیست. چنان که می دانید، اگر شما اقتصاد یا امور مالی را در نظر بگیرید، هیچ کس نمی تواند در همه رشته های اقتصاد یا امور مالی تخصّص یابد. لازم است افراد در رشته های مشخّصی از اقتصاد یا بانکداری تخصّص یابند. مسأله این نیست که شما از سه یا چهار نفر دعوت کنید که بیایند و مرکزی برای پژوهش در اقتصاد اسلامی یا پژوهش های اسلامی و مؤسّسات آموزشی تأسیس کنید، مانند آن چه در IDB (بانک توسعه اسلامی) دارید یا چند فردی در اسلام آباد یا کوالالامپور دارید و انتظار داشته باشید که با چالش های قرن بیستم و بیست ویکم مقابله کنید. کارهای بسیاری باید انجام شود.
جواد جعفری: شما علاقه دارید شاهد اقدام هایی در این زمینه باشید. چه راه کاری برای ارتقا و پیشرفت مطالعات اقتصاد اسلامی و همسوسازی آن با اقتصاد رایج روز پیشنهاد می کنید.
م. ن. صدیقی: من به فعّالیّت هایی که در این بخش از جهان یعنی ایالات متحّده انجام می شود، امیدوارترم؛ البتّه ما همچنان از کشورهایی مانند پاکستان، ایران، مالزی و سایر کشورهای خلیج [فارس] که متعهّدند بخش مالی خود را طبق موازین اسلامی سازماندهی کنند، انتظار داریم که منابعی را وقف پژوهش های بنیادی کنند؛ امّا طّی بیست سال گذشته که شاهد ظهور و حضور شماری از بانک ها و مؤسّسات مالی بزرگ اسلامی بوده ایم، حتی بخش ناچیزی از یک درصد سودها صرف پژوهش های بنیادی نشده است؛ بنابراین نمی توانم زیاد امیدوار باشم؛ البتّه من از این ها همچنان می خواهم که برای انجام این مهم اقدام کنند؛ امّا اگر مسلمانان ساکن ایالات متحده این نیاز را درک می کنند، باید زمینه ای فراهم سازند و از عالمان، اقتصاددانان، و کارشناسان امور مالی برای کار در پروژه های معیّنی دعوت کنند. بیایید دست کم با مسائلی آغاز کنیم که تمام عقود مدرن را تشریج کنند؛ آن گاه تریبونی داشته باشیم که در آن، دیدگاه های گوناگون به طور آزادانه طرح و ارائه شود. مسأله منطقه ما، یعنی کشورهای خلیج [فارس] یا شبه قارّه هند آن است که اگر شما دیدگاه خاصّی به بیمه یا سایر معاملات مالی داشته باشید که با برداشت عمومی با برخی از فتاوا همخوانی نداشته باشد، مجال مساعدی برای ابراز دیدگاه خود ندارید و محیطی که در آن امکان تعاملات بیش تر میسّر باشد نیز فراهم نخواهد بود؛ بنابراین شما جایی مناسب تر از این کشور برای گفت وگو و کاوش آزادانه تر و پژوهش عمیق تر نمی توانید فراهم کنید؛ امّا این که از کجا آغاز کنیم، تعیین آن کاری دشوار است. من می دانم چیزهایی لازم است؛ امّا نمی دانم که چگونه آن نهاد را در این کشور پایه گذاری کنیم. من به اندازه کافی در پاکستان و عربستان و کوالالامپور مسائلی را شاهد بوده ام که ادّعا کنم نتایجی را که از آن جا انتظار داشته ایم، برآورده نمی شود. لازم است کاری متفاوت، شاید در موقعیّت و مکانی متفاوت انجام دهیم.
جواد جعفری: آقای دکتر صدیقی! شما ماشاءاللّه آمیزه ای منحصر به فرد از علوم اسلامی سنّتی و دانش نظام های اقتصادی مدرن را در اندوخته خویش و بحمدللّه کارنامه درخشانی در عرصه فعّالیّت های علمی خود دارید. در این مرحله از فعّالیّت علمی خود دوست دارید چه کاری انجام دهید؟ ارائه رهیافت نو در اقتصاد اسلامی؟ ایجاد روح تازه در کاوش های علمی؟ یا چالش های مشخّص دیگری که هنوز علاقه مندید به آن ها بپردازید؟
م. ن. صدیقی: در ابتدای فعّالیّت علمی من، در جایگاه اقتصاددان اسلامی یا پژوهشگری در زمینه اقتصاد اسلامی، توجهّم برخود، امّت اسلامی، کشورهایی که به طور رسمی خود را به اسلامی سازی بانکداری متعّهد کرده بودند متمرکز بودند، مثل پاکستان، سودان، ایران و غیره. و می کوشیدم درباره موضوعاتی قلم بزنم که به این کشورها در امر تجدید سازمان بخش مالی و امور اقتصادی شان به گونه اسلامی کمک کند؛ به همین دلیل توجّه بسیاری به بانکداری بدون ربا یا بیمه اسلامی و مشارکت و این گونه مسائل معطوف کردم. حال، با مشاهده آن چه در این کشورها اتفّاق افتاد و این که چگونه از این نظریّات صرفا برای اغراض سیاسی سوء استفاده شد و این نظریّات صادقانه و مخلصانه یا دست کم به طور کارا به اجرا در نیامد، به این نتیجه رسیده ام که ما باید این تلاش ها را به گونه دیگری ادامه بدهیم. در عین حال شما نمی توانید خانه خود را در وضع نابسامانی رها کنید و انتظار داشته باشید دیگران بیایند و از شما الگو بگیرند.
با وجود این، ما به سبب دو دلیل باید توجّه خود را به کلّ بشر معطوف کنیم. دلیل اوّل را می توان از وضع خود بشر استنتاج کرد. همه چیز در بخش مالی و اقتصاد بخوبی پیش نمی رود. ثروتمندان، ثروتمندتر و فقیران فقیرتر می شوند و همه این ها در شکل گیری سناریوی جرایم فزاینده، تنش های فزاینده و تهدید ضدّ امنّیت نقش دارند. دلیل دوم آن است که بر حضور ما بیرون از جهان [و جغرافیای [سنّتی اسلام، روز به روز افزوده می شود.
تا وقتی نتوانیم در زمینه هایی که می کوشیم، هموطنان خود را در ایالات متحده و سایر کشورها و حتّی در هند به سمت شیوه های کسب و کار، بانکداری و بیمه گری خود دعوت، و اعتماد آنان را جلب کنیم، خود ما از فرصت زیستن به طرز اسلامی محروم خواهیم بود. من به این که دستاوردهایی برای بشر داشته باشیم، خوشبینم. برای من بسیار دشوار است که این جا بتوانم این مسأله را دقیقا تشریح کنم؛ امّا چون شما از برنامه من برای آینده پرسیدید، باید بگویم که بر «جایگاه ارزش های اخلاقی و رفتارهای اخلاقی در زندگی اقتصادی» متمرکز شده ام. بشر، تازه مرحله ای را پشت سر گذاشته است که در آن انسان متنفر از شرارت های سرمایه داری و فعّالیّت های اقتصادی آزاد و سودجویانه کوشید تا گونه هایی از اقتصاد هدایت شده را تجربه کند؛ امّا پس از هفتاد سال از عمر کمونیسم و سوسیالیسم، آنان پی بردند که فرجام آن، وضعیّتی به مراتب وخیم تر است. بدون آزادی، هیچ راهی برای انسان زیستن و زیستن به طور انسانی وجود ندارد. حال، مسأله این است که چگونه باید آزاد بود و در عین حال از سرمایه داری بدور. بشر طّی سه قرن گذشته، گمشده ای داشته است و آن، سهم و نقش ارزش های اخلاقی است؛ ارزش هایی برخاسته از درون آدمی و این فضای خالی ارزش های اخلاقی فقط به اقتصاد اختصاص ندارد. ارتباط آن با زندگی خانوادگی و حیات اجتماعی به مراتب بیش تر از اقتصاد است؛ بنابراین من می خواهم این امکان را به کاوش بگیرم که چگونه تعهّد اخلاقی افراد و تهذیب یعنی اصلاح فضای اخلاقی جامعه می تواند در ایجاد اقتصاد برتر، خانواده بهتر و جامعه برتر مؤثّر و مفید باشد. حالا نباید برداشت شود که در اندیشه نوشتن این هستم که چگونه شما می توانید فقط از راه اخلاق به موارد پیشگفته دست یابید. خیر.
[در کنار اخلاق] دولت هم در آن جا خواهد بود و باید باشد تا از ضعیفان حمایت کند و دست کم پیروی از هنجارهای معیّن اجتماعی را تضمین کند و آزادی داد و ستد باید وجود داشته باشد تا مجال نوآوری و ابتکار فراهم باشد؛ امّا در میانه آزادی داد و ستد و مالکیّت خصوصی از یک سو، و نظارت و هدایت دولت از سوی دیگر، نقشی برای اخلاق در نظر گرفته می شود. نقشی که به علل تاریخی در اقتصاد به طور کامل مورد علاقه قرار نگرفته، و این چیزی است که من می خواهم در آینده بر آن تمرکز کنم. در آغاز به شما گفتم که این، مسأله ای همگانی است؛ این که کار اگر به پایه اکمال برسد، تصوّر می کنم که طرف خطابش فقط جوامع و کشورهای اسلامی نخواهد بود. این اثر برای حلّ معضلات دنیایی و اسلامی مسلمانان در نظر گرفته نشده است؛ بلکه به کلّ بشر معطوف خواهد بود؛ البتّه ما همه عضوی از جامعه بشری هستیم. دلیل دیگری نیز هست که آن را در صدر دستور کار من قرار می دهد و آن این است که ما، یعنی کلّ بشر، داریم به یک امّت تبدیل می شویم. شما نمی توانید در گوشه ای از جهان نیز خویش را پی بگیرید؛ در حالی که سایر جهان در مسیر متفاوتی در حرکت است. شما باید دیگران را اقناع کنید. شما تا آن جا که می توانید به سبک خود زندگی کنید که دیگران متقاعد شوند راه شما قابل قبول است و اگر دیگران سبک شما را بر نمی گزینند، دست کم باید به آن احترام بگذارند. حقّ خود را در زیستن به سبک خود محترم بشمرید. اگر این حق در رفتارهای خصوصی، حقوق خصوصی، قوانین خانوادگی پذیرفته شده باشد، بسیار دشوار است که مسائل مالی و اقتصادی [بشر] را مانند حقوق تفکیک کنیم؛ بنابراین در مقایسه با سایر موارد در زمینه مسائل اقتصادی باید به مراتب، همکاری، تفاهم و همدردی بیش تری از سوی هموطنان و همسایگان مان داشته باشیم تا بتوانیم خرید و فروش منزل، بیمه، بانکداری و فعّالیّت های بازار بورس مان را به طرز اسلامی انجام دهیم. این همان چیزی است که من امیدوارم برای ابلاغ پیام اساسی اقتصاد اسلامی به همه بشر بر آن تمرکز یابم.
