حجة الاسلام والمسلمين غلامرضامصباحي
استاد مطهري به عنوان يك اسلامشناس و متفكر جامع در معارف ديني بودند. و ازجمله ابعاد اين جامعيت، ديدگاهها و نظراتي است كه استاد در مورد اقتصاد اسلامي ابراز داشتهاند. گرچه ورود ايشان به مباحث اقتصادي با تاخير انجام شد و سالهاي آخر عمر مبارك خود را به ابراز اين نظرات پرداختند، اما اين نكته را بايد گفت كه: در عين حال ورود ايشان به مباحث اقتصادي مبارك و بااشراف و تسلط كامل نسبت به اين مسايل همراه بود.
يكي از آثاري كه از ايشان به جا مانده است «بررسي اجمالي مباني اقتصاد اسلامي» است. البته اين اثر به صورت تاليف نيست، بلكه به صورت يادداشتهايي پراكنده از استاد شهيد مطهري است كه، بعدها توسط يكي از آقايان جمعآوري و تدوين شده و به صورت يك كتاب درآمده است. اين كتاب نشان ميدهد كه شهيد استاد مطهري نيز نظريهي اقتصادي نسبت به اقتصاد سوسياليستي ماركس دارد و هم نظر انتقادي نسبت به اقتصاد سرمايه داري.
ادامه مطلب
نويسنده: ابوالفضل اكرمي٭
مقدمهدر اوايل قرن هفتم ميلادي, زماني كه دو ابرقدرت ايران و روم برسر تسلط و نفوذ جهاني پيكار ميكردند, در شبه جزيره عربستان حادثهاي رخ داد كه سير جريان تاريخ را عوض كرد. عربستان در آن زمان اهميت و اعتباري نداشت و ايران و روم قسمت اعظم دنيا را تحت نفوذ خود داشتند. در آن برهه از زمان, مردي خردمند و امين كه قسمتي از عمر خود را شباني و قسمتي را به تجارت و عبادت گذرانيده بود, به تلقين نداي غيبي در كانون بتپرستي برضد خدايان متعدد برخاست و مردم را به عبادت خداي يگانه و دين اسلام فراخواند.
نهضت اسلام در ظرف مدتي كمتر از يك ربع قرن, با وضعي معجزه آسا طوايف عرب را كه پيش از آن تيره روزترين مردم دنيا بودند, در زير لواي توحيد در آورد و طوايف مختلف زير لواي جديد متحد شدند و از آنها نيرويي بزرگ و جوشان و مقاومت ناپذير پديد آمد كه در مدتي كوتاه كشورهاي بزرگ را در نورديد و يك قرن نگذشت كه نهضت نو, قسمت اعظم جهان آن روز را فراگرفت. امپراطوري وسيع ايران پيرو نفوذ اسلام شد و امپراطوري روم در چارچوب قسطنطنيه محصور ماند. اين نهضت عظيم, با پيشرفت سريع خود, فاصلهاي در تاريخ جهان بوجود آورد و دنياي كهن را زيروزبر كرد. تمدني كه در نتيجه چندين قرن كوشش و فعاليت پيروان اسلام پديد آمد, از نظر عظمت, ابهت و ظرافت از مهمترين تمدنهاي انساني چيزي كم نداشت و هيچيك از نهضتهاي معنوي جهان, به سرعت و وسعت انتشار و نفوذ و ثبات در مقابل تغييرات روزگار, به پاية آن نميرسد.
اولين اقدام پيامبر(ص) پس از هجرت به مدينه پايهگذاري يك جامعه نوين بود, جامعهاي كه در آن دين با ديگر جنبههاي زندگي پيوندي محكم داشت و از آلايش اعراب دورة نظام جاهليت و مفاسد قريش عاري بود. اقدامات و تصميمگيريهاي اقتصادي پيامبر(ص), در مدينه باعث رونق اقتصادي عربستان گرديد و موجب شد كه اهداف اسلامي در سراسر عربستان گسترش يابد و بعدها به سراسر دنيا برسد. از اين رو جامعه اسلامي مدينه ميتواند به مقياس كوچكتر, الگوي جامعة بزرگ اسلامي آينده باشد.
