یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...
آسمان رقصید و بارانی شدیم/ موج زد دریا و طوفانی شدیم/ بغض چندین ساله ما باز شد / یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

عید غدیر در سیره اهل‏بیت(ع)

نویسنده:جواد محدثى

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.

رمز عید بودن «غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه‏تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیزبراین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: «الحمدلله الذى فضلناعلى جمیع العالمین.»

آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى‏پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمزدیگرى ازعید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عیدبودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته راحتى «طارق بن شهاب‏» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت،فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه(الیوم اكملت لكم‏دینكم...)(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه‏را عید مى‏گرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.

عید گرفتن غدیر

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

همه این ویژگیها براى این روز بزرگ، موقعیتى والا و ارزشمندپدید آورد، آنچنان كه رسول خدا(ص)و ائمه هدى و مومنانى كه پیروآنان بودند، از موقعیت این روز شادمان بودند. مقصود ما از«عیدگرفتن‏» این روز نیز همین است. خود حضرت رسول نیز به این‏نكته اشاره و تصریح فرموده است، از جمله در روایتى كه ‏مى‏فرماید: «روز غدیرخم، برترین اعیاد امت من است، روزى است كه خداى‏متعال مرا فرمان داد تا برادرم على‏بن ابى‏طالب را به عنوان‏پرچمى هدایتگر براى امتم تعیین كنم كه پس از من به وسیله اوراهنمایى شوند، و آن، روزى است كه خداوند در آن روز، دین راكامل ساخت و نعمت را بر امتم به كمال و تمام رساند و اسلام رابه عنوان دین، برایشان پسندید.»

كلام دیگر پیامبر(ص)كه فرموده بود: «به من تهنیت‏بگویید، به‏من تهنیت‏بگویید.» نیز نشان دهنده همین عید بودن روز غدیر دركلام حضرت رسول است.

خود امیرالمومنین(ع)در ادامه خط پیامبر، این روز را عید گرفت‏و در سالى كه روز جمعه با روز غدیر مصادف شده بود، در ضمن خطبه‏ عید فرمود: «خداوند متعال براى شما مومنان، امروز دو عید بزرگ وشكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به دیگرى است،تا نیكى واحسان خویش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه‏رشد برساند و شما را دنباله‏رو كسانى قرار دهد كه بانور هدایتش‏روشنایى گرفته‏اند و شما را به راه نیكوى خویش ببرد و به نحوكامل از شما پذیرایى كند. پس جمعه را محل گردهمایى شما قرارداده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگیهاى‏جمعه تا جمعه را بشوید، نیز براى یادآورى مومنان و بیان خشیت‏تقوا پیشگان مقرر ساخته است و پاداشى چند برابر پاداشهاى‏مطیعان در روزهاى دیگر قرار داده و كمال این عید، فرمانبردارى‏از امرالهى و پرهیز از نهى او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس‏توحید خدا، جز با اعتراف به نبوت پیامبر(ص)پذیرفته نیست و دین،جز با قبول ولایت‏به امر الهى قبول نمى‏شود و اسباب طاعت‏خدا جزبا چنگ زدن به دستگیره‏هاى خدا و اهل‏ولایت، سامان نمى‏پذیرد.

خداوند در روز غدیر، برپیامبرش چیزى نازل كرد كه بیانگراراده‏اش در باره خالصان و برگزیدگان است و او را فرمان داد كه‏پیام را ابلاغ كند و از بیماردلان و منافقان هراس نداشته باشد وحفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:)رحمت‏ خدا برشماباد! پس از پایان این‏تجمع، به خانه‏ها برگردید و به خانواده خود، وسعت و گشایش دهیدو به برادران خود نیكى كنید و خداوند را بر نعمتى كه ارزانى‏تان‏كرده، سپاس گویید. باهم باشید، تا خداوند هم متحدتان سازد، به‏یكدیگر نیكى كنید، تا خداوند هم الفت‏شما را پایدار كند، ازنعمت الهى به یكدیگر هدیه دهید، آن گونه كه خداوند برشما منت‏نهاده و پاداش آن را در این روز، چندین برابر عیدهاى گذشته وآینده قرار داده است. نیكى دراین روز، ثروت را مى‏افزاید و عمررا طولانى مى‏كند. ابراز عاطفه و محبت‏به هم در این روز، موجب‏رحمت و لطف خدا مى‏شود. تا مى‏توانید، در این روز از وجودتان خرج‏خانواده و برادرانتان كنید و در برخوردها و ملاقاتها ابرازشادمانى و سرور كنید... »

آیین عید غدیر و ائمه

ائمه اهل‏بیت(علیهم السلام)، این روز را شناخته و شناسانده وآن را عید نامیدند و همه مسلمانان را به عیدگرفتن آن دستوردادند و فضیلت آن روز و ثواب نیكوكارى در آن را بیان كردند.

فرات بن احنف مى‏گوید: به امام صادق(ع)عرض كردم: جانم فدایت!

آیا مسلمانان عیدى برتر از عید فطر و قربان و جمعه و روز عرفه‏دارند؟ فرمود: آرى! با فضیلت‏ترین، بزرگترین و شریفترین روز عیدنزد خداوند، روزى است كه خدا دین را در آن كامل ساخت وبرپیامبرش محمد(ص)این آیه را نازل فرمود: (الیوم اكملت لكم‏دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا)گفتم: آن‏كدام روز بود؟ فرمود: هرگاه یكى از پیامبران بنى‏اسرائیل‏مى‏خواست جانشین خود را تعیین كند و انجام مى‏داد، آن روز را عیدقرار مى‏دادند. آن روز، روزى است كه پیامبر اكرم(ص)على(ع)را به‏عنوان هادى امت نصب كرد و این آیه نازل شد و دین كامل گشت ونعمت‏خدا بر مومنان، تمام‏شد. گفتم: آن روز، كدام روز از سال‏است؟ فرمود: روزها جلو و عقب مى‏افتد، گاهى شنبه است، گاهى یك‏شنبه، گاهى دوشنبه، تا... آخر هفته. گفتم: در آن روز، چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: آن روز، روز عبادت و نماز وشكر و حمد خداوند و شادمانى است، به خاطر منتى كه خدا بر شمانهاد و ولایت ما را قرار داد. دوست دارم كه آن روز را روزه ‏بگیرید.