جواد جعفری: جناب آقای دکتر صدیقی! از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، بسیار سپاسگزارم. برای شما و کاری که در دست اجرا دارید، آرزوی توفیق می کنیم. در پایان اگر سخنی یا نظری دارید بفرمایید.
م. ن. صدیقی: من نیز از فرصتی که فراهم کردید، متشکرم؛ امّا در پایان می خواهم نکته ای را به برادران مسلمانم خاطر نشان کنم. ما به شکیبایی بسیار نیاز داریم. افرادی را می شناسم که بی درنگ نتیجه گیری می کنند که فلان و فلان فرد به این و آن اصل پشت کرده و فلان نظر را زیر پا گذاشته است. ما باید به حقوق همه برای اندیشه و اظهار نظر احترام بگذاریم و به آن ها توجه کنیم و میانه روی را پیشه سازیم. اگر شما از این موقف آغاز کنید که پاسخ همه پرسش ها را می دانید، دیگر دیالوگی در کار نخواهد بود. ما به این فروتنی نیاز داریم که درک کنیم حتّی در مسائل شرعی تا جایی که به وضع جدید ارتباط دارد، پاسخ های درست را نمی دانیم. پاسخ هایی که داده می شود، حرف آخر نیستند. تا زمانی که به این تواضع و درجه بیش تری از تساهل در برابر دیدگاه های دیگران نرسیم، اوضاع بهبود نخواهد یافت.
رئيس اتحاديه كشوري طلا و جواهر با اشاره به بخشنامه جديد بانك مركزي گفت: فقط توليد سكههاي پارسيان ممنوع شده و خريد و فروش اين سكهها همچنان ادامه خواهد داشت، بنابراين مردم نگران نباشند.
راسخون : رئيس اتحاديه كشوري طلا و جواهر با اشاره به بخشنامه جديد بانك مركزي گفت: فقط توليد سكههاي پارسيان ممنوع شده و خريد و فروش اين سكهها همچنان ادامه خواهد داشت، بنابراين مردم نگران نباشند.
محمد كشتيآراي درباره انتشار خبري به نقل از وي مبني برممنوع شدن خريد و فروش سكههاي پارسيان، اظهار داشت: طبق اعلام بانك مركزي توليد سكههاي پارسيان ممنوع شده است.
وي در گفتوگو با فارس ادامه داد: خريد و فروش سكه هاي پارسيان تا اتمام فرآيند خروج اين سكهها در بازار ادامه خواهد داشت؛ مردم نگران سكههاي پارسيان خود نباشند.
رئيس اتحاديه كشوري طلا و جواهر با تأكيد براينكه هنوز بخشنامه مننوع شدن توليد سكههاي پارسيان به واحدهاي مربوطه ابلاغ نشده است، گفت: صبح امروز اطلاعيه مربوط به توقف توليد اين سكهها به اتحاديه رسيد.
محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي در ماههاي گذشته و همزمان با ورود سكههاي گرمي به بازار گفته بود كه ورود اين سكهها به منظور خروج تدريجي سكههاي پارسيان و ... است.
وي بارها تأكيد كرده بود كه سكههاي هخامنشي و پارسيان از نظر بانك مركزي فاقد وجاهت قانوني بوده و تنها بعنوان يك پلاك كاربرد دارد.
به نظر ميرسد بخشنامه جديد بانك مركزي در راستاي خروج تدريجي سكههاي پارسيان از بازار به اتحاديه كشوري طلا و جواهر و سازمان استاندارد ابلاغ شده است.
مطالعات نشان میدهد كه همگام با رضایت شغلی و وابستگیهای عاطفی، امنیت مالی یكی از عواملی است كه فرسودگی جسم را به تعویق انداخته و باعث طولانی شدن عمر میشود. احساس امنیت اقتصادی برای امید به زندگی
روانشناس برجسته آبراهام مزلو (1970- 1908) مدل روانشناسی مشهور خودیعنی «هرم نیازها» را كه به عنوان سلسله مراتب نیازها نیزشناخته شده، ارائه داده است.
مدلی كه توضیحدهنده نیازهای فردی انسانهاست. برپایه این مدل هر نیازی پس از برآورده شدن نیاز قبلی اهمیت یافته و تامین میشود.
5 نیاز اصلی انسان عبارتند از: نیازهای فیزیولوژیكی- امنیت- دوست داشتن و دوست داشته شدن- نیاز به احترام- و نیاز به فهم و درك متقابل. در پایین هرم، نیازهای حیاتی وجود دارد كه شامل نیازهای اساسی برای بقای زندگی است مثل هوا، غذا، آب، خواب و غیره. پس از برآورده شدن نیازهای اولیه حیاتی نیاز به تامین امنیت، اهمیت پیدا میكند.
داشتن سرپناه و خانهای امن و نبود ترس و وحشت و تعلق داشتن كه شامل تعلق به یك گروه یا داشتن یك رابطه دوستانه نزدیك یا به طور كلی دوست داشتن و پذیرفته شدن توسط دیگران است.
چهارمین نیاز شامل دو بخش است: احترام به خود و به رسمیت شناخته شدن از طرف دیگران. احترام به خود از داشتن لیاقت و مهارت در انجام كارهای محوله ناشی میشود. نظر به این كه نیاز به تحسین شدن در اینجا یعنی نیاز به تایید و تصدیق دیگران. اغلب مردم كه اتومبیل های گرانقیمت میرانند و خود را با اشیاء لوكس و قیمتی احاطه میسازند نیاز به بالا بردن سطح احترام به خویشتن دارند.
آخرین مرحله نیاز به خودشكوفایی (خود – واقعی كردن) است كه شامل به حداكثر رساندن پتانسیل و ظرفیت درونی شخصی است و بخش عمده و مهمی را تشكیل میدهد.
آنگونه كه مزلو بیان میدارد «موسیقیدان باید موسیقی بسازد، نقاش باید نقاشی كند، شاعر باید شعر بگوید، اگر آنها در نهایت با خود به صلح و آرامش رسیده باشند.»
وقتی ما در تمام مراحل قبلی به رضایت خاطر رسیده باشیم آنگاه این نقطه آغازی بر پیشرفت و توسعه پتانسیل و ظرفیت واقعی ماست كه با خلاق شدن، پر محتوا شدن، خود جوش شدن و آمادگی داشتن برای تجربیات مختلف صورت میگیرد.
پایینترین پله باید قبل از آنكه بتوانیم به مراحل بالاتر برویم ارضا شود یا حداقل به اندازه كافی باید تامین گردد. برای مثال ما ممكن است تا مرحله احترام بالا رفته باشیم اما اگر آب و غذا را رد كنیم و نادیده بگیریم به طور اتوماتیك به پایینترین مرحله سقوط میكنیم و فورا علاقه خود را در جستوجوی تحسین شدن از طرف دیگران از دست میدهیم ،تا زمانی كه نیازهای فیزیكی اولیه ما تامین گردند.
در هرم نیازها تمام مراحل بر پایه یكدیگر بنا شده است. اگر غذا و سرپناه نداشته باشیم عشق اهمیت خود را از دست میدهد. خودشكوفایی در صورت كمبود امنیت یا احترام به خود رخ نمیدهد.
مزلو براین عقیده بود كه بشر اساسا قابل اعتماد و امین است و قدرت حفاظت از خود را داشته و نیز به رشد و شكوفایی و عشق گرایش دارد. تنها هنگامی كه نیازهای اساسی بشر ارضاء نشود او به جرم و تبهكاری متوسل میشود. به این دلیل است كه فقر اغلب علت اساسی و اصلی جنگها و جنایتها، ویرانگریها و خشونتهاست.
مزلو همچنین معتقد بود كه تمامی چهار مرحله پایینتر نیازهای ما از تامین نیازهای حیاتی زندگی تا احترام باید ارضاء شود تا از عملكردهای خودپسندانه ما جلوگیری به عمل آید. تنها زمانی به مرحله خودشكوفایی میرسیم كه آزادانه و خودخواسته بزرگوار باشیم.
حال با توجه به مراتب بالا جایگاه پول كجاست؟ اگر تابع منطق فرلو باشیم، برخلاف عقیده و باور عمومی پول نهایتا به حرص و طمع منتهی نمیشود، برعكس، استفاده عاقلانه از پول میتواند ما را در رسیدن به خود شكوفایی و بخشندگی كمك كند. پول نمیتواند برای ما عشق بخرد، اما برای نیازهای اساسی، حیاتی و امنیتی ما ضروری است.