لذا در هنگام تدوين نظام اقتصادي اسلامي ايران, آگاهي هرچه عميقتر از تمدن غني اسلامي ضرورتي غير قابل ترديد دارد. هدفي كه اين تحقيق به دنبال آن است, اثبات اين واقعيت است كه دين مقدس اسلام, به عنوان يگانه مكتب رهايي بخش انسان, در تمام زمينهها و از جمله مسائل اقتصادي, با ارائه فرامين منطبق بر فطرت انساني خود, راه سعادت دنيوي و اخروي بشر را نشان داده است. چنانكه تنها در ارتباط با مسائل تجارت و زندگي در بازار, از هيچ امري فروگذار ننموده و به كيفيتي عالي شيوه پيوند بين علم, اخلاق و تجارت را در اين مركز تجاري, يعني بازار, ارائه نموده است.
ادامه مطلب
منبع: بينا
با وجود رشد و توسعه خيره كننده بانك ها و مؤسسه هاى مالى فعال در كشورهاى حوزه خليج فارس در سال ،2006 گويا اين بانك ها و مؤسسه هاى مالى، دست بردار نيستند و افق هايى دوردست و رؤيايى را هدف اصلى خود قرار داده اند. البته، چنين رشد و توسعه تحسين برانگيزى، چندان عجيب و غافلگيركننده نيست، زيرا چند صباحى است كه ميلياردها ميليارد دلار نفت از اقصى نقاط جهان به سمت اين منطقه، سرازير شده و مى شود.
با افزايش قيمت نفت و رسيدن آن به سطح بى سابقه 60 و 70 دلار و ثابت ماندن تقريبى آن در اين سطح موجب شده تا بانك هاى منطقه به عنوان بزرگ ترين و موفق ترين دريافت كنندگان دلارهاى نفتى و سرمايه گذارى هاى بين المللى و منطقه اى، به ميدان آيند و نرخ سودهاى افسانه اى براى خود و سهامدارانشان رقم بزنند. به عنوان نمونه، 50 بانك برتر منطقه خليج فارس توانستند در سال ،2005 به سود خالص 15/7 ميليارد دلار دست يابند كه اين رقم در مقايسه با رقم 9/6 ميليارد دلارى سال پيش از آن يعنى سال ،2004 رشدى 64 درصدى را نشان مى داد. همين بانك ها بودند كه به موتور حركت دهنده اقتصادهاى منطقه و عامل تزريق نقدينگى به اقتصاد، بدل شدند.
به علت فراهم بودن زيرساخت ها و بنيان هاى مالى و اقتصادى در منطقه و حمايت دولت ها از فعاليت هاى اقتصادى در سطوح خرد و كلان و حمايت هدفمند آنها از سرمايه گذاران و سازمان هاى مالى خارجى، زمينه مساعدى براى رشد و توسعه همه جانبه و فراگير نهادهاى مالى و بانكى در اين منطقه استراتژيك و حياتى براى اقتصاد جهانى، فراهم آمده است.
به عبارت روشن تر، مى توان چنين گفت كه وضع كنونى اقتصاد جهانى و وادار شدن سرمايه گذاران بين المللى و شركت هاى چند مليتى به سرمايه گذارى در كشورهاى منطقه خليج فارس، موجب شده تا امواج منفى برآمده از حملات تروريستى يازدهم سپتامبر به برج هاى تجارت جهانى، به تدريج محو گردند و به موج هايى تبديل شوند كه سرمايه هاى بين المللى را از مناطق گوناگون جهان به سمت كشورهاى منطقه خليج فارس، هدايت مى كنند و بر سطح و كيفيت رقابت هاى مالى و سرمايه گذارى مى افزايند.