حسن بن راشد از امام صادق(ع)روایت مى‏كند كه: به آن حضرت عرض‏كردم: جانم فدایت! آیا مسلمانان را جز عید فطر و قربان، عیدى‏است؟ فرمود: آرى اى حسن! بزرگتر و شریف‏تر از آن دو. پرسیدم: چه‏ روزى است؟ فرمود: روزى كه امیرالمومنین(ع)به عنوان نشانه ‏راهنما براى مردم منصوب شد. گفتم: فداى شما! در آن روز چه كارى‏سزاوار است كه انجام دهیم؟ فرمود: روزه مى‏گیرى و برپیامبر ودودمانش درود مى‏فرستى و از آنان كه در حقشان ستم كردند، به‏درگاه خدا تبرى مى‏جویى. همانا پیامبران الهى به اوصیاء خویش‏دستور مى‏دادند روزى را كه جانشین تعیین شده، «عید» بگیرند. پرسیدم: پاداش كسى كه آن روز را روزه بگیرد چیست؟ فرمود: برابربا روزه شصت ماه است.

عبدالرحمان بن سالم نیز از پدرش روایت كرده كه: از حضرت‏صادق(ع)پرسیدم: آیا مسلمانان غیر از جمعه، قربان و فطر، عیدى‏دارند؟ فرمود: آرى، عیدى محترم‏تر. گفتم: چه روز؟ فرمود: روزى‏كه حضرت رسول(ص)، امیرالمومنین(ع)را به امامت منصوب كرد وفرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه‏» . عرض كردم: آن روز، چه‏روزى است؟ فرمود: به روزش چه كاردارى؟ سال در گردش است، ولى آن‏روز، هیجدهم ذى‏حجه است. پرسیدم: در آن روز شایسته است چه كارى‏انجام شود؟ فرمود: در آن روز، با روزه و عبادت و یادكردن محمدو آل محمد، خداوند را یاد مى‏كنید. همانا پیامبراكرم(ص) توصیه‏فرمود كه مردم این روز را عیدبگیرند. پیامبران همه چنین‏مى‏كردند و به جانشینان خود وصیت مى‏كردند كه روز تعیین جانشین‏را عید بگیرند.

امام صادق(ع)نیز روزه غدیرخم را برابر با صد حج و عمره مقبول‏نزد خداوند مى‏دانست و آن را «عید بزرگ خدا» مى‏شمرد.

در «خصال‏» صدوق از مفضل بن عمر روایت‏شده كه: به حضرت‏صادق(ع)عرض كردم: مسلمانان چند عید دارند؟ فرمود: چهارعید. گفتم: عید فطر و قربان و جمعه را مى‏دانم. فرمود: برتر از آنهاروز هیجدهم ذى‏حجه است. روزى كه پیامبرخدا(ص)، (دست)حضرت‏امیر(ع)را بلند كرد و او را حجت‏بر مردم قرار داد. پرسیدم: دراین روز، چه باید بكنیم؟ فرمود: با آنكه هرلحظه باید خدا راشكر كرد، ولى دراین روز، به شكرانه نعمت الهى باید روزه گرفت. انبیاى دیگر نیز این گونه به اوصیاى خود سفارش مى‏كردند كه روزمعرفى وصى را روزه بدارند و عید بگیرند.

در حدیث دیگرى در «مصباح‏» شیخ طوسى‏» امام صادق(ع)آن روزرا روزى عظیم و مورد احترام معرفى كرده است كه خداوند حرمت آن‏را برمومنان گرامى داشته و دینشان را كامل ساخته و نعمت رابرآنان تمام نموده است و در این روز، با آنان عهد و میثاق خویش‏را تجدید كرده است. امام، غدیرخم را روز عید و شادمانى و سرورو روز روزه شكرانه دانسته كه روزه‏اش معادل شصت ماه از ماههاى‏حرام(محرم، رجب، ذى قعده و ذى حجه)است.

در حدیثى دیگر است كه، حضرت صادق(ع)در حضور جمعى از هواداران‏و شیعیانش فرمود: آیا روزى را كه خداوند، با آن روز، اسلام رااستوار ساخت و فروغ دین را آشكار كرد و آن را براى ما و دوستان‏و شیعیانمان عید قرار داد، مى‏شناسید؟ گفتند: خدا و رسول وفرزند پیامبر داناتر است، آیا روز فطر است؟ فرمود: نه. گفتند: روز قربان است؟ فرمود: نه، هرچند این دو روز، بسیار مهم وبزرگند، اما روز «فروغ دین‏» از اینها برتر است، یعنى روزهیجدهم ذى حجه... . فیاض بن محمدبن عمر طوسى در سال 259(درحالى كه خودش 90 سال داشت.)گفته است كه حضرت رضا(ع) را در روزغدیر ملاقات كردم، درحالى كه در محضر او جمعى از یاران خاص وى‏بودند و امام(ع)آنان را براى افطار نگاه داشته بود و به‏خانه‏هاى آنان نیز طعام و خلعت و هدایا، حتى كفش و انگشترفرستاده بود و وضع آنان و اطرافیان خود را دگرگون ساخته بود وپیوسته فضیلت و سابقه این روز بزرگ را یاد مى‏فرمود.

محمدبن علاء همدانى و یحیى بن‏جریح بغدادى مى‏گویند: ما به قصد دیدار احمدبن اسحاق قمى (از اصحاب امام عسكرى«ع‏») درشهر قم به درخانه‏اش رفته، در زدیم. دختركى آمد. از او درباره احمدبن اسحاق پرسیدیم. گفت: او مشغول عید خودش است، امروزعید است. گفتیم: سبحان الله! عید شیعیان چهارتاست: عیدقربان،فطر، غدیر و جمعه. این نیز نشان دهنده سیره عملى بزرگان شیعه، نسبت‏به این روزفرخنده است.

امید است كه جامعه شیعى، با اهتمام ورزیدن به عید ولایت ورهبرى، رشد خودشان را نشان دهند و با تكریم این حبل المتین‏استوار شیعه، دین خویش را نسبت‏به بنیادهاى اعتقادى ادا كنند.