پول به ما در ارضای نیاز به احترام كمك میكند و آنگاه كه تمام نیازهای 4 مرحله برآورده شد میتواند برای ما رهایی از تعلقات مادی را فراهم سازد تا بتوانیم آنچه را كه میخواهیم انجام دهیم و آنچه را كه میخواهیم بشویم، بشویم. مطالعات نشان میدهد كه همگام با رضایت شغلی و وابستگیهای عاطفی، امنیت مالی یكی از عواملی است كه فرسودگی جسم را به تعویق انداخته و باعث طولانی شدن عمر میشود.
مطابق با بررسیهای انجام شده از عوامل روانشناختی كه متخصصین سالمندان برای پیشگویی طول عمر به كار میبرند داشتن مشكلات مالی و مقروض بودن را میتوان به عنوان عامل منفی نام برد كه فرسودگی جسم را شتاب میبخشد و احساس امنیت مالی و زندگی با اتكاء مالی به خود به عنوان عامل مثبت شناخته شده است كه باعث به تعویق افتادن زوال شخص میشود.
آنگونه كه مطالعات ثابت كرده است باید آموخت مشكلات مالی را حل كرد. به این ترتیب زندگی طولانی و همراه با موفقیت و كامیابی خواهد بود.
منبع:همشهری آنلاین
اي هر خانواده و همچنين هر يك از افراد خانواده، دفتر يادداشت مخصوص هزينهها لازم است....
هنر درست خرج کردن هنر مهمي در زندگي است. شما با اين هنر چقدر آشنايي داريد؟
دفترچه هزينهها
براي هر خانواده و همچنين هر يك از افراد خانواده، دفتر يادداشت مخصوص هزينهها لازم است. اين دفتر را به سه بخش تقسيم کنيد
1) هزينههاي ضروري 2) هزينههاي غيرضروري
3) فهرست مخارج روزانه
صرفهجويي در هزينههاي ضروري
هزينههاي ضروري واقعا ضرورياند ولي ميشود متعادلشان كرد. در آغاز هر ماه فهرستي از مخارج ضروري خود را در دفترچه يادداشت کنيد؛ مثلا اجاره، قبض تلفن و موبايل و برق، خورد و خوراک، پوشاک و... حالا با توجه به هزينههايي که اين مخارج در ماه قبل براي شما داشتهاند رقمي را جلوي هر کدام يادداشت کنيد. جمع اين رقم پولي است که تا آخر ماه نبايد صرف چيزي شود. حالا جلوي هر مورد بنويسيد چطور ميتوان هزينه هر کدام را کاهش داد؛ مثلا:
قبض برق: ميتوانم از لامپ کم مصرف استفاده کنم و زماني که سرگرم کاري هستم تلويزيون را خاموش کنم.
قبض موبايل: در ماه قبل تعداد زيادي SMS غيرضروري و چند مکالمه طولاني غيرضروري داشتم. اين ماه از SMS فقط براي موارد لازم استفاده ميکنم.
خوردوخوراک: هنگام خريد ميوه و سبزي، مصرف واقعي خانواده را در نظر ميگيرم تا ميوه لکدار و خراب در سبد خانه نماند و دور ريخته نشود؛ يا در مهماني غذا را به اندازه درست ميکنم تا دور ريخته نشود.
حالا خودتان حساب کنيد. همين چند مورد کوچک که ذکر شد در آخر هر ماه، چه مبلغي را در کيف پول يا حساب شما باقي ميگذارد. نگوييد «اي بابا! با اين پولها که چيزي حل نميشود.» همين قطرهها دريا ميشوند.
هزينههاي غيرضروري
اگر اسم هزينههايي غيرضروري شد، لزومي ندارد آن را به کل از برنامه اقتصادي خودتان حذف کنيد بلکه ميتوانيد آن در اولويت دوم، پس از ضروريات قرار دهيد. اينجا امکان صرفهجويي بيشتري برايتان وجود دارد. دو سوال: « آيا اين خرج در زندگيام موثر است؟» و «اگر موثر است، چقدر؟» را از خود بپرسيد. مثلا سفر تابستاني حتما در روحيه شما موثر است ولي اگر پس از بازگشت با مشکل بي پولي روبهرو شويد، خرجي اضافه و بدون دورانديشي بوده. حالا اگر اين مشکل را نداشته باشيد ميتوانيد در دفتر هزينهها يادداشت کنيد که در سفرهاي قبلي چند مورد خرج اضافه (مانند غذاي زياد يا خريد سوغات بيمصرف و تزييني) داشتهايد. اين مخارج را از سفر حذفکنيد.
يک مورد ديگر، رفتن به رستورانها و کافيشاپها است. بسياري از خانوادهها در برنامه خود، هفتهاي يک شب در رستوران شام ميخورند که ميتوان آن را به سه هفته يک بار تقليل داد. يک هفته ديگر را ميتوانيد با غذاي خانگي به طبيعت برويد و هفته سوم را در خانه، ميز قشنگي براي اهالي منزل بچينيد.
حالا خودتان ميزان کاهش هزينه را در همين مورد حساب کنيد. يا زماني که در تنگناي مالي قرار داريد به جاي پرداخت مبلغ باشگاه ورزشي از ورزش صبحگاهي پارکها استفاده کنيد. اگر همه مخارج ضروري و غيرضروري را بنويسيد و جلوي آنها راه صرفهجويياش را هم يادداشت کنيد، اين موارد قابل اجرا ميشود.
يادداشت مخارج روزانه
زماني که تمرين درست خرج کردن را شروع ميکنيد، هر شب بايد چند دقيقه را به ثبت مخارج روزانه خود، از ريز تا درشت، اختصاص دهيد. با اين کار، هم حساب خرج دستتان ميآيد، هم پس از مدتي متوجه برخي مخارج ميشويد که دايما در زندگي شما تکرار ميشود و هيچ ضرورتي هم ندارد؛ فقط عادت کردهايد.
6 دليل ولخرجي
1) رودربايستي
شما با مهمانتان رودربايستي داريد و براي يک نفر به اندازه چهار نفر تدارک ميبينيد يا همراه دوستي ولخرج هستيد و مجبور به خرجهاي غيرضروي ميشويد. بايد بدانيد با پذيرايي مفصل از مهمان، او را هم معذب ميکنيد و به فکر جبران مياندازيد؛ و اگر به دوستتان نه نگوييد هرگز نميفهمد شما از اين همه پول خرج کردن در عذاب هستيد.
2) عدم اعتماد به نفس
شما براي پوشاندن کمبود اعتماد به نفس، به طرف خريد کردن هجوم ميبريد تا دوستان و آشنايان را تحت تاثير قرار دهيد. ولي آنها هم احتمالا باهوش هستند و زياد تحت تاثير اين خريدهاي عجيب و غريب قرار نميگيرند؛ بلکه خيلي زود اصل قضيه را ميفهمند.
3) بيکاري و بطالت
از بيکاري حوصلهتان سر ميرود و خريد ميکنيد يا از يک کافيشاپ به ديگري سرک ميکشيد و شام را هم با دوستان صرف ميکنيد تا در خانه بيکار نمانيد. اين کار شما هم ضرر مالي دارد، هم مقطعي و کوتاهمدت است. تنها توصيه به درد بخور اين است که علايق واقعيتان را پيدا کنيد تا مفيد واقع شويد.
4) خجالت
به مغازهاي ميرويد و جنسي را قيمت ميکنيد. چنان از اخم آقاي فروشنده جا ميخوريد که خجالت ميکشيد بگوييد گران است و آن را ميخريد يا خجالت ميکشيد به دوستتان بگوييد مايل به رفتن به رستوران گرانتر از سطح بودجهتان نيستيد. بايد گفت تا زماني که به ديگران بيش از خودتان اهميت ميدهيد هميشه آخر ماه مبلغي پول کم ميآوريد.
5) جلب محبت
عادت کردهايد محبت ديگران را با هديه گران و بذل و بخشش بخريد و اطرافيانتان را غرق هداياي گران قيمت ميکنيد ولي باز هم ميزان محبتتان کمتر از مبلغ خرج شده است. اگر دوست و همزبان ميخواهيد روشي غير از خريد و فروش محبت پيدا کنيد!
6) عادت
شايد در خانوادهاي مرفه يا فاقد دورانديشي بزرگ شدهايد که کسي در آن به پسانداز فکر نميکرده و شما هم دايما پول خرج کردهايد؛ طوري که براي پول ارزش قايل نيستيد. بالاخره يک نفر بايد به شما بگويد که روش قبليتان غلط بوده و پول براي ايجاد يک زندگي امن ضروري است. چطور است روش منطقي خانوادههاي ديگر را با دقت بنگريد و الگوبگيريد؟!
خسيسها به چي فکر ميکنند؟
خسيس يعني کسي كه آب از دستش نچکد. شايد شما هم يکي دو تا آدم خسيس را در اطرافتان بشناسيد. البته خساست درجات مختلف دارد ولي به طور معمول اين گونه افراد از ترس دروني فقر به طور دايم آزار ميبينند و هر پولي (حتي ضروري) که خرج کنند، ميترسند به فقر و بيچارگي نزديک شوند. خساست افراطي ريشه رواني دارد و با حساب و کتاب داشتن در زندگي متفاوت است. علاوه بر آنکه خسيس هم مانند ولخرج فاقد مهارت در زندگي است و ممکن است دايما با اطرافيان خود درگير شود. اگر جزو اين گروه هستيد سه سوال از خودتان بپرسيد:
1) آيا ترس من از فقر به همين شدت واقعي است يا نوعي فکر منفي و آزاردهنده دروني است؟
2) از دست دادن احترام و محبت اطرافيان نزديکم در درازمدت با چقدر پول قابل مقايسه است؟
3) با ترس از خرج کردن از چه لذتهايي محروم ميشوم؟
پسانداز، گنج رواني
حال که راه پسانداز کردن برخي هزينههاي زايد را تمرين کرده و در دفترچه نوشتهايد، ميدانيد مبلغي به عنوان پسانداز براي شما باقي ميماند. اين جايزه شماست، مبارک است! فکر نکنيد مبلغ کمي است، چون با اين روش روز به روز بر پول شما اضافه ميشود و ميزان پسانداز شما با ميزان امنيت مالي شما رابطه مستقيم دارد. پسانداز کنيد تا لذت اين امنيت را دريابيد
کيف پول خود را مديريت کنيد
مهم نيست که چطور پول درميآوريد، پولتان از پارو بالا ميآيد يا چکهچکه از دست صاحبکارتان ميچکد يا به صورت قلمبه به حساب شما سرازير ميشود. هر طور که پول دربياوريد آخرين جايي که پول از آنجا از دستتان خارج ميشود کيف پول شماست. ايستگاهي که پولهايتان را فقط و فقط براي خرج کردن در آن قرار ميدهيد چون هيچ آدم عاقلي پولش را در کيف پولش پسانداز نميکند. به همين خاطر لازم است اين آخرين ايستگاه، يک حساب و کتابي هم داشته باشد تا آنقدر هر کي هر کي نشود که ندانيد پولتان از کجا آمد و به کجا رفته. حواستان به نکتههاي زير باشد.
