شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

درد من را بگذارید به شیدایی خویش

ساغرم را بگذارید به اغوایی خویش

 

چه هراسی ست مرا درد دمادم بدهند؟

خو گرفته به غمم صرف شکیبایی خویش

 

عشق فرموده که رسوای جهانی بشوم

حال من را بسپارید به رسوایی خویش

 

همچو فواره که در اوج بیفتد ز غرور

در سقوطم ز نفس های تماشایی خویش

 

من همان خشت فرو ریخته از زلزله ام

که دگر نیست در اندیشه ی برپایی خویش

 

بعد مرگم بنویسید که عهدش نشکست

تا ابد ماند وفادار به تنهایی خویش

 

مرتضی درویشی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 7:00 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

چه بگویم؟ نگفته هم پیداست

غم این دل مگر یکی و دو تاست؟

 

به همم ریخته ست گیسویی

به همم ریخته ست مدتهاست

 

هم به هم ریخته ست هم موزون

اختیارات شاعری خداست

 

در کش و قوس بوسه و پرهیز

کارمان کار ساحل و دریاست

 

نیست مستور آن که بد مست است

چشم تو این میانه استثناست

 

خاطرت جمع من پریشانم

من حواسم هنوز پرت هواست

 

از پریشانی اش پشیمان نیست

دل شیدای ما از آن دلهاست !

 

هر کجا میروی دلم با توست

هر کجا میروم غمت آنجاست

 

عشق سوغات باغهای بهشت

عشق میراث آدم و حواست

 

محمد مهدی سیار


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:59 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

مثل یک آیینه ام ، از «آه» می ترسم رفیق

از خودم گه گاه و گه ناگاه می ترسم رفیق

 

گرچه مابین دو کتفم مُهر ایمان خورده است ...

لیکن از تاریکی این چاه ، می ترسم رفیق

 

گاه از له گشتن یک مور ، اشکم می چکد

آری ، آن کوهم که از یک کاه می ترسم رفیق

 

راه سخت و راهزن بسیار و عمر اندک ، و من

از کمینِ دشمنِ آگاه ! می ترسم رفیق

 

می خزم کنج تو و در وسعتت گم می شوم

جان پناهم می شوی هرگاه می ترسم رفیق

 

شادی ات را دوست دارم ؛ جان خود را بیشتر !

از همین لبخند دُم کوتاه می ترسم رفیق...

 

حسین شیردل


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:59 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

از صلح می‌گویند یا از جنگ می‌خوانند؟!

دیوانه‌ها آواز بی‌آهنگ می‌خوانند

 

گاهی قناریها اگر در باغ هم باشند

مانند مرغان قفس دلتنگ می‌خوانند

 

کنج قفس می‌میرم و این خلق بازرگان

چون قصه‌ها مرگ مرا نیرنگ می‌دانند

 

روزی همین مردم که سنگم می زنند از رشک

نام مرا با اشک روی سنگ می‌خوانند *

 

این ماهی افتاده در تنگ تماشا را

پس کی به آن دریای آبی‌رنگ می‌خوانند

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:57 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

همچنان وعده‌ي بخشايش شاهنشاهش

مي‌كشد گمشدگان را به زيارتگاهش

 

نه در آيينهء فهم است؛ نه در شيشهء وهم

عاقلان آينه خوانندش و مستان آهش

 

 

به من از آتش او در شب پروانه شدن

نرسيده است به جز دلهره‌ء جانكاهش

 

 

از هم آغوشي دريا به فراموشي خاك

ماهي عمر چه ديد از سفر كوتاهش؟

 

 

كفن برف كجا؟ پيرهن برگ كجا؟

خسته‌ام مثل درختي كه از آذر ماهش

 

 

باز برگرد به دلتنگي قبل از باران

سورهء توبه رسيده است به بسم الله‌اش

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:56 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

از تناقض‌های عادت گشته سرشاریم ما

گاه اصراریم ما، گه‌گاه انکاریم ما

 

هرکجا پا می‌گذاریم اشکمان جاری شود

هیئت دیوانگانیم، ابر سیّاریم ما

 

