به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

سایت عصرامروز نوشت: چروکی ها بومیان آمریکایی هستند که عمدتا در ایالات جورجیا، کارولینای شمالی، کارولینای جنوبی و شرق تنسی زندگی می کنند.

تعداد این قبیله ی سرخپوستان به 300000 نفر می رسد که با پرچمی متمایز خود را از آمریکا جدا می دانند.

شماره های 4 و 7 برای چروکی ها ارزش خاصی دارد و به اعداد مقدس میان آنها شهرت دارد. عدد چهار به خاطر چهار جهت جهان ( شمال، جنوب ، شرق، غرب) برای آنها ارزشمند است. چروکی ها برای جهت ها رنگ هایی را در نظر گرفته اند. آنها شرق را به رنگ قرمز میدانند و رنگ قرمز برایشان سمبل پیروزی است، غرب را به رنگ مشکی می شناسند که سمبل مرگ است، شمال را به رنگ آبی که این رنگ برایشان نشانگر ناراحتی و اندوه است و جنوب که از نظر آنها سفید است یعنی نمایانگر صلح و آرامش.

 

یک پیر زن چروکی

عدد 7 برای این قبیله بومی عدد سطح های خلوص و تقدس است. به همین جهت هفت گیاه و حیوان را مقدس می دانند از گیاهان: (کاج، سرو، صنوبر، هولی و لورل) و از حیوانات: (جغد و گربه وحشی). برای مردم چروکی این گیاهان و حیوانات ارزش زیادی دارند و آنها را بسیار مقدس می دانند. همچنان این قبیله رودخانه ها و نهرها را مکان های مقدسی می دانند. آنها در کنار رودها و نهر ها مراسم های خود را بر گذار می کنند و زندگی می کنند اما بخش کمی از آنها در غارها نیز زندگی می کنند.

چروکی ها اغلب موهای بلندی دارند تا جایی که گاهی اوقات به زمین نیز می رسد. آنها افراد عجیبی هستند به طوری که در شب حق صحبت کردن راجع به آنها را ندارید و خودشان تصمیم میگیرند که بقیه آنها را ببینند یا نه و اگر اتفاقی کسی آنها را رویت کند تا هفت سال حق ندارد درباره ی آنها و شخصی که دیده است حرفی بزند.

یک مرد چروکی

آنها هنوز هم وقتی مریض می شوند از طب سنتی استفاده می کنند و برای مداوا نزد پزشکان سنتی قبیله خود می روند. آنها به زبان تسالاگی سخن می گویند و الفبای خاص خود را برای نوشتن دارند.

چروکی ها بدترین سال های تاریخ خود را بین 1836 تا 1839 می دانند زیرا در آن زمان آنها را مجبور به مهاجرت از زمین های خود به سمت زمین های محافظت شده کردند که در طول این سه سال حدود 4000 تن از افراد این قبیله کشته شدند.

ادامه مطلب
شنبه 28 بهمن 1391  - 6:54 PM

 

سایت گلستان ما، زن میانسالی بود. از نوع لباسهایش متوجه شدم ترکمن است. نمی دانم چه زمزمه می کرد. اشکهایش آرام بر روی گونه هایش می لغزید و می افتاد روی دستان زمختی که معلوم است روزگار بر او سخت گرفته.

دستانش را آرام روی سنگ قبری که رویش نوشته بود "شهید گمنام " کشید و مالید به صورتش که چین و چروک آن نیز حاکی از روزگار سختی بوده که بر او گذشته بود.

دوست داشتم با او هم صحبت شوم ولی از طرفی دوست نداشتم خلوت زیبایش را به هم بزنم.

لحظه ای با خودم به جوانی اش فکر کردم و گفتم شاید خیلی از آرزوهایش آرزو مانده، شاید عزیزی را از دست داده و خیلی شایدهای دیگر...

مدتی آنجا بود، موقع رفتن پلاستیکی پر از برنج از جیبش در آورد و آن را پاشید روی سنگ قبر شهید.

از کنجکاوی دیگر تحمل نداشتم، سریع از او پرسیدم: ببخشید خانم چرا این کار رو کردید؟ کارتون دلیل خاصی داره؟

با لحن مهربانی گفت: دخترم، این برنج ها رو پاشیدم تا گنجشکها بیان و بخورن و ثوابش هدیه به روح این شهدا باشه، تا  به خاطر ارج و مقامی که این شهدا پیش خدا دارند ، ان شاا... من هم حاجت روا بشم.