يک کيف پول خوب بخريد. کيف پولي که از همراه داشتن خالي آن هم لذت ببريد. اينطور روحيهتان هم در مواقع بيپولي حفظ ميشود.
سعي کنيد کيف پولتان هميشه همراهتان باشد. اينطور عادت به داشتناش ميکنيد و اين باعث ميشود همراه نبودن کيفتان را با جا گذاشتن در منزل توجيه نکنيد. هراز گاهي هم کيف پولتان را چک کنيد.
پولهايتان را داخل کيف منظم کنيد. از بزرگ به کوچک، تراولها را هم جدا بگذاريد. اينجوري احتمال دادن ايران چک 50هزار توماني به جاي کرايه تاکسي به حداقل ميرسد.
عابر بانکهاي مختلف را کنار هم نگذاريد. ممکن است باعث خراب شدن و از کار افتادن هم شوند. اين مساله درباره کارتهايي مثل کارت مترو و کارت سوخت هم صدق ميکند.
هيچوقت رمز عابر بانکتان را روي آن ننويسيد. نوشتن شماره حساب اشکالي ندارد ولي رمز کارت در صورت گم شدن کيف آن را تبديل به يک هديه خوب براي يابنده ميکند.
پولهايتان را به مقادير يکسان تقسيم کنيد تا با يک نگاه سريع حساب کار و اوضاع جيبتان دستتان بيايد. اگر کيفتان اين قابليت را دارد جاهاي مختلف را به خرجهاي مختلف اختصاص دهيد.
همه کارتهاي شناساييتان را يک جا نگذاريد تا با گم شدن آنها يک جا بدبخت شويد. بعضي کارتها براي گرفتن المثني کارتهاي ديگر لازمند.
يک کارت آدرس با تلفن تماس خود داخل کيف بگذاريد تا آن شهروند خير بتواند با شما تماس بگيرد. در مواقعي که خدا نکرده صورتتان زير مينيبوس له شد هم آدرس کيف پول به آگاهي خانواده متوفي کمک ميکند.
کيفتان را با کارت ويزيتهاي مختلف و کارتهاي تبليغاتي سنگين نکنيد. اينها برايتان نان و آب نميشود.
سعي کنيد هميشه مقداري پول هم داخل جيبتان داشته باشيد تا هم مجبور نباشيد براي هر خرجي سراغ کيف پول برويد و هم در صورت گم شدن کيفتان بتوانيد تا خانه برسيد.
هميشه مقداري پول به عنوان پشتيبان و روز مبادا نگه داشته باشيد. خيلي به عابر بانکها اعتماد نکنيد. تجربه نشان داده آنها در روز مبادا پشت آدم را خالي ميکنند!
مهم نيست که چطور پول درميآوريد، پولتان از پارو بالا ميآيد يا چکهچکه از دست صاحبکارتان ميچکد يا به صورت قلمبه به حساب شما سرازير ميشود. هر طور که پول دربياوريد آخرين جايي که پول از آنجا از دستتان خارج ميشود کيف پول شماست. ايستگاهي که پولهايتان را فقط و فقط براي خرج کردن در آن قرار ميدهيد چون هيچ آدم عاقلي پولش را در کيف پولش پسانداز نميکند. به همين خاطر لازم است اين آخرين ايستگاه، يک حساب و کتابي هم داشته باشد تا آنقدر هر کي هر کي نشود که ندانيد پولتان از کجا آمد و به کجا رفته. حواستان به نکتههاي زير باشد.
1. يک کيف پول خوب بخريد. کيف پولي که از همراه داشتن خالي آن هم لذت ببريد. اينطور روحيهتان هم در مواقع بيپولي حفظ ميشود.
2. سعي کنيد کيف پولتان هميشه همراهتان باشد. اينطور عادت به داشتناش ميکنيد و اين باعث ميشود همراه نبودن کيفتان را با جا گذاشتن در منزل توجيه نکنيد. هراز گاهي هم کيف پولتان را چک کنيد.
3. پولهايتان را داخل کيف منظم کنيد. از بزرگ به کوچک، تراولها را هم جدا بگذاريد. اينجوري احتمال دادن ايران چک 50هزار توماني به جاي کرايه تاکسي به حداقل ميرسد.
4. عابر بانکهاي مختلف را کنار هم نگذاريد. ممکن است باعث خراب شدن و از کار افتادن هم شوند. اين مساله درباره کارتهايي مثل کارت مترو و کارت سوخت هم صدق ميکند.
5. هيچوقت رمز عابر بانکتان را روي آن ننويسيد. نوشتن شماره حساب اشکالي ندارد ولي رمز کارت در صورت گم شدن کيف آن را تبديل به يک هديه خوب براي يابنده ميکند.
6. پولهايتان را به مقادير يکسان تقسيم کنيد تا با يک نگاه سريع حساب کار و اوضاع جيبتان دستتان بيايد. اگر کيفتان اين قابليت را دارد جاهاي مختلف را به خرجهاي مختلف اختصاص دهيد.
7. همه کارتهاي شناساييتان را يک جا نگذاريد تا با گم شدن آنها يک جا بدبخت شويد. بعضي کارتها براي گرفتن المثني کارتهاي ديگر لازمند.
8. يک کارت آدرس با تلفن تماس خود داخل کيف بگذاريد تا آن شهروند خير بتواند با شما تماس بگيرد. در مواقعي که خدا نکرده صورتتان زير مينيبوس له شد هم آدرس کيف پول به آگاهي خانواده متوفي کمک ميکند.
9. کيفتان را با کارت ويزيتهاي مختلف و کارتهاي تبليغاتي سنگين نکنيد.
10. هميشه مقداري پول به عنوان پشتيبان و روز مبادا نگه داشته باشيد. خيلي به عابر بانکها اعتماد نکنيد. تجربه نشان داده آنها در روز مبادا پشت آدم را خالي ميکنند! و آب نميشود.
چگونه از پس مخارج و فشارهاي مالي و چيزهاي ديگر برآييم؟
شايد تا قبل از تولد نوزادتان به صورت جدي به خريدن شلوار يا لباس تازه فكر نكرده باشيد. حالا هم كه مادر شدهايد، خود را در تنگناي مالي ميبينيد يا شايد هم احساس تقصير ميكنيد.
در بررسي جامعِ بيش از 3000 مادر و زنان باردار، مركز كودك متوجه كوهي از نگرانيهاي مالي و همينطور ترس از نداشتن احساس تقصير كافي از عادات خرج و پسانداز در آنها شده است.
اين روزها بزرگ كردن بچه هزينه بسياري برمي دارد، بنابراين منطقي به نظر ميرسد كه ما مادرها دايم به پول فكر كنيم. اما فراتر از اينها، مسئله احساسات ناشي از نحوه خرج، ولخرجي و پسانداز هم وجود دارد. بنابراين مركز كودكان به سراغ متخصصان، يعني مشاوران مالي و روانشناسان متخصص در امور مالي رفت تا دريابد چگونه ميتوان فشار مالي را از بين برد. در ادامه اين مقاله به يافتههاي مهم، راهنماييهاي متخصصان و راههاي كسب اعتماد به نفس در شرايط مالي خود دست خواهيد يافت.
يافته 1: درباره نحوه مخارج خود احساس گناه ميكنيم
آمار مهم57: درصد از مادرها وقتي براي خودشان پول خرج مي كنند، احساس گناه دارند.
دلايل پشت آن:
ما همه افراد ديگر را در اولويت قرار ميدهيم
كيت لوينسونِ روانشناس كه برگزاركنندهي كارگاههايي براي كشف رابطه احساسي زنان با پول است ميگويد احساس تقصير از خرج كردن، چيزي است كه بين همه زنها شايع است چون ما هنوز اين طور تصور ميكنيم كه نيازهاي ما اهميت كمتري دارند. و وقتي هم كه مادر ميشويم، خواستههاي خودمان در آخرين سطر اولويتها قرار ميگيرند. لوينسون معتقد است «در نگاهي عميقتر، ما فكر ميكنيم ارزشهاي ما به واسطهي مراقبت از ديگران حاصل ميشوند». گري بوفون متخصص امور مالي و نويسنده، با مادران مختلف و حتي ثروتمندي كار ميكند كه وقتي ميخواهند چيزي را كه واقعا به آن احتياج دارند بخرند، آشفته خاطر ميشوند. بوفون ميگويد «وقتي به آنها توصيه ميكنم كه اول از همه به فكر خودشان باشند، جوري نگاهم ميكنند انگار ديو سه سرم».