ادامه مطلب
احمد پرخيده*
اقتصاد سياسي رژيم پهلوي
اقتصاد ايران از جمله بخش هايي که در طول دوران گذشته کمتر تحول تأثير گذار و درون زايي را در آن شاهد بوده ايم. اقتصاد ايران در يک دوره طولاني بر بخش کشاورزي و توليد کالاهاي سنتي متکي بوده است و اگر در دوره هايي احداث برخي از کارخانجات مورد توجه قرار گرفته اند نه تنها اين توليدات بومي نشدند بلکه به طور پراکنده و در نقاط خاصي متمرکز بوده اند. شايد همان گونه که بيشتر محققان تاکيد کرده اند ، مشکل اصلي جامعه ايران و بالطبع اقتصاد را استبداد تشکيل مي داد. شاه به هر کس مي خواست مي بخشد و از هر کس مي خواست سلب ماليت مي کرد و بنابراين فقدان امنيت جاني و مالي نبود تضمين کافي حقوق مالکيت مانع رونق اقتصادي و تجميع ثروت و ابداع و نوآوري و در نتيجه گسترش توليدات صنعتي گرديد امري که در اروپاي صنعتي رد يک سير تاريخي اصلاح شده و با چاره انديشي مناسب متفکران آن رفته رفته توسعه اقتصادي را به وجود آورده است.
وجود منابع رانتي فراوان نيز اين امر را تشديد کرده است. به طوري که با افزايش درآمدهاي نفتي ميزان قدرت انحصاري رژيم حاکم افزايش و با افزايش قدرت انحصاري ميزان پاسخ گويي به مردم و ذي نفع هاي اقتاصدي نيز کاهش مي يافته است. اين پديده را مي توان در قالب مباحث رانتيريسم و دولت هاي رانتي مورد بحث و بررسي قرار داد. منابع عظيم رانتي در دهه 50 چنان قدرتي به شاه داده بود که به آساني و از طريق توزيع فرصت هاي رانتي براي جلب حمايت نخبگان و دولتمردان هم فکر خود و در نتيجه ثبات بيشتر حکومت از آن استفاده مي کرد.
ادامه مطلب
داود الهامى
اسلام تحصيل مال و معيشت و يا به تعبير جامعتر «اقتصاد» را در زندگى بشر داراى اهميت مىداند ولى نه بسان جوامع سرمايهدارى كه آن را اصيل دانسته و تمام فضائل اخلاقى و عواطف انسانى را فداى آن مىنمايند. بلكه آن را يكى از امور مؤثر در زندگى قرار داده و نقش مهم اخلاق و فضيلت را هم ناديده نگرفته است و در هر شرائط اولويت را به اخلاق و فضيلت داده است.
و لذا در روايات زيادى مسلمانان را به اصلاح كار و معيشتيكديگر موظف نموده و توانگران را به دستگيرى از فقيران و درماندگان جامعه فرمان داده است و آنها كه از اين وظيفه مقدس اخلاقى و اجتماعى شانه خالى كنند و در اثر دست زدن به راههاى زيانبار بازرگانى انحصارى و زيادهطلبى، توازن اقتصادى را به خطر مىافكنند، به شدت تهديد و نكوهش كرده است.
ادامه مطلب
قسمت سوم / نوشته: M.A.Katouzian / ترجمه و اضافات از: يداله دادگر
اين بخش سومين قسمت از ترجمه كتاب «ايدئولوژى و روش در علم اقتصاد» تأليف Dr.M.AKatouzian است، وى كه از استادان دانشگاه كنت انگلستان است، در چند بخش از اين كتاب به تبيين و ارزيابى نقادانه ساختار حاكم بر انديشه نظريههاى علوم اجتماعى (به طور كلى) و علم اقتصاد (به طور خاص) مىپردازد. در بخش اول وظايف و فلسفه علوم اجتماعى و ارتباط بيشتر علم اقتصاد با آن و قلمرو موضوع را مورد بحث قرار داده است. در قسمت دوم بررسى تاريخى از موضوع ارائه شده است.
در اين بخش به نوعى كنكاش در روشهاى تجزيه و تحليل علمى، بويژه در علوم اجتماعى و بالأخص در علم اقتصاد، به عمل آمده است. ذكر اين نكته لازم است، بخشهاى اول و دوم اين نوشته در شماره اول و دوم منتشر شده است (م).