تشکر کردم و آن زن هم با دلی پر از امید خداحافظی کرد و رفت.

ادامه مطلب
شنبه 28 بهمن 1391  - 6:51 PM

 

یکی از داستان های جالب قرآنی، داستان یاجوج و ماجوج و مواجه  ذوالقرنین با آنهاست.

در دو جای قرآن از یاجوج و ماجوج نام برده شده است. در آیه96 انبیاء و در انتهای سوره کهف که در باره ذوالقرنین و سفرهایش سخن گفته می شود. حَتَّى إِذا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً . قالُوا یا ذَاالْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلى‏ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا(و هم چنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید، و در آنجا گروهى غیر از آن دو را یافت که هیچ سخنى را نمى‏فهمیدند. (آن گروه به او) گفتند اى ذو القرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد مى‏کنند آیا ممکن است ما هزینه‏اى براى تو قرار دهیم که میان ما و آنها سدى ایجاد کنى.(93 و 94 کهف)

ذوالقرنین به سرزمینی می رسد که مردمش در سطح پایینی از تمدن بودند و در سخن گفتن(یا فهم و درک سخن) که یکی از نشانه های تمدن است ضعیف و عقب مانده بودند و بین دو کوه زندگی می کردند، این مردم از دست اقوام یاجوج و ماجوج در رنج و عذاب بودند که از پشت کوه ها به آنها حمله می کردند و آنها را غارت می کردند.

مردم این سرزمین به ذوالقرنین پیشنهاد کردند که مالى را از ایشان بگیرد و میان آنان و یاجوج و ماجوج سدى ببندد که مانع از تجاوز آنان بشود. ذوالقرنین پیشنهاد آنها را پذیرفت و به آنها گفت: آنچه را خدا در اختیار من گذارده بهتر است (از آنچه شما پیشنهاد مى‏کنید) مرا با نیرویى یارى کنید، تا میان شما و آنها سد محکمى ایجاد کنم.(95 کهف)

سپس از آنها خواست یاریش کنند.قطعات بزرگ آهن براى من بیاورید (و آنها را به روى هم چیند) تا کاملا میان دو کوه را پوشانید، سپس گفت (آتش در اطراف آن بیافروزید و) در آتش بدمید، (آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ و گداخته کرد، گفت (اکنون) مس ذوب شده براى من بیاورید تا به روى آن بریزم.(سرانجام آن چنان سد نیرومندى ساخت) که آنها قادر نبودند از آن بالا روند و نمى‏توانستند نقبى در آن ایجاد کنند.(96 و 97 کهف)

پس از بنای سد، ذوالقرنین گفت: این از رحمت پروردگار من است اما هنگامى که وعده پروردگارم فرا رسد آن را در هم مى‏کوبد و وعده پروردگارم حق است.

این سد خود رحمتى از پروردگار بود، یعنى نعمت و سپرى بود که خداوند با آن اقوامى از مردم را از شر یاجوج و ماجوج حفظ فرموده و وقتی وعده خدا رسد آن را در هم می کوبد و منظور از وعده، وعده‏اى است که پروردگار در خصوص آن سد داده بوده که به زودى یعنى در نزدیکى‏هاى قیامت آن را خرد مى‏کند، در این صورت وعده مزبور پیشگویى خدا بوده که ذو القرنین آن را خبر داده و یا همان وعده‏اى است که خداى تعالى در باره قیام قیامت داده است و گفته شده شکسته شدن سد ذوالقرنین از نشانه های قیامت است.

درباره اینکه ذوالقرنین چه کسی بوده نظرات متعددی وجود دارد ،اما در روایات پیامبر(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام) آمده: او پیامبر نبود بلکه بنده صالحى بود.

و درباره اینکه این دو قوم یاجوج و ماجوج که بودند نیز نظرات زیادی وجود دارد.

در برخی روایات آمده که از نژاد ترک از اولاد یافث بن نوح بودند، و در زمین فساد مى‏کردند. ذو القرنین سدى را که ساخت براى همین بود که راه رخنه آنان را ببندد.

در بعضى روایات دیگر آمده که این قوم از نظر نیروى جسمى و شجاعت به حدى بوده‏اند که از هیچ حیوان و یا درنده و یا انسانى نمى‏گذشتند مگر آنکه آن را پاره پاره کرده مى‏خوردند. و نیز از هیچ کشت و زرع و یا درختى نمى‏گذشتند مگر آنکه همه را مى‏چریدند، و از هیچ نهرى برنمى‏خورند مگر آنکه آب آن را مى‏خوردند و آن را خشک مى‏کردند.