حالا كه مادر شدهايم پول كمتري در اختيار داريم
بزرگ كردن بچهها اين روزها آنقدر هزينهبر است كه بسياري از زوجين احساس ميكنند بعد از مخارج ضروري مثل مراقبت از كودك، لوازم نوزاد، و پوشك چيز زيادي باقي نميماند. به علاوه، اگر دست از كار بكشيم و خانهدار شويم يا مرخصي زايمان بدون حقوق بگيريم، اغلب وضعيت مالي مان وخيمتر هم ميشود. حتي اگر نشود هم خيلي از مادران از خرج كردن پولي كه خودشان به دست نياوردهاند دچار عذاب وجدان ميشوند. لوينسون مُراجعي را به خاطر ميآورد كه بعد از ترك شغل معلمي ديگر تمايلي به خرج كردن نداشت – با اين كه خانواده متمولي داشت. لوينسون ميگويد «او ميتوانست براي بچهها خريد كند، اما براي خودش نه. از اين كه به شوهرش وابسته باشد احساس ناراحتي ميكرد، و احساس ميكرد كه اگر احتياجاتش را كم كند، اين قدر احساس دين به شوهرش نخواهد داشت».
درآمدمان را با نيازهاي رو به افزايش خانواده هماهنگ نكرده ايم
بچه دار شدن براي بسياري از خانوادهها به منزله شوك مالي است. خيلي سخت است كه از قبل پيشبيني كنيد كه كودكتان با چه سرعتي رشد ميكند و لباسهايش برايش كوچك ميشوند و كلاسهاي من و مامان يا استخدام پرستار بچه چه هزينههايي برميدارد. بودجه شما دچار ضربهاي ناگهاني ميشود – و با ترس و احساس ِ گناه از خرج كردن تحليل خواهيد رفت.
چه ميتوان كرد:
نگاه دقيقي به بودجه خود داشته باشيد، و جايي براي خرج كردن براي خود در نظر بگيريد.
كانداس بار، مشاور مالي و يكي از موسسان موسسه آموزش مالي زنان توصيه ميكند، برنامه مخارج خود را تنظيم كنيد. يك ماه هزينههاي خود را دنبال كنيد، بعد نگاهي به ضروريات (هزينه مسكن يا اجاره، تسهيلات زندگي و پساندازها) و موارد غيرضروري داشته باشيد و ببينيد در كجاها مي توانيد صرفه جويي كنيد.
اگر ميتوانيد، مبلغي را براي مخارج «اضافي» مثل تفريحات، بيرون رفتن، خريد و امثالهم كنار بگذاريد. بوفون ميگويد «به اين ترتيب، احساس ميكنيد كه خرج كردن براي خودتان بهحق است، چون همه چيز را برنامهريزي كردهايد. وقتي فكر نكنيد كه داريد از حق زهرا ميزنيد و خرج زهره ميكنيد، صرف مبلغي براي خودتان راحتتر خواهد بود.» بسياري از زوجين براي چنين مخارجي از كارت اعتباري مشترك استفاده ميكنند چون آنها را متوجه مقدار مخارج خود ميكند.
با همسر يا شريك زندگيتان همراه باشيد.
فرقي نميكند در خانه با كودكان ماندهايد، كمتر از شوهرتان كار ميكنيد و درآمد داريد، يا بيشتر درميآوريد، مهم اين است كه احساس كنيد شريك مالي شوهرتان هستيد. درباره احساس خود نسبت به خرج كردن با هم صحبت كنيد و مطمئن شويد كه هردوي شما به يك اندازه درگير امور مالي هستيد. اين به معني پرداخت قبضها، و تسويه حساب ماهانه و اقرارنامههاي بانكي با هم است.
اگر در حالت عادي قبضها را با كمك هم نميپردازيد، درگير شدن در اين كار بخشي از نگراني شما در خصوص امور مالي را كم ميكند. و معمولا اگر مراقب حساب بانكي باشيد، همسرتان درك بهتري از بودجه خانواده خواهد داشت. مطمئن شويد كه با همسرتان درباره نحوه خرج مبالغ باقيمانده هر ماه بعد از پرداخت قبوض توافق داريد. ژاكلين پلومز روانشناس ميگويد «به اين ترتيب، هيچكس احساس نخواهد كرد كه سرش كلاه ميرود».
براي خودتان حقوق در نظر بگيريد.
مادراني كه در خانه كار ميكنند، بر اساس آمار قادرند سالانه 15000 تومان بابت نقشهايي چون خانهداري، آشپزي، مربيگري در مهدكودك، رانندگي ون، و روانشناسي و ديگر شغلها درآمد داشته باشند.
كمتر خانوادهاي ميتواند همزمان شش نفر را استخدام كند، اما متخصصان توصيه ميكنند كه بر اساس بودجه خانوادگي، حقوقي را براي والديني كه در خانه ميمانند در نظر بگيريد. اين عيني ترين راه پي بردن به اهميت همكاري پدر يا مادر در سلامت مالي خانواده است و به او كمك ميكند دچار احساس گناه از خرج كردن نشود.
اگر از جمله والديني هستيد كه در خانه ميمانيد و وقت اضافه كمي داريد، گزينهي ديگر كسب درآمد از طريق كار در خانه است. بعضي از والدين لباسهاي كوچك شدهي فرزندانشان را از طريق اينترنت به فروش ميگذارند؛ برخي ديگر حرفه خود را ادامه ميدهند، و برخي ديگر لوازم دست ساز ميفروشند يا طراحي لباس ميكنند.
مسئولانه براي خود خرج كنيد
هنوز آن قدر وقت نداريد كه براي خودتان خرج كنيد؟ اليويا ملان، سخنگوي شغلي، مربي مالي، و نويسندهي چهار كتاب درباره پول و روابط ميگويد «خرجهاي غيرمعمول را تجربه كنيد، كارهايي را كه در حالت عادي براي خود نميكنيد. خودتان را مجبور كنيد تا براي چيزهايي پول خرج كنيد كه به شما احساس دوست داشتني شدن و شادابي ميدهد». ملان ميگويد به جاي خريدن اشيا، به خرج كردن براي چيزهايي كه به روح و روان شما كمك ميكند فكر كنيد، مثل دورهاي آموزشي در كالج محلي. نتيجهاش چيست؟ آمادگي ذهني بهتري براي رسيدگي به خانواده خود خواهيد داشت. بوفون ميگويد «هفتهاي يك بار انجام كارهاي خوب براي خودتان ضروري است، حتي اگر كوچك باشد».
يافته 2: ما فقط بهترينها را براي كودكانمان ميخواهيم.
آمار مهم: 90درصد از مادران ترجيح مي دهند كه چيزي براي كودكانشان بخرند تا براي خودشان. 61 درصد بيشتر براي لباس كودكانشان خرج ميكنند تا خودشان.
دلايل پشت آن:
خرج كردن براي كودكان حس خوبي دارد.
توجيه ولخرجي براي كودك شما آسانتر است، مخصوصا اگر براي اسباببازي يا عروسكي باشد كه به رشد ذهني او كمك كند يا او را بخنداند. نورما فشباخ، روانشناس رشدي و باليني و استاد بازنشستهي مطالعات روانشناسي آموزش در دانشگاه كاليفرنياي لس آنجلس معتقد است با اين كار احساس ميكنيد كه داريد كار مهمي را به انجام ميرسانيد.
خريد براي كودكان ما را سر ذوق ميآورد بي آن كه احساس بدي داشته باشيم.
حتي ميتوانيد به نيابت از كودكان خريد كنيد چون رابطه نزديكي با كودك خود داريد. و انجام اين كارها با نقش مادري شما همراه ميشود. ملان ميگويد «خودمان را نانآور خانه ميدانيم بنابراين خريدن براي آنها واكنشي طبيعي است: "دلم ميخواهد بچهام احساس كند استثنايي است، زيبا است، و دوستش دارند» .
فشار زيادي براي خريدن آخرين و بهترين مدلها براي كودكانمان وجود دارد.
فيشباخ ميگويد «ما در جامعهاي كودك سالار و ماديگرا زندگي ميكنيم بنابراين همهاش خريد، خريد و خريد». و لوينسون ميگويد «خيلي از ماها احساس ميكنيم كه مادرهاي خوبي نيستيم مگر اين كه به بچهها هرچه بيشتر كه ميتوانيم بدهيم».
سعي ميكنيم چيزهايي را كه هميشه نميتوانيم به آنها بدهيم با اينها جبران كنيم.
دليل ديگري هم براي ولخرجي مادران در حق كودكانشان وجود دارد: گناه. بوفون ميگويد «خيلي از والدين از اين كه نميتوانند به فرزندانشان وقت يا توجه كافي مبذول دارند، احساس گناه ميكنند. بنابراين ميخواهند آن را با هديه و چيزهايي شبيه اين جبران كنند».
چه ميتوان كرد:
از خودتان بپرسيد چرا اين همه براي كودكتان ولخرجي ميكنيد.
بوفون ميگويد «اگر نيازهاي ضروري كودك را برآورده كرديد، هر كار ديگري غيرمجاز است. اين كه هر از گاهي هديهي خاصي براي فرزندتان بخريد خوب است، اما بايد حواستان باشد كه چرا اين كار را ميكنيد. والدين معمولا اين كار را به دلايل شخصي خودشان ميكنند، و اغلب ربطي به نياز كودك ندارد».
فقط بگوييد نه.
لوينسون ميگويد «اگر مدام در حق كودكانتان افراط كنيد، هيچ وقت ارزش پول را نخواهند فهميد. اين عملي متعادلاست چون با اينكه ميخواهيد بهترين اسباب بازي و آموزش را براي كودكتان فراهم كنيد، اما بايد به آنها ياد دهيد از زندگي لذت ببرند و بتوانند مشكلاتي را حل كنند كه صرفا با خريدن چيزها و پول خرج كردن به جايي نميرسند».
لوينسون ميگويد «بهترين استراتژي نه گفتن به بچه به شكلي منظم است. والدين بايد به كودكانشان ياد بدهند كه چگونه با شرايط نرسيدن به چيزهايي كه ميخواهند كنار بيايند». بچه ها بايد بفهمند كه اعضاي ديگر خانواده هم نيازهايي دارند. فشباخ ميگويد «راه سالم آن است كه بچه ها ياد بگيرند با اينكه در اولويت هستند، خواست والدينشان هم مهم است».