منبع:ماهنامه كوثر،شماره




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:02 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

در قرآن مجید، چهار وصف عظیم برای غدیر، نشان از شکوه بی کران آن است: «امروز کافران، از دست اندازی به دین شما نومید گردیده اند؛ امروز دین شما را کامل کردم؛ [امروز] نعمتم را بر شما تمام گردانیدم؛ و خرسند شدم که اسلام کیش شما باشد. (مائده ـ 3)»
غدیر بر امامت امام معصومی پافشاری می کند که با هدایت او راه تا فرجام به روشنی ضمانت گرفته است؛ نه هر انسان آسیب پذیری که پیوسته در معرض اشتباه و خطاست.
توحید غدیر، خدا را ذات لایزال منزهی می داند که با هیچ یک از مخلوقاتش قابل مقایسه نیست، نه جسم قابل تصوری با دست و پا و دیگر اعضا و عظمتی تنزل یافته بسان مخلوقاتش.
باید گفت که راویان بسیاری از اهل سنت و تشیع، حدیث گران قدر غدیر را در کتاب های خود آورده اند. گردآوری اسامی راویان حدیث غدیر که نتیجه زحمات فرزانگانی چون میرحامد حسین و علامه امینی است اثبات می کند که هیچ حدیث نبوی به اندازه حدیث غدیر، روایت کننده ندارد. کتاب های بسیاری نیز درباره بحث های رجالی و تاریخی مربوط به سند حدیث غدیر نوشته شده که از بهترین آن ها می توان به کتاب های عبقات الانوار و الغدیر اشاره کرد. هم چنین تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه های اعجاب انگیز آن در زمینه های اسناد و رجال تبیین گردیده است.
غدیر هم واقعه است و هم حادثه؛ اگر واقعه را رخدادی نیک و رویدادی مثبت معنی کنیم، و حادثه را رخدادی سهمگین و ناگوار، غدیر برای پیامبر واقعه ای شیرین است که حاصل سال ها سعی در گلستانی، بوستان رسالت را به دست باغبانی امین و پارسا می سپرد که محبوب خدا و ملائک بود، و برای امت اسلام واقعه ای به یاد ماندنی است که جانشین پیامبرشان را شناختند و امور دنیا و آخرتشان را رهاشده از تدبیر ندیدند... و حادثه است برای آنان که امیدهای باطلشان به یأس تبدیل گشت و حادثه است برای تاریخ که رودرروی چشمانش،حقیقتی مسلم را به قربانگاه انکار بردند.

آنچه در زیر می‌آید پنجاه نام و یا صفت برای روز غدیر است که از روایات برگرفته‌ شده است:

1 ـ بزرگترین عید خدا؛ «عیدالله الاکبر» (1)

2 ـ روز گشایش؛ «یوم وقوع الفرج» (2)

3 ـ روز خشنودی پروردگار؛ «یوم مرضاة الرحمن» (3)

4 ـ روز زبونی شیطان؛ «یوم مرغمة الشیطان» (4)

5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ «یوم منار الدین» (5)

6 ـ روز بپا خاستن؛ «یوم القیام» (6)

7 ـ روز شادمانی؛ «یوم السرور» (7)

8 ـ روز لبخند؛ «یوم التبسم» (8)

9 ـ روز راهنمایی؛ «یوم الارشاد» (9)

10 ـ روز بلندی گرفتن منزلت شایستگان؛ «یوم رفع الدرج» (10)

11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ «یوم وضوح الحجج» (11)

12 ـ روز آزمایش بندگان؛ «یوم محنة العباد» (12)

13 ـ روز راندن شیطان؛ «یوم دحر الشیطان» (13)

14 ـ روز آشکار کردن حقیقت؛ «یوم الایضاح» (14)

15 ـ روز بیان کردن حقایق ایمان؛ «یوم البیان عن حقایق الایمان» (15)

16 ـ روز ولایت؛ «یوم الولایة» (16)

17 ـ روز کرامت؛ «یوم الکرامة» (17)

18 ـ روز کمال دین؛ «یوم کمال الدین» (18)

19 ـ روز جداسازی حق از باطل؛ «یوم الفصل» (19)

20 ـ روز برهان؛ «یوم البرهان» (20)

21 ـ روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ «یوم نصب امیرالمؤمنین(ع)» (21)

22 ـ روز گواهی و گواهان؛ «یوم الشاهد و المشهود» (22)

23 ـ روز پیمان؛ «یوم العهد المعهود» (23)

24 ـ روز میثاق؛ «یوم المیثاق المأخوذ» (24)

25 ـ روز آراستن؛ «یوم الزینة» (25)

26 ـ روز قبولی اعمال شیعیان؛ «یوم قبول اعمال الشیعة» (26)

27 ـ روز رهنمونی به رهنمایان؛ «یوم الدلیل علی الرواد» (27)

28 ـ روز امن و امان؛ «یوم الامن المأمون» (28)

29 ـ روز آشکار کردن امور پنهان؛ «یوم ابلاء السرائر» (29)

30 ـ عید اهل بیت(ع)؛ «عید اهل البیت(ع)» (30)

31 ـ عید شیعیان؛ «عید الشیعة» (31)

32 ـ روز عبادت؛ «یوم العبادة» (32)

33 ـ روز اتمام نعمت؛ «یوم تمام النعمة» (33)

34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ «یوم اظهار المصون من المکنون» (34)

35 ـ روز بر ملا کردن مقاصد پوشیده؛ «یوم ابلاء خفایا الصدور» (35)

36 ـ روز تصریح برگزیدگان؛ «یوم النصوص علی اهل الخصوص» (36)

37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ «یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)» (37)

38 ـ روز نماز؛ «یوم الصلاة» (38)

39 ـ روز شکرگزاری؛ «یوم الشکر» (39)

40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ «یوم الدوح» (40)

41 ـ روز غدیر؛ «یوم الغدیر» (41)

42 ـ روز روزه‌ داری؛ «یوم الصیام» (42)

43 ـ روز اطعام؛ «یوم اطعام الطعام» (43)

44 ـ روز جشن؛ «یوم العید» (44)

45 ـ روز عالم بالا؛ «یوم الملأ الاعلی» (45)

46 ـ روز کامل کردن دین؛ «یوم اکمال الدین» (46)

47 ـ روز شادابی؛ «یوم الفرح» (47)

48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ «یوم الافصاح عن المقام الصراح» (48)

49 ـ روز افشای پیوند میان کفر و نفاق؛ «یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود» (49)

50 ـ روز گردهمایی و تعهد حاضران؛ «یوم الجمع المسؤول» (50)

پی‌نوشت‌ها:

1ـ امام رضا(ع) می‌فرماید: و هوعید الله الاکبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج 1، ص 286.