و نیز روایت شده که سه طائفه بوده‏اند، یک طائفه مانند ارز بوده‏اند که درختى است بلند. طائفه دیگر طول و عرضشان یکسان بوده و از هر طرف چهار زرع بوده‏اند، و طائفه سوم که از آن دو طائفه شدیدتر و قوى‏تر بودند هر یک دو لاله گوش داشته‏اند که یکى از آنها را تشک و دیگرى را لحاف خود مى‏کرده، یکى لباس تابستانى و دیگرى لباس زمستانى آنها بوده اولى پشت و رویش داراى پرهایى ریز بوده و آن دیگرى پشت و رویش کرک بوده است. بدنى سفت و سخت داشته‏اند. کرک و پشم بدنشان بدنهایشان را مى‏پوشانده.

و روایت شده که قامت هر یک از آنها یک وجب و یا دو وجب و یا سه وجب بوده است.

و همچنین در روایات آمده که یاجوج یک قوم و ماجوج قومى دیگر و امتى دیگر بوده‏اند، و هر یک از آنها چهار صد هزار امت و فامیل بوده‏اند، و به همین جهت جز خدا کسى از عدد آنها خبر نداشته.

در تورات در کتاب حزقیل فصل سى و هشتم و فصل سى و نهم، و در کتاب رۆیاى یوحنا فصل بیستم از آنها به عنوان گوگ و ماگوگ یاد شده است که معرب آن یاجوج و ماجوج مى‏باشد.

به گفته علامه طباطبائى در المیزان از مجموع گفته‏هاى تورات استفاده مى‏شود که ماجوج یا یاجوج و ماجوج، گروه یا گروه‏هاى بزرگى بودند که در دوردست‏ترین نقطه شمال آسیا زندگى داشتند و مردمى جنگجو و غارتگر بودند. 

ادامه مطلب
شنبه 28 بهمن 1391  - 6:38 PM

 

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) واقع در منطقه حکیمیه تهران، در تازه‌ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «بهترین بندگان خدا  چه خصایصی دارند؟» پرداخت که مشروح آن در ادامه می‌آید:

بقیه در ادامه

ادامه مطلب
شنبه 28 بهمن 1391  - 6:28 PM

 

یکی از الزامات پست کردن یک مرسوله الصاق تمبر است. اینکه باید به نامه و پاکت تمبر زده شود را همه می‌دانند اما همه از میزان دقیق تمبری که باید به مرسوله الصاق شود اطلاع ندارند.

حال این سوال مطرح می‌شود که اگر به نامه کمتر از میزان لازم برای رسیدن به مقصد مورد نظر تمبر الصاق شده باشد،  سرنوشت مرسوله چه خواهد شد؟

به گزارش فارس شرکت پست در قوانین خود تعریفی برای «مرسولات بدون تمبر یا با کسر تمبر» دارد.

بر اساس قانون شرکت پست با مرسولاتی که بدون تمبر یا با کسر تمبر به ادارات پست می‌رسند دوگونه رفتار می‌شود.

اگر دفتر مبدأ متوجه کسر تمبر شود، همان‌ موقع مرسوله به فرستنده عودت داده می‌شود تا میزان کسری تمبر آن تأمین شود.

اما در صورتی که در دفتر مبدا کسر تمبر مشخص نشود مرسوله طبق روال عادی به واحد مبادله و سپس به واحد مقصد فرستاده می‌شود.

حال اگر در واحد مبادله یا در مقصد، پست متوجه شود که مرسوله‌ کسر تمبر دارد، میزان کسر تمبر روی مرسوله نوشته می‌شود.

موزع پست یا همان پستچی در هنگام رساندن بسته‌ها موظف است در قبال دریافت مبلغ کسر تمبر از گیرنده مرسوله را به وی تحویل دهد.

اگر هم که گیرنده مایل به پرداخت مبلغ کسر تمبر نباشد پستچی مرسوله را بازمی‌گرداند تا به فرستنده عودت داده شود.

ادامه مطلب
شنبه 28 بهمن 1391  - 6:22 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 622

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 6562764
تعداد کل پست ها : 30564
تعداد کل نظرات : 1029
تاریخ ایجاد بلاگ : پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 19 آذر 1397 

نویسندگان

ابوالفضل اقایی