به كودكتان چيزهايي بدهيد كه فقط جنبه مادي نداشته باشند.
به خاطر داشته باشيد كه پول خرج كردن براي كودكتان بهترين راه نشان دادن عشق شما به او نيست. بهتر آن است كه وقت خود را به او بدهيد – حتي به روشهايي ساده. به او اجازه دهيد بعد از كار در پختن شام به شما كمك كند، وقت خواب با هم قصه بخوانيد، يا يك وعده غذا را در كنار هم بخوريد.
يافته 3: فكر ميكنيم داشتن پول كافي براي بزرگ كردن بچه ها ضروري است
آمام مهم: 68درصد از مادران ميگويند پول بيشتر داشتن انجام وظيفهي والديني را آسانتر ميكند. 62 درصد ميگويند براي داشتن احساس امنيت در قبال آيندهي فرزندانشان نياز به پول بيشتري دارند. 57 درصد ميگويند كه پول تعيين كنندهي تعداد بچهها هم هست.
دلايل پشت آن:
بزرگ كردن بچه ها هزينه بردار است.
خانوادهها براي پوشش دادن به نيازهاي اوليهاي مثل نگهداري از كودك، سلامت، مسكن، و تحصيلات عالي تلاش بسيار ميكنند. اين هزينهها رشد سرسامآوري داشته در حالي كه درآمدها راكد مانده يا افت پيدا كردهاند. و اگر يكي از والدين كار خود را به خاطر نگهداري از بچه رها كند، فقدان درآمد موجب فشار و نگراني اضافي هم ميشود.
ما هميشه برنامه ريزي مالي بلند مدت نداريم.
برنامهريزي مالي اغلب با بچهدار شدن زوجين دشوارتر ميشود. اين تعجبآور نيست. ما وقت اضافه كمتري خواهيم داشت، حالا چه كسي ميخواهد وقتش را صرف تنظيم وصيت نامه و يا سرمايه گذاري كند؟ به علاوه، انقدر گرفتاري داريم كه انگار سرمان در شن گير كرده است. لوينسون ميگويد «بيشتر مردم پس انداز كردن را دشوار ميدانند، بنابراين اصلا به آينده نگاه هم نميكنيم». اين باعث ميشود كه دايم احساس نگراني داشته باشيم كه پول نداريم يا پول كافي نخواهيم داشت.
چه ميتوان كرد:
دارايي هاي خود را منظم كنيد.
ضروري است كه برنامه مالي بلندمدتي تهيه كنيد. اگر به كمك احتياج داريد، سالي يك بار به يك برنامهريز مالي مراجعه كنيد. اين متخصصان ممكن است توصيههايي به شما بكنند كه فكرش را هم نميكرديد – مثلا به جاي سرمايه گذاري روي مدرسه كودك تان، در فلان حساب بانكي شركت كنيد. بابت پولي كه به شراكت ميگذاريد مالياتي به شما تعلق نميگيرد و اين شركات شما ممكن است پس اندازي براي شما بشود. بار ميگويد «هميشه ميشود براي مدرسه پول قرض كرد، و فرزندتان ميتواند بورسيه شود، اما شما نميتوانيد براي بازنشستگي پول قرض بگيريد.
چند تصميم سخت درباره سبك زندگي خود بگيريد.
تصميم بگيريد كه مهم ترين چيز براي شما كدام است. زندگي در خانهاي بزرگتر، زندگي بدون بدهي، يا تشكيل خانوادهاي بزرگ؟ گرفتن چنين تصميم هايي هرگز ساده نيست، اما براي بيشتر خانوادهها ضروري است. وقتي تصميم به داشتن بچههاي بيشتر باشد، پول ديگر چندان مهم نيست. لوينسون ميگويد «بايد از خودتان بپرسيد چقدر احتياج داريد. آيا ميتوانيد ساده تر زندگي كنيد؟ ما هميشه تصوراتي داريم كه بايد چيزهايي را قبل از بچهدار شدن به دست آورده باشيم، مثلا صاحب خانه شويم. اما خيلي از مردم جهان بدون داشتن خيلي چيزها بچه دار ميشوند».
يافته 4: ما مشتاق وقت گذراندن با خانوادهايم.
آمار مهم: اگر پول مسئله نبود، 60 درصد از مادران ترجيح ميدادند (به جاي خريدن خانه بزرگتر يا ماشين بهتر، نازپروري، يا فرستادن بچه ها به مدرسه خصوصي) بيشتر به سفرهاي خانوادگي بروند؛ 71 درصد ميگويند كه حاضر بودند از هزينهاي بزنند تا وقت بيشتري براي بچهها داشته باشند.
دلايل پشت آن:
به نظر ميرسد ما از هر وقت ديگر گرفتاريم.
با اين كه مطالعات دانشگاه مريلند در سال 2007 نشان داده است كه مادران امروزي در مقايسه با مادرانشان، در واقع وقت مفيد بيشتري را با بچههايشان ميگذرانند، هنوز هم به نظر كافي نميرسد. نيمي از مادران در آن مطالعه گفتهاند كه وقت كافي براي فرزندانشان ندارند، در حالي كه از كارهاي خانه، خواب، و وقت آزاد خود مي زنند تا در هفته چهار ساعت بيشتر از مادران در سال 1956 با كودكانشان سپري كنند.
شايد به اين خاطر كه سرعت بالا و عدم تمركز در زندگي مدرن لذت بردن از ساعتهايي را كه با بچههاي خود ميگذرانيم مشكل تر ميكند. به علاوه، زندگي بچههاي ما را انواع فعاليتها پر كرده – تمرين فوتبال، كلاس پيانو، و امثال آن – كه در واقع كيفيت مقدار زماني را كه با خانواده ميگذرانيم پايين مياورد.
چه ميتوان كرد:
به راههايي بينديشيد كه وقت بيشتري را با بچهها ممكن ميكند.
برنامهريزي انعطاف پذير كاري روز به روز شايع تر ميشود. اگر امكانش هست، با كارفرماي خود درباره ساعات كاري كمتر، تسهيم وظيفه، يا كار كردن در خانه صحبت كنيد. اگر امكان ان وجود ندارد، شايد صبحها بتوانيد كمي ديرتر برويد يا عصرها كمي زودتر به خانه بياييد. به اين ترتيب، ميتوانيد صبحانه يا شام را با بچهها باشيد، و يك ساعت مفيد بيشتر به وقت خانوادگي اختصاص دهيد.
در خلال برنامههاي روزمره به سفرهاي كوتاه برويد.
اگر دقت نكنيد، آخر هفتهها ميتواند به تودهاي از وظايف و ماموريت ها تبديل شود. اما برنامهريزي تجربههاي ويژه ميتوانيد جلوي آن را بگيريد. ملان توصيه ميكند «تجربههاي سفرگونهاي را به زندگي روزمره خود وارد كنيد. به ديدن جاهاي زيبا مثل پارك يا مناطق حفاظت شده طبيعي نزديك خانه خود برويد. فكر كنيد كه چه چيز سفرهاي خانوادگي را بيش از همه دوست داريد. آيا ساعتهاي آزاد بدون مزاحمت تلفن و ايميل است؟ اگر اين طور است، ترتيب يك روز بدون مزاحمت الكترونيكي با خانواده را بدهيد. يك روز كه در آن از ايميل دور باشيد، اما اگر خوشتان آمد ميتوانيد چيزهاي ديگر مثل تلويزيون، تلفن همراه، بازيهاي ويدئويي، و كامپيوتر را هم بكلي كنار بگذاريد.
از وقتي كه داريد خردمندانه استفاده كنيد.
سعي كنيد هر روز با روشهاي خلاق وقت خانواده را بيشتر كنيد. پلومز پيشنهاد ميكند كه «زمان غيرمتعارفي پيدا كنيد. براي يك هفته كارهايي را كه انجام ميدهيد دنبال كنيد. آيا براي تماشاي تلويزيون بيشتر از بازي با بچه ها يا صحبت كردن با همسرتان وقت ميگذاريد؟ تماشاي تلويزيون در وقت خانواده خيلي خوب نيست. سعي كنيد چند ساعت اضافي را در هفته با كمك گرفتن از خدمات تحويل خواروبار خالي كنيد، يا اگر بيرون از خانه كار ميكنيد، سعي كنيد بعضي ماموريتها در وقت ناهار شما انجام شوند. اگر تيم ورزشي فرزندتان يا فعاليتهاي ديگر وقت خانوادگي شما را كم مي كند، چند قانون وضع كنيد: مثلا مدتي كودكتان را تنها به انجام يك فعاليت محدود كنيد.
يافته 5: ما به يك زن – يا دست كم به يك خانه دار احتياج داريم.
آمار مهم: اگر مادران امكان كمك گرفتن از كسي بيرون از خانه را داشته باشند، 58 درصدشان در تميز كردن خانه، 29 درصد در شست و شوي لباس، و 24 درصد در آشپزي كمك ميخواهند.
دلايل پشت آن:
مادرها هنوز همه حجم كارهاي خانه را انجام ميدهند.
بنا به بررسي هاي ما، پدران واقعا خود را درگير مراقبت از كودك كردهاند. 74 درصد از مادران ميگويند كه همسر يا شريكشان مرتبا در مراقبت روزانه كودكان شركت دارند. و جالب آن كه 39 درصد ميگويند مادربزرگ يا پدربزرگ در نگهداري روزانه كودك كمكشان مي كنند. با اين حال، مادران اصلي ترين بخش كار خانه را بر عهده دارند. 74 درصد تمام يا بيشترِ كارهاي نظافت و شست و شو ، و 62 درصد تمام يا بخشي از آشپزي را انجام ميدهند. ملان معتقد است «مادرها بيشترين فشار و حجم كار را متحمل ميشوند. اين كارها شيفت دوم كاري خيلي از مادران است». به علاوه، بيشتر اين مسئوليتها وقتي را كه بايد براي خودتان يا براي بچهها بگذاريد كاهش ميدهد.