2ـ قال علی (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‌ 700.

3ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

4ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

5ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامی‌تر است.

6ـ قال الصادق(ع): ذلک یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323.

7ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج 1، ص 286.

8ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص257.

9ـ قال علی(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.

10ـ قال علی(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزی است که منزلت شایستگان در آن، بلندی گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.

11ـ قال علی(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزی است که دلایل خداوند در آن، روشن گشت).

12ـ قال علی(ع): هذا یوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.

13ـ قال علی(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص 700.

14ـ قال علی(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشکار کردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص700.

15ـ قال علی(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص 700.

16ـ امام رضا(ع) در حدیثی مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفی می‌کند، المراقبات، ص 257.

17ـ امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایمانی خود بگو: الحمدالله الذی اکرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را که ما را در این روز کرامت داد) المرقبات، ص 257.

18ـ قال علی(ع) و هو ... یوم کمال الدین، مصباح المتهجد، ص 700.

19ـ قال علی(ع): هذا یوم الفصل الذی کنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.

20ـ قال علی(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.

21ـ قال الصادق(ع): الیوم الذی نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج 1، ص 285.

22ـ قال علی(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهی گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.

23ـ قال علی(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .

24ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.

25ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص 257.

26ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة، المراقبات، ص 257.

27ـ قال علی(ع): هذا ... یوم الدلیل علی الرواد (این، روز رهنمونی به رهنمایان است) مصباح المتهجد،ص 700.

28ـ قال علی(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‌المتهجد، ص 700.

29ـ قال علی(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.

30ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

31ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

32ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج 1 ، ص 285.

33ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذی... تمت فیه النعمة، الغدیر، ج 1، ص 285.

34ـ قال علی(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المکنون، مصباح المجتهد، ص 700.

35ـ قال علی(ع): هذا یوم ابدی خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد ص 7.

36ـ قال علی(ع): هذا یوم النصوص علی اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.

37ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذی جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.

38ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج 1 ص 285.

39ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شکرگزاری است. الغدیر، ج 1، ص 285.

40ـ قال علی(ع): و انزل علی نبیه فی یوم الدرج ما بین له عن ارادته فی خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگی است که در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.

41ـ این نام، معروفترین نام غدیر است که از مکان واقعه گرفته شده است.

42ـ قال الصادق(ع): ذلک یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‌داری است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.

43ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.

44ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج 98، ص 298.

45ـ قال علی(ع): هذا یوم الملأ الاعلی ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.

46ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذی اکمل الله فیه الدین، المراقبات، ص 257.

47ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج 1، ص 286.

48ـ قال علی(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.

49ـ قال علی(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز کردن گره پیوند میان کفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.

50ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320.
 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 9:01 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

ماجرای اهل  کوفه با حضرت علی:
حضرت علی(ع)در سال 35 هجری قمری به خلافت رسید
در اولین سالهای خلافت حضرت علی(ع) ایشان با شورش عایشه و طلحه و زبیر روبرو شد
حضرت علی(ع) در ان زمان مالک اشتر را حاکم مصر و محمد بن بی بکر را حاکم کوفه کرده بود
هنگامی که عایشه و اصحابش به بصره حمله کردند و حضرت علی(ع)خواستند که که شورش ان ها را سرکوب کنند در کوفه دو دستگی شد
بسیاری از کوفیان به رهبری ابو موسی اشعری حضرت علی(ع)رها کردند
حضرت علی(ع)پس از جنگ جمل به کوفه رفتند و کوفه را مرکز حکومت خود کردند
سال بعد که معاویه در شام سر به شورش برداشت ان ها حضرت علی(ع)را در مقابل معاویه تنها گذاشتند باز هم حضرت علی(ع) نزدیک بود که معاویه را شکست دهد که معاویه قران ها را به نیزه کردند و گفتند لا حکم الا لله در این زمان که مالک اشتر به حضرت علی(ع) پیغام داد که ده قدم دیگر معاویه کشته شده و به چادر معاویه رسیده ولی یاران کوفی ضرت علی(ع)شمشیر بر گردن حضرت علی(ع)گذاشتند و گفتند که باید مالک اشتر باز گردد
و بعد که ماجرای حکمیت شد کوفیان ابو موسی اشعری را به حکمیت فرستادند در حالی که حضرت علی(ع)میخواست مالک اشتر را بفرستد
و بعد که در ماجرای حکمیت شکست خوردند باز گفتند که چرا حضرت علی(ع)راضی به حکمیت شد و هر چه حضرت علی(ع)فرمود که خودتان ابوموسی اشعری را فرستادید ولی ان ها قبول نکرده و بیش از 12000 نفر از انان خوارج را تشکیل دادند
حضرت علی(ع)که دید تمام یاران پوشالی اش جز خوارج هستند و یاران حقیقی ان حضرت با ایشان هستند فرمود که تمام خوارج کشته میشوند به جز کمتر از ده نفرشان و از تمام یاران حضرت علی(ع)کمتر از 10 نفر شهید شدند
و بعد هم که در مسجد کوفه ابن ملجم مرادی لعین که ضربتی به سر ان حضرت زد ان ها به کمک حضرت نرفتند و حضرت علی(ع)به دست همین کوفیان(ابن ملجم مرادی از قاریان قران در شهر کوفه بود)به شهادت رسیدند
ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند
مگر   امت   بمیرد   علی   تنها  بما




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:58 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