ادامه مطلب
قسمت دوم
نوشته: M.A.Homayoun Katouzian
ترجمه و اضافات از:يدالله دادگر
اشاره:
در قسمت اول اين نوشتار به يك سلسله مطالب مقدماتى درباره علم اقتصاد و فلسفه علوم اجتماعى (بويژه علم اقتصاد)، همچنين وظايف و قلمرو علوم مذكور اشاره شد. در ضمن به مشكلات و اشكالاتى پرداخته شد كه هم از جهت تدوين و تكامل آن علوم، و هم از لحاظ شيوه آموزش آنها، حائز اهميت بود. در مبحث حاضر نوعى نگرش تاريخى به موضوع مورد بحث صورت مىگيرد، كه در ضمن آن، به بررسى تحولات روشهاى تجزيه و تحليل اقتصادى پرداخته مىشود.
تأكيد بر اين نكته را لازم مىدانيم كه هر چند عنوان اين مقاله، نوعى بار اقتصادى و معرفت شناسى علم اقتصاد را منعكس مىكند، اما در قالب آن نكات ظريفى مطرح مىشود كه نه تنها مىتواند در ريشهيابى بسيارى از نمادهاى خارجى تفكرات علوم اجتماعى و انسانى مفيد و مؤثر باشد، بلكه مىتوان از آن براى مطالعات علوم و معارف دينى و ارزشى، حداقل بعنوان زير ساخت تحقيقاتى، سود جست.
همانطور كه در قسمت اول اين مجموعه نيز اشاره گرديد، چون نويسنده مطالب معرفت شناختى نسبتا ژرفى عنوان كرده است، و از سوى ديگر به جزئيات مطالب پرداخته نشده، لازم بود توضيحات و اضافاتى به آن ملحق گردد، كه هم جهت رعايت امانت و هم بخاطر تفكيك يادداشتهاى خود مؤلف از پىنويسهاى خود مؤلف، اضافات مذكور با علامت (م) مشخص گرديده است. و تذكر نهايى اينكه، بخاطر پيوستگى مباحث علوم انسانى و اجتماعى (كه اقتضاى چنين تحقيقاتى است) به علاقمندان توصيه مىشود، جهت استفاده كارآمدتر از اين قسمت، نكات اصلى قسمت اول را نيز مرور نمايند (م).
ادامه مطلب
(قسمت اول) / M.A. Homayoun Katouzian / ترجمه و اضافات از: يداللّه دادگر
چكيده:
يكى از مقولههاى با اهيت پيرامون علم اقتصاد، بحثهاى روش شناختى و همچنين موضوع تأثير انديشههاى فلسفى و ارزشى در تئورىهاى اين علم مىباشد. اين مباحث چه از ناحيه روشهاى بررسى علمى و تفكيك آنها از روشهاى غير علمى، و چه از نظر نقش ديدگاههاى فكرى مكاتب و نظامهاى مختلف اقتصادى، جايگاه برجستهاى را در ادبيات مربوط به اين رشته به خود اختصاص داده است. نوشتهاى كه ترجمه اولين قسمت آن از نظر مىگذرد يكى از مجموعههاى ارزشمند در اين زمينه مىباشد.
نويسنده كه از اساتيد معروف دانشگاه «كنت» (kent) در انگلستان مىباشد، از صاحب نظران ايرانى الاصل است كه به ايران و ارزشهاى جامعه ايرانى بسيار پايبند است.(1) نويسنده با اعتقاد بر اين كه علم اقتصاد در شرايط و اوضاع و احوال فعلى دستخوش بحران مىباشد، ريشه بحران مذكور را به چارچوب و فلسفه اقتصادى، روشها، تئورىها و عقايد حاكم بر آنها مرتبط دانسته، هر گونه راه حل در ارتباط با اين بحران را نيز مبتنى بر اين نگرش روش شناختى مىداند. و با ديدى نقادانه مرورى بر خاستگاه تئورىها مىنمايد.