چه بايد كرد:
كمكهاي كم هزينه يا رايگان را در نظر بگيريد.
ملان توصيه ميكند «از بچه هاي مسئوليت پذير در همسايگي خود كه حاضرند با دستمزدي كمتر از يك حرفهاي كار كنند كمك بگيريد». يا معامله پاياپاي را براي نظافت يا آشپزي در نظر بگيريد. مثلا اگر شما جواهرسازي را دوست داريد يا مي توانيد چند ساعتي بچه داري كنيد، با كسي كه در عوض حاضر است خانه شما را تميز كند معامله كنيد. همين طور ميتوانيد به شكل تعاوني در آشپزي و مسئوليتهاي نگهداري از كودك با دوستانتان شريك شويد.
استانداردهاي خود را پايين بياوريد.
امكانش هست كه با صرف زمان كمتري براي كار خانه و غذاهاي آنچناني وقت بيشتري را به بودن با خانواده اختصاص دهيد.
يافته 6: اغلب خود ما مخارج را مديريت ميكنيم.
آمار مهم: مادران معمولا بيشتر از پدران مسئوليت كلي يا عمدهي پرداخت قبوض (49 درصد مادران اين كار را به عهده دارند، در مقايسه با 33 درصد پدران) و مديريت حسابهاي بانكي و سرمايه گذاري (44 درصد از مادران در مقابل 31 درصد از پدران) را به عهده ميگيرند. همچنين، ما معمولا بيشتر مايليم مسئولِ نظارت بر وضعيت مالي خانواده باشيم (32 درصد مادران در مقابل 19 درصد پدران).
دلايل پشت آن:
ما اكنون بيشتر از گذشته آگاهي مالي پيدا كردهايم.
تصوير قديمي زن پشت ميز آشپزخانه و پرداخت كنندهي قبوض بايد به روز شود. با اين كه بررسي هاي ما نشان ميدهند كه مادران هنوز بيشتر مايلند آن وظيفه را به عهده بگيرند، اما روز به روز بيشتر درگير مديريت كلي اقتصاد خانواده ميشوند. در نتيجهي بررسيهاي ما، مادران امروز مديران مالي زيركي هستند – 51 درصدشان بودجهي خانهداري را انتخاب كردهاند، 64 درصد حساب بازنشستگي دارند، و 78 درصدشان حساب سرمايهگذاري يا پس انداز دارند.
چه ميتوان كرد:
مسئوليتها و نگراني هاي خود را با ديگران سهيم شويد.
اين كه مادران زيادي قادر به تصميم گيري هاي مالي براي خانواده هستند، نشانه پيشرفت است. اما از طرف ديگر، اين ميتواند منجر به استرس در پس انداز و مخارج شود. به قول لوينسون، «ما اغلب از احتمال اشتباههاي مالي خود ميترسيم».
يكي از راههاي كم كردن فشار آن است كه همسر يا شريكتان را هم به گود بياوريد. بعد، جلسات ماهانه خانوادگي داشته باشيد و در آنها به كليات ماجرا بپردازيد. اهداف مالي شما براي پنج يا ده سال آينده چيست؟ هر ماه، بكوشيد يك قدم براي رسيدن به آن برداريد.
لوينسون ميگويد، بعد از آن كه برنامه مخارج خانواده را تنظيم كرديد، از مشورت و حمايت دوستان استفاده كنيد. «زنها درباره همه چيز با هم حرف ميزنند – مگر پول. خيلي چيزها هست كه مي توانيم از يكديگر ياد بگيريم
گفتیم (موسیقی حرام؛ مسبب فقر! - مهمترین راه برای فقرزدایی) مهمترین عاملی که ما را گرفتار فقر و تنگدستی می کند آلوده شدن به معاصی و ارتکاب گناهان است و در همین زمینه به برخی از تاثیر گذارترین گناهان اشاره شد و رعایت چند نکته نیز گوشزد گردید. همچنین برای بهره گیری از ذکر و دعا به چند مورد اشارتی نمودیم.
در ادامه و برای تکمیل این بحث اموری ذکر می شوند که بر اساس روایات در جمع شدن بساط فقر و گستراندن سفره نعمت و روزی موثرند.
فهرستی از کارهایی که در جلب روزی و دفع فقر تاثیرگذارند:
1. زیارت مرقد مطهر سیدالشهداء علیه السلام
امام باقر علیه السلام فرمودند: مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السَّوْءِ 1؛ پیروان ما را به زیارت مرقد حضرت حسین علیه السلام امر کنید زیرا که این عمل رزق را زیاد کرده و عمر را طولانی می کند و نیز راههای رسیدن به ناگواری را مسدود می نماید.
2. ازدواج
امام صادق علیه السلام فرمودند: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَشَکَا إِلَیْهِ الْحَاجَةَ فَقَالَ تَزَوَّجْ فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَیْهِ 2؛ مردی خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسید و نزد آن حضرت از فقر و نیازمندی خود گلایه کرد. حضرت به او فرمود: «ازدواج کن». آن مرد ازدواج کرد و در زندگی اش گشایش ایجاد شد.
در روایت دیگری حضرت فرمودند: الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِیَالِ 3؛ رزق و روزی همراه با همسر و فرزندان است.
نکته قابل توجه در این روایات:
آنچه امروزه در آستانه فرهنگ شدن است باور و رفتاری است کاملا در مقابل و مخالف فرهنگ اسلامی. کم نیستند جوانانی که همسر را فردی هزینه بر و فرزند را نان خور اضافی می دانند و بر این باورند که هر یک از اینها انسان را یک قدم به فقر کامل نزدیک می کند.
در حالی که با رجوع به فرهنگ اسلامی و برگزاری ازدواجی کم هزینه و رعایت نکاتی که پیش از این گذشت، همسر و هر یک از فرزندان به مثابه بستر رودخانه ای هستند که رزق را از سرچشمه روزی نصیب انسان می کنند.
3. نماز شب
امام رضا علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت خود به علی علیه السلام سه بار فرمود «عَلَیْکَ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ» بر تو لازم است که به نماز شب اهمیت دهی؛ چرا که نماز شب رزق را زیاد می کند؛ به زیبایی چهره می افزاید و اخلاق آدمی را نیکو می گرداند. 4
پیروان ما را به زیارت مرقد حضرت حسین علیه السلام امر کنید زیرا که این عمل رزق را زیاد کرده و عمر را طولانی می کند و نیز راههای رسیدن به ناگواری را مسدود می نماید
4. استغفار
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: الِاسْتِغْفَارُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 5؛ طلب بخشش از خداوند متعال رزق و روزی را زیاد می کند.
5. زکات دادن
هرجند در نگاه دنیابین پرداخت زکات، غرامت است و موجب کاستی مال؛ اما در نگاه دینی خدابین دادن زکات، غنیمت است و باعث افزایش دارائی.
امام باقر علیه السلام فرمودند: الزَّکَاةُ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 6؛ زکات رزق را زیاد می کند.

6. صدقه
امیر المومنین علیه السلام فرمود: الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ الْغِنَى وَ تَدْفَعُ مِیتَةَ السَّوْءِ 7؛ صدقه بلا را دفع می کند و بر مقدار روزی و بی نیازی می افزاید و مرگ ناگوار را از انسان دور می کند.
7. نیکی به دیگران
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: إنَّ البرَّ یَزِیدُ فِی الرِّزقِ وَ إِنَّ العَبدَ لَیَحرُمُ الرِّزقَ بِالذَّنبِ یُصِیبُهُ 8؛ رفتار پسندیده روزی را زیاد می کند و همانا انسان به واسطه گناهی که مرتکب می شود از آن روزی تعیین شده اش محروم می شود.
8. سحرخیزی در طلب روزی
چه بسیار فرق است بین مردمی که بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب به سوی محلهای کسب خود روانه می شوند و با توکل به خدای متعال یک روز کاری را آغاز می کنند با مردمی که نماز خوانده نخوانده ساعت 9 صبح از خواب بیدار شده و خرامان خرامان راهی محل کار خود می شوند. بر اساس آموزه های دینی رزق و روزی گروه اول بیش از گروه دوم است.
امیر المومنین علیه السلام فرمود: اَلْبُکُورُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 9؛ اول صبح به دنبال روزی رفتن سبب افزایش رزق و رزوی می شود.
9. حسن همجواری
رعایت حقوق همسایه و هر کس که در کنار و نزدیک ما زندگی می کند از جمله اموری است که تاثیری شگفت در ازدیاد رزق و روزی دارد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: حُسْنُ الْجِوَارِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 10؛ وسعت رزق ار بخواهى در جهان باش خوشرفتار با همسایگان
امام رضا علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت خود به علی علیه السلام سه بار فرمود «عَلَیْکَ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ» بر تو لازم است که به نماز شب اهمیت دهی؛ چرا که نماز شب رزق را زیاد می کند؛ به زیبایی چهره می افزاید و اخلاق آدمی را نیکو می گرداند
10. نظافت خانه و محل زندگی

امیر المومنین علیه السلام فرمود: نَظِّفُوا بُیُوتَکُمْ مِنْ غَزْلِ الْعَنْکَبُوتِ فَإِنَّ تَرْکَهُ فِی الْبَیْتِ یُورِثُ الْفَقْر 11؛ خانه هایتان را از تار عنکبوت پاکیزه گردانید زیرا وجود آن در خانه باعث فقر و تنگدستی می شود.