صحیحه زراره و ولایت و ولایت فقیه
مرحوم شیخ حرّ عاملى متوفاى 1104 ه… کتاب ارزنده و مشهور خود «وسایل الشیعه» را با فصلى آغاز نموده که در آن 31 باب قرار داده و مجموع آن را به نام «ابواب مقدمة العبادات» نامیده است و نخستین باب آن را «باب وجوب العبادات الخمس» نامگذارى نموده که مشتمل بر 39 روایت است. روایت یکم تا شانزدهم را از اصول کافى، اثر جاودانه مرحوم کلینى رازى متوفاى 328 ه…، نقل نموده که روایت دوم آن بدین قرار است: محمد بن یعقوب الکلینى عن على بن ابراهیم عن ابیه و عبدالله بن الصلت جمیعاً عن حماد بن عیسى عن حریز بن عبدالله عن زرارة عن ابى جعفر(ع) قال:
بنى الاسلام على خمسة اشیاء على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایة. قال زرارة: فقلتُ: و اىّ شیى ء من ذلک افضل؟. فقال: الولایة افضل لانّها مفتاحهن و الوالى هو الدلیل علیهن. قلت: ثم الذى یلى ذلک فى الفضل؟ فقال: الصلوة. قلتُ: ثم الذى یلیها فى الفضل؟ قال: الزکوة لانّه قرنه بها و بدأ بالصلوة قبلها. قلت: فالذى یلیها فى الفضل. قال: الحج. قلتُ: ماذا یتبعه؟ قال: الصوم. الحدیث[1]
لازم به یادآورى است که روایت یاد شده داراى اسنادى معتبر است چنانکه در پانوشت آمده است و لهذا از آن به صحیحه زراره تعبیر کردیم.[2] و اعتبار سند و متن آن موجب گردید که از میان روایات منقول در باب وجوب العبادات، این صحیحه را برگزیدیم و گرنه مسأله ولایت در 27 روایت از احادیث 39 گانه باب یاد شده مطرح گردیده است و صاحب کتاب وسایل الشیعه پس از بیان روایات یاد شده و در خاتمه این باب مى گوید: و الاحادیث فى ذلک کثیرة جداً و قد تجاوزت حد التواتر و فیما اوردته کفایة ان شاء الله و یأتى ما یدل على ذلک فى احادیث تکبیر الجبازة و کیفیة الوضوء و غیر ذلک. (وسایل الشیعه ج1، ص19).
به هر صورت، امام پنجم(ع) فرمود: اسلام بر پنج پایه و ستون مستحکم استوار گردیده است.
نماز، که پایه دین است و به صراحت روایات، قبول شدن دیگر اعمال مذهبى منوط به قبول شدن آن و مردود شدن آنها در اثر مردود بودن آن خواهد بود.
زکات، که خداوند آن را در آیات قرآن مقرون به نام نماز و بلافاصله پس از آن آورده است.
حج، آن موقف عظیم اجتماعى سیاسى که خداوند در قرآن کریم ترک آن را تعبیر به کفر و یا کفران نموده است.
روزه، عامل تقوا، سپر از آتش دوزخ، و ضامن سلامت روح و بدن، و زمینه حمایت از فقرا.
ولایت، رهبرى و زعامت امت اسلامى که از چهار ستون یاد شده اقوى، اهم، اعظم و افضل است زیرا کلید وصول به دیگر اعمال چهارگانه پیشین بوده و والى (حاکم و رهبر) دلیل و راهنماى به سوى آنها است.




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:57 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

خلقت فرشتگان از نور صورت علی (علیه‌السلام) به اعتراف خلفاء

علامه خطیب خوارزمی با ذکر سند از عثمان بن عفان نقل نموده و او از عمر بن خطاب و او از ابوبکر بن ابی قحافه که گفت: شنیدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «همانا که خدا از نور صورت علی بن ابی‌طالب فرشتگانی آفرید که ـ خداوند را ـ تسبیح گویند و تقدیس نمایند و ثواب آن را برای دوستان علی و دوستان

فرزندانش ثبت و ضبط کنند».مقتل الحسین: ص ۹۷.

نیز خوارزمی به سند دیگر از عثمان بن عفان نقل نموده و او از عمر که گفت: «همانا که خداوند خلق نموده فرشتگانی را از نور صورت علی بن‌ابیطالب».مناقب خوارزمی: اواخر فصل نوزدهم، ص ۲۳۶.

عبور از پل صراط فقط با اجازه علی(علیه‌السلام) به اعتراف ابوبکر

علامه محدث محب طبری ـ به نقل از الموافقه ابن سمان ـ از قیس بن حازم روایت نموده که گفت: ابوبکر برخورد به علی(علیه‌السلام) کرد و چون او را دید تبسم نمود، پس علی گفت: از چه رو تبسم نمودی و لبخند زدی؟

ابوبکر گفت: شنیدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «احدی از پل صراط عبور نخواهد کرد، مگر این که علی برای او اجازه عبور بنویسد». ذخائر العقبی: ص ۷۱.




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:55 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

خطیب بغدادی با ذکر سند از انس بن مالک آورده است که به طور خلاصه ابوبکر به هنگام وفات گفت: شنیدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: همانا که بر پل صراط گردنه‌ای باشد که احدی از آن عبور نکند مگر با جواز عبور از علی بن ابیطالب.تاریخ بغدادی: ج ۱۰، ص ۳۵۷.

اکنون این سؤآل مطرح است که: کسی که برای تصدی امر خلافت زوری و بیعت اجباری گرفتن از علی به اعتراف خودش که گفت: «لیتنی لم اکشف بیت فاطمه و لو اعلن علیَّ الحرب»(الامامه و السیاسه، ابن قتیبه دینوری، ج ۱، ص ۲۴).
تا مرز آتش زدن در خانه علی و سقط جنین زوجه مکرمه‌اش فاطمه دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) به دار و دسته‌اش اجازه فعالیت و تعقیب داد و دائما علی از ظلم و فشارهای او و همکارانش تظلم و درد دل می‌کرد، چگونه می‌تواند جواز عبور از پل صراط را از علی(علیه‌السلام) بگیرد؟!

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:53 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

در مسند احمد بن حنبل آمده است :

حدثنا عبد اللَّهِ ثنا عَلِىُّ بن حَكِیمٍ الأودی أَنْبَأَنَا شَرِیكٌ عن أبی إِسْحَاقَ عن سَعِیدِ بن وَهْبٍ وَعَنْ زَیْدِ بن یُثَیْعٍ قَالاَ نَشَدَ عَلِىٌّ الناس فی الرَّحَبَةِ من سمع رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول یوم غَدِیرِ خُمٍّ الا قام قال فَقَامَ من قِبَلِ سَعِیدٍ سِتَّةٌ وَمِنْ قِبَلِ زَیْدٍ سِتَّةٌ فَشَهِدُوا انهم سَمِعُوا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول لعلی رضی الله عنه یوم غَدِیرِ خُمٍّ أَلَیْسَ الله أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ قالوا بَلَى قال اللهم من كنت مَوْلاَهُ فعلی مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ .مسند الإمام أحمد بن حنبل ، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی (متوفای241 هـ) ج 1 ، ص 118 ، ح950 ، ناشر : مؤسسة قرطبة – مصر .