ادامه مطلب
مالک، محمد رضا
ضعف هاي اقتصاد ايران
مشكل ما نه در اصل پيوستن به جهاني سازي اقتصاد، بلكه در چگونگي پيوستن است، زيرا تجارت بسياري از كالاهاي ساده سرمايه اي، تحت كنترل خريداران عمده خارجي و شركت هاي چند مليّتي است و آنان در تجارت كالاهايي، نظير پوشاك، منسوجات، الكترونيك و غير آن نقش اصلي را بر عهده دارند. آنان در بازار رقابت ناقصي كه چند فروشنده و خريدار عمده نبض بازار را به دست دارند، به فعاليّت پرسود خود مشغولند و اجازه سربرآوردن به رقباي جديد نمي دهند و انتظار دارند كشور طرف معامله با آن ها، هيچ گونه ممانعت و مزاحمتي در تملّك صنايع داخلي براي خارجيان ايجاد نكند. اكنون شركت هاي چند مليّتي در بسياري صنايع كشورهاي تازه صنعتي شده، مثل الكترونيك، ماشين آلات، تجهيزات حمل و نقل و مصنوعات فلزي، نقش محوري دارند و مالكيّت آن ها بر بسياري از كارخانه ها امري رايج است. در چنين فضايي، اين فكر كه ما هر چه را كه بخواهيم توليد و به هر كجا كه بخواهيم صادر مي كنيم، نشانه خام انديشي است، زيرا به سادگي مي توان دريافت كه شركت هاي چند مليّتي، به راحتّي مزاياي تجارت آزاد را با دوستان جديد خود قسمت نمي كنند و بسيار بيش تر از آن چه ببخشند، از ما خواهند ستاند.
نكته ديگر اين كه به سبب فروپاشي اردوگاه شوروي و پيوستن كشورهاي بلوك شرق به سيستم تجارت آزاد، ملّت هايي كه مقدم شركت هاي چند مليّتي را گرامي مي دارند، امروزه بسيارند. اين است كه آن ها شرايط خود را بسيار ظالمانه بر ملّت ها تحميل مي كنند. بنابراين، سياست توسعه صادرات كه توسّط كشورهاي تازه صنعتي شده آسيا تجربه شده است، به سادگي نمي تواند در آينده، توسّط ديگر كشورهاي در حال توسعه تكرار شود. به ويژه در كشور ما به دليل وضعيّت خاص فرهنگي و اجتماعي، فعّال شدن شركت هاي فراملّي با استقبال افكار عمومي مواجه نخواهد شد و در پي برانگيخته شدن حساسيّت ها، مديران اين شركت ها، فضاي جامعه ما را براي فعاليّت هاي خود، امن و آرام تشخيص نخواهند داد.
ادامه مطلب
جواد سليمانى
چكيده
امروزه جامعه اسلامى ما از درامد ارزى خوبى برخوردار است، اما در مقابل، فقر و بىكارى بىداد مىكند.روزى كه امام على عليه السلام نيز حكومت را به دست گرفتند عايدات فتوحات قلمروهاى ثروتمند عراق و ايران و شام و مصر جامعه اسلامى را در وضع مطلوبى قرار داده بود، اما در عين حال، عده زيادى از مردم با مشكلات معيشتى جدى روبهرو بودند و در تنگدستى روزگار مىگذراندند.
از اينرو، على بن ابىطالب عليه السلام به محض تصدى منصب خلافت، روند رو به رشد فتوحات را تا حد زيادى متوقف ساختند و توزيع عادلانه و برابر درامد ناشى از فتوحات و مصادره اموال ثروتهاى بادآورده نامشروع را در اولويت نخست اصلاحات اقتصادى خود قرار دادند.
در اين نوشتار، با طرح سياستهاى اصولى اصلاحات اقتصادى اميرالمؤمنين عليه السلام و راهكارهاى اجرايى آن، سعى شده است اولويتهاى طرح ساماندهى اقتصادى آن بزرگوار در حد توان ارائه گردد.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.