دست خالی را پر از تسبیح و تربت می‌کنیم

رونق از نام رضا داریم، بازاریم ما

 

کعبه مردم شدیم از بس ترک برداشتیم

سینه‌چاک مرتضی هستیم، دیواریم ما

 

روضه می‌خوانیم و خصم روضه، از رو می‌رود

شکر حق، با قابض‌الارواح، همکاریم ما

 

سفره همسایه رنگین‌ می‌شود از خون ما

مجری امضای طوماریم، خودکاریم ما

 

چشم ما بر دست زوار است در باب جواد

در بغل سرقفلی باب رضا(ع) داریم ما

 

سهم سقاخانه ما را فزون‌تر کن ز پیش

گر تصور می‌کنی امروز هوشیاریم ما

 

در دل ما دائما نقاره‌ها هو می‌کشند

مطرب و درویش و شهرآشوب و بیماریم ما

 

مطرب و درویش و شهرآشوب و بیمار و خراب

الغرض خوبیم یا بد! خیل زوّاریم ما

 

با کبوترهای تو، پر می‌کشد دست دعا

چشمِ آهوئیم، یک آمین طلبکاریم ما

 

گوشه‌ای پای ضریح‌ات دست ما را بند کن

دست ما را بند کن جایی، گرفتاریم ما

 

کم نمی‌آید کَرَم، از بس که یارِ ما یکی است

کم نمی‌آید توقع، بس که بسیاریم ما

 

شانه‌ات، تابوت ما را تا کجا خواهد کشید؟

بعد مُردن هم تو را ای عشق، سرباریم ما

 

احمد بابایی 


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:56 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

تا کی تحمل غم و تا کی خدا خدا

دیگر ز یاد برده گمانم مرا خدا

 

در سنگسار ، آینه ای را که می برند

شاید شکسته خواسته از ابتدا خدا

 

اکنون که من به فکر رسیدن به ساحلم

در فکر غرق کردن کشتی است نا خدا

 

امکان رستگاری من گر نبوده است

بیهوده آزموده مرا بار ها خدا

 

با نیت بهشت اگرم آفریده است

می راندم به سوی جهنم چرا خدا

 

ای دل خلاف هروله حاجیان مرو

کافی است هر چه عقل درافتاد با خدا

 

بگذار بی مجادله از نیل بگذریم

تا از عصا نساخته است اژدها خدا

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:54 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

ما گشته ایم، نیست، تو هم جستجو مکن

آن روزها گذشت، دگر آرزو مکن

 

دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر

خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

 

در چشم دیگران منشین در کنار من

ما را در این مقایسه بی آبرو مکن

 

راز من است غنچه ی لب های سرخ تو

راز مرا برای کسی بازگو مکن

 

دیدار ما تصور یک بی نهایت است

با یکدگر دو آینه را روبه رو مکن

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:54 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی

بامن به جمع مردم تنها خوش آمـدی

 

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند

می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی

 

راه نجات از شب گیسوی دوست نیست

ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی...

 

پایان ماجرای دل و عشق روشن است

ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

 

با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود

منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

 

ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر

دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:54 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

نه چون اهل خطا بودیم، رسوا ساختی ما را

که از اول برای خاک دنـیــا ساختــی مــا را !

 

ملائک با نگاه بأ بــر ما سجده می کــردند...

ملائـــک راست می گفتند، اما ساختی ما را !

 

که بـاور می کند با اینــکه از آغاز می دیدی...

که منکر می شویم آخر خودت را، ساختی ما را !

 

بــه ظاهر ماهیانی ناگزیر از تنگ تقدیریـــم

تو خود بازیچه ی "اهل تماشا" ساختی ما را !

 

به جای شکر، گاهی صخره ها در گریه می گویند

چرا سیلی خور امـــواج دریا ساختی ما را ؟!

 

دل آزردگانــت را بــه دام آتــش افـکـنـدی...

به خاکستر نشاندی، سوختی تا ساختی ما را !

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ یک شنبه 6 اسفند 1396 6:53 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

تعداد کل صفحات : 39 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >
درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:477906

تعداد کل مطالب : 1173

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 9 تیر 1397 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396