أبی اسحاق از سعید بن وهب و از «زید بن یثیع روایت كرده است كه هر دو تن گفتند : حضرت على علیه السّلام در رحبه ، حاضران را سوگند داد كه هر كس در روز غدیر خم سخنى در حق من از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده است از جا برخیزد . در این هنگام شش تن از كنار سعید بن وهب و شش تن از كنار زید بن یسع برخاستند و گواهى دادند كه آنان در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در محل غدیر شنیدند ، خطاب به مردم فرمود :

آیا خداوند از مؤمنان به خودشان سزاوارتر نیست ؟

آرى ! خدا بر همگى آنان اولویت دارد.

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود:بارخدایا هركه من مولای او هستیم ، این علی مولای اوست ، بارخدایا دوست بدار كسانی كه او را دوست دارند و دشمن باش با كسی كه با او دشمنی ورزد

 

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:53 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

هنگامی که حضرت محمد(ص) جانشین بر حقش علی بن ابی طالب(ع)را در غدیر به جانشینی منصوب کرد سیلی از نی ها با ایشان دست دادند در حالی که در باطن دلشان بر خلاف این حضرت بودند در حالی که قران میفرماید:

میگویند چیزی با زبانشان در حالی که نیست در دل هایشان
و هنگامی که حضرت علی(ع)جسد پیغمبر را دفن میکرد دسته ای از نی ها در سقیفه جمع شده و 25 سال مولای متقیان را خانه نشین کردند و زمانی که حضرت علی(ع)به خلافت رسید سیلی از انان شتری سرخ مو را برداشتند و خون عثمان را طلب کرده و با مولایمان به جنگ پرداختند تا حضرت علی(ع)شاخ شیطان را در جنگ جمل شکست داد
بعد از ان،در شام که نی زار یاران معاویه بود به ان حضرت به مقابله پرداختند و حکمیت را پیش اوردند و دسته ای از ان نی ها خوارج را تشکیل دادند و نهروان ها ساختند و یکی از این نی ها تبدیل به شمشیری زهر اگین شد و فرق عدالت و قران و حق را شکافت
و بعد که حضرت حسن(ع)به خلافت رسید و معاویه با نی هایش جلو امد دسته ای دیگر از نی های کوفه ان حضرت را تنها گذاشتند تا پسر عدالت با شقی ترین مرد خدا صلح کند و بعد به دست زنی که جزء نی های کوفه بود به شهادت رسید
و بعد از مرگ معاویه که پسرش یزید(لعنه الله علیه) به سلطنت ننگین اموی رسید و پسر عدالت به مخالفت با یزید پرداخت دسته ای از نی ها به کربلا رفته سر پسر عدالت را بریدند و از نی ها نیزه ها ساختند و سر پسر عدالت را روی ان گذاشته و بعد به شام بردند
و بعد از این نی ها،اموی ها وئ عباسی ها امدند و 7 امام همام را به شهادت رساندند تا امام اخر غائب شد
و بعد از نی ها قلم ها تراشیدند و کتاب ها نوشتند و توهین به ائمه کردند و...
هنوز از این نی ها باقی ست
نی: به معنای مخالفت با حضرت علی(ع)و اهل بیتش




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:50 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

ماجرای خواندنی شعر شهریار درباره امام علی(ع)

    آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .
    حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .
    فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد .

    حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان!
    شهریار این شعر را خواند :
    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
    که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را
    ****
    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
    به علی شناختم به خدا قسم خدا را
    ****
    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
    چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را
    ****
    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
    ****
    برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
    ****
    بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
    چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
    ****
    بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
    که علم کند به عالم شهدای کربلا را
    ****
    چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
    چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
    ****
    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
    ****
    بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
    که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
    ****
    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
    ****
    چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
    ****
    چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
    ****
    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
    به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»
    ****
    ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
    آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم.
    فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟

    گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند .
    گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .
    چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام.
    از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .
    مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید .
    شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .
    آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده ، من آن خواب را دیده ام .

    ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:47 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

در رسای مولا

ما درس وفا ز حیدر آموخته ایم

در مکتب او دلق ریا سوخته ایم

ما را نبود هیچ نظر بر دگری

تا دیده به لطف مرتضی دوخته ایم

***

گفتم به دل امشب ز چه این شور و نواست

از بهر چه مهتاب چنین غالیه ساست

بر بام فلک زهر چرا نغمه سر است

گفتا شب میلاد علی شیر خداست

***

ای روی تو آئینه ذات احدی

ای در تو عجین شده صفات صمدی

بار غم ایام مرا پشت شکست

ای حیدر صف شکن خدا را مددی




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:44 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

میدان بلاغت است دیوان علی

کس چون بنهد قدم به میدان علی

هر نکته که بوی عشق می آید از آن

یا زان محمد است یا زان علی

***

خواهم نظری که جز خدا نشناسد

جز دست خدا گره گشا نشناسد

جز عشق علی و یازده فرزندش

راهی به دیار آشنا نشناسد

***

ای دل به علی نگر خدا را بشناس

وز روی علی رمز ولا را بشناس

خواهی که مقام عشق را بشناسی

برخیز و علی مرتضی را بشناس

***

گفتم ز چه کعبه را به عالم شرف است

وان خانه مطاف اهل دل صف به صف است

گفتا که گهر مایه ی ارج صدف است

این عاصمه زادگاه میر نجف است

***

ای آمده در کعبه ز مادر به وجود

وی رفته به مسجد ز جهان وقت سجود

از آمدن و رفتن تو دانستم

سرمایه ی زندگی قیام است و ُقعود

***

تا بر لب خویش نام حیدر داریم

کی بیم ز دشمن ستمگر داریم

از مهر علی و یازده فرزندش

ما، گِردِ دیار خویش سنگر داریم

***

با یاد علی به موج آتش زده ایم

از نجد زبانه تا مراکش زده ایم

در مکتب او چو قامت افراخته ایم

سیلی به حرامیان سرکش زده ایم

***

ای تیغ کجت قبله نمای دل ما

سرپنجه ی تو گره گشای دل ما

تو شیر حقی، دست حقی، مرد حقی

ای نام بلندت آشنای دل ما

***

با نام علی به پهنه رو آوردیم

بر خصم شکستِ سو بسو آوردیم

هر چند که قطره قطره خون بخشیدیم

صهبای ظفر سبو سبو آوردیم

(حمید سبزواری)