و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تمیزى و زینت را دوست دارد و کثیفی و آلودگى را نمی پسندد. خداى عز و جل هر گاه نعمتی بر بندهاش ارزانى می دارد دوست دارد که اثر آن را در او ببیند. از حضرت پرسیدند چطور اثر نعمت را آشکار کند. فرمود: لباسش را تمیز و خودش را خوشبو کند. خانهاش را سفیدکاری و زباله هاى خانه را جارو کند به طورى که روشن کردن چراغ پیش از غروب خورشید فقر و تهى دستى را نابود کرده و روزى را زیاد می کند. 12
11. رعایت نظافت و بهداشت شخصی
گذشته از اهمیت ویژه ای که اسلام به رعایت بهداشت فردی و اجتماعی می دهد در این خصوص هم عمل به دستوراتی نظیر شستن دستها قبل از غذا و بعد از آن را موجب رفع فقر و باعث افزایش عمر معرفی می کند. 13
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: کوتاه کردن سبیل، گرفتن ناخنها و شستن سر با گل خطمی در روز جمعه فقر را می راند و رزق را بیشتر می کند.
12. نیکو سخن گفتن
از دیگر اموری که در جلب روزی موثر است نیکو سخن گفتن با اطرافیان است. کسانی که لحنی تند و زننده دارند؛ حرف خوب نمی زنند و خوب حرف زدن را هم بلد نیستند از نعمت خوش روزی بودن بی بهره اند.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: طِیبُ الْکَلَامِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 14؛ نیکو سخن گفتن رزق را افزایش می دهد.
امید است با رعایت آموزه های دینی همواره زندگی پر خیر و برکتی داشته باشیم و هیچگاه فقر و گرفتاری بر زندگی ما سایه نیفکند.
بخش مالی یک طرح کسب و کار تمام آیتمهای عملیاتی سایر بخشهای طرح کسب و کار را گرد هم میآورد. سه عنصر اساسی برای تدوین یک طرح کسب و کار جامع و با ساختار مناسب لازم هستند. این سه عنصر شامل:
1. پیشبینی حساب سود و زیان که درآمد وهزینهها در آن ذکر شده باشد.
2. صورت حساب گردش نقدی که نشانگر میزان نقدینگی است.
3 تجزیه و تحلیل دقیق که به بیان ریسک و فرصتها در طرح کسبوکار میپردازد.
پیشبینی سود وزیان باید به صورت ماهانه برای سال اول و یک برآورد سالانه برای سال دوم تهیه شود. به دلیل تهیه منابع مالی وتامین بودجه برای شروع کسبوکار، پیشبینی سود و زیان برای سال اول هر کسب وکار میتواند مشکل باشد، بنابراین جزئیات سال اول مالی باید بسیار دقیق برآورد شود.
پیشبینی حساب سود وزیان در طرح کسب وکار شامل حساب مالی فروش، خرید، هزینه و قیمت موجود در سایر بخشهای طرح کسب و کار است. علاوه بر محاسبه کامل موارد قبلی همچنین باید هزینههای اداری کسب و کار را نیز حساب کرد. تمام ارقام درحساب درآمد و هزینه طرح کسب وکار باید با میزان برآوردهای فیزیکی در سایر بخشهای طرح همخوانی کامل داشته باشد. در بخش فروش، حجم فروش هر محصول را در قیمت در نظر گرفته شده برای آن ضرب کرده و مقدارآن را محاسبه کنید. حداقل درآمد متفرقهای را که ممکن است بدست آورید را نیز لحاظ کنید. محاسبات مالی که نتیجه میشود درآمد مورد انتظار حاصل از فروش را به شما ارائه میدهد. استفاده از اطلاعات چرخه تولید وبخشهای عملیاتی طرح کسب وکار موجب میشود تا میزان فروش بر اساس هزینه مورد انتظار خرید کالاها و خدمات ارزیابی شود. این عملیات رقمیاز هزینه فروش را به دست میدهد که در صورتی که از میزان درآمد حاصل از فروش کسر شود رقم سود خالص پیشبینی شده ماهانه را به دست میدهد.
طرح کسب وکار باید شامل یادداشتها وگزارشهایی از تمام هزینهها از جمله هزینههای مربوط به کارمندان باشد. به همراه هزینههای اداری و بالا سری (که شامل هزینههای آب، برق، بیمه، مالیات و غیره میشود.) یک پیشبینی ماهانه از هزینههای مورد انتظار کسب و کار نوپا به دست میآید. ارزیابی هزینههای راهاندازی کسب و کار با جزئیات از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که اشتباه در محاسبه آنها میتواند به شکست خوردن یک کسب و کار خوب بیانجامد.
پیشبینی حساب سود و زیان ماهانه با وارد کردن درآمد مورد انتظار حاصل ازفروش منهای هزینههای فروش ،هزینه راهاندازی کسب وکار و هزینههای بالا سری، تکمیل میگردد و سود خالص ماهانه را نشان میدهد. ممکن است پیشبینی حساب سودوزیان نشان دهد که در ماههای اولیه با زیان روبهرو هستیم، اما زمانی که حجم فروش افزایش یافت باید میزان قابل قبولی از سود حاصل شود. اگر محاسبات نشان دهنده زیان است سعی نکنید با عوض کردن اعداد، حقیقت را پنهان کنید. در عوض باید به بخش فروش و هزینهها برگردید و در نظر بگیرید چه اقداماتی میتواند به افزایش سود ناخالص و کاهش هزینههای سربار به میزانی قابل قبول کمک کند. برای طرح یک کسبوکار کوچک، نقدینگی معمولا امری حیاتی است. یکی از مهمترین دلایل ورشکستگی کسب و کارهای کوچک پیش از برآورده کردن انتظارات کارآفرین کمبود نقدینگی و سرمایه است. صورتحساب نقدینگی بر اساس ارقام و قیمتهای موجود در طرح کسب و کار و به شکلی تدوین میشود که منابع مالی لازم در آن ذکر شده باشد.
جریان نقدینگی با حساب سود و زیان متفاوت است؛ چرا که حساب سود و زیان میزان اختلاف میان ارزش کالاهای فروخته شده و هزینهها را بیان میکند. صورتحساب نقدینگی هم میزان سود به دست آمده و هم تغییرات در میزان خرید و موجودی انبار، پرداختهای مقطعی و میزان بدهکاری و بستانکاری کسب و کار را نشان میدهد و بهاین ترتیب مشخص میکند که کسب و کار مورد بررسی تا چه میزان دخل و خرج میکند.تهیه صورتحساب جریان نقدینگی بر عهده حسابداران است. برای محاسبه صورتحساب ساده گردش مالی باید حساب سودوزیان خالص را منهای هزینههای انبار (که شامل کالاهایی که هنوز فروخته نشده و مواد اولیه موجود در انبار است) کنید. همچنین هریک از پرداختهای نقدی که برای پیشپرداختها وخرید داراییهای ثابت صورت گرفته است را نیز باید از حساب سودوزیان کسر کرد.علاوه براین هنگامی که یک کسب وکار جدید شروع میشود مبلغ بدهی به تامینکنندگان و اعتبار دهندگان صفر است، همچنین مقدار طلب مشتریان نیز صفر است. در طول سالاین موازنه در هر ماه نسبت به شرایط مالی و شرایط کسب وکار تغییر میکند. تغییرات پدید آمده دراین حسابها باید در صورت حساب نقدینگی وارد شوند. افزایش بدهکاران، جریان نقدینگی را کاهش میدهد و افزایش اعتباردهندگان افزایش جریان نقدینگی را در بر دارد.
سومین قسمت در بخش مالی تجزیه وتحلیل کامل طرح کسب وکار را شامل میشود که تجزیه وتحلیل حساسیت نامیده میشود. این بخش برای آنان که چیزی از حسابداری نمیدانند، کاری تکنیکی محسوب میشود. با این حال بخش بسیار مهمیاست که تجزیه و تحلیل حساسیت مالی را در بر دارد. چرا که تغییرات در فرصتهای مالی و همچنین ریسکهای مالی در طرح کسب وکار را همین تجزیه و تحلیل حساسیت نشان دهد.
همه بخشهای عمده در راهاندازی یک کسب وکار از جمله حجم فروش، قیمت فروش، هزینه عناصر و عوامل دیگری که ممکن است بر کسبوکار تاثیرگذار باشند باید مورد ارزیابی قرار گیرد و برای هریک ازاین موارد یک میزان حدی براساس شرایط بالقوه بازار و ریسکهای احتمالی در نظر گرفته شود.
یک ارزیابی مالی برای محدودیتها در حد بالا و پایین داشته باشید و تاثیر هر یک را در حساب سود و زیان و حساب جریان نقدی تعیین کنید. همچنین ترکیبی از عوامل متعددی را که در بخش مالی کسب و کار کوچک تاثیرگذار است، ارزیابی کنید. کاهش حجم فروش ممکن است برای یک کسب وکار کوچک ناراحت کننده باشد؛ اما چنانچه با کاهش قیمت فروش وهزینههای بالاتر همراه شود با ریسک شدیدتری در کسب وکار خود مواجه خواهید شد.
بخش مالی طرح کسب وکار باید دقیق ومنعکس کننده عملکرد پیشبینی شده برای بخش کسب و کار باشد و بسیار مهم است که صادقانه تنظیم شده باشد تا بتواند در صورت بروز شرایط خطرناک به اقدامات مدیریتی اورژانسی کمک کند واثرات ریسک را در بخش مالی محدود کند.
در عمل برخی از این ریسکها رخ خواهد داد. به ویژه مشکل کمبود نقدینگی که خطرناکترین مشکل برای یک کسب و کار کوچک است. تفاوت میان آگاهی داشتن و غفلت از آنها در واقع فرق بین بقای کسب و کار و ورشکستگی است.
به گزارش روابط عمومي و امور بين الملل بورس اوراق بهادار تهران – پس از معامله 65 ميليون و 150 سهمي فولاد آلياژي ارزش معاملاتي 162 ميلياردو 875 ميليون ريالي براي اين شرکت ثبت شد. با احتساب ارزش 1054 ميليارد ريالي بازار مي توان گفت که حدود 3 هزار ميليارد ريال ارزش روز بازار را به خود اختصاص داد .
.: Weblog Themes By Pichak :.