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:42 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

ابر رحمت در مصيبت على(ع)

على امشب چرا بهر عبادت بر نمى‏ خيزد؟
چرا شير خدا از بهر طاعت‏بر نمى ‏خيزد؟
خداجوئى كه از ياد خدا يكدم نشد غافل
چه رو داده كه از بهر عبادت بر نمى‏ خيزد
از آن ضربت كه بر فرق على زد زاده ملجم
يقين دارم كه از جا، تا قيامت‏بر نمى‏ خيزد
به محراب دعا در خون شناور گشته شير حق
دگر بهر دعا آن ابر رحمت‏بر نمى‏خيزد
ز كينه ابن ملجم آتشى افروخت در عالم
كه زين آتش بجز دود ندامت‏بر نمى‏ خيزد
طبيب آن زخم سر را ديد و گفتا با غم و حسرت
على ديگر از اين بستر سلامت‏بر نمى ‏خيزد
نهد سر هر كسى بر آستان مرتضى(خسرو)
ازاين درگاه تا روز قيامت‏بر نمى ‏خيزد

سيد محمد خسرو نژاد(خسرو)

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:40 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

مشق عشق علوی


نام زیبای "علی" در دل ما حک شده است

مشق عشق علوی مکتب و مسلک شده است

هر کسی مهر علی در دل خود تازه ندید

شرط تکبیرة الاحرام دلش، ترک شده است

چه هراس است اگر خّم غدیری شکنند

چون به قاموس ادب نام علی تک شده است

هر کسی خواست کشد خط جفا بر رخ ماه
 
دید در دفتر دل باز "علی" حک شده است

نام زیبــــــای "علی" بردم و دل تاب نشد

محفل کوچک دل، باز... مبـــارک شده است


شعر از مهدی کویر

 




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:35 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

غدیر از زبان حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

وَهُوَیَومُ تَنفیسِ الکَربِ ؛ وَیَومُ تَحطیطِ الوِزرِ ؛

 وَیَومُ الحَباءِ وَالعَطِّیَةِ ؛ وَ یَومُ نَشرِ العِلمِ ؛

وَ یَومُ البِشارَةِ وَالعیدِالاَکبرِ وَیَومُ یُستَجابُ فیهِ الدُّعاءُ ؛ وَیَومُ المَوقِفِ العَظیمِ؛ وَیَومُ لَبسِ الثِّیابِ وَنَزعِ السَّوادِ ؛وَیَومُ الشَّرطِ المَشرُوطِ ؛

وَیَومُ نَفیِ الهُمُومِ ؛ وَیَومُ الصَّفحِ عَن مُذنِبی شیعَةِ امیرالمومنین علیه السلام .

روز غدیر ؛ روزرهایی از اندوه و غم ؛

و روز غدیر زائل شدن گناه است

و روز غدیر روز بخشش و عطاء

 و روز غدیر روز گسترش علم

و روز غدیر روزمژده وعید اکبر است .

روز غدیرروزی است که دعا درآن مستجاب میشود .

روزغدیر روز موقف عظیم است .

روز غدیر روز غدیر روز پوشیدن لباس نو

و بیرون آوردن لباس سیاه ( لباس غمزده و ماتم )

روز غدیرروز شرط گذاشته شده برای قبولی طاعات و ایمان و اعتقاد و عمل است .

روز غدیرروز دور نمودن همّ و غمّ از دلهاست .

روز غدیرروز نادیده گرفتن گناهان شیعیان امیرالمومنین علیه السلام .( بغیراز حق الناس) است.

وَیَومُ السَّبقَةِ ؛ وَیَومُ اِکثارِ الصلاةِ علی محمدٍ وال محمد .وَیَومُ الرِّضا ؛ وَیَومُ عیدِ اَهلِ بیتِ محمدٍ (ص) وَیَومُ قَبُولِ الاَعمالِ ؛ وَیَومُ طَلَبِ الزِّیادَةِ

وَیَومُ اِستِراحَةِ المُومنین ؛ وَیَومُ المَتاجِرَةِ ؛ وَیَومُ التَّوَدُدِ ؛ وَیَومُ الوُصولِ اِلی رَحمَةِ الله ؛ وَیَومُ التَّزکِیَة ؛ وَیَومُ  تَرکِ الکَبائِرِ وَالذُّنُوب ؛ وَیَومُ العِبادَةِ ؛ وَیَومُ تَفطیرِ الصَّائِمین ؛

روز غدیر؛ روز پیشی گرفتن ( دراعمال حسنه و خیر)

روز کثرت صلوات  برمحمدوال محمد است.

روز خوشنودی خدا وملائکه وانبیاء واولیاء و مومنین است.

روز عید اختصاصی پیامبر ( ص) و اهل بیت عصمت و طهارت است .

روز پذیرفته شدن اعمال شیعیان و محبین  آل محمد است روز طلب ازدیاد  در ارزاق  مادی و معنوی است .

روز آسایش  وآرامش اهل ایمان و

روز بهره وری و تجارت (اخروی)

روز دوستی و وصول به رحمت واسعه ی  الهی  والهی ؛

روز تزکیه وترک گناهان کبیره  ودیگر گناهان

روز بندگی وعبادات و روز افطاری دادن به روزه داران است.

وَهُوَ یَومُ الزِّیَنَة ؛ فَمَُن تَزَّیَنَ لِیَومِ الغدیرِ غَفَرَ اللهُ لَهُ کُلَّ خَطیئَةٍ عَمَلَها صَغیرَةً أََو کَبیرَةً وَبَعَثَ اللهُ الَیهِ مَلائِکَةً یَکتُبُونَ لَهُ الحَسَناتِ وَیَرفَعُونَ لَه الدَّرَجاتِ اِلی قابِلٍ مِثلِ ذالِکَ الیَومَ فَاِن ماتَ ماتَ شهیداً وَاِن عاشَ عاشَ سَعیداً ؛ وَمَن اَطعَمَ مُومِناً کانَ کَمَن اَظعَم جَمیعَ اَنبییاءِ والصِّدیقین َ ، وَمَن زارَ فیهِ مُومِناً اَدخَلَ اللهُ قَبرَهُ سَبعینَ نوراً وَ وَسَّعَ فی قَبرِهِ  وَیَزوُرُ قَبرَهُ کَلَّ یَومٍ سَبعُونَ أَلفَ مَلَکٍ وَ ِیُبَشِّرُونَهُ   بالجَنَّةَ .روز غدیر روز زینت و زیور است .

1- کسی که برای غدیر خود را بیاراید خداوند تبارک و تعالی تمام گناهان صغیره و کبیره او را می امرزد . و فرشتگانی او را مأمور می نمایند تا برای او تفضلاً حسناتی  را ثبت کنندودرجات اورا تا سال آینده مانند همین روز بالابرند.پس اگر از دنیا برود شهید از دنیا رفته واگر زنده بماند زندگی سعادتمندانه ای خواهد داشت .

2- و کسی که مومنی را در این روز اطعام کند گویا همه انبیاء و صدیقین را اطعام نموده .

3- وکسی که مومنی را در این روز زیارت کند خداوند بعداز ممرگ او 70 پرتویی از نور به داخل قبرش می تاباند و قبرش را گشاد و توسعه  داده و هروز 70 هزار ملک آرامگاه او را زیارت نموده و او را به بهشت بشارت می دهند .   

شیعه نیوز




[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:31 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
شارح صحيفه سجاديه و خطبه فاطميه با تأكيد بر اهميت عيد غدير خم، گفت: علامه طباطبايي مي‌گويد قرآن كريم بايد هر دو سال يك‌بار به‌روز تفسير شود، اين كار براي واقعه غدير كه بزرگترين عيد اسلام است بايد هر روز انجام شود.

  محمد‌تقي خلجي، شارح صحيفه سجاديه و خطبه حضرت زهرا (س)، افزود: يكي از روزهايي كه در آن مسأله جانشيني پيامبر اكرم (ص) مطرح شد «يوم الدار» است كه پيامبر بستگان خود را جهت ميهماني دعوت كرد و فرمود: هر كس پيش از همه دعوت من را بپذيرد جانشين من است و در آن جمع تنها حضرت علي (ع) به نداي پيامبر لبيك گفت.


وي اضافه كرد: روز ديگر، 70 روز مانده به رحلت پيامبر بود كه پيامبر مردم را پس از بازگشت از مراسم حج در منطقه غدير خم جمع كرد و در حضور مسلمانان به دستور خداوند، حضرت علي(ع) را جانشين خود معرفي مي‌كند و حتي خليفه اول و دوم با ايشان بيعت مي‌كنند و تبريك مي‌گويند. همچنين پيامبر در طول سال‌هاي تبليغ خود، مسأله جانشيني حضرت علي(ع) را تذكر داده است.

وي در ادامه گفت: اسلام يك دين اجتماعي است و دستورات فردي و عمومي براي مردم دارد، همچنين اسلام ديني است كه آمده زندگي افراد را سامان ببخشد؛ پس اين دين نياز به يك رهبر آگاه، شايسته، لايق و دنباله‌رو پيامبر دارد كه با پيام‌هاي الهي آشنا باشد و در آن جمع فقط حضرت علي (ع) صاحب اين خصوصيات بود.

خلجي اضافه كرد: همچنين خداوند در قرآن مي‌فرمايد سنت‌هاي من به هيچ وجه تغيير نمي‌كنند و دگرگون هم نمي‌شوند و حقايقي ثابت و با دوام هستند كه تا پايان انقراض زندگي بشر همراه بشر هستند. يكي از اين سنت‌ها انتخاب وصي و جانشين بعد از خود است و نمي‌توان فرض كرد پيامبر كه خاتم پيامبران است و آخرين دين را آورده است از اين قاعده مستثني باشد.

نويسنده كتاب «تشيع و انتظار» گفت: جالب توجه است كه «دكتر عبدالله علايلي» از بزرگان اهل سنت اعلام كرده است: كسي كه غدير را انكار كند حقيقت اسلام را انكار كرده است. همچنين مرحوم امام شرف‌الدين در كتاب «المراجعات» خود به نقل از منابع اهل سنت به طور مفصل مسأله جانشيني را بيان مي‌كند.

اين پژوهشگر حوزوي گفت: اين مسأله آن قدر مهم بوده است كه ولتر دانشمند فرانسوي مي‌گويد: آخرين سفارش پيغمبر كه جانشيني حضرت علي(ع) است عملي نشد.

وي در خصوص شناخت واقعه غدير گفت: براي شناخت واقعه غدير بايد مردم را از اين قضيه آگاه كنيم و مسائل را به صورت مستند بيان كنيم؛ همچنين گذشته از نقل قول، به عقل خود مراجعه كنيم. با قدري تأمل مي‌توان فهميد كه بايد چه كسي به عنوان جانشين پيامبر انتخاب شود.

همچنين مسأله غدير تنها اعلام حكومت نيست، بلكه مسأله امامت كه يك مسأله بسيار مهم‌ است در اين واقعه وجود دارد.

خلجي در مورد بهترين عيد مسلمانان اظهار داشت: عيد غدير حافظ تمامي عيدهاست و اگر غدير نباشد بعثت هم وجود ندارد، همانطور كه خداوند در قرآن به پيامبر مي‌فرمايد: اگر مسأله جانشيني را اعلام نكني به منزله اين است كه در طول تبليغ دين اسلام هيچ كاري انجام ندادي.

نويسنده كتاب «اسرار خاموشان» گفت: علامه طباطبايي مي‌گويد قرآن كريم بايد هر دو سال يك‌بار به‌روز تفسير شود، اين كار براي واقعه غدير كه بزرگترين عيد اسلام است بايد هر روز انجام شود.

شارح صحيفه سجاديه و خطبه حضرت زهرا (س) در خصوص تبليغ واقعه غدير در پايان گفت: كارهايي كه تا‌كنون در اين زمينه انجام شده است كافي نيست و تبليغ در اين زمينه بايد هر روز به شكل منطقي، معقول و مستند انجام شود.
شیعه نیوز



[ دوشنبه 23 آبان 1390  ] [ 8:28 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 10 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10  

درباره وبلاگ


چون تو بابی آن مدینهٔ علم را / چون شعاعی آفتاب حلم را/ باز باش ای باب رحمت تا ابد/ بـارگــاه مـا لـه کـفـوا احـد

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 98158 نفر
كل مطالب : 151 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: دوشنبه 23 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 13 مرداد 1393 
امکانات وب